اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jun 18 2017

آتنا دائمی :جانم آتش گرفت از اين همه ظلم و جنايت و تبعيض

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

جوانه‌ها: به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام؛آتنا دائمی فعال مدنی و زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین طی نامه ای در باره حوادث روزهای اخیر نوشت:

مرداد ٩٣بود كه اولين حملات بي رحمانه داعش بر عليه مردم بي گناه و بي سلاح از مناطق كرد نشين سوريه و از كوباني شروع شده بود.در همان روزها حملات اسرائيل عليه مردم غزه انقدر در صدر خبرها بود كه صداي زنان و كودكان محبوس در كوهستان هاي اطراف كوباني به جايي نرسيد، آنقدر بي صدا بودند كه خودكشي را به تجاوز و اسارت ترجيح دادند و خود را از فراز كوه به آغوش مرگ پرت كردند.
جانم آتش گرفت از اين همه ظلم و جنايت و تبعيض، با دوستان تصميم گرفتيم به جاي تماشاچي بودن،براي محكوم كردن اين جنايات در مقابل دفتر سازمان ملل و سفارت تركيه در ايران تجمع كنيم.همان روزها رفتيم و تنها سلاحمان چند نوشته روي كاغذ بود، تعدادمان كم بود و قلبمان مملو از درد،درد عدم استقبال از حركتي مردمي و مسالمت آميز، درد برخورد نيروي انتظامي و امنيتي ها، درد تنها بودن آوارگان،درد سكوت در برابر جنايت ها.به ياد بهار همان سال افتادم كه عده بيشتري خواستيم براي نجات سربازان و مرزبانان وطن كه در گرو گروهك جيش العدل بودند در مقابل سفارت پاكستان تجمع كنيم اما پيش از رسيدن به مقصد با فحش ركيك و باتوم وصداي وحشتناك موتورهاي ضد شورش ماموران امنيتي مواجه شديم.
ما كه به دنبال صلح بوديم ما كه اتفاقاً ضد شورشي بوديم كه سالها پيش تحت عنوان جنگ شيعه و سني بر پاشده بود و تمامي نداشت و ندارد جنگي كه سالهاست منجر به كشته و اعدام شدن هم وطنان كرد و عرب و بلوچ اهل سنت در ايران و گروگان گيري و كشتن و هتك حرمت به شيعه در كشورهاي اهل سنت ميشود.
عاقبت اين اعتراضات مسالمت آميز براي من و امثال من بازداشت بود و زندان .از هر دروغ و افترا و اتهام و نقض قانوني استفاده كردند كه محكوممان كنند به اجتماع و تباني جهت بر هم زدن امنيت كشور!!اسپري رنگمان كه روي ديوارها نوشت نه به اعدام، حكم سلاح عليه امنيت كشور را داشت!در برگه هاي بازجويي مي نوشتم مخالف اعدامم چون اولين حق هر انسان حق حيات است و چون اعدام بازدارنده ى ارتكاب جرم نيست. در همان روزها همين حرفها در مجلس شوراي اسلامي گفته شد و چند ماه بعد مجازات اعدام در خصوص عده اي لغو شد اما نميدانم چرا من مى بايست در سلول هاي انفرادي سپاه ،زير پنجره‌هاي سيماني، تحت شكنجه هاي رواني باشم و به تهديدهاي بازجويان سپاه فكر كنم،
نمي‌دانم چرا براي اين اعتراضها و حرفها تهديد به اعدام شدم،تهديد به تبعيد قرچك، تهديد به بازداشت تك تك اعضاي خانواده ام،در آن روزهايي كه فريادهاي بازجوهاي سپاه در سرم مي پيچيد و با انواع فحش و توهين در دادگاه چند دقيقه اي محاكمه مى شدم، در مقابل چشمانم حكم اعدام ده كُرد به آنها ابلاغ شد و در همان ايام جنازه يكي از همان مرزبانان گروگان گرفته شده به ايران بازگشت و چهار سرباز ديگري كه جان سالم به در بردند تنبيه شدند كه چرا خواب بودند!!!
در آن روزهايي كه ميگفتند زبان كُردي را خدا آزاد كرد فعالان مدني كُرد با انواع اتهامات امنيتي همچنان در زندان بودند و هستند.همان ها كه خواهان تدريس زبان مادري شان در مدارس هستند!در آن روزهاي پر فشار بازجويي ها و سلولهاي انفرادي سپاه ، حملات داعش روز به روز گسترده تر شد و من و امثال من براي حفظ امنيت كشور با اتهامات واهي به حبس سنگين محكوم و همچنان در زندانيم و بايد از جان بگذريم تا از خانواده مان محافظت كنيم!!
و حالا گفته مى شود داعش به تهران رسيد!آن هم با وجود اين همه تدابير شديد امنيتي !!!با شنيدن اين خبر اولين چيزي كه به ذهنم خطور كرد خودزني و مظلوم نمايي بود براي حذف خود از ليست تروريست و حامي تروريست بودن در جهان!جناياتي كه در تهران رخ داد ترقه بازي ناميده شد اما براي من همچنان جنايت است و از سوي هركس و هر گروهي و با هر هدفي كه باشد محكوم است و قرباني كردن مردم بي سلاح براي رسيدن به اهداف سياسي جنايت عليه بشريت است.
حال همان هايي كه در بازجويي ها و دادگاه فرياد مى زدند كه مردم كوباني و سوريه به تو چه! زنان ايزدي به تو چه! سربازان گروگان گرفته شده به تو چه! جنايت داعش به تو چه! جنگ شيعه و سني به تو چه! و صلح به تو چه! امروز براي توجيه در زندان بودنم يا آزار خانواده ام، مرا يا حامي تروريست و داعش معرفي مي‌كنند يا عضو مجاهدين و بهايي و …شايد منظورشان از تروريست كردهاي سرزمينم باشد كه سالها پيش از شكل گيري و اعلام وجود داعش بازداشت شدند و تحت شكنجه هاي وحشيانه و داعش طور و براي دور نگه داشتن عزيزانشان از تجاوز و اسارت و تهديدها به هر اعترافي تن دادند تا سربازان گمنام به رهبرشان بگويند آري همين ها بودند كه امنيت كشور را به خطر انداختند وحالا با اعدامشان كشور در امنيت است!
همان هايي كه دسته جمعي و با استخوان هاي شكسته راهي چوبه دار و حالا در گور خفته اند در حالي داعشي معرفي مى شوند كه سال ها پيش از وجود داعش زنداني و بعد اعدام شدند! يا شايد منظورشان از مجاهدين كساني است كه سال ها پيش بي اينكه حكم اعدام داشته باشند به خاك افتادند و حالا خانواده هايشان بي هيچ سلاحي بازداشت و با اتهام محاربه كه سال ٩٢از قانون مجازات حذف شد همچنان بي هيچ مرخصي سال هاست كه در زندانند در حالي كه طبق قوانين خودشان ميبايست آزاد مي بودند.
و من چون به عنوان فعال حقوق بشر از آنها ياد كردم خيلي طنز آلود هم بي خدا هستم هم مسلمان هم بهايي هم مسيحي و هم شيعه هم سني،هم كُرد هم تُرك،هم مجاهد هم چپ هم اصلاح طلب و…شايد كودك كار هم باشم و بي خبر!
شايد بشود عده اي را با اين حرفها و دروغها گول زد اما ما كه در چنگ شما هستيم و دروغها و تهمتها و شكنجه ها و تهديدهايتان را از نزديك و با تمام وجود لمس كرديم سر سوزني به حرف هايتان اعتماد نداريم.
من آتنا دائمي فعال حقوق بشر كاملاً مستقل از هر بشري فارغ از عقيده و رنگ و نژاد كه مورد ظلم و بي عدالتي قرار ميگيرد حمايت و هر جنايتي عليه بشريت را نيز محكوم خواهم كرد.جنايت رخ داده در تهران را به مردم شريف ايران تسليت عرض مي‌كنم و اميدوارم امنيت و آرامش و صلح حقيقي در ايران عزيزمان حاكم شود.

به کانال جوانه ها در تلگرام بپیوندید
https://telegram.me/javanea

No responses yet

Jun 17 2017

بازداشت دو مدیر کانال‌‌های تلگرامی به اتهام «سیاه‌نمایی» علیه سپاه پاسداران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنبش سبز,سانسور,سپاه,سیاسی

دیگربان: ناصر عتباتی٬ دادستان اردبیل از بازداشت دو مدیر کانال تلگرامی به اتهام «سیاه‌نمایی» علیه سپاه پاسداران و شورای نگهبان در این استان خبر داد

آقای عتباتی گفته «اين افراد به لحاظ فعالیت های مجرمانه دستگیر و بازداشت شدند.»

وی افزوده که این افراد «توسط سازمان اطلاعات سپاه كه با دستور قاطع دادستانی» شناسایی و بازداشت شده‌اند.

«اقدامات هدفمند در راستای تخريب و سياه نمايی عليه اركان ارزشی نظام به ويژه شورای نگهبان، قوه قضائيه و سپاه» از اتهامات این افراد اعلام شده است.

No responses yet

Jun 17 2017

هرج ومرج حکومت آخوندی: تعبیر امامان جمعه از فرمان «آتش به اختیار»: منتظر کسی نباشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: تعدادی از امامان جمعه ایران با تاکید بر اینکه گفته‌های رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر «آتش به اختیار» به معنای«هرج و مرج نیست»، اعلام کردند که «آتش به اختیار یعنی منتظر کسی و جایی نباشید».

این امامان جمعه تأکید کردند که براساس سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، اگر دستگاه‌های مسئول در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی «وظایف خود را انجام ندهند»، هواداران رهبر ایران می‌توانند برای مبارزه با به گفته آنان «جنگ نرم» و «دشمنان» اقدام کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، احمد علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه‌های روز ۲۶ خرداد، گفت که عبارت «آتش به اختیار» به معنای این نیست که «کسی خودسرانه عملی را انجام دهد».

به گفته آقای علم الهدی، این عبارت به این معنا است که رهبر جمهوری اسلامی به گروه مشهور به «افسران جنگ نرم» اطمینان دارد و می‌داند آنها «صف دشمن را اشتباه نمی‌گیرند و با ایمان و عقیده در خط براندازی دشمن قدم برمی‌دارند».

او تأکید کرد: «آتش به اختیار یعنی منتظر کسی و جایی نباشید. این آتش به اختیار تعیین تکلیف برای تمام دستگاه‌های مسئول اعم از اجرایی و قضایی است».

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز ۱۷ خرداد با استفاده از اصطلاح نظامی «آتش‌به‌اختیار» از «افسران جنگ نرم» خواسته بود تا هنگام بروز «اختلال و تعطیلی» در دستگاه‌های مرکزی فکری، فرهنگی و سیاسی کشور خود دست به کار شوند و تصمیم‌گیری و اقدام کنند.

این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای بازتاب زیادی داشت و برخی از تحلیل‌گران آن را به معنای مجوز رهبر جمهوری اسلامی به حامیانش برای برخورد بدون مجوز با مخالفان و برنامه‌های دولت حسن روحانی تعبیر کردند و پیامد آن را ایجاد «هرج و مرج» دانستند.

از جمله محسن کدیور در یادداشتی در وب‌سایت خود نوشت: «آتش به اختیار موقعیتی است که ارتباطات نظامی در جنگ گسسته و رزمندگان پراکنده شده‌اند و فرماندهی کل هیچ امیدی به پیشبرد برنامه و نقشه‌هایش از طریق نظم سازمانی ندارد، لذا در تلاش برای بقا با اعلام موقعیت آتش به اختیار چشم امید به آتش کور و بی‌نظم افرادش بسته است».

با این حال رسانه‌های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی از جمله روزنامه جوان و خبرگزاری تسنیم اعلام کرده‌اند که سخنان آیت‌الله خامنه‌ای به معنای توصیه به اقدامات فکری و فرهنگی و «تلاش جدّى و همه‌جانبه براى غلبه دادن گفتمان انقلاب» بوده است.

محمدباقر نوبخت،سخنگوی دولت روز سه‌شنبه ۲۳ خرداد، تذکر داده بود که «سوء استفاده سیاسی» از این سخنان رهبر جمهوری اسلامی برای حمله به دولت «ظلم بزرگ» به او خواهد بود.

در همین حال اسدالله ایمانی، امام جمعه شیراز، گفت:« آتش به اختیار نه تضعیف نهادهای حکومتی و نه تضعیف دولت، بلکه کار کردن در آنجایی است که دیگران از کار کردن در آن طفره می‌روند».

به گفته آقای ایمانی، سخنان آیت‌الله خامنه‌ای به این معنا بوده که وقتی دستگاه‌های فرهنگی و سیاسی، نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند، «نباید دست روی دست گذاشت» بلکه باید «همه عکس‌العمل خودشان را داشته باشند».

او اضافه کرد: «این معنایش هرج و مرج نیست، شناخت موضوع است … وقتی وظیفه را تشخیص داد و موضوع را شناخت، حکم را اجرا بکند. وقتی دشمن را شناخت روی دشمن آتش بریزد نه اینکه آتشش را روی دوست بریزد».

تعدادی از امامان جمعه نیز سخنان مشابهی را درباره این گفته‌های رهبر جمهوری اسلامی بیان کرده‌اند.

از جمله عبدالعلی ابراهیمی امام جمعه موقت شهرری، گفت که سخنان رهبر جمهوری اسلامی به معنای«رخ دادن آشوب نیست» بلکه به معنای« امر به معروف و نهی از منکر» در مقابل «جنگ نرم» است.

علی مطهری نایب رئیس مجلس، اما تعریف متفاوتی از سخنان رهبر جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

آقای مطهری ضمن دو طرفه خواندن «آتش به اختیار» گفته که این موضوع شامل مواردی چون «ممنوعیت اظهار نظر منقدان حکومت»، «بازداشت خبرنگاران و دانشجویان» و «بازداشت و حصر بدون حکم قضایی و برخلاف قانون اساسی» نیز می‌شود.

نایب رئیس مجلس تاکید کرده که دانشجویان و مردم برای برخورد با این موضوعات نیز «آتش به اختیارند»، چون «مسئولان به وظیفه خود عمل نکرده‌اند».

No responses yet

Jun 16 2017

سنای آمریکا به تحریم ایران و روسیه رای داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سنای آمریکا با اکثریتی بزرگ به وضع تحریم‌های جدید علیه ایران و روسیه رای داد.

مصوبه سنا باید برای تبدیل شدن به قانون در مجلس نمایندگان نیز تایید شده و سپس به امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برسد.

۹۸ سناتور به مصوبه امروز رای مثبت دادند و در مقابل تنها ۲ نفر مخالف آن بودند.

سناتورهای آمریکایی ایران را به “حمایت مستمر از تروریسم” متهم کرده‌اند و همچنین روسیه را برای مداخله ادعایی در انتخابات آمریکا هدف گرفته‌اند.

اگر مصوبه سنا اجرایی شود، دونالد ترامپ نمی‌تواند راسا تحریمی را لغو کند و باید تایید کنگره را برای آن بگیرد.

طرحی که امروز در سنا تصویب شد ابتدا برای تحریم ایران طراحی شده بود اما سناتورهای آمریکایی با افزودن متممی به آن، روسیه را نیز در مصوبه خود گنجاندند.

در مصوبه سنا ایران به نقض حقوق بشر و بی ثبات کردن منطقه خاورمیانه متهم شده و همچنین برنامه موشک‌های بالستیک ایران به عنوان یک تهدید مطرح شده است.

مصوبه سنا می‌گوید نه فقط سپاه قدس، که کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، “مسئول اجرای اقدام‌های بی‌ثبات کننده خارجی، حمایت از تروریسم بین‌المللی و برنامه موشک بالستیک است”.

سناتورهای آمریکا بر همین مبنا می‌گویند که رئیس جمهور باید تا ۹۰ روز پس از اجرایی شدن این مصوبه، تحریم‌هایی را علیه سپاه پاسداران اعمال کند.

No responses yet

Jun 15 2017

حسن عشوری «سرباز گمنام»؛ شاهکار اطلاعاتی حکومت تهران!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

کیهان لندن: رضا تقی‌زاده – عنوان این نوشته جوک نیست؛ از شاهکارهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. بنا بر گزارشی که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز پنجشنبه بیست و پنج خرداد، انتشار داده یکی از «سربازان گمنام امام زمان» طی درگیری مسلحانه‌ای در بندر چابهار (استان سیستان و بلوچستان) روز چهارشنبه ۲۴ خرداد به «شهادت» رسید.

نکته خاص خبر یادشده، در به قتل رسیدن یکی از ماموران حکومت طی درگیری با مخالفان مسلح و یا «از میان بردن یک تیم تروریستی» تازه نیست که بعد از حملات مسلحانه همزمان در مجلس اسلامی و محل دفن خمینی در جنوب تهران، هر روز گزارش‌هایی پیرامون آن در رسانه‌های دولتی منتشر می‌شود؛ معرفی و اعلام مشخصات و مختصات کامل مردی است که از او به عنوان «سرباز گمنام امام زمان» یاد شده!
حسن عشوری

«سرباز گمنام» مورد اشاره فردی است به نام حسن عشوری، متولد رودسر، استان گیلان و ساکن شهر رشت، از ماموران وزارت اطلاعات حکومت تهران، که بنا بر شواهد، به عنوان عامل اطلاعاتی– پوششی، در منطقه سیستان و بلوچستان فعال بوده و احتمالا بعد از کشف هویت در محل ماموریت، طی درگیری مسلحانه و یا توسط اعضای گروه شورشی سنی نسبتا تازه‌ای بنام «انصار الفرقان» روز چهارشنبه به قتل رسیده است.

منبع خبر، فردی است به نام ایوب درویشی که خبرگزاری تسنیم او را «فرماندار ویژه چابهار» معرفی کرده. ظاهرا چابهار نقطه‌ای استثنایی در ایران است که برای آن یک فرماندار عادی برای رتق کردن فتق امور معمول، تعیین شده و یک فرماندار ویژه، برای اداره امور امنیتی و کشتن مخالفان و کشته شدن به دست ناراضیان مسلح.

بنا بر قول درویشی، طی درگیری مسلحانه چابهار که چند ساعت طول کشیده ابتدا گروه تروریستی «انصار الفرقان» منهدم شده و بعد دو نفر از گروه مسلح کشته و پنج نفر دستگیر شده‌اند. در این داستان‌پردازی اطلاعاتی که در آن نه نامی از کشته‌شده‌ها در میان است و نه خبری و یا تصویری از دستگیرشد گان، ظاهرا «سربازان گمنام امام زمان» افراد مسلح مخالف حکومت‌اند و نه ماموران وزارت اطلاعات که نام و مشخصات کامل آنها توسط حکومت انتشار یافته!

معرفی الفرقان ایران

الفرقان که خود را «جماعت» معرفی می‌کند و در ایران خود را «حزب الفرقان» می‌خواند، یک گروه سنی با گرایش‌های سلفی است. این گروه بعد از دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی رهبر جندالله، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۹ در زندان اوین، فعالیت‌های خود را بخصوص در استان سیستان و بلوچستان افزایش داد.

نخستین رهبر الفرقان ایران فردی بود به نام عبدالجلیل قنبرزهی که طی درگیری با ماموران سپاه به اتفاق یکی از همراهان مسلح خود به نام حمزه سراوانی در روز دوم فروردین سال ۱۳۹۱ به قتل رسید.

بعد از اعلام تشکیل حکومت اسلامی (داعش) در سوریه و عراق، گروه الفرقان روابط نزدیکی با گروه‌های افراطی جنگجو در آن دو کشور برقرار کرد و فعالیت‌های خود را هم از نظر سیاسی و هم نظامی افزایش داد.

گزارش‌هایی در دست است که الفرقان با گروه افراطی موسوم به جبهه النصره در سوریه همکاری داشته. النصره از جمله گروه‌هایی است که ماموران سپاه قدس در حمایت از دولت اسد بیش از دو سال است که با آن در سوریه می‌جنگند.

الفرقان علاوه بر شاخه نظامی، دارای یک شاخه سیاسی است که خود را حزب الفرقان ایران معرفی می‌کند و مدعی است که در نقاط سنی‌نشین از جمله سیستان و بلوچستان، استان فارس، مناطق جنوب ایران، ترکمن‌صحرا و کردستان فعال است.

بعد از قنبرزهی، رهبری الفرقان را فردی به نام سیف‌الله خادم از اهالی سیستان و بلوچستان عهده‌دار شد. از آن تاریخ تا کنون درگیری‌های متعددی بین نیروهای بسیج سپاه و سپاه قدس که عملیات «برون‌مرزی» خود را در سیستان و بلوچستان «درون مرزی» ساخته است، و الفرقان روی داده که طی آنها از دو طرف شماری به قتل رسیده‌اند.

از جمله شدیدترین درگیری‌ها با الفرقان روز جمعه ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۴ در حاشیه شهر کوچک قصرقند در استان سیستان و بلوچستان بود- شهری که بلوچ‌ها آن را «کسر کند» می‌خوانند.

به تلافی از دست دادن شماری از افراد خود در درگیری روز جمعه، روز بعد نیروهای هوایی و زمینی سپاه به کمک هلی‌کوپتر مواضع مشکوک به استقرار افراد الفرقان را مورد حمله قرار دادند که طی آن درگیری هم تعدادی از دو طرف جان باختند.

پنهان‌کاری‌های اطلاعاتی!

الفرقان یک گروه جهادی است و معمولا اسیر گرفتن از گروه‌های جهادی میسر و یا آسان نیست. قصد اعلام زنده دستگیر کردن یک تا تعدادی از افراد مسلح گروه‌های مبارز و یا تروریست ایجاد نگرانی در تیم‌ها و هسته‌های وابسته، به دلیل امکان لو رفتن آنها توسط فرد دستگیر شده، زیر شکنجه است. به این علت همیشه بعد از یک درگیری مسلحانه، جمهوری اسلامی بدون انتشار کمترین اطلاعات از نام و یا تصویر فرد دستگیر شده مدعی به اسارت گرفتن دست کم یکی از آنها می‌شود.
پس از دو حمله به مجلس و مقبره خمینی، روزی نیست که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به ادعای خودشان، گروهی را منهدم نکنند!

طی درگیری روز چهارشنبه ۲۴ خرداد نیز جمهوری اسلامی از کشتن دو فرد مسلح و دستگیری ۵ فرد دیگر خبر داد. با وجود انتشار نام سرباز گمنام درگیری‌های مسلحانه بندر چابهار، کمترین نام و تصویری از طرف‌های دیگر درگیری، زنده و یا کشته، انتشار نیافته است.

با مخدوش شدن تلاش برای ترسیم تصویر «کشور امن» از ایران که مورد علاقه علی خامنه‌ای است، نهادهای امنیتی، بخصوص بعد از دو حمله مسلحانه و انتحاری هماهنگ شده اخیر در تهران و گورستان جنوب شهر، آمارسازی در مورد انهدام گروه‌های تروریستی مرتبط با داعش و یا تکفیری، وهابی و سلفی را افزایش داده‌اند به طوری که طی یک هفته این آمار به انهدام پنجاه گروه سر زده است.

در صورت صحت آمار دولتی، پرسش اینجاست که در صورت اطلاع داشتن از محل این گروه‌ها و تروریست‌ها با کدام توجیه، مبارزه با آنها پیش از حمله اخیر و استفاده از حد اکثر توان صورت نگرفته؟

رفتارهای اطلاعاتی خاص جمهوری اسلامی و اعتیاد حکومت به پنهان‌کاری، دروغگویی‌های آشکار و ابتدایی و خودداری از انتشار اطلاعات روشن و قابل اثبات در مقابله با گروه‌های مسلح، در شرایطی که خود متهم به همکاری با گروه‌های افراط‌گرای اسلامی و حتی تجهیز بعضی از آنها هستند، موجب شده که نگرانی‌های جامعه از ناامنی‌ها ادامه یافته و حتی اقدامات انجام شده ماموران امنیتی نیز تحت هر شرایط، از سوی مردم پذیرفته نشود.

No responses yet

Jun 15 2017

درخواست کاپیتان تیم ملی از روحانی: حضور زنان در ورزشگاه‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در دیدار با حسن روحانی از وی خواست تا زمینه و مقدمات حضور زنان ایران در ورزشگاه‌ها را فراهم کند. رئیس جمهور در این دیدار از اعضای تیم ملی فوتبال به عنوان “سفیران قدرت نرم ایران” یاد کرد.

بازیکنان و اعضای کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران به همراه مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان و مدیران فدراسیون فوتبال کشور روز چهارشنبه (۲۴ خرداد/ ۱۴ ژوئن) با حسن روحانی، رئیس جمهور دیدار کردند.

در این دیدار مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، از حسن روحانی خواست تا “زمینه و مقدمات حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را هموار کند”.

کاپیتان تیم ملی ایران در سخنانش به اهمیت ورزش در افزایش نشاط جامعه اشاره کرد و گفت: «فوتبال از جمله رشته‌های پرمخاطب در دنیا است و پیروزی‌های تیم ملی فوتبال ایران در افزایش غرور ملی و القا حس نشاط و شادی در جامعه نقش موثری دارد.»

بیشتر بخوانید:صعود ایران به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، حسن روحانی در این دیدار بازیکنان تیم ملی را “قهرمانان محبوب ملت ایران” توصیف کرد و گفت: «امروز جدای از مسئولیتی که در زمینه ورزش قهرمانی در راستای کسب پیروزی برعهده شماست، عهده‌دار مسئولیت اخلاقی سنگینی نیز در جامعه هستید.»

روحانی گل نخوردن تیم ملی برای هزار دقیقه، صعود قطعی و زودهنگام پیش از پایان رقابت‌های گروهی به جام جهانی و برای دو دوره متوالی را از رکوردهای تیم ملی فوتبال ایران در سال‌های اخیر دانست. او گفت: «مطمئناً تیم ملی فوتبال ایران می‌تواند باز هم در رقابت‌های جام جهانی مسکو با صعود از مرحله گروهی رکورد جدیدی را به نام خود ثبت کند که باید خود را برای این ثبت تاریخی آماده کنیم و این برای تیم بزرگی که در قاره آسیا حرف اول را می‌زند، شدنی است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

آقای روحانی گفت، ورزش به دلیل آنکه برای مردم نشاط و سلامتی آورده و آنها را از معضلات اجتماعی به ویژه اعتیاد، دور می‌کند، حائز اهمیت است. امروز فوتبال به ورزش عمومی تبدیل شده و همه مردم اعم از زن و مرد و دختر و پسر به این ورزش علاقه دارند.

روحانی خطاب به ورزشکاران اضافه کرد‌ هیجانی که هنگام مسابقه فوتبال در میان مردم وجود دارد، نشان می‌دهد که نگاه مردم به تصمیم و حرکت دقیق بازیکنان است و شما نقش مهمی در شادی و نشاط ملت ایران ایفا می‌کنید.

Iran Fußball (Irna)

رئیس‌ جمهور تقارن صعود تیم ملی به جام جهانی برزیل در سال ۹۲ پس از انتخابات ریاست جمهوری و نیز صعود به جام جهانی روسیه پس از انتخابات اردیبهشت ۹۶ را زیبا و جالب توجه دانست و گفت: «ملت ایران همان طور که پس از انتخابات اردیبهشت‌ماه به خیابان‌ها آمده و خوشحالی کردند، هنگام پیروزی فوتبالیست‌های کشور نیز شاد بودند.»

ملت استحقاق شاد بودن را دارند

حسن روحانی در ادامه سخنانش در دیدار با اعضای تیم ملی و مسئولان ورزش کشور گفت، ملت ایران در طول تاریخ سختی‌ها و زحمات فراوانی را برای کشور تحمل کرده و استحقاق شادی و شاد بودن را دارند.

بیشتر بخوانید: بازتاب صعود ایران به جام‌جهانی؛ شادی به اختیار

رئیس جمهور همچنین گفت: باید تمام تلاش خود را برای شاد کردن ملت ایران به کار بگیریم چرا که این ملت موجب رسیدن به استقلال و آزادی شدند و حق بزرگی بر گردن ما دارند و کوچکترین کار این است که لبخند را به لب‌های آنها بیاوریم تا آنها نیز به ایرانی بودن خود افتخار کنند.

او بازیکنان و اعضای تیم ملی در رقابت‌های جام جهانی را “سفیران قدرت نرم ایران” خواند، چرا که به گفته او: «در آن میدان حرکات و رفتار بازیکنان تیم ملی ایران در پیشگاه و نگاه مردم جهان قرار دارد و زمانی که موفقیت در ورزش توأم با اخلاق اسلامی و ایرانی می‌شود، افتخارش دو چندان است».

در این دیدار مسعود سلطانی‌فر وزیر ورزش و جوانان از آمادگی تیم ملی برای جام جهانی مسکو  خبر داد و گفت: «تیم ملی کنونی فوتبال ایران یکی از بهترین و آماده‌ترین تیم‌های تاریخ فوتبال کشور است که در بازی‌های مقدماتی جام جهانی روسیه، توانسته بیش از هزار دقیقه از دروازه خود محافظت کرده و گل دریافت نکند.»

همچنین کارلوس کی‌روش سرمربی موفق تیم ملی فوتبال ایران در سخنانی ضمن ابراز خرسندی از دیدار با روحانی گفت: «فرزندان ایران در تیم ملی فوتبال به خاطر مردم ایران بار دیگر افتخار راهیابی به جام جهانی آن هم درست بعد از پیروزی جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری را کسب کردند و من به عنوان عضوی از این خانواده در کنار آنها بودم.»

سرمربی تیم ملی فوتبال ایران اضافه کرد: «عشق و شور مردم به فوتبال و وجود استعدادهای فراوان در این کشور، استحقاق حمایت‌های بیشتر را دارد چرا که اگر این استعدادها را با تعهد ایرانی در هم‌آمیزیم می‌توانیم فوتبال ایران را به جایگاه‌های بالاتر در سطح جهانی برسانیم.»

No responses yet

Jun 14 2017

آتش به اختیار دو طرفه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: علی مطهری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، می‌گوید «آتش به اختیار» شامل همه حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می‌شود و موضوعی «دوطرفه است».

آقای مطهری روز چهارشنبه ۲۴ خرداد در گفت‌وگو با خبرگزاری «خانه ملت»، در تبیین «مقصود» رهبر جمهوری اسلامی از تعبیر «آتش به اختیار» گفت: «اگر مسئولان به وظایف خود عمل نکردند، دانشجویان و سایر اقشار موظف‌اند که خود اقدام کنند».

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران روز ۱۷ خرداد با استفاده از اصطلاح نظامی «آتش‌به‌اختیار» از «افسران جنگ نرم» خواست تا هنگام بروز «اختلال و تعطیلی» در دستگاه‌های مرکزی فکری، فرهنگی و سیاسی کشور خود دست به کار شوند و تصمیم‌گیری و اقدام کنند.

این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای بازتاب زیادی داشت و برخی از تحلیل‌گران آن را به معنای مجوز رهبر جمهوری اسلامی به حامیانش برای برخورد بدون مجوز با مخالفان و برنامه‌های دولت حسن روحانی تعبیر کردند و پیامد آن را ایجاد «هرج و مرج» دانستند.

علی مطهری در واکنش به این سخنان ضمن دو طرفه خواندن «آتش به اختیار»، مثال‌هایی از «مخدوش کردن آزادی بیان» «ممنوعیت اظهارنظر منقدان حکومت» «بازداشت بدون توضیح مدیران کانال‌های تلگرامی» «بازداشت و ستاره‌دار کردن خبرنگاران و دانشجویان» و «بازداشت و حصر بدون حکم قضایی و برخلاف قانون اساسی» را از مواردی خواند که به گفته او «دانشجویان و بلکه سایر اقشار مردم آتش به اختیارند چون مسئولان به وظیفه خود عمل نکرده‌اند».

نایب رییس مجلس ایران همچنین، سخنان رهبر جمهوری اسلامی را برای «حراست از احکام دین و استقلال فرهنگی و احترام به آزادی‌ها» تعبیر کرد و آثار آن را «هم متوجه دولت و هم متوجه همه نهادهای حکومتی» دانست و نتیجه گرفت: «در واقع دو طرف آتش به اختیارند».

این سخنان علی مطهری پس از آن مطرح می‌شود که رسانه‌های نزدیک به اصول‌گرایان به تحلیل و تفسیر سخنان آیت‌الله خامنه‌ای پرداختند و آن را «مقابله با هر پدیده­‌ای که از مقبولیت نظام بکاهد» تفسیر کردند. خبرگزاری تسنیم در تحلیلی که روز ۲۳ خرداد منتشر کرد نوشت: «هرکسی که مشروعیت نظام را کاهش دهد به نحوی وارد جنگ علیه نظام شده است و باید با آن تقابل نمود».

«کاسبان آتش‌به اختیار»

رسانه‌های نزدیک به اصول‌گرایان در حالی این سخنان رهبر جمهوری اسلامی را به نفع «گروه‌های خودی» تفسیر کردند که برخی از جناح‌های نزدیک به آنها چنین تفسیری را مورد حمله قرار داده‌اند.

سایت «دولت بهار» نزدیک به محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهوری پیشین ایران نوشته است: «به نظر می رسد رهبر انقلاب از خواص جامعه (اعم از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان) ناامید گردیده و تغییر مدیران را نیز بی‌فایده می‌دانند و در چنین شرایطی که در میان افسران دچار قحط الرجال گردیده‌ایم، ایشان مستقیم به سربازان خطاب کرده و اختیار آتش گشودن را به آنان سپرده‌اند».

این سایت سپس خطاب به کسانی که آنها را «مدعیان اصولگرایی» نامیده، گفته است: «رهبری اتفاقا با دستور جدیدشان، شما را (به مانند اصلاح‌طلبان) از حیز انتفاع ساقط کرده و سربازان را بی‌نیاز از دستورات چون شماهایی کردند. پس لطفا شما که بدهکار اصلی ماجرا هستید ژست طلبکار نگیرید، ای کاسبان آتش به اختیار!»

پیش از این محسن کدیور نویسنده و پژوهشگر دینی ساکن آمریکا در یادداشتی در وب‌سایت خود نوشته بود: «آتش به اختیار موقعیتی است که ارتباطات نظامی در جنگ گسسته و رزمندگان پراکنده شده‌اند و فرماندهی کل هیچ امیدی به پیشبرد برنامه و نقشه‌هایش از طریق نظم سازمانی ندارد، لذا در تلاش برای بقا با اعلام موقعیت آتش به اختیار چشم امید به آتش کور و بی‌نظم افرادش بسته است».

به اعتقاد آقای کدیور٬ «اعلام موقعیت آتش به اختیار٬ اعتراف به جواز هرج و مرج است، چرا که فرمانده نظم موجود را عین ضرر یافته است».

سخنگوی دولت حسن روحانی در اولین واکنش رسمی به فرمان «آتش‌به‌اختیار» آیت‌الله خامنه‌ای، تذکر داد که «سوء استفاده سیاسی» از سخنان رهبر جمهوری اسلامی «ظلم بزرگ» به او خواهد بود.

محمدباقر نوبخت روز ۲۳ خرداد در یک نشست مطبوعاتی گفته بود: «این مبحث آتش به اختیار را هم باید این طور در نظر بگیریم که هر فردی در قبال فرهنگ مسئولیت دارد و باید نسبت به ارتقاء سطح فرهنگی جامعه تلاش کند».

No responses yet

Jun 14 2017

بحران قطر ممکن است به جنگ منتهی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه

ایران پرس نیوز: وزیر امور خارجه آلمان هشدار داد که بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، “زیگمار گابریل” وزیر امور خارجه آلمان در مصاحبه با یک روزنامه گفت بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود اما هنوز فرصت برای کاهش تنش ها وجود دارد.

عربستان، مصر، امارات و بحرین روز دوشنبه در اقدامی مشترک و هماهنگ شده روابط دیپلماتیک خود را با قطر به دلیل حمایت این کشور از تروریسم قطع کردند و مرزهای هوایی و زمینی خود را بر روی این کشور بستند.

اظهارات شدیداللحن ترامپ علیه قطر

دونالد ترامپ در اظهاراتی تند قطر را به حمایت از تروریسم متهم کرد.

رئیس جمهوری آمریکا در کنفرانس مشترک خود با رئیس جمهوری رومانی عنوان داشت: قطر در زمینه حمایت مالی از تروریسم در سطوح عالی سابقه دار است.

وی افزود: ما از دوحه و دیگر کشورهای منطقه می خواهیم تا برای توقف حمایت از تروریستها اقدام کنند.

وی در ادامه افزود: هیچ کشور متمدنی نمیتواند با این خشونت مسامحه کند و اجازه دهد این ایدئولوژی شرارت بار منتشر شود. قطر باید فورا حمایت مالی از تروریسم را متوقف کند.

از سوی دیگر سفیر امارات در آمریکا گفت: امارات از اینکه ترامپ هدایت کار مقابله با حمایت دردسرآمیز قطر از افراطی‌گری را بر عهده بگیرد استقبال می‌کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، سفیر امارات در آمریکا گفت اقدام بعدی برای قطر اذعان به نگرانی‌ها و تعهد به بازنگری در سیاست‌های خود در منطقه است و این کار زمینه لازم را برای هرگونه مباحثات فراهم خواهد کرد.

تحریم بیشتر قطر بخاطر همکاری با تروریستها

پیش تر اعلام شد که عربستان و سه کشور عربی دیگر در راستای تشدید فشار بر قطر، لیستی از اشخاصی تهیه کرده‌اند که به علت همکاری با سازمان‌های تروریستی مشمول تحریم می‌شوند. نام شماری از اعضای خاندان آل‌ثانی نیز در این لیست وجود دارد.

به گزارش رادیو آلمان، تحریم‌های قطر تشدید می‌شود، عربستان و کشورهای متحدش بر آنند تا قطر را منزوی کنند. آنها قطر را متهم به حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی می‌کنند.

در لیستی که از سوی عربستان، مصر، امارات متحده عربی و بحرین منتشر شده، نام ۵۹ فرد و ۱۲ سازمان در رابطه با فعالیت‌های تروریستی ثبت شده است.

تحریم این افراد و سازمان‌ها نه تنها می‌تواند مسدود شدن حساب‌های بانکی آن‌ها را در پی داشته باشد، بلکه می‌تواند برای فعالیت‌های اقتصادی آن‌ها در خارج از مرزهای کشور محدودیت‌هایی ایجاد کند.

عربستان سعودی و سه کشور دیگر در رابطه با انتشار این لیست اعلام کرده‌اند که این اقدام به منظور پیشبرد مبارزه با تروریسم و خشکاندن منابع مالی نیروهای افراطی و تروریستی صورت می‌گیرد.

مهمترين شرط عربستان براي قطر: قطع روابط با رژیم ايران

روزنامه السياسه چاپ کويت در خبري ادعا کرد که عربستان سعودي و کشورهايي که با قطر روابط خود را قطع کرده اند، 10 شرط براي بازگشت روابط به شرايط عادي براي دوحه تعيين کرده اند که طي 24 ساعت آينده ( از سه شنبه شب) قطر بايد آنها را اجرا کند.

به گزارش العالم، این روزنامه کویتی در شماره امروز چهارشنبه خود در گزارش از سفر امير کويت به عربستان به نقل از منابع آگاه نوشت که در صدر 10 شرط اعلام شده براي قطر، قطع روابط اين کشور با ايران قرار دارد.

توقف پخش برنامه هاي شبکه الجزيره ، تعهد قطر براي خودداري از دنبال کردن هرگونه سياست مخالف سياست هاي واحد کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس، اخراج تمام اعضاي جنبش حماس و بلوکه کردن حساب هاي بانکي و قطع همکاري با آنان ، عذرخواهي رسمي از تمام دولت هاي شوراي همکاري خليج فارس که مورد توهين و تهمت شبکه الجزيره قرار گرفته اند و تعهد دوحه به ميثاق امضاء شده در سال 2012 در زمان پادشاهي عبدالله بن عبدالعزيز از جمله شرايط تعيين شده براي بازگشت روابط عربستان، بحرين، امارات و مصر با قطر به حالت عادي است.

منابع رسمي کويت و عربستان سعودي درباره موضوع تعيين شرايط براي قطر و ابلاغ آن از طريق امير کويت به دوحه تاکنون اظهار نظر نکرده اند.

فایننشال تایمز:علت قطع روابط اعراب با قطر

به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، دولت قطر حدود 700 میلیون دلار به حکومت ایران و گروه های منطقه ای شیعه که مورد حمایت تهران هستند، پرداخته است.

به گزارش انتخاب، این نشریه در ادامه اورده ست: دوحه این مبلغ را برای ازادی 25 عضو خانواده سلطنتی در عراق و همچنین 50 شبه نظامی شبعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه پرداخت کرد.

ماجرا از آنجا شروع شد که کتائب الحق (مزدوران سلیمانی) که نزدیک به حکومت ایران است، تعدادی از خانواده سلطنتی قطر را در عراق بازداشت کرد و در عوض خواستار آزادی مبارزان شیعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه شد. قطر با استفاده از این وضعیت، 200 تا 300 میلیون دلار به گروه های افراطی در سوریه و تحریر الشام پرداخت کرد تا در مقابل مبارزان ربوده شده شیعه آزاد شوند.

به نظر می رسد مهمترین دلیل قطع رابطه اعراب و سعودی با دوحه، پرداخت پول به حکومت ایران بوده است.

دو دیپلمات می گویند که انگیز گروه عراقی برای بازداشت نعدادی از قطری ها، دادن این اهرم به حکومت ایران و حزب الله بوده است که بتوانند ازادی تعدادی از مبارزان شیعه که توسط گروه افراطی تحریر الشام ربوده شده بودند را تضمین کنند.

No responses yet

Jun 14 2017

۱۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: بهمن احمدی امویی

مرداد سال ۱۳۸۹ است. زندانیان «القاعده» تعدادشان زیاد شده است. حدود ۱۰ نفرشان از بچه‌های کردستان ایران وَ بسیار جوان هستند. مسن‌ترینشان به‌زحمت ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد. خیلی مصمم و پرانرژی نشان می‌دهند. روزی پنج نوبت نماز جماعت می‌خوانند. رئیس بند، دستور داده هر دو نفرشان را در یک اتاق نگه دارند؛ بلکه روابطشان با هم کمتر شود. اما به خاطر تعمیرات ساختمانی در تمام بند ۳۵۰، همه‌چیز بلبشو است و از آزادی عمل بیشتری برای رفت وآمد و دیدن و نشست و برخاست، برخورداریم. آن‌ها هم مدام کنار هم هستند. رفتار تشکیلاتی القاعده‌ای‌ها و چهره‌های نامونس آن‌ها با ریش‌های بلند، موجب ترس برخی از زندانی‌ها شده است؛ به‌ویژه وابستگان انجمن پادشاهی. مرتب در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و کاملاً از آن‌ها می‌ترسند؛ سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است با آن‌ها رودررو نشوند.

کمتر با زندانی‌های دیگر ارتباط دارند. در واقع اصلاً ارتباطی ندارند. فقط زمان خواب آن‌ها را می‌بینی که از دیگر دوستانشان جدا شده و هر کدام به اتاق خود می‌روند. تا حالا یکی دو درگیری بین آن‌ها و جوانان زندان روی داده است. پس از مدتی مسئولان زندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها در یک جا وکنار هم باشند. اتاقی که قبل از این فروشگاه و کتابخانه بود، با خراب کردن دیوار حائل، تبدیل به یک اتاق نسبتاً بزرگ شد؛ این اتاق با ۱۴ تخت سه طبقه به ۱۰ نفر از زندانیان القاعده اختصاص داده شد و توافق شد ۱۴ نفر از بچه‌های سیاسی اتاق‌های دیگر هم به آنجا بروند، تا از شلوغی زیاد اتاق‌ها کم شود. در هر اتاق گاه تا ۳۵ نفر زندگی می‌کنند. نزدیک ۲۰ نفر تخت دارند و بقیه «کف‌خواب» اند؛ کف‌خواب اصطلاحی است مخصوص زندان‌ها. علاوه بر خوش‌شانسی، باید از امتیاز زندانی باسابقه هم برخوردار باشی که تختخواب نصیبت شود. بعضی‌ها تا چند ماه منتظر می‌مانند که تختی گیرشان بیاید. در بندهای دیگر که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند، تخت‌ها تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛ خریدوفروش تخت برای بعضی‌ها درآمدزا است. برخی با روابط و زدوبندی که دارند، تخت را به یک زندانی می‌فروشند و دو سه روز بعد، ترتیب انتقال آن فرد را به سالنی دیگر می‌دهند تا دوباره تخت را به یک زندانی دیگر بفروشند.

تا پیش از این، رئیس بند، اعتنائی به خواسته‌های زندانیان سیاسی نداشت. بارها نسبت به وضعیت بهداشتی، شلوغی اتاق‌ها و فضای موجود اعتراض شده بود. حتی جابه‌جایی بین اتاق‌ها را هم به‌راحتی نمی‌پذیرفت. اهتمام ویژه‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری تشکل، گروه و دستهٔ فکری بین زندانی‌ها نشان می‌دهد؛ به‌همین‌خاطر مرتب ما را جابه‌جا می‌کند؛ اما حالا پذیرفته که ۱۰ نفر از زندانی‌های القاعده با آن ویژگی‌های خاص فکری، در یک اتاق جمع شوند. کسی حاضر نمی‌شد برود و با آن‌ها در آن اتاق زندگی کند. سرانجام من و «عبداللـه مؤمنی» و هشت نفر از زندانیان جنبش سبز، یک نفر از انجمن پادشاهی و سه نفر از زندانیان سیاسی کرد («متین ارجان»، تبعهٔ ترکیه، «رمضان احمد کمال» از سوریه و «رمضان سعیدی» ایرانی) پذیرفتیم تا با آن‌ها در این اتاق بمانیم. ترکیب جالبی است. همه نسبت به هم سوءتفاهم دارند. نبود درک متقابل، نبود پذیرش حداقلی دیگری و وجود کمترین میزان همراهی، در این جمع موج می‌زند. من دلم می‌خواهد با آن‌ها ارتباط بگیرم و در باره‌شان بنویسم. اما اصلاً راه نمی‌دهند. بچه‌های اتاق‌های دیگر، دو سه نفر باهم، از چهارچوب فلزی‌ای که حالا دری ندارد، به داخل اتاق سرک می‌کشند و با تعجب به ما نگاه می‌کنند تا بدانند که هنوز زنده‌ایم یا نه؟ همهٔ این‌ها شوخی و خنده است و نه جدی.

۱۰ نفر زندانی القاعده و ارتباط با آن‌ها سوژهٔ هر روزهٔ دیگر زندانی‌ها شده است. هر شب ساکنان اتاق‌های دیگر با ما خداحافظی می‌کنند و به کنایه می‌گویند: «به امید دیدار تا فردا!» عبداللـه رئیس اتاق است و به‌قول بچه‌ها باید روش امنیتی خاصی را برای حفظ خود در پیش بگیرد (همه این‌ها شوخی و برای وقت گذرانی است). من می‌گویم مثل «یاسر عرفات» شب‌ها در یک جا بخوابد و صبح از جای دیگر برخیزد. «کیوان صمیمی» از نخستین افرادی است که در خط مقدم خطر قرار دارد! چون خیلی گرمش می‌شود؛ معمولاً پیراهنش را درمی‌آورد و بدن پوشیده از مویش را نشان می‌دهد. زندانی‌های القاعده هم هر روز دراین‌باره هشدار می‌دهندکه این کارش درست نیست و جلویش را بگیرید و گرنه خودمان با او برخورد می‌کنیم.

یک روز اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون، خبری خواند که بازتاب‌های آن برای همه جالب بود: «دو نفر در یک عملیات انتحاری در کابل، سه نفر از نیروهای ناتو را کشته‌اند.” زندانی‌های القاعده معترضانه گفتند: «جمهوری اسلامی به نفع آمریکا خبررسانی می‌کند. مگر می‌شود در دو عملیات انتحاری فقط سه نفر کشته شوند؟!» یکی‌شان با خوشحالی فریاد زد: «دو صفرش را انداخته‌اند. ۲۰۰ نفر مرده‌اند.» عبداللـه مؤمنی با خنده و شوخی گفت: «واقعاً گاهی جمهوری اسلامی مظلوم می‌شود. نه القاعده خبرهایش را قبول دارد و نه ما.» وقتی خبر یک اقدام تروریستی و انتحاری از تلویزیون پخش می‌شود، صدای تکبیر و الله اکبر آن‌ها بلند می‌شود. با هم روبوسی می‌کنند و شادی و پیروزی در چشمانشان موج می زند. از این بابت اعصاب ما خراب است و ناراحتیم. نمی‌دانیم چطور با آن‌ها رفتار کنیم که مشکلی پیش نیاید و وضعیت زندان را با ناراحتی و تنش و چالش بدتر نشود. تحمل دیوارهایی که تو را احاطه کرده و فشار آن دیوارها آدم را شکننده می‌کند.

عید مبعث در پیش است. از همین حالا با القاعده‌ای‌ها صحبت می‌کنیم تا آن‌ها را برای برگزاری جشن احتمالی آماده کنیم؛ اما راضی نمی‌شوند. نماینده‌شان می‌گوید: «ما به این چیزها اعتقاد نداریم. چرا باید جشن بگیریم؟! ما پیرو سنتِ قرآن هستیم. اگر باید جشن تولد بگیریم و این مهم است، چرا خود حضرت رسول هرگز برای خودش جشن تولد نگرفت؟»

آخر شب با عبدالله. خ که نمایندهٔ زندانیان القاعده است در مورد چگونگی دستگیری‌اش صحبت می‌کردیم. گفت: «واقعاً ظلم است. من فقط هشت آمریکایی کافر را کشتم؛ اما دولت ایران الان ۱۱ ماه است که مرا زندانی کرده است. این ظلم آشکار است. دولت ایران از یک طرف می‌گوید با آمریکا دشمن است، اما از طرف دیگر کسانی را که آمریکایی‌ها را در افغانستان می‌کشند، دستگیر می‌کند.» در «بوکان» دستگیر شده است. یواش‌یواش می‌خواهم با او طرح دوستی بریزم؛ شاید بتوانم خاطراتش را بنویسم. هرچند پذیرفتن حرف‌هایش سخت است و به‌قول بقیه دارد قپّی می‌آید.

رابطهٔ ما با اعضای القاعده رو به بهبودی است. دو قالی کهنه برای اتاق آوردند. فرصت خوبی برای نزدیکی بیشتر است. همه باهم شروع به شستن قالی‌ها کردیم. شوخی و خنده و کمی هم آب‌بازی بین دو “عبد اللـه “اتاق. عبداللـه مؤمنی رئیس اتاق یک و رئیس فراکسیون اکثریت و عبداللـه. خ نایب‌رئیس اتاق و رئیس فراکسیون اقلیت القاعده: لقب‌هایی که بچه‌ها به عنوان شوخی و خنده مطرح می‌کنند. متین ارجان آشپز فوق‌العاده‌ای است؛ با کمترین امکانات، غذاهایی می‌پزد که طعمشان را پیش‌تر تجربه نکرده‌ایم.

«علی تاجرنیا» که مسئول بهداشت اتاق است، میوه‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بشقابی شامل موز، خیار و سیب. به هرکدام از ۱۴ نفرمان یک برش از این سه میوه می‌رسد. عبداللـه مؤمنی باحرارت، تند و بلند حرف می‌زند و همه‌چیز را با چاشنی‌ای از طنز و خنده مطرح می‌کند. می‌گوید که رئیس محترم اتاق یک است و معمولاً از بچه‌ها می‌خواهد که او را خودجوش تشویق کنند. این روزها ورد زبانش «درود بر شرفتان» است؛ اصطلاحی که تقریباً همه اعضای اتاق از آن استفاده می‌کنند.

صبح‌ها با صدای خنده و شوخی عبداللـه مؤمنی و شنیدن جملهٔ «یاران دبستانی و برادران ایمانی! صبح شما به‌خیر! مدیریت محترم اتاق، روز دلنشین و زیبایی را برای شما آرزو می‌کند. لطفاً بیدار شوید!»، از خواب برمی‌خیزیم. اولین کلمه‌هایش پس از صبح به‌خیر نیز «درود بر شرفتان» است.

۱۰ نفر زندانیان القاعده که در اتاق شمارهٔ یک با ما زندگی می‌کنند، از آن گروه القاعده‌ای‌هایی هستند که کمترین میزان آگاهی را دارند. تحلیل مشخصی از اوضاع و مبانی تئوریک که هیچ، سواد کافی هم ندارند؛ برداشتشان از قرآن نیز گاه خیلی برای ما عجیب به نظر می‌رسد. یکی‌شان تعمیرکار لوازم خانگی است، یکی مغازه‌دار و دو سه تای‌شان تحصیلات زیر دیپلم دارند. تنها وجه ممیزه‌شان این است که مثلاً فلانی ۲۹ جزء قرآن را حفظ است و بقیه کمتر از او. اهل خواندن داستان و رمان و شعر و یا کتاب‌های علوم اجتماعی نیستند. فقط قرآن می‌خوانند و حفظش می‌کنند. در روزنامه‌ها فقط دنبال جدول هستند و برنامه‌های تلویزیون را هم نگاه می‌کنند.

در روزنامه دنبال کلماتی می‌گردند که به نظرشان اسم خداوند است و آن را خیلی ظریف پاره می‌کردند. زندانی از روزنامه‌ها برای تمیز کردن سفره غذا، نشستن روی آن‌ها و تمیز کردن سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. از نظر القاعده ای‌ها این کار گناه است. این هم شده یکی از درگیری‌های هر روزه با آن‌ها. از بدشانسی، تعداد زیادی از روزنامه‌هایی هم که می‌آورند، روزنامه‌های سبحان و حمایت است و پر از اسم مقدس و آیه‌های قران. بعضی روزها روزنامه‌ها را می‌سوزانند تا از نظر آن‌ها ما کمتر گناه کنیم.

یک تیم والیبال دارند و بعد از ظهرها با بچه‌ها بازی می‌کنند. گاهگاهی هم دور هم می‌نشینند و بخش‌هایی از قرآن را که حفظ هستند تمرین می‌کنند. از اخبار و گزارش‌ها و حوادث روز دنیا فقط روی بمب‌گذاری‌های القاعده در عراق و افغانستان و خبرهای مربوط به گروه خودشان حساسیت نشان می‌دهند. یک بار دیدم که «جهانگیر» یکی از جوانان القاعده، شطرنج بازی می‌کند. «علیرضا ایرانشاهی» پرسید: «مگر شطرنج برای آن‌ها حرام نیست؟» گفتم: «نمی‌دانم.»

برخلاف قرار قبلی با رئیس بند، تعداد القاعده‌ای‌ها به ۱۷ نفر رسید. تعداد ما هم به حدود ۲۰ نفر رسیده است. روزی ۸ نوبت نماز جماعت در اتاق برگزار می‌شود. پنج نوبت بچه‌های القاعده و سه نوبت دیگران. بچه‌های جنبش سبز گاهی به بهشتی شیرازی و زمانی به محسن میردامادی اقتدا می‌کنند. اوضاع آشفته‌ای شده و کمترین میزان آرامش راداریم. حتی از اتاق‌های دیگر هم برای شرکت در نماز جماعت به اتاق ما می‌آیند. از آن‌طرف غذا خوردن هم سخت شده است. پیشنهاد دادیم که همه باهم دور یک سفره جمع‌شویم. من گفتم برای این‌که بیشتر به هم نزدیک شویم هرروز دو نفر شهردار باشند، یکی از ما و یکی از آن‌ها. آشپزی و غذا درست کردن هم همین‌طور. اما آن‌ها مخالفت می‌کنند. می‌گویند ما چون شیوه ذبح گوشت را نمی‌دانیم نمی‌خوریم و گاهی مرغ استفاده می‌کنیم. استدلالی که نمی‌توان برای آن دلیلی آورد. در حقیقت آدم می‌ماند که چه جوابی بدهد. جالب این‌که تا پیش‌ازاین که به القاعده ملحق شوند مثل بقیه مردم رفتار می‌کردند و حالا برای نشان دادن تمایز و هویت خود چنین چیزهایی را مطرح می‌کنند. شلوارهای گشاد که تا بالای قوزک پا می‌رسد، می‌پوشند. می‌گویند حضرت محمد گفته باید قوزک پا معلوم باشد. موقع نمازخواندن دست‌به‌سینه، هر دو پا به‌اندازه پهنای شانه باز و پنجه‌های پاها را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک فلسطینی که فارغ‌التحصیل دانشگاه کیف اکران است و دو مصری هم به‌تازگی وارد زندان شده‌اند. مصری‌ها از ترکیه وارد ایران شدند و به پاکستان رفتند و پس از مدتی که وارد ایران می‌شوند، دستگیر می‌شوند والان منتظرند تا تحویل مقامات مصری داده شوند. یکی دو نفر هم از جمهوری آذربایجان هستند. می‌خواستند به عراق بروند که در ایران دستگیرشده‌اند. تعدادشان زیاد شده و مقامات تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به یک سالن در زندان رجایی شهر کرج منتقل کنند.

تعدادی از بچه‌های اهل کردستان هم در میان ما هستند که به خاطر درگیری و برخورد مسلحانه با القاعده‌ای‌های کردستان دستگیرشده‌اند. ترکیب عجیبی داریم. یکی از آن‌ها می‌گوید وظیفه من شناسایی و ترور مقامات و مبلغان القاعده در کردستان ایران بود. او می‌گوید که دوستانش در کردستان عراق هم به‌شدت در حال مبارزه با آن‌ها هستند. برای همین گاهی هم درگیری و کتک‌کاری بین این دو گروه را شاهد هستیم. هر یک دیگری را به نابودی کردستان متهم می‌کند. تا حالا شاهد چند درگیری و بین آن‌ها بودیم.

حسین مرعشی می‌گوید:”آینده خاورمیانه از توی اتاق شما مشخص می‌شود. همه نوع آدم در آن هست. القاعده، مسلمان اصلاح‌طلب، سکولار، کرد وابسته به پژاک و پ.ک. ک، سازمان مجاهدین خلق و ضد مذهب.”خوب که به حرفش فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی دقیق می‌گوید. این روزها در سراسر خاورمیانه جنگ، سوءتفاهم، نفی و عدم پذیرش یکدیگر، همه را به جان هم انداخته است.

به نظر می‌رسد در برخی از مناطق مرزی گرایش‌هایی به القاعده به وجود آمده است. هرچند ماه تعدادی از آن‌ها را که در زندان‌های شهرهای دیگر ازجمله ارومیه و سنندج نگهداری می‌شوند به اینجا می‌آورند و سپس به زندان «رجایی شهر» می‌فرستند؛ جوانانی عمدتاً از مناطق روستایی، باسواد و دانش اندک و بدون کمترین توان تحلیل و قدرت تشکیلاتی و سازمان‌دهی بالا و توان مالی نامحدود، به القاعده این امکان را می‌دهد که به‌راحتی جوانان بیکار، سرخورده و ناراضی را در برخی از مناطق مرزی جذب کند. خیلی از این جوانان ظاهراً برای ادامهٔ تحصیل و با استفاده از کمک‌های مالی القاعده و دیگر سازمان‌های پوششی‌اش، به مدارس مذهبی پاکستان می‌روند. آنجا با عقاید و تفکرات تندروتری آشنا شده و حتی برخی از آن‌ها تجربهٔ جنگ و درگیری در افغانستان و عراق را هم‌کسب می‌کنند. آموزش‌هایی که این‌ها می‌بینند قرائت جدیدی از اسلام سیاسی برای ایجاد حکومت اسلامی است.

هفتهٔ گذشته، چند جوان ۱۹ تا ۲۴ ساله که از نیروهای القاعده بودند، به میان ما فرستادند. این‌ها چندمین گروهی هستند که از زندان‌های متفاوت به اینجا می‌آورند و سپس به زندان رجایی شهر در کرج می‌فرستند. اینکه چگونه یک کردِ سنیِ شافعیِ ایرانی سر از سازمان القاعدهٔ سلفی که از عربستان و پاکستان تغذیه می‌شود، درآورده، خودش داستانی دارد. یکی از ویژگی‌های این گروه جدید القاعده، به‌نسبت قبلی‌ها، وجود دو جوان تحصیل‌کرده و دانشگاهی در میان ایشان است. از حدود ۵۰ نفری که در دو سال گذشته به اتهام وابستگی و گرایش به القاعده دیده‌ام، این دو نفر تنها تحصیل‌کرده‌هایی بودند که در میانشان وجود داشتند؛ مابقی عمدتاً از طبقات پایین جامعه بودند و ازنظر اقتصادی ضعیف. کارگر ساده، نانوا، دست‌فروش، واسطهٔ دست چندم بازار، خیاط، جوشکار و… . حداکثر سواد کلاسی آن‌ها به‌زحمت به دیپلم می‌رسید. چیزی که آن‌ها را به یکدیگر برتری می‌داد، تعداد سوره‌هایی بود که از قرآن از بر داشتند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، ایران خط واصل القاعدهٔ مقیم پاکستان و افغانستان و عراق شد و کردستان عراق و کردستان ایران هم مهم‌ترین مرکز تجمع و تبلیغ این گروه. گفته می‌شود، تعداد زیادی از مبلغان مذهبی آن‌ها در منطقهٔ کردستان ایران ساکن شدند؛ افرادی که ظاهراً معلم و مدرس قرآن و علوم دینی بودند. می‌گویند مقامات امنیتی و سیاسی ایران در ابتدا بر این باور بودند که میدان دادن به آن‌ها شرایطی را پیش خواهد آورد که از گرایش جوانان ناراضی کرد به گروه‌هایی مثل پژاک، پ.ک.ک و گروه‌های سنتی‌تر سیاسی چون کومله و دموکرات جلوگیری به عمل خواهد آورد. یکی از این‌ها می‌گفت: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با دادن امتیازاتی به ما و امکان تبلیغ، در موقعیت خاصی، اگر از مرزهای غربی ایران، نیروهای آمریکایی و غربی اقدامی انجام دهند، می‌تواند روی کمک ما حساب کند. ضمن اینکه گسترش تمایلات سلفی تا حدودی زمینهٔ درگیری را بین کردها افزایش می‌داد و مردم منطقه را سرگرم این درگیری‌ها می‌کرد.» او افزود: «البته ما چون از همان ابتدا سیاست جمهوری اسلامی را متوجه شده بودیم، از امکان تبلیغی خوبی که داشتیم حداکثر استفاده را کردیم و اگر غربی‌ها به ایران حمله می‌کردند، به‌هیچ‌وجه به نفع ایران وارد عمل نمی‌شدیم.»

این دو جوان تحصیل‌کرده، تقریباً اولین کسانی از میان القاعده‌ای‌ها بودند که به‌نوبت دیگران راحت‌تر می‌شد با آن‌ها حرف زد؛ طوری که هم من بفهمم او چه می‌گوید و هم او بفهمد من چه می‌گویم و همین، گفت‌وگو را برای هر دو طرف راحت می‌کرد. دیگر نگران قطع شدن ناگهانی گفت‌وگو نبودم.

ایوب که اگر وقت پیدا می‌کرد تا ۱۲ واحد درسی دیگرش را بگذراند، از دانشگاه دولتی … مدرک مهندسی برق می‌گرفت، گفت عضو یک خانوادهٔ متوسط شهری است. سه برادر و دو خواهر دارد. خانواده‌اش را در عرف طبقهٔ متوسط شهری امروز ایران، نمی‌توان مذهبی نامید. جز پدرش، بقیهٔ افراد خانواده خیلی به ظواهر دینی و مناسک آن توجه ندارند و به فرایض دینی عمل نمی‌کنند. سردشت شهری چسبیده به مرز عراق و محل آمدوشد گروه‌ها و دسته‌های مختلف کرد فعال در منطقه است. نزدیکی‌اش به ارومیه هم بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی آن می‌افزاید. ایوب می‌گوید پیش از دانشگاه و حتی تا دو سال اول آن، توجه خاصی به مسائل مذهبی نداشته است؛ اما کم‌کم با یکی دو محفل دانشجویی کرد در تبریز آشنا می‌شود. در یکی از این نشست‌ها توانست به افرادی نزدیک شود که به آن‌ها القاعده می‌گویند؛ هرچند خودش اسمی از القاعده نیاورد و به نظرم دراین‌باره پنهان‌کاری کرد.

از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»

قدبلند است و خوش‌قیافه؛ زندگی اجتماعی خوبی داشته و در هر جمعی که بوده، موردتوجه قرارگرفته است؛ اما آشنایی‌اش با این گروه خاص، چیزی را وارد زندگی او کرده که قبلاً نداشته است. او حالا یک فرد مذهبی است و سه جزء قرآن را حفظ دارد. می‌گوید: «ما دنبال ایجاد حکومت اسلامی هستیم.» پرسیدم: «از چه راهی؟» جواب داد: «از سه‌راه تبلیغ، جهاد یا هر دو. روش ما بسته به موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، متفاوت است.» اصرار داشت که بگوید: «من خودم به روش سوم یعنی تلفیق جهاد و تبلیغ معتقدم.»

اما گرایش به القاعده و چنین تفکراتی فقط در میان سنی‌ها نیست. یکی از جوانانی که اخیراً به اتهام ارتباط با القاعده دستگیرشده از بچه‌های بازار تهران است. شیعه‌ای که سنی شده و به آن‌ها پیوسته است. ظاهراً کمک‌های مالی زیادی به آن‌ها کرده است. اما مقامات زندان اجازه نمی‌دهند به سالن مخصوص بچه‌های القاعده برود. خودش می‌گوید می‌خواهند من را از آن‌ها دور کنند اما نمی‌توانند. می‌گوید که تعداد زیادی از بچه‌های بازار دنبال این کار هستند. نمی‌دانم چقدر درست می‌گوید.

کردستان همواره یکی از حزبی‌ترین و تشکیلاتی‌ترین مردم را در مقایسه با بقیه ایران داشته است. از سال ۱۳۷۶ به این‌سو همواره تفکر اصلاح‌طلبی بیشترین اقبال را در میان مردم کردستان و سیستان و بلوچستان داشته است. اما از شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارند و به نظر می‌رسد در طول تاریخ دولت مرکزی کمترین توجه را به آن‌ها داشته است. باید حاشیه با متن را پیوند زد.در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم؛ در همین کردستان خودمان دست‌کم با پنج شش گروه مسلح و مخالف یکدیگر مواجه هستیم. غیر از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، کومله، دموکرات، پژاک و اخیراً هم القاعده و داعش. تصور اینکه بخواهد تغییراتی مسالمت‌آمیز به وجود بیاید، بدون اینکه اوضاع و احوال کشور خطرناک‌تر نشود، بسیار سخت است. اصلاً با این اوضاع و احوال چقدر می‌توان به وقوع کمترین تغییر مسالمت‌آمیز امیدوار بود؟ در صورت بروز هر نوع تغییر و تحول، کدام جریان، تفکر و جنبش اجتماعی می‌تواند همهٔ این اضداد را دورهم جمع کن

چچ

No responses yet

Jun 14 2017

شورای انقلاب فرهنگی ایران ‘سند ۲۰۳۰ یونسکو را از دستور کار خارج کرد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: گفته شده همه اعضای شورای انقلاب فرهنگی به مصوبه امروز رای داده‌اند

گزارش‌ها حاکی از آن است که شورای عالی انقلاب فرهنگی در ایران سند آموزشی ۲۰۳۰ یونسکو را از دستور کار خود خارج کرده و به جای آن به “سند تحول بنیادین آموزش و پرورش” پرداخته خواهد شد.

گفته شده که این تصمیم “به اتفاق آرا” و در جلسه‌ای گرفته شده که حسن روحانی، رئیس جمهور، ریاست آن را به عهده داشته است.

سند آموزشی ٢٠٣٠ یونسکو در هفته‌های اخیر به اختلافی دامنه‌دار میان دولت و رهبر ایران تبدیل شده است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای اواسط اردیبهشت از “اجرای بی سر و صدای” این سند از طرف دولت انتقاد کرد و گفت: “به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین‌المللی که تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می‌دهد که برای ملت‌هایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون، تکلیف معین کند.”

پس از آن اجرای سند متوقف شد و حال به گفته عزت‌الله ضرغامی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با مصوبه امروز این شورا “سند تحول آموزش و پرورش برای مسائل آموزشی مورد توجه قرار می‌گیرد و سند ۲۰۳۰ محل اعتنا نیست.”

محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت، امروز اعلام کرد که بودجه وزارت آموزش و پرورش برای اجرای سند تحول بنیادین افزایش پیدا کرده است.

سند ٢٠٣٠ مجموعه‌ای از توصیه‌های یونسکو در زمینه آموزش برای رسیدن به توسعه پایدار است.

حسن روحانی پیش از این می‌گفت انتقادها از سند ٢٠٣٠ بر اساس اطلاعات غلط و با اهداف انتخاباتی بوده، و ایران این سند را با قید “تحفظ” پذیرفته که به معنی قبول اجرای بخش‌هایی از آن است که با قوانین داخلی مغایرت نداشته باشند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .