اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هاشمی رفسنجانی'

Mar 12 2013

سال سرنوشت ساز ۶۸: تصویر آیت‌الله خامنه ای در خاطرات هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

نگاه تاریخی آیت الله بی‌بی‌سی: خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی از نخستین روزهای سال ۱۳۶۸ خورشیدی نشان می دهد که این سال برای او با نگرانی آغاز شده بود.

در دومین روز عید و دیدار نوروزی با آیت الله خمینی، دیگر برای اکبر هاشمی رفسنجانی روشن شده بود که موضوع قائم مقامی حسینعلی منتظری و مخالفت آیت الله خمینی با او در حال بحرانی شدن است «عصبانی اند و تصمیم به اقدام تند دارند.»

گزارش ها از ناخوشی احوال آقای خمینی حکایت داشت، قائم مقام رهبری در قم در آستانه برکناری بود و رئیس جمهور هم مطابق سنت هرساله نوروز، در مسافرت مشهد.
آیت الله خامنه ای در سفر، قائم مقام رهبری در خطر

«شب با آیت الله خامنه‌ای در مشهد تلفنی صحبت کردم و خواستم برای حل مشکل در ارتباط با آقای منتظری سفر را کوتاه کنند و برگردند» اما یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی، نشان می دهد رئیس جمهور وقت تا دو روز دیگر هم در مشهد بوده و به تهران برنگشته است. «قرار است هیات رئیسه خبرگان جلسه بگذارد و منتظر آمدن آیت الله خامنه ای از مشهد هستیم.»

تازه ترین جلد از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی مربوط به سال سرنوشت ساز ۱۳۶۸ است که در آن هیات حاکمه ایران دستخوش تحولاتی عظیم شد.

یادداشت های روزانه آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ را می توان به دو بخش پیش و پس از درگذشت آیت الله خمینی تقسیم کرد.

پیش از ۱۴ خرداد٬ در یادداشت های او به عنوان رئیس وقت مجلس٬ نام چندانی از میرحسین موسوی نخست وزیر و حتی آقای خامنه ای رئیس جمهور برده نمی شود. حتی نشانه های واضحی وجود دارد که بیشتر ارتباطات و مشورت خواهی دفتر آیت الله خمینی درباره مسائل جاری کشور با هاشمی رفسنجانی بوده تا دیگر مقامات عالی. «احمد آقا متن نامه امام به آقای رئیس جمهور مبنی بر تشکیل مجمعی برای اصلاح قانون اساسی را تلفنی خواند و مشورت کرد.»
شناسنامه کتاب

کارنامه خاطرات؛ بازسازی و سازندگی

اکبر هاشمی رفسنجانی

به اهتمام علی لاهوتی

دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ اول ۱۳۹۱

۷۸۵ صفحه، ۱۹هزار تومان

۵۰۰۰ نسخه

از نکات جالب توجه یادداشت های آقای هاشمی این است که بخش زیادی از تماس هایش با آیت الله خامنه ای که در خاطراتش مکتوب کرده تلفنی بوده و در موارد بیشتر این رئیس جمهور وقت بوده که برای مشورتی به دفتر رئیس مجلس می رفته است. «اول شب آیت الله خامنه ای به دفتر آمدند و درباره نتایج سفرشان به چین و مسائل جاری مشورت کردند.»

تصویر آیت الله خامنه ای در این فصل تصویر یک رئیس جمهور تشریفاتی اما اهل مشورت و البته علاقه مند به سفر است که ظاهرا کمتر از رئیس مجلس وقت، با رهبرجمهوری اسلامی در جماران در تماس است.
نقل قول سرنوشت ساز از آیت الله خمینی

اکبر هاشمی رفسنجانی نقل قولی آشنا از آیت الله خمینی دارد که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد چندین بار آن را تکرار کرده است: «متحد باشید. به خصوص شما و آقای خامنه ای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

نوشته های آقای هاشمی رفسنجانی حکایت از آن دارد که این یکی از آخرین جملات آیت الله خمینی به او و مربوط به دهم خرداد ۱۳۶۸ یعنی چهار روز پیش از اعلام رسمی درگذشت موسس جمهوری اسلامی است.

«انگشت شست مرا گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می کند، مکثی کردند و ادامه دادند به خصوص شما و آقای خامنه ای٬ نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

آیت الله خمینی سه شب پس از این دیدار در اواخر روز ۱۳ خرداد درگذشت و کار بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی به زمان حیات او نرسید اما این تازه سرآغاز دوران تازه در روابط هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه ای بود که ظاهرا وصیت موسس جمهوری اسلامی هم بود.

اعضای مجلس خبرگان رهبری شبانه برای جلسه صبح ۱۴ خرداد به تهران دعوت شدند. علی اکبر مشکینی٬ رئیس مجلس خبرگان گرچه در جلسه صبح حضور داشت اما در ادامه روز و در لحظای تاریخی انتخاب رهبر به دلیل کسالت غایب بود.
دو مخالف رهبری فردی: اکبر هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای

اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نایب رئیس اداره جلسه را که در محل مجلس بود٬ بر عهده گرفت. نسخه ای از وصیت نامه لاک و مهر شده آیت الله خمینی هم در دفتر رئیس مجلس بود. لحظات تاریخی دیگری در حال رقم خوردن بود.

مطابق وصیت نامه آیت الله خمینی، می بایست احمد خمینی، فرزندش آن را قرائت می کرد. پس از او، رئیس جمهور یا رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان. با اظهار ناتوانی احمد خمینی، نوبت به نفر بعدی رسید. آیت الله خامنه ای برای این کار آمادگی داشت: «ایشان وصیت نامه را برای حضار خواندند. حضار جلسه خبرگان نمایندگان مجلس٬ اعضای دولت٬ شورای نگهبان و شورای عالی قضایی و دیگران بودند. قرائت وصیت نامه حدود دو ساعت و نیم طول کشید.»

جلسه انتخاب رهبر به بعد از ناهار موکول شده بود. «با صحبت کوتاه آقای مشکینی٬ جلسه شروع و من هم موضوع بحث را توضیح دادم. این جلسه تا ساعت هفت و نیم بعدازظهر با یک تنفس ادامه یافت.»

بحث های صورت گرفته در جلسه انتخاب رهبر تازه که در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی درج شده٬ نشان می دهد که دیدگاه یک دستی درباره جانشین آیت الله خمینی وجود نداشته است.

«بحث های زیادی شد. بعضی ها طرفدار رهبری شورایی و بعضی خواهان رهبری فردی بودند. بعضی آیت الله خامنه ای و بعضی ها آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی را مطرح کردند و برای شورا هم اسم هایی برده شد. قبلا در مشورت های سران قوا و جمعی دیگر از بزرگان به این نتیجه رسیده بودیم که شورایی مرکب از آیات خامنه ای٬ موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را بر عهده بگیرند ولی در رهبری فردی رای بیشتری آورد.»

جالب اینجا است که هم آیت الله خامنه ای و هم اکبر هاشمی رفسنجانی با رهبری فردی مخالف بوده اند.

«آیت الله خامنه‌ای با رهبری فردی مخالفت کردند من هم مخالف بودم. نوبت نرسید. ابتدا به پیشنهاد اعضای جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] که عضو مجلس خبرگان بودند آیت الله گلپایگانی مطرح شد. حدود ۱۴ نفر به ایشان رای دادند. سپس پیشنهاد رهبری آیت الله خامنه ای مطرح شد. خود ایشان پشت تریبون رفتند و گفتند من با رهبری شورایی مطابق قانون اساسی موافقم و با رهبری فردی مخالفم پس چگونه نامزد بشوم؟»

هاشمی رفسنجانی در پی نوشت کتاب آورده که سال ۱۳۶۸ پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود «ایشان خود را برای ترک این مسئولیت آماده کرده بودند. ایشان در این باره می گویند قبل از رحلت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود٬ دست و پایم را جمع می کردم. مکرر مراجعه می کردند و بعضی مشاغل را پیشنهاد می کردند. آدم های بی مسئولیت این مشاغل را پیش خودشان به قد و قواره من بریده بودند.»

جلسه شورای بازنگری قانون اساسی. از راست عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت الله علی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی

هاشمی رفسنجانی در حالی که رئیس مجلس خبرگان نبود بر جایگاه رئیس مجلس نشسته بود. نزدیک به یک روز از درگذشت آیت الله خمینی می گذشت و ایران قریب ۲۴ ساعت بود که رهبر نداشت. «من که جلسه را اداره می کردم گفتم اکنون با رای خبرگان رهبری فردی قانون شده و چاره ای نیست. سرانجام آقای خامنه ای با ۶۰ رای از ۷۴ عضو حاضر رای آوردند و مساله به این مهمی به این خوبی حل شد. من هم در چند مورد صحبت کوتاهی کردم و نظرات امام را درباره صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای نقل کردم. از قول احمد آقا و آیت الله موسوی اردبیلی هم که در جلسه خدمت امام بودند همین مضامین تایید شد. خبر آماده باش نیروهای عراقی در مقابل منطقه عین خوش که در اثنای جلسه توسط دکتر حسن روحانی رسید و من به جلسه اطلاع دادم تاثیر زیادی در آمادگی اعضای خبرگان برای ختم کار داشت. موفقیت بزرگی است.»
آیت الله خامنه ای: من آدم کوچک معمولی هستم

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت همین روز از کتاب درباره رهبری آقای خامنه ای از قول خود او می نویسد: «آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسولیت٬ بر دوش بنده کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته زندگی٬ متوقع نبود . . . یک وقتی خدمت امام قدس سره این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک بسیار معمولی هستم. نه اینکه بخواهم تعارف کنم الان هم همین اعتقاد را دارم.»

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت دیگری از کتاب به جلسه ای با آیت الله خمینی اشاره می کند که مبنای سخنرانی او در جلسه تاریخی مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر است.

ماجرا به دیدار چند هفته پیش از درگذشت آیت الله خمینی بازمی گردد. «در جلسه ای با حضور سران سه قوه آقای نخست وزیر [میرحسین موسوی] و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیفتند [برکناری قائم مقام رهبری] ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریم زیرا ممکن است خلا رهبری پیش بیاید. ایشان گفتند خلا رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید. گفتم چه کسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند این آقای خامنه ای.»

بر اساس نوشته هاشمی رفسنجانی هم او و هم آیت الله خامنه ای در جلسه انتخاب رهبر جدید در مجلس خبرگان، ابتدا نظری مخالف نظر آیت الله خمینی داشتند و به دنبال شورای رهبری بودند که با رای منفی اعضای مجلس، این پیشنهاد کنار گذاشته می شود.
پیشنهاد لقب آیت الله به جای حجت الاسلام

روز چهاردهم خرداد آیت الله علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور وارد مجلس خبرگان رهبری شد و عصر همان روز به کمک آقای هاشمی رفسنجانی٬ به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی از مجلس پا به بیرون گذاشت.

«به دفتر آمدم . . بعضی از رادیکال ها مخالفت دارند. آیت الله خامنه ای آمدند برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم قرار شد احکام انتصابات امام را ایشان تایید کنند و قرار شد به صداوسیما بگویم بهای لازم را به موضوع بدهند. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم.»

گرچه نام دومین رهبر جمهوری اسلامی از ابتدای کتاب یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی حتی در زمان ریاست جمهوری او با عنوان آیت الله و در موارد اندکی با عنوان آقای خامنه ای آورده شده٬ نویسنده نشان می دهد که تصمیم به خطاب کردن او با صفت آیت الله، مربوط به روز ۱۵ خرداد و اولین روز رهبری اوست.

«متن بیانیه مجلس خبرگان در خصوص تصویب رهبری آیت الله خامنه ای را نوشتم و برای انتشار دادم. با بعضی از اعضای هیات رئیسه درباره به کار بردن عنوان آیت الله به جای حجت الاسلام والمسلمین مشورت کردم؛ موافقت داشتند.»

روز هفتم تیر هم تصمیم دیگری درباره لقب آیت الله خمینی با کمک هاشمی رفسنجانی گرفته شده است. «تلفنی با آیت‌الله خامنه ای درباره مطرح کردن لقب رهبر انقلاب برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران این را می خواهند. قبلا فکر کردیم این لقب مخصوص امام بماند که باعث اعتراض مسلمانان خارج شده . . . ایشان مایلند که مطرح نشود.» اما هاشمی دو روز بعد در خطبه های نماز جمعه این لقب را درباره آقای خامنه ای به کار برد.

از روز ۱۵ خرداد ۱۳۶۸ تا زمان تنفیذ حکم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ۲۶مرداد، آیت الله خامنه ای همزمان رئیس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی بود.

در هفته های اول و پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، گرچه آقای هاشمی رسما رئیس مجلس بود اما نقش پررنگ او در تثبیت رهبر تازه که به گفته نویسنده مخالفان جدی داشته و همچنین پی ریزی ساختار جدید رهبری ایران بر سمت رسمی او سایه انداخته است. «آقای [محمد] اصغری مدیر مسول روزنامه کیهان آمد. شماره فوق العاده را آورد و برای سرمقاله درباره رهبری آیت الله خامنه ای مشورت کرد. در مورد صدور بیانیه های تایید رهبری به مراکز مربوط تذکر دادم.»
ماجرای صلوات فرستادن برای رهبر جدید

او در هفته های اول حتی بیانیه های آیت الله خامنه ای را نیز مرور می کرده و گاه تذکراتی به رهبر جدید می داده است. «ظهر بیانیه آیت الله خامنه ای را مطالعه کردم. برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است.»

هاشمی رفسنجانی حتی سه روز پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی که «پیشنهادهایی برای دفتر رهبری داشتند» گفته بود که «ایشان آمادگی دارد دفتری تنظیم کند که متکی به جریان خاصی نباشد و حالت جامعیت داشته باشد.»

جلسه سران سه قوا چندی پیش از درگذشت آیت الله خمینی

ظهر همین روز هاشمی رفسنجانی برای شرکت در مراسم فاتحه ای که آیت الله خامنه ای برپا کرده بود٬ به دانشگاه تهران رفته بود. «بعد از من آیت الله خامنه ای رسیدند، مردم خیلی گرم استقبال کردند و شعار اطاعت از خامنه ای اطاعت از امام است جا افتاده. برای اسم ایشان صلوات می فرستند اما ایشان به آقای [محمد تقی] فلسفی که سخنران جلسه بودند گفتند که دیگر صلوات نفرستند.»

این وضعیت البته دیری نپایید. دو روز بعد آیت الله خامنه ای دچار تردیدهایی شده بود. «به دانشگاه تهران رفتم. سران سه قوه برای امام جلسه فاتحه گذاشته بودند. قرآن و شعر و صحبت بود . . آقای سید حسن طاهری خرم آبادی به مردم گفت هنگام شنیدن اسم آقای خامنه ای یک صلوات بفرستند . . . تلفنی از آقای خامنه ای در این خصوص سئوال شد گفته بودند که فعلا منع شود تا مشورت کنیم.»
‘رادیکال ها و تندروها’ در خاطرات هاشمی رفسنجانی

جمله پایانی هاشمی در یادداشت روز هفدهم خرداد نشان می دهد که او وقت زیادی را به جزئیات و مدیریت رفتار دیگران با رهبر جدید اختصاص داده و می نویسد «آقای علی آقامحمدی آمد. . . . گفت هنوز تعدادی از تندروها با رهبری آیت الله خامنه ای مخالفند.»

عمده افرادی که هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از آنها با صفت «تندرو و رادیکال و جریان سوم» یاد می کند٬ چهره های جناح چپ و برخی از افراد نزدیک و منسوب به «دانشجویان پیرو خط امام» و نزدیکان آنها هستند.

دانشجویان پیرو خط امام، در جریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشتند و عمدتا افراد مورد اعتماد و نزدیک آیت الله خمینی محسوب می شدند. شماری از همین افراد نزدیک به دو دهه بعد با عنوان اصلاح طلب در صحنه سیاسی ایران ظهور کردند.

از جمله افرادی که در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تندروی نسبت داده می شوند، آیت الله منتظری هم که چند ماه پیش، در چند قدمی رسیدن به رهبری جمهوری اسلامی از قائم مقامی رهبری برکنار شده بود از جمله مخالفان رهبر جدید بود. هاشمی رفسنجانی اما همچون سیاستمداری زبردست تلاش کرد هم از استاد سال های دورش و هم از آیت الله محمدرضا گلپایگانی مرجع تقلید وقت و اولین نامزد مطرح شده برای جانشینی آیت الله خمینی، برای رهبر تازه تاییدیه بگیرد.
چرا پیام آیت الله منتظری از تلویزیون پخش نشد؟

آیت الله خامنه ای در هنگام انتخاب به عنوان رهبر شرط مرجعیت را که قانون اساسی لازم می دانست نداشت و مطابق قانون اساسی اول جمهوری اسلامی، انتخاب او عملی غیرقانونی از سوی مجلس خبرگان بود. هرچند آیت الله خمینی پیش از درگذشت موافقتی شفاهی داشت تا جانشین اش مرجع نباشد اما تایید رهبری آیت الله خامنه ای از سوی دو مرجع تقلید بیشتر از آثار سیاسی در عالم حوزه و در میان روحانیون اهمیت داشت.

«آقای ابراهیم امینی آمد گفت آقای منتظری با رهبری آقای خامنه ای مخالف است و تایید نمی کند. گفتم تلاش کنند که تایید کنند و متقابلا ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم . . . آقای [محمدرضا] مهدوی کنی [او در حال حاضر به جای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان است] آمد و گفت رهبری تلگرافی به آقای گلپایگانی بزنند مبنی بر تشکر از حضور در نماز برای امام و عرض تسلیت، و آقای گلپایگانی در جواب رهبری را تایید کنند. گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود سپس تلگراف آقای خامنه ای ارسال شود.»

چند روز بعد در روز ۲۳ خرداد نامه آیت الله منتظری رسیده بود. «رهبری ایشان را تایید کرده به امید اینکه آقای خامنه ای جواب بدهند و در رسانه ها پخش شود» اما یادداشت دور روز بعد هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که علیرغم پخش نامه آقای منتظری از رادیو و با وجود توافق هاشمی رفسنجانی با آیت الله خامنه ای این اتفاق نیفتاده است.

«با آیت الله خامنه ای درباره جواب به تایید آیت الله منتظری مذاکره و تصمیم گیری شد. . . شب تلویزیون نامه و جواب مربوط به آقای منتظری را نخواند. از آقای خامنه ای علت را پرسیدم. گفت که تلفن های زیادی مبنی بر گله و شکایت به دفتر شده٬ استخاره شده و تصمیم به عدم نشر در تلویزیون گرفتم.»
ناامیدی غربی ها از سخنرانی رهبر جدید درباره آمریکا

تابستان ۱۳۶۸ در حالی آغاز شده بود که با درگذشت آیت الله خمینی، تصور می شد جدی ترین مخالف رابطه با آمریکا جایش را به یک رهبر میانه رو داده است. همچنین نشانه های آشتی جویانه ای که از سوی رئیس جمهور آینده ایران فرستاده می شد٬ کافی بود که بدبین ترین افراد را هم نسبت به تغییر رویه بین المللی ایران امیدوار کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی در نقل خاطراتش سعی دارد رابطه ویژه خود با آیت الله خامنه ای را برجسته کند

هاشمی رفسنجانی در یادداشت روز پانزدهم خرداد نوشته که «از گزارش ها بر می آید غربی ها از انتخاب آیت الله خامنه ای خوشحالند و امیدوارند اعتدال حاکم باشد و رادیکال ها منزوی شوند» اما چند هفته بعد در یادداشت روز ۲۴ مرداد می نویسد «در گزارش ها اظهارات دیروز آیت الله خامنه ای در مورد آمریکا آنها را دلسرد کرده و تفسیر به اختلاف نظر و تقویت موضع رادیکال ها کرده اند.»

پیش از آن موضوع گروگان گرفته شدن چند آمریکایی در لبنان و وارد شدن ایران به عنوان میانجی، به احتمال آماده شدن زمینه عادی سازی روابط ایران و آمریکاد دامن زده بود اما یکی از اولین سخنرانی های آیت الله خامنه ای در دوره رهبری اش در ۲۳ مرداد، پایانی بر خوش بینی ها بود. آیت الله خامنه ای گفته بود «دولت آمریکا پس از رژیم اشغالگر قدس منفورترین دستگاه حکومتی نزد ملت ایران است.»

سخنرانی آیت الله خامنه ای در دوره ای که به نظر می رسید با سیاست های آشتی جویانه هاشمی رفسنجانی احتمال گشایشی در روابط ایران و آمریکا پدید آمده نشان از دست بالاتر او در این زمینه

داشت که اینک با گذشت بیش از دو دهه از آن روزها، برای کمتر کسی از ناظران مسائل ایران پوشیده است.

رهبر ایران «امکان مذاکره و برقراری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را شدیدا رد کرده» بود. حتی چند هفته بعد میانجیگیری وزیر خارجه پاکستان در سفر به تهران برای برقراری روابط سیاسی ایران و آمریکا ناکام ماند.
۲۶ مرداد ۱۳۶۸، استعفای آیت الله خامنه ای از ریاست جمهوری

روز ۲۶ مرداد۱۳۶۸ یعنی روز تحلیف ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی رسما آخرین روز نخست وزیری موسوی و ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود. «استعفای رهبری از سمت ریاست جمهوری رسید که در مراسم تحلیف مطرح شود . . . آقایان موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی ها هم بودند. به نظر می رسید از جایگزینی آقای [محمد] یزدی [رئیس جدید قوه قضاییه] ناراحتند.»

در این روز مقر ریاست جمهوری که در اختیار آقای خامنه ای بود به رئیس جمهور جدید تحویل داده شد. هاشمی رفسنجانی در یادداشت هایش از نامرتبی و فرسودگی ساختمان و وسایل آن گلایه کرده و یادداشت های او نشان می دهد که در روزهای بعد تعمیر و نوسازی ساختمان با سرعتی زیاد آغاز می شود و برای رئیس جمهور جدید که از کمر درد رنج می برد٬ استخر و سونای کوچکی هم ساخته شد. سرعت بازسازی مقر ریاست جمهوری به حدی بود که یک بار هم رئیس جمهور در حمام ریاست جمهوری گیر افتاد چون «دستگیره ها را برای آبکاری بازکرده بودند.»

تفاوت های ساختمان از دید افرادی که پیش از این هم به آنجا رفت و آمد داشته اند٬ محسوس بوده. منظره هایی که آقای خامنه ای را در یکی از بازدید هایش از مقر ریاست جمهوری به نوشته هاشمی، به تعجب انداخته بود.
پیشنهاد محل برای ساخت مقر رهبر تازه: منظریه، لواسان، مجلس مشروطه

آقای هاشمی رفسنجانی پیش از تحویل گرفتن ساختمان ریاست جمهوری از آقای خامنه ای برای ساختن مقر رهبر جدید ایران تلاش کرده بود. پیشنهادهای او منطقه منظریه جنگل های عباس آباد در مناطق مرکزی تهران٬ لواسانات و حتی به اشاره محسن رفیقدوست منطقه بهارستان و مجلس مشروطه بود، اما انتخاب نهایی رهبر جدید هیچ یک از اینها نبود.

آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه کتاب اشارات جالبی به زندگی آیت الله علی خامنه ای دارد که به دلیل قلت اطلاعات درباره زندگی رهبر ایران جالب است. یکی از این ها ابراز شکایت آیت الله خامنه‌ای به او درباره «یکنواخت شدن زندگی اش» است و هاشمی به نقل از او می نویسد «بنای تنوع بیشتری در برنامه های کاری دارند.»

آقای هاشمی در این کتاب می نویسد که روزهای یکشنبه یا دوشنبه هرهفته با رهبر ایران ملاقات حضوری داشته و سال های بعد حتی فاش کرده به دلیل این که این ملاقات ها ضبط نمی شود حرف های صریحی بین آنها رد و بدل می شود.

جای جای خاطرات سال ۱۳۶۸ اشارات هاشمی به برقراری «تفاهم کامل» با آیت الله خامنه ای است. این موضوع در آخرین دیدار آنها در سال سرنوشت ساز ۶۸ هم درج است.

هاشمی در آخرین یادداشت های این سال می نویسد که همراه خانواده برای تعطیلات نوروز ۶۹ عازم کیش است و شب ۲۷ اسفندکه آیت الله خامنه ای مهمان او بوده درباره «سفر ایشان و سفر من در ایام عید نوروز » صحبت شده است.

خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی گرچه مختصر است و گاه جای موضوعات مهم و اساسی در آن خالی است اما انتشار آن درنوع خود حرکتی جسارت آمیز در ایران است.

«سه شنبه ۲۹ اسفند . . . . چند نوع تقویم برای نوشتن خاطراتم آوردند. یکی را انتخاب کردم. معمولا فهرستی از کارها٬ خاطره ها و مسائل داخلی و خارجی هر روز را در صفحه همان روز تقویم می نویسم؛ به امید اینکه در آینده دریچه ای به سوی تاریخ واقعی باشد؛ طبعا خیلی مختصر است.»

No responses yet

Mar 07 2013

هاشمی خواستار حضور همه «گروه‌های وفادار» به حکومت در انتخابات شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، از سران جمهوری اسلامی ایران، خواستار فراهم آوردن امکان حضور همه گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های «وفادار به حکومت و قانون اساسی کشور» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شد.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آقای هاشمی رفسنجانی که روز چهارشنبه، ۱۶ اسفند، منتشر شد، او ضمن انتقاد از جریان‌های «تندرو و کوته‌نظر» که در ایران «میدان‌دار» شده‌اند، هشدار داد که «سنگ‌اندازی» آنها در مسیر برگزاری انتخابات و «ناامیدسازی نیروهای کارآمد و مسئولیت‌شناس» به ضرر حکومت ایران است.

به نظر می‌رسد اشاره‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به محمود احمدی‌نژاد و اطرافیان او باشد که از سال ۱۳۸۴ تاکنون دولت ایران را در اختیار گرفته‌اند.

آقای هاشمی از منتقدان اصلی دولت کنونی است و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، محمود احمدی‌نژاد را به‌صورت تلویحی با ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهور ایران، مقایسه کرد که در سال ۱۳۶۰ و در پی اختلاف با اسلام‌گرایان حاکم در کشور از سمت خود عزل شد.

او در ادامه سخنان خود ضمن دعوت از «نیروهای سیاسی و جریان‌های فراگیر و مردمی» برای حضور در انتخابات از مسئولان حکومت ایران خواست «برخوردی یکسان و پدرانه» با آنان داشته باشند.

اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از این بارها نسبت به «حذف نیروهای دلسوز و وفادار به انقلاب و قانون اساسی» اظهار تاسف کرده و خواستار ورود دوباره این نیروها به بدنه حکومت ایران شده است.

در پی انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ که به اعتراضات گسترده‌ای انجامید، بسیاری از شخصیت‌های اصلاح‌طلب که در گذشته مسئولیت‌هایی را در حکومت بر عهده داشتند به زندان افتادند یا در خانه خود محبوس شدند، از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد این انتخابات.

از این رو سخنان هاشمی رفسنجانی جانب‌داری از این چهره‌ها تلقی شده است.

آقای هاشمی همچنین در ماه‌های اخیر بر ضرورت برگزاری «انتخابات آزاد و شفاف» تاکید بسیاری داشته و آن را «راه بازگشت تعادل به جامعه» خوانده است.

این مواضع، واکنش منفی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را در پی داشته است، به‌ طوری که چند ماه قبل ضمن هشدار نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» گفت که چنین توصیه‌هایی به «دشمن» کمک می‌کند.

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار می‌شود و اگرچه برخی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی از اکبر هاشمی رفسنجانی برای نامزدی در این انتخابات دعوت کرده‌اند، پاسخ او تاکنون منفی بوده است.

No responses yet

Feb 20 2013

آیا هاشمی رفسنجانی از عوامل طولانی شدن جنگ با عراق بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: معلوم نیست حمله اخیر به سایت «انقلاب اسلامی» از سوی ارتش سایبری است یا گروه‌های حامی هاشمی رفسنجانی، اما انتشار سخنان ۲۴ سال پیش جانشین فرمانده کل قوا در شرایطی که بحث بر سر کاندیداتوری رئیس مجمع تشخیص مصلحت داغ‌تر شده، چندان به مذاق گروه‌های تبلیغاتچی و «مداحان» هاشمی در رسانه‌های خوش نخواهد آمد. آیا تلاش رئیس مجلس در سال ۶۰ برای برکناری بنی‌صدر با هدف طولانی‌تر کردن جنگ صورت گرفته بود؟

سایت انقلاب اسلامی، چند روز پیش سخنان هاشمی رفسنجانی را پس از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ در سال ۶۷ را منتشر کرد. اما این سایت بر اساس گفته‌ها تحت حمله شدیدی قرار گرفته که معلوم نیست از سوی کدام گروه هدایت می‌شود.

اما بازنشر سخنرانی هاشمی رفسنجانی در این محدوده زمانی نمی‌تواند چندان به نفع او باشد، چه، نسل جوانی که سردار سازندگی را نمی‌شناسد و یا بخش‌هایی از جامعه که از دولت احمدی‌نژاد خسته‌اند و حافظه تاریخی کوتاه مدتی دارند، احتمالا از مواضع قدیمی رفسنجانی بی‌خبرند.

بر اساس مطالب منتشر شده توسط سایت انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ به این نکته معترف است که با وجود تلاش دولت عراق برای پایان جنگ در سال اول آن، نظام خواستار ادامه جنگ بوده است:

دشمن از ۷ سال پیش، شاید هم ۷ سال و نیم پیش، از جنگی که به راه انداخت، پشیمان بود و تقاضای صلح می‌کرد. ۷ سال و نیم پیش التماس می‌کرد با ایران صلح کند. در تمام این مدت التماس می‌کرد با ما صلح کند. حالا که صلح شده است، به این آسانی از صلح دست نمی‌کشد برای این که وارد جنگ بشود.

هاشمی سپس در باره خواست جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ از همان سال اول می‌گوید: «قصد ما سرنگون کردن رﮊیم صدام بود. به این هدف نرسیدیم. تشخیص با رهبری است. اگر رهبر تشخیص بدهد که می توان به حق رسید و مردم هم قبول کنند، می توانیم به جنگ ادامه بدهیم. و اگر رهبری تشخیص بدهند که ولو به هدف نرسیده‌ایم، جنگ را قطع کنیم، باید آن را قطع کنیم.»

به عبارت دیگر، هدف ادامه جنگ علیه عراق، از مقطعی «دفاع مقدس» نبوده است. اشغال نظامی عراق و ساقط کردن رژیم بغداد، هدفی بوده که جنگ‌طلبان جمهوری اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی و همراهی هاشمی رفسنجانی دنبال می‌کرده‌اند. با این توصیف، مسوولیت هاشمی رفسنجانی و نیز مسوولان ستاد تبلیغات جنگ که هزاران هزار داوطلب را به جبهه‌های جنگ می‌کشاندند، بیشتر از بقیه بوده است.

اما جانشین وقت فرمانده کل قوا در جای دیگری می‌گوید: «الان مصلحت نیست توضیح بدهیم به مردم که چرا جنگ را یک سال پیش، یا ۳ سال پیش تمام نکردیم. چرا زودتر با پایان یافتن جنگ موافقت نکردیم.»

سایت انقلاب اسلامی در تحلیل سخنان هاشمی رفسنجانی، به جریانی اشاره می‌کند که قرار بود منتهی به پایان جنگ در خرداد ۱۳۶۰ بشود: «۷ سال پیش از آن، می شود خرداد سال ۶۰، درست همان زمان که ایران و عراق با پیشنهاد صلحی موافقت کرده بودند که بنابرآن، قوای دو طرف، به اندازه تیر رس توپ از مرزهای بین المللی فاصله می‌گرفتند. قرار بود هیأت مأمور از سوی کنفرانس غیر متعهدها پاسخ موافق صدام را به تهران بیاورد. همین هاشمی رفسنجانی باتفاق خامنه‌ای و بهشتی نزد خمینی رفتند و به او گفتند هرگاه بنی‌صدر جنگ را تمام کند، سوار تانک می‌شود و به تهران می‌آید و دیگر شما هم حریف او نمی‌شوید. او را با کودتا و ادامه دادن به جنگ موافق کردند.»

خرداد ۱۳۶۰، همان زمانی است که فعالیت علیه رئیس جمهوری وقت افزایش یافت و چندی بعد، اکثریت نمایندگان مجلس با هدایت هاشمی رفسنجانی، به بنی‌صدر رای عدم کفایت دادند و نخستین رئیس جمهوری ایران را عزل کردند.

گفته می‌شود آیت‌الله لاهوتی، پدر دامادهای هاشمی رفسنجانی، بنی‌صدر را از توطئه رئیس وقت مجلس آگاه کرده بود و همین امر می‌توانسته در دور شدن رئیس جمهوری از دیدها موثر بوده باشد، تا اینکه در تابستان ۱۳۶۰ ایران را با هواپیمای نظامی ربوده شده به مقصد پاریس ترک کرد. لاهوتی که در جلسه عزل بنی‌صدر حاضر نشد، چندی بعد به طرزی مشکوک در زندان اوین مسموم شد و درگذشت. هاشمی رفسنجانی نیز مانع عمده بر سر تحقیق بیشتر فرزندان و دامادهایش در باره این مرگ مشکوک بود.

بیرون آمدن مدارک و مستندات قدیمی در ماه‌های آینده می‌تواند جواب بسیاری از سوال‌های فراموش شده را در خود داشته باشد.

No responses yet

Feb 20 2013

بار دیگر برخاستن به موقع از سر میز

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: روزنامه های تهران به گمانه زنی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته اند

در هفته ای که روزنامه های تهران پر است از مقالاتی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری، شرح امیدواری گروهی از اصلاح طلبان به نامزدی محمد خاتمی، و از همه واضح تر، عطش محمود احمدی نژاد به ماندن در ریاست قوه مجریه ایران، به نظر می رسد پذیرش جابه جایی در قدرت، هنوز جاافتاده و بی خطر نیست.

نویسنده این سطور در ۲۱ دی ۱۳۷۸، همزمان با نامزدی هاشمی رفسنجانی برای انتخابات مجلس ششم، در مقاله ای با عنوان “برخاستن به موقع از سر میز” در روزنامه عصر آزادگان، با اشارت به سرنوشت چرچیل، دوگل، قوام و آخرین پادشاه ایران، بهتر آن دید که هاشمی بعد از سابقه ای طولانی در ریاست مجلس، ریاست جمهوری، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر از سر میز برخیزد. در آن زمان واکنش های موافق و مخالف با این مقاله چندان بود که گزیده ای از آنها در روزنامه به چاپ رسید.

هفت سال قبل، باز فرصتی همانند رخ داد و این بار در ضمیمه آخر هفته روزنامه اعتماد مقاله ای نوشتم با عنوان “اندر حکایت نشستن و برخاستن به موقع از سر میز” که در ابتدای آن آمد “انسان چه ازفرزی و چالاکی به موش شبیه شود و چه اززیرکی چون روباه، چه از نازکی چون مویی شود و چه از جان سختی چون کرگدن، باز از هر در که به درون می رود اول از همه بایدش راهی و موقعی برای خروج جستن”.

و این نوشته مصادف بود با خروج تونی بلر نخست وزیر مشهور بریتانیا در ۵۳ سالگی از خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت. در آن زمان کم نبودند صاحب‌نظرانی که تحول علوم آموزشی و انقلاب اطلاعات را یادآور شدند و نوشتند از این پس حکومت های مردمسالار با مشکلی روبه‌رو خواهند بود. کسانی در دهه چهل عمر به عرصه قدرت می رسند و در سنین نه چندان بالا ناگزیر به بازنشستگی می شوند، در حالی که در گذشته مردانی گاه در هشتاد سالگی پختگی رسیدن به مقامات عالی را به دست آوردند.

بیل کلینتون هم وقتی پنجاه و پنج ساله بود از کاخ سفید رفت و مانند بلر دیگر خیال بازگشت در سر نپخت. چنین بود که آن نگرانی برای حکومت های مردمسالار جدی نماند، اما از دموکراسی های با سابقه غربی که دور شویم، مگر ولادیمیر پوتین خیال ترک کاخ کرملین را دارد که محمود احمدی نژاد برود. پوتین از آن جهت انگشت نماست که خیال بازگشت را بی آنکه قانون را پشت پا زند در سر پخت؛ با دوستی قرار جابه جایی گذاشت. مدودف به جایش نشست و او نخست وزیر شد تا در پایان مهلت قانونی، باز کلید کرملین را تحویل بگیرد. گرچه کس نیست که نداند در چنین نوع رفت و آمدی زمینه دیکتاتوری پدید می آید. یک نوع بازی با قانونی است که با منع انتخاب سه باره روسای جمهور، در صدد جلوگیری از ماسیدن یک باند در قدرت و شکل گیری نوعی دیکتاتوری بوده است.

اما باید گفت حتی با وجود بازگشت وینستون چرچیل و ژنرال دوگل دو قهرمان جنگ جهانی دوم به قدرت، و تکرار چنین حوادثی در یونان و ایتالیا و اسپانیا، چنین بازگشت هایی در اروپا، برای آزادی خواهان چندان جای نگرانی نگذاشته که در شرق. جایی که انواع بازگشت و ماندگاری در قدرت در آن جا تجربه شده است. از بازگشت فرزندان در سری لانکا، بنگلادش، پاکستان و هند مردم سالار، تا همین شیوه در عراق، سوریه، آذربایجان، که سلطنت های جمهوری نما دارند.
سابقه در ایران

در ایران معاصر، یک تجربه دردناک بازگشت به قدرت متعلق به میرزا علی اصغرخان اتابک (امین السلطان) بود که بعد از سال ها صدارت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، به زحمتی از صحنه گریخت و رفت تا جهان بشناسد، دور جهان گشت تا خبردار شد که کشور به مشروطیت رسید و نوه ناصرالدین شاه بی رغبت به قانون مشروطه پادشاه شده. خطر پیدا بود اما چندان که تلگرام دعوت از سوی محمدعلی شاه رسید، اتابک دنیا دیده و با تجربه، کوتاه مدتی بعد جان خود را در جلو در مجلس تازه تاسیس، فدای این بازگشت کرد.

دیگر بازگشت غم انگیز و دردناک متعلق به همان پادشاه مستبد، محمدعلی شاه قاجار است که بعد از اتابک نتوانست تخت اجدادی را نگهبانی کند. مشروطه خواهان وی را راندند و فرزند نوجوانش را به سلطنت گماشتند و مرد باخردی را به عنوان نایب السلطنه اش تعیین کردند. اما پادشاه مخلوع یک سال بعد پولی گرد آورد و قول حمایتی از حکومت لرزان تزارها گرفت و با گذرنامه جعلی از استراباد وارد خاک ایران شد که مگر تخت (در حقیقت از پسرخود) بازستاند. نه تنها پیشانی اش به سنگ خورد و ملت تازه آزاد شد مقاومت کرد، بلکه این مرتبت را هم یافت که مجلس شورا برای سرش جایزه ای تعیین کرد و حقوق و مزایایش را هم قطع کرد. خیال بازگشت احترام و القابش را هم از او گرفت و شد اولین شاه تاریخ معاصر ایران که در تبعید درگذشت. و از این مهم تر اینکه قاجار را به بدنامی مضاعف دچار کرد.

حکایت دیگر مرتبط به احمدقوام است به تیزهوشی و درایت مشهور بود. هم او و هم برادرش وثوق الدوله سیاست‌دان و به اندازه کافی دارای انگیزه و جاه طلبی بودند. زمان نیز به یاریشان آمد، جوان و رسیده بودند که انقلاب مشروطیت شکل گرفت و آن دو نیز (به عنوان خواهرزادگان امین الدوله صدر اعظم لیبرال) به میان صحنه پریدند و حکومت، وزارت و صدارت گرفتند. اما کودتای سوم اسفند بازی را عوض کرد. در بیست سال سلطنت رضاشاه، وثوق الدوله کجدار و مریز کرد و ماند، قوام اما آرزو در سر پخت و به محض سقوط و استعفای رضاشاه به صحنه برگشت و در چند دوره نخست وزیری نشان داد سیاستمداری پخته است. تا با نام محترم و القاب شریف بعد از راندن ارتش سرخ و نجات آذربایجان به خانه رفت.

اما چنین مرغی زیرک به دام افتاد. وقتی خانواده پهلوی برای نجات از دست دکتر مصدق، وزیر قوام و منسوب وی، دست به دامانش شد، پیرانه سر و در عین فرسودگی به میدان سی ام تیر در آمد و همه اعتبار را که به عمری اندوخته بود به سه روز از دست داد. شد نمونه ای برای غفلت از برخاستن به موقع از سر میز.

در انتخابات مجلس ششم، در اوج محبوبیت اصلاح طلبان و مبارزه هواداران دوم خرداد با محافظه کاران، اعلام نامزدی هاشمی رفسنجانی برای نمایندگی مجلس، خطری بود که می توانست یادآور خاطره قوام شود. اما نشد و جناح راست که خیال داشت با یک مهره پیروزی قاطع اصلاح طلبان را سست کند، شکست خورد و دخالت شورای نگهبان در حقیقت قربانی کردن هاشمی رفسنجانی به دست همگنانش بود که می خواستند او را به عنوان نفر ماقبل آخر منتخبان تهران به مجلس بفرستند.

تا آن زمان هاشمی رفسنجانی تنها تن از گارد نخست انقلاب بود که همه سمت های خود را در انتخابات به دست آورده بود و به این می بالید.

وی به عنوان اولین رییس جمهور ایران که بعد از تغییرات قانون اساسی، با حذف سمت نخست وزیر، قوه مجریه را به تمامی در دست داشت و تصور می کرد اقدامات وی در نوسازی کشور جنگ زده وی را در تاریخ مشخص خواهد کرد، در پایان کشمکش های انتخاباتی از حضور در مجلس منصرف شد. اما با این همه بعد از پایان دوران هشت ساله محمد خاتمی، هوس قمار دیگر وی را به صحنه ای کشاند که این بار جناح راست و زیردستان پیشین، همدل و همرایش نبودند.

اگر اخباری که از سوی برخی نزدیکان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده و نشان می دهد که وی خیال نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد، دقیق باشد، باید گفت مردی که روزگاری لوموند به وی “آسانسور” لقب داده بود، هوس قمار دیگر از سر به در کرده و از شباهت با دنگ شیائو پینگ طراح اصلاحات چین، آسانسوری که در زمان انقلاب فرهنگی به ذلت رسید ولی بزودی به قدرت برگشت، صرف نظر کرده است.

No responses yet

Feb 17 2013

نبویان در خرم آباد: احمدی‌نژاد قسم خورد که دنبال کسی نیست / کاندیداتوری روحانی بازی است؛ هاشمی می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خبرگزاری دانشجو: نماینده مردم تهران در مجلس گفت: در دیداری که دو شب پیش با رئیس دولت داشتم احمدی نژاد قسم خورد که خبری نیست و فعلا دنبال کسی نیستیم.

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، حجت الاسلام نبویان بعدازظهر پنج شنبه 26 بهمن در دهمین جلسه طرح حکمت موسسه و هیئات فرهنگی مذهبی عصر انتظار در خرم آباد گفت: ما واهمه داریم و می ترسیم چرا که همین الان در ستادهای قالیباف باقیمانده های ستادهای موسوی و کروبی جمع شده اند و این خطراست و مسئولین ستادهای استانی قالیباف. خبر دارم که مسئولان ستادهای موسوی بوده اند و نمی شود کشور را به دست ایشان داد اما گلایه من از ولایتی و حداد عادل که استاد من و از افتخارات نظام است این است که چرا با این وضعیت با قالیباف ائتلاف کرده اند.

وی افزود: سوال من از این دو بزرگوار این است که اگر رئیس جمهور شده اید آیا می پذیرید که قالیباف با این وضعیت معاون اول شما شود.

گزینه دولت برای شرکت در انتخابات محرز نیست

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری با اذعان اینکه می گویند قرار است که دولت هم قرار است که یکی را به عنوان گزینه خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کند گفت: از ثمره هاشمی، مشائی، نیکزاد و الهام به عنوان گزینه های احتمالی دولت نام برده می شود اما در دیداری که دو شب پیش با رئیس دولت داشتم احمدی نژاد قسم خورد که خبری نیست و فعلا دنبال کسی نیستیم و برای من هم محرز نشده است.

نبویان ادامه داد: کاندیداهای ریاست جمهوری توسط چهار طیف معرفی خواهند شد که متاسفانه در این بین امثال اصلاح طلبان و هاشمی به عنوان ناجی جلو آمده اند.

وی اذعان داشت: یکی از گزینه های اصلاح طلبان حسن روحانی است که هم لباس من است و همه او را می شناسند و الان هم در بخش مطالعات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام است و همه با مواضع او آشنا هستند. البته حضور روحانی بازی است و احتمالا قرار است که هاشمی بیاید. از طرف دیگر محمد شریعتمداری، کواکبیان و فلاحیان هم می خواهند بیایند اما جالب است که خاتمی هم دور برداشته است واقعا باید آدم رو داشته باشد.

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: یکی از نزدیکان خاتمی و از سران اصلاحات به من گفت که خاتمی یک روز پس از انتخابات سال 88 پیش آقای موسوی رفته و به او گفته است آقای موسوی تقلب یعنی چه؟ من 8 سال رئیس جمهور بودم مگر اصلا امکان تقلب است؟ و من گفتم که واقعا خاتمی این را گفته است؟ که گفت بله من پیش خودم گفتم که خائن تر از آقای خاتمی خودش است می دانید چرا؟ بالاخره آقای موسوی و کروبی به اشتباه برای آنها جا انداختند که مثلا تقلب شده است اما ما 30 کشته دادیم و آقای خاتمی دانسته خیانت کرد. پایین تر از این داریم؟ و چقدر رو دارند که می گویند ما می خواهیم بیاییم.

نبویان از فتاح، جلیلی و لنکرانی به عنوان گزینه های جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری نام برد و تصریح کرد: اخلاص نسبت به خدای متعال، صداقت با مردم و اطاعت از ولی خدا شاخصه های جبهه پایداری برای ریاست جمهوری است اما اینکه این سه نفر این شاخصه ها را دارند ولی مقبولیت و رای ندارند مساله این است که ما باید تلاش کنیم که رای بیاورند.

یکشنبه سیاه مجلس مصداق خیانت است

وی در ادامه با ابراز تاسف نسبت به اختلافات سران قوا در یکشنبه سیاه مجلس متذکر شد: در یکشنبه سیاه مجلس هر دو طرف ضربه زدند چرا که این حرکت در شرایطی روی داد که رهبر معظم انقلاب هرگونه اختلاف افکنی را مصداق خیانت اعلام کرده بودند با این وجود وقایع یکشنبه سیاه مجلس مصداق خیانت است.

عضو شورای مرکز جبهه پایداری با تاکید بر اینکه مسئولان و نمایندگان می بایست از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن درس بگیرند گفت: مسئولان به جای اختلاف افکنی بهتر است که به فکر گرانی ها باشند.

حجت الاسلام نبویان با اذعان به اینکه در انتخابات پیش رو بر خلاف فتنه که یک فتنه سیاسی بود با یک جنگ اقتصادی مواجه هستیم گفت: اگر در فتنه 88 با شکم سیرها روبرو بودیم در فتنه جدید قرار است که دهک های پایین جامعه را در مقابل نظام قرار دهند.

وی افزود: اسفند و اردیبهشت ماه را برای شورش های اجتماعی در ایران در نظر گرفته اند و می خواهند از درون اعتراضات را کلید بزنند و مردم را به تنش وادار کنند به نحوی که مریم رجوی هم عنوان کرده است که باید تجمعات را مدیریت کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه بر خود می بالیم که در مقابل فشارها و تحریم ها ایستاده ایم گفت: ایران هسته ای بهانه و دروغ است و تنها هدف آنها از اعمال فشارها این است که ما از اسلام دست بکشیم.

No responses yet

Feb 11 2013

رفسنجانی: رهبری اگر بخواهد می‌تواند مسیر کشور را تغییر دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی،‌ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام،‌ بار دیگر اظهار داشت که آیت‌الله خامنه‌ای می‌تواند مسیر کشور را تغییر دهد و تاکید کرد که باید رای مردم محترم شمرده شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه با سایت خبرآنلاین گفت که باید «جامعه و افکار عمومی را بیش از این به حساب بیاوریم و بدون آنها نمی‌شود کار کرد.»

وی پیش از این هم به دفعات گفته بود رفع مشکلات با دولت برآمده از انتخابات آزاد ميسر است و خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد، شفاف و قانونی در ايران شده بود.

این سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی با انتقاد مخالفانش مواجه شد و حتی رهبر جمهوری اسلامی نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» هشدار داد و گفت که انتخابات در ایران پس از انقلاب اسلامی همواره «آزاد» بوده است.

به نوشته سایت خبرآنلاین،‌ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همچنین با اشاره به اینکه «معیار برای خیلی‌‌ها حفظ قدرت شده است»‌ افزود:‌ «شرایط مناسبی برای کشور نیست و مشکلات زیاد است.»

‌او گفت: «انسان‌های باسواد، متفکر و مخلص و باایمان الان فراوان هستند که از این وضع قانع نیستند و بعضی‌‌ها ناراضی و بعضی‌‌ها مخالف هستند و بعضی‌‌ها از روند جاری ناراضی و درصدد اصلاح اشتباهات هستند و با حفظ اصول اسلامی انقلاب و اسلام، در جهت تکامل آن تلاش می‌کنند.»

اکبر هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه که روز دوشنبه ۲۳ بهمن منتشر شده، در عین حال گفت که به آینده مایوس نیست و افزود: «در مجموع بدنه جامعه دارد به سمتی می‌رود که شرایط کشور در آینده بهتر می‌شود.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت در این مصاحبه به نقش آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، برای تغییر در کشور اشاره کرد و گفت: «در شرایط کنونی این تغییرات از بالا مقدور است و افزود که ‌رهبر جمهوری اسلامی الآن اگر تصمیم بگیرد،‌ می‌تواند شرایط را به آن مسیری که اهداف اولیه انقلاب بوده است،‌ تغییر دهد.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز گفت:‌ «من فکر می‌کنم الان زمان مناسبی برای اصلاح قانون اساسی نیست و اگر هم زمانی تصمیم به اصلاح گرفته شد، باید خیال ما راحت باشد که در جهت درست اصلاح می‌شود.»

وی در بخش دیگری از این مصاحبه به ظرفیت‌های قانون اساسی در دفاع از حقوق مردم پرداخت و گفت: «شما قانون اساسی را ببینید، چهل و چند اصلش حقوق مردم است. اگر همان‌‌ها اجرا شود، همه آزادی‌‌ها خیلی و بیش از آنچه فکر می‌کنید وجود دارد. آن محدودیت‌ها و مجازات‌هایی که برای تجاوز به حقوق مردم گذاشته شده و جلوگیری از سانسور و شکنجه و حقوقی که به هر شهروند داده‌اند، انصافاً آنها سطح بالایی است. ایده‌آل است. قانون اساسی در همه دنیا بعد از چند سال بعضی قسمتش عوض می‌شود. اینجا هم اگر ضرورت پیش آمد و لازم بود، می‌تواند بشود و مشکلی نیست. در خودش هم شیوه اصلاح قانون اساسی هست. مشکل آن گونه ندارد. به نظرم ساختار خوب تنظیم شده و عمل به ساختار اشکال دارد.»

وی به این پرسش خبرآنلاین که آیا احتیاج به بازنگری در قانون اساسی وجود دارد،‌ گفت: «ساختار این قانون خوب تنظیم شده است و عمل به ساختار اشکال دارد.»

اکبر هاشمی رفسنجانی در دی ماه خواستار عمل به قانون اساسی شده و گفته بود: «در قانون اساسی ما آزادی مطبوعات، اجتماعات و احزاب و نیز آزادی‌های فردی و اجتماعی به وضوح تصریح شده است و لازم است توجه بیشتری به بخش حقوق مردم در قانون اساسی و نقش تأثیرگذار آنان صورت گیرد.»

بحث دولت وحدت ملی نیز که چندی پیش توسط رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد در این مصاحبه نیز مورد اشاره قرار گرفت. اکبر هاشمی رفسنجانی گفت که سخنانش مربوط به محور نیروهای خانواده انقلاب و نظام اسلامی و بهره‌گیری از جریان‌های سیاسی مختلف ایران بوده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنین اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ایران نامزد نخواهد شد.

وی در اوایل بهمن، گفته بود در شرايطی خاص حاضر است در رقابت‌های انتخاباتی رياست جمهوری خرداد سال آینده شرکت کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت در پاسخ به مصاحبه‌کننده که از وی درباره انتخابات در پیش رو و نامه چهار سال پیش او به آیت‌الله خامنه‌ای‌ پرسید، گفت: «رهبری در مورد آن نامه معروف به خود من فرمودند درباره محتوی نامه ملاحظه‌ای ندارم اگر با من مشورت می‌کردید می‌گفتم بعد از انتخابات منتشر کنید.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله خامنه‌ای خواستار پاسداری از رای مردم شده بود. این نامه با واکنش تند هواداران آیت‌الله خامنه‌ای مواجه شد.

وی در ادامه این مصاحبه با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت: «توصیه من به طور کلی این است که ما باید هم در سیاست داخلی خودمان یک مقدار تغییر ایجاد کنیم و به طرف مردم برویم. یعنی جامعه و افکار عمومی را بیش از این به حساب بیاوریم و بدون آنها نمی‌شود کار کرد. اصلاً پیروزی ما با اینها بود و همیشه تنفس ما در دوران مبارزه با مردم بود با جای دیگری که ارتباط نداشتیم. پیروزی انقلاب به دست مردم رقم خورد. ما در زندان بودیم. مردم به خیابان‌‌ها آمدند و ما را از زندان آزاد کردند. دفاع ما هم با مردم بود و همه این‌گونه بود.»

هاشمی رفسنجانی درباره اهمیت رای مردم گفت: «فکر می‌کنم ما باید کاملاً مردمی عمل کنیم. آرای مردم مهم است. مردم ببینند که روی آرایشان حساب می‌شود، یک رای هم می‌تواند یک جریانی را تغییر دهد.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد سیاست خارجی اظهار داشت:‌ «حتی‌المقدور برای خودمان دشمن درست نکنیم که در داخل بگوییم که به خاطر دشمنی خارجی، مثلاً ما داریم این کارها را می‌کنیم.»

وی افزود: «گاهی افراد دشمن‌تراشی می‌کنند برای اینکه در داخل بگویند ما مشکل داریم. در حالی که به گفته او،‌ اگر خودمان سالم عمل کنیم و با دنیا هم سالم رابطه داشته باشیم از این مشکلات کمتر می‌شود.»

رئیس مجمع تشخیص مصلت نظام نیز در مورد مذاکره مستقیم بین آمریکا و ایران با تکرار موضع پیشین خود گفت که آمریکا با حسن‌نیت برای مذاکره بیاید و نه به خاطر مسائل دیگر.

No responses yet

Feb 08 2013

مقابله جدید عبدی و گنجی با هاشمی و «مداحان دروغ‌گو»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: اگر در سال ۷۸، نزدیکان هاشمی رفسنجانی و سیاهی لشگرش، شکست او در انتخابات مجلس را به گردن نوشته‌های عباس عبدی و اکبر گنجی می‌انداختند، احتمالا نگرانی‌شان دوباره فزونی خواهد یافت. عبدی و گنجی از نو به هاشمی و مداحان او از جمله زیباکلام که واقعیت‌های تاریخی را به نفع سردار سازندگی تغییر می‌دهند، تاخته‌اند…

چندی پیش، هفته‌نامه آسمان نوشتاری از دکتر صادق زیباکلام منتشر کرد که او در آن به منتقدین هاشمی تاخته بود.

در این یادداشت، دکتر زیباکلام چهره‌ای از هاشمی رفسنجانی در مقابل اصول‌گرایان می‌سازد که حامیان و لابی‌گران رئیس مجمع تشخیص مصلحت در اروپا و آمریکا نیز به غربی‌ها ارائه می‌دهند:

«هاشمي‌رفسنجاني در اساس فردي است معتدل، ميانه‌رو، واقع‌گرا و واقع‌بين. او نه يك آرمانگراست، نه يك ايدآليست و نه به مدينه فاضله‌اي باور دارد. او نه با فرهنگ، تمدن، كشور، مليت، مردم و مذهب ديگري سر جنگ دارد، و نه به دنبال صدور انقلاب به کشورهای دیگر و درسطحی گسترده تر به همه دنیاست. او حتی با غرب و آمریکا هم دشمنی ندارد. و نه اصراري دارد تا به جهانيان نشان دهد كه ايراني‌هاي مسلمان از ديگران بالاتر، برتر و شايسته‌تر هستند. غايت الگو و تصور وي آن است كه ايران از مدار توسعه‌نيافتگي خارج شده و به موفقيت نسبي از نظر توسعه و پيشرفت برسد. اما مخالفين اصولگراي وي تصورات ديگري دارند. آنان معتقدند كه ايران اسلامي پرچمدار مبارزه با نظام سلطه، با صهيونيزم، با فرهنگ و تمدن غرب، با شرك و ظلم حاكم بر دنياي غرب و با استكبار جهاني مي‌باشد. آنان معتقدند كه ايران اسلامي يك رسالت تاريخي دارد تا با آمريكاي جهانخوار، صهيونيزم پليد و غرب استعمارگر مبارزه كند. بزعم آنان، در اين پيكار تاريخي، حق سرانجام بر باطل پيروز خواهد شد و ايران اسلامي به حول و قوه الهي و در سايه ايمان، جهاد و ايثارگري مردم انقلابي‌اش بر باطل و بر نظام سلطه ظالمانه جهانی غلبه خواهد كرد. همچنان‌كه نور بر ظلمت، حق بر باطل و ايمان بر كفر غلبه خواهد يافت. اصولگرايان رادیکال معتقدند كه در اين جهاد تاريخي، مردمان آزاده و مستقل دنيا به ايران و ايرانيان اقتدا كرده و پشت سر مردم قهرمان، باايمان و شجاع ايران اسلامي به حركت درآمده‌اند.»

زیباکلام در بخشی از مقاله‌اش، پیکان نوشته را به سمت اکبر گنجی و عباس عبدی نشانه رفته است:

«عباس عبدي و اكبر گنجي به همراه طيفي از دوم خردادي‌ها يا اصلاح‌طلبان سرمست از باده پيروزي دوم خرداد و مغرور از اينكه كار تمام شده است، زدن هاشمي‌رفسنجاني را شروع كردند. در روزنامه‌هاي منتسب به “دوم خردادي‌ها” (جامعه، نشاط، عصر آزادگان، طوس، خرداد، صبح آزادي، شرق، …) سعي كردند تا با حمله به هاشمي خود را در هيبت روشنفكري، دگرانديشي و فرهيختگي درآورند. از ديد، يا به زعم، اصلاح‌طلبان راديكال، هاشمي‌رفسنجاني مسوول همه نابساماني‌ها و مصيبت‌هاي بعد از انقلاب بود. اگر جنگ بعد از فتح خرمشهر ادامه پيدا كرده بود، مسووليتش با هاشمي بود. اگر ايران قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفته بود، مسووليتش با هاشمي بود؛ اگر ليبرال‌ها و مليون سركوب شده بودند مسووليتش با هاشمي‌رفسنجاني بود؛ اگر انقلاب فرهنگي شده بود مسووليتش با هاشمي‌رفسنجاني بود؛ “قتل های زنجیره‌ای” مسئولیتش با هاشمی بود؛ اگر خيلي از ايرانيان مجبور به مهاجرت از كشور شده بودند، مسووليتش با هاشمي‌رفسنجاني بود؛ اگر در كشور فساد مالي و اقتصادي رواج پيدا كرده بود، مسووليتش با هاشمي‌رفسنجاني بود و…»

همین اسباب دردسر برای «مداح هاشمی» شد. عباس عبدی هفته بعدش، جواب زیباکلام را در هفته‌نامه آسمان داد و نوشت:

«اگر چنين يادداشتي را فرد ديگري مي‌نوشت حتماً مي‌گفتم كه آگاهانه و عامدانه قصد تخريب آقاي هاشمي را داشته و به قول معروف براي آن كه بهترين حمله را به آقاي هاشمي نمايد، بدترين نوع دفاع را همراه با تحريف و دروغ برگزيده است، و با توجه به شناختی که از خوانندگان آسمان وجود دارد چنین دروغ‌هایی را به آسانی متوجه خواهند شد و این نوع دفاع به ضرر آقای هاشمی خواهد شد. به گمان من اگر آقاي هاشمي داراي مدير دفتر يا مشاور مطبوعاتي يا مسئول روابط عمومي مطلع و کارآمدی بود، به‌طور قطع و به سرعت از چنين مديحه‌سرايي‌هاي خسارت‌آميزی، تَبَرّي مي‌جست و يك بار براي هميشه ساحت آقاي هاشمي را از برخي مدافع‌نماها جدا مي‌كرد. مدافعاني كه بيهوده مي‌كوشند كه از اين نمدِ دفاعِ عجيب و غريب و غيرواقعي، براي خود كلاهي بدوزند. به هر حال جلوی ضرر را از هر جا بگیریند سود است، بویژه آقای هاشمی که بخشی از خسارت‌های سیاسی را که متحمّل شده‌اند از سوی چنین دوستان و نزدیکانی بوده و مثل روز روشن است که این خسارات بیش از ضربه‌ای است که بحق یا ناحق از منتقدان خویش دریافت کرده‌ است.»

عبدی سپس در باره مداحی زیباکلام می‌نویسد:

«اين مدح‌نامه، خواننده را بلاتشبيه به ياد ديوان مديحه‌سرايي‌هاي عنصري مي‌اندازد. بلا تشبیه از اين جهت كه، اشعار عنصري از نظم استوار و ماندگاري برخوردارند و به تناسب هم صله‌ای نصیب سرآینده آن مي‌شود و ارزش صله دادن هم در آن دوران را هم داشت، زیرا در بیش از هزار سال پيش و در جامعه‌ي ماقبل توسعه‌ي آن دوران، آن مديحه‌سرايي‌ها كارآيي و كاركرد خود را داشت. در حالي كه مجيز‌گويي‌هاي امروزي كه در عصر ارتباطات و با نثري به غايت مغشوش و گزاره‌هایی مغلوط نوشته مي‌شود، هر چند كاركردي جز تخريبِ مدّاح و ممدوح ندارد، ولي درج آن براي نشريه‌ي آسمان، به نتيجه‌اي جز كاهش اعتبار منتج نخواهد شد. نتيجه‌اي كه دوستان آسمان به درستی و تا کنون از آن گريزان بوده‌اند.»

عبدی سپس به مواردی می‌پردازد که زیباکلام عملا خطبه‌های نماز جمعه هاشمی در سال‌های مختلف را نادیده گرفته و اگر رفسنجانی را مطابق چیزی ببینیم که زیباکلام معرفی می‌کند، رئیس مجمع به سخنانش در گذشته اعتقادی نداشته است:

«به عبارت ديگر مطابق اين نوشته[نوشته زیباکلام] آقاي هاشمي فردي دو رو است كه در ظاهر يك چيزي مي‌گويد ولی در واقع چیز دیگری را عقیده‌ دارد. با خواندن این مدیحه‌سرایی، می‌توان برداشت کرد که آقای هاشمی در نمازهای جمعه‌‌ی خود چيزهايي مي‌گفت كه از سال‌ها پيش هيچ اعتقادي به آن‌ها نداشته است.»

اما اکبر گنجی که تحقیق کتابخانه‌ای و پیدا کردن منابع شهرت دارد، از خلال سخنان خود هاشمی رفسنجانی در طول دهه‌های بعد از انقلاب، به مواردی پرداخته است که به حتم، خوشایند طرفداران هاشمی رفسنجانی در رسانه‌های شبه‌اپوزیسیون (رسانه‌های ظاهرا مخالف نظام در خارج که حامی رئیس مجمع تشخیص و بخش‌هایی از نظام هستند) نخواهد بود. از سوی دیگر، لابی‌گران خانواده هاشمی در غرب نیز تلاش کرده‌اند از هاشمی رفسنجانی چهره‌ای اهل مدارا و طرفدار غرب و گفتگو به‌نمایش بگذارند.

گنجی در نخستین مطلبش در پاسخ به ادعاهای مداحان در رادیو زمانه می‌نویسد:

«مداحان شخصیتی مطابق میل خود از هاشمی رفسنجانی می‌سازند و می‌کوشند تا آن برساخته‌ ایدئولوژیک را به عنوان واقعیت تاریخی جا بیندازند. می‌گویند هاشمی همیشه معتدل، واقع‌گرا، عمل‌گرا، آزادیخواه، پیرو آدام اسمیت، مخالف اشغال سفارت آمریکا، معتقد به رابطه با آمریکا، مخالف نابودی اسرائیل، امیر کبیر و “حافظ ایران” و غیره و غیره، بوده است. مداحان همه‌ مخالفان و منتقدان هاشمی را هم یک دست کرده و تصویری واحد از آنان بر می‌سازند. می‌گویند همه‌ مخالفان هاشمی، نیروهای افراطی، تندرو، رادیکال، سبک‌سرهای رادیکال اصلاح‌طلب، آرمان‌گرایان ایده‌آلیست (حلقه‌ کیان و جریان روشنفکری دینی)، و…هستند که خود را «حقیقت مطلق و مطلق حقیقت می‌پندارند و غيرخود را باطل، منحرف، گمراه، وابسته، ترسو، فريب‌خورده.»

گنجی سپس بخشی از نوشته زیباکلام را در باره هاشمی نقل می‌کند که نوشته است: «هاشمی نیز دريافته بود كه مهم‌تر از مبارزه‌ با استكبار و صهیونیزم، مهم‌تر از مرگ بر آمریکا گفتن و خواهان نابودی اسراییل شدن، تلاش برای آزادی بیان، آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد و حاکمیت قانون است…ايران امروزی مملو از چهره‌ها و شخصیت‌هایی است که همچون هاشمی‌ رفسنجانی نه دیگر به ستیز و دشمنی با آمریکا باور دارند، نه معتقدند که ایران اسلامی یک مسئولیت جهانی دارد مبنی بر رهبری یک پیکار یا جهاد تاریخی علیه نظام سلطه و استکبار حهانی به رهبری آمریکا، و نه کسی به ما وظیفه نابودی اسراییل را محول کرده است».

اینجا است که اکبر گنجی رهنمودها و تهدیدهای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه‌ ۲۳/۹/۱۳۸۰ را به یاد زیباکلام می‌اندازد که گفته بود:

«اگر روزی دنيای اسلام متقابلا به سلاح هايی که اسرائيل دارد، مجهز شود، آن روز اين راهبرد استکبار به بن‌بست خواهد رسيد؛ چون استعمال يک بمب اتم در اسرائيل، هيچ چيز را باقی نمی‌گذارد؛ ولی در دنيای اسلام، فقط آسيب می‌رساند…بترسيد از روزی که موازنه و هزينه‌های فشار روی مردم فلسطين برای استکبار خيلی سنگين شود. نصيحت می‌کنم به شما که نگذاريد کار به اينجا بکشد، دلتان را به خشونت اسرائيل خوش نکنيد که بسيار خطرناک است ما مايل نيستيم امنيت دنيا به هم بريزد. رودررويی نيروهای مخلص و شهادت‌طلب با قله‌های استکبار خيلی خطرناک است و ممکن است جنگ جهانی سوم را شعله ور کند».

این همان سخنانی است که نتانیاهو در سازمان ملل از هاشمی رفسنجانی نقل کرد. لازم به ذکر است که بررسی سخنان هاشمی رفسنجانی در باره اسرائیل نشان می‌دهد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، گاه از احمدی‌نژاد نیز تندتر و رادیکال‌تر بوده است. گنجی در نوشته دیگرش که دیروز در رادیو فردا منتشر شد، به یادآوری سخنان بسیار تند هاشمی علیه اسرائیل می‌پردازد:

– تا این غاصب را در تل‌آویو شکست ندهیم، در بیت‌المقدس نمی‌توانیم شکست بدهیم… اگر مشروعیت اسرائیل را پذیرفتیم، باخته‌ایم و آمریکا هم همین را می‌خواهد… بروند نیروهایشان را متمرکز کنند تا اسرائیل را از منطقه براندازند.

– در اسرائیل باید این جوری جنگید! با این شکل و شیوه که ما جنگیدیم، کشور کوچکی مثل سوریه می‌تواند به تنهایی اسرائیل را از پا در آورد. ان‌شاء‌الله در آینده این شیوه جنگ مرسوم خواهد شد.

– ایرانی که- من خیال می‌کنم- در آینده مهم‌ترین مرکزی است که می‌تواند اسرائیل را نابود کند و هرکس به غیر از ایران، امید ببندد، دارد به سراب نگاه می‌کند و مطمئناً این یکی از کارهای بزرگ ما خواهد بود و اسرائیل هم می‌داند و آمریکا هم می‌داند.

– وجود اسرائیل در منطقه- ولو در هزا متر مربع- مایه بلاست و این بدبختی ها را در پی دارد و باید هرچه زودتر این غده سرطانی را- به قول امام- از پیکر منطقه خارج کرد.

– الان برای این که شر اسرائیل، را کم کنیم، زمینه- از جهات گوناگون- مهیاست… ما می توانیم- با هم- یک ارتش مشترک درست کنیم و در همین لبنان، اسرائیل را منهدم نماییم… بچه‌های ما… اسرائیل را همان جا ذوب می‌کنند…

اما گنجی در جایی، به بخشی از سخنان هاشمی رفسنجانی می‌پردازد و می‌گوید اگر صدام این نوع سلاح‌ها را علیه مردم ایران به کار برد، اما اگر نصف آنها علیه اسرائیل به کار رود، همه از شر آنها خلاص می‌شدند:

«استفاده از سلاح شیمیایی و گاز سمی علیه مسلمین در ایران و شهرها و مراکز صنعتی و کشتی‌ها، اگر نصف آنچه که در ایران مرتکب شدند در خاک اسرائیل به کار می‌رفت امروز دنیای اسلام و عرب از شر آنها نجات یافته بود.»

به این ترتیب، اکبر گنجی بدون طرح ادعایی علیه هاشمی و فقط با اتکا به سخنان خود او، مداحان «جاعل» را به مبارزه طلبیده است. هاشمی رفسنجانی هیچ‌گاه از سخنانش در گذشته عذرخواهی نکرده است و بر اساس آن‌چه از او باقی است، قاعدتا همان موضع ضداسرائیلی را حفظ کرده است، مگر آنکه صادق زیباکلام بتواند سخنان جدیدی از هاشمی کشف کند که از چشمان عبدی و گنجی تا کنون در امان مانده باشد.

No responses yet

Jan 31 2013

هاشمی:جنگ رضاخانی علیه روحانیت، دوباره احیا شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: متأسفانه گروه یا جناحی افراطی در کشور حیات سیاسی خود را در ایجاد و دامن زدن به اختلافات و تفرقه در جامعه می‌دانند و تأکیدات مکرر رهبری انقلاب را درباره پرهیز از تفرقه نادیده می گیرند.
عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: باید همه دوستداران نظام حول محور قانون اساسی، راه گفتگو و تعامل در پیش گیرند و با حسن‌نیت و مدارا و همدلی کشتی انقلاب را به ساحل امن تعالی و توسعه برسانند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آستانه دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی و ورود بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به میهن اسلامی با جمعی از فضلا، محققین و مدرسین حوزه علمیه قم دیدار و گفتگو کرد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این دیدار با اشاره به اینکه روحانیون و علما در تاریخ معاصر همواره از سوی دشمنان دین و مردم مورد هجوم و تخریب قرار گرفته‌اند، گفت: علما و مراجع شیعه از آنجایی که پناهگاه و ملجاء مظلومان و محرومان و مورد اعتماد و وثوق قاطبه مردم بوده‌اند، همواره مورد حقد و کینه بدخواهان و دشمنان قرار داشته اند.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه رضا خان به نیابت از استعمارگران، روحانیت و مراکز دینی را منهدم و متروک ساخت، به نقش علما در انقلاب مشروطه و نیز شکل‌گیری و رشد حوزه علمیه قم تحت زعامت آیت‌الله العظمی بروجردی اشاره و تصریح کرد: با رحلت این مرجع بزرگ و مشخص شدن جایگاه ایشان و روحانیت به عنوان نماد تشیّع و معارف دینی و اسلامی نزد مردم، حکومت پهلوی به عمق ارادت مردم به دین و عالمان دینی واقف و درصدد ضربه زدن و خدشه‌ وارد کردن به این رکن اساسی جامعه اسلامی برآمد که همین امر موجب خروش حضرت امام(ره) به نمایندگی از جامعه دینی در مقابل توهین‌ها و تخریب‌ها شد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به نقش روحانیت و علما و به ویژه حضرت امام خمینی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی اشاره کرد و با بیان اینکه دوران حضرت امام(ره) دوران اعجاز مدیریت اسلامی در کشور بود، گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با آن شخصیت بزرگ و علم و نبوغ منحصربه‌فرد خود توانست با رژیم تا بن داندان مسلح پهلوی مبارزه و انقلاب را به پیروزی برساند و سپس در مدت کوتاهی، توطئه‌ها، شورش‌ها و جنگ تحمیلی را مدیریت و با پیروزی به سرانجام برساند و نمونه‌ای از اداره موفق و اسلامی جامعه را به نمایش بگذارد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به حملات و توطئه‌هایی که در حال حاضر برای ضربه زدن به دین، اعتقادات و روحانیت شیعه و اسلام در حال انجام است، افزود: همان وضعی که بعد از مشروطه و نیز در دوران پهلوی برای تخریب و گوشه‌نشین کردن حوزه و روحانیت دنبال شد، اکنون نیز تحت عناوین دیگری در حال پیگیری است و همین امر هوشیاری، دوراندیشی و تلاش بیش از پیش علما و روحانیون را برای خنثی کردن این توطئه‌ها طلب می‌کند. می بینیم که اخیرا تلاش همه جانبه ای برای بی اعتبار کردن شخص امام راحل و روحانیت و حتی اصل انقلاب در جریان است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با ابراز خرسندی از تحرک و فعالیت‌های اخیر حوزه‌های علمیه، به برگزاری اجلاس «بررسی آرا و افکار حضرت امام(ره)» و تحریرالوسیله ایشان و حضور اعاظم حوزه و مراجع در این اجلاس در قم اشاره کرد و گفت: به نظر می‌رسد که حوزه علمیه و مراجع معظم به خوبی متوجه خطرات پنهان و پیدا علیه دین، حوزه و آرمان‌های امام راحل عظیم‌الشأن(ره) شده و این امر جای بسی خوشحالی دارد.

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه دشمنان دین و مردم با هدف قرار دادن کانون اصلی همبستگی مردم که روحانیت، ولایت و امام(ره) و رهبری است، قصد دارند مردم را از این امهات جامعه اسلامی دور و با بی‌تفاوت کردن آنان نسبت به اعتقادات و معارف دینی و اهل بیت(ع)، مطامع شیطانی خود را پیاده کنند.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بازگشت حوزه علمیه و جامعه به آرا و افکار فقهی، اجتماعی و سیاسی حضرت امام(ره) را امری مبارک و طلیعه بیداری و احیای مجدد حوزه‌های علمیه خواند و تأکید کرد: توجه ویژه به نقاط مغفول شخصیت و آرای امام خمینی(ره) و استخراج بیش از 100 ابتکار خاص امام(ره) نشانه بازگشت به اصالت انقلاب و زدودن پیرایه‌هاست.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به وظیفه خطیر حوزه‌های علمیه و علما و روحانیون در برهه حساس کنونی اشاره و تصریح کرد: اگر بدنه حوزه به طرف امهات انقلاب و اسلام و اهداف اصلی که اسلام خالص و ناب است، حرکت کند کامیاب و توطئه بدخواهان دین، انقلاب و مردم خنثی خواهد شد.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یکی از مخاطرات مهم مقطع حساس کنونی را تفرقه میان آحاد مردم و میان مردم و مسئولان و گروه‌های سیاسی خواند و گفت: تأکید همیشگی دلسوزان و وفاداران به انقلاب و نظام و نیز رهبری معظم انقلاب بر پرهیز از تفرقه‌افکنی و ایجاد همدلی در کشور است که همه باید این مهم را مورد توجه ویژه قرار دهند.
ایشان افزود: متأسفانه گروه یا جناحی افراطی در کشور حیات سیاسی خود را در ایجاد و دامن زدن به اختلافات و تفرقه در جامعه می‌دانند و تأکیدات مکرر رهبری انقلاب را درباره پرهیز از تفرقه نادیده می گیرند.

عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: باید همه دوستداران نظام حول محور قانون اساسی، راه گفتگو و تعامل در پیش گیرند و با حسن‌نیت و مدارا و همدلی کشتی انقلاب را به ساحل امن تعالی و توسعه برسانند.

No responses yet

Jan 28 2013

هاشمی در جمع خبرنگاران-2: گروهی در داخل می خواهند بین من و رهبری را بر هم بزنند/ امروز مسئولان دارند همدیگر را تکه پاره می کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهرنیوز: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: من روستا زاده ای بیش نیستم و آبروی من از نظام است. البته راه من با دیگران متفاوت است چون من از طریق رهبری باید کار کنم، گروهی در داخل کشور سعی دارند بین من و رهبری را برهم بزنند ولی من و رهبری با هم راحت گفتگو می کنیم و راه هم همین است.

به گزارش خبرنگار مهر، عصر یکشنبه آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با خبرنگاران و وبلاگ نویسان در پاسخ به اینکه کشور هم اکنون به حضور شما در انتخابات ریاست جمهوری نیاز دارد و باید کشتی دولت را در دست بگیرید گفت: کشور امروز به همدلی بیشتر نیاز دارد. به اعتقاد من افراد بهتر از من و عالم تر و با انرژی تر وجود دارند و اگر فکر می کردم غیر از من کسی نیست می آمدم.

گروهی در داخل می خواهند بین من و رهبری را بر هم بزنند

وی افزود: من روستا زاده ای بیش نیستم و آبروی من از نظام است. البته راه من با دیگران متفاوت است چون من از طریق رهبری باید کار کنم. گروهی در داخل کشور سعی دارند بین من و رهبری را برهم بزنند ولی من و رهبری با هم راحت گفتگو می کنیم و راه هم همین است.

رهبری گفتند اگر 60 درصد مجلس مخالف من باشد هم خطری مملکت را تهدید نمی کند

عضو مجلس خبرگان رهبری همدلی را لازمه بقای دولتها و نظام عنوان کرد و گفت: همدلی امروز بهترین سپر در برابر دشمن است. این فقط حرف من نیست بلکه حرف رهبری هم همین است. یادم هست قبل از انتخابات مجلس با مقام معظم رهبری دیدار داشتم و در مورد هجمه غربی ها در بحث هسته ای، تروریست، حقوق بشر و موشکهای ساخته شده ایران گفتگو کردیم و دنبال راهکار بودم. ایشان فرمودند: اگر همدلی در کشور باشد این بهترین دفاع است.

آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: بنده گفتم: امروز که این همدلی وجود ندارد و رهبری گفتند: اگر مطمئن باشم 60 درصد مجلس مخالف من هستند باز هم خطری متوجه مملکت نیست. هاشمی گفت: البته همدلی کامل در هیچ کشوری نیست ولی همین همدلی ما را در اوایل انقلاب با وجود منافقان و تروریستها و در هشت سال دفاع مقدس پیروز کرد.

امام تدوین قانون اساسی را از زمان حضور در پاریس آغاز کرد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به وضعیت کشورهای همسایه و خاورمیانه گفت: افغانستان با شکست شوروی انقلابش را با ما آغاز کرد ولی عدم همدلی موجب شد تا هنوز کف خیابانهایش خون ریخته باشد. ولی انقلاب ما از همان ابتدا با همدلی و رای مردم بود. امام (ره) در رای گیری خیلی عجله داشتند. یادم هست الجزایری ها پیغام دادند ما بعد از 20 سال قانون اساسی نوشتیم ولی امام نوشتن قانون اساسی را در زمان حضور در پاریس آغاز کرده بود.

پاسخ بی نظیر بوتو به هاشمی در مورد طالبان

آیت الله هاشمی رفسنجانی به انقلاب مصر و لیبی اشاره کرد و گفت: متاسفانه در داخل هسته انقلابهای جدید مانند مصر و لیبی سلفی ها و طالبان نفوذ کردند و جریانات عجیب و غریبی در حال شکل گیری است. آنقدر هم به کار خودشان اعتقاد دارند که حاضرند خودشان را منفجر کنند. یادم هست به خانم بی نظیر بوتو گفتم شما که اینقدر آزاد اندیش هستید چرا طالبان پرورش می دهید که در پاسخ گفت: دست دولت نیست و روحانیون این کار را انجام می دهند. من خودم زن هستم و شعارهای ضد زنان را قبول ندارم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به جو موجود در کشور گفت: قرآن همه ما را به اعتدال دعوت کرده است. قرآن می گوید: به بت ها و بت پرستان توهین نکنید چون آنها خدای شما را توهین می کنند. خداوند متعال به پیامبر می گوید: دعوت باید با حکمت و موعظه حسنه باشد و نباید طرف را جریحه دار کرد. در این میان ما واقعا به حضور و همدلی وفاداران به انقلاب نیاز داریم.

ابتکار هفته وحدت از آیت الله منتظری بود

آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به وحدت ملی میان آحاد جامعه و مسئولان گفت: روزگاری سرخ پوشان در ایام ولادت رسول خدا (ص) با لباس سرخ داخل حرم حضرت معصومه (ع) شده و مدعی خونخواهی دشمنان اسلام و پیامبر بودند ولی هفته برائت تبدیل به هفته وحدت شد. و ابتکار هفته وحدت از آیت الله منتظری بود. سیاست نظام ما هم وحدت است ولی ما گرفتار جریانهای افراطی هستیم.

امروز مسئولان دارند همدیگر را تکه پاره می کنند

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به اختلافات موجود میان مسئولان اشاره کرد و گفت: در دوران من و آقای خاتمی هم اختلاف بود ولی امروز هم را دارند تیکه پاره می کنند. اینطوری می خواهید مملکت اهل بیت را معرفی کنید.

در دولتهای قبل مساله هسته ای اینقدر جنجالی نشد

هاشمی به موضوع هسته ای اشاره کرد و گفت: مساله هسته ای از زمان جنگ بود. در دولت آیت الله خامنه ای هم بود. در دولت من اعتراض آژانس را داشتیم و آقای امراللهی با زبان یزدی آنها را قانع می کرد. وقتی گفتیم وارد باشگاه اتمی شدیم آن وقت هجمه ها زیاد شد.

در دولت سازندگی ارتباط با کشورها مطلوب بود

رئیس دولت سازندگی گفت: در دولت من ارتباط با کشورها بسیار مطلوب بود. البته با غربیها کاری نداشتیم ولی در سطح منطقه بسیار محبوب بودیم. حتی بسیاری از کشورهای شمالی از ما مشورت می گرفتند.

آمریکا آدم شود ما با دنیا مشکلی نداریم

وی به موضوع ارتباط با امریکا اشاره کرد و گفت: امام فرمودند آمریکا آدم شود می پذیریم. البته رهبری حرف آخر را می زند ولی اگر آمریکا به مسلمانان آزار نرساند ما مشکلی با دنیا نداریم.

کاری نکنیم به دیکتاتوری متهم شویم

آیت الله هاشمی رفسنجانی به موضوع انتخابات اشاره کرد و گفت: اگر انتخابات به خوبی و با حضور همه انجام شود دشمن را 10 قدم عقب تر می رانیم. اگر آلوده باشد سوء استفاده می کنند.

هاشمی در پایان تاکید کرد: کاری نکنیم که متهم به دیکتاتوری شویم. البته همه اقدامات را تائید نمی کنم و تخلفاتی هم هست ولی نباید مایوس ماند.

No responses yet

Jan 26 2013

خاطرات منتشر نشده هاشمی رفسنجانی-14تیر 91

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

پژواک ایران: صبح از خواب بلند شدم. عفت شب‌ها خیلی خر و پف می‌کند. شب‌ها نمی‌توانیم بخوابیم.
مجبوریم فیس‌بوک‌گردی کنیم. صفحات چند داف ایرانی را بررسی کردیم. خوشبختانه نسبت به دوران سیاه ستمشاهی ، اکنون داف‌های خوبی داریم. این‌ها همه از برکات نظام اسلامی است.
ساعت هفت صبح آقای محسن رضایی آمدند. هر چه در زدند، در را باز نکردیم. مردک هر روز صبح می‌آید تا در همه خاطرات ما اسمش اول چاپ شود. الان خاطرات سی سال گذشته را مرور کردیم. در همه روزها اسم این بوزینهاول خاطرات آن روز است. سی سال ما را اوسکل کرده بود، نفهمیده بودیم.
آقای ناطق نوری آمدند. مقداری با هم کُشتی گرفتیم. لامصب اندازه سه تا خر زور دارد. بعد از کشتی گفت برویم به جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام. گفتم نمی‌آیم. امروز اصلن حوصله تشخیص دادن مصلحت نظام را نداشتم.
ظهر رئیس جمهور احمدی نژاد آمده بود باز هم برای منت‌کشی. الان چند وقت است منت ما را می‌کشد تا ببخشیمش. ولی ما قبول نمی‌کنیم. مردک خجالت هم نمی‌کشد. از گوشه‌ی جوب پیدایش کردیم، استاندار اردبیلش کردیم، بعد که به یک جایی رسید، هر چه به دهانش می‌رسید نثار ما می‌کرد. حالادوباره آمده منت‌کشی.
بعد از ناهار آقای جنتی آمدند. از جوک‌هایی که جوانان برایش می‌سازند ناراحت بود. چند صفحه فیس بوک که برایش ساخته‌اند را نشانش دادم و خندیدم. فکر کنم ناراحت
شدند.
بعد از ظهر آقای جلیلی دبیر شورای امنیت ملی آمدند. از خانواده خانم کاترین اشتون، مخصوصن مادر خانم اشتون گله داشتند. می‌گفت در راه ازدواجشان مانع تراشی می‌کند. شرط گذاشته که جلیلی حتمن باید در دبیرخانه شورای امنیت ملی، استخدام رسمی شود شود تا اجازه ازدواج دخترش را بدهد. کاغذی نوشتم تا در دبیرخانه شورای امنیت ملی استخدام رسمی شود اما با شرط حل و فصلسریع‌تر پرونده هسته‌ای ایران.
آقای سرلشگر فیروز آبادی آمدند اما به جهت اضافه عرض نتوانستند از در خانه رد شوند و برگشتند.
غروب آقای جواد لاریجانی آمدند. گفتند دو برادر من اکنون روسای قوای مقننه و قضاییه هستند، پس
من را هم رئیس قوه مجریه کنید تا وحدت قوای سه گانه نظام حاصل شود. یک پس‌گردنی محکم به او زدم و از خانه پرتش کردم بیرون، مرتیکه پررو.
شب آقای سید احمد خاتمی از دیوار خانه به داخل حیاط پرید و پای پسرم محسن که در حیاط نشسته بود
را گاز گرفت و بعد فرار کرد. محسن را با آمبولانس روانه بیمارستان کردیم تا سریع واکسن ضدهاری بزند.
بعد از شام آقای سید محمد خاتمی آمدند و مقداری با هم گریه کردیم. بعد رفت.
امشب چند پارچه و جوراب ضخیم آماده کردم تا در حلقوم عفت فرو کنم. شاید یک امشب را بتوانیم بدون صدای خر و پفش بخوابیم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .