اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 26 2016

۱۷ کارگر اخراجی معدن آق دره در آذربایجان غربی شلاق خوردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری ایلنا روز چهارشنبه از اجرای احکام قضایی ۱۷ کارگر اخراجی معدن طلای آق دره در آذربایجان غربی، از جمله پرداخت جریمه نقدی و تحمل ضربات شلاق در روزهای پایانی اردیبهشت ماه خبر داد.

ایلنا به نقل از وحید یاری، وکیل مدافع این کارگران، نوشت که مجازات شلاق برای متهمان بین ۳۰ تا ۱۰۰ ضربه بوده است.

اتهام این کارگران، «ممانعت و بازداشتن مردم از انجام کسب و کار با ایجاد هیاهو و جنجال»، «توهین به نگهبان شرکت»، «تخریب لباس و توقیف غیر قانونی نگهبان» و «تخریب عمدی تابلوی شرکت» در دی ماه سال ۹۳ بوده است.

در سالیان گذشته نیز شماری از کارگران و فعالان کارگری در نقاط مختلف ایران محکوم به تحمل ضربات شلاق شده اند که این حکم در مواردی اجرا شده است.
از جمله در فروردین سال گذشته، پنج تن از کارگران معدن چادرملو در استان یزد محکوم به پرداخت یک سال زندان و تحمل ضربات شلاق شده بودند.

به نوشته ایلنا، این کارگران همراه با ۲۵ کارگر دیگر این معدن در پی اعتراض های صنفی با شکایت کارفرما به اتهام «اخلال در نظم و جلوگیری از احقاق حق دیگران» محاکمه شده بودند.

بر اساس این گزارش،‌ این پنج کارگر از سوی کارفرما به عنوان رهبران اعتصاب های سال گذشته در معدن چادرملو معرفی شده بودند و او خواستار برخورد جدی با آنها برای درس گرفتن سایر کارگران معترض شده بود.

البته این احکام به اجرا در نیامدند، زیرا بهرام حسنی‌نژاد، دبیر اخراجی انجمن صنفی کارگران چادرملو، به ایلنا گفت که حکم صادر شده علیه این پنج کارگر به دلیل آنکه فاقد سابقه کیفری بودند،‌ قابل تبدیل به پنج سال حبس تعلیقی و سه میلیون ریال جریمه نقدی برای هر یک از آنان است.

ایلنا به نقل از حکم دادگاه نوشت: در صورتی که این کارگران از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق، مرتکب جرائم عمدی نشوند محکومیت تعلیقی بی اثر می شود و در غیر این صورت علاوه بر مجازات جرم اخیر، مجازات معلق هم در مورد آنها اجرا خواهد شد.

همچنین به نوشته این خبرگزاری، در فروردین سال گذشته، دو تن از نمایندگان قانونی کارگران نانوایی‌های سنندج به تحمل پنج ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند که محکومیت این دو فعال کارگری با نظر مثبت قاضی به پنج سال حبس تعلیقی تبدیل شد.

در شهریور سال ۹۳ نیز دادگاه عمومی بندر امام خمینی چهار کارگر شرکت پتروشیمی رازی را به تحمل شش ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم کرده بود.

حکم دادگاه در پی شکایت مدیر عامل شرکت پتروشیمی رازی از این کارگران به اتهام اخلال در نظم صادر شد.

با این همه، به نوشته ایلنا، دادگاه با توجه به فقدان سوء سابقه کیفری و متاهل بودن کارگران، حبس و شلاق آنان را به مدت دو سال تعلیق کرد.

اما احکام شلاق علیه فعالان کارگری در استان کردستان در سال های۸۷ و ۸۶ به اجرا درآمد.

به گفته کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، دو فعال کارگری که پس از شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در سنندج بازداشت شده بودند، در زندان مرکزی سنندج در استان کردستان شلاق خوردند. خانم رازانی ۷۰ ضربه و خانم خیرآبادی ۱۵ ضربه شلاق خوردند.

سال قبل از آن نیز دادگاه انقلاب شهر سنندج برای ۱۳ کارگر و فعال کارگری که در جریان مراسم روز جهانی کارگر، اول ماه مه، در سنندج بازداشت شده و 50 روز زندانی شده بودند، احکام زندان و شلاق صادر کرد که این احکام برای شماری از بازداشت شدگان به اجرا در آمد.

در کنار این مجازات ها، تشکل های کارگری در ایران بارها از احضار، بازداشت و صدور احکام زندان برای فعالان کارگری به اتهام های امنیتی و نیز اخراج کارگران معترض به شرایط صنفی شان و یا بازداشت آنان خبر داده اند.

این برخوردها با فعالان کارگری و کارگران در ایران در شرایطی ادامه دارد که سازمان های حقوق بشری و اتحادیه های کارگری در جهان بارها از این سیاست ها انتقاد کرده و در مواردی حتی در نشست های بین المللی مطرح کرده اند.

No responses yet

May 24 2016

یک فعال کارگری زندانی را در حالت اعتصاب غذا بدون مداوا از بیمارستان به زندان باز گرداندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: همسر جعفر عظیم زاده فعال کارگری زندانی که در بیمارستان با وی ملاقات داشته است معتقد است که همسرش قانع شد که توصیه پزشکان را بپذیرد و سرم نمک را به وی وصل کنند. اما ماموران مخالفت کرده و وی را ازتخت پائین کشیده و به زندان بازگرداندند

جعفر عظیم زاده فعال کارگری را که بدلیل فعالیت های صنفی به شش سال زندان محکوم شده است،پس از بیست و سه روز اعتصاب غذا، روز شنبه اول خرداد به بیمارستان منتقل کردند و پس از آنکه با تشویق همسرش پذیرفت که به توصیه پزشکان ،به او سرم نمک وصل کنند،ماموران امنیتی از مداوای او جلوگیری کردند و در نیمه های شب وی را به زندان بازگرداندند.

در گفتگوی همسر او اکرم رحیم پور با بخش فارسی رادیوی بین المللی فرانسه،وی می گوید ماموران زندان پس از آگاهی از وخامت وضعیت سلامت او و آشکار شدن علائم یک بیماری کلیوی،وی را به بیمارستان طالقانی منتقل کردند. اما چون بیمارستان بخش اورولوژی نداشت وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دادند.

بروایت همسر عظیم زاده پزشکان ابتدا کوشیدند به وی سرم وصل کنند که جعفر عظیم زاده بقصد حفظ اعتصاب غذایش با این کار مخالفت کرد. اما با وساطت همسر و برخی از دوستانش که در بیمارستان حضور داشتند سرانجام وی قانع می شود که وضل کردن سرم نمکی را بپذیرد. ولی زمانی که وی به این کار رضایت می دهد،ماموران با این کار مخالفت کرده و وی را از تخت بیرون کشیده و به زندان باز می گردانند.

خانم رحیم پور می گوید ماموران امنیتی مدعی شدند که زندانی حالش خوب است . تنها مشکل کلیه دارد که ” آن هم به ما مربوط نمی شود.” ماموران او را از تخت پائین کشیده و سپس به زندان بازگردانده اند.

اکرم رحیم پور عقیده دارد که هدف ماموران این بوده است که عظیم زاده را به بیمارستان بیاورند تا ببینند اعتصابش را می شکند یا نه؟ چون فهمیده اند که او خیال ندارد اعتصابش را بشکند، بدون هیچ درمانی همان ساعت سه و نیم بعد از نیمه شب وی را بزندان بازگرداندند.

جعفر عظیم زاده فعال کارگری از 17 آبان سال 1394 یعنی حدود هفت ماه پیش دستگیر و زندانی شد. او در دادگاه به شش سال زندان محکوم شده است که پنج سال آن به ادعای مقامات قضائی بخاطر “اقدام علیه امنیت ملی” و یک سال هم بدلیل ” اخلال در نظم عمومی” بوده است. این فعال کارگری امروز بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای خود را می گذراند.

عظیم زاده همراه با یکی دیگر از زندانیان – اسماعیل عبدی – که از رهبران سرشناس جنبش معلمان است ، روز دهم اردیبهشت ، بمناسبت روز جهانی کارگر و روز معلم دست به اعتصاب غذای مشترک زدند و طی اطلاعیه ای مطالباتشان را مطرح کردند.

اسماعیل عبدی مدتی بعد با قید وثیقه ازاد شد و به این ترتیب جعفر عظیم زاده به تنهائی اعتصاب غذای خود را ادامه داد.

در همین حال، بیش از ۳۵۰۰ نفر در اعتراض به عدم پاسخگوئی به خواست های جعفر عظیم زاده، شکوائیه ای به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی تسلیم کردند.

در این شکوائیه آمده است: « اکنون تعدادی از کارگران و معلمان معترض که گناهی غیر از تلاش برای بهتر شدن وضعیت زندگی خود و هم سرنوشتانشان نکرده اند، به اتهامات امنیتی به حبسهای طولانی مدت محکوم شده اند که یا در زندانند یا با سپردن وثیقه های سنگین موقتا تا تعیین تکلیف نهائی آزاد هستند. جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از آن دهها فعال کارگری است که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس محکوم شده و هم اینک در بند ٨ زندان اوین زندانی است. این فعال کارگری در اعتراض به این اتهام وارونه که با آن به شش سال زندان محکوم شده است، از روز دهم اردیبهشت اقدام به اعتصاب غذا نموده است. اما با وجود اینکه به خاطر اعتصاب غذا وضعیت جسمیش رو به وخامت می رود و سلامتیش مورد تهدید جدی است، مسولان قضائی که در این رابطه مسولیت مستقیم دارند، تا کنون هیچ عکس العملی نشان نداده اند».!

این افراد در نامۀ خود می نویسند: « خواست جعفر عظیم زاده حذف اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی است. این خواستی است که به همه کارگران ومعلمان و مزدبگیران مربوط می باشد».

No responses yet

May 22 2016

حسین علیزاده به علی رهبری: تشکیل مجدد ارکستر تکرار اشتباه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: حسین علیزاده، موسیقیدان و آهنگساز ایرانی، در نامه‌ای به علی رهبری، آهنگساز و رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران، به او گفته است که “تشکیل مجدد ارکستر همان اشتباه گذشته را تکرار خواهد کرد”.

آقای علیزاده در نامه‌ای که در رسانه‌های ایرانی منتشر شده گفته است در شرایطی که جامعه موسیقی در ایران امنیت ندارد و سیاست‌گذاری‌های این عرصه نامشخص است، تشکیل ارکستر، چه دولتی و چه خصوصی، حاشیه‌ساز خواهد بود.

او خطاب به علی رهبری نوشته: “حضور شما در عرصه جهانی، نام ایران و شما را جاودانه می‌کند اما در حال حاضر حضور شما در ایران، فراموشی ارزش‌های والای شما است.”

آقای علیزاده همچنین درباره نقش احتمالی خود در ارکستر علی رهبری گفته است: “ایجاب می‌کند من نیز مدیر افتخاری مسیری با شکستی دوباره نباشم.”

علی رهبری، که به تازگی از رهبری ارکستر سمفونیک تهران استعفا کرده گفته است یک گروه ارکستر خصوصی به راه می‌اندازد که حسین علیزاده هم در تاسیس این ارکستر خصوصی همراه او خواهد بود.

بیشتر بخوانید: تاسیس ارکستر فیلارمونیک خصوصی در ایران

آقای رهبری در اعتراض به شیوه کار بنیاد رودکی و تصمیم‌گیری‌های دولت درباره جزییات کار گروه ارکستر سمفونیک تهران استعفا کرد.

حسین علیزاده به علی رهبری گفته است: “شما در دولت امید، دستان قدرتمند خود را، امیدوارانه حرکت دادید غافل از اینکه امید، بدون آگاهی از شرایط غیرممکن است.”

آقای علیزاده گفته آقای رهبری اطلاع دقیقی از سیاست مسئولان هنری ایران ندارد. و به او گفته “تکیه بیش از حد شما به اشخاصی که با انگیزه‌های سیاسی و تشکیلاتی- و نه با انگیزه‌ای هنری -در کنارتان بوده‌اند، شما را دچار اشتباه کرد و این تصور را برایتان پیش آورد که حامیان تشکیلاتی، حامیان هنری شما نیز هستند.”

علی رهبری درباره این نامه به بی‌بی‌سی فارسی گفت که “احترام زیادی” برای آقای علیزاده قائل است و تصور می‌کند که آقای علیزاده با توجه به تجربه‌های زیادی که در ایران دارد، “حق دارد اینگونه فکر کند.”

با این حال او تاکید کرد که مصمم است ارکستر خصوصی را راه‌اندازی کند.

او توضیح داد: “تجربه یک سال گذشته من در ایران حاکی از حمایت اشخاص مختلف و همین‌طور آمادگی گروه زبده‌ای از نوازندگان بود. تلاش خودم را برای فعال شدن این ارکستر خصوصی می‌کنم. اگر هم نشد، ما چیزی برای از دست دادن نداریم.”

No responses yet

May 22 2016

جلوگیری از حضور نوازندگان زن در کنسرت شهرام ناظری در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: در کنسرت گروه شهرام ناظری در اصفهان، از حضور نوازندگان زن جلوگیری شده و این خواننده مشهور موسیقی سنتی ایران در کنسرت خود ضمن اعتراض به «سیاست‌های سلیقه‌ای» درباره برگزاری کنسرت‌های موسیقی، لغو کنسرتش در نیشابور را «مأیوس‌کننده» خوانده است.

به نوشته وب‌سایت خبر آنلاین، شهرام ناظری شامگاه جمعه، ۳۱ اردیبهشت و در کنسرتش گفت که «جای بانوان عضو ارکستر ما خالی است و نباید فردی به خاطر جنسیت از ارائه هنرش منع شود».

وی اضافه کرد: «اتفاقی که درباره عدم اجازه برگزاری برنامه در نیشابور رخ داد برای همه ما مأیوس‌کننده بود و در ادامه تصمیمی که برای برگزاری کنسرت در تاریخ دیگری تحت فشار رسانه‌ها صورت گرفت، برای ما دلگرم‌کننده نبود».

همچنین به گزارش وب‌سایت ایمنا، آقای ناظری گفت: «امروز من یا باید با دنیای موسیقی خداحافظی کرده و خانه‌نشین شوم یا کشورم را ترک کنم و یا اینکه برای رشد و اعتلای موسیقی کشور و شاد شدن دل مردم وارد میدان شده و با این تنگ‌نظری‌ها بجنگم، و من راه سوم را برگزیده‌ام».

به نوشته وب‌سایت خبرآنلاین، حافظ ناظری پسر شهرام ناظری، نیز خبر داد که اعضای این گروه مجبور بوده‌اند، بین لغو کامل کنسرت و حذف زنان نوازنده این گروه یکی را انتخاب کنند.

وی اضافه کرد: «اینکه در شهر هنرپرور و فرهنگ دوست اصفهان، بانوان نمی‌توانند به اجرای برنامه بپردازند بسیار تأسف‌برانگیز است که امیدوارم هر چه زودتر این مسئله حل شود».

در سال‌های گذشته نیز از برگزاری تعدادی از کنسرت‌های موسیقی به دلیل حضور نوازندگان زن در آنها جلوگیری شده بود.

در این زمینه حمیدرضا نوربخش،‌ مدیرعامل خانه موسیقی ایران، در سال ۹۳ از منع حضور زنان خواننده و نوازنده «در نزدیک به ۱۲ استان» ایران خبر داده بود.

در هفته‌های گذشته نیز کنسرت‌های شهرام ناظری و کیهان کلهر در نیشابور و کنسرت موسیقی سنتی علی زند وکیلی در شاندیز مشهد لغو شده بود.

لغو این کنسرت‌ها اعتراض محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت، و خانه موسیقی ایران را به دنبال داشت.

حسین نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد، روز جمعه با اشاره به فشارهای اخیر بر هنرمندان موسیقی ایران هشدار داده بود که «جریانی هماهنگ‌شده» تلاش می‌کند تا همه کنسرت‌های موسیقی در کشور را تعطیل کند.

سال گذشته حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، تلویحاً خواستار دخالت نکردن دیگر نهادها در امر برگزاری کنسرت‌های موسیقی شد، اما صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، در جواب او گفت که «آیا شما قبول می‌کنید اجازه دهند یک کنسرتی زمینه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضایی در برخی شهرها نیز از همین نوع بوده‌است».

No responses yet

May 20 2016

واکنش آموزش‌وپروش خراسان رضوی به خودکشی دختر ۱۲ ساله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: اداره آموزش‌وپروش استان خراسان رضوی در واکنش به خودکشی دختری ۱۲ ساله در مشهد، گفته‌است او «از مدرسه اخراج نشده بود» و این اداره از بازپرس پرونده خواسته است آنها را از «ابعاد مختلف پرونده» مطلع کند.

خبر خودکشی دختر نوجوان مشهدی در میانه هفته گذشته منتشر شد. بنا بر گزارش‌های اولیه گفته شده بود او به دلیل «بی‌انضباطی» به مدت یک هفته از مدرسه «اخراج شده بود». این دختر خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پایین پرتاب کرده بود.

در عین حال گفته شده است در تحقیقات اولیه دست‌نوشته‌ای از او پیدا شده که «وسایلم را بین دوستانم تقسیم کنید. پدر و مادر عزیزم، من شما را دوست دارم، اگر خودم را می‌کشم، به خاطر شما نیست، به خاطر خودم است.»

پدر این دختر به بازپرس گفته است به خاطر نمره پایین، مدرسه از او خواسته بود برای گفت‌وگو به آنجا برود. او با دخترش «به شدت برخورد کرده است». در عین حال این دختر نوجوان «وسیله‌ای که نباید به مدرسه برده بود».

نتیجه این‌ها به گفته پدر این نوجوان «اخراج یک‌هفته‌ای» دختر بوده‌ است.

اما ۳۰ اردیبهشت ماه اداره آموزش و پرورش استان خراسان رضوی «اخراج» دختر از مدرسه را «دروغ محض» نامیده است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمد رضا فرهادی نیا، رئیس روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان رضوی گفته است «اول اینکه این حادثه خودکشی بوده یا نه باید محاکم قضایی آن را تایید یا رد کنند، در ضمن این حادثه در جغرافیای مدرسه نبوده و در خانه اتفاق افتاده است.»

رئیس روابط عمومی این اداره در بخشی دیگر از سخنان خود گفته است «آخر بچه ششم ابتدایی چه می‌داند، خودکشی چیست؟»

این گفته‌ها در حالی‌ است که پیشتر نیز خبر خودکشی نوجوانان در ایران منتشر شده است. تنها دو هفته پیش از این فرمانده نیروی انتظامی کهگیلویه و بویراحمد گفته بود یک دانش‌آموز ششم ابتدایی در روستایی در آن استان خود را حلق‌آویز و خودکشی کرده‌است.

بر اساس آماری که یک عضو شورای شهر تهران در آبان‌ماه سال ۱۳۹۴ ارائه کرده بود و تنها فاصله سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ را در بر می‌گرفت، ۱۱۱ کودک بین هشت تا ۱۳ ساله در ایران خودکشی کرده‌اند.

در همان سال دو روزنامه روزان و جهان صنعت در ایران در مورد «فروریختگی آموزشی و خانوادگی» و افزایش آمار خودکشی میان دانش‌آموزان ایرانی هشدار داده بودند.

دو هفته پیش روزنامه اعتماد نیز گزارش داد حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی، پس از انتشار خبر خودکشی سه مرد میان‌سال و سه دختر جوان و نوجوان، در مورد «گسترش آسیب‌های اجتماعی» و افزایش افسردگی هشدار داده و خواستار کمک رسانه‌ها برای جلوگیری از «اپیدمی خودکشی» شده بود.

No responses yet

May 20 2016

آهنگی باصدای بیان تیموری نوجوان 12 ساله بهایی به دلیل حکم نه سال زندان مادرش

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

May 18 2016

یادآوری سوابق ضدانقلابی رئیس دستگاه قضای جمهوری اسلامی: آیا در این کشور آزاده‌ای نیست که این داد بستاند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :راستی چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است؛ حیثیت اسلام مرده است. ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟…

کلمه – مسلم ایرانمهر:

صادق لاریجانی برنده شد! صدای قهقهه مستانه رییس دستگاه قضای «ناجمهوری نااسلامی ایران» بر صحنه مرگ مادری که قبل از مرگ، از دیدار با فرزند زندانی اش محروم ماند، در گوش تمام تاریخ خواهد پیچید.

زندانی اما به جرم وکالت به زندان افکنده شده بود! دکتر عبدالفتاح سلطانی ورژن جدید گروگان گیری است که در آن وکیل گروگان گرفته می شود، تا زندانی سیاسی حق دفاع از خود را از دست بدهد.

قلعه حیوانات را می توان از روی سرنوشت صادق لاریجانی نوشت. نام صادق لاریجانی و نام خدایاری با هم در ذهن من نشسته اند. دلم می خواست یک بار دیگر آن یادداشت مهندس خدایاری در ارگان جبهه مشارکت را درباره سوابق ضد انقلابی صادق لاریجانی می خواندم.

اندکی قبل از انقلاب، خدایاری، دانش آموز مبارز قم و صادق لاریجانی، در نقش یک دانش آموز ضد انقلاب و همکار رییس مدرسه ای ساواکی بر ضد دانش آموز و معلم مبارزش.

و اندکی پس از رحلت امام خمینی، خدایاری عضو رد صلاحیت شده جبهه مشارکت و صادق لاریجانی عضو رد صلاحیت کننده انتخابات.

و اکنون در زندان صادق لاریجانی: یکی، از دردِ سرطان چون احمد قابل جان می سپارد و دیگری چون دکتر عبدالفتاح سلطانی در دم مرگ نیز موفق به دیدار مادرش نمی شود.

شکنجه انواعی دارد، صادق لاریجانی اما مبدع یک نوع شکنجه کثیف است. این که زندانی را از درمان بازداری تا از درد بمیرد. این که مادری را در دم مرگ از دیدار با فرزند زندانی اش محروم کنی، تا او و فرزندش قبل از مرگ یکدیگر را نبینند؛ این که ….

راستی آقای لاریجانی چقدر لذت بردید؟ احتمالا به همان اندازه که خبر سرطان عالم بزرگی چون احمد قابل را شنیدید و از نگه داشتن او در زندان و پیشرفت سرطانش لذت بردید و بعداز شهادتش از خنده دل درد گرفته بودید.

راستی ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟

در روایت های مذهبی شنیده بودم که مسلم در خانه ای پناه گرفته بود که ابن زیاد بر بالین صاحب خانه حاضر شد و مسلم هرگز راضی به ترور آن جرثومه فساد نشد. اکنون ۱۴ قرن بعد، در ادامه داستان اما باید نوشت که مدعیان دروغین نام حسین، وکیل را به گروگان می گیرند و حتی در دم مرگ مادرش، مانع از دیدار مادر و فرزند می شوند.

در موضع قدرت، ترور کردن و گروگان گرفتن کار هر دیکتاتوری نیست. راستی که چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت او را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است، اکنون حیثیت اسلام مرده است.

نمی دانم این ورژن از ناجوانمردی را از کدام دیکتاتوری الگو گرفته اند، اما می دانم که فردا باید در تششیع جنازه مادر دکتر سلطانی شرکت کنم. با همان احساسی شرکت می کنم که در تشییع جنازه مادر شهدا شرکت می کنم. جایگاه صادق لاریجانی کجاست؟ زیارت عاشورا را می خوانم، و یاد سخن امام خمینی می افتم که می گفت اگر در زندان ها و دادگاه ها ظلم کنید از یزید بدتر هستید. چون، نه حسین، که حیثیت اسلام را به شهادت می رسانید. صادق لاریجانی قاتل تمام حیثیت دستگاه قضای اسلامی است.

چند روز پیش در قطعه ۲۹ شهدا، یک به یک ردیف ها را دوره می کردم، و می دیدم که جوان ترین فرزندان عصر خمینی، وارسته ترین انسان های عصر خود شدند. شاید قضاوت بسیاری بر مبنایی باشد که جوان ها را احساسی ترین ها می یابند، اما قطعا این تفسیر نیز نادرست نیست که رابطه ای میان بالا رفتن سن و سنگینی بار دلبستگی ها وجود دارد.

از آن ایام بیش از سی سال می گذرد و بر ما که مانده ایم هیچ چیز افزوده نشده است. به قبر شهید آوینی رسیدم، یاد سخنان پاکش افتادم. چقدر آرزو داشتم یک بار دیگر زنده شود و از او بپرسم اگر الان بخواهی سرنوشت انقلاب را روایت کنی، درباره این جنایت ها چه می نویسی؟

دلم می خواهد با تمام وجود در برابر دکتر سلطانی تعظیم کنم، و به او بگویم تو، شهید زنده میانسال عصر پسا خمینی هستی، که در کهنسالی از زندان آزاد می شوی، اگر برای تو جانی باقی گذاشته باشند!

دلم می خواهد آنچنان فریاد بزنم که همه مردمان ایران بشنوند، من شهادت می دهم دکتر سلطانی، مردی است که نخستین بار نام او را در جلسات تفسیر قرآن خصوصی شهید زنده، مهندس میثمی شنیدم. او جانباز عصر انقلاب اسلامی است که با زبان قرآن خو گرفته است و اگر خمینی زنده بود مدال های افتخارش را بر سینه او می آویخت و در پیشگاه او صدها بار از درد و شرم جان می داد.

سال ۸۸ وقتی دکتر را ملاقات کردم و تقاضا کردم که برای نجات خودش از ایران خارج شود، فقط خنده ای را از او دیدم از جنس پوزخندی که شهدای دهه ۶۰ به تمام زندگی و دنیا می زدند.
بی شک نامسلمانانی که انقلاب را منحرف ساخته و این ناجمهوری را برقرار کرده اند چون رییس امروز دستگاه قضا، اگر اندکی به روز جزا اعتقاد داشتند،حداقل با زندانیانشان به رسم شرافت و آزادگی برخورد می کردند!

آیا در این کشور انسان آزاده ای نیست که این داد بستاند؟

برای او دعا کنیم؛ شاید آزاده ای در حلقه قدرت قضایی نمانده باشد!

No responses yet

May 18 2016

گزارشي از حضور مخفیانه زناني كه سعي كرده‌اند وارد ورزشگاه ‌هاشوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

قانون: دختران در آفسايد
محمد آقایی فرد

خبر کمي‌عجیب بود و غیرمنتظره؛ یک دختر جوان در میان صدهزار مرد، دیدار پرسپولیس و راه‌آهن را از نزدیک تماشا کرده است. او لحظاتی بعد از شروع بازی عکسی از خودش در فضای مجازی منتشرکرد و نوشت: گفته بودم به ورزشگاه آزادی مي‌روم و بالاخره آمدم. دخترک 21 ساله ای که 5 پیراهن و 5 شلوار را روی هم پوشیده بود تا لو نرود، حالا با مشکل بزرگی مواجه شده است؛ تهدید به بازداشت و حتی مرگ!
«بايد این دختر هنجارشکن بازداشت شده و در مقابل ورزشگاه آزادی در قفس آهنی سوزانده شود تا درس عبرتی برای تمامي‌بانوان فوتبال دوست نه تنها در ایران بلکه در کل جهان شود». این کامنت یک کاربر به نام «زینال بندری» است که در یکی از سایت‌های خبری برای او گذاشته اند. دختر از کامنت عکس گرفته و در اینستاگرامش منتشر کرده، کنار آن هم نوشته: به کدامین جرم مرا مي‌خواهند بسوزانند؟ به کدامین جرم مي‌خواهند آتشم بزنند؟ شاید به جرم لذت تماشا و تشویق زنده تیمم! یا شاید بودن در میان مردانی که مرا ناموس مي‌خوانند. همان مردانی که پایش برسد برای غیرت شان، با خاطر محافظت از جنس من خون مي‌ریزند و جان مي‌دهند».
کمي‌ترسیده است، شاید هم حق دارد، برخی نوشته‌اند احتمال بازداشتش منتفی نیست. دختری که در روز اول فالوئرهای اینستاگرامش 3 هزارتایی بود حالا به 20 هزار فالوئر رسیده و هر لحظه تعداد دنبال کنندگانش بیشتر مي‌شود.حالا نگران است که نکند این موضوع برای او گران تمام شود، در اینستاگرامش نوشته نه عضو حزب و گروه خاصی است نه هدفی را دنبال مي‌کرده، فقط یک عاشق فوتبال است. در اینستاگرام خودش را «حانیه» معرفی کرده، نمي‌دانیم شاید هم نام دیگری دارد، به هر حال خودش را از هر گروه و دسته ای مبرا مي‌کند. مي‌گوید «من اصلا نمي‌دانم عکس‌هایم چطور پخش شد، خواهش مي‌کنم برای من حاشیه درست نکنید، من یک دختر معمولی از یک خانواده معمولی هستم». روزهای اول با حوصله به تمام سوال‌ها جواب مي‌داد، اینکه گریمش سنگین بوده و تا 4 ساعت بعد از بازی صورتش مي‌سوخته، مي‌گوید برخی متوجه شدند که او دختر است ولی مثل خانواده‌خودشان از او مراقبت کردند.
چرا در دربی شناسایی نشدم؟
این نخستین بار نیست که بانوان با پوشش مردانه به ورزشگاه آزادی مي‌روند، برخی از آن‌ها شناسایی مي‌شوند و برخی دیگر هم موفق مي‌شوند از گیت‌ها رد شوند. در همین بازی آخر پرسپولیس مقابل راه آهن دختری که قصد ورود به ورزشگاه داشت، شناسایی شد و در اعتراض گفت که چرا وقتی در بازی دربی به ورزشگاه آمده، او را نگرفته اند؟ این یعنی در بازی دربی به ورزشگاه آمده بود. موضوع اما هیچ وقت تا این حد بزرگ نشده بود، کسی تهدید نمي‌شد و در نهایت با چند کامنت «آفرین، دمت گرم» یا «شیرزن» ماجرا تمام مي‌شد، این بار اما ابعاد ماجرا کمي‌گسترده‌تر شده، «زینال بندری» مي‌خواهد او را بسوزاند، مشکل از همین زینال بندری‌ها شروع مي‌شود.
آن‌هایی که شناسایی شدند
این ماجرا مربوط به حدود 8 سال پیش است، نيم ساعتي از آغاز دربي خوزستان گذشته بود كه چند نفر از تماشاگران آباداني مسابقه سراغ نيروي انتظامي‌ورزشگاه مي‌روند تا تماشاگر مشكوكي را كه روي سكوهاي ورزشگاه تختي آبادان نشسته بود به نيروي انتظامي‌معرفي كنند. آن تماشاگر مشكوك تنها با پسري كه همراهش بود حرف مي‌زد و البته تن صداي ظريفش باعث شده بود تماشاگران به او شك كنند. آن تماشاگر اصلا هيبت پسرانه‌اي نداشت و البته در اولين برخورد ماموران نيروي انتظامي، ديگر همه فهميدند او دختر است. دخترک از سوي نيروي انتظامي‌دستگير شد. گويا پس از دستگيري دختر، نيروي انتظامي‌سراغ پسري كه همراه او بوده مي‌رود و پسر را كه از خويشاوندان دختر بود، مجبور مي‌كند به والدين دختر خبر بدهد تا با حضور در يكي از كلانتري‌هاي نيروي انتظامي‌دخترشان را از ماموران نيروي انتظامي‌تحويل بگيرند. ولي پس از اينكه ماموران نيروي انتظامي‌با فرمانده مستقر در ورزشگاه مشورت مي‌كنند، متوجه مي‌شوند كه نمي‌توانند دختر را بازداشت كنند چرا كه از نظر قوانين موجود او اصلا هيچ جرمي‌مرتكب نشده. به عبارت ديگر حضور يك دختر با لباس پسرانه در استاديوم‌هاي فوتبال به شكلي رسمي، خلاف قانون نيست و براي همين بود كه ماموران نيروي انتظامي‌دختر تماشاگر را در مقر خود در ورزشگاه نگه داشتند تا عموي دختر برخلاف تصور، با اطلاع قبلي از حركت برادرزاده اش او را از ماموران نيروي انتظامي‌تحويل بگيرد. اين تنها موردي نبود كه در مسابقات ليگ برتر دختري با لباسي پسرانه براي تماشاي بازي فوتبال به استاديوم مي‌رفت. پيش از اين اتفاق، در آبادان هم دختري در بازي ملوان انزلي – پرسپوليس خودش را به جمع تماشاگران حاضر در ورزشگاه تختي بندر انزلي رسانده بود.
البته او از سوي ماموران نيروي انتظامي‌حاضر در استاديوم شناسايي نشد و حتي با اينكه نيمكت‌نشينان پرسپوليس هنگام گرم‌كردن در پيست تارتان متوجه حضور او روي سكوهاي پشت نيمكت تيم‌شان شدند، باز هم اين موضوع را به ماموران اطلاع ندادند. از سوي ديگر سال 1386 هم در استاديوم شريعتي كرج يك دختر در كنار پدر و برادرش شاهد يكي از ديدارهاي خانگي سايپا بود. اين حضور هم با برخورد روبه‌رو نشد. البته هنوز عكسي كه از حضور مخفيانه او در ورزشگاه شريعتي كرج ثبت شده در کانال‌هاي تلگرامي‌«حامي‌حضور زنان در استاديوم» استفاده مي‌شود ولي چون از پشت سر دختر گرفته شده، چهره او قابل شناسايي نيست. جالب اينكه او با پوشش متعارف دخترانه يعني با مانتو و روسري به استاديوم شريعتي كرج رفته بود.
البته قطعا آمار دختراني كه مخفيانه براي تماشاي مسابقات ليگ برتر به استاديوم‌هاي فوتبال مي‌روند بالاتر از اينهاست ولي از آنجا كه حضور آنها در ورزشگاه، هم از چشم خبرنگاران هم از ديد ماموران نيروي انتظامي‌پنهان مي‌ماند، رسانه‌ها خبر حضور آنها در استاديوم فوتبال را از دست مي‌دهند. با وجود اين كافي است پاي حرف برخي از تماشاگران مرد بنشينيد تا وقتي از خاطرات خود حرف مي‌زنند با گوش خودتان بشنويد كه چند مرتبه دختران را با لباسي پسرانه در صندلي‌هاي كنار خود در ورزشگاه شناسايي كرده‌اند و البته مواظب بودند كه دستگير نشوند.
جرمي‌صورت نگرفته است
عبدالصمد خرمشاهی، کارشناس حقوقی در رابطه با این ماجرا به «قانون» مي‌گوید: ما در قانون مجازات اسلامي‌چنین عنوان مجرمانه ای نداریم که اگر زنی وارد ورزشگاه آزادی شد، مرتکب جرم شده است. این یک دستور است و یک بخشنامه داخلی نیروی انتظامي‌یا سایر نهادهاست که اجازه ورود بانوان را به ورزشگاه نمي‌دهد اما عمل او جرم تلقی نمي‌شود. مجازاتی هم برای او در نظر گرفته نمي‌شود در نتیجه صرف این عمل جرم نیست. اگرچه در همین بخشنامه هم تبعیض وجود دارد و مي‌بینیم خانم‌هایی از کشورهای دیگر به ورزشگاه مي‌آیند ولی مشکلی به وجود نمي‌آید.
او درباره تهدید صورت گرفته مي‌گوید: اگر مشخص شود چه کسانی او را تهدید کرده اند و نوع تهدیدشان مشخص شود، عمل آن‌ها مجرمانه است، اصلا هم مهم نیست چه نوع تهدیدی صورت گرفته باشد یعنی اگر تهدید جانی یا مالی، تلفنی یا در فضای مجازی، هر جایی این تهدید صورت بگیرد، جرم صورت گرفته و مجازات دارد.
خرمشاهی درباره اینکه تغییر پوشش یک زن به صورت یک مرد، جرم هست یا خیر، مي‌گوید: این هم عنوان مجرمانه ای ندارد، ماده 637 قانون مجازات اسلامي‌مي‌گوید اگر زنی حجابش را رعایت نکند، خلاف عفت عمومي‌است و مجرم است ولی اگر پوشش به نوعی عوض شود که عفت عمومي‌جریحه‌دار نشود، مشکلی به وجود نمي‌آید و جرمي‌صورت نگرفته است.
او در پایان گفت: این مشکل باید به صورت معقولانه ای حل شود، منع حضور بانوان در ورزشگاه سبب مشکلاتی در جامعه شده و بارها با این موضوعات در جامعه روبه‌رو شده ایم. مسئولان باید چاره‌ای بیندیشند و بدانند که بانوان حق دارند با حضور در ورزشگاه مسابقات را ببینند. این همه نیرو و هزینه نباید صرف این شود که از این اتفاق جلوگیری شود.
پایان
«حانیه» سوژه روز است، او چند روز دیگر شهرتش را بر باد مي‌دهد و همه فراموشش مي‌کنند اما دختران و زنان ایرانی مصرانه مي‌خواهند در ورزشگاه حضور داشته باشند و تیم‌های محبوب‌شان را تشویق کنند اتفاقی که به این زودی‌ها تحقق نمي‌یابد. حانیه نه نخستین بانویی است که در ورزشگاه حضور پیدا مي‌کند و نه آخرین شان، سال‌هاست این داستان ادامه دارد و ادامه خواهد داشت، این ماجرا یک پایان باز دارد، پایانی از جنس فیلم‌های اصغر فرهادی.

No responses yet

May 18 2016

عاشورای ۸۸ و «اراذل و اوباش»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شش سال از عاشورای خونین ۸۸ می‌گذرد؛ صرف‌نظر از تداوم وجوه و جوانبی از رخداد مهم، داده‌های جدیدی نیز در پیوند با آن منتشر شده است. داده‌هایی که از چگونگی تکوین رویداد خونین دوباره پرده‌برداری، و ارزیابی و داوری ناظر بی‌طرف و منصف را تدقیق و تقویت کرده است.

داده‌ها‌ی جدید و بسیار مهم اخیر به گزارش غریب یک فرمانده ارشد سپاه مربوط است: سردار حسین همدانی. کسی که پس از کشته شدن وی در سوریه، دخالت وی در سرکوب خونین اعتراض‌های مدنی به نتیجهٔ رسمی انتخابات ۱۳۸۸ بیش از پیش آشکار شد. این داده‌ها همچنین بار دیگر پای یک گروه اجتماعی را به میان می‌کشد؛ کسانی که از طرف رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند.

در قرائت حکومتی اما «اراذل و اوباش» فقط افرادی را که موجب ناامنی اجتماعی می‌شوند توصیف نمی‌کند؛ بلکه در اوج جنبش سبز نیز رسانه ملی (صدا و سیما) و دیگر بازوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی (مانند نمازجمعه)، طیفی از شهروندان معترض را «اراذل و اوباش» می‌خواندند.

این نگاه و روایت حکومتی البته همچنان جاری است. چنان‌که در آخرین اظهارنظر، همین چند روز پیش بود که محمدی عراقی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «اراذل و اوباش و فتنه‌گران با جسارت به خیمه‌های امام حسین در سال ۸۸ ثابت کرند که فقط با انقلاب اسلامی و شورای نگهبان مشکل ندارند؛ بلکه آن‌ها با امام حسین و فرهنگ عاشورا مسئله دارند.»
اما گروهی که «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند، در عاشورای ۸۸ کدام سو ایستاده بودند؟

سردار همدانی گزارش می‌دهد

این شاید مستند‌ترین و مهم‌ترین روایتی است که تاکنون در مورد جایگاه و نقش «اراذل و اوباش» در سرکوب معترضان سبز و نیز عاشورای ۸۸ بیان شده؛ سردار حسین همدانی تصریح می‌کند: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»

فرماندهٔ ارشد سپاه که چند هفته پیش در سوریه کشته شد، توضیح می‌دهد: «وقتی‌که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآورد‌ها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همهٔ سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید.»

او تاکید می‌کند که در سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»

مهر تأیید فرماندهان ارشد نظامی

عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در تأیید گزارش سردار همدانی، تصریح می‌کند: «بر هم زدن توطئه دشمنان در فتنه ۸۸ از دیگر فعالیت‌های بزرگی بود که با عنایت الهی توسط سردار همدانی انجام شد.»

وی در تجلیل از افسر ارشد خود می‌افزاید: «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی در عاشورای سال ۸۸ نبود، جمع کردن این فتنه سخت می‌شد.»

فرمانده سپاه پاسداران البته تاکید می‌کند که همدانی بعد از سرکوب جنبش سبز، «آرام و قرار نداشت و داوطلبانه» و برای سرکوب اعتراض‌ مردم سوریه به دولت اقتدارگرای بشار اسد، راهی سوریه شد: «کوله‎بار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»

حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز در واکنشی مشابه، بر گفتار و کردار و نقش همدانی در سرکوب خونین جنبش سبز مهر تأیید می‌زند؛ او می‌گوید: «سردار همدانی در سنگرهای مختلف دفاع و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد که نمونه آن را در مقابله با کودتای آمریکایی فتنه ۸۸ می‌توان یادآوری نمود.»

نه جعفری و نه فیروزآبادی اما توضیحی دربارهٔ پیوندخوردن «سپاه و بسیج» با «اراذل و اوباش» نمی‌دهند و از پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی چیزی نمی‌گویند.

ارزیابی دقیق موسوی و کروبی

شش سال پس از عاشورای خونین ۸۸، رهبران جنبش سبز همچنان (افزون بر ۱۷۱۰ روز) در حبس خانگی‌اند. واکنش موسوی و کروبی به سرکوب خونین اعتراض سبز‌ها، و فهرست مطالبات آنان اما همچنان قابل تأمل است.

میرحسین موسوی پس از عاشورای ۸۸ در واکنشی معنادار ـ که برخی شواهد آن در گزارش سردار همدانی آشکار شده است ـ اعلام کرد که «خشونت‌های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آن‌ها بر کسی پوشیده نیست و روزبه‌روز پرده از چهره آنان و سران‎شان کنار زده می‌شود، فاجعه‌ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

مهدی کروبی نیز در واکنش به حوادث خونبار عاشورای ۸۸ در گزارشی معنادار اعلام کرد که «در شب عاشورا عده‌ای از اوباش اجیر شده به حسینه جماران به‌طور وحشیانه‌ای حمله کردند و زن و مرد را با هتاکی و فحاشی کتک زدند و اموال آنان را از بین بردند.» گزارشی که شش سال بعد توسط مقام‌های ارشد سپاه تأیید می‌شود.

کروبی همچنین نسبت به «خشونت وصف‌ناپذیر» و بی‌سابقه علیه شهروندان ایران در عاشورای ۸۸ اعتراض و آن را «مصیبت بزرگ» و «گناه نابخشودنی» توصیف کرده، و با بازخوانی کلام مشهور منتسب به حسین بن علی، گفته بود: «فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.»

با وجود اعتراف سردار همدانی و دیگر مقام‌های ارشد حکومتی (ازجمله فرمانده کل سپاه) به سرکوب خونین معترضان سبز، هنوز حاکمیت سیاسی مسئولیت خود را نپذیرفته و کسی پاسخگوی خانواده قربانیان عاشورای ۸۸ و دیگر جان‌باختگان نیست. چنان‌که حبس شماری از فعالان جنبش سبز (ازجمله رهنورد، موسوی و کروبی) ادامه دارد.

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی ـ که بر اثر گلوله جان باخت ـ تاکید کرده که خواهان دادرسی عادلانه است. خواهر شهرام فرج‌زاده یکی دیگر از قربانیان عاشورا‌ی ۸۸ که توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد نیز گفته که مسئولان امنیتی و قضایی، به‌جای پاسخگویی، با توهین و تمسخر و تحقیر رفتار کرده‌اند.

محمد یگانه تبریزی، شهروند معترضی که در عاشورا زخمی شد و همچنان از آثار گلوله‌ی به‌جا مانده در بدنش در رنج است، نیز گفته: «رفع حصر موسوی و کروبی یکی از مطالبات ماست و تا آن‌ها آزاد نشوند فضا براى دادرسى باز نخواهد شد.»
حبس و تهدید رهبران و فعالان جنبش سبز در حالی ادامه دارد که «اراذل و اوباش» همچنان توسط سپاه مورد تکریم و آموزش قرار می‌گیرند.

————————————————————-

یادداشت‌ها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و بازتاب دیدگاه‌های رادیو فردا نیست

No responses yet

May 17 2016

فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز: خلافی نکرده‌ام و پشیمان نیستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

ارونیوز: فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز: خلافی نکرده‌ام و پشیمان نیستم

انتشار عکس فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس ایران در کنار فریبا کمال آبادی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران، حملات شدید جریان اصولگرا و رسانه‌های منتسب به این جریان نسبت به او و اکبر هاشمی رفسنجانی را به دنبال داشته است. اما خانم هاشمی در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که هیچ کار خلافی نکرده، پشیمان نیست و کسانی که به این دلیل به او حمله می‌کنند دغدغه دین ندارند.

فریبا کمال‌آبادی که به ۱۰ سال زندان محکوم شده طی روزهای گذشته و برای اولین بار بعد از ۸ سال زندان به مرخصی آمد. هم‌بندیان سابق او در زندان اوین همچون نسرین ستوده، ژیلا بنی‌یعقوب، ساجده عرب سرخی و مهسا امرآبادی به دیدار او رفتند اما انتشار عکسی از فائزه هاشمی که محجبه در کنار فریبا کمال‌آبادی و چند زن غیرمحجبه بهایی نشسته است خبرساز شد.

خبرگزاری فارس با انتشار مصاحبه‌های متعدد بهائیان را فرقه‌ای ضاله، گمراه و صهیونیستی معرفی و معاشرت با آنها را مذموم دانسته و از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری خواسته که از این عمل دخترش اعلام برائت کند.

فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده زن و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی اما می‌گوید که هرچند تصور چنین حملاتی را نداشت اما نگران این موج‌ها نیست و این موج‌ها در نهایت به ضرر موج سازان تمام می‌شود.

خانم هاشمی دوم مهرماه سال ۹۱ بازداشت و برای سپری کردن محکومیت خود راهی زندان اوین شده بود. او به شش ماه زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، مطبوعاتی و اجتماعی محکوم شده بود و بعد از سپری کردن دوران محکومیت خود از زندان ازاد شد.

تحت‌فشارهای شدیدتر بوده‌ایم

فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز به آشنایی‌اش با فریبا کمال‌آبادی در زندان اوین اشاره می‌کند و می‌گوید: من دیدن خانم کمال‌آبادی رفتم به دلیل اینکه هم‌بندی من بود و شش ماه با هم زندگی کردیم و بعد از هشت سال برای پنج روز مرخصی آمده و این دیدار خیلی چیز عادی و معمولی و مسئله پیش‌پاافتاده‌ای است. حیوان که نیستیم در زندگی در دوران‌های مختلف یک چیزهایی وجود دارد که یک سری وظایف اخلاقی و انسانی را بر دوش آدم می‌گذارد و یکسری ارتباطاتی را برقرار می‌کند.

او می‌افزاید: من با اینها آشنایی که نداشتم و قبل از زندان با جامعه بهایی هیچ ارتباطی نداشتم. جمهوری اسلامی درواقع با زندانی کردن من، سبب این آشنایی و ارتباطات و سبب باز شدن دریچه دیگری در زندگی من شد. بارها گفته‌ام من این زندان را خیلی دوست داشتم و بسیار تجربه گران‌بهایی برای من بود. خیلی چیزها آنجا یاد گرفتم، خیلی چیزها را متوجه شدم و این هم یکی از ارتباطاتی بود که آنجا ایجاد شده بود و خود اینها سبب ایجاد این ارتباطات شدند.

خانم هاشمی درباره فشارها و حملاتی که به دلیل این دیدار و انتشار عکس او متوجه او و پدرش شده می‌گوید: آدم دیدن دوست اش می‌رود و موضوع این بود و غیرازاین هم نبود. آقای هاشمی و کلاً ما هم اولین بار نیست تحت فشار قرار می‌گیریم سال‌های قبل را نگاه کنید فشارهای شدیدتر از این هم بوده حالا نمی‌دانم چه نتیجه‌ای می‌گیرند ولی چیز جدیدی نیست. به نظر من یک عکس‌العمل غیرمنطقی است و خودشان موضوع را بزرگ کرده‌اند یعنی اگر موضوع توسط اینها این‌قدر مطرح نمی‌شد و نسبت به آن این‌طور عکس‌العمل نشان نمی‌دادند هیچ‌کسی هم نمی‌فهمید که چنین اتفاقی افتاده. همه بی‌اعتنا و معمولی از کنارش رد می‌شدند. عکس‌العمل‌های غیرمنطقی اینها است که موضوع را دامن می زند و موضوع کش پیدا می‌کند.

او سپس به برهم زدن برنامه سخنرانی‌اش در شهر مشهد در سال گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: بسیجی‌ها ریختند به هم زدند و سخنرانی انجام نشد. یاسر [هاشمی] گفته بود اگر فائزه سخنرانی می‌کرد خیلی معمولی صحبت اش را می‌کرد و تمام می‌شد می‌رفت اما با کاری که بسیجی‌ها کردند تمام ایران فهمیدند که فائزه سخنرانی داشته و تبلیغاتی که اینها کردند بی‌نهایت بود. اگر سخنرانی انجام می‌شد یک‌هزارم این هم تبلیغ ایجاد نمی‌کرد. این مسئله هم همین‌طور است یعنی این دیدار اگر عکس‌العمل نشان نمی‌دادند این گونه تبلیغ نمی‌شد. این همه هم که این کارها را می‌کنند درس نمی‌گیرند که در نهایت به ضرر خودشان می‌شود.

کارکرد سیاسی دارند نه دغدغه دین و مذهب

خانم هاشمی در پاسخ به این سؤال یورونیوز که انتشار عکس شما علاوه بر فشار و حمله به شما موجی از توهین و اتهام زنی به بهائیان را هم به دنبال داشته و در این مورد چه فکر می‌کنید؟ می‌گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. فکر نمی‌کنم فرقی برای آنها [بهائیان] بکند این قضایا و شاید اصلاً بدشان هم نیاید که این‌قدر مطرح باشند. اینها [اصولگرایان] نباید این‌قدر بی‌عقلی بکنند. که این‌قدر مطرح نکنند و این‌قدر راجع به این موضوع حرف نزنند. الآن شرایط دنیا، شرایط ایران و جامعه مجازی و.. خیلی متفاوت شده. موضوع من نسبت به بهایی‌ها، موضوع حقوق بشری است. اینکه ما به‌عنوان دین این گونه تبعیض قائل شویم و این‌گونه ظلم بکنیم به بهایی‌ها و سایر گروه‌ها مثل اصلاح‌طلبان درست نیست. شما ببینید چقدر بچه‌های اصلاح‌طلب داریم که از دانشگاه‌ها اخراج شده‌اند و زندان رفته‌اند به این دلیل که از حکومت انتقاد کرده‌اند. اینها ظلم است در مورد بهایی‌ها هم همین است. نگاه من، نگاه حقوق بشری است. حضرت علی به مالک اشتر توصیه می‌کند موقعی که خلیفه شده بود که افراد انسان دو دسته هستند یا هم دین تو هستند یا همنوع تو در آفرینش هستند و فرقی نمی‌کند تو موظفی حقوق همه اینها را رعایت کنی. هرگز هم نگفته کسانی که هم دین تو نیستند تو می‌توانی نابودشان کنی و از حقوق اجتماعی‌شان محرومشان کنی. ما الآن اسلام را هم عمل نمی‌کنیم، کجای اسلام گفته می‌توانیم نسبت به بهایی‌ها و اصلاح‌طلب‌ها و سایر گروه‌ها چنین رفتارهایی بکنیم و دایره غیرخودی را مدام افزایش دهیم؟ اینها کارکرد سیاسی است کارکرد مذهبی و دینی نیست.

به بهائیان ظلم می‌شود

او معتقد است که عکس‌العمل‌ها نسبت به دیدارش با یکی از مدیران جامعه بهایی ناشی از دغدغه‌ای دینی نیست و می‌گوید: نگاه من به این عکس‌العملی که اینها نشان می‌دهند نگاه دینی نیست یعنی معتقد نیستم به خاطر دین این کارها را می‌کنند و دغدغه دین دارند. اگر دغدغه دین داشتند رفتار خودشان را اصلاح می‌کردند و اینقدر به نام دین ظلم نمی‌کردند. نگران این هستند که بهائیت گسترش پیدا بکند؟ اول بروند خودشان را اصلاح بکنند دین را درست تبلیغ بکنند، اگر کسی رفت سراغ بهائیت؟ اگر ما مسلمان‌ها رفتار درست داشته باشیم به دین خودمان درست عمل کنیم و اخلاق و اصول دینی را رعایت بکنیم کسی می‌رود سراغ دین دیگری؟ اگر هم کسی می‌رود به خاطر عملکرد کسانی است که به نام اسلام کار خطا می‌کنند. اسلام این نیست که اینها عمل می‌کنند.

فائزه هاشمی می‌گوید که نگاه او به بهائیان در ایران حقوق بشری است و معتقد است که: ما در ایران داریم ظلم می‌کنیم نه تنها به اینها که به خیلی‌ها. منتهی میزان اینها از همه بالاتر است. و نباید این اتفاق بیفتد و ما باید رفتارهایمان را اصلاح بکنیم.

او در پاسخ به این سؤال که برخی از انتشار عکس انتقاد کرده‌اند و معتقدند که نباید عکس شما منتشر می‌شد می‌گوید: الآن دیگر در این دنیای امروزی دست توی دماغتان هم بکنید سایت‌ها منتشر می‌کنند. فقط هم افراد شناخته شده نیستند افراد دیگر هم در شبکه‌های مجازی عکس‌های خانوادگی‌شان را منتشر می‌کنند و این یک مسئله عمومی است اما به کسانی که می گویند نباید عکس منتشر می‌شد و این دیدار مخفی می‌ماند باید بگویم ما عادت به مخفی کاری، تظاهر، ریاکاری و دروغ گفتن نداریم. وقتی هم کاری می‌کنیم اصرار نداریم مخفی بماند. من کار خطایی نکرده‌ام که بخواهم مخفی بماند یا نگران باشم. پرسیدند عکس بگیریم؟ گفتم بگیرید چه اشکالی دارد؟ من کار خطایی نکرده‌ام و عادت هم به مخفی کاری ندارم خانواده ما اصلاً این‌طوری هستند و خیلی‌ها معتقد هستند چوب‌هایی که ما می‌خوریم و هزینه‌هایی که می‌دهیم به خاطر صداقت و سادگی‌مان است که نمی‌توانیم دروغ‌گو باشیم و تظاهر کنیم. الآن هم پشیمان نیستم.

فائزه هاشمی می‌گوید: این موج هم می‌گذرد من نگران نیستم، نگذشت هم مهم نیست باید هزینه داد.

خبرگزاری فارس فتوای قدیمی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرده که هرگونه معاشرت با بهائیان را منع کرده و گفته بود همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزی، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به اموری که مشروط به طهارت است، واجب است.

روزنامه‌های جوان و کیهان و وب‌سایت‌های رجانیوز، جهان نیوز و تسنیم هم همچون خبرگزاری فارس، مطالب و مصاحبه‌هایی علیه بهائیان ایران و فائزه هاشمی منتشر کرده‌اند. بیشتر مطالب شبیه به هم و فشار بر اکبر هاشمی رفسنجانی برای موضع‌گیری و اعلام برائت از دخترش است. آقای هاشمی تاکنون عکس‌العملی به این مسئله نشان نداده است.

نگارش از فرشته قاضی

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .