اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آمریکا'

Sep 01 2018

ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در نتیجه سیاست های او سقوط کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

صدای آمریکا: گزارشی از جان میکلِت وِیت، جنیفر جیکوب و مارگارت تالِو در بلومبرگ

پرزیدنت دونالد ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در اثر سیاست های دولت او از جمله ترک توافق هسته ای دولت اوباما با تهران، سقوط کند.

دونالد ترامپ روز پنج شنبه در مصاحبه ای با «بلومبرگ نیوز»، در اتاق کار ریاست جمهوری در کاخ سفید، گفت: «وقتی وارد این جا شدم، پرسش این بود که ایران چه موقع خاورمیانه را در دست خواهد گرفت، الان پرسش این است که آیا آن ها دوام خواهند آورد؟این تفاوتی بزرگی در یک و سال و نیم است.»

پرزیدنت ترامپ توضیح بیشتری در این باره نداد.

رئیس جمهوری آمریکا، به تشویق دشمنان منطقه ای ایران، در ماه مه خروج ایالات متحده از توافق هسته ای بین المللی سال ۲۰۱۵ را اعلام کرد. دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی را که در حال توسعه نفوذ منطقه ای خود است تهدیدی علیه امنیت خاورمیانه می داند. ترامپ این ماه تحریم هایی را دوباره علیه ایران اعمال کرد. تحریم های آمریکا بر صنعت حیاتی نفت ایران در آبان ماه آغاز می شود.

بالا رفتن نرخ تورم و تضعیف ریال، حسن روحانی را که می کوشد از این بحران عبور کند زیر فشار مضاعفی گذاشته است.

ترامپ گفته است آماده ملاقات با رهبران ایران برای مذاکره بر سر توافق هسته ای سخت تری است تا از مشکلات تحریم ها پرهیز شود. اما این پیشنهاد در تهران از سوی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، رد شد. این وضع جای چندانی برای پرهیز از مجازات های شدیدتر که ۱۳ آبان آغاز می شود، نمی گذارد. ایالات متحده در صدد است صادرات نفت ایران را تا جایی که ممکن است به صفر برساند.

No responses yet

Aug 31 2018

متن گفت‌وگوی روحانی با مقام اسرائیلی در سال ۱۳۶۵؛ بازخوانی یک ملاقات محرمانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی


تریبون زمانه:
مقدمه:
پس از نشر مطلبی به قلم من در وب‌سایت ایران‌اینترنشنال با عنوان «نظامِ عزیزتر از فرزند و انتظار عبث افشاگری روحانی»، با پرسش‌های متعددی از سوی خوانندگان در فضای مجازی درباره جزئیات دیدار حسن روحانی با امیرام نیر اسرائیلی در سال ۱۳۶۵ مواجه شدم.

همان‌طور که در مطلب پیشین اشاره شد، اواخر اوت ۱۹۸۶ (۱۳۶۵ خورشیدی) حسن روحانی در چارچوب ملاقات‌های محرمانه‌ای که بعدتر به رسوایی ایران-کنترا (در ایران موسوم به رسوایی مک‌فارلین) انجامید، سفری به پاریس داشت و در آن‌جا با یک افسر اطلاعاتی اسرائیل به نام امیرام نیر ملاقات کرد. البته او به دلایلی که جزئیاتش را در این مقاله خواهید خواند، فکر می‌کرد که نیر یک مقام کاخ سفید است.

متن گفت‌وگوهای انجام‌شده در این دیدار از روی نواری که امیرام نیر ضبط کرد و پس از مرگ او، در اختیار همسرش قرار داشت، به‌دست آمده است. امیرام نیر، مشاور نخست‌وزیر وقت اسرائیل، سابقه روزنامه‌نگاری داشت و اغلب به ضبط گفت‌وگوهایش می‌پرداخت تا روزی آن‌ها را به کتاب تبدیل کند.

همسر امیرام نیر، با نام جودی شالوم نیر-موزس، دختر بنیان‌گذار روزنامه یدیعوت آخرونوت و یک روزنامه‌نگار است. او این نوار را در اختیار یکی از روزنامه‌نگاران این رسانه به نام ران بنی‌یشای گذاشت. بنی‌یشای متن آن را روز ۱۵ مه ۱۹۹۴ در روزنامه یدیعوت آخرونوت منتشر کرد. بالطبع در آن زمان کسی در فضای سیاسی عمومی اسرائیل، روحانی را نمی‌شناخت و این مطلب که به زبان عبری بود، توجه چندانی جلب نکرد.

امیرام نیر و همسرش جودی در سال ۱۹۸۵ – عکس: موشه شای

سال ۱۳۹۴در جریان تحقیقاتم در مورد پرونده ایران-کنترا، با دیدن اشاره‌هایی در یک مطلب انگلیسی، به دنبال این شماره عبری روزنامه رفتم. در همان زمان و در حاشیه تحقیقاتم که می‌دانستم مدت‌ها طول می‌کشد، با توجه به اهمیت موضوع، برای انتشار فوری این سند و شرح آن، یک تیم تحقیقاتی روزنامه‌نگاری تشکیل دادم. این تیم مکالمات روحانی-نیر را از عبری ترجمه کرد و طی سلسله مقالاتی تحت یک نام مستعار مشترک، در اختیار وب‌سایت خودنویس قرار داد که حاضر شده بود بی‌کم و کاست منتشرش کند. توضیحات پیرامون این مکالمه، از یادداشت‌های من بودند اما با احترام به نظر همکارانم، حاضر شدم با نام مستعار، به‌عنوان کار جمعی منتشر شوند.

محسن کنگرلو، مشاور امنیتی میرحسین موسوی، با یک «آشنای قدیمی» به نام منوچهر قربانی‌فر در پاریس دیدار کرد تا با واسطه‌گری او سلاح تهیه کند.

به‌منظور درک دلیل حساسیت همکارانم برای استفاده از اسم مستعار، اشاره می‌کنم که امیرام نیر، اندکی پس از آن‌که در مصاحبه با واشنگتن‌پست گفت قصد دارد خاطراتش را به یک رسانه بفروشد، در یک حادثه مشکوک کشته شد. جوزف دنیل کاسولارو، روزنامه‌نگاری آمریکایی بود که به دنبال تحقیق در مورد سلسله مسائلی از جمله ایران-کنترا، جسدش را روز دهم اوت ١٩٩١ در حمام یک متل در ویرجینیای غربی یافتند، در حالی که رگ دستانش بریده شده بود. در ٢۲ ژوئن ١٩٩٣ جسد پل ویلچر که بر روی این موضوع تحقیق می‌کرد، در حمام آپارتمانش در واشنگتن دی‌سی یافت شد. «مرگ‌های حمامی» تنها مربوط به روزنامه‌نگاران محقق نبود. یک سال قبل از مرگ نیر، در ١١ اکتبر ١٩٨٧، جسد اووه بارشل، نخست‌وزیر اسبق ایالت شلسویگ-هلشتاین در آلمان غربی که یکی از دلالان اسلحه در ماجرای ایران-کنترا بود، در حمام اتاق شماره ٣١٧ هتل بو-ریواژ ژنو یافت شده بود.

تمام این‌ها باعث شد تا همکارانی که به ترجمه متن و پیدا کردن آن در کتابخانه کنگره کمک کرده بودند، حاضر نباشند نامشان بر روی این تحقیقات قرار گیرد. طبیعی بود! هیچ‌کس در این شرایط، از حمام و استخر خوشش نمی‌آید.

به هر روی، با توجه به نیاز جامعه به دانستن و نظر به اینکه سایت منتشرکننده از دسترس خارج شده است، تا پیش از آنکه نتیجه تحقیقات شخصی‌ام درباره ایران-کنترا به‌صورت یک کتاب منتشر شود، این بخش از ملاقات ضبط‌شده‌ روحانی با امیرام نیر را بازنشر می‌کنم. اما پیش از آن، توضیحاتی را درباره روند منجر به شکل‌گیری این ملاقات و رویدادهای پس از آن بخوانید:

همکاری محرمانه ایران، اسرائیل و آمریکا

در روزهای جنگ با عراق، ایران که تحت تحریم تسلیحاتی آمریکا قرار گرفته بود، نیاز مبرمی به خرید سلاح داشت. در این مقطع محسن کنگرلو، مشاور امنیتی میرحسین موسوی، با یک «آشنای قدیمی» به نام منوچهر قربانی‌فر در پاریس دیدار کرد تا با واسطه‌گری او سلاح تهیه کند.

قربانی‌فر، که هم با مقام‌های اسرائیلی و هم با مقام‌های آمریکایی در ارتباط بود، یک پیشنهاد چرب و نرم به طرف‌ها داد: «ارتباط جمهوری اسلامی، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا در یک برنامه خرید سلاح و همکاری‌های پایدار؛ به‌طوری که منافع همگی حفظ شود!»

محسن کنگرلومحسن کنگرلو

طی این برنامه، مقام‌های دولت ریگان که خود ایران را تحریم کرده بودند، به‌طور مخفیانه از طریق اسرائیل، سلاح‌های آمریکایی را به ایران فروختند. به‌جای این «محبت»، قرار بود تا با کمک جمهوری اسلامی، گروگان‌های آمریکایی در لبنان آزاد شوند. پول این معامله که از نظر کنگره غیرقانونی بود، با دور زدن نهاد قانون‌گذاری آمریکا طی یک عملیات مخفیانه، صرف حمایت از شورشیان کنترا در نیکاراگوئه می‌شد که آن هم با دستور صریح کنگره، منع شده بود. ایران متعهد می‌شد تا گروگان‌های آمریکایی در لبنان را که به دست متحدان شیعه‌اش اسیر شده بودند، آزاد کند و از سویی، نگرانی آمریکا از غلتیدن ایران به دامان شورویِ آن زمان برای خرید اسلحه، کاهش می‌یافت. همچنین تحلیل اسرائیلی‌ها در آن زمان این بود که ایران، متحد استراتژیک طبیعی آن‌هاست و پس از فروکش کردن موج‌های اولیه انقلاب، به‌سوی آنان بازخواهد گشت.

اما رابطه با آمریکا چیزی نبود که دو جناح رقیب چپ و راست جمهوری اسلامی بخواهند دیگری آن را برقرار کند.

وقتی اختلاف‌های جناحی به افتضاح بین‌المللی ختم شد

محسن کنگرلو که نخستین رابطه را با دلال معاملات، یعنی قربانی‌فر ایجاد کرده بود، به‌طور همزمان به میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی گزارش می‌داد.

پس از چندی، هاشمی رفسنجانی به این فکر افتاد که کنگرلو و جناح چپ جمهوری اسلامی را از گردونه خارج کند و خود زمام تمامی امور را به دست گیرد. یکی از اهداف تماس مستقیم، برقراری رابطه درازمدت با ایالات متحده بود. از این رو، هاشمی رفسنجانی، همزمان برادرزاده‌اش، علی هاشمی، و فرد معتمد خود، حسن روحانی، را مأمور کرد تا با آمریکایی‌ها تماس بگیرند و به آن‌ها توصیه کنند تا دیگر با کنگرلو و کانال نخست‌وزیری تماسی نداشته باشند.

به این ترتیب، روحانی مأمور شد تا جناح «میانه‌رو» به رهبری هاشمی رفسنجانی را برای آمریکایی‌ها در پاریس «پرزنت» کند و علی هاشمی، برادرزاده ٢۵ ساله رفسنجانی، به بروکسل رفت تا به «آمریکایی‌ها» بگوید که ایران می‌خواهد اسرائیل را دور بزند و مستقیماً با آمریکایی‌ها رابطه داشته باشد.

طرفه این‌جاست که علی هاشمی هم مانند حسن روحانی فریب می‌خورد و مستقیماً در دیدار با امیرام نیر اسرائیلی، به او می‌گوید که ما می‌خواهیم اسرائیل در میانه این رابطه نباشد! علی هاشمی نیز فکر می‌کرد نیر آمریکایی است.

گفت‌وگوی روحانی و نیر در چنین فضایی صورت گرفت. بعد خواهیم دید که قربانی‌فر، مترجم دیدار نیر و روحانی، پس از پرداخت نشدن سهمش از سوی کانال هاشمی رفسنجانی (موسوم به کانال دوم)، شکایت به بیت منتظری می‌برد؛ سیدمهدی هاشمی، برادر داماد قائم‌مقام وقت رهبری، مسأله را به روزنامه الشراع لبنان درز می‌دهد و کل معامله با یک رسوایی بزرگ روبه‌رو می‌شود.

منوچهر قربانی‌فر که بود؟

دستگاه امنیتی جمهوری اسلامیِ تازه‌تأسیس، قربانی‌فر را خوب می‌شناخت. این همکار پیشین ساواک، در آستانه انقلاب از ایران خارج شد؛ اما اندکی بعد، چندین‌بار به ایران سفر کرد و از طریق کنگرلو با علی یونسی، از مسؤولان وقت دادگاه‌های نظامی ارتش و وزیر اطلاعات بعدی در دولت خاتمی، همکاری داشت.

یکی از اتهام‌هایی که برخی مخالفان جمهوری اسلامی به قربانی‌فر وارد می‌کنند، مشارکت او در لو دادن عملیات نقاب (کودتای نوژه) است. قربانی‌فر با طراحان عملیات مذکور در پاریس همکاری می‌کرد و آنان نمی‌دانستند که با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی نیز همکاری دارد.

منوچهر قربانی‌فرمنوچهر قربانی‌فر

آن‌چنان که محمد ری‌شهری روایت کرده است، پیش از آن که کسی چیزی درباره کودتای نوژه بداند، سعید حجاریان با حالتی هیجان‌زده پیش او می‌رود و خبر از کودتا می‌دهد. با توجه به همکاری تنگاتنگ سعید حجاریان با کنگرلو در امور امنیتی، احتمال صدق چنین اتهامی کم نیست.

جرج بوش (پدر) بعد از رسوایی ایران-کنترا، در برابر کمیسیون تاور که برای تحقیق در این باره در آمریکا تشکیل شده بود، اظهار تأسف کرد که چرا نمی‌دانسته قربانی‌فر بعد از انقلاب ١٣٠ تن را به نیروهای امنیتی لو داده است. (صفحه ٧٩ این سند) [در سند به اشتباه نام «ساواک» به عنوان سیستم امنیتی جمهوری اسلامی قید شده است.]

یک «دروغ‌گوی حرفه‌ای» که روحانی را قربانی کرد

منوچهر قربانی‌فر که ترتیب‌دهنده ملاقات و مترجم روحانی در دیدار با امیرام نیر بود، بنابر روایت‌ها، یک دروغ‌گوی حرفه‌ای بود که می‌توانست با خونسردی، سازمان‌های اطلاعاتی معتبر دنیا را بازی دهد. از همین رو بود که وقتی منافع قربانی‌فر به خطر افتاد، به راحتی امثال روحانی و علی هاشمی تازه‌کار را دور زد و آن‌ها را تبدیل به طعمه‌ای سیاسی کرد.

قربانی‌فر مورد آزمایش دستگاه‌ دروغ‌سنج سی‌آی‌ای قرار گرفت و ۱۳ مورد از ۱۵ مورد سوال را دروغ گفت. دو موردی که راست گفته بود، نام و ملیت ایرانی‌اش بودند.

مایکل لدین، مشاور پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، از قول مقام‌های سی‌آی‌ای، او را «تقریباً به‌طور تمام‌عیار، یک دروغ‌گوی بیمارگونه» توصیف می‌کند. در صفحه ۲۰۵ کتاب «گزارش از کمیته‌های کنگره در بررسی رسوایی ایران کنترا» به قلم لی همیلتون و دنیل اینوی (۱۹۹۵/ انتشارات دایان) آمده است که او مورد آزمایش دستگاه دروغ‌سنج سی‌آی‌ای قرار گرفت و ۱۳ مورد از ۱۵ مورد سوال را دروغ گفت. دو موری که راست گفته بود، نام و ملیت ایرانی‌اش بودند.

دروغِ این بارِ قربانی‌فر اما به خواست اسرائیلی‌ها بود. او امیرام نیر اسرائیلی را به عنوان مقام کاخ سفید جا زد و روحانی را بازی داد. در متن زیر که به تاریخ ۱۵ مه ۱۹۹۴ در روزنامه یدیعوت آخرونوت منتشر شده، قربانی‌فر مترجم است.

آغاز نقل قول از گزارش ران بنی‌یشای در یدیعوت آخرونوت

[توضیحات داخل کروشه از من است]

ران بنی‌یشای

روحانی گاه و بی‌گاه از صحبت به فارسی باز می‌ایستد تا قربانی‌فر ترجمه کند.

روحانی: «من انگلیسی را می‌فهمم، منتها متأسفانه برای صحبت به این زبان تسلط کافی ندارم. بنابراین قربانی‌فر صحبت‌های مرا ترجمه خواهد کرد. خواهش می‌کنم این ملاقات را فقط موردی خصوصی بدانید. خیلی خصوصی! من از سوی دولتم صحبت نمی‌کنم. [میرحسین موسوی، نخست‌وزیر وقت و دولت او در جریان این ملاقات نبودند و حسن روحانی از سوی هاشمی رفسنجانی به این ماموریت فرستاده شده بود] این ملاقات خلاف منطق است. اما فقط به این دلیل که من به قربانی‌فر اعتماد دارم، موافقت کردم تا در این ملاقات شرکت کنم و امیدوارم که مثمر ثمر باشد.»

روحانی به نیر: با خمینی نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید. از خودتان قدرت نشان ندادید.

روحانی ادامه می‌دهد: «من به هیچ عنوان از آنچه که خمینی روز اخیر در سخنان افراطی خود بیان داشت، راضی نیستم و احساس ناراحتی می‌کنم. فکر می‌کنم سخنان این بار او، از سخت‌ترین نطق‌های او از زمان به قدرت رسیدنش تا به حال به شمار می‌رود. خمینی خواهان خرد کردن تمام آن‌هایی شد که در چارچوب افراط‌گرایی او قرار نمی‌گیرند. اما شما آمریکایی‌ها خودتان در این مورد مقصرید. در گوشه‌ای نشسته‌اید و می‌بینید چه بین ما و عراق می‌گذرد و حتی انگشتی برای کمک به ما بلند نمی‌کنید. تا زمانی که حرکتی از سوی شما صورت نگیرد و آنچه ما نیاز داریم را به ما نرسانید [اسلحه و لوازم یدکی هواپیماهای جنگی]، از ما نیز هیچ کمکی دریافت نخواهید کرد.»

قربانی‌فر همچنان ترجمه می‌کند و روحانی نیز ادامه می‌دهد، اما موضوع تازه‌ای را پیش می‌کشد و این‌چنین ادامه می‌دهد: «بدانید آنچه که تا حالا گفتم، همان است که رفسنجانی از من خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم، تحت فشار قرار خواهم گرفت. این ایام افراطی‌هایی مانند آیت‌الله خمینی و پسرش احمد خمینی در ایران ما را رهبری می‌کنند. من تحت محاصره مخالفان هستم. شخصا چیزی برای خودم نمی‌خواهم؛ پول هم نمی‌خواهم. برای آنکه شخصی در رتبه من نمی‌تواند پولی به مصرف برساند. این باعث شک و تردید خواهد شد. آنچه من می‌خواهم، منافع کشورم است شما باید بفهمید که با چه کسی طرف هستید. اگر شخصیت خمینی را تحلیل کنیم، می‌بینیم که اگر شخصی قوی جلویش بایستد، او صد قدم به عقب می‌رود. اگر او قوی باشد و شخص مقابلش ضعیف بایستد، او صد قدم جلو می‌آید. بدبختانه شماها قدم‌های غلط برداشته‌اید. با او نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید. از خودتان قدرت نشان ندادید. تمامی میانه‌روها در کشورم بر روی طنابی باریک قدم برمی‌دارند. ما نمی‌توانیم هر هفته به دیدار شما بیاییم. حتی نه هر ماه. ما حاضر به همکاری حقیقی با شما هستیم. اما قبل از هر چیز، شما باید به ما کمک کنید تا اسلام واقعی را در کشورمان پرورش دهیم و برای همین، ما نیاز به پول و کمک شما داریم تا به این جنگ (با عراق) پایان دهیم.»

نیر در پاسخ می گوید: «ممنون از این صداقت بیانتان. هیچ‌کس از این مکالمه ما باخبر نخواهد شد. در کشور من فقط دو نفر از این ملاقات خبر دارند. اما…»

روحانی: در درجه اول باید با خمینی سخت برخورد کنید و مقابل او بایستید.

نیر: لبنان، برای نمونه، جبهه‌ای است که سعی می‌کنیم جلوی خمینی را بگیریم. آن‌جا این سیاست را کاملاً به اجرا می‌گذاریم.

روحانی: بسیار خب! آن‌ها سه میلیون دلار به لبنان فرستاده‌اند و ما در ایران به اندازه کافی پول برای گذران زندگی و تأمین امنیت نداریم. آن‌ها تمامی ملاهای لبنان را در بعلبک جمع کرده‌اند و به آن‌ها وعده و وعید داده‌اند که لبنان را به جمهوری اسلامی تبدیل خواهند ساخت. جفنگ! [پس از اتمام نقل قول‌ها، به دلیل مخالفت روحانی با فعالیت‌های وقت جمهوری اسلامی در لبنان خواهم پرداخت.] سعی کردم جلوی این عمل را بگیرم، اما نشد. اگر دندان‌های تیز به خمینی نشان ندهید، آن‌وقت در تمام دنیا با دردسر مواجه خواهید شد. اگر با نیروی نظامی‌تان او را تهدید کنید، دست شما را خواهد بوسید و فرار خواهد کرد. اگر قدرت از خود نشان ندهید، او علیه شما اقدام خواهد کرد.

نیر: کجا باید مقابل او بایستیم؟

روحانی: مثلاً به او بگویید تو باید ظرف پنج روز تمامی گروگان‌ها را آزاد کنی، وگرنه نیروهای نظامی را بر سرت فرود خواهیم آورد و تو خودت بانی و مسؤول آن خواهی بود. نشان دهید که قوی هستید و نتیجه را هم خودتان خواهید دید.

نیر: ما ابرقدرت هستیم و گاهی کند عمل می‌کنیم. اما خودتان دیدید که چطور علیه لیبی وارد عمل شدیم. [در آوریل سال ١٩٨۶ آمریکا به تلافی یک بمب‌گذاری در برلین غربی که جان شهروندان ایالات متحده را گرفت، لیبی را بمباران کرد] اما ما معتقدیم اگر به استفاده از نیروهای نظامی متوسل شویم، این ایران را بدتر به آغوش روسیه خواهد انداخت.

روحانی به نیر: اگر دندان‌های تیز به خمینی نشان ندهید، آن‌وقت در تمام دنیا با دردسر مواجه خواهید شد.

در این هنگام نیر می‌گوید که باید به دستشویی برود. او در دستشویی کاست را عوض می‌کند و به همان اتاق که قربانی‌فر و روحانی نشسته‌اند بازمی‌گردد.

مکالمه یک ساعت دیگر نیز ادامه می‌یابد و در این بین نیز بر سر ارزیابی‌های استراتژیکی در مورد وضع خاورمیانه و ایران به‌طور خاص، سخنانی ردو بدل می‌شود. [این بخش‌ها در گزارش بنی‌یشای به عبری موجود نیست]. مهم‌تر از همه آن بود که روحانی و نیر زبان مشترکی یافتند.

هنگام خداحافظی نیر پرسید: چطور می‌شود به آنهایی که در ایران معتقدند آینده ایران با غرب یکی است، کمک کرد؟

روحانی: در این مورد می‌شود کتاب نوشت. اما بهترین راه آن است که بعد از بازگشتم به تهران با اطرافیان منتظری در این مورد صحبت کنم و برنامه‌ای در این مورد تنظیم کنیم و بعد با پیامی، باز به‌سوی شما خواهم آمد. اما من اول باید بدانم که شما در این مورد جدی هستید. من واقعاً باور ندارم که شما می‌خواهید به ما کمک کنید. تا آن موقع که احمد خمینی و گروهش در قدرت باشند، هیچ نزدیکی با غرب صورت نخواهد گرفت.

[پایان نقل قول از گزارش ران بنی‌یشای]

حسن روحانی از چه کسانی در لبنان شاکی بود؟

از اوایل انقلاب، شکافی میان دو دسته از روحانیون [و سیاست‌مداران غیر روحانی] در جمهوری اسلامی پدیدار شد. یک طیف به جناح چپ شهرت داشتند و کسانی مانند سیدمحمد خاتمی، شیخ صادق خلخالی، مهدی کروبی، علی‌اکبر محتشمی‌پور، محمد موسوی خوئینی‌ها و محمود دعایی در میان آنان بودند که بعدها در سال١٣۶٧ با کسب اجازه از خمینی، دست به انشعاب در جامعه روحانیت مبارز زدند و مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند.

این‌ افراد به دولت میرحسین موسوی نزدیک بودند و در مقابل، جامعه روحانیت مبارز از علی خامنه‌ای پشتیبانی می‌کرد که در مقام ریاست‌ جمهوری طبق قانون اساسی پیشین، بیشتر مقامی تشریفاتی داشت. حسن روحانی یکی از کسانی بود که مخالفت شدید با دولت موسوی داشت و در ماجرای ۹٩ نفر، نارضایتی خود را از معرفی میرحسین موسوی به مجلس برای رأی اعتماد، اعلام کرده بود.

در آن زمان، روحانیون نزدیک به جناح چپ جمهوری اسلامی در کنار اعضای سپاه پاسداران، تحرکات مربوط به سوریه و لبنان را هدایت می‌کردند. علی‌اکبر محتشمی‌پور که از سال ١٣۶٠ تا ١٣۶۴ سفیر ایران در دمشق بود، در بنیان‌نهادن گروه حزب‌الله لبنان، نقش کلیدی داشت. او حتی زمانی که به تهران بازگشت و وزارت کشور دولت موسوی را برعهده گرفت، کماکان گروه حزب‌الله را کنترل می‌کرد.

علی‌اکبر محتشمی‌پور

علی‌اکبر محتشمی‌پور یکی از مخالفان نزدیکی با آمریکا بود و هم‌او بود که باعث لغو مأموریت دیپلماتیک محمدجعفر محلاتی شد. محلاتی در جریان مذاکرات آتش‌بس با عراق، در ارتباط با اکبر هاشمی رفسنجانی بود و به او گزارش مستقیم می‌داد. بعد از فراخواندن محلاتی به ایران در جریان مذاکرات مربوط به پذیرش قطع‌نامه ۵٩٨، علی‌اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت، تصمیم گرفت تا محمدجواد ظریف را به‌عنوان سرپرست نمایندگی نیویورک بفرستد. محتشمی‌پور با این کار مخالف کرد و به روایت خود ظریف در کتاب «آقای سفیر»،‌ در هیأت دولت گفت: «این فرد آمریکایی است و نمی‌تواند برود».

حسن روحانی در آن زمان قصد داشت تا دست جناح چپ جمهوری اسلامی را از کنترل سوریه و لبنان کوتاه کند. امری که در سال‌های بعد از مرگ خمینی، با کنار زدن محمدحسین فضل‌الله، پدر معنوی حزب‌الله و از منتقدان سرسخت علی خامنه‌ای، محقق شد و حزب‌الله لبنان به‌سرعت پیوندهای خود با جناح چپ جمهوری اسلامی را از دست داد.

کانال اول و دوم جمهوری اسلامی؛ رقابت برای ارتباط با آمریکایی‌ها

اشاره شد که ابتدا کنگرلو و جناح چپ جمهوری اسلامی وارد معاملات اسلحه شدند. این‌ها در گزارش‌های کمیسیون تاور، به کانال یک شهرت پیدا کردند، زیرا هاشمی رفسنجانی با فرستادن حسن روحانی و علی هاشمی، کانال دومی را ایجاد کرد.

علی هاشمی در اسناد کمیسیون تاور به «برادرزاده» و «خویشاوند» موسوم است. آمریکایی‌ها در مدارک خود، از قربانی‌فر و طرف‌هایش در ایران با عنوان کانال اول و از هاشمی رفسنجانی و نزدیکانش با عنوان کانال دوم یا Channel Second یاد می‌کنند.

در شرایطی که کشور نیاز شدیدی به سلاح داشت، جناح هاشمی رفسنجانی برای وارد آوردن ضربه‌ای کاری به کانال اول، پول کمیسیون معاملات سلاح را به قربانی‌فر نمی‌دهد تا این کانال به اصطلاح «بسوزد». امری که البته کل سیستم را در نهایت سوزاند.

چند روز بعد از اینکه آن فرد مرموز با آمریکایی‌ها در بروکسل دیدار می‌کند، امیرام نیر هم با کسی در پاریس ملاقات می‌کند که نامش تا سال‌ها بعد ذکر نشده بود. آن فرد همان‌طور که در ابتدای گزارش گفتیم، کسی نبود جز حسن روحانی، رئیس کنونی دولت جمهوری اسلامی.

٢۶ اوت ١٩٨۶ ژنرال ریچارد سکورد، یکی از افراد دخیل در جریان ایران-کنترا، در نامه‌ای به سرهنگ الیور نورث، از چهره‌های کلیدی در ایران-کنترا و مشاور رونالد ریگان، می‌نویسد که در یک نشست امنیتی با نمایندگان طرف ایرانی در بروکسل، به کانال جدیدی دست یافته‌اند. در اسناد منتشرشده، اطلاعات مربوط به هویت یکی از افراد نزدیک به رئیس مجلس ایران کاملاً سیاه شده است. گفتنی است با اینکه نام علی هاشمی، برادرزاده اکبر هاشمی رفسنجانی، به‌راحتی در گزارش‌های مختلف از جمله گزارش کمیسیون تاور آمده، اما «آن فرد» نزدیک به هاشمی، نامش در هیچ سندی افشا نمی‌شود.

چند روز بعد از اینکه آن فرد مرموز با آمریکایی‌ها در بروکسل دیدار می‌کند، امیرام نیر هم با کسی در پاریس ملاقات می‌کند که نامش تا سال‌ها بعد ذکر نشده بود. آن فرد همان‌طور که در ابتدای گزارش گفتیم، کسی نبود جز حسن روحانی، رئیس کنونی دولت جمهوری اسلامی. به نظر می‌رسد که روحانی پس از ملاقات‌هایش در بروکسل، به پاریس سفر کرده بود.

لازم به ذکر است که بلژیک از سال‌های نخست بعد از انقلاب، به واسطه حضور افرادی چون محسن هاشمی و داریوش باریکانی (مباشر محسن هاشمی)، یکی از کانون‌های جناح رفسنجانی بود.

برادرزاده رفسنجانی به امیرام نیر: بیایید اسرائیلی‌ها را دور نگه داریم

در فصل شانزدهم گزارش نهایی لارنس ولش، یکی از مسؤولان قضایی رسیدگی به ماجرای ایران-کنترا در آمریکا، شهادت چارلز آلن، یکی از افسران اطلاعات ملی آمریکا که در قضیه دخیل بود را این‌گونه می‌خوانیم: «پس از ١۵ اوت ١٩٨۶، وقتی که پشتیبانی کاخ سفید [از این مذاکرات] مشخص شد، ژنرال [ریچارد] سکورد و آقای [آلبرت] حکیم، یک لینک یا کانال جدید به درون دولت ایران یافتند. واضح بود که آنان در حال معامله با علی هاشمی رفسنجانی هستند که فکر می‌کنم برادرزاده رئیس جمهوری کنونی باشد [هنگام شهادت چارلز آلن، خمینی دیگر زنده نبود و اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری اسلامی بود]».

در فصل پانزدهم گزارش ولش آمده است: «در هفدهم سپتامبر، [ویلیام] کیسی با [چارلز] آلن، [جورج] کیو و یک وکیل سی‌آی‌ای با نام برنارد ماکووکا ملاقات کرد تا درباره اطلاعات جمع‌آوری‌شده از دیدار خود با برادرزاده رفسنجانی، رئیس مجلس، بحث کند. کیسی با [الیور] نورث و [جان] پویندکستر درباره ترتیب کارها صحبت کرد. آن‌ها از کیسی خواستند تا اطمینان یابد که برادرزاده درباره آمدن به ایالات متحده توجیه شده است. در پی ملاقات با برادرزاده در ١٩ و ٢٠ سپتامبر، جورج کیو به کیسی و کلر جورج در ٢٢ سپتامبر گزارش داد».

در جای دیگر، الیور نورث به پویندکستر می‌گوید که «خویشاوند [علی هاشمی] از ما خواسته است تا به‌دلیل برخی مسائل داخلی، اسرائیلی‌ها را از جریان دور نگه داریم». طرفه این‌جاست که علی هاشمی این حرف را در حضور امیرام نیر به زبان می‌آورد. او نمی‌داند که امیرام نیر خود اسرائیلی است و همان اشتباه حسن روحانی را تکرار می‌کند. علی هاشمی همچنین قربانی‌فر را که در این ملاقات غایب بود، متهم به جاسوسی برای کا.گ.ب کرد و گفت که آمریکایی‌ها باید او را کنار بگذارند. البته اسرائیلی‌ها این ملاقات را به همتایان آمریکایی خود اطلاع دادند. مقام‌های آمریکایی این خواسته را اجابت کردند و از قربانی‌فر و امیرام نیر خواستند که تا اطلاع ثانوی تماس‌های خود را با «دبلیو» در دفتر نخست‌وزیری (اسم رمز کنگرلو) قطع کنند.

الیور نورث متهم شد که اسناد مرتبط با این پرونده را معدوم کرده است. نورث گفت این کار برای حفظ جان رابطانش در تهران و واشنگتن بوده است.

در ماه سپتامبر، پویندکستر به امیرام نیر گفت که آمریکا قصد دارد کانال دوم را با محوریت هاشمی رفسنجانی پی‌گیری کند و برای این کار، تأیید پرزیدنت ریگان را هم گرفته است. در صفحه ٢۵١ کتاب «گزارش از کمیته‌های کنگره در بررسی رسوایی ایران کنترا»، آمده است: «نیر در ١۵ سپتامبر [١٩٨۶] ایالات متحده را ترک کرد. پیش از خروج، دوباره با نورث و پویندکستر ملاقات کرد. یادداشت‌های نورث نشان می‌دهند که نیر بر تلاش‌های قربانی‌فر برای سرمایه‌گذاری بر معامله تا آن‌جا که ایرانی‌ها به آزاد کردن هم‌زمان تمامی گروگان‌ها متقاعد شوند، تأکید می‌کند». با این حال، کارشکنی جناح رفسنجانی برای قطع کانال قربانی‌فر با جناح چپ حکومتی ایران، در عمل او را از صحنه خارج کرد.

جناح راست ریش گرو می‌گذارد؛ جناح چپ گروگان آزاد می‌کند

برمبنای موارد مندرج در کتاب فوق، کانال دوم یا جناح هاشمی به آمریکایی‌ها تأکید می‌کند که قصد آنان یک رابطه طولانی‌مدت است و نمی‌خواهند این رابطه موقت و تنها محدود به خرید اسلحه باشد.

تا اینجا، یکی از مشکلات این بود که ایران می‌بایست در قبال دریافت اسلحه، گروگان‌های آمریکایی را که در دست گروه‌های شیعه لبنانی قرار داشتند، آزاد می‌کرد. در آن زمان، رابط حکومت ایران با حزب‌الله لبنان، جناح چپ جمهوری اسلامی و به‌ویژه علی‌اکبر محتشمی‌پور، سفیر سابق جمهوری اسلامی در سوریه بود و باند هاشمی می‌بایست از کانال آن ها وارد می‌شد.

هاشمی رفسنجانی درحال سفری به تونس بود که با علی‌اکبر محتشمی‌پور تماس گرفت و خواستار آزادی گروگان‌ها شد. اسرائیلی‌ها این پیام را شنود کردند

در ١۴ ژوئن ١٩٨۵، پرواز شماره ٨۴٧ ترنس ورلد ایرلاینز TWA میان آتن و رم، به‌دست نیروهای حزب‌الله ربوده شده بود. ربایندگان در قبال آزادی گروگان‌ها که شهروندان آمریکایی هم در میان آن‌ها حضور داشتند، خواستار آزادی زندانیان شیعه در کویت و اسرائیل شده بودند. جناح هاشمی تلاش کرد تا برای رساندن پیام حسن‌نیت به آمریکایی‌ها، گروگان‌ها را آزاد کند.

در آن هنگام، هاشمی رفسنجانی درحال سفری به تونس بود که با علی‌اکبر محتشمی‌پور تماس گرفت و خواستار آزادی گروگان‌ها شد. اسرائیلی‌ها این پیام را شنود کردند (کتاب اتحاد خائنانه، نوشته تریتا پارسی، ص ١١۵). علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی نیز تماس مشابهی گرفت و سرانجام گروگان‌ها آزاد شدند.

نزدیکان منتظری هزینه افشاگری را می‌پردازند

با این حال، تا یک سال بعد از این جریان، جناح هاشمی موفق به ایجاد لینک مستقیم نشده بود و کماکان اسرائیلی‌ها در میان بودند. از اوت و سپتامبر سال ١٩٨۶ به بعد، کانال دوم به میان آمد، اما ناگهان در نوامبر١٩٨۶، مقاله‌ای در روزنامه الشراع لبنان که داستان این معاملات و مذاکره‌ها را فاش می‌کرد، تمامی مناسبات را به‌هم ریخت. این داستان به یکی از رسوایی‌های سیاسی در تاریخ ایالات متحده بدل گشت و «ایران گیت» نامیده شد. گفته می‌شود که اسرائیلی‌های «دور خورده» و قربانی‌فرِ «پول نگرفته»، از طریق منابع خود، اطلاعاتی را به جناح حسینعلی منتظری، قائم مقام ولایت فقیه در آن زمان رساندند و سیدمهدی هاشمی، برادر داماد منتظری نیز این اطلاعات را به روزنامه الشراع لبنان درز داد.

سیدمهدی هاشمی، برادر داماد حسینعلی منتظری

در آمریکا این امر به یک رسوایی سیاسی بدل شد و مقام‌های دولت ریگان یکایک به کمیسیون تحقیق با ریاست سناتور جان تاور احضار شدند. در ایران اما همه چیز با تشر آیت‌الله خمینی و حمایت او از هاشمی و وزیر خارجه‌اش، علی‌اکبر ولایتی، پایان یافت و معترضان در مجلس سر جای خود نشستند.

نمایندگان سوال‌کننده از ولایتی، پس از سخنرانی عتاب‌آلود آیت‌الله خمینی، نوشتند: «پیرو فرمایشات اخیر حضرت امام امت… و اظهار پیروی کامل از رهنمودهای حکیمانه مقام رهبری، چون طرح سوال از وزیر امور خارجه به تصور این بود که طرح مسأله در مجلس به مصلحت انقلاب و در سطح رضای امام امت است، پس از اطلاع از نظر امام امت و مصلحت ملت، نیازی به سوال مزبور نمی‌بینم.»

در ایران اما همه چیز با تشر آیت‌الله خمینی و حمایت او از هاشمی و وزیر خارجه‌اش، علی‌اکبر ولایتی، پایان یافت و معترضان در مجلس سر جای خود نشستند.

سیدمهدی هاشمی اندکی بعد بازداشت شد، تحت فشار برای اعتراف‌های تلویزیونی قرار گرفت، به دلایلی غیر از ماجرای ایران-کنترا محاکمه و در نهایت اعدام شد. نه تنها او، بلکه فتح‌الله امید نجف‌آبادی، نماینده مجلس نزدیک به آیت‌الله منتظری که واسطه نامه‌ای میان قربانی‌فر و حسینعلی منتظری بود، نیز به چوبه دار سپرده شد. آمریکایی‌ها نیز پس از آخرین دیدارشان با ایرانی‌ها در ١۴ دسامبر ١٩٨۶ در فرانکفورت، به‌دلیل گستردگی ابعاد رسوایی، مجبور به ترک مذاکرات شدند. به گفته علی فلاحیان، وزیر اطلاعات سابق جمهوری اسلامی در مصاحبه‌ای با رضا گلپور، نویسنده کتاب شنود اشباح (ص ٩٢٨)، این داستان «برای آقای هاشمی خیلی بد تمام شد».

کنگرلو در مصاحبه‌ای، به یک سوال، جوابی می‌دهد که در آن خیلی موارد مستتر است:

«س- شما موافق، آقای رفسنجانی موافق، امام خمینی موافق، سران سه قوه موافق، آقای سیداحمد خمینی موافق، آن کس یا کسانی که مذاکرات را به بن‌بست کشاندند، کی بودند؟ چه قدرتی داشتند که توانستند ورای این شخصیت‌ها، مذاکرات را به بن‌بست بکشانند و جنگ را طولانی‌تر و خسارت‌بارتر بکنند؟
ج – این سوال را از آقای رفسنجانی بپرسید.»

وقتی تمام مسؤولان در ایران دروغ می‌گویند

پس از افشای رابطه میان دولت‌های آمریکا، اسرائیل و ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی در اظهار نظری عمومی، تمام ماجرا را انکار کرد و حتی گفت خبر نداشته است که مک فارلین و هیأت همراهش قرار بوده به ایران سفر کنند.

میرحسین موسوی در نامه‌ای گلایه کرد که چرا در جریان ماوقع نبوده؛ ولایتی به نمایندگان مجلس نیز در این باره اطلاعات ضد و نقیضی ارائه کرد و همان‌گونه که اشاره شد، اعتراض نمایندگان مجلس با یک تشر روح‌‌الله خمینی مسکوت ماند.

اظهارات بعدی مقام‌های جمهوری اسلامی نشان داد که تمامی این ادعاها دروغی بیش نبود و تنها مردم ایران بودند که نمی‌بایست از ماجرا باخبر شوند. شاید بی‌مناسبت نباشد اگر به کتاب خاطرات شخص هاشمی رفسنجانی، فردی که از اساس اطلاع از آمدن مک فارلین و هیأت همراه را انکار می‌کرد، نگاهی بیندازیم: «عصر آقای کنگرلو، مشاور نخست وزیر، آمد و راجع به آوردن موشک تاو توسط قربانی‌فر و آوردن پیام از بوش و معاون رئیس جمهور آمریکا گزارش داد… عصر آقای کنگرلو آمد و گزارش مذاکره با آمریکایی‌ها را داد. [آمریکایی‌ها] اطلاعات چندان مهمی نداده‌اند و خواستار آمدن به ایران به‌طور سری برای بررسی نیازهای جنگی ما بودند… کنگرلو اطلاع داد واسطه آمریکایی‌ها فردا به تهران می‌آید…»

هاشمی رفسنجانی در یک کنفرانس خبری در سال ۱۳۶۶، انجیل اهدایی ریگان را در ماجرای ایران-کنترا نشان می‌دهد، اما می‌گوید که از ماجرای آمدن‌ هیأت مک‌فارلین به ایران پیش‌آگاهی نداشته است. او بعدها در خاطراتش این ادعا را نقض کرد.

وقتی که رادیو صدای آمریکا مأمور ارسال پیام به حکومت می‌شود

در بحبوحه مذاکرات میان نمایندگان اکبر هاشمی رفسنجانی و نمایندگان دولت آمریکا، رفسنجانی از برادرزاده‌اش می‌خواهد تا از این موضوع که در حال مذاکره با نمایندگان واقعی دولت ریگان است و کاخ سفید در جریان ماجراست، اطمینان یابد. البته این پس از گاف بزرگ اشتباه‌گرفتن امیرام نیر به‌جای مأموران کاخ سفید بود. شاید رفسنجانی از این گاف مطلع شده بود و می‌خواست دوباره رودست نخورد.

برای این کار، علی هاشمی درخواست کرد تا یک پیام سری از صدای آمریکا پخش شود. الیور نورث مأمور آن شد تا این کار را به نتیجه برساند. بنابر نوشته کتاب The Known World of Broadcast New، اثر استنلی باران و راجر والیس (روتلج، ص ١٣٢)، رادیو صدای آمریکا از راه پخش چند پیام، این کار را انجام داد.

نورث نیز در گزارش‌های خود به پویندکستر نوشت: «در جریان گفت‌وگوها، خویشاوند [علی هاشمی] خواستار دریافت علامت رمزی شد که بتواند از آن در گزارش خود در تهران استفاده کند. ما به این نتیجه رسیدیم که پخش گفتار از سرویس فارسی صدای آمریکا که در آن به انکار دولت ایران از اطلاع درباره هواپیمای ربوده شده [پرواز شماره ٧٣] پان‌امریکن اشاره شود، کفایت خواهد کرد… شکی نیست که خویشاوند در مقایسه با سایر طرف‌های مذاکرات ما، کارآمدتر بوده و در موقعیت بهتری قرار دارد.» (گلپور، شنود اشباح، صص ٩١٣ و ٩١۴)

بیژن فرهودی ماجرا را که زمانی در سپتامبر ١٩٨۶ رخ داده است، چنین نقل می‌کند: «اینها برای اینکه به ایران پیام بدهند که هیأتی که به آن کشور می‌رود، واقعاً نماینده رسمی دولت آمریکاست و می‌توان با آن مذاکره کرد، در یکی از همین گفتارها از ایران ستایش کردند که به آزادی سرنشینان هواپیمای پان‌امریکن که ربوده و به پاکستان برده شده بود، کمک کرده است. به ما گفتند که این را باید به جای یک روز، سه روز پشت سر هم پخش کنیم».

مرگ بر آمریکا؛ مرگ بر اسرائیل – یک خاطره شخصی

زمانی که اطلاعات را جمع‌آوری می‌کردم و سطرهای بالا را می‌نوشتم، خاطراتی برایم مرور شد که به احتمال قوی با بسیاری از خوانندگان هم‌سن و سال، در آن اشتراک داریم:

در همان هنگام که این معاملات انجام می‌شد، من حدوداً ۱۰ ساله بودم. در آن زمان ما را در مدارس ایران وادار می‌کردند تا سر صف‌، شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر دهیم. هرگاه که ناظم مدرسه حس می‌کرد صدای شعارها ضعیف است، می‌گفت: «بلندتر شعار بدهید تا به گوش آمریکا و اسرائیل برسد.» بیچاره ناظم ما! نمی‌دانست که به جای شعارهای ما، زمزمه‌‌های شیرین مقام‌های جمهوری اسلامی است که در گوش مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی نجوا می‌شود.

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید

No responses yet

Aug 29 2018

رهبر ایران: با مسئولان «وقیح» آمریکا در هیچ سطحی مذاکره نمی‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,سیاسی,ملای حیله‌گر

ارونیوز: علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه در دیدار با رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت، بر منتفی بودن هر گونه مذاکره با آمریکایی‌ها تاکید کرد و گفت: «نتیجۀ مذاکره با مسئولان قبلی آمریکا که حداقل ظاهرساز بودند اینگونه شد؛ حالا با مسئولان وقیح و هتاک فعلی که شمشیر را برای ایرانی‌ها از رو بسته‌اند چه مذاکره‌ای داریم. بنابراین مذاکره‌ای در هیچ سطحی با آمریکایی‌ها صورت نخواهد گرفت… آنها می‌خواهند مانور دهند که ما حتی جمهوری اسلامی ایران را به پای میز مذاکره آوردیم، پس همانگونه که قبلاً بطور مشروح و مستدل بیان کرده‌ام، هیچ مذاکره‌ای با آنها انجام نخواهد شد.»

او با اشاره به توافق هسته‌ای ایران و قدرتهای بزرگ جهان گفت: «برجام هدف نیست بلکه وسیله است و طبعاً اگر به نتیجه برسیم که با این وسیله حفظ منافع ملی امکان پذیر نیست، آن را کنار می‌گذاریم.»

او همچنین با تاکید بر حفظ ارتباط خوب با همسایگان ایران، به انتقاد از رفتار کشورهای اروپایی در موضوعاتی همچون برجام و تحریم‌ها پرداخت و افزود: «باید با نگاه شک‌آلود به وعده‌های آنها، از روند مسائل مراقبت جدی کرد.»

علی خامنه‎‌ای همچنین گفت: «ارتباط و ادامه مذاکره با اروپا ایراد ندارد اما باید ضمن ادامۀ این کار، از آنها دربارۀ مسائلی نظیر برجام و یا اقتصاد قطع امید کنید… اروپایی‌ها باید از بیان و عمل مسئولان دولتی ایران بفهمند که اقدامات آنها تدابیر و واکنش متناسب جمهوری اسلامی ایران را به دنبال خواهد داشت.»

No responses yet

Aug 28 2018

شکایت ایران در لاهه؛ روزنه‌ای برای مذاکره با آمریکا • گفت‌وگو با هرمیداس باوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: جمهوری اسلامی با استناد به “پیمان مودت” میان ایران و آمریکا علیه ایالات متحده به دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه شکایت برده است.

نه ایران و نه آمریکا، به‌رغم خصومت چهل سال اخیر میان‌شان، از این معاهده که در سال ۱۳۳۴ (۱۹۵۵) به امضای دو کشور رسیده، خارج نشده‌اند.

جمهوری اسلامی در شکایت خود خواستار لغو فوری تحریم‌های آمریکا و دریافت غرامت از این کشور به خاطر خسارت‌های ناشی از این تحریم‌ها است.
گرچه ممکن است رسیدگی به این شکایت که از امروز دوشنبه پنجم شهریور (۲۷ اوت) آغاز شده است، سال‌ها به طول بینجامد، اما دیوان بین‌المللی لاهه می‌تواند در حکمی موقت در مورد تحریم‌های آمریکا علیه ایران داوری کند.
داود هرمیداس باوند شکایت ایران از ایالات متحده در دیوان لاهه را دالانی برای مذاکره با آمریکا ارزیابی می‌کند

داوود هرمیداس باوند، استاد علوم سیاسی و کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی، داوری دادگاه لاهه در خصوص شکایت ایران را مشروط به تأیید اعتبار معاهده دوستی ایران و آمریکا از سوی ایالات متحده می‌داند و می‌گوید، شکایت جمهوری اسلامی در واقع “روزنه” یا “دالانی” است که می‌تواند راه را برای مذاکره دو کشور باز کند.

No responses yet

Aug 23 2018

مواضع مشترک احمد خاتمی و گوگوش

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: جلال سعیدی
شام سنگینی خورده بودم و شب احمد خاتمی به خوابم آمد. از وحشت داشتم می‌مردم و تلاش زیادی کردم تا بیدار شوم اما احمد خاتمی پاچه شلوارم را گرفت و گفت:«در خدمتتون باشیم.»

گفتم:«خواستم مزاحم نباشم.» گفت:«مزاحمت چیزه؟ مراحمی!»

ایرج ملکی کارگردان فیلم مزاحمت را دیدم که دارد از خوابمان فیلم می‌گیرد. همانطور که دوربین روی کولش بود گفت:« یادته؟ دو احمق همینجا بود که مزاحمت شدند.»

باز هم خودم را به خاطر شام سنگین لعنت کردم. به خاتمی گفتم: «قربان سخنرانی عید قربانتون چطور بود؟» گفت:«عالی! عالی! این موهای تنمو میبینی؟ همش سیخ شده بود»

گفتم: «یه جاش گفتید غربی‌ها تقاضا دارن ما یک طرف میز بنشینیم و آنها یک طرف، اما نظام اسلامی زیر بار این حرف‌ها نمیرود.» هیجان زده گفت: « آره آره! اونجاشو دیگه ترکوندم.»

گفتم: «الان مشکلتون با مذاکره جای نشستنتونه؟» به اذن خدا آمد روی دسته صندلیم نشست و گفت:«معلومه. ما فقط در صورتی مذاکره می‌کنیم که من پشت منبر باشم نتانیاهو و ترامپ و بن سلمانم مثل مردم بشینن هی تکبیر بگن و صلوات بفرستن. دفعه قبلم برای همین مذاکره‌ها به جایی نرسید.»

بعد ناگهان نمی‌دانم از کجایش یک کنترل درآورد و دکمه پاورش را فشار داد و به اذن خدا از بی‌بی‌سی فارسی کنسرت گوگوش در فضا پخش شد. خانوم گوگوش داشت قر میداد و من از ترسم گفتم: «استغفرالله» و جلوی چشم‌هایم را گرفتم.

منتظر بودم احمد خاتمی با اذن خدا کنسرت گوگوش و بی بی سی را با هم منفجر کند که دیدم صدای خنده میاید. اما دیدم خاتمی با لبخند دارد کنسرت را نگاه می‌کند. خانم گوگوش داشت می‌خواند: «اگه اون که گم شده/ یه روزی پیدا بشه/ قفل زندون دلم/ با کلیدش وا بشه/ همه خوبیا رو همراش میاره/ دست خوبشو تو دستام می ذاره»
با حیرت گفتم: «این الان مشکل شرعی نداره؟»

اشک توی چشم‌هاش جمع شد و گفت: «ایشونم مثل ما منتظر اونیه که گم شده. شاید این جمعه بیاید، شاید.» و زد زیر گریه.

بعد ناگهان احمد خاتمی تحلیل رفت و به اذن خدا تبدیل شد به بهزاد بلور و از بینندگان به خاطر اختلالی که در پخش کنسرت پیش آمده بود عذرخواهی کرد و من در حالی که هرچه فریاد داشتم بر سر شامم می‌کشیدم از خواب پریدم.

No responses yet

Aug 21 2018

بازداشت دو ایرانی در آمریکا به اتهام “جاسوسی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: دو ایرانی در آمریکا به ظن جاسوسی برای دولت ایران بازداشت شدند. این دو نفر متهم‌ شده‌اند که به مأموریت از سوی ایران اطلاعاتی در مورد سازمان مجاهدین خلق و مراکز یهودی‌ جمع‌‌آوری کرده‌اند.

دو ایرانی روز دوشنبه ۲۰ اوت (۲۹ مرداد) در آمریکا به “جاسوسی” برای دوایر اطلاعاتی جمهوری اسلامی متهم شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت دادگستری آمریکا احمدرضا محمدی دوستدار، شهروند ایرانی ـ آمریکایی و مجید قربانی از ایالت کالیفرنیا را به همکاری با یکدیگر برای زیر نظر گرفتن مراکز یهودی و رخنه در سازمان مجاهدین خلق به مأموریت از سوی جمهوری اسلامی ایران متهم کرده است.

این دو نفر روز ۹ اوت بازداشت شدند، اما دادگاه واشنگتن اتهام آن‌ها را تا پیش از دوشنبه اعلام نکرده بود.

وزارت دادگستری آمریکا می‌گوید، دوستدار ۳۸ ساله که ساکن ایران است در ژوئیه ۲۰۱۷ به شیکاگو سفر کرد و مأموران او را دیده‌اند که از “مرکز هیلل” و “خانه خباد” متعلق به یهودیان در نزدیکی دانشگاه شیکاگو عکس می‌گیرد.

در کیفرخواست وزارت دادگستری توضیح داده نشده که او از عکس‌برداری چه هدفی داشته است.

او سپس به کالیفرنیا سفر و در آن‌جا با قربانی ملاقات کرد که طبق دادخواست، این ملاقات ظاهرا اولین ملاقات آن‌ها بوده است.

دو ماه بعد قربانی ۵۹ ساله برای یک روز به نیویورک پرواز می‌کند و در آن جا با شرکت در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق، از حاضران در مراسم عکس می‌گیرد.

دوستدار در ماه دسامبر به کالیفرنیا بازمی‌گردد تا اطلاعات جمع‌آوری شده در مورد مجاهدین خلق را دریافت کند.

در مکالمات این دو که توسط پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) ضبط شده شنیده می‌شود که قربانی می‌گوید، تلاش میکند در سازمان مزبور “رخنه” کند. دوستدار نیز در مورد این که به او دستور داده شده اطلاعاتی جمع‌آوری کند توضیح می‌دهد.

او در این مکالمه می‌گوید: «من این عکس‌ها را به بچه‌ها می‌دهم تا تحقیق کنند.»

در دادخواست آمده که دوستدار به قربانی ۲۰۰۰ دلار پول پرداخت کرده است.

طبق دادخواست، در مارس و آوریل سال جاری قربانی به ایران رفت و اطلاعات جمع‌آوری شده از مجاهدین خلق را در اختیار مقام‌های جمهوری اسلامی قرار داده و فهرستی از “وظایف” خود برای نفوذ در سازمان یادشده دریافت کرده است.

در ماه مه قربانی در گردهمایی وابسته به سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن با عنوان “آزادی برای حقوق بشر” شرکت کرد و در آن‌جا از سخنرانان و شرکت‌کنندگان عکس گرفت.

دوستدار و قربانی متهم شده‌اند که به عنوان مأموران ثبت‌نشده جمهوری اسلامی در آمریکا فعالیت کرده‌ و با این همکاری با دولت ایران، تحریم‌ها و قوانین آمریکا را نقض کرده‌اند.

No responses yet

Aug 20 2018

سند تازه: بهبهانی و کاشانی “پول گرفتند” تا دولت مصدق را سرنگون کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: دیروز و در شصت و پنجمین سالگرد واقعیه ای که به کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق مشهور است، محمد جواد ظریف در توییتی، دولت امریکا را بابت طرح ریزی و همراهی با این کودتا در ایران سخت مورد انتقاد قرار داد و دستگاه دیپلماسی خارجی ایالات متحده را به طرح ریزی برای یک به گفته او کودتای دیگر، متهم کرد.

آقای ظریف در این پیام خود در توییتر نوشته است : “۶۵ سال قبل در چنین روزی، آمریکا دولت منتخب مردمی مرحوم دکتر مصدق را سرنگون نموده، رژیم خودکامه را دوباره حاکم کرد و برای ۲۵ سال بعد مردم ایران را تحت استیلای خویش قرار داد. اکنون نیز «گروه اقدام» آن کشور از طریق فشار، دروغ پردازی و عوامفریبی آرزوی تکرار همان سناریو را در سر می پروراند. دوباره هرگز!

درست همزمان با همین توییت، دوسند تاریخی در فضای مجازی دست به دست می شد. یکی از این سندها برای نخستین بار بیرون آمده و پرده از یک راز برداشته است: جزییات دریافت کمک های مالی توسط روحانیون از جمله آیت‌الله بهبهانی و کاشانی از “کودتاگران” برای سرنگونی دکتر محمد مصدق. مبلغ دریافتی توسط این دو روحانی شیعه چهار برابر مبلغی است که گروه شعبان جعفری دریافت کرده بوده است تا با هواداران محمد مصدق بجنگد.

در برنامه چشم انداز بامدادی بی بی سی در روز ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، نخست جزییات این سند تازه که کامبیز فتاحی، خبرنگار بی بی سی در واشنگتن آن را در جریان تحقیقش کشف و منتشر کرده می شنویم و سپس شرح ماجرا را از اردشیر زاهدی خواهیم شنید. علی همدانی میزبان این برنامه است.

چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی از ساعت ۷ تا ۹ بامداد هر روز بر روی این امواج و فرکانس‌های رادیویی و ماهواره‌ای پخش می‌شود.

برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی بی سی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامه‌های ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید

No responses yet

Aug 16 2018

اقدام هماهنگ ۳۵۰ رسانه آمریکایی در پاسخ به انتقادات تند ترامپ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: در پی فراخوان روزنامه بوستون گلوب، بیش از ۳۵۰ رسانه آمریکایی روز پنج‌شنبه،‌ ۲۵ مردادماه، سرمقاله‌ خود را به مقابله با حملات دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری این کشور، به مطبوعات منتقد اختصاص دادند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اغلب مقالاتی را که به انتقاد از او پرداخته یا اطلاعاتی منفی درباره وی منتشر می‌کنند، «خبر جعلی» توصیف کرده و از دسته‌ای از رسانه‌ها به‌ عنوان «دشمن مردم آمریکا» یاد کرده‌ است.

وی ازجمله حدود دو هفته پیش در سفر به ایالت پنسیلوانیا روزنامه‌نگاران منتقد را مخالفان سیاسی خود خواند و گفت: «چه بر سر رسانه‌های آزاد آمده؟ پس صداقت در گزارش‌نویسی چه شد؟ آنها این مسائل را گزارش نمی‌کنند. بلکه فقط داستان‌های غیرواقعی می‌نویسند.»

این روند باعث شد که روزنامه بوستون گلوب در یادداشت تازه‌ای تحت عنوان «روزنامه‌نگاران دشمن نیستند» بنویسد که «جایگزین کردن رسانه آزاد با رسانه‌های دولتی همیشه اولویت اول برای هر رژیم فاسدی است که قصد دارد کنترل یک کشور را به دست بگیرد.»

در همین حال، نیویورک تایمز که مانند بسیاری از دیگر روزنامه‌ها، سرمقاله روز چهارشنبه خود را به این موضوع اختصاص داده، نوشت: «اصرار به این که، حقایقی که دوست ندارید ‘اخبار جعلی’ هستند، شریان حیاتی دموکراسی را با خطر مواجه می‌کند؛ و دشمن مردم نامیدن خبرنگاران نیز بی‌شک امری خطرناک است.»

هیئت تحریریه روزنامه «کانزاس سیتی استار» نیز که به ابتکار تازه «بوستون گلوب» پیوسته در انتقادات خود پا را فراتر گذاشته و «دشمن» نامیدن گروهی از مطبوعات از سوی دونالد ترامپ را «حرکتی راهبردی» توصیف کرده و آن را با استراتژی دیکتاتورهایی مانند جوزف استالین برای انگ زدن به منتقدان مقایسه کرده‌ است.

بوستون گلوب در فراخوان خود، این روند را مایه نگرانی دانسته و به نقل از یک نظرسنجی توسط مؤسسه «ایپسوس» نوشته است که تقریباً نیمی (۴۸ درصد) از طرفداران حزب جمهوری‌خواه از این جمله دونالد ترامپ که «رسانه‌های خبری دشمن مردم آمریکا هستند»، اعلام پشتیبانی می‌کنند.

از سوی دیگر، در ماه ژوئن یک مرد مسلح تنها، چهار روزنامه‌نگار و یک دستیار فروش را در دفتر روزنامه «کپیتال گَزت» در ایالت مریلند به ضرب گلوله کشت و برخی اصحاب رسانه این اقدام را با «دشمن» نامیدن رسانه‌ها مرتبط دانستند.

با این حال ارتباط این دو موضوع با یکدیگر ثابت نشده است.

در ماه اوت، جیم آکوستا، از خبرنگاران شبکه سی‌ان‌ان، ویدیویی در حساب توئیتری خود منتشر کرد که نشان می‌دهد طرفداران ترامپ خشمگینانه او را سرزنش می‌کنند و طی یک تظاهرات در تامپا در فلوریدا حرکات توهین‌آمیزی علیه او انجام می‌دهند.

آقای آکوستا از این‌که ممکن است این روند به «آسیب رساندن» به خبرنگاران نیز منجر شود ابراز نگرانی کرده است.

اوایل ماه جاری، سارا هاکبی سندرز، سخنگوی کاخ سفید، در نشستی خبری در پاسخ به پرسشی درباره «دشمن» نامیدن رسانه‌ها توسط رئیس جمهوری آمریکا گفت که دونالد ترامپ «مواضع خود را به صراحت اعلام کرده است.»

او در عین حال افزود: «رسانه‌ها همچنان به تهاجم فزاینده خود علیه رئیس جمهور و همه مسئولان این دولت ادامه می‌دهند و مطمئناً، ما هم در این روند نقشی داریم، اما رسانه‌ها هم باید نقشی ایفا کنند تا گفتمان در این کشور شکل بگیرد.»

ایوانکا ترامپ، دختر دونالد ترامپ، به تازگی در مصاحبه‌ای گفت که با نظر پدرش در مورد رسانه‌ها موافق نیست.
منابع: خبرگزاری‌های فرانسه و آلمان/ پ. پ./ ف. دو.

No responses yet

Aug 13 2018

آمریکا و اسرائیل سازمان اطلاعاتی در ایران ایجاد کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: چند ماه پس از افشای اسناد منسوب به برنامه اتمی ایران توسط نخست‌وزیر اسرائیل، یک فرمانده سابق سپاه پاسداران می‌گوید، آمریکا و اسرائیل «سازمان اطلاعاتی درون ایران ایجاد کرده‌اند».

در سال‌های اخیر گزارش‌هایی درباره بازداشت برخی مقامات امنیتی ایران به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و همچنین نقش این کشور در موضوع ترور دانشمندان اتمی ایران، انفجار دریک پادگان نظامی و کشته شدن حسن تهرانی‌مقدم منتشر شده است.

حال حسین علایی، فرمانده سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران ایران، می‌گوید که اسرائیل از ۱۵ سال پیش در ایران یک «شبکه گسترده اطلاعاتی در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی، حوزه سیاسی و اقتصادی» ایجاد کرده است.

آقای علایی که پیش ازاین سمت‌هایی چون فرمانده نیروی دریایی و ستاد مشترک سپاه پاسداران را عهده‌دار بوده در مصاحبه با سایت خبرآنلاین گفت که سازمان مجاهدین خلق همیشه «سازمان‌های اطلاعاتی و عملیاتی» در ایران داشته است.

او این سازمان را متهم کرد که با اسرائیل و آمریکا همکاری اطلاعاتی داشته است.

این فرمانده سابق سپاه اما اعلام کرد که آمریکا و اسرائیل ضمن همکاری با این گروه خود به صورت مستقل «شبکه اطلاعاتی در ایران راه‌اندازی کرده‌اند».

«سرقت اسناد هسته‌ای ایران»

نخست‌وزیر اسرائیل روز ۱۰ اردیبهشت گفته بود که نهادهای اطلاعاتی کشورش به اصل آرشیو برنامه هسته‌ای محرمانه ایران دسترسی یافته و آن را از چند هفته پیش به اسرائیل آورده‌اند.

بنیامین نتانیاهو افزود: این آرشیو «حقیقی» و «مدارک اصلی ایرانی» که نیم تن مدرک است و شامل حدود یکصد هزار برگ سند و ۱۸۳ سی‌دی است، نشان می‌دهد که ایران برنامه هسته‌ای محرمانه خود با نام «عماد» را با هدف تولید بمب اتمی و سوار کردن کلاهک‌های هسته‌ای پرقدرت روی موشک‌های بالستیک دنبال کرده بود.

سه ماه پس از آن سه خبرنگار نیویورک تایمز، واشینگتن‌ پست و وال‌ستریت جورنال برای دیدن و مرور برخی از این اسناد به اسرائیل دعوت شدند.

به نوشته این نشریات، مأموران اسرائیلی شامگاه ۲۴ بهمن پارسال توانستند وارد ساختمانی شوند که ۳۲ گاوصندوق حاوی اطلاعات مهم هسته‌ای ایران را در خود جای داده بود.

بر اساس این گزارش، انباری که مأموران اسرائیل به آن نفوذ کردند از سال ۲۰۱۵ و پس از توافق هسته‌ای بین ایران و شش قدرت جهانی معروف به برجام مورد استفاده قرار گرفت.
بنیامین نتانیاهو در حال نشان دادن آنچه اسناد هسته‌ای ایران عنوان کرده که از سوی دستگاه اطلاعاتی اسرائیل ربوده شده است.

بنیامین نتانیاهو در حال نشان دادن آنچه اسناد هسته‌ای ایران عنوان کرده که از سوی دستگاه اطلاعاتی اسرائیل ربوده شده است.
به نوشته نیویورک تایمز، مقام‌های ایران آگاهانه این اسناد را در محله‌ای تجاری و بدون ارتباط به برنامه اتمی نگهداری می‌کردند و حتی برای برنیانگیختن شک همسایگان، در ساعات غیراداری نگهبانی بر این ساختمان نگمارده بودند.

براساس همین گزارش، مأموران اسرائیلی برای نفوذ به این ساختمان تنها تا هنگام آمدن کارکنان، یعنی دقیقا شش ساعت و ۲۹ دقیقه، فرصت داشتند تا مدارک هسته‌ای ایران، حاوی ۵۰ هزار صفحه، ۱۶۳ سی‌دی، و همچنین ویدئوها و نقشه‌های مهم را به سرقت ببرند.

در سال‌های گذشته نیز گزارش‌هایی درباره دستگیری برخی از مقامات امنیتی ایران به اتهام جاسوسی برای اسرائیل منتشر شده است.

از جمله رضا علیجانی، فعال ملی- مذهبی، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که دو مسئول میز اسرائیل در وزارت اطلاعات و همچنین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت و اعدام شده‌اند.

وی همچنین گفته بود که فردی در ازای دریافت حدود ۶۰ هزار دلار در یک سال اطلاعات و نقشه کل پادگان‌های سپاه در تهران را به اسرائیلی‌ها داده است.

«خرابکاری» در برنامه موشکی ایران

پیشتر نیز گزارش‌هایی درباره خرابکاری اسرائیل در برخی از برنامه‌های موشکی ایران منتشر شده اما این گزارش‌ها به صورت رسمی تایید نشده است.

در پی انفجاری که در آبان‌ماه سال ۱۳۹۰ در زاغه مهمات يکی از پادگان‌های سپاه در بيدگنه، حوالی شهر ملارد در ۲۰ کيلومتری تهران، رخ داد، حسن تهرانی‌مقدم، مسئول سازمان خودکفايی و تحقيقات صنعتی سپاه و ۱۶ تن ديگر از نيروهای سپاه پاسداران کشته شدند.

پس از آن حسن تهرانی‌مقدم، به عنوان «بنيان‌گذار واحد توپخانه و موشکی سپاه» در جريان جنگ ايران و عراق و از «بنیان‌گذاران واحد موشکی حزب‌الله لبنان» معرفی شد.

برادر او گفته بود که این انفجار زمانی رخ داد که آقای تهرانی‌مقدم (طهرانی‌مقدم) در حال آزمایش «یک موشک بالستیک قاره‌پیما بود». او بعدا این حرف‌ را پس گرفت.

در آن زمان گزارش‌های مختلفی در رسانه‌های بین‌المللی پیرامون دخالت اسرائیل در این انفجار منتشر شد که سپاه این گزارش‌ها را رد کرد.

«ترور دانشمندان هسته‌ای ایران»

از سال ۸۸ به بعد نیز شماری از «دانشمندان» و دست اندرکاران برنامه هسته‌ای ايران ترور شدند. ترور چهار تن از اين افراد يعنی مسعود علی‌محمدی، مجيد شهرياری، داريوش رضايی‌نژاد و مصطفی احمدی‌ روشن به مرگ آنها منجر شد و ترور فريدون عباسی دوانی، رئيس سابق سازمان انرژی اتمی، نيز به مجروح شدن او انجاميد.

به دنبال اين وقايع، اواخر سال ۸۹، مجيد جمالی فشی به اتهام ترور سعيد علی‌محمدی دستگير شد. وی شهريور ۹۰ به اعدام محکوم شد و ۲۶ ارديبهشت‌ماه سال ۹۱ حکمش به اجرا در آمد.

در خردادماه سال ۹۱ وزارت اطلاعات ايران از دستگيری «۲۰ نفر» از عوامل ترور دانشمندان هسته‌ای ايران خبر داد.

دو ماه بعد تلويزيون ايران فيلمی با عنوان «کلوب ترور» پخش کرد که در آن شش زن و هشت مرد به دست داشتن در ترور دانشمندان هسته‌ای «اعتراف» می‌کردند.

در اين فيلم شماری از افراد اظهار کردند که در پايگاهی در حومه تل‌آويو در اسرائيل و يکی از کشورهای همسايه آموزش ديده و نحوه بمبگذاری و عمليات شناسایی را تعليم ديده‌اند.

اسرائيل تاکنون دست داشتن در ترور دانشمندان هسته‌ای ايران را نه تکذيب و نه تأييد کرده‌ است.

درکنار گزارش ها درباره بازداشت افرادی در ایران به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، گونن سگو، وزیر سابق انرژی اسرائیل، به اتهام «جاسوسی برای ایران» بازداشت شده و روز ۱۴ تیر دادگاه او به صورت غیرعلنی در دادگاهی در اورشلیم/ بیت‌المقدس برگزار شد.

بر اساس گزارش سایت خبرآنلاین و رادیو فردا/ ا.م/ ک.ر

No responses yet

Aug 11 2018

ظریف در نیویورک با مقام‌های آمریکا دیدار نمی‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: محمدجواد ظریف که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به زودی به نیویورک می‌رود، گفته است دیداری با مقام‌های آمریکایی نخواهد داشت. دونالد ترامپ اخیرا آمادگی خود را برای دیدار با مقام‌های ایرانی اعلام کرده است.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران روز شنبه (۲۰ مرداد/ ۱۱ اوت) خبرهای مربوط به احتمال مذاکره با مقام‌های آمریکایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک را تکذیب کرد. ظریف به خبرگزاری تسنیم گفت، قرار نیست در آینده نزدیک با مایک پومپئو، همتای آمریکایی خود دیدار کند.

وزیر امور خارجه ایران گفت: «ما بارها موضع خود را اعلام کردیم. درباره پیشنهاد اخیر ترامپ نیز موضع رسمی‌ هم از سوی رئیس‌جمهور و هم از سوی ما اعلام شد. آمریکایی‌ها صداقت ندارند. ضمن اینکه آنها درگیر اعتیاد خود هستند، اعتیاد تحریم اجازه نخواهد داد که ‌گفت‌و‌گویی صورت بگیرد.»

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز ۳۰ ژوئیه (۸ مرداد) در جریان کنفرانس خبری مشترک با نخست‌وزیر ایتالیا در واشینگتن اعلام کرد، اگر ایرانی‌ها آمادگی داشته باشند او نیز حاضر است بدون هیچ پیش‌شرطی با آنها ملاقات کند.

مقا‌م‌های ایران پیشنهاد ترامپ را رد کرده‌اند. سخنگوی وزارت خارجه ایران در نخستین واکنش، پیشنهاد ترامپ را در چارچوب “جنگ روانی طراحی شده آمریکا علیه ایران” توصیف کرد. حسن روحانی نیز پیشنهاد ترامپ را “جنگ روانی” خواند و گفت: «کسی که از مذاکره کردن خارج شد دولت ترامپ بود وگرنه کشور ما همیشه از مذاکره استقبال کرده است، به شرط اینکه صداقت در طرف مقابل نیز وجود داشته باشد.»

محمدجواد ظریف هم‌چنین خبر دریافت پیام از سوی آمریکا از طریق وزیر خارجه عمان را نیز رد کرد.

ظریف در پاسخ به این پرسش خبرگزاری تسنیم که رفت و آمد دیپلمات‌های ایران و عمان با چه هدفی صورت می گیرد، تصریح کرد: «اساساً ما در سیاست خارجه روابط دوجانبه با همسایگان و دوستانمان داریم. اینطور نیست که برای هدف سومی رفت و آمد با کشوری داشته باشیم.»

جواد ظریف حدود یک ماه پیش به مسقط سفر کرد. یک روز پس از سفر ظریف، یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان به واشینگتن رفت. مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه ایران هفته گذشته به خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) گفت: «بر اساس رفت و آمدهای مقامات عمان، ممکن است سناریویی مانند برجام در حال انجام باشد.»

اشاره مقام سابق وزارت خارجه ایران به نخستین دیدارهای محرمانه ایران و آمریکا در سال ۱۳۹۰ در مسقط با میانجیگری مقام‌های عمان است که بعدها به امضای توافق هسته‌ای (برجام) منجر شد.

“احتمال مذاکره با آمریکایی‌ها صفر است”

هم‌زمان علاءالدین بروجردی نماینده بروجرد در مجلس و رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی نیز احتمال دیدار ظریف با مقام‌های آمریکایی در حاشیه مجمع سازمان ملل را رد کرده است.

او روز شنبه به خبرآنلاین گفت: «من احتمال مذاکره با آمریکا را صفر می‌دانم چراکه سیاست اعلام شده و اعمال شده آمریکایی‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران است و این سیاست‌ها کاملا خصمانه و تحقیرآمیز است.»

وی با بیان اینکه “موضع آمریکایی‌ها کاملا خصمانه است” گفت: «در چنین شرایطی نباید از موضع ضعف با طرف مقابل مذاکره کرد.»

بروجردی در پاسخ به این سوال که “ایران اموال بسیاری در آمریکا دارد که می‌تواند با بهبود روابط آن اموال را آزاد کند” گفت: «این اموال سالها است در آن کشور بلوکه شده و روال خاص خود را دارد. ما پرونده های متعددی در محاکم بین‌المللی داشتیم که در برخی موارد پیروز شدیم و توانستیم این اموال را پس بگیریم بنابراین اگر فکر کنیم از طریق مذاکره می‌توانیم به اموال خود برسیم اشتباه است.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .