اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 09 2016

معاون گردان‌های «امام علی» به اتهام اخاذی در مشهد بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب ::


رادیوفردا: عکسی که باشگاه خبرنگاران جوان ایران از ابوحر (راست) در کنار ابوعزرائیل منتشر کرده است

معاون گردان‌های «امام علی»، شاخه نظامی جنبشِ حشد الشعبی (بسیج مردمی عراق)، ملقب به ابوحر و دوست «صمیمی» ابوعزرائیل، به اتهام «کلاهبرداری»٬ «جعل» و «اخاذی» در مشهد بازداشت شد.

حال «ابوحر» که پیشتر در رسانه‌ها و مجامع حزب‌الله و محافظه‌کار به عنوان «مجاهد جبهه مقاومت» شناخته می‌شد در ۲۴ ساعت اخیر به کلاهبرداری و اخاذی و دروغ‌گویی متهم شده است.

روزنامه خراسان، چاپ مشهد، در شماره روز سه‌شنبه، ۱۹ مرداد، خود به نقل از حسن حیدری٬ معاون دادستان مشهد، از بازداشت وی به همراه سه نفر دیگر خبر داد.

این مقام قضایی اعلام کرد که ماموران سپاه پاسداران پس از شناسایی وب‌سایتی که به نام این نیروی نظامی اقدام به ثبت نام برای اعزام به سوریه و عراق می‌کرد موفق به شناسایی و بازداشت گردانندگان آن شده‌اند.

به گفته آقای حیدری، «جاعلان این سایت با گرفتن مشخصات کامل افراد و سوءاستفاده از این اطلاعات٬ اقدام به کلاهبرداری و اخاذی» می‌کرده‌اند.

به گفته وی، «این افراد با پوشیدن لباس‌هایی شبیه مدافعان حرم و خاطره‌گویی‌های دروغین از صحنه‌های جنگ در کشورهای همسایه٬ سعی داشتند اعتماد جوانان را به خود جلب کنند.»

این مقام قضایی همچنین از کشف «اسناد و احکام جعلی سپاه» از برخی از بازداشت‌شدگان خبر داده که «استعلام از سپاه پاسداران مشخص کرد که این افراد به هیچ عنوان به آن سوی مرز به عنوان مستشار نظامی اعزام نشده‌اند.»

اما معاون دادستان مشهد در حالی از سوءاستفاده این افراد از لباس‌ «مدافعان حرم» خبر داده که پیشتر تصاویر و فیلم‌های متعددی از متهم اصلی این پرونده با لقب «ابوحر» در رسانه‌های وابسته به سپاه منتشر شده بود.

لقب متهم اصلی این پرونده که «ابوحر» اعلام شده٬ چندی پیش از سوی ایوب فالح الربیعی مشهور به «ابوعزرائیل»، از فرماندهانِ نبردهای بسیج مردمی عراق (حشد الشعبی) در عراق و سوریه، به وی اعطا شد.

در همین زمینه وب‌سایت محافظه‌کار بولتن‌نیوز در آبان‌ماه سال ۱۳۹۴ فیلمی را منتشر کرد‌ که نشان می‌دهد ابوعزرائیل٬ لقب «ابوحر» یا «کیان ایرانی» را به فرد بازداشت شده اعطا می‌کند.

باشگاه خبرنگاران جوان نیز روز سوم فروردین سال جاری فیلمی از «ابوحر» منتشر کرد که به نظر می‌رسد در عراق ضبط شده و وی را معاون گردان‌های «امام علی» معرفی می‌کند.

این وب‌سایت وابسته به صداوسیما در روز پنجم فروردین‌ماه امسال نیز تصویری از «ابوعزرائیل عراق» و «ابوحر ایرانی» منتشر کرده و آنها را «دو دوست صمیمی» معرفی کرد که «خواب را از چشمان داعش ربوده‌اند».

روز ۱۶ اردیبهشت‌ماه سال جاری نیز تصاویری از ابوعزرائیل در مشهد منتشر شد که نشان می‌دهد «ابوحر» وی را در سفر به این شهر مذهبی همراهی می‌کرده است.

تصاویر و فیلم‌های منتشر شده در سایت‌های محافظه‌کار نشان می‌دهد «ابوحر» رابطه بسیار نزدیکی با شبه‌نظامیان شیعه در عراق داشته و چندین ‌بار نیز به این کشور سفر کرده است.

از «ابوحر» تصاویر دیگری در «یادواره شهدای مدافع حرم» با عنوان «از حرم تا بهشت» منتشر شده که اردیبهشت‌ماه امسال در دانشگاه «حکیم سبزواری» برگزار شد.

وب‌سایت رسمی این دانشگاه نیز از «ابوحر» به عنوان «یکی از رزمندگان سرشناس مدافع حرم» نام برده که در این مراسم سخنرانی کرده است.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, دزدی‌های رژیم, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, مذهب

شما هم چیزی بگو

Aug 09 2016

بختیار کشته شد اما نمرد!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تاریخی,سیاسی ::

رادیوفردا: هیچ ملتی در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخش، به چنین بخت بلندی دست نیافت که ملت ایران. و هیچ ملتی چنین نابخردانه، لگد به بخش خویش نزد که ملت ایران. در عرض فقط سی و هفت روز، ملت ایران به آنچه می خواست رسید. شاه علناً اذعان کرد که «صدای انقلاب» مردم ایران را شنیده و از کردار پیشین اظهار ندامت کرد. قول داد به حاکمیت ملت، نظام پارلمانی دموکراتیک و مبانی مشروطیت بازگردد. او بالاخره راه دموکراتیک را برگزید و بر خلاف نظر برخی از نزدیکانش، به خونریزی دست نزد که ایران را به سرنوشت امروزی سوریه دچار کند. مطیع قانون اساسی مشروطه شد و قدرت و حکومت را به نخست وزیر واگزار کرد و با چشمانی گریان، ایران را ترک گفت. معلوم بود که دیگر بر نمی گردد. شاه، مقام نخست وزیری را به یکی از سر سخت‌ترین مخالفان خود و یکی از وفادارترین رهروان راه مصدق سپرد.

برای کسی که بیست و پنج سال تمام، بغض مصدق و غیض به او را در دل انباشته بود، چنین تصمیمی نشانه آشکار شکست سیاسی شاه بیمار بود که همین، بزرگترین ضربه روانی راهم به او وارد ساخت. اتفاقاً در همین تراژدی‌های شکسپیری است که ژرفنای کاراکتر اشخاص رو می‌نماید. این است که اگر بتوان شهامت اخلاقی در شاه سراغ گرفت، آن در همین است که او در نبرد درونی با خویشتن، بر انباشته بغض و غیضی که در دل داشت چیره شد و در برابر اراده ملت سر فرود آورد.

***

حال، شاپور بختیار، نخست وزیر مشروطه، جانشین مصدق، بر آمده از پدری از مبارزان بنام جنبش مشروطیت، همو که به دست پدر شاه کشته شده بود. کسی که در جوانی با فاشیسم و نازیسم ستیزیده. فرزانه‌ای با آشنائی عمیق با فرهنگ ایرانی و اروپایی. مردی نجیب و درستکار. آزاده و دموکرات. سال‌ها زندانی همین شاه. حال اوست که می بایست رشته گسسته نهضت ملی ایران را بهم بپیوندد. در عرض فقط سی و هفت روز، بختیارتوانست شمار مهمی از آرمان‌های دیرینه و سرکوب شده ملت ایران را تحقق بخشد. آنهم در سخت‌ترین شرایط: استقرارمجدد حاکمیت ملی واحیای دموکراسی پارلمانی، استقرارآزادی بیان و آزادی کامل مطبوعات، آزادی اجتماعات، آزادی احزاب، سندیکاهها و سازمان‌های مدنی، اجتماعی و فرهنگی، آزادی همه زندانیان سیاسی، انحلال ساواک و…… همه این شرایط و آزادی‌ها را دولت بختیار تأمین کرد.

پس در این معنا، انقلاب تحقق یافته بود. وآنچه بعد از آن به اسم «انقلاب شکوهمند» انجام شد، «انقلاب» نبود، «ضد انقلاب» بود. یک گزینه دیگر هم وجود دارد و آن اینکه بگوییم ملت ایران برای وصول به این اهداف انقلاب نکرد. هدف انقلاب مردم ایران فقط ایجاد «جمهوری اسلامی» بوده است. چون نمی‌توان منکر این امر شد که صرف نظر از امور دیگر، دوگانه «استقلال و آزادی» در زمان دولت بختیار کاملاً تأمین بوده است.

پس می ماند: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر». به اضافه یکی دو تا طرح‌هایی از جنس فکاهی مثل «دیکتاتوری پرولتاریا» و رویکرد اسلامی آن: «جامعه بی‌طبقه توحیدی» که همگی در نهایت از یک جنس بودند و در جمهوری اسلامی مستحیل شدند.

باز اگر به هر دلیل نخواهیم واژه‌های «انقلاب» و «ضد انقلاب» را به کار ببریم، گزینه آخر آنکه بگوییم ما شاهد دو انقلاب بوده‌ایم: یکی «انقلاب ملی» که توسط بختیار انجام گرفت با همکاری اجباری شاه و دیگری «انقلاب اسلامی» توسط خمینی با همکاری افتخاری مهدی بازرگان.

پس از خروج شاه این گزینه به واقعیت نزدیک‌تر شد. رویارویی «شاه و خمینی» موضوعیت خود را از دست داد و به رویارویی « بختیار و خمینی » تبدیل شد. اسناد منتشر شده، اعلامیه‌ها و روزنامه‌ها و بده بستان‌های آن زمان همه گواهی می‌دهند که پس از خروج شاه، پیکان حملات خمینی، کریم سنجابی، حزب توده و سایر گروه‌های چپ و راست متوجه بختیار است. به موازات همین روند، نقشه واژگون کردن دولت بختیار و خنثی کردن ارتش، دو محور اصلی تبانی‌های بازرگان و پیشکارش، ابراهیم یزدی را با آمریکایی‌ها تشکیل می‌دهد.

ترس از موفقیت بختیار و کوشش همه جانبه برای شکست او، به این گروه‌ها و اشخاص محدود نمی‌شود. آقای ابوالحسن بنی صدر هم با آگاه شدن از خبر آمدن احتمالی بختیاربه نوفل لوشاتو و ملاقاتش با خمینی شدیداً نگران می‌شود. ایشان به زبان خود واقعه را در کاست‌هایی که چند سال پیش بی‌بی سی تحت عنوان “صدای انقلاب” منتشر کرد، شرح می‌دهد. شرح واقعه به طور خلاصه و با نقل به مضمون این چنین است: «وقتی از این خبر مطلع شدم، بلافاصله به مقّر خمینی در نوفل لوشاتو تلفن کردم و خواستم با احمد (پسرخمینی) صحبت کنم. حدود نیمه شب بود، گفتند خوابیده است. گفتم مسئله مهمی است. بیدارش کنید. گفتند طول می‌کشد. اصرار کردم و گفتم من پای تلفن می‌مانم تا بیاید. طول کشید اما بالاخره آمد. به احمد گفتم هرچهزودتر به پدرت بگو اگر بختیار بیاید، او ماندنی می‌شود و شما رفتنی. نگذارید بیاید».

همه این شواهد نشان می‌دهد که شاه دیگر مسئله اصلی نبوده. هدف، خنثی کردن ارتش و واژگونی دولت بختیار بوده است. حال این بختیار چه کرده بود که همه بر سرش ریختند که واژگونش کنند؟ جرم این پدر کشته آن بود که سّد راه پیروزی «انقلاب اسلامی» شده بود. او بر آن بود تا به جای رژیم شاه، یک نظام ملی، دموکراتیک و سکولار ایجاد کند. اما هنوز هم پس از سی و هفت سال، برای شخصی مثل آقای بنی‌صدر «انقلاب اسلامی» مطرح است که آن را عنوان روزنامه خود قرار داده، منتهی این بار «در هجرت»! با این همه، آقای بنی صدر نقش زیادی در به ثمر رساندن «انقلاب شکوهمند» نداشته و طبق اسناد تا کنون منتشر شده، در ساخت و پاخت‌های ابراهیم یزدی با آمریکایی‌ها نقشی ایفا نکرده و چه بسا از این جریانات اطلاع نداشته است. نقش اصلی را البته خمینی و آخوندهای اطرافش داشته‌اند. اما آنان به تنهایی قادر به قبضه کردن قدرت نبودند. به «محلل» نیاز داشتند. این نقش را مهدی بازرگان و دستیارش ابراهیم یزدی ایفا کردند. البته در آن زمان، اینان نمی‌دانستند که وسیله تطهیری بیش نخواهند بود. برخی تصور می‌کنند اینان از تصادف روزگار به خمینی پیوستند. ابداً چنین نیست. سال‌های سال بود که سودای قدرت در سر می‌پروراندند. سال‌های سال بود که بازرگان روی آخوندها حساب باز کرده بود. پس از فوت آیت‌الله [سید حسین طباطبائی] بروجردی با مرتضی مطهری و محمد بهشتی همدست شد تا در برابر آیاتی مثل [سید محسن] حکیم و [سید محمد رضا] گلپایگانی و [سید محمد کاظم] شریعتمداری که به اعتدال شهرت داشتند، خمینی (نیمه ناشناخته آن زمان) مطرح و بزرگ شود. در پی جلسات متعدد درمحل «شرکت انتشار»، کتاب معروف «مرجعیت و روحانیت» منتشر شد. هدف واقعی نشر این کتاب، لوث کردن مرجعیت آیت‌الله حکیم از راه پیش کشیدن تز «مرجعیت شورایی» بود. سپس با تأسیس «نهضت آزادی» در برابر «جبهه ملی» کوشیدند در برابر نیروهای ملی و سکولار، نیروهای مذهبی را سازماندهی کنند (ملی ـ مذهبی). آنگاه با شرکت عملی در بلوای پانزده خرداد و آن اعلامیه ننگین و ارتجاعی، در حقیقت خمینی را در برابر مصدق علم کردند. حتی در جلب رضایت مرتجع‌ترین آخوندها تا آنجا پیش رفتند که در کوبیدن علی شریعتی (که او شیعه علوی بدون آخوند «تزویر» می‌خواست) بازرگان با مرتضی مطهری همدست شد و آن بیانیه را امضا کرد. و حال آنکه وقتی صدای پای آمدن نعلین را شنید، از امضای نامه معروف به شاه (سنجابی، فروهر، بختیار) سرباز زد. و مسائل دیگر که تحلیل‌های دیگری را می‌طلبند.

***

روز شانزدهم بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت، بازرگان حکم نخست‌وزیری موقتش را گرفت. از کی؟ از آخوندی که می‌گفت: «من توی دهن این دولت (بختیار) می‌زنم. من دولت … تعیین می‌کنم». خمینی او را « بر حسب حق شرعی و قانونی…»اش منصوب کرد تا همانطور که در حکم آمده، با انجام رفراندم، نظام «جمهوری اسلامی» را مستقر سازد. «حق شرعی» به جای خود، «حق قانونی» از کدام قانون نشئت گرفته بود؟ کسی سؤال نکرد. و چه افسوس که در آن لحظه انتصاب، بازرگان از خود نپرسید: آیا شاه در ایران است؟ آیا چیزی از رژیم شاه باقی مانده است، جز ارتش که حفاظت تمامیت کشور را بر عهده دارد؟ آن نخست‌وزیر که در کاخ نخست‌وزیری نشسته، چه کسی است؟ و آن عکس بزرگ پشت سر آن نخست‌وزیر عکس کیست؟‌ای کاش بازرگان لحظه‌ای به نگاه آن پیرمرد توی عکس توجه می‌کرد. چه بسا، از قبول آن حکم شرم‌آور سر باز می‌زد! اما نه، خیال می‌کرد اوست که بالاخره پس از سال‌ها حبس و انتظار قدرت را به دست خواهد گرفت. حتی به اندرز یار دیرینه‌اش، آیت‌الله سیدمحمود طالقانی گوش نکرد.اصلاً این بار استخاره هم نکرد. و شد آنچه شد. ارتجاعی‌ترین انقلاب جهان به ثمر رسید. همه انقلاب‌ها خونین بوده‌اند. چه انقلاب انگلیس، چه انقلاب فرانسه، چه انقلاب روسیه و چه انقلاب چین. اما همه این انقلاب‌ها، هر چه بودند، به سوی جلو حرکت می‌کردند، جز انقلاب اسلامی در ایران که هدفش رجعت به هزار و چهارصد سال پیش است.

***

پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» و آشکار شدن بلایی که بر سر ایران و مردم ایران آورده‌اند، جانشینان و هواداران رنگارنگ بازرگان و دارودسته‌اش، برای رفع مسئولیت، ترفندهای مختلفی به کار برده‌اند: «خود شاه مقصربود»، «دیر شده بود»، «کشور دست توده‌ای‌ها می‌افتاد، تجزیه می‌شد….» و از این قبیل. از جمله ظریف‌ترین این ترفندها، شکستن کاسه و کوزه بر سر علی شریعتی است. با تردستی و ساختن عناوینی نظیر «معلم انقلاب» و بزرگنمایی نقش او در تحقق انقلاب، عملاً شریعتی را عامل انقلاب معرفی می‌کنند. در این شک نیست که افکار شریعتی (که من با کلیت آنها مخالفم) در انقلابی شدن بخش قابل توجهی از جوانان مسلمان تأثیر داشته. همچنانکه عقاید کارل مارکس در انقلاب بلشویک. اما در تحقق این دو انقلاب، اینان، هیچگونه نقش عملی نداشته‌اند. شخص متوفی که نمی‌تواند انقلاب بکند! شریعتی از زیر خاک نمی‌توانست خمینی را از نجف به پاریس واز پاریس به تهران بیاورد ودر زد و بند با آمریکایی‌ها و خنثی کردن ارتش نقش ایفا کند.

***

اکنون، سی و هفت سال از آن سی وهفت روز می‌گذرد. پنجم ماه اوت آینده، بیست و پنجمین سال قتل بختیار است. به دست عمال جمهوری اسلامی. بختیار کشته شد اما نمرد. هرچه زمان به پیش می‌رود، حقانیّت بختیار عیان‌تر می‌شود. هوادارانش بیشتر و نامش پر آوازه‌تر. درست به عکس، با گذر زمان، روز به روزعمق نقش ویرانگر «ملی ـ مذهبی»ها در جا انداختن جمهوری اسلامی آشکارتر می‌شود. فرق است بین کسی که تجربه و آگاهی عمیق از فاشیسم و نازیسم دارد و کسی مثل مهدی بازرگان که مرشد فکری‌اش یک بیولوژیست نازی است به نام آلکسیس کارل!

کلام آخر آنکه در سال ۱۹۱۹ میلادی، وثوق‌الدوله [حسن وثوق] قراردادی با مقامات انگلستان بست. هرچند آن قرارداد عملی نشد، اما پس از گذشت حدود صد سال، عاقد آن قرارداد هنوز در ذهنیت مردم ایران، «خائن» تلقی می‌شود. این با جوانان و نسل‌های آینده ایران است که خود نام بایسته‌ای برای تبانی‌کنندگان با آمریکایی‌ها و جااندازان رژیم خمینی برگزینند.

———————————————————————————————

* نظرات نویسنده در این مقاله الزاما بازتاب دهنده دیدگاه‌های رادیو فردا نیست.

برچسب‌ها: انقلاب, تاریخی, سیاسی, شاپور بختیار

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

اسراییل به پرداخت یک میلیارد و 200 میلیون دلار به ایران محکوم شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی ::

فرارو: دادگاهی در سوئیس ضمن رد فرجام‌خواهی یک شرکت صهیونیستی علیه شرکت ملی نفت ایران،‌ آن را به پرداخت بدهی‌اش به ایران محکوم کرد.

به نوشته روزنامه هاآرتص، دادگاهی در سوئیس، درخواست فرجام‌ شرکت نفتی ترنس آسیاتیک اسرائیل علیه شرکت ملی نفت ایران را رد و اعلام کرد که این شرکت اسرائیلی باید یک میلیارد و 200 میلیون دلار بدهی‌اش به ایران را که مربوط به پرونده‌ای در دوران شاه مخلوع ایران است، پرداخت کند.

هاآرتص در ادامه نوشت: این پرونده قضایی جدیدترین دور از جدال حقوقی میان ایران و اسرائیل در طول 37 سال بر سر انتقال نفت و شراکت در بازاریابی است که دو طرف پیش از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979 ایجاد کرده بودند.

حکم پرداخت این بدهی در پی یک مناقشه حقوقی قدیمی میان ایران و اسرائیل بر سر درآمدهای حاصل از احداث خط لوله نفت مشترک صادر شده است که به زمان پیش از انقلاب بازمی‌گردد.

به گزارش ایسنا، این سرمایه‌گذاری مشترک میان ایران و اسرائیل، که در دوران شاه (معدوم) ایران در سال 1968 آغاز شد، در واقع طرحی برای فروش نفت ایران به اروپا از طریق اسرائیل بود. این نفت از ایران به بندر “ایلات” و سپس از طریق خط لوله ترنس اسرائیل که به تازگی احداث شده بود، به بندر اشکلون در ساحل مدیترانه منتقل می‌شد.

پس از انقلاب اسلامی و در پی تبدیل شدن ایران از یک هم‌پیمان به دشمن اسرائیل، دارایی‌های ایران مصادره شد و اسرائیل این خط لوله مشترک را ملی اعلام کرد.

بر اساس این گزارش، ایران سه دادخواه را در دادگاه‌های بین‌المللی سوئیس و فرانسه مطرح کرد تا بتواند سهم خود را از درآمدهای حاصل از تداوم فعالیت‌های این خط لوله که میلیاردها دلار برآورد می‌شود و هم‌چنین دارایی‌های ایران که ملی اعلام شده بودند، دریافت کند.

برچسب‌ها: اسرائیل, اقتصادی, ایران, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

اعلام لغو کنسرت با پخش اعدام روی آنتن (+ عکس)

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::


عصرایران: تصویر سه مرد حلق‌آویزشده از دار مجازات که در حال جان‌کندن بودند، دادستان مشهد که در حال صحبت با خبرنگاران است و زیرنویسی که در آن نوشته شده: «لغو موقت کلیه کنسرت‌ها در خراسان رضوی/ دادستان خراسان رضوی خبر داد». پخش چنین تصویری از اخبار ساعت١٠ شبکه سه جمعه‌شب، ١٥ مرداد، برای خیلی‌ها شوکه‌کننده و عجیب بود.این تصاویر روی خبری گذاشته شد که در آن، گوینده خبر مشغول خواندنش بود.

خبری به این شرح: «غلامعلی صادقی، دادستان مشهد گفت: دادگستری استان خراسان رضوی تصمیم گرفت برای پیشگیری از آسیب‌های موجود، فعلا کنسرت‌ها اجرا نشوند تا زمانی‌که در شورای فرهنگ عمومی استان خراسان رضوی، موضوع مطرح و چارچوبی برای برگزاری کنسرت مشخص شود».
اعلام لغو کنسرت با پخش اعدام روی آنتن!
به گزارش شرق، این بخش خبری بلافاصله بعد از بازی فوتبال پربیننده دو تیم استقلال تهران و صنعت نفت آبادان از تلویزیون پخش شد. بخش خبری‌ای که تنها یک شب پیش، خبر اجرای کنسرت شهرام ناظری و پسرش حافظ ناظری را روی تصاویری از اجرای آنها پخش کرده و با استقبال مواجه شده بود.بلافاصله پس از انتشار این خبر روی آن تصاویر عجیب اعدام، واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها آغاز شد. بسیاری از ترس و حیرتشان نوشتند و برخی به‌شدت از آن انتقاد کردند.

یکی از بینندگانی که این صحنه را دیده بود، درباره‌اش نوشت: «این اتفاق در ساعت پربیننده شبکه سه، افتاد، بعد از بازی استقلال، قبل از ویژه‌برنامه المپیک و حداقل ٢٠ ثانیه این صحنه روی آنتن بود». کاربری دیگر هم دراین‌باره در توییترش چنین نظری نوشت: «صداوسیما لحظه جان‌دادن جانوران در فیلم‌های راز بقا را حذف می‌کند، ولی در پربیننده‌ترین ساعت پخش، روی خبر لغو کنسرت، تصویر اجساد آویزان اعدامی‌ها را نشان می‌دهد».

اما اصل داستان چه بود؟ آیا پخش این تصاویر هدفمند بوده یا صرفا اشتباهی سرزده از مسئولان بخش خبر شبکه سوم؟ «شرق» تلاش کرد در همین زمینه با شهرام وثوقی، مدیر کل اخبار سیما حرف بزند و نظر او را جویا شود، اما وی در پاسخ به تماس اول ما اعلام کرد، در جلسه است و گفت دو ساعت دیگر زنگ بزنید، در زمان وعده داده شده، با او تماس گرفتیم، اما تلفن را پاسخ نداد. بااین‌حال یکی از کارکنان صداوسیما که در بخش خبر سیما کار می‌کند، دراین‌باره می‌گوید: «تا جایی که من می‌دانم، پخش این تصاویر بیشتر یک گاف و اشتباه از سردبیر آن بخش خبری بوده است؛ یعنی عامدانه نبوده و متوجه نشده‌‌اند چه چیزی را دارند پخش می‌کنند، درباره این موضوع در گروه‌های تلگرامی بچه‌های بخش خبر صداوسیما هم بحث شد و طبق خبری که من دارم مدیرکل هم به‌شدت از این موضوع شاکی است».

بااین‌حال تصاویر پخش‌شده اعدامی‌ها از شبکه سه مربوط به چه ماجرایی است؟ بنا بر آنچه در این تصاویر دیده شد، صحنه پخش‌شده، بخشی از یک مراسم اعدام در ملأعام است که در آن سه نفر که یکی از آنها لباسی قرمزرنگ به تن دارد، به دار مجازات آویخته شده‌‌اند و در گوشه سمت چپ تصویر هم نوشته‌ای به چشم می‌خورد با این متن «اجرای حکم سارقان…» بررسی اخبار این روزهای مشهد نشان می‌دهد، نه دیروز و روز قبل از آن، بلکه دست‌کم در چند ماه اخیر هم هیچ حکم اعدامی در ملأعام در این شهر اجرا نشده است. با جست‌وجوی همین عبارت در موتورهای جست‌وجوی اینترنتی و تطبیق تصاویر پخش‌شده با عکس‌هایی که دراین‌باره هست معلوم می‌شود آنچه روی تصاویر خبر لغو کنسرت‌ها در خراسان رضوی پخش شد، صحنه‌ای از اعدام سه سارق مسلح است که یک سال و دو ماه پیش در خرداد سال ٩٤ در مشهد اعدام شدند. آنها سه سارق مسلح بودند که دست به سرقت‌های خشن در سطح شهر مشهد زده بودند و براساس خبرهای منتشرشده اقدامات مجرمانه خود را از سال ١٣٨٣ و با سرقت خودرو از استانی دیگر آغاز کردند و پس از آن با تهیه انواع سلاح‌های گرم، نارنجک و بمب دستی به سرقت‌های مسلحانه از طلافروشی‌ها روی آوردند. این سه محکوم که سال ١٣٩٠ در مشهد دستگیر شدند به ارتکاب ١٩ فقره سرقت به عنف اعتراف کردند که ١٣ فقره آن مسلحانه بوده و در جریان اقدامات خشن خود یکی از طلافروشان را در خیابان مسلم مشهد به قتل رساندند و فرد دیگر را نیز هنگام ارتکاب جرم با شلیک گلوله مجروح کردند. محکومان این پرونده که در انجام برخی سرقت‌های مخوف از چادر زنانه عربی استفاده می‌کردند، به ارتکاب جرائمی مانند گروگان‌گیری، آدم‌ربایی، قتل، سرقت‌های مسلحانه و… پرداخته بودند.

اکبر نصراللهی استاد ارتباطات و مدیرکل سابق نظارت بر اخبار صداوسیما، در همین رابطه در گفت‌وگویی می‌گوید: «من به صورت دقیق اطلاع ندارم که چرا این تصاویر روی چنین خبری پخش شده است، اما هر دلیلی که داشته باشد، غیرقابل‌قبول و عجیب و مغایر با شأن فرهنگ‌سازی و حرفه‌ای رسانه ملی بود، ماجرا این است که رسانه‌ای مثل صداوسیما حتی نباید چنین تصویری را برای خود خبر اعدام همین افراد هم پخش می‌کرد، در این ماجرا دو اتفاق افتاد؛ ابتدا اینکه تصویر منتشرشده با متن خبری که در حال پخش‌شدن بود، اصلا با همدیگر تطابق نداشت و هم‌خوان نبود، دوم اینکه ما حق نداریم تصاویر خشونت‌بار را به این شکل برای مخاطب عام پخش کنیم. به اعتقاد من اگر این تصاویر آگاهانه و تعمدی پخش شده، نشان‌دهنده ضعف نظارتی است و اما اگر رسانه تا این حد از ضعف حرفه‌ای رنج می‌برد، آقای علی عسگری باید در دوره جدید، در زمینه نیروی انسانی سیاست و تدبیر کند؛ در هر صورت این اتفاق بسیار عجیب بود، هرچند غیرمعمول نیست که در رسانه‌های ما از جمله در تلویزیون تصاویری پخش شده که مغایر با اصول دینی، حریم خصوصی و امنیت ملی بوده است، بااین‌حال اگرچه من نمی‌دانم پخش این تصاویر ناشی از چه چیزی بوده است، اما به نظرم، هم فیلم‌برداری که این تصاویر را گرفت، هم آن دبیر استانی که این تصویر را به مرکز فرستاده و هم در مرکز آن مسئولان و دبیرانی که این تصویر را انتخاب و پخش کرده‌‌اند، کار نادرست و اشتباهی انجام داده‌اند».

مدیرکل سابق نظارت بر اخبار صداوسیما در ادامه در رابطه با اصول و قواعد علمی پخش تصاویر از رسانه‌های تلویزیونی می‌افزاید: «در رسانه، مدیریت فقط بر افراد و تجهیزات نیست بلکه یکی از شاخه‌های مهم مدیریت، مدیریت تصاویر است و تمامی نکات و تکنیک‌هایی که در مورد گزینشگری موضوع، جملات، کلمات و… وجود دارد، در مورد تصاویر هم مصداق دارد. یکی از حساس‌ترین بخش مدیریت تصاویر هم مدیریت تصاویر خشن است. در این خبر دادستان در حال صحبت درباره خبری با موضوعی فرهنگی است درحالی‌که پشت‌سر او تصاویر اعدام است، این یعنی اینکه لوکیشن خبر با اصل خبر در تعارض است، محتوا و اصل خبر با هم تعارض دارند، در این خبر روی موضوعی فرهنگی، تصویری مرتبط با مسائل جنایی یا امنیتی گنجانده شده که خیلی عجیب است، درمجموع معتقدم این کار اگر ناشی از ضعف تخصصی یا غفلت باشد یا عامدانه، در هر صورت اصلا قابل‌قبول نیست».

به گفته نویسنده کتاب «راهنمای پوشش خبری» بررسی‌ها نشان می‌دهد در چندروز گذشته هیچ اعدامی در خراسان اتفاق نیفتاده و ظاهرا تصاویر آرشیوی دادستان در حال صحبت موقع اعدام در گذشته روی خبر مربوط به کنسرت پخش شد، اما انتشار تصاویر آرشیوی هم ملاحظات خاص خود را دارد و رسانه مجاز نیست چون تصاویر آرشیوی است، هر تصویر نامرتبطی را، آن‌هم بدون نوشتن واژه آرشیو روی تصویر پخش کند. نصراللهی استفاده از تصاویر آرشیوی را به دلایل مختلف از جمله ضرورت سرعت در انتشار، دوربودن محل وقوع رويدادها از ايستگاه تلويزيوني، اجازه‌نداشتن برای تهيه تصوير و امکان حضورنداشتن در محل رويداد را در رسانه‌ها عادی دانست، اما تصریح کرد این دلایل به رسانه‌ها مجوز نمی‌دهد از «تصاوير آرشيوي نامرتبط» با موضوع و اشخاص، آن‌هم در ایام ولادت امام‌رضا(ع) امام رئوف، استفاده کنند.

برچسب‌ها: اعدام, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

سناتور تندروی جمهوریخواه: ایمیل هیلاری کلینتون شهرام امیری را به کشتن داد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,سیاسی ::

عصرایران: وب سایت افشاگر ویکی لیکس هزاران ای میل از کلینتون را منتشر کرده است که چند ای میل مربوط به مکاتبات مشاوران و معاونانش با او درباره شهرام امیری است.
یک سناتور جمهوریخواه آمریکایی در اظهاراتی گفت اهمال هیلاری کلینتون نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در چگونگی حفظ و حراست از اسناد طبقه بندی شده دولت آمریکا،منجر به اعدام شهرام امیری کارشناس هسته ای ایران شده است.

به گزارش عصر ایران به نقل از تارنمای خبری ” نیوز مکس” تام کاتن سناتور جمهوریخواه آمریکایی در مصاحبه با برنامه ” face the nation” شبکه خبری سی بی اس آمریکا در روز یکشنبه این ادعا را مطرح کرده است.

این سناتور جمهوریخواه به سی بی اس گفت : بی دقتی و اهمال کلینتون در حفاظت از ای میل هایش نشان می دهد او شایستگی احراز سمت ریاست جمهوری آمریکا را ندارد.

سناتور جمهوریخواه : اهمال هیلاری کلینتون شهرام امیری را به کشتن داد

گفتنی است وب سایت افشاگر ویکی لیکس هزاران ای میل از کلینتون را منتشر کرده است که چند ای میل مربوط به مکاتبات مشاوران و معاونانش با او درباره شهرام امیری است.

در برخی از این ای میل ها معاونان کلینتون در سال 2010 درباره شهرام امیری نقطه نظرات خود را به کلینتون منتقل کرده اند که بر حسب ظاهر نشان می دهد امیری آن گونه که پس از بازگشت به ایران اذعان کرده بود، از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) ربوده نشده بلکه با برنامه ریزی قبلی از کشور خارج و به آمریکا رفته است.

در این میل ها برخی از معاونان و مشاوران وزیر امور خارجه وقت آمریکا مطالبی را درباره امیری خطاب به کلینتون می نویسند که نشان می دهد او از سفر به آمریکا پشیمان شده و می خواهد به ایران بازگردد.

کاتن در این باره به سی بی اس گفت: من نمی خواهم درباره این که این دانشمند هسته ای ایران چه خدمتی برای آمریکا انجام داده یا نداده است قضاوت کنم، اما در ای میل های کاری که از سرور شخصی کلینتون به سرقت رفته و افشا شده است مشاوران کلینتون صحبت هایی با او درباره این دانشمند ایرانی داشته اند.

کاتن افزود: این نشان می دهد چه قدر کلینتون بی پروایانه و با بی دقتی این قبیل اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده را در سرور شخصی خود قرار داده است و من فکر می کنم کلینتون همان رییس جمهوری نیست که برای امنیت آمریکا مناسب است.

این سناتور جمهوریخواه در ادامه با اعلام حمایت از دونالد ترامپ گفت در صورتی که مردم آمریکا یک نامزد جمهوریخواه را انتخاب کنند این کشور دوباره قوی و امن خواهد شد.

او همچنین در ادامه این مصاحبه با باج خواندن پرداخت 400 میلیون دلار از سوی دولت آمریکا به ایران، این اقدام دولت اوباما را غیر عاقلانه خواند.

کاتن از مخالفان جدی توافق هسته ای با ایران است . اوهمان سناتوری است که نامه معروف 47 امضایی سناتورهای جمهوریخواه خطاب به مقامات ایران را نگارش کرده بود و در آن تهدید کرده بود توافق هسته ای تنها با یک امضای رییس جمهور بعدی آمریکا می تواند لغو شود.

برچسب‌ها: آمریکا, اعدام, امنیتی, شهرام امیری, هیلاری کلینتون

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

جایگاه مُد در جامعه روحانیت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

ایسنا: یک روحانی درباره این‌که گفته می‌شود شهر منچستر انگلیس بزرگ‌ترین تولیدکننده لباس روحانیت در دنیاست، گفت: این موضوع شایعه‌ای بیش نیست، دروغ محض و یکی از تهمت‌هایی است که به روحانیت می‌زنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد پیکری در گفت‌وگو با ایسنا درباره لباس روحانیت، اظهار کرد: برخی افراد در دوره‌ای برای درمان به انگلستان می‌رفتند و از آنجا که این کشور، زمانی بزرگ‌ترین تولیدکننده پارچه در دنیا بوده است، پارچه می‌خریدند و به قم می‌آوردند تا برای‌شان لباس بدوزند. این موضوع که منچستر بزرگ‌ترین تولیدکننده لباس روحانیت است، مدتی سر زبان‌ها افتاد، در حالی که پارچه و لباس از نجف و قم تهیه می‌شود و پارچه‌ها انگلیسی نیستند.

مدیر مدرسه علمیه امام علی ابن ابیطالب (ع) ادامه داد: در حال حاضر به‌دلیل تکنولوژی‌ای انگلستان در صنعت بافت، بهترین و گران‌ترین پارچه‌ها به این کشور متعلق است؛ اما از نظر اقتصادی، بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لباس در دنیا، به‌جز لباس روحانیت، ترکیه و چین هستند.

او توضیح داد: بهترین و بیشترین عباها از نظر کیفیت و کثرت در نجف و کربلا تولید و در قم توزیع می‌شود. پارچه عمامه نیز جنس‌های مختلفی دارد؛ اما بهترین جنس آن هندی است که چون نازک و خنک است، هنگامی که بر سر بسته می‌شود، اذیت نمی‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری همچنین درباره استفاده روحانی‌ها از عطری به نام «تیروز» اظهار کرد: در اوایل انقلاب، استفاده از عطر «تیروز» بین انقلابیون متدین مُد شد و هیچ‌کسی هم نمی‌دانست این عطر در کدام کشور تولید می‌شود. برخی نیز با این‌که خیلی دین‌دار بودند، از این عطر خوش‌شان نمی‌آمد و با مُد هم مخالف بودند.

لباس روحانیت در معارف دینی ریشه ندارد

این مدرس دانشگاه در پاسخ به این‌که آیا مُد در جامعه روحانیت جایگاهی دارد؟ توضیح داد: مُد برای انسان است و به معنای عرف است که گاهی وارداتی یا خودساخته می‌شود و گاهی هم به‌تدریج با توجه به دقت مردم، به رفتار آن‌ها وارد می‌شود. مد به قشر خاصی اختصاص ندارد و بسیاری از مردم دنیا در لباس، تابع مُد هستند و این موضوع با کسی که خودش را برای مد می‌کُشد، فرق می‌کند. اگر کسی گرفتار مد شود عیب است.

او بیان کرد: لباس روحانیت در معارف دینی ریشه ندارد، بلکه در تاریخ متدینان ریشه دارد؛ بین دین و متدینان نیز تفاوت وجود دارد، مثل این‌که بین علم پزشکی و پزشکان فرق باشد. برخی رفتارها در میان پزشکان وجود دارد که در اصل علم پزشکی نیست. برای مثال، مدل نسخه نوشتن یا وقت دادن به بیماران در علم پزشکی نیست، اما در سنت‌های پزشکان وجود دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری با بیان این‌که لباس روحانیت در رفتار اهل علم ریشه دارد، افزود: لباس روحانیت جرییاتی دارد که «ملیتی» است و بین روحانی شیعه ساکن لبنان با روحانی شیعه ساکن ایران تفاوت می‌کند، گرچه هر دو روحانی قبا، عبا و عمامه دارند، اما مدل لباس پوشیدن آن‌ها متفاوت است.

مدیر مدرسه علمیه امام علی ابن ابیطالب (ع) درباره رنگ لباس روحانیت نیز توضیح داد: رنگ لباس روحانیت هم به همین شکل است؛ بخشی از رنگ لباس‌ها به روحانیت اختصاص ندارد و شامل همه مردم می‌شود و توصیه دین است. در دین توصیه شده که بیشتر از لباس سفید استفاده شود و مکروه است کسی با لباس‌هایی که از فرق سر تا نوک پا مشکی است، نماز بخواند.

او با بیان این‌که بهتر است با لباس سفید نماز بخوانیم، اظهار کرد: این رنگ و دخالت آن در لباس به روحانیت اختصاص ندارد و به همه‌ی مردم مربوط است؛ چه روحانیت و چه غیر روحانیت باید در پوشش خود و انتخاب رنگ، فرهنگ عمومی کشور را رعایت کنند. خلاف فرهنگ عمل کردن، یعنی خلاف ذائقه‌ی مردم رفتار کردن. مردم در استانی مانند گیلان، لرستان و مازندران تنوع رنگ را می‌پسندند و اگر کسی از رنگ‌های شاد استفاده کند، عرف محسوب می‌شود و مشکلی هم ندارد؛ اما این موضوع را مردمی که در شهر زندگی می‌کنند، نمی‌پسندند.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری گفت: ما بین روحانیت، کسانی را داشتیم که به مدارج بالای اجتهاد و حتی مرجعیت رسیدند، اما عمامه بر سر نمی‌گذاشتند و فقط هنگام نماز، به پیروی از پیغمبر (ص) این کار را می‌کردند. مرحوم آقا رحیم ارباب هم عبا داشت و کت بلند بر تن می‌کرد، اما به جای عمامه، کلاه بر سر می‌گذاشت و هنگام نماز خواندن به جای کلاه، دور سرش عمامه می‌پیچید.

تفاوت لباس زنان و مردان روحانی

این مدرس دانشگاه همچنین درباره تفاوت لباس زنان و مردان، اظهار کرد: لباس روحانیت برای مردان روحانی به مرور زمان نماد شده است. البته رأی‌گیری، انتخابات یا آیه و حدیثی که پشتوانه آن باشد، وجود نداشته و این اتفاق به‌تدریج افتاده است؛ اما زنان طلبه مانند زنان غیرطلبه لباس می‌پوشند و اتفاقا این موضوع به اصالت نزدیک‌تر است، چون لباس، سواد نمی‌آورد.

او افزود: قرن‌ها پیش، استفاده از لباس مخصوص به قاضی‌ها تکلیف شده بود، سپس علما از مدل کلاه و دستمالی که قاضی‌ها به‌سر می‌بستند، استفاده می‌کردند. نوع لباسی که قاضی‌ها می‌پوشیدند با دیگران متفاوت بود. بعدها اهل علم مانند قاضی‌ها لباس پوشیدند و کم‌کم لباس اهل علم جدا شد. در حال حاضر در کشورهای اروپایی، شخصی که قاضی است فقط هنگامی که می‌خواهد در دادگاه بنشیند، لباس مخصوص قضات را به تن می‌کند. کسی که قاضی است به‌دلیل آن‌که می‌خواهد حکم کند، مانند حاکمان لباس بر تن می‌کند، این موضوع کم‌کم به علما نیز سرایت کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری اضافه کرد: در حال حاضر لباس روحانیت به‌دلیل نماد بودن در فرهنگ عمومی جامعه، قابل احترام است. نماد باطنی به نام دین است. هرچند مهم‌تر از فرم و تاریخچه لباس، رفتار صاحب لباس است. اگر کسی می‌خواهد درباره لباس روحانیت صحبت کند، باید بیشتر به این جنبه بپردازد که روحانی هم یک انسان است و یک انسان حق زندگی دارد و حق دارد با خانواده‌اش تفریح کند.

اگر یک روحانی لباس روحانیت نپوشد، گناه کبیره نکرده است

مدیر مدرسه علمیه امام علی ابن ابیطالب (ع) اظهار کرد: اگر زمانی که یک روحانی با خانواده‌اش بیرون می‌رود، لباس روحانیت نپوشد، گناه کبیره نکرده، چون این لباس، نماد صنفی آن فرد است. حتی اگر با لباس رسمی خود، به صف نان هم برود، باز هم اشکالی ندارد. چیزی که ماجرا را حساس می‌کند، رفتارهاست.

او افزود: جامعه‌ی ما و قشر روحانیت رفتار متقابلی با هم دارند که هر دو باید رفتارشان را نسبت به کامل شدن تعالی ببخشند. مردم باید بدانند روحانی یک انسان است و هنگامی که لباس رسمی به تن دارد نباید کاری کند که برای دین بد شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری درباره این‌که لباس روحانیت چطور در برابر سرما و گرما مقاومت می‌کند، توضیح داد: در زیر قبا، جلیقه‌ای است که زیر آن نیز لباسی بلند و روی آن، عبا می‌پوشند و جلوی سرما گرفته می‌شود. اگر به جای یک لباس کلفت، سه لباس نازک بپوشیم، در حقیقت پنج لایه ایمنی ایجاد کرده‌ایم، زیرا بین سه لباس، دو لایه هوا قرار می‌گیرد.

این مدرس دانشگاه اظهار کرد: لباس روحانیت روی اصولی دوخته می‌شود، مثلا زیر بغل لباس روحانیت کمی باز است، اما برخی فکر می‌کنند که پاره است، در حالی که آن روزنه‌ای است که در تمام قباها وجود دارد. زمانی که لباس بلندی دوخته می‌شود، به ورود و خروج هوا نیاز دارد. این موضوع به لباس روحانیت اختصاص ندارد و لباس‌های بلند در همه جای دنیا از جمله لباس کشیش‌ها، خاخام‌ها و حتی لباس رسمی شب برای خانم‌ها نیز چنین است؛ اما خیاط‌ها براساس فرمول‌های خود، آن را می‌دوزند و روزنه‌ای برای ورود و خروج هوا قرار می‌دهند.

او بیان کرد: لباس رسمی روحانیت که در فرهنگ ما وجود دارد، شامل عبا، قبا و عمامه است. گاهی برخی روحانی‌ها به جای قبا، از لباده استفاده می‌کنند که فرقش با قبا این است که قبا دگمه دارد، اما لباده دگمه ندارد، یقه‌ی قبا بسته نیست، اما یقه لباده تا بالا بسته است. گاهی در فصل زمستان، لباده را روی قبا می‌پوشند و به عنوانی بالاپوش حساب می‌شود.

مدیر مدرسه علمیه امام علی ابن ابیطالب (ع) اظهار کرد: روحانی‌ها در زمان قدیم، شالی دور کمر می‌بستند. بعدها آن شال، شاخصه فکری فرد شد که برخی از آن‌ها عرفا و صوفی‌ها بودند. در اشعار عرفانی هم به آن اشاره شده، ولی حالا ما آن شال را نمی‌بندیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیکری گفت: مهم‌تر از لباس روحانیت، اخلاق و رفتار روحانی‌هاست و در روز قیامت، آدم‌ها را به رفتارشان می‌شناسند. در روز حساب، ما را به‌دلیل کم بودن پارچه عمامه مورد پرسش قرار نمی‌دهند، بلکه از این‌که از عمامه روی سرمان به نفع دین، مردم یا خودمان چه استفاده‌ای کردیم، مورد پرسش قرار می‌دهند.

ایسنا – کبریا حسین‌زاده

برچسب‌ها: سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

مامور سابق ضد تروریسم سیا: شهرام امیری تنها مورد نیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: فیلیپ جرالدی مامور سابق مبارزه با تروریسم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا – سیا – به بی‌بی‌سی فارسی گفت شهرام امیری وقتی برای مراسم حج به عربستان رفته بود به میل خودش با ماموران سازمان اطلاعات عربستان و آمریکا تماس گرفت و به هیچ وجه ربوده نشده بود.

آقای جرالدی در سال ۲۰۱۰ هم درباره ماجرای آقای امیری صحبت کرده و گفته بود با ماموران سیا که در این پرونده درگیر هستند در تماس بوده است.

او گفت در واقع دستگاه‌های اطلاعاتی عربستان و آمریکا امکان سفر آقای امیری به آمریکا را فراهم کردند و اینکه او ربوده شده “داستانی تخیلی” بوده است:

Image copyright Getty

“او داوطلبانه و به میل خودش به آمریکا اطلاعات داد اما اینکه چقدر این اطلاعات صحت داشتند معلوم نیست.”

آقای جرالدی گفت برای دستگاه‌های اطلاعاتی این که کسانی داوطلبانه اطلاعاتی در اختیار سازمان‌های امنیتی کشور دیگری بگذارند و حتی به این کشورها سفر کنند و بعدا به دلایلی از جمله به خاطر خانواده تغییر عقیده بدهند، اتفاقی غیرعادی نیست و “من فکر می‌کنم آقای امیری هم بعد از اینکه به آمریکا آمد تغییر عقیده داد.”

او همچنین درباره انتشار خبر پرداخت پنج میلیون دلار از طرف آمریکا به شهرام امیری گفت:

“سیا خبر پرداخت پنج میلیون دلار به آقای امیری را به خبرگزاری آسوشیتدپرس درز داد. این مبلغ برای کسی که اطلاعات کمی داشت پول زیادی بود.”

“شاید سیا خیلی جدی با قضیه برخورد کرده بود و من فکر می‌کنم سیا قصد داشت از آقای امیری استفاده کند تا دانشمندان هسته‌ای ایران را که به ترکیه یا دوبی سفر می‌کنند، برای رفتن به آمریکا ترغیب کند.”

آقای جرالدی معتقد است شهرام امیری تنها مورد نیست اما موضوع او به رسانه‌ها کشیده است؛ افراد دیگری هستند که تصمیم مشابهی می‌گیرند اما کسی از آن مطلع نمی‌شود:

Image copyright . Image caption فیلیپ جرالدی مامور سابق مبارزه با تروریسم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا

“من مطمئن هستم که این فهرستی طولانی می‌تواند باشد و تعدادی از دانشمندان، مهندسان و حتی مقامات نظامی ایران که از برنامه هسته‌ای خبر دارند برای دستگاه های اطلاعاتی آمریکا، عربستان و ترکیه کار می‌کنند. این افراد به بیرون سفر می‌کنند و دستگاه‌های اطلاعاتی همیشه برای بهره‌برداری آماده هستند.”

او گفت آقای امیری به دولت امریکا اطلاعات داده بود و برای همه روشن است که این کار تخلف بزرگی است و مجازات سنگینی دارد.

درباره ماجرای شهرام امیری اینجا بخوانید.

درباره فرضیه‌هایی که در مورد آقای امیری مطرح هستند اینجا بخوانید.

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, امنیتی, جاسوس, سیا, سیاسی, شهرام امیری

شما هم چیزی بگو

Aug 08 2016

مذاکرات حقوق بشری با اتحادیه اروپا: برجام ۲؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

رادیوفردا: خبر کوتاه و غیر مترقبه بود. جمهوری اسلامی پذیرفته است گفت‌وگوی حقوق بشری با اتحادیه اروپا داشته باشد. از نظر نگارنده این خبر از لحاظی چند اهمیت دارد و در عین حال خبری شگفت انگیز است:

یکم؛ این خبر نه از طریق رسانه‌ها به بیرون درز کرد بلکه از زبان صادق لاریجانی ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۴ مرداد به جهانیان اعلام شد. این تاریخ تقریبا برابر است با یکمین سالگرد توافق هسته‌ای که در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۴ در وین به دست آمد.

دوم؛ بنا به این خبر نه چنین است که ایران و اتحادیه تصمیم گرفته باشند گفت‌وگوهای حقوق بشری خود را آغاز کنند بلکه طرفین پیشتر از این مذاکرات حقوق بشری را آغاز کرده‌اند ولی خبر آن به رسانه‌ها درز نکرده بود. (از متن خبر دانسته نمی‌شود که طرفین از چند ماه پیش مذاکرات را آغاز کرده‌اند).

آنچه مهم است این که طرفین به طرزی ساکت و محرمانه و بی سر و صدا مذاکراتی را از پیشتر آغاز کرده‌اند. این برای نویسنده یادآور مذاکرات محرمانه هسته‌ای است که در اواخر سال ۹۱ و به دستور آیت‌الله خامنه‌ای به وساطت عمان آغاز شده بود.

سوم؛ بنا به اعلام محمدجواد لاریجانی رییس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، پیشنهاد این مذاکرات، ابتکار اتحادیه اروپا و نه ابتکار ایران بود. در خبرها آمده بود که در دیدار کاترین اشتون و فدریکا موگرینی (نمایندگان پیشین و کنونی اتحادیه اروپا) از تهران موضوع اولویت داشتن مسائل حقوق بشری در رأس نگرانی‌های اتحادیه به طرف ایرانی منعکس شده بود.

چهارم؛ از همه مهم تر اینکه بنا به اعلام محمدجواد لاریجانی، اراده برای آغاز مذاکرات حقوق بشری با اتحادیه «برآمده از خواست نظام» است. در ادبیات جمهوری اسلامی «نظام» برابر با رهبر جمهوری اسلامی است. از این رو، این خبر واجد اهمیت بسیاری است که آیت‌الله خامنه‌ای موافقت اصولی خود را نسبت به گفت‌وگوهایی حقوق بشری با اتحادیه ابراز داشته است ولی این پرسش باقی است که چرا تصریحاً نام آیت‌الله خامنه‌ای برده نمی شود؟

پنجم؛ بنا به همین خبر، موضوع مذاکره با اتحادیه اروپا «مذاکرات انتقادی» است. صادق لاریجانی گفته که جمهوری اسلامی در مسائل حقوق بشری در جایگاه مدعی (نه متهم) قرار دارد. برای مثال او گفته که در مساله ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه، جمهوری اسلامی خود مدعی نقض آزادی‌های حقوق بشری در اتحادیه اروپاست.

آنچه مهم است این که حجم انتقادات دو طرف به یک دیگر به هیچ وجه یکسان نیست. جمهوری اسلامی پرونده کلانی از نقض حقوق بشر را در کارنامه خود دارد و از این رو تاکنون از همکاری با احمد شهید امتناع ورزیده در حالی که اتحادیه اروپا همواره از انتقادات حقوق بشری علیه خود استقبال کرده است.

ششم؛ بنا به همین خبر، این مذاکرات منحصراً بین ایران و اتحادیه است و بر خلاف مذاکرات هسته‌ای که طرف اصلی گفت‌وگوها آمریکا بود، ایران حاضر به گفت‌وگو با ایالات متحده در این دور از مذاکرات نیست. ظاهراً چنین تصمیمی به موضع پیشین آیت‌الله خامنه‌ای بر می گردد که مذاکرات با امریکا را منحصر در مباحث هسته‌ای دانسته بود.

هفتم؛ بنا به اعلام محمدجواد لاریجانی مسئولیت این مذاکرات از سوی ستاد حقوق بشر قوه قضاییه (که ریاستش با خود اوست) به وزارت امور خارجه سپرده شده است. در این خصوص دو ملاحظه مهم وجود دارد:

الف) چرا ستاد حقوق بشر قوه قضائیه و شخص محمدجواد لاریجانی که مذاکره کننده توانایی است، متولی مذاکرات نیست؟

ب) انتقال مسئولیت مذاکرات از ستاد حقوق بشر به وزارت خارجه، برای نویسنده یادآور انتقال پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه است. به بیان دیگر چنین به نظر می رسد که عینا الگویی که در آغاز مذاکرات هسته‌ای مشاهده شد در مذاکرات حقوق بشری نیز مشاهده می شود.

اهمیت این موضوع در این است که اگر قرار بود مذاکرات هسته‌ای در شورای عالی امنیت ملی رسیدگی شود، تعارض نیروهای درون شورا (از جمله حضور سعید جلیلی) روند مذاکرات را مختل می کرد. از این رو، به نظر می رسد که همین تمهید اندیشیده شده که مذاکرات حقوق بشری با اروپا با تمرکز در وزارت خارجه تحت مدیریت ظریف قرار گیرد.

در متصلب بودن صادق لاریجانی در مسائل حقوق بشری همین بس که او گفته بود: «مبانی حقوق بشر غربی قابل تحميل نيست و ما نمی توانيم حقوق بشری كه ‏آنها از مجموع فرهنگ ‏ليبرالی بر ما تحميل می كنند، بپذيريم زيرا نظام دينی ما می تواند ‏خودش، نظام حقوق بشری بر اساس مبانی ‏خودش داشته باشد.»

ج) اگر آغاز مذاکرات حقوق بشری با نظر مساعد آیت‌الله خامنه‌ای است نباید تردید داشت که انتقال مسئولیت مذاکرات حقوق بشری به وزارت خارجه نیز با نظر مساعد او بوده است. به بیان دیگر آیت‌الله خامنه‌ای هم با آغاز مذاکرات حقوق بشری موافقت کرده و هم با انتقال مسئولیت مذاکرات به وزارت خارجه.

بسیار بسیار بعید به نظر می رسد که اگر تصمیم در دست قوه قضائیه بود، این قوه هرگز حاضر می شد مذاکرات را کلید بزند و یا مسئولیت مذاکرات را به وزارت خارجه واگذار کند.

مذاکرات حقوق بشری؛ برجام ۲

از نظر نویسنده کلیه ملاحظات پیشتر شمرده شده، گواهی است بر اینکه «برجام ۲» اما این بار با محوریت مسائل حقوق بشری کلید خورده است. مدعا این نیست که این مذاکرات جامع، فراگیر و ضرورتاً منتج به نتیجه خواهد بود بلکه مدعا این است که آیت‌الله خامنه‌ای «نرمشی دیگر» را رقم زده است.

همانطور که نمی توان نقش محوری آیت‌الله خامنه‌ای را از آغاز تا انجام مذاکرات هسته‌ای منکر شد، مذاکرات حقوق بشری نیز بدون نظر مساعد او نامتصور است. همچنان که انتقال مسئولیت مذاکرات از ستاد حقوق بشر به وزارت خارجه نیز جز با نظر مساعد او نامتصور است.

حال اگر او با مذاکرات حقوق بشری موافقت کرده ملاحظاتی به شرح زیر مطرح می شود.

یکم؛ در آغاز سال ۹۵ هنگامی که حسن روحانی از برجام ۲ و ۳ و بیشتر صحبت به میان آورده بود، آیت‌الله خامنه‌ای بلافاصله با این رویکرد مخالفت صریح و سریع نشان داد. با این ملاحظه چه پارامتر جدیدی موجب شده است که وی با مذاکرات حقوق بشری (هرچند انتقادی) موافقت کند؟

دوم؛ استثنا کردن آمریکا از مذاکرات حقوق بشری تأثیری در تغییر رویکرد حاصل آمده در رأس نظام جمهوری اسلامی ندارد که حاضر به گفت‌وگوهای انتقادی با اتحادیه اروپا شده است.

سوم؛ جزمیت جمهوری اسلام در پس زدن گفت‌وگوهای حقوق بشری تا آنجا بوده که تاکنون برای ۶ سال از پذیرش احمد شهید (گزارشگر حقوق بشر) به ایران ممانعت به عمل آمده است.

چهارم؛ موافقت با مذاکرات حقوق بشری در حالی است که جمهوری اسلامی واجد یکی از تیره‌ترین پرونده‌های نقض حقوق بشر است. برای مثال از یاد نباید برد که ۳۲ تن از مقامات ارشد جمهوری اسلامی از جمله شخص صادق ریجانی ریاست قوه قضائیه ایران در فهرست تحریم حقوق بشری اتحادیه اروپا و آمریکا قرار دارند.

همچنین می‌دانیم که از زمان تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، تدریجا سازو کارهایی بکار بسته شد تا نظارت بین المللی بر رفتار دولت‌ها در رعایت حقوق بشر افزایش یابد. قرائت و گزارش دبیرکل از نقض حقوق بشر به مجمع عمومی، تصویب و صدور قطعنامه‌های توبیخی در محکومیت کشور ناقض حقوق بشر، تحریم کشور ناقض و سرانجام تعیین گزارشگر ویژه برخی از این سازوکارهاست.

در وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران همین بس که جمهوری اسلامی همه اقدامات توبیخی چهارگانه فوق ( گزارش دبیرکل، قطعنامه، تحریم و گزارشگر ویژه ) را در کارنامه خود دارد. به نظر می‌رسد تنها تنبیهی که جمهوری اسلامی تاکنون در کارنامه خود ندارد، مداخله حقوق بشری شورای امنیت است.

نتیجه:

گرچه هنوز ابهامات زیادی پیرامون توافق ایران و اتحادیه در مورد گفت‌وگوهایی حقوق بشری وجود دارد ولی آنچه در نگاه اول به ذهن متبادر می شود اینکه این گام می تواند گام مثبتی به جلو باشد تا به یکی از وخیم ترین پرونده‌های جمهوری اسلامی رسیدگی شود. این در عین آن است که جمهوری اسلامی نیز می تواند انتقادات حقوق بشری خود را ابراز کند.

چنین گام مثبتی اگرچه به ابتکار ظریف و مدیریت حسن روحانی باز می گردد که توانستند مذاکرات هسته‌ای را در کارنامه خود ثبت کنند اما، جز با موافقت آیت‌الله خامنه‌ای ناممکن بود.آنچه مهم است اینکه می‌توان این گمانه‌زنی مثبت را داشت که برجام ۲ با محوریت مسائل حقوق بشری رقم خورده است.

———————————

یادداشت‌ها و مقالات بیانگر نظر نویسندگان خود هستند؛ آنها بازتاب دیدگاهی از رادیو فردا نیستند.

برچسب‌ها: اتحادیه اروپا, جنایات رژیم, حقوق بشر, روابط بین‌المللی, سیاسی, مذاکره

شما هم چیزی بگو

Aug 07 2016

بازداشت شهرام جزایری به اتهام «تبانی برای اقدام علیه امنیت عمومی»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: گزارش‌ها حاکی است شهرام جزایری، بازرگان ایرانی،که برای سخنرانی درباره شرکت پدیده به مشهد سفر کرده بود،به اتهام « تبانی برای اقدام علیه امنیت عمومی» بازداشت شده است.

به گزارش خراسان،قرار بود شهرام جزایری در همایشی تحت عنوان «بررسی چالش‌های پیش روی شرکت پدیده در ورود به فرابورس و تأمین نقدینگی» سخنرانی کند.

طبق این گزارش به دنبال بازداشت محسن پهلوان، مدیرعامل سابق شرکت پدیده به اتهام « کلاهبرداری از طریق فروش غیرقانونی اوراق موسوم به سهام»تبلیغاتی در خصوص برگزاری این همایش با حضور شهرام جزایری انجام شده بود.

گزارش‌ها حاکی بامداد روز شنبه و همزمان با آغاز این همایش شهرام جزایری به اتهام تبانی برای اقدام علیه امنیت عمومی از طریق اخلال در نظم و سلب آسایش عمومی و با صدور دستور قضایی بازداشت شد.

خراسان گزارش داده است که شهرام جزایری برای انجام تحقیقات در اختیار نیروهای انتظامی قرار گرفته است تا بررسی‌های بیشتر در این باره صورت گیرد.

شهرام جزایری، ازمتهمان فساد اقتصادی در ایران پس از سپری کردن حکم ۱۱ سال زندان خود در مهرماه سال ۱۳۹۳، از زندان آزاد شد.

گزارش رسانه‌های ایران حاکی است که وی پس از آزادی فعالیت‌های اقتصادی خود را از سرگرفته است.

خراسان همچنین گزارش داده است که در فضای مجازی شایعاتی در خصوص واگذاری مدیریت شرکت پدیده به شهرام جزایری مطرح شده بود.

شرکت پدیده شاندیز که در بهمن ماه سال ۱۳۸۳به ثبت رسیده است که در توسعه پروژه‌های ساختمانی در شاندیز، در نزدیکی مشهد، فعالیت می کرد. این شرکت بعدا راسا اقدام به فروش سهام خود کرد که ارزش سهام آن به سرعت چند برابر شد.

اما در دی ماه سال ۱۳۹۳مقام‌های قضایی در مشهد اعلام کردند که فروش سهام پدیده شاندیز ممنوع و دفاتر فروش سهام پلمپ شده اند. غلامعلی صادقی،قاضی این پرونده در آن زمان گفته بود:«به خاطر افزایش‌های به اصطلاح بادکنکی و غیرقانونی سهام، مبالغ میلیاردی جابه جا شده است که این امر حتما نیازمند شفاف سازی است تا هر کسی یک شبه میلیاردر نشود.»

به دنبال طرح اتهاماتی در خصوص تغییر کاربری اراضی ونحوه معاملات سهام این شرکت،تعداد زیادی از سهامداران شرکت پدیده شاندیز کوشیدند تاسهام خودرا بفروشند. گفته می شود، این شرکت به شماری از سهامداران حواله هایی داد اما با توجه به حجم بالای درخواست‌های سهامداران، این شرکت نتوانست تعهدات خود را انجام دهد.

علیرضا رشیدیان، استاندار وقت خراسان‌رضوی سال گذشته گفته بود: بر اساس حسابرسی‌های انجام‌شده مجموع بدهی شرکت پدیده ٨٤‌ هزار ‌میلیارد ریال است.

برچسب‌ها: اقتصادی, پدیده شاندیز, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, شهرام جزایری, کلاهبرداری

شما هم چیزی بگو

Aug 04 2016

«اظهارات روحانی برای مخاطبان جذابیتی نداشت»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: برخی رسانه‌های هوادار دولت گفت‌وگوی تلویزیونی شب گذشته حسن روحانی را ناکافی ارزیابی کردند. به نوشته این رسانه‌ها اظهارات او برای مخاطبان جذابیتی نداشت و همگان انتظار داشتند او از موانعی بگوید که دولت با آن مواجه است.

روزنامه اعتماد که “اصلاح‌طلب” و هوادار دولت روحانی است، از عنوان “کمی شفاف‌تر آقای رییس‌جمهور!” برای گزارش خود درباره گفت‌وگوی شب گذشته رئیس‌جمهور استفاده کرده است.

اعتماد در گزارش خود نوشته است: «روحانی از نبایدِ توهین به مردم گفت، از توهین‌کنندگان نگفت – از کاهش قاچاق گفت، از مبادی قاچاق نگفت، از دستاوردهای مثبت اقتصادی گفت، از موانع و سد راه‌های آن نگفت.»

ارزیابی روزنامه آرمان از گفت‌وگوی شب گذشته حسن روحانی اما بسیار بدبینانه است؛ روزنامه‌ای که هر چند چندان وجهه “اصلاح‌طلبانه” ندارد، اما هوادار دولت حسن روحانی و خط مشی “تدبیر و امید” اوست.

به نوشته این روزنامه، در دقایق اولیه سخنرانی رئیس‌جمهور چهره مخاطبان دلسوز کشور درهم رفته بود. چون آنچه صداوسیما کرد تداعی‌کننده برنامه گفت‌وگوی روحانی با مردم در سال ۹۲ بود که برخی ناهماهنگی‌های صداوسیما موجب پخش آن با تاخیر زیاد شده بود.

به نوشته آرمان امسال هم مجریانی انتخاب شده بودند که اجازه به پایان رسیدن سخنان روحانی را نمی‌دادند و با اظهارنظر در میان اظهارات رئیس‌جمهور رشته کلام را پاره می‌کردند.

بیتشر بخوانید: برجام، کلیدی که هنوز قفل اقتصاد ایران را باز نکرده

هم‌چنین به نظر نویسنده آرمان، روحانی هم آن رئیس‌جمهوری نبود که دیروز حامیان و بیشتر مردم انتظار داشتند. «او دیشب برای خود خط قرمزهای زیادی ترسیم کرده بود که با وعده‌های گذشته او مبنی بر لزوم اطلاع جامعه از تمام اتفاقات همخوانی نداشت. روحانی دیشب آنچه را گفت که برای مردم تازگی نداشت و بارها از سوی او و وزرایش بیان شده بود.»

خلاصه این که به نظر این روزنامه سخنان شب گذشته روحانی انتظارات طرفداران دولت را برآورده نکرد و “برای مخاطبان جذابیتی” نداشت. روحانی بیش از همه چیزهایی گفت که همه می‌دانستند، در حالی که انتظار همگان از او بیان موانعی بود که دولت با آن مواجه است و تمایل داشتند روحانی از اتاق فکر علیه دولت برای مردم بگوید تا با توجه به این فعالیت‌های تخریبی درباره عملکرد دولت قضاوت کنند.

یک ارزیانی متفاوت

در میان رسانه‌های هوادار دولت وبسایت “عصر ایران” اما نظر دیگری درباره گفت‌وگوی شب گذشته روحانی دارد.
مهرداد خدیر، در یادداشت خود در عصر ایران نوشته است: «هر چند لحن و آهنگ روحانی در گفت‌وگوی تلویزیونی از پاره‌ای انتظارات کمتر بود، اما ۴ هدف یا آرزوی منتقدان و دلواپسان را ناکام گذاشت و سخنی نگفت که خوراک برای منتقدان فراهم کند.»

“منتقدان و دلواپسان” مورد نظر در این یادداشت گروه‌های تندرو هوادار آیت‌الله خامنه‌ای هستند که با هیچیک از سیاست حسن روحانی، به‌ویژه توافق هسته‌ای او با غرب موافق نیستند؛ گروه‌هایی که در انتخابات سیاست سال ۹۲ از سعید جلیلی حمایت می‌کردند، اما به سختی شکست خوردند.

بیتشر بخوانید: خامنه‌ای: در هیچ مسئله‌ای نمی‌توان با آمریکا مذاکره کرد

به نظر نویسنده عصر ایران، فضای ایجاد شده در برخی رسانه‌ها و محافل، قبل از مصاحبه رئیس‌جمهور نشان می‌داد که “منتقدان و دلواپسان” چهار هدف یا آرزو را از مصاحبه او پی‌گیری می‌کنند: نخست این که با انواع اتهامات و مطالبات و شایعات روحانی را عصبانی کنند. دوم این‌که با توجه به سخنان روز قبل آیت‌الله خامنه‌ای میان رهبر و رئیس‌جمهور تقابل ایجاد شود. سوم آن که شأن رئیس‌جمهور را در حد یک کاندیدای انتخابات دوره بعد پایین بیاورند و آخر سر اینکه از برجام استغفار کند نه آن که همچنان به آن افتخار کند.

اما به نظر یادداشت‌نویس عصر ایران، حسن روحانی شب گذشته چنان گفت و رفتار کرد که هیچ‌یک از این انتظارات دلواپسان برآورده نشد. خشم نگرفت تا به خاطر این عصبانیت کلامی از دهان او خارج شود که به کار دلواپسان بیاید. سخنی نگفت که تلقی تقابل با خامنه‌ای ایجاد شود. در مقام رئیس‌جمهور سخن گفت، نه کاندیدای بهار ۹۶ و توضیح داد اگر برجام نبود چه اتفاقی می‌افتاد.

برچسب‌ها: حسن روحانی, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .