اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'امنیتی'

Feb 02 2017

آمریکا: رسما به ایران اخطار می‌دهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه وله: پس از آزمایش موشکی اخیر جمهوری اسلامی، آمریکا لحن خود در برابر ایران را تندتر کرد. مشاور امنیت ملی ترامپ مسئولیت رفتار “بدخواهانه” ایران را متوجه دولت اوباما کرده و می‌گوید رفتار ایران در خاورمیانه “بی‌ثبات‌کننده” است.

مایکل فلین در نخستین اظهارات خود در برابر افکارعمومی در مقام مشاور جدید امنیت ملی دونالد ترامپ گفت: «ما امروز رسما به ایران اخطار می‌دهیم».

فلین همچنین آزمایش موشکی ایران را اقدامی “تحریک‌آمیز” خواند که ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

مشاور امنیت ملی ترامپ دولت رئیس جمهوری پیشین آمریکا، باراک اوباما را متهم کرد که “واکنشی متناسب با اقدامات بدخواهانه‌ی تهران از خود نشان نداده است”.

از زمان توافق هسته‌ای پنج کشور دارای حق وتو و آلمان با ایران در سال ۲۰۱۵ میلادی تاکنون، ایران بارها دست به آزمایش‌های موشکی زده است. اما اقدام ایران در روز یکشنبه گذشته (۲۹ ژانویه/ ۱۰ بهمن) نخستین آزمایش موشکی ایران از زمان به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا بود.

“رفتار بی‌ثبات‌کننده” ایران در خاورمیانه

مایکل فلین همچنین گفت به دلیل اینکه “ایران رفتاری گستاخانه پیدا کرده” دولت آمریکا “رسما” به جمهوری اسلامی “اخطار” می‌دهد.

مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا علاوه بر آزمایش موشکی جمهوری اسلامی، حمله‌ی حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن به یک کشتی عربستان سعودی را نیز از دلایل “رفتار بی‌ثبات‌کننده ایران در خاورمیانه” عنوان کرد.
در همین زمینه:
ایران آزمایش موشکی‌ اخیر را تایید کرد
آمریکا آزمایش موشکی ایران را “کاملا غیرقابل قبول” خواند
بررسی “آزمایش موشکی ایران” در شورای امنیت به درخواست آمریکا
نمایش و آزمایش موشک‌های دوربرد در تهران و بندرعباس

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری جدید آمریکا، بارها بر در پیش گرفتن یک سیاست خارجی سختگیرانه‌تر از سوی ایالات متحده تأکید کرده است. البته اینکه این سیاست مشخصا در رابطه با ایران چگونه می‌خواهد اعمال شود، از طریق تحریم‌های اقتصادی یا گزینه‌های نظامی، در سخنان فلین ناگفته ماند.

هم‌زمان خبرگزاری رویترز از قول کریستوفر شروود، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، نقل کرده است که موضع و سیاست عمومی آمریکا در قبال ایران پس از آزمایش موشکی جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. شروود اما بیش از این توضیحی نداده است.

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، روز سه‌شنبه (۱۲ بهمن/ ۳۱ ژانویه) گفته بود که “جمهوری اسلامی ایران دفاع از خود را به اجازه دیگران موکول نمی‌کند”. او آزمایش‌های موشکی از این دست را “خارج از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل” دانسته بود.

ایران همواره این ادعا را رد کرده است که با آزمایش‌های موشکی اهدافی اتمی دنبال می‌کند.

قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل از ایران می‌خواهد که از ساخت و توسعه موشک‌های بالستیکی که قابلیت حمل کلاهک‌های اتمی را دارند تا هشت سال بپرهیزد.

No responses yet

Feb 02 2017

اعتراض نماینده زرتشتیان در مجلس به اظهارات «تفرقه افکنانه» درباره جشن سده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: مراسم جشن سده (عکس از ارشیو)

اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه در نامه‌ای به علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت نسبت «طرح سخنان ناروا در مورد زرتشتیان پیش و پس از برگزاری جشن سده» اعتراض کرده است.

به گزارش ایسنا، اسفندیار اختیاری در بخشی از این نامه نوشته است:«متاسفانه امسال اتفاقاتی پیرامون جشن بزرگ و ملی سده که نشان دهنده تمدن و فرهنگ ایرانیان بوده و هزاران سال است در ایران زمین برگزار می شود، رخ داد که جای تامل و تاسف بسیار دارد.»

آقای اختیاری همچنین نوشته است:« جشنی که به واسطه قانون مدار بودن زرتشتیان، هر ساله بر پایه قوانین و به دور از مباحث سیاسی برگزار شده ولی امسال توسط برخی از بزرگان که می بایست خود مجری قانون و گسترش دهنده آن باشند، مورد هجمه قرار گرفت. این افراد چنان بر طبل اختلاف دینی و مذهبی کوبیدند که فراتر از صبر و شکیبایی بود که پیشه شد و به نظر می‌­رسد که برای آن پایانی نیز قائل نیستند.»

در نامه منتشر شده در ایسنا اشاره‌ای به این «هجمه ها» نشده است.

مراسم جشن سده زرتشتیان عصر یکشنبه دهم بهمن ماه در مناطق مختلف ایران برگزار شده است. اما در استان یزد بر خلاف سال‌های گذشته اجازه برگزاری این مراسم در «روستای چم » داده نشد و از حضور غیر زرتشتیان به مراسم در راحت آباد شهرستان تفت جلوگیری شد.

اسفندیار اختیاری همچنین در نامه خود نوشته است: «آنچه که امسال رخ داد، همه را به حیرت فرو برد که چگونه مصوبات شورای عالی امنیت ملی که برای همگان لازم الاجرا است، توسط برخی از مسئولین زیر پا گذاشته می شود. این افراد درشت گوی از آن فراتر هم رفته، با توهین و افترا، زرتشتیان قانون مدار را از تربیون‌های رسمی مورد هجوم قرار می دهند.»

وی اضافه کرده است: «البته ایرانیان زرتشتی که در راه پیشرفت و سربلندی “ایران” از جان نیز گذشته اند، بیدی نیستند که با این بادها بلرزند ولی بیان اینگونه سخنان تلخ و ناروا، انسان را به یاد گروه هایی می اندازد که امروزه انسانهای بیگناه را در کشورهای همجوار، با نام دین، به خاک و خون می کشند.»

اسفندیار اختیاری از دبیر شورای عالی امنیت خواسته است تا «جلوی چنین حرکت‌ها و رفتارهای غیراخلاقی و غیر قانونی» را بگیرد.

این در حالی است که دو روز پیش از برگزاری جشن سده امام جمعه تفت یزد به برگزاری جشن سده اعتراض کرده بود.

حجت الاسلام غفوری، امام جمعه تفت روز هشتم بهمن در نمازجمعه گفته بود: «گاهی میراث فرهنگی به بهانه جذب توریست و گسترش گردشگری دست به اقداماتی میزنند که استکبار جهانی و صهیونیزم مورد سواستفاده قرار میدهند و میتینگی میشود برای ضدانقلاب که از مسئولین میخواهیم با بصیرت بیشتر تصمیم بگیرند .»

خبرگزاری مهر می گوید: در این آیین زرتشتیان به نشانه شکرگزاری نعمت‌های خدادادی دور هم جمع می‌شوند و پس از اجرای برنامه‌های شاد و متنوع، به دعا و نیایش می‌پردازند که آتش زدن حجم انبوهی از هیزم‌ها نیز از سنت‌های این آیین است.

به گزارش ایرنا، حدود شش هزار شهروند زرتشتی در شهرستان‌های یزد، اردکان و تفت استان سکونت دارند.

No responses yet

Jan 31 2017

«شورای همکاران آمدنیوز» ارتباط بازداشت شدگان اخیر با این رسانه را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

آمد نیوز: روز گذشته یک وب‌سایت خبری از تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی در خصوص «آمدنیوز» خبر داد و نوشت که افرادی تحت عنوان ارتباط با «آمدنیوز» بازداشت شده‌اند.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، وب‌سایت آخرین خبر در مطلبی با عنوان «هراس نهادهای حاکمیتی از ادامه فعالیت آمدنیوز» نوشت: پس از افشاگري‌هاي آمدنيوز درباره حساب‌هاي مالي آيت‌الله صادق لاريجاني، قتل آيت‌الله هاشمي و تخريب عمدي ساختمان پلاسكو، جلسه ويژه‌اي در شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شده است. از مصوبات اين جلسه، انجام بازداشت‌هاي متعدد از خبرنگاران رسانه‌ها تحت عنوان «شبكه آمدنيوز» و به منظور «ايجاد رعب و وحشت» بين كساني است كه اخبار و اطلاعاتي براي اين وب‌گاه و كانال تلگرامي ارسال مي‌كنند، بوده است.

این وب‌سایت در ادامه نوشته: در همين راستا نيز ظرف چند روز گذشته، بازداشتهاي متعددي توسط وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و اطلاعات نيروی انتظامی انجام شده كه مي‌توان به بازداشت مونا معافی، حسن شاه آبادی، زینب کریمیان، طاهره ریاحی، معصومه ضیاء و تعداد زیادی از فعالین رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای اشاره کرد. تاکنون اطلاع زیادی از تعداد واقعی بازداشت شدگان در دست نیست اما طبق اخبار دریافتی از منابع متعدد، آمار بازداشتی‌های مربوط به «آمدنیوز» رو به افزایش خواهد بود.

«شورای همکاران آمدنیوز» به اطلاع می‌رساند که این رسانه هیچ شبکه‌ای از خبرنگاران و فعالان مدنی ندارد و منابع خبری «آمدنیوز» در نهادهای حاکمیتی متعدد از جمله قوه‌ی قضاییه، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، مجلس شورای اسلامی و حفاظت اطلاعات قوه‌‌ی قضاییه و… به انجام وظیفه ملی خود برای آگاه‌سازی مردم مبادرت می‌کنند.

بی شک بازداشت این افراد و افراد دیگر تحت عنوان بازداشت «شورای همکاران آمدنیوز»، اتهامی گزاف و باطل است و در راستای اهداف «بولتن سازان» و «ولایت معاشان» برای «جذب بودجه‌های بیشتر» امنیتی، «ایجاد رعب و وحشت در جامعه» و «پرونده‌سازی» برای فعالین مدنی و روزنامه‌نگاران است و «آمدنیوز» ارتباط خود را با این افراد تکذیب و رد می‌کند.

No responses yet

Jan 27 2017

خاطرات ‘کاملا سری’ هاشمی رفسنجانی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: اخیرا دو اظهار نظر از اکبر هاشمی رفسنجانی نقل شده که اولی حکایت می کند: “اینها [جناح مقابل] از این می‌ترسند که من مطالبی را که دارم، بیان کنم ولی روزی بیان خواهم کرد”، و دومی تصریح دارد: “مطالبی دارم که اگر یک ورق از آنها منتشر شود پدر همه اینها درخواهد آمد.”

این نقل قول‌ها را غلامعلی رجایی منتشر کرده که در زمان ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، سمت مشاورت او را بر عهده داشته است.

آقای رجایی همچنین، با اشاره به دست‌نوشته‌های آقای رفسنجانی گفته است: “اخبار و مسایل محرمانه و سری را جدا می‌نوشتند، چون می‌دانستند که به دلیل مصلحت بعضی از اشخاص یا مصلحت عمومی یا امنیت عمومی کشور بعضی از مطالب را الان نمی‌توان گفت ولی سه، چهار دهه دیگر که بعضی از اشخاص از دنیا رفتند، بیان آنها مانعی ندارد.”

+ بیشتر بخوانید: هاشمی رفسنجانی، رازدار اسرار جمهوری اسلامی ایران

+ بیشتر بخوانید: روایت یک دهه دخالت آیت الله خامنه ای در دانشگاه آزاد

اشارات مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی، در حالی صورت گرفته که خود آقای رفسنجانی هم، حداقل در یک مصاحبه به خاطرات “کاملا سری” خود اشاراتی داشته است. او در اردیبهشت۱۳۹۰، در مصاحبه‌ای با سایت آینده در مورد دست‌نوشته‌های خود می‌گوید: “بعضی از مطالب کاملاً سرّی بود. آن‌ها را در دفتر جداگانه می‌نوشتم.”

۲۳ جلد کتاب دیدارها و خاطرات و روزنوشته‌هایشان باقی است و مهم‌تر از آنها اخبار و موضوعات محرمانه و سریِ نزد ایشان است که انتشار آنها قطعاً در شفاف‌سازی تحولات و جریانات سیاسی و شناخت ماهیت جریان‌ها و اشخاص نقش خاصی ایفا خواهد کردغلامعلی رجایی، مشاور هاشمی رفسنجانی

آقای رفسنجانی در ادامه تاکید دارد که تفکیک خاطرات سری و غیرسری را کماکان رعایت می کند: “الان دو دفتر مکرر دارم. دفتر به کلی سرّی خیلی کوچک است. یک تقویم بغلی است که مطالب مهم را در آن یادداشت می‌کردم. بقیه سال‌ها در اوراق جداگانه بود.”

البته هاشمی رفسنجانی در همان گفتگو، این توضیح را هم می‌دهد که در هنگام انتشار خاطرات سالانه خود، معمولا به دفترچه خاطرات سرّی رجوع می کند تا اگر بخشی از مطالب آن “قابل انتشار” شده باشد، در کتاب های جدید استفاده شود.

+ بیشتر بخوانید: روایت هایی از جلسات خصوصی هاشمی رفسنجانی و رهبر ایران در دوره احمدی نژاد

+ بیشتر بخوانید: ‘رهبر گفت امام در خواب اعتراض کرد که چرا اسم هاشمی را نبردی؟’

قسمت های محذوف خاطرات

اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۰ نوشتن خاطرات روزانه را شروع کرده و تا پیش از مرگ، خاطرات سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲ خود را در قالب ۱۳ کتاب جداگانه منتشر کرده است (خاطرات سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ او نیز، بعدا زیرنظر خودش جمع آوری و منتشر شده اما بر مبنای دستنویس های روزانه نبوده است).

غلامعلی رجایی در مصاحبه اخیر خود، که چهارم بهمن در سایت جماران منتشر شده، در مورد خاطرات باقی مانده می گوید: ” ۲۳ جلد کتاب دیدارها و خاطرات و روزنوشته‌هایشان باقی است و مهم‌تر از آنها اخبار و موضوعات محرمانه و سریِ نزد ایشان است که انتشار آنها قطعاً در شفاف‌سازی تحولات و جریانات سیاسی و شناخت ماهیت جریان‌ها و اشخاص نقش خاصی ایفا خواهد کرد.”

از صحبت های آقای رجایی، نکته مشخصی در مورد سرانجام خاطرات سرّی اکبر هاشمی رفسنجانی قابل استنباط نیست. اما این اظهارات ظاهرا حکایت دارد که رئیس مجمع تشخیص، خاطرات خود را تا آخرین سال زندگیش ثبت و آماده انتشار کرده است. اظهاراتی که با تاکیدهای قبلی هاشمی رفسنجانی -در اردیبهشت۱۳۹۰- در مورد اینکه خاطرات را حداکثر با دو روز تاخیر ثبت و ضبط می کرده همخوانی دارد.

کتاب در اختیار ایشان قرار گرفت و مواردی که به اعتقاد وی خط قرمز است از کتاب حذف شد. این موارد نزدیک به ۵ درصد است. با اینکه کتاب با ۲۲ سال تاخیر چاپ می‌شود، ولی هنوز هم خط قرمز‌هایی وجود دارد و شاید در بیست سال آینده بتوان در تجدید چاپ کتاب‌ها آن موارد حذف شده را اضافه کردمحسن هاشمی، در مورد کتاب‌ خاطرات ۱۳۶۹ پدرش

محسن هاشمی، پسر اکبر هاشمی رفسنجانی، که مسئولیت “نشر معارف انقلاب” ناشر کتاب های خاطرات او را به عهده دارد، در اردیبهشت ۱۳۹۲ در مصاحبه‌ای با سایت خبرآنلاین گفته که خاطرات دست‌نویس پدرش، قبل از انتشار از سوی او بازبینی و بخش های محدودی از آنها حذف می‌شده است.

او در آن مصاحبه، در توضیحی در باره کتابی که به تازگی منتشر کرده (خاطرات سال ۱۳۶۹) می گوید: “کتاب در اختیار ایشان قرار گرفت و مواردی که به اعتقاد وی خط قرمز است از کتاب حذف شد. این موارد نزدیک به ۵ درصد است. با اینکه کتاب با ۲۲ سال تاخیر چاپ می‌شود، ولی هنوز هم خط قرمز‌هایی وجود دارد و شاید در بیست سال آینده بتوان در تجدید چاپ کتاب‌ها آن موارد حذف شده را اضافه کرد.”

خود هاشمی رفسنجانی هم در مقدمه کتاب خاطرات ۱۳۷۱ توضیح می دهد که در هنگام انتشار کتاب های جدید، “در موارد بسیار نادری، اگر چیزی هنوز از اسرار نظام باشد چاپ نمی‌شود”.

از مجموعه این اظهارات می توان فهمید که حتی بخش هایی خاص از خاطرات غیرسرّی اکبر هاشمی رفسنجانی نیز، یا به خاطر آنکه کماکان جزو “اسرار نظام” به حساب می آمده و یا به خاطر تداخل با “خط قرمزها”، قبل از انتشار حذف می شده است.

اما در نهایت، آنچه بعد از این حذفیات باقی می مانده نیز، لزوما به تمامی منتشر نمی‌شده؛ چون قبل از چاپ، کل متن ها به رویت آیت الله خامنه‌ای هم می‌رسیده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی، در این زمینه در مناسبت های گوناگون توضیح داده است. یکی از این توضیحات، در مقدمه کتاب خاطرات سال ۱۳۷۱ هاشمی رفسنجانی آمده که تصریح دارد قبل از چاپ کتاب‌های خاطرات، نسخه‌ای به آیت الله خامنه‌ای ارسال شود تا نظر بدهد. البته او می افزاید: “ایشان در موارد کمی اظهارنظر می‌کنند.”

هاشمی رفسنجانی در مقدمه کتاب خاطرات سال ۱۳۷۱ خود می‌نویسد که قبل از چاپ کتاب‌های خاطرات، نسخه‌ای به آیت الله خامنه ای ارسال می‌شده تا نظر بدهد. البته او می‌افزاید: ‘ایشان در موارد کمی اظهارنظر می‌کنند’

غلامعلی رجایی در مصاحبه اخیر خود با سایت جماران، در مورد احتمال ادامه انتشار خاطرات هاشمی رفسنجانی می‌گوید: “قاعدتاً وصی ایشان، آقای مهندس محسن هاشمی باید نظر بدهند که نسبت به انتشار بقیه روزنوشت‌ها چه تدبیری خواهد داشت.”

گفته‌ای که به نظر حکایت می‌کند که معلوم نیست انتشار ۲۳ کتاب خاطرات باقی‌مانده هاشمی رفسنجانی، در آینده ممکن باشد.

+ بیشتر بخوانید: پرونده یک ‘تصفیه’: معتمدان آیت الله خمینی چه سرنوشتی یافتند؟

وصیتنامه هاشمی رفسنجانی

جدای از خاطرات سالانه، وصیتنامه اکبر هاشمی رفسنجانی نیز از جمله دست‌نوشته‌های به جا مانده از اوست که در مورد محتوای کامل آن، اطلاعات دقیقی وجود ندارد.

سه روز بعد از مرگ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، محسن هاشمی پسر بزرگ او در مصاحبه ای با شبکه ۳ تلویزیون، وصیتنامه‌ای از پدر خود را نشان داد که به گفته او در سال ۱۳۷۹، قبل از یک عمل آنژیوگرافی قلب تنظیم شده است.

+ بیشتر بخوانید: نگاهی به روزنوشت‌های سال ۷۰ هاشمی رفسنجانی

وی در عین حال، در همان مصاحبه تاکید کرد: “ما هنوز وصیتامه جدیدی را نتونسته‌ایم پیدا کنیم از ایشان. حالا من دارم می گردم در اسنادشان.” تاکیدی که ظاهرا این احتمال را منتفی نمی‌داند که وصیتنامه جدیدی نیز از هاشمی رفسنجانی موجود باشد. به ویژه با توجه به اینکه محسن هاشمی، در بخشی دیگر از این مصاحبه می گوید پدرش در وصیتنامه نوشته “من اگر از بیمارستان قلب و آنژیو گرافی سالم بیرون آمدم ان‌شاء الله وصیتنامه را تکمیل می کنم”.

اکبر هاشمی رفسنجانی در ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ و قبل از رفتن به خوزستان برای عملیات “خیبر”، وصیتنامه‌ای نوشت که متن آن منتشر شده است. اما خانواده او، هنوز متن وصیتنامه سال ۱۳۷۹ را منتشر نکرده‌اند.

محسن هاشمی در مصاحبه تلویزیونی اخیر، با وجود درخواست مصاحبه گر برای نشان دادن متن وصیتنامه، از انجام این کار خودداری کرد. دلیلی که برای این کار ذکر کرد این بود که ‘امکان دارد وصیتنامه دیگری هم باشد’ و نمی خواهد متن سال ۱۳۷۹ را به عنوان وصیتنامه نهایی نشان بدهد

محسن هاشمی هم در مصاحبه تلویزیونی اخیر، با وجود درخواست مصاحبه‌کننده برای نشان دادن متن وصیتنامه، از انجام این کار خودداری کرده است. دلیلش را این دانسته که “امکان دارد وصیتنامه دیگری هم باشد” و نمی خواهد متن سال ۱۳۷۹ را به عنوان وصیتنامه نهایی نشان بدهد.

غلامرضا رجایی در مصاحبه‌ای که چند روز بعد از درگذشت هاشمی رفسنجانی با روزنامه شرق انجام داده، می‌گوید: “من وصیت‌نامه را با خط خود ایشان دیدم و فکر می‌کنم با خودکار آبی روی یک صفحه آ-٤ نوشته شده بود و پایین آن هم یک خط‌‌خوردگی داشت و تاریخش هم ٩/٩/٧٩ بود.”

او محتوای این وصیتنامه را “بیشتر بحث کتاب‌ها و مباحث مالی” می داند و می افزاید: “ایشان آخر وصیت‌نامه نوشته بوده که چون من دارم می‌روم آنژیو کنم، این را نوشتم و در آینده مفصل‌تر می‌نویسم.”

+ بیشتر بخوانید: ماموریت جدید رهبر ایران به مجمع تشخیص: به‌روز کردن سیاست های کلی نظام

سوالات باقی مانده، اسناد باقی مانده

با توجه به مجموعه اطلاعاتی که تاکنون در مورد دست‌نوشته‌های اکبر هاشمی رفسنجانی در دسترس است، قاعدتا بسیاری از آنها حاوی اطلاعات مهمی هستند.

مشکل بتوان تصور کرد که در آینده امکان انتشار اطلاعات مندرج در ‘دفتر به کلی سرّی خیلی کوچک’ اکبر هاشمی رفسنجانی وجود داشته باشد

به طور طبیعی مجموعه‌ای از این اطلاعات، موارد حذف شده از کتاب های خاطرات منتشرشده هستند، یا در ۲۳ جلد خاطرات باقی مانده هاشمی رفسنجانی (۱۳۷۳ تا ۱۳۹۵) قرار دارند که دورنمای انتشارشان مشخص نیست.

مهم‌تر از آنها، قاعدتا اطلاعات مندرج در “دفتر به کلی سرّی خیلی کوچک” اکبر هاشمی رفسنجانی هستند که مشکل بتوان تصور کرد که در آینده، امکانی برای انتشار محتویاتشان وجود داشته باشد.

همه اینها در حالی است که نمی‌توان مطمئن بود که وصیت نامه سال ۱۳۷۹ رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز، آخرین وصیت‌نامه او باشد.

این ابهام، به ویژه از آنجا اهمیت دارد که در آن سال، روابط اکبر هاشمی رفسنجانی با محافظه کاران و شخص آیت الله خامنه‌ای، به کلی متفاوت با دهه پایانی عمر او بوده است.

در نتیجه، اگر او در دهه آخر زندگی وصیت نامه‌ای تنظیم کرده باشد، می‌توان حدس زد محتوای آن، لزوما شبیه وصیتنامه‌ای نباشد که در سال ۱۳۷۹ تنظیم شده است.

No responses yet

Jan 24 2017

تراژدی پلاسکو: منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

کیهان لندن: – یک شهروند: از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود چون پلاسکو در منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری بود!
– سه سال پیش وقتی یک ساختمان پنج طبقه‌ در خیابان جمهوری آتش گرفت و دو زن کارگر به خاطر بازنشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات، فراموش شدند و…
– یک شهروند: اگر هزینه‌ی این بیلبوردهای ضد آمریکایی را حساب کنیم، سالانه رقمی می‌شود بیش از آنچه برای نوسازی امکانات مستهلک آتش‌نشانی نیاز است.
– یک خبرنگار: در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.

۳ بهمن ۱۳۹۵

فیروزه رمضان زاده- هنوز از انتشار خبر کشته شدن ۳۲ مسافر در حادثه برخورد قطار تبریزـ مشهد، مدت زمان زیادی نگذشته بود که خبر آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان ۵۶ ساله پلاسکوی تهران ظرف چند ساعت در فضای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به یک تراژدی ملی تبدیل شد.

روز پنج‌شنبه ۳۰ دی ماه درساعت ۷:۵۹ صبح ابتدا طبقات نهم به بالای این ساختمان ۱۷ طبقه دچار حریق شد و حدود چهار ساعت بعد در ساعت ۱۱:۱۵ در حالی‌که عده‌ای از آتش‌نشانان درون آن بودند به طور عمودی فروریخت.

خبرها در مورد زیرآوارماندگان ضد و نقیض است. برخی رسانه‌های خارجی تعداد کشته‌شدگان این حادثه را ۵۰ تن اعلام کرده‌اند. جلال ملکی سخنگوی اورژانس کشورگفته است۳۰ تا ۵۰ نفر زیر آوار هستند. سازمان آتش‌نشانی هم اعلام کرده که دست‌کم ۲۰ آتش‌نشان زیر آوار مانده‌اند. خبرگزاری کار ایران(ایلنا) هم نوشته است، گفته می‌شود دست کم ۳۰۰ نفر از جمله کسبه و آتش‌نشان‌ها هنگام فروریختن ساختمان، داخل آن بوده‌اند.
نمایی از ساختمان پلاسکو قبل از انقلاب

اما در نهایت پس از چند روز اطلاع‌رسانی قطره چکانی درباره کشف اجساد زیرآوار مانده، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از کشف اجساد دو آتش‌نشان از زیر آوار پلاسکو خبرداد. البته اجساد ۱۳ تن از آتش‌نشان‌ها هنوز از زیر آوار خارج نشده است. همچنین اعلام شده حدود ۱۰ تن دیگر از شهروندان در زیر آوار مانده‌اند.

فاجعه‌ی پلاسکو، در حالی وارد چهارمین روز خود شده است که از سرنوشت و تعداد دقیق آتش‌نشانان و کسبه‌ای که در آتش سوختند یا زیر آوار آهن‌ها و قطعه‌های بتُنی عظیم گرفتار شدند خبر دقیقی در دست نیست. در این میان، نه تنها احتمال زنده ماندن زیر آوارماندگان به دلیل حرارت ۲۰۰ تا ۶۰۰ درجه در برخی نقاط زیرین ساختمان پلاسکو، حجم بالای آوار‌ها، فراوانی آتش و دود و کمبود اکسیژن زیاد نیست بلکه وجود منابع گازوییل در پلاسکو احتمال شعله‌ور ماندن زبانه‌های آتش را بیشتر و روند آواربرداری را دشوارتر و کندتر می‌کند.

اما عمق این تراژدی را می‌توان در موج گسترده‌ اعتراض‌ها و اظهار نظرهای مختلف کاربران شبکه‌های اجتماعی و هشتگ‌های #پلاسکو # قالیباف # #استعفا# آتش نشان و #تسلیت در توییتر و فیس‌بوک مشاهده کرد.

در دو شب اخیر، شماری از شهروندان ایرانی در برخی از خیابان‌های تهران و برخی شهرهای دیگر نظیر شیراز و اردبیل به مقابل برخی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی رفته و با برافروختن شمع و گذاشتن گل به آتش‌نشان‌ها و قربانیان حادثه پلاسکو ادای احترام کردند.

در این گزارش به سراغ تعدادی از شهروندان از قشرهای اجتماعی و گروه‌های سنی مختلف رفته‌ایم که از نزدیک شاهد حادثه پلاسکو بوده‌اند.

مردم بی اعتماد به رسانه‌ها

با وجود تقاضاهای مکرر ماموران نیروی انتظامی، ازدحام شدید مردم در اطراف پلاسکو، کار آتش‌نشان‌ها و نیروهای امدادی را با مشکلات زیادی روبرو کرد.
گروهی از شهروندان برای تماشا و عکس برداری به روی سقف ماشین‌های آتش نشانی رفتند

دانشجوی ۳۶ ساله‌ای که از نزدیک تمام اخبار و اتفاقات مربوط به حادثه پلاسکو را پیگیری کرده از کنجکاوی و ازدحام مردم در حال تماشا انتقاد می‌کند و می‌گوید: «در منطقه بودم اما نزدیک نرفتم. مردم بی اعتماد به رسانه، خودشان شده بودند «شهروندخبرنگار». این اتفاق از سال ۸۸ شروع شد که مردم دیدند صدا و سیما اتفاقات را واروونه جلوه می‌دهد، خودشان دست به کار مستندسازی شدند و این وظیفه خیلی زود تبدیل به رفتار تنفرآمیزی شد. هفته پیش برای هاشمی رفسنجانی، همین دوربین‌ها شمار جمعیت را نشان داد و صدا و سیما سانسور کرد. این اتفاق، میوه‌ی بذر سانسوری است که حکومت کاشته.»

مردمی که جدی گرفته نمی‌شوند

خبرنگار یکی از نشریات هفتگی در تهران با بیان این که به نظر او کمک به خانواده‌های آتش‌نشان‌ها باید در اولویت قرار بگیرد به کیهان لندن می‌گوید: «امروز از خیابان بهارستان برمی‌گشتم، قیامت بود. دیدم جمعیت دارند می‌دوند، پلیس و نیروهای امدادی می‌گفتند آقا نرو، خانم نرو، اما مردم هیجان‌زده گوشی‌ها را از جیب بیرون کشیده و به سوی چهارراه جمهوری می‌دویدند که از نزدیک‌ترین جای ممکن، فیلم و عکس بگیرند. خواستند رسانه‌ها را ببندند که دردسر نشود، ولی ما مردم افراطی از این ور بام افتادیم و حالا همه شدند خبرنگار! منِ خبرنگار اما ایستاده بودم و مبهوت این هیجان وصف‌نشدنی عجیب بودم. فکر کنید، وقتی بم زلزله شد خبرنگارها چه جوری دویدند به همان شکل هیجان داشتند که برسند، صدا و سیما هم مشتری شده بود که فیلم‌های آنها را نشان بدهد. عقده‌های روانی و مشترک مردمی که دیده و جدی گرفته نمی‌شوند، این جور موقع‌ها خودش را نشان می‌دهد.»

این خبرنگار می‌افزاید: «در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.»

بودجه قالیباف و تملق شوهرخاله‌اش

از همان ساعت‌های اولیه که پلاسکو آتش گرفت و فروریخت، موضوعاتی نظیر سوء مدیریت و بی کفایتی مدیران شهری به ویژه محمدباقر قالیباف شهردار تهران و نیز «کامل نبودن تجهیزات آتش نشانی» پایتخت به مباحث روزانه شهروندان ایران تبدیل شد.

یک مغازه‌دار ساکن در خیابان جمهوری با لحنی عصبانی این‌گونه به کیهان لندن توضیح می‌دهد: «شهرداری منطقه ۱۲ مقصر ۱۰۰درصد است به خاطر ساختمانی که هنوز گازکشی نداشته و مغازه‌هایش فاقد کپسول آتش‌نشانی است و می‌بایست طبق قانون شهرداری آنجا را پلمب می‌کرد اما با رشوه و زیرمیزی ادامه دادند و این شد نتیجه؛ دو سال پیش هم به خاطر نبود نردبان در آتش‌سوزی در همین خیابان جمهوری دو زن خود را پرت کرده و کشته شدند. قرار شد شهرداری تجهیزات ایمنی را ارتقا دهد که دیدیم در این حادثه ارتقا نداده بود. قالیباف، بودجه شهرداری را خرج تملق شوهرخاله‌اش، خامنه‌ای می‌کند. هزینه بیلبوردهای تبلیغ رهبری در شهر تهران از مجموع هر کالای دیگری بیشتر است. اگر هزینه‌ی این بیلبوردها را که نگران جامعه آمریکاست سالانه حساب کنیم رقمی می‌شود بیش از آنچه نیاز است تا امکانات مستهلک آتش‌نشانی بهینه بشود.»

او شایعه‌ی عمدی بودن آتش‌سوزی پلاسکو را رد می‌کند و می‌گوید: «آنجا گازکشی نداشت و خیلی‌ها از بخاری برقی استفاده می‌کردند. خیلی‌ها بیمه نبودند. فشار به جعبه تقسیم برق آمده آنجا جرقه زده و سیم های کهنه آتش گرفته.»

یک شهروند که ویدئوی سقوط دو زن کارگر کارگاه تولید پوشاک در خیابان جمهوری را دیده است می‌گوید: «آتش‌نشان‌ها خیلی شجاع و فداکارانه رفتند اما تجهیزات کم و مردم در بین دست و پا… پیرارسال که آن ساختمان پنج طبقه در خیابان جمهوری آتش گرفت وقتی می‌خواستند یک ماشین را بیاورند جلوتر و خواستند برایش راه باز کنند نزدیک ۲۰ دقیقه طول کشید تا مردم همیشه در صحنه را از روی ماشین بیاورند پایین و از آنها راه بگیرند!»

در آن آتش‌سوزی در سه سال پیش، دو زن کارگر به دلیل باز نشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات فراموش شدند حتی گلایه‌های چهارماه پیش مدیرعامل آتش‌نشانی از نبود هلی‌کوپترهای آتش‌نشان و بالابر.

پلاسکو در محدوده‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری

امنیتی بودن فضای تهران عامل دیگری است که برخی از شهروندان بر آن تاکید دارند.

یک کارمند اداره دولتی در این زمینه به کیهان لندن می‌گوید: «امنیتی بودن فضای تهران و نداشتن هلی‌کوپتر امداد و نجات و بدتر از همه نداشتن اجازه‌ی پرواز در منطقه‌ای که پرواز ممنوع و در محدوده‌ی بیت رهبری محسوب می‌شود کار آتش‌نشان‌ها را سخت‌تر کرد. از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود.»

او تاکید می‌کند: «طبقات بالایی را می‌شد با هلی‌کوپتر خاموش کرد، اما اجازه پرواز نداشت. این منطقه در اختیار قرارگاه ثارالله است؛ این مملکت کلاً امنیتی است، آن وقت منت می‌گذارند و می‌گویند کشور امن است! امن جایی است که همه جور مردمی در آن ببینی نه فقط خودمان را! چهل سال است که دور کشور را بسته اند…»

زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌ها

یک خانم معلم بازنشسته با بغض می‌گوید: «من نمی‌‌گویم که مقصر اصلی این حادثه و کمبود تجهیزات، فقط و فقط شخص قالیباف شهردار تهران است. اما چون از تاکسی و اتوبوس استفاده می‌کنم می‌بینم که مردم وقتی در مورد این حادثه صحبت می‌کنند، از بی‌کفایتی قالیباف صحبت می‌کنند. اینکه به فکر انتخابات و رئیس جمهور شدن است. به خصوص اینکه در زمان حادثه در قم بوده و برای دیدار با مراجع به این شهر رفته بوده.»

او می‌افزاید: «دراین دو روز، بحث زلزله تهران هم زیاد مطرح شده. اینکه اگر زلزله‌ای در تهران اتفاق بیافتد چه بلایی سر مردم می‌آید. دخترم به شوخی می‌گفت زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌هاست.»

حالا از تنها ساختمان بلندی که تا انتهای خیابان جمهوری می‌شد از هر طرف آن را دید تنها تلی از خاکستر و ویرانه باقی مانده است. واقعیت تلخ پلاسکو در پایتخت ایران بارها تکرار شده است و هیچ بعید نیست در آینده نه فقط آتش‌سوزی بلکه حوادثی نظیر زلزله در بسیاری از مناطق دارای تراکم جمعیتی بالا و ساختمان‌های با کیفیت نازل رخ بدهد. درآن زمان، شیوه‌ی مدیریت بحران با این حوادث چگونه خواهد بود؟ به اعتراف رییس سازمان مدیریت بحران «اگر در تهران حادثه‌ای رخ دهد، فقط ۲۰درصد را می‌توانیم پوشش دهیم». آن هم حتما در صورتی که در حول و حوش بیت رهبری و مناطق پروازممنوع نباشد و ده‌ها شرط و شروط دیگر از جمله همکاری خردمندانه مردم و امکانات امدادگران در حد کافی باشد.

No responses yet

Jan 23 2017

سخنان تأمل‌برانگیز آتش‌نشان‌ها: تهدید شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حوادث,سیاسی

پویش: یکی از آتش‌نشان‌ها می‌گوید: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند، به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌رو شدند.

روزنامه «ایران» آورده است: نگاهشان به خرابه‌ها دوخته‌ شده بود. خسته و بی‌رمق اما برای نجات جان همقطارانشان لحظه‌شماری می‌کردند تا برای چندمین‌بار وارد میدان عملیات شوند. برخی از ابتدای حادثه شاهد ماجرا بودند و با چشمان بهت‌زده‌شان، پرپر شدن همکارانشان را دیده بودند و عده‌ای هم با‌ وجود اینکه شیفت کاری‌شان نبود راهی ساختمان «پلاسکو»یی شدند که از هر گوشه‌اش، آتش زبانه می‌کشید؛ پس حضور هر آتش‌نشان می‌توانست کمکی در عملیات بزرگ امداد و نجات باشد.

نفس‌هایشان را در سینه حبس کرده و در نگاهشان حسرت و انتظار موج می‌زد. درد دلشان زیاد بود و نمی‌توانستند داغ سنگین از دست دادن همکارانشان را باور کنند. ولی تنها یک امید، قوت را به پاهایشان بازمی‌گرداند: «امید به نجات یک رفیق».

آتش‌سوزی و ویرانی ساختمان عظیم پلاسکو در چشم برهم زدنی همه را شوکه کرده بود اما ناپدید و گرفتار شدن افرادی که برای نجات جان همنوعانشان دل به آتش زده بودند، دل ملت را آزرد و این فداکاری اشک همه را در آورد.

من زنده ماندم ولی…

بغض رهایش نمی‌کند. خسته و درمانده روی سنگفرش‌های سرد خیابان جمهوری نشسته و با نگاهی حسرت بار، به خرابه‌های ساختمانی خیره مانده که در چند لحظه در مقابل چشمانش با خاک یکسان شد.

فتاح آقا محمدرضا از مأموران سختکوش ایستگاه ۳۱ آتش‌نشانی تهران است که زمان آتش‌سوزی به محل حادثه اعزام شده و تمام این مدت در صحنه بوده است.

مرد جوان با لباس‌های سوخته و صورت سیاه شده‌اش، جرعه‌ای آب نوشید و با فروخوردن بغض تلخش به تشریح جزئیات ماجرا برای خبرنگار حوادث روزنامه ایران پرداخت و گفت: صبح روز پنجشنبه ۳۰ دی ماه وقتی به ما اعلام کردند که طبقه نهم ساختمان پلاسکو طعمه حریق شده است آژیرکشان راهی محل حادثه شدیم.گرچه هجوم مردم و شلوغی‌ها کمی کار را سخت می‌کرد ولی خیلی سریع به اطفای شعله‌های سرکش پرداختیم.اما آتش خیلی سریع به طبقه دهم سرایت کرد. همان لحظه من پایین آمدم تا با کمک دستگاه‌های دیگر آتش را خاموش کنم اما دقایقی نگذشت که صدای انفجار از طبقه دهم به گوش رسید. لحظات تلخ و وحشتناکی بود. حدود ۶ نفر از همکارانم در طبقه دهم بودند که با این انفجار در طبقه نهم محبوس شدند. راه پله‌ها بسته بود و به سختی می‌توانستیم راهی برای ورود و خروج پیدا کنیم.

ساعت ۱۰ و نیم صبح اعلام کردند که ساختمان در حال ریزش است و باید آنجا را تخلیه کنیم ولی هنوز عده‌ای از مردم عادی در ساختمان بودند و همکارانم برای نجات آنها در ساختمان حضور داشتند. راه پله‌ها ریزش کرده بود و امکان خروج وجود نداشت. بعضی از دوستانم به سمت پنجره آمدند و از طریق نردبان خارج شدند اما پس از شنیدن صدایی مهیب، در کمال ناباوری ساختمان ۱۷ طبقه جلوی دیدگانمان با خاک یکسان شد و دیگر اثری ازهمکاران گرفتار به دستمان نرسید. آتش‌نشان فداکار که با یاد‌آوری روز حادثه اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد:«۷سال است که استخدام شده‌ام و برای کمک به همنوعانم تلاش می‌کنم. بارها چنین حوادثی رخ داده بود ولی مصیبت به این بزرگی کمر همه ما را خم کرده و غم از دست دادن رفیقان و همکارانمان که هنوز هیچ ردی از آنها نداریم برایمان سخت و سنگین است.»

به خاطر چشم‌انتظاری خانواده همکارم اینجا هستم

فتاح آقا محمدرضا، در ادامه ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های همکارانش که چشم انتظار خبری از آتش‌نشان‌ها هستند گفت: من هم متأهلم و در روز حادثه در صحنه بودم.تمام این مدت اینجا حضور دارم .همسرم هم هر روز اشک می‌ریزد ودعا می کند.امروز همسرم خواست تا به خاطر دختر کوچولویمان چند ساعتی کنارشان باشم.اما در حالی که بسیاری از فرزندان و خانواده‌های همکاران‌مان چشم انتظار خبری از عزیزان‌شان هستند نمی‌توانیم اینجا را ترک کنیم.

دردسر لباس‌های کهنه آتش‌نشانان

کنار جدول روبه‌روی ساختمان نشسته و به لودرهایی که در حال خاکبرداری هستند چشم دوخته. شاید در زیر این آوارها ردی از همکارانش به‌دست بیاید.

حسین فریدون‌نسب، از ایستگاه ۵۸ در حالی که منتظر است تا پس از مرحله خاکبرداری بار دیگر وارد خرابه‌ها شود و به خاموش کردن آتش‌های زیرخاکستر بپردازد به خبرنگار ماگفت: «همه ما شوکه هستیم. خانواده‌ها چشم انتظارند و می‌خواهند تا خبری از عزیزانشان به آنها بدهیم. حجم این آوار ناامیدمان می‌کند ولی تنها امیدمان به خداست.»

این آتش‌نشان فداکار که آستین‌های لباس آتش‌نشانی‌اش پاره شده وبخشی ازلباس‌هایش هم سوخته، ادامه داد: ما ۵ هزار نیروی عملیاتی هستیم اما با هزار لباس آتش‌نشانی. متأسفانه به خاطر بی‌توجهی‌های مدیران‌مان ومسئولان شهری با کمبود امکانات روبه‌روهستیم که کار را برای ما سخت کرده است. اگر کیفیت لباس‌های ما بهتر شود به طورقطع راحت‌تر می‌توان دل به آتش زد ولی گاهی همین ابتدایی‌ترین مسائل مشکل‌ها را برایمان دو چندان می‌کند.

سختی کار آتش‌نشان در رده آخر

یکی دیگر از همکاران این آتش‌نشان در حالی که از مسئولان گلایه داشت، گفت: متأسفانه هیچ وقت آتش‌نشانان جدی گرفته نشدند و همیشه به سادگی از کنارشان گذشتند.حتی حالا با وجود این حادثه غم انگیز وبزرگ و از دست دادن همکارانمان، بنیاد شهید آنها را شهید نمی‌داند. تنها شهدای جنگ را شهید عنوان می‌کنند.مگر این نیست که آنها با گلوله به جنگ رفتند تا هموطنانشان را نجات دهند. ما هم بواسطه آتش تن به آتش می‌زنیم تا عزیزانمان را نجات دهیم. آنها برای حفظ کشور، ناموس وجان ومال مردم قدم در راه گذاشتند و ما آتش‌نشان‌ها هم از جانمان می گذریم تا گرفتاران را نجات دهیم. ولی افسوس که هیچ گاه صدایمان به جایی نرسید و از درجه‌بندی سختی کارهم در رده سوم قرار گرفتیم. ما هم خانواده داریم و عزیزانی که چشم به راهمان هستند.در این حادثه ما نجات پیدا کردیم ولی به قیمت از خودگذشتگی همکاران آتش‌نشانمان. ای کاش حداقل کیفیت ابزاری که در دسترسمان هست بالا برود و تجهیزات بیشتری در اختیارمان قرار بگیرد. گرچه مدتی است لباس‌های با کیفیت خوب در دسترسمان هست ولی هنوز برخی از آتش‌نشانان با لباس‌هایی که جنس خوبی ندارند و در آتش و حرارت آسیب می‌بینند دل به آتش می‌زنند. ای کاش لباس‌های کهنه ما از رده خارج شود و کمی هم امنیت و جان ما درعملیات‌های مختلف که با جان‌مان سروکاردارد در نظر گرفته شود.

جایی برای اعتراض نداریم

یکی دیگر از این قهرمانان فداکار نیز همسو با همکارش به خبرنگار «ایران» گفت: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌روشدند؛ اما این رسم برخورد با جانفشان‌ها نیست.

یادی از خانواده آتش‌نشانان شهید

یکی از آتش‌نشانان ایستگاه ۴۰ نیز در حالی که در غم از دست دادن همکارش اشک می ریخت، گفت: ما بارها در امدادرسانی‌ها همکارانمان را از دست دادیم. اما این سازه‌ها و بافت‌های فرسوده کار را برای ما سخت‌تر می‌کند.ای کاش در این شرایط به فکر خانواده همکارانمان باشیم که چشم انتظار خبری از عزیزانشان هستند. ای کاش این لحظات پردلهره را فراموش نکنیم نه تنها این حادثه دیدگان پلاسکو بلکه شهیدان دیگر که در عملیات‌های همین امسال و سالهای گذشته جانشان را از دست دادند تا دیگران زنده بمانند. برادرم شهید شده و می‌دانم این خانواده‌ها چه می‌کشند. ای کاش مسئولان درتمام بخش‌ها به فکرشان باشند تا گوشه‌ای از آلام‌شان التیام بخشیده شود.

بی‌مسئولیتی به چه قیمت؟

آتش‌نشان دیگری که در صحنه ویرانی و خاکبرداری «پلاسکو» به لودرها خیره شده بود با تأسف گفت: می‌دانید این صاحبان ساختمان درآمدشان چقدر بود؟ حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه؟ یعنی اینها پول نصب یک دستگاه اطفای حریق نداشتند؟ مگر هزینه‌اش چقدر می‌شد؟ به طور قطع هر قدر هم هزینه می‌کردند همیشه برایشان این دستگاه و امکانات می‌ماند. ولی حالا مگر آتش‌نشان‌های ما زنده می‌شوند و میلیاردها تومان خسارت بازمی‌گردد.آیا ایمنی این قبیل ساختمان‌ها ارزش نداشت که به چنین فاجعه‌ای بینجامد.متأسفانه همه ما فکر می‌کنیم مرگ برای همسایه است. اما روز پنجشنبه، همکارانم و کسانی که در عملیات‌های مختلف با هم بودیم در یک چشم به هم زدن زیر صدها تن آوار و آتش ماندند.آنها مظلومانه رفتند تا مردم زنده بمانند؛ اما افسوس که …

بهترین‌هایمان را از دست دادیم

یکی دیگر از آتش‌نشانان در حالی که خستگی در چهره‌اش موج می‌زد و تازه از میدان عملیات بازگشته و برای لحظاتی کنار زمین نشسته بود تا کمی نفس بگیرد تا بازهم به محل عملیات بازگردد، سرش را تکان داد و گفت: باور کنید هنوز هم باور نمی‌کنیم این صحنه‌ها واقعی باشد.ما و خانواده نمی‌توانیم این فاجعه را باور کنیم. تا زمانی هم که رد و نشانی از آنها به‌ دست نیاوریم آرام و قرار نمی‌گیریم و باید تا آخر به عملیات ادامه دهیم. وی ادامه داد: ما ۲۰ نفر از بهترین‌ها و نخستین‌ها را از دست دادیم. آنها بهترین بودند که برای نجات جان و مال مردم با وجودی‌که می‌دانستند مرگ از شاهرگ هم به آنها نزدیک است دست از عملیات و امدادرسانی برنداشتند.باور کنید بهترین‌هایمان پر کشیدند و نمی‌دانیم چه انفاقی می‌افتد.

در میان همه این آتش‌نشانان فداکار و خسته که دیگر رمقی برایشان نمانده، عده‌ای از همکارانشان از اقصی نقاط شهر برای کمک به صورت خودجوش آنجا آمده بودند تا کمکی به آنها کنند. جلال رحمان‌زاده یکی از این آتش‌نشانان است که به‌عنوان نیروی کمکی از ایستگاه گلستان در شهرری به اینجا آمده تا پا به پای همکارانش تلاش کند. آتش‌نشان‌هایی از سایر شهرها نیز آمده‌اند و …

‌تجهیز بی‌سیم شخصی به کلاه‌های حریق

یکی از آتش‌نشانان دیگر هم بیان کرد: ای‌کاش کلاه‌های آتش‌نشانی به بی‌سیم‌های شخصی مجهز شود، گرچه این امکانات وجود دارد ولی متأسفانه همچنان ما با مشکلات اساسی در این زمینه روبه‌رو هستیم. اگر همین امکانات اولیه برای ما فراهم شود قطعاً در زمان حوادث امنیت ما بیشتر می‌شود.

No responses yet

Jan 22 2017

محمود علوی٬ وزیر اطلاعات: نشانه‌ای از تروریستی بودن حادثه پلاسکو در دست نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حوادث,سیاسی

دیگربان: محمود علوی٬ وزیر اطلاعات گفته که «در حال حاضر هیچ نشانه و علامتی از تروریستی بودن ساختمان پلاسکو در دست نیست.»

علوی افزوده «اگر شواهد موجود نشان دهد که اراده تروریستی در این میان بوده٬ قطعاً تدبیر اندیشیده خود را اجرا خواهیم کرد.»

وی اضافه کرده «در حال حاضر وزارت اطلاعات اشراف اطلاعاتی کاملی در این ماجرا دارد و تاکنون به نشانه‌ای مبنی بر اینکه وقوع این حادثه به دنبال اهداف خاص بوده در دست نیست.»

وزیر اطلاعات همچنین گفته «اجازه نخواهیم داد یکسری افراد فرصت‌طلب بهره‌برداری سیاسی نامعقول از این ماجرا داشته باشند.»

علوی در پاسخ به پرسشی درباره مشکوک بودن یا نبودن انفجارهای رخ داده در ساختمان پلاسکو، دقایقی قبل از فرو ریختن هم گفته «در این خصوص نمی‌توانیم اظهارنظری کنیم.»

No responses yet

Jan 20 2017

نجفی: در مقابل بحران‌ها، نظام همانند شهر تهران بی‌دفاع است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفرانسه: به گزارش ایلنا، خبرگزاری کار ایران، محمدعلی نجفی، عضو قدیمی و پیشین شورای شهر تهران در سخنرانی در مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعۀ پزشکی، فروپاشی ساختمان پلاسکو را “زنگ خطری برای مسئولان” و رهبران جمهوری اسلامی ایران دانسته و گفته است : مسئولان بدانند که “تهران شهر بی دفاعی است.”

محمدعلی نجفی سپس همین بی دفاعی را به کل نظام اسلامی ایران تعمیم داده و گفته است که نظام اسلامی نیز “با چالش هایی روبرو است که اگر به آنها توجه نشود، به بحران تبدیل خواهند شد.”

عضو پیشین شورای شهر تهران خطاب به رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی گفته است : نباید گذاشت مسائل و مشکلات زیست محیطی، بی آبی، آسیب های اجتماعی و مشکلات اقتصادی به مسائل و بحران های سیاسی و امنیتی تبدیل بشوند.

محمدعلی نجفی سپس تأکید کرده است : فسادهای اقتصادی کشور با مسائل سیاسی گره خورده اند که می توانند کل “نظام را با خطر مواجه کنند.” او گفت “باید برای این مشکلات پیش از آنکه اوضاع به هم بریزد، فکری کنیم”، هر چند خود محمدعلی نجفی اعتراف کرده است که متأسفانه هیچ عزم و اراده ای در داخل نظام برای رسیدن به حل مسائل وجود ندارد.

محمدعلی نجفی در جای دیگری از سخنانش “شرایط کشور را بسیار خطیر” توصیف کرده و آن را با وضعیت شورای شهر تهران که عضو آن بوده تشبیه کرده و افزوده است که در جلسات آن شورا به کمتر مسئلۀ طرح شده ای حقیقتاً رسیدگی می شود.

No responses yet

Jan 20 2017

سه نکته درباره فاجعه “پلاسکو” : بمب غول پیکر بعدی کی و کجا منفجر خواهد شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

عصرایران:دی ماه 1395 پایان تلخی داشت و دهها نفر که اغلب شان آتش نشانان فداکار بودند، در فاجعه آتش سوزی و فروریختن ساختمان معروف پلاسکو، جان باختند یا مجروح شدند.
در این باره می توان به سه نکته اشاره کرد که فراتر از حادثه کنونی است:

1 – مقامات شهرداری می گویند بارها و بارها به مالکان ساختمان پلاسکو هشدار داده اند که این ساختمان ایمن نیست و اتفاقاً در نامه های مکتوبی که داده اند، درباره وقوع آتش سوزی هم تذکر داده اند ؛ پلاسکوی 54 ساله، آنقدر ناامن بود که شرکت گاز حاضر نشده بود انشعاب گاز به آن بدهد.

سوال اینجاست که آیا به کسانی که در مرکز شهر، بمبی به عظمت پلاسکو را آماده انفجار کرده بودند، فقط باید هشدار و نامه داده می شد یا این که مسؤولان شهر، وظایف دیگری هم داشته اند؟

سه نکته درباره فاجعه

وقتی مسؤولان به این جمع بندی می رسند که فلان ساختمان شهری، ناامن است، آیا باید فقط نامه نگاری کننند یا این که ضرب الاجلی بدهند و بعد حکم تخلیه و تخریب این بمب های غول پیکر را بگیرند و اجرا کنند؟

شاید گفته شود که در این ساختمان ها ، هزاران نفر مشغول کارند و نمی شود آنها را جابجا کرد ولی آیا تعطیلی این ساختمان ها هزینه بیشتری دارد یا فاجعه ای نظیر آنچه در پلاسکو رخ داد و دهها تن کشته و مجروح شدند و صدها میلیارد تومان نیز دود شد و به هوا رفت؟!

مسؤولان می گویند در این ساختمان، انبارهای گازوئیل وجود داشته است و احتراق و انفجار همین انبارها، باعث فرو ریختن ساختمان و قربانی شدن ده ها نفر شده است. چرا مسؤولان در برابر این وضعیت خطرناک کاری نکردند و فقط به نامه نگاری بسنده کردند؟ در کجای دنیا، در برج 17 طبقه، آن هم وسط شهر و یک منطقه پرجمعیت اجازه می دهند انبارهای متعدد گازوئیل درست کنند که نتیجه اش هم بشود این؟!

راستی چند بمب دیگر مانند پلاسکو در تهران و شهرهای دیگر، منتظر یک جرقه اند که منفجر و بر روی مردم بی گناه آوار شوند؟

قطعاً مسؤولان شهری خواهد گفت که تعطیل، الزام به بازسازی یا تخریب این بناها، روندی طولانی دارد؛ حق شاید با آنها باشد ولی با فاجعه ای که رخ داد، باید ساز و کاری فوری اندیشیده شود و به کمک دستگاه قضایی، همه ساختمان های خطرآفرین، در یک برنامه زمان بندی شده، تخلیه و بازسازی شوند.

عصر امروز، خبر رسید که دادستانی تهران مجوزهای لازم را داده است تا در صورت نیاز هرگونه تخریبی در ساختمان های اطراف پلاسکو صورت گیرد تا کمک به مصدومان تسریع شود. این نشان می دهد که فضا برای اقدام مهیاست و شهرداری ها می توانند با بهره گیری صحیح از بستر مهیا شده، اقدامات عملی علیه ساختمان های نا امن را آغاز کنند و به پشتوانه دستگاه قضایی، این بمب ها غول آسا را خنثی کنند. هیچ بهانه ای مسموع نخواهد بود.

2 – تصاویر منتشره از نحوه اطفای حریق، حیرت آور و تأثر انگیز است و یاد آور مثل “آب دادن به فیل با قاشق چایخوری” است.
آتش نشانی ها در ایران، از قافله نوسازی و مدرنیزاسیون بسیار عقب مانده اند و اگر هنوز سرپا هستند، به لطف ایثارگری های آتش نشانانی که با کمترین امکانات کار می کنند.

سه نکته درباره فاجعه

واقعاً چرا در شهری مانند تهران که پر است از برج های بلند، امکانات اطفای حریق اینقدر باید ناچیز و ناکارآمد باشند؟ آیا مسؤولان شهری، از اتفاقات قبلی، مانند آنچه در دی ماه 93 در همین خیابان جمهوری رخ داد و کمبود امکانات خود را نشان داد، درس نگرفته اند؟
واقعاً چه سهمی از درآمدهای شهری برای تجهیز آتش نشانی به امکانات مدرن، مانند هلی کوپترهای اطفای حریق در نظر گرفته شده است؟ چرا باید شهرهای ما در برابر حوادث شناخته شده و پرتکراری مانند آتش سوزی اینقدر بی دفاع باشند؟ مدیریت شهری که فقط فروختن تراکم و جمع کردن زباله ها و گلکاری نیست.

3 – در روز حادثه، در دو جا، ازدحام جمعیت بود، یکی در اطراف ساختمان پلاسکو و دیگری در مراکز انتقال خون.
اولی ها – به جز نیروهای پلیس و امدادی و خبرنگاران – عمدتاً افرادی بودند که آمده بودند تا حس کنجکاوی خود را ارضا کنند و عکس و فیلم بگیرند؛ آنها با تجمع خود مانع از امدادرسانی به موقع شدند. در همان ساعات نخستین حادثه، ویدئوی کوتاهی منتشر شد که آمبولانس گرفتار در جمعیت را نشان می داد و راننده اش از مردم خواهش می کرد که راه را باز کنند. همین فیلم چند ثانیه ای گویای وضعیت فرهنگی بخش مهمی از جامعه بود و چه تأسف آور!

سه نکته درباره فاجعه

اما گروه دوم کسانی بودند که از سر انساندوستی به مراکز انتقال خون رفته بودند تا خون شان را اهدا کنند و زندگی مصدومان حادثه را نجات دهند.

مختصر بگویم: تا زمانی که دسته اول در کشور ما اکثریت دارند، نه فقط کار امدادرسانی در حوادث، که همه امور کشور با اختلال و وقفه مواجه خواهد بود.

No responses yet

Jan 19 2017

به روز می شود: ساختمان پلاسکو فروریخت (+عکس و فیلم ) / 50 آتش نشان کشته شدند / 50 تا 100 نفر زیر آوار ماندند/ اعزام نیروی زمینی به محل حادثه / پیامک محبوس شدگان از زیر آوار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث

عصرایران: محدودیت ترافیکی در مسیر غرب به شرق خیابان جمهوری و جنوب به شمال خیابان فردوسی اجرا شده است.
صبح امروز ساختمان پلاسکو تهران دچار آتش سوزی شد.

به گزارش عصر ایران، پلاسکو اولین ساختمان بلند تهران است که قبل از انقلاب ساخته شده بود.

* خبرهای جدید:

14:45 – پیامک محبوس شدگان آوار پلاسکو به نیروهای امدادی

شاکری، رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران:
یک یا دو نفر از محبوس شدگان با ارسال پیامک به نیروهای امدادی اعلام کرده‌اند که در موتورخانه ساختمان پلاسکو در جان پناهی محبوس شده‌اند/ قطعا با برش ساختمان و آوار برداری کامل می‌توان به این افراد دسترسی پیدا کرد.
ادامه خبر

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .