اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Apr 25 2021

احمدی‌نژاد: مسئولان جزیره خریده‌اند تا درصورت جوشیدن خشم ملت به آنجا فرار کنند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

آفتاب نیوز: محمود احمدی نژاد گفت: «یک طرف دنبال این است که به بهانه تشدید کرونا، انتخابات را عقب بیندازد تا فرصت پیدا کند و شرایط را به نفع خود تغییر دهد. طرف دیگر هم دنبال این است که در سایه کرونا و مشارکت پایین مردم، نامزد خود را از صندوق دربیاورد. هر دو به دنبال کنار گذاشتن مردم از عرصه تصمیم‌گیری هستند. جزیره خریده‌اند تا درصورت جوشیدن خشم ملت به آنجا فرار کنند!

عبدالرضا داوری از مشاوران سابق احمدی‌نژاد که اخیرا نیز اظهاراتی علیه احمدی نژاد مطرح کرده بود؛ در توئیتی نوشت: “«‏احمدی نژاد با طرح این ادعا که «جزیره خریده‌اند تا درصورت جوشیدن خشم ملت به آنجا فرار کنند.»

بدنبال القاء دو پیام است: -جمهوری اسلامی درحال فروپاشی است. -مسولین ج.ا، مردم را رها کرده و در حال غارت و فرار هستند. احمدی‌نژاد با این پیامها، به دنبال بازیگری در نقش ‎یلتسین ایرانی است.”

به گزارش سایت دولت بهار؛ احمدی نژاد طی سخنانی در دیدار با جمعی از مردم اردبیل، به بهره برداری سیاسی جناح‌های قدرت از کرونا در ایران و سایر کشورهای دنیا اشاره کرد و گفت: علیرغم کارشکنی های فراوان، تمام رکوردهای سازندگی در کشور به نام دولت های نهم و دهم ثبت شده است. جناحی که در دولت کنونی بر سر کار است، مدعی بود که در دولت قبل همه سرباز بودند و ما ژنرال هستیم و کاری می کنیم که کارهای دولت قبل اصلا به حساب نیاید، لذا رفتند و قراردادهایی بستند و کشور و هسته ای را بدون هیچ ثمری فروختند اما اینک دستشان خالی است و مردم از آنها رویگردان شده اند. آنها دوباره راه افتاده اند تا بروند مذاکره کنند!

احمدی نژاد بالا بردن آمار کرونا در کشور در آستانه انتخابات را با توجه به فقدان یک گروه ناظر و مستقل، مورد سوال قرار داد و گفت: هر دوجناح می خواهند به بهانه کرونا، مردم را از صحنه تصمیم گیری کنار بزنند. یک گروه نگران است و می خواهد در فضای کرونا و با کاهش مشارکت مردم در انتخابات، فرد خاص مورد نظر خود را از صندوق در بیاورد و عدم شرکت مردم را هم به کرونا ربط بدهد. یک طرف دیگر هم که دستشان خالی است دوباره رفته اند مذاکره کنند و آن هم به سرعت جواب نمی دهد، لذا می خواهند انتخابات را به عقب بیندازند تا بتوانند شرایط را به نفع خود تغییر دهند.

متن کامل سخنان احمدی نژاد به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يده

سلام عرض می کنم خدمت همه شما عزیزان که از راه دور قدم بر چشم ما گذاشته اید و تا اینجا تشریف آورده اید. خدا را شاکرم که توفیق دیدار شما را عنایت فرمود و حال و هوای دوست داشتنی سبلان و استان اردبیل را آوردید. استان اردبیل نعمت ویژه و استثنایی خداوند متعال به مردم ایران است و صمیمی ترین، دلسوز ترین، با صفاترین و مهمان نواز ترین مردم با ایمان های مستحکم را آنجا می بینیم که پای استقلال کشور ایستاده‌اند. من افتخار داشتم 4 سال در خدمت مردم استان اردبیل بودم و تقریباً همه بخش های استان را سفر کردم. یک سرزمین پربرکت، مردم خوب، عزیز، همراه و عاشق اهل بیت پیامبر گرامی، سرمایه ای برای ایران و استقلال کشور، عزت ملت و دفاع از سرزمین است.

می‌خواهم یک مطلب مهم که گرفتار آن هستیم را برای شما بگویم و نشان دهم که ریشه مشکلات کجاست و نقشه از چه قرار است؟

بعضی‌ دوستان دلسوزانه به من می‌گویند این موارد را عنوان نکنید تا از این فیلترها عبور کنید و بعد هر چه خواستید بگویید. پاسخ من این است که هدف ما برای عبور از فیلترها این است که بتوانیم این حرف ها را بزنیم. ما هم مثل مردم اردبیل صاف و صادقیم. ما می خواهیم کشورمان از ریشه درست شود. ستون خراب است و اسکلت دارد فرو می ریزد، ما نمی خواهیم روی آن را رنگ بزنیم یا گچ بمالیم که واقعیت دیده نشود! ما می‌خواهیم اصلاح شود. اتوبوس دارد به طرف دره می رود، ما نمی خواهیم روکش صندلی هایش را عوض کنیم بلکه می خوایم فرمان را برگردانیم تا در مسیر جاده قرار بگیرد. به من می گویند این حرفها را نزن، ترتیبت را می دهند و حذفت(نابودت) می کنند. من می گویم یک جان دارم، فدای تک تک مردم، استقلال و رفاه مردم ایران است . ما می‌خواهیم وضع نه به صورت تبلیغاتی و ظاهرسازی، بلکه از ریشه درست شود.

یکی از ریشه ها را برایتان می گویم و نقشه امروز را برایتان توضیح می دهم. البته به فضل الهی ملت ایران امروز آگاه است و مردم در هرجای ایران می دانند که چه خبر است و یک حرف هم بیشتر ندارند و می دانند چه خبر است. من هم می خواهم همان حرف را اینجا بزنم.

مشکل از آنجا پیدا شد که آرمان‌های انقلاب و ملت کنار گذاشته شد. دو تا جناح زیر پرچم انقلاب و ارزشهای انقلاب درست شد. شاید در ابتدا و اوایل این طور نبودند اما به مرور زمان به جایی رسیدند که دین و ارزش ها و انقلاب و خدا و پیغمبر و به تبع آن مردم، کنار گذاشته شدند و موضوع به دعوا بر سر صندلی و قدرت تبدیل شد و مردم و انقلاب فدای قدرت شدند. می بینیم چه کار دارند می کنند، در تلویزیون می نشینند و صد بار به به مردم دروغ می‌گویند و مردم فراموش شده اند. مردم کجای تصمیمات آنها هستند؟ عزت مردم ؟ زندگی مردم؟ من بارها برایشان نوشته ام و گفته ام که بخش وسیعی از مردم دارند له میشوند اما اصلاً انگار نه انگار! این همه مردم دارند فریاد می زنند، اما در گوش ‌ها پنبه قدرت طلبی و خودخواهی فرو کرده اند. دعوا بر سر قدرت است. تثبیت این صندلی‌ها برایشان به موضوع اول تبدیل شده است.

ما بارها گفتیم شما حضراتی که 20 سال‌ بر مسند قدرت بوده اید به مردم گزارش بدهید در این مدت چه کاری کرده اید که اکنون می خواهید ده سال دیگر در این سمت ها باقی بمانید؟ باید ببینید مردم از شما و عملکردتان راضی هستند؟ در نگاه آنها اصلا برای مردم اعتبار و ارزشی وجود ندارد. وقتی یک ملت کنار رفت چیزی باقی نمی ماند. من از شما می پرسم ثروت، دولت، حکومت و اختیار تصمیم‌گیری با چه کسی است(حاضرین:مردم)، اقتصاد و فرهنگ کشور را چه کسی باید بسازد؟( حاضرین: مردم)، چه کسی باید از استقلال کشور جلوی قلدرهای جهانی دفاع کند؟(حاضرین: مردم). وقتی مردم کنار گذاشته شوند، با چه چیزی می خواهید اقتصاد کشور را درست کنید؟ وقتی کشاورز، صنعت گر، معلم و دانشگاهی و پزشک را کنار گذاشتید با چه چیزی می خواهید بسازید؟ با چهارتای خودتان؟ بله می‌خواهند بسازند؛ اما نه مردم و کشور را بلکه جیب های گشادی را می خواهند بسازند که تا ۳ متر زیر زمین هم ادامه دارد و پر نمی‌شود. اکثر ملت ایران یک خانه و شغل داشته باشند راضی هستند، خدا را شکر می کنند و پای کشور می ایستند و شهید می دهند و فداکاری می کنند. بعضی ها سیر نمی‌شوند چون برایشان قدرت اصالت پیدا کرده است. چقدر می خواهید؟ امیدواریم هر چه زودتر دست و پای این ها از مملکت جمع شود.

شاید در آینده پیش بیاید و از ملت اجازه بگیریم و بگوییم 200 ، ۳۰۰ نفر هستند که پدر ملت را در آورده اند. ما این افراد را در یکجا جمع کنیم و ماهانه چند صد میلیون یا یک ملیارد به هر نفر بدهیم، مشروط بر آنکه با مردم کاری نداشته باشند، خساراتش حتما کمتر است.

دعوا بر سر قدرت جایگزین خدمت، شده است. در دوره های مختلف با یکدیگر دست به دست کرده اند، یک دوره هم که ملت خارج از این دو گروه دست به انتخاب زد، هر دو گروه ضد آن بودند. از سال ۸۴ همینطوری دارند می زنند. چقدر از بیت المال برای کوبیدن احمدی نژاد خرج کردند. در واقع احمدی نژاد که خودش را کسی نمی داند و در واقع برای کوبیدن ملت خرج کرده اند. این مقامات چه ارزشی دارد. اگر زبان مردم و در خدمت مردم نباشد، چه ارزشی دارد؟ خودش متاسفانه در ذهن اینها اصالت پیدا کرده است. امیرالمومنین فرمود: اگر با این حکومت نتوانم حق مظلومی را بگیرم و عدالتی را برپا کنم از این کفش صد وصله و از آب بینی بز مریض بی ارزش تر است.

قبل از انقلاب می شد به گوش اشراف زد اما الان سخت شده است تا بزنید می گویند منحرف شده اید و از دین برگشته اید! دین را هم بالای سرشان گذاشته اند، در حالی که دین آمد تا فقر و قدرت طلبی و حق مردم خوری نباشد. یک جریانی در پیش است و من می خواهم بگویم که آن را توضیح دهم.

این داستان کرونا فقط یک داستان مریضی و ویروس نیست و از آن بهره سیاسی می برند. در سطح بین الملل برای کنترل ملت ها و فروش دارو بهره می برند. الان می گویند هر سه ماه به سه ماه باید واکسن بزنید و اگر یک سال هم زدید تضمینی ندارد و سال بعد هم باید بزنید. به این ترتیب مردم دیگر اسیر شده اند و همه جا را دارند کنترل می کنند. شب ها بیرون نیایید. اینطوری بروید، آنجا نروید! حالا بعضی ها هم نقد جدی دارند که در واکسن ها یک بیماری هایی را هم اضافه می کنند. به این ترتیب جریانات قدرت در هر کشور بهره خودشان را از ماجرای کرونا می برند.

اینهایی که الان در دولت از یک جناح سر کار هستند، هشت سال گذشت و روز اول ادعاهای فراوانی کردند. دولت نهم و دهم علیرغم کارشکنی ها تمام رکوردهای سازندگی را در کشور زده است. اینها می گفتند که در دولت قبل همه سرباز بودند و ما ژنرال هستیم و کاری می کنیم که کارهای دولت قبل اصلا به حساب نیاید. بعد هم رفتند قراردادهایی را بستند و کشور و هسته ای را بدون هیچ ثمری فروختند. الان دستشان خالی است و مردم از انها برگشته اند لذا دوباره راه افتاده اند که بروند مذاکره کنند! انتخاب نزدیک است و فیتیله آمار کرونا مقداری بالا کشیده اند. آمار هم دست خودشان است و گروه ناظر مستقلی هم وجود ندارد. قبلا هم بود که آمار را بالا و پایین می کردند.

این گروه نگرانند و می گویند که در فضای کرونا گروه مقابل کاندیدایی دارد که می خواهد حتما او را سر کار بیاورد. فضای کرونا بسیار خوب است زیرا اگر مردم شرکت نکنند، آن را به کرونا ربط می دهند. اینها هم دستشان خالی است. دوباره رفته اند مذاکره کنند و مذاکره هم به سرعت جواب نمی دهد لذا باید انتخابات را به عقب بیندازند تا شرایط را مقداری تغییر دهند.

گروه مقابل یک برنامه یا پازل برای کشور دارد. یک قطع اصلی آن پازل ، فرد خاصی است که می خواهند او را به هر قیمت از صندوق بیرون بیاورند، ولو آنکه مردم ده بار هم به او رای نداده باشند.

آنها می گویند فرصت خوبی است. آمار کرونا که بالا می رود، انتخابات را برگزار می کنیم و نارضایتی و عدم مشارکت مردم دیگر دیده نمی شود و خواهیم گفت خیلی خوب و قابل قبول است. به شما بگویم که اینها همه را به جز نفرات خودشان کنار خواهند گذاشت. به بعضی ها هم گفته اند نیایند. به نظرم می رسد که به آیت الله رئیسی هم خواهند گفت نیاید. ممکن است آقای رئیسی فردا بگوید که من کاندیدا نیستم. می دانیم موضوع چیست! افراد را کنار می گذارند تا آن فرد خاص رای بیاورد. اینها می خواهند که انتخابات زود برگزار شود تا در همین فضای کرونا کارشان را انجام دهند. یعنی دو طرف در بالابردن جو کرونا و تحت فشار قراردادن مردم شریک هستند و هر کدام سهم خودش را می برد و هر دو در کنار گذاشتن مردم شریکند.

اصل مردم هستند. کشور متعلق به مردم است. اگر انتخاباتی بشود که مردم در آن شرکت نکنند یا کم شرکت کنند، آن انتخابات به چه دردی می خورد؟ چه گره یی را می خواهد باز کند؟ قرار است مشکلات را قدرت مردم حل کند؟ ما این وسط بین بد و بدتر گیر کرده ایم. چه کار باید بکنیم. یکی بد است که انتخابات را به عقب بیندازد تا برای خودشان فرصتی درست کنند و دیگری بدتر است که ملت را کنار بگذارند. حالا بین بد و بدتر چه کار باید کرد. باید بین این دو بد را در نظر گرفت تا شاید خدا فرجی برساند. بله انتخابات را عقب بیندازید مشروط بر آنکه شرایط کرونا را کنترل کنید تا ملت وارد انتخابات شود و رای بدهد و الا به نام ملت یک چیزی تحت عنوان انتخابات برگزار کنند و یک عده بیایند و اینترنتی هم رای بدهند و آبی هم توی آن کنند و بعد بگویند که خوب بود. وقتی ملت در صحنه نباشد همه کار می شود کرد. یک چیزهایی را دارند می گویند که مشکوک است.

به نظر می رسد عقب بیفتد بهتر است. بلای کرونا را از دوش مردم بردارید. دور هم جمع نشوید. توی خانه هم جمع نشوید. با اتومبیل خودتان مسافرت نروید اما اگر با اتوبوس و مترو رفتید اشکالی ندارد. در همین تهران مغازه ها را می بندند اما در مترو مردم به صورت فشرده در حال تردد هستند یا در صف مرغ ازدحام کنند اشکالی ندارد. 140 کشورجهان کرونا را کنترل کرده اند اما اینجا به استانها گفته اند که حق گزارش دهی ندارید. پیوسته وحشت را به مردم تزریق می کنند. در این فضا هیچکس حرف نزند، تجمع نکند و صدایش در نیاید! مردم به این نتیجه برسند همین قدر که زنده هستند بگویند خدا را شکر!

نقشه همان است که گفتم. آنها می خواهند آدم خودشان را به هر قیمت ولو با کنار گذاشتن ملت بیاورند و اینها هم می خواهند فرصتی پیدا شود تا در این مذاکرات مثل دفعه قبل فریبکاری کنند که گفتند آب مردم، ازدواج جوانان، مسکن و کار و… فوری با رفع تحریم ها حل می شود. بعد هم هر کدام به گردن دیگری انداختند. هیچکس هم مسئولیت نمی پذیرد. هر اتفاقی هم که بیفتد مردم مقصرند. این کار را هم خوب بلدند. وزارت بهداشت به زیبایی مسئولیت ها را به گردن مردم می اندازد. این همه تصمیمات، کشور و پول و دستورها و سیاست ها دست شماست اما شما هیچ نقشی ندارید؟ دوتا عکس منتشر می کنند که مثلا جاده اردبیل شلوغ شد و تقصیرها متوجه مردم است!

البته عرض کنم اینها نقشه هایی است که می کشند و طراحی هایی است که انجام می دهند، اما خدا هم برای خودش نقشه می کشد و ملت هم برای خودش نقشه دارد.مشکل این است که ملت ایران را دست کم می گیرند. یک پیرمرد 85 ساله در دشت مغان به من گفت که به مسئولان کشور بگو دست از سر ما بردارند و اجازه بدهند ما خودمان انتخاب کنیم. امروز ملت ایران یک حرف بیشتر ندارد و همه هم متحدند. دیگر چپ و راست و اینطرف گرا و آن طرف گرا ندارد. یک ملت است. آنها یک اقلیت هستند که از اول هم با ملت نبودند. ملت همان حرفهای انقلاب را می زند. می خواهد آزادی ، عدالت، صداقت، پاکی باشد و فساد نباشد.

در خوزستان مرکز انرژی منطقه، چقدر جوان می گفتند که آقای احمدی نژاد به خدا ما گرسنه ایم، نان نداریم و بیکاریم. ملت می گوید که این وضعیت نباشد. اگر ثروت و فرصت هست برای همه باشد و اگر نیست برای هیچکس نباشد.

درزمان جنگ، برای دو سیر پنیر در صف می ایستادیم اما کسی اعتراض نداشت زیرا می گفتند همه مثل هم هستیم. اما الان مردم برای 4 تا مرغ باید چند ساعت توی صف بایستند در حالی که تلویزیون را باز می کنیم می گوید 3 هزار میلیارد این برده است، 4 هزارمیلیارد یکی دیگر و 8 هزار میلیارد و 15 هزار میلیارد و..برده اند اما به شما بگویم که شرایط اینطور باقی نمی ماند. آینده نزدیک بسیار درخشان است. این مسائل و سوء استفاده ها و رفتارهای خودخواهانه بدون ملت و علیه ملت از این سرزمین پاک خواهد شد. اینجا صحبت از ایران، ملت ایران و یک تاریخ و فرهنگ و تمدن چندهزار ساله است. یک استان اردبیل به اندازه چند کشور دنیا فقط میراث فرهنگی، تاریخ، انسانهای فرهیخته و دلسوز، علمای بزرگ و شعرای بزرگ دارد. این حق ملت نیست که اینگونه زندگی کند. این وعده الهی است و به فضل خدا و با هم ملت خیلی زود این شرایط به نفع ملت و آرمانهای انقلاب به زودی تغییر می کند. به دل خودمان رجوع کنیم.

این کارهایی که دارند می کنند، شیطانی است. یا انسانهای شیطان صفت هستند یا شیطان های انسان نما هستند. طرف ظاهر انسان دارد اما درونش شیطان است. اگر شیطان نباشد چطور ممکن است قدرت داشته باشد، بر سر کار و مسئول باشد و در برابر فقر و زجر یک ملت بی تفاوت باشد؟ شیطان می خواهد انسانها و ملت را له کند ولی به فضل الهی ملت ایران شیطان وشیطان صفتان و شیاطین انسان نما را نه با دعوا بلکه از راه خودش از صحنه خارج خواهند کرد. امیدوارم به زودی زود اتفاقات خوب و مثبتی بیفتد و شرایط کشور ما تغییر کند و هر کس خواست کاری بکند در مسیر ملت، به خواست ملت، در کنار ملت و برای ملت باشد. و این وعده خداست. الان شرایط کل جهان و بخصوص ایران اینطور شده است که مستضعفین بگویند خدایا یک راهی نجاتی باز کن که ما از اینجایی که به مردم ظلم می کنند، برویم یا یک ولی و نصیری برای ما بفرست تا به ما برای خارج شدن از این وضعیت کمک کند. من فکر می کنم که خدا ولی و نصیر برای ملت ایران فرستاده است و آن هم همت بلند ملت ایران است که به زودی شرایط را تغییر خواهد داد.

No responses yet

Apr 18 2021

وکیل دادگستری: بقایی در بیمارستان روانپزشکی بستری شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: وکیل‌مدافع حمید بقایی از بستری شدن معاون رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی در بیمارستان روانپزشکی خبر داد. به گفته او اسفندیار رحیم مشایی نیز در ماه‌های اخیر چندین بار در بیمارستان بستری بود و دو بار هم عمل جراحی داشته است.

مهران عبدالله‌پور، وکیل‌مدافع حمید بقایی، معاون محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران با اشاره به وضعیت موکلش گفت: «آقای بقایی به دلیل عوارض جسمی و عصبی متعدد با نظر کمیسیون پزشکی قانونی اساسا امکان تحمل زندان را نداشته و جهت معالجه در بیرون از زندان هستند و در حال حاضر نیز در بیمارستان مهرگان بستری و تحت درمان هستند.»

عبدالله‌پور ادامه داد: «در این مدت یا تماما در بیمارستان بستری بودند و یا تحت معالجه مستقیم پزشکان مختلف و همه این موارد هم تحت نظارت پزشکی قانونی انجام می‌شود. در حال حاضر هم از حدود دو هفته قبل با تشخیص پزشکان معالج در بیمارستان بستری شدند و فعلا هم مشخص نیست چه زمانی مرخص خواهند شد.»

عبدالله‌پور با اشاره به اینکه گفته می‌شود حمید بقایی به احمدی‌نژاد مشاوره می‌دهد گفت: «فردی که روزانه چندین قرص اعصاب استفاده می‌کند و کل ساعات زندگی را با دارو و درمان و بیمارستان سپری می‌کند چنین فردی چگونه می‌تواند مشاوره سیاسی بدهد؟ آقای بقایی حتی حوصله شنیدن اخبار روزمره سیاسی را هم ندارند و از خیلی اتفاقات مهم جاری کشور هم بی‌خبر هستند.‌‌‌‌‌‌»

وکیل بقایی با اشاره به اتهامات صورت گرفته از سوی عبدالرضا داوری، از چهره‌های نزدیک به احمدی‌نژاد گفت: «کل اتهامات مالی آقای بقایی همان مواردی است که آقای داوری هم تا پیش از این در تمام مواضع خود بر واهی بودن آنها تاکید داشته و با ده‌ها دلیل و برهان اثبات می‌کردند که حکم صادر شده علیه آقای بقایی ظالمانه بوده و در این مدت هم موضوع جدیدی به همان اتهامات واهی قبلی افزوده نشده است.»

داوری که اخیرا راهش را از رئیس‌جمهور سابق جدا کرده در توئیتی در مورد “ثروت افسانه‌ای” حمید بقایی افشا‌گری کرد.

حمید بقایی پس از تأیید حکم دادگاه بدوی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و قطعیت آن و هم‌چنین ابلاغ حکم صادره، توسط مأمورین پلیس روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ دستگیر و اجرای حکم صادره از جمله ۱۵ سال حبس و ۴۳ میلیارد تومان جزای نقدی به زندان معرفی شد.

عبدالله‌پور در زمینه وضعیت اسفندیار رحیم مشایی گفت: «آقای مشایی هم با مرخصی استعلاجی در بیرون از زندان هستند. آقای مشایی هم در این چند ماه چندین بار در بیمارستان بستری بودند و دو بار هم عمل جراحی داشتند.»

اسفندیار رحیم مشایی در دولت نهم، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بود. او در ابتدای کار دولت دهم، در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رئیس‌جمهور شد. اما یک هفته پس از حکم حکومتی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مبنی بر برکناری او از این سمت، استعفا داد و ساعتی بعد از سوی محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد و تا آذر ۱۳۹۱ در این سمت فعالیت کرد.

مشایی در تاریخ ۲۶ اسفند ۹۶ بازداشت و زندانی شد و سپس در دادگاه به شش سال و نیم حبس محکوم شد.

مهران عبدالله‌پور در گفت‌وگو با سایت “مدارا” در پاسخ به این که آیا احمدی‌نژاد با بقایی و مشایی ملاقات دارد گفت: «بله اتفاقا همین یکی دو روز گذشته که بنده در بیمارستان به ملاقات آقای بقایی رفته بودم آقای احمدی‌نژاد هم برای ملاقتشان به بیمارستان تشریف آورده بودند.»

با کارنامه اقتصادی احمدی نژاد می‌خواهند چه بکنند؟
بدهی‌های دولتی

دولت نهم و دهم با شعار “مهر ورزی” و بسط عدالت اجتماعی بر سر کار آمد. این دولت بر اساس گزارش‌های وزارت نفت و مرکز پژوهش‌های مجلس، علیرغم در اختیار داشتن درآمدهای سرشار نفت و گاز در دوره ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹ که بیش از ۶۳۰ میلیارد دلار بود، اکنون بدهی سنگینی حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به نظام بانکی و بخش خصوصی دارد.

No responses yet

Dec 21 2020

انتقاد شدید صالحی از نمایندگان مجلس، شورای نگهبان و شورای عالی امنیت ملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: رئیس سازمان انرژی اتمی ایران با انتقاد از رفتار دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره توسعه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، گفته است: «می‌گویند هزار تا سانتریفیوژ آی‌آر۶ بسازید. خب ما این توانایی را داریم، می‌سازیم اما نگفته‌اند پولش را کی می‌دهد؟»

علی اکبر صالحی در گفت‌وگویی که روز سه‌شنبه اول دی‌ماه در وب‌سایت «انتخاب» منتشر شد، از شورای نگهبان قانون اساسی نیز انتقاد کرده و گفته است: «تعجب می‌کنم شورای نگهبان چگونه این قانون را تصویب کرده است».

او با کنایه خطاب به نمایندگان مجلس گفته است: «این‌ها یا نمی‌دانند منابع داخلی ما چقدر است یا نمی‌دانند ارزش هر سانتریفیوژ آی‌آر۶ چقدر است».

مجلس شورای اسلامی روز ۱۲ آذر طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» تصویب کرد که در این طرح آمده است در صورت «عدم اجرای کامل تعهدات کشورهای ۱+۴ در قبال ایران و عادی نشدن روابط کامل بانکی و عدم رفع موانع صادرات و فروش نفت ایران دو ماه پس از تصویب این قانون»، سازمان انرژی اتمی باید در طول یک سال هزار سانتریفیوژ آی‌آر۶ بسازد».

شورای نگهبان ظرف کمتر از ۲۴ ساعت این مصوبه را تایید کرد و توسط رئيس‌ مجلس برای اجرا به دولت روحانی ابلاغ شد.

مقام‌های دولت ایران این مصوبه را «عجولانه» خوانده‌اند و می‌گویند برای تصویب آن به نظرات کارشناسی دولت توجه نشده است.

رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین در مخالفت با دیدگاه برخی نمایندگان مجلس که خواستار اخراج بازرسان سازمان انرژی اتمی شده بودند، گفته است: «با این روش ها که نمی شود کشورداری و حکمرانی کرد که همه چیز را قطع کنیم … در هیچ قراردادی نباشیم. دور کشور را ببنیدیم. خفه می‌شویم این جوری».

در مصوبه مجلس ایران تاکید شده است که در صورت عدم لغو تحریم‌ها تا روز ۱۲ بهمن، ایران باید اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند که این موضوع می‌تواند به اخراج و قطع همکاری ایران با بازرسان آژانس منجر شود.

علی اکبر صالحی در بخش دیگری از این گفت‌وگو همچنین با انتقاد از بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی گفته است رئیس‌جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی است و بیانیه دبیرخانه «شبهه ایجاد کرده است».

او گفت: «این‌طور که نمی‌شود قانونگذاری کرد، به اعتبار صحبت یک نفر در شورای امنیت ملی. صدور آن بیانیه توسط دبیرخانه شورای امنیت ملی کار درستی نبود».

ریشه این بحث به بیانیه روز ۱۵ آذر دبیرخانه شورای عالی امنیت باز می‌گردد که ضمن حمایت ضمنی از مصوبه مجلس، اعلام کرد این مصوبه با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی بوده و «مصوبه شورا» قلمداد می‌شود.

مقام‌های دولت ایران از جمله محمود واعظی، رئیس‌دفتر حسن روحانی، می‌گویند دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نمی‌تواند چنین نقشی را ایفا کند و برای چنین مصوبه‌ای از شورای عالی امنیت ملی و حسن روحانی، رئیس شورا، اجازه گرفته نشده است.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در واکنش به این اظهارات، رئيس دفتر روحانی را به برپا کردن «جنجال و هیاهو» و دادن «پیام و آدرس غلط به دشمن» متهم کرد.

آقای صالحی در بخش دیگری از این مصاحبه با ابراز امیدواری به بازگشت دولت بایدن به برجام، گفته است این بازگشت «بدون قید و شرط» است و اگر مقام‌های دولت بایدن «موضوعات دیگری مدنظرشان» است، «بحثی جداگانه» است و باید «فعلا درباره» برجام صحبت شود.

او اظهار داشت: «باید بپذیریم بخش قابل توجهی از مشکلات ما ناشی از آن طرف مرزهاست و علاجش این است که رویکرد بین‌المللی ما یک تعریف واضحی داشته باشد».

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران افزود: «اگر آمریکا با ایران کنار بیاید، از منظر واشینگتن، از طریق تهران می‌تواند چین را مهار کند. پکن و مسکو این را فهمیده‌اند. بایدن چگونه می‌خواهد چین و روسیه را مهار کند؟ بهتر است بیش از این با ایران کلنجار نرود و دیوار اعتماد را بازسازی کند».

به گفته آقای صالحی، «این کمربندی که آمریکایی‌ها دور روسیه انداخته‌اند سگکش روی ایران بسته می‌شود».

جو بایدن، رئیس‌جمهوری منتخب آمریکا، پیش از این گفته است که به وعده خود برای بازگشت به برجام متعهد است ولی مذاکره با ایران «بسیار دشوار» خواهد بود.

او همچنین بر لزوم مذاکره درباره آینده برنامه هسته‌ای و برنامه موشکی ایران نیز تاکید کرده است، امری که با مخالفت صریح مقام‌های حکومت ایران مواجه شده است.
بر اساس متن مصاحبه علی اکبر صالحی با سایت انتخاب و گزارش‌های رادیو فردا/ر.ح/ک.ر

No responses yet

Dec 05 2020

نماینده مجلس:‌ لزوم تصویب ممنوع‌الخروجی مسئولان با توجه به نزدیک شدن به پایان دولت روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: جلال رشیدی کوچی، نماینده مرودشت، گفته است مجلس در حال بررسی طرحی است که در صورت تصویب آن، برخی از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پس از پایان مسئولیت «ممنوع‌الخروج» می‌شوند.

این نماینده مجلس که پیشتر در روز دوم آذر در توییتی به این طرح اشاره کرده بود، روز شنبه ۱۵ آذر در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس این طرح را مرتبط با «استعفاهای اخیر در دولت» و «نزدیک شدن به پایان دولت دوازدهم» دانسته و بدون نام بردن از شخص خاصی گفت که مسئولان ارشد که به «یک سری اطلاعات خاص و محرمانه دسترسی» دارند، نباید پس از پایان مسئولیت به راحتی از کشور خارج شوند.

آقای رشیدی از وجود سازوکاری مشابه در سازمان‌های نظامی خبر داده و گفته مسئولان نظامی پس از پایان مسئولیت تا سه سال «بدون مجوز سازمان حفاظت اطلاعات نمی‌توانند به خارج از کشور سفر کنند» و خواستار تسری این طرح به مجموعه‌های دیگر شده است.

بحث ممنوع‌الخروج کردن برخی از مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی در سال ۹۷ در مجلس دهم نیز توسط برخی از نمایندگان مطرح شد، ولی به نتیجه نرسید.

این نماینده مجلس از وجود طرحی درباره «فرزندان خارج‌نشین» مسئولان هم خبر داده که به گفته او مکمل ممنوع‌الخروج کردن مسئولان جمهوری اسلامی است.

در سال‌های گذشته موضوع تحصیل و کار فرزندان برخی از مقام‌های نظام از جمله علی لاریجانی، رئيس پیشین مجلس، حسن روحانی و معصومه ابتکار،‌ معاون رئيس‌ جمهور در کشورهای غربی جنجال‌برانگیز شده است.

No responses yet

Dec 02 2020

انتشار فیلم وزارت اطلاعات؛ پرده‌برداری از نزاع با سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,درگیری جناحی,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: تصاویری از فیلم جدید وزارت اطلاعات؛ در این مستند علت عمده ترور‌ها و انفجارها گذشته به موازی‌کاری امنیتی نسبت داده می‌شود

به تازگی وزارت اطلاعات ایران فیلمی کم‌سابقه درباره موفقیت‌های این نهاد و موازی‌کاری دستگاه‌های اطلاعاتی در ایران منتشر کرده است. اما تنها چند روز پس از انتشار این مستند، ترور محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای بار دیگر توان دستگاه‌های امنیتی ایران را به چالش کشید.
آیا آنگونه که فیلم “مدال گمنامی” مدعی است، موازی‌کاری‌ دستگاه‌های اطلاعاتی، وضعیت امنیتی ایران را آسیب‌پذیر کرده است؟ رقابت‌های اطلاعاتی در ایران چقدر جدی است؟ آیا قدرت وزارت اطلاعات افول کرده است؟
در “مدال گمنامی” سه راوی و مقام ارشد امنیتی مقابل دوربین ظاهر می‌شوند: جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران، محمد ری‌شهری وزیر موسس وزارت اطلاعات و محمود علوی وزیر فعلی این وزراتخانه. تمرکز هر سه نفر بر ضرورت دستگاه اطلاعاتی واحد و همچنین اهمیت جایگاه وزارت است.
در این فیلم تصاویر تازه‌ای هم از مخالفان ربوده شده حکومت پخش می‌شود: ویدیوهایی جدید از اعتراف‌گیری از جمشید شارمهد رئیس رادیو تندر متعلق به انجمن پادشاهی و حبیب اسیود از رهبران گروه مقاومت ملی الاحواز.

توضیح تصویر،تصاویری از بازداشت جمشید شارمهد؛ در این مستند، تصاویری تازه از مخالفان ربوده شده حکومت نیز پخش می‌شود

این فیلم درست چندی پس از آن منتشر شد که در تابستان امسال دو رویداد، تردیدهایی درباره توان دستگاه‌های امنیتی ایران پدید آورد: خرابکاری در سایت‌ هسته‌ای نظنز و ترور نفر دوم القاعده در تهران.
شاید به همین خاطر به نظر می‌رسد مضمون این برنامه از یکسو دفاع از حیثیت و کارنامه وزارت اطلاعات است و از سوی دیگر آسیب‌شناسی فعالیت‌های اطلاعاتی برای رفع بحران امنیتی حاضر.

انتقاد فیلم از موازی‌کاری

تا پیش از تشکیل وزارت اطلاعات چند نهاد موازی فعالیت‌های اطلاعاتی را پیش می‌بردند از جمله دفتر تحقیقات نخست وزیری، واحد اطلاعات سپاه، تشکیلات کمیته‌ها، تشکیلات دادستانی و اطلاعات ارتش.
در فیلم “مدال گمنامی” اما با نقد این وضعیت حضور پراکنده واحدهای اطلاعاتی، آن هم بدون فرماندهی واحد، “مایه موازی‌کاری” و “نفوذ” و “رخنه‌ امنیتی” معرفی می‌شود.
به نظر می‌رسد که اشاره‌های تاریخی فیلم در واقع کابرد امروزی نیز دارد.
“رخنه امنیتی” کلید واژه‌ای است که بارها پس از خرابکاری در سایت هسته‌ای نطنز و اکنون پس از ترور محسن فخری‌زاده از سوی برخی مقام‌های عالی امنیتی و نظامی ایران تکرار شده است.

توضیح تصویر،در این فیلم انفجار نهم مهر ۱۳۶۱ در میدان توپخانه نقطه عطف تاسیس وزارت اطلاعات معرفی می‌شود

جواد منصوری، از فرمندهان اولیه در سپاه، در بخشی از فیلم می‌گوید “یکی از مسائلی که در سال۱۳۶۰ خودش را نشان داد ناهماهنگی و تعارض دستگاه‌های اطلاعاتی بود. گاهی اطلاعات گم می‌شد، گاهی منحرف می‌شد. بعضا سو,استفاده‌هایی هم رخ می‌داد. افرادی را که از یک واحد اطلاعاتی بیرون می‌کردند به واحدی دیگر می‌رفتند”.
محمد ری‌شهری وزیر موسس وزارت اطلاعات، نیز در فیلم تاکید می‌کند که در سال‌های نخست “به خاطر موازی‌کاری، اقدامات نتیجه نداشت و مشکلات امنیتی زیادتر می‌شد”.
فیلم با انفجار بزرگ و خونین نهم مهر ۱۳۶۱ شمسی در میدان توپخانه تهران آغاز می‌شود. بر اساس این فیلم واقعه نهم مهر، نقطه عطفی بود که ایده تاسیس وزارت اطلاعات را کلید زد تا “سازمانی قانونی” و “متمرکز” فعالیت‌های اطلاعاتی را دست بگیرد. بنابر روایت فیلم، انفجار بمب ۱۵۰ کیلویی در میدان توپخانه، این پرسش را پیش کشید که چطور انفجاری در این ابعاد رخ داد و هیچ نهادی هم به آن پی نبرد؟>
در فیلم “مدال گمنامی” ترور‌ها و انفجار دهه شصت به عنوان ضعف ناشی از موازی کاری معرفی می‌شود.

روایت‌های کمتر شنیده‌شده از نزاع اطلاعات و سپاه

در سال ۱۳۶۲، با تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس و شورای نگهبان، نزاع تاریخی میان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران آغاز می‌شود.
بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمان‌ها و پرسنل دیگر واحد‌های اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شود.
آقای ری‌شهری اما می‌گوید در فضای سیاسی آن روز “متمرکز کردن نهادهای اطلاعاتی مختلف به خصوص نهاد اطلاعاتی سپاه و آوردنش در وزارت کار دشواری است”.
یک تحلیل‌گر اطلاعاتی آن دوران که نخواست نامش فاش شود در گفت‌وگویی اختصاصی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “تا پیش از تشکیل وزارت، اطلاعات سپاه همه کاره اطلاعات کشور بود. بعد بنابر قانون قرار شد تمام امکانات و پرسنل به وزارت اطلاعات منتقل شود. اولین جایی که دعوا شکل گرفت ساختمان ساواک در پاسداران بود که ستاد مرکزی سپاه بود. از طرفی چون آن زمان سپاه ماموریت‌های اطلاعاتی داخلی داشت، دستگاه‌های شنود و خودروهای مدل بالا و بی‌سیم‌های دیجیتالی هم خریده بود. اما تمام این‌ امکانات را از سپاه گرفتند و به وزارت دادند. یکباره سپاه خشک شد و این به شکل یک عقده تاریخی در بچه‌های سپاه ماند.”>
او می‌گوید: “مشکل اصلی سپاه در این مقطع در واقع از دست دادن ماموریت‌های محوله بود. به عبارت دیگر، کوتاه شدن دست سپاه از حضور و نفوذ در مهمترین عرصه قدرت یعنی اطلاعات. برخی از نیروهای موسس سپاه که از گروه‌های هفت‌گانه مجاهدین انقلاب اسلامی می‌آمدند به تجربه دریافته بودند که اطلاعات یعنی قدرت، یعنی حضور در عرصه تاثیرگذاری بر وقایع. بنابراین حاضر نبودند به راحتی از آن بگذرند و یا حتی فراموش کنند. از طرف دیگر، داشتن وظیفه و ماموریت در این زمینه امکانات زیادی به سپاه می‌داد و از دست رفتن این امکانات هم خوشایند نبود. مجموع تمام این از دست رفتن‌ها یعنی از دست رفتن ماموریت، وظایف، بودجه و امکانات موجب سرخوردگی و تشنج می‌شد و نه صرفا گرفتن تعدادی خودرو و یا بی‌سیم و ساختمان. تنزل این درگیری‌ها بین سپاه و وزارت به چند خودرو و بی‌سیم شاید اهمیت مسئله را کاهش دهد”.
رقابت‌های سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حدی رسید که شایعاتی مبنی بر خنثی‌سازی و خرابکاری در عملیات‌های خارجی دو طرف منتشر شده بود.
از جمله به گفته این تحلیلگر، “شایعاتی منتشر شده بود که وزارت اطلاعات در لو دادن جاسازی بمب در ساک حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۵ پلیس عربستان نقش داشته است”. منابع نزدیک به آیت‌الله منتظری مسئولیت این بمبگذاری را به سپاه پاسداران منتسب می‌کردند.”
او می‌گوید “در مواردی نیز سپاه پاسداران عملیات وزارت اطلاعات را با مانع مواجه کرد، از جمله گفته می‌شد در ماجرای ربودن ابوالحسن مجتهدزاده از اعضای سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۷؛ این سپاه پاسداران بود که پلیس ترکیه را با خبر کرد”.
ماموران ترکیه آقای مجتهدزاده را از صندوق عقب خودروی یک دیپلمات جمهوری اسلامی و پیش از انتقال به ایران نجات دادند.
این درگیری در سال‌های اخیر شدت بیشتری هم به خود گرفته و به رسانه‌ها کشیده است. از جمله پس از بازداشت فعالان محیط زیستی موسسه میراث حیات وحش پارسیان و همچنین دستگیری عبدالرسول دری اصفهانی عضو تیم مذاکرات هسته‌ای، وزارت اطلاعات بر خلاف نظر اطلاعات سپاه، به صراحت اعلام کرد که این افراد جاسوس نیستند.
در پرونده متهمان به ترور جاسوسان هسته‌ای نیز مازیار ابراهیمی در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی افشا کرد که چطور اختلاف سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ایران در نهایت به نفع پرونده او تمام شد. به گفته مازیار ابراهیمی، مامور اطلاعات سپاه پس از بازجویی از او متوجه می‌شوند که او در حقیقت زیر فشار و شکنجه مجبور به اعتراف شده است.

وزارت اطلاعات به دنبال چیست؟

با قدرت‌گیری اطلاعات سپاه، این نیرو در حوزه وظایف قدرتمندترین معاونت‌های وزارت اطلاعات از جمله معاونت اطلاعات خارجی و ضدجاسوسی هم دخالت کرد. بخش خارجی و ضدجاسوسی از جمله مهمترین معاونت‌های وزارت اطلاعات معرفی می‌شود.
به نظر می‌رسد برای وزارت اطلاعات باز پس‌گیری حوزه ضدجاسوسی و خارجی و همزمان به دست گرفتن قدرت در “شورای هماهنگی اطلاعاتی” از اولویت‌های اصلی است.
محمود احمدی نژاد در دولت نخست خود تلاش کرد نهادهای امنیتی از جمله معاونت اطلاعات سپاه را زیر چتر تشکلی به نام “شورای هماهنگی اطلاعاتی” گردآورد.
قرار بود وزارت اطلاعات در رأس “شورای هماهنگی اطلاعاتی” قرار داشته باشد. اما در نهایت سال ۱۳۹۶ حسن روحانی، ضمن انتقاد از موازی‌کاری‌ها، اعلام کرد تنها توقعش از وزیر اطلاعات آن است که “محکم پشت فرمان شورای هماهنگی اطلاعاتی” بنشیند.

توضیح تصویر،در این فیلم روایتی کم‌سابقه از حضور و سخنرانی قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۵ در وزارت اطلاعات منتشر می‌شود

در فیلم مدال گمنامی وزارت اطلاعات می‌کوشد ضمن گوشزد کردن خطر حفره‌های امنیتی و نفوذ ناشی از موازی‌کاری، به نحوی به حل اختلاف با سپاه نیز امیدوار باشد.
در بخشی از این فیلم، ویدیوی حضور قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده سپاه قدس در عراق پخش می‌شود که او با حضور در وزارت اطلاعات از خدمات این نهاد تقدیر می‌کند.
به نظر می‌رسد قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۵ یعنی درست در زمانی اختلاف وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه به اوج رسیده به این وزارتخانه رفته است.
با این حال، ۳۶ سال پس از تشکیل وزارت اطلاعات این نهاد به سال‌های نخست انقلاب و دوران تعدد نهادهای اطلاعاتی بازگشته است.
افول وزارت: وزرای تازه‌کار و مهاجرت به اطلاعات بیت


توضیح تصویر،پس از ریاست محمد ری‌شهری و علی فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند

در سال‌های کذشته این برداشت رایج بوده که رقابت و موازی‌کاری‌های اطلاعاتی سال‌های گذشته، ‌می‌توانسته تا حدی بر آسیب‌پذیری وضعیت امنیتی در ایران تاثیر بگذارد.
از جمله به گفته تحلیل‌گر اطلاعاتی پیشین ایران، “وزارت اطلاعات در دهه نخست فعالیتش به عنوان نهادی قدرتمند جا افتاد. سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر هم این وزارتخانه را به عنوان نهادی پذیرفتند که قواعد بازی را می‌شناسد و با آن تبادل اطلاعاتی داشتند. این جایگاه اما در سال‌های گذشته یعنی بعد از ریاست ری‌شهری و فلاحیان از دست رفت”.
به گفته بسیاری از ناظران فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران، پس از ریاست محمد ری‌شهری و علی فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند. من جمله محمود علوی که خود به صراحت در مصاحبه‌ای اعلام کرد تا پیش از دولت یازدهم هرگز سابقه کار اطلاعاتی نداشت.
در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی هم به دنبال درگیری‌های داخلی ناشی از قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، شمار زیادی از معاونان و نیروهای زیر دست این وزارتخانه به تشکیلات تازه تاسیس اطلاعاتی بیت رهبری پیوستند.
در این دوران نه بیت رهبری و نه دولت محمد خاتمی – هر یک به دلایل خود- اعتمادی به کار این وزاتخانه ندارند. در نتیجه برخی ناظران سیاسی هم بر این نظرند که از قضا در فاصله قتل‌های زنجیره ای تا بالا گرفتن قدرت اطلاعات موازی در اواسط دوره دوم خاتمی، کاهش قدرت وزارت اطلاعات، تا حدی فشار را از روی جامعه مدنی کاهش داد.

بحران خانه‌های تیمی اشرافی و قطع تبادل اطلاعاتی

از دیگر دلایل افول وزارت اطلاعات، فعالیت‌های اقتصادی گسترده این وزارت خوانده می‌شود. اگرچه بعدتر این فعالیت‌ها تا حدی محدود شد.
این فعالیت‌های اقتصادی هم امکانی بود برای پوشش اطلاعاتی و هم راهی برای جبران کسری بودجه و پرداخت پاداش نیروها.
با این حال تحلیل‌گر پیشین اطلاعاتی حکومت ایران به بی‌بی‌سی می‌گوید مشکل این بود که دیگر مشخص نبود که کار اطلاعاتی برای نیروها اولویت است یا فعالیت اقتصادی.
این تحلیل‌گر پیشین اطلاعاتی می‌گوید: “نیروهای وزرات به مرور زمان با توجه به نوع کار طبقه‌ای را ایجاد کردند که خصوصا از سطح مدیران میانی به بالا حالت تجملی و اشرافی داشت. یعنی سبک خاصی از زندگی مرفه که اصولا در میان نیروهای سپاه تا مدتها بعد جایی نداشت. این تجمل ناشی از امتیازاتی بود که به آنها واگذار می‌شد. مثلا در مقطعی برای جلوگیری از استفاده شخصی خودروهای وزارت آنها را به مدیران این وزارتخانه به قیمت نازل واگذار کردند به این شرط که از آنها برای مقاصد کاری هم استفاده کنند اما این ایده در عمل شکست خورد و نه تنها از آنها برای کار استفاده نشد بلکه وزارتخانه مجبور شد تا خودروهای جدید خریداری کند. یا تمام منازل اطراف وزارت اطلاعات به بهانه‌های امنیتی بتدریج خریداری و به کادرهای بالای وزارت داده شد”.
در سال‌های بعد به دنبال ترورهای فرامرزی مخالفان سیاسی، تحریم و قطع روابط با دیگر کشورها، روابط و تبادل اطلاعاتی با دیگر سرویس‌های اطلاعاتی نیز به شدت محدود شد. این موضوع برای وزارت اطلاعات به عنوان نهاد رسمی امنیتی ایران ضربه‌ای جدی تلقی می‌شد.


توضیح تصویر،محمود علوی در بخشی از صحبت‌هایش در فیلم مدال گمنامی از بزرگنمایی کارهای کوچک دیگران در صدا و سیما انتقاد می‌کند

شاید به همین خاطر است که محمود علوی در بخشی از صحبت‌هایش در فیلم مدال گمنامی می‌گوید دیگران یک کار کوچکی می‌کنند، در صدا و سیما اینقدر مطرح می‌شود و مردم به آنها توجه می‌کنند اما ما دستگاه اطلاعاتی کارهای به این بزرگی می‌کنیم و جایگاهی نداریم. این موضوع روی انگیزه کارکنان دستگاه اطلاعاتی تاثیر می‌گذارد.
در سال‌های گذشته، موضوع نهادهای موازی با وزارت اطلاعات یکی از مشکلات اصلی بوده که سه رئیس‌جمهوری پیشین به شکل علنی در فضای عمومی مطرح کرده‌اند.
با این حال، به نظر می‌رسد وزارت اطلاعات که هنوز در سودای سال‌های یکه‌تازی اطلاعاتی، در ۱۲ سال نخست فعالیت این نهاد است و به همین خاطر موازی‌کاری و رقابت دستگاه‌های امنیتی را بزرگترین خطر پیش روی خود می‌شمارد.
تحلیلگر سابق اطلاعاتی ایران اما به بی‌سی‌سی می‌گوید “این اختلاف‌ها پایان نخواهد یافت. سپاه به محض اینکه فرصت یافت دوباره واحد اطلاعاتی‌اش را بازسازی کرد، این بار هزار بار قوی‌تر از گذشته. سپاه بسیاری از حوزه‌ها و اختیارات را در دست گرفته‌ و وزارت را به یک ناظر تبدیل کرده‌ است”.

No responses yet

Aug 28 2020

پدر رومینا اشرفی به جرم قتل دخترش به «۹ سال حبس» محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: مادر رومینا اشرفی، دختر ۱۳ساله تالشی که خردادماه امسال به دست پدرش به قتل رسید، از محکوم شدن همسرش به ۹ سال حبس خبر داد. پیشتر رئیس قوه قضاییه وعده داده بود که با او «برخوردی عبرت‌آموز» خواهد شد.

رعنا دشتی، مادر رومینا، روز جمعه، هفتم شهریور، با اعلام این خبر به خبرگزاری ایلنا گفت این رأی دادگاه «ترس و وحشت به جان من و خانواده‌ام انداخته است».

رومینا اشرفی روز اول خرداد سال جاری، پس از آن‌ که پلیس او را بعد از پنج روز فرار با مردی جوان به خانه‌اش برگرداند، توسط پدرش با داس و در خواب کشته شد.

در آن زمان، برخی رسانه‌ها گزارش کردند که پدر رومینا پیش از قتل تحقیق کرده و فهمیده بود که طبق قانون مجازات اسلامی، «پدر ولی دم است و قصاص نمی‌شود».

بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمی‌شود و در صورت محکومیت در دادگاه، به پرداخت دیه و حبس تا ده سال محکوم می‌شود.

با این حال، در همان زمان ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه، در واکنش به ماجرای قتل رومینا اشرفی گفت: «حتماً این جنایتی که انجام شد، برخورد عبرت‌آموزی با آن خواهد شد؛ بدون تردید.»

قتل رومینا اشرفی به دست پدرش واکنش‌های گسترده‌ای را در افکار عمومی برانگیخت، به‌خصوص که در طول یک ماه پیش از آن نیز رسانه‌ها از وقوع حداقل چهار قتل خانوادگی دیگر خبر داده‌ بودند.

پیرو این واکنش‌ها، فعالان اجتماعی و حقوق کودک نیز بار دیگر بر ضرورت اصلاح قوانین مربوط به «فرزندکشی» و حمایت از کودکان در برابر خشونت تأکید کردند، اما مقام‌های قضایی در این باره اظهارنظری نکردند.
در مقابل، علیرضا پناهیان، مسئول اتاق فکر و مشاور رئیس نهاد رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌ها، در واکنش به این قتل‌ها گفت: «این جنایت‌ها محصول بی‌بندوباری در خانواده است.»

خانم دشتی، مادر رومینا، در مصاحبه امروز خود همچنین با ابراز نگرانی از امنیت خود و پسرش گفت دیگر نمی‌خواهد شوهرش به روستا (سفید سنگان لمیر) بازگردد و مدعی شد: «در همین مدت کوتاه بارها خانواده همسرم، من و فرزند خردسالم را تهدید کرده‌اند و با وجود آن که صلاحیت لازم را ندارند، قصد گرفتن کودک خردسالم را دارند.»

مادر رومینا اضافه کرده است که «اگر همسرش قصاص نشود، باید زندانی یا تبعید شود، چرا که در غیر این صورت هیچ امنیتی برای او و اطرافیانش قابل تصور نیست».

او همچنین محکومیت بهمن خاوری، پسر جوانی که رومینا با او فرار کرده بود، را دو سال حبس اعلام کرده است.

جزئیات این احکام هنوز منتشر نشده، اما مادر رومینا گفته است «من به این رأی اعتراض دارم و خواهان تجدیدنظر در دیوان عالی کشور هستم».

No responses yet

Jul 19 2020

ناگفته‌هایی درباره‌ی قاضی غلامرضا منصوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انصاف نیوز: حجت الاسلام عباس امیری فر، مسئول فرهنگی نهاد ریاست جمهوری دوران احمدی نژاد در متنی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان جمعی از وکلای پایه یک دادگستری، درباره‌ی قاضی غلامرضا منصوری نوشت:

از قاضی متخلف و فراری غلامرضا منصوری بیشتر بدانیم:

۱- غلامرضا منصوری در سالهای ۸۳ / ۸۴ به‌حکم دادگاه عالی انتظامی قضات به مدت دو سال از سمت قضائی برکنار و معلق شده بود.

غلامرضا منصوری که در طی آن سال‌ها ریاست دادگاه در مشهد بود در پرونده مفاسد اقتصادی و زمین خواری آن زمان متهم به رشوه گیری و سوء استفاده از مقام و هم چنین مفاسد مالی بوده که بعد از آن به‌حکم محکمه صالحه محکوم به تنزل مقام قضایی می‌شود و تصدی وی بالاتر از پست بازپرسی ممنوع می‌شود.

بعد از آن در تهران تا پایان ریاست قوه مرحوم هاشمی شاهرودی و دادستان اسبق فقط اجازه بازپرسی داشته و حق داشتن سمت بالاتر نداشته است.

۲- در زمان ریاست قوه صادق لاریجانی و دادستانی جعفری دولت آبادی به دلیل داوطلب شدن در پرونده فاضل لاریجانی! مورد عنایت قرار گرفته و با ابلاغ ویژه ریاست قوه قضائیه، به عنوان مسئول پرونده‌ی برادر آقای صادق لاریجانی حکم می‌گیرد که در نهایت پرونده فاضل لاریجانی را مختومه اعلام می‌نماید!

بعد از این خوش خدمتی به سمت معاون دادستان در امور اقتصادی و زمین خواری منصوب می‌شود. (بدون توجه به این امر که قبلاً شخص منصوری محکوم به زمین خواری بوده است) و در دادسرای ناحیه ۳ ونک به‌عنوان رئیس مشغول بکار شده و ارتقای مقام کسب می‌نماید.

قضات شریف می‌دانند شخصی که ابلاغ معاونت دادستانی دارد طبق قانون نمی‌تواند همزمان بازپرس هم باشد! در اینجا یک سؤال اساسی هم از جناب اقای صادق لاریجانی داریم که در تاریخ اسلام وقتی عقیل برادر بزرگتر علی ع که نابینا هم بود درخواست حقوق بیت المال کرد، حضرت علی ع آهنی را داغ کرد و در دست برادر قرار داده و فرمودند این آتش دنیا با جهنم خیلی متفاوت است!

چگونه است که حضرتعالی پرونده تخلف برادرتان را با ابلاغ ویژه می‌دهید به قاضیی که در سال‌های گذشته تعلیق شده و دارای مفاسد مالی است؟! این تذهبون؟

۳- در پرونده بابک زنجانی، اوائل پرونده با کمال تعجب قاضی منصوری مسئول رسیدگی به این پرونده شده و با توجه به رفت و آمد نامتعارف بابک زنجانی به دادسرای ونک که محل صدارت آقای منصوری بوده، با توجه به آبرو ریزی پیش آمده، پرونده بابک زنجانی را از او می‌گیرند.

۴- مدتی بعد به ریاست دادستانی منطقه یک تهران رسیده که با همکاری اکبر طبری بازپرس ویژه پرونده زمین‌های کلارک واقع در لواسان می‌شود که آشکارا برخلاف حقوق بیت المال عمل کرده و رشوه‌های زیادی دریافت می‌کند.

۵- در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد اقدام به پرونده سازی برای مدیران نهاد کرده، از آن جمله مسئول فرهنگی نهاد ریاست جمهوری حجه الاسلام عباس امیری فر که وی را بیگناه و با ابلاغ ویژه ریاست قوه صادق لاریجانی و بدون جرم محکمه پسندی با تأیید و امضای جعفری دولت آبادی، با قرار دو ماه بازداشت موقت در انفرادی بند ۲۴۱ زندان اوین متعلق به حفاظت اطلاعات قوه قضاییه با بدترین وضع شکنجه روحی … می‌نماید.

۶- در زمان ریاست بازپرسی شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و کارکنان دولت اکثر افرادی را که احضار می‌نماید با القای این مطلب به متهمین که «ما شما را به دستور رهبری و مقامات عالیرتبه نظام می‌خواهیم بازداشت کنیم»! سعی ایشان در تشویش اذهان متهمین و بدبین کردن مراجعین، به رهبری و مسئولین نظام و مراجع عظام بوده است.

به‌عنوان مثال وقتی یکی از استانداران آقای احمدی نژاد را احضار می‌کند با تهدید و تطمیع در خارج از دادستانی با قیافه کت و شلواری با ایشان قرار گذارده و به او پیشنهاد ۵۰۰ میلیون تومان رشوه برای تبرئه در پرونده داده که نام این استاندار محفوظ است.

۷- در نهایت از طریق آقای طبری به ایشان پیشنهاد ریاست دادسرای ارشاد داده شده و قاضی متخلف به این پست رسیده و مدتی در این سمت باقی می‌ماند، که البته مواردی از تخلف در این دادسرا مجدد از ایشان مشاهده می‌شود.

۸- وقتی یقین می‌کند که اقای صادق لاریجانی پیش از موعد قوه را واگذار می‌کند، باتلاش مستمر با همکاری طبری و اقناع صادق لاریجانی اول بدون مقدمه به بالاترین سمت قضائی قوه قضائیه یعنی قاضی دیوان عالی کشور با حکم آقای صادق لاریجانی منصوب می‌شود. و با دستور ریاست قوه پیش از موعد و برای فرار از اجرای عدالت آیت الله رئیسی با بالاترین حقوق بازنشسته و متعاقباً از کشور فرار می‌نماید.

۹- با توجه به اینکه سمت بازپرسی در دادسرا به‌عنوان قاضی مستقل است و سمت معاون دادستان تابع نظر دادستان است جمع شدن این دو سمت در یک فرد و همزمان مانعه الجمع است! دراین رابطه پیرامون آقای قاضی منصوری در زمان آقای صادق لاریجانی، هم معاون دادستان تهران شده و هم با حکم مستقیم آقای صادق لاریجانی بازپرس ویژه پرونده فاضل لاریجانی یعنی برادر ریاست قوه قضائیه و پرونده‌هایی که مورد نظر آقای اکبر طبری بوده شده است!

اولاً این انتصاب مغایر عدالت علوی و آموزه‌های امیرالمؤمنین (ع) و نحوه برخورد عادلانه آن حضرت با برادرشان عقیل است! زیرا خون آقای فاضل لاریجانی رنگین‌تر از مردم دیگر نبوده که وقتی متهم به رانت خواری و سوء استفاده مالی و دارای پرونده شده‌اند، اخوی ایشان به‌عنوان ریاست قوه قضائیه جهت سرپوش نهادن به این اتهامات برای برادرشان بازپرس ویژه تعیین کنند! و این قاضی متخلف با عدم رسیدگی شرعی و قانونی، محبوب قلب ریاست قوه قضاییه شود!

ثانیاً به دلیل مفاسد قبلی و بعدی آقای غلامرضا منصوری در اجرای عدالت علوی، ضرورت دارد تمام پرونده‌هایی که ایشان با ابلاغ ویژه خلاف قانون رسیدگی کرده‌اند از جمله پرونده حجه الاسلام عباس امیری فر که با ابلاغ ویژه ریاست قوه قضاییه صورت گرفته در چرخه اعمال نفوذ … بوده است، مورد بازبینی مجدد و اعاده رسیدگی عادلانه قرار گرفته و اعاده حیثیت شود تا مفاسد این باند آشکار و به افکار عمومی اعلام شود.

No responses yet

Jul 07 2020

مطهری از روحانی خواست در مجلس بگوید که برجام تصمیم رهبر بوده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: علی مطهری، نمایندۀ پیشین مجلس شورای اسلامی ایران، از حسن روحانی خواسته است که با استفاده از فرصت طرح سئوال از رئیس جمهوری در مجلس شورای اسلامی، بگوید که “مذاکرات برجام با نظر رهبری شروع شد و توافق [برجام] نیز با نظر ایشان امضا شد.”

علی مطهری گفته است که برجام “توافق خوبی بود و کار درستی انجام شد” منتهی به گفتۀ او “بخشی از نظام [اسلامی] قدر آن را ندانست و همگام با اسرائیل و آمریکا تصمیم گرفت آنها را منهدم کند که منتهی به خروج آمریکا از برجام منجر شد.”

مطهری تأکید کرده است که برجام ثمرۀ “تصمیم کل نظام بوده” است.

دست کم ۱۳۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران خواستار طرح سئوال از رئیس جمهوری دربارۀ اوضاع بد اقتصادی کشور شده اند که می تواند احتمالاً به استیضاح روحانی نیز منجر شود.

افزایش تورم و بیکاری، سقوط بی وقفۀ ارزش ریال در مقابل دلار و بحران ناشی از بیماری کرونا همگی نمایندگان مجلس را که اکثریت کرسی های آن در انحصار “اصولگرایان” است واداشته تا طرح سئوال از رئیس جمهوری را در دستور کار قرار دهند.

امضا کنندگان این طرح گفته اند که می خواهند از حسن روحانی بپرسند :

علت افزایش قیمت ارزهای خارجی و کاهش ارزش پولی ملی چیست؟
علت از هم گسیختگی وضعیت مسکن و خودرو، تورم چند صد درصدی بازار مسکن چیست؟
چه اشتباه راهبردی در امضای برجام صورت گرفته که آمریکا بدون پرداخت هزینه ای از آن به طور یکجانبه خارج شد، در حالی که اروپایی ها، به گفتۀ مجلس، “با پررویی تمام همچنان خواستار اجرای کامل برجام از سوی ایران هستند، بی آنکه خود به تعهدات شان عمل کنند؟”

نمایندگان مجلس همچنین می خواهند بدانند که تاکنون حسن روحانی چند میلیارد دلار به قیمت دولتی و به چه کسانی پرداخت کرده و این دلارها به چه سرنوشتی دچار شده و “چه تاثیری بر کنترل تورم داشته است.”

No responses yet

Jun 30 2020

خوئینی‌ها بی‌گدار به آب نزده و برخورد با او هزینه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: موسوی خوئینی‌ها به خاطر انتقاد از خامنه‌ای با هجمه‌ای گسترده و بسیار تند روبرو شد. تحلیلگران علت را از جمله در وضع متزلزل حکومت، موقعیت خوئینی‌ها و تاثیر مخالفت او بر ریزش دورنی نظام یا انتخاب جانشین خامنه‌ای می‌بینند.

نامه محمد موسوی خوئینی‌ها به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی یک “هشدار” تلقی شد. هم هشدار به روش او در “رهبری” هم زنگ هشداری برای مجموعه “وفاداران” نظام. رئیس شورای مرکزی “مجمع روحانیون مبارز” در نامه‌ای که در کانال تلگرامی خود خطاب به خامنه‌ای منتشر کرد، او را مسئول وضع نابسامان فعلی کشور و مردم معرفی کرد.

این نامه در میان اصلاح‌طلبان حامیان زیادی نداشت. تعداد کمی آن را ستودند، اما بیشترشان سکوت را ترجیح دادند. برخی حتی به صف منتقدان نامه پیوستند و در انتقاد از خوئینی‌ها تا آنجا رفتند که او را “مسئول‌تر” از راس هرم قدرت دانستند. اما واکنش تندروهای حامی رهبر نظام که روزنامه کیهان زبان آنهاست، وزن و اهمیت نامه خوئینی‌ها را برملا کرد.

چرا اين حجم از حمله به خويينىها؟ این سوال را از دو تحلیلگر سیاسی، احمد پورمندی و رضا علیجانی پرسیدیم.

احمد پورمندی به موقعیت محمد موسوی خوئینی‌ها به عنوان دبيركل “مجمع روحانيون مبارز” یعنی بزرگترين و مهم‌ترين تشكل روحانيون منتقد آیت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند. تشكلی که «كسانى نظير آقايان كروبى، خاتمى و عبدالله نورى عضو آن هستند. برخى از مراجع قم نظير آقايان صانعى و شبير زنجانى نسبت به اين مجمع تمايل دارند. شيخ حسن خمينى و كل بيت آقاى خمينى هم نسبت به آن همدلی دارند. وابستگان به بيت آقاى منتظرى و بويژه آقاى احمد منتظرى هم با مجمع مذكور نزديك هستند.»

احمد پورمندی، تحلیلگر مسایل سیاسی

او معتقد است وقتى كسى از چنین «جايگاه رسمى، نامه سرگشاده مى‌نويسد، شيوه حكمرانى رهبر نظام را مورد نقد جدى قرار مى‌دهد و تداوم آنرا براى بقاى نظام و كشور خطرناک ارزيابی مى‌كند، طبعا خشم رهبر و اطرافيان او را متوجه خود خواهد كرد.»

احمد پورمندی این نامه را ” ابتدا به ساكن”، بدون مقدمه و اقدامى فردى نمی‌داند و احتمال زیاد می‌دهد که در پس آن با ساير سران مجمع همآهنگى‌هايى شده است و انتشار آن فقط نشانه نگرانى مجمع نيست و مى‌تواند سرآغاز حركتى ، از جمله در ارتباط با جانشينى هم باشد و طبعا اطرافيان مجتبى خامنه‌اى تحمل هيچ “حركت مشكوكى” را نخواهند كرد.

«جنگ برادران خونین‌تر است»

رضا علیجانی به دویچه‌وله فارسی می‌گوید این دعوای درون نظام است: «آقای خوئینی‌ها و خامنه‌ای هم سن و هم دوره هستند. کینه‌های قدیمی هم جاری شده است. جنگ برادران خونین‌تر است. آقای خوئینی‌ها مورد بعض آقای خامنه‌ای است. آقای خامنه‌ای به خیلی از کسانی که در مجلس خبرگان انتخاب رهبر دوم به او رای منفی دادند پست و مقام داد ولی به او نداد. بین آنها نوعی رقابت و تکبر متقابل وجود دارد. اما در هرحال موسوی خوئینی‌ها وزنه‌‌ای در درون اصلاح‌طلبان سنتی و روحانیون چپ سنتی است.»

او معتقد است در حال حاضر وضع آنقدر خراب است که موسوی خوئینی‌ها احتیاط همیشگی را کنار گذاشته و دارد هشدار می‌دهد. از نظر علیجانی “این صدای اعتراض خیلی‌های دیگر هم هست” و همین نامه را برای حکومت پرهزینه می‌کند.

اين حملات به كجا ختم خواهد شد؟

آیا از هجمه‌ای که علیه محمد موسوی خوئینی‌ها به راه افتاده می‌توان انتظار داشت با او نیز همان رفتاری شود که پیشتر مثلا با خاتمی یا دیگرانی شد که در دوره‌های مختلف از ساختار قدرت به بیرون رانده شدند؟ یا انتقاد مطرح شده در نامه او در نامه‌های انتقادی دیگر و با صداهای بیشتری ادامه خواهد یافت؟

احمد پورمندی معتقد است براى پاسخ قطعى بايد صبر كرد و ديد. او می‌گوید: «در گير شدن با مجمع شاید هزينه‌اى بزرگ‌تر از حذف آيت‌الله منتظرى روى دست آقاى خامنه‌اى بگذارد.» پورمندی می‌‌پرسد «آيا بيت رهبرى قادر به پرداخت این هزينه‌ هست؟ آيا اقدام خويينى‌ها فقط براى آزمایش واكنش بيت است و يا بخشى از يك تصميم به تعرض و ايستادگى است؟ هرچه هست، بسيار بعيد است كه خويينى‌ها بى‌گدار به آب زده باشد و اقدام به موقع او به عنوان دبير كل مجمع، بيت را در وضعيت دشوارى قرار داده است.»

رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل سیاسی

رضا علیجانی نیز بر این باور است که هنوز برای پاسخ به این سوال زود است و می‌گوید: «این که دیگران نیز شجاعت کنند و احتیاط افراطی‌شان را کنار بگذارند و نامه‌های مشابهی بدهند یا نه، موضوعی است که برای پاسخ به آن باید منتظر بود ولی به هرحال برخورد آقای خوئینی‌ها را حتی اگر با برخورد خود آقای خاتمی مقایسه کنیم، یک گام به پیش به شمار می‌رود.»

جابه‌جایی پاورقی و متن

آنچه در این روزها اذهان عمومی را پیرامون این نامه به خود جلب کرد، واکنش اصلاح‌طلبان و منتقدان در ایران به بود. بجز تنی چند از اصلاح‌طلبان، از جمله آذر منصوری، محسن آرمین، فیض‌الله عرب سرخی یا عبدالله ناصری، بسیاری از چهره‌های مطرح اصلاح‌طلب، از جمله خاتمی سکوت کردند. برخی منتقدان حکومت مانند صادق زیباکلام حتی شیپور را از سر گشادش زده و خوئینی‌ها را مقصرتر از خامنه‌ای دانستند.

رضا علیلجانی درباره برخورد طیف اصلاح‌طلب می‌گوید: «برخی از کسانی که در صف اصلاح‌طلبان هستند بنابر جابه‌جایی پاورقی و متن وارد این نزاع شدند که به هر حال علامت دیگری از آشفتگی جریان اصلاح‌طلبی است.»

او از اصلاح‌طلبان به عنوان “لشگر در حال هزیمت” یاد می‌کند معقتد است شاید مهم‌ترین بحران آنها بحران امنیتی و هراسی باشد که به خاطر فشار بسیار در داخل کشور بر مخالفان وارد می‌‌آید. این تحلیلگر در عین حال به “مصلحت اندیشی‌های شخصی” نیز اشاره می‌کند که از نظر او در ایران امروز “سکه زمانه است”.

رضا علیجانی به سه نکته در برخورد با نامه خوئینی‌ها می‌پردازد: «برای برخی لحن نامه بسیار محافظه‌کارانه بود. برخی می‌گویند چرا اینقدر دیر انتقاد کرد، موسوی خوئینی‌ها سال‌ها سکوت کرد و بعد از این که بند را آب برد انتقاد می‌کند. نگاه انتقادی سوم به خاطر شخصیت و سوابق خود آقای خوئینی‌هاست. ایشان در بسیاری از این انحرافات نقش داشته و با اشغال سفارت آمریکا وارد مسیری شد که انتهای آن به اینجا ختم شده است. اما اگر این سه نکته را کنار بگذاریم، باید جوالدوز را به آقای خامنه‌ای زد و سوزن را به آقای خوئینی‌ها. بعضی دوستان این را برعکس کرده‌اند. ضمن این که باید دید آقای خوئینی‌ها هم بالاخره یک روندی داشته است. روزنامه سلام نقش مهمی در ریزش‌های درون حکومت و باز شدن فضا داشته است. هم‌چنین نقش او در مجمع روحانیون مبارز و برآمد آقای خاتمی.»

احمد پورمندی از زاویه دیگری برخورد اصلاح‌طبان را تحلیل می‌کند. او می‌گوید: «به نظر مى‌رسد كه تصميم در حلقه اصلى رهبران مجمع اتخاذ شده و ساير نهادها و شخصيت‌هاى اصلاح‌طلب، در جريان تدوين اين نامه قرار نداشته‌اند و واكنش آنها نشانه نوعى غافلگيرى است. برخورد زيبا كلام، تا حدود نسنجيده و شتابزده بود. محسن آرمين و عبدالله ناصری به حمايت تمام قد برخواسته‌اند و به نظر مى‌رسد كه جريانات و شخصيت‌هاى پيگيرتر جريان اصطلاح‌طلب به حمايت از اقدام خويينى‌ها و محتواى نامه سرگشاده او برخيزند و آقاى خاتمى نيز، شايد با كمى احتياط ، همبستگى خود را اعلام نمايد.»

No responses yet

Jun 22 2020

ادامه اظهارنظرها درباره مرگ قاضی منصوری؛‌ دادستان کل کشور: موضوع مشکوک است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور گفته است ابعاد مرگ قاضی منصوری «ناشناخته و مشکوک و مورد سوال» است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او شامگاه یک‌شنبه اول تیرماه در یک برنامه تلویزیونی سخن می‌گفت، از پیگیری موضوع از طریق وزارت خارجه خبر داده و گفته است: « گفته می‌شود خودکشی کرده و او را کشتند که نمی‌دانیم».

پیش از این علی باقری رکنی، معاون امور بین‌الملل قوه قضائیه گفته بود غلامرضا منصوری خودکشی کرده ولی دادستان کل کشور تأکید کرده است که نمی‌توانیم تا وقتی که ابعاد پرونده «روشن نشده، اظهارنظر کنیم».

غلامرضا منصوری از قضات مورد اعتماد مقام‌های ارشد قوه قضائیه در دوران صادق لاریجانی بود اما در ماه‌های اخیر نام او به عنوان متهم ردیف نهم در پرونده «باند ارتشا در قوه قضائیه» مطرح شده است.

بر اساس این پرونده که اکبر طبری متهم ردیف اول آن است، قاضی منصوری در یک مورد پانصد هزار یورو رشوه دریافت کرده بود و به دنبال بازداشت اکبر طبری، از ایران گریخت.

روز جمعه ۳۰ خرداد خبرنگار رادیو فردا در رومانی گزارش داد که جسد او در هتلی در بخارست پیدا شده است.

رسانه‌های ایران روز یک‌شنبه، اول تیرماه گزارش دادند که وزارت خارجه جمهوری اسلامی با «دعوت» از سفیر رومانی در تهران، یادداشتی رسمی درباره موضوع قاضی غلامرضا منصوری به او داده است.

دولت ایران در این یادداشت خواستار تسریع در «تحقیقات پزشکی و قانونی»، «شفاف‌سازی در خصوص علت فوت» و انتقال جسد متوفی به ایران شده است.

واکنش دو حقوقدان به مرگ منصوری

نعمت احمدی، وکیل ساکن ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا از قاضی منصوری به عنوان «مرتضوی کوچک» نام برده است.

اشاره او به سعید مرتضوی،‌ دادستان پیشین تهران است که اختیارات گسترده‌ای در برخورد با مخالفان و منتقدان حکومت داشت.

این حقوقدان تاکید کرده است که «در پرونده غلامرضا منصوری فقط فساد ۵۰۰ هزار یورویی مطرح نبوده، قطعا وی در همه‌ی پرونده‌هایی که حضور داشته فسادی کرده است».

او با اشاره به احتمال خودکشی یا قتل منصوری، گفته حذف منصوری در کل نشان می‌دهد «خوف از پرونده‌های دیگر» در میان بوده است.

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل ساکن ایران هم به روزنامه «آرمان ملی» گفته است در برخی «پرونده‌های امنیتی» با قاضی منصوری برخورد کرده است و ​«آقای منصوری همواره عنوان می‌کرد دیدگاه نهاد امنیتی این است و ما نیز تابع دیدگاه نهاد امنیتی هستیم».

او تاکید کرده که دلیلی برای خودکشی منصوری وجود ندارد و با توجه به پرونده پیچیده این قاضی، چیزی که در اختیار افکار عمومی جامعه قرار می‌گیرد «بخش کوچکی از واقعیت است».

این وکیل دادگستری می‌گوید احتمال داشت اگر آقای منصوری به ایران بازمی‌گشت، «اظهاراتی را مطرح می‌کرد که بسیاری از فسادهای دیگر نیز کشف می‌شد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .