اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 26 2018

انتشار عکس‌های تکان‌دهنده از فروچاله عظیم دشت کبودرآهنگ

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست ::

یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان

رسانه‌های ایران عکس‌هایی از یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان منتشر کرده‌ و تأکید کرده‌اند که این فاجعه زیست‌محیطی بر اثر برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی ایجاد شده است.

خبرگزاری مهر در این زمینه نوشت که فروچاله‌ دشت کبودرآهنگ نشان‌دهنده این است که تا عمق ۶۰ متری زمین هیچ‌گونه رطوبتی در خاک دشت وجود ندارد.

فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

عادل عربی مدیرکل محیط‌زیست استان همدان نیز گفته که ریزش زمین تا عمق ۶۰ متر در کوتاه‌مدت و میان‌مدت اصلاً برگشت‌پذیر نیست و احیای زمین در بلندمدت نیاز به بیش از نیم‌قرن کار و تلاش دارد.

فروچاله اخیر در دشت کبودتر آهنگ بیست و پنجمین فروچاله‌ای است که در این منطقه به وجود آمده است.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

پیش از این ۱۳ فروچاله در دشت کبودرآهنگ و ۱۱ فروچاله دیگر در دشت رزن- قهاوند و روستا‌های این منطقه ایجاد شده بود.

اگر روند ایجاد فروچاله‌ها ادامه یابد، بسیاری از مناطق مسکونی و تاسیسات می توانند در فروچاله های بعدی فرو روند و تلفات و خسارات زیادی را به بار آورند.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان

برچسب‌ها: اجتماعی, خشکسالی, سیاسی, فروچاله, کبودرآهنگ, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

Aug 25 2018

کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی ::

بهارنیوز: گروه جامعه: رئیس‌جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد با تایید کاشت “ماری جوانا” در یکی از گلخانه‌های این شهرستان، اظهار داشت: متاسفانه فردی با عنوان اشتغالزایی مددجویان کمیته امداد امام، تسهیلاتی حدود ۴۰۰ میلیون تومان دریافت و در همان گلخانه، گیاه مخدر ماری جوانا کاشته است.
کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!
فضل‌الله آذرفر در یاسوج گفت: فردی با عنوان اینکه برای تعدادی از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد امام شهرستان دنا فرصت شغلی فراهم می‌کند، حدود ۴۰۰ میلیون تومان از این نهاد حمایتی تسهیلات گرفته و البته خود وی نیز اعتباراتی را هم برای راه اندازی این گلخانه هزینه کرده است.وی با بیان اینکه این گلخانه از حدود سه سال پیش تعطیل شده است، خاطرنشان کرد: متاسفانه بدلیل مشکلاتی که بین سرمایه‌گذار و دستگاه‌های مرتبط پیش آمد این گلخانه به مدت سه سال تعطیل و جزو واحدهای تعطیل شده کشاورزی در شهرستان دنا محسوب می شد.رئیس جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کشت گیاه مخدر ماری جوانا در این‌گلخانه از حدود ۲ ماه پیش آغاز شده و ما نیز واقعا فکر می‌کردیم این کارگاه تعطیل شده است.

آذرفر، زمان ۲ ماهه برای کشت و ثمردهی گیاه ماری جوانا را کافی دانست و تصریح کرد: البته اینکه گفته می‌شود کشت ماری جوانا در هفت هکتار شکل گرفته را قبول ندارم و حتی معتقدم کمتر از یک هکتار هم بوده است.دادستان شهرستان دنا هم با تایید کاشت گیاه مخدر ماری جوانا در یک واحد گلخانه ای در یکی از روستاهای این شهرستان، اظهارداشت: کشت این گیاه مخدر در هفت هکتار صحت ندارد و در حدود یک هکتار این کشت انجام گرفته است.سیدعلی ملک حسینی گفت: متاسفانه فردی حدود یک هکتار از سطح گلخانه ای را در یکی از روستاهای شهرستان‌های دنا اقدام به کشت ماری جوانا کرده که به همین اتهام دستگیر و اکنون در اختیار دستگاه قضایی است.وی از دستگیری و بازداشت ۲ نفر در این ارتباط خبرداد و خاطرنشان کرد: یکی از دستگیرشدگان آزاد و فرد دیگر هم اکنون در بازداشت است.دادستان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کاشت ماری جوانا برای اولین‌بار در این شهرستان گزارش شده و اکنون پیگیری‌های قضایی درحال انجام است.

برچسب‌ها: اجتماعی, سیاسی, ماری جوانا, موادمخدر

شما هم چیزی بگو

Aug 25 2018

حصارنیوز : وکیل دادگستری میگوید، اتهام جاسوسی نسرین ستوده، از جنس اتهام جاسوسی حسین سبزی‌فروش است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی ::

حصار: به گزارش حصار،کانون حمایت از فعالان سیاسی و عقیدتی ، «محمد نجفی» ،وکیل دادگستری و فعال مدنی نسبت به اتهام جاسوسی نسرین ستوده واکنش نشان داده و با انتشار نامه ای که در آن از مشاهدات خود در زندان از این گونه اتهام زنی های بی پایه و اساس دستگاه قضا به فعالان سیاسی و مدنی تا مردم عادی میگوید؛

در زندان اراک، همبندی داشتم به نام حسین علیدادی. پُرسیدم؛ شغل؟ گفت: سبزی‌فروشی! گفتم اتهام ؟ گفت: جاسوسی!
باورم نشد، تا رای برائت از جاسوسی، در زندان به اوابلاغ شد!
سبزی‌فروشی‌اش را هم رفتم شهرک معلم اراک گشتم تا او را با چرخِ طوافی دیدم و به همراهِ شاهی و جعفری و ریحان به اتهام او خندیدیم تا صورتمان از خنده سرخ شد مثلِ تربچه! سال‌های طولانی در آن محل کار می‌کرد و شهره بود به حسین سبزی‌فروش!
اتهامِ جاسوسیِ خانم نسرین ستوده هم اینچنین واهی و دروغ است و نسرینِ سرزمین! در پیشگاه ملت روسپید بوده و هست. در ظلمات درخشیدن، جرمِ اوست!
این اتهامِ نخ نما را بیش از هر کس آقای عباس امیر انتظام با پوست و خون خود تجربه کرد و بسیاری از بهتان‌سازان، شرمسار رنجِ عظیم او شدند و به ظلمی که به آقای انتظام رفت اعتراف کردند به وفور؛ اگرچه دیر و لب گور!
این اتهامات را بگذارید کنار انگِ؛ فتنه گر و عاملِ برادرزن صدام و عامل خسوره بن سلمان و عامل باجناق نتانیاهو ببینید چه شلم شوربایی می‌شود!!

راستی قضیه سبزی‌فروشیِ دخترِ محترمه مکرمه آقای لاریجانی چی شد؟

قلم اگر ننویسد از بیداد، قلم باد!

اتهاماتی که به زندانیان، اعم از فعالان شناخته‌شده و شهروندان زده می‌شود بدین شکل بی‌اساس و واهی است. حکومتی که کوچک‌ترین اعتراض‌ها را با سنگین‌ترین اتهامات پاسخ می‌دهد چه سرنوشتی خواهد داشت؟

محمد نجفی وکیل دادگستری
شازند

۲۵/مرداد/۱۳۹۷

برچسب‌ها: امنیتی, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, نسرین ستوده

شما هم چیزی بگو

Aug 24 2018

درخواست عفو بین‌الملل برای آزادی فرهاد میثمی و لغو حجاب اجباری

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل ضمن درخواست برای آزادی فرهاد میثمی، فعال مدنی، اعلام کرد که قوانين و مقررات حجاب اجبارى در ایران بايد لغو شود.

این سازمان همچنین از اینکه این فعال مدنی به اتهام داشتن نشان سينه با پيام «من به حجاب اجباری اعتراض دارم» به «تهديد عليه امنيت ملى» متهم شده ابراز تاسف کرده است.

بر اساس اطلاعیه این سازمان، فرهاد میثمی به دلیل حمایت از اعتراضات زنان ايرانى عليه حجاب اجباری «مورد انواع اتهامات بى‌اساس امنيتى» قرار گرفته است.

فرهاد میثمی، فعال مدنی و پزشک ۴۸ ساله، روز نهم مرداد بازداشت شد و به گفته مادرش در اعتراض به بازداشت و «اتهامات ناعادلانه» از آن زمان در اعتصاب غذا به سر می‌برد و به بهداری منتقل شده است.

صدیقه پیش نماز، مادر آقای میثمی، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که دلیل بازداشت پسرش داشتن تعدادی نشان سینه بوده که روی آنها نوشته شده بود «من به حجاب اجباری اعتراض دارم».

آقای میثمی در سال‌های اخیر در برخی تحصن‌ها و تجمعات اعتراضی در رابطه با حقوق زندانیان و حجاب اجباری شرکت کرده بود.

مادر فرهاد میثمی صبح دوشنبه ۲۲ مرداد ماه نامه‌ای را برای پیگیری «آزار و اذیت‌های مشکوک و پخش صدای کتک خوردن و اعتراف‌گیری فرزندش در تماس‌های شبانه به او» به شعبه هفتم دادسرای زندان اوین تحویل داده و خواستار پیگیری مسوولان شده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، پیش از این گفته بود که ماموران شب چهارشنبه ۱۷ مرداد دو بار با مادر فرهاد میثمی تماس تلفنی گرفته و «صدای کتک‌کاری و اعتراف‌گیری از فرزندش را پخش کرده‌اند».

مقامات قوه قضاییه و دیگر نهادهای امنیتی ایران به این گزارش‌ها واکنشی نشان نداده و دلیل بازداشت آقای میثمی را اعلام نکرده‌اند.

منبع: وب سایت عفو بین‌الملل، رسانه‌های اجتماعی و رادیو فردا؛ ا.م/س.ن

برچسب‌ها: امنیتی, حجاب اجباری, حقوق بشر, حقوق زن, سرکوب, سیاسی, فرهاد میثمی

شما هم چیزی بگو

Aug 24 2018

گزارش نادر فتوره‌چی از «جهنم» یا همان زندان فشافویه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفرانسه: زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته است

نادر فتوره‌ چی، مترجم و کنشگر مدنی که روز دوشنبه ۲۹ مرداد دستگیر شد و پس از گذراندن یک شبانه روز در زندان فشافویه، آزاد گردید، مشاهدات خود را از وضعیت این زندان برای محمود صادقی، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی، نگاشته و در صفحۀ توئیتر خود نیز منتشر کرده است. این گزارش از آن رو به محمود صادقی نگاشته شده که وی در پی دستگیری نویسنده، خواستار رسیدگی به وضعیت او شده بود. نادر فتوره‌ چی به نمایندۀ تهران می‌نویسد « مسئله من را فراموش کنید. این متن را بخوانید و هرچه زودتر کاری کنید!» زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته و با هدف تبدیل آن به اردوگاه ویژۀ محکومان مواد مخدر ساخته شده است. گزارش نادر فتوره چی تصاویر دردناکی از بخش قرنطینۀ این زندان را در برابر ما می‌گذارد.

نادر فتوره‌ چی پیش از هر سخنی یادآوری می‌کند که «به شکلی باور نکردنی» برای انتقال یک زندانی به محل حبس، از او «کرایه» می گیرند! و با آنکه قاضی رسیدگی به پروندۀ وی خواسته است او را به زندان اوین منتقل کنند، به دلیل آنکه کرایه انتقال به فشافویه (۱۰۰ هزار) بسیار بیش از انتقال به زندان اوین (۱۵ هزار) است، او را به فشافویه برده‌اند!

وی سپس می نویسد «”قرنطینه” زندان فشافویه، آنگونه که آنجا مصطلح بود “جهنم” است. شرایط رفاهی “تیپ” با “قرنطینه” تقریبا شبیه تفاوت شرایط رفاهی‌ایست که بقول خود مددجویان بین “مستراح” و “اتاق خواب” وجود دارد».

بنوشتۀ او «در ۴ روز قرنطینه، مددجویان، با هر جرمی و با هر قرار بازداشتی از آب آشامیدنی بدون مزه، تهویه، دستشویی، سیگار و غذای قابل هضم (ماکارونی سرد و نیم پز، برنج زرد سرد و نپخته) محروم هستند».

فشافویه، «از آنرو که برای زندانیان معتاد که قدرت تحرک کمی دارند طراحی شده، فاقد “توآلت عمومی” ست. توآلت، یک سوراخ در کف یک محوطه ۶۰ در۶۰ سانت بدون شلنگ و روشویی و نورست که با یک پرده از تختها و کف سلولهای ۳ در۳متر، که ۲۶ تا ۳۲ مددجو درآنها “میلولند” جداشده است».

در سلول‌های قرنطینه «سه تخت سه طبقه و دو پتو در کف اتاق وجود دارد. دو پنجره فوقانی فاقد شیشه است، کولر و شوفاژ وجود ندارد، آب از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۷ صبح قطع است». در این سلول‌ها «به شکلی نانوشته نظامی طبقاتی و سلسله مراتبی حاکم است؛ به طوریکه “تخت‌خواب‌های پنجره‌ای” متعلق به باسابقه ‌ترین و یا گردن کلفت ‌ترین افراد سلول است (محکومان حبس طویل‌المدت موسوم به “حبس‌کش‌ها”، موادفروشان عمده، اشرار، دعوایی‌ها و سرقتی‌های سنگین) تختخواب‌های عادی (طبقاتی که به پنجره دید ندارند) متعلق به “رده‌ای”‌ها (خرده فروشان مواد، کیف قاپ‌ها، سرقتی‌های پرونده سبک و….) و کف سلول متعلق به “کف‌خوابها” (معتادان، افغانی‌ها و تازه‌واردان) است».

شرایط کف‌خوابها «چیزی شبیه تجربه “تابوت” ست. آنها به دلیل کمبود جا در زیر تخت، به تخت تکیه میدهند و بدین ترتیب از هرگونه قدرت تحرک، منفذ نور و جریان هوا محروم میشوند».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «بوی تعفن ناشی از تعرق بدن و زخم‌های عفونی در سلول‌ها باورکردنی نیست و چون معتادان تزریقی در قرنطینه خماری پس می‌دهند، توان انتقال به محفظه موسوم به “دستشویی” برای شستشو ندارند واین امر باعث افزایش بوی تعفن در سلول میشود. بویی که از لحظه آزادی تا اکنون در مشامم می‌پیچد و “ماندگار” ست».

او می نویسد «بیش از ۵۰ درصد زندانیان قرنطینه معتادان تزریقی و کارتن‌خواب هستند که توان ایستادن روی پا ندارند و به جای انتقال به زندان باید به بیمارستان منتقل شوند».

در چنین شرایطی «در کل قرنطینه فقط یک “افسر نگهبان” که مامور دولت است وجود دارد و مابقی امورات زندان اعم از پذیرش، خدمات، آشپزی، ناظر شب، انتقال مددجو به زندان توسط خود زندانیان اداره میشود. به غیر از یک افسرنگهبان، یک روحانی (مسئول فرهنگی) و یک “مددیار” نیز از “پرسنل” هستند که البته وجودشان هیچ خاصیتی برای زندانیان ندارد».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «وفور افراد تحصیلکرده در زندان که معمولا پرونده مالی دارند، با توجه به تجربه شخصی بنده در دهه‌های قبل، به طرز باورکردنی‌ای افزایش یافته است و این نکته از حیث “جامعه شناختی” میتواند یک “کیس مطالعاتی” بسیار عاجل و ضروری تلقی شود».

او با تاکید بر اینکه «رفتار با شخص من […] اگر چه که با دستبند و پابند به زندان منتقل شدم فاقد هرنوع توهین و تحقیری چه نزد پرسنل و چه نزد زندانیان مسئول بند بود»، اما یادآوری می‌کند که «با معتادان، سرقتی‌ها، “کر و کثیف‌ها” و افغانی‌ها به معنای دقیق کلمه در بدو امر مثل “حیوان” و “احشام” برخورد می‌شود».

از نظر نادر فتوره چی «توجه به شرایط زیستی “زندانیان عادی” در فشافویه یک ضرورت عاجل، آنی و فوری‌ست. کسی در ایران “بی پناه‌تر” و “مظلوم‌تر” از آنها وجود ندارد. آنها به معنای دقیق کلمه “تحت شرایط ضد بشری” قرار دارند و طردی مضاعف را تجربه می‌کنند که تحمل آن، حتی برای یک شبانه روز از توان انسان خارج است».

او تاکید می کند که «حتی تجربه یک شب قرنطینه زندان فشافویه، بی‌تردید لطمات جبران ناپذیری بر جسم و روح افراد باقی می‌گذارد که اثر آن برای ابد باقی خواهد ماند».

بخش دیگری از «مصائب فشافویه» بنوشتۀ این کنشگر مدنی «مربوط به “بیرون” است. خانواده‌های زندانیان در محوطه‌ای بیابانی روی خاک و نخاله می‌نشینند و هیچکس، که این “هیچکس” شامل چند سرباز وظیفه می‌شود، کوچکترین اطلاعی از بودن یا نبودن زندانی به خانواده نمی‌دهند یا ندارند».

نادر فتوره چی می‌نویسد «از اینکه آزاد شدم، عمیقا دچار عذاب وجدانم و تا ابد نمیتوانم شرایط دهشتناک “هم لباسی”‌هایم را فراموش کنم. با دیدن شرایط فشافویه و آن چشمهایی که در ناامیدی و بوی تعفن و بی‌پناهی دودو میزدند، زخمی عمیق و کاری بر روحم وارد شد به نحوی که با نوشیدن هر لیوان آب، بی‌اختیار اشکم جاری میشود».

این نخستین بار نیست که گزارشاتی اینگونه در بارۀ زندان فشافویه منتشر می‌شود. در اردیبهشت سال جاری جواد توللی در گزارشی با تاکید بر«نقض واضح حقوق زندانی»، شرایط حاکم بر این «ندامتگاه» را ترسیم کرده بود. او از پتوهائی که در بدو ورود به زندانیان داده می‌شود یاد کرده بود که پُر از «استفراغ، باقیماندۀ غذا و لکه‌های دیگر […] است و [براحتی مشهود است که] چند سال شسته نشده و پُر از ساس و شپش» است. او از«چند بار برهنه کردن» زندانی تازه وارد در حضور دیگران و «با همان حالت برهنه، چند بار بشین- برپا» نمودن او یاد کرده و نیز نوشته بود که توالت و حمام در اطاق‌های جمعی پشت یک پرده قرار دارد.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, زندان فشافویه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 23 2018

مواضع مشترک احمد خاتمی و گوگوش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: جلال سعیدی
شام سنگینی خورده بودم و شب احمد خاتمی به خوابم آمد. از وحشت داشتم می‌مردم و تلاش زیادی کردم تا بیدار شوم اما احمد خاتمی پاچه شلوارم را گرفت و گفت:«در خدمتتون باشیم.»

گفتم:«خواستم مزاحم نباشم.» گفت:«مزاحمت چیزه؟ مراحمی!»

ایرج ملکی کارگردان فیلم مزاحمت را دیدم که دارد از خوابمان فیلم می‌گیرد. همانطور که دوربین روی کولش بود گفت:« یادته؟ دو احمق همینجا بود که مزاحمت شدند.»

باز هم خودم را به خاطر شام سنگین لعنت کردم. به خاتمی گفتم: «قربان سخنرانی عید قربانتون چطور بود؟» گفت:«عالی! عالی! این موهای تنمو میبینی؟ همش سیخ شده بود»

گفتم: «یه جاش گفتید غربی‌ها تقاضا دارن ما یک طرف میز بنشینیم و آنها یک طرف، اما نظام اسلامی زیر بار این حرف‌ها نمیرود.» هیجان زده گفت: « آره آره! اونجاشو دیگه ترکوندم.»

گفتم: «الان مشکلتون با مذاکره جای نشستنتونه؟» به اذن خدا آمد روی دسته صندلیم نشست و گفت:«معلومه. ما فقط در صورتی مذاکره می‌کنیم که من پشت منبر باشم نتانیاهو و ترامپ و بن سلمانم مثل مردم بشینن هی تکبیر بگن و صلوات بفرستن. دفعه قبلم برای همین مذاکره‌ها به جایی نرسید.»

بعد ناگهان نمی‌دانم از کجایش یک کنترل درآورد و دکمه پاورش را فشار داد و به اذن خدا از بی‌بی‌سی فارسی کنسرت گوگوش در فضا پخش شد. خانوم گوگوش داشت قر میداد و من از ترسم گفتم: «استغفرالله» و جلوی چشم‌هایم را گرفتم.

منتظر بودم احمد خاتمی با اذن خدا کنسرت گوگوش و بی بی سی را با هم منفجر کند که دیدم صدای خنده میاید. اما دیدم خاتمی با لبخند دارد کنسرت را نگاه می‌کند. خانم گوگوش داشت می‌خواند: «اگه اون که گم شده/ یه روزی پیدا بشه/ قفل زندون دلم/ با کلیدش وا بشه/ همه خوبیا رو همراش میاره/ دست خوبشو تو دستام می ذاره»
با حیرت گفتم: «این الان مشکل شرعی نداره؟»

اشک توی چشم‌هاش جمع شد و گفت: «ایشونم مثل ما منتظر اونیه که گم شده. شاید این جمعه بیاید، شاید.» و زد زیر گریه.

بعد ناگهان احمد خاتمی تحلیل رفت و به اذن خدا تبدیل شد به بهزاد بلور و از بینندگان به خاطر اختلالی که در پخش کنسرت پیش آمده بود عذرخواهی کرد و من در حالی که هرچه فریاد داشتم بر سر شامم می‌کشیدم از خواب پریدم.

برچسب‌ها: آمریکا, احمد خاتمی, جلال سعیدی, سیاسی, طنز, مذاکره

شما هم چیزی بگو

Aug 23 2018

صدور حکم بازداشت یک ماهه علیۀ قاسم شعله ‌سعدی و آرش کیخسروی، کسب آزادی آنان را پیش از این مدت ناممکن می‌کند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

رادیوفرانسه: قاسم شعله‌سعدی و آرش کیخسروی دو وکیل دادگستری، بگزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۳۰ مردادماه / ٢١ اوت، با لباس زندان و پابند و دست‌بند به دادسرای اوین منتقل شده و پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت یک ماهه به زندان تهران بزرگ معروف به زندان فشافویه بازگردانده شدند. این دو حقوقدان روز شنبه ۲۷ مرداد ماه بهنگام شرکت در یک گردهمائی اعتراضی به نظارت استصوابی و قرارداد دریای خزر در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی بازداشت شده بودند.

خبرگزاری هرانا به نقل از یک منبع مطلع می‌نویسد این دو وکیل دادگستری به «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» متهم شده‌اند.

بگفتۀ محمد حسین آقاسی، وکیل مدافع قاسم شعله سعدی، اتهام نخستین وارد شده به موکل او «اخلال در نظم عمومی» بوده است. بنوشتۀ تارنمای کلمه در ابتدا «بازپرس شعبۀ ۵ اتهام اخلال در نظم عمومی را به آنها تفهیم و برای این دو وکیل قرار کفالت صادر کرده بود. اما با فشار دادستان تهران، جعفری دولت آبادی، ونهادهای امنیتی، بازپرس اتهام و قرار صادره را تغییر داده» است.

محمد حسین آقاسی، وکیل مدافع قاسم شعله سعدی، روز سه شنبه اعلام کرد که در «مهلت قانونی نسبت به قرار بازداشت اعتراض خواهد کرد» زیرا به گفتۀ وی اتهام وارد شده بر موکل او با تعریف قانونی از عمل انجام گرفته مطابقت ندارد. بگفتۀ او صدور قرار بازداشت یک ماهه به این معناست که در این مدت با سپردن هیچ سندی نمی توان آزادی آنان را کسب کرد.

در گردهمائی روز شنبه ۲۷ مردادماه در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی، علاوه بر قاسم‌شعله سعدی و آرش کیخسروی، مسعود جوادیه، وکیل دادگستری و محمد نوری زاد، کنشگر مدنی، و نیز شماری از شهروندان دیگر دستگیر شدند. برخی از بازداشت‌شدگان چند ساعت بعد آزاد شدند و در پایان وقت اداری روز یکشنبه ۲۸ مرداد ماه نیز مسعود جوادیه و محمد نوری زاد با قرار کفالت آزاد شدند. قاسم شعله‌سعدی و آرش کیخسروی به زندان تهران بزرگ انتقال یافتند.

قاسم شعله‌سعدی یک روز پیش از تظاهرات یاد شده با انتشار ویدیویی گفته بود کشور در حال اضمحلال و فروپاشی است . وی به تأسی از محمد مصدق برای مقابله با نظارت استصوابی در بهارستان حاضر خواهد شد.

قاسم شعله‌سعدی، حقوقدان و نماینده پیشین در دو دوره مجلس شورای اسلامی، پیش‌ از این به اتهام «توهین به رهبری نظام جمهوری اسلامی» از طریق انتشار نامه معروفش در سال ۸۱ و نیز «تبلیغ علیه نظام» از سوی دادگاه انقلاب محکوم شد و مدتی را درزندان گذراند.

برچسب‌ها: آزادی بیان, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, قاسم شعله‌سعدی

شما هم چیزی بگو

Aug 21 2018

بازداشت دو ایرانی در آمریکا به اتهام “جاسوسی”

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی ::

دویچه‌وله: دو ایرانی در آمریکا به ظن جاسوسی برای دولت ایران بازداشت شدند. این دو نفر متهم‌ شده‌اند که به مأموریت از سوی ایران اطلاعاتی در مورد سازمان مجاهدین خلق و مراکز یهودی‌ جمع‌‌آوری کرده‌اند.

دو ایرانی روز دوشنبه ۲۰ اوت (۲۹ مرداد) در آمریکا به “جاسوسی” برای دوایر اطلاعاتی جمهوری اسلامی متهم شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت دادگستری آمریکا احمدرضا محمدی دوستدار، شهروند ایرانی ـ آمریکایی و مجید قربانی از ایالت کالیفرنیا را به همکاری با یکدیگر برای زیر نظر گرفتن مراکز یهودی و رخنه در سازمان مجاهدین خلق به مأموریت از سوی جمهوری اسلامی ایران متهم کرده است.

این دو نفر روز ۹ اوت بازداشت شدند، اما دادگاه واشنگتن اتهام آن‌ها را تا پیش از دوشنبه اعلام نکرده بود.

وزارت دادگستری آمریکا می‌گوید، دوستدار ۳۸ ساله که ساکن ایران است در ژوئیه ۲۰۱۷ به شیکاگو سفر کرد و مأموران او را دیده‌اند که از “مرکز هیلل” و “خانه خباد” متعلق به یهودیان در نزدیکی دانشگاه شیکاگو عکس می‌گیرد.

در کیفرخواست وزارت دادگستری توضیح داده نشده که او از عکس‌برداری چه هدفی داشته است.

او سپس به کالیفرنیا سفر و در آن‌جا با قربانی ملاقات کرد که طبق دادخواست، این ملاقات ظاهرا اولین ملاقات آن‌ها بوده است.

دو ماه بعد قربانی ۵۹ ساله برای یک روز به نیویورک پرواز می‌کند و در آن جا با شرکت در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق، از حاضران در مراسم عکس می‌گیرد.

دوستدار در ماه دسامبر به کالیفرنیا بازمی‌گردد تا اطلاعات جمع‌آوری شده در مورد مجاهدین خلق را دریافت کند.

در مکالمات این دو که توسط پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) ضبط شده شنیده می‌شود که قربانی می‌گوید، تلاش میکند در سازمان مزبور “رخنه” کند. دوستدار نیز در مورد این که به او دستور داده شده اطلاعاتی جمع‌آوری کند توضیح می‌دهد.

او در این مکالمه می‌گوید: «من این عکس‌ها را به بچه‌ها می‌دهم تا تحقیق کنند.»

در دادخواست آمده که دوستدار به قربانی ۲۰۰۰ دلار پول پرداخت کرده است.

طبق دادخواست، در مارس و آوریل سال جاری قربانی به ایران رفت و اطلاعات جمع‌آوری شده از مجاهدین خلق را در اختیار مقام‌های جمهوری اسلامی قرار داده و فهرستی از “وظایف” خود برای نفوذ در سازمان یادشده دریافت کرده است.

در ماه مه قربانی در گردهمایی وابسته به سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن با عنوان “آزادی برای حقوق بشر” شرکت کرد و در آن‌جا از سخنرانان و شرکت‌کنندگان عکس گرفت.

دوستدار و قربانی متهم شده‌اند که به عنوان مأموران ثبت‌نشده جمهوری اسلامی در آمریکا فعالیت کرده‌ و با این همکاری با دولت ایران، تحریم‌ها و قوانین آمریکا را نقض کرده‌اند.

برچسب‌ها: آمریکا, امنیتی, جاسوسی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 21 2018

چرا در مورد تجمع قم از سپاه توضیح خواسته شد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: امروز وقتی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید نزدیک به حکومت، خواهان توضیح سپاه پاسداران در مورد تجمع خبرساز طلاب در قم شد، خیلی از مخاطبان از چنین اشاره کم سابقه ای تعجب کردند.

سپاه پاسداران، به فاصله چند ساعت با صدور بیانیه‌ای ضمن تکذیب هرگونه دخالت خود در برگزاری تجمع پنجشنبه، این مراسم را “خودجوش” معرفی کرد. همان مراسمی که در روزهای اخیر، به خاطر تصاویر پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود “ای آنکه مذاکره شعارت – استخر فرح در انتظارت” خبرساز شده بود.

حسین طیبی فر فرمانده تیپ ۸۳ امام صادق سپاه، مستقر در قم، دیروز با اشاره به همین پلاکارد، “تصویربرداری از آن” را برنامه ریزی شده دانست و تاکید کرد که “این نوشته توسط برخی افراد مساله دار وارد جلسه شده است”.

این موضع گیری در حالی صورت گرفت که پلاکارد خبرساز، تنها یکی از نوشته‌های حاوی شعارهای تند در انتقاد از رئیس جمهور و دولت بود. مهم‌تر آنکه سخنرانی فرمانده تیپ ۸۳ امام صادق در تجمع پنجشنبه، نخستین موضوعی بود که نظرها را به ارتباط احتمالی سپاه با آن جلب کرد.

حسین طیبی فر در این تجمع، ریشه مشکلات اقتصادی ایران را “روحیه قارون گرایی بعضی مسئولین” دانست و گفت: “آن زمانی که در خطبه نماز جمعه تهران مانور تجملات و زمینه قانون سازی در کشور مطرح شد، تفکر قارون گرایی در کشور شکل پیدا کرد.”

این اشاره، برای کسانی که خطبه معروف به “مانور تجمل” اکبر هاشمی رفسنجانی را بعد از جنگ به خاطر می‌آوردند، معنی دار بود. خطبه ای که آقای هاشمی رفسنجانی، در ۱۸ آبان ۱۳۶۸ خواند و در آن، توصیه کرد مسئولان حکومت “اظهار فقر و بیچارگی” نکنند و -به گفته او- با “مانور تجمل” جلوی “تخریب وجهۀ جمهوری اسلامی نزد جهانیان” را بگیرند.

آقای طیبی فر در سخنرانی خود در جمع طلاب، همچنین با اشاره به دولت حسن روحانی، از مسئولینی انتقاد کرد که “فتنه گران درجه یک” هستند، این مسئولان را در پی “براندازی نطام” دانست و یکی از اهداف تجمع را “اخطار به دولتمردان” معرفی کرد.

به عبارت دیگر، مضمون سخنرانی فرمانده تیپ ۸۳ امام صادق سپاه در مراسم، چنان به مضمون پلاکاردهای جنجالی طلاب شباهت داشت که ادعای خودسرانه بودن آنها را زیر سوال می‌برد.

همین شباهت، رفع مسئولیت سپاه از سخنرانی بعدی مراسم را نیز، که از سوی حسن رحیم پور ازغدی صورت گرفت، دشوار می کرد.

انتقاد تند آیت الله مکارم شیرازی از انجام “بدترین اهانت‌ها به حوزه علمیه و مراجع شیعه” در این مراسم، و انتقاد مشابه آیت الله نوری همدانی از “زیرسوال بردن حوزه علمیه و خدمات علم و مراجع” در گردهم‌آیی، اشاره به همین سخنرانی دوم داشت.

آقای رحیم پور ازغدی، که به حکم آیت الله خامنه ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی عضویت دارد، در سخنرانی خود ازجمله گفت “ریشه سکولاریسم در حوزه علمیه است”، حوزه را به “مسائل روز کشور” بی‌توجه دانست و از “بی‌سوادی حوزه” در موضوعات اقتصادی انتقاد کرد. او همچنین “وظیفه” مراجع را حمایت از مراسمی چون تجمع پنجشنبه دانست.

واکنش تند دو مرجع تقلید به گردهم آیی روز پنجشنبه طلاب، در فضای عمومی بیش از هرچیز دفاع از دولت در مقابل شعارهای نوشته شده بر روی برخی از پلاکاردهای مراسم تلقی شده است.

این در حالی است که بخش مهمی از واکنش مراجع، از زاویه دفاع از جایگاه خود و حوزه بوده. دفاع در مقابل سخنان جلسه ای که از قضا، با سخنرانی یک فرمانده عالی رتبه سپاه افتتاح شده است.

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سپاه, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Aug 21 2018

امان‌الله قرائی مقدم جامعه‌شناس : اعتماد عمومی در جامعه ما تضعیف شده است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی,شورش ::

ایسنا: یک جامعه‌شناس با اشاره به معضل بی‌اعتمادی در جامعه، گفت: ما شاهد نسلی هستیم که نسل‌های قدیمی‌تر را برای شرایط فعلی جامعه مقصر می‌دانند، آیندگان هم نسل فعلی را مقصر شرایط جامعه می‌دانند.

امان‌الله قرائی مقدم – جامعه‌شناس – درباره لزوم اعتماد اجتماعی در یک جامعه اظهار کرد: از دیدگاه جامعه‌شناسی، بویژه جامعه‌شناسانی مثل «هنیفن»، «جاکوب» و «جیمزکلمن» که درباره سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرده‌اند، مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی، اعتماد است. اعتماد بر دو نوع عمودی و افقی است. اعتماد افقی بین مردم با مردم و اعتماد عمودی بین مردم و مسوولان و برعکس است که هر دو نوع آن تضعیف شده است.

مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد ندارند

او ادامه داد: مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد لازم را ندارند؛ زیرا سال‌هاست وعده‌های مسوولان درباره ارزانی و محاکمه‌ی اختلاس‌گران و فاسدان اقتصادی به نتیجه نرسیده است. در چنین جامعه‌ای نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. حتی مردم برای چک دادن به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. بی‌اعتمادی به حداقل رسیده و نخ‌نما شده است. کشور ترکیه هم وضعیت چندان مناسبی ندارد اما با این وجود وقتی مردم دیدند اردوغان برای شکوفایی اقتصاد این کشور تمام تلاش‌اش را می‌کند و زمانی که او از آنها کمک خواست، طلا و دارایی‌هایشان را در اختیار دولت گذاشتند اما چنین اتفاقی هیچگاه در ایران نمی‌افتد.

این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه آنچه در حافظه مردم است بی‌اعتمادی را نشان می‌دهد، گفت: در بحث سرمایه اجتماعی، مسئله همدلی، همزبانی و اعتماد را عناصر پیوند دهنده می‌گویند. به عبارتی اعتماد عنصر چسبنده است در حالی که این عنصر فعلا در جامعه ما وجود ندارد. «فرانسیس فوکویاما» مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی را اعتماد می‌داند موضوعی که در حال حاضر در کشورمان ایران وجود ندارند.

بزرگ‌ترین صدمه‌ی بی‌اعتمادی به فرهنگ است

او درباره اینکه اعتماد پایین مردم در یک جامعه چه اتفاقاتی به همراه دارد؟ توضیح داد: در چنین جامعه‌ای هر اتفاقی می‌تواند بیفتد. این موضوع در اعتیاد، طلاق، آسیب اجتماعی، ازدواج، روابط خانوادگی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مخرب است. بزرگ‌ترین صدمه را به فرهنگ می‌زند. در حال حاضر شعاری مبنی بر اینکه همه‌ی مردم به هم دروغ می‌گویند و از این اتفاق شاد هستند وجود دارد و این یعنی بدبختی. وقتی مردم می‌خواهند با هم صحبت کنند در دل خود می‌گویند حتما این فرد کلکی در کارش است. آیا در این چنین جامعه‌ای زن و شوهر می‌توانند به هم اعتماد کنند؟ خانواده‌ها می‌توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند؟

این جامعه شناس ادامه داد: نبود اعتماد در یک جامعه تمام زوایای آن را تخریب می‌کند. جامعه اگر هیچ چیزی نداشته باشد اما اعتماد در آن وجود داشته باشد، می‌تواند توسعه پیدا کند. در جامعه‌ای مثل هندوستان مردم هیچ چیزی ندارند اما اعتماد دارند، بنابراین در حال تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای دنیا است. اگر کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، چین و کشورهای دیگر پیشرفت کرده‌اند، نتیجه اعتماد است در حالی که ما این اعتماد را در ایران نمی‌بینیم بنابراین انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌تواند به وجود بیاورد.

قرائی مقدم درباره اینکه برای اصلاح چنین جامعه‌ای باید چه اقداماتی می‌توان انجام داد، اظهار کرد: در جبین این کشتی من نور رستگاری نمی بینم. اعتماد یک فرآیند طولانی مدت است و طی آزمایش و خطا به وجود می‌آید. آزمایش می‌کنند اگر نتیجه داد، آن را قبول می‌کنند.

در چنین جامعه‌ای فروریزی را می‌بینم

او اعلام کرد: بی‌اعتمادی تا جایی افزایش پیدا کرده است که مردم حتی به اخبار رسانه‌های داخلی اعتماد ندارند و اخبار داخل کشور را از رسانه‌های خارجی فارسی زبان دنبال می‌کنند! در حالی که وقتی اخبار هر دو رسانه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم اخباری که در رسانه‌های داخلی پیگیری و منتشر می‌شود، دقیق‌تر است. در صورتی که افراد فاسد حتی اگر نزدیک‌ترین عضو خانواده مسؤولان باشند، اعدام و محاکمه شوند و مردم این اتفاقات را از نزدیک ببینند شاید بخشی از اعتمادها به جامعه برگردد.

این جامعه‌شناس درباره اینکه پیش‌بینی شما از آینده‌ی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ بیان کرد: بی‌اعتمادی نسبت به آینده نا امیدی می‌آورد که جامعه‌ی ما در حال حاضر دچار آن شده است. باید کاری صورت بگیرد. با وجود آنکه مسوولان وعده‌هایی نیز داده‌اند، مردم احساس می‌کنند که اتفاق خاصی نمی‌افتد و این یعنی بی اعتمادی. از نظر جامعه شناسی اصل جامعه بر مبنای اعتماد است اما متاسفانه در جامعه‌ی ما اعتماد وجود ندارد.

انتهای پیام

برچسب‌ها: اجتماعی, انتقام, بی‌اعتمادی, سیاسی, شورش, قیام

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .