اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'امنیتی'

Sep 28 2018

مرگ ۱۲ نفر و مسمومیت دهها نفر در ایران در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: گزارش‌های دو روز اخیر از افزایش نگران کننده قربانیان استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز در چند استان ایران خبر می دهند. خبرگزاری ایسنا ظهر روز جمعه ۲۸سپتامبر/ ۶ مهرماه از مرگ دست کم ۱۲ نفر و مسمومیت ١۵۴ نفر طی دو روز گذشته در چهار استان کشور در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز خبر می دهد.

پیرحسین کولیوند، رئیس ستاد پدافند غیرعامل وزارت بهداشت در گفت و گو با ایسنا در این رابطه اظهار کرد: بر اساس گزارشات واصله به وزارت بهداشت ، مسمومیت با الکل متانول در برخی استانهای کشور مانند البرز، خراسان شمالی، هرمزگان و …. منجر به مرگ تعدادی از هموطنان شده است. وی بر اساس آخرین آمار مسمومیت و قربانیان این معضل گفت: آخرین آمارها از مسمومیت‌ ١۵۴ نفر و مرگ ۱۲ نفر خبر می دهند.

پیرحسین کولیوند همچنین گفت: علائم مسمومیت در برخی مواقع با تاخیر بروز می کند و این عوارض می‌تواند موجب کوری، نارسایی حاد کلیه، کما و درنهایت مرگ گردد.

در همین حال، سرهنگ «اسماعیل مشایخ» فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس امروز از دستگیری زن و شوهری که مبادرت به ساخت مشروبات دست‌ساز می‌کردند و سرکرده اصلی و توزیع‌کننده آن بوده اند، خبرداد.

سرهنگ «اسماعیل مشایخ» تصریح کرد: این دو فرد خانه‌شان را به کارگاه تهیه و ساخت مشروبات الکلی تبدیل کرده بودند.

فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس با اشاره به این‌که بازجویی و تحقیقات از این افراد ادامه دارد، گفت” سرکرده اصلی که توزیع‌کننده این مشروبات دست‌ساز بوده و از افراد سابقه‌دار است هم‌اکنون دستگیر شده و بازجویی‌ها از این فرد ادامه دارد.

به گزارش ایسنا، از دیروز فقط در بندر عباس تعداد ١١۸ نفر در بندرعباس دچار مسمومیت الکلی شده اند که از این تعداد ١۰ نفر فوت شده و ۵۲ نفر دیالیز شده اند.

No responses yet

Sep 28 2018

معمای افزایش شبانه قیمت دلار؛ دست خارجی یا وضع داخلی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: دلایل مشخص افزایش جهشی قیمت دلار با ابهام زیادی روبه‌رو است. رسانه‌ها از کنترل‌ناپذیری بازار ارز می‌گویند. برخی از تعیین قیمت دلار در خارج از مرزها خبر می‌دهند. تندروها خواستار محدود کردن فضای مجازی برای کنترل بازارند.

گذشتن قیمت دلار در روز گذشته از مرز ۱۹ هزار تومان، کارشناسان را به جست‌وجوی عامل اصلی افزایش “شبانه” آن واداشته و رسانه‌های ایران هم در روز پنجشنبه پنجم مهرماه (۲۷ سپتامبر) به آن پرداخته‌اند.

اینک ماه‌هاست که با فواصلی متفاوت، از “رکورد” افزایش قیمت دلار در بازار آزاد ایران خبر می‌رسد. اما به نظر می‌رسد که این واژه دیگر کارآیی لازم را ندارد، زیرا بسیاری از کارشناسان اقتصادی، با توجه به شرایط کنونی، حد و سقفی مشخص را برای این افزایش قیمت نمی‌شناسند.

رسانه‌ها حتی می‌نویسند، روشن نیست که قیمت دلار در تهران تعیین می‌شود یا در دبی، آنکارا، هرات، اربیل، سلیمانیه یا ایروان. هیچکس هم مسئولیت مستقیم التهاب شدید بازار ارز را نمی‌پذیرد و کسی هم دلیل روشن و مستندی برای آن عنوان نمی‌کند.

برخی البته همواره دست خارجی و “توطئه دشمن” را در کار می‌بینند. روزنامه “کیهان” در شماره امروز خود با اشاره به تغییر “شبانه” قیمت دلار و لزوم محدود کردن فضای مجازی برای کنترل قیمت ارز، قاطعانه می‌گوید که «مدیریت بازار ارز در اختیار آن طرف آب و فضای مجازی قرار گرفته است».

نسخه این روزنامه حکومتی برای حل مشکل افزایش قیمت دلار چنین است: «وقتی فضای مجازی (حداقل در زمینه نرخ ارز) جولانگاه افرادی شده که احتمالا به دلیل وابستگی به خارج، نرخ‌ها را بالا می‌برند، آیا نباید با آنها برخورد شود؟ آیا نباید وزارت ارتباطات به طور قاطع اقدام به بستن فضای مجازی مخرب و ملتهب‌کننده بازار ارز نماید؟»

تعیین قیمت دلار در ترکیه؟

البته “کیهان” در دیدن عامل خارجی در پشت نوسانات ارزی تنها نیست. روزنامه “اعتماد” هم در شماره امروز خود، البته بی‌آنکه به نتیجه‌گیری “کیهان” برسد، می‌نویسد: «به نظر می‌رسد بخشی از علاقه مردم به حضور در بازار [ارز]، مربوط به اخباری است که از بیرون کشور نشأت می‌گیرد.»

این روزنامه اصلاح‌طلب با طرح این پرسش که آیا “قیمت دلار از ترکیه مدیریت می‌شود؟” نوشته است: «سه‌شنبه شب، پس از سخنرانی رئيس‌جمهور آمريكا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با وجود بسته بودن بازارهای داخلی، برخی سايت‌ها و صرافی‌های خارج از كشور، به ويژه در تركيه، شروع به بالا بردن قيمت‌ها كردند.»

روزنامه “اعتماد” در یادداشت خود ادامه می‌دهد که «نااطمينانی‌های اقتصادی ايجاد شده كه مردم را با وجود جهش قيمت‌ها، به خريد بيشتر ترغيب می‌كند، گويا با جنگ روانی عده‌ای در خارج از مرزها تكميل شده است». اعتماد تصریح کرده است که با وجود بالا رفتن قیمت دلار، تقاضا نه تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش هم داشته است.

اما در واقع هیچکس فرمول رسیدن به این امر مسلم را نمی‌شناسد که به فرض وجود دست‌هایی خارجی در بازار ارز، این چه دستی است که توانسته قیمت دلار را به نسبت اوایل سال ۹۶ تا حدود پنج برابر افزایش دهد.

به گفته عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، ۹۷ درصد از منابع ارزی کشور در اختیار این بانک است. پس این چگونه سه درصدی است که می‌تواند بر کل منابع ارزی بانک مرکزی غلبه کرده و قیمت ارز را تعیین کند؟ تا زمانی که مبارزه‌ای ریشه‌ای با، به گفته خود مسئولان جمهوری اسلامی، “فساد سیستماتیک” در نگیرد و توزیع و قیمت‌گذاری دلارهای نفتی با مکانیسمی شفاف همراه نباشد، پاسخ دادن به چنین پرسشی ناممکن به نظر می‌رسد.

“روزهای پایانی” بازار ثانویه

اما برخی کارشناسان در ایران گمانه‌زنی‌هایی درباره عوامل نوسانات ارزی و افزایش “شبانه” قیمت دلار دارند. وحید شقاقی، تحلیلگر مسایل اقتصادی، در گفت‌وگو با سایت “فرارو”، با اشاره به اینکه بازار ثانویه ارز “عملا از کارکرد افتاده و به تدریج به روزهای پایان خود نزدیک می‌شود”، می‌گوید: «واردکننده رسمی حاضر نیست دلار را با قیمت بیش از ۸۰۰۰ تومان خریداری کند. زیرا می‌داند که کالایی که با ارز بیش از ۸۰۰۰ تومان وارد شود، خریداری نخواهد داشت. در طرف مقابل صادرکننده غیرنفتی هم حاضر نیست دلار خود را با قیمت ۸۰۰۰ تومان بفروشد. زیرا یک بازار جذابتری در کشور وجود دارد که می‌تواند با قیمت بالاتری دلار خود را به فروش برساند. پس صادرکننده غیرنفتی تمام تلاشش این است که یا دلار خود را وارد بازار نکند یا دیر وارد کند یا ارز کمتری وارد کند.»

این تحلیلگر اقتصادی در ادامه با اشاره به اینکه “پتروشیمی‌ها” که بایستی طبق آمار ۱۶ میلیارد دلار تا پایان سال جاری (۱۳۹۷) وارد بازار کنند، تاکنون تنها ۲ / ۵ میلیارد دلار وارد کرده‌اند، می‌گوید، عواملی این‌چنینی باعث شده تا بازار “شفاف” ثانویه به خاطر “عدم تمایل صادرکنندگان عملا از کار بیفتد” و بازار آزاد جهت‌دهی اقتصاد ایران را برعهده بگیرد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

دولت روحانی در نظر داشت تا از صادرات غیرنفتی برای تأمین ارز بازار استفاده کند. به همین دلیل قرار بر این شد که صنایع فولاد و پتروشیمی به عنوان مهم‌ترین منبع تأمین ارز، ضمن تداوم بهره‌مندی از یارانه تولید، به صدور محصولات خود بپردازند.

اما به گزارش “فرارو”، برخی فعالان اقتصادی ادعا می‌کنند که «در نشستی غیر رسمی که بین فولادی‌ها برگزار می‌شود آن‌ها تصمیم می‌گیرند ارز را وارد بازار نکنند و دلار را به ۱۲ هزار تومان برسانند، آن‌هم زمانی که دلار حدود ۸ هزار تومان بوده است. در کنار آن‌ها پتروشیمی‌ها تصمیم می‌گیرند که با فولادی‌ها همگام شوند و طرحی را پیشنهاد می‌کنند که با شاخص بورس نیز بازی کنند و هم بابت رشد شاخص سود ببرند و هم بابت عدم عرضه ارز به بازار».

وحید شقاقی دلیل تأثیرگذاری سخنرانی اخیر ترامپ بر بازار ارز ایران را نیز بدین‌گونه توضیح می‌دهد: «برخی امید داشتند که گشایش‌هایی در نیویورک اتفاق بیفتد و حتی شاید در پشت پرده تعاملاتی انجام شود، اما مشخص شد که به هیچ عنوان این اتفاقات رخ نخواهد داد و این سریعا روی بازار تاثیر گذاشت. اما با این حال من معتقد هستم که ضعف‌های داخلی ما تاثیر بسیاری در این وضعیت دارد و نباید همه مسائل را به سیاست خارجی ربط داد.»

تبدیل ریال به ارز در کشورهای همسایه

یک تحلیلگر دیگر اقتصادی اما نظر دیگری دارد. حمیدرضا اشرف‌زاده در خصوص تغییر “شبانه” قیمت دلار، بر موضوعی پرتو می‌افکند که کمتر از آن سخن گفته می‌شود: «درست است که ساعت یازده شب بازار ایران تعطیل است، اما همچنان در برخی نقاط مانند دبی، هرات، سلیمانیه و… خرید و فروش انجام می‌شود و معمولا هم رسانه‌های خارجی قیمت‌های اعلامی خود را از طریق این بازار‌ها به دست می‌آورند.»

این تحلیلگر اقتصادی ادامه می‌دهد: «اما آنچه که این روز‌ها در حال وقوع است به این دلیل است که یک عده سعی دارند پول خود را از کشور خارج کنند. اما نمی‌توانند این را در بازار ایران تبدیل به دلار کنند. زیرا با توجه به حجم آن، خیلی سریع شناسایی می‌شوند؛ بنابراین چه کار می‌کنند، ریال خود را به بازار‌های همسایه مثل دبی و باقی شهر‌های همسایه می‌برند و در آنجا تبدیل به ارز می‌کنند. به همین دلیل است که ارزش ریال به شدت رو به کاهش است و ارز هم هر روز قیمتش بالا می‌رود.»

بسیاری از تحلیلگران اقتصادی دلیل اصلی التهاب بازار ارز و افزایش بی‌رویه قیمت دلار را بیشتر ناشی از احساس بی‌ثباتی در متن جامعه ایران به خاطر سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی می‌دانند. به باور آنان، ناروشنی چشم‌انداز سیاسی و اجتماعی در ایران هر چه بیشتر باعث بی‌اعتمادی مردم به آینده، عطش آنها برای تبدیل دارایی‌هایشان به ارز و کاهش مداوم ارزش پول ملی می‌شود.

افزایش قیمت دلار “حدی” ندارد

مهدی تقوی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، به “خبرآنلاین” گفته است، تا زمانی که مردم این‌چنین متقاضی خرید دلار باشند، “نمی‌توان حدی را برای رشد قیمت دلار در نظر گرفت”. به گفته این استاد اقتصاد، تداوم وجود خریدار دلار با وصف افزایش سرسام‌آور قیمت آن، “نشانه‌ای است از بی‌اعتمادی مردم به آینده”. مهدی تقوی ادامه می‌دهد: «وقتی فعال اقتصادی سردرگم می‌شود و نمی‌تواند آینده کسب و کار خود را پیش‌بینی کند، به طریق اولی مردم نیز سردرگم می‌شوند و دست به رفتارهای هیجانی و عجیب و غریب می‌زنند.»

حسن روحانی، رئیس جمهوری، و دیگر مقام‌های دولتی ایران در ماه‌های گذشته بارها مدعی وجود “ارز کافی” در کشور شده و نگرانی‌ها در این خصوص را بی‌مورد خوانده‌اند. اما متوقف نشدن تقاضا برای خرید ارز در ایران، نشان از بی‌توجهی متقاضیان به اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی دارد.

بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران حتی پیش از اجرایی شدن آن، تأثیرات خود را بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت. نخستین پیامدهای خبر بازگشت تحریم‌ها نوسانات ارزی و کاهش ارزش پول ملی در ایران و در نتیجه گران شدن حتی بیش از دو برابری و کمبود برخی کالاها بود؛ وضعیتی که به نوبه خود نارضایتی شهروندان از حکومت را افزایش داد. نارضایتی عمومی به‌خصوص از وضعیت معیشتی و اوضاع اقتصادی نیز اولین جلوه‌هایش را در تظاهرات خیابانی دی‌ماه و مردادماه گذشته نشان داد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، ۱۸ اردیبهشت‌ماه گذشته (هشتم ماه مه) خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام کرد. دور نخست تحریم‌ها ۱۵ مرداد گذشته از جمله در حوزه‌های خرید و تهیه دلار توسط جمهوری اسلامی، تجارت طلا و فلزات گرانبها و خودروسازی آغاز شد و روز ۱۳ آبان‌ماه آینده نیز تحریم‌های آمریکا در حوزه نفت و انرژی و مبادلات بانک مرکزی ایران اعمال می‌شوند.

No responses yet

Sep 26 2018

ترورهای جدید در داخل و خارج از کشور، بررسی انگیزه و اهداف آن، سپیده پورآقایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: اوین باکر Edwin Bakker استاد دانشگاه لایدن در کتاب خود تحت عنوان تروریسم ومطالعات مبارزه با تروریسم Terrorism and Counterterrorism Studies در سال ۲۰۱۵ نوشت:

هر کسی که با ادبیات علمی تروریسم آشنایی داشته باشد، می‌داند در ادبیات علمی تروریسم، تاسیس جمهوری اسلامی در ایران، آغاز موج بزرگ تروریسم جدید در جهان است که سر منشاء خشونت‌های بسیاری شد.
اما برخلاف تصور رایج در چالش‌های بین المللی با حکومت ایران، کارکردهای ترور برای جمهوری اسلامی تنها به حذف مخالفان سیاسی منحصر نمی‌شود. ماشین ترور در این ساختار سیاسی علاوه بر قربانیان سیاسی، قربانیان فکری، اجتماعی، فرهنگی و حتی قربانیان اقتصادی نیز دارد که در پروژه‌های مختلف از بین می‌روند.
در پاسخ به این سوال که چرا جمهوری اسلامی ترور را می‌پذیرد و به آن دامن هم می‌زند باید به چهار کارکرد ترور در این ساختار سیاسی اشاره کرد:

الف. آلترناتیوزدایی ب، توازن میان سیاست خارجی ج. مهندسی روندهای سیاست داخلی د. ترور به مثابه ابزار ارتباطی.
در اولین کارکرد، حکومت ایران به منظور از بین بردن هر نوع آلترناتیو سیاسی برای خود چه به صورت اجرایی یا گفتمانی، قربانیانی را انتخاب می‌کند و آن‌ها را در لیست سیاه قرار می‌دهد: مانند ترور قاسملو، بختیار و برخی چهره‌های سیاسی.
در دومین کارکرد، جمهوری اسلامی می‌کوشد از ترور برای توازن سیاست خارجی استفاده کند، این رفتار گاهی به شکل گروگانگیری شهروندان دوتابعیتی در داخل و گاهی به شکل مرگ شهروندان دوتابعیتی در خارج است.
نمونه‌ای از آن را در جریان مرگ یک ایرانی در کانادا در سال ۸۲ و همزمان با تنش میان دولت ایران و دولت کانادا بر سر مرگ زهرا کاظمی خبرنگار دوتابعیتی در ایران شاهد بودیم.
https: //goo. gl/Xa۹tMd
در سومین کارکرد، جمهوری اسلامی به دنبال مهندسی روندهای داخلی است؛ این یکی از مهمترین فعالیت‌های نهادهای امنیتی در ایران است که با هدف مهندسی فضای سیاسی جامعه اتفاق می‌افتد و از چهار نظر مهم است:
«بیشترین شمار قربانی» را دارد. «بیشترین سطح خشونت» را به کار می‌بندد. «در داخل به وقوع می‌پیوندد» و دیگری به طور مستقیم در نظام تبلیغاتی «به جهت تولید انسداد سیاسی» به کار گرفته می‌شود.
اگر به آمار قربانیان داخلی خشونت که از سوی حکومت «شهید ترور» محسوب می‌شوند نگاه کنیم می‌بینیم که هفده هزار شهید ترور وجود دارد که از طرفی عاملیت این ترور‌ها به گروه‌های مخالفی که امروزه در خارج از کشور هستند نسبت داده شده و می‌شود و از سوی دیگر زمینه سرکوب «مخالفت‌های مشروع» را فراهم می‌کند.
هر ترور در ایران یک حالت فوق العاده به وجود می‌آورد که باعث قدرت نامحدود نهادهای امنیتی می‌شود، به همین جهت بسیاری از پروژه‌های متعارف غیرامنیتی و جامعه مدنی را از دستور کار خارج می‌کند و پروژه‌های دیگری در اولویت قرار می‌گیرند.
در نظر بگیرید انفجار در حرم امام هشتم شیعیان و انفجارهای مختلفی که همگی بعدها مشخص شد کار نیروهای خودی درون سیستم بوده، در به وجود آمدن عدد هفده هزار موثر بوده‌اند.
چهارمین کارکرد ترور برای جمهوری اسلامی، استفاده از این سطح از خشونت به عنوان ابزار ارتباطی است. این ارتباط می‌تواند در «هر حوزه ای»، «با هر مخاطبی» و «با هر سطحی از خشونت» همراه باشد: می‌تواند خطاب به طبقه متوسط به شکل اسیدپاشی و برای ارعاب در خصوص حجاب باشد، می‌تواند برای تهدید رقبا به قصد فشار سیاسی باشد، می‌تواند برای مداخله در جریان تقنین صورت گیرد، می‌تواند وجهی انتقام جویانه داشته باشد که نمونه آن کشتار خلبانان عراقی جنگ هشت ساله در سالهای پس از سقوط صدام است. در نهایت می‌تواند پیامی به بازیگران عرصه سیاست خارجی باشد.
در خصوص ترورهای اخیر، جمهوری اسلامی سعی دارد از این ترورها به عنوان ابزاری برای توازن سیاست خارجی استفاده کند و در کنار آن سیاست داخلی را نیز دستکاری کند.
باید در نظر گرفت که جمهوری اسلامی در دوره انتقال احتمالی قدرت به رهبر جدید، ژستی مذاکره ناپذیر با آمریکا گرفته است.
این ژست کمک می‌کند تا سپاه کماکان نقش بالادستی خود در فضای سیاسی و ماجرای تعیین رهبر جدید را حفظ کند.
از سویی دیگر نظام سیاسی عملا در مسیری قرار می‌گیرد که تمامی خواسته‌های ایالات متحده را با توجیه «ضرورت‌های برنامه ریزی نظام» در سکوت خبری پیاده سازی کند.
بر اساس همین برنامه ریزی است که همزمان با عقب نشینی تدریجی از سوریه، ابزار ترور داعش مجددا فعال می‌شود.
انفجارهای مهیب در کابل و یا تقویت شروع موج‌های بزرگ اعتراضی در عراق کمک کرده است تا جمهوری اسلامی رفتارخود را در انطباق با عواملی عقلانی و وابسته به منطق بازی خود در خاورمیانه توجیه کند نه فشار آمریکایی‌ها.
همزمان تبلیغات خارجی جمهوری اسلامی مدام خروج آمریکا از برجام را نیز از بین برنده صلح در خاورمیانه تلقی می‌کند -تبلیغاتی که در حقیقت علامت رمزی برای تهدید است تا هشداری از روی دل نگرانی برای صلح! – و به کمک حمایت‌های اروپا از برجام این پیام را صادر می‌کند که رجوع مجدد به برجام یعنی جلوگیری از نقش آفرینی گروه‌های تروریستی مثل طالبان، القاعده و داعش.
جالب است که در این موج جدید تبلیغات سیاسی، سپاه اسرائیل را مادر ناآرامی خاورمیانه نمی‌داند بلکه عملا با هدف گذاری و بهره گیری از گروه‌های تروریستی، سعی دارد رضایت جامعه اروپایی را نیز به دست آورد.
در نمونه‌های اخیر آن چند ترور در خاک ایران اتفاق افتاد حمله به مجلس و همین ترورهای اهواز. جالب اینجاست که درست هشت سال پیش هم در چنین روزی یعنی ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ در سالگرد جنگ ایران و عراق بمبی در جایگاه زنان در در شهر مهباد باعث کشته شدن ۱۲ نفر شد که بیشترشان هم غیرنظامی بودند.
محمود احمدی‌نژاد و دست بر قضا! رییس دولت وقت در آن زمان یعنی محمود احمدی نژآد در برای شرکت در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر می‌برد!
نگارنده معتقد است، با از بین رفتن بیشتر مشروعیت سیاسی حاکمیت در کشور، فاز جدیدی از ارعاب شکل می‌گیرد که هدفش کنترل پیامدهای اجتماعی ناشی از فساد سیستماتیک و ناکارآمدی گسترده سیاسی و بوروکراتیک است.
نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامی با مطرح کردن ترس از سوریه‌ای شدن ایران و صدا دادن به جریان‌های تجزیه طلب در حال کنترل افکار عمومی طبقه متوسط در ایران است. طبقه متوسطی که می‌تواند با ترکیبی از «ایران گرایی»، «منافع مادی استمرار وضع موجود» و «مطالبه امنیت» وضع موجود را تحمل کند تا جمهوری اسلامی از دوره انتقالی قدرت به سلامت عبور کند.
به این ترتیب حوادثی مانند حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز، هم از نظر دامن زدن به خطر تجزیه طلبی، هم از نظر بازسازی تصویری خشن اپوزیسیون، تغییر دشمن از اسرائیل به گروه‌های محارب و ایجاد انحراف در افکار عمومی همزمان با مناقشات جهانی ایران برای ایجاد انسجام داخلی بسیار ضروری می‌نماید.

No responses yet

Sep 26 2018

چرا تندروها تهدید به ″انتقام″ می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: هنوز وابستگی فکری یا سازمانی عوامل حمله اهواز روشن نیست. جمهوری اسلامی اما دست برخی کشورها را در کار می‌بیند و تندروها آنان را به “انتقام” تهدید می‌کنند. چهار تحلیلگر به اهداف تهدیدها و پیامدهای احتمالی آن پرداخته‌اند.

پس از گذشت دو روز از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی آن وجود دارد. از یک‌سو جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز” مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است و از سوی دیگر گروه تروریستی “دولت اسلامی” (داعش سابق) آن را به خود نسبت می‌دهد. مقام‌های ایران از کشته شدن دست‌کم چهار مهاجم در جریان این حمله خبر داده‌اند؛ اما رسانه‌های داخلی در ساعات اولیه پس از حمله اعلام کرده بودند که یکی از مهاجمان زنده دستگیر شده است. حال خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده که شمار مهاجمان ۵ نفر بوده است.

اما با وجود این ابهامات، جمهوری اسلامی تردیدی در شناسایی عاملان و آمران حمله اهواز از خود نشان نمی‌دهد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز یکشنبه اول مهرماه (۲۳ سپتامبر) اعلام کرد: «کاملا برایمان روشن است چه کسانی این کار را کرده‌اند و به کجا وابسته هستند». او مسئولیت غیرمستقیم حمله تروریستی اهواز را متوجه آمریکا کرد و گفت: «آنهایی که ادعای حقوق بشر را مرتب تکرار می‌کنند باید پاسخگو باشند. همه کشورهای کوچک مزدوری که در منطقه می‌بینید پشتوانه‌شان آمریکاست و اوست که آنها را تحریک می‌کند». روحانی افزود که «پاسخ این جنایات در چارچوب قانونی و مصالح کشور داده خواهد شد.»

بقیه تهدیدها اما شدیدتر از واکنش روحانی بود. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، مهاجمان را “استخدام‌شده، آموزش‌دیده، مسلح‌شده و پول‌گرفته از سوی یک رژیم خارجی” معرفی کرد، “حامیان تروریست منطقه‌ای و اربابان آمریکایی‌شان” را مسئول “چنین حملاتی” دانست و از قصد جمهوری اسلامی برای پاسخ “سریع و قاطعانه” به آنها خبر داد.

محمد حسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرد و “حق پاسخ کوبنده” برای جمهوری اسلامی “در هر زمان و مکان محفوظ” دانست.

سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که “در آینده نزدیک” از “سرکردگان و هدایتگران” این حادثه “انتقام مهلک و فراموش‌ناشدنی” گرفته خواهد شد. اشاره این نیروی نظامی نیز به عربستان سعودی بود. سپاه در بیانیه خود نوشت که “دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی به ویژه مثلث شیطانی غربی، عبری و عربی” در حال “پیگیری پروژه انتقال ناامنی” به داخل ایران هستند؛ اشاره‌ای آشکار به سخنان ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی. محمد بن سلمان اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) گفته بود، عربستان منتظر نمی‌ماند که جمهوری اسلامی جنگ را به خاک سعودی بکشاند، بلکه تلاش می‌کند تا “نبرد در داخل خاک ایران روی دهد”.

گرچه حمله تروریستی شنبه گذشته نخستین حمله در خوزستان طی سال‌های اخیر نبوده و به‌خصوص اهواز بارها هدف بمب‌گذاری‌های متعدد با قربانیان بسیار قرار گرفته است، اما این بار زبان تهدید بیش از پیش از سوی مقام‌های نظامی و حتی دولتی، نهادهای حکومتی و نیز چهره‌های نزدیک به مراکز قدرت در ایران شنیده می‌شود.

حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، روز گذشته در یادداشتی زیر عنوان “از سایه خود هم بترسید!”، از حمله اهواز به عنوان “فرصتی” نام می‌برد که آن را “نباید نادیده گرفته و از دست داد”. او ادامه می‌دهد: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کیهان در یادداشت دیگری “سیلی سخت به ریاض” را “کمترین انتظار مردم” از مسئولان جمهوری اسلامی برای واکنش به حملات اهواز دانسته بود.

این روزنامه حکومتی در یادداشتی در شماره روز دوشنبه دوم مهرماه خود نیز “راه حل اصلی” ایجاد امنیت برای مردم ایران را “حذف پایگاه‌های ثابت و سیار نظامی آمریکا و انگلیس از منطقه” دانسته و با تأکید بر “نقش قطعی” آمریکا، بریتانیا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در “اقدامات تروریستی علیه ایران” نوشته است که «این کشورها نباید بدون مکافات بمانند».

چنین تهدیدهای شدیدی، به‌خصوص در شرایط پرابهام کنونی در مورد عوامل واقعی حمله اهواز و ناروشن بودن مسایل احتمالی پشت‌پرده، با چه هدفی دنبال می‌شود و نتایج و پیامدهای احتمالی آن در صورت تداوم چه خواهد بود؟ چهار تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسی به این پرسش دویچه‌وله فارسی پاسخ داده‌اند.

تهدیدهای چهل‌ساله با نتیجه‌ای یکسان

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی، واکنش شدید مقام‌های ایران به‌خصوص نظامیان و نیروهای تندرو به حمله به رژه نظامی نیروهای مسلح ایران آن‌هم در سالگرد جنگ ایران و عراق را “طبیعی” دانسته و می‌گوید، این نیروها با این روش می‌خواهند با کوچک شمردن نیروهایی چون داعش یا جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز”، کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را که از نظر آنها “عوامل اصلی” قلمداد می‌شوند، به دست داشتن در چنین حملاتی متهم کنند.

Deutsche Welle Freedom of Speech Award Laureate 2018 Sadegh Zibakalam (Tehran University, Professor of Political Science, Iran) (DW/R. Oberhammer)

صادق زیباکلام

به گفته این تحلیلگر سیاسی، بخشی از چنین تهدیدهایی به حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک نیز برمی‌گردد: «همه منتظرند ببینند آیا آقای روحانی با لحنی آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز و با شاخه زیتون پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد یا می‌خواهد با تفنگ در این جایگاه بایستد. طبیعی است که سپاه و جریانات تندرو به هیچ وجه نمی‌خواهند آقای روحانی با شاخه زیتون پشت این تریبون ظاهر شود. آنها با تمام وجود می‌خواهند که ایشان با همان زبان روزنامه کیهان و فرماندهان نظامی در آنجا ظاهر شود. بنابراین بخشی از تهدیدات علیه آمریکا و دیگران حاوی این پیام است که مبادا زبان آقای روحانی در سازمان ملل مسالمت‌آمیز باشد.»

زیباکلام می‌گوید، نتیجه مورد نظر به‌کار گیرندگان زبان تهدید «جلوگیری کردن از هرگونه مصالحه و راه و روش‌های آشتی‌جویانه و تنش‌زدایانه در سیاست خارجی ایران است. چون اگر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درجاتی از تنش‌زدایی به وجود بیاید، این مورد تأیید جریانات تندرو نیست. خواست آنها تهاجمی بودن سیاست خارجی است. لذا بخشی از این تهدیدات هم برای این است که فضا همچنان خشن، رادیکال و انقلابی، یعنی فضای مورد نظر تندروها باقی بماند.»

به نظر صادق زیباکلام: «نتیجه چنین تهدیدهایی متفاوت با نتیجه آن در چهل سال گذشته نیست، یعنی صدمه زدن به منافع ملی ایران؛ نتیجه‌اش این است که ما هیچ دوستی در جهان نداشته باشیم؛ نتیجه‌اش این است که همه تخم مرغ‌هایمان را باید در سبد روسیه یا چین بگذاریم؛ نتیجه‌اش را داریم در عمل می‌بینیم. فقط سوریه، تازه این دوستی مورد تأیید ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آن کشور هم نیست. در عراق که قرار بود دوست ما باشد صداهای غیردوستانه شنیده می‌شود، چه برسد به اردن و کویت و عربستان و امارات و غیره. بنابراین نتیجه تهدیدهایی از این دست منزوی شدن هر چه بیشتر ایران است. اینها نتایجی است که در چهل سال گذشته به بار آمده است.»

این تحلیلگر سیاسی در نهایت توصیه به “خویشتنداری” می‌کند و می‌گوید: «هر گونه رادیکالیسم و هر گونه سخنان تهدیدآمیز به نفع ترامپ، عربستان و اسرائیل است؛ همان‌گونه که تا به امروز هم به نفع آنها تمام شده است.»

سمفونی ادامه‌دار جمهوری اسلامی

امیر طاهری، تحلیلگر سیاسی و کارشناس جهان عرب نیز با اشاره به پیشینه چهل‌ساله حکومت ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «جمهوری اسلامی بدون حمله اهواز هم نیازمند دشمن است. حمله مقام‌های ایران به آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات و جاهای دیگر چیز تازه‌ای نیست. این سمفونی همیشگی و گفتمان کلی جمهوری اسلامی است. این بار اما به خاطر حمله اهواز کمی شدت گرفته است. اما امروز وضعیت خاصی هم هست؛ فشارها بر جمهوری اسلامی شدید شده، انزوای آن بیشتر شده، جنگ قدرت در درون خود رژیم شدت گرفته، در بعد کوتاه‌مدت هم مسئله مجمع عمومی سازمان ملل مطرح است و خود حمله اهواز هم پرسش‌های زیادی را برانگیخته که چطور این نیروها توانسته‌اند در ۱۵ متری رژه نظامی سلاح‌های خود را پنهان کنند و با استفاده از لباس‌های نظامی دست به حمله بزنند. تمام این عوامل تنش اوضاع را تشدید می‌کند.»

Amir Taheri Journalist Iran (iran-emrooz)

امیر طاهری

از نظر این تحلیلگر سیاسی، “نیاز” جمهوری اسلامی به “دشمن” با سه هدف همراه است: «نخست به مردم بگویند ما در محاصره هستیم و اگر ما نباشیم حملات اهواز در سراسر ایران رخ می‌دهد؛ به همین جهت هم ما داریم در سوریه می‌جنگیم تا در ایران نجنگیم. دوم اینکه به پایگاه توده‌ای خود اطمینان خاطر دهند و با ایجاد شور و هیجان آنها را بسیج کرده و متحد کنند. سوم اینکه به جامعه جهانی بگویند ما نه تروریست، بلکه خود قربانی تروریسم هستیم.»

امیر طاهری می‌گوید، شواهد نشانگر وجود عوامل داخلی کافی برای تنش در ایران است: «در خوزستان این تنش بیشتر است؛ به خاطر جریان ریزگردها، کمبود آب، آتش‌سوزی هورالعظیم، تعطیل عملی چندین شهر از جمله خود اهواز برای سه روز، وضعیت فوق‌العاده چندین ماهه در خوزستان و مسایلی از این دست. انواع و اقسام گروه‌های مخالف رژیم در این استان هم از این وضعیت استفاده می‌کنند. در خوزستان چندین گروه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه وجود دارند. در یکی دو سال اخیر در پی شدت گرفتن خصومت میان جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی، این گروه‌ها دوباره جان گرفتند و فعال شدند. خود جمهوری اسلامی هم با اشتباهات مکرر خود آتش تنش را دامن زده است؛ اقداماتی از قبیل اعدام هاشم شعبانی، شاعر معروف عرب‌زبان خوزستان و یا بازداشت روشنفکران عرب‌زبان و جلوگیری از جلسات عمومی شعرخوانی به زبان عربی. این اشتباهات در کنار دشمنی برخی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و خصومت با کل وجود ایران، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. نه تنها در خوزستان، بلکه در همه جای ایران با وجود چنین تنش‌هایی، همواره احتمال بروز چنین حملاتی وجود دارد. ایران متأسفانه نه در زمان شاه و نه در حال حاضر سیاست عاقلانه‌ای برای مدیریت کثرت قومی خود نداشته است. کثرت قومی ثروت بزرگی برای ایران است که متأسفانه خوب اداره نمی‌شود.»

“موهبت الهی” برای تکمیل یک پروژه

مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نیروهای تندرو جمهوری اسلامی از حمله اهواز برای به ثمر رساندن “پروژه” خود در راستای ایجاد تنش در خارج و سرکوب در داخل استفاده می‌کنند: «اصلی پذیرفته‌شده است که با خشن‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی، ابتکار عمل به دست نیروهای نظامی و امنیتی می‌افتد. برای همین هم نیروهای آزادی‌خواه در همه کشورها از رفتارهای خشونت‌آمیز دوری می‌کنند. به نظر می‌رسد بخشی از جمهوری اسلامی یعنی نیروهای رادیکال مذهبی یا طالبان شیعه که عمدتا در سپاه پاسداران جمع شده و نماد آنها جاهایی مثل روزنامه کیهان یا احمد علم‌الهدی در مشهد است، سعی می‌کنند از این نوع حملات تروریستی به عنوان فرصت یا موهبت الهی استفاده کنند تا پروژه خود را به نتیجه برسانند؛ پروژه‌ای که از حمله به سفارت عربستان در تهران و مشهد آغاز شده بود، حالا دارد وارد فاز تازه‌ای می‌شود. هدف این جریان تشدید تنش‌ها با اعراب مخصوصا با عربستان، تبدیل منازعات فعلی ایران و اعراب از حالت جنگ نیابتی به جنگ مستقیم و نهایتا بستن دروازه‌های کشور و ایجاد یک فضای سرکوب در داخل کشور است. نوع واکنش‌هایی که از نهادهای نظامی و جریان تندرو یا تریبون‌های رسانه‌ای آنها می‌شنویم، ادامه همان پروژه‌ای است که آغاز آن حمله به سفارت عربستان بود، اما به دلیل مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اوباما مدتی با وقفه مواجه شد.»

Mehdi Mahdavi Azad (Privat)

مهدی مهدوی‌آزاد

به نظر این تحلیلگر سیاسی: «تندروها به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مشخص نیستند، بلکه در پی ایجاد یک اتمسفر مشخص سیاسی هستند. در اتمسفر مورد نظر آنها معادلات نظامی و امنیتی در صدر قرار دارد. گزینه‌های قهرآمیز انتخاب اول آنهاست. در چنین فضایی امکان قلع و قمع نیروهای دمکرات و سرکوب فعالان قومی ساده‌تر است. همین الآن با استفاده از خشم عمومی ناشی از حملات اهواز، سرکوب فعالان قومی مثل کردها و فعالان خوزستان خیلی آسان‌تر است تا مثلا حدود یک ماه قبل. آنها دو سه هفته پیش در برخورد با حزب دمکرات کردستان ایران تا حمله موشکی پیش رفتند. حالا هم افکار عمومی احتمالا از برخوردهای سخت بیشتر حمایت می‌کند.»

مهدی مهدوی‌آزاد ادامه می‌دهد: «بدون تردید استراتژی تهدید محکوم به شکست است. ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد. اصولا اگر رویکرد ارعاب و تهدید و برخوردهای سخت‌افزاری به نتیجه می‌رسید، ده‌ها حکومت پیش از جمهوری اسلامی سرنوشت دیگری می‌یافتند. جنگ جهانی دوم اصولا نتیجه دیگری می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. بنابراین واضح است که این استراتژی صرفا باعث وخامت اوضاع، تضعیف بیشتر حکومت، تضعیف بیشتر مؤلفه‌های پیوستگی و همبستگی ملی، فروپاشی بیشتر اجتماعی و فروپاشی بیشتر اقتصادی ایران خواهد شد. منتها این خصوصیت نیروهای رادیکال مذهبی است که نه تنها آینده‌نگر نیستند، بلکه از تحلیل نرم‌افزاری اوضاع هم عاجزند و گفتمان ایده‌آلیستی توأم با آموزه‌های سنتی، مذهبی و بعضا بی‌بنیاد آنها باعث رفتارهایی می‌شود که در علوم سیاسی یا چارچوب‌های تحلیلی غیرقابل فهم است.»

تهدید برای پوشاندن “عجز”

علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل کشورهای عربی، “عجز” نیروهای امنیتی ایران از تأمین امنیت را دلیل اصلی برجسته کردن نقش دیگر کشورها در حملات اهواز می‌داند: «جمهوری اسلامی دیرگاهی است در مورد تمام مشکلات خود، از بالا رفتن قیمت دلار گرفته تا گرانی و مشکلات درمانی و غیره، آمریکا و اسرائیل و اخیرا عربستان و در مورد خاص حمله اهواز امارات را متهم می‌کند. این نوع از گریز از مسئولیت طبیعت جمهوری اسلامی است. اما در این مورد خاص، ماجرایی که در اهواز رخ داد آشکارا نشانه عجز سپاه و نیروهای امنیتی در تأمین حداقل امنیت برای خودشان بود. اینکه چهار نفر بتوانند در عرض ۲۰ دقیقه، به قول خودشان در دو حمله ۲۹ نفر را بکشند و ۶۶ نفر را مجروح کنند، با آن وضع آشفته که نیروها به جای اینکه بجنگند، روی زمین بخوابند یا از صحنه فرار کنند، اینها چنان لطمه‌ای به آنها زده که رژیم جمهوری اسلامی باید هر چه بیشتر ابعاد توطئه‌گران را گسترده‌تر کند؛ یعنی بگوید که این حمله‌ای ساده توسط یک گروه ناراضی عرب نبوده، بلکه عملیاتی بوده که چندین کشور در پشت آن قرار دارند.»

Alireza Nourizadeh (DW)

علیرضا نوری‌زاده

این تحلیلگر مسایل کشورهای عربی ادامه می‌دهد: «از آن طرف، اگر به عملکرد این کشورها نگاه کنیم، با توجه به آگاهی‌شان از امکانات جمهوری اسلامی برای ایجاد آشوب در مناطق آنها، هرگز گرد این مسایل نچرخیده‌اند. در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی حتی یک بار یک نفر را به تلویزیون نیاورده که اقرار کرده باشد مثلا در عربستان آموزش دیده یا از امارات پول گرفته است. در گذشته همواره سناریوهایی در دستگاه‌های امنیتی نظام نوشته می‌شد و به اجرا در می‌آمد، اما در این مورد خاص در طول دو روز گذشته آنچنان نظام جمهوری اسلامی دچار دستپاچگی است که خود هم از روشن کردن عامل این حمله در حیرت و تردید است. بنابراین هر لحظه ما شاهد یک نوع اظهار نظر هستیم. تهدیدها هم از مسایل عادی در جمهوری اسلامی است و هرگز هم عملی نخواهد شد.»

علیرضا نوری‌زاده به ارزیابی نتیجه تهدید کشورهای منطقه از سوی تندروهای ایران نیز پرداخته و می‌گوید: «فضا امنیتی‌تر خواهد شد. تنش میان ایران و این کشورها نیز بیشتر خواهد شد، اما هرگز به مرحله رویارویی نخواهد رسید. جمهوری اسلامی هوشمندتر از آن است که بخواهد خود را وارد یک درگیری نظامی کند. البته امکان دارد از عوامل خود، حداقل برای قدرت‌نمایی، استفاده کرده و مثلا فردا شاهد حادثه‌ای در بحرین باشیم یا یک گروه مخالف سعودی در یکی از شهرهای شیعه‌نشین عربستان راهپیمایی کند. چنین حرکاتی محتمل است، اما جمهوری اسلامی وارد درگیری نظامی نخواهد شد، به‌خصوص که مشکلی هم در سوریه دارد و ضرباتی که اسرائیل به او زده حیثیت‌اش را زیر سؤال برده است. به همین خاطر احتمال قدرت‌نمایی در منطقه وجود دارد؛ الآن توانسته‌اند تشکیل دولت عراق را به عقب بیندازند و در لبنان کاری کرده‌اند که آقای حریری پنج ماه است نتوانسته کابینه‌اش را تشکیل دهد. از این نوع عملکردها بیشتر خواهیم دید، ولی گمان نمی‌کنم که بیش از این شاهد اقدام دیگری باشیم.»

No responses yet

Sep 25 2018

دستور کابینه امنیتی اسرائیل به ارتش برای «اقدام علیه حضور ایران در سوریه»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: دولت اسرائیل روز سه‌شنبه سوم مهر به ارتش این کشور فرمان داد که علیه حضور نظامی ایران در سوریه اقدام کند.

همزمان نخست‌وزیر اسرائیل گفت، کشورش «متعهد به ادامه مبارزه با تثبیت حضور نظامی ایران در سوریه است و برای این هدف، هماهنگی با روسیه را بعد از ساقط شدن هواپیمای نظامی روسیه (در سوریه) دنبال می‌کند».

به گزارش خبرگزاری روسی ایتارتاس، کابینه امنیتی- سیاسی اسرائیل که در برگیرنده نخست‌وزیر و وزیران پست‌های حساس است، روز سه‌شنبه در یک نشست ویژه، ارتش این کشور را مختار کرد که ضمن تداوم هماهنگی با روسیه، اقدامات نظامی لازم را در رویارویی با ایران در سوریه ادامه دهد.

کابینه اسرائیل در بیانیه پایانی نشست خود، با روسیه به خاطر از دست دادن هواپیمای نظامی روسیه در سوریه «همدردی» نشان داد اما تاکید کرد که تامین امنیت اولویت اصلی اسرائیل است.

همزمان به گزارش خبرگزاری فرانسه، بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه گفت که اسرائیل «در سه سال گذشته موفقیت‌های بزرگی در جلوگیری از تثبیت نظامی ایران در سوریه و انتقال جنگ‌افزارهای مرگبار از ایران برای حزب‌الله داشته و…این کار را با هماهنگی کامل با روسیه انجام دادیم».

وی این اظهارات را پیش از ترک اسرائیل برای حضور در هفتادوسومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، و ساعتی پس از نشست ویژه کابینه امنیتی- سیاسی این کشور بیان کرد.

آقای نتانیاهو افزود: «بعد از رخداد فاجعه‌بار هواپیمای روس نیز دو بار با ولادیمیر پوتین صحبت کرده و تاثر خود و دولت را از سقوط هواپیمای آنها و کشته شدن خدمه نظامی‌شان بیان کردم».

نخست‌وزیر اسرائیل شامگاه دوشنبه در تماس تلفنی با رئیس‌جمهوری روسیه، مسکو را فرا خواند تا از تجهیز سوریه به سامانه‌های دفاعی اس- ۳۰۰ خودداری کند، و افزود: حتی در صورت تحویل این سامانه‌ها، عملیات اسرائیل در رویارویی با «تثبیت نظامی ایران در سوریه» ادامه خواهد یافت.

سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه و دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز دوشنبه از تحویل سامانه‌ اس ۳۰۰ به سوریه «در دو هفته آینده» خبر دادند.

به گفته دو مقام ارشد روس، مسکو برای دفاع از نظامیان روسیِ مستقر در سوریه، ارتش بشار اسد را تقویت می‌کند.

روسیه یک هفته بعد از ساقط شدن هواپیمای نظامی ایلوشین ۲۰ و کشته شدن ۱۵ خدمه پروازی آن در سوریه تصمیم به تجهیز سوریه به اس ۳۰۰ را اعلام کرد؛ روسیه پنج سال پیش بنا به تقاضای اسرائیل، از دادن این سامانه‌ها به سوریه خودداری کرد اما وزیر دفاع روسیه گفته «شرایط دیگر تغییر کرده است».

روسیه روز یکشنبه نتایج تحقیقات خود را در خصوص ساقط شدن ایلوشین اعلام کرد و اسرائیل را «کاملا مقصر» دانست؛ این تحقیقات مدعی است، یکی از چهار جنگنده اسرائیلی در جریان بمباران هدف‌هایی در سوریه در روز ۲۶ شهریور، پشت ایلوشین پرواز کرد و اصابت اشتباهی راکت از پدافند سوری، هواپیمای روس را ساقط کرد.

ارتش اسرائیل نتایج این تحقیقات را «قاطعانه» رد کرد. همزمان، جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در یک نشست خبری در نیویورک، روسیه را به بازنگری در تصمیم تجهیز سوریه به سامانه‌های اس ۳۰۰ فرا خواند و گفت این اقدام به تشدید تنش در منطقه منجر می‌شود.

اسرائیل در یکسال‌ونیم اخیر بیش از ۲۰۰ بار به سوریه حمله کرده تا به زعم خود، «خطوط قرمز» امنیتی و نظامی را که تعیین کرده، به طرف‌های مقابل تحمیل کرده و منافع خود را تامین کند.

ایران که سال‌ها است تاکید دارد حضور نظامی‌اش در سوریه «مستشاری» و بر اساس توافق‌های تهران و دمشق است، هنوز به دستور تازه کابینه اسرائیل به ارتش این کشور در خصوص حملات بیشتر به «هدف‌های ایرانی در سوریه» واکنش نشان نداده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری ایتارتاس، فرانسه و سایت رادیو فردا/ ف.ر/ ک.ر

No responses yet

Sep 25 2018

شکایت از «ایران اینترنشنال» از طریق آفکام بهترین گزینه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,تروریزم,سانسور,سیاسی

ایرنا: لندن – ایرنا – وزارت خارجه انگلیس، طرح شکایت تهران از شبکه ایران اینترنشنال از مسیر نهاد ناظر بر فعالیت های رسانه ها در انگلیس موسوم به آفکام را بهترین گزینه اعلام کرد.

به گزارش روز یکشنبه ایرنا، سخنگوی وزارت خارجه انگلیس در پاسخ به سئوال خبرنگار ایرنا در باره موضع این کشور در قبال اقدام شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال به پخش مصاحبه با سخنگوی گروهک تروریستی الاحوازی که مسئولیت حادثه مرگبار روزگذشته اهواز را برعهده‌گرفته است اعلام کرد که وزارت امور خارجه ایران روز گذشته مراتب نگرانی خود را نسبت به اقدام این شبکه به اطلاع کاردار سفارت انگلیس در تهران رسانده است.
وی همچنین با اشاره به پیام توییتری حمید بعیدی نژاد سفیر ایران در انگلیس مبنی بر تصمیم ایران برای شکایت از ایران اینترنشنال از طریق آفکام تصریح کرد که این بهترین مسیر خواهد بود.
به گزارش ایرنا، افرادی مسلح که وابسته به گروهک تجزیه‌ طلب «الاحوازی» بودند، صبح شنبه در جریان رژه نیروهای مسلح به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در اهواز، با پوشیدن لباس مبدل سپاه و بسیج به مردم و جایگاه مسئولان، فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی حمله کردند.
درجریان این حمله تروریستی 25 تن به شهادت رسیدند و 60 تن دیگر زخمی شدند که درمیان قربانیان تعدادی کودک وغیرنظامی نیزدیده می شود.
دقایقی پس از وقوع این حادثه، شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال که گفته می‌شود از سوی برخی کشورهای منطقه حمایت مالی می‌شود، مصاحبه با سخنگوی این گروهک تروریستی را پخش کرد.
بعیدی نژاد در واکنش به این اقدام، در توییتر نوشت که این شبکه، در اقدامی بی‌شرمانه مصاحبه‌ای از سخنگوی گروه تروریستی که امروز افراد زیادی را به خاک و خون کشید، پخش کرد.
وی افزود:سفارت ایران درلندن ضمن محکومیت این اقدام، برخورد جدی نهاد نظارتی درانگلیس(آفکام)با این اقدام به‌عنوان ترویج تروریسم و خشونت را پیگیری خواهد کرد.
در واکنش به انتقاد بعیدی نژاد، حساب توییتری شبکه ایران اینترنشنال اقدام خود را این‌گونه توجیه کرد: آقای بعیدی نژاد، ایران اینترنشنال مصاحبه با سخنگوی«جنبش الاحواز» را پس‌ازآن انجام داد که رسانه‌های ایران این اقدام را به این گروه نسبت دادند. هدف ما ایفای مسئولیت حرفه‌ای و کسب واکنش رسمی این گروه بوده و مجری شبکه، سخنگوی این گروه را درباره این اقدام به چالش کشید.
بعیدی نژاد در پاسخ به توییت این شبکه نوشت: پس با آگاهی کامل این مصاحبه شرم‌آور را با نماینده این گروه تروریستی انجام دادید و برای آن‌ها در توجیه رفتار وحشیانه خود تریبون و فرصت کافی فراهم کردید. ما حتماً این نقض صریح قانون را به‌عنوان اقدامی در حمایت از تروریسم و خشونت با دولت انگلیس و آفکام پیگیری خواهیم کرد.
سفیر کشورمان همچنین درگفت وگو با ایرناابرازخوش بینی کرد که طرح شکایت از این شبکه به نتیجه برسد و گفت:پیگیری‌های حقوقی وسیاسی با یک اقدام و یک نتیجه تمام نمی‌شود بلکه بایستی استمرار داشته باشد و قطعاً این استمرار و مستندسازی و تلاش همه‌جانبه بی‌نتیجه نخواهد بود.
وی با اشاره به مستندانی که به‌طور روشن در این رابطه وجود دارد، تصریح کرد: اگر در کوتاه‌مدت نتیجه کمی داشته باشد قطعاً در میان‌مدت و درازمدت نتایج مهمی خواهد داشت.
افزون بر این، «بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران درباره احضار کاردار موقت سفارت انگلیس درتهران گفت:تأکیدگردید از نظر جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که سخنگوی گروهک مزدور الاحوازی اجازه یابد مسوولیت این اقدام تروریستی را از طریق یک شبکه تلویزیونی مستقر در لندن اعلام کند.
بر اساس این گزارش، دیپلمات انگلیسی ضمن ابراز تأسف از این حادثه و محکوم کردن آن، گفت که سفیر انگلیس در تهران (که در لندن به سر می برد) به محض آگاهی از این حادثه در پیامی آن را محکوم کرده و مقامات وزارت خارجه آن کشور نیز بلافاصله اقدام به اتخاذ موضع کرده اند.
وی ادامه داد که این حملات در هر مکانی که اتفاق بیافتد، مهم است و باید با آن برخورد شود؛ چرا که تروریسم مرز نمی شناسد. کاردار انگلیس تأکید کرد که اعتراض تهران را فوراً به لندن منعکس می‌کند.
در همین پیوند، سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس در لندن نیز تائید کرد که تاکنون راب ماکر سفیر انگلیس در تهران، الیستر برت معاون وزیر امور خارجه انگلیس و کاردار سفارت انگلیس در تهران مراتب تسلیت خود را در رابطه با حادثه دیروز ابلاغ کرده اند.
ایران اینترنشنال یک شبکهٔ تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی‌ زبان با تمرکز بر برنامه‌های سیاسی و اجتماعی است که مرکز آن در لندن قرار دارد.
این شبکه از روز پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه 1396پخش برنامه‌های خود را آغاز کرد.
ایران اینترنشنال همچنین پخش مستقیم نشست گروهک منافقین را در کارنامه خود دارد.
اروپام ** هـ ن **1590
انتهای پیام /*

No responses yet

Sep 24 2018

بیژن خواجه‌پور: رابطه ایرانیان خارج از کشور با دولت پیچیده شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر

ایران وایر: بیژن خواجه‌پور: من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجودها در مباحث حوزه های عنوان شده را پرکنند.
خواجه پور می گوید: در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت.

ایران با بحران جدی اقتصادی روبه رو است. افت شدید ارزش پول ملی و تاثیر منفی موج جدید تحریم‏های امریکا علیه ایران، احتمال بروز یک دوره رکود اقتصادی و تشدید بی‏کاری و تورم را بیش تر کرده است.
در این بین، ایرانیان خارج از کشور که سرمایه عظیمی برای ایران به شمار می آیند، نه تنها هنوز جایگاه درخور توجهی را در معادلات کشور پیدا نکرده اند بلکه با شدت گرفتن مهاجرت و فرار سرمایه ها، به تعداد آن ها اضافه شده است. برای روشن شدن ابعاد این مساله، «ایران وایر» از «بیژن خواجه پور»، کارشناس اقتصادی مقیم وین پرسیده است:

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران، آیا می توان از ایرانیان خارج از کشور به عنوان یک مزیت اقتصادی نام برد؟

– من به این پرسش نه از باب فرار مغزها که زیاد راجع به آن نوشته شده بلکه از باب توان بالفعل اقتصادی پاسخ می دهم. جمهوری اسلامی ایران در چشم انداز 20 ساله خود، برنامه دارد که به قدرت اول اقتصادی و تکنولوژیک منطقه تبدیل شود. خود نیز اذعان کرده است که دراین فرایند، به منابع خارجی نیاز خواهد داشت. این منابع یا باید توسط سرمایه گذاران خارجی وارد کشور شوند یا به وسیله ایرانیان خارج از کشور. جالب این جا است که گروه اول هنگامی به طور جدی سرمایه گذاری می کند که گروه دوم، یعنی ایرانیان خارج از کشور نیز فعالیت اقتصادی در کشور بکنند. سرمایه گذاری خارجی در چین هم هنگامی سرعت گرفت که چینی های خارج از چین همراه آن شدند. اما متاسفانه از سوی ایران راه‏برد ویژه ای برای جذب توان ایرانیان خارج از کشور دیده نمی شود و بیش تر شاهد دفع این فرصت هستیم.

در حال حاضر ده‏ها ایرانی دو تابعیتی در ایران در بازداشت به سر می برند؛ به نظر شما این پدیده چه تاثیری بر روابط ایرانیان خارج از کشور و دولت ایران دارد؟

– البته ایرانیان خارج از کشور یکپارچه نیستند. ولی به جرات می توان گفت که در این مقطع حساس که ایران به نقش آفرینی همه ایرانیان در امور اقتصادی و روابط بین المللی نیاز دارد، تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور از ترس بازداشت شدن، به کشور سفر نمی کنند. من البته عقیده دارم که آن گروه‏های داخل کشور که مسبب این بازداشت‏ها هستند، به دنبال همین نتیجه بودند.

آیا این پرهیز از سفر به ایران واقعا برای اقتصاد کشور هزینه دارد؟

– صد در صد. مهم‏ترین هزینه آن، محروم شدن کشور از بدنه بزرگی از توان اقتصادی، تکنولوژیک وارتباطات ایرانیان خارج از کشور است. اگر از خودمان بپرسیم که فشارها و تحریم‏های خارجی به دنبال چه هدفی هستند، می‏بینیم که هدف آن ها، پس‎رفت اقتصادی و فن‏آوری ایران و ایجاد تنش‏های اقتصادی و اجتماعی است. من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجود در حوزه های عنوان شده را پرکنند. تاثیر منفی بعدی که آن هم به اقتصاد کشور ضربه می‏زند، خودداری خیلی از شرکت های خارجی از حضور و سرمایه گذاری در ایران است. آن ها می گویند کشوری که با شهروندان خود این چنین رفتار کند، به درد سرمایه گذاری نمی خورد.

اگر بپذیریم که این موارد توسط گروه‏های تندرو پی‏گیری می‏شوند، آیا نباید به نیروهای معتدل کشور کمک کرد؟

– هر ایرانی خارج از کشور باید خودش به این پرسش پاسخ دهد. نظر من و بسیاری از دوستان خارج از کشور این است که مقامات دولتی هم باید مسوولیت بپذیرند و نمی توانند مدام پشت قوه قضاییه و دستگاه های امنیتی پنهان شوند؛ مثلا در مورد «سیامک نمازی»، یکی از اتهامات پرونده او، همکاری در برنامه ریزی سفر هیاتی از «رهبران جوان جهانی»( Young Global Leaders) و بخشی از «مجمع جهانی اقتصاد»( World Economic Forum) به ایران بود. سازمان‏دهی این سفر بر مبنای درخواست کتبی از معاونت رییس جمهوری در امور فن‎آوری، آقای «سورنا ستاری» انجام شده بود. پس سیامک متهم به نقش آفرینی دربرنامه ای شده که خود دولت دنبال آن بوده است. حال اگر بپذیریم که بخشی از حکومت سیامک را دستگیر می کند تا جلوی این نوع نقش آفرینی را بگیرد، حداقل انتظار باید این باشد که آقای ستاری و حتی خود رییس جمهوری با جرات بگویند که خودشان از افرادی هم‏چون سیامک دعوت کرده بودند. اگر چنین جرات و جسارتی را می دیدیم، امروز حسن نیت بیش تری در قبال دولت وجود داشت. از طرف دیگر، این گونه موارد نشان می دهند که هر کسی ممکن است در رقابت های سیاسی و اقتصادی داخلی قربانی شود. این واقعیت هم اانگیزه ایرانیان خارج از کشور را سلب می کند.

یعنی شما پیشنهاد می‏کنید که دیگر نباید به عنوان ایرانی خارج از کشور با ایران کار کرد؟

– عقیده دارم که دولت باید اعتماد از دست رفته را دوباره به دست آورد. تنها راه ایجاد اعتماد جدید، آزاد کردن تمام ایرانیان دو تابعیتی است که الان در بازداشت هستند. دولت باید با این مساله فعالانه برخورد کند تا دوباره راه را برای حضور قوی‎ترایرانیان خارج از کشور در ایران هموار کند. برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دنبال طرح عفو عمومی ایرانیان خارج از کشور هستند ولی چنین طرحی بدون آزاد شدن دوتابعیتی های بازداشت شده هیچ ارزشی ندارد.

پاسخ شما به آن دسته از ایرانیان خارج از کشور که می گویند ایرانیان بازداشت شده خود مقصرند چون با دولت ایران همکاری می کردند و به همان خاطر در بند افتادند، چیست؟

– من جزییات تک تک موارد را نمی دانم. ولی در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت. بهترین مصداق این مساله، زحمتی بود که سیامک در سال ۲۰۱۳ کشید تا موانع موجود بر سرراه صادرات دارو به ایران را از سر راه بردارد. گزارش سیامک در اینترنت هست و همه می توانند آن را مطالعه کنند و ببینند که این فرد به عنوان یک ایرانی خارج از کشور چه قدر عرق ملی داشت و چه قدر هزینه کرد. متاسفانه نیروهایی در ساختار قدرت ایران هستند که چون خودشان یاد نگرفته اند به منافع ملی فکر کنند، ظرفیت این که بفهمند دیگران با انگیزه منافع ملی تلاش می کنند را ندارند. هم اکنون و با تشدید تحریم های خارجی کشور، ببینید چه قدر به این نوع فعالیت نیاز داریم که به واسطه تجربه تلخ افرادی مثل سیامک سرکوب می شود.

پس شما معتقدید تا آزادی زندانی های دو تابعیتی، نباید با دولت حسن روحانی تعامل کرد؟

– من می گویم باید از دولت بخواهیم که مسوولیت پذیر باشد و با شجاعت از حقوق افراد بی گناه زندانی دفاع کند و پشت قوه قضاییه پنهان نشود. آقای سورنا ستاری وقتی برای من دوباره قابل قبول است که به عنوان شاهد برود به قوه قضاییه و از سیامک و دیگران دفاع کند. دولتی که شجاعت و جسارت نشان دهد، با حسن نیت بیش تری از طرف ایرانیان خارج از کشور روبه رو خواهد شد.

No responses yet

Sep 23 2018

رودی جولیانی: حکومت ایران سرنگون خواهد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: رودی جولیانی، وکیل ترامپ در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق، تحریم‌ها علیه ایران را کارساز دانسته و گفت این تحریم‌ها می‌توانند منجر به یک “انقلاب موفق” شوند. وزارت خارجه آمریکا گفته سخنان جولیانی بیانگر موضع دولت نیست.

جولیانی: نمی‌دانم چه موقع آنها [حکومت ایران] را سرنگون می‌کنیم، شاید در چند روز، چند ماه یا چند سال آینده باشد، اما این اتفاق رخ خواهد داد

رودی جولیانی، وکیل و مشاور دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا، گفته تحریم‌های آمریکا علیه ایران موجب به وجود آمدن سختی‌های اقتصادی می‌شوند که می‌تواند به یک “انقلاب موفق” ختم شود.

جولیانی روز شنبه ۳۱ شهریور (۲۲ سپتامبر) در گردهمایی گروه “سازمان جوامع ایرانیان آمریکا” که برگزارکننده اصلی آن سازمان مجاهدین خلق بود، گفت: «من نمی‌دانم چه موقع آنها [حکومت ایران] را سرنگون می‌کنیم، شاید در چند روز، چند ماه یا چند سال آینده باشد، اما این اتفاق رخ خواهد داد.»

جولیانی در این گردهمایی با نام “قیام ایران در مسیر آزادی” که در شهر نیویورک برگزار شد، با اشاره به بحران اقتصادی و ناآرامی‌های ماه‌های گذشته در ایران گفت: «مردم ایران آشکارا خسته‌شده‌اند. تحریم‌ها در حال جواب دادن هستند. ارزش واحد پول ملی در حال رسیدن به هیچ است…این‌ها شرایطی هستند که به سمت یک انقلاب موفق رهنمون می‌شوند.»

هرچند حضور جولیانی در این نشست ارتباطی با سمت او به عنوان مشاور ترامپ نداشته، اما سخنان او در تناقض با اظهارات مقام‌های دولت آمریکا بوده که همواره با اذعان به تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران تأکید داشته‌اند، این تحریم‌ها با هدف تغییر حکومت در ایران طراحی نشده‌اند.

دولت ترامپ امیدوار است که تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران، این کشور را وادار کند تا به برنامه‌های هسته‌ای و همچنین دخالت نظامی خود در منطقه پایان دهد.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ ماه گذشته تأکید کرده بود “تغییر رژیم” در ایران جزو سیاست‌های آمریکا نیست. او گفته بود دولت آمریکا خواستار تغییر گسترده در رفتار رژیم ایران است.

برایان هوک، رییس “گروه اقدام ایران” در وزارت خارجه آمریکا نیز پیش‌از این تأکید کرده بود ایالات متحده در پی “تغییر بنیادین رفتار” جمهوری اسلامی است و تغییر رژیم ایران در دستور کار قرار ندارد.

رودی جولیانی که از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ سمت شهردار نیویورک را برعهده داشت، تیرماه امسال نیز با شرکت در نشست سالانه سازمان مجاهدین خلق در پاریس، این سازمان را “آلترناتیو نیرومند” جمهوری اسلامی خوانده بود.

جولیانی روز شنبه همزمان با حضور در نشست نیویورک در توییتر نوشت: «رژیم [ایران] اعلام کرده که سازمان مجاهدین خلق تنها سازمانی است که به صورت واقع‌بینانه می‌تواند جایگزین آنها شود.»

او در ادامه توییت خود از مریم رجوی، رییس این سازمان به عنوان “زنی قهرمان” یاد کرد.

به گزارش رویترز وزارت‌خارجه آمریکا گفته سخنان رودی جولیانی بیانگر موضع آمریکا در مورد ایران نیست و او به نمایندگی از طرف دولت ایالات متحده سخن نمی‌گوید.

No responses yet

Sep 22 2018

جنبش الاحواز چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ایران وایر: یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» بود

یعقوب حر التسطری، سخنگوی، «جنبش الاحواز»، امروز در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال گفته است «مقاومت ملی اهواز» حمله ترورستی امروز صبح در اهواز را انجام داده است. او گفته هدف این حمله شهروندان عادی نبوده‌اند.

در جریان حمله امروز که در زمان برگزاری رژه نظامی انجام شد، ۲۴ نفر کشته و بیش از۳۰نفر زخمی شده‌اند که حداقل یک نفر از کشته‌شدگان غیرنظامی بوده است.. رسانه‌های داخلی ایران گزارش داده‌اند احتمال افزایش تلفات وجود دارد.

مقام‌های سپاه پاسداران که حمله امروز را تروریستی اعلام کرده‌اند گفته‌اند مهاجمان ۴نفر بوده‌اند و در درگیری ۳نفر از آنها کشته شده و یک نفرشان بازداشت شده است.

گروه الاحواز که نام اختصاری آن «حزم» است، از خط مشی مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی دفاع می‌کند. شاخه نظامی این گروه، «گردان‌های محی الدین آل ناصر» نام دارد ولی به گفته یعقوب حر التسطری سخنگوی، «جنبش الاحواز»، هنوز بیانیه‌ای از سوی آنها مبنی بر قبول مسئولیت انجام این حمله صادر نشده است.

گروه الاحواز از سال ۷۶ فعالیت‌های خود را شروع و همواره از سوی دولت ایران متهم به فعالیت‌های تروریستی شده است. اوج فعالیت‌های این گروه در سال ۸۴ بود که منجر به چند بمب‌گذاری در نقاط مختلف استان خوزستان شد. دولت ایران سال ۸۵، ۱۱ نفر را در اهواز با اتهام‌هایی چون ارتباط با بمب‌گذاری اعدام کردند و تلاش کردند با برخورد شدید با فعالیت‌های گروه الاحواز، هشدارهای جدی به آنها بدهند. با این حال، درگیری‌ها بین این گروه و نیروهای نظامی ایران ادامه یافت و حدفاصل سال۹۰ تا ۹۱ به اوج رسید و ۵ بمب‌گذاری در شهرستان‌های شوش،‌ اهواز و دزفول، نشان‌دهنده فعالیت جدی دوباره این گروه بود. مقام‌های وزارت اطلاعات ایران گفته‌اند در جریان حملات این گروه حدفاصل سال‌های ۸۴ تا ۹۱، ۳۹ نفر از ماموران نظامی و امنیتی ایران کشته‌ شده‌اند. بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشری، دولت ایران نیز در این مدت، حداقل ۴۴ نفر شهروندان ساکن خوزستان را با اتهام‌هایی چون جدایی طلبی، مشارکت در بمب‌گذاری و اقدام علیه امنیت ملی اعدام کرده یا زیر شکنجه کشته است.

یک حمله پرتلفات دیگر این گروه فروردین ۹۴ رخ داد که در جریان حمله به پاسگاه نیروی انتظامی، ۳ مامور کشته شدند. پس از این حمله‌، مقام‌های امنیتی ایران، از بازداشت ۷ نفر مرتبط با این پرونده خبر دادند و فروردین ۹۵ اعلام شد که ۳ نفر از این افراد، اعدام شده‌اند. گروه الاحواز در آن سال، هدف حمله خود را پایگاه سپاه اعلام کرده بود و گفته بود این مرکز، محل آموزش نیروهای حشدالعشبی (شبه نظامیان عراقی که از حمایت سپاه قدس برخوردار هستند) بوده است. حمله به پاسگاه انتظامی در اردیبهشت ۹۶ هم تکرار و منجر به کشته‌شدن دو مامور شد که باز هم ایران انگشت اتهام را متوجه الاحواز کرد.

یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. از او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، به عنوان مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» نام برده شد. نزدیکان احمد نیسی از جمهوری اسلامی به عنوان طراح و عامل این قتل نام می‌برند. این اتهام زمانی تقویت شد که ۱۷خردادماه امسال، سازمان اطلاعات و امنیت هلند تایید کرد که دو نفر از کارمندان سفارت ایران در هلند اخراج شده‌اند. مشخص نیست اخراج این افراد به دلیل ارتباط با پرونده ترور احمد نیسی بوده ولی چنین خبرهایی می‌تواند شواهد قوی‌تری برای مدافعان جنبش الاحواز فراهم کند.

حبیب جبر، رهبر جنبش الاحواز، فروردین ۹۵ در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط با توصیف جمهوری اسلامی به عنوان «دولت فارس»، این حکومت را متهم به دشمنی با «امت عرب» کرده و خوزستان را یک سرزمین اشغال شده خواند. این گروه که با دولت‌های عربی مثل عربستان در ارتباط است، گفته است برای آزادی استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و جزایر خلیج فارس در حال جنگ با جمهوری اسلامی است. این گروه، این استان‌ها را «الاحواز اشغال‌شده» می‌داند و خواهان استقلال این مناطق است.

فعالیت‌های سازمان یافته جدایی طلبانه در استان خوزستان، سابقه‌ای حدودا ۶۰ساله دارد. نخستین ریشه‌های این فعالیت‌ها به سال۱۳۴۰ و تشکیل «جبهه التحریر» باز می‌گردد که در خوزستان و عراق فعالیت داشتند. در اوایل دهه۶۰، «جبهه العربیه لتحریر الاحواز» با حمایت دولت عراق تشکیل و فعالیت‌های این گروه را به طور منسجم‌تر در داخل ایران پیگیری کرد. در طول جنگ ایران و عراق، سازماندهی گروه‌های نظامی، شبه‌نظامی و سیاسی از سوی دو کشور، به یک دستورکار مهم تبدیل شده بود. با این حال، سال ۸۱ و پس از حمله آمریکا به عراق دامنه فعالیت‌های این گروه محدود و به موازات آن،‌ فعالیت‌های جنبش الاحواز رشد کرد. گروهی که اکنون به مهم‌تری مخالف مسلح حکومت جمهوری اسلامی در جنوب غرب ایران شده است.

No responses yet

Sep 22 2018

استانداری خوزستان آمار قربانیان حمله به رژه اهواز را ۲۵ نفر اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی


رادیوفردا: ساعتی پیش خبرگزاری ایسنا به نقل از معاون سیاسی استاندار خوزستان تعداد قربانیان حادثه اهواز در روز شنبه را «۲۵ نفر» اعلام کرد. پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

در حالی که آمار رسمی قربانیان حادثه رژه شهر اهواز تا اوایل بعدازظهر شنبه هم‌چنان ۱۱ نفر بود،‌ خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از یک منبع آگاه تعداد آنها را ۲۴ نفر اعلام کرده بود.

پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

مجتبی ذوالنوری، نماینده مجلس و رئیس فراکسیون دفاع و اقتدار ملی در مجلس، حتی آمار ۲۹ نفر را نیز برای قربانیان حادثه اعلام کرده است. با این حال این آمار هنوز رسما تایید نشده است.

تیراندازی صبح شنبه، ۳۱ شهریورماه، در زمان برگزاری رژه نظامی در شهر اهواز چند کشته و مجروح بر جای گذاشت. رسانه‌ها در ایران از این حادثه به عنوان «حمله تروریستی» یاد می‌کنند.

به گفته معاون سیاسی استاندار خوزستان، تعداد قربانیان این حادثه در اهواز به ۱۱ نفر رسید و «احتمال افزایش آن وجود دارد».

این مقام تعداد مجروحان حادثه را نیز «بیش از ۳۰ نفر» اعلام کرد.

در بعضی گزارش‌ها تعداد قربانیان این حادثه ۱۲ نفر قید شده که در میان آنها «یک کودک چهار ساله» نیز بوده است.

در حالی که رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران، گروه موسوم به «الاحوازیه» را مسئول این حمله معرفی کرده، هنوز هیچ گروهی رسما اعلام مسئولیت نکرده است.

آقای شریف، جریان الاحوازیه را تحت حمایت عربستان سعودی، توصیف کرد.

در همین حال، «یعقوب حُر التستری» که خود را سخنگوی «جنبش عربی آزادی‌بخش الاحواز» معرفی می‌کرد، در گفت‌وگو با رادیوفردا، این حمله مسلحانه به رژه نظامی اهواز را به گروهی موسوم به «مقاومت ملی الاحواز» نسبت داد.

ساعاتی پس از این حادثه، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران با انتشار پیامی، به این حمله مسلحانه واکنش نشان داد و «حامیان تروریسم در منطقه و اربابان آمریکایی‌شان» را مسئول این حملات نامید.

وزیر خارجه ایران، تاکید کرد: «واکنش ایران، سریع و قاطع خواهد بود.»

ظریف در صفحه توئیتر خود نوشت: «تروریست‌هایی که توسط یک رژیم خارجی به کار گرفته، آموزش دیده، مسلح شده و از آنها دستمزد گرفته بودند به اهواز حمله کردند. کودکان و بزرگسالان در میان تلفات حادثه بودند.»

Terrorists recruited, trained, armed & paid by a foreign regime have attacked Ahvaz. Children and journos among casualties. Iran holds regional terror sponsors and their US masters accountable for such attacks. Iran will respond swiftly and decisively in defense of Iranian lives. pic.twitter.com/WG1J1wgVD9

— Javad Zarif (@JZarif) September 22, 2018

خبرنگار شبکه خبر تلویزیون ایران می‌گوید این حادثه «در اوایل» رژه نظامی در شهر اهواز اتفاق افتاده و «مراسم رژه کاملا به هم ریخته» بود.

بر اساس گزارش خبرنگار شبکه خبر، مهاجمان از پارکی که پشت محل جایگاه برگزاری مراسم رژه نیروهای مسلح بود به سمت جایگاه تیراندازی کرده‌اند.

خبرگزاری مهر از اهواز گزارش می‌دهد که مهاجمان «دو نفر بودند و لباس نظامی بر تن داشتند».

این خبرگزاری تنها از چند مجروح به دنبال این حادثه خبر می‌دهد و می‌گوید که مهاجمان «به سمت مردم» تیراندازی کرده‌اند.

به گزارش رویترز به نقل از یک خبرنگار، تیراندازی توسط افراد مسلح «از پشت جایگاه» آغاز شده است.

این خبرنگار از «چند کشته و زخمی» در صحنه این تیراندازی خبر داده است.

​خبرگزاری تسنیم نیز در گزارش خود از حادثه رژه نظامی اهواز، از مرگ «هشت تا ده نفر» تماما از نیروهای سپاه پاسداران خبر می‌دهد.

آن طور که در این گزارش آمده است، مهاجمان نیز دست‌کم چهار نفر بوده‌اند، دو نفر از آنها کشته شده‌اند و به گفته تسنیم دو نفر دیگر «هم‌چنان تحت تعقیب‌اند».

خبرگزاری فارس در گزارش خود از این حادثه می‌نویسد: «۳۰ دقیقه پس از آغاز رژه گذشته بود که ناگهان دو نفر از میان جمعیت به مردمی که در حال مشاهده رژه بودند تیراندازی کردند. گفته می‌شود که دو نفر با اسلحه گرم پس از تیراندازی به سمت مردم قصد تیراندازی به سمت جایگاه را داشتند که توسط نیروهای مسلح مضروب شدند.»

تیراندازی به مراسم رژه نظامی اهواز و کشته و زخمی شدن شماری از افراد حاضر در محل، با واکنش‌های بین‌المللی نیز همراه بود،

ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهوری روسیه، در پیامی به حسن‌ روحانی، همتای ایرانی خود ضمن همدردی و تسلیت ابراز امیدواری کرد که «تمامی عوامل این اقدام جنایتکارانه و خونین مجازات شوند.»

در بخشی از پیام ولادیمیر پوتین بر «آمادگی این کشور برای همکاری با ایران برای مقابله و مبارزه همه‌جانبه علیه تروریسم» تاکید شده است.

همچنین قاسم الاعرجی، وزیر کشور عراق، نیز حمله «تروریستی» اهواز را محکوم کرد.

به گزارش ایرنا، در پیام وزیر کشور عراق آمده است که «این حمله در سالروز حمله دشمنانه صدام به ایران بار دیگر ماهیت تروریست ها و عوامل استکباری و خوی دشمنانه آنان علیه ملت مسلمان ایران را نشان داد.»

محمد فیصل، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز از نخستین مقام‌های کشورهای خارجی بود که به این حادثه واکنش نشان داد و این حمله را «به شدت» محکوم کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان با تسلیت این حادثه به خانواده ها و بازماندگان حادثه تاکید کرد: «دولت پاکستان، اقدامات تروریستی را در هر نوع و شکل خود محکوم می کند.»

خانم رفعت مسعود، سفیر پاکستان در ایران نیز با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در توییتر، این اقدام «تروریستی» را محکوم کرد و نوشت: «پاکستان در این لحظات سخت در کنار کشور دوست و برادر خود ایران می‌ایستد.»

روز شنبه، سی‌و یکم شهریورماه مصادف است با سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق و به همین مناسبت در چندین شهر کشور رژه نظامی همراه با به نمایش گذاشتن ادوات جنگی و تسلیحات برپا می‌شود، از جمله در تهران این مراسم با سخنرانی حسن روحانی، در بندرعباس با سخنرانی علی لاریجانی و همچنین در اهواز با رژه نیروهای مسلح ارتش و سپاه برگزار شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .