اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jun 19 2013

«آزادی» یادت باشه، «زن» هم باید باشه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علی‌نژاد: در فیسبوکم نوشته بودم:

کاش هیچ مردی تنها به شادمانی نرود

مراسم استقبال از تیم ملی، چهارشنبه ساعت ۱۷ در ورزشگاه آزادی: ورود بانوان ممنوع.
چطور مردان می توانند به چنین جشنِ شادمانی بروند اما زنانِ خانواده شان را پشت درهای بسته جا بگذارند؟ مگر در راهپیمایی های حکومتی گرفته تا راهپیمایی های اعتراضی، زنان و مردان شانه به شانه هم راه نرفتند؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود که جهان به عدم تفکیک جنسیتی در خیابان های ایران نگاه کرد و باور کرد که مردان و زنانِ ایران هم می توانند با عزت و احترام کنار هم باشند؟ ما ملتِ خوبی داریم. تمرینِ با هم بودن آسان نیست اما ناممکن هم نیست. کاش هیچ جایی تن به این جدایی های اجباری ندهیم بلکه هر یک از ما خودمان شروع کنیم و سختی ها را برای هم کم کنیم و احترام برانگیزیم…

و دوستی پاسخ نوشت:

در جواب این پستم نوشته؛
حالا مردا رو به زور میبرن ۲ سال سربازی شما هم باهاشون میرید؟ البته قصدم حمایت از محدودیت ها علیه زنان نیست ولی میخام انقده زنا مظلوم نمایی نکنن… مردا هم مصیبت زیاد دارن…

برایش نوشتم:

بله من حاضر بودم سربازی هم برم ولی کسی مرا نبرد. از استادیوم شروع کنیم سربازی را هم با هم می رویم.

و حالا پیشنهادی من به کسانی که برای شادمانی به ورزشگاه آزادی می روند:

«آزادی» یادت باشه، «زن» باید باشه

یا
آزادی یادت باشه، زن هم باید باشه

🙂

….

شادی ها پایدار و خانه مشترکمان ایران آباد.

No responses yet

Jun 19 2013

فراخوان محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی برای 20 ژوئن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


انقلاب: من “محمدرضا پورشجری” هستم با نام مستعار “سیامک مهر” نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” من از زندان کرج صحبت میکنم. به مناسبت روز جهانی‌ زندانیان سیاسی یادداشت کوتاهی آماده کردم که تقدیم می کنم به هم قطاران خود در زندان های اوین و رجایی شهر و سایر زندانها و بازداشتگاه ها و همچنین تقدیم میکنم به هم میهنانم در زندان بزرگی به نام ایران.

همگان بخوبی میدانیم که جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان از بزرگترین نقض کنندگان حقوق بشر شناخته می شود که بطور پیاپی هرسال از سوی نهادهای بین المللی همچون کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل متحد و اکنون شورای حقوق بشر از این بابت محکوم گردیده است. یکی از موارد نقض آشکار حقوق بشر در رژیم اسلامی مورد زندانیان سیاسی است اما پیش از پرداختن به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران لازم است تصویری اگر چه مختصر و محدود از چهره واقعی جمهوری اسلامی ترسیم کنیم و دریابیم که چرا و به چه دلیل موضوع جرم سیاسی و زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی به صورت مبحثی پیچیده و بغرنج ظاهر گشته که هم از طرف حاکمیت و هم از سوی مخالفان این نظام تاکنون تعریف روشن بی مناقشه ای نسبت به آن تبیین و ارایه نگردیده است رژیم ایدئولوژیک خود نظامی تمامیت خواه و تبعیض گذار و سرکوبگر که موجودیت و بقای آن از طریق جذب و انحلال جامعه و نقض و سلب آزادیها و حقوق اجتماعی و سیاسی افراد از دیگر سو تعریف و استوار گشته است به رغم شعارها و عربده های رهبران این رژیم درباره آزادی و عزت و کرامت انسان، اما دولت اسلامی از بنیان در تناقض و ضدیت با انسان و علیه نوع بشر قد بر افراشته و عملا و در واقعیت هیچ حقوق آزادی و انتخابی برای انسان به رسمیت نمی شناسد و از این لحاظ سدی است در برابر پیشرفت و تکامل فرد و جامعه.

دامنه بی حقوقی انسان از حکومت اسلامی تا بدان حد گسترده و همه جانبه است که اتباع این دولت برای مثال حتی از حق شنیدن موسیقی مورد علاقه خویش محروم اند و می باید فقط و فقط به آن نوع موسیقی که از جانب دولت مجاز شمرده می‌ شود گوش بسپارند.

جمهوری اسلامی ترکیب دین و دولت را که درتاریخ بشر صفحه های سیاه و تاریک و خونباری رغم زده است، باری دیگر و در دوره ای مدرن و فرا صنعتی بر انسان متمدن تحمیل کرده است. در اثر تداخل وظایف دولت عرفی با جزمیات و شرعیات و محملات مذهبی با فرو ریختن مرزهای حوزه ی عمومی و خصوصی وضعیتی به وجود آمده که قلمرو و محدوده اختصاصی وجدان شهروندان بطور مستمر و مداوما توسط نیروهای سرکوبگر حکومت مورد تجاوز واقع می‌شوند، مثال آشکار این رفتار اجبار حجاب اسلامی بر زنان است در چنین شرایط اختناق آمیز و سرکوبگرانه حبس و زندان کمترین مجازاتی است که در کمین هر فرد منتقد و معترضی است که شهامت به ورزد و در راه احقاق حقوق خود و هم میهنانش گامی بیش نهد با اینکه زندانهای جمهوری اسلامی پر و انباشته است از فعالین حقوق بشر فعالان سیاسی و فعالان مدنی و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان است اما حاکمان رژیم اسلامی نه تنها به وجود زندانی سیاسی که اساساً به وجود جرم سیاسی هیچ اعتقادی ندارند وانگهی به خاطر همان یک موردی که در اصل 168 قانون اساسی از مقوله اتهام سیاسی نام برده شده گویا متاسف هم هستند، به همین سبب زندانیان سیاسی را زندانی امنیتی خطاب می کنند، و نخستین اتهامی که به دستگاه قضایی به اینان وارد می سازد اتهام اقدام علیه امنیت کشور است با این کار درصددند تا فعالیت مخالفان خود را درافکار عمومی نه اعتراض به بیدادگری و استبداد نظام اسلامی بلکه اخلال در امنیت کشور قلمداد کنند.

سرنوشت شخص من به عنوان وبلاگ نویس و زندانی سیاسی نمونه ی روشنی از بیداد گریهاییست که در رژیم آیت الله ها نسبت به منتقدان و معترضان وضع موجود روا داشته می شود پس از آنکه در شهریور 1389 ماموران وزارت اطلاعات به خانه من هجوم آوردند و مرا بازداشت کرده و به بند 8 سپاه واقع در زندان رجایی شهر منتقل کردند، طی روزهای متوالی مورد ضرب و شتم وشکنجه قرار داشتم و حتی مرا یک بار بروی چهار پایه بردند و ادعا کردند که می خواهیم ترا به دار بیاویزیم در آن روزها به اندازه‌ای تحت فشار قرار داشتم که ازترس توبه کردن و طلب عفو با بریدن رگهای دستانم اقدام به خودکشی نمودم پس از آن به مدت 8 ماه متوالی در سلول انفرادی محبوس بودم و مداوما تحت بازجویی و بازپرسی قرار میگرفتم تمامی ماموران رژیم اسلامی از جمله بازجو دادگاه انقلاب دائماً مرا به مرگ و اعدام تهدید میکردند، در نهایت دستگاه قضایی سرکوبگر اسلام مرا با توجه به نشر اندیشه ها و نظرات و عقایدم در وبلاگ شخصی مجموعا به 4 سال حبس تعزیری آن هم به اتهام توهین به دیکتاتور اسلامی و تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات محکوم نمود از آن زمان تا به امروز که نزدیک به 3 سال سپری شده در بدترین شرایط موجود که حتی تصورش برای هم میهنانم واقعا دشوار است محبوس بوده ام.

برای مثال عرض میکنم که من همین شبها در میان دو تن از زندانیان عادی می خوابم که یکی از آنها بیماری است روانی که مادر خود را به قتل رسانده و دیگری جوانی است که پس از آنکه سر خواهرزاده خود را با کارد می بُرد جسد وی را مثله کرده و هر قطعه اش رابه گوشه ای ازشهر پراکنده می سازد حتی در باغ وحش هم آهو و غزال و بره را با گرگ و کفتار و گُراز درون یک قفس گرفتار نمی کنند.

در پایان سخنانم به حاکمان جمهوری اسلامی بی پرده و روشن نکته ای را گوشزد می کنم ایران یعنی آزادی ایران، یعنی آزادی ما، یعنی من، و هم فکرانم. بنام ایران نمی توانیم دشمنان آزادی را تحمل کنیم.

“محمدرضا پورشجری”

“ندامتگاه زندان مرکزی کرج”

20 خرداد 1392

No responses yet

Jun 14 2013

مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه خبر داد: دستگیری یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در سال ۹۱

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: محسن صادقی، مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه از دستگیری یک و نیم میلیون نفر در سال گذشته به دلیل جرایم مختلف خبر داده است.

آقای صادقی روز جمعه (۲۴ خرداد) به ایسنا گفته از این تعداد در حال حاضر ۶۰۰ هزار نفر در زندان به سر می‌برند.

وی با اعلام اینکه در ایران یک هزار و ۹۳۰ عنوان مجرمانه وجود دارد نسبت به افزایش نرخ جرایم در کشور ابراز نگرانی کرده است.

سرقت، ضرب و جرح عمدی و غیر عمدی، توهین، تهدید، نگهداری مواد مخدر، استعمال مواد مخدر، صدور چک بدون محل و کلاهبرداری ۱۰ جرم شایع در ایران به گفته این مقام مسئول است.

وی همچنین اظهار کرده که «سالانه بیش از ۱۱ تا ۱۳ میلیون پرونده در دستگاه قضایی تشکیل و رسیدگی می‌شود.»

صادقی درباره ترکیب زندانیان نیز گفته است: «۷۰ درصد از زندانیان فاقد سابقه کیفری و ۳۰ درصد نیز سابقه‌دار هستند.»

No responses yet

Jun 12 2013

مصباح یزدی و سازمان انکیزیسیون آخوندی: افشای اتاق‌‌های “محاکمه و تفتیش عقاید” در قم از سوی یک مدرس حوزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: یکی از شاگردان آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی که از وی جدا شده است، در گفت‌وگویی از برخی “روش‌های تند” این چهره مذهبی سخن گفته است.

محسن غرویان شاگرد سابق آیت الله مصباح یزدی، در گفت‌وگو با ماهنامه نسیم بیداری گفته است: «دولت احمدی نژاد را باید محصول حمایت های آیت الله مصباح یزدی بدانیم.»

وی اضافه کرده: «امروزه شخصیت آیت الله مصباح یزدی بیشتر از آن که یک شخصیت علمی باشد، یک شخصیت سیاسی شده، چرا که آن حرکت علمی ایشان و جریان پیرامونی ایشان رنگ باخته و تحت الشعاع حرکت سیاسی قرار گرفته است.»

غرویان درباره شباهت های انجمن حجتیه با تفکر آیت الله مصباح یزدی گفته است: «تأکید روی سنت و نیز بی‌اعتنایی به رأی مردم و نظر مردم» از شباهت‌های این دو است.

با این حال، وی به در پاسخ به کسانی مثل محتشمی‌پور که تفکرات مصباح یزدی را کاملا شبیه تفکرات انجمن حجتیه می دانند گفته است که جریان انجمن حجتیه خیلی با فلسفه میانه ای ندارد در صورتی که مصباح یزدی به فلسفه معروف است.

همچنین وی در پاسخ به اینکه چرا از مصباح یزدی جدا شده، گفت که سر مسائل افراطی که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی مصباح یزدی اتفاق افتاد، دیگر نتوانست در مسائل سیاسی و اجتماعی، با او همکاری کند.

وی به برخی از این مسائل افراطی اشاره کرد و گفت: «مثل جریان بهم زدن سخنرانی هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت معصومه در 15 خرداد سال 85 که داستانش مفصل است؛ یا در زیرزمین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، یک اتاقی بود که اتاق محکمه و اتاق تفتیش عقاید بود و آن جا برخوردهای خیلی غیر اخلاقی با افراد می کردند؛ برخوردها به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی بود که حالا من فعلا بنا ندارم آن ها را خیلی باز کنم و توضیح دهم.»

مصباح یزدی به تازگی به حسن روحانی بابت برخی از مواضع سیاسی‌ و هسته‌ای‌اش در انتخابات، به وی حمله و او را «نادان» خطاب کرده است.

No responses yet

Jun 11 2013

کمپین بین المللی حقوق بشر از ایران خواست تا به سرکوب مطبوعات و مخالفان پایان بخشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه‌ای از مقامات ایران خواست تا به سانسور روزنامه‌ها و وبسایت‌های خبری، دستگیری زندانیان سیاسی، و محدودکردن شدید فضای کار روزنامه‌نگاران خارجی خاتمه دهد.
هادی قائمی، مدیر این کمپین بین المللی، گفته است:«اینک مانند روز روشن است که مقامات نه تنها از ابراز نظر عده‌ای از نامزدها جلوگیری می‌کنند، بلکه حتی حامیان آنها را نیز تحت فشار قرار می‌دهند تا مطمئن شوند که نامزدهای محافظه کار بدون هیچ چالشی در انتخابات شرکت می‌کنند.»
گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر از بازداشت 14 نفر در جریان تبلیغات انتخاباتی خبر داده است.
به گفته هادی قائمی حکومت ایران حتی نمی‌تواند فعالیت‌های سیاسی‌ای را که توسط قوانین خودش مجاز اعلام شده‌اند، تحمل کند.

No responses yet

Jun 08 2013

طلایی: قالیباف ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مرتضی طلایی، عضو شورای شهر و رئیس سابق پلیس تهران در واکنش به مسائل مطرح شده در سومین مناظره نامزدهای انتخابات، گفت که هنر آقای قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.

آقای طلایی روز شنبه ۱۸ خرداد، ۸ ژوئن به خبرگزاری فارس گفت: “جریان‌های سیاسی در داخل کشور به دنبال این بودند که ۱۸ تیر را در تقویم سیاسی کشور قرار دهند و همه ساله به بهانه ۱۸ تیر هر حرکتی که خواستند انجام دهند. اما هنر قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.”

مرتضی طلایی، که در زمان سالگرد حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۲ فرمانده پلیس تهران بود، با حمایت از مافوق خود، محمد باقر قالیباف، نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات حسن روحانی، دیگر کاندیدای انتخابات را حمله به “نقاط قوت آقای قالیباف” دانست.

فرمانده سابق پلیس تهران در دفاع از آقای قالیباف گفت که “ما همان زمان حرفمان این بود که اگر اجازه دهید که دانشجویان در داخل دانشگاه‌ها حرف بزنند مشروط به اینکه پا از محیط دانشگاه بیرون نگذارند و این بهترین مدل مدیریت محیط‌های دانشجویی است.”

در این گفت و گو آقای طلایی برخی از نمایندگان مجلس ششم (اصلاح طلب) را نیز متهم به تحریک دانشجویان کرد و گفت: “آقایان یادشان نیست که آن دوره برخی از نمایندگان مجلس به جای اینکه در آرام‌بخشی کوی دانشگاه به پلیس کمک کنند با سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی‌شان داخل کوی دانشگاه شده و دانشجویان را برای حادثه آفرینی تحریک می‌کردند.”

یک روز پیش و در جریان کلیک سومین مناظره نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آقای قالیباف گفت که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۲در سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده وقت پلیس در جلسه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرده که به دانشجویان مجوز تجمع داده شود، اما آقای روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت مخالفت کرده است.

اما آقای روحانی در پاسخ گفت که پیشنهاد آقای قالیباف این بوده که مجوز تجمع داده شود تا دانشجویان معترض جمع شوند و به صورت “گازانبری” به آنها حمله شود

آقای قالیباف این سخنان آقای روحانی را تکذیب کرد و گفت که او “انگیزه خوانی” کرده است.

آقای قالیباف در مناظره دیروز همچنین گفت: “در جلسه‌ای با نماینده رسمی دفتر تحکیم وحدت به آنها گفتم که شما محل تجمع و موضوع تجمع‌تان را تعیین کنید، من امنیت جلسه‌تان را تامین می‌کنم اما دفتر تحکیم وحدت این موضوع را دنبال نکرد.”

مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، گفت که هیچ یک از نمایندگان یا اعضای رسمی دفتر تحکیم وحدت در زمان سالگرد کوی دانشگاه ملاقاتی با آقای قالیباف نداشته است.

به تازگی کلیک انتشار دو نوار صدای آقای قالیباف از دو موضع گیری متفاوت درباره ناآرامی های دانشجویی سال ۱۳۸۲ واکنش هایی را به دنبال داشت.

آقای قالیباف در یک سخنرانی می‌گوید که در سال ۱۳۸۲ و در جریان ناآرامی های دانشجویی در سالگرد حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده پلیس در جلسه شورای امنیت کشور برخورد تندی با وزیران دولت آقای خاتمی داشته و این شورا را متقاعد کرده که به پلیس اجازه ورود به کوی دانشگاه و اجازه تیراندازی بدهد.

به گفته آقای قالیباف، پس از این جلسه ناآرامی ها تمام شده و نیازی به استفاده از این مجوز نبوده است.

این در حالی است که آقای قالیباف اخیرا در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف، گفته بود: “در جلسه شورای امنیت، خود دوستان دوم خرداد نشستند و مصوبه دادند که نیروی انتظامی که من فرمانده اش بودم، حق ورود به کوی دانشگاه و تیراندازی دارد، ولی من این کار را نکردم.”

No responses yet

Jun 07 2013

گزارشگران بدون مرز، از خبرنگاران خارجی در ایران خواست که جهان را از سرکوب آزادی ها مطلع کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: بعقیده رضا معینی اکنون در ایران خفقان بر رسانه ها حاکم است. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
گفتگو با رضا معینی، مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز

سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای خطاب به آن دسته از خبرنگاران خارجی که اجازه ورود به ایران را دریافت کرده اند، خواسته است که با استفاده از فرصت انتخابات، درباره “سرکوبی که بر سر روزنامه نگاران و جامعه مدنی ایران آوار شده است” اطلاع رسانی کنند.
این بیانیه نوشته است “خبرنگاران رسانه های خارجی برخلاف همکارانشان در ایران می توانند با خانواده های 54 روزنامه نگار و شهروند وب نگار زندانی، که اکثریت انها پس از انتخابات مورد اعتراض خرداد 88 زندانی شده اند، و بخشی دیگر از سالهای نخست دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد در زندان بسر می برند، گفتگو کنند.” بعقیده این بیانیه ” این فرصتی یگانه است تا جامعه جهانی مطلع شود که در این کشور سالهاست که شهروندانی تنها برای استفاده از حق بنیادی کسب و انتقال اطلاعات به دیگر شهروندان زندانی می شوند.”
بیانیه همچنین به وضعیت دو نامزد انتخابات گذشته – میرحسین موسوی و مهدی کروبی – پرداخته است که اولی با سمت صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده کلمه سبز و دومی بعنوان صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، هم اکنون بدلیل حوادث انتخابات گذشته در بازداشت خانگی بسر می برند و از همه حقوق خود محروم شده اند. بیانیه یاد آوری کرده است که مسئولان جمهوری اسلامی بارها در مجامع جهانی اعلام کرده اند “آنها آزاد هستند” .
بعقیده گزارشگران بدون مرز اگر گفته مسئولان درباره این دو کاندیدا درست است، پس روزنامه نگاران خارجی می توانند با آانها دیدار و حرف های آنها را هم بشنوند.
این بیانیه در بخش دیگری، به خبرنگاران خارجی هشدار داده است که در ایران تحت کنترل و زیر پوشش مقامات امنیتی خواهند بود و به آنها برای سالم نگاه داشتن رایانه و تلفن همراه خود از گزندهای احتمالی، سفارش هائی کرده است.
رضا معینی مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز در گفتگوئی اظهار عقیده کرد که هم اکنون در ایران خفقان بر رسانه حاکم است. برای چندمین بار مسئولین امنیتی عملاً امر و نهی می کنند. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
به روایت رضا معینی ، تهدید روزنامه نگاران و وب نگاران ، بویژه در شهرستانها ، کاملاً رواج دارد.

گوش کنید

No responses yet

Jun 06 2013

جاستینا: قدم به قدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

No responses yet

May 28 2013

نافرمانی مدنی با بوسه اعتراضی در ايستگاه مترو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: هفته پیش مسئولان متروی آنکارا در ترکیه، پس از این که در دوربین های مدار بسته بوسه یک دختر و پسر ثبت شد، اعلامیه ای میان مسافران توزیع کرده و از آن ها خواستند «شئونات اخلاقی» را رعایت کنند.

در اعتراض به این اعلامیه، روز شنبه چهارم خرداد ماه ده ها زوج عاشق پيشه در يک ايستگاه متروی شهر آنکارا به طور همزمان محبوب خود را بوسیدند.

اعلامیه مسئولان مترو باعث شد يکی از قانونگذاران مخالف دولت اعتراض خود را اعلام کند. وی خواستار توضيح حزب اسلامگرای حاکم شد و پرسيد که آيا مقام های متروی شهری اساساً اجازه چنين برخوردهايی با شهروندان را دارند يا خير.

از زمان شکل گیری دولت رجب طیب اردوعان و حزب او، بسياری از نيروهای سکولار ترکیه بيم آن دارند که حزب حاکم کنونی در پی بسط نقش اسلام در ترکيه است.

در نهايت، روز شنبه، حدود ۱۰۰ نفر در ايستگاه متروی فوق جمع شدند و در اعتراض به تحول اخير چندين دقيقه به بوسيدن معشوق خود پرداختند. تظاهرکنندگان ضمن سردادن شعار، پلاکارد هايی را نيز به همراه داشتند که روی آنها نوشته شده بود «بوسه رايگان».

در مقابل گروهی ۲۰ نفره از اسلامگراهای آنکارا نيز به مخالفت با اين عده پرداختند. پليس آنکارا نيز با ايجاد مانع بين دو گروه از برخورد ميان آنها جلوگيری کرد.

شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد که در میان این دو جمع اعتراضی، برخوردها و تنش ها و حتی پرتاب سنگ صورت گرفته ولی مصدومیت جدی درپی نداشته است.

پلیس ترکیه در میان تجمع دو گروه حاضر شده و با گذاشتن موانع، میان دو گروه فاصله گذاشت تا از درگیری جلوگیری کند.

هافینگتن پست در گزارش خود نوشته شمار اسلامگرایانی که برای اعتراض آمده بودند، کم بوده و حدود ۲۰ تن بوده اند.

No responses yet

May 28 2013

پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با روز: با کلاشینکف دانشجوی نخبه را از رختخواب بیرون کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با “روز” اعلام کرد که ماموران دیروز ساعت ۸ و نیم صبح در حالی که اسلحه کلاشینکف در دست داشتند وارد خانه آنها شده و فرزندش را با خود برده اند.

حسن ذهابیان گفت که فرزندش را از رختخواب بیرون کشیده و با شلوارک، زیرپوش و پای برهنه دستبند زده، در حالیکه تهدید به شکستن گردن و سرش میکردند سوار ماشین کرده اند.

اشکان ذهابیان، دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت است که روز گذشته برای چهارمین بار طی ۴ سال گذشته بازداشت شد. او را به زندان بابل منتقل کرده اند و پدرش می گوید که بدون هیچ گونه احضاریه یا اخطاریه قبلی یکباره ریختند خانه و او را با عنوان اجرای حکم بردند.

حسن ذهابیان، پدر اشکان ذهابیان توضیح میدهد: من واقعا فکر نمیکنم مقامات چنین دستوری صادر کرده باشند که ماموران بریزند توی خانه و بچه مرا لخت از رختخواب بیرون کشیده با شلوارک و زیرپوش و پای برهنه دستبند زده توی ماشین بیندازند. مگر دنبال سارق مسلح کرده اند؟ مگر جانی گرفته اند؟ این چه وضعیتی است که جلو چشمان من و مادرش تهدید میکنند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم و… گفتم آقا گردن ما از مو باریک تر است مقابل قانون. بگذارید لباس بپوشد و با شما بیاید این چه برخوردی است؟ اشکان هم می گفت که من در خدمت شما هستم بگذارید لباس بپوشم و..

او می افزاید: اشکان یکی از نخبگان این کشور است، از همه جا محروم اش کردند، حال اگر جرمی است ما که تابع قانون هستیم چرا اینگونه می کنید؟ با چه کسی طرف هستید آخر؟ با یک جانی و سارق مسلح که با اسلحه کلاشینکف می ریزید توی خانه ما و چنین می کنید؟ اسلحه کلاشینکف در دست گرفته آمده اید دانشجوی نخبه این کشور را ببرید؟ خودتان مگر بچه ندارید؟ خدا پدر کسانی که دفعات قبل می آمدند پسرم را بازداشت میکردند بیامرزد که حداقل محترمانه و آرام رفتار میکردند.

سئوال میکنم مامورانی که دیروز اشکان را بازداشت کردند از چه ارگانی بودند؟ پدر اشکان ذهابیان میگوید: گمان میکنم از اطلاعات شهری بوده اند من یکی از این آقایان را شناختم و گفتم آقای فلانی نکنید این چه کاری است که بچه را لخت می برید؟ چگونه به خود اجازه میدهید شخصی ترین وسایل اش را زیر و رو کنید. نکنید این کارها را با این بچه و با ما. بعد از اعتراض ما دوباره اشکان را از ماشین پایین آوردند و اجازه دادند ما یک شلوار به او بدهیم، همانجا پوشید و دوباره سوارش کردند. گفتیم حداقل دمپایی بگذارید بپوشد و دمپایی را گرفتند. مدام هم در حضور من و مادرش می گفتند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم. او را با وضعیت بسیار اسفناکی بردند.

از اقای ذهابیان سئوال میکنم که این مساله را پی گیری کردید؟ از صبح تاکنون از اشکان خبری دارید که کجا برده اند؟ می گوید: رفتم پیش دادستان و گفتم این چه رفتاری است؟ ۱۰ نفر با دو سه تا ماشین اسلحه کلاشینکف در دست ریخته اند خانه من که چه؟ که بچه نخبه مرا ببرند؟ مادرش مریض است من بیماری قلبی دارم چرا چنین می کنید؟ دادستان قول داد پی گیری کند و گفت می گویم با شما تماس بگیرد. عصر اشکان زنگ زد گفت حالم خوب است اما برخوردهای خشنی با من داشته اند. گفت که زندان بابل است. قبل از زندان بابل را نمیدانیم کجا منتقل کرده بودند اما الان زندان بابل است. گفت وسایلم را بیاورید.حالا فردا برای او وسایل می بریم ببینیم چه می شود.

او می افزاید: من پی گیری خواهم کرد این مساله را. نامه خواهم نوشت به آقای لاریجانی که این چه وضعیتی است. میگویند برای اجرای حکم ۸ ماه زندان اش است، خب چرا احضاریه ندادید؟ چرا اخطاریه ندادید که برای اجرای حکم خودش را معرفی کند یا من بچه ام را بیاورم تحویل دهم؟ چرا به وکیل اش خبر ندادید؟ می گویند سه بار اخطاریه دادیم. دیروز پیش معاون دادستان هم گفتم اخطاریه را به چه کسی دادید؟ امضای من کو؟ کدام اخطاریه؟ ۱۰ نفری می ریزید کلاشینکف در دست می گیرید و بعد میگویید برای اجرای حکم است؟

آقای ذهابیان میگوید که فرزندش در ماههای اخیر فعالیت خاصی نداشته است: هیچ فعالیت خاصی نداشت در یک موسسه ای تدریس میکرد، از همه چیز محروم اش کرده بودند در حالیکه هیچ جرمی هم نکرده بود. دفعه پیش گفتم نکنید. این بچه را اینقدر آزار ندهید او را اینقدر نرانید و نزنید، از همه چیز محروم اش کرده اید منع تحصیل، منع کار و منع خروج از کشور و هر چیز دیگر. خب چه بکند در این مملکت آن هم با این همه استعداد؟ یک اعتراض مدنی داشت گرفتید و گفتید ضد نظام و ضد رهبری و… است نکنید این کارها را این بچه بی گناه را آزاد کنید او هیچ جرمی نکرده.

اشکان ذهابیان ۲۶ خرداد تنها ۴ روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز خرداد ۸۸ در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران بازداشت شد. او با قرار وثیقه آزاد و آبان همان سال با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشوربار دیگر بازداشت و به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجویی محروم از تحصیل این بار با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

آقای ذهابیان برای بار سوم اردیبهشت ۹۰ و پس از احضار به اداره اطلاعات ساری بازداشت شد. او شهریور همان سال پس از اعتصاب غذایی که منجر به وخامت وضعیت جسمی اش شده بود از زندان آزاد شد و اکنون برای بار چهارم بازداشت شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .