اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'تروریزم'

Jun 10 2016

بان کی مون: تهدید مالی دلیل حذف ائتلاف سعودی از لیست سیاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,روابط بین‌المللی

رادیوفردا: بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، روز پنجشنبه گفت که به دنبال انتشار نام ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی در فهرست سیاه عاملان کشتار کودکان یمنی، ریاض به روش‌های «غیرقابل قبول» و با اعمال فشارهای شدید تهدید کرده که پرداخت‌های خود به صندوق‌های حیاتی سازمان ملل متحد را قطع خواهد کرد.

سازمان ملل متحد روز دوشنبه اعلام کرده بود که ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی را از فهرست ناقضان حقوق کودکان حذف می‌کند و گزارشی که هفته قبل از سوی نهادهای وابسته به سازمان ملل در مورد تلفات کودکان طی جنگ یکساله یمن منتشر شد هم‌اکنون منتظر بررسی مشترک توسط این نهاد و ائتلاف نظامی است.

بان کی مون گفت تصمیم او برای حذف موقت ائتلاف کشورهای عربی به رهبری عربستان از این فهرست «یکی از دشوارترین و دردناک‌ترین تصمیم‌هایی است که گرفته‌ام» و تهدید عربستان سعودی به قطع پرداخت‌های خود به بودجه‌های سازمان ملل متحد «این نگرانی جدی را به وجود آورد که میلیون‌ها کودک دیگر در سراسر جهان به شدت از آن لطمه خواهند خورد».

او به خبرنگاران گفت تحت تأثیر کاهش امکانات مالی، «کودکانی که هم اکنون در فلسطین، سودان جنوبی، سوریه، یمن و بسیاری از کشورهای دیگر مصیبت می‌کشند وضعیت بدتری پیدا خواهند کرد».

بان کی مون افزود: «اعمال فشارهای شدید و ناروا از سوی کشورهای عضو غیرقابل پذیرش است. بررسی و تحقیق‌هایی مثل نقض حقوق کودکان اجزای ضروری و طبیعی از فعالیت سازمان ملل متحد است».

گزارش خبرگزاری رویترز می‌گوید که او مشخصا از ائتلاف کشورهای عربی به رهبری عربستان نام نبرد ولی کاملاً پیدا بود که در این اظهارنظرها منظور او این ائتلاف است.

چند روز پیش خبرگزاری رویترز گزارش داد کشورهای عربی و مسلمان متحد عربستان در مورد قرار دادن ائتلاف در فهرست سیاه به شدت به دبیرکل سازمان ملل متحد فشار می‌آورند.

به گفته دیپلمات‌ها، دولت عربستان تهدید کرده بود که پرداخت کمک‌های مالی به فلسطینیان و سایر صندوق‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد را قطع خواهد کرد.

این فهرست سیاه دولت‌ها و گروه‌های مسلحی را در برمی گیرد که در درگیری‌های مسلحانه حقوق کودکان را نقض می‌کنند.

عبدالله المعلمی سفیر عربستان سعودی در سازمان ملل چند روز پیش اعمال فشار به این نهاد را تکذیب کرده بود. او روز پنجشنبه پس از اظهار نظرهای بان کی مون بار دیگر این موضوع را تکذیب کرد.

No responses yet

Jun 08 2016

عملیات نظامی روسیه در سوریه در نشست سه جانبه وزرای دفاع در تهران بررسی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزرای دفاع سوریه و روسیه و ایران روز پنجشنبه بیستم خرداد (فردا) یک نشست سه جانبه در تهران برگزار می کنند.

نشست سه جانبه تهران به میزبانی سرتیپ حسین دهقان وزیر دفاع ایران برگزار می شود و قرار است ارتشبد سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه و سپهبد فهد جاسم الفریج وزیر دفاع سوریه در آن شرکت کنند.

ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی، دستور کار نشست فردا را مذاکره درباره “همکاری های ضد تروریستی تهران، مسکو و دمشق، بررسی دستاوردهای عملیات ۹ ماهه نیروی هوافضای روسیه در سرکوب گروه های تروریستی در سوریه و وضعیت عراق” عنوان کرده است.

در جریان عملیات نظامی روسیه در سوریه، ۱۰ هزار پرواز رزمی بر فراز سوریه انجام شد و به گفته ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، نظامیان این کشور بیش از ۳۰ هزار هدف “متعلق به سازمان های تروریستی” را هدف قرار دادند.

ایران ضمن حمایت از اقدام نظامی روسیه، آن را در مقابله با “تروریسم” در منطقه موثر خوانده است.

دو کشور ایران و سوریه مهمترین متحدان سوریه و حکومت بشار اسد در جریان درگیری های ۵ سال اخیر در این کشور بوده اند و همکاری های نزدیکی در این مدت با هم داشته اند.

تهران در هفته جاری به غیر از نشست سه جانبه وزرای دفاع سوریه، ایران و روسیه، میزبان هیئتی به سرپرستی معاون وزیر کشور سوریه بود.

در جریان سفر این مقام سوری به تهران، اولین اجلاس کارگروه مشترک امنیتی دو کشور روز دوشنبه در تهران برگزار شد و تفاهم‌نامه هایی در زمینه “مبارزه با تروریسم و جرائم سازمان یافته، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و امنیت مرزها” میان دو کشور به دست آمد.

No responses yet

Jun 06 2016

مرگ یک فرمانده و دو عضو سپاه پاسداران ایران در سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: دست‌کم سه نیروی نظامی ایران از جمله یک فرمانده سپاه در سوریه کشته شده‌اند.

رضا رستمی‌مقدم، از فرماندهان سپاه استان لرستان یکی از کشته‌شدگان است که خبرگزاری‌های ایران از او با عنوان “سردار رستمی مقدم” نام برده‌اند.

قدرت عبدیانی از شهر کوهدشت لرستان و مرتضی مسیب‌زاده هم در درگیری‌های دو روز گذشته در سوریه کشته شده‌اند.

بعضی رسانه‌های ایران محل کشته شدن نیروهای سپاه پاسداران را جنوب حلب اعلام کرده‌اند.

در یک ماه گذشته بیش از ۱۵ نیروی سپاه پاسداران ایران در جنوب حلب و منطقه خان طومان کشته شدند.
تشدید حملات هوایی و زمینی در حلب

بر اساس گزارش شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر، جنگ زمینی و هوایی در حلب شدت گرفته است.

گزارش شده امروز، شانزدهم خرداد، شش ژوئیه، نیروهای دولتی سوریه به همراه نیروی هوایی روسیه بیش از ۵۰ حمله هوایی در اطراف حلب انجام داده‌اند.

ببینید: کشته شدن بلندپایه‌ترین سپاهی ایران در سوریه

شاهدان عینی این عملیات را که هدفش پایگاه‌های نیروهای مخالف دولت سوریه است، یکی از سنگین‌ترین حملات چند روز گذشته توصیف کرده‌اند.

موسسه نظارت بر حقوق بشر سوریه مستقر در بریتانیا می‌گوید که نیروهای دولتی سوریه در جریان این عملیات از هلی‌کوپتر برای انداختن بمب‌های بشکه‌ای بر روی دومین شهر بزرگ سوریه استفاده کرده‌اند.

به گفته نیروهای امدادی که در حلب هستند، از دیروز تا کنون دست‌کم ۲۴ جسد از زیر خرابه‌ها در نقاط مختلف شهر بیرون آورده شده است.

از سوی دیگر رسانه‌های دولتی سوریه گزارش داده‌اند که نقاط تحت کنترل ارتش این کشور هدف حمله موشکی نیروهای مخالف دولت قرار گرفته است.

حلب، دومین شهر بزرگ سوریه مدت‌هاست میان نیروهای دولتی و مخالفان مسلح حکومت بشار اسد تقسیم شده است.

با وجود توافق آتش بس در فوریه گذشته، شمال این شهر بارها هدف حملات هوایی قرار گرفته است.

No responses yet

May 31 2016

پرونده: آیا مسئولان عربستان در ۱۱ سپتامبر دست داشته‌اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: در ارتباط با عربستان سعودی، اتفاق جدیدی در سطح افکار عمومی غرب در حال وقوع است. در ماه های اخیر، در رسانه های غربی حجم بی سابقه ای از اطلاعات در مورد ارتباط اشخاص و نهادهای بانفوذ عربستان سعودی با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ منتشر شده است.

این اطلاعات، در قالب صدها خبر، ده ها گزارش تحقیقی در نشریات اصلی آمریکا و اروپا و چند فیلم مستند خبرساز در شبکه های معتبر، در اختیار افکار عمومی قرار گرفته است.

در چنین فضایی بوده که به تازگی مجلس سنای آمریکا، علی رغم مخالفت کاخ سفید، طرحی را تصویب کرده که به خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر اجازه می دهد دولت عربستان سعودی را بر سر این حملات مورد پیگرد قرار دهند. البته این قانون، برای اجرایی شدن باید در مجلس نمایندگان هم، مانند مجلس سنا، به تصویب بیش از دو سوم نمایندگان برسد تا وتوی قابل انتظار رئیس جمهور آمریکا نتواند جلوی آن را بگیرد.

عربستان سعودی گزارش های رسانه ای حاکی از نقش این کشور در ۱۱ سپتامبر را نادرست می داند و دولت های آمریکا و بریتانیا نیز، اتهامات مطرح شده علیه مهم‌ترین متحد خود در جهان عرب را رد کرده اند. البته رد کنندگان این گزارش ها، عموما به صدور بیانیه های رسمی پرداخته و از بحث در مورد مستندات گزارش ها خودداری کرده اند.
ارتباط “خیریه” سعودی با عاملان ۱۱ سپتامبر

بودجه ‘کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین’، که با برخی از عوامل حملات ۱۱ سپتامبر ارتباط داشت، به طور رسمی از جانب دولت عربستان تامین می‌شد. مهم‌تر آنکه، رئیس این خیریه در زمان آن حملات، مهم‌تر آنکه رئیس این خیریه در زمان آن حملات، ‘سلمان بن عبدالعزیز آل سعود’ شاهزاده سعودی بود که اکنون تحت عنوان ‘ملک سلمان’ به مقام پادشاهی عربستان سعودی رسیده است

در ۲۲ مارس گذشته شبکه تلویزیونی بریتانیایی آی تی ی و به فاصله یک هفته، شبکه آمریکایی پی بی اس فیلم مستندی به نام “عربستان سعودی بدون نقاب” را در این دو کشور پخش کردند که برخی از موضوعات مطرح شده در آن، برای اولین بار رسانه ای می شد.

تهیه کنندگان مستند تاکید داشتند به مدارکی دولتی در ایالات متحده دست یافته اند که حکایت دارد از برخی بنگاه های “خیریه” مذهبی عربستان، برای حمایت مالی از “اقدامات تروریستی” استفاده شده است. یکی از این خیریه ها که نام آن، به گفته این مستند “مکررا” در اسناد دولتی ذکر شده، “کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین” مستقر در سارایوو پایتخت این کشور بوده که متهم است “تروریست ها را استخدام کرده و برای اقدامات آنها نوعی پوشش فراهم ساخته است”.

مدارک به دست آمده توسط وکلای قربانیان ۱۱ سپتامبر نشان می دهد که واشنگتن از “ارتباط مستقیم” کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی-هرزگوین با فعالیت های تروریستی آگاهی داشته، اما تنها بعداز ۱۱ سپتامبر علیه این کمیسیون اقدام کرده است.

دو هفته بعد از ۱۱ سپتامبر، نیروهای ویژه ناتو به دفتر کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین در سارایوو هجوم بردند و پس از آن ناتو رسما اعلام کرد که “شواهد حضور القاعده در بوسنی” وجود دارد.

یک افسر عالی رتبه که در حمله به دفتر کمیسیون مشارکت داشته، شهادت می دهد که در این دفتر، از جمله “هارد درایوی” کشف شده که حاوی نقشه های اماکن نظامی در واشنگتن، اطلاعاتی در مورد چگونگی نفوذ به ساختمان های وزارت امور خارجه آمریکا و تصاویر مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلوی نیویورک) قبل و بعد از حمله ۱۱ سپتامبر بوده است.

مهمتر آنکه، طبق مدارک ارائه شده از سوی وکلای قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر که علیه دولت عربستان شکایت کرده اند، بودجه کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین، به طور رسمی از جانب دولت عربستان تامین می شده و مهم‌تر آنکه رئیس این خیریه در زمان آن حملات، “سلمان بن عبدالعزیز آل سعود” شاهزاده سعودی بود که اکنون تحت عنوان “ملک سلمان” به مقام پادشاهی عربستان سعودی رسیده است.

به شهادت یک افسر عالی رتبه ناتو که در حمله نیروهای این سازمان به دفتر ‘کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین’ بعد از ۱۱ سپتامبر مشارکت داشته، در این دفتر از جمله ‘هارد درایوی’ کشف شده که حاوی نقشه های اماکن نظامی در واشنگتن، اطلاعاتی در مورد چگونگی نفوذ به ساختمان های وزارت امور خارجه آمریکا و تصاویر مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلوی نیویورک) قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر بوده است

به گزارش رسانه های سعودی، پادشاه فعلی عربستان، یک سال قبل از حمله نیروهای ناتو به مرکز کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی-هرزگوین در سارایوو از آن بازدید کرده بود. البته مستند آی تی وی و پی بی اس تاکید دارد مدرکی وجود ندارد که اثبات کند وی از تمام فعالیت های کمیسیون اطلاع داشته است.

به هر ترتیب، گذشته از اقدامات مخفیانه خیریه هایی مانند کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین، یکی از وظایف علنی چنین مراکزی کمک به ترویج مذهب رسمی عربستان سعودی یعنی وهابیت بوده است. فعالیتی که تخمین زده می شود دولت عربستان از سال ۱۹۷۹ تاکنون، حداقل ۷۰ میلیارد دلار را خرج پی گیری آن در مناطق مختلف دنیا کرده است.

بخش مهم این فعالیت ترویجی، نه به عهده خیریه ها و موسسات غیردولتی، که مستقیما به عهده یکی از وزارتخانه های دولتی است. روزنامه ایندیپندنت، در گزارشی در ۲۴ آوریل به قلم سردبیر دیپلماتیک خود، توضیح می دهد که چگونه دولت عربستان سعودی در سال ۱۹۹۲، زیر فشار روحانیون ارشد وهابی “وزارتخانه امور اسلامی” را تأسیس کرد که هم اکنون در تمام سفارتخانه ها و کنسولگری های عربستان نماینده دارد.

این روزنامه بریتانیایی، ارتباط برخی مسئولان وزارتخانه امور اسلامی با عاملان حملات ۱۱ سپتامبر را، یکی از ادعاهای کلیدی خانوده های قربانیان این حملات علیه دولت عربستان معرفی می کند.

بخشی از مستند به نمایش در آمده از آی تی وی و پی بی اس، کتاب مدرسه ای یک کودک ۱۴ ساله سعودی را نشان می دهد که به گفته این مستند به خارج از این کشور، “از بریتانیا گرفته تا مناطق تحت کنترل داعش در سوریه” هم، صادر می شود.

کودک توضیح می دهد که در کتاب درسیش نوشته است: “تمام مسیحیان باید به مجازات مرگ برسند، تا آنجا که کسی از آنان باقی نماند. باید سر آنها قطع شود.” و اینکه: “شیعیان، کافر هستند. آنها باید به مجازات مرگ برسند. ما باید به نام اسلام با آنها بجنگیم.”

بخشی از مستند ‘عربستان سعودی بدون نقاب’ کتاب مدرسه ای یک کودک ۱۴ ساله سعودی را نشان می‌دهد که در آن نوشته: ‘تمام مسیحیان باید به مجازات مرگ برسند، تا آنجا که کسی از آنان باقی نماند. باید سر آنها قطع شود’ و اینکه: ‘شیعیان، کافر هستند. آنها باید به مجازات مرگ برسند. ما باید به نام اسلام با آنها بجنگیم.’ در بخشی از مستند ‘۲۸ صفحه’ نیز، جان لمن، عضو کمیته تحقیق کنگره آمریکا در مورد ۱۱ سپتامبر، می گوید: ‘این تصادفی نبود که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای ۱۱ سپتامبر شهروندان سعودی بودند؛ همه آنها به مدارس عربستان سعودی رفته بودند’

در پی تصویب طرح پیگرد عربستان بر سر ۱۱ سپتامبر در سنا، روز ۲۴ مه تد پو، رئیس کمیته فرعی تروریسم (از زیرمجموعه‌های کمیته روابط خارجی) در مجلس نمایندگان آمریکا اظهار داشت بعد از اعتراض‌های متعدد، عربستان سعودی گفته کتاب‌های درسی خبرساز خود را عوض کرده؛ هرچند به گفته او هنوز برخی مطالب نفرت پراکنانه در این کتاب ها وجود دارد.

در بخشی از مستند خبرساز دیگری به نام “۲۸ صفحه”، که از شبکه آمریکایی سی بی اس پخش شد، جان لمن، عضو کمیته تحقیق کنگره آمریکا در مورد ۱۱ سپتامبر، می گوید “این تصادفی نبود که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای ۱۱ سپتامبر شهروندان سعودی بودند؛ همه آنها به مدارس عربستان سعودی رفته بودند.” (از میان این ۱۹ نفر، ۱۵ نفر سعودی، ۳ نفر اماراتی، ۱ نفر مصری و ۱ نفر لبنانی سنی بود).

در بخشی از مستند “عربستان سعودی بدون نقاب” نیز، علی احمد، مدیر انسیتیو امور خلیج (فارس) نکته مشابهی را در مورد حضور پر رنک اتباع سعودی در گروه های تکفیری مطرح می کند: “تعجبی ندارد که هزاران سعودی به داعش و گروه های تروریستی دیگر پیوسته اند. چون آنها در مدارس سعودی آموزش دیده اند.”

در واکنش به نمایش مستند اخیر در بریتانیا، دولت عربستان سعودی آن را “به شدت” رد کرده و افزوده است: “پادشاهی سعودی در خط مقدم تلاش های بین المللی برای مبارزه با تروریسم است و هر کس که تروریست ها را حمایت کند و به آنها پول دهد را تحت تعقیب می دهد.”

در پاسخی جداگانه به همین مستند، دولت بریتانیا هم اعلام کرده که “قضاوت نخست وزیر این است که داشتن روابط قوی با عربستان سعودی به ما کمک می کند که امنیت خود را تأمین کنیم” و افزوده: “ما نباید مشارکت عربستان در تأمین ثبات منطقه و از جمله حملات هوایی آن علیه داعش و اعلام مخالفت با ایدئولوژی مرگبار این گروه را فراموش کنیم.”
ارتباط دیپلمات سعودی با عاملان ۱۱ سپتامبر

مخارج عمر بیومی، حامی اصلی دو نفر از عاملان حملات ۱۱ سپتامبر در خاک آمریکا، از دولت عربستان و از طریق یک شرکت سعودی خدمات هواپیمایی تامین می شد. به گفته باب گراهام، یکی از دو رئیس گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد این حملات، اف بی آی در فایل های اطلاعاتی خود قبل از این حملات، بیومی را یک ‘مامور مخفی’ عربستان معرفی کرده است

برنامه پرمخاطب “شصت دقیقه” شبکه سی بی اس آمریکا، ۱۰ آوریل گذشته گزارش مستندی را به نام “۲۸ صفحه” پخش کرد که بازتاب بسیار گسترده ای در فضای سیاسی – رسانه ای این کشور داشت. نام این مستند، به ۲۸ صفحه از گزارش مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر اشاره دارد که از انتشار آن جلوگیری شده است.

در بخشی از این مستند آمده “بسیاری از اطلاعات شگفت انگیز مورد اشاره در ۲۸ صفحه، در پانوشت ها و ضمایم گزارش ۱۱ سپتامبر مدفون شده” که عمدتا ” برای مردم معمولی قابل فهم نیستند”. این گزارش، در ادامه از برخی از این اطلاعات رمزگشایی کرده که مربوط به ارتباط چند مقام رسمی عربستان سعودی با دو نفر از عاملان حملات ۱۱ سپتامبر هستند.

به گفته سی بی اس، در ژانویه ۲۰۰۰، دو نفر از هواپیما ربایان ۱۱ سپتامبر خالد منظر و نواف حزمی بعد از شرکت در یک جلسه گروه القاعده در کوآلالامپور پایتخت مالزی و بدون دانستن زبان انگلیسی وارد لس آنجلس شده اند. با این حال، به کمک شهروندان بانفوذ عربستان به هر آنچه برای انجام عملیات خود نیاز داشته اند دسترسی پیدا کرده اند.

یکی از این اتباع سعودی، فهد ثمیری، یک دیپلمات شاغل در کنسولگری عربستان سعودی در لس آنجلس بوده که به داشتن عقاید افراطی شهرت داشته و در سال ۲۰۰۳ به خاطر شک های ایجاد شده در مورد ارتباطش با “فعالیت های تروریستی”، بعد از لغو مصونیت دیپلماتیک خود از آمریکا اخراج شده است. روزنامه ایندیپندنت، ثمیری را یک مسئول “وزارت امور اسلامی” عربستان معرفی می کند که وظیفه تبلیغات مذهبی در کشورهای دیگر را بر عهده دارد.

او در نخستین روزهای اقامت خالد منظر و نواف حزمی (هواپیماربایان آینده) در لس آنجلس، به آنها کمک کرده در مسجد “ملک فهد” (وابسته به عربستان) اسکان بیابند و سپس، زمینه ساز آشنایی آنها با عمر بیومی، مهم ترین حامی دو هواپیماربای ۱۱ سپتامبر در ماه های آینده شده است.

ایندیپندنت به سندی اشاره کرده که حکایت دارد که گواهی خلبانی غسان شربی، یک بمب ساز القاعده که در ماجرای ۱۱ سپتامبر دست داشته، در سال ۲۰۰۲ در سفارت عربستان سعودی در واشنگتن پیدا شده است. کشف این مدرک پس از آن بوده که شربی در پاکستان دستگیر شده و سپس، تحقیقاتی در مورد او به جریان افتاده که در جریان آن، ساختمان سفارت عربستان در واشنگتن هم مورد جستجو قرار گرفته است

ایندیپندنت، در گزارش تحقیقی مفصلی در ۲۴ آوریل، تاکید می کند که مخارج عمر بیومی در آمریکا، از دولت عربستان و از طریق یک شرکت سعودی خدمات هواپیمایی به نام دالاه الکو تامین می شده. به گفته باب گراهام، یکی از دو رئیس گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر ، اف بی آی در فایل های اطلاعاتی خود قبل از این حملات، بیومی را یک “مامور مخفی” عربستان معرفی کرده است.

به گفته سی بی اس، عمر بیومی (که مکالمات شنود شده او و ثمیری در ایالات متحده، حکایت از تماس مستمر آنها با یکدیگر داشته) اول فوریه ۲۰۰۰، برای دیدن فهد ثمیری به کنسولگری عربستان سعودی در لس آنجلس رفته و سپس در یک رستوران با دو هواپیما ربا ملاقات کرده و به گفته خودش “تصادفا” با آنها دوست شده است.

بیومی بعدا برای این دو نفر، در مجتمع مسکونی محل اقامت خود در سان دیگو آپارتمانی می یابد، مبلغ ودیعه اجاره شان را شخصاً می پردازد و به عنوان ضامن، اجاره نامه را هم امضا می کند. او سپس خالد منظر و نواف حزمی را به هم کیشانی معرفی می کند که به کمک آنها، در کلاس های خلبانی ثبت نام می کنند.

البته، سی بی اس این امکان را هم رد نمی کند که بیومی و ثمیری نمی دانسته اند که آن دو نفر در آینده می خواستند هواپیماربایی بکنند و صرفاً کوشیده اند به دو نفر هم مذهب کمک کنند.

به هر ترتیب، بیومی خالد منظر و نواف حزمی را به سرعت به امام مسجد سان دیگو، انور عولقی وصل می کند. این امام تندروی متولد آمریکا یک دهه بعد، به عنوان رئیس تبلیغات القاعده و عامل اصلی القاعده در یمن مشهور شد ونهایتاً در سال۲۰۱۱، در حمله یک هواپیما بدون سرنشین سیا کشته شد. عولقی، یک سال بعد از اینکه به رهبر معنوی هواپیمارباها تبدیل شد، در ژانویه ۲۰۰۱، سان دیگو را به مقصد ایالت ویرجینیا ترک کرد و چند ماه بعد، حزمی، منظر و سه هواپیماربای دیگر به او پیوستند.

وقتی که گزارش [کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر] می گوید که هیچ نشانه ای را نیافته که مقام های ارشد سعودی به طور فردی از القاعده حمایت مالی کرده باشند، یعنی به وضوح این امکان را مطرح کرده که مقام هایی که آنها را به عنوان مقام ارشد تلقی نکرده این کار را انجام داده باشند
شان کارتر وکیل خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر

گزارش ۲۴ آوریل ایندیپندنت، همچنین نام یک شهروند بانفوذ دیگر سعودی به نام اسامه بسنان را هم در ارتباط با دو هواپیما ربای معروف ۱۱ سپتامبر (خالد منظر و نواف حزمی) مطرح کرده است. به نوشته این روزنامه، ثابت شده اسامه بسنان شخصا حدود ۷۵ هزار دلار از شاهزاده حیفا بن سلطان همسر شاهزاده بندربن سلطان، سفیر وقت عربستان در آمریکا دریافت کرده که ظاهرا برای تأمین هزینه درمان همسر بسنان پرداخت شده اما بخشی از آن به عمر بیومی انتقال یافته است.

بسنان، در اوت ۲۰۰۲ به خاطر تقلب در زمینه ویزا دستگیر و دو ماه بعد از آمریکا به عربستان اخراج شده است.

ایندیپندنت در همین گزارش، که به قلم سردبیر دیپلماتیک این نشریه بریتانیایی نوشته شده، به سند دیگری هم اشاره کرده که در سال ۲۰۱۵، بی سر و صدا طبقه بندی محرمانه آن برداشته شده و در معرض توجه رسانه های بزرگ قرار نگرفته، تا اینکه نهایتا یک وبلاگ نویس متوجه آن شده است.

این سند، حکایت دارد که گواهی خلبانی غسان شربی، یک بمب ساز القاعده که در ماجرای ۱۱ سپتامبر دست داشته، در سال ۲۰۰۲ در سفارت عربستان سعودی در واشنگتن پیدا شده است. کشف این مدرک پس از آن بوده که غسان شربی در پاکستان دستگیر شده و سپس، تحقیقاتی در مورد او به جریان افتاده است.
“۲۸ صفحه” سانسور شده
Image copyright
Image caption نمونه ای از صفحات سانسور شده گزارش ۱۱ سپتامبر

به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، جورج بوش رئیس جمهور آمریکا یک کمیسیون تحقیق ۱۱ نفره متشکل از اعضای دو حزب دموکرات و جمهوری خواه (عمدتا اعضای کنگره) را برای تحقیق در مورد این حملات منصوب کرد که به “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” معروف شد. این کمیسیون، کار خود را در نوامبر ۲۰۰۲ شروع و در اوت ۲۰۰۴ با انتشار گزارشی ۵۷۶ صفحه ای به پایان رساند.

توماس کائن جمهوری خواه و لی همیلتون دموکرات که به طور مشترک ریاست این کمیسیون را در اختیار داشتند، بعدها با انتشار کتابی تحت عنوان “بدون سابقه: داستان پنهان کمیسیون ۱۱ سپتامبر” دولت بوش را متهم کردند شرایطی را ایجاد کرده که تحقیقات کمیسیون نتواند به نتیجه نهایی برسد.

به ادعای همیلتون، مهلت بسیار کم تعیین شده برای تهیه گزارش نهایی کمیسیون، بودجه ناکافی آن، دادن اطلاعات غلط به کمیسیون از سوی تعدادی از دستگاه های حساس دولتی و جلوگیری برخی نهادهای امنیتی از دسترسی کمیسیون به مدارک و شاهدان مورد نیاز، از جمله عواملی بودند که مانع از نتیجه گیری کامل آن شدند.

گزارش کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر تأکید دارد که عربستان سعودی از طریق شهروندان ثروتمند و خیریه هایش با حمایت مالی قابل توجه، به مدت طولانی منبع اصلی تأمین مالی القاعده بوده. با وجود این، نتیجه گیری نهایی کمیسیون این بود که: “ما هیچ نشانه ای را نیافته ایم که دولت عربستان سعودی به عنوان یک نهاد، یا مقام های ارشد سعودی به طور فردی، از القاعده حمایت مالی کرده باشند.”

شان کارتر وکیل خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر می گوید: “وقتی که گزارش می گوید که هیچ نشانه ای را نیافته که مقام های ارشد سعودی به طور فردی از القاعده حمایت مالی کرده باشند، یعنی به وضوح این امکان را مطرح کرده که مقام هایی که آنها را به عنوان مقام ارشد تلقی نکرده این کار را انجام داده باشند.”

اما علاوه بر تحقیقات “کمیسون ۱۱ سپتامبر”، بعد از این واقعه تحقیق مشترک دیگری نیز از سوی کمیته های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا انجام شد که نتیجه نهایی آن، پس از بررسی حدود نیم میلیون سند و مصاحبه با صدها شاهد، در گزارشی ۸۳۸ صفحه ای در دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شد.

در این گزارش نهایی، ۲۸ صفحه کامل، که درواقع فصل چهارم آن تحت “یافته ها، بحث ها و روایت های مرتبط با برخی موضوعات حساس امنیت ملی” را تشکیل می دهند، طبقه بندی “محرمانه” گرفته و در متن گزارش سانسور شده است (بسیاری از رسانه ها، به اشتباه این ۲۸ صفحه را بخشی از گزارش “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” منصوب جورج بوش تلقی کرده اند که یافته های خود را یک سال و نیم بعد منتشر کرد).

۲۸ صفحه خبرساز، مشخصا در ارتباط با دخالت برخی مسئولان عربستان سعودی در حملات ۱۱ سپتامبر است. علاوه بر این ۲۸ صفحه کامل، در بخش هایی دیگر از گزارش هم، کلمات یا جملاتی سفید شده و از دسترس افکار عمومی دور نگه داشته شده است.
Image copyright
Image caption نمونه ای از جملات سانسور شده در گزارش ۱۱ سپتامبر

در بخشی از گزارش گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعات سنا و مجلس نمایندگان که منتشر شده آمده است: “ارتباطاتی در ایالات متحده، به هواپیما رباها کمک کرده که خانه پیدا کنند، حساب بانکی باز کنند، گواهی نامه رانندگی بگیرند و آموزشگاه های خلبانی پیدا کنند، و به انجام نقل و انتقالات مالی بپردازند.”

در مصاحبه ای با نیوزویک، باب گراهام یکی از دو رئیس این گروه تحقیق مشترک گفته که منظور از “ارتباطات”، سعودی‌هایی با روابط نزدیک با دولت عربستان بوده است. او افزوده است: “تصور می کنم در نهادی به شدت کنترل شده چون پادشاهی عربستان سعودی، انجام فعالیت هایی که ممکن است بر روابط این کشور با نزدیک ترین متحدش یعنی ایالات متحده تأثیر منفی بگذارد، بدون تأیید بالاترین مقام های حکومتی ممکن نخواهد بود.”

اقای گراهام، اعتقاد دارد مسئولان سعودی قبل از ۱۱ سپتامبر می دانسته اند که ماموران اسامه بن لادن رهبر القاعده به آمریکا آمده یا به زودی خواهند آمد هرچند لزوما مطلع نبوده اند که ماموریت مشخص آنها در آمریکا چیست.

منتشر نشدن ۲۸ صفحه از گزارش تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان، تصمیم دولت جورج بوش بود که اعتقاد داشت انتشار آنها به امنیت ملی آمریکا صدمه می زند چون “منابع و شیوه هایی را افشار می کند که پیروزی در جنگ علیه ترور را سخت تر می کند”. با روی کار آمدن دولت باراک اوباما در آمریکا، این تصمیم کماکان معتبر باقی ماند و نتیجه آنکه با گذشت بیش از ۱۳ سال از تهیه گزارش، همچنان این ۲۸ صفحه محرمانه باقی مانده است.

جان برنن رئیس فعلی “سیا” در مصاحبه با سی ان ان، مخالفت خود را با انتشار ۲۸ صفحه اعلام کرده است چون به عقیده او محتوای این ۲۸ صفحه “تأیید نشده” است ونباید منتشر شود. او در عین حال افزوده است که آمریکا “روابطی بسیار قوی با عربستان سعودی دارد”.

در سوی دیگر ماجرا، هم باب گراهام رئیس وقت کمیته اطلاعاتی سنا و هم پورتر گراس رئیس وقت کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان، که به اتفاق یکدیگر تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی کنگره در مورد ۱۱ سپتامبر را به پیش بردند، معتقدند که این ۲۸ صفحه باید منتشر شوند. علاوه بر آنها، توماس کین جمهوری خواه و لی همیلتون دموکرات که به طور مشترک ریاست “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” منصوب جورج بوش را به عهده داشتند نیز، از انتشار این ۲۸ صفحه حمایت می کنند.

رودی جولیانی، شهردار نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر اخیرا مدعی شده که یک شاهزاده سعودی، به او چکی ۱۰ میلیون دلاری داده تا وی را به همکاری در جهت منحرف کردن افکار عمومی از نقش عربستان سعودی در این حملات ترغیب کند. آقای جولیانی با ذکر اینکه چک را پاره کرده می‌گوید: ‘مردم آمریکا باید دقیقاً بدانند نقش دولت عربستان سعودی در حملات چه بوده است’

رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان دیوید نونز، رهبر اقلیت دموکرات در این مجلس نانسی پلوسی، رهبر اقلیت سنا هری رید و بسیاری دیگر از اعضای کمیسیون ۱۱ سپتامبر و گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان هم، در اظهارنظرهای جداگانه ای خواستار انتشار ۲۸ صفحه شده اند. یکی از آنها، والتر جونز از حزب جمهوری خواه، تصریح دارد انتشار بخشی از این اسناد موجب “سرافکندگی” دولت جمهوری خواه جورج بوش خواهد بود که روابط نزدیکی با عربستان سعودی داشته است.

از جمله خبرسازترین مدافعان انتشار صفحات محرمانه، رودی جولیانی، شهردار نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر است که اخیرا مدعی شده که یک شاهزاده سعودی، به او چکی ۱۰ میلیون دلاری داده تا وی را به همکاری در جهت منحرف کردن افکار عمومی از نقش عربستان سعودی در حملات ترغیب کند. آقای جولیانی با ذکر اینکه چک را پاره کرده می گوید: “مردم آمریکا باید دقیقاً بدانند نقش دولت عربستان سعودی در حملات چه بوده است.”

اظهارات آقای جولیانی در حالی منتشر شده که شاهزاده بندر بن سلطان، رئیس سابق سازمان اطلاعاتی سعودی و سفیر عربستان در آمریکا در زمان ۱۱ سپتامبر می گوید که کشورش از انتشار ۲۸ صفحه معروف نگران نیست: “ما می توانیم به سوالات به طور عمومی جواب بدهیم، اما نمی توانیم به صفحات سفید [صفحاتی که منتشر نشده اند] جواب بدهیم.”
مخالفت دولت آمریکا با پی گیری کنگره

با وجود اینکه دولت عربستان سعودی می گوید که مشکلی با پی گیری اتهاماتی که بر سر ۱۱ سپتامبر علیه این کشور مطرح است ندارد، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ممکن است موضع گیری غیررسمی این کشور، متفاوت باشد.

قاضی جورج دنیلز، که ۲۹ سپتامبر گذشته شکایت خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر را رد کرده، می گوید عربستان سعودی در مقابل این اتهامات ‘مصونیت حاکمیتی’ دارد که به معنی مصونیت دولت های خارجی در دادگاه های محلی است. با این حال، قاضی دنیلز ۶ ماه بعد، در ۱۹ مارس ۲۰۱۶، حکم داده که ایران باید به خاطر آنچه او نقش آن کشور در حملات ۱۱ سپتامبر دانسته، به خانواده های قربانیان این حملات و چند موسسه بیمه ۱۰ و نیم میلیارد دلار غرامت بپردازد

جنجالی ترین خبر در این ارتباط، در جریان رسیدگی به قانون عدالت علیه حامیان تروریسم” یا “جاستا” رسانه ای شده که اخیرا در مجلس سنا به تصویب رسیده و طرح شکایت خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر علیه دولت عربستان سعودی را ممکن می کند.

۱۶ آوریل، روزنامه نیویورک تایمزفاش کرده که “مسئولان ارشد کاخ سفید” با اعضای کنگره تماس گرفته و از آنها خواسته اند با “جاستا” مخالفت کنند. به گفته این مسئولان، عربستان سعودی تهدید کرده است که در صورت به مرحله اجرا در آمدن چنین قانونی، ۷۵۰ میلیارد دلار دارایی های خود در آمریکا را از این کشور بیرون خواهد کشید.

نیویورک تایمز به نقل از منابع خبری خود نوشته که این پیام تهدیدآمیز را عادل جبیر، وزیر خارجه عربستان، شخصا به واشنگتن ابلاغ کرده است. آقای جبیر بعدا با تکذیب این خبر، آن را “مضحک” دانسته است.

چهار روز بعد از افشاگری نیویورک تایمز، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید، اینکه دولت به علت تهدید عربستان با طرح مخالفت کرده باشد را مردود دانسته و ابراز اطمینان کرده است: “سعودی ها درست به اندازه ما، متوجه منافع مشترک در حفظ ثبات در سیستم مالی جهانی هستند.” نکته قابل توجه در این موضع گیری آن است که دولت آمریکا اصل تهدید عربستان را تکذیب نکرده اما ارتباط آن با مخالفت دولت با طرح کنگره را منتفی دانسته است. جاش ارنست در اظهارنظری دیگر گفته به نفع عربستان نیست که بخواهد در اقتصاد جهان آشفتگی ایجاد کند، که یک تایید تلویحی دیگر در مورد خبر نیویورک تایمز تلقی می شود.

همزمان با این تحولات، خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر در آمریکا در حال پی گیری شکایت خود از دولت عربستان در دادگاهی در نیویورک هستند که در صورت تصویب “جاستا”، مجموعا ده ها میلیارد دلار از این دولت تقاضای غرامت خواهند کرد.

شکایت این خانواده ها سال گذشته از سوی دادگاه رد شده بود اما آنها جدیداً درخواست تجدید نظر داده اند. قاضی جورج دنیلز در منهتن نیویورک، که ۲۹ سپتامبر گذشته این شکایت را رد کرده، می گوید عربستان سعودی در مقابل ادعاهای خانواده های حدود ۳ هزار قربانی حملات ۱۱ سپتامبر “مصونیت حاکمیتی” دارد که به معنی مصونیت دولت های خارجی در دادگاه های محلی است.

خانواده های قربانیان تلاش می کنند که پرونده شکایت را، با اتهامات جدید تقویت کنند، که از جمله آنها عبارت است از شهادت زکریا موسوی یک عضو سابق القاعده که به خاطر نقش خود در ماجرای ۱۱ سپتامبر دستگیر شده است. با این حال، قاضی دنیلز می گوید حتی ارائه شواهد جدید بیهوده خواهد بود. چون افزایش اتهامات، به گفته او مصونیت حاکمیتی عربستان را از بین نمی برد.

بسیاری از مقام های آمریکایی تاکید دارند اشارات منتشر شده و نشده کمیسون ۱۱ سپتامبر و کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان به نقش عربستان سعودی، لزوما اثبات کننده اطلاع مقام های حکومتی آن کشور از وقوع حملات ۱۱ سپتامبر نیست. اما سوالی که در همین مورد، از سوی بسیاری از منتقدان رویکرد دولت آمریکا مطرح شده این است که آیا اگر اسنادی که در مورد ارتباط این حملات و عربستان سعودی وجود دارد، در مورد کشوری ‘به جز مهم‌ترین متحد عرب واشنگتن’ وجود می داشت، ایالات متحده چه عکس العملی نشان می‌داد؟

قاضی جرج دنیلز در شرایطی با استناد به “مصونیت حاکمیتی” شکایت علیه عربستان در مورد ماجرای ۱۱ سپتامبر را رد کرده که ۶ ماه بعد، در ۱۹ مارس ۲۰۱۶، حکم داده که ایران باید به خاطر آنچه او نقش آن کشور در حملات ۱۱ سپتامبر دانسته، به خانواده های قربانیان این حملات و چند موسسه بیمه ۱۰ و نیم میلیارد دلار غرامت بپردازد (ابن حکم هنوز نهایی نشده است). وی دلیل قائل نشدن “مصونیت حاکمیتی” برای ایران را این دانسته که قوانین ایالات متحده، در مورد شمول این مصونیت به کشورهایی که در فهرست کشورهای “حامی تروریسم” آمریکا قرار دارند استثنا قائل شده است.

این در حالی است که در گزارش اوت ۲۰۰۴ “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” و نیز گزارش مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در دسامبر ۲۰۰۲، ایران به دست داشتن در حملات ۱۱ سپتامبر متهم نشده است. به طور مشخص، در گزارش‌ کمیسیون ۱۱ سپتامبر، آمده که این کمیسیون “هیچ شواهدی دال بر اطلاع دقیق ایران یا حزب‌الله از طراحی برای چنین حملاتی در ۱۱ سپتامبر به دست نیاورده”، هرچند افزوده که “این موضوع نیازمند بررسی دقیق‌تر از سوی دولت آمریکاست.”

در سوی دیگر ماجرا، حتی با وجود اشارات منتشر شده و نشده کمیسون ۱۱ سپتامبر و کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان به نقش عربستان در حملات ۱۱ سپتامبر، بسیاری از مقام های آمریکایی تاکید دارند که این اشارات، لزوما اثبات کننده اطلاع مقام های حکومتی آن کشور از وقوع این حملات نیست.

در مورد اتهامات مطرح شده علیه مقام های عربستان، البته هنوز نمی توان با دقت قضاوت کرد. اما سوالی که در همین مورد، از سوی بسیاری از منتقدان رویکرد دولت آمریکا در رسیدگی به پرونده حملات ۱۱ سپتامبر مطرح شده این است که اگر اسنادی که در مورد ارتباط این حملات و عربستان سعودی وجود دارد، در مورد کشوری “به جز مهم ترین متحد عرب واشنگتن” وجود می داشت، ایالات متحده چه عکس العملی نشان می داد؟

No responses yet

May 26 2016

فلوجه؛ کمین‌گاه داعش و هشدار آمریکا به عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: ارتش عراق مصمم است شهر فلوجه را که از پایگاه‌های اصلی “دولت اسلامی” است، از چنگ داعش آزاد سازد. اما جهادگرایان تله‌های بسیار گذاشته و خود را در پس هزاران غیرنظامی پنهان ساخته‌اند.

از قرار معلوم آمریکایی‌ها به حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق هشدار داده بودند که فعلا از حمله به فلوجه پرهیز کند. آمریکایی‌ها توصیه کرده‌اند، ارتش عراق بهتر است نخست نیروهای خود را برای آزادسازی موصل متمرکز سازد.

اما حیدر عبادی، زیر فشارهای سیاسی داخل کشور، برای نبرد فلوجه تصمیم گرفت و آن را اعلام کرد. او با افتخار اعلام کرده است که نیمی از حاشیه شهر تحت کنترل نیروهای دولتی قرار گرفته است، اما تسخیر تمام شهر مسئله بغرنج و پرمخاطره دیگری است.

به گزارش سایت آلمانی اشپیگل آنلاین، آمریکایی‌ها می‌دانند که آزادسازی تمام شهر تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد. در سال ۲۰۰۴ در زمان اشغال عراق توسط نیروهای ارتش آمریکا در جریان درگیری بر سر این شهر، شمار کشتگان ارتش آمریکا آن قدر زیاد بود که از جنگ ویتنام تا آن زمان تجربه نشده بود.

بیشتر بخوانید: آیت‌الله سیستانی خواهان “پایبندی به آداب جنگ” در بازپس‌گیری فلوجه شد

نیروی مقابل ارتش آمریکا در آن زمان در فلوجه شبکه تروریستی القاعده بود که پیش از ظهور جریان تروریستی “دولت اسلامی” در این شهر فعالیت می‌کرد.

فلوجه را به خاطر مساجد فراوان آن، شهر مساجد و مناره‌ها نیز می‌نامند. دوسال‌و‌نیم است که جهادگرایان بر این شهر حاکم هستند. این شهر مرکز افراط گرایان اسلامی است.

گفته می‌شود که این شهر در حال حاضر مین‌گذاری شده است تا در صورت سقوط به قبرستان مخالفان جریان تروریستی “دولت اسلامی” تبدیل شود.

بر اساس ارزیابی ارتش عراق، شمار مبارزان “دولت اسلامی” در فلوجه بسیار کم و حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر است. در کنار این رزمندگان صدها نفر نیز از هواداران این جریان تروریستی هستند که علیه ارتش عراق می‌جنگند.

بیشتر بخوانید: پنتاگون: مناطق وسیعی از تصرف “دولت اسلامی” خارج شده‌اند
[افراط گرایان مسلح سنی در فلوجه]

افراط گرایان مسلح سنی در فلوجه

خبرنگار “اشپیگل آنلاین” بر این نظر است که ارتش عراق می‌خواهد با حدود ۲۰ هزار سرباز، شبه‌نظامی و مامور پلیس به این شهر حمله کند. البته نیروی هوایی ائتلاف آمریکا نیز از حمله ارتش عراق به فلوجه حمایت خواهد کرد.

اما به‌رغم این نیروی چند برابر، باز هم امکان طولانی شدن نبرد بر سر فلوجه وجود دارد، زیرا تروریست‌های “دولت اسلامی” برای حفظ خود از وجود غیرنظامیان به عنوان سپر دفاعی خود استفاده می‌کنند.

گفته می‌شود که از ۳۰۰ هزار ساکنان این شهر اکنون تنها ۵۰ هزار نفر در آن زندگی می‌کنند. سازمان ملل متحد تخمین می‌زند که در فلوجه تنها ۱۰هزار خانواده باقی مانده‌ است.

سازمان ملل متحد اعلام کرد که چند روز پیش ۸۰ خانواده موفق به فرار از این شهر شده‌اند اما گفته می‌شود که شماری از این افراد در جریان فرار کشته شده‌اند. جهادگرایان هرکس را که با نظر آنها مخالفتی کند یا دست به فرار بزند اعدام می‌کنند.

No responses yet

May 25 2016

رسانه پاکستانی : ملا اختر منصور امسال دوبار به ایران سفر کرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی


رادیوفرانسه: یک رسانه پاکستانی می گوید ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان که در حمله آمریکا در ایالت بلوچستان کشته شد، طی ده سال گذشته ۱۸ بار از طریق فرودگاههای پاکستان به کشورهای دیگر از جمله ایران سفر کرده است. وزارت خارجه ایران روز گذشته اطلاعات مربوط به حضور ملا اختر منصور، در ایران را تکذیب کرد.

شبکه تلویزیونی “دنیا نیوز” پاکستان در گزارشی روز دوشنبه ۲۳ مه می گوید اسنادی را در دست دارد که نشان میدهند که حامل گذرنامه شخصی بنام “ولی محمد” که گفته میشود ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان بوده در ماههای اخیر دوبار به ایران سفر کرده بود. این گذرنامه بعد از حمله روز شنبه هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به ماشین حامل ملا اختر منصور بدست آمده و تصویر ان شباهت زیادی با تصویر رهبر طالبان دارد.

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا روز گذشته خبر کشته شدن رهبر طالبان در حمله  روز شنبه را تائید کرد.

به نوشته دنیا نیوز، دو سفر اخیر دارنده گذرنامه ولی محمد به ایران در جریان ماههای فوریه و مارس و بعدتر در فاصله ماههای آوریل و مه ۲۰۱۶ انجام شده و طی این سفرها، این شخص به منطقه تفتان در ایران رفته و سپس به پاکستان بازگشته است.

دنیا نیوز، در گزاش خود تصویر یکی از روادیدهای ایران به ولی محمد در سال ۲۰۱۵ را منتشر کرده که با امضای شخصی بنام علیرضا محمودی، وابسته یکی از کنسولگری های ایران در پاکستان امضا شده است.

دنیا نیوز می گوید اسناد مربوط به سفرهای رهبر طالبان از سال ۲۰۰۶ و ۲۰۱۶ را در بر می گیرد و نشان میدهد که حداقل پانزده مورد از سفرهای او از طریق فرودگاه بین المللی کراچی و یک مورد آن از طریق فرودگاه کویته انجام شده است.

این رسانه پاکستانی نوشته است این سفرها با شرکت های مسافربری پاکستان، امارات، گلف، یونایتد ایرلینز و شرکت ایران ایر صورت گرفته است.

No responses yet

May 24 2016

مولوی عبدالحمید درباره غیبت حجاج ایرانی در حج به پادشاه عربستان نامه نوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: همزمان با اظهارات روز دوشنبه سوم خرداد سخنگوی وزارت خارجه و رییس قوه قضائیه ایران که عربستان را به «کارشکنی» در مقابل اعزام زائران ایرانی به حج متهم کردند، امام جمعه اهل سنت زاهدان در نامه‌ای از پادشاه عربستان خواسته که زمینه حضور زائران ایرانی در مراسم حج را فراهم کند.

بر اساس گزارش سایت دفتر امام جمعه اهل‌سنت زاهدان، مولانا عبدالحمید روحانی سرشناس اهل سنت ایران در نامه خود به ملک سلمان اعلام کرده که «در شرایط فعلی که تفرقه، چنددستگی و بدبینی در جهان اسلام موج می‌زند» شرکت نکردن حجاج ایرانی در مراسم حج «هرگز به صلاح امت اسلامی نیست».

در این نامه تاکید شده است که «با دوراندیشی و سعۀ صدر رهبران جهان اسلام، به توفیق و فضل الهی آتش تفرقه و چنددستگی خاموش خواهد شد و دوستی جایگزین خصومت و دشمنی می‌شود».

مولانا عبدالحمید در نامه خود همچنین نوشته است که مردم ایران‌ «دارای تمدن دیرینه هستند و هرگز در تردد حجاج بیت‌الله الحرام مزاحمت ایجاد نخواهند کرد».

این روحانی سرشناس اهل سنت از پادشاه عربستان درخواست کرده است که «در راستای اتحاد امت اسلامی، کم کردن اختلافات، عادی‌سازی روابط دوجانبه و بازگشایی سفارتخانه‌ها» زمینه حضور زائران ایرانی در مراسم حج تمتع ۹۵ را فراهم کند.

سعید اوحدی رییس سازمان حج و زیارت ایران پیش از این گفته بود که جمهوری اسلامی چهار شرط «تامین امنیت زائران ایرانی»، «استفاده از ناوگان هوایی ایران برای انتقال زائران»، «صدور روادید در داخل ایران» و «استفاده از خدمات کنسولی در عربستان» را برای اعزام زائران ایرانی به حج تمتع ۹۵ مطرح کرده است.

از سوی دیگر به گفته مقامات جمهوری اسلامی، عربستان سعودی نیز «شروطی» را برای پذیرش زائران ایرانی مطرح کرده و درباره برنامه‌های فرهنگی ایران در مراسم حج از جمله «شعار‌ها» شرط گذاشته است.

عربستان سعودی روز ۲۳ اردیبهشت اظهارات مقام‌های ایران مبنی بر ممانعت ریاض از حضور ایرانی‌ها در مراسم حج تمتع امسال را تکذیب کرده بود.

وزارت حج عربستان در بیانیه خود تصریح کرده است که ریاض «همه حجاج ایرانی را از ورود به این کشور منع نکرده است. این ممنوعیت از حکومت ایران ناشی می‌شود که از این حربه به عنوان یکی از ابزارهای متعدد خود برای اعمال فشار به حکومت سعودی استفاده می‌کند».

با این حال به گزارش خبرگزاری ایرنا، صادق لاریجانی رییس قوه قضائیه ایران روز دوشنبه مقامات عربستان را به «کارشکنی» و «مانع تراشی در برابر» اعزام زائران ایرانی به مراسم حج متهم کرد.

حسین جابری انصاری سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت که با «ادامه کارشکنی دولت عربستان سعودی، در زمینه مسائل اساسی مرتبط با امنیت حجاج ایران و نقل و انتقال حجاج ایران و صدور روادید برای آنها عملا دچار مشکل شده است».

به دنبال اعدام شیخ نمر، روحانی سر‌شناس شیعه در عربستان، دی ماه پارسال سفارت این کشور در تهران و کنسولگری آن در مشهد از سوی تعدادی از معترضان به اعدام وی به آتش کشیده شد و پس از آن عربستان روابطش را با ایران قطع کرد.

پیش از آن در جریان حادثه منا که مهرماه پارسال در عربستان رخ داد، بیش از ۴۶۰ زائر ایرانی کشته شدند.

سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه از جمله در سوریه و یمن در سال‌های گذشته در تضاد با سیاست‌های برخی از کشورهای منطقه از جمله ترکیه و عربستان سعودی بوده است.

در حالی که تهران از بشار اسد حمایت می‌کند، عربستان نیز از گروه‌های مخالف حکومت سوریه حمایت می‌کند.

در جریان جنگ در یمن نیز ایران از شبه نظامیان شیعه حوثی و طرفداران علی عبدالله صالح، رییس جمهوری سابق یمن حمایت می‌کند. اما در مقابل عربستان هم اکنون برای حمایت از دولت عبدربه منصورهادی در یمن مواضع شبه نظامیان شیعه حوثی را بمباران می‌کند.

No responses yet

May 23 2016

حضور برادر کوچک تروریست بلژیکی در المپیک ریو (+عکس)

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

عصرایران: “مراد الشعراوی ” برادر کوچک ” نجیم الشعراوی” یکی از 3 تروریستی که حملات تروریستی 22 مارس به شهر بروکسل را انجام داده بود، قرار است به نمایندگی از کشور بلژیک در رشته تکواندو در مسابقات المپیک 2016 ریو حضور یابد.

به گزارش عصر ایران مراد 21 ساله پنج شنبه گذشته در مسابقات قهرمانی تکواندو اروپا به مدال طلا دست یافت و سهمیه حضور در المپیک ریو را کسب کرد. او در مسابقات قهرمانی اروپا در سوییس در وزن منهای 54 کیلو عنوان نخست را کسب کرد.

نجیم الشعراوی برادر بزرگ تر ( 24 ساله) مراد 2 ماه پیش یکی از دو نفری بود که به فرودگاه بین المللی بروکسل حمله تروریستی کرد. یک نفر دیگر نیز در همان روز به یک ایستگاه مترو در بروکسل حمله کرد که در مجموع این حملات 32 نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند.

برادر تکواندو کار تروریست بلژیکی گفته است خانواده او از فوریه سال 2013 یعنی زمانی که نجیم به سوریه سفر کرده است با او هیچ ارتباطی نداشته اند. نجیم پس از دو سال حضور در سوریه در سال 2015 با نامی مستعار وارد بلژیک شده بود.

مراد الشعراوی نماینده بلژیک در المپیک ریو در رشته تکواندو

حضور برادر کوچک تروریستی بلژیکی در المپیک ریو (+عکس)

No responses yet

May 22 2016

رهبر طالبان در بازگشت از ایران احتمالاً کشته شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: مقامات پاکستانی اعلام کردند فردی که به عنوان رهبر طالبان افغانستان در حملۀ پهپادهای آمریکایی در پاکستان کشته شد از ایران بازمی‌گشته است. سرویس‌های اطلاعاتی افغانستان گفته‌اند که این فرد کسی جز ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان افغانستان، نبوده است. دولت آمریکا که این حمله را انجام داده کشته شدن رهبر طالبان را در این حمله “محتمل” دانسته است.

یک منبع امنیتی پاکستان به خبرگزاری فرانسه گفته است که فرد کشته شده دارای شناسنامۀ پاکستانی به نام “محمد ولی” و ساکن بلوچستان بوده و پاسپورت او روادید ورود به ایران را به تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۱۶ داشته است. همین منبع افزوده است که صاحب پاسپورت در بازگشت از ایران در نزدیکی شهر “احمدوال” هدف حمله پهپادهای آمریکایی قرار گرفته و کشته شده است. کمی پیشتر همین فرد مقداری یورو را به روپیه پاکستانی تبدیل و خودرویی را در شهر کویته کرایه کرده بود.
دولت واشنگتن رانندۀ خودرو را یکی دیگر از اعضای طالبان افغانستان معرفی کرده است. منابع پزشکی گفته‌اند که اجساد سرنشینان خودرو به شدت سوخته اند به طوری که شناسایی آنها ناممکن بوده است. همین منابع افزوده‌اند که اجساد این دو تن به کسانی که خود را بستگان کشته شدگان معرفی کردند تحویل داده شده اند.
تاکنون طالبان و مقامات پاکستانی کشته شدن ملا اختر منصور را تأئید نکرده اند.

جان کری، وزیر امور خارجۀ آمریکا، امروز یکشنبه تأئید کرد که رهبر طالبان افغانستان، ملا اختر محمد منصور، به احتمال بسیار زیاد در نتیجۀ حملۀ پهپادهای آمریکایی در پاکستان کشته شده است. وزیر امور خارجۀ آمریکا تصریح کرد که این حمله به فرمان رییس جمهوری این کشور، باراک اوباما، صورت گرفته و رهبر طالبان در منطقۀ قبایلی پاکستان کشته شده است.
در این بمباران شماری از هواپیماهای بدون سرنشین یا پهپادهای آمریکا شرکت داشتند. جان کری سپس اضافه کرد که کشته شدن ملا اختر محمد منصور توسط پهپادهای آمریکا از عزم دولت واشنگتن در پشتیبانی از کسانی خبر می دهد که در پی ساختن افغانستان با ثبات تر، متحد، امن و مرفع هستند.
او همچنین گفت که رهبران پاکستان و افغانستان از انجام این عملیات مطلع شده بودند و خود وی با نخست وزیر پاکستان، نواز شریف، در اینباره گفتگوی تلفنی انجام داده است.
وزیر امور خارجۀ آمریکا سپس اضافه کرده است که ملا اختر منصور تهدیدی علیه صلح و همچنین مخالف مذاکرات صلح و آشتی در افغانستان و در نتیجه مانع مهم پایان خشونت ها در این کشور بود.
محمد اشرف غنی، رییس جمهوری افغانستان، مدعی است که حملۀ هوایی علیه رهبر طالبان با موافقت دولت کابل صورت گرفته است. دکتر عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت افغانستان، و سرویس های امنیتی این کشور در اظهاراتی جداگانه کشته شدن ملا اختر منصور را تأئید کردند. دکتر عبدالله در صفحۀ “توییتر” خود نوشت که پهپادهای آمریکایی دیروز شنبه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر خودروی حامل رهبر طالبان را در کویته پاکستان هدف قرار دادند.
با این حال، دو تن از معاونان ملا اختر منصور، کشته شدن او را تکذیب کردند. یک مقام آمریکایی گفته است که پهپادهای آمریکایی خودروی حامل ملا اختر منصور و یکی از اعضای طالبان را در منطقۀ جنوب-غرب پاکستان در نزدیکی شهر “احمدوال” هدف گرفتند.
در صورت تأئید خبر کشته شدن ملا اختر منصور، شکاف در درون طالبان تشدید و تمایل آنان برای پیوستن به مذاکرات صلح در افغانستان کمتر خواهد شد.

No responses yet

May 19 2016

معمای مسعود کشمیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی


حسین باستانی بی‌بی‌سی: روز شنبه ۲۵ اردیبهشت، پرونده انفجار ساختمان نخست وزیری ایران در ۸ شهریور ۱۳۶۰، به دلیلی عجیب مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت: مهدی منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی خبر از دستگیری یکی از عوامل بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در کشور آلبانی داد؛ اما خبرگزاری صدا و سیما، به اشتباه از قول او گزارش کرد که “عامل انفجار دفتر نخست وزیری” دستگیر شده است.

با وجود آنکه این نقل قول درست نبود، بلافاصله به انتشار اخبار، گزارش‌ها و شایعات متعددی در رسانه های رسمی ایران در مورد مسعود کشمیری عامل انفجار ۸ شهریور انجامید که در جریان آن محمد علی رجایی رئیس جمهور و محمد جواد باهنر نخست وزیر کشته شدند.

واکنش رسانه ها به نقل قول نادرست خبرگزاری صدا و سیما در مورد دستگیری مسعود کشمیری، البته شتابزده بود. اما این واکنش، بین سطوری نیز داشت که اغلب مخاطبان رسانه ها از آن بی خبر بودند: اینکه عده ای از اهالی رسانه، از قبل از نشست خبری سخنگوی ناجا شایعه ای را با موضوع دستگیری مسعود کشمیری در یک کشور خارجی شنیده بودند

واکنش رسانه ها به نقل قول خبرگزاری صدا و سیما، البته شتابزده بود. اما این واکنش، بین سطوری نیز داشت که اغلب مخاطبان رسانه ها از آن بی خبر بودند: اینکه عده‌ای از اهالی رسانه، از قبل از نشست خبری سخنگوی ناجا شایعه ای را با موضوع دستگیری مسعود کشمیری در یک کشور خارجی شنیده بودند.

خبرگزاری ایلنا، قاعدتا با اشاره به همین شایعه بود که روز یکشنبه نوشت اظهارات سخنگوی ناجا “خبر دستگیری مسعود کشمیری عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری” را “قوت می‌بخشد”. یک ماه قبل از آن نیز، یک کانال تلگرامی “خبر” مورد اشاره ایلنا را منتشر کرده و بلافاصله مسدود شده بود.

درحقیقت خبر خبرگزاری صدا و سیما، احتمالا برای برخی از صاحبان رسانه ها، تأییدکننده شایعه ای محسوب می‌شد که به‌تازگی پراکنده شده بود. چه بسا خبرنگار صداوسیما که از خبر دستگیری “عامل انفجار دفتر نخست وزیری” را تنظیم کرده بود یا سردبیری که چنین خبری را تأیید کرده بود نیز، تحت تأثیر سابقه ذهنی ناشی از شایعه دستگیری مسعود کشمیری قرار داشتند.

سخنگوی نیروی انتظامی، یک روز بعد از نشست رسانه ای خود، توضیح داد که اساساً فردی که او خبر از دستگیریش در آلبانی داده یک زن بوده که در انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در هفت تیر ۱۳۶۰ دست داشته و این زن، به استناد “اعلان قرمز” صادر شده از سوی اینترپل دستگیر شده است.

این خبررسانی جدید هم، برای مخاطبان خاص و عام رسانه ها ابهامات جدیدی را ایجاد کرد. برای مخاطبان خاص، از آن جهت که فهرست افراد ایرانی تحت تعقیب اینترپل بر روی سایت آن قرار داشت و در میان آنها، نام هیچ یک از زنان عضو یا مشکوک به عضویت در مجاهدین خلق وجود نداشت. برای مخاطبان عام، از این جهت که تا به حال نشنیده بودند که یک زن هم در انفجار هفت تیر دخالت داشته است: هر چه شنیده بودند، در مورد یک مرد به نام “محمدرضا کلاهی” بود که رسانه های ایران در طول ۳۵ سال قبل او را به عنوان عامل بمب گذاری هفت تیر معرفی کرده بودند که در جریان آن، محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و ده‌ها نفر از دیگر مقام های حکومتی ایران کشته شدند.

نهایتا ۲۷ اردیبهشت، حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد ایران “به دنبال استرداد” زن درگیر در انفجار دفتر حزب جمهوری بوده که تازه در مورد آن هم کشور آلبانی حاضر به همکاری نشده است.

با وجود توضیحات تکمیلی مسئولان ناجا، در همان نیم روز بعد از انتشار خبر جنجال آفرین خبرگزاری صدا و سیما، مطالب متعددی در مورد مسعود کشمیری منتشر شد که به سرعت به فضای افکار عمومی و شبکه های اجتماعی هم راه یافت. این شایعه که دستگیر شدگان در خارج از ایران بیش از یک نفر بوده اند، شایعه “اعدام” سریع مسعود کشمیری بعد از انتقال به ایران و ابراز هیجان زودهنگام بعضی از نزدیکان محمود احمدی نژاد در مورد نتایج احتمالی اعتراف گیری از او علیه اصلاح طلبان، از جمله آنها بودند.

مساله این نیست که چند نفر را بگیرند و محکوم کنند بلکه قضیه این است که افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را کنار بزنند و افرادی که مخالفند کم کم روی کار بیایند… من از همان اول می‌دانستم که یک دستی در کار است که می‌خواهد این افراد [امثال خسرو تهرانی و بهزاد نبوی] را بدنام کند و کنار بزند. النهایه فکر کردم آقایان به قضیه می‌رسند و خاتمه می‌دهند ولیکن الان احساس می‌کنم که باز قضایا به جاهای دیگر کشیده می‌شود… اسلام برای افرادی که این‌طور اشخاص را دستگیر می کنند و آبروی آنها را می برند تکلیف اینها را معین کرده است… این پرونده باید ختم بشود و کنار برود و بسته شود و این افراد شناسایی شوند
دستور آیت الله خمینی برای بسته شدن پرونده انفجار نخست وزیری

حتی عبدالرضا داوری، یکی از مدافعان سرسخت آقای احمدی نژاد، با تاکید بر اینکه فرد بازداشت شده مسعود کشمیری است، وعده داد “با انتقال او به ایران، جعبه سیاه پروژه نفوذ در جمهوری اسلامی گشوده خواهد شد”؛ و سایت دولت بهار، حامی رئیس جمهور سابق، اندکی محتاطانه تر نوشت: “در صورت صحت خبر دستگیری کشمیری، دوستان سابق وی اکنون باید به شدت نگران گشوده شدن جعبه سیاه باشند. جعبه سیاهی که با گشوده شدن آن، نقاب از برخی چهره های نفاق کنار خواهد رفت.”

همه این واکنش ها در شرایطی صورت می گرفت که با توجه به توضیحات نیروی انتظامی در مورد ماجرای دستگیری آلبانی، این سوال مهم بدون پاسخ می ماند که منشا شایعات یک ماه گذشته در مورد هویت فرد دستگیر شده چه بوده است؟ مهمتر آنکه آیا بخشی از این شایعات ریشه در واقعیت داشتند یا اینکه باید به کلی از جنس “ضداطلاعات” تلقی می شدند؟

شاید بخشی از پاسخ این پرسش ها، ریشه در اهمیت پرونده انفجار نخست وزیری در هشتم شهریور ۱۳۶۰ داشته باشد. انفجاری که در ۳۵ سال سپری شده از آن، یکی از سخت جان ترین بهانه های درگیری دو جناح چپ و راست حکومت ایران بوده است.

در این میان، مشخصا سرنوشت متهم اصلی این پرونده، مسعود کشمیری، در سال های اخیر بیشتر مورد توجه رسانه های ایران قرار گرفته است. از دی‌ماه ۱۳۹۲ که خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از یک “مقام آگاه” از دیده شدن وی به همراه محمدرضا کلاهی در آلمان خبر داده، تا همین سه روز پیش (۲۶ اردیبهشت) که روزنامه خراسان گمانه زنی جدیدی را در مورد احتمال اقامت مسعود کشمیری در فرانسه منتشر کرده است.
پرونده رازآلود انفجار نخست وزیری

سازمان مجاهدین خلق، که عامل انفجار ساختمان نخست وزیری شمرده می شود، رسما مسئولیت این انفجار را به عهده نگرفته و همین موضوع، یکی از دلایل گسترش گمانه زنی در مورد عاملان این انفجار بوده است.

برخی از ناظران دلیل عدم پذیرش مسئولیت این اقدام را، هزینه بالای به عهده گرفتن ترور رئیس جمهور و نخست وزیر یک کشور در عرف بین المللی می دانند که پذیرفتن رسمی مسئولیت انفجار نخست وزیری را برای سازمان مجاهدین، که بسیاری از اعضا و رهبرانش ناچار به استقرار در غرب شده بودند، مشکل می کرد.

احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در سخنانی در ۷ مهر ۱۳۷۱، خاطره ای را نقل می کند که نشان دهنده شدت اعتماد مسئولان ارشد دولت به مسعود کشمیری است. وی می گوید که بعد از انفجار حزب جمهوری و در زمانی که مراقبت های امنیتی در نهادهای حکومتی و به ویژه در اقامتگاه آیت الله خمینی به شدت افزایش یافته بوده، کشمیری می‌خواسته به همراه محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر برای شرکت در جلسه‌ای به حضور آیت الله خمینی برسد اما محافظان جماران، به او اجازه نمی‌دهند کیفی که همراه داشته را به داخل بیاورد. به گفته احمد خمینی، در واکنش به ممانعت محافظان، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر می‌گویند که اگر کشمیری نتواند با کیف همراهش وارد شود، آنها هم نمی‌شوند

البته، شکی وجود ندارد که مسعود کشمیری به عنوان عامل بمب گذاری، عضو سازمان مجاهدین بوده است. حتی سعید شاهسوندی، از اعضای سابق مجاهدین، در ۲۶ مهر ۱۳۸۶ گفته که او و همسرش مدت کوتاهی در ترکیه با کشمیری و همسرش در یک خانه سازمانی مجاهدین زندگی کرده اند.

آقای شاهسوندی، همچنین، به نوشته ای در شماره مورخ ۲۷ اردیبهشت نشریه “مجاهد” به قلم “یکی از قهرمانان عملیات ویژه” در ستایش مسعود رجوی اشاره می کند که نویسنده اش را مسعود کشمیری می داند. نویسنده مرموز مطلب مهر ماه ۱۳۸۶، در بخشی از آن، از احوالات خود پیش از انجام طرحی بسیار مهم سخن می گوید که ظاهرا عملیات انفجار نخست وزیری بوده است. عملیاتی که به روایت نویسنده اش قرار بوده اول مرداد ۱۳۶۰ انجام شود ولی به خاطر در پیش بودن خروج مسعود رجوی از ایران (این خروج یک ماه قبل از انفجار نخست وزیری انجام شد) به تاخیر افتاده است.

اما جدا از چنین بحث هایی، مهمترین عامل اختلاف در حکومت ایران بر سر واقعه انفجار نخست وزیری، اعلام نام مسعود کشمیری بعد از این انفجار به عنوان یکی از کشته شدگان بوده است.

به دنبال انفجار نخست وزیری، افرادی و از جمله رئیس دفتر اطلاعات نخست وزیری، خسرو قنبری تهرانی، گفته بودند که مسعود کشمیری جزو کشته شدگان انفجار بوده و سپس صدا و سیما از او به عنوان یکی از “شهدای هشت شهریور” نام برده بود؛ در حالی که بعدها معلوم شد که وی قبل از واقعه، از محل انفجار خارج شده است.

درحقیقت، ۱۰ روز بعد از انفجار بود که محمدمهدی ربانی‌املشی، دادستان کل کشور، برای اولین بار در تلویزیون اعلام کرد که عامل انفجار نخست‌وزیری مسعود کشمیری بوده است.

با روشن شدن نقش کشمیری در بمب گذاری، خسرو تهرانی که دبیری شورای امنیت کشور را هم بر عهده داشت در معرض اتهام قرار گرفت؛ چون اولا کشمیری فرد مورد اعتماد و معاون او در دبیرخانه شورای امنیت محسوب می شد و ثانیا عامل بمب گذاری را جزو کشته شدگان واقعه معرفی کرده بود.

خسرو تهرانی بعدها بر سر این موضوع دستگیر و به مدت سه ماه مورد بازجویی قرار گرفت، اما نهایتا بی گناه تشخیص داده و آزاد شد. خودش در ۷ آذر ۱۳۸۹ در گفتگویی که در سایت بولتن نیوز منتشر شده، در مورد دلیل اعتماد اولیه خود به مسعود کشمیری می گوید: “اصلا فکر نفوذی بودن او را هم نمی‌کردیم. حتی وقتی بمب در نخست‌وزیری منفجر شد ما فکر نمی‌کردیم کار کشمیری باشد که بعدها با کار اطلاعاتی متوجه شدیم که کار او بوده است.”

اسدالله لاجوردی دادستان وقت انقلاب تهران، که به شدت مخالف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود، در زمان حیات خود از سرسخت ترین متهم کنندگان این سازمان بر سر ماجرای انفجار نخست‌وزیری محسوب می شد. او حتی در وصیت نامه ای که بعد از مرگش در شهریور ۱۳۷۷ منتشر شد، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را کسانی دانست که ‘هم رجایی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می نشینند’ و هشدار داد که خطر آنها ‘به مراتب زیادتر’ از خطر سازمان مجاهدین خلق است

احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در سخنانی در ۷ مهر ۱۳۷۱، خاطره ای را نقل می کند که نشان دهنده شدت اعتماد مسئولان دولت به مسعود کشمیری است. وی می گوید که بعد از انفجار حزب جمهوری و در زمانی که مراقبت های امنیتی در نهادهای حکومتی و به ویژه در اقامتگاه آیت الله خمینی به شدت افزایش یافته بوده، کشمیری می خواسته به همراه محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر برای شرکت در جلسه ای به حضور آیت الله خمینی برسد اما محافظان جماران، به او اجازه نمی دهند کیفی که همراه داشته را به داخل بیاورد.

به گفته احمد خمینی، در واکنش به ممانعت محافظان، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر می گویند که اگر کشمیری نتواند با کیف همراهش وارد شود، آنها هم نخواهند شد؛ هرچند نهایتا مسعود کشمیری قبل از تفتیش کیفش به حالت قهر برمی گردد و آنها هم به ناچار بدون او در جلسه حاضر می شوند.

به هر ترتیب، از حدود سه دهه پیش، اعضایی از جناح محافظه کار جمهوری اسلامی، آقای تهرانی و دوستان او در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و به ویژه بهزاد نبوی را به خاطر اعتماد اولیه شان به کشمیری به دست داشتن در این انفجار متهم می کنند.

مثلا خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران، در گزارش مفصلی که سه سال پیش (۲۸ مرداد ۱۳۹۲) منتشر کرده، خسرو تهرانی را همچنان به خاطر “نفوذ دادن کشمیری به صورت پلکانی و رسیدن به قائم مقامی خودش” و اینکه “شهادت داده که کشمیری در جلسه حضور داشته” متهم دانسته است.

اسدالله لاجوردی دادستان وقت انقلاب تهران، که به شدت مخالف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود، در زمان حیات خود از سرسخت ترین مدافعان این اتهامات محسوب می شد. او حتی در وصیت نامه ای که بعد از مرگش در شهریور ۱۳۷۷ منتشر شد، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را کسانی دانست که “هم رجایی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می نشینند” و هشدار داد که خطر آنها “به مراتب زیادتر” از خطر سازمان مجاهدین خلق است.

سعید حجاریان که در زمان واقعه، همکار خسرو تهرانی در اطلاعات نخست وزیری بوده (در آن زمان هنوز وزارت اطلاعات تاسیس نشده بود) در توضیح علت اعلام شدن نام مسعود کشمیری به عنوان یکی از کشته شدگان انفجار نخست وزیری می گوید در ابتدا تصور بر این بوده که کشمیری کشته شده اما بعد شک کرده اند و نهایتا با شنود تلفن خانواده اش فهمیده اند که زنده است. وی در مصاحبه با نشریه اندیشه پویا در ۶ تیر ۱۳۹۱ می افزاید که با وجود این، مقام های امنیتی تصمیم گرفتند “وانمود کنند که او مرده تا وقت داشته باشند او را بازداشت کنند و دیرتر از کشور خارج شود.”

اکبر هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۰ خود، با اشاره به اعلام شدن نام کشمیری به عنوان یکی از کشته‌شدگان انفجار نخست وزیری نوشته است: این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود

اکبر هاشمی‌رفسنجانی هم در خاطرات سال ۱۳۶۰ خود، همین دلیل را برای اعلام نام کشمیری ذکر کرده است: “این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود”.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول شهریور ۱۳۸۹ روایتی از بهزاد نبوی از ماجرا را نقل کرده که حکایت دارد در ابتدا، مسئولان می خواسته اند حتی کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر را هم مخفی نگه دارند چون قرار بوده روز ۹ شهریور عملیات شکستن حصر آبادان شروع شود (این عملیات با تاخیر، نهایتا در ۵ مهر انجام شد) و مسئولان نمی‌خواسته اند که رزمندگان روحیه خود را از دست بدهند.

آقای نبوی که سخنگوی دولت محمدعلی رجایی بوده می گوید: “من در جلسه هیأت دولت مصاحبه کردم. دفعه اول اعضای دولت و آقای هاشمی گفتند مصاحبه مناسب نبود. چهره‌ات متأثر و مشخص کننده وقوع اتفاقی بود و خواستند دوباره مصاحبه کنم و دوباره مصاحبه کردم و مجبور شدم بگویم رجایی و باهنر جراحاتی برداشته و در بیمارستان بستری هستند.”

وی می افزاید: “با استفاده از این سخنان بعدها علیه من پرونده سازی شد، ضمن اینکه آن مصاحبه هم خاصیتی نداشت و رزمندگان دریافتند که رجایی و باهنر شهید شده‌اند و عملیات شکست حصر آبادان به تأخیر افتاد.”

اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه ۱۳ شهریور ۱۳۶۰، اشاراتی دارد که نشان می دهد تلاش برای “پرونده سازی” مورد اشاره بهزاد نبوی، از روزهای اول پس از انفجار نخست وزیری در جریان بوده است: “اخیرا می شنویم که درصددند شخصیت بهزاد نبوی یکی از اشخاص معتبر این مملکت را در همین رابطه زیر سوال قرار دهند که تحقیقا به این نتیجه رسیده ایم که سرمنشا این جریان به لیبرالیسم و منافقین می رسد.”

وی حتی می گوید: “این ترور دوم است، یعنی خواسته اند در کنار آن ترور این ترور هم باشد. اگر رجایی را بیرون کردند، بهزاد را هم می‌خواهند این‌طور بیرون کنند و بعد بدنامی درست کنند.”
بسته شدن پرونده به دستور آیت الله خمینی

صورت‌جلسه حاوی دستور آیت الله خمینی برای بسته شدن پرونده

پرونده انفجار نخست وزیری، یک بار از شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱ و زیر نظر محمدمهدی ربانی املشی دادستان کل کشور و بار دیگر از شهریور ۱۳۶۱ تا دی ۱۳۶۳ زیر نظر اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران مورد رسیدگی قرار گرفت ولی اتهامات جناح راست حکومت ایران علیه منتسبان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به اثبات نرسید. در جریان این پی گیری ها، مجموعا ۲۱ متهم مورد بازجویی قرار گرفتند.

بعد از رسیدن محمد موسوی خوئینی ها از اعضای جناح چپ حکومت به سمت دادستانی کل کشور در بهمن ۱۳۶۳، وی تصمیم گرفت تکلیف این پرونده ناتمام سه سال و نیمه را مشخص کند. سعید حجاریان در مصاحبه با اندیشه پویا (۶ تیر ۱۳۹۱) می گوید: “آقای خوئینی ها گفت که پرونده را می دهم دست خودشان که تا تَهَش بروند و معلوم شود که هیچی نیست و قضیه یک بار برای همیشه بسته شود”.

در مرحله سوم از پیگیری پرونده که تا خرداد ۱۳۶۵ طول کشید، مسئولیت پیگیری با ابراهیم رئیسی معاون سیاسی دادسرای انقلاب تهران بود که عضو جناح راست محسوب می شد، و بازجویی ها در شعبه ۷ دادسرای انقلاب مرکز صورت می گرفت که تحت کنترل تیم اسدالله لاجوردی قرار داشت.

دستگیری خسرو تهرانی هم در همین مرحله انجام شد که او بعدا گفت منجر به سه ماه زندان انفرادی در شرایط سخت شده اما همراه با شکنجه فیزیکی نبوده است.

باز در همین مرحله از پیگیری‌هاست که در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۶۵، جسد یکی از دستگیر شدگان، تقی محمدی، در زندان پیدا می شود. تقی محمدی، همان کسی است که یک ماه پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، رسانه های آمریکایی تصویر او در کنار گروگان های سفارت آمریکا در تهران را منتشر کرده و به اشتباه گزارش دادند که محمود احمدی نژاد است.

اعضای جناح محافظه کار حکومت ایران، در سه دهه گذشته مرگ تقی محمدی را، که روایت رسمی قوه قضاییه از آن خودکشی بود، مشکوک به انجام از سوی جناح رقیب دانسته اند. خبرگزاری فارس در ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ با تکرار این اتهام نوشته است: “شهید لاجوردی… با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه ۸ شهریور نزدیک می شد. از جمله دستگیر شدگان فردی به نام تقی محمدی بود… اما در همان روزهای اولیه پس از دستگیری یک شب به صورت مشکوک در سلول خود به قتل رسید.”

از سوی دیگر، سعید حجاریان در مصاحبه با اندیشه پویا با تاکید بر اینکه تقی محمدی “دست ما نبود و دست نیروهای لاجوردی و شعبه هفتی ها بود” گفته است: “آن قدر پررو شده اند که بگویند او را ما کشته ایم. طرف در زندان دست خودشان بوده، لطفا بیایند و بگویند که چطور ما توانسته ایم او را بکشیم.”

بعد از رسیدن محمد موسوی خوئینی ها به سمت دادستانی کل کشور در بهمن ۱۳۶۳، وی تصمیم گرفت تکلیف این پرونده ناتمام هشت شهریور را مشخص کند. سعید حجاریان می گوید: آقای خوئینی‌ها گفت که پرونده را می‌دهم دست خودشان که تا تهش بروند و معلوم شود که هیچی نیست و قضیه یک بار برای همیشه بسته شود

سعید حجاریان می گوید که اعضای جناح مقابل در مرحله سوم پی گیری پرونده (که یش از یک سال و سه ماه طول می کشد) بعد از دستگیری خسرو تهرانی به دنبال دستگیری خود وی و بهزاد نبوی هم بوده اند که محمد موسوی خوئینی ها مخالفت می کند و آیت الله خمینی را در جریان می گذارد.

موسوی خوئینی ها، در ۲۲ مهر ۱۳۹۰ در توضیحی در وبسایت شخصی خود موسوم به “آهنگ راه”، توضیح داده که چگونه در جریان آخرین نوبت پیگیری پرونده هشت شهریور ، آیت الله خمینی او، عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور و ابراهیم رییسی را احضار کرده و شخصا دستور مختومه شدن پرونده بعد از ۵ سال را داده است.

محمد موسوی خوئینی ها، پس از همین جلسه، اظهارات آیت الله خمینی را صورت‌جلسه کرده و برای مرتضی اشراقی دادستان انقلاب تهران فرستاده تا به عنوان سند در پرونده گذاشته شود.

مطابق این صورت‌جلسه، آیت الله خمینی به محمد موسوی خوئینی ها، عبدالکریم موسوی اردبیلی و ابراهیم رئیسی گفته است: “مساله این نیست که چند نفر را بگیرند و محکوم کنند بلکه قضیه این است که افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را کنار بزنند و افرادی که مخالفند کم کم روی کار بیایند.”

رهبر وقت جمهوری اسلامی در ادامه، با ذکر نام خسرو تهرانی و بهزاد نبوی تاکید کرده: “من از همان اول می‌دانستم که یک دستی در کار است که می‌خواهد این افراد را بدنام کند و کنار بزند. النهایه فکر کردم آقایان به قضیه می‌رسند و خاتمه می‌دهند ولیکن الان احساس می‌کنم که باز قضایا به جاهای دیگر کشیده می‌شود.”

مطابق این صورت‌جلسه، آیت الله خمینی با انتقاد از کسانی که به زعم او در پی بهره برداری سیاسی از پرونده انفجار نخست وزیری بوده اند گفته “اسامی اینها را بدهید من خودم باید تحقیق کنم و اسلام برای افرادی که این‌طور اشخاص را دستگیر می‌کنند و آبروی آنها را می برند تکلیف اینها را معین کرده است” و دستور داده: “این پرونده باید ختم بشود و کنار برود و بسته شود و این افراد شناسایی شوند.”

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در نهایت، هشداری را نیز در مورد آینده مطرح کرده است که حکایت دارد: “اگر امروز اشخاصی بخواهند به بهانه هایی افرادی را این طور گرفتار کنند و آبروی آنها را ببرند فردا یک عده دیگر را و روز دیگر هم یک عده دیگر را و با این ترتیب در جمهوری اسلامی کسی امنیت پیدا نمی کند و از همین جا باید جلوی این کارها گرفته شود.”

دستور آیت الله خمینی، اگرچه باعث توقف پی‌گیری قضایی پرونده انفجار نخست وزیری می شود، اما جلوی پی‌گیری سیاسی آن در دوران رهبر بعدی جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای را نمی گیرد؛ تا جایی که با گذشت ۳۵ سال از انفجار نخست وزیری، هنوز گروهی از محافظه کاران بر لزوم ‘بازگشایی’ پرونده انفجار هشت شهریور اصرار دارند

بلافاصله بعد از همین جلسه است که باقی مانده زندانیان دستگیر شده بر ماجرای انفجار نخست وزیری، در ۷ خرداد ۱۳۶۵ آزاد می شوند و تا وقتی که آیت الله خمینی زنده است، اتهامات دیگری بر سر ماجرای انفجار نخست وزیری مطرح نمی شود.

با این حال دستور آیت الله خمینی، اگرچه باعث توقف پی گیری قضایی پرونده انفجار نخست وزیری می شود، اما جلوی پی گیری سیاسی آن در دوران رهبر بعدی جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای را نمی گیرد. پی‌گیری طولانی مدتی که البته عاملان آن، بسته شدن پرونده از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را رد نمی کنند، اما ظاهرا اعتقاد دارند که او در هنگام اخذ این تصمیم، نسبت به ابعاد پرونده ناآگاه بوده است.

به نظر می رسد در ادامه چنین برداشتی بوده که با گذشت ۳۵ سال از انفجار نخست وزیری، هنوز گروهی از محافظه کاران بر لزوم “بازگشایی” پرونده انفجار هشت شهریور اصرار دارند.

تا جایی که انتشار شایعه دستگیری مسعود کشمیری در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، به سرعت منجر به واکنش صریح محافظه کارانی می شود که وعده می دهند “با انتقال او به ایران، جعبه سیاه پروژه نفوذ در جمهوری اسلامی گشوده شود”.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .