اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Jan 09 2016

تا سال آینده «دانشکده مداحی» افتتاح می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوزمانه: به گفته رئیس سازمان بسیج مداحان ایران دانشکده مداحی تا سال آینده در کشور راه‌اندازی خواهد شد.
محمد فراهانی، رئیس سازمان بسیج مداحان ایران

محمد فراهانی، رئیس سازمان بسیج مداحان ایران

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد فراهانى، رئیس سازمان بسیج مداحان، پنج‌شنبه، ۱۷ دی ماه در حاشیه ششمین همایش «هم‌اندیشی مداحان و ستایشگری اهل بیت» که در هتل نخل مشهد برگزار شد گفت: «یکى از مباحثى که در سال‎هاى گذشته مطرح شد موضوع تدوین شیوه‌هاى ستایشگرى اهل بیت در قالب واحدهاى آموزشى است که با توجه به آماده شدن منابع و ثبت و ضبط آنها امیدواریم تا سال ۹۶ شاهد راه اندازى دانشکده مداحى اهل بیت باشیم».

او ظرفیت پذیرش این دانشکده را در سال نخست ۸۰ نفر اعلام کرد و گفت تاکنون ۴۵ هزار مداح در سطح کشور شناسایى شدند که در سازمان بسیج مداحان نیز پرونده دارند.

از سه سال پیش این امکان ایجاد شده بود که مداحان از دانشگاه‎ها مدرک بگیرند. علی آهی، رئیس هیأت مدیره خانه مداحان ایران، تابستان سال ۹۱ از ایجاد رشته مداحی در دانشگاه علمی کاربردی خبر داده و گفته بود: «مداحان می‌توانند با تحصیل علم در این دانشگاه مدارک کاردانی و کارشناسی دریافت کنند».

ایده گشودن دانشگاه ویژه مداحی نیز از سال‌های پیش آغاز شده بود. سال ۹۱، علی اکبر مداحی، رئیس وقت سازمان بسیج مداحان خبر داده بود که تا دو سال آینده، دانشکده «هنر و ادبیات آیینی (مداحی)» در دانشگاه بسیج راه‌اندازی می‌شود.

به گفته او در این رشته تحصیلی علاوه بر دروس تخصصی مداحی به درس‌هایی همچون اخلاق، اعتقادات، سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار نیز توجه شده است. او با بیان اینکه پذیرش در این رشته از طریق آزمون ورودی صورت خواهد گرفت، شرط ورود به این رشته را «مداح» بودن ذکر کرده بود.

No responses yet

Jan 08 2016

تصمیم دشوار آیت‌الله خامنه‌ای برای ادامه یا توقف ‘حج واجب’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: در پی قطع رابطه دیپلماتیک عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، رئیس سازمان حج و زیارت ایران گفته است که تصمیم‌ شرعی درباره حج تمتع (واجب) منوط به نظر آیت‌الله علی خامنه‌ای است. این اعلام، پس از آن صورت گرفته که مقام های عربستان گفته اند علی‌رغم قطع روابط سیاسی با ایران بر سر حمله به سفارتخانه شان، جلوی اعزام زوار ایرانی برای انجام حج تمتع را نخواهند گرفت.

منوط شدن انجام حج واجب به “تشخیص شرعی” رهبر، پیش از هر چیز، یادآور یکی از کلیدی ترین دیدگاه های آیت الله خمینی به عنوان موسس جمهوری اسلامی ایران بر مبنای نظریه ولایت مطلقه فقیه است.

حکومت می‏ تواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است موقتا جلوگیری کند
ایت الله خمینی، صحیفه نور، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۲

حج تمتع (و نه عمره) اصطلاحا جزو “فروع دین” است و در کتاب آسمانی مسلمانان، بر تمام افرادی که استطاعت انجام آن را دارند واجب شده است. اما مطابق دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه از این قدرت برخوردار است که انجام مجموعه ای از واجبات دینی را، با تشخیص حکومتی خود، و البته به طور موقت متوقف کند.

در مورد مشخص حج، آیت‌الله خمینی بعد از کشته شدن چند صد نفر از حجاج (عمدتا ایرانی) از سوی ماموران حکومتی عربستان در جریان راهپیمایی “برائت از مشرکان” در مرداد ۱۳۶۶، انجام فریضه حج را تعطیل کرد. متعاقب آن بود که تا سال ۱۳۷۰، یعنی دو سال بعد از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی، اعزام حجاج ایرانی به عربستان سعودی متوقف شد. این تصمیم، بر مبنای تعریف آیت الله خمینی از اختیارات ولایت فقیه بود که تصریح داشت: “حکومت می‏ تواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است موقتا جلوگیری کند.”

از قضا این نظر فقهی، در پاسخ به آقای خامنه ای رئیس جمهور وقت ایران صادر شده بود، که بعد از اظهار نظر رهبر وقت در مورد اختیارات وسیع حاکم اسلامی، در خطبه‌های نماز جمعه تهران اعلام کرده بود منظور آیت الله خمینی این نیست که ولی‌فقیه می‌تواند احکام اسلام را تغییر دهد. رهبر سابق جمهوری اسلامی در واکنش به این سخن، با انتشار پیامی علنی خطاب به آقای خامنه ای گفت: “تعبیر به آنکه اینجانب گفته‌ام حکومت [تنها] در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است به‌کلی برخلاف گفته‌های اینجانب بود.” آیت الله خمینی تاکید کرد: “حکومت، که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله – صلی الله علیه وآله و سلم – است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است.”

در عین حال، به نظر می رسد که حتی فارغ از نگاه فقهی آیت‌الله خمینی نیز، تحریم حج در تاریخ شیعه موضوع بی سابقه ای نبوده است. به عنوان نمونه، بسیاری از روحانیون با استناد به تصریح قرآن بر واجب بودن حج برای افراد “مستطیع”، استطاعت را به چهار حوزه “مالی”، “بدنی”، “زمانی” (داشتن زمان کافی برای انجام فریضه) و “سربی” (حفظ جان، مال و آبرو) تسری داده‌اند. به عبارت دیگر، در صورتی که جان، مال یا آبروی زائر در حین رفت و برگشت به خطر بیفتد نیز، انجام حج را برای او واجب ندانسته اند.

تحریم موقت حج پیش از آیت الله خمینی نیز بی‌سابقه نبوده است. به عنوان نمونه، بسیاری از روحانیون گفته اند در صورتی که جان، مال یا آبروی زائر در حین رفت و برگشت به خطر بیفتد، انجام فریضه حج بر او واجب نیست. بر همین مبنا بوده که پیش از زمان آیت الله خمینی هم، در مواردی انجام حج واجب متوقف شده است

بر همین مبنا بوده که حتی پیش از زمان آیت الله خمینی، در مواردی انجام حج واجب متوقف شده است. به عنوان نمونه در سال ۱۳۲۲ شمسی، به دنبال اعدام یک زائر ایرانی در مکه که به خاطر تهوع در مسجدالحرام متهم به آلوده کردن عمدی حرم شده بود، با فتوای آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی از مراجع تقلید شیعه و تصمیم محمدرضاشاه پهلوی، به مدت چهار سال اعزام حجاج ایرانی به عربستان متوقف شد.

پیش از آن نیز، در سال های ۱۲۱۷ و ۱۲۱۹ قمری، در نتیجه ایجاد ناامنی در مکه و مدینه (به دنبال تصرف این دو شهر توسط بنیانگذاران سلسله سعودی و تخریب برخی اماکن مذهبی به خاطر دیدگاه مذهبی خاص آنها) عده‌ای از مسلمانان و از جمله ایرانی ها سفر حج را متوقف کردند.

قابل تامل است که حتی برخی از مراجع تقلید شیعه هم تا پایان عمر خود، به دلایل مختلف نتوانسته اند سفر حج واجب را انجام دهند. آیت الله ابوالحسن اصفهانی (که در زمان رضا شاه پهلوی حج را تحریم کرد)، آیت الله محمدحسن نجفی (معروف به “صاحب جواهر”) و حتی آیت‌الله شهاب الدین مرعشی نجفی (از مراجع هم عصر آیت‌الله خمینی) از آن جمله بوده‌اند.
تصمیم دشوار

آیت‌الله خامنه‌ای هنوز تصمیم نهایی خود در مورد ادامه یا توقف اعزام زائران به حج واجب را اعلام نکرده است. با وجود این، در میان روحانیون محافظه کار ایران، اختلاف نظرهای عمیقی در مورد نحوه برخورد با مساله حج وجود دارد.

نقل اظهارهایی از علیرضا پناهیان (از سخنرانان ثابت دفتر آیت الله خامنه ای) و محمد واعظ موسوی (نماینده مجلس خبرگان رهبری)، که البته هر دو مربوط به دوران پیش از قطع رابطه با عربستان هستند، شدت اختلاف نظر در این زمینه را نشان می‌هد. آقای پناهیان، در مخالفت با اعزام حجاج به مکه، حتی برای حج واجب، پیشنهاد کرده ایرانیان به جای مکه به کربلا بروند که اعتقاد دارد ثواب آن طبق “روایات متعدد و معتبر از کلمات معصومین”، “بیشتر از ده‌ها حج و عمره” است. در مقابل، آقای واعظ موسوی گفته که حتی نماز هم به اندازه حج اهمیت ندارد و “در منابع شیعی ترک حج در ردیف کفر قرار داده شده است”.

استدلال کلیدی مخالفان دیدگاه های سخت‌گیرانه ای همچون “کفر بودن ترک حج”، این است که اگر افراد، به دلایل خارج از توانشان امکان رفتن به حج را نداشته باشند، تکلیف از آنها ساقط می شود.

یکی از استدلال های اصلی مخالفان توقف حج واجب آن است که اگر در طول مدت این توقف، عمر بسیاری از کسانی که استطاعت حج را دارند به پایان برسد، چنین افرادی بدون انجام دادن یکی از ‘فروع دین’ از دنیا می روند

در مقابل، دغدغه اصلی مخالفان توقف حج واجب آن است که اگر در طول مدت این توقف، عمر کسانی که استطاعت حج را دارند به پایان برسد، چنین افرادی بدون انجام دادن یکی از “فروع دین” از دنیا می‌روند که به شدت برای مذهبیون نگران کننده است.

وجود نگرانی هایی از این جنس، نشان می دهد که تصمیم آیت‌الله خامنه ای برای متوقف کردن یا نکردن حج تمتع، از چه اقتضائات پیچیده ای برخوردار خواهد بود.

پیچیدگی نامعمولی که حمله کنندگان به سفارت عربستان سعودی، با به آتش کشیدن سفارتخانه این کشور، در مقابل نظام و رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند.

No responses yet

Jan 02 2016

دولت عربستان شیخ باقر النمر رهبر شیعیان این کشور را اعدام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,خاورمیانه,مذهب,ملای حیله‌گر

تابناک: وزارت کشور عربستان با صدور بیانیه‌ای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان این کشور خبر داد. رهبر شیعیان عربستان از سال 2012 و در پی اعتراض شیعیان این کشور بازداشت شده بود.

وزارت کشور عربستان با صدور بیانیه‌ای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان این کشور خبر داد.

به گزارش تابناک، بر اساس بیانیه وزارت کشور عربستان، حکم اعدام شیخ نمر به همراه 46 متهم دیگر که اغلب آنها تروریست معرفی شده‌اند روز شنبه (امروز) در 12 منطقه در عربستان اجرا شده است.

شیخ باقر النمر رهبر شیعیان عربستان است که در پی اعتراضات شیعیان این کشور در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد. در روز چهارشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴ دادگاه جنایی عربستان سعودی نمر النمر را به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه، به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم کرد. اجرای حکم شیخ باقر النمر در یک سال گذشته بارها به تعویق افتاد و تلاش‌های بین‌المللی فراوانی برای حمایت از این روحانی مبارز عربستانی صورت گرفته بود. با این حال وزارت کشور عربستان امروز اعلام کرد شیخ باقر النمر هم در جمع 47 نفری بوده که صبح امروز در عربستان اعدام شدند. وزارت کشور عربستان اعلام کرد که این 47 تن به اتهام ارتکاب “جرایم تروریستی” اعدام شدند.

دستگاه قضایی عربستان پیشتر علیه این افراد که نامی از آنها برده نشده حکم اعدام صادر کرده بود و امروز این احکام اجرا شده است. برخی از افرادی که علیه آنها احکام اعدام صادر شده بود از اعضای گروه‌های تندرو از جمله داعش و القاعده هستند و در میان محکومان معترضان به سیستم حکومتی آل سعود نیز دیده می‌شود.

No responses yet

Dec 28 2015

در برنامه «دید در شب»: شجونی رابطه برخی روحانیون با زنان تن فروش در دوران پهلوی را رد نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: جعفر شجونی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز در بازخوانی بخش از تاریخ روحانیت شیعه در دوران پهلوی٬ برخی گزارش‌ها درباره رابطه خود و بعضی از روحانیون بلند‌پایه با زنان «تن فروش» را رد نکرد.

آقای شجونی در برنامه «دید در شب» در پاسخ به پرسش‌هایی مبنی بر وجود بری اسناد و تصاویر از وی٬ محمدتقی فلسفی و برخی دیگر از روحانیون با «زنی تن فروش» گفته این تصاویر «انشاء‌الله مونتاژ» است.

وی در عین حال افزوده روحانیون همجون سایر انسان‌های عادلی ازداوج کرده و «صیغه» می‌کنند و تلاش کرده به نوعی از توضیح درباره این اسناد و مدارک خودداری کند.

پرویز ثابتی٬ مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب «در دامگه حادثه» نیز به این رابطه اشاره کرده و توضیحاتی در این زمینه ارائه کرده است.

ثابتی از دختری سخن به میان آورده که پنج تن از وعاظ تهران هم‌چون شجونی و فلسفی را به خانه خود کشاند و ساواک موفق شد از آن‌ها «فیلم و عکس و نوار تهیه» کند.

ثابتی افزوده «دختر طبق دستوری که داشت سعی می‌کرد در اتاق‌ خواب حرکاتی بکند که سوژه هم متقابلا حرکات سبک و زننده‌ای انجام دهد.»

وی ادامه داده «مثلا در فیلم مربوط به فلسفی، دختر عمامهٔ فلسفی را برداشت و ابتدا به سر خود گذاشت. بعد لخت شد و عمامه را دور کمر خود پیچید و محل مخصوص خود را با آن پاک کرد.»

آن‌طور که این مقام ساواک گفته این دختر همچنین «عمامه را به گردنشان {روحانوین} پیچیده و آن‌ها را به این طرف و آن طرف کشانده بود. و یا از عمامه به عنوان توپ فوتبال و از عبا به عنوان چادر استفاده کرده بود.»

ثابتی همچنین افزوده «حرف‌های رکیکی که هتک حیثیت آخوند‌ها را می‌کرد، بین آن‌ها رد و بدل شده بود. آخوند‌ها هم انصافا از زبان در نمانده بودند و علیه هم‌لباس‌ها خود شوخی و خوش‌مزگی کرده بودند. دخترک بعضی از آن‌ها را به رقص و مشروب‌خواری نیز واداشته بود.»

No responses yet

Dec 22 2015

سپاه پاسداران در آستانه انتخابات «جن گیر احمدی نژاد» را آزاد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

«آمدنیوز»/ اختصاصی- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استانه فرا رسیدن دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز، جن گیر محمود احمدی‌نژاد را از حبس خانگی آزاد کرد.

به گزارش خبرنگار آمدنیوز، یکی از فعالان سیاسی جنبش سبز در صفحه اینستاگرام خود، از آزادی «عباس غفاری» خبر داده است.

«روح‌الله زم» با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود نوشته است: «جن گیر احمدی‌نژاد جمعه شب توسط سپاه پاسداران از محل حبس خانگی خود در حوالی فرمانیه تهران آزاد و به منزل خود در اختیاریه رفت. وی قرار است با فراهم کردن امکانات، منویات سپاه و حاکمیت را در انتخابات جدید به انجام برساند. عباس غفاری که در پرونده خود به چند مورد اقدامات خلاف اخلاق هم‌چون زنای محصنه و خوردن مدفوع خود اشتهار دارد، قرار است اقداماتی را هم‌چون نوشتن دعا و انداختن آن در سدهای تهران برای هدایت مردم به سمت کاندیداهای مورد نظر حاکمیت انجام دهد.»
«عباس غفاری» که به «جن گیر» محمود احمدی نژاد مشهور است، روابط بسیار نزدیکی با افراد مهم و تاثیرگذار جمهوری اسلامی از جمله علی لاریجانی، صادق لاریجانی، سیدمحمود هاشمی شاهرودی، برخی اعضای بیت رهبری و … دارد.

وی در جریان اختلافات حامیان سابق دولت با احمدی‌نژاد به اتهام رمالی و جن‌گیری بازداشت و به هشت سال حبس محکوم گردید. حکم اولیه وی «اعدام» بوده است که با فشار محمود احمدی‌نژاد به رهبر جمهوری اسلامی، این حکم به هشت سال حبس تقلیل یافت.

گفته می‌شود یکی از دلایل اصلی خانه‌نشینی یازده روزه محمود احمدی‌نژاد، اصرار وی به رهبری برای تغییر حکم غفاری از اعدام به حبس بوده است. بر همین اساس «احمدی‌نژاد اعتقاد داشت که عباس غفاری، یکی از یاران خاص امام زمان است و نباید اعدام شود.»

غفاری در دی‌ماه سال ۸۹ به اتهام ارتکاب اقدامات متعدد غیرشرعی و غیرقانونی بازداشت شده و پس از آن اعترافات مختلف و هولناکی درباره اقدامات خود و ارتباطاتش با افراد کابینه احمدی نژاد داشت.

پس از بازداشت وی اخباری منتشر شد که عباس غفاری با استفاده از نیروهای جادوگری و جن گیری، بازجوهای خود را تحت تاثیر قرار داده و مشکلاتی در زندگی شخصی آن‌ها به وجود آورده است.

هم‌چنین سایت آینده خبر داده بود که غفاری را به سلول «عبدالله رمضان زاده» منتقل کرده‌اند. حضور وی در این سلول و خارج شدن اصوات عجیب و هولناک از دهان عباس غفاری، موجب آزار رمضان زاده شده بود.

اندکی بعد سایت مشرق خبر داد که محاکمه عباس غفاری برگزار شده و وی به اتهامات گوناگون از جمله جادوگری و جن‌گیری، محکوم به اعدام شده است.

یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به خبرنگار «آمدنیوز» می‌گوید که «عباس غفاری ساعت ۱۱ جمعه شب مورخ ۲۷ آذرماه از حصر خانگی خود در حوالی فرمانیه تهران خارج و به منزل خود در اختیاریه تهران رفته است.»
این منبع می افزاید «آقای غفاری قرار است با فراهم کردن لوازم اولیه جادوگری خود، دعاهایی را نوشته و توسط افرادی در سدهای تهران بیندازند تا مردم از طریق استفاده آب شرب، به سمت کاندیداهای مورد نظر حاکمیت سوق پیدا کنند.»

وی می‌گوید: «نزدیک به هر انتخاباتی، حاکمیت از طریق کارشناسان وزارت بهداشت اعلام‌ می‌کند که آب‌های معدنی تولید شده در ایران غیر بهداشتی هستند تا مردم از مصرف آب‌های معدنی امتناع کرده و در مقطع زمانی خاص مورد نظر حاکمیت، از آب‌های لوله کشی برای شرب خود استفاده کنند. این همان مقطعی است که دعاهای خاص توسط غفاری به سدهای مختلف کشور انداخته می‌شود تا از طریق علوم ماوراءالطبیعه مردم به سمت نامزدهای خاص و مورد نظر حاکمیت گرایش پیدا کنند.»

پیش‌تر عباس غفاری در هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ و تنها یک‌ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از حبس خانگی آزاد شده بود.

از سوی دیگر «غلام‌رضا محمدی» پدر همسر عباس غفاری در یک ویدیوی کوتاه، از ارتباط خاص صادق لاریجانی و برخی از صاحب منصبان با عباس غفاری سخن گفته است.

آقای محمدی که خود سال‌ها یار نزدیک و همراه عباس غفاری بوده، از «خوردن مدفوع» توسط غفاری خبر داده و گفته است که «صادق آملی لاریجانی پیش از تصدی ریاست قوه قضائیه در جلسه‌ای به تفسیر سوره یوسف عباس غفاری گوش فرا داده و محو تفسیر این سوره توسط وی شده است. اما در پایان این جلسه تفسیر، غفاری برای وی جوکی را تعریف کرده که صادق لاریجانی واکنش تندی را نسبت به وی نشان داده است.»

محمدی می‌گوید که «پس از تصدی پست ریاست قوه قضائیه توسط صادق لاریجانی، درمان «قوس کمر» لاریجانی در دستور کار غفاری قرار گرفت و وی پس از مداوای این «قوز کمر» از تخفیفات زیادی در زمان تحمل حکم خود برخوردار شده است.»
گفتنی است دو ماه پیش از سازمان بسیج مستضعفین طرح ترور عباس غفاری را در دستور کار خود قرار داد که با مخالفت سپاه پاسداران این طرح فعلا عملی نشده است.

باید منتظر ماند و دید آیا این آزادی به صورت موقتی خواهد بود و آیا غفاری خواهد توانست با رمل و اسطرلاب خود، در روند انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری تاثیر گذار باشد. این شائبه نیز وجود دارد با توجه به آزادی آقای غفاری و نبودن محافظان وی در کنارش، بخش‌هایی از حاکمیت و نظامیان در فکر ترور و از میان برداشتن وی افتاده باشند.

No responses yet

Dec 21 2015

«آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

جلال ایجادی رادیوکوچه:

بخش اول
نواندیش یا مبلغ اسلام؟
نواندیشان دینی فاقد شناخت علمی از قرآن و اسلام هستند. آنها دین را از نگاه دینی مورد برخورد و تفسیر قرار می دهند و مبلغ آن هستند. فعالیت این افراد نه در زمینه تئولوژی بلکه در عرصه الهیات اسلامی است. اگر تئولوژی را مطالعه الوهیت و خدایی بودن و خداشناسی تعریف کنیم و دقت داشته باشیم که واژه «تئو» به‌معنای خدا و واژه «لوژی» به‌معنای شناخت می باشد، بنابراین تئولوژی می تواند تئولوژی سکولار، تئولوژی مسیحیت یا حتا تئولوژی فلسفی باشد. در معنای یونانی متخصص در تئولوژی کسی است که دارای گفتار عقلی در باره الاهه و اسطوره است. نواندیشان دینی فاقد نقش عقلی و فاقد گفتار گسترده تئولوژی می باشند. عرصه فکری نواندیشان دینی به «حکمت اللهی» اسلامی محدود می شود. سالیان درازی است که این اشخاص خود را نماینده نواندیشی و متخصص دینی معرفی کرده، حال آنکه متاسفانه آنها نه نو می اندیشند، نه جسارت در نقد قرآن دارند، نه با مقوله های فلسفه مدرن احساس نزدیکی فکری دارند و نه دارای تخصص علمی و ابژکتیو درباره دین هستند. این افراد مدافع الهیات اسلامی و ایمان می باشند، تاریخ گرایی آنها نه در راستای حقیقت جویی بیطرفانه علمی، بلکه دستچین نمودن رویدادها و افسانه ها جهت تایید دستگاه ایدئولوژیک دینی خود آنان است.
در جامعه ایرانی عدم دقت در فضای روشنفکری برآشفتگی های ذهنی افزوده است. روشنفکران تربیت نقد علمی نداشته و تسلیم طلبی فکری را به تقوا تبدیل کرده اند. اغلب روشنفکران در کرنش فرو رفته و روشنگری سکولار را از یاد برده و به سرزنش آزادفکران می پردازند. رسانه ها نیز به لحاظ تب بازار رسانه ای و عدم توجه لازم، عناوین «دین رحمانی» و «متخصص و پژوهشگر دینی» را تکرار کرده و بر ابهام ها و خرافه پراکنی افزوده اند. در چنین شرایطی اسلام که عامل سقوط و ازخودبیگانگی است، پس از ۱۴۰۰ سال به‌عنوان «دین روشنگر و رهایی بخش» معرفی می شود، جعلیات و خرافات ضد خرد فقه شیعه بعنوان «علم» فقه اعلام می شود و دیکتاتوری مودب بر ذهن و ناخودآگاه غلبه می کند. دنیای آشفتگی بنفع خردستیزی است و آشفتگی ذهنی توام با سانسور ذهنی ساختار فکری را از معیارهای خردمندانه دور نموده است. بازار سوداگری فکری داغ است، دین طرفدار تبعیض «مقدس» می شود و نخبگان طرفدار این دین سامی خشونت گرا «نواندیش» تلقی می گردند.
فعال نمودن عرصه اندیشه به شفافیت ایده ها کمک می‌رساند و ما باید از توسعه بحث تئوریک و روشن‌فکرانه استقبال کنیم. میان روشن‌فکر لائیک و ناباور از یکسو و از سوی دیگر نخبگان دیندار مباحث و اختلافات بیشمارند، ولی درگیری نظری و فکری مستقیم کم اتفاق افتاده است زیرا نخبگان شیعه به انتقاد ها پاسخ نمی گویند. بتازگی آقای اشکوری در مقاله «سه فعل حرام شرعی در اقدامات تروریستی داعش» نوشت: «اعمال تبهکارانه و وحشیانه این گروه تروریستی، نه تنها با معیارها و قواعد اسلامی و شرعی سازگار نیست بلکه با مسلمات قرآنی و حتی فقیهی در تعارض است» و افزود از نظر اسلامی تروریسم داعش حرام است. این نوشته فرصتی شد تا یکبار دیگر به نقد اسلام بپردازم و بگویم که فکر نواندیشان و جناب اشکوری بطور کامل نادرست است. در نقد ایشان من نوشتم قرآن با توجه به آیات آن، داعش پرور است و نشان دادم که آقای اشکوری جعل می کند.
آقایان نواندیش، به انتقاد ها جواب دهید
پس از انتشار نوشته اخیرم «اسلام، داعش و آقای یوسفی اشکوری» و پس از سالیان سکوت از جانب سیاسیون و نواندیشان شیعه نسبت به انتقادهای روشنفکران سکولار و لائیک و ناباور، آقای یوسفی اشکوری بعنوان یکی از نمایندگان این جناح بطور مستقیم ابراز نظر نمود ولی در واقع انتشار پاسخ قدیمی به انتقاد قدیمی من، پاسخ به مقاله جدید من نیست. البته روشن است که نظر آقای اشکوری همراه با عصبانیت و دگماتیسم مذهبی بوده و فاقد اتیک و منش اکادمیک می باشد. پند اخلاقی دینی، جایگزین پاسخ به انتقاد نمی شود. عنوان نوشته اخیر آقای اشکوری چنین است: « جناب ایجادی! نقد آری؛ سخن غیرمحققانه و نفرت‌افکنی، هرگز!». ایشان پس از مقدمه کوتاه متکبرانه، نامه چهارساله را منتشر می کند تا پاسخ به انتقادهای اخیر فراموش شود. ایشان در آن نامه نوشته است:« نقد اسلام، آری! اما اتهام و تندخویی و جعل و تحریف تاریخ و طرح دعاوی نادرست و بی تحقیق و یا یک جانبه و آمیختن تحقیق با عواطف و انگیزه های سیاسی و شخصی، هرگز!». البته منظور ایشان این است که انتقاد به قرآن و اسلام بیانگر «تندخویی» است و سپس اینکه ایشان از انتقاد پژوهشی و روشن‌فکرانه و شفاف نسبت به قرآن و اسلام خوشش نمی آید و نیز از رد تبلیغات و افسانه دینی توسط من بسیار خشمگین بوده و اینگونه کار انتقادی و محققانه را «غیرمحققانه» وانمود می سازد. این قضاوت، غیرمسوولانه و هوچیگری است، زیرا ایشان حداقل اگر ۲۰ شماره مقالات من درباره «مذهب شیعه، ریشه ازخودبیگانگی ایرانیان» و «نواندیشان دینی، نقش سودمند یا زیان آور» را خوانده بود، اینگونه سخن نمی گفت. نواندیشان دینی طرفدار اجرای استبداد و سانسور علیه منقدان اسلام می باشند و زمانی که توطئه سکوت آنها در تنگناست، به تعرض و تهمت علیه انتقادکنندگان آزادمنش دست می زنند و این رفتار در تاریخ اسلام تازگی ندارد. بی تفاوتی و پرخاشجویی دو روی سکه نواندیشان به انتقاد جدی و شفاف ماست. این افراد نخبه شیعه علیرغم برخی انتقاد ها به سیاسیون حاکم، طرفدار آیت اله های بزرگ در مبارزه اسلام علیه «کافران» هستند. این افراد نخبه اسلامی که اخلاق انتقاد را رعایت نمی کنند مبارزه روشنفکران آزاده را مورد هتاکی قرار می دهند. خوشبختانه بیسوادی روشنفکری و هراس در نقد مذهب اسلام در جامعه عقب نشینی کرده است و در داخل ایران و خارج از کشور افراد نقد کننده دین اسلام در افزایش اند و تابوهای ذهنی برای خیلی ها شکسته است. ما می‌دانیم که انتقاد جدی و خردمندانه به قرآن و اسلام، در فضای فرهنگی روشن‌فکری ایرانیان در حال گسترش است و این امر بسیار نیکویی می باشد. اینگونه انتقاد متین و با شجاعت، افسانه سازی دینداران مبلغ شیعه را عریان می کند و ابزار معاش آنان را به خطر می اندازد. توسعه خرد و دانش و سکولاریسم در گرو نقد دین و انتقاد از تمامی زیانها و آسیب های ناشی از آنست.
آقای اشکوری به مقاله انتقادی اخیر من با عنوان « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» و انتقاد من به افکار سراپا نادرست ایشان در باره داعش و اسلام جواب نمی دهد و بقول معروف درمی‌رود. در این مقاله من همخوانی و هم بستری اسلام و ایدئولوژی داعش را مطرح می‌کنم حال آنکه آقای اشکوری می گوید داعش و اسلام ربطی به یکدیگر ندارد. آقای اشکوری! شما اگر انتقادی به این مقاله من دارید بگویید. من سالیانی است که به نقد اسلام و قرآن و شیعه گری و نواندیش شیعه پرداخته و در مقاله بالا به‌طرز کوتاه و با اتکا به آیات «معتبر قرآنی»، همزاتی ایدئولوژی داعش و قرآن را مطرح می کنم. اسلامیون چون می دانند که اینگونه انتقادها محکم است، اغلب سکوت نموده تا اسلام بعنوان یک دین خشن و تبعیض گرا بیشتر ضربه نخورد. در تربیت اسلامیون نیست تا به انتقاد جواب دهند، آنها حمله غیرمستقیم می کنند و هر انتقادی را «تهمت» معرفی می کنند تا به‌اصطلاح عدم پاسخشان توجیه شده باشد. خاموشی آقای عبدالکریم سروش در قبال انتقادهای گوناگون در جامعه بیانگر هراس و فقدان نظر استدلالی او می باشد. واکنش آقای اشکوری، انتقاد به نظرات من در مقاله « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» نیست، بلکه طرح حرفهای کلی و بی ربط و غیر مستدل چهار سال پیش می باشد. همان شگرد هیاهو برای گم کردن اصل مطلب است. در دمکراسی یا در فضای آزاد روشنفکری شیوه بحث نمی تواند «تکفیری» باشد. ایده در برابر ایده، استدلال در برابر استدلال، انتقاد در برابر انتقاد، اصل مهم مبارزه فکری، اندیشه و گفتگوی متضاد و طرح استدلال است. به سنت تحلیل و بررسی و طرح افکار در میان فیلسوفان و جامعه شناسان و اقتصاد دانان توجه کنید، این بزرگان گاه به پلمیک و جدال تند می پردازند ولی گرایش اصلی طرح افکار و ایده ها می باشد. آقای اشکوری حوزه دیده است وقادر نیست در باره اسلام و شیعه به انتقادها جواب گوید. ولی در باور دینی او هر انتقاد «غیرمحققانه» است چرا که در نقد فیلسوفانه و روشنفکرانه اصل الهیات اسلامی زیر سوال می رود. در نگرش این افراد کلامی معتبر است که اصل دین را نفی نکند. ایشان حوزه و دانشگاه را برابر می گیرد و خواهان پذیرش اصل تقدس دینی توسط همه است. ایشان اگر رفتار مسوولانه می داشت و با اتکا به افکارم در نوشته، انتقاد خود را مطرح می ساخت، روال بحث بگونه دیگر پیش می رفت. البته ایشان دارای مسوولیت هستند، ولی این مسوولیت در قبال قرآن و اسلام است. ایشان مانند همه نخبگان شیعه در عرصه روشنفکری و فلسفی فاقد مسوولیت می باشند و بنابراین منقدان را غیر مسوول دانسته، به آنها حمله کرده و تهمت می زند و کار آنان را غیر محققانه تلقی می کند. ایشان تعیین کننده روش تحقیق برای ما نیستند، روش حوزه و اعتقادی دینی معیار ما نیست. روش تحقیق ما متکی بر داده ها و مقولات است، متکی بر کار مقایسه و تحلیل است، متکی بر انتقاد و استقلال نظری است، متکی بر دقت علمی و هرمنوتیک می باشد. روش علمی ملاحظات سیاسی و رفیقانه نمی شناسد، روش علمی به پیچیدگی ها توجه کرده، به تاریخ پدیده دقت نموده و ذهن را به شناخت پدیده نزدیک می کند.
نواندیشان دینی جعل کننده اند
آقای اشکوری مرا متهم به جعل و تحریف تاریخ می کند. متاسفانه اتهام زنی شیوه همیشگی مبلغان دین است و برای آنها نقد دین برابر «جعل» است. جعل را باید با اتکا به موارد مشخص به طرز علمی و دقیق نشان داد و در غیر این‌صورت یک تهمت است و تهمت پراکنی همان «تکفیر» اسلامی است. حال آنکه بررسی انتقادی دین به‌طورکلی از جانب جامعه شناسان تحلیل از موقعیت اجتماعی و تاریخی هردین و انتقاد بر اسطوره گرایی و جادوگرایی و خرافه گرایی و آسمانگرایی دین است. نهاد دین و تاثیرگذاری دین بر ذهنیت جامعه، یک واقعیت است ولی این واقعیت بمثابه یک عامل سحرآمیز و مسخ کننده عمل نموده و استقلال خردمندانه ذهن و اندیشه انسان را ناتوان می سازد و گاه عواطف معنوی و احساسات او را به منفی ترین شکل ساماندهی می کند. در شرایط ما نیز نقد علمی دین، انتقادی بر جعل سازی تاریخی دینسازان بوده و در پی اثبات غیر مقدس و غیر آسمانی بودن دین است.
از جانب «تاریخ‌نویسان» اسلامی تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام پیوسته مورد جعل سیستماتیک قرارگرفته است زیرا آنها پروپاگاند و تبلیغ و خودشیفتگی دینی را با تحقیق تاریخی ابژکتیو و علمی برابر می دانند. بعنوان نمونه در قرآن مقام انسان به عبودیت تنزل داده شده است ولی نخبه مسلمان از ارتقا انسان در اسلام می گوید. در قرآن مقام زن به نیمه مرد تبدیل گشته و حتا تنبیه زن سفارش شده است ولی مسلمانان از ارتقا زن صحبت کرده و بهشت را زیر پای مادران می‌دانند. بردگی در قرآن و زندگی امامان به رسمیت شناخته شده ولی مبلغان مسلمان این دین را «دین برادری» می نامند. قشون عرب به سرزمین ایران تجاوز کرد، ولی مذهبیون آن‌را «فتوحات اسلامی» می خوانند. خانواده بنی هاشم، استعمارگر و دشمن ایرانیان بود ولی آخوندها و همین نواندیشان به همه گفتند باید این خانواده را پرستید و گریه کرد و تمام تلاش خود را کردند تا ایرانیان ازخودبیگانه و مسخ شده باقی بمانند. مبلغان شیعه مانند مطهری و علی شریعتی و هم کیشان آنان، قهرمانان اساطیری و تاریخی ایرانیان را مورد تهمت و جعل و سکوت قرار دادند تا علی ابن ابیطالب و فرزندانش که در ضدیت و کشتار و فتنه افروزی علیه ایرانیان فعال بودند به قهرمانان «مقدس» تبدیل گردند. مبلغان شیعه امام دوزادهم را ساخته و آن‌را وسیله ای برای تحمیق مردم قرار داده و تلاش کردند تا رمز و راز بر ملا نشود و دروغ پایدار بماند، تا اینکه حضرت ولی العصر در ذهنیت فلج شده مردم پیروز باشد. از رساله عملیه شیخ بهائی تا رساله آیت اله بروجردی تا رساله آیت اله خمینی و سایر آیت الل های شیعه، جز انبوهی از جعلیات و خرافات و اعتقادات ارتجاعی، مانند احکام تقلید، طهارت، نماز، خمس، زکات، حج، معاملات، صیغه، ارث، حلال و حرام، چیز دیگری نیست. حال همین رسالات مرتجعانه برای نواندیشان بیان «علم فقه» بوده، محترم می باشند و قابل انتقاد نیستند. پس می بینید که کار جعل، سنت اسلامگرایان است. نواندیشان هزاران برگ را در تبلیغ دین و انتقاد به مارکسیسم پرکرده و منتشر نموده اند ولی در کدام کتاب و مقاله به نقد آشکار و مستقیم این رساله ها و مجموعه خرافات و جعلیات پرداخته اند؟ من از آقایان عبدالکریم سروش و یوسفی اشکوری می خواهم که بدون شعبده بازی به موارد بالا برخورد کرده و نظر روشن بدهند.
روشنگرانی که منکوب اسلام نشدند
در تاریخ ایران اسلام در هرکجا که رسید در پی تحمیل سلطه و دین اجباری بوده است. تمام تلاش محققان و نویسندگان مغلوب نشده در ایران در جستجوی حقیقت بوده است. این افراد تمایل به فرهنگ خود داشته و با میهن پرستی خردمندانه نخواسته اند زیر جعلیات دشمنانه اسلامی خرد شوند. آنها علیه جعل آخوندی و جعل «مورخ» اسلامی مبارزه کرده اند. میرزاآقاخان کرمانی نوشت اسلام مناسب قبایلی وحشی و دزد مزاج باشد که جز غارت و یغما و طریق فحشا و ظلم ندانند(هشت بهشت)، علی دشتی در باره ۲۳ سال جعل و دروغ محمد نوشت، صادق هدایت در حاجی آقا و توپ مرواری علیه گنداب اسلام و آخوندها نوشت، عبدالحسین زرین کوب در باره ۲۰۰ سال سکوت و تهاجم اسلام نوشت، محمدرضا فشاهی دین سامی و مهدیگری را به نقد کشید، آرامش دوستدار در باره امتناع در فرهنگ دینی نوشت، مسعود انصاری بر اسلام و شیعه گری و دروغ آن انتقاد کرد، محمدرضا نیکفر الاهیات شکنجه را تحلیل کرد، و من تا کنون با صراحت پنجاه مقاله تحلیلی در باره قرآن و شیعه گری و نواندیشان دینی و نقش زیان آور آنان نوشته ام و بعلاوه در کتاب اخیر خود «جامعه شناسی آسیب ها و دگرگونی های جامعه ایران» به این موضوع پرداخته ام. تمامی این نوشته ها و دهها نوشته دیگر در سالهای اخیر در پی نشاندادن ویرانگری ایدئولوژی اسلامی بوده اند و تلاش کرده اند تا خود را از نفوذ ایدئولوژی دینی دور کرده و دروغ تقدس دین و مبلغان آن را در برابر چشم ما قرار دهند. ایدئولوژی حاکم دینی شلاق به دست گرفته تا فکر مخالف را تنبیه کند و تحقیق و انتقاد را «تحریف» معرفی کند و بنابراین منقدان را به سکوت مجبور سازد. علیرغم سانسور و خودسانسوری و علیرغم ضدیت حاد نخبگان شیعه و طرفداران فرصت طلب چپ و راست آنها، مبارزه فکری در نقد دین اسلام بیش از بیش رشد می کند و این امر سلامتی بخش می باشد و من همه افراد شجاع و آگاه و آزاد اندیش را به ادامه این نقد دعوت می کنم.
جامعه ما از خودسانسوری و احترام به خرافات باید بیرون آید. ذهنیت بیمار و ترسو و کرنش گر در برابر مذهب، باید مورد بررسی انتقادی قرار گیرد و روحیه مسوول و شجاع باید مورد تشویق قرار گیرد. مذهبیون پیوسته با مذهب خود، ایجاد ترس کرده و هرگونه انتقاد را بعنوان خطای روحی و سیاسی و نفاق افکن معرفی کرده اند. آنها در پی حفظ مجموعه آیینی و سنت خود هستند و در این مسیر همیشه از حمایت روشنفکران غیر دینی تسلیم طلب برخودار بوده اند. این وضعیت باید تغییر کند و فضای نقد دین در عرصه فلسفی و تئوریک و نیز در عرصه جامعه شناسی و سیاسی و سکولاریسم باید گسترش یابد. با اسلام تاریخ ما بازنده است و یادآوری کنیم که ۱۴۰۰ سال تعرض و حاکمیت مستقیم و غیر مستقیم و تسلط بر خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی، منجر به ازخودبیگانگی دردناکی گشته است. ما نیروی خود را باید به‌طور سیستماتیک و با خردمندی آزادمنشانه، پرورش دهیم و کار نقد را دامنه بخشیم. همسوئی فرد دیندار و فرد سکولار و فرد ناباور در مبارزه علیه استبداد ولایت فقیه، نباید به تعطیلی نقد دینی منجر گردد. نقد دین در جامعه ما یک اصل اساسی است زیرا اسلام یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی و فکری و فرهنگی است. این دین همیشه هرگونه تمایل به پیشرفت و دیگر اندیشی را منکوب نموده زیرا دارای طبیعت توتالیتر می باشد و نسبت به ادیان دیگر بیشترین آسیب ها و خرابی ها را ببار آورده است. بنابراین همه روشنفکران سکولار و ناباور در نقد اسلام و شیعه گری به مبارزه خود باید ادامه دهند و در انتقاد خود به این ایدئولوژی زیانبار کوتاهی نکنند. برخی از دینداران می گویند این تاکید از جانب ما، بیانگر دین ستیزی نویسنده نسبت به اسلام است. پاسخ من چنین است: اول آنکه آیات قرآن و پراتیک محمد پیامبر و امام علی و پراتیک جمهوری اسلامی و رفتار تمامی گروه‌های تروریستی اسلامی در جهان، منشا ترس و اضطراب و وحشت و خشونت است، بنابراین هراس داشتن از اسلام طبیعی است و مبارزه برای جان و شرافت انسانی یک امر درست است. دوم آن‌که مبارزه علیه دین اسلام درست و بجا بوده زیرا سلامتی فکری و مبارزه علیه ازخودبیگانگی از این راه می گذرد. همانگونه که مبارزه فکری و سیاسی علیه نازیسم و استالینیسم و فاشیسم و نژادپرستی و استعمار توجیه شده و درست می باشد، مبارزه فکری و تئوریک علیه قرآن و سنت شریعت اسلامی و مبارزه علیه سیاست اسلامی که در پی بردگی و تسلط توتالیتر است، دارای حقانیت است.
دینداران شیعه فاقد شناخت هرمنوتیک
مذهبیون ادعا دارند که نقد دین فقط در انحصار آنان است زیرا دارای تخصص دینی می باشند. ادعای مغرورانه اینان که جز فرد مذهبی دارای تخصص، کسی دیگری نباید و نمی تواند در باره اسلام نظر بدهد، یک افسانه جعلی است. در واقع آیت اله های شیعه و سیاسیون و مبلغان و نواندیشان شیعه، برای حفظ منافع دینی ایدئولوژیکی و مالی و اجتماعی خود پیوسته تکرار می کنند که اسلام و قرآن و مذهب شیعه بسیار «پیچیده و تخصصی» است و فقط همین آقایان هستند که مجاز به نوشتن هستند. این افسانه سازی فاقد اعتبار علمی است و فقط در خدمت دفاع از رانت بیکرانی است که در تاریخ کسب کرده اند. نخبگان حاکم سیاسی، آخوندهای حوزه و ایدئولوگ های دینی ایران مانند علی شریعتی و پسر، مهدی بازرگان و پسر، عبدالکریم سروش و پسر، محمدمجتهد شبستری، حسن یوسفی اشکوری، اکبرگنجی، محسن کدیور، یک منفعت مشترک و عمیق دارند و آنهم دفاع از اسلام است. دفاع از این دین سامی بیان از خودبیگانگی آنها نسبت به تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی از یکسو و از سوی دیگر وسیله ای برای کسب پول و درآمد و حفظ امتیاز و موقعیت یک طبقه اجتماعی است. طبقه ای که وسیله تولیدی اش همان ایدئولوژی شیعه و نوشته های تبلیغاتی آنها، برای بازتولید مناسبات اجتماعی و الیگارشی دینی است. این طبقه تولید مادی ندارد، فاقد توان روشنگرانه برای گسترش خردگرایی و دانش است، ولی با تولید شیعه گری بعنوان دین حاکم، افراد این طبقه امکان زیست سیاسی و دینی و اجتماعی می یابند. این طبقه از دیگر طبقه های اجتماعی به لحاظ نوع فعالیت، نوع تربیت، نوع زبان، نوع شیوه زندگی، نوع ذهنیت و نقشی که در جامعه ایفا می کند، متفاوت است. بخش های گوناگون این طبقه دارای حس خودانگیخته دینی مشترک برای بقای خود می باشند و علیرغم جایگاه مختلف اشان در قدرت و خارج از قدرت، متحد هستند زیرا همگی از ایدئولوژی اسلامی، به‌مثابه وجدان گروهی و بعنوان ضامن منافع آنها، بدفاع برمی خیزند. این طبقه دینی از متحدین بسیار متنوعی مانند رسانه های داخل و خارج برخوردار هستند که از رانت متقابل برخوردارند. متحدان دیگر این طبقه خیل روشنفکران سیاسی چپ و جمهوری خواه و ملی گرا هستند که در جستجوی اتحادهای سیاسی و گروهی در برابر دیگران هستند.
گفتیم که ادعای مذهبیون مبنی بر اینکه شناخت و بررسی اسلام در انحصار علمای اسلام و نواندیشان مسلمان است، یک دروغ و افسانه است. این افراد تبلیغ را با تحقیق علمی اشتباه می گیرند. این نخبگان شیعه توجیه اعمال و گفتار امامان و تفسیر قرآن را از بررسی هرمنوتیک و نقد علمی تشخیص نمی دهند. فرد منبری و حوزه دیده و پرورش یافته با قرآن و نهج البلاغه و خرافات کلینی و مجلسی و رساله های آخوندی هرگز نمی تواند دارای دیدگاه علمی و نقد ابژکتیو باشد. ذهن انباشته از اخبار دینی و داده های ذهنی مذهب پسند، فاقد ساختار تحلیلی بوده و نمی تواند با مضامین اعتقادی و باورهای خرافی فاصله بگیرد. ذهن آیت اللهی و ذهن نواندیش دینی از یک ساختار روانی و استدلالی و گویشی برخوردار هستند و تفاوت در نوع برداشت و تفسیر از قرآن و فقه، بیان گسست از اعتقاد مذهبی نیست و اعتقاد مذهبی مانع یک تحلیل علمی و هرمنوتیک و آکادمیک می باشد. از درون اسلام نمی توان به اسلام انتقاد نوشت، بلکه می توان به تفسیرهای گوناگون تفسیر دیگری نوشت. نقد علمی اسلام نیازمند فاصله گیری جدی از آن است. نواندیش دینی، مبلغ دین و فقه شیعه و حافظ امامان و سنت این مذهب است. شریعتی مخالف آخوند بود، ولی او کهنه پرستی و اسطوره پرستی و فاطمه پرستی و ابوذر پرستی را باوج رساند. عبدالکریم سروش با ادعای علم از عرفان می گوید و قرآن را از محمد با الهام الهی می داند. آیا این اختلاف در میان مذهبیون بیانگر جدال میان خردگرایی و خرافه گرایی است؟ آیت اله سنتی با قرآن و زندگی امامان شیعه، خود را تنظیم می کند، حال آیا نواندیش دینی انتخاب دیگری دارد؟ شریعتی در برابر خرافه آخوندی خرافه دیگری قرار داد ولی کتاب «فاطمه فاطمه» مشتی اعتقادات ضدخرد است. سروش خود را نوآور معرفی می کند ولی از الهام قرآنی صحبت کرده و در کنار آیت الله ها دانشگاه را سرکوب می کند.
اگر نواندیش راه ابن رشد را دنبال می کرد و در باره او می نوشت و در بالای منبر از ابن رشد و ابوعلی سینا می گفت و مخالفت خود را با فقه سنتی به‌طرز آشکار بنمایش می گذاشت، دارای خاصیت روشن بینی بود، حال آنکه چنین نیست. در میان این آقایان، جدال میان گرایش به عقلگرایی بیشتر و سنت گرایی دینی نیست، بلکه جدال میان گرایش فقه سنتی و گرایش فقه سنتی رنگ آمیزی شده با برخی موضوع ها مانند «مدرن» و «حقوق بشر» است. در این دستگاه اعتقادی واژه مدرن بمعنای پذیرش مدرنیته فلسفی نیست و اصطلاح حقوق بشر بمعنای بشر اسلامی است. حال آیا بین همه این نوشته های حوزوی و نواندیشی تفاوت وجود ندارد؟ تفاوت وجود دارد. شیعه گری علی شریعتی مانند شیعه گری آیت اله خمینی نیست، شیعه گری سروش مانند شیعه گری آیت اله مصباح نیست. ولی علیرغم سایه روشن ها، همه این افراد در یک نقطه جمع می شوند و آن دفاع از اله و قرآن و اسلام است. آقای اشکوری همان حرفهای حوزه را در باره اله بازگو می کند. آقای اشکوری که نویسنده «شریعتی و نقد سنت» است و شریعتی را «آموزگارعرفان و آزادی و برابری» برای خود می داند، از نقد سنت حرف می زند ولی به اصول «جهان بینی ثابت» اسلامی معتقد است و طرفدار «عدل اسلامی» و «حج اسلامی» و اله است. ایشان می نویسد باید مدرن بود و جزمی گرا نبود، ولی تاکید دارد که نواندیشی در بستر اسلام معنا دارد و افرادی مانند اقبال و حسن البنا و سید قطب و شیخ محمد غزالی و علی شریعتی ستارگان اسلام نو هستند و می افزاید که خود طرفدار «آموزه های مهم و ماندنی و جاودانه شریعتی» می باشد. روشن است که با چنین اعتقاداتی، نقد علمی دین و نقد خردگرایانه سنت دینی ناممکن است. این افراد نمی توانند دارای منطق علمی و بررسی موشکافانه و مستقلانه باشند. این افراد مخالف این یا آن تفسیر هستند ولی این افراد مبلغ دین و مبلغ تفسیر خاص خود از دین میباشند.
کار تحقیق مستلزم مقولات علمی، روش نقد و مقایسه، دوری از اعتقاد جانبدارانه، اتکا به داده های تاریخی و اجتماعی، بررسی منافع گروههای اجتماعی و مناسبات آنها با ایدئولوژی ها، استقلال نسبت به اسطوره های اعتقادی دینی و داشتن جسارت و اخلاق روشن‌فکرانه است. به این لحاظ نواندیشان دینی محقق و پژوهشگر علمی نیستند، آنان مبلغان نوع دیگری از دین هستند. دانسته ها و شناخت آنان، معلوماتی از اعتقاد دینی و آیات و سنت های فقهی بوده و این مجوعه بدور از منش و روش و شناخت علمی می باشد. بنابراین کار اینان هرمنوتیک نبوده بلکه تفسیر ذهنی دیگری از آیات و رسوم دین اسلام است.
تحقیق هرمنوتیک علمی در باره اسلام
یکی از اصطلاحات رایج در گفتمان نواندیشان دینی، هرمنوتیک است. آنها از هرمنوتیک حرف میزنند ولی کارشان نقدی بر قرائت رسمی است و در واقع تبلیغ دین خود می باشد. هرمنوتیک بازشناسی تاریخی و اجتماعی و گویشی و روانی یک اثر است، این بررسی موشکافه رابطه های پنهانی را آشکار نموده ، تقدس را عریان نموده و با تاریخ پیوند برقرار می کند، این تحلیل باستانشناشی فکری و ذهنی، کاووش می کند، گام به گام، خرد خرد، مصالح را در کنار یکدیگر قرار می دهد تا پدیده برای شعور انسانی نمایان گردد. آیا قرآن، کتاب آسمانی است؟ آیا قرآن الهام محمد است؟ آیا قرآن مجموعه ای از گفتارهای پیش از محمد و پس از محمد است؟ آیا قرآن نتیجه دویست سال تنظیم سیاسی است؟ آیا قرآن از جغرافیای حجاز می آید یا از سرزمین های گسترده تر نیز مایه گرفته است؟ رابطه قرآن با منافع قبایل اجتماعی، جدال قدرت، استیلاگری قومی، خشونت بیابانی، رقابت بایهودیت و مسیحیت، مبارزه برای بقا و سلطه و سکس، چگونه است؟
در جهان دانشگاهی و پژوهش، تحلیل های علمی و هرمنوتیک از ادیان و از اسلام فراوانند. اگر میخواهید تحلیل هرمنوتیک را مطالعه کنید به کتابهای علمی و جدی باید رجوع کرد. کتابهای دینسازان کهنه و نو و آثار تاریخنویسان اسلام زده، ضد دانش تاریخی و تحقیقات علمی بوده و جستجو در آنها جز وقت و انرژی تلف کردن چیز دیگری نیست. تمامی نوشته های نواندیشان دینی، انبوهی از افکار و اعتقادات ضدعلمی و ضد تاریخی و تحریفات است. تحلیل علمی در باره دین و بویژه در باره اسلام را در کتاب های تحقیقی و آکادمیک می توان دنبال کرد. نمونه هایی از کار علمی پژوهشگران دانشگاهی و معتبر و نشانه هایی از تولید فکری جالب و پرسش برانگیز در غرب، از جمله آثار زیر می باشند: «تاریخ قرآن» (۲۰۰۵ بیروت) از تئودور نولدکه، «خشونت تک خدائی» (۲۰۰۸ پاریس) و «اختراع یکتاپرستی» (۲۰۰۲ پاریس) از ژان سولر، «اختراع خدا» (۲۰۱۴ پاریس) از توماس رومر، «مقدمه بر قرآن» (۱۹۹۵ پاریس) از رژیس بلاشر، «اسلام و یهودیت و مسیحیت» (۲۰۰۶ پاریس) از ژاک الول، «منجی و پیامبرش، ریشه های اسلام» (۲۰۰۵ پاریس) از ادوارد- ماری گاله، «سه چهره قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از لیلاغدر و ارون امین، «سر بزرگ اسلام» (۲۰۱۵ پاریس) از اولاف، «پایه های اسلام» و «ریشه های قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از آلفرد لوئی دو پرمار، «فلسفه علوم» و «سرچشمه قرآن و قرآن اصلی»(۲۰۱۵ پاریس) از فرانسوا دروش، «رئیس قبایل، اسلام محمد» (۱۹۹۷) و «قرآن باز شناخته شده» (۲۰۱۴ پاریس) از ژاکلین شابی، تحقیقات در باره منشا اسلام از کلود ژیلیو، مقدمه بر ابن رشد(۱۹۹۶ پاریس) از آلن دو لیبر، تحقیقات در باره تاریخ اسلام از هانری لورانس، تحقیقات در باره دوره عربستان و یمن پیش اسلامی از کریستیان ژولین روبن، «مسیح و اسلام» و «مسیح بر اساس روایت محمد» (۲۰۱۵ پاریس) از ژروم پریور و ژرار موردیلا، «اجبار در دین» و «سوره فاتحه و فرهنگ کینه» (۲۰۱۴ پاریس) از سامی ابوسالیه، «رساله ناباوری» (۲۰۰۵) از میشل انفری، «خشونت و اسلام» (۲۰۱۵) از ادونیس، «تاریخ اسلام» از سرژ کاتانی، «تاریخ اعتقادات و افکار دینی» (۱۹۸۳) از میرسا الیاد، «اسلام و تروریسم» و «مسیح و محمد» (۲۰۰۶) از مارک گابریل و غیره.
این آثار علمی و روشنگر و تاریخی نورافکنی بزرگ برای درک هرمنوتیکی قرآن و اسلام و دین می باشند. این آثار کلید درک فضای عمومی اسلام یا درک موشکافانه بند بند قرآن را در یک لحظه تاریخی یا در یک تاریخ دویست ساله قرار داده و نشان می دهند که قرآن محصول افکار و سنت های پیش از اسلام، سیاست و غزوات محمد علیه قبایل دیگر، سانسور و تخریب برخی نسخه ها در دوره عثمان خلیفه سوم، خواستهای سیاسی خلفای اسلامی و دستکاری های متعدد در طول این تاریخ می باشد. حال از آقایان آیت اله ها و نواندیشان بپرسید قرآن چیست و شما متوجه خواهید شد که این افراد افسانه های همیشگی را تکرار خواهند و تولید کننده این سند زمینی را مستقیم یا غیر مستقیم آسمان می دانند. خدایی که اسم اش اله است، قهار و قادر است، به معجزه دست میزند و قرآن و دنیا و آدم و فرشته و جهنم و بهشت و محمد و امامان شیعه و آیت اله ها را به‌وجود آورده تا جهان را به زیر قانون آسمانی استیلاگر خود قرار دهد. بدین ترتیب، هدایت جهان بر پایه اراده الهی توتالیتر، قرآنی تبعیض گرا، نهج البلاغه ای ضد زن و ضدخرد میسر می گردد. در منطق این دینداران شیعه، برای رهبری امت نه تنها قرآن و نهج البلاغه بلکه اسناد خرافی دیگری نیز الزام آور است. کتاب ضد عقل کافی با تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب شیخ کلینی و ۱۶۱۹۹ حدیث آن و همچنین ۱۱۰ جلد کتاب ضد عقل بحارالانوار که از بزرگترین کتب حدیثی شیعه بوده و با پول دربار صفویه سیراب شده و توسط محمدباقر مجلسی، “ستاره آسمان علم و فقاهت”، تنظیم شده، باید مورد استفاده فعال قرار گیرد. این آثار دینی، بخش مهمی از تاریخ فکری شیعه است که تولید خرافات و تفسیر خرافات ویژگی برجسته آنست. در این آثار شیعه از فلسفه خبری نیست، از ادبیات و هنر خبری نیست، از دانش و تجربیات علمی خبری نیست، از ارزش های انسانی و اومانیسم خبری نیست.
شیعه گری مجموعه ای از آیین های خرافی و مرگ پرستی و رفتارهای زشت و کردارهای تبعیض گرا و ضدخرد و دروغ است. در طول تاریخ این مجموعه آثار خرافی زیان آور و فرهنگ ستیز جمع آوری شده تا امت شیعه در نادانی باقی بماند. اسلام یکی از مناسبترین ایدئولوژی ها برای ستمگری و حفظ منافع طبقاتی و سرکوب فکری است. نخبگان مذهبی شیعه ادعای هرمنوتیک دارند حال آنکه آنها مفسرین فقه شیعه می باشند و هدفشان نگه داشتن جامعه در جادوگری دینی و خرافات شیعه می باشد. آنها تفسیر می کنند تا ذهن را از خرد دور کنند و روان جامعه را تابع خود سازند، آنها تفسیر می کنند تا شرایط و امتیازات مادی و اجتماعی و سیاسی خود را تامین نمایند. آنها طرفدار قرآن اند و می دانیم که قرآن با صراحت و پیوسته خواهان سلطه و ایجاد جنگ است و بنابراین خواهان نابودی مشرکان و کفار است. مشرک کسی است که مانند محمد فکر نمی کند، با او هم خدا یا هم کیش نیست، به قبیله دیگری تعلق دارد. اسلام توتالیتاریسم در ذهن و روان و حکم است، اگر نپذیرید کشتار می شوید و به جهنم می روید. قرآن تاکید می کند: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ (بقره ۲۴۴) در راه اله بجنگید و بکشید. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا / اى کسانى که ایمان آورده‏اید حقیقت این است که مشرکان نجس‌اند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند. توبه ۲۸» و «فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ … / پس چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر سو در کمین آنان باشید. توبه ۵). حال پرسش این جاست که هرمنوتیک آیات قرآن از نظر نواندیشان چیست؟ نواندیشان به‌ما می گویند اسلام رحمانی است. (ادامه دارد)
«این مطلب بدون نگارش رادیوکوچه منتشر شده است»

No responses yet

Dec 16 2015

جنجال همسر صیغه‌ای عباس جدیدی در شورای شهر تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

«آمدنیوز»/ گروه سیاسی- حواشی عجیب و غریب دامن برخی اعضای ورزشی شورای شهر را رها نمی‌کند و برای چندمین بار اخباری از این دست منتشر می شود.

جلسه این هفته شورای شهر تهران برای چندمین هفته متوالی همچنان تحت‌تأثیر مسائل مالی شهرداری تهران بود.

جام نیوز نوشت: این جلسه با مراجعه یک مادر و فرزند که خود را همسر موقت عباس جدیدى معرفی می‌کرد، به اوج تنش رسید. مسئولان مربوطه این مادر و فرزند را در یکی از اتاق‌های شورا جا دادند تا به مسائل و ادعای آن‌ها رسیدگی شود.

تابناک ورزشی نیز نوشت: جلسه دویست و یازدهم شورای شهر تهران در نخستین دقایق آغازین خود، اتفاقی تلخ و تاریک را به خودش دید و پذیرای میهمان ناخوانده‌ای بود که ادعایی عجیب را در ساختمان خیابان بهشت مطرح کرد. به فاصله چند ساعت بعدازاین اتفاق جزئیات مختصری از حضور خانمی که مدعی شده بود همسر موقت یکی از اعضای شورای شهر تهران است در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر شد و بعدازآن هیچ‌گونه واکنش رسمی و غیررسمی مبنی بر تأیید یا تکذیب این اتفاق نشان داده نشد.

پیگیری‌های بعدی پرده از جزئیات بیشتری از این اتفاق برداشت که به وقوع آن در جلسه دویست و یازدهم مهر تأیید زد. در پیگیری‌های صورت گرفته مشخص شد، خانمی که مدعی عقد موقت با عضو سرشناس ورزشی شورا است با حضور در ساختمان شورای شهر تهران نسبت به وضعیتی که همسر موقتش برای او به وجود آورده، شکایت داشته و مدعی شده این عضو شورا با تعویض قفل منزلی که برایش اجاره کرده بوده است، مانع ورود او به منزل شده و به‌ نوعی او را به همراه فرزندی که متعلق به همین عضو شوراست، از خانه بیرون کرده است.

همسر موقت این عضو شورا که قصد ورود به صحن علنی شورا را داشته بلافاصله از طریق یکی از روسای دفاتر که در جریان اتفاق قرارگرفته بوده و با قول برطرف کردن مشکل به وجود آمده به یکی از اتاق‌های طبقه دوم انتقال داده می‌شود تا کار به صحن علنی شورا کشیده نشود! طبق پیگیری‌های صورت گرفته این عضو شورا که سابقه درگیری فیزیکی و کتک‌کاری با راننده شخصی خودش را نیز در پرونده دارد، ظرف کمتر از بیست‌وچهار ساعت قرارداد منزل مسکونی را به نام همسر موقت خودش سند می‌زند تا مانع ادامه این رسوایی شود!

خبرنگار شورا آنلاین برای پیگیری رسمی این اتفاق و اطلاع از صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌شده از سوی همسر موقت عضو شورا، تماس‌های مختلفی را با تلفن همراه و دفتر این عضو شورا برقرار کرد که پاسخى دریافت نشد، بعد از آن تلفن همراه و دفتر مهدی چمران ریاست شورا و تقی پور سخنگوی شورا و بعد هم روابط عمومی و حتی بازرسی شورا تماس برقرار کرد که متأسفانه پاسخی نسبت به این اتفاق داده نشد. نکته جالب‌ توجه این‌که تقی پور سخن‌گوی شورای شهر تهران حتی از وقوع چنین اتفاقی در ساختمان شورا اظهار بی‌اطلاعی کرد و مدعی شد که حتی در جریان اخبار مربوط به این اتفاق هم قرار نگرفته است!

باوجود اظهار بی‌اطلاعی‌های صورت گرفته، خبرها حکایت از این دارد که با توجه به سوابق نه‌ چندان خوب این عضو شورا، اعضای هیات‌ رئیسه و برخی از اعضا به جد پیگیر این موضوع هستند تا راهی قانونی برای برخورد با این عضو بد اخلاق شورا پیدا کنند و صلاحیت و اعتبارنامه این عضو شورا را مجدداً از مسیر هیات حل اختلاف و استاندارى مورد بررسی قرار دهند. ضمن این‌که گفته می‌شود بعد از رسانه‌ای شدن اتفاق پیش‌آمده، نهادهای نظارتی و بازرسی نیز به دنبال اطلاع از صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌ شده و برخورد قانونی با این عضو شورای شهر تهران هستند.

No responses yet

Dec 16 2015

گزارش‌های ضد و نقیض از تعلیق احکام هشت بخشدار زن در خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: گزارش‌های ضد و نقیضی منتشر شده که صدور حکم انتصاب هشت زن در استان خوزستان به عنوان بخشدار مناطق مختلف، به علت «مخالفت» «علما» و برخی نمایندگان مجلس خبرگان، متوقف شده است.

وب‌سایت محلی «کارون پرس» روز یکشنبه، ۲۲ آذر، به نقل از یک مقام مسئول در استانداری خوزستان این خبر را اعلام و افزوده بود دستور «توقف» اجرای این احکام از سوی وزیر کشور صادر شده است.

این مقام مسئول که نامش فاش نشده علت توقف اجرای این احکام را اعتراض «علما و تعدادی از چهره‌های فرهنگی استان به به کارگیری این حجم از خانم‌ها در مسندهای اجرایی» اعلام کرده است.

آن‌طور که سایت «کارون پرس» گزارش کرده پس از افزایش اعتراض‌ها، حسینعلی امیری، قائم مقام وزیر کشور، در تماس با «علمای» خوزستان به آن‌ها گفته «وزارت کشور مایل به ناراحتی» آن‌ها نیست.

جمال درویش، مدیرکل روابط عمومی استانداری خوزستان در همین رابطه به سایت محلی «هور نیوز» گفته این احکام ملغی نشده و تنها برخی زنان از قبول سمت بخشداری «انصراف» داده‌اند.

آقای درویش علت «انصراف» از سوی شماری از زنان را «عدم توانایی» در زمینه مسئولیت محول شده به آنها اعلام کرده است.

فرج‌الله خبیر، معاون سیاسی اجتماعی استانداری خوزستان نیز با تکذیب خبر تعلیق احکام بخشداران زن افزوده «تا کنون چنین تصمیمی گرفته نشده است».

یک مقام آگاه دیگر هم روز گذشته در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته سه نفر از بخشداران زن حکم خود را دریافت کرده و پنج نفر دیگر به زودی معارفه خواهند شد.

این منبع آگاه هم گزارش‌ها درباره لغو یا تعلیق احکام هشت بخشدار زن از سوی مقام‌های وزارت کشور را رد کرده است.

عبدالحسن مقتدایی، استاندار خوزستان نیز روز گذشته با تائید تلویحی برخی مخالفت‌ها با این انتصاب‌ها گفته «من به تمامی نظرات دلسوزانه‌ای که در خصوص انتصاب بخشداران زن وجود دارد احترام می‌گذارم».

مقتدایی افزوده «من بیشتر از هر کسی مراقب هستم و شک نداشته باشید که اگر ابلاغی صادر شده است با تعامل و رایزنی سوء برداشت‌ها برطرف خواهد شد.»

استاندار خوزستان دوشنبه هفته گذشته طی احکامی هشت زن در استان خوزستان را به‌ عنوان بخشدار مناطق مختلف این استان منصوب کرد.

بر اساس حکم استاندار خوزستان، مریم عیوض‌زاده، سحر احمدی‌ آرپناه، اعظم شنبدی و بلقیس حسینی به ترتیب به عنوان بخشداران اهواز، لالی، هندیجان و ماهشهر منصوب شده‌اند.

حمیده آلبوعشیره، بتول سعیدی‌زاده، لیلا مسحنه و معصومه خنفری چهار زن دیگری هستند که به ترتیب به عنوان بخشدار خرمشهر، آبادان، شوش و کارون معرفی شده‌اند.

انتصاب زنان در سمت‌های سیاسی و اجرایی در شرایطی ادامه دارد که گروهی از مراجع تقلید شیعه با این سیاست دولت حسن روحانی مخالف هستند.

تا کنون ۱۳ زن به عنوان بخشدار در استان‌های مختلف ایران منصوب شده‌اند.

No responses yet

Dec 15 2015

واکنش کم‌سابقه ارشاد اصفهان به معترضان کنسرت شجریان: کلاه گشادی سرتان رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

آمدنیوز: از دور بانگی شنیدند ، نفس زنان دویدند ، چیزی ندیدند ، خجالت کشیدند.
دنبال رقص و لعاب می‌‌گشتید چهار کلام حرف حساب شنیدید…کلاه گشادی سرتان رفت.

در پی برگزاری کنسرت همایون شجریان در اصفهان شب گذشته عده ای در اعتراض به برگزاری این کنسرت و پوشش شرکت کنندگان در محل کنسرت تجمع کردند.

محمد قطبی مدیر کل ارشاد اسلامی در پاسخ به این اعتراضات بیانیه ای را در سایت اداره کل ارشاد اصفهان منتشر کرده است.
این بیانیه که بر اساس امضای پایانی آن از طرف شخص مدیرکل نوشته شده است واکنش تقریبا متفاوت و کم سابقه ای است که نسبت به تجمع و اعتراض شب گذشته ابراز شده است.
متن کامل بیانیه قطبی به شرح ذیل است:
از دور بانگی شنیدند ، نفس زنان دویدند ، چیزی ندیدند ، خجالت کشیدند.

همیشه لازم نیست برای مدیریت دنیای مدرن از سنت عبور کرد؛ بلکه گاه می­توان با بهره ­گیری از سنت، مدرن را مدیریت کرد.

نسل نوخاسته در فضای وایبر، اندروید، ماهواره ، گجت و اپلیکیشن زندگی می­ کند و بسیاری از سنت­ها و آیین­ های نسل پیش از خود راندیده و با آن غریبه است. تا جایی که گاه گذشته را در تعارض با خواسته­ ها و تمایلات امروز خود می­پندارد. این، نه از خیره ­سریِ این نسل بلکه از ضعف مدیریت ما نسل پیشین است که زیبایی­ های سنت را در صندوقچه ­های چوبی مخفی کرده و هرگز اجازه ندادیم فرزندانمان با آن آشنا شوند.

موسیقی سنتی، بومی و محلی ایران که، نه یک سر و گردن بلکه تمام قامت از موسیقی غربی بلندتر و راست قامت­ تر است با همین رفتارهای بچه­ گانه ­ی ما به حاشیه رفته و جوانان و نوجوانان ما که مورد هجوم بی ­وقفه آهنگ و موسیقی غرب و غربی واقع شده­ اند نه پناه­گاه سنتیِ موسیقاییِ مناسبی دارند و نه طاقت پرهیز از موسیقی بیگانه.

امروز تنها راه مدیریت ذائقه ­ی موسیقاییِ نسل نوخاسته ، بهره ­گیری از موسیقی بومی و محلی است، همان که سال­های سال با آواز پیشکسوتان این مرز و بوم تا بلندای تاریخ ایران­ زمین قدکشیده . از لالایی مادران تا سنج و دهل عزاداران و از نی کسایی تا آواز تاج ، از ربنای شجریان تا ایران ایران رویگری، از ناقاره و کرنای حرم رضوی تا ترمپت و دمام تعزیه، همه و همه نشان از پشتوانه ­ی قوی و ساختاری استوار دارد.

نوای گلوی همایون شجریان یکی از قله ­های موسیقی سنتی معاصر به حساب می ­آید که با آن و نواهای مشابه آن می ­توان ذائقه نسل جوان و نوجوان را دوباره با سنت و گذشته خویش آشنا سازیم و سپر بلایمان باشد در مقابل آنچه از ناکجا آباد بر ما پرتاب می ­شود.

آنان که با اجرای موسیقی همایون شجریان موافق نیستند، یا سنت را نمی ­شناسند یا موج موسیقی مدرن را ، و یا از قدرت موسیقی سنتی در برابر موسیقی بیگانه بی­خبرند.

کاش این مدعیان در مقابل مداحی پاپِ ذاکر و ذاکرها صف می­ کشیدند و از اینکه ذائقه ­ی بچه مذهبی­ های عاشق امام حسین علیه ­السلام آلوده به موسیقی پاپ شود مانع می ­شدند. کاش اجازه نمی ­دادند ریتم شور عزاداری را به جای تک ضرب پنجه ­پور و سه ضرب حاج صادق بگذارند.

اجرای همایون شجریان که با حمایت صریح شخص آقای استاندار صورت گرفت نشانی بود از اقتدار آواز ایرانی و موسیقی محلی، اجرایی بود که با بندبند قوانین کشور مطابقت داشت و حریم­ ها و حرمت­ ها را رعایت کرده بود.

آنانکه اعتراض دارند یا قانون را نمی­ شناسند یا خود را بالاتر از قانون می ­پندارند.

ما معتقدیم قانون در نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران برخاسته از شرع و منطبق بر احکام شرعی است و حتی اگر جایی هم کسی تشخیص متفاوت داشته باشد نمی ­بایست در مقابل قانون بایستد و با اردوکشی و یارگیری و تحریک چند جوان ترم اولی روی نیمکت بایستد تا قدّش بلند شود.

هرکس، با هر نام و نشانی، با هر قدّ و قواره ­ای، با هر میزان سوادی، با هر شکل و شمائلی، با هر دغدغه و لق لقه ­ای، با هر حامی و پشتیبانی، با هر رنگ و زبانی، حرفی برای گفتن دارد یا احساس می ­کند قانونی زیر پا رفته یا ادعای فهم بیشتری دارد یا نیاز به دیده شدن دارد یا عربده­ ای در گلویش گیر کرده یا اندیشه ­ای در فکرش پنهان شده یا منطقی بر زبانش جاری است، بیاید تا با هم گفت و گو کنیم.

(( گفت و گو)) ؛ لااقل بنده نه اردو کشی بلدم و نه داد می­ کشم، می­ شنوم و در حدّ عقل خودم پاسخ می­ دهم، حرف حق را می ­پذیرم و زیر بار زور نمی ­روم.

قدّم را بلندتر از قانون نمی ­دانم و تفسیر شرع را به اهلش می ­سپارم، نه اجتهاد می­کنم و نه هیجان زده می ­شوم.

کاش چهار انگشت فاصله را زودتر طی می ­کردید و قبل از دیدن قضاوت نمی­ کردید، که شرمنده شوید.

شاید حالا فهمیده باشید که (( شنیدن کی بود مانند دیدن)).

دنبال خواننده ­ی زن می­ گشتید، نوازندگان با حجاب دیدید.

دنبال رقص و لعاب می­ گشتید. چهارکلام حرف حساب شنیدید.

کلاه گشادی سرتان رفت.

No responses yet

Dec 14 2015

حاشیه نگاری بر نواقص تدارک سفر بزرگ اربعین؛ چرا هیچ‌کس نگران چند صد مسافر اربعینی که بازنگشته‌اند، نیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب

تابناک: از جمعیت بیش از یک میلیون نفری ایرانیانی که در هفته ها و روزهای گذشته خود را به کربلا رساندند، هنوز شماری شان یافت نشده‌اند؛ یعنی معلوم نیست که در عراق جامانده‌ و در غربتِ عراق دچار مشکل شده‌اند، به ایران بازگشته‌اند و در وطن دچار مشکلات مترقبه و غیرمترقبه شده‌اند یا اتفاق دیگری برایشان روی داده که نتوانسته‌اند به منازل خود باز گردند.
کد خبر: ۵۵۳۴۳۳
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۴ – ۱۴:۱۵ – 12 December 2015
بیایید همین ابتدای امر صفمان را جدا کنیم؛ ما بر این باوریم که از اربعین حسینی، اجتماع شکوهمند تری در گیتی وجود ندارد و هرچه برای بهتر برگزارش شدن آن تلاش کنیم، کم است. اگر برخلاف این فکر می‌کنید، بهتر است از خواندن ادامه این مطلب انصراف دهید.

به گزارش «تابناک»، چندروزی از اربعین حسینی و اجتماع عظیم عاشوراییان در عتبات عالیات می‌گذرد و تقریبا اغلب زائران پرشمار ایرانی که به عراق سفر کرده‌بودند، به خانه و کاشانه خود بازگشته‌اند و ریتم زندگی شان به روال معمول بازگشته اما این حکایت برای برخی هموطنانمان این گونه نشده است.

از جمعیت بیش از یک میلیون نفری ایرانیانی که در هفته ها و روزهای گذشته خود را به کربلا رساندند، هنوز شماری شان یافت نشده‌اند؛ یعنی معلوم نیست که در عراق جامانده‌ و در غربتِ عراق دچار مشکل شده‌اند، به ایران بازگشته‌اند و در وطن دچار مشکلات مترقبه و غیرمترقبه شده‌اند یا اتفاق دیگری برایشان روی داده که نتوانسته‌اند به منازل خود باز گردند.

این در حالی است که هنوز فرصت برای بازگشت این افراد از دست نرفته چراکه از اربعین زمان زیادی نگذشته و جدای آن، داستان دلدادگی به ائمه و معصومان داستانی معمولی و از جنس روزمره نیست که بتوان برایش متر و معیار معمولی قرار داد ولی تا کجا می‌توان به این حرف ها تکیه کرد؟

کافی است مقطع مشابه اربعین و پس از اربعین در سال گذشته را مرور کنیم تا برخی حدس های ناخوشایندمان جامه عمل بپوشند، چراکه می‌بینیم سال گذشته نیز شمار افراد بازنگشته از اربعین کم نبوده و این عدم بازگشت آنقدر تداوم یافته که حالا می‌توان رسما آن افراد را گمشده نامید.

بر این اساس برایمان مشخص می‌شود چرا پیشتر در این باره نشنیده‌ایم و نمی‌دانستیم از جمعیت بزرگ هموطنانمان که از کشور خارج می‌شوند، بخش بسیار قلیل اما قابل توجهی شان نیست و بلا اثر می‌شوند. بخشی از افرادی که بعضا گذرنامه و روادید هم داشته‌اند اما نه مسئولان ایرانی در آن سوی مرزها و نه خانواده نزدیکانشان در ایران، نتوانسته‌اند هیچ نشانی از ایشان کسب کنند.

واقعیتی که از اعلام مفقود شدن این افراد توسط خانواده هایشان و پیگیری های برخی از این خانواده مشخص می‌شود؛ بماند که برخی از این پیگیری ها به نوعی برای رفع تکلیف هستند و از آن مهم تر، همه مفقود شدن ها به پیگیری ختم نمی‌شود!

چرا هیچ‌کس نگران چند صد مسافری اربعینی که به کشور بازنگشته‌اند، نیست؟

بیایید برخی واقعیت ها در این خصوص را که آمار و ارقام رسیده به دست «تابناک» نشان می‌دهند، رج بزنیم تا کمی ماجرا برایمان ملموس تر شود و به چرایی فقدان برخی از هموطنانمان در سفر اربعین و پیگیری نشدن وضعیت مفقودان پی ببریم:

* برخی از هموطنانمان به دلیل حمل و نقل مواد مخدر یا همراه داشتن پول های تقلبی و… بازداشت می‌شوند؛ آن هم در شرایطی که دانش زبانی یا علمی شان در این خصوص بسیار ناقص و پراشکال است.

* بعضی از زائرانی که راهی این سفر طولانی و طاقت فرسا می‌شوند، از سلامت جسمی و حتی روحی برخوردار نیستند و حتی شنیده شده که در جمع ایشان، افراد مبتلا به بیماری های محدودیت آوری چون صرع هم وجود دارد؛ یا بیمارانی که می‌بایست داروهای بسیار ویژه ای مصرف کنند و در غیر اینصورت به مشکلات بسیار جدی مواجه می‌شوند.

* سابقه داشته که رقم زدن جرایمی مانند سرقت (گاه در ابعاد بسیار عجیبی مانند سرقت از صحن و ضریح ائمه) یا درگیری با ماموران امنیی عراقی موجب رقم خوردن اتفاقات سختی آفرینی شده و به جمع مفقودان اربعینی افزوده است.

* از اینها دردناک تر اینجاست که بدانیم متاسفانه برخی از سودجویان، فرصت اربعینی را فضای برای خلاص شدن از برخی سختی هایشان در نظر گرفته و دست به اقدامات بی شرمانه‌ای می‌زنند که باید به شدت با آن مقابله کرد؛ اقدام به رها کردن پدر یا مادر پیر در عراق!

اکنون اگر به این فهرست عجیب و باور ناپذیر، پاسخگو نبودن برخی مسئولان کاروان های ایرانی و مفقود شدن هایی که در زیرمجموعه ایشان رخ می‌دهد را اضافه کرده و بدانیم که متولی یافتن تمامی این افراد و رفع و رجوع مشکلاتشان در عراق، جز چند عضو انگشت شمار کنسولگری نیستند و امثال سازمان حج و زیارت یا دیگر متولیان برگزاری اربعین، کمتر مسئولیتی در این خصوص عهده دار می‌شوند، اوضاع نگران کننده تر هم خواهد شد.

بر این اساس جا دارد از مسئولان در این باره توضیح بخواهیم و از ایشان، به ویژه آن دسته از مسئولان که گاه همه قول و قرارها و وظایفشان را در این خصوص فراموش کرده و هرساله مرزها را برای خروج همه، چه آنها که سلامت کامل ندارند، یا سوپیشینه دارند، یا… باز می‌کنند، بپرسیم که تدبیرشان برای مفقودشدگان چیست و از آن مهم تر، چه برنامه‌ و راهکاری برای تکرار نشدن این رویدادهای ناخوش، در سالهای آینده دارند؟

لینک کش گوگل

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .