اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jul 02 2017

مکارم شیرازی نظرش را درباره دموکراسی و رای مردم تغییر داد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: همه چیز از یک سخنرانی روحانی شروع شد. روحانی گفته بود در اسلام رهبری جامعه وابسته به رای مردم است. مکارم شیرازی که تلویحا روحانی را متهم به “کم‌دانشی” کرده بود، از آن سخنان عقب نشسته و موضع متفاوتی گرفته است.

سخنان حسن روحانی در جمع پزشکان و تاکید او بر رای و انتخاب مردم در تعیین رهبری در اسلام در تضاد با نظر آن دسته از مراجع بود که برای امامت و ولایت مبنایی الهی قائلند. یکی از آنان، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی بود که پس از سخنان روحانی، بدون بردن نام او، از خود واکنش نشان داد.

مکارم شیرازی روحانی را به “کم‌دانشی” متهم کرده و مدعی شده بود که روحانی تنها با دیدن یک صفحه از نهج‌البلاغه نظر داده است.

مکارم شیرازی گفته بود: «آیات درباره ولایت در قرآن زیاد است، شما تنها یک جمله از نهج‌البلاغه را دیدید و بحث کردید. در حالی که یکی از مسلمات مذهب شیعه این است که امام را خدا و نه آرای مردم تعیین می‌کند.»

رجوع به آرای مردم

خبرگزاری ایلنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی، پاسخ او را به پرسش برخی از مراجعه کنندگان به سایت او، بازتاب داده است. این عده از مکارم شیرازی خواسته بودند نظر خود را نسبت به حاکمیت در دنیای کنونی اعلام کند.

مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش عنوان می‌کند که در اسلام ما با دو گونه متفاوت از حکومت روبه‌رو هستیم. یکی حکومت “امام معصوم” و دیگری حکومت “حاکمان فعلی”.

مکارم شیرازی برای حاکمیت “امام معصوم” مبنایی الهی قائل می‌شود اما در مورد حاکمیت دوم، رای مردم را تعیین کننده می‌داند.

بیشتر بخوانید: پاسخ جنتی به روحانی؛ دعوایی دیرین با ریشه‌هایی در صدر اسلام

مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش در پایگاه خود نوشته است: «تنها راه برای حاکمیت در دنیای کنونی همان دموکراسی و رجوع به آرای مردم است.»

مکارم شیرازی دموکراسی و به‌ویژه آن نوع از دموکراسی که بر آرای قاطع مردم استوار نباشد را ایده‌آل نمی‌داند، اما معتقد است که در شرایط کنونی راهی برای حاکمیت جز دموکراسی و رجوع به آرای مردم وجود ندارد.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jul 01 2017

رهامی فعال اصلاح طلب: می‌خواهیم به صورت مستقیم رهبری را در جریان خواسته ها و مسائل خود قرار دهیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

عصر ایران؛ مهسا صفایی- پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری باعث شده است تا مخالفان او به دنبال تشکیل دولت در سایه باشند و موافقان رییس جمهور به دنبال تشکیل دولتی همسو با تفکرات روحانی. همین معنا باعث می‌شود رییس جمهور روحانی روزهای پرتلاطمی را تجربه کند.

به همین مناسبت به سراغ حجت الاسلام محسن رهامی عضو شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان، نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی اصلاح طلب برویم تا نظر او را در مورد فضای سیاسی این روزهای ایران جویا شویم.

مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:

*در دولت یازدهم افراد و اشخاصی حضور داشتند که مورد نقد اصلاح طلبان بود و در حال حاضر امید برای تغییر آن ها وجود دارد از نظر شما این ناهمخوانی با رئیس جمهور چقدر محرز بود و ارزیابی شما از چینش کابینه دوازدهم چیست؟

بهر حال بعضی از اعضای کابینه آقای روحانی بنظر میرسید که چندان همخوانی وهمراهی با دولت نداشتند، زیرا آقای روحانی می بایستی با توجه به ترکیب مجلس نهم، افرادی را معرفی کند که بتوانند از مجلس رأی بگیرند، در مواردی هم دیدیم که برای یک وزارت خانه چند نفر معرفی شد ولی مجلس نهم به آنها رای نداد، ولی در حال حاضر، با توجه به ترکیب مجلس دهم، برای معرفی اعضای دولت دوازدهم، چنین مشکلی نیست، وعلی القاعده باید به خواست رأی دهندگان ومطالبات مردم در معرفی کابینه، کاملا توجه شود، انتظارات مردم مبنی بر تغییر و اصلاح برآورده شود.

*صحبت ها و البته تحرکاتی مبنی بر تشکیل دولت در سایه از جناح رقیب دکتر روحانی دیده می شود، ارزیابی شما از ایده ی مطرح شده چیست؟ و مسیری که در پیش روی دولت در سایه اصولگرایان است را چگونه تحلیل می کنید؟

اقدام برای تشکیل دولت در سایه، امر مرسومی است، بنظر می‌رسد اگر حزب یا جبهه رقیب جهت رصد اوضاع و بررسی مشکلات و ارائه راه حلها و پیشنهادات و دیدگاهها، اقدام به تشکیل چنین مجموعه ای بنماید، باید استقبال شود، ودر سایر کشورها، هم احزاب رقیب، اقدام مشابهی میکنند. اصولا دولت سایه را جریان و جبهه رقیب ایجاد می کند، بنابر این طبع کار آن نوعی رقابت با جبهه مقابل و یا در واقع، همان دولت مستقر است، از این حیث نگرانی وجود ندارد، بشرطی که رقابت‌ها و نقدها، در قالب قواعد و اصول پدیرفته شده سیاسی متداول در کشورهای توسعه یافته و مترقی باشد، واز حدود نقد و ارائه پیشنهادات و ارزیابی سیاستهای حاکم فراتر نرود، و به کار شکنی وتحریک مردم و جوسازی خلاف واقع علیه دولت تبدیل نشود.

*اصلاح طلب ها طی سال های اخیر دستاورد و پیروزی های درخشانی را به ویژه در عرصه انتخابات بدست اورده اند برای حفظ این دستاوردها و حفظ این انسجام چه اقداماتی لازم است که مد نظر بزرگان اصلاح طلب قرار داشته باشد؟

اصلاح طلب ها ، مقبولیت و موقعیت عمومی بهتری از اصولگرایان دارند، و خصوصا با درسی که از شکست در انتخابات سال ۸۴ گرفتند، خودرا تا حدی باز سازی کردند، در انتخابات ۹۲، ۹۴ و ۹۶ توانستند به پیروزی های چشمگیری برسند، برای کسب پیروزیهای بعدی، باید انسجام خودرا بیشتر کنند، ودر عین حال به خواسته های مردم توجه بیشتری بکنند، هم دولت وهم مجلس وهم شورای شهر، باید مطالبات و انتظارات مردم را برآورده کنند، تا این موفقیت‌ها ادامه پیدا کند.

*در حال حاضر به نظر می رسد که اختلاف ها در عرصه مدیریت و اداره کشور به پررنگ ترین حالت خود در بعد از انقلاب رسیده است (البته از دولت بنی صدر که بگذریم) تحلیل حضرتعالی از سخنان و هجمه هایی که از سوی جناح های مختلف نسبت به دولت شکل گرفته چیست؟ استراتژی دولت دوازدهم و شخص دکتر روحانی برای پر کردن شکاف های داخلی چه باید باشد؟

این میزان از مخالفت ها و هجمه ها نسبت به دولت سابقه دارد و امر تازه ای نیست، جناح رقیب دولت گاهی از جاده انصاف خارج می شود، ولی من خیلی نگران نیستم، دولت باید بدون هدر دادن فرصت و انرژی خود، به سر وسامان دادن اوضاع و حل مشکلات بپردازد و رضایت مردم را جلب کند، نا رضایتی اقلیت در کنار رضایت عمومی و ملی، چندان مشکلی ایجاد نمی‌کند.چه بسا جناح رقیب بخواهد انرژی و توان دولت را مستهلک کند، تا امکان خدمت به مردم و تأمین خواسته های عمومی فراهم نشود، دولت باید به این امر توجه داشته باشد.

*خیلی ها معتقدند تمام توجه روحانی در ۴ سال نخست معطوف به سیاست خارجی بود و از سیاست داخلی غفلت نمودند برای همین مسایل سیاست داخلی با آشفتگی و نابسامانی مواجه شده است، برنامه های دولت دوازدهم برای ساماندهی سیاست داخلی باید بر چه مبنا و محورهایی باشد؟

اولویت حل مسائل خارجی در دولت یازدهم روشن بود، زیرا تا ان مسائل حل نمی گردید، در داخل هم چندان کار موثری، قابل انجام نبود، ولی در حال حاضر، مشکلات داخلی و خصوصا، معضلات اقتصادی ورونق بازار، مسأله اشتغال، آلودگی هوا، بی آبی، مهاجرت و دهها مسأله داخلی، اولویت‌های مهمی است که دولت باید برای آنها راه حل پیدا کند و انتظارات عمومی را بر آورده کند.

*جنابعالی به همراه آقای منتجب نیا برای وساطت در مورد مساله حصر به دیدار مقام معظم رهبری رفته اید، دیدار و ارتباط با ایشان از سوی بزرگان اصلاح طلب را از چه جنبه هایی با اهمیت میدانید؟ و برای تداوم ارتباط و جلساتی که به نتایج ملموس ختم شود لازم است چه تدابیری از سوی بزرگان اصلاح طلب اندیشیده شود؟

در خصوص ارتباط با رهبری و مشاورین ایشان، تا کنون اقداماتی از طرف مجموعه اصلاح طلبان صورت گرفته و در دوسه سال گذشته، با توجه سوابق ارتباطات بنده، و خصوصا با عنایت به اینکه من از یک طرف بعنوان مسؤل کمیته تعامل ورایزنی شورای عالی سیاستگزاری اصلاح طلبان ، وظیفه ایجاد ارتباط و تعامل را برعهده داشتم، و از طرف دیگر، بعنوان وکالت جمعی از سران اصلاحات، از جمله وکالت حجة الاسلام والمسلمین کروبی را به عهده دارم و باید در جهت احقاق حقوق آنان تلاش کنم، بنابراین، بخش عمده این تعامل بر بنده بوده ، و کماکان هست. دوستان دیگر هم البته در حد امکان همکاری دارند. این نوع ارتباط ها قبلا هم تا حدی بوده، تلاش می کنیم این ارتباط و نشست ها بیشتر شود، و اخبار و دیدگاه های ما مستقیما و بوسیله خود ما، به رهبری معظم، منتقل شود، وایشان را در جریان خواسته ها و مسائل خود قرار دهیم، واز نزدیک نظرات ایشان بشنویم، این امر در ایجاد وحدت و انسجام ملی بسیار موثر خواهد بود.

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 01 2017

پشتیبانی ۲۴۳۹ دانشگاهی از رضا فرجی‌دانا و جعفر توفیقی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی ::

دویچه‌وله: رضا فرجی‌دانا و جعفر توفیقی از حمایت شمار کثیری از اعضای هیات علمی دانشگاه‌های کشور برخوردارند. اعضای هیات علمی دانشگاهی با انتشار نامه‌ای علنی از نامزدی فرجی‌دانا برای وزارت علوم پشتیبانی کرده‌اند.

سایت “انصاف‌نیوز” روز شنبه ۱۰ تیرماه اقدام به انتشار نامه‌‌ای نمود که در حمایت و پشتیبانی از نامزدی رضا فرجی‌دانا برای وزارت علوم و جعفر توفیقی برای معاونت علمی و فن‌آوری ریاست جمهوری تنظیم شده است.

اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های ایران در نامه خود تصریح کردند که انتخاب مجدد روحانی نشانه گویای آن است که مردم راه خود را می‌شناسند و مایل “به بازگشت به عقب” نیستند.

انتقاد تلویحی

در این نامه اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشور از روحانی خواسته‌اند به پیام خود به مردم وفادار باشد و تلاش کند انتظار و امید مردم را برآورده سازد.

بیشتر بخوانید: فساد مالی ۳۲ میلیارد تومانی دوران احمدی‌نژاد در وزارت علوم

نویسندگان نامه از آنچه در دولت یازدهم در آموزش عالی و وزارت علوم رخ داده ابراز نارضایتی کرده‌اند. در این نامه در این باره چنین آمده است:

«به دلایلی که کاملاً آشکار است و در این مقام فعلاً مجالی برای مرور آن‌ها نیست، مدیریت آموزش عالی کشور و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت یازدهم، بخصوص در یکسال نخستین آن با فرازوفرودهای قطعاً آسیب‌رسان مواجه بود.»

نویسندگان نامه در ادامه نوشتند: «هر چه بود گذشت و اینک شرایطی نوپدید و مساعد با افق‌هایی روشن فراروی نظام آموزش عالی کشور مهیا شده است.»

اشاره نویسندگان نامه به استیضاح فرجی‌دانا در دولت یازدهم است.

در دولت یازدهم ابتدا گمان می‌رفت که جعفر توفیقی وزارت علوم را برعهده گیرد. اما، مخالفت برخی از نیروهای محافظه‌کار باعث آن شد که روحانی فرجی‌دانا را برای اداره این وزارتخانه به مجلس پیشنهاد دهد. فرجی‌دانا نیز پس از گرفتن رای اعتماد جعفر توفیقی را به عنوان مشاور ارشد وزارت علوم معرفی کرد.

یک سال پس از آن، یعنی در سال ۱۳۹۳ محافظه‌کاران بر فشار خود بر دولت روحانی افزودند و فرجی‌دانا را استیضاح کردند.

حمایت مجدد از فرجی‌دانا و توفیقی

اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشور جعفر توفیقی و رضا فرجی‌دانا را گزینه‌های صاحب صلاحیت دانسته و اعلام کرده‌اند که این دو نفر در بین حامیان دولت نیز از محبوبیت و مقبولیت برخوردارند.

نویسندگان در پایان نامه خود ابراز امیدواری کرده‌اند که «با قرار گرفتن هر یک از آنان در مناصب مهمی چون وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و معاونت علمی و فناوری، گام‌های استوارتری به سمت توسعه علمی کشور برداشته شود.»

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, رضا فرجی‌دانا, سیاسی, وزیر علوم

شما هم چیزی بگو

Jul 01 2017

اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی ::

بی‌بی‌سی:
حسین باستانی

امروز سی‌امین سالگرد حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر کُردنشین سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ است. این حمله هزاران مصدوم و بیش از ۱۱۰ کشته بر جای گذاشت. با وجود حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، واقعه سردشت نخستین مورد حمله شیمیایی به یکی از شهرهای ایران بود.

“مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس” سال پیش، در گزارشی یادآوری کرد که در پی بمباران سردشت، ایران اخبار این حمله را رسانه‌ای نکرد چون نگران بود سبب “ایجاد ترس و وحشت عمومی” شود. رسانه‌ای نشدن ماجرای سردشت در ایران باعث شد تا این واقعه، عمدتا از دید افکار عمومی پنهان بماند. در چنین فضایی، تعجبی ندارد که در منابع موجود درباره جنگ ایران و عراق، اشارات مختصری به حمله شیمیایی سردشت شده است.

پوشش رسانه‌ای بسیار ناچیز ماجرای سردشت در داخل ایران، در شرایطی بود که قدرت‌های جهانی نیز انگیزه‌ای برای برجسته کردن تخلفات جنگی عراق نداشتند.

حمله به سردشت، ویژه در بستری از بی تفاوتی ایالات متحده نسبت به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران صورت گرفت. بی تفاوتی همراهانه‌ای که مدتی بعد، به بمباران شیمیایی حلبچه با بیش از ۵ هزار کشته منجر شد.

حمله شیمیایی عراق به این شهر، مشخصا ۹ ماه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن، حتی تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت را برای صدور یک بیانیه (و نه قطعنامه) در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق وتو کرده بود.

گزارش حاضر، مروری دارد بر نقشی که دولت آمریکا، در سکوت جامعه جهانی در مقابل استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی علیه ایران بازی کرده است.

شش ماه مانده به سرنگونی حکومت صدام حسین، جورج بوش در بخشی از سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۰۲ خود در توجیه حمله به عراق گفت: “صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد.”

استفاده عراق از سلاح های شیمیایی علیه ایران، موضوعی نبود که دولت ایالات متحده به تازگی در جریان آن قرار گفته باشد. با وجود این، واشنگتن تا زمانی که جنگ ایران و عراق ادامه داشت، درعمل مخالفتی با استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی نشان نداد.

نشریه فاینانشال تایمز در ۲۳ فوریه ۱۹۸۳، به گزارشی از سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده (دی آی ای) در سال ۱۹۸۰ اشاره دارد که مطابق آن، بغداد حتی از پیش از پیروزی انقلاب ایران، یعنی از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، “فعالانه” در صدد به دست آوردن سلاح های شیمیایی بوده است.

عراق از سال ۱۹۸۲، که ایران پس از آزادی خرمشهر وارد خاک این کشور شد، به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایرانی ها پرداخت و در سال ۱۹۸۳، استفاده از این سلاح ها را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش داد.

روزنامه واشنگتن پست، در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که دولت رونالد ریگان نیز از سال ۱۹۸۳ و به دنبال تلاش های ایران برای تصرف بصره، مصمم شده بود جلوی پیروزی تهران را در جنگ بگیرد.

تصمیم دولت ایالات متحده برای حمایت از عراق، در دستورالعمل امنیت ملی شماره ۱۱۴ ایالات متحده به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ توضیح داده شده و تصریح دارد باید با استفاده از “هر اقدام لازم و قانونی” جلوی شکست عراق در مقابل ایران گرفته شود.

بنا بر یک گزارش تحقیقی نشریه آمریکایی فارین پالیسی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، مصاحبه با افسران سابق اطلاعاتی آمریکا و اسناد سازمان سیا که در همین سال از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهند آمریکایی ها از آغاز ۱۹۸۳ به “شواهد قطعی” استفاده عراق از سلاح های شیمیایی دسترسی داشته اند.

روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ مارس ۱۹۸۴، از قول مقام های اطلاعاتی نوشته است بر مبنای “شواهدی که خدشه ناپذیر به نظر می‌رسند” عراق در جنگ با ایران “از گاز اعصاب استفاده کرده و ساخت مراکزی بزرگ را برای تولید انبوه گازهای کشنده شیمیایی به پایان رسانده است”.

در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کردند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با ‘اطلاع کامل’ از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داد. هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بود که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفت و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بود. در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است

همچنین بعد از بمباران شیمیایی حلبچه (در اکتبر ۱۹۸۸)، کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا گزارشی را تحت عنوان “استفاده از سلاح های شیمایی در کردستان: آخرین حمله عراق” منتشر کرده که تصریح دارد بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ “عراق به طور مستمرو موثر از گازهای سمی علیه ایران استفاده کرده است”.

واشنگتن پست نیز در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که در نوامبر ۱۹۸۳، یک مسئول ارشد وزارت امور خارجه به وزیر وقت، جورج شولتز، گفته است گزارش های اطلاعاتی آمریکا از استفاده نیروهای عراقی از گلوله های شیمیایی علیه ایرانی ها “به صورت تقریبا روزانه” حکایت دارند (استفاده از تسلیحات شیمایی در مقیاس بزرگ، در موارد خاص صورت گرفته، اما شواهدی وجود دارد که عراقی ها مستمرا از گلوله های توپ یا خمپاره دارای ترکیبات سمی استفاده می‌کرده اند که شاید بسیاری از آنها برای آزمایش تاثیرات این مواد بوده).

واشنگتن پست، در گزارش جداگانه ای که سه ماه پیش از حمله ایالات متحده به عراق در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شده، از وجود اسناد حاکی از موافقت رونالد ریگان و سپس جورج بوش (پدر) با فروش “مواد شیمیایی سمی و ویروس های کشنده بیولوژیک” به دولت صدام حسین خبر داده است. موادی که البته، دارای کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی بوده اند.

به گزارش لس آنجلس تایمز (۱۳ فوریه ۱۹۹۱) یکی از این تولیدات دارای کاربرد دوگانه، هلیکوپترهایی بود هکه در سال ۱۹۸۳ به عراق فروخته شده و سپس، برای انجام حملات شیمیایی علیه کردهای عراق در سال ۱۹۹۸ مورد استفاده قرار گرفته است.

تمام اینها در حالی بود که در طول جنگ ایران و عراق، چند بارروسای وقت شورای امنیت با صدور بیانه های غیرالزام آور عراق را به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کردند. اما این شورا، به خاطر نفوذ و حق وتوی قدرت های بزرگ، هیچ گاه نتوانست با صدور قطعنامه الزام آور، عراق را به خاطر استفاده از این سلاح ها محکوم کند.

در یکی از آخرین تلاش ها پیش از حمله سردشت، در ۲۱ مارس ۱۹۸۶، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت برای تصویب یک بیانیه در محکومیت حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، با رای منفی ایالات متحده ناکام ماند. ۱۰ کشور دیگر عضو شورا به این متن رای مثبت دادند و کشورهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و دانمارک، در رای گیری شرکت نکردند.

از سردشت تا حلبچه

بی تفاوتی جهانی نسبت به استفاده مکرر بغداد از سلاح های شیمیایی، حدود ۸ ماه پس از بمباران سردشت، به پرتلفات ترین بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جهان منجر شد.

در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کردنشین حلبچه در کردستان عراق را، به تلافی همکاری عده ای از کردها با نیروهای ایرانی بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر را کشت. تعداد کشته شدگان حلبچه، تا ۶۸۰۰ نفر نیز گفته شده است.

بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد و درعوض، به محکوم کردن “ادامه استفاده از سلاح های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق” پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از “هر دو طرف” خواست از “استفاده بیشتر از سلاح های شیمیایی خودداری کنند”.

وشنگتن پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۳ منتشر کرده تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج فارس) به دست آمریکایی ها افتاده، اسناد ازطبقه بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است.

بعد از این حمله شیمیایی، ایران که شهر را در اختیار داشت، انبوهی از خبرنگاران غربی را به حلبچه دعوت کرد. صحنه های تکان دهنده شهر، به فاصله چند روز در بخش های خبری اصلی شبکه های تلویزیونی دنیا و از جمله آمریکا به نمایش در آمد.

با وجود این، موضع واشنگتن بعد از حمله شیمیایی عراق به حلبچه این بود که ایران نیز در حمله سهم داشته و مقام های وزارت جنگ، در مصاحبه های گوناگون با شبکه های خبری، بر این ادعا پافشاری کردند. یک سند دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهد که دیپلمات های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر لزوم پافشاری بر این موضع در گفتگو با متحدان آمریکا و پرهیز از “بحث درباره جزئیات” تاکید داشته است.

مجله فارین پالیسی، در گزارشی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، حتی به توضیح اسنادی پرداخته که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه های پایانی جنگ حکایت دارند.

مطابق این اسناد در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کرده بودند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با “اطلاع کامل” از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داده است.

هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بوده که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفته و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بوده است.

در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است.

سرانجام سلاح های شیمیایی عراق

چشم پوشی ایالات متحده نسبت به سلاح های شیمیایی حکومت صدام حسین، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید.

حکومت عراق، بعد از حمله به کویت و اخراج از این کشور در سال ۱۹۹۱، مجبور به انهدام سلاح های کشتار جمعی خود شد.

عراق در ابتدا، بخش کوچکی از توان شیمیایی خود را برای استفاده احتمالی علیه ایران در صورت درگیری مجدد نگه داشت، اما اندکی بعد از شکست کامل در جنگ خلیج فارس، از ترس تبعات نگاهداری سلاح های ممنوعه، این سلاح ها را هم منهدم کرد.

دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده، به خوبی از فرایند انهدام سلاح های ممنوعه بغداد مطلع بودند.

با وجود این، بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ طیفی از سیاستمداران تاثیرگذار آمریکایی، از دیک چنی معاون اول رئیس جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع گرفته تا نهایتا شخص جورج بوش (پسر)، به دفاع از حمله به عراق به بهانه در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی و نیز ارتباط با القاعده پرداختند.

توضیح دلایل اصرار چنین سیاستمدارانی بر حمله به عراق، نیاز به گزارش جداگانه ای دارد، اما شواهدی موجود است که نشان می دهد مدافعان این حمله، از همان روز ۱۱ سپتامبر، تصمیم خود را برای زمینه سازی چنین حمله‌ای گرفته بودند.

تصمیمی که در فرصت یک و نیم ساله میان حملات ۱۱ سپتامبر تا حمله به عراق، دولت و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، به توجیه آن بر مبنای “ادعاهای جاسوسی” به‌کلی بی‌اعتبار پرداختند.

برچسب‌ها: آمریکا, جنگ, حقوق بشر, حمله‌شیمیایی, خاورمیانه, سردشت, سیاسی, صدام حسین, عراق

شما هم چیزی بگو

Jul 01 2017

ایران در معرض خطر جدی جنگ

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی ::

دویچه‌وله: طرفین جنگ در سوریه برای تثبیت حوزه‌های نفوذ خود تلاش می‌کنند. اسرائیل نفوذ ایران را خطری برای خود می‌بیند. آمریکا تهدید کرده است. در هر بحرانی نام ایران برجسته می‌شود. هر اقدام حساب‌نشده‌ای می‌تواند به رویارویی بینجامد.

بیش از ۱۰ روز از انهدام یک جنگنده ارتش سوریه توسط آمریکا می‌گذرد؛ اقدامی که واکنش تند روسیه را در پی داشت. کرملین که اعلام کرده بود، این اقدام بدون پیامد نخواهد ماند، کانال تماس خود با فرماندهان آمریکایی که برای هماهنگی در نبرد با داعش در سوریه و پرهیز از رویارویی ناخواسته برقرار شده بود را قطع کرد. مسکو اعلام کرد که از این پس هر “شیء پرنده‌ای” را در مناطق تحت کنترل خود هدف قرار خواهد داد.

سپس پهپاد ساخت ایران در سوریه توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا سرنگون شد. آمریکایی‌ها اعلام کردند که این پهپاد “مقاصد خصمانه” داشته و به همین خاطر توسط جنگنده آمریکایی ساقط شده است.

در کنار این حوادث، ده‌ها حادثه‌ی دیگر هم وجود داشت که هر یک از آنها می‌توانست تحت شرایطی دیگر به شعله‌ور شدن آتش دشمنی‌ها تا سر حد رویارویی نظامی بینجامد.

آمریکا و “تغییر رژیم” ایران

از لحاظ زمانی این حوادث در پی چرخش چشمگیر سیاست دولت آمریکا در قبال ایران به وقوع پیوستند.
USA Rex Tillerson (Getty Images/M. Wilson)

رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا

رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، روز ۲۴ خرداد (۱۴ ژوئن) در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا از “تغییر مسالمت‌آمیز رژیم ایران” سخن گفته بود و نیز از وقوف آمریکا به “حضور مستمر بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه” و از “پاسخ” این کشور به اعزام نیروهای شبه‌نظامی از ایران به عراق، سوریه و یمن و حمایت جمهوری اسلامی از حزب‌الله.

وزارت خارجه در تهران بلافاصله واکنش نشان داد و اظهارات رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا را به عنوان مواضعی “مداخله‌جویانه” به‌شدت محکوم کرد. اما رهبر جمهوری اسلامی که دلبستگی چندانی به موضعگیری‌های متعارف دیپلماتیک ندارد، تیلرسون و تیم او را “چاقوکشان تازه‌کار و بی‌تجربه” نامیده بود.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

تنش میان ایران و عربستان سعودی نیز وضعیت بغرنج منطقه و خطر رویارویی‌های خواسته یا ناخواسته را دوچندان کرده است؛ تنشی که یکی از جلوه‌هایش به اعدام شیخ نمر، روحانی شیعه، در عربستان و در پی آن حمله‌ی گروهی “خودسر” به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد در دی ماه ۱۳۹۴ برمی‌گردد. در پی این حمله بود که روابط تهران و ریاض کاملا قطع شد و لحن خصمانه دو طرف به اوج خود رسید.

انتصابی نگران‌کننده

اما امری که این تنش را نگران‌کننده‌تر کرد، انتصاب محمد بن سلمان، از مبتکران اصلی جنگ یمن و سیاست تهاجمی علیه ایران، به مقام ولیعهدی عربستان در روز ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) بود. او که هر نوع مذاکره‌ای با ایران را رد می‌کند، به‌ویژه به خاطر سخنانش درباره “کشاندن جنگ به داخل مرزهای ایران” معروف است.

محمد بن سلمان مبتکر “محاصره” قطر هم خوانده می‌شود. چهار کشور به رهبری عربستان، دو هفته پیش از ولایتعهدی او، در روز ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) به شکل غافلگیرکننده‌ای از قطع کامل روابط دیپلماتیک خود با قطر خبر دادند. سپس چند کشور عربی دیگر نیز به این جمع پیوستند. با اعلام قطع رابطه، مرزهای هوایی، دریایی و زمینی بحرین، امارات و عربستان با قطر مسدود شدند.

چه در سوریه، چه عراق، چه در یمن و چه حتی در قطر، همیشه نام جمهوری اسلامی ایران برجسته می‌شود. عربستان و متحدانش که علت تحریم قطر را حمایت این کشور از “تروریسم” اعلام کرده بودند، سپس به عنوان یکی از ۱۳ شرط خود برای از سرگیری روابط با دوحه، از جمله خواستار قطع رابطه قطر با ایران شدند.
“تحول استراتژیک”

مهم‌ترین تحول روزهای اخیر اما به موضوعی برمی‌گردد که محافل اسرائیلی از آن با عنوان “تحولی ژئواستراتژیک” نام می‌برند. عامل این “تحول”، به گفته‌ی محافل دولتی در اورشلیم، افتادن روستای “تنف” به دست ارتش سوریه بود؛ روستایی واقع در مثلث مرزی میان سوریه، عراق و اردن.

در آغاز ماه ژوئن سال جاری (۲۰۱۷) شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق موسوم به “حشد الشعبی” با حدود ۱۰۰ هزار جنگجو، به آن سوی مرزهای عراق رسیدند. از نظر مقام‌های اورشلیم، ایران بدین وسیله «به رؤیای دست یافتن به مسیر زمینی برای رسیدن به دریای مدیترانه نزدیک شده است». با تصرف این منطقه ایران می‌تواند به آب‌های مدیترانه راه پیدا کند و از جمله از راه زمینی برای حزب‌الله موشک و سلاح بفرستد. مقام‌های اسرائیلی از سهولت بیشتر در اعزام نیروی انسانی هم نگران‌اند. و رهبر حزب‌الله لبنان روز ۲۳ ژوئن این نگرانی را توجیه کرد.
شنیدن صوت 10:53
“خطر ملموس” رویارویی نظامی با ایران در سوریه • گفت‌وگو با رضا تقی‌زاده

حسن نصرالله با اشاره با اینکه “هر نقطه‌ای در اسرائیل در تیررس موشک‌های حزب‌الله است”، تهدید کرد که جنگ اسرائیل علیه سوریه یا لبنان، می‌تواند “هزاران یا حتی صدها هزار رزمنده را از کل جهان عرب و دنیای اسلام، از ایران، عراق و یمن، به مبارزه بکشاند”. و این تهدیدی توخالی نبود، زیرا در سوریه حدود ۳۰ هزار داوطلب شیعه در کنار حکومت اسد قرار گرفته‌اند. تشکیل “سپاه آزادسازی جولان” در اواسط اسفند ماه سال گذشته (۱۳۹۵) توسط جنبش مقاومت اسلامی “النجباء” عراق را نیز می‌توان در همین راستا دید. مقام‌های اسرائیلی این گروه را “دست‌نشانده” ایران می‌دانند.

در پی همین تحولات بود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرد که هیچ‌گونه حمله‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود را تحمل نخواهد کرد.

چنین بود که اسرائیل در دو حمله پیاپی در روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئن مواضع ارتش سوریه در بلندی‌های جولان را هدف قرار داد و اعلام کرد که این حمله را در واکنش به حمله خمپاره‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود در بلندی‌های جولان انجام داده است.

بیشتر بخوانید: انترناسیونال شیعی ایران

نتانیاهو روز ۲۵ ژوئن (۴ تیر) گفت: «سیاست ما روشن است. ما هیچ‌گونه خمپاره، موشک یا آتشی را تحمل نکرده و به هر نوع حمله‌ای به سرزمین و شهروندان‌مان قاطعانه پاسخ خواهیم داد». این بار اما مخاطب اسرائیل تنها فرماندهان سوری نبودند. گیرنده واقعی این هشدار نظامی می‌توانست سپاه پاسداران ایران و بازوی برون‌مرزی آن سپاه قدس باشد که به گفته مقام‌های اسرائیلی، می‌خواهد موقعیت خود در مرزهای اسرائیل را تثبیت کند.

در همین راستا بود که نتانیاهو از تلاش‌های ایران برای استقرار و تثبیت نظامی موقعیت خود در سوریه ابراز نگرانی کرد. او ضمن تأکید بر اینکه اسرائیل تلاش جمهوری اسلامی برای مجهز کردن حزب‌الله لبنان به سلاح‌های پیشرفته را به دقت زیر نظر دارد، هشدار داد که کشورش اجازه حضور نظامی ایران در جولان را نخواهد داد.

“حزب‌الله دوم” در جولان

از نگاه اسرائیل، ایران و حزب‌الله به عنوان نیروهایی که نابودی اسرائیل را هدف نهایی خود قرارداده‌اند، می‌توانند از فضای موجود در سوریه‌ی جنگ‌زده استفاده کرده و جبهه جدیدی را در بلندی‌های جولان علیه اسرائیل بگشایند.
Israel Yossi Cohen – Chef des Mossad 2015 (picture-alliance/dpa/O. Messinger)

یوسی کوهن، رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل “موساد”

در چنین شرایطی رسانه‌های اسرائیلی از دیدار محرمانه رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل “موساد”، در هفته گذشته با هیأتی آمریکایی خبر داده‌اند. یوسی کوهن در این دیدار در رابطه با گسترش نفوذ ایران در منطقه هشدار داده و از ایالات متحده خواسته است که چون “خطر” ایران را می‌شناسد، وارد عمل شود.

کوهن همچنین با اشاره به کمک تهران در تجهیز تسلیحاتی حزب‌الله لبنان، مدعی شده است که ایران در راستای گسترش نفوذ خود در سوریه، در حال ایجاد “حزب‌الله دوم” در جولان است.

هم‌زمان با این تحولات، تلاش آمریکا برای تسلط بر شرق سوریه نیز دیده می‌شود. زیرا با اعلام رسمی پایان “خلافت داعش” توسط دولت عراق و “کامل شدن محاصره” جهادگرایان در رقه به دست ائتلاف مورد حمایت آمریکا، اصلی‌ترین موضوع بازیگران جنگ داخلی سوریه دیگر نه داعش، بلکه تعیین حوزه‌های نفوذ و به‌خصوص روشن شدن تکلیف مناطق مرزی سوریه و عراق است.

“خطر” رویارویی مستقیم

در این اوضاع بحرانی اما هنوز نشانه‌ای که از تعدیل تنش حکایت کند، از دو قدرت بزرگ جهانی در منطقه، یعنی آمریکا و روسیه دیده نمی‌شود. هیچ‌یک از بازیگران منطقه‌ای هم نرمشی از خود نشان نداده‌اند. از نظر رضا تقی‌زاده، کارشناس روابط بین‌الملل و استاد علوم سیاسی در دانشگاه گلاسکوی بریتانیا، “خطر” رویارویی نظامی مستقیم کاملا “ملموس” است.

نتانیاهو تهدید کرده که برای جلوگیری از حضور نظامی ایران در جولان دست به “هر اقدام لازمی” خواهد زد. خامنه‌ای هم روز ۵ تیر (۲۶ ژوئن) در میانه‌ی بحران، باز هم بر بنیان “فقهی” مبارزه با اسرائیل تأکید کرده و آن را بر همه مسلمانان “واجب” شمرده است. نه از روزنه امیدی برای صلح در یمن خبری هست و نه تلاش‌های نه چندان امیدوارکننده برای حل بحران قطر به جایی رسیده‌اند.

هر حرکت نابجا، هر تحرک حساب‌نشده و یا هر اقدام تحرک‌آمیزی می‌تواند نیروهایی چون آمریکا و روسیه، آمریکا و ایران، عربستان و ایران و یا ایران و اسرائیل را در برابر یکدیگر قرار دهد. در یکی از آخرین ادعاها، نماینده اسرائیل در سازمان ملل از اقدام “تحریک‌آمیز” ایران به شورای امنیت شکایت کرده است. ایران در این شکایت متهم شده که از “ستاره داود”، نماد دیانت یهود و دولت اسرائیل، برای ارزیابی دقت در هدف‌گیری موشک‌هایش استفاده کرده است.

برچسب‌ها: آمریکا, جنگ, خاورمیانه, روسیه, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 30 2017

محسنی اژه‌ای نسبت به آنچه “بروز فتنه جدید” خواند هشدار داد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه، می‌گوید تحقیر بسیج، سپاه و دستگاه قضایی، حکایت از آنچه وی “فتنه جدید” خواند، دارد.

معاون اول قوه قضائیه که پیش از نماز جمعه تهران سخنرانی می‌کرد، بدون نام بردن از حسن روحانی، به وقایع سال ۶۰ اشاره کرد و گفت “در آن زمان رئیس جمهور مغرور به رأی اکثریت مردم بود و نهادها را تخریب و تحقیر می‌کرد”.

دو هفته پیش آیت‌الله خامنه‌ای با مثال آوردن دوران ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر، ایجاد فضای قطبی در کشور را مزمت کرد. از آن پس افراد نزدیک و منصوب رهبری از این شبیه‌سازی برای مقابله با رئیس جمهوری ایران استفاده می‌کنند.

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 30 2017

نیویورک تایمز از ارتباط CIA با یک سرمایه‌دار ایرانی پرده برداشت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی ::

ایرانشهر: روزنامه نیویورک تایمز در شماره 21 جون 2017 خود در مقاله‌ای که تحقیق و نگارش آن را THE ASSOCIATED PRESS بر عهده داشته‌است از ارتباط پنهانی فرهاد عظیما سرمایه‌دار ایرانی‌تبار ساکن کانزاس با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در دهه 1980 میلادی پرده برداشته‌است. آقای عظیما اخیرا در پی چند فقره اتهامات فساد مالی در خارج از آمریکا و نقض تحریم‌های علیه ایران در صدر خبرها قرار گرفته‌بود. بخش‌هایی از این مقاله را با ترجمه امیر رنجبر بخوانید.
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
هنگامی که در اواسط دهه 80 بانک کوچکی در کانزاس مورد تحقیق مقامات قضایی قرار گرفت، یکی از سهامداران اصلی آن که متولد تهران است مورد سو ظن بود. پرسش این بود که آیا این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار قانون‌شکنی کرده و مجرم است؟
اما خیلی زود تحقیقات به بن‌بست خورد زیرا «فرهاد عظیما» بدلیل ارتباط پنهانی و خدماتی که برای دولت ایالات متحده انجام داده بود از پیگیری و تفحص معاف شد. آیا او یک قاچاقچی سلاح بود که به سی آی ای (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) پیوسته بود؟ چه خدمات محرمانه‌ای انجام داده بود که مصونیت غیررسمی از پیگرد قضایی پیدا کرده بود؟
فرهاد عظیما اما هم اکنون بدلیل فعالیت‌های مشکوک به قانون‌شکنی و فساد مالی بین‌المللی در خارج از آمریکا توسط مقامات دادستانی فدرال مورد تحقیق قرار دارد؛ آقای عظیما 75 ساله متهم است که با پرداخت رشوه به یک مقام رسمی سابق امارات متحده عربی برای بدست آوردن منافع فروش یک هتل در تفلیس (پایتخت گرجستان)، قوانین آمریکا را زیر پا گذاشته است زیرا در طرف دیگر این معامله ایرانیانی درگیر بوده‌اند که از طرف وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در فهرست سیاه تحریم‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند و این سوداگری فرهاد عظیما نقض قوانین و دور زدن تحریم رژیم تهران بوده است.
اخیرا فرهاد عظیما در برنامه‌ای در کویت نیز درگیر بوده است که اعتراضات گسترده در آن کشور باعث لغو همکاری دولت کویت با وی شد. در این مورد عظیما با اعضای خاندان حاکم کویت وارد معامله شده بود.
به گزارش نیویورک تایمز، تحقیقاتی که معاونت مطبوعاتی آسوشیتدپرس بوسیله مصاحبه‌ها، پرونده‌های دادگاهی و حتی ایمیل‌های هک شده از فرهاد عظیما کرده است، نشاندهنده میلیون‌ها دلار سود از قراردادهای فدرال توسط این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار است. در نتایج تفحص آسوشیتدپرس آمده که یکی از کارشناسان سابق کمپانی تحت تملک آقای عظیما مدعی شده که شرکت وی با سی آی ای همکاری نزدیکی داشته است و شاید این مصونیت آهنین او درباره عدم پیگرد قانونی به همین دلیل باشد. آسوشیتدپرس اعلام کرده که فرهاد عظیما بارها درخواست مصاحبه با آنها را رد کرده است ولی چندی پیش عظیما در گفتگویی با نشریه محلی کانزاس سیتی استار هرگونه ارتباطی با سی آی ای را مردود دانست و گفت: «شاید بطور غیر مستقیم قراردادهایی با آنها داشته‌ام. به هرحال برای کی جی بی (سرویس اطلاعات روسیه) و یا کشور بیگانه دیگری کار نکرده‌ام.»
نگاهی به سوابق دور و نزدیک فرهاد عظیما، ماجرای او را پیچیده‌تر می‌کند. ابتدا در اواسط دهه هشتاد هنگامی که یک بانک کوچک در کانزاس دچار فروپاشی شد، او مورد تحقیق بود زیرا در آن هنگام آقای عظیما مدیر و سهامدار اصلی بانک بود و با گرو گذاشتن بانک، صدها هزار دلار وام گرفت تا بتواند خرج شرکت هواپیمایی‌اش کند. در آن زمان دادستان بخش جرم و جنایت سازمان یافته کانزاس سیتی که به فرهاد عظیما و ارتباط او با مافیا مشکوک بود، به شکل شگفت‌انگیزی نتوانست پیگیر تحقیق درباره اتهامات وی شود.
در حال حاضر نیز مقامات قضایی اماراتی و آمریکایی درباره ماجرای خرید یک هتل در تفلیس گرجستان تحقیق می‌کنند که فرهاد عظیما در آن درگیر است. او متهم است که با مالک اماراتی هتل که از خانواده امیران راس‌الخیمه است، وارد مذاکره شده تا آن مجموعه را برای سه ایرانی که مشمول تحریم‌های هسته‌ای آمریکا بوده‌اند خریداری کند و در قبال انجام این معامله، ده درصد سهام هتل را در اختیار بگیرد.
به هرحال با توجه به هزار توی پیچ در پیچ ارتباط احتمالی فرهاد عظیما با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای)، باید دید که آیا این تحقیقات به ثمر می‌رسد یا مانند گذشته به بوته فراموشی سپرده خواهد شد.

برچسب‌ها: آمریکا, امنیتی, سیا, سیاسی, فرهاد عظیما

شما هم چیزی بگو

Jun 30 2017

تهدید به ترور مسیح علی‌نژاد: مانند فرخزاد ساکتت می‌کنیم + تصویر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

گویانیوز: خبرگزاری ایرانشهر – رضا یثربی از کارکنان دایره قضات و اجرائیات دادسرای جرایم رایانه‌ای در ایران طی یک کامنت در ذیل پستی در اینستاگرام مسیح علی‌نژاد، او را تهدید به ترور کرده است. آقای یثربی معمم است و پیشتر تصاویری از حضور او در گروه مشاوران مذهبی پلیس فتا نیز منتشر شده بود.

اگرچه توهین و حتی افترا به مسیح علی‌نژاد در چهارچوب فعالیت‌های وی سابقه طولانی بین دست‌اندرکاران داخل رژیم ایران دارد و حتی منجر به شکایت بی سرانجام او از تلویزیون دولتی ایران شد، اما این برای نخستین‌بار است که یک مقام رسمی شاغل در قوه قضاییه رژیم اسلامی علنا این چهره فعال رسانه‌ای ایرانی را به ترور تهدید کرده است.

رضا یثربی که از مصادیق افسران جنگ نرم در گفته‌های علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی تلقی می‌شود در کامنت جنجالی خود که نمونه تمکین از فرمان آتش به اختیار است، ضمن انتقاد از تلاش‌های خانم علی‌نژاد در رابطه با چهارشنبه‌های سفید می‌نویسد: «آیا فکر کرده‌اید پیدا کردن شما در انگلستان سخت است؟ آیا فکر می کنید حذف کردن شما از کره زمین برای ما مشکل است؟ شما دارید با طرح چهارشنبه‌های سفید همه زحمت ما را به خاک سیاه می نشانید. شما نباید از داشتن رسانه استفاده بر علیه اسلام بکنی، دقت کن کاری که با فرخزاد کردیم روزی با تو نکنیم.»

با اینکه خانم علی نژاد در انگلستان ساکن نیست اما نوع تهدید بیان شده می‌تواند نشانگر پیام پنهانی برای دست اندرکاران فضای رسانه‌های فارسی زبان خصوصا در اروپا باشد.

مصطفی عزیزی فعال سیاسی ایرانی‌کانادایی که برای نخستین بار هویت تهدید کننده را در فضای مجازی افشا کرد در واکنش به این کامنت می‌گوید: «این که آنها شخصی را تهدید به قتل می‌کنند و آشکارا از تروریسم دولتی حمایت می‌کنند البته چیز تازه‌یی نیست اما نکته جالب این‌جاست که «چهارشنبه‌های سفید» را حکومت جدی گرفته است. اما هنوز بسیاری از اپوزیسیون خود درگیر تنها به دلیل دشمنی با مسیح علی‌نژاد پشت کمپین نمی‌روند بعضی‌ها با فرار به جلو و گفتن این که باید به زنان گفت روسری سر نکنند بعد ایشان می‌گوید رنگ روسری را عوض کنید! یا فرار به عقب و این که نباید زنان را به خطرانداخت و نباید دولت روحانی را تضعیف کرد و جامعه را به آشوب کشید اصلا حجاب موضوع مهمی نیست… این کمپین را نفی می‌کنند.»

آقای عزیزی در تذکری هوشمندانه ادامه می‌دهد: «فراموش نکنیم فریدون فرخزادها را هم اول منزوی کردند و بعد به قتل رساندند. مسیح علی‌نژاد را تنها نگذاریم که در صداوسیما تلاش به ترور شخصیتی‌اش می‌کنند و حالا هم رسما تهدید به قتل شده است.»

برچسب‌ها: آزادی بیان, تروریزم, جنایات رژیم, حقوق بشر, رضا یثربی, سانسور, سرکوب, سیاسی, مسیح علی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Jun 29 2017

اهداف استراتژیک ایران برای سوریه بدون داعش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

ایران وایر: هفته گذشته آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق ضمن مخالفت با برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان عراق بر لزوم تقویت نیروهای حشد شعبی، بسیج مردمی عراق که مورد حمایت ایران است، تاکید کرد. حشد شعبی در حال حاضر بیشتر نقاط مرزی عراق با سوریه را در اختیار دارد.

با نزدیک شدن به پایان حضور داعش در عراق و سوریه به نظر می‌رسد قدرت‌های نظامی مختلف در خاک سوریه نگران فردای این کشور بدون حضور داعش هستند که شاید هیچ‌وقت به یکپارچگی قبل نرسد.

اگرچه جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده حضورش در سوریه برای مقابله با داعش و از بین بردن آن است اما برخی از تحلیل‌گران معتقدند از نظر استراتژیک، اهمیت مرزهای عراق و سوریه برای جمهوری اسلامی، در تامین خط ارتباطی از تهران تا بیروت است. حزب الله لبنان حدود یک ماه پیش اعلام کرد بخشی از مرزهای شرقی لبنان با سوریه را از حضور نیروهای داعش پاکسازی کرده است و کنترل آن را به ارتش لبنان واگذار می‌کند.

در شمای کلی حضور نیروهای مختلف در خاک سوریه، همزمان ارتش ترکیه و نیروهای کرد در شمال سوریه مستقر هستند، شمال غربی نیز دریای مدیترانه واقع شده است که بیشتر این مرز در کنترل نیروهای اسد قرار دارد که با حمایت هوایی روسیه همراه است. در جنوب سوریه گروه‌های شبه‌نظامی مختلفی حضور دارند که برخی از آن‌ها مورد حمایت آمریکا است. در ماه‌های اخیر چندین بار نیروهای نزدیک به ایران در مناطق مختلف جنوب سوریه مورد هدف حمله‌های نظامی آمریکا قرار گرفتند.

در عین‌حال، در نزدیکی این مرز، پایگاه هوایی تنف واقع شده است که نزدیک‌ترین منطقه به مثلث مرزی عراق، سوریه و اردن به حساب می‌آید. این پایگاه مورد استفاده نیروهای ویژه ارتش آمریکا است.

میثم بهروش، پژوهش‌گر روابط بین‌الملل در دانشگاه لوند سوریه در گفت‌وگو با “ایران‌وایر” می‌گوید ایران در پی دستیابی به این منطقه است تا بتواند هم عراق را تحت نفوذ خود داشته باشد و هم مسیری رو به غرب سوریه بگشاید. اما به نظر او، مهم‌تر از منطقه تنف، استان “دیر الزور” سوریه است.

به گفته او، اگر ایران بتواند به این استان که بالاتر از “تنف” و در جنوب “رقه” قرار دارد، دست پیدا کند، می‌تواند مسیری به سمت غرب سوریه تا اسراییل باز کند. یعنی یک مسیر از مرز عراق تا دمشق، تا دسترسی زمینی ایران را برای اعمال نفوذ و هماهنگی نیروها در غرب سوریه که در اختیار بشار اسد است، تضمین کند. از آن‌جا هم به لبنان و محل استقرار حزب‌الله و اسراییل دسترسی خواهد داشت.

برای ایجاد و حفظ این مسیر استراتژیک که جمهوری اسلامی به دنبال آن است، چندین راه وجود دارد که راحت‌ترین آن به تحلیل بهروش از “دیر الزور” می‌گذرد: «اگر ایران بتواند در “تنف” حضور داشته باشد، از آن‌جا مسیر مستقیمی به دمشق در غرب سوریه وجود دارد. از سوی دیگر مسیر استراتژیک دیگری که به تنف می‌رسد از جنوب ایران و سپس بصره آغاز می‌شود، تا نجف و بغداد و رمادی ادامه پیدا می‌کند تا به تنف برسد. اگر ایران این مسیر را بگیرد، می‌تواند تا مدیترانه را تحت پوشش خود قرار دهد. اما این راه به خاطر حضور نیروهای مخالف بشار اسد و مورد حمایت آمریکا به این راحتی‌ها امکان مسیر نیست.»

مسیر دیگر برای گسترش منطقه تحت نفوذ ایران و رسیدن به حزب‌الله لبنان، از رقه می‌گذرد که به نظر می‌رسد به دست آوردن آن هم آسان نیست. کردها برای به دست آوردن رقه موقعیت بهتری دارند. اما یک مسیر برای ایجاد این راه ارتباطی با حزب‌الله و هم‌مرزی با اسراییل وجود دارد که از “دیر‌الزور” می‌گذرد.

به عقیده بهروش با توجه به این‌که نیروهای اسد با نزدیک شدن به “رقه” مورد هدف قرار می‌گیرند و نیروهای مورد حمایت ایران هم به اطراف “تنف” نزدیک می‌شوند، شانس به دست آوردن این مسیر از استان “دیر الزور” برای جمهوری اسلامی بیشتر است؛ آن‌هم استانی که نفت‌خیز به حساب می‌آید.

مسیری از شرق به غرب سوریه که البته در اختیار نیروهای داعش است: «اگر ایران بخواهد این مسیر را از آن خود کند، نیروهای اسد باید از غرب یعنی دمشق و پالمیرا وارد شوند و نیروهای ایرانی هم از سمت عراق به کمک بیایند. در این صورت می‌توان گفت مسیر ارتباطی شرق تا غرب سوریه تضمین خواهد شد. دسترسی ایران به این مسیر بیشتر است چون مسیر عراق در اختیار حشد شعبی است.»

بهروش معتقد است در حال حاضر نیروهای حامی اسد از جمله ایران و حزب‌الله در حال تثبیت دستاوردهای نظامی خود در سوریه هستند و درعین‌حال تلاش می‌کنند تا جبهه‌ای به سمت غرب سوریه بگشایند: «این تثبیت به معنای تقویت حزب‌الله و ارسال تجهیزات نظامی پیش فته‌تر، از جمله موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد به داخل لبنان است. همین مساله‌ای که باعث نگرانی و موضع‌گیری اسراییل شده است.»

حضور اسراییل در منطقه چالش برانگیز بلندی‌های جولان اما به گفته بهروش، سوار شدن بر قطار تهاجمی جدیدی است که در خاورمیانه به راه افتاده و از جانب آمریکا و عربستان سعودی حمایت می‌شود و «برای همین است که حضور نظامی‌اش را در سوریه، نه علیه داعش و فتح شام بلکه در بلندی‌های جولان علیه حزب‌الله و ایران و نیروهای حامی بشار اسد تشدید کرده است.»

اسراییل در ماه‌های گذشته به دنبال ایجاد و تقویت روابط رسمی خود با عربستان سعودی هم بوده و تقاضا کرده است که با مقامات عربستان سعودی دیدارهای رسمی شکل بگیرد: «عربستان الان در منطقه همان چیزی است که اسراییل می‌خواهد؛ یعنی نزدیکی با آمریکا و تقابل با ایران. قطر و ناخالصی‌های اعراب را در نزدیکی با اسراییل هم کنار می‌گذارد. عربستان با قطر که حامی فلسطین و حماس است قطع رابطه کرده است، از ترکیه فاصله گرفته و هم عرض منافع اسراییل در منطقه و سوریه حرکت می‌کند.»

در چنین شرایطی، به باور او اگرچه احتمال تجزیه سوریه نه به شکل رسمی و قانونی بلکه به صورت دفکتو وجود دارد اما «همین الان هم شرق سوریه از دست حکومت خارج شده است. چه برسد به وقتی که کردها رقه را بگیرند و مخالفان بشار اسد جنوب این کشور را. در این میان وضعیت دیر الزور نامشخص است. تنازعی فرسایشی اتفاق خواهد افتاد و مطمئنا به بهای تمامیت ارضی سوریه تمام خواهد شد.»

در این میان به نظر می‌رسد تنش‌ها در شرق سوریه شدت پیدا کند و ادامه داشته باشد؛ شاید با حضور نظامیس بیشتر و پررنگ‌تر ایران. همان‌طور که بهروش می‌گوید پیشاپیش تنازع بزرگی در شرق سوریه اتفاق افتاده است و نگاه‌ها امروز به آن سمت است. موقعیت ایران در فردای سوریه تا حد زیادی وابسته به این جنگ در شرق سوریه است.

برخی از تحلیل‌گران، ایران در میدان سوریه چهار هدف مشخص دارد: نخست حفظ اسد به هر قیمت در مرحله کنونی؛ چراکه با از دست رفتن حکومت اسد، ایران متحد کلیدی خود را در مرز اسراییل است. در این صورت راه ارتباطی حز‌ب‌الله و گروه‌های فلسطینی مورد حمایت ایران با جمهوری اسلامی مسدود می‌شود. هدف دوم تایید تاکتیک کردهای سوریه در مقابله با داعش است اما ایران حاضر به قبول موضع مستقل آن‌ها در قبال اسد نیست. سوم ایران در پی حفظ خط ارتباطی خود با مناطق تحت تصرف شیعیان عراق، حکومت اسد در سوریه و ایجاد عمق استراتژیک تا مرزهای اسراییل است. در نهایت، هدف چهارم جمهوری اسلامی و حزب‌الله افزایش حضور در مرزهای سوریه و اسراییل برای بالا بردن تهدید راهبردی علیه آن است.

برای اطلاع بیشتر از طرف‌های درگیر درسوریه این گزارش را بخوانید.

برچسب‌ها: اهداف استراتژیک, ایران, تروریزم, خاورمیانه, داعش, سوریه

شما هم چیزی بگو

Jun 29 2017

حمیدرضا مقدم‌فر٬ مشاور فرمانده کل سپاه: یکی از مسئولان عالی‌رتبه بر چهره سپاه تیغ کشید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سپاه,سیاسی ::

دیگربان: حمیدرضا مقدم‌فر٬ مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران٬ حسن روحانی را متهم کرد که بر «چهره» این «نهاد انقلابی٬ تیغ» کشیده و درباره ماجرای حمله موشکی سپاه به مقر داعش در سوریه٬ «دروغ» گفته است.

مقدم‌فر این اظهارات را در پاسخ به یادداشت محمد مهاجری٬ عضو شورای سردبیری روزنامه و سایت خبر که درباره تبعات «به نام زدن سند» حمله به داعش از سوی نهادهای مختلف جمهوری اسلامی هشدار داده بود٬ بیان کرده است.

مشاور فرمانده سپاه در نامه‌ای سرگشاده به مهاجری نوشته «شاید در هنگام نوشتن نامه سرگشاده برای اینجانب پیام یکی از مسئولان عالی رتبه را دیده باشید که چطور برچهره یک نهاد انقلابی تیغ کشیده و از آن به عنوان دولت با تفنگ یاد کرده است.»

وی افزوده بدنبال عملیات موشکی سپاه٬ «برخی اظهارات خلاف واقع و دروغگویی‌ها باعث واکنش‌هایی شد که اگر نبود این اظهارات خلاف واقع، هرگز آنها مطرح نمی‌شد.»

مقدم‌فر درباره انتشار بیانیه سپاه که اعلام کرده بود عملیات علیه داعش بدستور علی خامنه‌ای و نه شورای عالی امنیت ملی که روحانی رئیس آن است٬ انجام شده بود نیز نوشته «مسئله‌ای که مورد نقد و تعریض افرادی همچون حقیر شد، سیئه‌ای است که برخی اعضای کابینه در این جریان مرتکب شدند یعنی بیان خلاف واقع و دروغ گویی.»

مشاور فرمانده سپاه٬ درباره اظهارات مهاجری مبنی بر «سند زدن» حمله به داعش نیز نوشته «آن قدر سپاه از دغدغه‌های سند زدن عاری است که اجازه می‌دهد حتی بزرگترین پروژه‌های سازندگی‌اش مثل فازهای پارس جنوبی و… را دیگران به نام خود سند بزنند و و در رسانه‌ها از جمله رسانه‌ای که شما از دست‌اندرکاران هستید برایشان جشن بگیرند.»

مقدم‌فر همچنین خطاب به مهاجری نوشته «انتظار از صاحبان رسانه و فرزندان انقلاب این است که نسبت به سیئه دروغ‌گویی در برخی مسئولان هم واکنش نشان دهند و نگذارند این رویداد تبدیل به رویه شود.»

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بدنبال اظهارات رئیس جمهوری مبنی بر ارائه اختیار از سوی شورای عالی امنیت ملی به نیروهای نظامی برای برخورد با داعش٬ اظهارات وی را رد کرد.

روحانی نیز چند روز بعد که درباره خصوصی سازی سخن می‌گفت٬ سپاه را «دولت با تفنگ» نامید.

اظهارات وی انتقاد شدید فرمانده سپاه را برانگیخت و وی اعلام کرد که تنها برای حفظ وحدت٬ سکوت می‌کند.

برچسب‌ها: امنیتی, حسن روحانی, داعش, درگیری جناحی, سپاه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .