اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jul 13 2017

کهریزک، جنایتی که انکارناپذیر است: سردار علی فودازی مسئول رسیدگی به پرونده جنایت کهریزک

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: فرشته ناصحی

سردار «علی قلی فودازی»، اکنون بازنشسته است. او مهرماه سال ۸۵ ریيس بازرسی پلیس تهران شد، در یکی از حساس ترین دوران نیروی انتظامی که درگیر ماجراهای پس از انتخابات بود. او در این میان مسئول رسیدگی به مهم ترین پرونده پس از ۸۸ شده بود: «جنایت کهریزک.» نیروی انتظامی در این ماجرا متهم بود و چند نفری را تعلیق و برکنار کرده بود ولی چیزی از خشم افکار عمومی کاسته نشده بود.

به نظر می رسد اما خشم افکار عمومی چندان برای آنها مهم نبوده است. این را می شود از مصاحبه ۱۸تیرماه سردار فوازی با خبرگزاری ایلنا دریافت. او هشت سال پس از ماجرا و در حالی که زاویای بسیاری از این جنایت روشن شده و مهم ترین مدعیان ماجرا مانند سعید مرتضوی عذرخواهی کرده اند، گفته است کسی در کهریزک مورد ضرب و شتم قرار نگرفته، و چند نفری که در این جریان کشته شده‌اند به علت سرماخوردگی و ابتلا به مننژیت درگذشته‌اند. این ادعا تازگی ندارد، سعید مرتضوی همان ماه های اول همین حرف ها را می زد.

سردار فودازی اما پا را فراتر گذاشت و گفته ۹۰ نفر پس از کهریزک رضایت دادند و گفتند «در کهریزک هیچ‌کس به من دست نزده است. ما در کهریزک بیش از دویست نفر بازداشتی داشتیم. آن‌ها می‌گفتند ما را هل دادند» و «رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک هم وقتی به او به اشتباه گفته بودند تو مقصری، دچار جنون آنی شده و با خوردن قرص خودکشی کرد.»

بازداشتگاه کهریزک که اکنون با نام سروش ۱۱۱ فعالیت می کند، سابقه تاسیسش به سال سال ۸۰ می رسد ولی نامش از مردادماه سال ۱۳۸۶ و پس از انتشار خبر کشته شدن «محسن روح الامینی»، مطرح شد. او فرزند «عبدالحسین روح الامینی» دبیر کل حزب عدالت و توسعه و مشاور وزیر بهداشت بود و منصب دولتی پدرش و نزدیکی اش به محسن رضایی، کمک کرد بتواند پرونده مرگ فرزندش بر اثر شکنجه را پیگیری کند.

علاوه بر او، امیر جوادی فر و محمد کامرانی هم کشته شدند،‌ حتی اگر مرگ مشکوک دکتر «رامین پوراندرجانی»، پزشک ۲۶ ساله شاغل در کهریزک را نادیده بگیریم، با نام«رامین آقازاده قهرمانی» بر می خوریم که دو روز بعد از آزادی‌اش از کهریزک به علت لخته شدن خون در سینه درگذشت. او قبل ازمرگ به مادرش گفته بود در بازداشتگاه کهریزک با قلاب از پا به سقف آویزان شده بود. «احمد نجاتی کارگر» یکی دیگر از بازداشت شدگان این بازداشتگاه فقط چند روز بعد از آزادی، به علت ازکارافتادگی هر دو کلیه‌اش جان باخت.

در طول هشت سال گذشته اما بسیار بوده اند از قربانیان کهریزک که داخل یا خارج از ایران در گفتگو با رسانه ها، به مرور خاطرات تلخ و وحشتناک شان پرداخته است.

یکی از افرادی که در کهریزک بوده و اکنون ساکن ایران است، می گوید: «به عنوان کسی که تا آستانه مرگ رفتم یک سوال دارم اگر این افراد به علت ابتلا به مننژیت درگذشتند، چرا دادگاه نظامی، دو تن از افسران شیفت این بازداشتگاه را به قصاص نفس محکوم کرد و حکم شان با گذشت خانواده قربانیان منتفی شد؟ چرا خود همین سردار کذایی نوشته ،سعی کرده‌اند از ۹۰ نفر بازداشت شدگان رضایت بگیرند؟»

بر اساس اطلاعیه ۲۶آبان۹۱ سازمان قضایی نیروهای مسلح، در جریان رسیدگی به پرونده تخلفات نیروهای انتظامی شاغل در کهریزک،‌ «دو نفر از متهمان به اتهام ضرب و جرح عمدی منتهی به قتل مرحومان امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی، علاوه بر حبس، انفصال موقت از خدمت، جزای نقدی، شلاق تعزیری و پرداخت دیه، به قصاص نفس» محکوم شدند.

«حمید حجار‌ها» دیگر جان به دربرده کهریزک و ساکن استرالیاست. او با اشاره به اینکه تعداد بازداشتی‌ها آنقدر زیاد بود که نتوانستند جملگی را سر به نیست کنند، می‌گوید: « محسن روح الامینی و محمد کامرانی با علائم حیاتی نسبتا خوب از ما جدا شدند و نهایتا سر از سردخانه بیمارستان در آوردند. عکس‌های منتشره امیرجوادی فر را هم لابد همگی دیده‌اید، کسی نیست که نداند او به علت ضرب و جرح شدید و نبود رسیدگی پزشکی درگذشت. خود پزشکی قانونی علت مرگ محمد کامرانی را آسیب جدی به کلیه سمت راست او می داند، آن وقت سردار ضرب و شتم را انکار می کند».

حمید به نام ها اشاره می کند: « مسعود علیزاده، میثم کارگر، سامان مهامی، و احمد بلوچی از جمله کسانی بودند که این ضرب و شتم‌ها رو تحمل کردند. نام «محمدکرمی» ملقب به «ممد تیفیل» زندانی جرائم مواد مخدر به گوشتان آشنا نیست؟ کسی که در جریان دادگاه به ضرب و شتم «مسعود علیزاده» به دستور مامور زندان اعتراف کرد.» او می گوید شاید یادآوری نام ها به سردار فوادزی کمک کند حقیقت را طور دیگری بفهمد.

حجاری‌ها می‌گوید دو روز قبل از مرگ مشکوک «رامین پوراندرجانی» او را ملاقات کرده و او به صراحت گفته برای روز دادگاه تهدید شده: «دکتر به من و مسعود گفت دفتر خاطراتی دارد که برای خودش گزارشات روزانه و خاطرات مهمش را به ثبت رسانده و روز دادگاه می‌خواهد حقایقی را افشا کند. حقایقی که هرگز افشا نشد چون او هیچ وقت به دادگاه نرسید.»

«مسعود علیزاده» یکی از جان به دربردگان کهریزک است که به شهادت حاضران در این بازداشتگاه از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، او را با دو دو پابند آهنی به یک میله آویزان می‌کنند. پابند‌ها تیز بوده و تمام مدت از مسیر حلقه‌ها خون جاری می‌شده، و در‌‌ همان وضعیت با لوله پی وی سی شروع می‌کنند به زدن: « از افسر نگهبان پرسیدیم اینجا کجاست؟ جواب داد اینجا آخر دنیاست، جایی که خدا هم آنتن نمی‌دهد. اگر زنده ماندید، بعدش می‌فهمید اینجا کجاست. »

با یادآوری روزهای تلخ گذشته،‌ صدایش به وضوح شروع می‌کند به لرزیدن: «همه ما را برهنه کردند. به بهانه شپش و تفتیش کردن. با پای برهنه روی آسفالت داغ تابستان نگه‌مان داشتند جوری که کف پا‌هایمان پر از تاول شده بود. بعد از ساعت‌ها زیر آفتاب ماندن ما را که حدود ۱۷۰ نفر بودیم جایی بردند که ظرفیت ۶۰ نفر داشت. هوا نبود، زخم‌هایمان عفونت کرده بودند و از آب آلوده چاه می‌خوردیم که تصفیه نشده بود. با‌‌ همان شرایط افسر نگهبان دستور داد یک سر لوله موتورخانه را وصل کردند به آن اتاق. دود همه جا را گرفته بود. راست می‌گفتند آنجا آخر دنیا بود.»

او از برخورد گزینشی رسانه‌های بیرون از ایران برای پوشش اخبار مربوط به کهریزک گله می‌کند و خاطرات امیر جوادی فر را به یاد می‌آورد: «یک بار کنار دست شویی امیر را دیدم که می‌خواست آب بخورد. از من پرسید تو می‌دانی چرا یکی از چشم‌هایم نمی‌بیند؟ دلم نمی‌خواست بگویم کور شده‌ای پسرجان. دلم می‌خواست هر جور شده به او دلداری بدهم. مدام با صدای بلند مادرش را صدا می‌کرد. مادرجان بیا ببین من چرا نمی‌بینم؟ تازه بعد از آزادی بود که فهمیدم مادر امیر پنج سال قبلش مرده بوده و او از روح مادرش کمک می‌خواست.»

مسعود این ماجرا را چندین بار برایم تعریف کرده و هر بار بغض می‌کند: «روز آخر بود. می‌خواستند ما را منتقل کنند اوین. امیر نشسته بود کنج حیاط. سرهنگ [فرج]‌ کمیجانی، [رئیس وقت بازداشتگاه کهریزک] آمد به جرم اینکه امیر نشسته بود توی سایه و با پوتین به سر و صورتش زد. آن قدر او را زد تا امیر از سایه خودش را کشاند به سمت آفتاب. توی اتوبوس که نشستیم، دیگر امیر نای نفس کشیدن نداشت. التماس می‌کرد برای یک قطره آب.»

او محسن را هم به خاطر دارد: « می‌توانست هویتش را روشن کند و از آنهمه کتک نجات پیدا کند. اما شب‌ها سر پا می‌خوابید تا جا برای بقیه باز‌تر باشد. وقتی از شدت عفونت زخم‌هایم تب کرده بودم، نشسته بود بالای سرم و با پیراهنش من را باد می‌زد. روز آخر، محسن به خاطر عفونت زخم هایش، بی حال بود. استوار [کاظم] گنج بخش با کمربند شروع کرد به زدنش. از شدت ضربه‌های وحشتناک کمربند بلند شد و ایستاد. او را با یک ون بردند اوین و بدن بی‌جانش ساعت‌ها توی گرما جلوی در زندان اوین افتاده بود دراز به دراز روی آسفالت داغ و چند ساعت بعد هم مرد.»

مسعود «محمد کامرانی» را هم به خاطر دارد: «یک ساعتی بود وارد اوین شده بودیم که محمد هم حالش بد شد. تنش زخمی بود و بدنش جان نداشت. سرش می‌خورد به لبه تخت‌ها. التماس کردیم او را منتقل کردند بیمارستان. بعد‌ها پدرش به من گفت بدن نیمه جان پسرش را با غل و زنجیر به تخت بیمارستان بسته بودند و لب‌هایش از خشکی و تشنگی ترک برداشته بود. او هیچ وقت از روی آن تخت بلند نشد و به علت شدت ضربات وارده و خونریزی داخلی جان داد.»

«رضا ذوقی» از دیگر قربانیان کهریزک است. رضا و بقیه را به محض ورود به کهریزک از تونلی می گذارنند متشکل از سربازان میله به دست: « از زیر ضربه میله ها که گذشتیم صدای ناله می‌آمد. ناله مجرمین عادی که بعضی‌هاشان از اشرار منطقه بودند.‌‌ همان لحظه فهمیدم وقتی آنها می نالند چه بر سر ما می آید؟ لخت و برهنه‌مان کردند. محمد کامرانی که یک نوجوان ۱۷ ساله بود به شدت نگران کنکورش بود .دائم از بچه‌ها سوال می‌کرد که آیا می‌گذارند بروم کنکور بدهم یا نه؟»

او از آلوده کردن اتاق با دود موتورخانه می گوید: «هوای قرنطینه به شدت آلوده و گرم بود روزی ۲ بار دود ژنراتور تولید برق را از یک دریچه کوچک وارد اتاق ما می‌کردند. چرک از زخم‌ها و از داخل چشم‌هایمان بیرون می‌آمد. چند ساعت در روز وادارمان کرده بودند چهار دست و پا روی آسفالت داغ راه رفته بودیم و جالا چرک و عفونت از زخم‌هایمان جاری شده بود. کمبود هوا و دود موتورخانه هم مزید علت شده بود. شپش و گال و حشرات موذی بیداد می‌کرد، شیفت که عوض شد، افسر نگهبان دستور داد برویم داخل حیاط. می‌خواستند سمپاشی کنند. ۱۵ دقیقه بعد و بلافاصله بعد از سمپاشی ما را برگرداندند، من دیگر هیچ نفهمیدم و بیهوش شدم.»

آنجا فقط داخل توالت کوچک بند کمی هوا بوده و یک دریچه ناچیز. بازداشتی ها به نوبت آنجا می رفته اند تا نفس بکشند و زنده بمانند: « سه نفر را بردند برای شکنجه. پابند زدند و به سقف آویزان شان کردند. مسعود علیزاده مقاومت کرد و نمی‌خواست آویزانش کنند. به شدت مورد ضرب و شتم وحشیانه استوار [محمد] خمیس آبادی و استوار [کاظم] گنج بخش قرار گرفت. حدود ۱۵ دقیقه صدای کتک زدن‌های بیرحمانه و ناله‌های مسعود می‌آمد. ما نمی‌دیدیم فقط صدا‌ها را می‌شنیدیم و اشک می‌ریختیم و صلوات می‌فرستادیم.»

او هرگز مرگ امیر را تمام این سال ها فراموش نکرده: « امیر صندلی جلوی من بود. هرچه اصرار و التماس می‌کردیم حداقل دستبندش را باز کنید و یا کمی آب به او بدهید، فحش می‌دادند. امیر به خودش می‌پیچید وسرش را تکان می‌داد. دعا می‌کردم هرچه زود‌تر به اوین برسیم تا به حال و اوضاع امیر رسیدگی کنند. یک باره امیر چند تکان خورد و بی‌حرکت شد. داد و فریاد کردیم. اتوبوس ایستاد. امیر را کف خیابان دراز کردیم، یکی از بچه‌ها سعی کرد تنفس مصنوعی بدهد. اما امیر مرده بود.»

No responses yet

Jul 13 2017

«پژوهشگر ایرانی» که از آمریکا دیپورت شد عضو شناخته‌شده بسیج دانشجویی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,دانشجویی,روابط بین‌المللی

رادیوفردا: پژوهشگر ایرانی که روز سه‌شنبه ۲۰ تیر از فرودگاه بوستون آمریکا دیپورت شد از اعضای شناخته شده سازمان بسیج دانشجویی، نهاد زیرمجموعه سپاه پاسداران، است.

روزنامه آمریکایی بوستون گلوب و خبرگزاری‌های داخل ایران روز سه‌شنبه گزارش دادند که محسن دهنوی به منظور کار و پژوهش در بیمارستان کودکان آمریکا همراه همسر و سه فرزند خود به آمریکا سفر کرده بود اما ماموران اداره مرزبانی و گمرک ایالات متحده مانع ورود آنها به خاک آمریکا شدند.

این رخداد قبل از هر چیز فرمان دونالد ترامپ برای محدودیت سفر شهروندان شش کشور عمدتا مسلمان از جمله ایران به آمریکا را به ذهن متبادر می‌کرد و برخی فعالان از همین زاویه به دیپورت محسن دهنوی اعتراض کردند.

از جمله تریتا پارسی بنیان‌گذار شورای ملی ایران آمریکا (نایاک) در صفحه توییتر خود نوشت که این ماجرا نمونه‌ای از «منع سفر مسلمانان» به آمریکا است که سخن وی اشاره به مناقشات اخیر پیرامون فرمان مهاجرتی ترامپ دارد. در حالی که معترضان این فرمان می‌گویند که دولت آمریکا مسلمانان را هدف قرار داده، اما کاخ سفید این مسئله را رد می‌کند.

با این حال خبرگزاری آسوشیتدپرس همان روز سه‌شنبه اظهارات یکی از سخنگویان مرزبانی و گمرک آمریکا را بازتاب داد که تاکید می‌کرد اساسا دیپورت محسن دهنوی و خانواده او ارتباطی با فرمان مهاجرتی آقای ترامپ نداشته و پس از بررسی مدارک وی در فرودگاه چنین تصمیمی اتخاذ شده است.

محسن دهنوی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ ایران مسئول بخش دانشجویی ستاد سعید جلیلی بود و برخی رسانه‌ها از جمله «تقاطع» نوشته‌اند که او سال ۱۳۸۶ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بوده است.

تریتا پارسی در این باره به رادیو فردا می‌گوید: «ما درباره سابقه او هیچ چیزی نمی‌دانستیم جز این که او پژوهشگر بیماری سرطان است و برای یک دوره فوق دکترا از دانشگاه هاروارد پذیرش گرفته بود. به باور من بعید است که منع ورود او ارتباطی با سوابقش در بسیج داشته باشد چرا که این‌ها مسائلی است که قبل از آن که او ویزا بگیرد، به دقت بررسی شده‌اند».

اما در عین حال دیپورت محسن دهنوی استقبال برخی از ایرانیان را نیز به دنبال داشته است. در همین رابطه یکی از دانشجویان پیشین دانشگاه شریف که در آمریکای شمالی به سر می‌برد به گلناز اسفندیاری گزارشگر رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «این کمترین جزایی است که برای آزار و اذیت دانشجویان می توانست گریبانگیر محسن دهنوی شود‎».

آقای دهنوی و خانواده وی صبح چهارشنبه با پرواز هواپیمایی قطر به ایران بازگردانده شدند.

No responses yet

Jul 13 2017

ایران پرتاب موشک به داخل خاک پاکستان را رد نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,تروریزم,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: سخنگوی وزارت امور خارجه ایران پرتاب موشک به سوی پاکستان را تکذیب نکرد. رسانه‌های پاکستان هفته گذشته خبر دادند که نیروهای ایرانی سه موشک به سوی پاکستان پرتاب کرده‌اند.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز چهارشنبه (۲۱ تیر / ۱۲ ژوئيه) در پاسخ پرسش خبرگزاری “ایلنا”، شلیک موشک از ایران به سوی پاکستان را تلویحا تایید کرد.

بهرام قاسمی در پاسخ به این پرسش که “آیا مساله شلیک سه راکت از سمت ایران به سمت خاک پاکستان را تایید می‌کنید”، گفت «من تاکید می‌کنم؛ گاهی تنش‌هایی در مرز ایران و پاکستان رخ می‌دهد. به زودی کمیسیون مشترکی با طرف پاکستانی تشکیل می‌دهیم».

رسانه‌های پاکستان شنبه گذشته (۸ ژوئیه/ ۱۷ تیرماه) گزارش دادند که نیروهای ایرانی سه راکت به سمت منطقه “باروم” پاکستان شلیک کرده‌اند. این منطقه در نزدیکی پنجگور در غرب ایالت بلوچستان پاکستان و نزدیک مرزهای ایران قرار دارد.

در گزارش رسانه‌های پاکستان گفته شده بود انفجار این راکت‌ها در منطقه، موجب ترس و نگرانی اهالی شده است. رسانه‌‌های پاکستان هم‌چنین نوشته بودند که مناطق غرب ایالت بلوچستان پاکستان بارها شاهد شلیک راکت از خاک ایران بوده است.

بیشتر بخوانید: مولوی عبدالحمید کشتن ۱۰ مرزبان ایرانی را محکوم کرد

از سوی دیگر ایران نیز معتقد است شبه‌نظامیان بلوچ که در سال‌های اخیر حملات زیادی را در داخل خاک ایران انجام داده‌اند عمدتا در بلوچستان پاکستان مستقرند. آنها از مرزهای پاکستان به داخل ایران نفوذ کرده و پس از انجام عملیات، دوباره به داخل خاک پاکستان عقب‌نشینی می‌کنند.

در فروردین‌ماه امسال (۱۳۹۶) ده تن از مرزبانان ایران در نزدیکی میرجاوه، در شمال شرقی استان سیستان و بلوچستان به دام شبه‌نظامیان مسلح افتاده و جان خود را از دست دادند. گروه جیش‌العدل مسئولیت این حمله برعهده گرفت.

No responses yet

Jul 12 2017

طرح سه فوریتی توقف قرارداد با توتال از دستور کار مجلس خارج شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: طرح سه فوریتی توقف قرارداد با توتال در جلسه روز چهارشنبه مجلس ایران به دلیل از حد نصاب افتادن تعداد نمایندگان امضاکننده از دستور کار مجلس خارج شد و رئیس مجلس نیز اعلام کرد که هیئتی مرکب از قوه قضائیه، مجلس و دیگر دستگاه‌ها بر این قرارداد نظارت می‌کند.

ایران و شرکت فرانسوی توتال روز ۱۲ تیر قراردادی ۲۰ ساله را برای توسعه فاز ۱۱ میدان گاز پارس جنوبی امضا کردند که اولین قرارداد با یک شرکت خارجی بر اساس الگوی جدید قراردادهای نفتی وزارت نفت دولت حسن روحانی موسوم به «آی‌پی‌سی» است.

چندین مسئول نزدیک به آیت‌الله علی خامنه‌ای با انتقاد از اعطای امتیاز چندین ساله به یک شرکت خارجی، آن را «حرکت استثماری و استعماری غرب» و «خسارت‌بار» توصیف کرده‌اند و عده‌ای از منتقدان قرارداد نیز ایراد گرفته‌اند که چرا دولت روحانی با شرکتی فرانسوی وارد معامله شده است که دولت آن کشور به سازمان مجاهدین خلق اجازه برگزاری نشست می‌دهد.

در جلسه علنی مجلس در روز چهارشنبه، ۲۱ تیرماه، بیژن زنگنه، وزیر نفت، توضیحاتی را درباره قرارداد با توتال ارائه کرد و پس از آن طرح سه فوریتی توقف قرارداد با این شرکت در جلسه علنی مجلس مطرح شد.

ارائه این طرح سه فوریتی در حالی اتفاق افتاد که، به گفته نمایندگان مخالف، این نوع طرح در مجلس ایران پیش از این تنها در «شرایط جنگی» و در زمان جنگ ایران و عراق ارائه شده است.

اما نمایندگان ارائه‌کننده طرح اعلام کردند که برای توقف این قرارداد تنها تا پایان روز چهارشنبه وقت داشته اند و به همین دلیل این طرح به صورت سه فوریتی ارائه شده است.

جواد کریمی قدوسی، نماینده مشهد در مجلس و از منتقدان سرسخت دولت روحانی، در موافقت با این طرح گفت که «کلوپی» از کشورهای غربی قصد دارد با قراردادهای نفتی با ایران، متخصصان نفتی کشور را «زمین بزند».

وی تاکید کرد که جمهوری اسلامی به تنهایی قادر به بهره‌برداری از میادین نفتی و گازی خود است و «نیازی به سرمایه‌گذاری کشورهای خارجی ندارد».

درگیری لفظی بین نمایندگان موافق و مخالف

در مقابل مصطفی کواکبیان، نماینده اصلاح‌طلب مجلس، هدف از این طرح را «سنگ‌اندازی» بر سر راه دولت حسن روحانی خواند و به کنایه گفت که هشت نفر از امضاکنندگان طرح از روحانیون مجلس هستند که «حتما تخصص نفتی دارند».

این سخنان اعتراض تعدادی از روحانیون اصولگرای مجلس از جمله مجتبی ذالنوری را به دنبال داشت و دقایقی درگیری لفظی بین این دو نماینده رخ داد و جلسه مجلس ناآرام شد.

در نهایت مصطفی کواکبیان اعلام کرد که قصد توهین به روحانیون مجلس را نداشته و اگر از سخنان او توهین به روحانیون برداشت شده است، عذرخواهی می‌کند.

پس از آن، حسن نوروزی، از نمایندگان روحانی مجلس، در موافقت با این طرح گفت که چرا از میان شرکت‌های خارجی، آمریکا تنها به توتال اجازه سرمایه‌گذاری در ایران را داده است.

نماینده رباط کریم در مجلس این پرسش را مطرح کرد که چرا وزارت نفت پروژه بهره‌برداری از پارس جنوبی را به شرکت‌های روسی واگذار نکرده که از متحدان جمهوری اسلامی است و نیروهای این کشور برای حمایت از بشار اسد در سوریه حضور دارند.

سخنان این نماینده مجلس در حالی بیان شد که شرکت‌های روسی تاکنون هفت تفاهم‌نامه برای توسعه میادین نفتی ایران امضا کرده‌اند و وزیر انرژی این کشور اعلام کرده که احتمالا ارزش پروژه‌های اکتشاف و توسعه میادین نفتی ایران توسط شرکت‌های روسی به ۲۰ میلیارد دلار بالغ شود.

در همین حال وزیر نفت ایران در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس خبر داد که رئیس مجلس در روز ۲۱ شهریور ۹۵ اعلام کرد که مدل جدید قراردادهای نفتی ایران مغایرتی با قوانین ندارد.

بیژن زنگنه تاکید کرد که قرارداد با توتال برای ایران «امنیت‌زا» است و دو عضو طرف قرارداد،‌ یعنی فرانسه و چین، عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند و «هر اتفاقی که بیفتد منافع مادی‌شان به خطر می افتد و آنها ضرر می‌کنند».

وی تاکید کرد که اگر به هر دلیلی در حین اجرا پیمانکار کار را متوقف یا رها کند، به او «هیچ مبلغی» پرداخت نمی‌شود.

آقای زنگنه گفت که دوره این قرارداد ۲۰ ساله است، اما باید سرمایه گذاری به نتیجه برسد و «برای دوره بازپرداخت سرمایه گذاری ما حتی یک سنت هم پرداخت» نمی‌شود.

اعتراض اصولگرایان به قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی در حالی است که این حوزه بین ایران و قطر مشترک است و تاکنون قطر بیشترین سهم را از این شراکت به خود اختصاص داده است.

در همین حال یک روز بعد از امضای قرارداد بین ایران و توتال، قطر اعلام کرد که تا سال ۲۰۲۴ تولید گاز خود را ۳۰ درصد افزایش می‌دهد.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، سال گذشته بدون اشاره به جزئیات مدعی شده بود که برخی از کشورهایی که با ایران میدان‌های مشترک نفتی دارند، «در داخل کشور خرج و هزینه می‌کنند» تا مانع قراردادهای نفتی جدید ایران شوند.

از سوی دیگر به گفته وزیر نفت، تنها یک سال تاخیر در یک فاز پارس جنوبی ۵ سال کار را به تاخیر می‌اندازد و حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیارد دلار به ایران ضرر می زند.

آقای زنگنه تاکید کرد که برای این پروژه باید ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری شود که منابع داخلی به اندازه کافی نیست و باید حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد آن از منابع خارجی تأمین شود.

وزیر نفت همچنین در واکنش به انتقادها مبنی بر محرمانه بودن این قرارداد گفت که بر اساس مصوبه مجلس، متن قراردادهای نفتی «طبقه‌بندی» شده است.

نظارت هیئت مرکب از قوه قضائیه و مجلس بر قرارداد توتال

پس از این سخنان آقای زنگنه، علی لاریجانی، رئیس مجلس، نیز گفت که یک هیئت نظارت که نماینده قوه قضائیه و رئیس دو کمیسیون مجلس از جمله اعضای آن هستند بر این قرارداد نظارت می‌کند.

پیش از این وزیر نفت اعلام کرده بود که یک هیئت هفت نفره شامل نمایندگان شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری و سازمان حسابرسی و چهار وزیر پیشین نفت این قرارداد را تائید کرده اند.

به گفته وزارت نفت ایران، توسعه فاز ۱۱ میدان گاز پارس جنوبی به بیش از چهار میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار سرمایه نیاز دارد که «منابع داخلی کشور پاسخگوی تأمین این میزان اعتبار نیست».

بر اساس این گزارش، با به ثمر رسیدن این طرح، روزانه ۵۶ میلیون متر مکعب (معادل دو میلیارد فوت مکعب) به ظرفیت برداشت ایران از میدان گازی پارس جنوبی مشترک با قطر افزوده می‌شود.

No responses yet

Jul 11 2017

انتقاد از بذل و بخشش‌های رایگان شهرداری: افشاگری دقیقه نودی عباس جدیدی از زمین‌هایی که شهرداری رایگان واگذار کرده/ از حوزه علمیه تا باشگاه اسب‌سواری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آفتاب: عضو کمیسیون نظارت و حقوقی شورای اسلامی شهر تهران با ارائه تذکری، از واگذاری رایگان املاک و اراضی پایتخت (متعلق به شهرداری) در قالب بهره برداری، اجازه و یا انتقال مالکیت به برخی از مراکز انتقاد کرد.
آفتاب‌‌نیوز :
عباس جدیدی روز سه شنبه در سیصد و پنجاه و هشتمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران افزود: بسیاری از این املاک و اراضی به صورت رایگان به اشخاص حقیقی و حقوقی، موسسات خیریه، مساجد و هیات های مذهبی واگذار شده است.

وی اظهار کرد: از این دست بذل و بخشش های رایگان شهرداری تهران می توان به واگذاری فضای سبز به مجموعه سوار کاری آریاسب، واگذاری زمینی در منطقه 18 به حوزه علمیه الهادی، زمین 1200 متری در خیابان مقدس اردبیلی با کاربری گلخانه، مابقی پلاک ثبتی در شمال بزرگراه همت به هیات ائمه اطهار اشاره کرد.

وی با اشاره به اینکه شهرداری تهران تاکنون هیچ واکنشی نسبت به این واگذاری ها نداشته، خواستار پاسخگویی شهردار تهران در خصوص واگذاری رایگان املاک پایتخت شد.

عضو شورای اسلامی شهر تهران همچنین با بیان اینکه «بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد» گفت: برخی تذکر به شهردار تهران را توهین می دانند.

منبع: ایرنا

No responses yet

Jul 11 2017

داعش مرگ ابوبکر البغدادی را تایید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: گروه تروریستی داعش مرگ ابوبکر بغدادی، رهبر این گروه تروریستی را تایید کرد.

به گزارش ایسنا، به نقل از النشره، داعش در بیانیه‌ای با اعلام این خبر گفته است که به زودی نام جانشین وی را اعلام می‌کند.

داعش همچنین در این بیانیه کوتاه از اعضای این گروه خواسته در پایگاه‌های خود بمانند و به مقاومت ادامه دهند.

گرچه برخی منابع خبری به ویژه رسانه‌های عراقی این خبر را پوشش داده‌اند اما این مطلب در پایگاه‌های ویژه افراط‌گرایان بر روی اینترنت که رسانه رسمی آنها محسوب می‌شود، تایید نشده است.

No responses yet

Jul 11 2017

فشار شورای نگهبان؛ مجلس طرح حذف اعدام از جرایم مواد مخدر را تغییر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رصدای آمریکا: در حالیکه انتظار می رفت مصوبه کمیسیون قضایی مجلس در حذف مجازات اعدام از برخی جرایم مربوط به مواد مخدر در صحن علنی به رای گذاشته شود، این طرح به کمیسیون بازگشت و دستخوش تغییر شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اصلاح طرح الحاق يک ماده به قانون مبارزه با موادمخدر، کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس روز یکشنبه ۱۸ تیر تصویب کرد که تولید، واردات، توزیع و فروش مواد مخدر و روانگردان مانند تریاک، شیره، سوخته و… در صورتی که بیش از یکصد کیلوگرم باشد مجازات اعدام دارد.

همچنین برای تولید، توزیع، واردات و فروش مواد مخدر نظیر هروئین، کوکائین، مرفین و مشتقات شیمیایی، در صورتی که بیش از دو کیلوگرم باشد مجازات اعدام در نظرگرفته می‌شود.

ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین آمار اعدام در جهان را دارد و از این رو همواره مورد انتقاد برخی از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر قرار گرفته است.

دستگاه قضایی ایران اعلام کرده است که بیشتر این افراد به دلیل قاچاق مواد مخدر اعدام شده‌اند، اما زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در گزارش اسفند گذشته خود با بیان اینکه اکثر محکومیت‌های اعدام در ایران مربوط به قاچاق مواد مخدر هستند گفت که این جرایم طبق استاندارد بین‌المللی در زمره «جرائم بسیار جدی» محسوب نمی‌شوند.

تغییرات کمیسیون مجلس در حالی است که زمستان گذشته کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تصویب طرح الحاق يک ماده به قانون مبارزه با موادمخدر مجازات اعدام برای جرایم حمل و فروش مواد مخدر را که صورت باندی و مسلحانه نباشد و متهم سابقه بیش از ۱۵ سال زندان نداشته باشد، حذف کرد.

به نوشته خبرآنلاین، حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با اشاره به جلسه روز یکشنبه ۱۸ تیر دلیل اصلاح طرح الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر را«درخواست‌های مکرر مسئولان اجرایی و دستگاه قضایی» عنوان کرد.

نوروزی خرداد ماه نیز به روزنامه شرق گفته بود که طرح آماده رای گیری در صحن علنی مجلس بود اما نامه‌ای از طرف «نهادهای دولتی و امنیتی مربوط به مواد مخدر» موجب شد تا طرح به صحن ارائه نشود. ضمن اینکه خبرآنلاین نیز نوشته است شورای نگهبان با طرح مخالفت کرده بود.

چندی پیش پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز با حذف مجازات اعدام از جرایم موادمخدر مخالفت کرده بود.

No responses yet

Jul 11 2017

نباید مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، با اشاره به تمایز مردم و حکومت جمهوری اسلامی گفته است، نباید رویکردی در پیش گرفت که مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کند.

گزارش روز دوشنبه رسانه های آمریکا حاکی است که جیمز متیس در مصاحبه ای با آیلندر، یک نشریه دانش آموزی در حومه سیاتل در ایالت واشینگتن، به پرسش ها در حوزه های مختلف پاسخ داده است.

وی در پاسخ به پرسشی در خصوص بهتر شدن روابط ایران و آمریکا گفته است: تا زمانی که مردم ایران این حکومت دینی را تغییر بدهند و از شر کسانی که به مردم می گویند چه کسانی می توانند کاندید بشوند و چه کسانی را باید انتخاب کنند خلاص شوند، این مساله خیلی، خیلی دشوار خواهد بود.

وزیر دفاع آمریکا سپس اضافه کرده است: این رژیمی است که عواملش را مانند حزب‌الله لبنان وادار می کند تا اسرائیل را تهدید کند، یا نخست‌وزیر سابق لبنان را به قتل برساند و توریست‌های اسرائیلی را بلغارستان بکشد.

جیمز متیس گفته است: مسلما مشکل،مردم ایران نیستند بلکه این رژیم (ایران) است که عواملش را می فرستد سفرا را در واشینگتن یا پاکستان به قتل برسانند. این رژیم (ایران) است که موشک در اختیارحزب الله لبنان یا حوثی ها در یمن قرار می دهد.

جیمز متیس پیشتر در ششم خردادماه سال جاری نیز به موضوع طرح ترور سفیر عربستان در واشینگتن توسط ایران اشاره کرده بود که واکنش ایران را در پی داشت.

سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در ۹ خردادماه سخنان جیمز متیس در مورد اقدام تهران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشینگتن را رد کرد و آن را «ساختگی» دانست.

وزیر دفاع آمریکا همچنین در خصوص ویژگی های حکومت ایران گفته است: این یک رژیم قاتل است، شمار زیادی ازایرانی ها را کشته است و جوانان بسیاری را در جریان انقلاب سبز (جنبش سبز) در چند سال پیش علیه آنها دست به تظاهرات زدند، زندانی کرد.

اشاره وزیر دفاع آمریکا به اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ است. در این اعتراضات در تهران و شهرستان ها ده ها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شدند.

جیمز متیس در ادامه تصریح کرده است: نباید مردم ایران را با این رژیم نامحبوب متحد کنید، برای این که اگر شما به هر دو فشار وارد کنید، در نتیجه آنها کنار هم قرار خواهند گرفت. ما می بایست اطمینان حاصل کنیم که مردم ایران بدانند ما هیچ گونه اختلاف و درگیری با آنها نداریم. من از اینجا آغاز خواهم کرد.

«ایران بزرگ‌ترین عامل بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه »

وزیر دفاع آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه به نقش ایران در منطقه پرداخته و گفته است: بشار اسد الان تنها به دلیل ایران در قدرت است. روسیه در شورای امنیت مانع قطعنامه های این شورا می شود و بشار اسد تاکنون صد ها هزار شهروند سوری را کشته و میلیون ها نفر را آواره کرده است، تنها دلیلش ایران است.

وی اضافه کرده است،در خاورمیانه از قاهره تا تل آویو تا ریاض از عرب گرفته تا یهودی همه ایران را بزرگترین عامل بی ثباتی منطقه می دانند.

جیمز متیس در خصوص بازیگران در سوریه گفته است: اگر حمایت نظامی ایران و وتوی روسیه و همچنین حمایت نظامی کنونی روسیه نبود، همان پنج سال پیش مردم سوریه بشار اسد را از قدرت به پایین می کشیدند.

اعتراضات علیه حکومت بشار اسد در سال ۲۰۱۱ به صورت مسالمت آمیز آغاز شد، اما در نهایت این اعترضات به جنگ داخلی در سوریه منجر شد. روسیه از سال ۲۰۱۵ به نفع نیروهای بشار اسد وارد جنگ داخلی سوریه شده است.

گزارش ها حاکی است که ایران نیز علاوه بر حمایت تسلیحاتی و مالی، شبه نظامیان شیعه را در منطقه به نفع حکومت بشار اسد سازماندهی کرده است.

این در حالی است که حکومت سوریه می گوید، درحال نبرد با تروریسم است.

No responses yet

Jul 11 2017

مکالمه تلفنی روحانی و خاتمی در 18 تیر 78 به روایت سرلشکر فیروزآبادی: برخورد سپاه با شورش‌های 18 تیر با مجوز شورای عالی امنیت و شخص خاتمی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,شورش,ملای حیله‌گر

فارس: رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح گفت: مقابله نیروهای مسلح با شورش‌های خیابانی در جریان 18 تیر سال 78 با مجوز شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیس شورای عالی امنیت ملی که خود آقای خاتمی بود، صورت گرفت.

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- سالگرد فتنه 18 تیر سال 78 بهانه‌ای شد تا به بازخوانی بخشی از گفت‌وگوی سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی مشاور عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا و رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح که چند ماه قبل با خبرگزاری فارس صورت گرفته بود بپردازیم.

سرلشکر فیروزآبادی در زمان فتنه 18 تیر هم رئیس ستادکل نیروهای مسلح و هم عضو شورای عالی امنیت ملی بود.

سرلشکر فیروزآبادی درخصوص هجمه‌هایی که به نیروهای مسلح خصوصا سپاه و ناجا در برخورد با فتنه‌گران وارد می‌شد، گفت: من اینجا به عنوان عضو شورای امنیت ملی عرض می‌کنم که مقابله نیروهای مسلح با شورش‌های خیابانی در جریان 18 تیر سال 78 با مجوز شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیس شورای عالی امنیت ملی که خود آقای خاتمی بود، صورت گرفت.

رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح تاکید کرد: وقتی چالش، تبدیل به قضیه امنیت ملی می‌شود نمی‌توان نیروهای نظامی را محکوم کرد که چرا درگیر شدید. خب چالش امنیت ملی بوده. ولی حالا خود رئیس جمهوری(خاتمی) که دستور داده و آن را تصویب کرده بود، یا سکوت کرده یا بیانیه می‌دهد بعد مردم خیال می‌کنند که سپاه تنها بوده است.

وی افزود: خودشان تصویب کردند، خود شورای عالی امنیت ملی اجازه برخورد را داد و بعد دبیر شورای عالی امنیت ملی بیانیه داد و آن را محکوم کرد و تصور می‌شد که سپاه یا نیروهای مسلح مسئول آن بوده در صورتی که اینطور نبود، این تصمیم شورای عالی امنیت ملی و تائید رئیس جمهور بود.

فیروزآبادی ادامه داد: آن زمان جلوی خود بنده آقای روحانی با آقای خاتمی تماس گرفتند و گفتند وضع اینگونه و جمع‌بندی این است و ایشان گفتند که دیگر هر تصمیمی که گرفتید انجام دهید، از این به بعد هم همینطور خواهد بود.

مشاور عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا اظهار داشت: وظیفه رسانه‌هاست که این موضوعات را برای مردم تبیین کنند، اگر برای مردم تبیین شود، هم کسانی که می‌خواهند چالش درست کنند موفق نمی‌شوند و هم تجدیدنظر طلب‌ها بهتر شناخته می‌شوند، هم انقلابیون تکلیف خودشان را می‌دانند هم بعضی از افراد که در این وسط سرگردانند می‌فهمند که بالاخره حق با کیست.

No responses yet

Jul 11 2017

خرید و فروش کودکان؛ با کامیون یا اشانتیون

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: درهای کامیون نارنجی حمل گوشت در اتوبان «مدرس» تهران باز می شود و به ناگهان چشم های سرنشینان ماشین های پشتی حدود 50 کودک کار را می بینند که در هم لولیده اند. تصمیم می گیرند با پلیس تماس بگیرند اما پلیس 110 به این گزارش پاسخ می دهد: «خب چیه؟ الان چی می خوای شما؟»
تماس با آگاهی و سازمان بهزیستی و دیگر ارگان های مسوول هم بی فایده می ماند. کودکان بی هیچ مداخله ای می روند تا سرنوشت شان در کوچه پس کوچه های شهر گم شود.

«فاطمه دانشور»، عضو شورای اسلامی شهر تهران بارها درباره خرید و فروش کودکان، قاچاق اعضای بدن آن ها و گم شدن‎شان در محله های تهران خبر داده است. بیش تر این کودکان، والدین فقیر یا معتادی دارند که گاه هیچ وقت دنبال یافتن فرزندان خود هم نمی روند. به گفته او، در بسیاری از موارد، اعضای بدن این کودکان قاچاق شده و بعد از مدت ها، جسد برخی از آن ها در بیابان ها بدون کلیه و چشم رها می شود.

دانشور پیش تر هم نسبت به خرید و فروش و قاچاق اعضای بدن کودکان هشدار داده بود. او دو سال پیش به خبرنگاران گفته بود در حاشیه های شهر تهران کودکان با قیمت 100 هزار تومان فروخته می شوند و برخی از این موارد در بیمارستان ها اتفاق می افتد. با وجود تماس های مکرر مددکاران بیمارستان ها با سازمان بهزیستی اما هیچ اقدامی در این خصوص انجام نشده است.

فقر مالی و اعتیاد دلیل اول فروش کودکان اعلام شده است؛ چه دختران فراری که ناخواسته باردار شده اند و به دلیل ممنوعیت سقط جنین در ایران، تن به فروش فرزندان خود می دهند و چه مادران کارتن خواب و معتاد که در روابط زناشویی یا برای تهیه مواد تن به هم‎خوابگی داده اند اما از پس تامین هزینه معیشت نوزادان خود بر نمی آیند. خریداران اما دو گروه عمده را تشکیل می دهند؛ خانواده های نابارور یا متکدیان که کودکان را برای کار یا گدایی خریداری می کنند.

فرآیند اجرایی فرزندخواندگی در ایران مستلزم هماهنگی میان ارگان های مختلفی است که گاه سال ها به طول می انجامد و به هیچ کجا هم نمی رسد. در این پروسه، سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضاییه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی دخیل هستند؛ آن هم در کنار فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک. در این مسیر، برخی از خانواده های نابارور روی به خرید نوزاد یا کودک می آورند.

طبق آمار سازمان بهزیستی، سالیانه بین 800 تا یک هزار کودک به فرزندی سپرده می شوند، در حالی که 23 هزار کودک در خانه های کودک و نوجوان سازمان بهزیستی هستند که «سرپرست با صلاحیت و موثر» ندارند. 87 درصد از این کودکان، بد سرپرست نام گرفته اند.

گزارش های بسیاری وجود دارد که نشان می دهند بسیاری از نوزادانی که به فروش می رسند، به گدایان سپرده می شوند تا دل رهگذران را به درد آورده و دست به جیب شان کنند. گاه بدن این نوزادان برای دردآورتر شدن قصه هایشان، خشونت های خریدار را متحمل می شود؛ چشم هایی که نابینا می شوند و بدن هایی که با آتش می سوزند. هرچه ظاهر کودکان آسیب دیده تر باشد انگار پول بیش تری به جیب سردسته آن ها می رود.

قیمت این نوزادان و کودکان تا پنج میلیون تومان هم می رسد. دخترها یک میلیون تومان بیش تر از پسرها قیمت دارند و خانواده های نابارور باید پول بیش تری برای خرید آن ها بپردازند. نوزادان و کودکانی که برای گدایی در نظر گرفته می شوند، قیمت کم تری دارند. در بسیاری موارد هم اعضای بدن آن ها قاچاق می شود یا برای گدایی ماهیانه اجاره داده می شوند.

اما کودکانی که از خانواده های معتاد خریداری می شوند، گاه نوزادانی گرفتار اعتیاد هستند که مادرانشان هنگام بارداری و پس از آن مواد مخدر مصرف کرده اند. در نتیجه، دچار بدن هایی ضعیف یا بیمار هستند. این نوزادان عمر چندانی ندارند و گاه بدون گذر از کودکی، در آغوش گدایان یا خریداران جان می سپارند.

در سال 1385 اصفهان یکی از پر سر و صداترین پرونده ها را در این خصوص داشت. در آن سال، باندی در این شهر کشف شد که برای هفت سال به خرید و فروش کودکان مشغول بود. در آن باند یک پزشک، سه ماما، سه پرستار و دو کارمند ثبت احوال فعالیت می کردند. ماماها فروشنده و زوج های نابارور را شناسایی می کردند و زنان باردار در کلینیک شخصی پزشکِ این گروه بستری می شدند. کارمندان ثبت احوال نیز شناسنامه های کودکان را به اسم خریداران صادر می کردند. قیمت هر نوازد در آن پرونده، 10 میلیون تومان ذکر شده بود که یک میلیون تومان به فروشنده ها می رسید.

به گفته اعضای آن باند، بیش تر مشتری ها از اهالی کشورهای خلیج فارس بودند که اغلب هم تقاضای نوزاد دختر داشتند.

برخی گزارش های دیگر حاکی از خرید و فروش کودکان در شهرهای مرزی و جنوب ایران است. دلالان، این کودکان را گاه تا پنج میلیون تومان خریداری می کنند و سپس به کشورهای عربی خلیج فارس می فرستند. در برخی موارد، دختران تا سن بلوغ نگه‎داری می شوند و سپس به ازدواج خریدار در می آیند.

اما کودکان اجاره ای حکایت دیگری دارند. آن ها هر روز صبح جمع آوری شده و در محله های مختلف شهرها رها می شوند. این کودکان موظف هستند در طول روز مبلغ مشخصی را از شهروندان گدایی کنند و اگر نتوانند این مبلغ را تهیه کنند، ناچار به کارهای دیگری می شوند؛ از کار در کارگاه های غیرقانونی تا هم خوابگی با صاحبان کار.

به گفته مددکاران این کودکان، پرونده هایی هم وجود دارد که این دختران به ازای فروش بیش تر الکل و مواد مخدر، به خریداران پیشنهاد داده می شوند. تن و بدن آن ها جایزه ای است برای خریداران نمونه که گاهی هم در ازای این هم خوابگی اجباری، به کودکان یک شیشه لاک یا یک وعده غذایی می دهند.

عامل این خشونت ها بر کودکان در بسیاری موارد، خود خانواده ها هستند که برای تامین هزینه زندگی یا تهیه مواد مخدر، فرزندانشان را برای کار به خیابان می فرستند اما پس از اطلاع از سوء استفاده های جنسی، حاضر به پذیرفتن آن ها نیستند. آبرو در این جا بالاتر از سرنوشت کودکان است. در نتیجه، یا آن ها را برای همیشه در خیابان ها رها می کنند یا می فروشند.

در میان کودکان خیابان و کوچه پس کوچه ها که نه شناسنامه ای دارند و نه گاه نام پدر یا مادرشان را می دانند، گروهی هم مهاجرند. بیش تر آن ها تبعه های افغانستان هستند و برای کسب درآمد به ایران فرستاده شده اند.خیلی از آن ها در خانه های تیمی به همراه یک سرپرست که گاه تنها چند سالی از آن ها بزرگ ترند ، زندگی می کنند و مورد آزار و اذیت های فیزیکی و جنسی قرار می گیرند.

بنا به گزارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان، قاچاق کودکان به ایران در سال های جاری بیش تر از 10 درصد افزایش داشته است.

«انستیتو جنگ و صلح» نیز در گزارشی مربوط به سال 2011 خبر داد این کودکان پس از جمع آوری توسط ماموران، مدتی در کمپ ترانزیت برای پس فرستاده شدن نگه‏داری می شوند و بدون دریافت وعده ای غذا مجبور به کار هستند. برخی از این کودکان در حالی به افغانستان برگردانده می شوند که خانواده هایشان در ایران هستند و هیچ کس را در مقصد ندارند.

تا پیش از سال 1381 هیچ قانونی به مقابله با خرید و فروش کودکان در ایران نپرداخته بود. در آذر ماه آن سال، مجلس شورای اسلامی با تایید شورای نگهبان، «قانون حمایت از کودکان و نوجوانان» را به تصویب رساند که در ماده 3 آن هر گونه خرید، فروش، بهره کشی و به کار گیری کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف از قبیل قاچاق، ممنوع و مجازات مجرمان برای جبران خسارات تنها شش ماه تا یک سال زندان یا جزای نقدی از یک تا دو میلیون تومان تعیین شده است.

در کنار این قانون، مسوولان طرح های ضربتی را هم اجرا کرده اند؛ به عنوان نمونه، مناطق «خاک سفید» و «اتابک» تخریب شدند تا بلکه دیگر مکانی برای خرید و فروش کودکان وجود نداشته باشد. طرح هایی مثل عقیم سازی زنان کارتن خواب هم در مجلس شورای اسلامی مطرح شد اما هیچ کدام از این طرح ها به آن چه بر سر این نوزادان و کودکان می آید، پایان نداده اند. آن ها هم‎چنان در کوچه پس کوچه ها یا بر سر چهار راه ها مشغول گدایی هستند، با وجود سن کم به کار مشغول شده اند یا گاه بدن های زخم خورده شان در اطراف شهر پیدا می شود. شب های بی ستاره این کودکان یکی پس از دیگری می گذرد بی آن که کودکی را تجربه کنند. بدن های آن ها به ناگاه در دستان بزرگ‎سالان بالغ می شود و در کامیون های حمل بار، جا به جا می شوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .