اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 02 2015

دروغ گوبلزی ظریف و غرولندهای ستایش‌گران او

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سخنان اخیر محمدجواد ظریف مبنی بر اینکه هیچ روزنامه نگاری در ایران بخاطر ابراز عقیده و نظرش زندانی نیست شگفتی و واکنش گسترده طرفداران و ستایش‌گران دولت تدبیر و امید را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت.

به‌نظر می‌رسد آنچه جای شگفتی دارد نه سخنان ظریف بلکه همین شگفتی و حیرت دوستداران و شیفتگان او می‌باشد چرا که ممکن است در خصوص سرشت و چیستی جمهوری اسلامی‌ که ملغمه‌ای نامتجانس از خداسالاری و مردمسالاری است – اختلاف نظر وجود داشته باشد ولی پس از گذشت بیش از سه دهه از عملکرد آن، دیگر حتی خوش باورترین ناظران بی‌طرف هم در مورد عدم صداقت و گزافه‌گویی مقامات جمهوری اسلامی‌ اتفاق نظر دارند.

بر کسی پوشیده نیست جمهوری اسلامی‌ برپایه اصولی بنا شده که با هم‌گرایی منطقه‌ای و صلح جهانی سر ناسازگاری دارد. به دلیل دارا بودن همین اصول و ارزش‌های مغایر با نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی، جمهوری اسلامی‌ به‌جای بازی در چارچوب قواعد حفظ وضع موجود همواره به دنبال شکستن ساختار حاکم و تغییر وضع موجود بوده است. در خصوص اصول و ارزش‌هایی که مانع از هم‌گرایی و ادغام ایران با نظام بین الملل  می‌باشد  می‌توان به‌این موارد اشاره کرد:

یک- آرمان صدور انقلاب اسلامی‌ که لازمه آن توسل به توسعه‌طلبی، مداخلات منطقه‌ای، حمایت از خشونت و نا امنی و گسترش تروریسم می‌باشد؛

دو- ساختارشکنی و مبارزه با نظم مستقر بین‌المللی با رویکرد ایدئولوژیک دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان و استکبارستیزی؛

سه- عدم شناسایی کشور اسرائیل که توسط اکثر کشورها، سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی دیگر به عنوان کشوری دارای حاکمیت به رسمیت شناخته شده است؛

و چهار- خصومت با غرب و سر دادن شعار «مرگ» بر ضد آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته که از جمله نمودهای سیاست خارجی ستیزه جویانه جمهوری اسلامی‌ می‌باشد.

واکنش‌ها به سخنان ظریف و چند سوال

یکی از ابزارهای مورد استفاده در نظام‌های حکومتی تمامیت خواه، ماشین تبلیغات، گزافه‌گویی و دروغ‌پراکنی است بطوری‌که در دوره آلمان نازی که سودای سروری‌ نژاد به اصطلاح برتر آریایی بر دیگر نژادهای پست روی زمین را داشت جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات دولت هیتلر وظیفه تهییج احساسات مردمی‌ را برعهده داشت. او معتقد بود: «دروغ هر چه بزرگ‌تر باشد باور آن برای مردم راحت‌تر است.»

همین‌طور، وقتی در سال ۲۰۰۳ جرج بوش تصمیم به حمله به عراق گرفت در حالی‌که در روزهای پایانی هفته سوم این حمله، نیروهای آمریکایی در حال جنگ تن به تن در خیابان‌های بغداد بودند سعید‌الصحاف، رئیس دستگاه تبلیغاتی صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق خبر از زمین‌گیر شدن نیروهای آمریکایی در مرداب‌های جنوب این کشور  می‌داد.

آیت الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی‌ هم در استفاده از تبلیغات و گزافه گویی ید طولایی داشت ولی شاید تفاوت او با گوبلز و سعید‌الصحاف استفاده از دستاویز دینی و مذهبی از قبیل مخفی کاری و یا «تقیه» (بنا بر برخی روایت‌های اسلامی‌ ۹۰ درصد دین از تقیه تشکیل شده است)، دروغ گویی در قالب دروغ مصلحت آمیز شرعی و فریب کاری و نیرنگ در قالب آیه «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین» بود.

یک- با توجه به‌اینکه شالوده جمهوری اسلامی‌ بر پایه دروغ و ریا و تقیه بنا شده و وقتی بنیان‌گذار آن در پاریس وعده می‌دهد  در ایران ساختار دموکراتیکی مانند جمهوری لائیک فرانسه را تاسیس کند ولی بعد از قبضه قدرت در تهران زیر قول خود زده و یکی از سرکوب‌گرترین رژیم‌های حکومتی را پایه گذاری کرده و با قهقهه‌ای مستانه می‌گوید «خدعَه کردم!» چرا یک دروغ هر چند فاحش جواد ظریف، دوستان و دوست‌داران او را اینچنین برآشفته کرده است؟

دو- درست است که محمود احمدی‌نژاد رکوردار دروغ و تحریف در طول تاریخ معاصر کشور است ولی مطمئنا این نخستین بار نیست که دولت تدبیر و امید متوسل به دروغ‌های شاخدار  می‌شود. همین سال گذشته بود که رئیس جمهور در نیویورک گفت هیچ روزنامه نگاری به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای بازداشت نشده است و وقتی برخی به‌این سخنان روحانی اعتراض کردند خانم الهام امین زاده معاون حقوقی او همین ادعا را تکرار کرد. پس این همه واکنش و غرولند برای چیست؟

سه- هر چند همواره اصلاحات تدریجی را به تغییرات سریع و انقلاب‌های عمدتا ویران‌گر (از جمله انقلاب سال ۵۷ که حکم از چاله در آمدن و در چاه افتادن را داشت) ترجیح  می‌دهم ولی معتقدم جمهوری اسلامی‌ ساختاری اصلاح ناپذیر است چرا که همه کورسوهای امید برای اصلاحات تدریجی و آرام را بسته است. با این وجود، یکی از روزنامه نگاران سرشناس طرفدار اصلاحات و دولت تدبیر و امید [مسیح علی‌نژاد] از سخنان دروغ ظریف شوکه شده و در اعتراض به‌این سخنان، ویدیویی [2] منتشر کرده که در آن زار زار گریه  می‌کند. حال باید از ایشان پرسید بر چه پایه و اساسی به اصلاحات و وقوع تغییرات مثبت در ساختار جمهوری اسلامی‌ باور قلبی داشتند که شنیدن یک دروغ از رئیس دستگاه سیاست خارجی آن، چنین منقلب‌شان کرده است؟

چهار- فعالانی که تلاش  می‌کنند هر گونه مخالفتی با سیاست‌های دولت تدبیر و امید را بی‌اثر کنند تا به تعبیر خود دولت روحانی بتواند به وعده‌های خود جامه عمل بپوشاند باید توضیح دهند این دولت چه دستاورد بخصوصی در عرصه سیاست داخلی و خارجی خود داشته است. چرا که برخلاف تعریف و تمجیدهایی که از دولت کنونی صورت می‌گیرد بر طبق اظهارات سازمان‌های حقوق بشری، در این دوره تعداد اعدام‌ها و بویژه اعدام نوجوانان زیر سن قانونی در کشور رشد چشم گیری داشته و محدودیت‌ها بر روزنامه نگاران، روشن‌فکران و فعالان سیاسی و اجتماعی بیشتر شده است.

پنج- بهتر است کنش‌گرانی که ظریف را دیپلماتی بی‌نظیر و کارکشته دانسته و او را به امیرکبیر و مصدق زمان و برژینسکی و گورباچف ایران ملقب کرده‌اند توضیح دهند این خوش بینی و کیش شخصیت‌سازی از کجا سرچشمه می‌گیرد. آیا آنها هر گونه نشانه‌ای از دموکراسی خواهی و حقوق بشر محوری در کارنامه ظریف به عنوان یکی از کارگزاران امتحان پس داده نظام مشاهده کرده‌اند.

=====

توضیح خودنویس: ویدئوی گریه مسیح‌علی‌نژاد برای سخنان ظریف [3] پس از انتشار این مطلب بدون هیچ توضیحی از صفحه فیس‌بوک او [4]  حذف شد. لینک ویدئو در یوتیوب [5]

No responses yet

Apr 27 2015

مجله زنان امروز به دلیل ‘ترویج ازدواج سفید’ توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


بی‌بی‌سی: هیئت نظارت بر مطبوعات ایران مجله زنان امروز را به دلیل “ترویج ازدواج سفید” توقیف کرد.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران برخی از مطالب نشریه زنان امروز مصداق “ترویج و توجیه این ناهنجاری” و “مغایر با عفت عمومی” تشخیص داده است.

بر همین اساس هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه امروز، دوشنبه ۷ اردیبهشت، این مجله را توقیف و پرونده آن را به دادگاه ارجاع داد.

“ازدواج سفید” اصطلاحی است که برای توصیف زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی به کار می‌رود.

منتقدان این پدیده با هشدار درباره رواج آن در ایران، زندگی مشترک بدون ازدواج را از عوامل کاهش آمار ازدواج رسمی و باعث “سست شدن نظام ارزشی” می‌دانند.

محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر ایران زندگی مشترک بدون ازدواج را “شرم‌آور” خوانده و گفته است “دیری نمی‌رسد که مردمی که این نوع زندگی را برمی‌گزینند، نسل حلال‌شان از بین می‌رود و حرام‌زاده می‌شوند. حاکم اسلامی باید با شدت با این نوع زندگی مقابله کند.”

دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات ایران امروز به خبرگزاری ایرنا گفت که توقیف ماهنامه زنان امروز بر اساس بند ۲ ماده ۶ قانون مطبوعات صورت گرفته است.

این بند “اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی” در نشریات را از موارد ” اخلال به مبانی و احکام اسلام” عنوان می‌کند.

انتشار ماهنامه زنان امروز با مدیرمسئولی شهلا شرکت، خردادماه ۱۳۹۳ بعد از حدود هفت سال توقیف از سر گرفته شده بود.

No responses yet

Apr 26 2015

جایزه ۲۰۱۵ «واسیل استوس» به ستار بهشتی تعلق گرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: کمیته «آزادی قلم» مؤسسه پِن نیوانگلند اعلام کرد که جایزه امسال «واسیل استوس» برای آزادی در نوشتن، به ستار بهشتی وبلاگ نویس فقید ایرانی اهدا شده است.

ستار بهشتی در سال ۱۳۹۱ به دلیل انتقاد از حکومت ایران توسط پلیس امنیت سایبری بازداشت شد و بر اثر جراحت های ناشی از شکنجه در طول بازداشت، جان خود را از دست داد.

او کارگری جوان بود که وبلاگ نویسی را با هدف حمایت از حقوق کارگران و دیگر حقوق اساسی بشر و متحد کردن صدای فعالان در ایران و جهان آغاز کرد.

مراسم اهدای این جایزه روز پنجشنبه ۳۰ آوریل (دهم اردیبهشت ماه) در دانشگاه ام.آی.تی در شهر بوستون ایالت ماساچوست برگزار خواهد شد.

قرار است سخنرانان در این مراسم، درباره میراث و اهمیت ستار بهشتی، حقوق بشر و آزادی بیان در ایران، صحبت کنند. همچنین برنامه فرهنگی خواندن اشعار ایرانی و آمریکایی، همراه این مراسم خواهد بود.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ از طریق ویدئو از بریتانیا به ستار بهشتی و دیگر نویسندگان و ناراضیان پیام و درود خواهد فرستاد. خانم عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشری، نخستین ایرانی برنده جایزه نوبل است.

دیگر شرکت‌کنندگان دراین برنامه جباری عاصم، لیلا فرجامی، جورج گاربوویتس، ریچارد هافمن، فنی هاو، علا خاکی، شهریار مندنی‌پور، مجید نفیسی و جین آنرو هستند.

جایزه واسیل استوس به نویسندگانی داده می شود که به دلیل بیان صلح آمیز نظرها و آرای خود، مورد تعقیب و آزار قرار گرفته و در برابر سانسور و فشار مقاومت کرده‌اند.

این جایزه به احترام واسیل استوس، شاعر پیشرو اوکراینی و یکی از آخرین شاعران اوکراین که در گولاگ شوروی سابق درگذشت، به نام او نامگذاری شده است.

No responses yet

Apr 23 2015

مرگ دستفروش تبریزی بر اثر خودسوزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: یک دستفروش تبریزی پس از جمع‌آوری بساط دست‌فروشی‌اش توسط ماموران شهرداری تبریز در اتاق یکی از مسئولان شهرداری خودسوزی کرد. وی پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت.

حمید فرخی دیزج، ۴۳ ساله و پدر سه کودک در بازار تبریز بساط دست‌فروشی داشت. وی با وجود آنکه برای دست‌فروشی‌اش مجوز هم داشته اما با ماموران سد معبر شهرداری درگیر شد و آنها وسایلش را ضبط کردند.

به گزارش ایسکا نیوز آقای فرخی در اعتراض به این مسئله، چندین بار به شهرداری منطقه ۸ تبریز مراجعه می‌کند اما چون پاسخی نمی‌گیرد سرانجام در روز سه شنبه (۲۵ فروردین/۱۴ آوریل) در یکی از اتاق‌های این ساختمان مقابل چشم مسئول مربوطه دست به خودسوزی می‌زند.

حمید فرخی چند روز در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان سینای تبریز بستری بود اما روز یک‌شنبه ۳۰ فروردین (۱۹ آوریل) در اثر شدت جراحات وارده درگذشت. پیکر او یک روز بعد در گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.

مسئول روابط عمومی اورژانس تبریز گفته محل خودسوزی این دستفروش نه در اتاق شهرداری بلکه خارج از ساختمان شهرداری منطقه ۸ و در مکانی دورتر از این ساختمان بوده است.

سایت شهدای ایران هم محل خودسوزی حمید فرخی را مقابل ساختمان شهرداری تبریز اعلام کرده است. به گزارش این سایت، کارمندان شهرداری نسبت به تهدید این شخص برای خودسوزی بی‌اعتنایی کرده و دستفروش تبریزی در اعتراض به این اقدام با ریختن بنزین بر روی خود مقابل شهرداری منطقه اقدام به خودسوزی کرده است.

این سایت همچنین نوشته است که ماموران شهرداری نه تنها در مقابل تهدید آقای فرخی به خودسوزی بی‌اعتنایی کرده بلکه با جملاتی تحریک‌آمیز او را مسخره هم کرده‌اند.

قربانیان درگیری با ماموران مقابله با سد معبر شهرداری

درگیری میان ماموران مبارزه با سد معبر شهرداری و دست‌فروشان تا کنون قربانیان زیادی گرفته است. یک ماه پیش در آخرین روزهای اسفندماه، یونس عساکره دستفروش اهل خرمشهر هم در اعتراض به ضبط بساط دستفروشی‌اش توسط شهرداری خرمشهر دست به خودسوزی زد و جانش را از دست داد.

تابستان سال گذشته نیز ماموران مبارزه با سد معبر شهرداری تهران در درگیری با یک کارگر ۴۱ ساله به نام علی چراغی او را با ضربه پنج بوکس مقابل چشم فرزندش کشتند. شهرداری پس از این حادثه اعلام کرد که ضاربان کارمند شهرداری نبوده بلکه در استخدام یک شرکت پیمانکاری بوده‌اند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه پس از این حادثه اعلام کرد که علی چراغی نه توسط ماموران شهرداری بلکه توسط پیمانکاران شهرداری به قتل رسیده و در نتیجه شهرداری در این پرونده “بیگناه” است.

یک ماه پس از این حادثه، نزاع بر سر در یک پارکینگ هم مرد ۶۷ ساله را راهی بیمارستان کرد. این مرد صاحب پارکینگی بوده که ماموران شهرداری قصد پلمپ آن را داشتند.

۱۲ فروردین امسال نیز درگیری ماموران جمع‌آوری زباله با صاحب باشگاه سوارکاری ساعی در چیتگر تهران منجر به مرگ او شد. این باشگاه متعلق به هادی ساعی قهرمان تکواندوی جهان و عضو شورای شهر تهران است و مدیریت آن با عموی او بوده که در این حادثه کشته شده است.

هرچند پیرامون این حادثه شایعات فراوان است اما آنچه که روی داده مرگ یک نفر در درگیری با ماموران شهرداری بوده و این که ماموران شهرداری مسلح به چوب و چماق بوده‌اند.

آن سوی ماجرا

درگیری میان ماموران مقابله با سد معبر شهرداری و دست‌فروشان یک‌طرفه نیست. گفته می‌شود اکثر این درگیری‌ها به دلیل شکایت مردم محله یا دیگر کاسبان از دست‌فروشان صورت می‌گیرد.

روز اول اردیبهشت (۲۱ آوریل) درگیری میان ماموران شهرداری و دست‌فروشان در میدان هفت‌تیر تهران منجر به زخمی شدن ماموران شهرداری و انتقال آنان به بیمارستان شد.

خبرگزاری تسنیم، از حمله دست‌فروشان با سلاح سرد به ماموران شهرداری خبر داده و نوتشه دو تن از این ماموران به شدت زخمی و راهی بیمارستان شدند.

معاون امور شهری شهردای منطقه ۶ تهران نیز گفته: «در سال گذشته و از ابتدای سال جاری، بارها شهروندان از وضعیت بساط گستران میدان هفت‌تیر ابراز ناراحتی کردند و مراتب شکایت خود را به شهرداری اعلام کرده بودند. به همین دلیل نیز معبربانان عصر امروز اقدام به ساماندهی وضعیت تردد شهروندان در پیاده راه شرقی میدان هفت‌تیر کردند.»

برخی از این دست‌فروشان بدون مجوز اقدام به این کار می‌کنند و دلیلش هم مشکلات فراوان اقتصادی و عدم توانایی تامین هزینه‌های زندگی از راه‌های قانونی است.

در برخی موارد هم دست‌فروشان مجوز مربوط را دارند ولی با این حال با کارشکنی و مزاحمت ماموران شهرداری روبرو می‌شوند.

No responses yet

Apr 23 2015

ضرب و شتم استاد معترض از سوى حراست دانشگاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

خبرگزارى هرانا: قاسم اکسیرى فرد استاد دانشگاه، که در اعتراض به رد صلاحیت به دلیل «صداى زنانه» مقابل دانشگاه خواجه نصیر تحصن کرده بود، از سوى مأمورین حراست دانشگاه مورد ضرب و شتم واقع شد.

به گزارش خبرگزارى هرانا، ارگان خبرى مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مأمورین حراست دانشگاه خواجه نصیر با این استدلال که «بعد از تعطیلى سازمان مرکزى دانشگاه وى حق ایستادن یا قدم زدن در پیاده رو میرداماد را ندارد» اقدام به ضرب و شتم استاد معترض دانشگاه کردند.

آقاى اکسیرى فرد پس از اعلام این موضوع و طرح شکایت علیه حراست دانشگاه، نوشته است که همچنان به تحصن خود ادامه خواهد داد، پیشتر در اولین روز اعتراض وی از سوی نیروهای لباس شخصی تهدید به برخورد و بازداشت شده بود.

قاسم اکسیرى فرد استاد برجسته فیزیک، در عین صلاحیت علمى به شهادت جمعى از دانشجویان و اساتید مختلف، از سوى کمیته احراز صلاحیت هاى عمومى دانشگاه خواجه نصیر به دلیل آنچه «آهنگ صداى زنانه و بیم تمسخر از سوى دانشجویان» بیان شده است، از ادامه تدریس در این دانشگاه محروم شده است.

این دکتراى فیزیک و استاد دانشگاه، از روز دوشنبه ٣١ فروردین، در اعتراض به حکم اخراج از دانشگاه تحصن اعتراض آمیزى را با شعار «حق کار براى تمام شهروندان» آغاز کرده است.

No responses yet

Apr 22 2015

دستگیری متهمان حمله به ایستگاه پلیس در حمیدیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: در پی دستگیری چند تن به اتهام شرکت در حمله به ایستگاه پلیس حمیدیه خوزستان، اداره اطلاعات خوزستان اسرائيل و “یک کشور عربی” را به پشتیبانی از تروریست‌ها متهم کرد. در حمله مسلحانه به پاسگاه ۳ سرباز کشته شدند.

براساس گزارش اداره اطلاعات خوزستان چند نفر که گفته‌ می‌شود در حمله مسلحانه روز ۱۳ فروردین سال ۹۴ به یک ایستگاه پلیس در حمیدیه خوزستان دست داشتند دستگیر شده‌اند. در این حمله ۳ سرباز به قتل رسیدند. اداره اطلاعات خوزستان مدعی شده است که یک کشور عربی و اسرائیل در این حمله تروریستی دست داشته‌اند.

روابط عمومی اداره کل اطلاعات استان خوزستان دربیانیه‌ای تاکید کرده که «افراد دستگیر شده با هدایت و حمایت‌های مالی و همه جانبه سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و یکی از کشورهای عربی منطقه اقدام به این حمله مسلحانه کرده بودند». در این بیاینه نام کشور عربی مورد اتهام اعلام نشده است.

روز سیزدهم فروردین امسال سوی گروهی ناشناس یک ایستگاه پلیس در پارک گمبوعه شهر حمیدیه خوزستان را به رگبار بستند. در این حمله ۳ سرباز نیروی انتظامی درجا کشته و دو سرباز دیگر مجروح شدند. پارک گمبوعه در حوزه استحفاظی استان خوزستان در جاده اهواز – حمیدیه واقع شده است.

No responses yet

Apr 22 2015

محاکمه پزشکی که حاضر نشد درباره ستار بهشتی گزارش دروغ بدهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


خبرگزاری هرانا: پزشک سابق زندان اوین که حاضر نشده بود درباره ستار بهشتی گزارش دروغ بدهد، برای محاکمه به دادگاه احضار شده است.

به گزارش هرانا به نقل از کلمه؛ شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه با ارسال احضاریه‌ای برای دکتر رضا حیدرپور، او را برای رسیدگی به اتهاماتش فراخوانده است.

دکتر حیدرپور که در زمان انتقال ستار بهشتی به زندان اوین، در بهداری زندان به عنوان پزشک کشیک مشغول به فعالیت بود، در روزهای آینده به جرم آنکه در گزارش وضعیت جسمی این زندانی سیاسی صداقت به خرج داده و مشاهدات خود از آثار ضرب و شتم و شکنجه‌ها را در پرونده وی آورده بود، دادگاهی می‌شود.

حیدرپور آبان ماه ۱۳۹۲ و تقریبا در سالگرد شهادت ستار بهشتی زیر شکنجه ماموران پلیس فتا، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. اکنون، در شرایطی که هنوز قاتلان ستار و مسئولان بالادست آن‌ها مجازات نشده‌اند، پزشکی که شکنجه او را گزارش کرده بود، قرار است محاکمه شود.

بر اساس مقررات زندان، هر زندانی جدید پیش از ورود به بندهای عمومی به بهداری زندان اعزام می‌شود، تحت معاینه قرار می‌گیرد و برایش پرونده پزشکی تشکیل می‌شود.

دکتر حیدرپور نیز در روز دهم آبان ماه ۱۳۹۱ ستار بهشتی را که از بازداشتگاه غیرقانونی پلیس فتا به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده بود، مورد معاینه قرار داد و آثار شکنجه و ضرب و شتم مشهود بر بدن وی را در پرونده درج کرد.

سه روز بعد که ستار پس از بازگشت دوباره به تحت نظرگاه نیروی انتظامی، زیر شکنجه کشته شد، گزارش این پزشک شجاع و باصداقت اهمیت بیشتری پیدا کرد. هرچند او پس از آن او دیگر مجاز به معاینه هیچ زندانی سیاسی نبود، ولی گزارشش کار خود را کرده بود.

برای مسئولان قضایی که شکایتنامه با دستخط ستار را انکار می‌کردند و شهادتنامه زندانیان سیاسی را هم نادیده می‌گرفتند، رفتار مشابه با سندی که با امضای پزشک زندان در پرونده موجود بود، دشوار‌تر می‌نمود.

از همین روست که این پزشک زندان ابتدا بازداشت شد و حالا قرار است در دادگاهی حاضر شود که او را به جرم صداقت و بیان حقیقت محاکمه می‌کند.

دکتر حیدرپور تنها شاهد جنایت‌های پشت دیوارهای زندان‌ها نیست که قربانی صداقت خود می‌شود. موارد دیگری از این نوع نیز در گذشته وجود داشته‌اند؛ از جمله یکی از معروف‌ترین آن‌ها دکتر رامین پوراندرجانی: پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک که برخی از قربانیان این بازداشتگاه را پیش از مرگ معاینه کرده بود.

او مدت کوتاهی پس از تعطیلی بازدشتگاه کهریزک، در محل خدمت خود به طرز مشکوکی فوت کرد. مقامات رسمی ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند و در ‌‌‌نهایت هم در گزارش پزشکی قانونی ادعا شد که مسمومیت باعث مرگ این پزشک جوان شده است؛ همچنان که برای شهدای کهریزک هم مننژیت علت مرگ آن‌ها اعلام شد!

جسد دکتر پوراندرجانی بدون آنکه اجازه کالبدشکافی به خانواده‌اش داده شود، توسط نیروی انتظامی دفن شد و بعد‌ها برخی نزدیکانش فاش کردند که او پیش از مرگ، جزئیاتی از نحوه شکنجه بازداشت‌شدگان کهریزک را افشا کرده بود و در جلسه‌ای با حضور نمایندگان عضو کمیته ویژه رسیدگی به وضعیت آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات در این باره شهادت داده بود.

No responses yet

Apr 21 2015

بازداشت دبیرکل سازمان معلمان ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: دبیرکل سازمان معلمان ایران از قرار معلوم بر اساس حکمی بازداشت شده که در سال ۱۳۸۹ علیه او صادر شده بود. او از جمله به دلیل “دیدار با خانواده معلمان زندانی” و به اتهام “تبلیغ علیه نظام” محاکمه و محکوم شده بود.

به نوشته خبرگزاری کار ایران (ایلنا) علیرضا هاشمی، دبیرکل سازمان معلمان ایران، روز یکشنبه (۱۹ آوریل/ ۳۰ فروردین) بازداشت شده است. این خبرگزاری به نقل از طاهره نقیئی، قائم مقام سازمان معلمان ایران، نوشت: «ماموران حوالی ساعت ۷ صبح امروز [یکشنبه] به منزل دبیرکل سازمان معلمان ایران وارد شدند، اما آقای هاشمی در آن زمان در مدرسه بوده است. همسر آقای هاشمی در پی ورود ماموران به منزل با او تماس می‌گیرد و آقای هاشمی خود را به سرعت به منزل می‌رساند و در نهایت بازداشت می‌شود».

علیرضا هاشمی از قرار معلوم به زندان اوین منتقل شده است.

هاشمی در سال ۱۳۸۹ برای “پیگیری مطالبات صنفی” و “دیدار با خانواده‌های معلمان زندانی” به ۵ سال زندان محکوم شد. اجرای این حکم تا کنون به تأخیر افتاده بود. به گفته‌ی طاهره نقیئی، “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” از جمله اتهام‌های هاشمی در دادگاه یاد شده بوده است.

دبیرکل سازمان معلمان ایران در ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۵ هم در پی تجمع معلمان مقابل مجلس شورای اسلامی به همراه گروهی از فعالان صنفی بازداشت شد. او در‌‌ آن زمان به ۳ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر لغو شد.

پایگاه اینترنتی سازمان معلمان ایران با انتشار بیانیه‌ای به بازداشت دبیرکل این سازمان واکنش نشان داده است. در بخشی از این بیانیه آمده است: «به گمان ما این اقدام برای دور نمودن حرکت صنفی معلمان از مسیر مدنیت و عقلانیت و سوق دادن آن به سمت افراطی‌گری و تندروی ‌است.»

در روزهای اخیر معلمان در شهرهای مختلف ایران دست به تجمع سکوت زدند. در نتیجه این تجمع‌ها برخی مدارس به حالت نیمه‌تعطیل درآمد. تجمع‌کنندگان در بیانیه‌ای خواستار افزایش دستمزد، آزادی معلمان زندانی و لغو احکام فعالان صنفی فرهنگی شدند.

No responses yet

Apr 17 2015

ممنوعیت کنسرت شجریان در ایران، ایرانی‌ها را به ترکیه کشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر

تابناک: با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع، باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد و به نوعی، انتقال محل میزبانی کنسرتی از ایران به دست‌یافتنی‌ترین نقطه اطراف ایران تعبیر شود…!

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه
پس از آنکه سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم رسماً مهر تأییدی بر ممنوعیت برگزاری کنسرت‌های محمدرضا شجریان زد، وب‌سایت رسمی این استاد موسیقی سنتی کشورمان، ‌نظرسنجی در خصوص برگزاری کنسرت منتشر کرد؛ نظرسنجی که ‌به نوعی تلویحاً حکم بلیت‌فروشی را دارد و با توجه به جزئیاتش، مقدمه برگزاری کنسرت‌های شجریان برای ایرانی‌ها در کشور همسایه است و به نوعی مقدمه انتقال زمینه اجراهای زنده او در ایران برای ایرانی‌ها به نقطه‌ای نزدیک ایران است.

به گزارش «تابناک»، حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در زمان تبلیغات انتخاباتی و همچنین در فیلم تبلیغاتی‌اش از صدای محمدرضا شجریان استفاده کرد و از دوست داشتن صدای شجریان گفت و نشان داد ‌به او و صدایش علاقه‌مند است. بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، این امیدواری نزد دوستداران شجریان به وجود آمد که او دوباره به صحنه بازگردد و اجرای زنده‌اش را از سر گیرد و نشانه‌هایی نیز در این زمینه مشاهده شد.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، محمدرضا شجریان به مناسبت‌ها و به طرق مختلف با دولت همراهی و همکاری و به شکل‌های مختلف از آن حمایت کرده است. این استاد موسیقی سنتی کشورمان ۲۶ مردادماه ۱۳۹۳ همراه با علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم دهمین سالگرد تأسیسس صندوق حمایت از روزنامه‌نگاران و هنرمندان حضور پیدا کرد و این گمانه پررنگ‌تر شد که صدور مجوز برای آلبوم‌هایش تسهیل شود و شاهد برگزاری کنسرتی تازه‌‌ با خوانندگی شجریانِ پدر باشیم.

شجریان که بعد از سال ۸۸ دیگر در ایران کنسرتی برگزار نکرد و تمام کنسرت‌هایش به خارج از کشور محدود ماند، بعد از پایان این مراسم در پاسخ به اینکه آیا در دولت جدید شاهد برگزاری کنسرت از سوی شما هستیم یا خیر، گفت: «امیدوارم شرایط فراهم شود و کنسرت برگزار کنیم. من به برگزاری کنسرت در ایران علاقه دارم‌».

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه

پس از این سخنان، دوباره بحث صدور مجوز کنسرت برای شجریان مطرح شد و سرانجام مطالبی از نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد نقل شد که واکنش کل دولت را در پی داشت و در نهایت نوش آبادی اظهار کرد، سخنانش تحریف شده و ‌این گونه آن را اصلاح کرد: «فاصله‌ای ایجاد شده است و امیدواریم وی کمک کند تا این فاصله کاهش پیدا کند. ما از حضور وی در عرصه هنر کشور استقبال می کنیم اما مسئولیت رسیدگی به صلاحیت‌های عمومی افراد را نداریم و بیشتر تخصص و توانمندی هنری افراد مورد توجه قرار می‌گیرد‌».

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اما در تازه‌ترین گفت‌وگویش، سخنان بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد و گفته است: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند و ما بر اساس آن ضوابط مجوز‌ها را صادر می‌کنیم که بخشی از آن شامل همین مسأله است؛ یعنی افرادی که محدودیت و ممنوعیت دارند نیز لحاظ می‌شود که دست ما نیست و ما تنها موظف به رعایت آنها هستیم. ممنوع‌الفعالیت شدن افراد ربطی به وزارت ارشاد ندارد. ایشان محدودیت‌هایی دارند که توسط نهادهای دیگر قرار داده شده است و دست ما نیست‌».

با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد؛ رویکردی که برخی خوانندگان آن سوی آب نیز در پیش گرفته‌اند و باعث شده شاهد ارزبری از این بخش به ارمنستان، ترکیه، کردستان عراق و امارات متحده باشیم.

در همین راستا، وب‌سایت رسمی استاد محمدرضا شجریان با انتشار یک نظرسنجی که در شبکه‌های اجتماعی انعکاس داشته، آورده است: «گروه برگزاری کنسرت‌های استاد شجریان در نظر دارد کنسرتی در شهر استانبول کشور ترکیه برگزار نماید. به همین منظور، نظرسنجی جهت راحتی بیشتر عزیزانی که مایل به شرکت در این برنامه هستند صورت می‌گیرد. ما را در این امر یاری بفرمایید. در صورت هماهنگ شدن برنامه در کشور ترکیه با شما تماس خواهیم گرفت تا بلیت خود را تهیه فرمایید. لازم به ذکر است که شرکت در این نظرسنجی دلیل بر رزرو بلیت نمی‌باشد‌».

در این نظرسنجی که با دریافت تاریخ ایمیل و تلفن تماس همراه است، پرسیده شده ‌ «کدام یک از تاریخ‌ها برای شما مناسب‌تر است؟ ۱ـ اواخر اردیبهشت ماه ۹۴؛ ۲ ـ اواخر شهریورماه ۹۴؟» و همچنین درباره تعداد بلیت‌های مورد درخواست نیز پرسش شده است؛ اتفاقی که عملاً به منزله انتقال کنسرت‌های این خواننده سنتی به کشور همسایه خواهد بود و واکنشی قابل ملاحظه به اعلام موضع رسمی در خصوص ممنوعیت فعالیتش در ایران محسوب می‌شود. سوای اینکه زمینه‌سازی برای بلیت‌فروشی در قالب نظرسنجی تا چه میزان قابل پذیرش است، این پرسش پیش روست که آیا چنین اتفاق با منافع ملی کشور، نسبت مستقیم یا نسبت معکوسی دارد؟!

No responses yet

Apr 16 2015

پرسش توفانی امیرانتظام؛ ابراهیم یزدی چه پاسخی دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

ایران پرس نیوز: وی پرسید: وقتی من سخنگوی دولت موقت بودم و همکار بسیاری از شما آقایانِ حاضر در این مجلس، و وقتی سفیر آمریکا در یک نامه مرا dear خطاب کرد و همین dear – به معنی عزیز – سندی شد برای جاسوسیِ من، چرا هیچیک از شما آقایان اعتراض نکردید و صلاح در این دانستید که سکوت کنید؟
***

از فیس بوک محمد نوری زاد

پنجشنبه ای که گذشت، به مناسبت سالروز درگذشت زنده یاد احمد صدرحاج سید جوادی مراسمی در منزل دخترش برپا بود. به حاضرین که نگاه کردم دیدم اغلب چهره های شاخص نهضت آزادی و جبهه ی ملی و فعالین حقوق بشری در این محفل حضور دارند. از آقایان دکتر ابراهیم یزدی تا معین فر تا صباغ زاده تا مهندس سحابی (برادر مرحوم عزت الله سحابی) و خیلی های دیگر.

مجری برنامه، افرادی را که از پیش مشخص شده بودند، به سخنرانی دعوت می کرد و سخنرانان نیز هر یک به گوشه هایی از برکتِ وجود مرحوم حاج سید جوادی اشاره می کردند.

ابتدا جناب شاه حسینی صحبت کرد. که خود از تنها بازماندگان و یاران و همراهان مرحوم مصدق است. نفر بعدی جناب مهندس محمد توسلی بود. اولین شهردار تهران در دولت مرحوم بازرگان. و نفر بعدی، جناب مهندس لطف الله میثمی، تنها تاریخ زنده برآمدن و استحاله سازمان مجاهدین.

در میانه صحبت مهندس میثمی بود که مجلس به جنب و جوش افتاد. همسرِ همراه و فداکار آقای مهندس عباس امیرانتظام، وی را نشسته بر صندلیِ چرخدار به مجلس آورده بود. صحبت آقای میثمی که تمام شد، مهندس امیر انتظام در آمد که: من می خواهم صحبت کنم. مجری چه می توانست بگوید؟ بگوید: آقای امیرانتظام، برای شما و صحبت شما فرصتی در برنامه گنجانده نشده؟ یا بگوید: شما که عضو نهضت آزادی نبوده اید و نیستید. یا بگوید: مگر نه این که در همان سالهای نخست انقلاب، اعضای شاخص نهضت آزادی رسماً و طی بیانیه ای عضویت شما را در نهضت آزادی انکار کردند؟ توفان از همینجا پا گرفت.

رشته سخن به کلام امیرانتظام سپرده شد. و مجلس به سکوتی تلخ درافتاد. امیرانتظام آیا چه می خواهد بگوید؟ آیا وی آمده تا از دوست دیرین خود مرحوم صدر حاج سید جوادی بگوید؟ آنهم در حضور بزرگان نهضت آزادی؟ یا نه، سخنِ دیگری با اوست. امیرانتظام سخن فراوانی نگفت. اما یک پرسش مطرح کرد. و با طرحِ این پرسش، به تلخیِ سکوتِ مجلس افزود.

وی پرسید: وقتی من سخنگوی دولت موقت بودم و همکار بسیاری از شما آقایانِ حاضر در این مجلس، و وقتی سفیر آمریکا در یک نامه مرا dear خطاب کرد و همین dear – به معنی عزیز – سندی شد برای جاسوسیِ من، چرا هیچیک از شما آقایان اعتراض نکردید و صلاح در این دانستید که سکوت کنید؟

این پرسشِ امیرانتظام، بزرگان نهضت آزادیِ حاضر در مجلس را به چالش در انداخت. بله، یکی از دلایلِ جاسوسیِ امیرانتظام همین واژه ی متداول ” “dearدر نامه نگاری های اداری غربی هاست. او بخاطر همین واژه و خزعبلاتی از این دست، سی و پنج سال از عمرش – درست جلوی چشم اعضای نهضت آزادی – سوخته بود.

این پرسشِ متین اما توفانیِ مهندس امیرانتظام، مجلسِ دوستان نهضتی را فرو پژمرد. که این بزرگان، نه در برابر یک پرسش، که با سی و پنج سال عمرِ رفته ی امیرانتظام مواجه بودند. براستی آنها در پاسخ چه باید می گفتند؟

می گویم: من اگر بجای اعضای نهضت آزادی بودم، هر روز به پنجره ی خانه ی امیرانتظام دخیل می بستم برای پوزشخواهی. این مرد بزرگ، در تلخ ترین دوران وحشت، تنها بود و تنها ماند و به تنهایی نیز از هزارتوی تونل اسلامی بدر آمد با سر افرازی.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .