اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Apr 09 2018

علی خامنه‌ای دوران کنونی را «دوران عزت جمهوری اسلامی» خواند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بدون دسته بندی ::

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، می‌گوید دوران فعلی، «دوران عزت جمهوری اسلامی» است و به گفته او «قدرت نظام اسلامی روزبه‌روز افزایش خواهد یافت».

رهبر ایران که روز یکشنبه ۱۹ فروردین در جمع شماری از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح صحبت می‌کرد همچنین گفت: «علت تهاجم‌های بی‌سابقه کنونی بر ضد نظام اسلامی، قدرت روزافزون این نظام است».

آیت‌الله خامنه‌ای بدون اشاره به جزئیات، موارد یا منشأ «تهاجم‌های کنونی» گفت: «دشمنان از این قدرت فزاینده بشدت احساس خطر کرده‌اند و حملات خود را افزایش داده‌اند».

اظهارات رهبر جمهوری اسلامی دو ماه پس از اعتراض‌های دی‌ماه بیان می‌شود که بیش از یکصد شهر ایران را در بر گرفت و دست‌کم ۲۵ کشته برجای گذاشت.

شعارهای مخالفان در جریان این اعتراض‌ها که ابتدا بر مسائل اقتصادی متمرکز بود به سرعت تغییر جهت داد و به شعارهایی تند علیه شخص آیت‌الله علی خامنه‌ای و سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد و معترضان خواستار کناره‌گیری رهبر ایران از قدرت شدند.

رهبر ایران در پیام نوروزی امسال خود از این اعتراض‌ها با عنوان «رویدادی تلخ» یاد کرد.

از سوی دیگر در روز سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای، بهای دلار در بازار آزاد ایران جهشی بی‌سابقه یافت و ظرف چند ساعت بیش از پانصد تومان افزایش پیدا کرد. با این حال حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران، این افزایش ناگهانی را «بحران‌سازی» علیه دولت خواند.

در هفته‌های اخیر همچنین بر شمار نامه‌های هشدارآمیز فعالان سیاسی درباره وضعیت خطرناک فعلی در ایران افزوده شده است. از یک سو ۳۰۰ تن از حامیان محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشتند که ملت ایران از وضع فعلی کشور، رضایت ندارند و باید در جمهوری اسلامی «اصلاحات اساسی و انقلاب‌گونه» صورت بگیرد. ابوالفضل قدیانی، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز آیت‌الله علی خامنه‌ای را با ژوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر مقایسه کرد که به نوشته او «می‌پنداشت دروغ را هرچه بزرگ‌تر بگویند راست‌نماتر می‌شود».

«نهضت آزادی ایران» هم در بیانیه‌ای به مناسبت سال نو، نسبت به «خطر فروپاشی سیاسی اجتماعی» در ایران هشدار داده است.

همچنین در هفته‌های اخیر مقام‌های ایالات متحده، اسرائیل و عربستان علیه «اقدامات بی‌ثبات کننده ایران در منطقه» هشدار داده و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در تماس‌هایش با رهبران کشورهای عربی به موضوع «رفتار گستاخانه ایران در منطقه و همچنین تهدید جمهوری اسلامی علیه ثبات منطقه‌ای» پرداخت.

آقای ترامپ در هفته‌ها و ماه‌های اخیر بارها هشدار داده است در صورت عدم اصلاح توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی، آمریکا از این توافق خارج خواهد شد. انتظار می‌رود که دولت آمریکا تا روز ۲۲ اردیبهشت امسال موضع خود را درباره تمدید یا عدم تمدید تعلیق تحریم‌های ایران اعلام کند.

در صورتی که واشینگتن این تحریم‌ها را تمدید نکند احتمالا ایران بار دیگر هدف مجازات‌های اقتصادی ایالات متحده قرار خواهد گرفت که می‌توانند بر وضعیت شکننده اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی تاثیرگذار باشد.

بر اساس گزارش خبرگزاری سایت رهبر ایران و سایت رادیو فردا/ ج/ ک.ر

شما هم چیزی بگو

Apr 09 2018

راغفر: ۳۳ درصد جمعیت کشور در «فقرمطلق» هستند/ ۴میلیون تومان؛ «خط فقر» شهری‌ها در سال ۹۶

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,فقر ::

انتخاب: یک پژوهشگر و استاد دانشگاه خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرد و گفت: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سالهای اخیر، ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند.

یک پژوهشگر و استاد دانشگاه خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرد و گفت: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سالهای اخیر، ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند.

حسین راغفر در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: مطالعات نشان می‌دهد خط فقر مطلق برای مناطق محروم ۵٠ درصد مناطق شهری و حدود دو میلیون تومان است.

وی با بیان اینکه منظور دولت از فقر مطلق برای یک خانواده پنج نفره ٧٠٠ هزار تومان است، افزود: این مبلغ برای یک خانواده پنج نفره حتی تامین کننده غذایشان نیست. درحال حاضر حتی اندازه خانواده در ایران تغییر کرده و کوچک تر شده است و به میانگین چهار نفر رسیده است. خط فقر همچنین بین نقاط مختلف کشور و حتی روستاهای مختلف، متفاوت است.

این استاد دانشگاه با تعریف سبد معیشتی خانوارها، افزود: آنچه ما به عنوان فقر مطلق تعریف می‌کنیم سبد مشخصی است که باید حداقل کالاهای اساسی را در بر داشته باشند به نحوی که اگر فردی به آنها دسترسی نداشته باشد، سلامت فیزیکی، جسمانی و روحی‌اش به خطر بیفتد، این کالاها در همه جای دنیا پذیرفته شده و شامل غذا، مسکن، خدمات سلامت، حمل نقل و… هستند.

وی با اشاره به اینکه در اندازه گیری فقر معمولا به مخارج کل خانوار توجه می‌شود، درآمد اعلامی برای تعیین فقر مطلق را دقیق نداست و اظهار کرد: معمولا در این روش به نحوه توزیع درآمد کمتر توجه می شود. اما نکته اینجاست که برخی این موارد را فقط با نگاه به مخارج کل خانوار در نظر می‌گیرند و متوجه نمی شوند که افزایش هزینه خانوار چه آسیب هایی به آنها زده است.

این پژوهشگر و اقتصاد دان در ادامه تصریح کرد: در این حالت شاید مخارج خانوار افزایش پیدا کرده باشد اما آنها فقیرتر شده باشد. اگر فقط هزینه های درمانی یک نفر بالا برود و آن را به کل مخارجش تقسیم کنیم شاید مخارجش بالاتر رفته باشد اما ممکن است این فرد، این مبلغ را با فروش فرش زیرپایش تامین کرده و دچار هزینه‌های کمرشکن درمان شده باشد.
سقوط ۷ درصد خانوارهای ایرانی به زیرخط فقر در سال ۹۱ بخاطر هزینه‌های درمان

راغفر در ادامه اظهار کرد: در سال ۹۱ وقتی هزینه‌های درمان خانوارها را محاسبه کردیم، دیدیم با محاسبه مخارج درمانی پرهزینه، ۷ درصد به خانوارهای فقیر اضافه شده است و آنها به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. این افراد چون مخارج بالایی داشتند، فقیر نبودند اما با مخارج درمانی آنها ۷ درصد به فقرا افزوده شده بود.

این استاد دانشگاه نقش بیمه سلامت در کاهش فقر اقتصادی را موثر دانست و گفت: این طرح متعلق به سالهای اخیر است و در عین حال همه چیز مانند خدمات دارویی را هنوز پوشش نمی‌دهد اما تاثیر گذار بوده است. اما باید پرسید چه کسانی در این طرح برنده شدند؟ همزمان با اجرای این طرح ۲۰ درصد جمعیت با درآمد پایین و ۲۰ درصد افراد با درآمد بالای جمعیت وضعشان بهتر شده است و در عین حال دو گروه وسط وضعشان بدتر شده، چرا که هیچ ضابطه‌ای برای شناسایی کسانیکه قرار است از این خدمات استفاده کنند وجود ندارد و برای مردم تقاضای القایی به وجود آمده است.

راغفر با بیان اینکه فقر آموزشی نشان می دهد که نابرابری آموزشی افزایش یافته است، ادامه داد: مطالعات ما نشان می‌دهد که درآمد ۶ درصد از جمعیت کشور هزینه غذایشان را تامین نمی‌کند. اسم این مرحله خط گرسنگی است و به آن معناست که درآمد یک خانوار حتی نمی تواند هزینه حتی غذایش را تامین کند. ما می‌دانیم که خانوارها فقط با هزینه غذا خوردن رو به رو نیستند؛ بلکه هزینه های دیگر هم مانند هزینه حمل و نقل، پوشاک، مسکن و … را هم دارند.

این اقتصاددان در ادامه اظهار کرد: خانواری که کل مخارجش کمتر از سبد حداقل غذا است حتما با گرسنگی و با مشکلات آموزشی و دسترسی به خدمات سلامت روبه‌رو است. هرچند نهادهای دولتی این رقم را دو یا ۳ درصد (جامعه) اعلام می کنند اما تا جاییکه من به یاد می آورم وزارت بهداشت این رقم را ۱۰ درصد اعلام می‌کرد؛ این میزان به جز گروهی است که با مشکل سوء تغذیه رو به رو هستند.
فقر مطلق در ۳۳ درصد جمعیت کشور

وی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از مشکل سوء تغذیه به خاطر فقر نیست بلکه به خاطر تغذیه نامناسب ایجاد می شود، تصریح کرد: برای مثال این افراد به جای مصرف مواد ریزمغذی کافی، تنقلات مصرف می کنند. روش های مختلفی برای محاسبه فقر وجود دارد زیرا در محاسبه فقر برخی شاخص ها می‌تواند روی تعداد کسانیکه زیر خط فقر هستند تاثیر گذار باشد اما پایین ترین چیزی که در سالهای اخیر محاسبه کرده ایم ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق هستند و ۶ درصد نیز دچار گرسنگی هستند که این تعداد نزدیک به ۵ میلیون نفر است.

راغفر با اشاره به اینکه تعیین شاخص میزان سبد غذایی برعهده انستیتو تغذیه است، توضیح داد: برای مثال هر فرد باید ۲۰۸۰ کیلو کالری در روز دریافت کند، اما این میزان فقط با خوردن نان تامین نمی شود بلکه ریز مغذی هایی هم دارد. این مبنایی است که ببینیم چه درصدی از کل مخارج خانوارها غذا بوده است؟. برای مثال اگر یک سوم آن غذا بوده، دو سوم دیگر آن سایر مخارج خانوار است. پس اگر سبد پایه غذا را تعیین کنیم از روی آن می توانیم حداقل درآمدها را برای سایر مخارج نیز تعیین کنیم.

این پژوهشگر با بیان اینکه اگر بگوییم ۳میلیون و ۲۰۰ هزار تومان خط فقر است، اطلاعاتی ناقص را ارائه کرده ایم، گفت: باید بگوییم این مبلغ برای کجا و برای چه نوع خانواری است؟. چراکه خانوارهای روستایی با خانوارهای شهری و خانوارهای شهرهای کوچک با خانوارهای شهرهای بزرگ در هزینه ها و ترکیب سبد مصرفیشان متفاوت هستند. بنابراین تورمی که حاصل می‌شود به گروه های مختلف خانوارها و به میزان متفاوتی آسیب می‌زند؛ اتفاقا گروه های پایین درآمدی نرخ تورم بالاتری از گروه های میانگین جامعه دارند.

راغفر در ادامه اظهار کرد: اگر بخواهیم درست برنامه ریزی کنیم باید بدانیم هرموقع تورم ایجاد می شود فاصله طبقاتی گروه‌های پایین و بالا بیشتر می شود، چراکه آنها قادر نیستند درآمدشان را به همان نسبت بهبود بدهند به همین دلیل همواره فاصله شان بیشتر شده و دچار مشکلات عدیده‌ای می شوند.
یارانه کمکی به کاهش فقر نکرد، تورم را افزایش داد

این استاد دانشگاه و پژوهشگر با اشاره به نقش یارانه‌ها در کاهش میزان فقر نیز توضیح داد: وقتی در دی ماه ۸۹ پرداخت یارانه شروع شد، به جز یکسال اخیر، سالیانه ۴۲هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان یارانه در کشور به همه مردم پرداخت شده است. به چند دلیل پرداخت یارانه به کاهش فقر کمک نکرده است: اول آنکه این حجم بزرگ نقدینگی که وارد کشور می شود خودش تورم زاست و در تورم گروه‌های پایین بیشتر آسیب می‌بینند؛ دوم آنکه شیوه درست برخورد و کاهش فقر، اشتغال زایی برای خانوارهاست.
به گفته راغفر افزایش تورم باعث می شود که بهانه‌ای برای گروه های قدرت و ثروت در جامعه فراهم شود تا نرخ ارز را در کشور افرایش دهند، همین امر سبب می‌شود که تولید در کشور آسیب ببیند چرا که تولید کننده بخش قابل توجهی از نهاده هاست که قادر نیستند با رقبای خارجی مثل ترک و چین رقابت کنند به همین دلیل در دولت های نهم و دهم ۱۴ هزار واحد تولیدی از صحنه فعالیت اقتصادی خارج شدند.
این اقتصاد دان با بیان اینکه بین سالهای ۸۵ تا ۹۰ ، ۴۱۵ هزار شغل در صنعت از بین رفت و بعد خود به خود با از بین رفتن شغل بیکاری تشدید شد، گفت: از طرف دیگر ما ورود جمعیت جوان به بازار کار را داریم که فشار بر بازار کار بیشتر شده و با افزایش بیکاری انواع و اقسام مشکلات مثل فقر ایجاد می شود؛ پیامدهای اجتماعی هم به وجود می آید که امروز با آنها مواجهیم.

راغفر با بیان اینکه در سال ۸۹ به یک خانوار ۵ نفره ۲۲۵ هزار تومان یارانه می دادیم که برحسب قیمت های ثابت و محاسبه تورم در دی ماه ۱۳۸۶ این ۲۲۵ هزار تومان، ۸۱۲ هزار تومان شده است، گفت: یعنی ۸۱۲ هزار تومان امسال معادل ۲۲۵ هزار تومان سال ۱۳۸۹ است؛ پس می بینید چرا خانوارهای فقیر، فقیرتر شده اند چرا که ظرفیت‌های جدیدی برای کسب درآمد نداشته‌اند این درحالیست که خیلی از خانوارهای محروم جامعه عمدتا با همان یارانه زندگی می‌کنند.

برچسب‌ها: اقتصادی, حقوق بشر, دزدی‌های رژیم, سیاسی, فقر, فقرمطلق

شما هم چیزی بگو

Apr 07 2018

علم‌الهدی: می‌خواهند فیلتر تلگرام را به گردن رهبری بیندازند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: استان‌وایر- احمد علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی می‌گوید دولت حسن روحانی می‌خواهد مسئولیت فیلتر «تلگرام» را «به گردن رهبری» بیندازد.

علم‌الهدی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه مشهد این مطلب را بیان کرده است.

وی بی‌آنکه نامی از دولت روحانی ببرد٬ خطاب به دولت‌مردان گفته «حالا خودتان می‌خواهید {تلگرام را} فیلتر کنید و به گردن رهبری بیاندازید.»

علم‌الهدی اضافه کرده «بی‌خود یک روزی گفتید دست ما روی دکمه فیلتر نخواهد رفت و حالا که می‌خواهید فیلتر کنید، به گردن رهبری نیندازید.»

حسن روحانی٬ رئیس جمهوری ایران پیش‌تر گفته بود دست دولت وی بر روی دکمه فیلتر نخواهد رفت.

روحانی این اظهار‌نظر را زمانی که از سوی قوه قضائیه برای فیلتر کردن پیام‌رسان «تلگرام» تحت فشار بود٬ بیان کرده است.

از قوه قضائیه به عنوان اصلی‌ترین جریان و نهاد حامی فیلتر «تلگرام» در ایران نام برده می‌شود.

مسئولان این قوه سال‌هاست که تلاش‌های گسترده‌ای برای فیلتر این پیام‌رسان آغاز کرده‌اند٬ اما تاکنون موفق به این کار نشده‌اند.

در هفته‌های اخیر نیز زمزمه‌های تازه‌ای مبنی بر تصمیم نظام برای فیلتر کردن تلگرام منتشر شده که مرجع اصلی و نهایی این تصمیم احتمالی هنوز معرفی نشده است.

برچسب‌ها: آزادی بیان, احمد علم‌الهدی, تلگرام, حسن روحانی, درگیری جناحی, سانسور, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, فیلترینگ, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Apr 06 2018

نامهِ جمعی از مسئولان تشکل‌های انقلابی و فعالان دانشگاهی و حوزوی به مقام معظم رهبری و ابراز نگرانی از وضع موجود و ضرورتِ آغازِ اصلاحات اساسی در کشور + اسامی امضاء کنندگان نامه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,درگیری جناحی,سیاسی ::

دولت بهار: نامهِ جمعی از مسئولان تشکل‌های انقلابی و فعالان دانشگاهی و حوزوی به مقام معظم رهبری و ابراز نگرانی از وضع موجود و ضرورتِ آغازِ اصلاحات اساسی در کشور + اسامی امضاء کنندگان نامهدولت بهار: جمعی از مسئولین تشکل‌های انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزوی کشور طی نامه ای به مقام معظم رهبری در زمینه‌ی وضعیتِ کلانِ امروزِ جمهوری اسلامی خواهان آغازِ اصلاحات اساسی در کشور شدند.

به گزارش دولت بهار، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه‌ای

ضمن عرض سلام و تبریک سال نو و آرزوی توفیق در سال پیشِ رو

با آغاز سال 1397، در حالی وارد چهلمین سال انقلاب اسلامی مردم ایران شده‌ایم که ملت ایران با همان اراده و استواریِ سال 1357 و البته باتجربه‌تر و با سطحِ آگاهیِ بالاتر و مطالباتی رشدیافته، در مسیرِ تحققِ آرمان‌های انقلابِ خود گام برمی‌دارد. از طرفی حفظِ دستاوردهای انقلاب و مجاهدت‌ها و فداکاری‌های فراوانِ نسل‌های قبل در حوزه‌های مختلف را وظیفه‌ای مهم بر دوش خود احساس می‌کند، و از طرف دیگر از وضع فعلی کشور رضایت ندارد و آن‌را قابلِ دفاع نمی‌داند.

دوازدهم فروردین امسال در شرایطی خاطراتِ پیروزیِ ملت، و شوق‌ها و امیدهای فراوانِ ناشی از حرکت در جهت آرمان‌هامان را مرور کردیم و وارد چهل سالگیِ جمهوری اسلامی ایران شدیم که نگرانی عمومی نسبت به آینده‌ی کشور، گسست بین مردم و حاکمیت، و تردید نسبت به امکان تحقق آرمان‌های انقلاب در ساختار سیاسی فعلی و سازوکارهای موجود، به بالاترین سطح خود در چهار دهه‌ی گذشته رسیده است. بشارت انقلاب ما برای ملت‌های جهان برپایی حکومتی بود با بنیان‌هایی در قلب توده‌های مردم، اما متأسفانه روند تحولات کلان کشور خصوصاً در چند سال اخیر به گونه‌ای رقم خورده است که روز به روز این بنیان‌ها و علقه‌های قلبی سست‌تر و سطحی‌تر گردیده، و بیم آن می‌رود که در صورت تداوم روال فعلی، نظام جمهوری اسلامی که با خون پاک صدها هزار شهید بنا گردیده و قرار بود الگویی برای ملت‌ها باشد، به تجربه‌ای ناموفق برای آیندگان تبدیل گردد.

نویسندگان این نامه که از مسئولین تشکل‌های انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزویِ دغدغه‌مند آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده و در سالیان اخیر به پیگیری وظایف و مسئولیت‌های ناشی از ارادت خود به این راه مبارک پرداخته‌اند، تاکنون علیرغم نوشتن ده‌ها نامه و بیانیه در جهت حل مشکلات و معضلات مختلف کشور، هیچ‌گاه اقدام به نوشتن نامه به حضرتعالی نکرده بودند. اما در شرایط فعلی که کلیتِ نظام روز به روز به پیکری بی‌جان و از درون شکننده شبیه‌تر شده، و با توجه به این‌که کشور نیازمند آغاز اصلاحات اساسی و بنیادینی است که مطابق قانون اساسی بر عهده‌ی رهبری بوده و مقام مسئول دیگری امکان و اختیار آن را ندارد، ما نگارش نامه به دیگر مسئولین کشور و درخواست از کسی غیر از حضرتعالی را کاری بی‌فایده و ناشی از بی‌توجهی به عمقِ بحرانِ موجود و صرفاً سرگرمی‌ای برای ارضای حسِ نگرانیِ خود دانستیم.

وضع امروز کشور و فاصله‌ی بسیار آن با آن‌چه «قرار بود باشد»، همچنین با آن‌چه که در صورت وجود رویکردهای کلان صحیح و استفاده از ظرفیت‌های عظیم موجود در کشور و ملت ایران قطعاً امروز «می‌توانست باشد»، امری پوشیده نیست. توجه جدی به ناشایست و ناگوار بودن این وضع و بیان صادقانه‌ی آن، گامی ضروری و آرامش‎بخش در جهت ایجاد امید در جامعه برای اصلاح امور و امکانِ ساختنِ آینده‎ای بهتر است. بر خلاف آن‌چه تبلیغ می‌شود، بیان مطالبی که مردم در زندگی خود آن را حس می‌کنند، القاء ناامیدی نیست. بلکه به عکس، ندیدن این وضعِ ناگوار، یا تقلیل دادن آن به وجودِ مشکلات سطحی و معضلات جزئی، یا القاء مستقیم یا غیرمستقیم این تصور که وضع امروز ملت ایران چندان بهتر از این نمی‌توانست و نمی‌تواند باشد، آن چیزی است که امیدِ مردم برای بهبودِ اوضاع و داشتنِ زندگی‌ای شایسته‌ ذیل جمهوری اسلامی را از بین می‌برد. امیدِ اجتماعی مهم‌ترین عامل حیات و پیشرفت یک کشور است، و قطعاً هر فرد دانا و دلسوز کشور، روشن کردن شعله‌های امید در دل آحاد ملت را از مهم‌ترین وظایف خود می‌داند، اما نباید ایجاد و تقویت حقیقیِ امیدِ اجتماعی را با امیدآفرینی‌های زبانیِ بی‌تناسب با مشاهداتِ ملت و درکِ عمومیِ جامعه اشتباه گرفت. از سوی دیگر باید توجه داشت که این رویکردِ غلط به امیدآفرینی در گفتمانِ رسمیِ کشور، و جدی تلقی نکردن و سرپوش گذاشتن بر مشکلات اساسی و روندهای غلطِ حاکمیتیِ موجود، موجب بی‌تحرکی، باز نشدنِ راهِ اصلاح، و عامل اصلیِ انسداد و رکودی است که بر کشور ما حاکم شده است.

عدالت، آزادی، مردم‌سالاری و حتی بعضاً استقلال، امروز در کشور ما در وضع ناشایستی به سر می‌برند؛ البته این به آن معنا نیست که هیچ پیشرفت و حرکت مثبتی در این زمینه‌ها در چهل سال گذشته صورت نگرفته است و در برخی مقاطع تاریخ انقلاب روند رو به رشد و فعالیت‌هایی مهم و امیدبخش در این زمینه‌ها نداشته‌ایم؛ بلکه موضوع، وضعیتِ مطلقاً غیرِ قابلِ قبول فعلی‌مان در این شاخص‌های اساسی، و عدمِ تناسبِ چشمگیرِ آن با وضعیتِ قابلِ تحقق و متناسب با ظرفیت‌های عظیم کشور و ملت ایران است؛ و البته آن‌چه موجب نگرانی بیشتر شده، سیر نزولی تحولاتِ کلانِ کشور و روند شتابانِ دور شدنِ هر چه بیشتر از این آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی در چند سال اخیر است.

امروز، یعنی چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب، وقتی جهت‌گیریِ کلانِ نظام جمهوری اسلامی و وضعیت کلی و کارکردِ واقعیِ نهادهای حاکمیتی کشور را مورد بررسی قرار می‌دهیم، آن‌چه مشاهده می‌شود صرفاً اشکالاتِ کارکردیِ کوچک یا حتی بزرگ نیست؛ بلکه امروز تقریباً کلیه‌ی نهادهای حاکمیتی، نه تنها راستای کلیِ حرکت‌‌شان در جهت تحقق آرمان‌ها و مأموریت‌های اصیل‌شان نیست، بلکه حتی به ضد فلسفه‌ی وجودی خود تبدیل شده‌اند.

– دولت‌مان که قرار بود تبلورِ اراده‌ی ملی و حاکمیت مردم بر مقدرات‌شان باشد، با شکل‌گیری و گسترشِ ساختارهای غیررسمی و غیرانتخابیِ موازی و کاهش مداومِ سهمِ دولت در تصمیم‌گیری‌های کلان و اداره‌ی کشور از طرفی، و مهندسی انتخابات‌ها از طرف دیگر، به وضعی رسیده است که امروز دیگر نمی‌توان آن را مظهر اراده‌ی عمومی ملتِ ایران و مجرای جاری شدن خواست ایشان در اداره‌ی کشور دانست؛ و طبیعتاً رئیس‌جمهوری که برنده‌ی انتخاباتی باشد که از دیدگاهِ مردم انتخابِ بین بد و بدتر است، حتی برای رأی‌دهندگانش نیز نمی‌تواند هیچ امیدی برای بهبود اوضاع را نمایندگی کند، و مردم چنین دولتی را نه از خود بلکه مقابلِ خود حس می‌کنند.

– مجلس‌مان که می‌خواستیم خانه‌ی ملت و عصاره‌ی فضائل‌شان باشد، اکنون در وضعیتی است که امیدی نمی‌رود که قانون و طرحی قوی، ملی و به نفع مردم از آن بیرون بیاید؛ مجلسی که سازوکارهای انتخابات آن به گونه‌ای رقم خورده است که به جای شخصیت‌های دلسوز و کاردان و مردمی و دغدغه‌مند، عمدتاً افرادِ سطحِ پایین و ناکارا و بی‌دغدغه که نماینده‌ی هیچ آرمان و اصلاحی نیستند، با هزینه‌های میلیاردی راهی بهارستان شده، و از فرصتِ لابی‌گری و بده‌بستان با مسئولین دولتی و حکومتی منتفع گردند.

– قوه‌ی قضائیه‌مان که آن را پناه مردم در مقابلِ متجاوزین به حقوق‌شان دانسته بودیم، خود به کانونِ تحمیلِ ظلم و اجحاف به مردم تبدیل شده است و امروز مردم برای شکایت و فرار از آن پناهگاهی نمی‌یابند؛ دادگاهِ ملی‌ای که جای شاکی و متهم در آن از اساس عوض شده و به جای آن‌که مبارزه‌ی جدی با کانون‌های فاسدِ قدرت و ثروت در دستورِ کارش باشد، مشغول برخورد و فشارهای همه‌جانبه بر عدالت‌خواهان و فسادستیزان و تهدیدکنندگانِ منافعِ آن کانون‌های فاسد شده است؛ دستگاه قضائی‌ای که قرار بود خواست ملی ایرانیان برای تاسیسِ عدالتخانه را محقق کند، اما امروز از طرفی در سطح پرونده‌های کلان، سوءاستفاده‌ی گسترده‌ی سیاسی و اقتصادی از قدرتِ قضائی را در آن شاهد هستیم، تا جایی که می‌توان گفت این نهاد ملی به بازوی قضائیِ یک حزب سیاسی تبدیل شده که در پوششِ پرونده‌های قضایی اقدام به حذفِ رقیبانِ سیاسی یا امتیازگیری از آن‌ها می‌نماید؛ و از طرف دیگر و در سطح پرونده‌های عمومی، ناکارامدی عظیم و گسترشِ اعمالِ نفوذهای غیرعادلانه و فسادِ روزافزون در این نهاد، چه بسیار زندگی‌هایی را که نابود و چه بسیار دل‌هایی را که از جمهوری اسلامی و زندگی و فعالیت در این کشور ناامید کرده است.

– شورای نگهبان‌مان که قرار بود نگهبانِ استوارِ آرمان‌ها و منافع ملی‌مان و مانعِ دست به دست شدنِ صوریِ مناصب بین حلقه‌های بسته‌ی اشرافِ راست و چپ، و تسلط باندهای قدرت و ثروت و قوانین مد نظرشان بر مقدرات ملت باشد، اکنون -خواسته یا ناخواسته- خود به مانعی برای انتخاب افرادِ شایسته‌ی مستقلِ موردِ نظرِ مردم تبدیل شده، و مولدِ چرخه‌های حاکمیتیِ بسته و یارِ کمکی و نگهبانِ قدرتِ اشخاص و احزاب خاص گردیده است.

– خبرگان و ائمه‌ی جمعه‌ای که هدایت‌گری جامعه و مهم‌ترین امور کشورمان بر عهده‌ی آن‌ها گذارده شده بود، اما امروز مواضع خود آن‌ها توسط دیگران هدایت می‌شود، و متأسفانه تلقی عمومی این است که امروز در مسائل منطقه‌ای و ملی تحکیمِ برخی ناراستی‌ها با پوشش مذهب به واسطه‌ی برخی از ایشان صورت می‌گیرد؛ افرادی که به صفاتِ خبرگیِ ملت و امامتِ امت متصف شده‌اند، اما شرایط جسمی و فکری‌شان به گونه‌ای است که دیگر نه تنها انتظار هیچ حرف تازه و مهمی از آنها نمی‌رود، بلکه جامعه –حتی جامعه‌ی اصطلاحاً حزب‌اللهی- درک‌ ایشان از مسائل را پایین‌تر از سطحِ درکِ عمومیِ جامعه حس می‌کند، و هر هفته مواضع خام و عجیب برخی‌شان نقلِ محافل می‌گردد.

– نهادهای بزرگ اقتصادی حکومتی که با هدفِ تسهیل در جریان یافتنِ منابعِ ملی در جهت نفع عمومی و تقویتِ مستضعفینِ جامعه تأسیس شده بودند، اما متأسقانه گام به گام از مأموریتِ اولیه‌ی خود دور گشته، و امروز به بنگاه‌هایی تبدیل شده‌اند که نفوذِ خود در قدرت را برگ برنده‌ی کسب و کار اقتصادی و به حاشیه بردن مردم در اقتصاد قرار داده‌اند؛ نهادهای ثروتمندِ متعددی که مدیریتِ اموالِ ملت در دست آن‌هاست، اما در تیررسِ انتخاب و حتی حسابرسی و پاسخگویی به ملت نیستند، و علیرغم داشتن سهمِ تعیین‌کننده در اقتصاد کشور، همواره از برعهده گرفتن مسئولیت وضع اقتصادی کشور نیز مبرا هستند.

– دستگاه‌های امنیتی‌ای که به مرور بر تعداد و میزان حضور و نقش‌شان در مدیریت حوزه‌های مختلف افزوده شده، به گونه‌ای که امروز با نگاه به اموری که بدان مشغولند، گویی بیشتر از آن‌که وظیفه‌ی اصلی‌شان تأمین امنیت کشور تلقی شود، وظیفه‌شان صیانت از امنیت و ثبات و قدرتِ برخی حاکمان و جناح‌های قدرت دیده می‌شود. علی الخصوص سازمان اطلاعات سپاه که در چند سال گذشته، بودجه و امکانات بسیار عظیم و گستره‌ی نفوذ بی‌حساب در کشور پیدا کرده و در حوزه‌های مختلفِ سیاسی، فکری، فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی، قضائی به عامل اختلال در امور و محدودیت و فشار به فعالان آن حوزه‌ها تبدیل شده است.

– صداوسیما و رسانه‌های پرتعداد و پرهزینه‌ی دیگری که در سال‌های اخیر با بودجه‌ی حکومتی به وجود آمده‌اند، اما نه در جهتِ دانشگاهِ ملی بودن قدم برمی‌دارند و نه صدای دغدغه‌ها و مطالبات جامعه را منعکس می‌کنند؛ نه برنامه‌های جدی و پیرامون موضوعات مهم کشور دارند، و نه همدلی و همراهی مردمی‌ای می‌انگیزند که عامل وحدت ملی گردد؛ گویی از طرفی صرفاً ابزارِ عملیاتِ روانی و مهندسیِ افکارِ عمومی برای برخی گروه‌های سیاسی اند، و از طرف دیگر ابزار تخدیرِ مردم و پوشاندنِ حقائق و مطالبات و مسائلِ جدیِ جامعه.

– دستگاه سیاست خارجی‌مان که از تأمینِ حقیقیِ منافعِ کوتاه‌مدت و بلندمدتِ ملی و الهام‌بخشی و اعتلای ملت‌ها و فتح قلوب آن‌ها، به سرگردانی میان ذلت‌پذیریِ برجامی و سلطه‌جوییِ منطقه‌ای رسیده است، و با این دو راهبرد غلط، مفهوم جمهوری اسلامی ایران را از ایده‌ای نجات‌بخش در جهان، به بازیگری معمولی، و حتی در مواردی -مانند برجام- به پایین‌تر از معمولی تبدیل کرده است؛ از طرفی محبوبیت جمهوری اسلامی و ملت ایران در میان بخش‌های زیادی از مردم منطقه و جهان -یعنی سرمایه‌ی ارزشمندی که از ابتدای انقلاب جمع شده بود- را به سرعت از بین می‌بَرَد، و از طرف دیگر با اقداماتی که منجر به بیشتر شدنِ سیطره و نفوذ بیگانگان در امور کشور در سال‌های اخیر شده، حتی استقلال کشور را نیز خدشه‌دار کرده است.

– بسیج عزیزمان که قرار بود محل مشارکتِ فعال و واقعیِ مردم در انقلاب بوده، و با ساختاری پایین به بالا، ضامن و ناظرِ مردمی و آرمانی ماندن حکومت‌مان و موتورِ محرکِ فداکار آن باشد، اما امروز نقشی ابزاری پیدا کرده و تقریباً به بخشِ پایین‌دستِ حزبی سیاسی و کم‌نسبت با مردم تبدیل شده است. تفوقِ ساختارها و نگاه‌های نظامی و بالا به پایین و رویکردهای اساساً غلط، از بسیج، مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل ساخته که حتی امکانِ هرگونه حرکتِ جدی و مستقلِ مردمی را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد. در واقع در شرایطی که متأسفانه از شکل‌گیری سندیکاها و هرگونه سازمانِ مردم‌نهادِ واقعی و موثر در کشور جلوگیری می‌گردد، بسیج نیز استحاله شده و بدین ترتیب امکانِ نقش‌آفرینیِ مردمی در امور کشور سلب گردیده است.

– و حوزه و دانشگاه‌مان که نشاط علمی و بالندگی و راه‌گشاییِ آن‌ها امری اساسی و ضروری برای ساختِ آینده‌ای بهتر برای کشور است، اما اکنون به مراکزِ خموده‌ی پرورشِ تکنسین تبدیل شده‌اند؛ مراکزی که تقریباً شاهد هیچ نشاط و تحرکِ جدیِ فکری‌ و راه‌گشایی در آن‌ها نیستیم و چشمه‌های جوشان فکر و تحول را نه تنها برنمی‌انگیزند که خاموش می‌کنند؛ نهادهای علمی‌ای که وضع‌شان متناسب است با فضای سیاسی کلانی که در آن سوالاتِ جدیِ جامعه و بحران‌های موجود به رسمیت شناخته نمی‌شوند، و تفوقِ گفتمان ولایتمداری در این فضا موجب شده تا افکارِ اساساً مستقل با انگ‌های مختلف طرد گردند؛ فضایی که نتیجه‌ی آن، عرصه‌ی عمومیِ شخصیت‌کُشی شده که امروز بعد از چهل سال –و برخلافِ اولِ انقلاب- از شخصیت‌های گفتمان‌سازی که توانایی گفتگو و اقناع مردم در جهت اهداف جمهوری اسلامی را داشته باشند خالی است.

وضعیت نهادهای مذکور که حاکمیت‌مان را می‌توان متشکل از آن‌ها و نهاد رهبری دانست، نه تنها وضعی به شدت نگران‌کننده و نامتناسب با چهل سالگی انقلاب‌مان است، بلکه مقایسه‌شان با وضعیت و رویکردها و راستای کلی حرکت‌شان در اوایل انقلاب نیز از عقب‌گردی جدی حکایت می‌کند. البته در کلیه‌ی این نهادها افراد پاک و خدوم و ارزشمندی وجود دارند که با تعهد دینی و ملی به انجام وظائف محوله‌شان می‌پردازند، اما جهت‌گیری‌های کلی کشور، رویکردهای کلانِ غیرمردمی و بعضاً ضدمردمی، تن ندادن به فرایندهای صحیح و مردمیِ انتخاب و ارتقا، روال‌ها و فرهنگ‌های حاکمیتیِ غلط، و اختصاص یافتنِ مناصبِ مهم و کلیدی به افراد ناشایست، موجب شده است که اراده‌ی آن افراد خدوم –که البته روز به روز هم بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند- تعیین‌کننده‌ی خروجیِ نهاییِ نهادها نباشد و حرکت کلیِ نهادهای حاکمیتی در مجموع در جهتی خلافِ جهتِ فلسفه‌ی وجودی تشکیل‌شان قرار گیرد.

نقطه‌ی کانونیِ پیدایشِ این وضعِ ناراحت‌کننده و فاصله‌ی روزافزون آن از آرمان‌ها را باید در تغییر نگاه به «مردم» و «حکومتِ»«دینی» و نسبت میان آن‌ها جُست؛ سه عنصرِ اساسی‌ای که امروز وضعیتِ وارونه‌ای یافته‌اند.

– «مردم»ی که انقلاب ما قرار بود آن‌ها را در جایگاهِ ولی‌نعمتیِ حاکمان بنشاند و با شکوفایی استعدادهاشان مسیر تعالی کشور و مردم را هموار کند، اما امروز توسط حاکمان به عنوانِ طرفِ مقابل و یک تهدید تلقی شده و تلاش می‌گردد با رسانه‌های انبوه و عملیات‌های روانی، اذهان ایشان مهندسی شود، و با شیوه‌های مختلفِ نرم و سخت، کنترل و محدود شده یا اراده‌شان سرکوب و تحقیر گردیده و از صحنه‌ی اثرگذاری حذف شوند.

– «حکومت» و مناصبی که قرار بود ابزاری برای خدمت‌گزاری به خلق باشند، و امروز تقریباً به طور فراگیری دکانی برای خدمت‌گزاری به منافع حاکمان شده‌اند.

– و پسوند «دینی» و «اسلامی» ای که قرار بود ضامنِ حرکتِ حکومت در مسیر خیر و صلاح عمومی باشد، و امروز خود به عاملِ اصلیِ تبعیض و برتری، و نقدناپذیری و ایجاد حاشیه‌ی امن برای مسئولین تبدیل شده است.

در این شرایط، نمی‌توان صِرفِ برگزاری انتخابات در کشور را نشان‌گرِ تحققِ مردم‌سالاری و مردمی بودن حکومت دانست. چه بسا کشورهایی که در آن‌ها برای اداره‌ی بخشی یا حتی همه‌ی حاکمیت، به طور مداوم انتخابات -به معنای نامزد شدن تعدادی از افراد و فرایند ریختن رأی به صندوق‌ها- صورت می‌گیرد، اما کسی آن‌ها را مردم‌سالار نمی‌داند. شرکت تعداد زیادی از مردم در یک انتخابات نیز وقتی در یک دوگانه‌ی اجباری و به شکلِ سلبی و تنها از ترس رأی آوردنِ رقیب و بدتر شدن وضع باشد، نمی‌تواند حکایت‌گرِ مردمی بودن و رضایت عمومی از حکومت باشد. تنها در صورتی که سازوکارهای کلانِ اداره‌ی یک کشور به گونه‌ای باشد که اراده‌ی واقعی مردم در آن کشور حاکم گردد و حاکمان در موقعیت خدمت‌گزار و مجریِ خواستِ مردم و از مردم و در میان مردم باشند و گوشِ شنوایِ دغدغه‌هاشان و دردمندِ حل مشکلات‌شان، مردم‌سالاری را می‌توان محقق دانست و امید داشت که عدالت و آزادی و استقلالِ واقعی -که همگی محتاجِ اعتمادِ عمومی و پشتوانه‌ی مردمی اند- نیز محقق گردند.

حضرتعالی حتماً کامل‌تر و جامع‌تر از ما مستحضرید که اعتراضاتِ مختلفِ مردمی‌ای که از ابتدا تا انتهای سال 96 در شهرهای مختلف و توسط اقشارِ گوناگونِ مردم جریان داشت و همدلیِ عمومِ مردمی که در این اعتراضات حضور نداشتند را نیز برانگیخته بود، اعتراضاتی متفاوت از گذشته بودند، و نحوه‌ی شکل‌گیری، ترکیب جمعیتی و شعارهاشان به کلی رنگ و بوی دیگری داشته و از ناامیدیِ گسترده‌ای خبر می‌دادند. تقلیل دادن این ناامیدی به مشکلات معیشتی، یا رفع و رجوع کردن‌شان از طریق محدود کردن شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، یا تقویت فضای پلیسی، یا از طریق واریز کردن مقدار ناچیزی پول به حساب اقشاری از مردم، نه تنها راه حل نبوده، بلکه عمدتاً اثر عکس خواهد داشت.

این ناامیدی و احساسِ مردم -خصوصاً نسل جوان- مبنی بر نداشتنِ آینده‌ای بِسامان و افقِ روشنِ پیشِ‌رو، که اعتراضات مردمی سال 96 صورتی از آن را به نمایش گذاشت، زنگ خطرِ هولناکِ فروپاشی اجتماعی ایران را به صدا در آورده است. این ناامیدیِ عمیق و احساسِ تبعیضِ شدید و دلزدگی از زندگی در این کشور و ذیل سازوکارهای حاکمیتی موجود، گاهی در افزایش آمارِ خودکشی و فحشا و دزدی، یا پناه بردن به اعتیاد و مهاجرت به خارج از کشور خود را نشان می‌دهد، گاهی در کناره‌گیری و بی‌تفاوتی نسبت به عرصه‌ی سیاسی و سرنوشت کشور، گاهی در متمرکز شدن تلاش‌ها و توسل به انواع دوز و کلک برای وصل شدن به گوشه‌ای از سفره‌ی حاکمان و باندهای قدرت و ثروت، و گاهی در روی آوردن به بیگانه و دوری گزیدن کلی از همه‌ی ارزش‌های موردِ ادعای حاکمیت؛ ارزش‌هایی که طبعاً هیچ ایرانی‌ای نمی‌تواند در موقعیت عادی خود را مقابل همه‌ی آن‌ها قرار دهد. پیوستگی این مسائل و مشکلات با هم، و ریشه‌ی آن‌ها را باید بادقت مورد شناخت قرار داد و تلاش‌ها را متوجه درمان آن نمود. معنای برخی اعتراضات و دغدغه‌ای که در پسِ ظاهرِ آن‌ها نهفته است را باید همراهانه دید و شنید. حتی در موضوعی مانند اعتراضات سال گذشته به قانون الزامی بودن حجاب در معابر عمومی، باید آزردگیِ شدید جامعه از ظاهرگرایی و تبدیل شدن موضوعِ حجاب و پوشش زنان به عامل پوشاندنِ تهی شدنِ روزافزونِ حکومت از آرمان‌های اصیلِ دینی و ملی را ملاحظه نمود.

تبعاتِ عدم وجود تصویری روشن از آینده و تهی شدن جمهوری اسلامی از معنا و فضای آرمانی‌ای که ارزش هزینه دادن داشته باشد را در فرهنگ سیاسی حاکم بر مسئولین کشور نیز می‌توان به وضوح مشاهده و پی‌گیری نمود. فرهنگ اشرافیِ حاکم و قطع شدنِ تقریباً کاملِ ارتباطِ مسئولین با مردم، قضایایی مانند حقوق‌های نجومی و املاک نجومی که تنها گوشه‌ای کوچک از وضعیت و دغدغه‌های اصلی حاکمان را به نمایش گذاردند، و رشد کردن افراد کوچک، ملون، بی‌آرمان، بله‌قربان‌گو و فرصت‌طلب در ساختار سیاسی کشور، جملگی خبر از این می‌دهند که برخلاف شعارهای موجود، جمله‌ی پرطنینِ «خبری نیست!» در میان عمده‌ی مسئولین رده‌بالای کشور، گزاره‌ای قطعی و جا افتاده است.

همچنین در فضای به اصطلاح حزب‌اللهی –که مورد توجه ویژه‌ی حضرتعالی است- نیز اثرات این ناامیدی به جد قابل مشاهده است؛ به طوری که امروز در این فضا، نه هیچ تحرک بانشاط و جدی‌ای را شاهد هستیم، و نه چهره‌ها و شخصیت‌های قابل توجه و جریان‌ساز را. با هدایتِ حاکمیت و متناسب با وضعِ پدیدآمده، جوانان حزب‌اللهی از وضعیتِ مسئولیت‌پذیری نسبت به جامعه و فکر کردنِ عمیق به کلیتِ مسیر انقلاب -که لازمه‌ی هر حرکتِ روبه‌جلویی است- دور، و به پیچ و مهره‌هایی که وظیفه‌ی حفظ بقای فیزیکی نظام و ارتقای معنوی خود را دارند تبدیل شده‌اند، و خلأ حیاتِ آرمانیِ موجود نیز با پناه بردن به مناسکی جبران می‌شود که از حالت ناب و مسئولیت‌زا خارج شده‌اند، و نقش ارضا و تخدیرِ فردِ دورمانده از وضعیتِ واقعی جامعه را پیدا کرده‌اند. علت اصلیِ دچار شدن اقشارِ فداکارِ دوست‌دارِ انقلاب به این وضع را باید ضعف جمهوری اسلامی در امیدآفرینیِ حقیقی و جاری نبودنِ گفتارِ سیاسیِ زنده و امیدبخش و متناسب با واقعیت‌های جامعه در سطح کشور دانست.

این مشکلات و معضلات، هرچند جدی و درهم‌تنیده‌اند و وضعِ بغرنجی پیدا کرده‌اند، اما مسئله‌ی اصلی، نفسِ وجود آنها نیست؛ بلکه مسئله‌ی اصلی این است که در این وضعیت، مدیریت کلان و روندِ کلیِ اداره‌ی کشور در کدام جهت قرار گرفته است؟ آیا در جهت اراده‌ای جدی برای بر هم زدنِ این وضع و مقابله‌ی ریشه‌ای با این مشکلات است؟ یا در جهت کور کردن نقاطِ امیدِ اصلیِ اصلاحِ وضعیت؟

البته سخت بودنِ کشورداری و فائق آمدن بر معضلاتِ عدیده‌ی پیشِ رویِ آن، برای هر فردِ منصفی که حتی تجربه‌ی اداره‌ی مجموعه‌ای کوچک را داشته باشد، امری غیرقابل تردید است؛ اما مشاهده‌ی این‌که در شرایط نامطلوب و وارونه‌ی فعلی، اقدامات بخش‌های مختلفِ حاکمیت در جهتی دقیقاً خلافِ جهتِ حلِ مشکلات سازماندهی شده است، یعنی در جهتِ حذف راه حل‌ها و آخرین نقاط مورد اعتماد مردم و دارای انگیزه و برنامه و توانِ بسیج عمومی برای آغازِ اصلاحاتِ سراسری، نگرانی برای آینده‌ی کشور را وارد مرحله و مرتبه‌ی جدیدی کرده است.

در مهم‌ترین موضوع در این زمینه، در شرایطی که دکتر احمدی‌نژاد منادیِ اصلیِ مطالبات مردم در میان نخبگانِ سیاسیِ مطرحِ کشور بود، و شعله‌های امید برای امکان اصلاحاتِ اساسی درونِ ساختار جمهوری اسلامی را برای مردم زنده نگه داشته بود، و در سال 96 راه سومی را میانِ تن دادن به نظمِ باطلِ موجود یا بر هم زدنِ اساسِ نظم برآمده از انقلاب 57 و پشت کردن به کلیتِ مسیرِ انقلاب اسلامی گشوده بود، حذف وی از صحنه‌ی سیاسی کشور به هر طریق ممکن در دستور کار قرار گرفت. اگر در بادی امر، احتمالی مبنی بر حقوقی و قضائی بودنِ برخوردها با نزدیکان ایشان داده می‌شد، مشاهده‌ی روند رسیدگیِ قضائی و بازداشت‌های غیرانسانی، مواضعِ سیاسی و سستِ مسئولین قضائی، اصرار عجیب بر علنی نشدن دادگاه متهمین بر خلاف درخواست خودشان، انتشار احکام سنگین برای اتهاماتی که معلوم شد چیزی جز اجرای مصوبات دولت و روال‌های اجرایی معمول نبود -در شرایطی که انتظار می‌رفت که بعد از 6 سال جوسازیِ سنگین از کوهی از فسادهای مختلف رونمایی گردد!-، گسترش دامنه‌ی بازداشت‌های بی‌دلیل به جوانانِ حامی و تهدید و ارعاب طرفداران ایشان، و… تردیدی باقی نگذاشته است که این اقداماتِ در پوششِ قضائی، تلاشِ همه‌جانبه برای تحت فشار گذاشتن و نهایتاً حذف شخصیت مستقل و مردمی‌ای است که گویا از نگاه هر دو جناحِ موجود در حاکمیت، مانع اصلیِ تحقق سناریوهای آن‌ها برای آینده‌ی ایران تلقی می‌شود. از این رو، مسئله‌ی حذفِ آقای احمدی نژاد و خط فکری-مدیریتی ایشان از صحنه‌ی سیاسی کشور، نه صرفاً به عنوان یک ظلم بزرگ، بلکه به عنوان تصمیمی مهم بر بستن آخرین روزنه‌های امید برای اتخاذ راه اصلاحات اساسی و برگرداندن حکومت به مردم فهم خواهد شد؛ و حذفِ نماینده‌ی در صحنه‌ی این مسیر و صدای شاخصِ فریادزننده و پیگیر آرمان‌های مردم ایران، پیامی مهیب برای جامعه و نارضایتی‌های شدید و به‌حقِ موجود و راه‌های ممکنِ به نتیجه رساندنِ آن خواهد داشت. طبیعتاً موضوع به هیچ وجه بحث علاقه‌ای شخصی یا صِرفِ طرفداری سیاسی از یک شخص نیست، بلکه موضوعِ مهمی که تلاش برای حذف جریانِ ایشان را به یک موضوعِ ملی و سرنوشت‌ساز در آینده‌ی نزدیک کشورمان تبدیل می‌کند، موقعیت ایشان در صحنه‌ی کلان سیاست امروز ایران و معنای مهم حذفِ به هر طریقِ ممکنِ نماینده‌ی این مطالبات مردمی است.

به نظر می‌رسد سال 1397 سالی مهم و سرنوشت‌ساز برای انقلاب چهل ساله‌ی ماست؛ چراکه کشور مسیری را پیموده و امروز در شرایطی قرار دارد که دو راه بیشتر برای آن باقی نمانده است؛ دو راهی که پس از چهل سال به مرحله‌ی بلوغ و تقابل نهایی خود رسیده‌اند و امروز مردم و همه‌ی نیروهای سیاسی موجود، شاهد جدالی تعیین‌کننده برای قرار گرفتنِ قطعیِ کشور در یکی از این دو ریل هستند، و البته تصمیم‌گیر نهایی در این دوراهی سرنوشت ساز به طور قطع حضرتعالی هستید.

راه اول این است که در سال 97 به این وضعیتِ وارونه رسمیت داده شده و همین امکانِ اندک مردم در حاکمیت بر سرنوشت خویش نیز از آن‌ها گرفته شود و با محفلی کردنِ انتخابِ حاکمان و تشدیدِ روندِ سیاست‌زدایی از جامعه، کشور رسماً به ملکِ طلقِ حلقه‌های بسته و عده‌ای معدود تبدیل گردد. هر دو جناحی که بخش‌های مختلف حاکمیت را در اختیار دارند، در لزوم تحقق این مسیر متفق‌القول اند، هرچند در مهره‌ها و روال‌ها و طرح‌ها و تغییرات قانونی‌ای که برای تحقق خواسته‌شان لازم است، در حال جنگ قدرت با یکدیگر هستند؛ طرح‌ها و تغییرات پیشنهادی‌ای که نقطه‌ی مشترک‌شان تثبیتِ نهاییِ بازگشت از مسیر انقلاب اسلامی و به بلوغ رساندنِ رویکرد ضدمردمی موجود و وخیم‌تر کردن وضع فعلی است.

راه دوم که البته با توجه به مقاومت شدیدِ هیئت حاکمه و کانون‌های درهم تنیده‌ی قدرت و ثروت، نیازمند عزم و اراده‌ای محکم است، آغاز اصلاحات اساسی و انقلاب‌گونه در وضعیت فعلی کشور در سال 97 است، با محوریت رویکردِ بازگرداندنِ حکومت به مردم، و رفع وارونگی‌های بنیادینِ رویکردی و عملکردی و نهادیِ موجود. آن‌چه در این میان اساسی است، اصل اتخاذ این تصمیم بزرگ و باز کردنِ فضا برای تحققِ آن است، وگرنه راهکارهای خوبِ بسیاری در این مسیر قطعاً وجود دارد که برخی از آن‌ها نیز در سال 96 توسط برخی نخبگان، به خصوص دکتر احمدی نژاد، مطرح گردیده است، و با توجه به همراهیِ عمومِ مردم و نخبگانِ حقیقیِ ملت با این مسیر، به طور قطع در صورت تغییر رویکردِ عمومی و باز شدن فضا، این ابتکارات و راهکارها با مشارکت عموم نخبگان به بالندگی بیشتر نیز خواهد رسید.

بدون شک در صورت به رسمیت شناخته شدن بحران جدی موجود، و باز شدن فضای کشور برای مشارکت عمومی، و برداشته شدن گام‌های اولیه برای تغییرات در لایه‌ی سران قوا و حاکم شدن اراده‌ی واقعی مردم در این دستگاه‌ها، و ایجاد اعتماد عمومی و امید حقیقی برای برداشته شدن گام‌های مهم‌تر و عمیق‌ترِ اصلاحاتِ لازم، و به نقطه‌ی درست برگرداندنِ جای شاکی و متهم در نظام، همراهی عمومی‌ای که پشتوانه‌ی این تصمیم شما خواهد شد، سد همه‌ی مشکلات را خواهد شکست.

بی‌تردید ملت ایران در سال 97 برای پیشبرد آرمان‌های حقیقی خود و شکستن موانع موجود بر سرِ راهِ آن‌ها، باتجربه‌تر و آگاه‌تر و مصمم‌تر از سال 57 است، و به همت عمومِ مردم و افراد شایسته‌ی این ملت که روال‌های موجود، آن‌ها را از مرکزیتِ تصمیم‌گیری و مدیریتِ کشور دور نگه داشته است، و جوانانی که در صورت حاکم شدن فضای صدق و صفا از هیچ فداکاری‌ای دریغ نخواهند کرد، هیچ نگرانی جدی‌ای نسبت به موفقیت اصلاحات اساسی نباید داشت. همچنین بر هم خوردن ثباتِ کشور در صورتِ انتخابِ این مسیر نیز چیزی جز القاءِ دشمنانِ داخلی و خارجیِ ملت ایران نیست؛ بلکه به عکس، گام نگذاردن در این مسیر و تداوم روند فعلی، آن چیزی است که راه تسلطِ مستکبرین خارجی و داخلی بر کشور را هموار می‌کند.

هرچند این نامه طولانی شد، اما وظیفه‌ی خود دانستیم به عنوان فرزندان کوچکِ این ملت و دلبستگان آرمان‌های انقلاب، صادقانه تصویر خود از وضعیت ناگوار و وارونه‌ی امروزِ کشور، ابعاد مختلفِ ناامیدیِ موجود در جامعه، دلالت‌های مهیبِ برخوردِ حذفیِ حاکمیت با خط فکریِ دکتر احمدی‌نژاد در این صحنه، دوراهیِ مهمی که امروز پیشِ رویِ نظام وجود دارد، چشم‌انتظاریِ موجود برای اتخاذ تصمیمی اساسی از جانب شما، و امید و آمادگیِ کامل خود و ملت برای همراهی در مسیر اصلاحاتِ حقیقی را به عرض حضرتعالی برسانیم. امید که با توقفِ هر چه زودترِ روالِ فعلی و اقداماتی که در جهت کور کردنِ آخرین روزنه های امیدِ ملت است، راهِ پیگیریِ جدیِ آرمان‌های مردم ایران در ساختار جمهوری اسلامی باز گردد. إِنَهُ لَا یَیأَسُ مِن رَوحِ اللَهِ إِلَا القَومُ الکَافِرُونَ.

با آرزوی توفیق الهی، فروردین 1397

اسامی و مشخصات امضاکنندگان این نامه:

1- محمد یلماز، کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر، مسئول بسیج سابق دانشگاه امیرکبیر، دبیر سابق انجمن علمی دانشکده کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر، مسئول سابق قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی.
2- سید محمد جواد زمانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان، معاون سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران، مولف کتاب «هلی برن از پشت میز» پیرامون اهداف راهبردی ایالات متحده از مذاکرات هسته ای و برجام.
3- دکتر محمد حسین بادامچی، دکتری جامعه شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، دارنده مدال نقره المپیاد فیزیک، عضو سابق شورای علمی گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
4- دکتر حسین اسماعیلی، دکتری حقوق خصوصی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی، وکیل پایه یک دادگستری.
5- مصطفی پورخسروانی، دانشجویی سال اخر پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
6- دکتر علی محتشمی، دکترای سیاستگذاری عمومی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یزد.
7- علی حسن زاده، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
8- حجت الاسلام حسین وظیفه عالی، کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو موسس گروه فرهنگی اشراق دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان، طلبه حوزه علمیه قم از سال 82 تاکنون، اتمام سطح دو فقه و اصول، سطح سه عرفان اسلامی و گرایش اجتماعی، عضو موسس و سابق موسسه فتوت، مدرس حوزه دانشجویی دانشگاه شریف و تهران.
9- رضا پیامی، کارشناس علوم مهندسی دانشگاه تهران و طلبه‌ی حوزه، معاون فرهنگی و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران.
10- محمد امین سرخی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه شریف، دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شریف، مسئول سابق مرکز مطالعات اقتصادی و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
11- علی نورایی، دکتری علوم سیاسی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد.
12- حامد رحمانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
13- حجت الاسلام سید مصطفی موسوی، طلبه سطح سه حوزه علمیه قم، عضو هیات موسس و عضو سابق شورای مرکزی و نظارت جنبش عدالتخواه دانشجویی، عضو سابق شورای مرکزی و تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف.
14- حجت الاسلام علی اکبر بهرامی، حوزه علمیه قم، استاد حوزه و دانشگاه.
15- صادق آقاجری، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت.
16- علی فربد، فوق دکترا جراحی عمومی و لاپاروسکوپی علوم پزشکی ایران، مسوول علمی بسیج دانشجویی و نفر برتر علمی بسیج دانشجویی کشوری.
17- محمدرضا افشار، کارشناسی برق قدرت دانشگاه شهید عباسپور، مسئول سابق بسیج دانشگاه شهید عباسپور
18- محمدمهدی رفیعی، طلبه حوزه مشکات، فارغ التحصیل دانشگاههای امیرکبیر و شریف، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر.
19- مهدی طهماسبی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه شریف، فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک دانشگاه شریف، عضو سابق شورای تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف،
20- علی اللهیاری، کارشناسی ارشد فلسفه علم، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی.
21- حجه الاسلام دکتر داوود عرفانی‌فر، تحصیلات دانشگاهی دکترای حرفه ای (پزشکی عمومی)، تحصیلات حوزوی: سطح سه حوزه تخصصی کلام، مدرس حوزه و دانشگاه و فعال فرهنگی.
22- احمد سعیدی، دانش آموخته کارشناسی مهندسی متالوژی، دانشگاه شیراز، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز.
23- سید علیرضا شبیری، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
24- سید امیر رضوی، کارشناسی برق دانشگاه شهید عباسپور، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور.
25- ابوالفضل دانش، کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران.

26- مصطفی ایرانمنش، کارشناسی ارشد فلسفه غرب، طلبه حوزه علمیه، عضو اسبق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه و بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، مسئول سابق حرکت طلاب عدالتخواه، مسئول دانشجویی مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب‌.
27- عطاالله اسکندری، دکترای عمومی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت).
28- مصطفی نمازیان، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی دانشگاه شیراز، هیات موسس و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز.
29- جواد خرازی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه خواجه نصیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر.
30- دکتر محمد کدخدایی، دکترای ادبیات تطبیقی و ادبیات جهانی دانشگاه BLCU چین، استادیار دانشگاه شهید بهشتی تهران.
31- حمید اولیائی، متخصص پزشکی قانونی، فلوشیپ سم شناسی بالینی، عضو هیأت علمی دانشکده پزشکی دانشگاه یزد
32- دکتر اکبر جباری، دکترای فلسفه از دانشگاه میسور هند، نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه فلسفه و عرفان.
33- مهدی ابراهیمی، کارشناسی ارشد مهندسی شیمی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دبیر اسبق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند، دبیر اسبق هیئت عالی نظارت اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، کارشناس سابق نهاد رهبری دانشگاه سیستان و بلوچستان.
34- فرشته بتوئی، دکترای پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مسئول سابق واحد خواهران اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان.
35- امیرحسین گلزاری، فارغ التحصیل کارشناسی صنایع دانشگاه خواجه نصیر، جانشین اسبق بسیج دانشگاه خواجه نصیر.
36- محمدحسین هوشمند، دانشجوی ارشد صنایع دانشگاه خوارزمی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
37- سیدرضی کریمی‌آکندی، دانشجوی دکتری بیوسیستم دانشگاه تهران، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده کشاورزی دانشگاه‌های شهیدباهنر و تربیت‌ مدرس تهران و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی پردیس‌ابوریحان دانشگاه‌تهران.
38- حجت الاسلام فرشاد توسلی، کارشناسی مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی اصفهان، طلبه سطح حوزه علمیه اصفهان.مدرسه علمیه ولی عصر (عج الله تعالی فرجه)، مسئول کمیسیون فرهنگی جامعه اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۸۷، امام جماعت و مدیرمسئول و مسئول پایگاه بسیج مجموعه فرهنگی مسجدالامام در سالهای ۹۵.
39- حمیدرضا شاداب کیا، کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه تهران، مسئول سابق علمی بسیج دانشجویی امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی. مقام دوم کشوری در مسابقات رباتیک نادکو
40- دکتر حمیدرضا عسکری، کارشناسی مهندسی کامپیوتر امیر کبیر، ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه تهران، دکتری مدیریت تکنولوژی تهران مرکز، مسول سیاسی سابق بسیج داشگاه امیرکبیر
41- سید هادی مصطفوی، کارشناس مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی سهند تبریز، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند.
42- حامد کاظم زاده اصطهباناتی، دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان، دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه (آرمان) دانشگاه صنعتی اصفهان.
43- جمال هادیان، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر، فوق لیسانس اقتصاد دانشگاه تهران، مسئول سابق سیاسی و جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
44- محمد محسن نداف، کارشناس مهندسی نرم افزار دانشگاه شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران، مسئول رسانه و نشریه بسیج دانشگاه شریف، نماینده نشریات دانشجویی در کمیته ناظر دانشگاه شریف.
45- حجت الاسلام سیدکاظم موسوی طهرانی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، مدرس ادیان و فرق، مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در حوزه ۴۸۶ بسیج کارخانجات استان تهران.
46- احمد خورشیدی، سردار بازنشسته سپاه، فرمانده تیپ زمان جنگ، رئیس ستاد مردمی حجه الاسلام رئیسی درانتخابات ۹۶، دبیر کل جمعیت خدمتگزاران.
47- حامد قزوینی، دانشجوی دکتری فوتونیک دانشگاه شهید بهشتی، فعال سابق بسیج دانشجویی امیرکبیر، مدال برنز المپیاد فیزیک.
48- علیرضا آرویش، کارشناسی ارشد معماری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، فعال سیاسی.
49- سجاد فراهانى، دانشجوی دکترای محیط زیست تکامل دانشگاه خرونینگن هلند، سابقه فعالیت در حوزه محیط زیست در دانشگاه مونستر آلمان، عضو انجمن دریاچه شناسان المان و عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی و شیلات تهران.
50- امیرحسین یوسفی، کارشناسی عمران دانشگاه امیرکبیر، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

51- هاجر اخشیک ، ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی ، شورای مرکزی و معاون علمی اسبق بسیج دانشگاه علامه و جنش عدالتخواه ، مسئول سابق بخش خواهران جبهه فکری انقلاب اسلامی، شورای مرکزی جبهه فکری فرهنگی انقلاب
52- محمدحسین جوادی، کارشناسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان.
53- جلال پورحسینی، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان، معاون سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
54- حامد اسماعیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
55- هادی مسعودی، کارشناسی مهندسی مکانیک ، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه
56- مهدی زاهدپناه، دکترای تخصصی (PhD)، هماتولوژی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، دبیر فعالیت‌های قرآن و عترت.
57- اسماعیل مداحی، معاون اسبق بازرسی وزارت دفاع، جانشین کمیسیون چشم انداز مجمع تشخیص مصلحت نظام، فرمانده جنگ در کردستان و سردار بازنشسته.
58- امیر مهدی زاده، کارشناسی مهندسی نفت دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده نفت دانشگاه امیرکبیر
59- احمد رضوانی، کارشناسی مهندسی صنایع، دبیر سابق تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو کانون تحلیل و بررسی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
60- مائده تدینی، عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی، فعال رسانه‌ای
61- هوتن ستایش فر، مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف، سردبیر سابق نشریه صدف
62- محمدشریف قیصری، دانشجوی ارشد مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی، عضو سابق شورای بسیج امیرکبیر، مولف کتاب «برجام دروازه نفوذ».
63- سپهر آذرشب، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی نساجی دانشگاه امیر کبیر، معاونت سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
64- محمدحسین حسینیان، کارشناس ارشد معارف قرآن، دانشگاه خوارزمی، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه خوارزمی
65- محمدحسین گمار، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت، معاون فرهنگی سابق بسیج دانشجویی علم و صنعت ایران.
66- محمدرضا عزیزمحمدی واعظ، مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد قزوین، دبیر کل جامعه اسلامی دانشگاههای آزاد قزوین و مدیر مسئول ماهنامه سوم خرداد.
67- غدیر نبی‌زاده، دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد تهران مرکز، مترجم کتاب.
68- مهدی نوروزی، دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور اراک.
69- محمد هادی طاهری، کارشناس ارشد مهندسی مکانیک، معاون علمی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت.
70- محمدکاظم ارشد، کارشناسی نرم افزار دانشکده فنی شهید شمسی پور، کارشناسی ارشد ادیان و عرفان دانشگاه آزاد تهران شمال، مسئول سابق واحد تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی شهید شمسی پور.
71- فرشاد جلیلی مصیر، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مسئول امور فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.
72- منصور عسگری، دانشجوی دکتری عمران مدیریت ساخت، فعال فرهنگی و عضو هیات مؤسس کانون جنات اصفهان، فعال بسیج، مدرس دانشگاه، عضو هیات محبان الحسین (ع).
73- سیدحسن موسوی، استاد دانشگاه بوعلی همدان.
74- محمد قادری، دانشجوی ارشد مدیریت شهری دانشگاه تهران، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشگاه تهران.
75- مجید اسماعیل زاده، کارشناس ارشد ارتباطات دانشگاه امام صادق، عضو سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق و جنبش دانشجویان جهان اسلام.

76- حسین کلانتری، کارشناسی صنایع شریف، عضو سابق شورای مرکزی بسیج شریف.
77- محمد اسکندری، لیسانس مهندسی عمران دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان (اتحادیه عدالتخواه دانشجویی)، مربی و معاون و پشتیبان سابق پایگاه های فرهنگی ولیعصر و شهید خلیلی، عضو بسیج پایگاه مقاومت محمدی کاشانی.
78- مهدی امینی کهریزسنگی، دانشجوی کارشناسی ‌مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشکده فناوری اطلاعات و علوم کامپیوتر، مدیرعامل شرکت پردازش ابری امیرکبیر.
79- حجت الاسلام مهدی حیدری، کارشناسی ارشد فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب، خارج فقه و اصول حوزه قم، عضو فعال بسبج دانشگاه تهران(پردیس فارابی)، مبلغ دینی.
80- محمدحسین حیدرزاده، دکترای مهندسی بیوتکنولوژی، صنعتی نوشیروانی بابل، فعال سیاسی.
81- مهرداد اشتری، فوق لیسانس مهندسی عمران گرایش سازه از دانشگاه پیام نور تهران شمال، فرمانده سابق پایگاه شهید باهنر بسیج دانشجویی پیام نور زنجان.
82- سعید آرزومند، دانشجوی دکتری مهندسی کامپیوتر، دانشگاه تورنتو کانادا، فعال سیاسی
83- سهیل شمس ناتری، کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی کشاورزی، معاونت سابق روابط عمومی و طرح و برنامه حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
84- محمدرضا مهاجری، دانشجوی دکتری فقه و حقوق دانشگاه مذاهب اسلامی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فقه و حقوق دانشگاه امام صادق(ع).
85- ابراهیم محمدی، کارشناسی ارشد، مهندسی مواد، دانشگاه تهران، عضو سابق شورای مرکزی و شورای علمی بسیج دانشجویی دانشکده های فنی دانشگاه تهران، عضو سابق کانون دانش پژوهان نخبه.
86- محمدحسین قنبری مهارلو، کارشناسی بیوتکنولوژی دانشگاه تهران، عضو سابق شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه تهران.
87- علی میرزایی، کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
88- دکترعلی فهیمی، رزیدنت سال چهار گوش و حلق و بینی، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
89- حمید حاجیان، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد قزوین، نفر اول مسابقات تفسیر قرآن، عضو بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین، فعال سیاسی
90- امین پاداش، دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه شهید بهشتی، فعال دانشجویی
91- محمد کاظم داودی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بررسی و تحلیل سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
92- فاطمه مومنی، لیسانس حوزه علمیه، مشاور و مسول فرهنگی دفتر امام جمعه، مفسر و مربی قرآن، مسول ستاد عتبات عالیات در بخش بانوان، مشاور مذهبی، نخبه فعال سپاه، پژوهشگر نمونه در جشنواره علامه حلی، شورایار
93- بهنام نورمحمدی، دانشجوی کارشناسی هوافضا شریف، دبیر اجرایی انجمن مستقل دانشگاه صنعتی شریف
94- مجتبی احمدیان، کارشناس ارشد مدیریت دانشگاه فردوسی، عضو سابق شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
95- زینب طلائیان، دکترای عمومی داروسازی. دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران، مسئول سابق واحد خواهران بسیج دانشجویی دانشکده داروسازی.
96- سیدعلی تقی‌زاده، دانشجوی دکتری مهندسی عمران راه و ترابری دانشگاه سمنان، عضو فعال بسیج
97- حسن قربانی، کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران، جانشین سابق مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
98- محمدرضا ایلدر آبادی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات، فعال سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، عضو هیات امناء چند هیات مذهبی شهر مشهد، ناظر بر انتخابات ریاست جمهوری و مجلس از طرف شورای نگهبان، بسیجی فعال، مشاور رییس سابق سازمان بهزیستی کشور، مشاور رییس سابق جمعیت هلال احمر کشور
99- احمد منصوری، دانشجوی دکتری ادیان، جانباز، فعال فرهنگی
100- زینب کاظمی، کارشناسی فیزیک، دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، معاون سیاسی سابق خواهران بسیج دانشجویی، فرمانده سابق پایگاه خواهران در بسیج محلات، فعالیت در بحث تبلیغی اسلام به زبان انگلیسی، فعال در حوزه دانشجویی

101- جواد کرمانی، فوق لیسانس مهندسی برق، عضو سابق شورای مرکزی و مسئول بسیج دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر
102- حجة الاسلام محسن تقوی ، سطح ٣ حوزه ، عضو بسیج طلاب ، استاد حوزه شیراز
103- محمد مهدی میرزایی پور، کارشناس ارشد فناوری اطلاعات از دانشگاه امیرکبیر، دبیر سابق شورای تبیین مواضع بسیج‌های دانشجویی دانشگاه‌های تهران، مسوول سابق سیاسی بسیج دانشگاه امیرکبیر.
104- محمد میرزاطبیبی، ارشد ارتباطات از دانشگاه صدا و سیما، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه سوره و فعال سیاسی رسانه ای (روزنامه نگار)
105- حجه‌الاسلام غلامرضا شاه حسینی، طلبه درس خارج فقه و اصول، استاد حوزه و دانشگاه
106- علیرضا نوربالا، کارشناس ارشد مهندسی نرم افزار، مسئول سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد
107- محمد سجاد صلاحی ،کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی از باقرالعلوم، شورای مرکزی بسیج مدرسه عالی شهید مطهری، مدیر پژوهش علم دینی در موسسه اشراق
108- محمدصالح مقدسی، کارشناسی ارشد مهندسی عمران، دانشگاه آزاد لارستان، فعال انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، فعال بسیج دانشجویی، عضو شورای مرکزی دانشجویی حزب مؤتلفه اسلامی فارس، دبیر جبهه حامیان ولایت فارس، عضو سابق شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی فارس، سردبیر نشریه آفتاب شیراز، سرپرست دفتر نمایندگی خبرگزاری موج در فارس، عضویت در هیئت مدیره خانه مطبوعات استان فارس یک دوره، روزنامه نگار و خبرنگار در رسانه های مختلف
109- خضر شمسی، دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، فرماندهی دسته یکم گردان بیت المقدس حوزه مقاومت بسیج رسول اکرم (ص) میرآباد، مسئول اداری و پشتیبانی؛ مسئول آماد و پشتیبانی، مسئول نیروی انسانی پایگاه بسیج، عضو هیئت نظارت شورای نگهبان در شهرستان سردشت
110- مهران خراسانی، کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، دیپلمات وزارت خارجه
111- دکتر تریفه آقامجیدی، دکترای حقوق تجارت بین الملل در دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین
112- دکتر بیتا برنا، مشاور سابق وزارت رفاه و تامین اجتماعی در امور زنان و خانواده
113- احمد منصوری، دانشجوی دکتری عرفان اسلامی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، رزمنده و جانباز هشت سال دفاع مقدس ،عضو گردان عاشورای ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان لامِرد ، جانشین اطلاعات و عملیات پایگاه مسلم بن عقیل شهر لامِرد، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد
114- دکتر حبیب الله گل محمدی، استاد دانشگاه
115- امیر حسین فتحی، کارشناسی متالورژی، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
116- امیرمحمد یوسفی، کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
117- اسماعیل محمدی‌پناه، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد طراحی صنعتی دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، فعال رسانه‌ای، سردبیر سابق پایگاه اینترنتی تریبون مستضعفین
118- مهدی کریمان شاددل، کارشناسی مکانیک دانشگاه شریف، کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه تهران، طلبه حوزه دانشجویی شریف، فعال سابق بسیج دانشجویی شریف
119- مرتضی داداشی، کارشناسی شیمی، مسئول سابق تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی پیام نور رودسر
120- مجید توانگر، دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه مازندران
121- طاها زندکریمی، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان، مسئول کانون جامعه سازی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
122- مصطفی نیکومنش، دبیر سازمان مردم نهاد اندیشه نو، تاریخ پژوه، نویسنده و مولف کتاب
123- محسن مجیدی، کارشناسی فیزیک شریف، کارشناسی ارشد فلسفه غرب دانشگاه تهران، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
124- هادی سرمستی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
125- علی شهبازی، دانشجوی کارشناسی ارشد MBA دانشگاه صنعتی شریف، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
126- مصطفی رفیعی، فوق لیسانس هوافضای دانشگاه شریف، فعال بسیج دانشجویی در دانشگاه‌های خواجه نصیر و شریف
127- امید دلفانی، کارشناس بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی لرستان، مسئول سابق بررسی و تحلیل بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی لرستان
128- علی وطن دوست، کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان، جانشین پژوهشکده تحقیقاتی شهید اعتباری بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
129- حمیدرضا بهشتی خواه، کارشناسی هوافضا شریف، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
130- سید معین قیومی قمصری، دانشجو رشته مهندسی برق دانشگاه شریف، فعال فرهنگی
131- محمد حسین تسخیری، لیسانس مهندسی شیمی صنعتی اصفهان، عضو سابق شورای مرکزی مجمع دانشجویان عدالتخواه تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان
132- سید ابوذر بزرگواری، دانشجوی دکتری برق قدرت دانشگاه صنعتی شیراز، فعال سیاسی
133- هادی آگاهی، کارشناسی ارشد برق قدرت، فعال فرهنگی-سیاسی دانشگاه تهران
134- محمدصادق خوشبین، کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، فعال سابق بسیج دانشجویی، مدیر مسئول سایت خبری ابصار نیوز، مدیر استان تهران خبرگزاری ایرنا در دولت دهم
135- رضا آبش احمدلو، کارشناسی ارشد مهندسی مواد متالورژی، مسئول روابط عمومی دفتر فرهنگی، عضو شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
136- علی بدری، سطح یک حوزه، دانشجوى مدیریت، مدیرعامل موسسه حفظ و بسط ارزشهاى دفاع مقدس
137- حجت محمدی، مهندسی آی تی دانشگاه پیام نور بوشهر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاههای پیام نور استان بوشهر
138- احمد کمالی نژاد، کارشناسی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان، مسئول سابق پایگاه بسیج دانشجویی امام خمینی (ره)
139- زهره صادقی، کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، فعال دانشجویی در بسیج و انجمن اسلامی، سردبیر نشریات دانشجویی
140- احسان نبی پور سنگرودی، کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، مسئول پایگاه بسیج شهری
141- مرتضی رضایی فر، مهندسی فناوری اطلاعات، مدیریت چاپ دانشگاه علمی کاربردی واحد 5 وابسته به وزارت ارشاد، صاحب امتیاز چاپ چاووش
142- امیراحمد یوسفی، دانشجوی مردم شناسی دانشگاه مازندران، مشاور عالی(سابق) شورای شهر تبریز، فعال سیاسی
143- محمدهادی ثوابی، کارشناسی آی سی تی، عضو اتحادیه الکترونیک، فرمانده گروهان بسیج پایگاه
144- مسیب شفیعی، کارشناسی ارشد ریاضی محض، مدرس دانشگاه آزاد و مدارس قزوین، عضو بسیج اساتید دانشگاه و بسیج فرهنگیان، فعال فرهنگی در کانون هنری فرهنگی کوثر
145- مجید محسنی، کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، مدیر بازرگانی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، فعال سیاسی
146- راضیه چک نژادیان، فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی، عضو فعال بسیج سازمان نظام مهندسی
147- سیدمحمود محروقی، کارشناس ارشد مهندسی برق، کارشناس رسمی دادگستری، نویسنده و پژوهشگر
148- نازنین باباپور علی آبادی، کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه بین المللی کیش، مسئول کانون عفاف و حجاب بسیج دانشجویی
149- نوراله کریم تبار، کارشناسی ارشدکامپیوتر دانشگاه علوم و تحقیقات، جانشین بسیج حوزه و مدرس دانشگاه
150- سید امیر سیدی، دانشجوی کارشناسی مهندسی متالورژی صنعتی، معاون سابق امور دفاتر و پشتیبانی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان

151- حسین اشکانی، فیلمساز و عضو کانون سینماگران تهران، فعال رسانه‌ای
152- محمد غیاثوند، فوق لیسانس زمین شناسی، روزنامه نگار، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه
153- محسن دوستی، فوق لیسانس توسعه روستایی دانشگاه گلستان زنجان، ایثارگر دوران دفاع مقدس موسس، هیات مدیره و مدیرعامل سابق شرکت تعاونی سهام عدالت در شهرستان های تبریز و ملکان
154- پناه میلان، مهندسی نرم افزار دانشگاه شهید بهشتی ارومیه، مربی حلقه های صالحین ،مربی دوره طلیعه حکمت، فعال بسیج دانشجویی، عضو بسیج حوزه 2 (شهید باکری) و عضو بسیج حوزه 34
155- مهدیه عباباف یزدی، دانشجوی کارشناسی فقه وحقوق دانشگاه شهید مطهری، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید مطهری مشهد
156- بهروز نوروزی، کارشناس ادبیات، نویسنده و مولف؛ نائب رئیس موسسه صبح بیداری حکمت
157- محسن میرزاآقایی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، مسئول سیاسی سابق بسیج مدرسه علمیه معصومیه قم فعال سیاسی و رسانه ای
158- سعید یوسفی پور، دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، عضو شورای فرماندهی بسیج حوزه 8 شهری تهران، فعال بسیج دانشجویی، دبیر سیاسی سابق روزنامه ایران، عضو هیات نظارت بر انتخابات شورای نگهبان شهر تهران
159- بهنام حاجی موسایی، دانشجوی کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه زنجان، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
160- داود بیرقی، فوق لیسانس فقه و حقوق ، طلبه پایه دو، مسئول بسیج سابق دانشگاه آزاد اصفهان موسسه علوم حوزوی بلاغ و مدرسه صدر
161- امید ذوقی، لیسانس مهندسی صنایع شریف، عضو سابق کنگره شهدای بسیج شریف
162- مرتضی عبیدی، کارشناس ارشد مهندسی مخابرات سیستم، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، فعال سابق بسیج دانشجویی
163- مهدی منصوری، کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات، عضو سابق شورای تبیین و مسئول مطالعات بسیج دانشجویی باهنر کرمان
164- مهدی علیا، کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور قم، عضو انجمن علوم سیاسی دانشگاه پیام نور
165- عباس جوکار، کارشناسی حقوق دانشگاه علمی کاربردی، مسئول سابق کانون فضای مجازی و کانون نخبگان بسیج دانشگاه علمی کاربردی کازرون
166- محمد صفری، کارشناسی حقوق ثبتی دانشگاه علمی و کاربردی ایلام، عضو انجمن اسلامی دانشجویان مسکو ٢٠١٠ تا ٢٠١٢
167- حسین میری، کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر، مسئول بسیج دانشکده علوم انسانی
168- رحمان زارع، کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، مسئول سابق سیاسی بسیج ناحیه
169- آرش رحیمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد بویین زهرا، فعال بسیج هنرمندان استان البرز
170- علیرضا محرم‌زاده، کارشناس ارشد مهندسی پلیمر دانشگاه صنعتی امیرکبیر، رابط دینی سابق نهاد رهبری دانشگاه در خوابگاههای امیرکبیر، فعال دانشجویی
171- نادر گنجی، کارشناسی ارشدحقوق خصوصی، علوم وتحقیقات، بسیجی فعال، شاعر و نویسنده
172- محمد جعفری، لیسانس، مهندسی شیمی، آزاد گچساران، رییس سابق هسته علمی بسیج دانشگاه گچساران، فعال اجتماعی در عرصه های دفاع از اسلام و ایران و انقلاب در شبکه های مجازی به زبان انگلیسی
173- محمدحسین کریمی، دانشجوی رشته مهندسی اپتیک و لیزر دانشگاه صنعتی مالک اشتر، جانشین فرمانده حوزه ۲ بسیج دانش آموزی شهید فهمیده اصفهان
174- رضا طادی بنی، کارشناسی مهندسی برق، فعال سابق بسیج دانشجویی، مسئول سابق کانون نشریات بسیج دانشجویی دانشگاه رازی
175- طاهره قنبری عدیوی، کارشناسی روانشناسی عمومی و کارشناسی مدیریت بازرگانی و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی، سابقه ۳۰ سال بسیجی فعال و فعال نهاد رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی

176- حانیه درخشان، لیسانس نرم افزار دانشگاه علمی کاربردی، گرافیست و تدوین گر انقلابی و عضو هیئت انقلابی رکن الهدی و فعال حوزه دانشجویی
177- حسن کلانتری، ارشد مهندسی مکانیک، مدرس دانشگاه، عضو بسیج اساتید دانشگاه علمی کاربردی
178- سید مهدی طباطبایی، روحانی و خطیب هیات مذهبی، محقق و نویسنده در حوزه دین و فرهنگ
179- امین جعفر نودهی، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی بابل، معاون سابق روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
180- مجتبی بهنیایی، کارشناسی حسابداری از دانشگاه آزاد اسلامی همدان، مسئول سابق امور فرهنگی در شورای بسیج دانشجویی، فعال سیاسی و رسانه
181- محمد زندی، کارشناسی حقوق پیام نور، کارشناس روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضو هیئت تحریریه نشریه برداشت اول متعلق به مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری، عضو هیئت تحریریه ماهنامه فرهنگ عمومی متعلق به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، دبیر سرویس «هنر و سیاست» خبرگزاری هنر، نویسنده روزنامه ایران، سردبیر خبرگزاری فرهنگ
182- تکتم کتابی، فارغ التحصیل دانشگاه آزاد مشهد، مسوول بررسی و تحلیل حوزه امام علی (ع)، فعالیت در نشریه دانشجویی
183- حجة الاسلام قاسم حسینی ، دکترای حقوق ، حوزه علمیه شیراز
184- راضیه مظاهری، کارشناسی علوم اجتماعی، مسئول واحد خواهران بنیاد مهدویت استان همدان
185- مریم نیلی احمد آبادی، کارشناس ارشد تاریخ اسلام دانشگاه خوارزمی تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ، فعالیت در پایگاه بسیج مساجد کربلا و جامع قلهک
186- حسین مولوی، کارشناسی IT دانشگاه علمی کاربردی صنابع استان قم، مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشکده فنی انقلاب اسلامی تهران
187- اسماعیل طالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معدن دانشگاه تهران، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
188- احمد علی عبدالعلیان، فعال بسیج دانشجویی و گردان امام علی، فعالیت در کانون فرهنگی هنری کریم آل الله
189- عبداله خدیمی، کارشناس تربیت معلم قرآن و کارشناس ارشد علوم تربیتی، بسیجی و فعال رسانه ای
190- سیدهادی آیت، طلبه درس خارج حوزه علمیه، مدرس و فعال رسانه‌ای
191- زینب قهرمانی، کارشناسی ارشد روانپرستاری، مربی دانشکده پرستاری زنجان، فعال بسیج و نویسنده کتاب
192- حمیدرضا بصیرت، دکترای مدیریت، دانشگاه lulea سوئد، موسس و ‌مدیر کلینیک مشاوره مدیریت پارسیاایده، شاعر و‌نویسنده ادبی، تحلیل گر سیاسی و اقتصادی
193- هادی شریفی مهرآبادی، کارشناسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو سابق شورای حوزه ی بسیج دانشجویی
194- محمدابراهیم سلطانی، کارشناسی حسابداری از دانشگاه آزاد کرمان، فرمانده پایگاه بسیج
195- محدثه غلامی، دانشجوی رشته آمار کاربردی دانشگاه الزهرای تهران، فعال بسیج دانشجویی
196- حسین طایفی، کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه تهران جنوب، 20 سال فعالیت در بسیج و شورای پایگاه، فعال سیاسی
197- امیر مهدوی میقان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک_تبدیل انرژی دانشگاه صنعتی شاهرود، دبیر انجمن علمی دانشجویی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شاهرود
198- امیرعباس شه‌دوست، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی و فعال رسانه
199- جواد بوژمهرانی، دانشجوی کارشناسی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی اصفهان، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
200- محمد دشتی، کارشناسی ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد، کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام، فعال دانشجویی

201- مصطفی عباسپور، دانشجوی فلسفه دانشگاه چمران اهواز، دبیر انجمن علمی فلسفه، فعال سیاسی بسیج دانشجویی
202- امین ایران پوری، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پلیمر دانشگاه تهران، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
203- حسین موحدی، فوق لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد رودهن، بسیج فعال
204- مهراب پیرحیاتی، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت تهران، عضو بسیج مهندسین استان مرکزی
205- کاظم افشین پور، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر تهران، پژوهشگر و خبرنگار
206- علی محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سبز آمل، فعال پایگاه بسیج مسجد صاحب الزمان
عضو کارگروه فرهنگى، اجتماعی شوراى محله
207- اسماعیل نادریان، جانباز قطع عضو و سردار بازنشسته سپاه
208- عابد شریفی، دانشجوی معماری لامرد، مسوول گروه صالحین
209- محمد حسین حیدری، کارشناسی مکانیک‌جامدات دانشگاه آزاد دماوند، روزنامه نگار و فعال سیاسی
210- محمد بذرپاچ، لیسانس عمران دانشگاه آزاد هشتگرد، فعال بسیج دانشجویی
211- مرتضی محمدبیگی، مهندس مکانیک فعال در پروژه های نفتی، عضو سابق دفتر مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
212- محسن پورذهبی، سطح دو حوزه علمیه قم، فعال فرهنگی
213- محمدرضا غلامی کوپایی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت شهری موسسه نورهدایت شهرکرد کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه نجف آباد، عضو بسیج مهندسی اصفهان
214- متین ایرجی، دانشجوی دکتری زبان گرایش اموزش در دانشگاه آزاد واحد خوراسگان(اصفهان)، مدرس دانشگاه آزاد خوراسگان
215- محمدصادق صدری، سال هفتم حوزه علمیه اصفهان(مدرسه حضرت ولی عصر)، پژوهشگر تربیت اسلامی و علوم انسانی، عضو سابق شورای مرکزی بسیج پایگاه مسجد الامام اصفهان.
216- محمد رجب زاده، کارشناسی ارشد فقه وحقوق دانشگاه یاسوج، عضو فعال بسیج دانشجویی
217- محمد رضا خشامن ، فوق لیسانس مدیریت ، عضو شورای بسیج محلات، فعال سیاسی ، رئیس شعبه ١٨ شورای حل اختلاف بندرعباس
218- کریم جعفری، کارشناسی عمران، عضو مجمع تحلیل سیاسی بسیج استان زنجان
219- شهرام قربانی، کارشناس ارشد مهندسی انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، عضو شورای فناوری اطلاعات بسیج مهندسین تهران
220- محمد صادق فقیه، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان، مسئول نیروی انسانی بسیج دانشجویی
221- فاطمه ونایی، لیسانس الهیات ( علوم قران وحدیث) دانشگاه ازاد اراک، طلبه حوزه علمیه الزهرا اراک، عضویت بسیج حوزه ودانشگاه، کارمند سابق دفتر نهاد رهبری دانشگاه ازاد اراک
222- محمدرضا معمار، سطح ۲ حوزه علمیه حضرت اباصالح، مسئول مجموعه فرهنگی
223- محمدسعید ذاکری، فعال رسانه ای و روزنامه نگار
224- مجتبی میرشکار، کارشناسی شیمی کاربردی دانشگاه صنعتی شریف، فعال بسیج
225- کسری پرویزی، فوق لیسانس مدیریت، فعال سیاسی فرهنگی و نماینده دانشجویان و اساتید از دانشگاه پیام نور گرمسار

226- ایمان غلامی پور، کارشناسی ارشد معماری دانشگاه یزد، عضو نظام مهندسی استان فارس، فعال سیاسی
227- مهدی شاهی حسینی، کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه زنجان، و دانشجویی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه زنجان
228- یاسر مرندی، دانشجوى دکتراى بیوشیمى بالینى دانشگاه علوم پزشکى همدان، فعال بسیج دانشجویی
229- حسین قنبری، دانشجوی نرم افزار دانشگاه دولتی بیرجند، فعال بسیج دانشجویی
230- علیرضا شیخ بابایی، لیسانس مهندسی پزشکی پیام نور تهران شمال، نویسنده وبلاگ سلام بر آزادی
231- محسن محمدنژاد، لیسانس روانشناسی از دانشگاه ازاد اسلامی نایین، بسیجی فعال، فعال محیط زیست
232- علی نقوی، فارغ التحصیل دانشگاه فردوسی مشهد، عضو سابق تشکل جامعه اسلامی دانشجویان
233- وحید رزمجویی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کشتی سازی از دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
234- علیرضا زیارتی، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه علمی کاربردی کنگان، فعال سابق بسیج دانشگاه شهید باهنر شیراز
235- مهناز خزائی، کارشناس ارشد نرم افزار دانشگاه رازی کرمانشاه، عضو فعال بسیج دانشجویی
236- مجتبی فتورچیان، کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی دانشگاه علم و صنعت، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر دانشگاه تهران، فعال دانشجویی
237- پیمان شبیبی، فوق لیسانس محیط زیست آب و فاضلاب دانشگاه علوم تحقیقات بوشهر، عضو سابق بسیج دانشجویی و فعال فرهنگی
238- سجاد اردی، کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و ارتباطات گرایش سیاستگذاری دانشگاه امام صادق (ع)، فعال فرهنگی و دانشجویی
239- حامد فتاحی، کارشناسی سینما دانشگاه هنر تهران، فعال فرهنگی و رسانه ای
240- عادل بالاپور کورعباسلو، کارشناسی ارشد آموزش ریاضی شهید بهشتی تهران، فعال سابق جامعه اسلامی دانشجویان
241- سیدجواد حبیبی خراسانی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد، طلبه سطح دو رشته تخصصی فلسفه و کلام اسلامی حوزه علمیه خراسان
242- روح الله فروتنی، کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور لارستان، فعال بسیج دانشجویی
243- رضا رجبی، دانشجوی کارشناس ارشد برق کنترل دانشگاه امیرکبیر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه
244- حجت الاسلام والمسلمین محسن طالب الدینی، روحانی سطح ۳ حوزه، کارشناس ارشد فرهنگی، فعال سیاسی و فرهنگی
245- محمد مشهدی، سطح سه حوزه علمیه قم، کارشناسی ارشد فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، فعال فرهنگی
246- دکتر سعید فاضلی، پزشک متخصص بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه بقیة الله، فعال سیاسی
247- حسین مجاهد، طلبه درس خارج حوزه علمیه قم، نویسنده
248- سید جاوید حسینی، کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، سردبیر سابق نشریه منطقه ممنوعه ارگان رسمی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل پردیس فارابی دانشگاه تهران
249- محمدرضا حوری ، کارشناس پرتونگاری پیراپزشک دانشگاه علوم پزشکی بابل، فعال در بسیج دانشجویی، هیئت دانشجویی نهاد نمایندگی رهبری دانشگاه (مسئول امور سیاسی-نماینده نهاد در خوابگاه-مسئول هیئت دانشجویی)، پایگاه مقاومت بسیج شهری (معاونت فاوا و عقیدتی-سیاسی)، عضو گردان های امام حسین(فرمانده گروه و تیربارچی)
250- مهدی معرفت، طلبه‌ی سطح 3 حوزه علمیه قم

251- علیرضا نوروزشاد، لیسانس مهندس مکانیک دانشگاه شریف ، مدال طلای المپیاد فیزیک و نویسنده کتاب آشنایی با اصول آزمایشهای فیزیک
252- حجت الاسلام رضایی، رزمنده دفاع مقدس و امام جماعت در تهران
253- جلیل زینلی، کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی از دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، فعال در حوزه تعلیم و تربیت
254- مسلم امیری، کارشناسی ارشد زمین شناسی زیست محیطی، دانشگاه لرستان ،عضو نظام مهندسی معدن استان لرستان، عضو بسیج مهندسین صنعتی استان لرستان
255- وحید فلاح، رشته الهیات، دانشگاه شیراز، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
256- حسین ملیانیان، لیسانس حسابداری، دانشگاه ازاد کرج، 5سال معاونت امور مالی پایگاه بسیج قدس حوزه شهید بخارایی
257- هادی درزی رامندی ، دانشجوی کارشناسی فوریت های پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، فعال دانشجویی
258- سامع نیکوپیام، فوق لیسانس معماری، دانشگاه ازاد اسکو، فعال سابق تشکیلات شهید بهشتی
259- محمد شهرکی، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان، همکاری با حزب موتلفه اسلامی سیستان
260- محمد رجبی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد برق دانشگاه شهید یهشتی(پردیس عباسپور)، فعال دانشجویی و نویسنده سیاسی و فلسفی
261- مسلم حبیبی، دانشجوی دکترای دانشگاه مالک اشتر، عضو فعال بسیج
262- سید سجاد هاشمی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه امام صادق، فعال دانشجویی
263- محسن دامادی، استاد حوزه علمیه تبریز
264- محمود دامادی، طلبه درس خارج حوزه علمیه قم
265- فاضل حسن زاده، دانشجوی دکترای علوم سیاسی، فعال دانشجویی
266- احمدحسین کامیاب، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان.دبیراسبق انجمن علمی معارف دانشگاه صنعتی. طلبه سال هشتم حوزه علمیه اصفهان.
267- لیلا کولیوند، تحصیلات حوزوی، عضویت بسیج خواهران و جامعه زنان استان ایلام
268- بنیامین امین سرخی، طلبه ی سطح یک مدرسه ی علمیه ی معصومیه (س)، کارشناسی مهندسی مکانیک، دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
269- علی ابوطالبی، مدیریت اجرایی، دانشگاه پیام‌نور لواسان، مدیر نشر مضمون
270- سیدوحید قریشی، طلبه سطح عالی حوزه اصفهان، مترجم و نویسنده
271- پروانه پرورش، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان، فعال فرهنگی و مولف کتاب
272- سکینه محمدی سینکی، کارشناسی مدیریت دولتی، طلبه سطح سه حوزه علمیه قزوین، فعال فرهنگی
273- مرتضی ناصری نژاد، کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، عضو فعال سابق بسیج
274- عباس تنهائیان، دکترای بیوتکنولوژی دانشگاه فردوسی مشهد ، فعال دانشجویی و سیاسی
275- زهرا رضائی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، فعال فرهنگی

276- عباس شفیع خانی، طلبع سطح 3 ، لیسانس حقوق، فعال فرهنگی
277- محمدجواد ولی زاده، کارشناس ارشد حقوق خصوصی، مدرس حقوق تجارت
278- علی سلطان زاده، کارشناسی مکانیک دانشگاه خواجه نصیر، کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه شریف، عضو سابق انجمن علمی گروه فلسفه علم دانشگاه شریف
279- حجة الاسلام مرتضی غلامی ، سطح ٣ حوزه ، عضو بسیج طلاب ، استاد حوزه اباده
280- شهریار افشار، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، فعال دانشجویی
281- احد پرنده، طلبه حوزه سطح 2 حوزه علمیه قم، فعال فرهنگی و سیاسی
282- معین قاسمی، مهندس کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان، فعال دانشجویی
283- سمانه فرخ رو، دانشجوی ارشد مهندسی هسته ای دانشگاه علوم و تحقیقات، فعال دانشجویی
284- رضا نوروزی جوینانی ،کارشناسی أرشد علوم قرآنی (حوزه علمیه) ،کارشناسی أرشد فقه و أصول (حوزه علمیه) ،کارشناسی أرشد نجوم (دانشگاه تهران)
285- مهدی جباری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، فعال سیاسی
286- دکتر حسن ضیافتی کافی، مسئول اسبق واحد سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان کل کشور
287- مصطفی لقائی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، کارشناسی رشته حقوق واحد مرکزی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، فعال فرهنگی
288- حمید سالاری ، دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی دانشگاه ازاد تهران جنوب ، جانباز و بسیجی
289- سمیه احمدی، کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب، عضو انجمن مستقل دانشگاه شاهد، شورای خواهران تشکل علم و دین، مستند ساز و عضو خانه مستند انقلاب اسلامی، شورای مرکزی جبهه فکری فرهنگی انقلاب
290- روح الله شیرانی فرادنبه، کارشناس ارشد مهندسی معدن دانشگاه تربیت مدرس، فعال دانشجویی
291- مجتبی طالاری، دکتری داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، فعال سیاسی
292- هاتف خالدی، دکترای مکانیک از سوئد، سابقه بیش از ده سال فعالیت های عدالت خواهانه در فضای مجازی و مجلات و تارنماهای خبری کشور.
293- محسن نیک بخش، کارشناسی حقوق، مدیر کانون مسجد امام حسین
294- مجتبی مزروعی، سطح ۴ حوزه علمیه قم، مبلغ حوزه، فعال فرهنگی
295- سروش مومنی، دانشجوی رشته دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان، فعال دانشجویی
296- مرتضی ولی‌نژاد، کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، شورای بسیج دانشکده علوم اجتماعی ، فعال در موسسات اشراق، تمدن، امت واحده
297- کمال الدین رستمی امانی، کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه امام حسین، فعال دانشجویی
298- امیر محمد ابهری، کارشناسی ارشد مهندسی معدن-اکتشاف، عضو سابق شورای نقش آفرینی تخصصی و عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
299- جواد رضایی پور، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق واحد سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
300- محسن حسن نژاد، دانشجوی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

برچسب‌ها: اعتراضات, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, نامه سرگشاده

شما هم چیزی بگو

Apr 05 2018

گلرخ ایرایی در پی ۵۷ روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::


دویچه‌وله: گلرخ ایرایی زندانی عقیدتی پس از ۵۷ روز اعتصاب غذا سه‌شنبه شب ۱۴ فروردین به بیمارستان منتقل شده است. یکی از نزدیکان او گفته مشخص نیست که گلرخ را به کدام بیمارستان برده‌اند و وضعیت جسمی این نویسنده چگونه است.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، نویسنده، که از سوم بهمن ۱۳۹۵ در زندان به سر می‌برد پس از ۵۷ روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده است. این زندانی عقیدتی در اعتراض به انتقال غیرقانونی‌اش از زندان اوین به قرچک ورامین از ۱۴ بهمن در اعتصاب غذای تر به سر می‌برد.

روز سه‌شنبه ۱۴ فروردین (۳ آوریل) یک منبع نزدیک به خانم ایرایی به کمپین حقوق بشر در ایران گفت که حال او وخیم است، در این مدت ۲۰ کیلو وزن کم کرده و بهداری زندان سه مرتبه به او سرم وصل کرده است.

روز چهارشنبه اما در شبکه اجتماعی توییتر خبری از قول نزدیکان ایرایی منتشر شد مبنی بر اینکه او سه‌شنبه شب در پی وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

گلرخ ایرایی اولین بار روز ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ به همراه همسرش آرش صادقی بازداشت شد. او در اردیبهشت ۹۴ به دلیل داستانی منتشرنشده درباره سنگسار به ۶ سال زندان محکوم شد.

در اعتراض به این حکم، آرش صادقی همسر او در زندان دست به اعتصاب غذا زد و سرانجام ۱۴ دی ماه ۱۳۹۵ گلرخ ایرایی با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی رفت اما مجددا در سوم بهمن بازداشت شد.

یک روز بعد، روز ۴ بهمن گلرخ ایرایی به همراه آتنا دائمی بدون دلیل و با ضرب و شتم از سوی ماموران از زندان اوین به قرچک ورامین منتقل شدند.

بیشتر بخوانید: وضعیت “نگران‌کننده” گلرخ ایرایی و آتنا دائمی در زندان قرچک

این دو زندانی از تاریخ ۱۴ بهمن در اعتراض به این انتقال غیرقانونی دست به اعتصاب غذای تر زدند. آتنا دائمی در روز ۲۶ بهمن به اعتصابش پایان داد اما گلرخ ایرایی همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

از روز ۱۵ فروردین (۴ آوریل) ساعت ۲۱ به وقت ایران به مدت سه شب کارزار توییتری برای آزادی گلرخ ایرایی فعال می‌شود.

برچسب‌ها: آزادی بیان, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, گلرخ ایرایی

شما هم چیزی بگو

Apr 03 2018

مبارزه با فساد باید از دفتر رهبر آغاز شود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیو فردا: یک نماینده مجلس شورای اسلامی می‌گوید فساد به اندازه‌ای در ساختار ایران گسترده شده که بعید است قانون بتواند با آن مقابله کند و خوب است مبارزه با فساد ابتدا از «دفتر» رهبر جمهوری اسلامی آغاز شود.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت در مجلس، این اظهارات را در گفت‌و‌گو با وب‌سایت «رویداد ۲۴» بیان کرده است.

آقای ایمن‌آبادی گفته که «فساد در ساختار کشور دامنه‌دار شده و جا خوش کرده و من هیچ امیدی ندارم که این قانون بتواند جلوی این حجم فساد را بگیرد».

وی افزوده است: از آن رو به توان مقابله قانونی با این حجم از فساد در ایران بدبین است که در «تشکیلات» حضور دارد و «این اتفاقات ناخوشایند را از نزدیک» می‌بیند.

این نماینده بدون اشاره به جزئیات بیشتر٬ هشدار داده که «اگر روزی انقلاب ما با مشکل روبرو شود بدانید به خاطر همین فسادهای گسترده است».

ایمن‌آبادی همچنین پیشنهاد کرده که «مبارزه با فساد از دفتر خود رهبری شروع شود».

به گفته وی٬ «اگر این اتفاق بیافتد و سپس در قوه قضائیه با فساد مبارزه شود و پس از آن قوه مجریه به پالایش فساد در درون خود بپردازد حداقل دستاوردی که از آن حاصل می‌شود اعتمادسازی در جامعه است».

این نماینده٬ علاوه بر فساد مالی٬ به وجود «فساد گسترده اخلاقی» در ایران هم اشاره کرده و افزوده که «متاسفانه امروز افراد خیلی واضح و روشن سفارش یکدیگر را به مسئولین می‌کنند و ابایی هم از این موضوع ندارند».

وی در ادامه این گفت‌و‌گو خواستار «بی‌طرفی» قوه قضائیه در بررسی پرونده‌های فساد و برخورد بدون «مسامحه» با خاطیان شده است.

این برای نخستین‌بار نیست که یک نماینده مجلس از حجم گسترده فساد در ساختار جمهوری اسلامی سخن می‌گوید.

احمد توکلی٬ نماینده پیشین مجلس٬ نخستین کسی بود که از «سیستماتیک» شدن فساد در جمهوری اسلامی سخن گفته و افزوده بود که «نهادهای مسئول مبارزه با فساد {نیز} خود به درجاتی از فساد مبتلا شده‌اند».

آقای توکلی به صراحت هشدار داده که اگر با فساد مبارزه نشود٬ جمهوری اسلامی٬ «ساقط» خواهد شد.

ایمن‌آبادی که عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی است٬ سال گذشته نیز گفته بود که برخی دستگاه‌های دولتی در ایران از نظارت و حسابرسی این دیوان بر فعالیت‌های خود «فرار» می‌کنند و برخی نهادها به هیچ کس پاسخگو نیستند.

اظهارات وی در حالی بیان شده که از نبود یا ضعف نظارت بر فعالیت بسیاری از دستگاه‌های حاکمیتی و دولتی در ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش فساد در جمهوری اسلامی نام برده می‌شود.

مصطفی تاج‌زاده٬ فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز به تازگی در نامه سرگشاده‌ای به احمد توکلی، فعال سیاسی اصولگرا نوشته که رهبر جمهوری اسلامی فقط در نظر و سخنرانی «پرچمدار مبارزه با فساد» است.

به باور تاج‌زاده٬ آیت‌الله علی خامنه‌ای و منصوبانش در عمل٬ یا «خود آلوده فساد شده‌اند مانند قوه قضائیه»، «یا غیرمستقیم در گسترش فساد نقش ایفا کرده و می‌کنند؛ مانند سپاه با ورود گسترده در امور اقتصادی».

وی در نامه‌اش که روز ۲۷ اسفند منتشر شد٬ همچنین نوشته بود: «برخورد جناحی رهبری و منصوبانش با فساد، که یکی را باید کش داد و دیگری را باید درز گرفت، دامنه فساد را گسترش داده است».

هشدارها نسبت به گسترش فساد و نهادینه‌شدن آن در ساختار جمهوری اسلامی در حالی بیان می‌شود که بر اساس اعلام سازمان شفافیت بین‌الملل٬ ایران در سال‌ ۲۰۱۶ میلادی با ۲۹ امتیاز در رتبه ۱۳۱ کشور‌های فاسد قرار داشت.

این در حالی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز یکشنبه در بیانیه‌ای٬ «کارنامه» جمهوری اسلامی در آستانه ورود به دهه پنجم انقلاب را «درخشان» توصیف کرده بود.
با استفاده از گزارش‌های رویداد ۲۴ و رادیو فردا/ ب.ب /ک.ر

برچسب‌ها: اقتصادی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, غارت, فساد

شما هم چیزی بگو

Mar 31 2018

ارتداد خفی و طلبه‌های بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبه‌هایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سه‌گانه جادویی” مدرنیته، جهانی‌شدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس می‌زنند.

حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزه‌های علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.

سلاحی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد با آن دروازه‌های جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی می‌گشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.

«گستره‌ی “ارتداد خفی” در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مساله‌ی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه‌ی ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مساله‌ی امامت و… نیز تفاوت‌های آشکاری با نرم‌های رایج و رسمی دارند.»

این بخشی از نوشته‌ای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبه‌های مکررش با بسیاری از طلبه‌ها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر می‌دهد.

این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیک‌های جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها می‌گوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سه‌گانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبه‌ها نوشته است که توان نشان دادن بی‌اعتقادی خود را ندارند.

نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسل‌های قبل رابطه‌ای کاملا متفاوت با جهان می‌گیرد. حوزه علمیه نیز جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ بسته ‌و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller

محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی

محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبه‌هایی که دچار “ارتداد خفی” شده‌اند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکه‌های اجتماعی و علوم انسانی بر آن‌هاست. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«طلاب جوان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کرده‌اند. آن‌ها به میزان حضورشان در شبکه‌های اجتماعی و به میزان اطلاع‌شان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانی‌شدن متاثر شده‌اند. نگاه این بخش از طلاب نگا‌ه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آن‌هایی که سنتی هستند، اصلا در شبکه‌ها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»

“طلبه‌های ناطلبه”

شکافی که محسن کدیور از آن می‌گوید در نوشته جواد شریفی با مثال‌های زنده‌ای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرم‌های رفتاری آن‌ها را تغییر داده است. از اشاعه پدیده‌ای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبه‌های ناطلبه» را پدید آورده است. طلبه‌هایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش هم‌صنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین می‌پیچند:

«مثلا می‌گویند یک روحانی بیلیارد باز سبب می‌شود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر می‌شود علاقه‌ی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقی‌تر شدن فضای ورزشگاه می‌شود.»

به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل می‌شود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفق‌شان در اداره‌ی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر می‌شود».

فراریان از اسلام؟

ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا می‌شود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل می‌د‌هد؟

محسن کدیور با این نتیجه‌گیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.

اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراض‌هایی که ما در دی‌ماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن‌، می‌شود ذکر کرد که این‌ها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر می‌کنم مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi

محسن کدیور می‌گوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.

به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «ام‌الفساد جمهوری اسلامی» می‌داند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزه‌های علمیه نهادینه و ساختاری است.

او می‌گوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا این‌ها تجدید نظر نکنند، ما نمی‌توانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.

“خدا به چه اموری توجه داشته”

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان، اخیرا گفت‌وگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامه‌ای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکل‌گرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” می‌گذارد.

به باور عبدی «شکل‌گرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».

او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:

«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف می‌کرد که یک روحانی که درس معارف می‌داد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیده‌ای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح می‌داد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان می‌خندیدند و متوجه نمی‌شد که چرا می‌خندند. از این نمونه‌ها از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین‌ها را می‌توان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»

اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.

محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید آن‌ها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعه‌‌ها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناخته‌اند. یعنی فکر می‌کنند با همان علوم سنتی می‌توانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهره‌ای نبرده باشد، نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیل‌کرده بدهد.»

باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟

عباس عبدی در نامه‌اش به نائینی نوشته که مهم‌ترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمی‌شود، بلکه عرفی شدن و تقدس‌زدایی از نهاد دین را تسهیل می‌کند. این کار سیاست را دینی نمی‌کند، دین را سیاسی می‌کند».

او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچ‌کدام از دو نقش را نمی‌تواند بازی کند».

محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره می‌کند که پس از انقلاب بر بزرگرا‌ه‌ها نقش بست و وارد کتاب‌های درسی شد.

کدیور می‌گوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه ‌جمهوری اسلامی هم در این نظر راسخ‌تر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعه‌شناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دین‌گریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده می‌کنند، آبه این نتیجه می‌رسند که بهترین راه برای حمایت از دین‌داری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزه‌های علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر می‌کنم رشد فراوانی در این زمینه داشته‌ایم.»

عبدی به نائینی می‌گوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آن‌ها و «تقلیل دادن آن‌ها به یکدیگر» است.

محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتی‌ناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, سیاسی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Mar 30 2018

چرا ترامپ جای کره شمالی روی ایران تمرکز کرده است؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی ::

ایران وایر:
به اعتراف نهادهای امریکایی و بین المللی، ایران پس از «برجام» دیگر تهدید بالفعل برای امریکا به شمار نمی رود.

ترمیم های «دونالد ترامپ» درجمع مشاوران و دستیاران خود به روشنی نشان از «آرایش هدف‎دار» او برای مقابله با یک «چالش» دارد. انتصاب «مایک پمپئو» به جای «رکس تیلرسون» و انتصاب «جان بولتون» به جای «هربرت مک مستر» برای مقابله با کدام یک از چالش هایی است که ترامپ برای کشورش می بیند؟ «داعش»، «بشار اسد»، کوبا، کره شمالی، روسیه یا جمهوری اسلامی؟

از تمام کشورهای جهان، این نه ایران، بلکه کره شمالی است که آمریکا را تهدید به حمله اتمی کرده است. این رهبر جوان کره شمالی بود که خطاب به ترامپ گفت: «دکمه سلاح اتمی روی میز من است.» با چنین تهدیدی، چرا چندان که باید، کره شمالی کانون اختلافات ترامپ و اطرافیانش نیست؟ به گفته برخی نهادهای امریکایی و بین المللی، ایران پس از «برجام» دیگر تهدید بالفعل برای آمریکا به شمار نمی رود، تهدید بالفعل، کره شمالی است. با این حساب، چرا ترامپ تمرکز سیاست خارجی خود را بر مقابله با تهدید بالقوه تهران نهاده است و نه بر تهدید بالفعل پیونگ یانگ؟

پاسخ را باید در تل آویو و ریاض جست، کره شمالی تهدیدی علیه این دو نیست. کافی است به این دو لابی نیرومند توجه داشته باشیم تا بفهمیم «پروژه ایران» در کاخ سفید چرا و به چه منظور شکل گرفته و به کدام سو در حرکت است. بی دلیل نبود که دونالد ترامپ در دیدار اخیرش با «محمد بن سلمان»، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی، به او توصیه کرد از تمرکز بر سوریه، قطر و گروه «حوثی» بکاهد و تمرکز خود را بر ایران بگذارد. این همان «مشت گره کرده» ترامپ است که موجب شد مشاوری هم‏چون جان بولتون را به حلقه یاران خود بیافزاید و وزیری چون تیلرسون را از این حلقه بیرون و اشکارا اعلام کند: «با تیلرسون در موضوعات مختلف، از جمله توافق هسته‌ای با ایران اختلاف نظر داشتم.»

یک یادآوری دیگر هم مهم است. جرج بوش، رییس جمهوری وقت امریکا از میان «طالبان» و «صدام حسین»، جنگ خود را با حمله به حلقه ضعیف (طالبان) آغاز کرد. او در انتخاب میان حمله به عراق چندپاره یا ایران نیز حمله به حلقه ضعیف تر، یعنی صدام را برگزید.

با رفتن «جرج بوش» و از روز استقرار «باراک اوباما» در کاخ سفید در روز اول بهمن 1387 تا فرارسیدن نوروز 1388، تنها دو ماه لازم بود که موج «تغییر» (شعاری که اوباما برگزیده بود) در کاخ سفید برای تعامل با تهران پدیدار شود. رییس جمهوری سیاه پوست با تبار مسلمانی در کاخ سفید در تصور هیچ یک از رهبران جمهوری اسلامی نمی گنجید که مزید بر این، فرا رسیدن نوروز 1388 را هم به مردم و رهبران نظام شادباش گفت. تبریک به مردم ایران ابتکار جدیدی نبود اما تبریک مستقیم تلویزیونی (نه کتبی) به رهبران نظامی با عنوان کامل «جمهوری اسلامی ایران» قطعا اقدامی نو بود. او در این پیام نوروزی هیچ فاصله ای بین رهبر و مردم ترسیم نکرد. اوباما در این پیام تصریح کرد:«می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران [بخوانید رهبر] جمهوری اسلامی صحبت کنم.» او خاطرنشان ساخت: «در بطن این جشن، آشتی برای ملت ها نهفته است.»

اوباما در ادامه نوآوری خود گفت «دست دوستی» به سوی ایران دراز می کند. او برای اولین بار دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران (از جمله نویسنده) را به روز ملی آمریکا دعوت کرد. اما این نوآوری در روز اول فروردین 88 پاسخ خود را از رهبر جمهوری اسلامی در مشهد گرفت. «علی خامنه ای» دست دوستی اوباما را «دست چُدنی با دستکش مخملی» توصیف کرد و گفت که به آن امیدی نیست.

فرصت سوزی های رهبر جمهوری اسلامی به آن جا انجامید که با افزایش فشارهای داخلی بر اوباما، او دعوت از دیپلمات های ایران را پس گرفت. رییس جمهوری وقت مریکا نه تنها دست دوستی خود را پس کشید، که دیرتر سخت ترین تحریم های فلج کننده در تاریخ دیپلماسی جهان را بر ایران وضع کرد تا همان رهبر در سال 92 مجبور شود در سخن رانی خود در جمع افسران ارشد سپاه پاسداران تن به «نرمش قهرمانانه» [بخوانید منفعلانه] دهد. گویی او فراموش کرده بود که «امریکا هیچ غلطی نمی توان بکند».

ولی واقعیت آن بود که «حسن روحانی» بر زبان آورد: «تحریم ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیایید، تا مساله محیط زیست حل بشود، تا اشتغال جوان ها حل بشود، تا [مشکل] صنعت جامعه حل بشود، تا [مشکل] آب خوردن مردم حل بشود، تا منابع آبی زیاد بشود، تا بانک های ما احیا بشود و…»

این پروژه اما در مرحله اجرایی شدن برجام خوب پیش نرفت و دوباره مشکلات اقتصادی، ایران را به یک حلقه ضعیف تبدیل کرد.

باراک اوباما هم در سخنرانی اخیرش به ژاپن به نوعی این دوگانه مهم را توصیف کرد. او گفت اجماع و تاثیرگذاری بر ایران راحت از کره شمالی است، چون کره شمالی مبادلات اقتصادی اندکی با جهان دارد ولی مبادلات اقتصادی ایران گسترده تر و امکان اجماع و تاثیرگذاری بیشتر بود.

آیت الله خامنه ای برای رهایی از این ضعف اقتصادی، الگوی «اقتصاد مقاومتی» را پیشنهاد کرده است ولی نرمش «اسلام ناب محمدی» در برابر «شیطان بزرگ» برای جهیدن از «تله تحریم»، بیش از هر چیز ناتوانی «اقتصاد مقاومتی» را بر ملا کرده است. اگر امکان ساخت اقتصاد مقاومتی و خودکفایی به سبکی که مدنظر آیت الله خامنه ای است، وجود داشت، باید طی چند دهه پس از انقلاب در ایران بنا می شد نه این که پس از ناامیدی رهبر جمهوری اسلامی از ثمربخش بودن برجام.، سکه اقتصاد مقاومتی را ضرب کند.

از این زاویه است که به قدرت رسیدن ترامپ و تشکیل مثلث رویایی امریکا-عربستان-اسراییل، شرایط ایده آلی را فراهم آورده تا مشت گره کرده رییس جمهوری کنونی امریکا جایگزین دست دوستی اوباما شود. اگر چه رهبر جمهوری اسلامی ناتوان تر از آن بود که بتواند این تغییر پارادایم را در افق ببیند اما تحولات جاری کاخ سفید را بسیار پیش‎تر، «صادق زیباکلام»، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به خوبی پیش بینی کرده بود. او ماه ها پیش از آرایش امروز در دولت امریکا گفت: «آن قدرها طول نخواهد کشید که خیلی‌ها از ایران چراغ به دست خواهند گرفت و به دنبال روزهایی که آقای اوباما در راس کاخ سفید بود، بگردند.»

برچسب‌ها: آمریکا, امنیتی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Mar 30 2018

ادعای ورود دو جنگنده اسرائیلی به آسمان ایران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی ::


جنگنده اف−۳۵ اسرائیل
دویچه‌وله: به ادعای یک روزنامه کویتی، دو جنگنده اف−۳۵ اسرائیلی بدون رهیابی شدن توسط سامانه دفاع هوایی جمهوری اسلامی وارد آسمان ایران شده‌اند. طبق این گزارش، این جنگنده‌ها اهدافی در بندر عباس، اصفهان و شیراز را شناسایی کرده‌اند.

روزنامه کویتی الجریده روز پنجشنبه (۹ فروردین/ ۲۹ مارس) نوشت که دو جنگنده اف−۳۵ اسرائیلی طی ماه‌های گذشته وارد حریم هوایی ایران شده‌اند. الجریده خبر ادعایی خود را “نشانه تنش‌های فزاینده منطقه‌ای” به‌خصوص با توجه به حملات هوایی اخیر اسرائیل در سوریه، از جمله علیه پایگاه‌های ایرانی در این کشور، دانسته است.

این روزنامه کویتی با استناد به یک “منبع مطلع” مدعی شده است که این دو جنگنده اسرائیلی با عبور از آسمان سوریه و عراق، وارد حریم هوایی ایران شده و حتی اهدافی در بندر عباس، اصفهان و شیراز را شناسایی کرده‌اند.

تکذیب عراق

پس از انتشار این خبر تحسین الخفاجی، سخنگوی وزارت دفاع عراق، در گفت‌وگو با خبرگزاری روسی اسپوتنیک، ورود جنگنده‌های اسرائیلی به حریم هوایی این کشور را تکذیب کرد. الخفاجی گفت که سامانه پدافند هوایی عراق قادر است به نقض حریم هوایی این کشور واکنش نشان دهد و ایران نیز از رادارهای پیشرفته برخوردار است.

اما به ادعای الجریده، هر دو جنگنده اسرائیلی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های جهان هستند و توانسته‌اند در ارتفاعی بسیار بالا بر فراز نقاطی در ساحل خلیج فارس که احتمال داده می‌شده مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران باشند، پرواز کرده‌اند.

“دور زدن تمام رادارهای منطقه”

طبق این گزارش، جنگنده‌های اسرائیلی توانسته‌اند از چشم تمام رادارها، از جمله رادارهای نصب‌شده روسیه در سوریه پنهان بمانند. منبع این روزنامه کویتی از تأیید یا تکذیب هماهنگی این عملیات با ارتش آمریکا، که اخیرا با ارتش اسرائیل تمرین مشترک داشته، امتناع کرده است.

منبع الجریده تأکید کرده است، هفت جنگنده اف−۳۵ ارتش اسرائیل که اخیرا در یک سری عملیات در سوریه و مرز سوریه و لبنان شرکت کرده‌اند، می‌توانند بدون سوخت‌گیری دو بار مسیر اسرائیل تا ایران را بپیمایند.

روزنامه اسرائیلی “جروزالم پست” نیز امروز جمعه ضمن انتشار خبر روزنامه الجریده نوشت که اسرائیل در پنج سال گذشته حدود ۱۰۰ حمله هوایی علیه حزب‌الله لبنان، محموله‌های تسلیحاتی برای این جریان مورد حمایت ایران و علیه زیرساخت‌های سوریه داشته است.

بیشتر بخوانید: نتانیاهو: در صورت لزوم علیه ایران اقدام خواهیم کرد

ارتش اسرائیل روز ۲۱ مارس گذشته رسما مسئولیت حمله سال ۲۰۰۷ به تأسیسات اتمی سوریه در شمال آن کشور و نابودی آن را برعهده گرفت.

“حمله به ۱۲ هدف مرتبط با ایران در سوریه”

به گزارش جروزالم پست، جنگنده‌های اف−۱۶ اسرائیلی در ماه فوریه گذشته با گذشتن از حریم هوایی سوریه به ۱۲ هدف مرتبط با ایران در این کشور حمله کردند. به نوشته این روزنامه اسرائیلی، این حملات در واکنش به ورود پهپاد ایرانی به آسمان اسرائیل بوده که توسط سامانه دفاع هوایی اسرائیل سرنگون شد.

در این میان یک جنگنده اف-۱۶ اسرائیلی سرنگون شد که پدافند هوایی سوریه مدعی ساقط کردن آن است. مقام‌های اسرائیلی در پی سرنگون شدن “پهپاد ایرانی” در خاک آن کشور، تهدید کردند که به تکرار چنین اقداماتی واکنشی شدید نشان خواهند داد.

بیشتر بخوانید: سلامی: پهپاد سرنگون‌شده در اسرائیل آخرین پهپاد جبهه مقاومت نخواهد بود

با وجود ادعای ورود جنگنده‌های اسرائیلی به حریم هوایی ایران، مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی بر تسلط کامل خود بر آسمان این کشور تأکید می‌کنند. از جمله فرزاد اسماعیلی، فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا، شهریورماه سال گذشته (۱۳۹۶) از آسمان ایران به عنوان “امن‌ترین آسمان جهان” نام برده و گفته بود که جمهوری اسلامی با ۳ هزار و ۷۰۰ نقطه پدافندی در کشور، با هرگونه تجاوزی “قاطعانه” برخورد خواهد کرد. محمدرضا صادقی‌زاد، فرمانده پدافند هوایی منطقه غرب کشور نیز مهرماه گذشته تأکید کرده بود که پدافند هوایی جمهوری اسلامی “کوچکترین تحرک” در آسمان ایران را رصد خواهد کرد.

برچسب‌ها: اسرائیل, امنیتی, خاورمیانه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Mar 30 2018

وضعیت “نگران‌کننده” گلرخ ایرایی و آتنا دائمی در زندان قرچک

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

دویچه‌وله: وضعیت جسمی دو زن زندانی نگران‌کننده است. گلرخ ایرایی در پی ۵۴ روز اعتصاب غذا، توان راه رفتن ندارد. یک طرف صورت آتنا دائمی نیز بی‌حس شده است. این دو فعال مدنی به “انتقال غیرقانونی” خود از اوین به قرچک ورامین معترض‌اند.
گلرخ ایرایی (راست) توان راه رفتن ندارد و یک طرف صورت آتنا دائمی بی‌حس شده است

آتنا دائمی (چپ) و گلرخ ایرایی

پس از گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز اعتصاب غذای گلرخ ایرایی در زندان، او حتی توان راه رفتن هم ندارد؛ یک طرف صورت آتنا دائمی نیز بی‌حس شده است و نزدیکان این دو زندانی نگران سلامتی آنان هستند.

آتنا دائمی و گلرخ ابراهیمی ایرایی روز ۴ بهمن‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) “همراه با ضرب و شتم” از اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. این دو کنشگر مدنی که در اعتراض به این “انتقال غیرقانونی” روز ۱۴ بهمن‌ماه گذشته دست به اعتصاب غذا زده بودند، اینک در وضعیت نامناسب و نگران‌کننده‌ای به سر می‌برند.

روز ۲۶ بهمن‌ماه گذشته آتنا دائمی به اعتصاب غذای خود پایان داد و گلرخ ایرایی اعتصاب خشک خود را به تر تبدیل کرد. به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر، در روز پنجشنبه (۹ فروردین/ ۲۹ مارس) پس از گذشت ۵۴ روز از آغاز اعتصاب غذای خانم ایرایی، او حتی توان راه رفتن هم ندارد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

منابع نزدیک به این زندانیان در گفت‌وگو با هرانا، وضعیت گلرخ ایرایی را “به‌شدت نگران‌کننده” توصیف کرده و گفته‌اند: «خانم ایرایی با افت شدید فشار خون و خشک شدن زبان مواجه شده و به‌هیچ وجه توان راه رفتن ندارد. وزن وی نیز با دست‌کم بیست کیلو کاهش به کمتر از ۵۰ کیلوگرم رسیده است. خانم ایرایی از زدن سرم نیز امتناع کرده و گفته است چون وعده‌های قبلی مسئولین زندان مبنی بر پیگیری وضعیتشان عملی نشده است، به هیچ وجه حاضر به تزریق سرم نیست و همین مساله باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است».

خانم دائمی نیز «دچار سرماخوردگی و تب شدید شده است؛ یک طرف صورتش دچار بی‌حسی شده و طی مراجعه‌ای که به بهداری داشته به وی گفته‌اند احتمالا در جریان انتقال آنها به بند مادران دچار شوک عصبی یا ضرب‌خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصب‌های صورتش شده است».

به گزارش هرانا، این دو کنشگر مدنی روز ۲۱ اسفندماه از قرنطینه بند سه زندان قرچک ورامین “با ضرب و شتم” به بند مادران این زندان، جایی که محل نگهداری مادران و کودکان است، منتقل شده‌اند. آنان علاوه بر اعتراض به حضور در بندی که مخصوص مادران، کودکان و نوزادان است و با تأکید بر تأثیر منفی آن بر سلامتی‌شان، نگهداری خود در زندان قرچک را “موقت” دانسته و خواستار بازگشت به اوین بودند.

پیش‌تر گزارش شده بود که پس از انتقال آتنا دائمی و گلرخ ایرایی به بند مادران، نیروهای گارد زندان مجددا به آنها تأکید کرده‌اند که حق استفاده از تلفن را ندارند.

سازمان‌های و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، همچون عفو بین‌الملل، خواستار آزادی فوری آتنا دائمی، گلرخ ابراهیمی ایرایی و همسرش آرش صادقی شده‌اند. کمیته حقوق بشر پارلمان اروپا نیز حدود دو هفته پیش با انتشار اطلاعیه‌ای، ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامتی این دو زن زندانی، از “رفتار ظالمانه و تحقیرآمیز” با آنان انتقاد کرد.

بیشتر بخوانید: کمیته ‌حقوق بشر پارلمان اروپا خواستار آزادی آتنا دائمی و گلرخ ابراهیمی شد

آتنا دائمی روز ۲۹ مهرماه سال ۹۳ بازداشت شد و ۸۶ روز در سلول انفرادی و تحت بازجویی بود. او روز ۲۸ دی‌ماه همان سال به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم دائمی به اتهام “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم” به ۱۴ سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۷ سال حبس تقلیل یافت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز روز ۱۵ شهریورماه ۹۳ به‌همراه همسرش، آرش صادقی، بازداشت شد. این فعال مدنی اردیبهشت‌ماه ۹۴ به اتهام “توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر بدون حضور او تأیید گردید. خانم ایرایی سوم آبان‌ماه ۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی توسط مأموران امنیتی جهت اجرای حکم ۶ سال زندان خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

برچسب‌ها: آتنا دائمی, حقوق بشر, سیاسی, گلرخ ایرایی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .