اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Mar 17 2013

تاریخ مصرفی که تمام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,انتخاباتی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: جریان اصلاح‌طلبی حکومتی و یا به تعبیر صحیح‌تر بساط مشاطه‌گری در نظام منحوس ولایت فقیه از آن‌دسته کلاه‌های گشادی بود که بر سر ملت ایران رفت به صورتی که گشادی آن اگر از کلاهی که در جریان تصویب اصل منحوس ولایت فقیه بر سر ملت ایران گذاشته شد بیشتر نباشد، قطعا کمتر نبوده است.

اشکال اساسی در جامعه روشنفکری ما که به جامعه سیاسی نیز تسری می‌یابد بروز حرکات احساسی است به صورتی که فرصت موج‌سواری را به راحتی در اختیار منفعت‌طلبان -که کم تعداد نیز نیستند- قرار می‌دهد.

به جریان انقلاب ۵۷ برگردیم، خمینی که بود؟ آیا آن آخوند مرتجع و دروغ‌گو چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد و در ادامه خیانتی در حق این مردم به انجام رساند که اثرات آن تا ده‌ها سال پس از خشک شدن شجره خبیثه ولایت فقیه همچنان بر جای خواهد بود.

به جریان سال ۷۶ برگردیم و دود و دمی که شاگرد خلف آن دروغ‌گوی بزرگ تاریخ به راه انداخت را مرور کنیم. خاتمی که بود؟ آیا این آخوند به اصطلاح روشنفکر چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که باز هم از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد. از جامعه مدنی آغاز کرد و به مردم سالاری دینی ختم نمود. مردم‌سالاری دینی چه بود؟ مفهومی برای بزک عمارت پوسیده ولایت فقیه. به چه صورت؟ جمهوری یعنی مردم‌سالاری و ولایت فقیه یعنی دینی! به همین سادگی و پس از هشت سال فریب مردم و بر باد دادن هزاران زندگی و جوانی و امید و آرزوی یک ملت با یک کلمه «تدارکاتچی» عذر بدتر از گناه آورد و به کنج عافیت خویش خزید.

در جریان پروژه اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی چه اتفاقی افتاد؟ یک سری حرف‌ها زده شد. پرونده میکونوس به خوشی به بایگانی سپرده شد! فرصتی برای پروژه ضد ملی «بمب اتمی» ارتجاع فراهم شد. تشکیلات تروریستی ولایت فقیه در سراسر منطقه گسترده شد و هشت سال هم آدرس غلط به مردم داده شد. در انتها خاتمی چه هزینه‌ای پرداخت کرد؟ آیا در حصر قرار گرفت؟ یا فرزندانش از مسافرت به اروپا محروم شدند؟ حقوقش کم شد؟ مشکل معیشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی برای ایشان افتاد؟ راستی برای شخصی «بی خاصیت و ثناگو» مگر می‌شود اتفاقی هم بیافتد؟

ریشه اختلاف بین ما و رژیم منحوس ولایت فقیه چیست؟ این سوالی است که باید ده‌ها و صدها ساعت درباره آن اندیشه شود. آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند ریشه اختلاف را درک کند و یا می‌تواند ولی به علت بند ناف ارتزاقش توانایی بیان آن را ندارد اساساً صلاحیت حضور در جبهه آزادی‌خواهی را ندارد!

ریشه اختلاف ما با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک جمله بیشتر نیست: «حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردمی». حقی که از فردای تاسیس نهاد ارتجاعی ولایت فقیه توسط «ملایان دین فروش» به سرقت رفت.

وضعیت هر دستگاه سیاسی از دو حال خارج نیست. یا حق حاکمیت مردمی در آن به رسمیت شناخته می‌شود یا نمی‌شود. در این بین حالت میانه و وسط وجود ندارد. آن دسته از دستگاه‌های سیاسی که این حق را به رسمیت می‌شناسند با ساز و کارهای قانونی اصلاح پذیر هستند. در رژیم منحوس ولایت فقیه با پدیده‌ای روبرو هستیم که خود را اساساً زمینی نمی‌داند، سازش و چانه زنی با چنین انحراف بزرگ فکری که لباس قانون نیز پوشیده است اساساً ممکن نیست.

چه چیزی قرار است اصلاح شود؟ بر سر چه چیزی قرار است سازش شود؟ رژیم منحوس ولایت فقیه خود از پایگاه اجتماعی خویش بیش از هر کسی مطلع است. پذیرش «حق حاکمیت مردمی» از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه یعنی عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه و عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه یعنی فرو ریختن «سلسله آخوندیان». به همین سادگی!

صحنه آنقدر روشن است که نیاز به هیچ تحلیل و زیاده‌گویی نیست. تنها یک نگاه ساده به عناصر اصلی باقی مانده در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه خود بیشتر از ده‌ها صفحه تحلیل گویاست! خامنه‌ای، جنتی، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، مصباح یزدی و تعداد دیگری از مفت‌خوران و فسیلان حوزه علمیه که تعدادی اوباش با نام پاسدار و بسیجی وظیفه حراست از آنان را به عهده دارند. این است تمام جمهوری اسلامی!

در چنین شرایطی که به مدد رشادت فرزندان دلیر این سرزمین، سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه بلندتر از همیشه به صدا در آمده است مجدداً جریان منحط فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی که یک سر آن در آخور ثروت‌های باد آورده در نظام شیطانی ولایت فقیه و سر دیگر آن در جنایت‌های هولناک ده سال اول انقلاب درگیر است در سودای برپایی بساط مشاطه‌گری است. این مردگان متحرک که هنوز از خواب بیدار نشده و از خاک‌سپاری خود در قبرستان تاریخ بی‌خبرند گمان می‌کنند بساط بندبازی و رقاصی ایشان در صحن سیرک جمهوری اسلامی همچنان قادر است تا جماعتی را چند صباحی دیگر به خود مشغول دارد. زهی خیال باطل!

اراجیفی چون بازگشت به شرایط قبل از انتصابات ۸۸ و یا حاکمیت دوگانه تعابیری هستند که باید هم از سوی شیادانی که بند ناف ارتزاق و حیات‌شان به رژیم شیطانی ولایت فقیه متصل است بیان و تبلیغ شود! اینان برای حفظ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خویش تلاش می‌کنند. اشکال از ایشان نیست، اشکالی اگر بوده است از سادگی جامعه روشنفکری ما است که اساساً اجازه عرض اندام به این معلوم‌الحالان داده است.

به صراحت اعلام می‌کنیم «حق حاکمیت مردمی و حق تعیین سرنوشت با محوریت همیشگی صندوق رای» حقی سازش‌ناپذیر است که در شرایط کنونی در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ترجمه و خلاصه می‌شود. کوچک‌ترین انحراف و عدول از مسیری که این قطب نمای حرکتی به ما نشان می‌دهد موجب پرتاب دوباره ما به ناکجا آباد است. مشاطه‌گرانی که سرسپردگی فکری و عملی خود را در ده‌ها مورد نسبت به ارتجاع ولایت فقیه به اثبات رسانده‌اند اساساً بخشی از رژیم منحوس ولایت فقیه محسوب می‌شوند و هیچ سنخیتی با جنبش آزادی‌خواهی ایران نداشته و ندارند.

اعلامیه سبز تلاش خواهد کرد تا با گسترده نمودن و بسط قسمت منتشر نشده‌ی مقاله، بخش دوم آن را طی هفته‌ی آتی در اختیار سایت محترم خودنویس قرار دهد.

No responses yet

Mar 16 2013

ممدوحی خطاب به احمدی‌نژاد: خجالت بکشید از دروغ‌هایی که به مردم می‌گوئید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حسن ممدوحی عضو مجلس خبرگان از محمود احمدی‌نژاد خواست به خاطر «دروغ‌هایی» که به مردم می‌گوید «خجالت» بکشد و دست از «مسخره» کردن مردم بردارد.

آقای ممدوحی روز جمعه (۲۵ اسفند) به سایت «نامه‌نیوز» گفته برخلاف ادعای احمدی‌نژاد و مقام‌های دولتی در خصوص «خوب» بودن اوضاع اقتصادی٬ «مشکلات به مردم فشار آورده و زندگی را سخت کرده است.»

وی افزوده که «واقعا برای مردم کاری نکرده‌اند. {مسئولان دولت دهم} قیمت‌ها را بالا می‌برند و بعد مقداری آن را پایین می‌آورند و مدعی می‌شوند که قیمت‌ها را پایین آوردیم.»

ممدوحی با اشاره به افزایش «نجومی» قیمت خودرو و کاهش ۵۰۰ هزار تومانی قیمت آن گفته است: «یا واقعا این پایین آمدن قیمت است یا فریب دادن مردم؟ آیا آن‌ها می‌توانند به چهره مردم نگاه کنند؟»

این عضو مجلس خبرگان در بخش دیگری از این گفتگو با تائید تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران از «سوء‌مدیرت‌های دولتی» به عنوان برزگ‌ترین مشکل کنونی جامعه ایران نام برده است.

وی با «منفی» خواندن نمره دولت در اقتصاد گفته است: «اقشار مختلف مردم و علما از وضع موجود رضایت ندارند و باید با مسئولین صحبت کرد تا مشکلات معیشتی مردم را حل کنند.»

No responses yet

Mar 15 2013

احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان: رجعت نشان دولتی نیست که آن را به سینه افراد بچسبانند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان طرح موضوع «رجعت» چاوز از سوی محمود احمدی‌نژاد را «بدعت» دانست و گفت‌ ای کاش رئیس دولت قبل از اینکه «چنین حرفی بزنند چهار کلام درس می‌خواند و یک چیزی یاد می‌گرفت.»

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای جنتی این اظهارات را در خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران بیان کرده است.

وی گفته است: «رجعت یک نشان دولتی نیست که افراد بخواهند آن را بر سینه افراد بچسبانند.»

دبیر شورای نگهبان اظهار کرده است: ‌«بر فرض که چاوز خیلی خوب، مردم دار و به لحاظ سیاسی با ما هماهنگ اما او یک غیر مسلمان است.»

جنتی ابراز امیدواری کرده که چنین اظهاراتی دیگر «تکرار» نشود و افزوده: «ای کاش پیش از اینکه بخواهند چنین حرفی بزنند چهار کلام درس می‌خواندند و یک چیزی یاد می‌گرفتند سپس این موضوعات را مطرح می‌کردند.»

رئیس دولت دهم بدنبال درگذشت هوگو چاوز٬ رئیس جمهوری ونزوئلا در پیام تسلیتی نوشت که تردید ندارد چاوز بازخواهد گشت و «به همراه همه صالحان و حضرت مسیح و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد.»

این اظهارات و همچنین نحوه همدردی احمدی‌نژاد با مادر چاوز٬ واکنش‌های بسیاری را در داخل برانگیخت به طوری که گروهی از مراجع تقلید زبان به انتقاد دوباره از وی گشودند.

No responses yet

Mar 15 2013

بیچاره آقای خاتمی! ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: اگر از من بپرسید دوست ندارم جای چه کسی باشم٬ بدون لحظه ای تردید خواهم گفت آقای خاتمی! آخر این هم زندگی ست که آدم دارد؟ یک عده گرفته اند ایشان را از این طرف می کشند که جان من در انتخابات شرکت کن. یک عده ی دیگر از آن طرف می کشند که شرکت نکن! این بنده ی خدا هم مانده است وسط این دو گروه می گوید “بابا بذارید برم کتابم را بخوانم. جان مادرتان ما را دوباره با “آقا” سرشاخ نکنید! اه! آخه این هم شد زندگی؟” حیوونکی راست می گوید دیگر. این چه کاری ست که با این مرد محترم می کنید. آقای جلایی پور یک مطلب نوشته در چهل بند که چرا خاتمی باید در انتخابات شرکت کند. آقای رشید اسماعیلی هم رعایت حال خوانندگان را کرده مطلبی نوشته در ده بند که چرا خاتمی نباید در انتخابات شرکت بکند. هر دوی این آقایان هم یک جوری حرف می زنند که ما و آقای خاتمی و دیگران نمی دانیم به کدام شان حق بدهیم. لابد به من می گویید به تو چه جانم؟ تو سر پیازی ته پیازی وسط پیازی٬ کجای پیازی خودت را قاطی جدل بزرگان می کنی. ولی از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد چون ما نخود هر آشی هستیم خودمان را قاطی بحث می کنیم و یک چیزی می نویسیم نه در چهل بند و نه در ده بند و فقط در چهار بند که خاتمی جان می خواهی در انتخابات شرکت بکنی؟ بکن عزیز جان٬ بکن! تو که کم از آقام موسوی نیستی. ولی جان مادرت که حتما می گوید نکن٬ به این چهار بند توجه کن. اگر جواب درست و درمانی داشتی بکن و اگر نداشتی نکن. درست است که من مثل آقای جلایی پور نفر اول کنکور علوم انسانی نبوده ام و همیشه شاگرد تنبل ته کلاس نشین بوده ام ولی حرف که می توانم بزنم. شما گوش کن٬ اگر معقول نبود بگو برو کنار بذار باد بیاد. عرض من در این چهار بند خلاصه می شود:
– عزیز من! شما هشت سال رییس جمهور بودی. مجلس هم از یاران خودت بود. چی کار توانستی یا درست تر بگویم چی کار گذاشتند که بکنی؟ زدند و کشتند و بردند و خوردند و قتل زنجیره ای کردند و هر چند روز یک بحران برایت درست کردند و شما را به گریه انداختند طوری که آدم نامه ی چهل صفحه ای ات را که می خواند دلش برایت کباب می شد و خلاصه گند زدند به همه چیز و همه کس و شما هیچ کار نتوانستی بکنی. احمدی نژاد که محبوب “آقا”ی بزرگ و آن یکی آقا و این یکی آقا و آن آقا پاسداره و آن آقا تاجره و آن آقا نفتیه و خلاصه تمام آقاها و آقازاده ها بود و روز انتخابش همه رفتند به ساختمان سابق مجلس شورا برای دست بوسش امروز شده مطرود و منفور و مغضوب همه ی این آقایان. شما که از اول مطرود و منفور و مغضوب آقایان هستی چه غل.. ببخشید چه کاری می خواهی بکنی؟
– فدای آن عبای شکلاتی ات بشوم. آقام موسوی که نخست وزیر منتخب امام و تایید شده “آقا”ی بزرگ و تایید صلاحیت شده ی آقای از دوران باستان مانده بود امروز در حبس خانگی است. حالا گیرم مردم آمدند به شما رای دادند. فکر می کنی آخر عاقبتی بهتر از او داشته باشی؟
– حالا فکر کنیم وضع شما شد وضع آقای موسوی در انتخابات ۸۸. باز باید جوان ها بریزند توی خیابان و آقایان بزنند و بکشند و کهریزک را آباد کنند و چش و چار مردم را در بیاورند که چی بشود؟ که شما بیای سر کار برای ما باز گریه کنی؟
– و آخر این که قربان آن قیافه ی مظلومت بروم. آیا تائیدیه ای چیزی از آقای بزرگ گرفته ای یا قرار است بگیری که اگر فرض محال٬ فرض محال٬ گذاشتند انتخاب شوی به شما اجازه بدهند کارت را بکنی یا باز از همان اول قرار است برای کم کردن روی تو دهان ملت را… ببخشید وضع مردم را از این که هست خراب تر کنند؟ جان من به این مسایل فکر کرده ای یا این که همین طوری قرار است با چاپ پوسترت دوباره احساساتی بشوی و احساس تکلیف بکنی؟
این بود عرض این بنده حقیر. نیازی به چهل بند هم ندارد. موضوع اخلاق را هم پیش نکشیدم که یکهو شما خجالت نکشی و مثلا تصویر آن دختر بی گناه که با گلوله وسط خیابان پخش شد و آن پسر جوان که موقع الله اکبر گفتن روی پشت بام با گلوله مخ اش داغان شد و آن پزشک با وجدان کهریزک و آن جان های عزیز خرد و خاکشیر شده در زندان جلوی چشم ات نیاید و احساسات مانع تصمیم گیری ات نشود. آخر این روزها مد شده که می گویند اخلاق در سیاست یعنی چه؟ یک عده هم که اصلا معتقدند اگر در سیاست٬ اخلاق را دخالت دهیم٬ فاجعه به بار می آید و سیاست را نباید با اخلاق قاطی کرد.
حالا این شما٬ این آقای جلایی پور٬ این آقای رشید اسماعیلی٬ این هم من گردن شکسته. بیایید یک بار هم بدون در نظر گرفتن سود و زیان سیاسی٬ و حتی -باز به فرض محال- بهتر شدن وضع زندگی مردم٬ اخلاق سیاسی را پاس بدارید. شاید بد نبینید و یک راه تازه جلوی روی شما و سیاسیون ما گشوده شود.

No responses yet

Mar 14 2013

پاسخ آیت‌الله منتظری به یک سوال در باره محمد خاتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


منبع خودنویس

No responses yet

Mar 12 2013

سال سرنوشت ساز ۶۸: تصویر آیت‌الله خامنه ای در خاطرات هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

نگاه تاریخی آیت الله بی‌بی‌سی: خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی از نخستین روزهای سال ۱۳۶۸ خورشیدی نشان می دهد که این سال برای او با نگرانی آغاز شده بود.

در دومین روز عید و دیدار نوروزی با آیت الله خمینی، دیگر برای اکبر هاشمی رفسنجانی روشن شده بود که موضوع قائم مقامی حسینعلی منتظری و مخالفت آیت الله خمینی با او در حال بحرانی شدن است «عصبانی اند و تصمیم به اقدام تند دارند.»

گزارش ها از ناخوشی احوال آقای خمینی حکایت داشت، قائم مقام رهبری در قم در آستانه برکناری بود و رئیس جمهور هم مطابق سنت هرساله نوروز، در مسافرت مشهد.
آیت الله خامنه ای در سفر، قائم مقام رهبری در خطر

«شب با آیت الله خامنه‌ای در مشهد تلفنی صحبت کردم و خواستم برای حل مشکل در ارتباط با آقای منتظری سفر را کوتاه کنند و برگردند» اما یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی، نشان می دهد رئیس جمهور وقت تا دو روز دیگر هم در مشهد بوده و به تهران برنگشته است. «قرار است هیات رئیسه خبرگان جلسه بگذارد و منتظر آمدن آیت الله خامنه ای از مشهد هستیم.»

تازه ترین جلد از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی مربوط به سال سرنوشت ساز ۱۳۶۸ است که در آن هیات حاکمه ایران دستخوش تحولاتی عظیم شد.

یادداشت های روزانه آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ را می توان به دو بخش پیش و پس از درگذشت آیت الله خمینی تقسیم کرد.

پیش از ۱۴ خرداد٬ در یادداشت های او به عنوان رئیس وقت مجلس٬ نام چندانی از میرحسین موسوی نخست وزیر و حتی آقای خامنه ای رئیس جمهور برده نمی شود. حتی نشانه های واضحی وجود دارد که بیشتر ارتباطات و مشورت خواهی دفتر آیت الله خمینی درباره مسائل جاری کشور با هاشمی رفسنجانی بوده تا دیگر مقامات عالی. «احمد آقا متن نامه امام به آقای رئیس جمهور مبنی بر تشکیل مجمعی برای اصلاح قانون اساسی را تلفنی خواند و مشورت کرد.»
شناسنامه کتاب

کارنامه خاطرات؛ بازسازی و سازندگی

اکبر هاشمی رفسنجانی

به اهتمام علی لاهوتی

دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ اول ۱۳۹۱

۷۸۵ صفحه، ۱۹هزار تومان

۵۰۰۰ نسخه

از نکات جالب توجه یادداشت های آقای هاشمی این است که بخش زیادی از تماس هایش با آیت الله خامنه ای که در خاطراتش مکتوب کرده تلفنی بوده و در موارد بیشتر این رئیس جمهور وقت بوده که برای مشورتی به دفتر رئیس مجلس می رفته است. «اول شب آیت الله خامنه ای به دفتر آمدند و درباره نتایج سفرشان به چین و مسائل جاری مشورت کردند.»

تصویر آیت الله خامنه ای در این فصل تصویر یک رئیس جمهور تشریفاتی اما اهل مشورت و البته علاقه مند به سفر است که ظاهرا کمتر از رئیس مجلس وقت، با رهبرجمهوری اسلامی در جماران در تماس است.
نقل قول سرنوشت ساز از آیت الله خمینی

اکبر هاشمی رفسنجانی نقل قولی آشنا از آیت الله خمینی دارد که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد چندین بار آن را تکرار کرده است: «متحد باشید. به خصوص شما و آقای خامنه ای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

نوشته های آقای هاشمی رفسنجانی حکایت از آن دارد که این یکی از آخرین جملات آیت الله خمینی به او و مربوط به دهم خرداد ۱۳۶۸ یعنی چهار روز پیش از اعلام رسمی درگذشت موسس جمهوری اسلامی است.

«انگشت شست مرا گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می کند، مکثی کردند و ادامه دادند به خصوص شما و آقای خامنه ای٬ نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

آیت الله خمینی سه شب پس از این دیدار در اواخر روز ۱۳ خرداد درگذشت و کار بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی به زمان حیات او نرسید اما این تازه سرآغاز دوران تازه در روابط هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه ای بود که ظاهرا وصیت موسس جمهوری اسلامی هم بود.

اعضای مجلس خبرگان رهبری شبانه برای جلسه صبح ۱۴ خرداد به تهران دعوت شدند. علی اکبر مشکینی٬ رئیس مجلس خبرگان گرچه در جلسه صبح حضور داشت اما در ادامه روز و در لحظای تاریخی انتخاب رهبر به دلیل کسالت غایب بود.
دو مخالف رهبری فردی: اکبر هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای

اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نایب رئیس اداره جلسه را که در محل مجلس بود٬ بر عهده گرفت. نسخه ای از وصیت نامه لاک و مهر شده آیت الله خمینی هم در دفتر رئیس مجلس بود. لحظات تاریخی دیگری در حال رقم خوردن بود.

مطابق وصیت نامه آیت الله خمینی، می بایست احمد خمینی، فرزندش آن را قرائت می کرد. پس از او، رئیس جمهور یا رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان. با اظهار ناتوانی احمد خمینی، نوبت به نفر بعدی رسید. آیت الله خامنه ای برای این کار آمادگی داشت: «ایشان وصیت نامه را برای حضار خواندند. حضار جلسه خبرگان نمایندگان مجلس٬ اعضای دولت٬ شورای نگهبان و شورای عالی قضایی و دیگران بودند. قرائت وصیت نامه حدود دو ساعت و نیم طول کشید.»

جلسه انتخاب رهبر به بعد از ناهار موکول شده بود. «با صحبت کوتاه آقای مشکینی٬ جلسه شروع و من هم موضوع بحث را توضیح دادم. این جلسه تا ساعت هفت و نیم بعدازظهر با یک تنفس ادامه یافت.»

بحث های صورت گرفته در جلسه انتخاب رهبر تازه که در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی درج شده٬ نشان می دهد که دیدگاه یک دستی درباره جانشین آیت الله خمینی وجود نداشته است.

«بحث های زیادی شد. بعضی ها طرفدار رهبری شورایی و بعضی خواهان رهبری فردی بودند. بعضی آیت الله خامنه ای و بعضی ها آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی را مطرح کردند و برای شورا هم اسم هایی برده شد. قبلا در مشورت های سران قوا و جمعی دیگر از بزرگان به این نتیجه رسیده بودیم که شورایی مرکب از آیات خامنه ای٬ موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را بر عهده بگیرند ولی در رهبری فردی رای بیشتری آورد.»

جالب اینجا است که هم آیت الله خامنه ای و هم اکبر هاشمی رفسنجانی با رهبری فردی مخالف بوده اند.

«آیت الله خامنه‌ای با رهبری فردی مخالفت کردند من هم مخالف بودم. نوبت نرسید. ابتدا به پیشنهاد اعضای جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] که عضو مجلس خبرگان بودند آیت الله گلپایگانی مطرح شد. حدود ۱۴ نفر به ایشان رای دادند. سپس پیشنهاد رهبری آیت الله خامنه ای مطرح شد. خود ایشان پشت تریبون رفتند و گفتند من با رهبری شورایی مطابق قانون اساسی موافقم و با رهبری فردی مخالفم پس چگونه نامزد بشوم؟»

هاشمی رفسنجانی در پی نوشت کتاب آورده که سال ۱۳۶۸ پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود «ایشان خود را برای ترک این مسئولیت آماده کرده بودند. ایشان در این باره می گویند قبل از رحلت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود٬ دست و پایم را جمع می کردم. مکرر مراجعه می کردند و بعضی مشاغل را پیشنهاد می کردند. آدم های بی مسئولیت این مشاغل را پیش خودشان به قد و قواره من بریده بودند.»

جلسه شورای بازنگری قانون اساسی. از راست عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت الله علی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی

هاشمی رفسنجانی در حالی که رئیس مجلس خبرگان نبود بر جایگاه رئیس مجلس نشسته بود. نزدیک به یک روز از درگذشت آیت الله خمینی می گذشت و ایران قریب ۲۴ ساعت بود که رهبر نداشت. «من که جلسه را اداره می کردم گفتم اکنون با رای خبرگان رهبری فردی قانون شده و چاره ای نیست. سرانجام آقای خامنه ای با ۶۰ رای از ۷۴ عضو حاضر رای آوردند و مساله به این مهمی به این خوبی حل شد. من هم در چند مورد صحبت کوتاهی کردم و نظرات امام را درباره صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای نقل کردم. از قول احمد آقا و آیت الله موسوی اردبیلی هم که در جلسه خدمت امام بودند همین مضامین تایید شد. خبر آماده باش نیروهای عراقی در مقابل منطقه عین خوش که در اثنای جلسه توسط دکتر حسن روحانی رسید و من به جلسه اطلاع دادم تاثیر زیادی در آمادگی اعضای خبرگان برای ختم کار داشت. موفقیت بزرگی است.»
آیت الله خامنه ای: من آدم کوچک معمولی هستم

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت همین روز از کتاب درباره رهبری آقای خامنه ای از قول خود او می نویسد: «آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسولیت٬ بر دوش بنده کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته زندگی٬ متوقع نبود . . . یک وقتی خدمت امام قدس سره این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک بسیار معمولی هستم. نه اینکه بخواهم تعارف کنم الان هم همین اعتقاد را دارم.»

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت دیگری از کتاب به جلسه ای با آیت الله خمینی اشاره می کند که مبنای سخنرانی او در جلسه تاریخی مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر است.

ماجرا به دیدار چند هفته پیش از درگذشت آیت الله خمینی بازمی گردد. «در جلسه ای با حضور سران سه قوه آقای نخست وزیر [میرحسین موسوی] و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیفتند [برکناری قائم مقام رهبری] ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریم زیرا ممکن است خلا رهبری پیش بیاید. ایشان گفتند خلا رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید. گفتم چه کسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند این آقای خامنه ای.»

بر اساس نوشته هاشمی رفسنجانی هم او و هم آیت الله خامنه ای در جلسه انتخاب رهبر جدید در مجلس خبرگان، ابتدا نظری مخالف نظر آیت الله خمینی داشتند و به دنبال شورای رهبری بودند که با رای منفی اعضای مجلس، این پیشنهاد کنار گذاشته می شود.
پیشنهاد لقب آیت الله به جای حجت الاسلام

روز چهاردهم خرداد آیت الله علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور وارد مجلس خبرگان رهبری شد و عصر همان روز به کمک آقای هاشمی رفسنجانی٬ به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی از مجلس پا به بیرون گذاشت.

«به دفتر آمدم . . بعضی از رادیکال ها مخالفت دارند. آیت الله خامنه ای آمدند برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم قرار شد احکام انتصابات امام را ایشان تایید کنند و قرار شد به صداوسیما بگویم بهای لازم را به موضوع بدهند. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم.»

گرچه نام دومین رهبر جمهوری اسلامی از ابتدای کتاب یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی حتی در زمان ریاست جمهوری او با عنوان آیت الله و در موارد اندکی با عنوان آقای خامنه ای آورده شده٬ نویسنده نشان می دهد که تصمیم به خطاب کردن او با صفت آیت الله، مربوط به روز ۱۵ خرداد و اولین روز رهبری اوست.

«متن بیانیه مجلس خبرگان در خصوص تصویب رهبری آیت الله خامنه ای را نوشتم و برای انتشار دادم. با بعضی از اعضای هیات رئیسه درباره به کار بردن عنوان آیت الله به جای حجت الاسلام والمسلمین مشورت کردم؛ موافقت داشتند.»

روز هفتم تیر هم تصمیم دیگری درباره لقب آیت الله خمینی با کمک هاشمی رفسنجانی گرفته شده است. «تلفنی با آیت‌الله خامنه ای درباره مطرح کردن لقب رهبر انقلاب برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران این را می خواهند. قبلا فکر کردیم این لقب مخصوص امام بماند که باعث اعتراض مسلمانان خارج شده . . . ایشان مایلند که مطرح نشود.» اما هاشمی دو روز بعد در خطبه های نماز جمعه این لقب را درباره آقای خامنه ای به کار برد.

از روز ۱۵ خرداد ۱۳۶۸ تا زمان تنفیذ حکم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ۲۶مرداد، آیت الله خامنه ای همزمان رئیس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی بود.

در هفته های اول و پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، گرچه آقای هاشمی رسما رئیس مجلس بود اما نقش پررنگ او در تثبیت رهبر تازه که به گفته نویسنده مخالفان جدی داشته و همچنین پی ریزی ساختار جدید رهبری ایران بر سمت رسمی او سایه انداخته است. «آقای [محمد] اصغری مدیر مسول روزنامه کیهان آمد. شماره فوق العاده را آورد و برای سرمقاله درباره رهبری آیت الله خامنه ای مشورت کرد. در مورد صدور بیانیه های تایید رهبری به مراکز مربوط تذکر دادم.»
ماجرای صلوات فرستادن برای رهبر جدید

او در هفته های اول حتی بیانیه های آیت الله خامنه ای را نیز مرور می کرده و گاه تذکراتی به رهبر جدید می داده است. «ظهر بیانیه آیت الله خامنه ای را مطالعه کردم. برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است.»

هاشمی رفسنجانی حتی سه روز پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی که «پیشنهادهایی برای دفتر رهبری داشتند» گفته بود که «ایشان آمادگی دارد دفتری تنظیم کند که متکی به جریان خاصی نباشد و حالت جامعیت داشته باشد.»

جلسه سران سه قوا چندی پیش از درگذشت آیت الله خمینی

ظهر همین روز هاشمی رفسنجانی برای شرکت در مراسم فاتحه ای که آیت الله خامنه ای برپا کرده بود٬ به دانشگاه تهران رفته بود. «بعد از من آیت الله خامنه ای رسیدند، مردم خیلی گرم استقبال کردند و شعار اطاعت از خامنه ای اطاعت از امام است جا افتاده. برای اسم ایشان صلوات می فرستند اما ایشان به آقای [محمد تقی] فلسفی که سخنران جلسه بودند گفتند که دیگر صلوات نفرستند.»

این وضعیت البته دیری نپایید. دو روز بعد آیت الله خامنه ای دچار تردیدهایی شده بود. «به دانشگاه تهران رفتم. سران سه قوه برای امام جلسه فاتحه گذاشته بودند. قرآن و شعر و صحبت بود . . آقای سید حسن طاهری خرم آبادی به مردم گفت هنگام شنیدن اسم آقای خامنه ای یک صلوات بفرستند . . . تلفنی از آقای خامنه ای در این خصوص سئوال شد گفته بودند که فعلا منع شود تا مشورت کنیم.»
‘رادیکال ها و تندروها’ در خاطرات هاشمی رفسنجانی

جمله پایانی هاشمی در یادداشت روز هفدهم خرداد نشان می دهد که او وقت زیادی را به جزئیات و مدیریت رفتار دیگران با رهبر جدید اختصاص داده و می نویسد «آقای علی آقامحمدی آمد. . . . گفت هنوز تعدادی از تندروها با رهبری آیت الله خامنه ای مخالفند.»

عمده افرادی که هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از آنها با صفت «تندرو و رادیکال و جریان سوم» یاد می کند٬ چهره های جناح چپ و برخی از افراد نزدیک و منسوب به «دانشجویان پیرو خط امام» و نزدیکان آنها هستند.

دانشجویان پیرو خط امام، در جریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشتند و عمدتا افراد مورد اعتماد و نزدیک آیت الله خمینی محسوب می شدند. شماری از همین افراد نزدیک به دو دهه بعد با عنوان اصلاح طلب در صحنه سیاسی ایران ظهور کردند.

از جمله افرادی که در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تندروی نسبت داده می شوند، آیت الله منتظری هم که چند ماه پیش، در چند قدمی رسیدن به رهبری جمهوری اسلامی از قائم مقامی رهبری برکنار شده بود از جمله مخالفان رهبر جدید بود. هاشمی رفسنجانی اما همچون سیاستمداری زبردست تلاش کرد هم از استاد سال های دورش و هم از آیت الله محمدرضا گلپایگانی مرجع تقلید وقت و اولین نامزد مطرح شده برای جانشینی آیت الله خمینی، برای رهبر تازه تاییدیه بگیرد.
چرا پیام آیت الله منتظری از تلویزیون پخش نشد؟

آیت الله خامنه ای در هنگام انتخاب به عنوان رهبر شرط مرجعیت را که قانون اساسی لازم می دانست نداشت و مطابق قانون اساسی اول جمهوری اسلامی، انتخاب او عملی غیرقانونی از سوی مجلس خبرگان بود. هرچند آیت الله خمینی پیش از درگذشت موافقتی شفاهی داشت تا جانشین اش مرجع نباشد اما تایید رهبری آیت الله خامنه ای از سوی دو مرجع تقلید بیشتر از آثار سیاسی در عالم حوزه و در میان روحانیون اهمیت داشت.

«آقای ابراهیم امینی آمد گفت آقای منتظری با رهبری آقای خامنه ای مخالف است و تایید نمی کند. گفتم تلاش کنند که تایید کنند و متقابلا ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم . . . آقای [محمدرضا] مهدوی کنی [او در حال حاضر به جای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان است] آمد و گفت رهبری تلگرافی به آقای گلپایگانی بزنند مبنی بر تشکر از حضور در نماز برای امام و عرض تسلیت، و آقای گلپایگانی در جواب رهبری را تایید کنند. گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود سپس تلگراف آقای خامنه ای ارسال شود.»

چند روز بعد در روز ۲۳ خرداد نامه آیت الله منتظری رسیده بود. «رهبری ایشان را تایید کرده به امید اینکه آقای خامنه ای جواب بدهند و در رسانه ها پخش شود» اما یادداشت دور روز بعد هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که علیرغم پخش نامه آقای منتظری از رادیو و با وجود توافق هاشمی رفسنجانی با آیت الله خامنه ای این اتفاق نیفتاده است.

«با آیت الله خامنه ای درباره جواب به تایید آیت الله منتظری مذاکره و تصمیم گیری شد. . . شب تلویزیون نامه و جواب مربوط به آقای منتظری را نخواند. از آقای خامنه ای علت را پرسیدم. گفت که تلفن های زیادی مبنی بر گله و شکایت به دفتر شده٬ استخاره شده و تصمیم به عدم نشر در تلویزیون گرفتم.»
ناامیدی غربی ها از سخنرانی رهبر جدید درباره آمریکا

تابستان ۱۳۶۸ در حالی آغاز شده بود که با درگذشت آیت الله خمینی، تصور می شد جدی ترین مخالف رابطه با آمریکا جایش را به یک رهبر میانه رو داده است. همچنین نشانه های آشتی جویانه ای که از سوی رئیس جمهور آینده ایران فرستاده می شد٬ کافی بود که بدبین ترین افراد را هم نسبت به تغییر رویه بین المللی ایران امیدوار کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی در نقل خاطراتش سعی دارد رابطه ویژه خود با آیت الله خامنه ای را برجسته کند

هاشمی رفسنجانی در یادداشت روز پانزدهم خرداد نوشته که «از گزارش ها بر می آید غربی ها از انتخاب آیت الله خامنه ای خوشحالند و امیدوارند اعتدال حاکم باشد و رادیکال ها منزوی شوند» اما چند هفته بعد در یادداشت روز ۲۴ مرداد می نویسد «در گزارش ها اظهارات دیروز آیت الله خامنه ای در مورد آمریکا آنها را دلسرد کرده و تفسیر به اختلاف نظر و تقویت موضع رادیکال ها کرده اند.»

پیش از آن موضوع گروگان گرفته شدن چند آمریکایی در لبنان و وارد شدن ایران به عنوان میانجی، به احتمال آماده شدن زمینه عادی سازی روابط ایران و آمریکاد دامن زده بود اما یکی از اولین سخنرانی های آیت الله خامنه ای در دوره رهبری اش در ۲۳ مرداد، پایانی بر خوش بینی ها بود. آیت الله خامنه ای گفته بود «دولت آمریکا پس از رژیم اشغالگر قدس منفورترین دستگاه حکومتی نزد ملت ایران است.»

سخنرانی آیت الله خامنه ای در دوره ای که به نظر می رسید با سیاست های آشتی جویانه هاشمی رفسنجانی احتمال گشایشی در روابط ایران و آمریکا پدید آمده نشان از دست بالاتر او در این زمینه

داشت که اینک با گذشت بیش از دو دهه از آن روزها، برای کمتر کسی از ناظران مسائل ایران پوشیده است.

رهبر ایران «امکان مذاکره و برقراری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را شدیدا رد کرده» بود. حتی چند هفته بعد میانجیگیری وزیر خارجه پاکستان در سفر به تهران برای برقراری روابط سیاسی ایران و آمریکا ناکام ماند.
۲۶ مرداد ۱۳۶۸، استعفای آیت الله خامنه ای از ریاست جمهوری

روز ۲۶ مرداد۱۳۶۸ یعنی روز تحلیف ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی رسما آخرین روز نخست وزیری موسوی و ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود. «استعفای رهبری از سمت ریاست جمهوری رسید که در مراسم تحلیف مطرح شود . . . آقایان موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی ها هم بودند. به نظر می رسید از جایگزینی آقای [محمد] یزدی [رئیس جدید قوه قضاییه] ناراحتند.»

در این روز مقر ریاست جمهوری که در اختیار آقای خامنه ای بود به رئیس جمهور جدید تحویل داده شد. هاشمی رفسنجانی در یادداشت هایش از نامرتبی و فرسودگی ساختمان و وسایل آن گلایه کرده و یادداشت های او نشان می دهد که در روزهای بعد تعمیر و نوسازی ساختمان با سرعتی زیاد آغاز می شود و برای رئیس جمهور جدید که از کمر درد رنج می برد٬ استخر و سونای کوچکی هم ساخته شد. سرعت بازسازی مقر ریاست جمهوری به حدی بود که یک بار هم رئیس جمهور در حمام ریاست جمهوری گیر افتاد چون «دستگیره ها را برای آبکاری بازکرده بودند.»

تفاوت های ساختمان از دید افرادی که پیش از این هم به آنجا رفت و آمد داشته اند٬ محسوس بوده. منظره هایی که آقای خامنه ای را در یکی از بازدید هایش از مقر ریاست جمهوری به نوشته هاشمی، به تعجب انداخته بود.
پیشنهاد محل برای ساخت مقر رهبر تازه: منظریه، لواسان، مجلس مشروطه

آقای هاشمی رفسنجانی پیش از تحویل گرفتن ساختمان ریاست جمهوری از آقای خامنه ای برای ساختن مقر رهبر جدید ایران تلاش کرده بود. پیشنهادهای او منطقه منظریه جنگل های عباس آباد در مناطق مرکزی تهران٬ لواسانات و حتی به اشاره محسن رفیقدوست منطقه بهارستان و مجلس مشروطه بود، اما انتخاب نهایی رهبر جدید هیچ یک از اینها نبود.

آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه کتاب اشارات جالبی به زندگی آیت الله علی خامنه ای دارد که به دلیل قلت اطلاعات درباره زندگی رهبر ایران جالب است. یکی از این ها ابراز شکایت آیت الله خامنه‌ای به او درباره «یکنواخت شدن زندگی اش» است و هاشمی به نقل از او می نویسد «بنای تنوع بیشتری در برنامه های کاری دارند.»

آقای هاشمی در این کتاب می نویسد که روزهای یکشنبه یا دوشنبه هرهفته با رهبر ایران ملاقات حضوری داشته و سال های بعد حتی فاش کرده به دلیل این که این ملاقات ها ضبط نمی شود حرف های صریحی بین آنها رد و بدل می شود.

جای جای خاطرات سال ۱۳۶۸ اشارات هاشمی به برقراری «تفاهم کامل» با آیت الله خامنه ای است. این موضوع در آخرین دیدار آنها در سال سرنوشت ساز ۶۸ هم درج است.

هاشمی در آخرین یادداشت های این سال می نویسد که همراه خانواده برای تعطیلات نوروز ۶۹ عازم کیش است و شب ۲۷ اسفندکه آیت الله خامنه ای مهمان او بوده درباره «سفر ایشان و سفر من در ایام عید نوروز » صحبت شده است.

خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی گرچه مختصر است و گاه جای موضوعات مهم و اساسی در آن خالی است اما انتشار آن درنوع خود حرکتی جسارت آمیز در ایران است.

«سه شنبه ۲۹ اسفند . . . . چند نوع تقویم برای نوشتن خاطراتم آوردند. یکی را انتخاب کردم. معمولا فهرستی از کارها٬ خاطره ها و مسائل داخلی و خارجی هر روز را در صفحه همان روز تقویم می نویسم؛ به امید اینکه در آینده دریچه ای به سوی تاریخ واقعی باشد؛ طبعا خیلی مختصر است.»

No responses yet

Mar 07 2013

هاشمی خواستار حضور همه «گروه‌های وفادار» به حکومت در انتخابات شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، از سران جمهوری اسلامی ایران، خواستار فراهم آوردن امکان حضور همه گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های «وفادار به حکومت و قانون اساسی کشور» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شد.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آقای هاشمی رفسنجانی که روز چهارشنبه، ۱۶ اسفند، منتشر شد، او ضمن انتقاد از جریان‌های «تندرو و کوته‌نظر» که در ایران «میدان‌دار» شده‌اند، هشدار داد که «سنگ‌اندازی» آنها در مسیر برگزاری انتخابات و «ناامیدسازی نیروهای کارآمد و مسئولیت‌شناس» به ضرر حکومت ایران است.

به نظر می‌رسد اشاره‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به محمود احمدی‌نژاد و اطرافیان او باشد که از سال ۱۳۸۴ تاکنون دولت ایران را در اختیار گرفته‌اند.

آقای هاشمی از منتقدان اصلی دولت کنونی است و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، محمود احمدی‌نژاد را به‌صورت تلویحی با ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهور ایران، مقایسه کرد که در سال ۱۳۶۰ و در پی اختلاف با اسلام‌گرایان حاکم در کشور از سمت خود عزل شد.

او در ادامه سخنان خود ضمن دعوت از «نیروهای سیاسی و جریان‌های فراگیر و مردمی» برای حضور در انتخابات از مسئولان حکومت ایران خواست «برخوردی یکسان و پدرانه» با آنان داشته باشند.

اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از این بارها نسبت به «حذف نیروهای دلسوز و وفادار به انقلاب و قانون اساسی» اظهار تاسف کرده و خواستار ورود دوباره این نیروها به بدنه حکومت ایران شده است.

در پی انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ که به اعتراضات گسترده‌ای انجامید، بسیاری از شخصیت‌های اصلاح‌طلب که در گذشته مسئولیت‌هایی را در حکومت بر عهده داشتند به زندان افتادند یا در خانه خود محبوس شدند، از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد این انتخابات.

از این رو سخنان هاشمی رفسنجانی جانب‌داری از این چهره‌ها تلقی شده است.

آقای هاشمی همچنین در ماه‌های اخیر بر ضرورت برگزاری «انتخابات آزاد و شفاف» تاکید بسیاری داشته و آن را «راه بازگشت تعادل به جامعه» خوانده است.

این مواضع، واکنش منفی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را در پی داشته است، به‌ طوری که چند ماه قبل ضمن هشدار نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» گفت که چنین توصیه‌هایی به «دشمن» کمک می‌کند.

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار می‌شود و اگرچه برخی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی از اکبر هاشمی رفسنجانی برای نامزدی در این انتخابات دعوت کرده‌اند، پاسخ او تاکنون منفی بوده است.

No responses yet

Mar 07 2013

چاوز چه مذهبی داشت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهـــر :مرگ هوگو چاوز که نیمه شب گذشته اتفاق افتاد، واکنش های زیادی را در دنیا به همراه داشت. واکنش هایی که شاید سخنان امروز رئیس جمهوری ایران متفاوت تر و داغدارانه تر از تمام آنها بود.

احمدی نژاد که صمیمیتش با چاوز در هیچ یک از روابط دیپلماتیک دیگرش نمونه نداشت امروز به جز پیام تسلیت رسمی، در جلسه هیات دولت هم درباره چاوز و شخصیت فردی و سیاسی او صحبت کرد. «بسیجی»، «مخلص» و «حزب الهی» صفت هایی بودند که رئیس جمهور در این جلسه برای توصیف شخصیت و منش چاوز به کار برد و گفت که «او صراحتاً اعتقاد خود به پیامبران الهی را اعلام می کرد و با روحیه یک بسیجی مخلص تمام عیار و حزب الهی و عاشق مردم بود.»

بر اساس همین تعریف هم بود که احمدی نژاد در پیام تسلیتی که صبح بعد از مرگ چاوز فرستاد، نوشت: «او به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.»

هوگو چاوز اگرچه در دنیا به عنوان یک چپ گرای سوسیالیست شناخته می شد اما به سیاق دیگر چپ ها، روی ماتریالیست بودن و بی اعتقادی اش به خدا تاکید چندانی نداشت. مذهب او در مجامع رسمی مسیحی کاتولیک رومی معرفی شده بود و هر جا در روابط دیپلماتیک پای مذهب به میان می آمد، چاوز با مقامات کشورها از در همراهی وارد می شد.

طبق همین رویکرد هم بود که در سال 88 وقتی به ایران سفر کرده بود، همراه با احمدی نژاد و تیم همراهش به مشهد مقدس رفت و از حرم حضرت امام رضا(ع) بازدید کرد. سفری که اگرچه احمدی نژاد آن را نشان دهنده عمق اعتقادات مشترک و برادرانه دو ملت و دو دولت دانسته بود اما حاشیه های زیادی به همراه داشت؛ از حرمت مکانی که غیرمسلمان نباید وارد آن شود گرفته تا اظهار نظرهای مذهبی هوگو چاوز درباره ظهور امام زمان که گفته بود «حضرت مسیح(ع) به همراه حضرت مهدی(عج) دوباره ظهور خواهند کرد و یک روز با هم قدرت را به دست خواهند گرفت.»

چاوز حتی در این سفر همراه با محمود احمدی نژاد سر سفره افطار نشست تا عده ای به کنایه هم که شده بگویند اسلام آورده و رسانه ها موشکافانه تر رفتارهای بعدی چاوز را پیگیری کنند. انتشار عکس های او در قرارهای غیر دیپلماتیک و تعاملاتی که با ستاره های دنیای هنر و مردم کوچه و خیابان داشت نتیجه همین موشکافی رسانه های داخلی نسبت به رفتارهای مذهبی رئیس جمهور چپ گرای ونزوئلا بود.

No responses yet

Mar 07 2013

در یزد اعتراض می کنند که بجای بنزین به آنها آب فروخته اند! بروید خدا را شکر کنید آخوند ملعون بجای بنزین در باک ماشین شما نشاشیده!

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,محیط زیست,ملای حیله‌گر

No responses yet

Mar 06 2013

هیئت وزیران تصویب كرد: عزای عمومی در كشور به احترام درگذشت هوگو چاوز

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

جام جم: با تصویب هیئت وزیران و به احترام درگذشت رییس جمهور فقید ونزوئلا امروز در كشور عزای عمومی اعلام شد.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری در جلسه امروز چهارشنبه هیئت دولت كه به ریاست دكتر محمود احمدی نژاد تشكیل شد به پاس قدرشناسی از هوگو چاوز رییس جمهور فقید ونزوئلا و به احترام ملت این كشور مصوب شد امروز چهارشنبه شانزدهم اسفند ماه در كشور عزای عمومی اعلام شود.

هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا روز گذشته بر اثر بیماری سرطان درگذشت.او دو سال تحت درمان بود اما این درمان كارساز نبود و سرانجام تسلیم مرگ شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .