اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'دانشگاه'

Dec 28 2018

بیانیه نماینده سراوان: نقشي در تنظیم مقاله علمی نداشتم/از این خطای غیرعمد بهره‌برداری سیاسی شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تقلب,دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آفتاب: نماینده سراوان در مجلس طی بیانیه‌ای تصریح کرد: در شرايط فعلي به سادگی فریب فرافکنی های افراد فرصت طلب و بدخواه جوانان را نخوریم تا از کوچکترین اشتباهات جوانان برای رسیدن به مقاصد شوم سیاسی خود بهره ببرند.
آفتاب‌‌نیوز :
محمد باسط درازهی نماینده مردم سراوان در مجلس شورای اسلامی در خصوص سرقت علمی منتسب به وی بیانیه‌ای منتشر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

به اطلاع مردم شریف ایران و شهرستان‌های سراوان، سیب و سوران و مهرستان می‌رساند.
پیرو انتشار مطلبی مبنی بر منتسب نمودن مقاله‌ای به اینجانب در رسانه‌ها به استحضار می‌رساند اینجانب و سایر اساتید همکار هیچگونه نقشی در تهیه و تنظیم آن مقاله نداشته و نویسنده مسئول، دانشجو می باشد که بنده از منابع مقاله و تهیه و تدوین مطالب بی اطلاع بوده ام. اگر چنانچه خطا و اشتباهاتی صورت گرفته می بایست دبیرخانه مسابقات کشور چین که فرصت بررسی مقاله را داشتند به چنین موردی رسیدگی می کردند. رشته تخصصی بنده ارتباطی با مقاله مورد نظر نداشته و فقط کار ترجمه مطالب از عهده بنده بر آمده است و طبق تصوری که برخی از دانشجویان دارند و قوانین شرکت در مسابقات آنان به اجبار اقدام به درج نام اساتید و همکاران در مقاله خود به عنوان نویسنده می کنند تا اساتید به عنوان کمک و همراه بتوانند در مسابقات همراه آنان باشند. برای پذیرش مقاله در هر ژورنال و استفاده و ارائه می بایست در حیطه تخصصی خود به این کار اقدام نموده تا بتوان از مزایای آن استفاده کرد و مقاله مذکور طبق قوانین کشورمان دارای ارزش و اعتبار علمی یا ISI نمی باشد تا بتوان از آن رزومه سازی و بهره‌برداری کرد. و مقام مربوطه در مسابقات در بخش پرواز ربات به تیم رباتیک تعلق گرفت و مقام بهترین مقاله به تیم کشور دیگری اهدا شد و هم اکنون این مقاله جزو مقالات حذفی و تایید نشده است.

این خطای غیر عمد پیش آمده توسط دانشجوی مربوطه که بی شک ایشان را از جوانان مستعد، پرتلاش، و با استعداد می دانم که متاسفانه در اثر نداشتن همکار متخصص، عدم وجود رشته مربوطه در دانشگاه، فاقد بودجه لازم برای شرکت در مسابقات، نبود وقت کافی در تهیه مقاله، بی تجربگی و اولین تجربه ایشان برای شرکت در مسابقات خارجی بروز چنین خطاهایی دور از انتظار هم نبوده و گرفتن چنین ایراداتی از دانشجویان می بایست درست و منطقی و در جای خود صورت می گرفت، نه بعد از گذشت پنج سال و در جهت بهره‌برداری سیاسی و تخریب. تهیه چنین مقاله ای قطعاً نه از روی عمد بلکه بخاطر مسائل دیگر اتفاق افتاده است و وظیفه ما در مواجهه با این موارد این است که دانشجو را به درستی راهنمایی کنیم نه تخریب و دروغ فرافکنی و پیش داوری قبل از بررسی دقیق علل وقوع این اشتباه توسط نهادهای مربوطه.

یک جوانی از دورترین نقطه محروم کشور(سراوان) به دور از امکانات دانشگاهی و تجهیزات مربوطه با داشتن علاقه شدید به علم رباتیک اگر از روی ناآگاهی در تجربه اول مرتکب خطایی شد این نباید ابزاری بشود برای بهره‌برداری های سیاسی و تخریب چنین دانشجویان فعال و پر تلاشی.

همچنین بنده در هیچ همایش داخلی دیگری اجازه نشر این مقاله را ندادم و اگر جایی منتشر شده این کار توسط دبیرخانه همایش و غیر قانونی و بدون اجازه بنده صورت گرفته است. در شرایط فعلی به سادگی فریب فرافکنی‌های افراد فرصت طلب و بدخواه جوانان را نخوریم تا از کوچکترین اشتباهات جوانان برای رسیدن به مقاصد شوم سیاسی خود بهره ببرند.

به امید فردایی بهتر برای تمامی جوانان ایران زمین

محمد باسط درازهی نماینده مردم شریف شهرستانهای سراوان، سیب و سوران و مهرستان

No responses yet

Nov 24 2018

دانشجوی افغان در ایران: هویت خود را در دانشگاه مخفی می کردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایران وایر: در تمام دوران دانشگاه تلاش می‌کرده هویت افغانستانی خود را از دیگران مخفی نگه دارد تا مبادا با رفتار و نگاه‌های آزار دهنده دانشجویان ایرانی مواجه شود: «همه سعی می‌کردیم کسی نفهمد که ایرانی نیستیم. هیچ حس خوبی نیست که با همه متفاوت باشی. به خاطر همین من با هیچ کس دوست نمی شدم چون نمی‌خواستم بفهمند من مثل آن ها نیستم. یا مجبور می شدی به خاطر خیلی مسایل و مشکلات زندگی خود به آن ها دروغ بگویی.»

دو سال است که فارع‌التحصیل شده اما هیچ اداره‌ و شرکتی حاضر نیست او را استخدام کند. می‌گوید شهروندان افغانستانی که در ایران تحصیل کرده اند و در بخش‌های مختلف تخصص دارند، به ندرت‌ تنها در برخی از شرکت‌های خصوصی استخدام می‌شوند.

«تبسم» زاده افغانستان و مقیم مشهد است. او سال ۱۳۹۵ از دانشگاه علمی کاربردی مشهد در رشته «IT» با گرایش طراحی صفحات وب مدرک کارشناسی خود را گرفت. در این مدت بارها برای یافتن کار به ادارات و شرکت‌های مختلف سر زده ولی هنوز نتوانسته است کار پیدا کند.

تبسم سال ۱۳۶۷ در کابل افغانستان متولد شده و هنگامی که فقط پنج ساله بوده، همراه خانواده اش به ایران مهاجرت کرده و در مشهد ساکن شده است. سفر خانواده‌ اش به ایران ابتدا برای سیاحت بوده اما تشدید جنگ در افغانستان باعث می‌شود که دیگر به آن جا بر نگردند.

روزهایی را که به دلیل افغانستانی بودن در مدارس ایران پذیرفته نمی‌شده، هنوز فراموش نکرده است. یادش می‌آید که خانواده‌اش با چه مشکلاتی برای او و برادرش کارت واکسن درست کردند و آن ها را از مدرسه «بعثت» که یکی از مدارس غیرانتفاعی افغانستانی‌ها است و در آموزش و پرورش ایران اعتباری ندارد، به دبستان «هاشمی نژاد» مشهد منتقل کردند. آن ها چهار سال را در مدرسه بعثت درس خوانده بودند چون هیچ مدرسه دیگری حاضر نمی شد کودکان مهاجران افغانستانی را بپذیرد: «در دبستان هاشمی نژاد مشهد در منطقه “طلاب” مراجعه کردیم. در اول قبول نمی‌کردند. به خیلی سختی و مشکلات پذیرفت که از ما امتحان بگیرند چون مدارک مدرسه قبلی ما اعتباری نداشتند. خیلی دوندگی‌ها داشت. آموزش پروش، کارت واکسین و… می‌خواستند. به ما کارت واکسین نمی‌دادند چون در ایران به دنیا نیامده بودیم و هیچ گواهی ولادتی نداشتیم. بالاخره خانواده ما با هزاران زحمت از بیمارستان هاشمی برای من و برادرم کارت واکسین تهیه کردند. مدرسه هاشمی نژاد از ما امتحان گرفت و هر دو ما را در کلاس پنچم جذب نمود.»

او و برادرش هر سال تحصیلی باید از اول این پروسه ثبت نام را طی می کرده اند و هربار چند روز طول می‌کشیده است. تبسم می گوید کمک‌‌های موقتی سازمان ملل متحد تنها دل خوشی آن‌ها در دوران مدرسه بوده است: «شاید حدود سال های 1377 سازمان ملل از مهاجران خیلی حمایت می کرد؛ مثلا در مدارس به مهاجران سالی یک بار تمام مایحتاج تحصیلی مثل کتاب، دفتر، قلم و… را می‌دادند ولی بعدها کمک‌هایشان قطع شد.»

او در دوران مدرسه بارها مورد تبعیض واقع شده است: «در اوایل برخوردها خوب بود. هم‌ کلاسی‌هایم و بعضی از معلمین خبر نداشتند که من افغانستانی هستم. بعضی معلم‌ها هم بودند که رفتار خوب نداشتند. ولی وقتی که شامل دبیرستان شدم، چون برنامه‌ها مهم تر شده بود، تبعیض و بد رفتاری‌ها زیادتر احساس می شد. در بیش تر برنامه‌ها ما اجازه اشتراک نداشتیم و محدودیت ها بیش تر بودند؛ مثل بسیج که امتیازاتی داشت و ما حق عضویت نداشتیم یا مسابقات، المپیادها و امثال این ها. در انتخاب رشته هم، رشته‌های کاربردی، حرفه و فن بود که افغانستانی‌ها اجازه ثبت‌نام در آن را نداشتند؛ یعنی نمی توانستیم به هنرستان برویم.»

کلاس یازدهم بوده و خودش را برای کنکور آماده می‌کرده است که متوجه می‌شود دانش‌آموزان افغانستانی اجازه شرکت در کنکور را ندارند. حتی به آن‌ها اجازه ثبت‌نام در مقطع پیش‌دانشگاهی هم داده نمی‌شود: «کل آرزوهای پزشک شدن و درس خواندن و همه چیز را فراموش کردم. دیگر انگیزه زیادی هم برای درس خواندن نداشتم. متاسفانه همین باعث شد در دیپلم خود نمره‌ خیلی خوبی نداشته باشم. من بعد از دیپلم گرفتن مجبور شدم خانه نشین شوم در حالی که همه دوستانم یا دانشگاه رفتند یا کنکور می دادند.»

پس از مدتی تصمیم می‌گیرد در یکی از مدارس خودگران افغانستانی برای مقطع پیش دانشگاهی ثبت نام کند. بعد از دو سال خانه نشینی، از سیستم «دانشگاه علمی کاربردی» که بدون امتحان کنکور و بر اساس شرط معدل دانشجو می‌پذیرد، مطلع می‌شود: «آن جا رفتم اما هیچ کدام از رشته‌هایی که در ذهنم بود، از رشته‌های تجربی و طب را نداشت. مجبورا کامپیوتر را انتخاب کردم و قبول شدم. در سال 1386 در رشته‌ سخت افزار کامپیوتر وارد دانشگاه علمی کاربردی صنعتی خراسان شدم. پروسه ثبت نام آن خیلی سخت بود؛ چندین برابر یک ایرانی. از آن ها فقط دیپلم، عکس و شناسنامه لازم بود که ببرند و نیم ساعته ثبت‌نام می‌شدند. اما از مهاجران ماه‌ها طول می‌کشید. من رفتم از کنسول گری مشهد پاسپورت گرفتم، بعد رفتم افغانستان و از هرات ویزا تحصیلی گرفتم و دوباره آمدم ایران.»

تبسم خیال می‌کرده در محیط دانشگاه دیگر خبری از تبعیض نیست اما تصوراتش اشتباه از آب درمی آید. می گوید همراه چند مهاجر افغانستانی دیگر که در آن جا دانشجو بوده اند، همواره سعی می‌‌کنند تا هویت اصلی‌شان فاش نشود تا از کنایه و زخم‌ زبان در امان باشند: «یک روز که من رفته بودم با مسوول ثبت‌نام آن جا در مورد یک وضعیتم همراهش صحبت کنم، پاسپورتم را گذاشته بودم روی میزش که یک دانشجوی ایرانی وارد شد. او را بیرون کرد و در اتاق را هم بست که متوجه نشود من افغانستانی هستم. شاید فکر می کرد من دوست ندارم کسی بفهمد اما برایم عجیب بود انگار یک آدم فضایی را پنهان می کند.»

او ادامه می‌دهد که آن‌ها حتی در سیستم دانشگاه هم از دانشجویان ایرانی تفکیک شده بودند: «قبل از اسم ما، در سیستم نوشته شده بود “خ” و این همه جا ثبت بود؛ مثلا نام من “خ – تبسم” بود. یک روز در یکی از کلاس‌های عمومی ادبیات که خیلی شلوغ هم بود، استاد وقتی نام‌ها را می خواند، از من پرسید این “خ” که قبل از اسم‌تان نوشته اند یعنی چی؟ من خودم هم نمی‌فهمیدم. گفتم شاید منظورشان خانم بوده است استاد! لبخند زد و گفت “محمد” هم خانم است که قبل از اسمش “خ” نوشته اند؟ همه کلاس منفجر شد از خنده. خیلی تحقیر شدم. بعد فهمیدم منظورشان از نوشتن “خ” قبل از اسم ما افغانستانی‌ها، “خارجی” بوده است.»

پس از فراغت از دانشگاه، سراغ پیدا کردن کار می‌رود. ادارات دولتی و مرتبط با دولت که خط شان مشخص است و به هیچ وجه کارمند افغانستانی استخدام نمی‌کنند ولی شرکت‌های خصوصی نیز ترجیح می‌دهند که کارمند افغانستانی استخدام نکنند: «چند وقتی در یک شرکت طراحی وب‌ سایت کار کردم. اولش گفتند امتحانی بیا. بعد از حدود یک ماه، هر روز به من می‌گفتند شناسنامه بیاور که قرارداد رسمی ببندیم اما من حتی جرات نمی کردم بگویم شناسنامه ندارم یا ایرانی نیستم. اگرچه آن جا شخصی بود اما در آن مدت متوجه شدم که آن‌ها ترجیح می دهند کارمند افغانستانی استخدام نکنند. تقریبا می‌شود گفت هیچ شهروند یا مهاجر افغانستانی این جا با درسی که خوانده است، نمی‌تواند کار کند؛ مثلا در بیمارستان‌ها دکتر یا پرستار افغانستانی نمی گیرند، مگر واسطه‌ای باشد یا مخفی کار کند.»

تبسم امیدوار است وضعیت امنیتی افغانستان بهبود یابد تا به کشورش برگردد: «من همین چند هفته پیش افغانستان بودم. در این بیست و چند سال که از آن جا بیرون شدم، تا حال فقط سه بار به افغانستان سفر کرده ام. حسی که کشور خودم دارد، هیچ جا ندارد.»

No responses yet

Jan 23 2018

صادرات رایگان نخبه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دانشجویی,سیاسی

شهروند: فرشید شکر خدایی، رئیس انجمن بهره‌وری ایران: تمام دانشگاه‌های ایران به جز دانشکده‌های مدیریت زیانده هستند نخبه‌های ما علاقه‌ای به تحصیل در علوم پایه ندارند سالانه 180 هزار نفر از افراد تحصیلکرده از ایران خارج می‌شوند
«صادرات» البته نه از نوع کالا و خدمات، بلکه این‌بار ماجرای صادرات رایگان نخبه است، صادراتی که نه ارزش افزوده‌ای دارد و نه درآمدی. آن‌گونه که گزارش صندوق بین‌المللی پول می‌گوید ایران از نظر فرارمغزها رتبه نخست جهان را به خود اختصاص داده است. آمارها نشان می‌دهد که سالانه تا 180‌هزار نفر از افراد تحصیلکرده از ایران خارج می‌شوند. طبق آمار رسمی‌گذرنامه در‌ سال 87 روزانه 15 کارشناس‌ارشد، 4 دکتر و 54تا 75 نفر لیسانسه از ایران خارج می‌شدند. حالا شرایط بدتر شده و تعداد تحصیلکرده‌هایی که از ایران خارج می‌شوند تا چندین برابر افزایش یافته است. همین چند وقت پیش بود که رئیس پارلمان بخش خصوصی تهران نسبت به تبعات مهاجرت 1.5‌میلیون ایرانی هشدار داد. بخش خصوصی که به اذعان نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران داغدار جذب نیروی متخصص است، حالا بیش از هر زمانی عملکرد نظام آموزش عالی را مورد انتقاد قرار می‌دهد. از بی‌کیفیتی دانشگاه‌های ایران گرفته تا هزینه سربار آنها برای اقتصاد. بی‌توجهی به نیازهای بازار از دیگر انتقادات بخش خصوصی به عملکرد این نظام است. فرامرز انتصاریان، رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران درخصوص عملکرد دانشگاه‌هایی همچون شریف، امیرکبیر، علم و صنعت می‌گوید: این دانشگاه‌ها همانند خط تولید ماشینی است که بهترین مواد اولیه را دریافت و بهترین خودرو را تولید می‌کند، اما محصول نهایی خود را رایگان صادر می‌کند. درواقع سال‌ها منابع کشور را برای ایجاد ارزش افزوده برای دیگر کشورها هزینه کردیم. در چنین شرایطی نمی‌توان گفت کدام دانشگاه ما باکیفیت است و کدام بی‌کیفیت. فرشید شکرخدایی، نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران هم معتقد است که در نظام آموزشی ما تعریف درستی از مشتری وجود ندارد. مشتری آموزش پرورش، آموزش عالی است و مشتری آموزش عالی خود همین نظام است. درحالی دانشگاه‌های ما با خط‌کش تعداد قبولی‌ها در مقطع بعدی سنجیده می‌شود که در همه جای دنیا عملکرد دانشگاه‌ها براساس متوسط درآمد فارغ‌التحصیلان آن ارزیابی می‌شود. البته او بر این باور است که شرایط برای فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم پزشکی بسیار متفاوت است.
رشد بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها
براســاس آخرين آمار مركز ملي آمار ايران، كشور ما حدود 3ميليون و360‌هزار نفر بيكار دارد كه يك ميليون و 800‌هزار نفر آنها را افراد بين 15 تا 29‌سال تشكيل می‌دهند؛ ميانگين سني خاصي كه پاي فارغ‌التحصيلان دانشــگاه‌ها را هم به ميان می‌كشد. در سال‌های اخير با توجه به افزايش ظرفيت دانشگاه‌های كشور و آســان شدن تحصيل در مدارج بالای علمي، تعداد دانشجويان نيز با رشد چشمگيري همراه بوده و در مقايسه با يك دهه اخير بيش از دو برابر شده و به رقم 5 ميليون نفر رسيده است. این رشد اما در شرایطی حاصل شده که آمارها از افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار در کشور خبر می‌دهد. شکرخدایی در این‌باره می‌گوید: دانشجویان ما برای بازار کار تربیت نمی‌شوند. لیسانس تربیت می‌کنیم که فوق لیسانس بخواند. فوق لیسانس تربیت می‌کنیم که دکترا بخواند و دکتراهایمان را برای عضویت هیأت علمی آموزش می‌دهیم. در این پروسه صنعت و نیاز بازار کار هیچ جایگاهی ندارد.
80‌درصد داوطلبان
علاقه‌مند به تحصیل در 20 رشته
حدود نيمي از دانشجویان در رشته‌های علوم انساني درس می‌خوانند و 30‌درصد نيز رشته‌های فني را انتخاب كرده‌اند. به گفته مســئولان وزارت علوم، 80‌درصد جمعيت داوطلبان كشور تنها در 20‌درصد رشته‌ها علاقه‌مند به ادامه تحصیل هستند که در صدر آن پزشکی و سپس رشته‌های مهندسی برق، کامپیوتر، عمران و رشته‌های حقوق و روانشناسی قرار دارد. علت اين انتخاب‌ها، در كنار علاقه، دستیابی به بازار کار مناسب اعلام می‌شود.
حفاظت محیط‌زیست بیکارترین رشته تحصیلی
با اين حال آخرين بررسي‌ها نشان می‌دهد، رشته‌های علوم رايانه با40 و معماري و ساختمان سازی با 26‌درصد فارغ‌التحصيل بيكار در رتبه‌های دوم و چهارم بيكارترين رشــته‌های كشور قرار دارند درحالي‌كه بسياري از دانشــجويان، علاقه‌مند به تحصيل در رشته‌هایی نظير كامپيوتر، معماري و عمران هستند. رتبه نخست بيكارترين رشته‌ها به حفاظت محيط زيست با 49‌درصد اختصاص دارد. نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت در این خصوص می‌گوید: پذیرش دانشجو در ایران براساس نیاز بازار کار صورت نمی‌گیرد همین مسأله موجب شده که فارغ‌التحصیلان برخی از رشته‌ها بیش از نیاز واقعی کشور باشد. مگر ما چه تعداد فارغ‌التحصیل برای رشته‌های همچون محیط‌زیست نیازداریم.
آموزشگاه‌های کنکور رقیب صنعت شدند
بهترين آمار نيز از آن خدمات پزشــكي با 19 و رياضيات و آمار با 18‌درصد است. فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم پایه اما درحالی کمترین نرخ بیکاری را از آن خود کرده‌اند که به اذعان فعالان بخش خصوصی بیشتر فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها به جای صنعت، راهی آموزشگاه‌های کنکور شده‌اند. آموزشگاه‌هایی با گردش مالی 8 میلیاردی كه توانسته‌اند حقوق‌های میلیونی برای مدرسان خود در نظر بگیرند، حالا بسیاری از نخبه‌های رشته‌های علوم پایه را جذب خود کرده‌اند. شکرخدایی معتقد است: فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها از کارکرد کاربردی علومی که یاد گرفته‌اند، فاصله گرفته‌اند. درحالی‌که این افراد می‌توانند با انجام کارهای محاسباتی به بهره‌وری و پیشرفت بیشتر بنگاه‌های صنعتی کمک کنند، اما برای این افراد در بازار کسب و کار هیچ جایگاهی در نظر گرفته نشده است. در بهترین حالت واحدهای صنعتی بزرگ بودجه ناچیزی در منابع خود را برای استخدام یک کارشناس علوم پایه اختصاص می‌دهند، اما همین بودجه اندک در واحدهای کوچک تقریبا صفر است. او با اشاره به حجم بالای تقاضا در رشته‌های مهندسی و پژشکی، ادامه داد: متاسفانه نخبه‌های ما هنر و ادبیات فارسی و علوم پایه نمی‌خوانند و علاقه‌ای به استخدام در آموزش و پرورش به‌خصوص در مقاطع ابتدایی ندارند، ما گمان می‌کنیم هرکس که نخبه است باید پزشکی بخواند، باید مهندس شود درحالی‌که علوم پایه پاشنه آشیل توسعه در هر کشوری محسوب می‌شوند.
کیفیت دانشگاه‌های ایران چطور است؟
کیفیت دانشگاه‌های ایران چطور است. سوالی که انتصاریان پاسخ متفاوتی برای آن دارد: «هیچ دانشگاه باکیفیتی در ایران نداریم. شاید فکر کنید که دانشگاه‌هایی همچون شریف یا علم و صنعت باید کیفیت بالایی داشته باشند. اما مسأله اینجاست که دانشگاه صنعتی‌شریف در تبدیل دانش‌آموز به دانش‌آموخته بسیار خوب عمل می‌کند، اما محصول این دانشگاه درایران نمی‌ماند و کارایی در اقتصاد و زندگی ما ندارد که نشان دهد این دانشگاه باکیفیت است یا بی‌کیفیت. مثل این است که شما بهترین مواداولیه را دریافت کنی، بهترین خودرو را نیز بسازی ولی درنهایت محصول نهایی را به صورت رایگان به دیگر کشور‌ها صادر کنی.
دانشگاه‌های ایران زیانده هستند
«تمام دانشگاه‌های کشور به جز دانشکده‌های مدیریت زیانده هستند و هزینه آموزش آنها بیش از درآمدشان است.» فرشید شکرخدایی معتقد است اگردرآمد حاصل از برگزاری دوره‌هایی همچون MBA و نمونه‌های مشابه آن را کنار بگذاریم تمام دانشگاه‌های ما زیانده هستند. تا کی قرار است این دوره‌ها را برگزار کنیم. بالاخره روزی عمر این دوره‌ها در نظام آموزشی ایران به پایان می‌رسد.
ارتباط پزشکی با بازار کار
رتبه نخست پزشکی ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا و هفدهم در جهان از موفقیت جهانی ایران در این رشته‌ها حکایت می‌کند. موفقیتی که فعالان بازار ریشه آن را در ارتباط ایجاد شده بین دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها می‌دانند. رئیس کارگروه رقابت، خصوصی‌سازی و سلامت اداری اتاق بازرگانی ایران با اشاره به موفقیت نظام آموزش پزشکی ایران، گفت: پزشکانی که از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل می‌شوند شرایط بهتری از مهندسان و رشته‌های علوم انسانی دارند. دلیلش این است که در نظام آموزش عالی، پزشکي با کار عجین است و بیمارستان جزو دانشگاه است. به این معني که بازار کار با نظام آموزشی عجین شده و پیوسته است. این درحالی است که دانشگاه‌های رشته‌های مهندسی هیچ ارتباطی با کارخانه‌ها ندارند. این درحالی است که به اذعان رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران، در ژاپن شرکت‌های بزرگ کارمندان خود را از کلاس ششم، هفتم هشتم و نهم انتخاب می‌کنند. نظام آموزش پزشکی ما همین‌طور است. در نظام آموزش پزشکی نیز تا حدودی وضع این‌طور است. پزشکان و پرستاران در دوران تحصیل و دوره‌های آموزشی خود حقوق دریافت می‌کنند.او ادامه می‌دهد: این درحالی است که هیچ مدرسه حسابداری با شرکت حسابداری قرارداد ندارد و هیچ شرکتی هم حسابدار خود را از 16سالگی استخدام نمی‌کند. در کشورهای غربی نظام آموزشی به‌خصوص در دوران دبیرستان متمرکز بر مصرف و هدف است. بنابراین تعداد دروس در این دوره از 5 درس فراتر نمی‌رود. وقتی دانش‌آموزی در رشته حسابداری تدریس می‌کند دروس مربوط به آن رشته را مطالعه مي‌كند و در سن 16سالگی هم قادر به انجام این کار و ورود به بازار کار است.
لینک منبع خبر

No responses yet

Dec 07 2017

تسنیم: حمله تند خاتمی به روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دانشجویی,سانسور,سیاسی

گویانیوز: محمدرضا خاتمی فعال سیاسی اصلاح‌طلب دیروز در دانشگاه تهران انتقادات تندی را علیه حسن روحانی مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، محمدرضا خاتمی از فعالین اصلاح‌طلب روز گذشته در مراسم بزرگداشت روز ‌دانشجو در دانشگاه تهران که توسط یک تشکل اصلاح‌طلب برگزار شد، انتقادهای تندی را علیه رییس‌جمهور‌ و آنچه ستاره دار شدن دانشجویان در دولت دوازدهم می‌خواند، ابراز کرد.

وی افزود: آقای رییس جمهور‌، ستاره‌دارها چطور! مگر جز وزارت اطلاعاتِ شما، دانشجویان را ستاره‌دار می‌کند؟ بر اساس کدام قانون و‌ دادگاه دانشجویان را محکوم کرده‌اید؟

خاتمی خطاب به روحانی گفت: آقای روحانی خلاف قانون و قول و‌ قرارهایی که مردم با شما گذاشتند عمل‌نکنید، همه اینها در اختیار وزارت علوم و‌ وزارت اطلاعات شماست. انتظار‌ داریم در این موارد قوی‌تر عمل کند. به چه حقی دانشجویان را محروم و ستاره‌دار می‌کنید.

وی با بیان اینکه در دولت روحانی حتی یک‌ستاره‌دار هم قابل قبول نیست، مدعی شد: اگر کسی جرمی کرده طبق قانون‌ محاکمه کنید.

برادر رئیس دولت اصلاحات گفت: ما به آقای روحانی اعتماد کردیم و‌ همچنان اعتماد داریم ما از ایشان پشتیبانی کردیم و همچنان این را وظیفه خود می‌دانیم. از انتخاب خودمان پشیمان نیستیم و‌ نخواهیم شد اما حق داریم درموارد خاصی انتقاد خود را باصدای بلند اعلام کنیم اما‌ این تضعیف دولت نیست این وظیفه ما است.

وی در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر لزوم استقلال دانشگاه گفت: استقلال دانشگاه یعنی اینکه دانشگاه خودشان را اداره کنند. در جایی که می‌گوییم مردم باید سرنوشت کشور را در دست بگیرند درست است اما چطور است که اجازه نمی‌دهیم دانشگاه چنین وظیفه‌ای در اداره دانشگاه داشته باشند. نباید از بیرون دانشگاه تعیین کنند چه کسی باید دانشجو‌ شود و‌ چه کسی دانشجو نشود، چه کسی باید استاد شود چه کسی نباید استاد شود.

خاتمی مدعی شد: استقلال دانشگاه تنها استقلال ار دولت نیست استقلال از برخی نهادهاست که قصد نفوذ در دانشگاه‌ها را دارند.دانشگاهیان باید بتوانند به آزادی و اطلاعات و داده‌های مختلف کشور دسترسی داشته باشند و از مسئولین پرسشگری کنند. نمی‌توان دانشگاه را از ورود به مسائل به دلایل سیاه‌نمایی منع کرد. نباید دانشجو‌ را سر به زیر کرد تا او‌ نتواند حرفش را بزند.

No responses yet

Oct 29 2017

نامه ۵۵ استاد دانشگاه صنعتی شریفدر مخالفت با گزینه معرفی شده برای وزارت علوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: ۵۵ استاد دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای با اشاره به بی‌توجهی دولت و رئیس جمهوری به نظرات آنان، از نمایندگان مجلس خواسته‌اند که در بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی علوم، به نظر دانشگاهیان توجه کنند.

این نامه با اشاره به «افت روزافزون کیفیت آموزش و پژوهش، فقر شدید امکانات و نزول بی سابقه معیارهای ارزیابی علمی در در دانشگاه‌های کشور»، علت آن را «مدیریت ضعیف در سطح وزارت علوم» دانسته‌ است.

اساتید دانشگاه صنعتی شریف در نامه خود از نمایندگان مجلس خواسته‌اند «تنها به فردی رای اعتماد دهند که صلاحیت حرفه ای لازم و مقبولیّت در میان قاطبه دانشگاهیان را داشته باشد».

منصور غلامی، رئیس فعلی دانشگاه بوعلی سینای همدان، از سوی دولت حسن روحانی برای تصدی وزارت علوم معرفی شده و جلسه رأی اعتماد او قرار است امروز در مجلس برگزار شود.

No responses yet

Aug 03 2017

مشکلات مراکز آموزش عالی به نقطه هشدار رسیده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: بیش از ۸۰۰۰ فعال دانشجویی ضمن انتقاد از آنچه «فشار به تشکل ها و نشریات دانشجویی و سکوت مقامات وزارت علوم» در این مورد نامیدند،‌ اعلام کردند که «مشکلات و بحران مراکز آموزش عالی همچون بسیاری از حوزه های دیگر کشور به نقطه هشدار رسیده است».

این فعالان دانشجویی در نامه ای که در خبرگزاری ایلنا منتشر شد، از حسن روحانی،‌ رئیس جمهوری ایران، خواستند فردی را برای تصدی وزارت علوم معرفی کند که «در مقابل فشارها ایستادگی کند و کیان دانشگاه را امری قابل معامله نپندارد».

به گفته امضاکنندگان این نامه، در دولت آقای روحانی «بسیاری از برنامه‌ها و سخنرانی‌ها به دلایلی لغو شد و جمع زیادی از فعالان دانشجویی احضار شدند».

براساس این نامه، وزیر علوم و معاونان او «حتی یک بار به این روندها واکنش قاطعی نشان ندادند» و وروسای دانشگاه‌ها نیز«در اکثر موارد» با این اقدامات «هم‌صدایی» کردند.

به گفته امضاکنندگان این نامه، در دولت آقای روحانی «بسیاری از برنامه‌ها و سخنرانی‌ها به دلایلی لغو شد و جمع زیادی از فعالان دانشجویی احضار شدند».

این فعالان دانشجویی همچنین با اشاره به محرومیت تعدادی از دانشجویان از تحصیل خواستار آن شدند که «با حضور مدیرانی شجاع، توانمند و مقتدر در جایگاه روسای دانشگاه‌ها، پرونده‌ دخالت‌های غیرمرتبط در دانشگاه بسته شود».

پیش از این نیز در موارد متعددی تشکل‌های دانشجویی و برخی نمایندگان مجلس از ادامه فضای امنیتی در دانشگاه‌ها انتقاد کرده‌اند.

از جمله در فروردین سال جاری، ۷۲ انجمن اسلامی دانشجویان در بیانیه‌ای از احضار ۵۰ فعال دانشجویی به مراجع قضایی و تعلیق هفت انجمن اسلامی خبر داده و از «فشار و ایجاد محدودیت» بر سر راه فعالیت‌های دانشجویی توسط نهادهای داخل و خارج دانشگاه انتقاد کرده بودند.

همچنین ۹۲ تشکل دانشجویی در مرداد سال گذشته در نامه‌ای به رئیس جمهوری ایران ضمن انتقاد از ادامه «جَوّ ارعاب و تهدید» و فضای «امنیتی» در دانشگاه‌ها، به لغو برنامه‌های تشکل‌های دانشجویی و «دخالت‌های غیرقانونی و فراقانونی» در برگزاری آنها اعتراض کرده بودند.

در بهمن ماه ۹۴ نیز ۸۱۳ فعال نشریات دانشجویی در نامه‌ای از حسن روحانی خواسته بودند با «دستور قاطع» به مدیران آموزش عالی، مانع «روند رو به رشد برخوردهای غیرقانونی» با این نشریات شود.

در همین حال، ۸۰۰۰ فعال دانشجویی امضاکننده این نامه اعلام کردند که در برخی دانشگاه‌ها «اصولاً به منتقدان، مجوز نشریه داده نمی‌شود و در برخی دیگر نشریات بازبینی پیش از انتشار می‌شوند».

دراین نامه همچنین تاکید شد که « آن‌چه در این سال‌ها بر دانشگاه رفته‌است چیزی جز سیاست حرکت در مسیر انفعال و انزوای دانشجو و دانشگاه نیست».

این فعالان دانشجویی همچنین بر« مطالبه‌ قدیمی» فعالان دانشجویی و برخی از اساتیدمبنی بر« استقلال دانشگاه‌ها» تاکید کرده و خواستار انتخاب رئیس و مدیران و هیات امنا دانشگاه توسط دانشگاهیان و جلوگیری از« مداخله‌ نهادهایی که ریشه در دانشگاه ندارند» شده اند.

انتقادها و خواسته ها در شرایطی مطرح شده اند که حسن روحانی در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت امسال و در دوره نخست ریاست جمهوری خود بارها ضمن اعلام حمایت از فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی دانشجویان وعده داده بود که دولتش تلاش خواهد کرد تا دانشگاه از «فضای امنیتی» فاصله بگیرد.

وی حتی روز ۲۱ فروردین سال جاری در یک نشست خبری گفت که در دولت او فضای مدارس دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها «کمتر امنیتی شده است».

فعالیت تشکل‌های دانشجویی و صدور مجوز برای برخی تشکل‌های جدید از جمله دلایل استیضاح و برکناری رضا فرجی دانا، وزیر سابق علوم در مرداد ۹۳ بود، و پس از آن محمد فرهادی به عنوان وزیر علوم معرفی شد.

درهمین حال مدیریت محمد فرهادی در وزارت علوم انتقاداتی را به همراه داشت و برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس پیش از این از برخوردهای «منفعلانه» او انتقاد کرده بودند.

No responses yet

Jul 24 2017

مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری، حسین باقرزاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

گویانیوز: مرگ زودرس مریم میرزاخانی فقدانی بزرگ برای مردم ایران و جامعه ریاضی جهان بود. تعدادی از مقامات جمهوری اسلامی نیز به این خبر واکنش نشان دادند و مرگ او را تسلیت گفتند. این واکنش‌ها بیش از هر چیز این سؤال را پیش آورده که اگر مریم ایران مانده بود چه سرانجامی داشت. هر چه که بود بی تردید او مقام و موقعیت امروز را نداشت. جمهوری اسلامی سابقه درخشانی در تحمل و پرورش استعدادهای علمی و فرهنگی ندارد و بیشتر استعدادکُش بوده است تا استعدادپرور. کافی است به سرنوشت یکی دیگر از نابغه‌های ریاضی ایران بپردازیم و ببینیم که بر سر او در جمهوری اسلامی چه آمد.

اواخر سال ۱۳۵۸ من به ایران بازگشتم و بلافاصله در دانشکده علوم دانشگاه تهران به عنوان دانشیار رشته ریاضی مشغول به کار شدم. اندکی بعد کنفرانس سالانه انجمن ریاضی ایران در دانشگاه مشهد برگزار شد و من به عنوان یکی از شش عضو هیئت اجرایی انجمن و سپس دبیر آن انتخاب شدم. انجمن همه ساله یک مسابقه ریاضی دانشجویی در دانشگاه‌ها برگزار می‌کرد و به نفر اول این مسابقات جایزه می‌داد. اوایل تابستان بود که مراسمی برای معرفی برنده آن سال و اعطای جایزه به او برگزار شد. برنده، دانشجویی از دانشگاه اهواز به نام مهدی علوی شوشتری بود، ولی او نتواانسته بود در مراسم شرکت کند. هیئت اجرایی از من خواست که به عنوان دبیر انجمن پشت تریبون بروم و غیبت او را اعلام کنم – و این کار آسانی نبود.

مهدی علوی شوشتری متولد سال ١٣٣٤ بود و در سال ١٣٥٣ به دلیل فعالیت‌های سیاسی در اهواز دستگیر و به سه سال حبس محکوم شده بود. پس از آزادی از زندان در سال ١٣٥٧ برای تحصیل به آمریکا سفر می‌کند ولی در فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ایران بر می‌گردد و در دانشگاه جندی شاپور اهواز در رشته ریاضی ادامه تحصیل می‌دهد. او در دوران تحصیل شاگردی ممتاز بوده، و از قول یکی از استادان او در زمان تحصیلش در آمریکا نقل شده که از او به عنوان با استعداد ترین دانشجویی که داشته یاد کرده است. نفر اول شدن او در مسابقات ریاضی سراسری کشور در آن سال این نظر را تأیید می‌کرد.

پشت تریبون رفتم و اعلام کردم که نفر اول مسابقات ریاضی سراسری کشور در آن سال مهدی علوی شوشتری از دانشگاه اهواز است و بعد اضافه کردم که متأسفانه خبر شدیم که ایشان چند روز پیشتر اعدام شده است. جمعیت خبر را با ناگواری شنید و در سکوت فرو رفت. من نیز سکوت کردم و همان جا ماندم. این سکوت بهت آمیز مدتی طول کشید تا نجواها شروع شد و تقریبا همه دانستند که چرا او اعدام شده است. او که در شروع انقلاب فرهنگی با آن به مبارزه برخاسته بود در فاصله کوتاهی دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد. سپس به دلیل این فعالیت‌ها و عضویت در سازمان پیکار به اعدام محکوم می‌شود و در روز ۶ تیرماه ۵۹ تیربا ران می‌شود.


مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری

قاضی صادر کنده حکم، روحانی نسبتا جوانی به نام احمد جنتی بود که اکنون شهره خاص و عام است. صادق خلخالی در خاطراتش با اشاره به این که او نیز حکمی مشابه از خمینی برای قتل و اعدام گرفته بود می‌نویسد: «حضرت آقای جنتی، در اهواز و تهران، چند نفر از طاغوتیان را محاکمه و به اعدام محکوم کرد». از دید او و جنتی لابد یک دانشجو که در زمان شاه سه سال زندان کشیده نیز طاغوتی بوده است.

مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری، در زمان‌های مختلف نفر اول مسابقات ریاضی سراسری کشور بودند. امروز مقامات جمهوری اسلامی برای مرگ میرزاخانی اظهار تأسف می‌کنند ولی هیچ یک از آنان به استعدادهای فراوانی که در طول حیات این نظام عامدا سرکوب و نابود شدند کمترین واکنشی نشان نداده‌اند. میرزاخانی البته چون فعالیت سیاسی نداشت اگر در ایران مانده بود به چنین سرنوشتی گرفتار نمی‌شد ولی مسلما موقعیت امروز را نیز نداشت و استعدادی بود که ناشکفته به گور سپرده می‌شد.

No responses yet

Jul 02 2017

جنگ تازه بر سر لقمه بزرگ دانشگاه آزاد، ارزش لقمه دانشگاه آزاد در سال ۹۴، ۲۵۰میلیارد دلار برآورد شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: «علی اکبر ولایتی»، مشاور امور بین الملل آیت الله علی خامنه ای، رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای نظارت بر «برجام» و رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، جدیدترین چهره اصول گرایی است که وارد یک جنگ چند جانبه با دولت حسن روحانی شده است.

او جای روحانی، به مرکز تحقیقات استراتژیک رفت، در مجمع تشخیص مصلحت نظام، چهره نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی بود، عضویتش در هیات نظارت بر برجام، حمایت ویژه از تیم هسته ای به شمار می رفت و رییس هیات امنای دانشگاه آزاد شد چون دولتی ها و نزدیکان هاشمی او را اصول گرای میانه رو و میراث دار خوبی برای اکبر هاشمی رفسنجانی می دانستند. ولی حالا که پای یک لقمه بزرگ به میان آمده، وضعیت متفاوت شده است.

دور اول جنگ، پاک سازی نزدیکان و خانواده هاشمی از دانشگاه آزاد بود که با پیشتیبانی رسانه ای و سیاسی اصول گرایان، تقریبا انجام شد. دولت و طیف هاشمی با این تغییرات مخالفت کردند اما ولایتی تهدید کرد کار را به دستگاه قضایی می کشاند و بدین ترتیب، سکوت نسبی برقرار شد.

دور دوم دعوا اما بر سر رشته های دانشگاه آزاد در جریان است. نقطه شروع درگیری، حذف دو هزار و ۹۰۰ رشته محل دانشگاه آزاد از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری بود. این رشته ها در ۳۵۰واحد دانشگاه آزاد، در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می شدند. این اقدام وزارت علوم از سوی نمایندگان اصول گرای حامی ولایتی، به انتقام گیری و تلاش برای انهدام دانشگاه آزاد توصیف شد.

«محمدجواد ابطحی»، عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی گفته است چون ولایتی پس از دوران هاشمی، حیات خلوت برخی را از بین برده، علیه او جبهه گرفته اند.
«عباس گوهری»، مدیرکل برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد هم گفته است قصد وزارت علوم این است که با محروم کردن دانشگاه آزاد از پذیرش دانشجو، متقاضیان را به سمت دانشگاه هایی بفرستد که برخی افراد ممکن است از آن ها بهره مالی داشته باشند.
سایت «مشرق نیوز» که نزدیک به اصول گرایان است، در گزارشی، این افراد را مدیران ارشد وزارت علوم معرفی کرده که در دانشگاه های غیرانتفاعی نقش دارند.

ابتدا موضوع به صورت کدخدامنشانه و پشت پرده پی گیری شد و «علی محمد نوریان»، رییس دانشگاه آزاد بیانیه داد که پس از جلسه با ریيس سازمان سنجش آموزش کشور، مشکل دو هزار و ۵۰۰ رشته محل حذف شده، حل شده است. تکذیب این موضوع توسط سازمان سنجش اما پای علی اکبر ولایتی را به ماجرا باز کرد. رییس هیات امنای دانشگاه آزاد به تلویزیون رفت و گفت کارهای وزارت علوم، اعمال سلیقه، نقض قانون و بی حساب است و رفتار ما طبق قوانین مصوب مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است و برای رشته های حذف شده، ثبت نام می کنیم:«کاری به این نداریم که بیانیه فلان کارشناس وزارت علوم چه می گوید.»

یک روز بعد هم ۹۲ نماینده مجلس در نامه ای به وزیر علوم تذکر دادند که بی خیال حذف فله ای رشته های دانشگاه آزاد شود زیرا این اقدام می تواند به بی‌کاری ۳۰درصد کادر علمی و اداری دانشگاه آزاد منجر شود.

وزارت علوم می گوید این رشته محل ها را به این دلیل حذف کرده که واجد شرایط نیستند. به گفته «مجتبی شریعتی نیاسر»، معاون وزیر علوم، ظرفیت دانشگاه آزاد در مقطع کارشناسی ارشد ۷۸هزار نفر است و سه هزار و ۶۹۶ رشته برای این ظرفیت تایید شده است. او می گوید سال قبل برای کمک به شرایط اقتصادی دانشگاه آزاد، این رشته ها به چهار هزار و۶۰۰ افزایش پیدا کرد ولی مشروط به این شد که خودشان را با استانداردهای وزارت علوم تطبیق دهند اما تطبیق ندادند. به گفته این مقام وزارت علوم، امسال رشته هایی که تعداد هیات علمی استاندارد را نداشتند، حذف شده اند.

در اظهارات معاون وزیر علوم، یک نکته مهم وجود دارد؛ وزارت علوم سال گذشته، در دوره رییسی که نزدیک تر به دولت بود، برای حل مشکلات اقتصادی دانشگاه آزاد چنین مجوزی داده است؛ یک تجارت علمی تمام عیار. تیم ولایتی هم نمی خواهد این تجارت را از دست بدهد. احتمالا در صورت برکنار نشدن «حمید میرزاده» از ریاست دانشگاه آزاد و اوج نگرفتن جنگ ولایتی با تیم هاشمی در این دانشگاه، این مجوز امسال هم تمدید می شد.

در حال حاضر، مقام های وزارت علوم و دانشگاه آزاد گفته اند در تلاش هستند مشکل را به نحوی حل کنند. حل این مشکل اما پایان جنگ بر سر دانشگاه آزاد نیست. خیلی از جنگ های سیاسی جمهوری اسلامی بر سر همین لقمه های بزرگ و خوش مزه است. ارزش لقمه دانشگاه آزاد در سال ۹۴، ۲۵۰میلیارد دلار برآورد شده است. به طرفین ماجرا حق بدهید که برای داشتن آن بجنگند.

No responses yet

Mar 02 2017

بازداشت یک استاد دانشگاه قزوین به اتهام توهین به مقدسات

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

عصرایران: دادستان قزوین از بازداشت یکی از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به اتهام توهین به مقدسات خبر داد.

صادقی نیارکی دادستان قزوین در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان از بازداشت یکی از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین به اتهام توهین به مقدسات خبر داد.

وی ادامه داد: طبق گزارش واصله چندی پیش این استاد دانشگاه سر کلاس‌های درس به مقدسات توهین کرده بود.

حجت الاسلام و المسلمین صادقی نیارکی تصریح کرد: این فرد بازداشت و با قرار وثیقه روانه زندان شد.

No responses yet

Dec 16 2016

علم‌الهدی: دانشگاه باید به‌صورت مسجد در آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دانشجویی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، روز پنجشنبه با اشاره به این که دانشگاه می بایست به صورت مسجد در آید، گفته است، تدریس دروس حوزوی در دانشگاه یا حضور دانشجویان در حوزه‌های علمیه به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.

به گزارش ایرنا، احمد علم الهدی که در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه ها و طلاب حوزه‌های علمیه مشهد صحبت می کرد، اظهار داشت: معنای وحدت حوزه و دانشگاه آمیختگی دین و علم و نجات تعلیم و تربیت و علم تجربی از سکولاریسم است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرده است:«دانشگاه هم باید به صورت مسجد در آید و کانون عبادت شود همانطوری که یک مدرسه طلبگی مرکز عبادت می باشد و این معنای وحدت حوزه و دانشگاه است.»

وی افزوده است: «این جریانی که ایجاد شده که برخی از دانشجویان در دانشگاه درسهای حوزوی می خوانند یا حتی به حوزه می آیند و درسهای حوزوی می خوانند به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.»

موضوع « اسلامی کردن دانشگاه‌ها» و مخالفت با سکولاریسم در دانشگاه های ایران از همان سال‌های نخست پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ مطرح و با انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ وارد مرحله عملی شد. چند سال بعد از انقلاب فرهنگی با بازگشایی دانشگاه‌ها، شمار زیادی از اساتید و دانشجویان پاکسازی شدند.

به رغم تجربه انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بار دیگر رهبر و دیگر مسئولان عالی رتبه جمهوری اسلامی بر مساله اسلام کردن دانشگاه ها تاکید کردند.

در همین زمینه، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در سال۱۳۸۶ در دیدار با وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد طرح اسلامی کردن دانشگاه‌های ایران را مطرح و خواستار تلاش سریع دولت نهم در این زمینه شد.

معاون پژوهش و فناوری وزارت علوم دولت محمود احمدی نژاد نیز در خرداد سال ۱۳۹۰ با اشاره به این که «علوم انسانی اسلامی مطالبه جدی» رهبر ایران است چنین اظهار نظر کرده بود که «اسلامی کردن علوم انسانی در کشور از رفتن به فضا هم سخت‌تر است».

«نفوذ دشمن در دانشگاه»

احمد علم الهدی در ادامه گفته است: هم اینک تمام دشمنان و عوامل استکباری داخل و خارج کشور دانشگاه را هدف قرار داده اند و هر حادثه سیاسی که پیش می آید جریانها سعی می کنند دانشگاه را تصرف کنند بخاطر اینکه منفذ ورود در جامعه جریان نخبه پروری دانشگاه و کانون نخبگان دانشگاهی است.

وی اضافه کرده است: «هم اکنون دشمن در پروژه نفوذ، دانشگاه را هدف قرار داده چون آنقدری که می تواند در دانشگاه نفوذ کنند در روحانیت و حوزه نمی توانند نفوذ کنند اما این به آن معنا نیست که دشمن در حوزه هم نفوذ نمی کند.»

در همین زمینه، هفته گذشته کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران نیز به دنبال برگزاری مراسم سخنرانی ها به مناسبت روز ۱۶ آذر یا روز دانشجو، در دانشگاه ها از «نفوذ دشمن» در دانشگاه های ایران انتقاد کرده بود.

کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران با تاکید بر این که دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش در ایران در اختیار «دشمنان» است، شعار «زنده‌باد اصلاحات» در روز دانشجو را نشانه آن دانست که «دشمن به شدت» در داخل ایران «نفوذ پیدا کرده است».

وی اضافه کرده بود: «دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش کشورمان در اختیار آنهاست، زیرا با گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز درس ولایت در مدارس تدریس نمی‌شود.»

در سال جاری در چند دانشگاه‌ ایران مراسم هایی به مناسبت ۱۶ آذر برگزار شد و در برخی از آنها چهره‌های اصلاح‌طلب و در برخی دیگر اصولگرایان سخنرانی کردند.

در شماری از این مراسم ها دانشجویان شعارهایی را در اعتراض به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز، و همچنین ممنوع‌التصویر بودن محمد خاتمی سر دادند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .