اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Sep 13 2017

برکناری یک شهردار زن و ابقای خواننده‌ی رپ و نوه‌ی آیت‌الله در شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: مرتضی رحمان‌زاده جایگزین نرگس معدنی، تنها زن شهردار منطقه‌ای تهران شده است.
– حامد مجتهدی تهرانی نوه آیت‌الله مجتهدی خواننده‌ی رپ زیرزمینی بود ولی پس از مدتی شکل و شمایل خود را عوض کرد و مداح شد.
– این خواننده‌ی رپ سابق و مداح فعلی از دوران قالیباف و از ۲۵ سالگی شهردار منطقه شش تهران بوده.
– آقازاده‌ها پس از آنکه با اتومبیل‌های آنچنانی ویراژهای خود را در خیابان‌های شمال تهران دادند، برای مرد زندگی شدن اینجا و آنجا به مقامات دولتی منصوب می‌شوند!

محمدعلی نجفی با انتصاب شهرداران شش منطقه تهران، نرگس معدنی تنها شهردار زن یکی ار مناطق تهران را برکنار کرد. همچنین برخی رسانه‌های فارسی‌زبان نوشته‌اند که نوه آیت‌الله مجتهدی که یک خواننده رپ است، از سوی محمدباقر قالیباف شهردار ناحیه شش تهران بوده است.

در حالی که محمدعلی نجفی شهردار تازه تهران، شش شهردار مناطق تهران و دو مدیر شهرداری را معرفی کرد، در فضای مجازی خبر انتصاب نوه آیت‌الله مجتهدی به عنوان شهردار یکی از مناطق تهران در دوران محمدباقر قالیباف دهان به دهان می‌چرخد.

پست و مقام گرفتن برخی فرزندان و نوادگان مقامات حکومت جمهوری اسلامی چندی است که در رسانه‌های رسمی کشور نیز منتشر می‌شود. این آقازادگان که تحت عنوان استفاده از نسل جوان در مدیریت کشور، به پست‌های دولتی و حکومتی می‌رسند، به قول خودشان «ژن‌های خوب» رشدیافته در جمهوری اسلامی و نوادگان چهره‌های مذهبی و سیاسی حکومت هستند.

این افراد که پیش از این، در برخی مناطق مرفه تهران با اتومبیل‌های چند میلیارد تومانی ویراژ می‌دادند، حالا برای مرد زندگی شدن و حفظ آبروی خاندان خود، بدون تحصیلات مرتبط و تخصص کافی، به مقامات مدیریتی گمارده می‌شوند.

این بار، رسانه‌های اجتماعی فارسی‌زبان با انتشار تصاویری از حامد مجتهدی تهرانی، می‌گویند او نوه آیت‌الله مجتهدی است که به مقام شهرداری ناحیه شش تهران رسیده است. این در حالیست که مجتهدی تهرانی از سال ۱۳۹۳ و در دوران شهرداری قالیباف جایگزین اسفندیار آزاده شهردار سابق ناحیه شش شده بود.

در همان زمان هم انتصاب نوه آیت‌الله مجتهدی با واکنش‌هایی روبرو بود، چرا که او خواننده‌ی رپ زیرزمینی بود ولی پس از مدتی به عنوان مداح کار موسیقی را ادامه داد.

مجتهدی در دوران مدیریت محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، ۲۵ سال بیشتر نداشت ولی با تغییر ظاهر و پوشیدن کت و شلوار به جای کلاه کپ و کت چرم، به شهرداری تهران قدم گذاشت.

از سوی دیگر، محمدعلی نجفی شهردار تهران در جلسه امروز، شهرداران مناطق ١٢، ۴، ١٣، ٩، ٢١ و ١۵ را معرفی و بر ضرورت دقت در انتخاب افراد شایسته و صاحب نظر در پست‌های مدیریتی شهرداری تاکید کرد. همزمان اما یک شهردار زن را برکنار کرد. این برکناری در حالی رخ می‌دهد که اصلاح‌طلبان ادعای سپردن پست‌های مدیریتی و دولتی را به زنان و جوانان مطرح کرده‌اند.

در این انتصاب‌ها، امین عارف‌نیا‌ رئیس مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران شد. وی پیش از این مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

حسن رباطی نیز قائم‌مقام شهردار و معاون امور مناطق شهرداری تهران شد. وی پیش از این مدیرعامل شرکت مادر تخصصی توسعه ایرانگردی و جهانگردی بوده است.

حسینی نوکنده شهردار منطقه ۴ و علی مفاخریان، شهردار منطقه ۹ شدند؛ مفاخریان پیش از این قائم‌مقام شهرداری منطقه ۹ بود. پیمان حسین محسنی شهردار منطقه ۱۲ شد که پیش از این معاون فنی و عمرانی شهرداری منطقه ۱۲ بود.

مرتضی رحمان‌زاده شهردار منطقه ۱۳ شد؛ وی پیش از این قائم‌مقام شهردار منطقه ۴ بود. رحمان‌زاده جایگزین نرگس معدنی، تنها زن شهردار منطقه‌ای تهران شده است.

وحیدرضا انارکی محمدی شهردار منطقه ۱۵ شد؛ وی پیش از این قائم‌مقام شهردار منطقه ۱۱ بود. حسن رحمانی شهردار منطقه ۲۱ تهران شد و حمیدرضا قالیباف هم مدیرکل حراست شهرداری تهران شد.

به نظر می‌رسد نجفی در انتصاب شهرداران مناطق مختلف تهران، فقط مدیران سابق را جا به جا کرده باشد و نیروی تازه‌ای به بدنه شهرداری اضافه نکرده است.

شهردار تهران پس از اعلام این انتصاب‌ها، پایبندی به ضوابط و قوانین را از نکات مهم مورد توجه این دوره از مدیریت شهری معرفی و بیان کرد: «در حال حاضر یکی از مشکلات اساسی شهرداری تهران فرار از قانون است. گاه اقداماتی صورت گرفته که شاید ٨٠ درصد آن با نیت خیر بوده باشد اما در درازمدت به ضرر شهرداری و کشور منجر می شود.»

نجفی همچنین نظافت تهران را یکی از مشکلات شهرداری دانست و گفت که «در این خصوص من قبلا هم احساس می کردم که وضعیت قابل قبول نیست و در حال حاضر هم افت کرده است که البته بخشی از این موضوع به دلیل بحث های مربوط به نقل و انتقالات طبیعی است.»

وی با اشاره به سد معبر میوه‌فروشی‌ها و سوپرمارکت‌ها گفت: «در شرایط فعلی این مشکل بسیار از هم گسیخته است؛ به طوری که باب شده تمام سوپرمارکتی‌ها و میوه‌فروشی‌ها پیاده‌روی جلوی مغازه خود را به تصرف در می‌آورند که باید به آنها فرصت دهیم تا وسایل خود را از پیاده رو جمع کنند و با این موضوع برخورد کنیم. البته من می‌دانم که برخی در شهرداری از این افراد پول می‌گیرند!»

خبر دیگری در همین زمینه
ماجرای خوانندگی نوه آیت‌الله مجتهدی، انتشار یک آلبوم برای قالیباف

No responses yet

Sep 13 2017

احمدی‌نژاد یکی از برگ برنده‌‌هایش را رو کرد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آمدنیوز: درست چند روز پس از اینکه مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق دادگستری دولت حسن روحانی و وزیر معزول کشور در دولت محمود احمدی‌نژاد، در مصاحبه‌ای خواستار تسریع رسیدگی قضایی به پرونده‌ی رئیس سابق خود در دولت نهم شد، رسانه‌های منتسب به احمدی‌نژاد در اقدامی شروع به انتشار اسنادی کردند که در آن‌ها امضاء و دستور صریح وزیر اسبق کشور ذیل چک‌ها و نامه‌هایی درج شده که بر اساس قوانین موضوعه کشور فساد اداری و مالی محسوب می‌شوند.

به‌گزارش «آمدنیوز»، سایت دولت بهار که مجموعه‌ای از هواداران رئیس جمهوری پیشین ایران است در آخرین دفاع خود از احمدی‌نژاد خطاب به مصطفی‌پور محمدی سعی کرده تا نسبت به زمزمه‌هایی که پیرامون بحث بازداشت رئیس دولت‌های نهم و دهم در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران مطرح شده پاسخی قاطع دهد.

گفتنی‌ست این واکنش پس از انتشار خبری در سایت «آمدنیوز» صورت می‌گیرد که در آن پرده از یک سناریوی بزرگ در قوه‌قضائیه برداشته شد. در این سناریو قرار است به‌صورت همزمان «حسین فریدون» برادر رئیس دولت تدبیروامید و «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور محبوب و هم‌نظر با رهبری در سالهای اخیر بازداشت شوند و برای کم کردن ضرب این دو بازداشت مهم، درنهایت «فاضل لاریجانی» برادر رؤسای دو قوه‌ی مقننه و قضائیه که اخیرا به فساد‌های کلانی متهم شده، نیز دستگیر شود تا در جامعه چنین القاء شود که قوه قضائیه در مواجهه با فساد با هیچ ‌کسی مماشات نمی‌کند.

«دولت بهار» دربادی امر به پرونده پرداخت غیرقانونی ۱۰۵ میلیارد ریال به شرکت صوری خودروسازی پرسان سپاهان احیاء به نمایندگی فردی به‌نام کاووس یدایی سیاهپوش، به دستور پورمحمدی در سال ۱۳۸۵ اشاره کرده، به‌نقل از مهدی دواتگری، نماینده دوره نهم مجلس از حوزه مراغه و رئیس هیئت تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد مدیریت حمل‌ونقل و سوخت کشور به بازخوانی پرونده فساد پورمحمدی پرداخته است.

این نماینده مجلس حدود دوسال پیش در ۱۳ بهمن ۹۴ به خبرگزاری صدا و سیما گفته بود: حسب دستور وزیر وقت کشور و چکی که رئیس وقت ستاد حمل‌ونقل سوخت در سال ۸۵ صادر کرده است، مبلغ ۱۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان یا ۱۰۵ میلیارد ریال در اختیار یک شرکت صوری به نام پرسان سپاهان احیا قرارگرفته است.

دواتگری افزود: بااینکه در قانون پیش‌بینی‌شده بود ستاد تبصره ۱۳ باید با شرکت‌هایی که تولیدکننده خودرو هستند اقدام به خرید اتوبوس‌های حمل‌ونقل عمومی کند، یکی دو شرکت صوری شکل‌گرفته که هیچ‌گونه فعالیتی در امر خودروسازی نداشتند حتی بعضاً بعد از پرداخت قرارداد ۱۰۵ میلیارد ریالی شکل گرفتند و تابه‌حال نیز این وجوه به‌حساب خزانه برگشت داده نشده است.

وی خاطرنشان کرد: در همین خصوص، پرونده‌ای در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شد که بنده در آن زمان به‌عنوان بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب تهران به تعقیب برخی از متهمان و بازداشت آنها اقدام کردم که در ادامه بعد از اینکه بنده به مجلس آمدم به سایر همکاران محترم قضایی ارجاع شد.

دواتگری همچنین خاطرنشان کرد: در سال ۸۵ کسی که وزیر کشور بوده (مصطفی پورمحمدی) در آن موقع ۱۰۵ میلیارد ریال بدون قرارداد به شرکت سپاهان احیا داده‌شده که چنین شرکتی وجود خارجی نداشته و بعد از پرداخت این پول منعقدشده، وزیر کشور وقت دستور پرداخت ۱۰۵ میلیارد ریال را صادر کرده و رئیس سازمان شهرداری‌ها چک را امضا کرده و قرارداد به امضای ایشان تنظیم‌شده است.

دواتگری درباره تخلف مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور نیز اظهار داشت: خود من قاضی پرونده ۱۰۵ میلیارد ریال بودم شخصا دو نفر از متهمان را بازداشت کردم. کسی که دستور پرداخت این وجه را داده وزیر وقت کشور بوده است.

وی صراحتا در یادداشتی دستور پرداخت وجه را داده است. در یک کاغذ دو برگ یادداشت اداری نوشت که مبلغ ۱۰۵میلیارد ریال در اختیار فلانی قرار بگیرد. این دستور صریح وزیر کشور است. از نظر قانون محاسبات عمومی کشور، هم وزیر کشور، هم اشخاصی که این چک را امضا کردند همگی پاسخگو هستند.

وی درباره تشکیل پرونده برای مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور نیز اضافه کرد: ‌با توجه به اینکه این موضوع در حوزه ‌صلاحیت دادسرای ویژه روحانیت است؛ قطعا دادسرای عمومی انقلاب تهران صلاحیت بررسی ندارد و در مورد این موضوع دادسرای ویژه روحانیت باید پاسخگو باشد.

سایت دولت بهار در ادامه خلاصه‌ای از آنچه که  به زعم گردانندگانش پرونده فساد مالی وزیر دادگستری دولت اول روحانی محسوب می‌شود، ارائه کرده به مستندات قانونی آن نیز نقبی زده است تا در نهایت با طرح پرسش‌هایی کلیدی به این نکته مهم انگشت تأکید بگذارد که در این سیستم حتی مدعیان مبارزه با فساد نیز خود بدان آلوده هستند.

در خلاصه‌ی پرونده‌ای که سایت دولت بهار ارايه کرده، آمده است:

موضوع: خرید ۵۰۰ دستگاه اتوبوس توسط وزارت کشور
استناد قانونی: تبصره ۱۳ برنامه‌وبودجه سال ۱۳۸۵ در راستای توسعه و نوسازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی کشور
تاریخ عقد قرارداد: ۹/۱۲/۱۳۸۵
خریدار: سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور
فروشنده: شرکت خودروسازی پرسان سپاهان احیاء به نمایندگی آقای کاووس یدایی سیاهپوش
توجیهات وزارت کشور برای ترک تشریفات مناقصه: محدودیت زمانی و تعداد اندک واجدین شرایط
نحوه پرداخت: به دستور مستقیم آقای پورمحمدی وزیر کشور وقت مبلغ ۱۰میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان به‌عنوان پیش‌پرداخت به آقای یدایی پرداخت‌شده است.

به زعم نویسنده‌این گزارش، در پرونده فوق باید به چندنکته توجه داشت:

۱- فروشنده از تأمین ضمانت‌نامه خودداری ورزیده است.
۲- در زمان عقد قرارداد (۹/۱۲/۱۳۸۵)، شرکت خودروسازی پرسان سپاهان احیاء وجود خارجی نداشته است.
۳- شرکت مزبور در سال ۸۶ تأسیس‌شده و از خود نسبت به قرارداد خرید اتوبوس سلب مسئولیت کرده است.
۴- پس از گذشت تقریبی یک سال از زمان عقد قرارداد و عدم اجرای تعهدات از سوی فروشنده، مسئولان وقت وزارت کشور، با الحاق متمم به قرارداد اولیه، اقدام به افزایش ۲۰ درصد به قرارداد اولیه می‌کند.
۵- هیچ‌گونه مدرکی دال برافزایش مبلغ قرارداد از سوی کشور تولیدکننده اتوبوس موجود نبوده است.

نویسنده‌ی این گزارش در نهایت از پورمحمدی ۱۵ سؤال پرسیده است:

۱- آقای پورمحمدی با چه انگیزه‌ای دستور غیرقانونی پرداخت ده و نیم میلیارد تومان پول بیت‌المال به‌حساب شخصی مشاور خود را صادر کرده است؟!
۲- چرا آقای پورمحمدی در موضوعی که قانونا به ایشان هیچ ارتباطی نداشته، دخالت کرده است؟
۳- استناد قانونی آقای پورمحمدی برای پرداخت مبلغ مزبور به‌حساب فردی به نام یدایی تحت عنوان مدیرعامل شرکت خودروسازی “پرسان سپاهان احیاء” چه بوده است؟
۴- منشاء و دلیل اعتماد آقای پورمحمدی به شرکت خودروسازی مزبور که در موقع عقد قرارداد وجود خارجی نیز نداشته، چه بوده است؟
۵- آقای پورمحمدی چرا شرکت موهوم مزبور را واجد صلاحیت برای ترک تشریفات مناقصه دانسته است؟
۶- چرا قرارداد منعقده با آقای یدایی به مهر شرکت “پرسان سپاهیان احیاء” ممهور نشده است؟
۷- چرا آقای پورمحمدی قبل از تسجیل اسناد و مدارک فروشنده، دستور پرداخت مبلغ مزبور را به‌حساب وی صادر کرده است؟
۸- وزارت کشور با کدام استناد قانونی ۲۰ درصد به مبلغ قرارداد اولیه اضافه کرده است؟
۹- آقای پورمحمدی چرا به نامه‌های وزرای کشور پس از خود درباره این قرارداد پاسخ نداده است؟
۱۰- آیا دستور آقای پورمحمدی برای واریز پول بیت‌المال به‌حساب شخصی مشاور خود، مصداق تخلف تلقی نمی‌شود؟
۱۱- رسیدگی قضایی در ارتباط با این دستور به کجا رسیده است؟
۱۲- دستگاه‌های مسئول برای بازگرداندن این مبلغ به بیت‌المال چه اقدام مؤثری را به انجام رسانده‌اند؟
۱۳- دیوان محاسبات به هنگام رسیدگی به حساب‌های وزارت کشور در دوره آقای پورمحمدی، درباره این مبلغ و دستورات صادره پیرامون آن، چه گزارشی را به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده است؟
۱۴- نامه رئیس‌جمهور وقت برای بازگرداندن مبلغ مزبور به آقای پورمحمدی و دستگاه‌های ذی‌ربط ارسال‌شده است، بااین‌وجود، دلیل انتصاب آقای پورمحمدی به ریاست سازمان بازرسی کل کشور چه بوده است؟

۱۵- چرا بدون توجه به سوابق مزبور، آقای پورمحمدی در دولت یازدهم به‌عنوان وزیر دادگستری به مجلس معرفی شد؟
۱۶- چرا نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هنگام بررسی سوابق آقای پورمحمدی، به این مسئله توجه نکردند و به وی رأی اعتماد دادند؟
۱۷- سرنوشت این مبلغ به کجا رسیده است؟ آیا این مبلغ به بیت‌المال بازخواهد گشت؟ چرا دستگاه‌های ذی‌ربط، در این زمینه اطلاع‌رسانی نمی‌کنند؟

No responses yet

Sep 12 2017

آستان قدس مالک ۴۳ درصد وسعت مشهد است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزیر راه‌وشهرسازی ایران از آنچه «رشد بادکنکی» شهر مشهد خواند٬ انتقاد کرد و مدیر طرح جامع مسکن مشهد هم از تملک ۴۳ درصد «وسعت» این شهر از سوی آستان قدس رضوی خبر داد.

روزنامه شرق در شماره روز دوشنبه٬ ۲۰ شهریور خود نوشته که عباس آخوندی در مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل شرکت عمران شهرهای جدید در مشهد٬ از افزایش وسعت و جمعیت این شهر گلایه کرد.

آقای آخوندی گفت که زمان تصویب طرح جامع شهر مشهد در سال ۷۴ قرار بر این شد که وسعت این شهر در ٢٢‌ هزار هکتار و جمعیت آن در یک‌ میلیون‌ و ٨٠٠‌ هزار نفر کنترل شود.

وی افزود این در حالی است که «امروز وسعت این شهر به ٣١‌ هزار هکتار و جمعیت آن به سه میلیون نفر افزایش یافته است».

وزیر راه اضافه کرد که از سال ٧٤ تاکنون٬ «وسعت شهر مشهد ٩‌ هزار هکتار افزایش یافته است که بیش از چهار هزار هکتار آن در منطقه حاشیه‌نشین و بیش از چهار هزار هکتار دیگر در منطقه بافت فرسوده افزایش وسعت داشته است».

آن‌طور که آخوندی اعلام کرده است، ۳۶ درصد جمعیت شهری استان خراسان رضوی و ۱۹ میلیون از جمعیت کل کشور٬ از نظر مسکن٬«در وضع نابهنجار زندگی می‌کنند».

آستان قدس یکی از مالکان بزرگ مشهد است

روزنامه شرق نیز با لیلا نوروزی، مدیر طرح جامع مسکن مشهد٬ نیز گفت‌وگو کرده که وی این شهر را دارای رتبه نخست حاشیه‌نشینی در ایران معرفی کرده است.

خانم نوروزی افزود ارقام متفاوتی از ٦٠٠ هزار تا یک‌ میلیون نفر حاشیه‌نشین برای مشهد مطرح شده است.

وی با رد نقش مستقیم آستان قدس در توسعه بی‌رویه مشهد گفت که «آستان قدس خود یک بزرگ‌ مالک در مشهد به شمار می‌رود و بیش از ٤٣ درصد وسعت شهر در مالکیت آستان است، البته نه به این مفهوم که همه را در ید اختیار دارد، اما بخشی از این اراضی در ید اوست و در بخشی، مستأجر دارد».

نوروزی افزود که به همین دلیل٬ این آستان «قطعا در شکل و شمایل توسعه نقش دارد. از سویی نهادهای برنامه‌ریز توسعه هم در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در گسترش حاشیه‌نشینی نقش دارند».

مدیر طرح جامع مسکن مشهد افزوده است که درباره حاشیه‌نشینی در مشهد، دیگر نه تنها «با نسل‌اولی‌ها مواجه نیستیم….{بلکه} اکنون حاشیه‌نشین‌های مشهد بعضا نسل دوم و سوم هستند».

نوروزی افزود که این نسل‌ها٬ «دیگر خودشان را حاشیه‌نشین نمی‌دانند و معتقدند مشهدی‌ هستند و خودشان را محق می‌دانند و می‌خواهند از تمام حقوق شهروندی برخوردار باشند».

به گفته وی٬ «آنها معتقد به حاشیه‌نشینی نیستند؛ خودشان را حتی از مشهدی‌ها، مشهدی‌تر می‌دانند. پس با جامعه مخاطبی طرف هستیم که اساسا قائل به این مفهوم که حاشیه‌نشین هستند و ساخت‌وساز آنها غیرمجاز است، نیستند و همین امر، کار را سخت می‌کند».

دی‌ماه سال ۹۵ تازه‌ترین آمار حاشیه‌نشینان از سوی رئیس سازمان بهزیستی کشور ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد و این مقام مسئول نسبت به گسترش پدیده حاشیه‌نشینی در ایران هشدار داد.

انوشیروان محسنی بندپی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس این آمار را اعلام کرد و «رشد غیر منطقی» پدیده حاشیه‌نشینی و بیکاری را به عنوان دو تهدید در کشور نام برد.

بر اساس اعلام اسفند سال ۹۳ عليرضا محجوب، عضو کميسيون اجتماعی مجلس٬ حاشیه‌نشینی در ایران رشدی ۱۷ برابری داشته است.

در پی گسترش این پدیده در ایران٬ آیت‌الله علی خامنه‌ای با برگزاری چند جلسه با روسای قوا و سایر مقام‌های مسئول٬ دستور پیگیری این مسئله را داد و از آنها خواست که برای کاهش آسیب‌های اجتماعی برنامه‌ مدونی داشته باشند.

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، سال ۹۵ در صحن علنی مجلس گفت که رهبر جمهوری اسلامی در جلسه‌ای با حضور وی گفته‌ که ایران در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی و رفع آنها «۲۰ سال» عقب است.

وی الویت‌های آقای خامنه‌ای برای مقابله با معضلات اجتماعی را به ترتیب چنین بر شمرد: مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد، حاشیه‌نشینی، طلاق، مبارزه با بزهکاری و مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی.

No responses yet

Sep 12 2017

تکذیب ورود ″نهنگ آبی″ به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: ایران ورود “نهنگ آبی” به کشور را رد می‌کند. چالش یا بازی اینترنتی “نهنگ آبی” کاربر را تشویق به طی ۵۰ مرحله می‌کند که در انتها به خودکشی می‌انجامد. وزیر ارتباطات ایران گفته است با روسیه در ارتباط با این بازی در تماس است.

رییس اورژانس اجتماعی کشور روز دوشنبه (۲۰ شهریور/ ۱۱ سپتامبر) ورود “نهنگ آبی” به ایران و خودکشی دو جوان ایرانی به علت شرکت در “چالش نهنگ آبی” را تکذیب کرد.

حسن اسدبیگی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: «هرکسی می‌تواند کلیپ‌های مختلف خودکشی را که دلایلی جز این بازی دارند را به دست آورده و با نگارش زیرنویسی به‌ روی آن علت را شرکت در چالش نهنگ آبی عنوان کند، اما این ادعاها کاملا بی‌پایه و اساس است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

به گفته اسدبیگی و بر پایه برخی مشاهدات در فضای مجازی که گفته‌ی او را تایید می‌کند، ادعا شده بود در ایران هم “چالش نهنگ آبی” قربانی گرفته است. او این موضوع را “شایعه” و “کاملا بی‌اساس” خواند. او از کاربران اینترنت خواست تا به تبلیغ برای این بازی/ چالش اینترنتی خشونت‌بار دامن نزنند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور از کاربران خواست تا در اینترنت روش‌های پیشگیری از خودکشی را منتشر کنند و مثال زد: «به افراد آموزش دهیم چنانچه با فردی مواجه شدند که دارای علائم خودکشی بوده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم اظهاراتی مبنی بر تمایلات خودکشی دارد، وی را به متخصصان از جمله مددکاران، روانشناسان و روانپزشکان ارجاع دهند.»

محمد جواد آذری جهرمی نیز روز پنجشنبه در پستی اینستاگرامی که عکس آن یک نهنگ آبی است نوشت: «این بازی از بسیاری از فروشگاههای نرم‌افزار حذف شده و به طریق معمول از ایران هم قابل دسترس نیست. امروز با مدیران vk برای عدم اشاعه خشونت از طریق این شبکه اجتماعی مذاکره می‌کنیم هر چند این شبکه اجتماعی در ایران مسدود است اما تلاشی برای این موضوع خواهیم کرد.»

اشاره وزیر ارتباطات و فن‌آوری ایران به وکُنتاکته، سرویس شبکه اجتماعی محبوب در میان کاربران روس‌زبان در جهان بود.

اگرچه واکنش وزیر ارتباطات از سوی برخی ناظران مثبت ارزیابی شد، اما تنها دو روز پس از آن بود که حسن کریمی قدوسی، مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای ایران، گفته بود که نهنگ آبی “مانند چالش سطل آب یخ، یک چالش است و نه یک بازی رایانه‌ای”.

کریمی قدوسی گفت که “بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از سه ماه پیش از این موضوع مطلع بوده اما آن را رسانه‌ای نکرده چرا که می‌دانست تاثیر منفی می‌گذارد. همان تاثیری که امروز در سطح جامعه شاهد آن هستیم.” او در رابطه با تاثیر منفی‌ای که می‌گوید اکنون در سطح جامعه مشاهده می‌شود، توضیح نداد.

Blue whale challenge (picture-alliance/PHOTOPQR/L'ALSACE/MAXPPP)

به گزارش ایسنا، حسن کریمی قدوسی که روز یکشنبه در نشست خبری سومین لیگ بازی‌های رایانه‌ای ایران صحبت می‌کرد گفت که پرداختن به نهنگ آبی “سبب می‌شود آدم‌های سودجو به فکر کپی کردن آن در کشور بیفتند و بحران جدیدی را در سطح کشور ایجاد کنند.”

بازی یا چالش “نهنگ آبی” که گفته می‌شود یک جوان روس ۲۱ ساله به نام فیلیپ بودکین در سال ۲۰۱۳ خالق آن بوده است، نوجوانان را به آسیب رساندن به خود از طریق پشت سر گذاشتن ۵۰ مرحله‌ی پرحادثه این بازی تشویق می‌کند. مرحله آخر خودکشی است. این جوان روس به همین دلیل دستگیر و به زندان محکوم شده است،

بیش‌تر بخوانید: تلاش‌ فیس‌بوک برای پیش‌بینی خودکشی کاربران و پیش‌گیری از آن

بنا به گزارشی در روزنامه روسی “نووایا گازتا” سرنخ‌هایی از ارتباط بیش از ۱۳۰ خودکشی در روسیه در ظرف یک دوره‌ی شش ماهه با “نهنگ آبی” دیده می‌شود.

شرکت فیس‌بوک روز جمعه و در آستانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر / ۱۹ شهریور) اعلام کرد که با سازمان‌های همکار خود در زمینه پیشگیری از خودکشی مشغول جمع‌آوری عبارت‌ها، هشتگ‌ها و اسامی گروه‌هایی است که با چالش‌های آن‌لاین برای تشویق به آسیب رساندن به خود مرتبط‌ هستند. فیس‌بوک چنین محتوایی را از روی شبکه اجتماعی خود حذف می‌کند.

دویچه وله فارسی پیش از این به پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت پرداخته است. اگر به نوشته‌ها یا رفتاری از فردی آشنا یا ناشناس در شبکه‌های اجتماعی برخوردید که نشان از تمایل او به آسیب به خود و یا خودکشی دارد، این قدم‌هایی است که می‌توانید بردارید:

۱- به او احترام بگذارید

۲- کامنت گذاشتن را رها کنید و پیغام شخصی بنویسید

۳- با افراد یا سازمان‌های یاری‌گر تماس بگیرید

۴- به نقش خود واقف باشید

۵- آگاه باشید که درمان ممکن است

بیشتر بخوانید: پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت

No responses yet

Sep 11 2017

شکست داعش و خطر درگیری نظامی ایران و اسرائیل در سوریه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: دیدار بین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در روز اول شهریورماه در شهر سوچی روسیه به درخواست نتانیاهو صورت گرفت. به گفته نتانیاهو هدف از این دیدار سه ساعته دادن اخطار “برای جلوگیری از وقوع یک جنگ در آینده” بوده است.

نتانیاهو بعد از ملاقات با پوتین به خبرنگاران گفت که مبالغه نیست اگر فرض کنیم داعش در آینده‌ای نه چندان دور پایگاهش را در سوریه از دست خواهد داد. اما به نظر او خطری که اسرائیل را تهدید می‌کند و وی “به وضوح این مطلب را به پوتین گوشزد کرده” این است که ایران در سوریه، در زیر گوش اسرائیل در حال تثبیت حضور خود با در اختیار داشتن یک نیروی نظامی است.

نتانیاهو اضافه کرد که ایران در پی ایجاد نیرویی مشابه حزب الله لبنان در سوریه و حتی فراتر از آن “ایجاد پایگاه‌های نظامی دائمی” در آن کشور است. وی افزود: “من به پوتین گفتم که این خطری است مستقیما متوجه ما و ما بی تفاوت نخواهیم نشست. ما هر موقع که نیاز باشد دست به اقدام خواهیم زد. در گذشته هم برای این قبیل کارها از کسی اجازه نگرفته ایم. جامعه بین المللی می‌داند که ما وقتی چیزی را می‌گوییم، عمل خواهیم کرد.”

حسین همدانی که حدود دو سال پیش بعد در نزدیکی حلب کشته شد، در سال ۱۳۹۳ اعلام کرد که ایران یک نیروی شبه نظامی ۷۰ هزار نفری را در سوریه سازمان داده است. به گفته مقام‌های سپاه پاسداران، بزرگترین کمک ایران در سوریه سازماندهی نیروی شبه نظامی موسوم به “نیروهای دفاع ملی” بوده است. محمد رضا نقدی، فرمانده سابق بسیج در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که تأمین مالی نیروهای دفاع مالی زیر نظر “سردار همدانی” صورت می گیرد. گزارش های مستقل تعداد نفرات نیروهای مزبور را حدود ۵۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

گفته می‌شود که نیروهای تحت کنترل ایران را عمدتا اعضای سپاه پاسداران، حزب الله لبنان، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان، کتائب حزب الله عراق تشکیل می دهند. طبیعی است که نیروهای مسیحی و علویان نیز با ایران همکاری نزدیک دارند.

واقعیت این است که بسیاری از ناظران معتقدند که حضور نظامی ایران در سوریه شاید جدی‌تر از نفوذ آن کشور در لبنان از طریق حزب الله باشد، چرا که نیروهای نظامی وابسته به ایران در سوریه مستقمیا تحت فرماندهی سپاه پاسداران عمل می‌کنند. همین امر نگرانی جدی اسرائیل را از دوران بعد از داعش دامن زده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس اخیرا گزارش داده که “هزاران جنگجوی مورد حمایت ایران در حال پیشروی به سوی شرق سوریه و نزدیک شدن به مرزهای عراق هستند. هدف تهران ایجاد کریدوری است که ایران را از طریق عراق به سوریه و سپس مدیترانه متصل کند و برای اولین بار راه بلامنازعی را برای رساندن کمک به متحدان خود در سوریه و لبنان ایجاد کند.”. حمله گسترده اخیر برای تصرف دیرالزور در شرق سوریه که سه سال است که در محاصره داعش قرار دارد در این چارچوب صورت گرفته است. روز سه شنبه ۱۴ شهریور ایران اعلام کرد که این محاصره بعد از سه سال شکسته شده است.

از داخل عراق هم عملیات مشابهی برای رسیدن به مرز سوریه در نواحی‌ای که در کنترل داعش است صورت می گیرد. ناظران پس گرفتن تلعفر از داعش را که سه هفته پیش اتفاق افتاد در همین راستا برآورد می‌کنند. یک سخنگوی کتائب حزب الله عراق که از نیروهای متحد ایران است، پس از تصرف تلعفر گفت: “هدف ما از میان بردن هر مانعی است که عراق را به سوریه و از آنجا به بیروت (در لبنان) متصل کند. مقاومت (ائتلاف نیروهای شبه نظامی ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در منطقه به رهبری ایران به علاوه دولت سوریه) به این هدف نزدیک شده است”. وی هشدار داد که اگر آمریکایی‌ها مانع از پیشروی ما در سوریه بشوند، شبه نظامیان عراقی نیروهای آمریکایی در عراق را مورد حمله قرار خواهند داد.

چند سئوال در این رابطه مطرح می شود.
آیا ایران در پی تهدید اسرائیل، از سوریه خارج خواهد شد؟

دشمنی با اسرائیل که دلایل عقیدتی، تاریخی، روانی و سیاسی دارد یکی از پایه های سیاست خارجی و حتی هویتی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهد. سازماندهی حزب الله لبنان در دهه ۱۳۶۰ با هدف تغییر موازنه قدرت به نفع اقلیت شیعه در لبنان و مقابله با برتری بلامنازع اسرائیل در منطقه بود. در عین حال هدف ایران این بود که از حزب الله به عنوان یک نیروی تهدید کننده و در نتیجه بازدارنده اسرائیل استفاده کند که مانع از انجام عملیات نظامی آن کشور علیه ایران شود. شکست اسرائیل در سال ۲۰۰۶ در جنگ نامنظم با نیروهای حزب الله، ایران را در دکترین خود راسختر کرد.

ایران با هدف جلوگیری از فروپاشی حکومت بشار اسد وارد سوریه شد. سوریه نه تنها به عنوان تنها کشور ضداسرائیلی منطقه بلکه به عنوان کانال رساندن کمک‌های لجستیکی به حزب الله لبنان برای ایران از اهمیت استراتژیک برخوردار است. ایران، هم سرمایه و هم نیروی انسانی سنگینی را در سوریه هزینه کرده است. به گفته استفان دمیستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، ایران سالانه ۶ میلیارد دلار در سوریه هزینه می‌کند.

با هزیمت داعش، ایران در موقعیت منحصر بفردی قرار می گیرد که یک نیروی شبه نظامی جنگ دیده را در همسایگی اسرائیل تحت فرماندهی خود دارد. این نیرو موازنه قوا را در منطقه به نفع ایران تغییر داده و آن کشور را به عنوان بازیگری تاثیرگذار وارد معادلات منطقه‌ای کرده است.

از مجموع مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که خروج ایران از سوریه بر اثر تهدیدات اسرائیل غیر محتمل است. رامی عبدالرحمن، ناظر حقوق بشر در سوریه می گوید که غیر ممکن است که “بعد از هزینه کردن صدها میلیون دلار و ارسال جنگ افزار و نیرو به سوریه بتوان مانع از رسیدن ایران به اهدافش شد”. وی می افزاید: “حتی اگر بشار اسد قدرت را ترک کند نفوذ ایران در سوریه غیر قابل توقف است.”

عجیب اینجاست که اسرائیل تاکنون از این مسئله ابراز نگرانی نکرده بود در حالی که این وضعیت قابل پیش بینی بود.

آیا اسرائیل با نیروهای تحت فرماندهی ایران وارد جنگ خواهد شد؟

اسرائیل در چند سال گذشته بارها به نیروهای سوری و حزب الله و انبارهای مهمات این گروه‌ها حمله کرده اما هرگز عملیات جنگی خود را در حد یک جنگ تمام عیار گسترش نداده است. دلیل عمده این امر آن است که مبارزه با نیروهای غیر منظم از طریق حملات هوایی نتیجه‌ای جز شکست در پی ندارد. تجارب آمریکا در ویتنام، نیروهای ناتو و شوروی سابق در افغانستان و اخیرا عربستان در یمن گواه این مدعاست. از طرفی ورود پیاده نظام ارتش اسرائیل به صحنه‌ای که همه علیه یکدیگر در حال جنگ نا منظمند با منطق نظامی همخوانی ندارد. به ندرت ارتشی در جنگ با نیروهای نامنظم به پیروزی رسیده است، ضمن اینکه شهرهای اسرائیل در برابر حملات موشکی از خاک سوریه آسیب‌پذیرند. از طرف دیگر ایران هم علیرغم شعارهای تند علیه اسرائیل محتمل نیست که مستقیما علیه اسرائیل دست به حرکتی تهاجمی و تحریک‌آمیز بزند.

بهر حال حزب الله جدیدی با هویتی متفاوت در سوریه متولد شده است. سناریوی محتمل این است که در سال های پیش رو حملات پراکنده و ایذایی از سوی اسرائیل و نیروهای جدید متحد ایران گاه با شدت و گاه با ضعف ادامه پیدا کند.
اما آیا این وضعیت ممکن است به یک برخورد نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل منتهی شود؟

بعضی کارشناسان روابط بین الملل معتقدند که اکثر جنگ‌ها بر اثر اشتباه محاسبه یک طرف یا طرفین شکل می‌گیرد.

No responses yet

Sep 11 2017

۱۵ میلیارد تومان هزینه شهرداری تهران برای مراسم اربعین در کربلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: مجتبی عبداللهی، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران می‌گوید ۱۵میلیارد تومان برای مراسم اربعین در کربلا هزینه شده است. این در حالی است که بودجه تصویب شده شورای شهر برای این کار ۵ میلیارد تومان است.

آقای عبداللهی امروز یکشنبه ۱۹ شهریور در جلسه شواری شهر تهران درباره هزینه‌های برگزاری مراسم اربعین در عراق که مورد اختلاف شواری شهر و شهرداری است توضیحاتی داد.

چند سال است که مراسم اربعین با حضور گسترده مسافران ایرانی و با تبلیغات حکومت ایران در کربلا برگزار می‌شود. بسیاری از زائران با پای پیاده راهی کربلا می‌شوند و شهرداری تهران با ایجاد ستادی برای برگزاری این مراسم مسئولیت تدارکات آن را به عهده دارد.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری درباره هزینه‌های مراسم امسال گزارشی به شورای شهر تهران ارائه داد و برخی اعضای شورا نسبت به آن انتقاداتی را وارد دانستند.

حسن رسولی یکی از اعضای شورای شهر به آقای عبداللهی گفت رقم مصوب برای تامین هزینه اربعین در سال گذشته، ۵ میلیارد تومان بود اما ۱۵ میلیارد و ۴۰۰ تومان هزینه شده است. آقای رسولی از ما‌به‌التفاوت این رقم سوال کرده است.

همچنین ناهید خداکرمی یکی ازاعضای شورای شهر تهران گفت قبل از انقلاب مراسم اربعین به عهده مردم بود اما با ورود شهرداری “موازنه اقدامات مردمی به هم خورده است.”

احمد مسجد جامعی نیز درباره توزیع پتو و غذا به گزارش معاون فرهنگی و اجتماعی واکنش نشان داد و گفت: “در کربلا کسی پتو وغذا نمی‌خواهد. شهرداری به ایجاد سرویس‌های بهداشتی بپردازد و برای زباله‌ها و دسترسی به آب سالم فکری کند.”

بیشتر بخوانید:

  • راهپیمایی اربعین؛ تلاشی برای نمایش قدرت ایران
  • سفر اربعین؛ خط مرزی ایران و عراق چطور کم‌رنگ شد
  • میلیون‌ها زائر شیعه با وجود تهدید تندروها در مراسم اربعین در کربلا شرکت کردند

به نظر می‌رسد انتقاد اعضای شورای شهر تهران بر سر تامین مابه‌التفاوت و نوع هزینه کردن بودجه مراسم اربعین در عراق است.

آقای عبداللهی در پاسخ به انتقادات گفت وزارت کشور وظایف ده گانه‌ای برای برگزاری مراسم اربعین تعیین کرده است که این وظایف ازجمله نظارت بر شهرهای مرزی ایران و عراق و جاده ۸۰ کیلومتری نجف، دفع زباله‌های شهری، بیمارستانی و جمع‌آوری نخاله‌های ساختمانی، تامین فضای سبز، تامین آب و تهیه سرویس‌های بهداشتی و آتش‌‎نشانی هستند.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تایید کرد مابه‌التفاوتی بین مصوبه شورا و هزینه‌های شهرداری وجود دارد. به گفته او شهرداری تهران همه ساله بیش از ۱۵ میلیارد تومان هزینه می‌کند. “قبول دارم که بیش از اعتبار مصوب برای این ستاد است.”

او همچنین توضیح داد که ستاد برگزاری اربعین شهرداری از این بودجه برای ساخت و سازی استفاده نکرده اما “برخی مدارس برای اقامت زائران آماده‌‎سازی” شدند.

آقای عبداللهی گفت “سرویس بهداشتی و حمام ساخته‌ایم و زیرساخت‌هایی ایجاد کرده‌ایم و هرچه جلو آمده‌ایم هزینه‌ها کمتر شده است.”

او افزود نزدیک به دو و نیم میلیون نفر از ایران در این مراسم شرکت می‌کنند که “حدود یک چهارم یا یک پنجم” از تهران هستند.

No responses yet

Sep 10 2017

«ظن بریتانیا به ایران و روسیه» در مورد کمک به پیشرفت هسته‌ای کره شمالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه بریتانیایی تلگراف در شماره روز یکشنبه در گزارشی مدعی شد که مقام‌های بریتانیایی نگرانند ایران یا روسیه به «پیشرفت ناگهانی» کره شمالی در توسعه سلاح‌های هسته‌ای کمک کرده باشند.

این گزارش که روز یکشنبه ۱۹ شهریور منتشر شده می‌گوید وزارت خارجه بریتانیا در حال تحقیق در مورد «کشورهای سابقاً یا در حال حاضر هسته‌ای» است که می‌توانند به پیوینگ‌یانگ برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای قابل نصب بر موشک‌هایش کمک کرده باشند.

در این گزارش آمده است که «ایران در صدر فهرست کشورهایی است که مظنون به ارائه کمک به کره شمالی هستند، و علاوه بر آن روسیه نیز زیر ذره‌بین قرار دارد».

چند مقام ارشد بریتانیایی که به نام آنها اشاره نشده، به تلگراف گفته‌اند که این فرض که دانشمندان کره شمالی به تنهایی به پیشرفت‌های اتمی اخیر رسیده باشند «معتبر نیست».

تلگراف به نقل از یک معاون وزیر در دولت بریتانیا که به نام او اشاره نشده، نوشته است که «دانشمندان کره شمالی از برخی توانایی‌ها برخوردارند اما روشن است که نمی‌توانند این پیشرفت‌ها را در خلأ انجام داده باشند».

کره شمالی که چندین آزمایش موشکی‌اش در یکی دو ماه گذشته با واکنش‌های شدید بین‌المللی روبه‌رو شده و از جمله یک قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال داشته است، کمتر از سه هفته پیش ادعا کرد که یک بمب پیشرفته هیدروژنی را که قابل نصب بر موشک‌های قاره‌پیماست، آزمایش کرده است.

مورد اخیر که ششمین و قدرتمندترین آزمایش هسته‌ای کره شمالی است، در طیف وسیعی شامل آمریکا، روسیه، چین و بسیاری از قدرت‌های جهانی مورد محکومیت قرار گرفت.

آمریکا، بریتانیا، و فرانسه سه عضو دائم شورای امنیت هفته گذشته به همراه کره جنوبی و ژاپن، درخواست یک نشست اضطراری در مورد این اقدام را به شورای امنیت دادند و پس از این نشست که دوشنبه گذشته، ۱۳ شهریور برگزار شد، آمریکا قرار شد قطعنامه‌ای را برای رأی‌گیری در دوشنبه این هفته، ۲۰ شهریور، به رایزنی بگذارد.

دو عضو دائم دیگر شورای امنیت، یعنی چین و روسیه، گرچه در تحریم‌های پیشین این شورا در نیمه مرداد ماه با دیگر اعضای شورای امنیت همراهی کردند اما بیشترین مبادلات تجاری را با کره شمالی دارند.

قطعنامه پیشین شورای امنیت البته درآمدهای کره شمالی از راه صادرات را هدف قرار داده که در صورت اجرای آن پیونگ‌یانگ دو سوم درآمد ۳ میلیارد دلاری سالانه‌اش را از دست می‌کند.

همکاری‌های ایران و کره شمالی از جمله در زمینه هسته‌ای، همواره در سال‌های اخیر زیر ذره‌بین قرار داشته است و در دوره مذاکرات هسته‌ای، برخی مقام‌های امنیتی غربی از ارسال احتمالی موشک از سوی کره شمالی به ایران ابراز نگرانی کرده بوند.

هر دو کشور موضوع برخی تحریم‌های بین‌المللی هستند که صادرات و واردات سلاح به‌ویژه در زمینه فن‌آوری‌های موشکی را محدود می‌کند.

ایران در مورد آزمایش‌های اخیر موشکی و هسته‌ای کره شمالی سکوت کرده است، اما در فروردین ماه سال ۹۲، یک مقام ارشد نظامی ایران «ارتقای توان بازدارندگی» را حق این کشور دانسته بود.

در آن زمان که ایران همچنان از برقراری تحریم‌های گزنده اقتصادی به دلیل برنامه هسته‌ای‌اش رنج می‌برد، مسعود جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران گفته بود که «ملت و دولت کره شمالی که همواره هدف تهدید، زورگویی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا و نظام سلطه قرار دارند، تلاش برای ارتقای توان بازدارندگی و نمایش قدرت دفاعی خود در برابر دشمن را حق طبیعی خود می‌دانند».

این اظهار نظر پیش از به قدرت رسیدن حسن روحانی بود که در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش در چارچوب مذاکراتی فشرده با شش قدرت جهانی توانست به توافقی برسد که تحریم‌های هسته‌ای را در قبال تعدیل برنامه هسته‌ای ایران رفع کرد.

به رغم رفع این تحریم‌ها، برنامه موشکی ایران همچنان مورد انتقاد و نگرانی قرار دارد، و آمریکا از زمان اجرایی شدن توافق هسته‌ای چندین بار برنامه موشکی ایران را با تحریم‌هایی هدف قرار داده که تنها دو بار از آن در حاشیه تأیید پایبندی ایران به توافق هسته‌ای در دولت دونالد ترامپ بوده است.

No responses yet

Sep 10 2017

روزنامه “جمهوری اسلامی”: کارکرد روحانيت ورود شرم‌آور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری، «روحانی درمانی» و استقرار در مترو نيست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند…
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود از عملکرد برخی روحانیون و ورود آنها به برخی حوزه ها انتقاد کرد.

به گزارش عصرایران، روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی “مسیح مهاجری” در سرمقاله اش نوشت:

در سال‌های 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبه‌های مادی و معنوی داشتند.

یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن می‌گفتند مطرح می‌شد.

در آن زمان، انقلابیون فکر می‌کردند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها مطرح می‌شود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیره‌کننده‌ای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.

متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیف‌ترین مطالب خرافی و بی‌پایه‌ترین ادعاها توسط بعضی منبری‌ها و مداحان در محافل مذهبی مطرح می‌شوند و سنگین‌ترین ضربه‌ها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد می‌کنند.

در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و می‌تواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قوی‌ترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبون‌های مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار می‌گیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته می‌شود.

ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستان‌ها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست می‌شود و دخالت مداحان و منبری‌های کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آورده‌اند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.

وقتی عده‌ای فکر می‌کنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش می‌رود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفه‌ای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.

از اینها مهم‌تر اظهارنظرهای نادرست، خرافیم، گمراه‌کننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت می‌دهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت می‌کنند.

امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند.

متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد می‌کند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.

وضعیت تاسفباری که امروزه با انتشار مطالب سخیف منسوب به دین و مذهب پیش آمده باید هرچه زودتر تغییر کند تا محافل مذهبی، اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها به جایگاه‌های تجلی اسلام ناب و خالص تبدیل شوند. این هدف، با سه اقدام جدی محقق خواهد شد.

اول، نظارت جدی بر محتوای مطالب منبری‌ها، مداحان و اظهارنظر کنندگان مذهبی توسط بزرگان حوزه. دوم، خودداری رسانه ملی از پخش مطالب نادرست، سطحی، بی‌سند و خرافی و انحرافی. و سوم، محدود ساختن حضور و کارکرد روحانیون به جایگاه‌هائی که در وظایف روحانیت تعریف شده است.

رها ساختن امور مذهبی و عدم نظارت بر محتوای آن، که ظاهراً سیاست کنونی مسئولین است، آفات فراوانی دارد که اگر امروز به آن پایان داده نشود، در آینده قابل کنترل نخواهد بود و سیل بنیان براندازی که آفات آن به راه خواهد انداخت، اعتقادات دینی مردم را با خود خواهد برد.

No responses yet

Sep 08 2017

نخستین موافقت‌نامه ایران و یک بانک اروپایی پس از برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,برجام,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس اوبر بانک اتریش اعلام کرد به زودی موافقت‌نامه‌ای میان این بانک و مقامات ایران به امضاء خواهد رسید. ظاهرا بانک اتریشی نخستین موسسه مالی بزرگ اروپایی است که پس از تعلیق و لغو تحریم‌های هسته‌ای با ایران همکاری می‌کند.

حدود یک سال و هفت ماه پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بالاخره یک موسسه مالی اتریشی طلسم همکاری مستقیم با جمهوری اسلامی را می‌شکند و وارد بازار مالی ایران می‌شود.

در حالی که بانک‌ها و موسسه‌های مالی مهم اروپایی هنوز برای گسترش همکاری با ایران با احتیاط عمل می‌کنند، هفتمین بانک بزرگ اتریش اعلام کرده که در ماه جاری میلادی میزبان رئیس کل بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و دارایی و نمایندگان ۱۲ بانک ایرانی برای امضای موافقت‌نامه خواهد بود.

فرانتس گاسلزبرگر، رئیس اوبر بانک روز پنج‌شنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز تائید کرد که پس از یک سال و نیم مذاکره با مقام‌های ایرانی دو طرف به توافق رسیده و موافقت‌نامه ۲۱ دسامبر در دفتر مرکزی این بانک در شهر لینتس به امضاء می‌رسد. لینتس مرکز ایالت اوبراتریش است.

پس از توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی (روسیه، آمریکا، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان) و لغو یا تعلیق بسیاری از تحریم‌های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی، بسیاری از کمپانی‌های بزرگ غربی و چند ملیتی تمایل خود را برای از سرگیری همکاری‌های متوقف شده یا آغاز همکاری با ایران اعلام کردند.

بیشتر بخوانید: افزایش پروازهای شبکه خطوط هوایی اتریش به ایران

نامشخص بودن منابع تامین مالی پروژه‌ها در ایران و احتیاط موسسه‌ها و بانک‌های بزرگ که نگران نقض تحریم‌های به جای مانده از سوی ایالات متحده هستند آغاز همکاری‌های گسترده با تهران را با وقفه روبرو کرده است.

ظاهرا اوبربانک قصد دارد این مانع را برای شرکت‌های اتریشی برطرف کند و پروژه‌های آنها در ایران را پوشش مالی دهد. فرانتس گاسلزبرگر می‌گوید مسئله بر سر تامین مالی پروژه‌ها به یورو، واحد پول اتحادیه اروپا و برای یک دوره زمانی بیش از دو سال است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

چند بانک دیگر اروپایی در نوبت

بیلان سالانه اوبربانک حدود ۲۰ میلیارد یورو برآورد می‌شود. رئیس این بانک به رویترز گفت: «گمان می‌کنم در ارتباط با امضای چنین توافق‌نامه‌ای ما اولین بانک اروپایی خواهیم بود؛ دست‌کم مطابق اطلاعاتی که طرف ایرانی در اختیار ما گذاشته این گونه است.» او افزود البته تعدادی از بانک‌ها و موسسه‌های مالی آلمان و ایتالیا و بانک دانسکه دانمارک هم در همین مسیر گام بر می‌دارند.

گفته می‌شود بانک بین‌المللی رایت آیزن اتریش، یکی از بزرگترین موسسه‌های مالی این کشور نیز مذاکراتی با مقام‌های ایرانی را برای احیای همکاری‌های گذشته آغاز کرده است.

رئیس اوبر بانک می‌گوید پروژه‌هایی که این بانک در تامین مالی سرمایه‌گذاری‌ها آن در ایران مشارکت می‌کند شامل طرح‌های گسترش و بهبود زیرساخت‌ها، احداث راه آهن، بیمارستان و نیروگاه خواهد بود. او خاطر نشان کرد تب و تابی که پس از امضای توافق هسته‌ای به وجود آمده بود تا حدودی فروکش کرده با این همه هنوز تقاضا برای تامین مالی پروژه‌ها زیاد است.

احتیاط بانک‌های بزرگ اروپایی در از سر گیری همکاری با جمهوری اسلامی بی‌ارتباط با تجربه تلخ برخی از آنها نظیر دویچه بانک و کومرتس بانک نیست که به اتهام نقض تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده آمریکا مجبور به پرداخت چند میلیارد یورو جریمه شده‌اند.

تامین دستكم یک میلیارد یورو سرمایه‌گذاری

به گزارش رویترز رئیس اوبر بانک اتریش درباره حجم سرمایه‌گذاری‌هایی که قرار است از سوی این بانک حمایت مالی شوند اطلاعات دقیقی ارائه نکرده است. هانس یورگ شیلینگ وزیر دارایی اتریش در سفری که خرداد ماه به تهران داشت گفته بود اوبر بانک یک میلیارد یورو جهت تامین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری در ایران اختصاص داده است.

بیشتر بخوانید: همکاری روسیه و اتریش در زمینه استخراج نفت ایران

روزنامه استاندارد اتریش چهارم شهریور ماه از قول رئیس اوبر بانک نوشته بود که تمایل به افزایش مناسبات بازرگانی با ایران زیاد است و او اطمینان دارد که دستیابی به “چارچوب قراردادهای پشتیبانی مالی از طرح‌ها و پروژه‌های صنعتی” در این کشور برای اقتصاد ملی اتریش نیز سودمند خواهد بود.

به گفته‌ی رئیس اوبر بانک، به رغم وجود قوانین دست و پاگیر و تشتت در مراکز تصمیم‌گیری در ایران، موسسه‌ها مالی و بانک‌های دیگر اتریش نیز علاقمند به همکاری با ایران هستند و انتظار می‌رود با تقویت شاخص‌های اقتصادی ایران و مشخص‌تر شدن برخی چارچوب‌ها زمینه گسترش این همکاری‌ها بیش از پیش فراهم شود.

No responses yet

Sep 07 2017

نيروي انتظامي گفت پرچم سوريه بگيريد، برويد داخل ورزشگاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: قبل از این که به سمت ورزشگاه «آزادی» حرکت کنیم، دو مشغله ذهنی داشتم؛ اول این که تردید نداشتم هیچ دری به روی ما باز نمی شود، برای همین مثل دفعات قبل، به سمت در غربی ورزشگاه رفتیم. این دری است که هم خبرنگاران و عکاسان صداوسیما و رسانه ها از آن عبور می کنند، هم اتوبوس تیم ها و هم خودروی مسوولان کشوری که باید به سمت ورودی های جایگاه های «وی‎آی‎پی» (VIP) بروند. وقتی درها به روی ما بسته است، شاید خبرنگار و عکاسی ما را ببیند یا مسوولی صدای‏مان را بشنود.
دومین فکر، ادعای شرکت «برهان مبین» بود؛ موسسه ای که متصدی فروش اینترنتی بلیت مسابقات است و پیش از شروع بازی، اقدام به فروش اینترنتی برای بانوان ایرانی کرده بود. می گفتند فقط هفت بلیت اینترنتی برای بانوان ایرانی و آن هم به دلیل مشکل در برقراری ارتباط با سازمان ثبت احوال به فروش رفته است. یک حساب سرانگشتی که کردیم، من و دو خواهرم و یکی از دوستانم، چهار نفر از جمعیتی بودیم که بلیت های بازی را پیش خرید کرده بودند. دو خبرنگار هم تصویر عملیات واریز اینترنتی و بلیت پیش خریدشان را منتشر کرده بودند. فضای مجازی و توییتر و اینستاگرام هم که لبریز بود از پیام دخترانی که می گفتند این بار دیگر به آزادی خواهند رفت. واقعا تعدادشان هفت نفر بود؟

مسیر ما از اتوبان «حکیم» می گذشت؛ شرق به غرب. حوالی ساعت شش از تونل «رسالت» که رد شدیم، پرچم های ایران را می دیدم که از خودروها بیرون آمده بودند و در باد می رقصیدند. ما چهار دختر بودیم در یک خودرو که به سمت غرب تهران می رفت. دو پرچم در دست‏مان بود؛ مثل مردانی که در ترافیک به سمت آزادی در حرکت بودند. تفاوت ما و آن ها فقط این بود که ما برای پشتِ در رسیدن عجله داشتیم، آن ها احتمالا برای پیدا کردن یک جای پارک بهتر!

وقتی به در غربی می رسید، نه جای پارک دارید، نه اجازه توقف چند دقیقه ای. چهار دختر در یک خودرو باشید هم که اجازه ورود به پارکینگ های ورزشگاه را نمی دهند. باید مثل ما، بعد از پلی که از روی اتوبان تهران-کرج عبور کرده است، پارک کنید و پیاده قدم بزنید. 20 دقیقه پیاده روی که تمام شود، می رسید به نرده های پولادین ورزشگاه آزادی؛ جایی که قبل از ما حدود 20 خانم دیگر با پرچم های ایران منتظر ایستاده بودند. همه به جز یک خانم میان‏سال که خودش را «مهین» معرفی می کرد، بلیت اینترنتی خریده بودند و البته پول پیش خرید هم به حساب شان برگشته بود. اما باز هم آمده بودند که شانس خود را امتحان کنند. مهین می گفت: «دخترم می خواست امروز بیاید، با او آمدم که تنها نباشد.»

از لحظه ای که می ایستی، دو اتفاق آزار دهنده تن و روحت را می خورد؛ مامورانی که مدام سعی می کنند تو را دک کنند. هر سو که می ایستی، می آیند و دوره ات می کنند و بی وقفه می گویند «حرکت کن»، «توقف نکن»، «تجمع نکنید»، «بروید». ولی دومی را نمی شود تحمل کرد؛ مردانی که کنایه می زنند و می خندند و رد می شوند. تعدادشان البته نسبت به جمعیت، در اقلیت بود. نمی گویم همه اما همان تعداد اندک هم برای ما در آن شرایط زیاد بودند. آن ها از کنارمان با خودرو یا پیاده عبور می کردند و مثلا می گفتند چرا آمدید یا راه تان نمی دهند و برگردید. این ها احتمالا همان اقلیتی باشند که به خاطرشان درها باید به روی ما بسته بمانند. شاید همه آن ها شب که به خانه برگردند، از خاطره خود در مورد ورزشگاه یا اتفاقات بازی برای یک «مادر»، «خواهر»، «همسر» یا «دوست دختر» حرفی بزنند. انتظار هم دارند لابد که کلمه به کلمه حرف هایشان با جان و دل شنیده شود.

میان آن جمعیت، نمی توانید جایی ثابت بایستید. یکی از درهای کوچک ورودی غربی برای خودروهایی که کارت عبور دارشتند، باز بود. مقابل این در، ماموران انتظامی و یگان ویژه زیادی ایستاده بودند. عکاسانی که از این در عبور می کردند، گاهی دوربین را از پنجره بیرون می آوردند و سمت ما می گرفتند.

کم کم تعداد دخترها بیش تر می شود. رسیده ایم به حدود 70 نفر! دو خانم مامور انتظامی از محوطه داخلی ورزشگاه با دو ماموری که دوربین دست شان گرفته اند، به سمت ما می آیند. یکی از خانم ها ما را با انگشت دست نشان می دهد، به شکلی که مامور بفهمد دقیقا باید از کدام یک از دختران فیلم بگیرد. روی چادر یکی از خانم ها نامش با اتیکت ویژه نیروی انتظامی الصاق شده است. اسم او «سیده فاطمه» است. سمت دختران می آید و با لحنی تند می گوید: «فیلم تان را داریم. یا همین الان می روید، یا همین الان دستور بازداشت تان را داریم.»

اتوبوس هایی که از پشت سر رسیدند، عملیاتی شدن دستور بازداشت ما را به تعویق انداختند. چهار دستگاه اتوبوس بودند. اول فکر کردیم اتوبوس های حامل بازیکنان است، بعد فهمیدیم این ها اتوبوس های تشریفات نیستند. از شیشه های بزرگ جلوی اتوبوس ها و پا از پنجره های کناری می شد سرنشین هایی را دید که با پرچم یا صورت های رنگ شده به ورزشگاه آمده اند. درهای اصلی برای آن ها باز شد. پشت سرشان، چهار دستگاه ون بود.

مسافران ون ها پشت درهای ورزشگاه پیاده شدند؛ جمعیتی حدود 100 نفر که همگی سوریه ای بودند و میان آن ها دست کم 20 بانو. خودروهای آن ها کارت ورودی پارکینگ وی آی پی را نداشتند. آن ها را از در کوچک سمت راست عبور دادند. دخترها با پرچم های سوریه به سمت محوطه داخلی می رفتند. خبری هم از ماموری که بخواهد از آن ها فیلم بگیرد، نبود! حتی یک چک ساده هم از آن ها نکردند. بلیت یا گذرنامه آن ها را هم نخواستند. چند دختر ایرانی اعتراض کردند. یکی از خبرنگارانی که قصد ورود داشت هم معترض شد. ماموران به خبرنگاری که معترض شد، فقط گفت: «سریع وارد شو و حرف نزن.»
به دختران هم با لحنی تندتر تاختند و متفرق شان کردند. بعد صدای اعتراض ها که کمی بلندتر شد، گفتند اگر ناراحتید، شما هم پرچم سوریه دست تان بگیرید و بروید داخل!

برای ورود به ورزشگاه و خانه خودت، باید پرچم سوریه و میهمان دستت باشد؟! ورود دختران سوریه ای بدون دغدغه و با آرامش و لبخندی که به ما می زدند را باید از چشم ما دختران ایرانی که ایستاده بودند در فضای سبز و زیر درختان چنار، روبه‏روی در غربی ورزشگاه می دیدید؛ حسرت واژه کافی نیست. جملاتی که می شنیدیم بدتر. زنان نیروی انتظامی که مدام تهدید می کردند و موبایل یکی از دختران که فیلم می گرفت را دقایقی ضبط کردند. او فیلم ها را پیش چشم ماموران پاک کرد تا گوشی را نبرند. چند ون برای ارعاب آمدند و سمت شمال در غربی پارک کردند. این صحنه ها آزار دهنده بودند اما از لحظه ای که دختران سوری وارد شدند، جو و نگاه مردانه اطراف کمی تغییر کرد.

سه دختر جوان و خانمی میان‏سال، از هواداران سوریه ای چند پرچم گرفتند و روی شانه های خود انداختند. یکی از پرچم ها میان ستاره های وسط، عکسی بزرگ از بشار اسد داشت. قدم زنان میان جمعیت وارد شدند و به سمت گیت ها رفتند. بقیه حاضر نبودند همین رفتار را تقلید کنند. درست یا اشتباهش هم در آن لحظه مهم نبود، فقط خشم بود و عصبانیت «غزاله» که بر سر ماموران با گریه فریاد می زد: «می خواهم بروم داخل».

کم تر از نیم ساعت بعد، یکی از دخترهای جوان و خانم میان‏سال برگشتند. می گفتند قسمت چک بلیت ها متوجه شدند که ایرانی هستند و آن ها را برگرداندند. اما «سحر»، دیگر دختری که همراه سوری ها با پرچم سوریه داخل شد، یکی از ورودی ها را رد کرد.

دیگر کنایه نشنیدیم. یا حداقل من نشنیدم. شاید گوشم از تهدید ماموران و صدای خنده دختران سوریه ای پر بود! دیگر نگاه تحقیرآمیز مردی را هم ندیدم. حداقل می دانم که نگاه سنگین دختران و زنان سوریه ای که با پرچم زرد «حزب الله» و کشور سوریه به ورزشگاه رفتند، آزارش از نگاه جنسیتی مردان ایرانی کم تر نبود.

پیش از آن که به تراژدی پایانی برسیم، تصویری بسازم از دختران خبرنگاری که مثل ما پشت درهای ورزشگاه مانده بودند؛ دخترانی که می خواستند انگ تبعیض از ممنوعیت ورود به ورزشگاه از سرشان برداشته شود. این که نمی توانند به آزادی بروند، برای شان فقط حسرت نبود. حرف که می زدند، لابه‏لای حرف هایشان، نشانه هایی بود از تحقیر شدن های دایمی از سوی مردان و حتی برخی زنانی که آن ها را زیر سوال می برند چون حتی یک بازی فوتبال را از نزدیک تماشا نکرده اند!

تراژدی، دروغ پایانی بود. این که گفتند صبر کنید، بازی که شروع شد، می توانید وارد شوید. 10 دقیقه از شروع بازی که گذشت، در کوچک سمت راست را هم بستند. زنان نیروی انتظامی داخل محوطه و پشت نرده های فولادی رفتند ولی دو دوربین هم‏چنان روی صورت دخترانی که پشت در ایستاده بودند، زوم شده بود. تراژدی پایانی، ماندن پشت درهای ورزشگاه نبود. همان مسیر 20 دقیقه ای تا محل پارک ماشین را پیاده برگشتیم؛ میان متلک ها، بوق خودروها و از کنار اتوبان. تراژدی این بود که بازی شروع شد، ما داشتیم در مسیر مخالف قدم می زدیم، در حالی که مردان هم‏چنان به سوی ورزشگاه می رفتند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .