No responses yet

Nov 28 2017

انتقادها در شبکه‌های اجتماعی پس از انتشار ویدئوی اعزام کودکان به سوریه

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: خبرگزاری صدا و سیما ویدیویی از یک نوجوان ۱۳ ساله اهل مازندران را به عنوان خردسال‌ترین «مدافع حرم» ایران در سوریه منتشر کرده‌است. این ویدئو واکنش انتقادی گروهی از فعالان شبکه‌های اجتماعی٬ از جمله بخشی از کاربران موسوم به «حزب‌الله» را برانگیخته است.

در این ویدیو کودکی که خود را «امیرمهدی» ۱۳ ساله از مازندران معرفی می‌کند٬ در کنار گروهی از مردان نظامی قرار دارد و به زبان فارسی به پرسش‌های یکی از این آنها درباره علت حضور در جنگ سوریه پاسخ می‌دهد.

این کودک ۱۳ ساله می‌گوید که «شهادت» را «افتخار» می‌داند و پیامش به آمریکا این است که «اسلام همیشه پیروز است.»

فردی که اقدام به تهیه این ویدیو کرده با تمجید از حضور این کودک در جنگ سوریه٬ وی را به «حسین فهمیده» تشبیه می‌کند و می‌گوید امیرمهدی «کوچک‌ترین مدافع حرم» اعزامی از ایران به منظقه «ال‌بوکمال» سوریه است.

«حسین فهمیده» یکی از نماد‌ها و قربانیان جنگ هشت ساله عراق و ایران است. ماحصل حضور قابل توجه کودکان در این جنگ که هشت سال به طول انجامید٬ براساس اعلام غلامرضا سلیمانی٬ فرمانده سپاه استان اصفهان ۳۶ هزار «شهید» دانش‌آموز بود.

این کودکان و نوجوانان در آن سال‌ها در مدارس٬ مساجد٬ پایگاه‌های بسیج و هیات‌های مذهبی تحت تاثیر آموزش‌ها و سخنرانی‌ روحانیون عازم مناطق جنگی می‌شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ نیز به سیاست جذب کودکان و نوجوانان در مساجد٬ پایگاه‌های بسیج و هیات‌های مذهبی ادامه دادند و پس از آغاز جنگ سوریه٬ دامنه اجرای این سیاست‌ به گروه مهاجران افغان و پاکستانی در ایران نیز کشیده شد.

جذب و اعزام کودکان افغان و پاکستانی به جنگ سوریه از سوی ایران که از همان ماه‌های نخست جنگ در این کشور آغاز شده بود٬ در مهر ماه سال ۱۳۹۶ منجر به صدور بیانیه‌ای از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر در انتقاد از این اقدام جمهوری اسلامی شده است.

این سازمان در بیانیه خود به صراحت سپاه پاسداران را متهم کرده که کودکان مهاجر افغان را به عنوان سرباز به جنگ سوریه اعزام می‌کند؛ در حالی که گاهی سن این افراد به ۱۴ سال هم نمی‌رسد.

این سازمان در ادامه گزارش خود اظهارات سارا لی ویتسون٬ مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر را بازتاب داده بود که از مقام‌های ایران خواسته بود به روند سربازگیری از کودکان خاتمه دهند و آنها را بلافاصله از جبهه بازگرداند.

این مقام مسئول گفته بود که «مقام‌های ایران به جای این که کودکان پناهجو و بی‌دفاع را قربانی خود کنند باید از آنها حمایت کنند و کسانی را که آنها را به عنوان سرباز به کار گرفته‌اند باید به محکمه بکشانند.»

اعزام کودکان به جنگ سوریه از سوی سپاه پاسداران در شرایطی ادامه دارد که تیرماه سال ۱۳۹۵ حسن روحانی لایحه‌ الحاق ایران به پروتکل اختیاری منع به‌کارگیری کودکان در مخاصمات مسلحانه را تسلیم مجلس کرده بود.

جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۲ به این پروتکل پیوسته است٬ اما آن‌طور که بیانیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر و برخی از گزارش‌‌ها نشان می‌دهد٬ اعزام کودکان به جنگ سوریه در واقع نشانه روشنی از پایبند نبودن ایران به این پروتکل است.

انتشار فیلم حضور یک کودک ۱۳ ساله در جنگ سوریه آن‌هم از سوی خبرگزاری صدا و سیما باردیگر موضوع جنجال برانگیز استفاده کودکان در جنگ از سوی جمهوری اسلامی را در بخشی از افکار عمومی و فضای مجازی زنده کرده است.

کاربران «حزب‌الله» در شبکه‌های اجتماعی از جمله منتقدان انتشار چنین فیلمی از سوی خبرگزاری صدا و سیما و البته حضور کودکان در جنگ هستند که این نگاه انتقادی در میان آنها پدیده‌ای کم‌سابقه است.

«سرباز روح‌الله رضوی» یکی از همین کاربران در صفحه توییتر خود نوشته «اصل استفاده از کودکان در جنگ محل اشکال است اما مشکل‌تر فهم منطق ذهنی کسانی است که تصاویر کودکی ۱۳ ساله ایرانی را در جبهه نبرد سوریه از رسانه‌ ملی پخش کردند.»

«علیرضا ملوندی» که خود را در توییتر «مسلمان ایرانی» معرفی کرده هم در واکنش به انتشار این فیلم چنین توییت کرده که «اونی که بچه ۱۳ ساله برداشته برده منطقه جنگی عقل درست حسابی نداشته» است.

ملوندی نوشته «اونی که فیلم گرفته و در تلویزیون پخش کرده کلا بهره‌ای از عقل و حداقل‌های رسانه‌ای نداشته و نداره؛ بره دنبال کارهای دیگه برای همه بهتره.»

«مصطفی وثوق‌نیا» خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری فارس هم در توییتر خود نوشته که «مسئولان واحد مرکزی خبر به خاطر انتشار کلیپ حضور پسری ۱۳ ساله در شهر بوکمال سوریه توبیخ و عزل شوند.»

تعدادی از فعالان حزب‌الله نیز با حمایت تلویحی از استفاده کودکان در جنگ به سخنان آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله علی خامنه‌ای استناد کرده و تلاش کرده‌اند از چنین رویکردی دفاع کنند.

«علمدار کمیل» یکی از این کاربران است که خطاب به مقام‌های اسرائیل چنین توییت کرده که «آره…تازه یه سری سرباز هم داریم تو گهواره ان…برا جنگ با اسراییل.»

کاربر دیگری هم چنین توییت کرده که «ماشاالله٬ این‌ها راه حسین فهمیده رو طی می‌کنند .انشالله همین کودکان کار اسرائیل رو یکسره می‌کنند.»

سایر کاربران توییتر هم به انتشار این فیلم و استفاده جمهوری اسلامی از کودکان در جنگ واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده‌اند.

«مدیار» از جمله فعالان مدنی است که در توییتر خود نوشته «نقض شرم‌آور حقوق کودک. کودک – سربازی ۱۳ ساله در سوریه که نمی‌داند جنگ چیست، اما آنجا است برای تبلیغاتی که آقای به اصطلاح گزارش‌گر می‌خواهد از زیر زبانش بکشد از سیاهی‌های موجود در جمهوری اسلامی که سفید عرضه‌اش می‌کنند.»

«حسین مددی» هم در توییتر خود نوشته است: «با دیدن فیلم کودک ایرانی در سوریه یادآوری ای شد که برای حکومت‌ها خودی وغیر خودی‌ای وجود ندارد، فقط جاده صاف کن و پیشمرگه‌ای لازم دارند ‌و بس.»

در جنگ سوریه براساس آمار «دیده بان حقوق بشر سوریه» ۱۹ هزار کودک جان خود را از دست داده‌اند که کودک‌-‌سربازان ایرانی٬ افغان و پاکستانی را هم می‌توان جزئی از قربانیان این جنگ به شمار آ‌ورد.​

No responses yet

Nov 20 2017

پنج ایرانی از جمله دو عضو ارشد سپاه پاسداران در منطقه بوکمال سوریه کشته شده‌اند

نوشته: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: همزمان با گزارش‌ها درباره نقش قاسم سلیمانی در فرماندهی عملیات بازپس‌گیری شهر بوکمال سوریه از گروه حکومت اسلامی، خبرگزاری‌های ایران از کشته شدن حداقل پنج نیروی نظامی ایران از جمله دو عضو ارشد سپاه پاسداران در این منطقه خبر دادند.

خبرگزاری مهر روز یکشنبه ۲۸ آبان، اعلام کرد که خیرالله صمدی، از فرماندهان سابق تیپ ۳۶ انصار المهدی استان زنجان، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه بوکمال سوریه مجروح و پس از انتقال از این منطقه درگذشت.

این خبرگزاری از آقای صمدی به عنوان «سردار» نام برده که اصطلاحی است که در سپاه پاسداران برای توصیف فرماندهان با درجه سرتیپ دوم یا بالاتر استفاده می‌شود.

در همین حال محمدعلی بابایی، رئیس بنیاد شهید رودسر در استان گیلان، اعلام کرد که یک سرهنگ بازنشسته سپاه پاسداران به نام علیرضا نظری در منطقه بوکمال سوریه کشته شده است.

آقای نظری ‌فرمانده سابق توپخانه تیپ میرزا کوچک‌خان نیروی زمینی سپاه پاسداران بوده است.

در همین حال خبرگزاری فارس اعلام کرد که مهدی موحدنیا ساکن سبزوار، و عارف کاید خورده ساکن دزفول، نیز در منطقه بوکمال سوریه کشته شده‌اند. این خبرگزاری اعلام نکرده که این دو نفر از نیروهای کدام نهاد بوده‌اند.

همچنین بر اساس گزارش تعدادی از وب‌سایت‌ها، بابک نوری هریس از نیروهای بسیج شهر رشت، نیز از کشته‌شدگان در منطقه بوکمال سوریه است.

ارتش سوریه می‌گوید روز یکشنبه کنترل کامل شهر بوکمال را در نزدیکی مرز با عراق در شرق این کشور در دست گرفته است.

در این زمینه شبکه العالم، شبکه عربی زبان تلویزیون ایران، مدعی شد که قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران «شخصاً فرماندهی نبرد آزادسازی البوکمال را به عهده داشته است».

شبکه لبنانی المیادین نیز گزارش مشابهی منتشر کرده است.

شهر بوکمال آخرین منطقه شهری در سوریه محسوب می‌شد که همچنان در اختیار گروه حکومت اسلامی بود.

ارتش سوریه همراه نیروهای همپیمانش در یک ماه اخیر عملیاتی را برای بازپس گیری این شهر آغاز کرده بودند.

۱۰ روز پیش گزارش‌هایی مبنی بر کنترل کامل این شهر توسط نیروهای وفادار به بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه منتشر شد اما مدتی بعد گروه داعش توانست در ضد حمله‌ای بار دیگر کنترل این شهر را در دست بگیرد.

گروه حکومت اسلامی در ماه‌های اخیر بخش وسیعی از مناطق دراختیارش در عراق و سوریه را از دست داده است.

سپاه پاسداران بارها اعلام کرده‌است که حضور فرماندهان این نیرو در سوریه و عراق «مستشاری» است و جمهوری اسلامی به درخواست بشار اسد و دولت عراق به این کشورها نیرو اعزام کرده‌است.

در مقابل پیشتر منتقدان در داخل ایران نیز با انتقاد شدید از عملکرد قاسم سلیمانی و نیروی قدس در منطقه، «به وجود آمدن» گروه داعش را «مرهون سوءمدیریت قاسم سلیمانی» دانسته‌اند.

از جمله مهدی خزعلی منتقد سیاسی، سال گذشته در ویدئویی گفته بود که حضور قاسم سلیمانی در سوریه نبود «الان داعشی در سوریه وجود نداشت».

علاوه بر نیروهایی از سپاه پاسداران، بسیج و ارتش جمهوری اسلامی که در درگیری‌های سوریه حضور دارند، نیروهای افغان مقیم ایران در قالب تیپ «فاطمیون» و نیروهای پاکستانی مقیم ایران در قالب تیپ «زینبیون» در این جنگ در کنار نیروهای بشار اسد و حزب‌الله لبنان می‌جنگند.

در طول جنگ شش ساله سوریه که صدها هزار کشته برجای گذاشته است، ایران متحد اصلی حکومت بشار اسد بوده است و تاکنون بیش از یک‌هزار تن از نیروهایش در آن کشور کشته شده‌اند.

No responses yet

Oct 16 2017

نیروهای عراقی یک پایگاه هوایی و مناطق صنعتی در اطراف کرکوک را از دست کردها خارج کردند

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: نیروهای عراقی روز دوشنبه ۲۴ مهرماه چند موضع در کنترل پیشمرگه‌های کرد را در جنوب کرکوک به تصرف خود در آوردند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، یک بیانیه ارتش عراق گفته است، مناطقی که به تصرف ارتش این کشور و شبه‌نظامیان شیعه حشدالشعبی در آمده است شامل یک پایگاه هوایی کلیدی موسوم به «کی- یک»، ساختمان‌های شرکت نفت شمال، یک نیروگاه برق و مجتمع‌های صنعتی است.

این بیانیه می‌افزاید که ارتش عراق «به پیشروی‌های خود ادامه می‌دهد».

تلویزیون کردی «روداو» می‌گوید که پیشمرگه‌ها از چند موضع در جنوب کرکوک عقب‌نشینی کرده‌اند.

کرکوک هم اکنون در کنترل نیروهای کرد است ولی پیشروی نیروهای عراقی به سمت منطقه صنعتی، باعث دسترسی آنها به جنوب این شهر شده است.

نیروهای کرد عملیات نیروهای عراقی را «گسترده» توصیف کرده و گفته‌اند که تهاجم آنها باعث «تلفات زیادی» شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ژنرال بهزاد احمد، یکی از سخنگویان نیروهای کرد گفته است: نیروهای فدرال یک شرکت نفت و گاز و مناطق صنعتی دیگر در جنوب کرکوک را به تصرف خود در آورده و «تلفات زیادی» وارد کرده‌اند.

تنش میان حکومت مرکزی عراق و اقلیم کردستان از سوم مهرماه که همه‌پرسی استقلال در مناطق کردنشین برگزار شد بالا گرفته است. در آن همه‌پرسی بیش از ۹۲ درصد به استقلال از عراق رای دادند.

ارتش عراق همراه با شبه‌نظامیان شیعه برای بازپس گرفتن مناطق مورد اختلاف با اقلیم کردستان در کرکوک به سمت این شهر پیشروی کرده‌اند ولی هم اکنون در مناطق اطراف آن مستقر هستند.

برخی فرماندهان پیشمرگه‌ها گفته اند که نیروهای سپاه پاسداران نیز در کنار نیروهای عراق در اطراف کرکوک حضور دارند.

خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که طرفین شب گذشته به تبادل آتش توپخانه پرداختند.

No responses yet

Oct 16 2017

پیشمرگه‌های کرد راه نیروهای عراقی به چاه‌های نفت کرکوک را بستند

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

صدای آمریکا: با رد هشدار بغداد مبنی بر عقب نشینی از راه استراتژیک جنوب کرکوک توسط پیشمرگه‌های کرد، بحران همه‌پرسی استقلال کردستان عراق وارد مرحله تازه‌ای شد.

بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز همزمان با ورود قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس سپاه پاسداران به اقلیم کردستان برای گفتگو با مقام‌های اقلیم، رهبران کرد هشدار پیشین دولت عراق را رد کردند و حاضر نشدند به درخواست بغداد نتیجه همه پرسی را لغو کنند تا گفتگوها میان دو طرف برای حل بحران آغاز شود.

در همه پرسی ماه پیش ۹۳ درصد رای دهندگان از استقلال کردستان عراق پشتیبانی کردند.

رهبران کرد در نشستی شهر دوکان بر پیشنهاد خود دایر بر حل بحران ازراه مسالمت آمیز زیر نظر ناظران بین‌المللی تاکید کردند.

در این نشست، مسعود بارزانی رئیس جمهوری اقلیم کردستان عرق، فواد معصوم رئیس جمهوری عراق، و هیرو طالبانی همسر جلال طالبانی – رئیس جمهوری پیشین عراق که به تازگی درگذشت – حضور داشتند. رهبران اقلیم همچنین آنچه را تهدید نظامی بغداد خواندند، رد کردند و گفتند آماده دفاع از سرزمین در برابر هر نوع حمله‌ای هستند.

بسیج مردمی عراق یا حشدالشعبی، شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران، تا نیمه شب یکشنبه ۲۳ مهر به نیروهای کرد مهلت دادند از مواضع خود از تقاطع مکتب خالد عقب نشینی کنند. علی الحسینی سخنگوی حشدالشعبی به رویترز گفته است با پایان مهلت، نشانه‌ای از عقب نشینی مشاهده نشده است.

پیشمرگه‌ها در شمال این تقاطع یک پایگاه هوایی و نیز میدان غنی نفتی بای حسن را در اختیار دارند.

در سال ۲۰۱۴ پس از آنکه نیروهای عراقی از رویارویی با داعش در کرکوک، سرباز زدند، نیروهای پیشمرگه کرد وارد منطقه شدند و از چاههای نفت در برابر حمله داعش دفاع کردند.

No responses yet

Sep 29 2017

پدیده دست‌کاری فتوشاپی در تاریخ جنگ ایران و عراق

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: عکس روی جلد کتاب ششم دبستان با فتوشاپ تغییر کرده تا پوستر آیت الله خمینی در سمت چپ ورودی مسجد جامع خرمشهر به پوستری از آیت الله خامنه ای تبدیل شوددر روزهای گذشته، برملا شدن دستکاری در عکسی از روز بازپس گیری خرمشهر در کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان، بار دیگر موضوع نحوه روایت جنگ ایران و عراق در منابع رسمی را خبرساز کرد.

در روی جلد این کتاب، چند کودک با پس زمینه‌ای از نمادهای تاریخ و جغرافیای ایران، دورتا دور عکس مشهور تعدادی از رزمندگان ایرانی در مقابل مسجد جامع خرمشهر دیده می‌شوند. در عکس واقعی خرمشهر -که از قضا در صفحات داخلی کتاب وجود دارد- رزمندگان عکس‌های آیت الله خمینی را در دو سمت چپ و راست ورودی مسجد آویزان کرده‌اند. عکس روی جلد کتاب ششم دبستان اما، با فتوشاپ تغییر کرده تا پوستر سمت چپ ورودی مسجد، به پوستری از آیت الله خامنه‌ای تبدیل شود.

بزرگنمایی نقش آیت الله خامنه‌ای در زمان جنگ ایران و عراق، البته قابل فهم است و رد پای آن، حتی در زندگی نامه رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز دیده می‌شود. مثلا این زندگی نامه، از “حضور مستقیم” آقای خامنه‌ای در عملیات شکستن حصر آبادان خبر می‌دهد که ایجاد کننده تصور -نادرست- حضور فیزیکی در محل عملیات است.

اما علی‌رغم بی سابقه نبودن چنین رویه‌هایی، وقتی دامنه دستکاری در مستندات تاریخی به کتاب‌های درسی گسترش می‌یابد، موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار می‌شود و این در حالی است که نمونه‌های این دستکاری نیز، کمیاب نیستند. مثلا بعد از انتخابات ۱۳۸۸، تلاشی برای حذف میرحسین موسوی از اسناد تاریخی صورت گرفت که نشانه‌های آن، در برخی از کتاب های درسی مدارس هم مشاهده شد. تا جایی که در کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سوم راهنمایی (نظام قدیم) در سال ۱۳۹۰، عکسی از کابینه محمدعلی رجایی که پیشتر در همین کتاب وجود داشت تقطیع شد تا میرحسین موسوی از جمع وزرای کابینه حذف شود.

بیشتر بخوانید:

در تابستان ۱۳۸۹، پژوهشنامه انجمن ایرانی تاریخ مقاله‌ای به قلم منصوره کریمی قهی را با موضع “آسیب شناسی تأثیر تحولات سیاسی بر محتوای کتاب های درسی تاریخ معاصر” منتشر کرد که در آن، نمونه‌هایی از تغییر موضوعات تاریخی بنا بر مصلحت‌های سیاسی یادآوری شده بود. حتی تا این حد که در کتاب تاریخ سال سوم متوسطه سال ۱۳۸۶، یک درس کامل بـه امتیازات تحمیل شده به ایران از سوی به قدرت‌های استعماری اختصاص یافته بود، بدون آنکه ذکری از امتیازات واگذار شده به روسیه به میان آید.

در چنین فضایی از تاثیرپذیری کتاب های درسی از اولویت های سیاسی، تعجبی ندارد که موضوع مهمی چون تاریخ جنگ ایران و عراق نیز، همواره یکی از موضوعات تحریف در کتاب‌های درسی ایران بوده است.

به عنوان نمونه، در کتاب تاریخ معاصر سوم دوره متوسطه (چاپ ۱۳۹۱)، نوشته علی اکبر ولایتی و دیگران، در توضیح علت ادامه جنگ با عراق، دلیل عجیبی ذکر شده که حتی سرسخت ترین فرماندهان مدافع ادامه جنگ هم نیز مدعی آن نبوده‌اند. به نوشته این کتاب: “در آن صورت [در صورت پایان جنگ] ممکن بود، مانند سال‌های جنگ‌های اول و دوم جهانی که به بهانه هجوم نیروهای انگلیسی از جنوب، روس‌ها هم از شمال حمله می‌کردند، شوروی‌ها هم به بهانه حفظ امنیت مرزهای جنوبی خود، شمال ایران را تصرف کنند.”

جعفر شیرعلی‌نیا محقق تاریخ جنگ، در ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ به بخش های دیگری از همین کتاب -که همچنان در مدارس تدریس می‌شود- اشاره کرده که حاوی غلط‌های تاریخی متعدد است. غلط‌هایی که بعضی از آنها ممکن است سهوی باشند اما برخی دیگر، به طور مشخص مرتبط با حیطه مسئولیت نویسنده اصلی کتاب تاریخ یعنی آقای ولایتی وزیر خارجه زمان جنگ است.

بیشتر بخوانید: اگر ایران قطعنامه ۵۹۸ را یک سال زودتر پذیرفته بود

مثلا در کتاب آمده است: “در عرصه سیاسی و بین المللی، وزارت خارجه نوپای جمهوری اسلامی با اقدام های روشنگرانه خود به تدریج متجاوز بودن دولت حاکم بر عراق را به دنیا قبولاند. در تیرماه ۶۷ در قطعنامه ی ۵۹۸ سازمان ملل متحد، برای نخستین بار پس از هفت سال از شروع جنگ، دو خواسته ایران مورد توجه قرار گرفت: عقب نشینی به مرزهای بین المللی پس از آتش بس و تعیین متجاوز. در نتیجه ایران قطعنامه را پذیرفت.”

گذشته از غیردقیق بودن ادعای تاکید قطعنامه بر تعیین “متجاوز” و نادرستی زمان ادعایی “صدور” قطعنامه ۵۹۸ که در تیر ۱۳۶۶ بوده – و نه چنانچه در کتاب تاریخ دبیرستان آمده تیرماه ۱۳۶۷ -آقای ولایتی از سرسخت‌ترین مخالفان قطعنامه ۵۹۸ بوده، آن را “قرارداد ترکمنچای” و “عنصر حرام زاده” می‌دانسته و می‌گفته تا وقتی وزیر خارجه است، اجازه نمی دهد ایران قطعنامه را قبول کند.

در کتاب تاریخ معاصر سوم دوره متوسطه (چاپ ۱۳۹۱)، نوشته علی اکبر ولایتی و دیگران، در توضیح علت ادامه جنگ با عراق، دلیل عجیبی ذکر شده که حتی سرسخت ترین فرماندهان مدافع ادامه جنگ هم نیز مدعی آن نبوده اند. به نوشته این کتاب: ‘در آن صورت [در صورت پایان جنگ] ممکن بود، مانند سال‌های جنگ‌های اول و دوم جهانی که به بهانه هجوم نیروهای انگلیسی از جنوب، روس‌ها هم از شمال حمله می‌کردند، شوروی‌ها هم به بهانه حفظ امنیت مرزهای جنوبی خود، شمال ایران را تصرف کنند’

آقای شیرعلی نیا یادآوری می‌کند: “در ادامه متن کتاب درسی به مذاکرات دوساله پس از پذیرش قطعنامه اشاره شده درحالی که این مذاکرات تا شکست کامل پیش رفته بود و حمله عراق به کویت (۱۱ مرداد ۶۹)، افزایش فشار جهانی بر صدام و نامه‌نگاری‌های او با مقامات ایرانی به پذیرش قرارداد الجزایر از سوی صدام در ۲۳ مرداد ۶۹ منتهی شد. نویسندگان با حذف تمام این اتفاقات نامه نهایی صدام را حاصل دیپلماسی و مذاکره دوساله وزارت خارجه دانسته‌اند.”

محمدجواد لاریجانی، معاون علی اکبر ولایتی در وزارت امور خارجه و مسئول پیگیری قطعنامه ۵۹۸، در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ در اشاره‌ای به مذاکرات دیپلماتیک آن مقطع نوشته که آقای ولایتی پس از پذیرش قطعنامه نیز از متن آن به‌درستی مطلع نبوده، در مورد ملاقات‌های خود در ارتباط با آن اغراق می‌کرده و – به گفته آقای لاریجانی- “حتی مواردی وجود دارد که ملاقاتی انجام نشد، ولی خبر آن به تهران مخابره شد”.

مطالعه موردی: روایت‌های خرمشهر

در سال های گذشته، بسیاری از رسانه‌ها و مسئولان حال و گذشته ایران، به بیان اظهارنظرهایی غیرمستند در مورد تحولات جنگ پرداخته‌اند که احتمالا، مخاطبان محدودی داشته‌اند. ولی علاه بر آنها، برخی از موارد تحریف وقایع جنگ، در قالب پروژه‌های بسیار بزرگ نهادهای عمومی صورت گرفته‌اند که در سرتاسر کشور مخاطب گسترده داشته‌اند. پروژه‌هایی که کتاب های درسی مدارس، تنها بخشی از آنها هستند و شامل نمونه‌هایی دیگر از جمله فیلم ها، سریال های تلویزیونی و رمان‌های مورد حمایت نهادهای حکومتی می‌شده‌اند.

این نوع تولیدات، به خاطر دامنه تاثیرگذاری‌شان، بعضا با واکنش فرماندهان نظامی مواجه شده‌اند که هر از گاه، در گوشه ای از فضای رسانه‌ای ایران، امکان طرح روایت خود را پیدا کرده‌اند.

به عنوان نمونه، به دنبال پخش سریال ۱۱۰ قسمتی “کیمیا” از تلویزیون ایران در سال ۱۳۹۴، که به طور مفصل به ماجرای مقاومت خرمشهر در مقابل اشغال عراق پرداخته بود، برخی از فرماندهان نسبت به تحریف نقش ارتش در این سریال به شدت اعتراض کردند.

بیشتر بخوانید: بازخواني ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر

در یکی از واکنش‌ها، سرهنگ علی قمری فرمانده “گردان دژ خرمشهر”- فرمانده نظامی وقت منطقه – در یادداشتی گلایه کرد که مطابق سریال انگار تنها ۱۰ نفر سرباز ارتش در میان مدافعان خرمشهر حضور دارند در حالی که فقط گردان دژ، ۷۳۲ نفر در دفاع از خرمشهر کشته داده و در مجموع، تعداد کل کشته شدگان ارتش در این شهر حدود ۹۰۰ نفر بوده است.

او در نوشته ۱۹ دی ۱۳۹۴ خود افزود: “تا ۸ مهر [در خرمشهر] فقط گردان دژ و تکاوران دریایى و ۳۰ نفر سپاه و بسیج و ۱۸۵ نفر از ژاندارمرى و شهربانى بودند. هشتم به بعد ۲۶۰ دانشجوی دانشکده افسری ارتش ۱۷۵ هوانیروز ۳۳ نفر افسر و درجه دار از دیگر یگان‌هاى ارتش ۲۵ نفر بسیج از تهران آمدند و ۳۰۰ نفر هم از مردم خرمشهر.”

سرهنگ علی قمری فرمانده “گردان دژ خرمشهر”- فرمانده نظامی وقت منطقه – گلایه کرد که مطابق سریال ‘کیمیا’ انگار تنها ۱۰ نفر سرباز ارتش در میان مدافعان خرمشهر حضور دارند در حالی که فقط گردان دژ، ۷۳۲ نفر در دفاع از خرمشهر کشته داده و در مجموع، تعداد کل کشته شدگان ارتش در این شهر حدود ۹۰۰ نفر بوده است. وی افزود: ‘تا ۸ مهر [در خرمشهر] فقط گردان دژ و تکاوران دریایى و ۳۰ نفر سپاه و بسیج و ۱۸۵ نفر از ژاندارمرى و شهربانى بودند. هشتم به بعد ۲۶۰ دانشجوی دانشکده افسری ارتش ۱۷۵ هوانیروز ۳۳ نفر افسر و درجه دار از دیگر یگان‌هاى ارتش ۲۵ نفر بسیج از تهران آمدند و ۳۰۰ نفر هم از مردم خرمشهر’

در واکنشی دیگر به سریال کیمیا، هوشنگ صمدی فرمانده تکاوران دریایی مدافع خرمشهر، که از بوشهر اعزام شده بودند، در ۱۹ دی گفت: “تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر ۱۰۳ نفر شهید و ۲۹۰ نفر جانباز دادند… کدام یک از آنها را در این سریال کیمیا می‌بینید؟ آیا خرمشهر را فقط همین ۴-۵ نفر [نیروی غیرارتشی] نگه داشتند؟ کلاه سبزها و کماندوها در سریال کیمیا کجا هستند؟” او در مصاحبه با روزنامه بامداد گفت که تلاش‌هایش برای گفتگو با نویسنده سریال و مدیر تولید آن و تذکر نکات نادرست آن بی‌نتیجه مانده است.

ناخدا صمدی، در مصاحبه جداگانه‌ای با حسین دهباشی در سایت تاریخ آنلاین در ۸ مرداد ۱۳۹۶، به انتقاد از کتاب “دا” -روایت زهرا حسینی از مقاومت خرمشهر- پرداخت که یک موسسه انتشاراتی وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر کرده بود. این کتاب، که در کتابخانه‌های سرتاسر ایران توزیع و به زبان‌های مختلف ترجمه شد، با بیش از ۱۰۰ بار چاپ پرفروش ترین کتاب سال ۱۳۸۸ لقب گرفت. رهبر جمهوری اسلامی نیز، در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ آن را “حقا و انصافا کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی” دانست.

هوشنگ صمدی در مصاحبه خود، به عنوان نمونه‌ای از میزان اعتبار روایت‌های کتاب دا، به بخشی از آن اشاره کرد که حکایت داشت تکاوران ارتش، دو تفنگ ۱۰۶ را به چند دختر ۱۵-۱۶ واگذار کرده و رفته‌اند (“تفنگ ۱۰۶” نوعی توپ است که افراد ناآشنا، آن را به اشتباه تفنگ تصور می‌کنند). ناخدا صمدی سپس، بخشی از گفتگوی خود با نویسنده کتاب را چنین نقل کرد: “از ایشان پرسیدم … دو تا تفنگ ۱۰۶ ما را کی تحویل گرفت؟ گفت هرکدامشان را یکی از این دخترها گرفتند…. به او می‌گویم خوب این دخترها که اینها را گرفتند چه جوری حمل کردند؟ می‌گوید نمی‌دانم هر کدام یکی را گرفته‌اند دیگر.”

فرمانده تکاوران خرمشهر افزود: “می گویم خانم، تفنگ ۱۰۶ ، ۲۴۰ کیلو وزنش است. روی جیپ سوار می‌شود. لوله توپش ۳ متر و ۴۰ سانتیمتر است… این دختر چطور این تفنگ را تحویل گرفته؟ … می‌گوید من، برادرم و پدرم توانستیم جلوی لشکر زرهی… را بگیریم. اصلا تو تفنگ دستت گرفته‌ای خانم حسینی؟”

خود نویسنده کتاب دا، پیشتر در اظهارنظرهایی جداگانه، برخی از نویسندگان داستان های جنگی را دروغگو دانسته بود. به عنوان نمونه در ۲۳ دی ۱۳۹۲، با اشاره به یک داستان معروف جنگی دیگر به نام “هوبره” تاکید کرده بود: “همه آنچه در این کتاب آمده، کذب و دروغ است”. خانم حسینی با گلایه از برخی نهادها که از “هوبره” و نویسنده آن علی فاطمی (عچرش) حمایت کرده‌اند گفته بود: “چه می‌شود که همه دنبال این آقا راه می‌افتند؟ مگر این آقا کی هست؟… چرا باید از آثاری که تاریخ جنگ را تحریف می‌کنند حمایت شود؟”

نویسنده هوبره، در ۲۵ بهمن ۹۲ به نویسنده دا پاسخ داد: “این کتاب از همان جاهایی مجوز گرفته که شماها گرفته‌اید.”

هوشنگ صمدی فرمانده تکاورهای مدافع خرمشهر به عنوان نمونه ای از میزان اعتبار روایت‌های کتاب ‘دا’، به بخشی از آن اشاره کرد که حکایت داشت تکاوران ارتش، دو تفنگ ۱۰۶ را به چند دختر ۱۵-۱۶ واگذار کرده و رفته اند. ناخدا صمدی سپس، بخشی از گفتگوی خود با نویسنده کتاب را چنین نقل کرد: ‘از ایشان پرسیدم … دو تا تفنگ ۱۰۶ ما را کی تحویل گرفت؟ گفت هرکدامشان را یکی از این دخترها گرفتند…. به او می گویم خوب این دخترها که اینها را گرفتند چه جوری حمل کردند؟ می گوید نمی دانم هر کدام یکی را گرفته اند دیگر. می گویم خانم، تفنگ ۱۰۶، ۲۴۰ کیلو وزنش است. روی جیپ سوار می شود. لوله توپش ۳ متر و ۴۰ سانتیمتر است… این دختر چطور این تفنگ را تحویل گرفته؟’

مطالعه موردی: پرواکنش ترین مستند جنگی تلویزیون

بخش مهمی از روایت‌های جنجالی در مورد جنگ ایران و عراق، در قالب “پروژه های مستند” صدا و سیما ارائه شده که به دلایل گوناگون مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. به ویژه از این جهت که اگرچه در تاریخ جنگ، در کارنامه هم سپاه و هم ارتش مجموعه‌ای از شکست‌ها و پیروزی‌ها وجود داشته، در این روایت ها معمولا گزارش دقیقی از اقدامات این دو نیرو ارائه نشده است.

یکی از خبرسازترین پروژه های تلویزیون از این حیث، مستندی ۱۹ قسمتی تحت عنوان “دفاع مقدس” بود که واحد مرکزی صدا و سیما، در سال ۱۳۸۷ و با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح تولید کرد. این مستند، مهرماه همان سال از شبکه های مختلف تلویزیون ایران پخش شد و مورد تمجید فرماندهان سپاه قرار گرفت اما به لحاظ شدت واکنش‌هایی که در میان ارتشیان برانگیخت، منحصر به فرد بود.

با خاتمه پخش ۱۹ قسمت این سریال، ۳۲ نفر از فرماندهان ارشد ارتش در اقدامی بی‌سابقه به بررسی تخصصی آن پرداخته و در مهرماه ۱۳۸۷، نتیجه را در سایت ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر کردند، که در فضای رسانه‌ای ایران بازتاب بسیار مختصری یافت.

نوشته فرماندهان ارتش، از جمله از اینکه در روایت تلویزیون “اسم‌های متعدد شهدای سپاه وجود دارد ولی از نام بردن شهدای ارتش خبری نیست”، از “نمایش حضور گسترده همه اقشار در جبهه به جز ارتش” و حتی از برجسته شدن مشارکت “لات های جنوب تهران به زیبا ترین شکل” در کنار چشم پوشی از فعالیت‌های ارتشیان انتقاد می‌کرد. بخش های دیگری از متن، به مواردی چون “عبور از عملکرد ارتش در عملیات ثامن الائمه با زیرکی خاص”، اینکه “پخش رمز عملیات فقط توسط فرماندهان تیپ و لشکر سپاه در عملیات طریق القدس نشان داده می‌شود، در حالی که فرماندهی عملیات با ارتش بوده”، و اینکه “در عملیات بیت المقدس گزارشات، تصاویر و کلام همه سپاهی و بسیجی است” اشاره داشت.

فرماندهان سپاه و ارتش در زمان جنگ
نامه ۳۲ نفر از فرماندهان ارتش در انتقاد از روایت تلویزیون از جنگ
‘هرکجا پیروزی وجود دارد به نوعی به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد با مصاحبه با ارتشی ها، به ارتش منسوب می شود’متن، همچنین با یادآوری اظهارات تلویزیونی برخی از فرماندهان سپاه پاسداران در مورد تاریخ جنگ، گلایه می‌کرد که رویکرد “کلاسیک” ارتش، “به تکرار در زبان و قلم همه کارشناسان سپاه مورد نقد، استهزاء و به عنوان داشتن بار منفی و حتی زشت به کار رفته است”. به نوشته فرماندهان ارتش: “هرکجا پیروزی وجود دارد به نوعی به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد با مصاحبه با ارتشی‌ها، به ارتش منسوب می‌شود.”

۳۲ فرمانده منتقد در جای دیگر، تاکیدات برجسته تلویزیون بر شکست چهار عملیات محدود ارتش در ابتدای جنگ (از مهر تا دی ۱۳۵۹) را یادآوری کرده و افزودند: “[تلویزیون] از شکست کربلای ۴ ساده رد می‌شود… هیچ شخصی مورد اتهام قرار نمی‌گیرد و هیچ سازمانی ضعیف معرفی نمی‌شود و هیچ تاکتیکی هم زیر سوال نمی‌رود. در حالی که شکست‌های چهار عملیات سال اول جنگ تمام کیان و هستی ارتش را زیر سوال برده است.” سپاه پاسداران، عملیات کربلای ۴ را در دی ماه ۱۳۶۵ برای تصرف بصره و یکسره کردن تکلیف جنگ انجام داد بود که در همان روز اول به یکی از بزرگترین شکست‌های تاریخ جنگ تبدیل شد.

بیشتر بخوانید: رمزگشایی از ‘ناگفته های’ کربلای ۴

فرماندهان ارتش، به ویژه عبور صدا و سیما از شکست‌های سپاه در سال آخر جنگ را، که منجر به تصمیم آیت الله خمینی به قبول قطعنامه ۵۹۸ شد، مورد انتقاد قرار داده و پرسیدند: “[تلویزیون] از باز پس گیری فاو [از سوی عراق] بسیار ساده رد می‌شود. کدام تصمیم اشتباه، کدام ضعف یک سازمان و کدام استراتژی و تاکتیک غلط باعث به دست آوردن موفقیت توسط عراق شد؟” آنها با طرح این سوال که “تحلیل گران سال اول جنگ چرا سال آخر جنگ را با سکوت سپری می‌کنند؟” یادآوری کردند که در روایت‌های تلویزیون از جنگ، برخلاف نکته سنجی در مورد عملیات ارتش، “هیچ تحلیلی از حملات عراق در آخر جنگ ارائه نمی‌شود، هیچ سازمانی مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد و هیچ تاکتیکی مورد استهزاء واقع نمی‌شود.”

این فرماندهان، نهایتا در انتقاد از مقایسه های صورت گرفته میان سپاه و ارتش، نوشتند عملکرد ارتش در حالی مورد انتقاد مکرر قرار گرفته که “دیگران، استفاده بدون آموزش و آمادگی دفاعی از جوان‌های مؤمن و معصوم و انقلابی این کشور و پذیرش تلفات انسانی بالا را، شجاعت و نبوغ خود دانسته‌اند.”

تحریف های دوران جنگ

هرچند مشخص است که بخش مهمی از تحریف‌های صورت گرفته در روایت‌های جنگی، بر مبنای اولویت های سیاسی روایت کنندگان در سال‌های گذشته صورت گرفته‌اند، اما ظاهرا بخشی دیگر از این فرایند، نتیجه استناد به گزارش‌های اغراق آمیز رسانه‌ها و مسئولان در دوران جنگ بوده است. گزارش هایی که درآن زمان، با اهداف تبلیغاتی بیان می‌شدند اما بعید است که راویان‌شان، اکنون نیز حاضر به دفاع از آنها باشند.

جعفر شیرعلی نیا، در متنی که ۲۷ شهریور منتشر کرده، مثلا نمونه‌هایی از تیترهای برجسته روزنامه‌های ایران را در فضای بعد از شکست کربلای ۴ یادآوری کرده است. از جمله تیتر یک روزنامه جمهوری اسلامی ۱۲ دی در تشریح “جزئیات عملیات پیروزمند کربلای ۴”، و دومین تیتر همان روزنامه که جمله‌ای از خطبه های نماز جمعه رئیس جمهور وقت بوده: “رزمندگان اسلام در عملیات کربلای ۴ چنان پاسخی به شرارت‌های دشمن دادند که تا مدت ها قادر به جبران آن نخواهد بود”.

آقای شیرعلی نیا می افزاید: “سال‌های ۶۱ و ۶۲ نیز عملیات‌های رمضان، والفجر مقدماتی و خیبر، ناکام و پرتلفات بودند که در مطبوعات همچنان پیروز جلوه داده می‌شدند؛ با تیترهایی حماسی. در‌حالی‌که در عملیات والفجر مقدماتی(بهمن۶۱) رزمنده‌های ایرانی در محاصره وحشتناک ارتش دشمن به تلخی شکست خورده بودند، از سخنان امام تیتر زدند: ‘پیروزی‌های اسلام را به تمام نیروهای مسلح تبریک می‌گویم.’ و از قول رییس مجلس تیتر زدند: ‘امروز رزمندگان ما عید دهه فجر را مضاعف کرده‌اند’. در‌حالی‌که عملیات بدر(اسفند۶۳) یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های عقب‌نشینی سال‌های جنگ را رقم زده بود روزنامه تیتر می‌زد: ‘نیروهای اسلام دژهای مستحکم قوای کفر بعثی در خاک عراق را یکی پس از دیگری فتح می‌کنند’ و ‘نتایج عملیات پیروزمندانه بدر اعلام شد’…”

بیشتر بخوانید: والفجر ۸: آخرین فرصت ایران برای پایان پیروزمندانه جنگ

این محقق جنگ، همچنین به نقل از گفتگویی که برای تالیف کتاب زندگی و زمانه اکبر هاشمی رفسنجانی با او انجام داده، از قول آقای رفسنجانی روایت می‌کند که فرماندهان وقت در مواردی، حتی واقعیت‌های جنگ را به آیت الله خمینی هم نمی گفته‌اند. در این گفتگو، اکبر هاشمی رفسنجانی با اشاره به عملیات والفجر (که تبلیغ شده بود قرار است آخرین عملیات ایران باشد) می‌گفت: “یکی از مواردی که از امام مخفی کرده بودند، گزارش از تلفات عملیات والفجر مقدماتی بود. با نام والفجر طراحی و شروع شده بود، اما وقتی شکست خورد، اسم آن را والفجر مقدماتی گذاشتند.”

قابل توجه است که تمام این اقدامات در زمنان جنگ، در شرایطی صورت می‌گرفته که حتی طیفی از فرماندهان وقت سپاه پاسداران نیز، به تدریج منتقد شیوه اطلاع رسانی در مورد از واقعیت های جنگ شده بودند.

به عنوان نمونه در سال ۱۳۶۳، برخی فرماندهان لشکر ١٠ سیدالشهدا، نامه معروفی را در انتقاد از نحوه اداره جنگ تنظیم کردند که در بخشی از آن آمده بود: “به دلیل این‌که جواب تبلیغات خارجیان را می‌دهیم و برای حفظ روحیه مردم، دروغ‌های بزرگی را در رده‌های مختلف اجرایی می‌گویند که نه تنها نتیجه عکس می‌دهد بلکه مردم را گیج کرده و در ذهن آن‌ها سوال ایجاد می‌کند.”

جعفر شیرعلی نیا یادآوری می‌کند: “جالب این‌جاست که این نامه به امضای فرماندهانی از سپاه تهیه شده بود که برخی از آنها چندی بعد در جنگ شهید شدند و از نیروهای باسابقه سپاه بودند.”

به نظر می‌رسد استفاده از “دروغ های بزرگ” برای اهداف تبلیغاتی، رویه‌ای است که هنوز نیز، رد پای آن در برخی روایت‌های رسمی مرتبط با جنگ دیده می‌شود.

جنگی که مانند اغلب نبردهای دیگر دنیا دارای مقاطع شکست و پیروزی بود، اما در اغلب روایت‌های رسمی، تصویری واقعی از هر کدام از این مقاطع و مسئولان آنها دیده نمی‌شود.

No responses yet

Sep 11 2017

شکست داعش و خطر درگیری نظامی ایران و اسرائیل در سوریه؟

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: دیدار بین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در روز اول شهریورماه در شهر سوچی روسیه به درخواست نتانیاهو صورت گرفت. به گفته نتانیاهو هدف از این دیدار سه ساعته دادن اخطار “برای جلوگیری از وقوع یک جنگ در آینده” بوده است.

نتانیاهو بعد از ملاقات با پوتین به خبرنگاران گفت که مبالغه نیست اگر فرض کنیم داعش در آینده‌ای نه چندان دور پایگاهش را در سوریه از دست خواهد داد. اما به نظر او خطری که اسرائیل را تهدید می‌کند و وی “به وضوح این مطلب را به پوتین گوشزد کرده” این است که ایران در سوریه، در زیر گوش اسرائیل در حال تثبیت حضور خود با در اختیار داشتن یک نیروی نظامی است.

نتانیاهو اضافه کرد که ایران در پی ایجاد نیرویی مشابه حزب الله لبنان در سوریه و حتی فراتر از آن “ایجاد پایگاه‌های نظامی دائمی” در آن کشور است. وی افزود: “من به پوتین گفتم که این خطری است مستقیما متوجه ما و ما بی تفاوت نخواهیم نشست. ما هر موقع که نیاز باشد دست به اقدام خواهیم زد. در گذشته هم برای این قبیل کارها از کسی اجازه نگرفته ایم. جامعه بین المللی می‌داند که ما وقتی چیزی را می‌گوییم، عمل خواهیم کرد.”

حسین همدانی که حدود دو سال پیش بعد در نزدیکی حلب کشته شد، در سال ۱۳۹۳ اعلام کرد که ایران یک نیروی شبه نظامی ۷۰ هزار نفری را در سوریه سازمان داده است. به گفته مقام‌های سپاه پاسداران، بزرگترین کمک ایران در سوریه سازماندهی نیروی شبه نظامی موسوم به “نیروهای دفاع ملی” بوده است. محمد رضا نقدی، فرمانده سابق بسیج در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که تأمین مالی نیروهای دفاع مالی زیر نظر “سردار همدانی” صورت می گیرد. گزارش های مستقل تعداد نفرات نیروهای مزبور را حدود ۵۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

گفته می‌شود که نیروهای تحت کنترل ایران را عمدتا اعضای سپاه پاسداران، حزب الله لبنان، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان، کتائب حزب الله عراق تشکیل می دهند. طبیعی است که نیروهای مسیحی و علویان نیز با ایران همکاری نزدیک دارند.

واقعیت این است که بسیاری از ناظران معتقدند که حضور نظامی ایران در سوریه شاید جدی‌تر از نفوذ آن کشور در لبنان از طریق حزب الله باشد، چرا که نیروهای نظامی وابسته به ایران در سوریه مستقمیا تحت فرماندهی سپاه پاسداران عمل می‌کنند. همین امر نگرانی جدی اسرائیل را از دوران بعد از داعش دامن زده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس اخیرا گزارش داده که “هزاران جنگجوی مورد حمایت ایران در حال پیشروی به سوی شرق سوریه و نزدیک شدن به مرزهای عراق هستند. هدف تهران ایجاد کریدوری است که ایران را از طریق عراق به سوریه و سپس مدیترانه متصل کند و برای اولین بار راه بلامنازعی را برای رساندن کمک به متحدان خود در سوریه و لبنان ایجاد کند.”. حمله گسترده اخیر برای تصرف دیرالزور در شرق سوریه که سه سال است که در محاصره داعش قرار دارد در این چارچوب صورت گرفته است. روز سه شنبه ۱۴ شهریور ایران اعلام کرد که این محاصره بعد از سه سال شکسته شده است.

از داخل عراق هم عملیات مشابهی برای رسیدن به مرز سوریه در نواحی‌ای که در کنترل داعش است صورت می گیرد. ناظران پس گرفتن تلعفر از داعش را که سه هفته پیش اتفاق افتاد در همین راستا برآورد می‌کنند. یک سخنگوی کتائب حزب الله عراق که از نیروهای متحد ایران است، پس از تصرف تلعفر گفت: “هدف ما از میان بردن هر مانعی است که عراق را به سوریه و از آنجا به بیروت (در لبنان) متصل کند. مقاومت (ائتلاف نیروهای شبه نظامی ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در منطقه به رهبری ایران به علاوه دولت سوریه) به این هدف نزدیک شده است”. وی هشدار داد که اگر آمریکایی‌ها مانع از پیشروی ما در سوریه بشوند، شبه نظامیان عراقی نیروهای آمریکایی در عراق را مورد حمله قرار خواهند داد.

چند سئوال در این رابطه مطرح می شود.
آیا ایران در پی تهدید اسرائیل، از سوریه خارج خواهد شد؟

دشمنی با اسرائیل که دلایل عقیدتی، تاریخی، روانی و سیاسی دارد یکی از پایه های سیاست خارجی و حتی هویتی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهد. سازماندهی حزب الله لبنان در دهه ۱۳۶۰ با هدف تغییر موازنه قدرت به نفع اقلیت شیعه در لبنان و مقابله با برتری بلامنازع اسرائیل در منطقه بود. در عین حال هدف ایران این بود که از حزب الله به عنوان یک نیروی تهدید کننده و در نتیجه بازدارنده اسرائیل استفاده کند که مانع از انجام عملیات نظامی آن کشور علیه ایران شود. شکست اسرائیل در سال ۲۰۰۶ در جنگ نامنظم با نیروهای حزب الله، ایران را در دکترین خود راسختر کرد.

ایران با هدف جلوگیری از فروپاشی حکومت بشار اسد وارد سوریه شد. سوریه نه تنها به عنوان تنها کشور ضداسرائیلی منطقه بلکه به عنوان کانال رساندن کمک‌های لجستیکی به حزب الله لبنان برای ایران از اهمیت استراتژیک برخوردار است. ایران، هم سرمایه و هم نیروی انسانی سنگینی را در سوریه هزینه کرده است. به گفته استفان دمیستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، ایران سالانه ۶ میلیارد دلار در سوریه هزینه می‌کند.

با هزیمت داعش، ایران در موقعیت منحصر بفردی قرار می گیرد که یک نیروی شبه نظامی جنگ دیده را در همسایگی اسرائیل تحت فرماندهی خود دارد. این نیرو موازنه قوا را در منطقه به نفع ایران تغییر داده و آن کشور را به عنوان بازیگری تاثیرگذار وارد معادلات منطقه‌ای کرده است.

از مجموع مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که خروج ایران از سوریه بر اثر تهدیدات اسرائیل غیر محتمل است. رامی عبدالرحمن، ناظر حقوق بشر در سوریه می گوید که غیر ممکن است که “بعد از هزینه کردن صدها میلیون دلار و ارسال جنگ افزار و نیرو به سوریه بتوان مانع از رسیدن ایران به اهدافش شد”. وی می افزاید: “حتی اگر بشار اسد قدرت را ترک کند نفوذ ایران در سوریه غیر قابل توقف است.”

عجیب اینجاست که اسرائیل تاکنون از این مسئله ابراز نگرانی نکرده بود در حالی که این وضعیت قابل پیش بینی بود.

آیا اسرائیل با نیروهای تحت فرماندهی ایران وارد جنگ خواهد شد؟

اسرائیل در چند سال گذشته بارها به نیروهای سوری و حزب الله و انبارهای مهمات این گروه‌ها حمله کرده اما هرگز عملیات جنگی خود را در حد یک جنگ تمام عیار گسترش نداده است. دلیل عمده این امر آن است که مبارزه با نیروهای غیر منظم از طریق حملات هوایی نتیجه‌ای جز شکست در پی ندارد. تجارب آمریکا در ویتنام، نیروهای ناتو و شوروی سابق در افغانستان و اخیرا عربستان در یمن گواه این مدعاست. از طرفی ورود پیاده نظام ارتش اسرائیل به صحنه‌ای که همه علیه یکدیگر در حال جنگ نا منظمند با منطق نظامی همخوانی ندارد. به ندرت ارتشی در جنگ با نیروهای نامنظم به پیروزی رسیده است، ضمن اینکه شهرهای اسرائیل در برابر حملات موشکی از خاک سوریه آسیب‌پذیرند. از طرف دیگر ایران هم علیرغم شعارهای تند علیه اسرائیل محتمل نیست که مستقیما علیه اسرائیل دست به حرکتی تهاجمی و تحریک‌آمیز بزند.

بهر حال حزب الله جدیدی با هویتی متفاوت در سوریه متولد شده است. سناریوی محتمل این است که در سال های پیش رو حملات پراکنده و ایذایی از سوی اسرائیل و نیروهای جدید متحد ایران گاه با شدت و گاه با ضعف ادامه پیدا کند.
اما آیا این وضعیت ممکن است به یک برخورد نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل منتهی شود؟

بعضی کارشناسان روابط بین الملل معتقدند که اکثر جنگ‌ها بر اثر اشتباه محاسبه یک طرف یا طرفین شکل می‌گیرد.

No responses yet

Aug 02 2017

سپاه از مسیرهای تازه‌ برای انتقال سلاح به حوثی‌ها استفاده می‌کند

نوشته: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از مسیرهای دریایی تازه‌ای در خلیج فارس برای انتقال سلاح و مهمات به شورشیان حوثی در یمن استفاده می‌کند.

خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه ۱۰ مرداد در یک گزارش اختصاصی به نقل از منابع ایرانی و غربی نوشت که سپاه پاسداران در شش ماه گذشته از طریق آب‌های آزاد بین کویت و ایران برای حمل تسلیحات به حوثی‌ها استفاده کرده است. رفت‌وآمد از این آب‌ها خطر مواجهه با کشتی‌های بین‌المللی در حال گشت‌زنی بین خلیج عمان و دریای عرب را به دنبال دارد.

این خبرگزاری می‌افزاید: این طور به نظر می‌رسد که نیروهای سپاه با استفاده از این مسیرهای تازه، مهمات را به کشتی‌های کوچک‌تری در مناطقی از خلیج عمان که خطر مواجهه آنها با نیروهای امنیتی کمتر است، منتقل می‌کنند. این نقل‌وانتقال در آب‌های کویت و نزدیک به خطوط حمل‌ونقل بین‌‌المللی صورت می‌گیرد.

رویترز به نقل از یکی از مقامات ایرانی می‌گوید: «قطعات موشکی، سکوهای پرتاب و همین طور مواد مخدر از طریق آب‌های کویت به یمن قاچاق می‌شوند. از این راه‌ها برای انتقال پول نقد هم استفاده می‌شود».

به گفته این مقام ایرانی که نامش فاش نشده است، «آنچه که به تازگی- به طور دقیق در شش ماه گذشته- به یمن قاچاق شده است، قطعات موشکی است که در یمن تولید نمی‌شود». از پول نقد و مواد مخدر برای تامین هزینه‌های حوثی‌ها استفاده می‌شود.

حوثی‌ها گروهی از شورشيان يمنی هستند که سال ۲۰۰۴ که يمن تحت حاکميت عبدالله صالح قرار داشت عليه او و وابستگی رژيم يمن به ايالات متحده شورش کردند. برخلاف اکثريت سنی يمن، حوثی‌ها متعلق به شاخه زيدی‌های شيعه هستند.

جنگ داخلی در یمن از سال ۲۰۱۵ بالا گرفته است و حوثی‌ها با سرنگون کردن حکومت عبدربه منصور هادی، رییس‌جمهوری یمن، کنترل صنعا، پایتخت، و بسیاری از نقاط دیگر این کشور را در دست گرفته‌اند.

عربستان سعودی که از متحدین دولت منصور هادی است به پشتیبانی از وی وارد جنگ با حوثی‌ها شده است.

تجهیزات نظامی

به گزارش خبرگزاری رویترز، تلاش‌ نیروهای امنیتی برای جلوگیری از قاچاق سلاح به نیروهای متخاصم در یمن نتیجه چندانی نداشته‌ است. بازرسان مستقل سازمان ملل متحد که تحریم‌های اعمال شده علیه یمن را زیر نظر دارند، در یک گزارش محرمانه به شورای امنیت گفته‌اند که به بررسی راه‌های قاچاق اسلحه به این کشور ادامه خواهند داد.

در این گزارش آمده است که نیروهای امارات متحده عربی در یک‌سال گذشته ۱۱ بار مورد حمله نیروهای حوثی قرار گرفته‌‌اند. این حملات با پهپاد که حامل مواد منفجره بوده‌اند صورت گرفته است. گزارش یاد شده می‌افزاید «با آنکه رسانه‌های طرفدار حوثی‌ها اعلام کرده‌اند که وزارت دفاع یمن قادر به ساخت این پهپادهاست، اما در حقیقت قطعات این هواپیماهای بدون سرنشین حامل مواد منفجره از جایی خارج از یمن وارد این کشور می‌شود».

با توجه به اینکه بالاخره مهمات و تجهیزات نیروهای حوثی تمام خواهد شد، یا آنها باید به مبارزه خود خاتمه بخشند یا اینکه مهمات نظامی را از جایی خارج از این کشور تامین کنند.

مقام های ایران حمایت از حوثی‌ها را سیاسی و دیپلماتیک توصیف میکنند و کمک‌های نظامی به آنها را رد میکنند.

مسیر امن

یکی دیگر از مقامات ایرانی- که نامش توسط رویترز منتشر نشده است- می‌گوید: «اندازه این فعالیت‌که من نامش را تجارت نمی‌گذارم- خیلی بزرگ نیست. اما این مسیر امن است».

به گفته این مقام ایرانی، برای این «فعالیت»ها از بندرهای کوچک‌تر در ایران استفاده می‌شود چرا که استفاده از بندرهای اصلی ممکن است باعث جلب توجه شود. این مقام ایرانی در پاسخ به این سوال که آیا سپاه پاسداران در این فعالیت‌ها دخالتی دارد می‌گوید: «هیچ فعالیتی در خلیج فارس بدون دخالت سپاه صورت نمی‌گیرد».

این فعالیت‌ها شامل مقدار زیادی سرمایه و همین طور انتقال تجهیزات به گروه‌هایی است که ایران از آنها پشتیبانی می‌کند تا از آنها در جنگ علیه دشمنان‌شان استفاده کنند.

سپاه پاسداران مهمترین قدرت نظامی و امنیتی ایران در داخل و خارج از این کشور است که از روش‌های پیشرفته نظامی و جاسوسی و همین طور نیروی نظامی تربیت شده برای پیشبرد اهداف حکومت ایران در منطقه خاورمیانه استفاده می‌کند.

No responses yet

« Prev - Next »