اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شورش'

Jul 08 2018

روایت شورش مشهد، ‌اسلام شهر و قزوین در دوران هاشمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

ایران وایر: محله کوی طلاب به دلیل مجاورتش با بارگاه امام هشتم شیعیان از همان ابتدای پیروزی انقلاب و به دلیل تمایل شدید آیت‌الله واعظ طبسی برای توسعه حرم، محل مناقشه اهالی و مسئولان شهری مشهد قرار گرفت

«یادم نمی‌رود که آن شب وقتی من و پدر و برادرانم به سر کوچه رفتیم، تقریباً هرکسی را که می‌دیدیم، داشت کیسه برنجی یا تین روغن نباتی و یا حتی کامپیوتری را که از بانکی برداشته بود، به دوش می‌کشید. فردا صبح مرکز شهر چون شهری جنگ‌زده بود که از ساختمان‌هایش دود بلند می‌شد، روی آسفالت خیابانش پر از شیشه خرده بود و ماشین‌های سوخته در کنار خیابان‌هایش‌‌ رها شده بودند.»
تصویری که این چند خط می‌آفرینند، شاید شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی آخرالزمانی باشد اما واقعیت آن است که خرداد ۱۳۷۱ مشهد چنین وضعیتی را در صحنه واقعیت تجربه کرده بود؛ زمان استانداری «علی جنتی» و زمامداری آیت الله «عباس واعظ طبسی» به عنوان تولیت «آستان قدس رضوی»؛ دو چهره نزدیک و معتمد «اکبر هاشمی رفسنجانی».

همه چیز زیر سر «کوی طلاب» بود. کوی طلاب نام محله‌ای در شهر مشهد است؛ محله حاشیه‌ای و محروم در مجاورت حرم امام هشتم شیعیان. پس از انقلاب اسلامی، آیت الله عباس واعظ طبسی که تولیت آرامگاه امام هشتم شیعیان را به دست آورده بود و تصمیم داشت تا جای ممکن محدوده حرم را گسترش دهد، به کوی طلاب که به صورت سنتی، محل زندگی افراد کم درآمد بود، نظر خریدارانه پیدا کرد و استانداری نیز همیشه به بهانه ساخت و ساز غیرمجاز در این محله، تصمیم به تخریب سکونت گاه‌های فاقد جواز ساخت داشت. اما کم بضاعتی خانواده‌های ساکن در کوی طلاب و عدم وجود یک راه حل دولتی برای اسکان مجدد، این نزاع را همیشه به تعویق می‌انداخت.

۹ خرداد ۱۳۷۱، علی جنتی در مقام استاندار خراسان بولدوزر‌ها را برای تخریب مناطق حاشیه‌ای اطراف حرم می‌فرستد. بولدوزر‌ها به کوی طلاب که می‌رسند، با مقاومت مردم ساکن این محله مواجه می‌شوند. در این گیرودار، یک کودک با شلیک یک مامور نیروی انتظامی کشته می‌شود؛ هم‏چون جرقه آتشی در انبار کاه.
شورش اوج می‌گیرد. مردم دیگر مناطق به کوی طلاب می‌پیوندند. کلانتری‌های ۳ و ۴ مشهد تصرف و مردم مسلح می‌شوند. ساختمان شهرداری، سازمان تبلیغات اسلامی، چندین بانک و… به آتش کشیده می‌شوند و شهر از کنترل نیروهای دولتی خارج می‌شود.

خبر به پایتخت می‌رسد. نیروهای کمکی امنیتی – انتظامی راهی مشهد می‌شوند. سپاه پاسداران نیز به کمک دیگر نیروهای امنیتی می‌آید. پس از دو روز، شورش مشهد را سرکوب می‌کنند. در جریان این دو روز، شش مامور امنیتی و سه نفر از مردم عادی کشته شدند، بیش از 300 نفر بازداشت شدند و 10 میلیارد ریال خسارت به بار آمد.

این ناآرامی در روایت حکومت، به «ضدانقلاب» نسبت داده شد و دادگاه انقلاب مشهد چهار نفر را به اتهاماتی چون «ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم و تخریب اموال دولتی» به اعدام محکومکرد و ۱۱ روز پس از شورش، این چهارنفر اعدام شدند.

این بحران بزرگ که در سایه دولت اول هاشمی رفسنجانی رخ داد و رسانه‌های بین المللی نیز آن رامنعکس کردند، نگرانی رییس جمهوری وقت را برانگیخت. در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۷۱ این چنین آمده است: «به دفترم آمدم. اوضاع مشهد را پرسیدم. گفتند دیشب شرارت تا ساعت یک ونیم بعد از نیمه شب ادامه داشته و با دخالت سپاه تمام شده و جمعی را بازداشت کرده‌اند. خرابی‌های زیادی بار آورده‌اند. در جلسه هیأت دولت، وقت زیادی صرف مسأله مشهد و کیفیت برخورد با آن به منظور جلوگیری از تکرار این گونه حوادث شد. رهبری هم امروز با احضار وزرای مربوط، دستور سخت گیری داده‌اند.»

تحلیل‌هایی که از چرایی شورش خرداد ۷۱ در مشهد ارایه می‌شوند، جملگی در یک نکته کلی اشتراک نظر دارند و آن، این است که این شورش برخاسته از تبعات حاشیه نشینی و بی‌کفایتی دولت وقت در کنترل آن بوده است.

برخی از تحلیل گران این شورش را نشانه‌ای آشکار از «جدال حاشیه – مرکز» و «شورش حذف شدگان»می‌دانند. تحلیل‌های هم‎سان دیگر نیز عدم وجود سیاستی کارا در حوزه مسکن را ریشه ماجرا عنوان می کنند. آن‌ها یک دهه ناکارآمدی حکومت برخاسته از انقلاب اسلامی در تامین مسکن و عدم وجود سرمایه گذاری دولتی و خصوصی در بخش مسکن را عامل به حاشیه رانده شدن خانواده‌های کم بضاعت به حاشیه شهر‌ها می‌دانند که می‌تواند آفریننده پیامدهایی پیش بینی نشده باشد.

«اصغر کیوانی»، کار‌شناس رسمی دادگستری با سابقه فعالیت چندین ساله در نیروی انتظامی و حوزه امنیت عمومی، شورش خرداد ۷۱ در مشهد را تبعات ناشی از حاشیه نشینی می‌داند. او از مسوولان شهری که بدون در نظر گرفتن تبعات سوء برخورد قهری با این موضوع و ارایه امکانات اولیه جهت آسایش حاشیه نشینان و ایجاد بستر مناسب اقدام به تخریب خانه‌ها کردند، انتقاد می‌کند.

«سعید امامی»، معاون وقت وزیر اطلاعات در سخنرانی خود در سال ۱۳۷۵، در دانشگاه «بوعلی سینا» همدان و هنگام تحلیل شورش خرداد ۷۱ در مشهد می‌گوید: «کسی آمده، یک پولی داده، یک تکه زمینی را گرفته، یک دفعه می‌بیند آمدن بالا سرش تا زمین را خراب کنند. مطمئنا اعتراض خواهد کرد؛ یعنی بعضی از اعتراضات، اعتراضاتی است که ما باید بپذیریم.»

سه سال بعد، در فروردین ۱۳۷۴، اسلامشهر در جنوب غربی تهران و با فاصله 15 کیلومتری با آن، شاهد شورشی مردمی علیه سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی بود که در دوره دوم ریاست جمهوری خود به سر می‌برد.

شورش اسلامشهر در پانزدهم فروردین ۱۳۷۴ را ناشی از افزایش ۳۰ درصدی نرخ کرایه حمل و نقلمی‌دانند اما شاید آن را می‌توان بهانه‌ای دانست برای اعتراض به تورم موجود که روندی رو به رشد داشت.

بنابر آمار رسمی بانک مرکزی، تورم در سال ۱۳۷۳ به بیش از ۳۵ درصد و در سال ۱۳۷۴ به نزدیک ۵۰ درصد رسید که بالا‌ترین نرخ تورم رسمی و اعلام شده در ایران است.

به گفته «کاوه شیرزاد»، روزنامه نگار و شاهد عینی، جمعیت معترض به افزایش نرخ کرایه درعرض چند دقیقه به هزاران نفر رسید و شهرهای اطراف هم چون رباط کریم، سلطان آباد و صالح آباد را نیز درگیر اعتراض خود کرد.

این جمعیت بزرگ تلاش داشت خود را به تهران برساند و در این مسیر، اقدام به تخریب ساختمان‌های دولتی کرد. جاده تهران – ساوه مسدود شد. پس از چند ساعت، قرارگاه «ثارالله»، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن زمان مسوولیت امنیت تهران را برعهده داشت، وارد ماجرا شد و معترضان را در ورودی تهران سرکوب کرد و به گفته برخی شاهدان عینی، در جریان سرکوب معترضان حتی از هلیکوپترهای مجهز به تیربار نیز استفاده شد.

وب‎سایت «فارس نیوز»- نزدیک به سپاه پاسداران– نیز بعد‌ها در یک تحلیل امنیتی با عنوان «نقش سپاه در مبارزه با ضدانقلاب»، بر نقش سپاه پاسداران در دفع شورش اسلامشهر مهر تایید می‌گذارد.

آماری رسمی از تعداد جان باختگان و بازداشت شده‌های شورش اسلامشهر ارایه نشد. «داریوش فروهر»، وزیر کار دولت موقت و از چهره‌های وقت مخالف حکومت در مصاحبه با خبرنامه «ایران بریف» که در روزنامه «کیهان» لندن نیز منعکس شد، درباره ابعاد و پیامدهای شورش اسلامشهر گفته بود به موجب اطلاعاتى که از منابع «خودى» به دست آورده، ٣٠ تا ۴٠ هزار نفر در این شورش شرکت داشته اند و ۵٠ نفر کشته، صد‌ها تن مجروح و نزدیک به هزار نفر بازداشت شده‌اند.

«علی اکبر ناطق نوری»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی در کتاب خاطرات خود، در بخش مربوط به شورش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به شورش اسلامشهر نیز گریزی زده و معترضان در چنین شورش‌هایی را «یک مشت آدم‌های عقده‌ای و اراذل و اوباش» نامیده بود.

شورش فروردین ۱۳۷۴ در اسلامشهر کم تر به طور مستقل مورد ارزیابی جدی تحلیلی قرار گرفته است. تحلیل گران از طیف‌های مختلف آن را نتیجه پیامدهای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی رفسنجانیدانسته و از رفتار اقتصادی دولت هاشمی انتقاد کرده اند. در سرفصل‌های این سیاست اقتصادی که به طور کلی بر کاهش نقش دولت در اقتصاد می‌چرخد، آزادسازی نسبی قیمت‌ها و یا به عبارت دیگر، حذف سوبسیدهای دولتی نیز جای می‌گیرد.

اگر چه سیاست تعدیل اقتصادی در دولت دوم هاشمی رفسنجانی به سد سخت مخالفان داخلی برخورد و تا حد زیادی متوقف شد اما تاثیر آن بر حیات اقتصادی – اجتماعی جامعه غیرقابل انکار بود. از این رو است که برخی تحلیل گران، شورشی مانند شورش اسلامشهر را دارای زبان و منطقی کاملا اقتصادی می‌دانند.

آن‌ها معتقدند: «در آن مقطع، اجرای طرح تعدیل اقتصادی و افزایش ۵۰ درصدی تورم، جامعه‌ ایران را دچار شوکی کرد که نتیجه‌ آن شورش‌های اجتماعی خودانگیخته، تشکل‌نیافته و نامسنجم در بسیاری از نقاط کشور بود.»

جز تحلیل گران مستقل، حتی تیپ‌های اصول گرایی چون «علیرضا زاکانی»، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی نیز منتقد سیاست‌های تعدیل اقتصادی هستند و آن را زمینه ساز شورش‌هایی چون شورش اسلامشهر و و علت اصلی را حجم فشار روی مردم می‌دانند. برخی چهره های نزدیک به احمدی نژاد مانند «قاسم روانبخش» نیز چنین دیدگاهی دارند.

شورش دیگری که یادآوری آن هنوز کام مسوولان جمهوری اسلامی را تلخ می‌کند، شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳ است. ماجرا بر سر استان شدن قزوین بود. این شهر در آن زمان، جزیی از استان زنجان و به مرکزیت زنجان محسوب می‌شد. اما این احساس در مردم آن وجود داشت که حق آنان است استانی مستقل به مرکزیت خود قزوین داشته باشند و در این راه، توسعه یافتگی بیش تر قزوین نسبت به زنجان را شاهد می‌آوردند.

اما با وجود تمام امیدواری‌ها، لایحه استان شدن قزوین در مجلس چهارم رد می‌شود. با توجه به خواست عمومی مردم این شهر، در آن دوره برای تبدیل قزوین به یک استان، بسیاری از مسوولان محلی نیز پیشاپیش حدس می‌زدند که رد این لایحه تبعات خاص خود را خواهد داشت و همین گونه نیز شد. مردم در اعتراض به این مساله تجمع کردند و حتی حضور وزیر وقت کشور به نمایندگی از رییس جمهوری – هاشمی رفسنجانی – نیز معترضان را آرام نکرد و آن‌ها ضمن قطع سخنرانی «علی محمد بشارتی»، به اعتراض خود ادامه دادند.

بر خلاف شورش مشهد و تا حدی اسلامشهر، از این شورش که دو تا سه روز طول کشید، هیچ اطلاعات دقیق آماری مبنی بر تعداد جان باختگان یا مجروحان احتمالی وجود ندارد. حتی آماری مبنی بر تعداد بازداشت شدگان نیز در دسترس نیست. اما این را شاید بتوان با درجه اطمینان قریب به یقین گفت که هدف اصلی معترضان خشمگین، ساختمان‌های دولتی و ادارات و بانک‌ها بودند.

«عباس نیکویه»، فرماندار وقت قزوین با توجه به نوع اعتراض‌ها و حتی نوع انتخاب مکان‌هایی که مورد تخریب معترضان قرار می‌گرفتند، بر این باور است که اگرچه این شورش‌ به علت رد لایحه مزبور و استان نشدن قزوین شکل گرفت اما خواسته‌های معترضان فرا‌تر از این مساله بود.

نیکویه با رد سیاسی دیدن شورش قزوین می‌گوید: «برخی گروه‌ها وارد شدند و خراب کاری‌هایی کردند که معنی دار بود؛ مثلا عده‌ای شیشه‌های اداره دارایی را شکسته بودند، آن وقت کنارش اداره آموزش و پرورش هیچ آسیبی ندیده بود. یا اداره کار را آتش زده بودند ولی کسی با محیط زیست و… کاری نکرده بود. این‌ها نشان می‌داد این آشوب‌ها یک خاستگاه اجتماعی یا ناراحتی‌هایی داشت.»

به باور نیکویه، کسانی در آن مقطع می‌پنداشتند که این شورش ناشی از «تحرکات منافقین و گروه‌های سیاسی ضدانقلاب» است و قائل به برخورد نظامی بودند اما فرماندار وقت قزوین آن را رد می‌کرد و این شورش را ناشی از نارضایتی‌های اجتماعی می‌دانست.

بر خلاف دیدگاه فرماندار وقت قزوین، برخی نیروهای نظامی- امنیتی از شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳به عنوان «فتنه عظیم» نام می‌برند و «مقصر اصلی» را «مسوولان بی‌بصیرت» در شهر قزوین می‌دانند؛ از جمله «سردار علی فضلی»، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران درباره آن شورش می‌گوید: «من لشگر سیدالشهدا بودم که گستره جغرافیای ما تا قزوین بود و تیپ سوم ما مستقر بود. ما با رزمندگان ارتباط داشتیم اما من با بعضی مسوولان که اسم نمی‌برم، تماس گرفتم و گفتم مردم را به آرامش دعوت کنید. شما دعوت کردید بیایند تظاهرات کنند. اما در ‌‌نهایت از دست‎شان در رفته بود. اراذل و اوباش آمدند و سوار بر معرکه شدند؛ حادثه تلخ و دل‎خراشی که قریب به ۱۸۶ نقطه قزوین، ۵۵ بانک، تعدادی از فروشگاه‌ها، درخت‌ها و کیوسک‌های مسیر را تخریب کردند.»

در سال‌های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، شهرهایی چون شیراز، اراک و زنجان نیز دستخوش ناآرامی‌های سیاسی – اجتماعی شدند. پرونده این ماجراها هنوز بازخوانی نشده و پر از ابهام و سوال هستند؛ مانند بسیاری از پرونده های سیاستمداری اکبر هاشمی رفسنجانی.


روزنامه خراسان در تاریخ ۲۱ خرداد همان سال و تنها ۱۱ روز پس از شورش به نقل از دادستانی مشهد از اعدام چهار نفر از افراد دستگیر‌شده خبر داد


عکسی از شورش اسلامشهر در ۱۳۷۴ که به دنبال افزایش قیمت کرایه‌های حمل و نقل رخ داد


تصویر روزنامه جمهوری اسلامی پس از شورش‌های شهری در اعتراض به گرانی گزارشی منتشر کرد

No responses yet

May 21 2018

استاندار فارس ناآرامی‌های کازرون را گردن امام جمعه انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,سیاسی,شورش

رادیوزمانه: اسماعیل تبادار در جلسه شورای اداری استان فارس که با هدف معرفی حجت‌الاسلام لطف‌الله دژکام امام جمعه تازه استان برگزار شده بود، از فرصت استفاده کرد و با اشاره به درگیری‌های دو روز گذشته در کازرون که چندین کشته و مجروح به جای گذاشت، به طور غیر مستقیم سخنان امام جمعه کازرون را سبب‌ساز ناآرامی‌های اخیر دانست.

اسماعیل تبادار، استاندار فارس: انتظار داریم که صحبت‌ها در نماز جمعه به گونه‌ای باشد که کمترین اختلاف هم از آن متبادر نشود

در درگیری پلیس با معترضان در کازرون که شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت اتفاق افتاد، پلیس چندین نفر از معترضان را کشت و زخمی کرد و ده‌ها نفر هم بازداشت شدند. گروهی از اهالی کازرون از فروردین سال جاری تاکنون به طرح تقسیم این شهرستان به دو شهرستان جداگانه معترض‌اند. محمد خرسند امام جمعه کازرون ابتدا در مخالفت با طرح وزارت کشور با معترضان همراه شد، اما بعد از آنکه معترضان کازرونی به مصلی شهر رفتند و با سر دادن شعارهایی مانند «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌‌‌گن آمریکاست» نماز جمعه شهر را به هم زدند، از آن‌ها فاصله گرفت.

اسماعیل تبادار، استاندار فارس در جلسه شورای اداری استان که به معرفی امام جمعه تازه استان اختصاص داشت گفت:

«انتظار داریم که صحبت‌ها در نماز جمعه به گونه‌ای باشد که کمترین اختلاف هم از آن متبادر نشود. امیدواری و نگاه به امید برای استحکام مملکت و نظام، یک امر ضروری محسوب می‌شود. شخصاً به کرات با امام جمعه‌ کازرون صحبت و اعلام کردم که از دور صدای مردم آن شهر را شنیده‌ام. در سفر به کازرون هم حرف‌ها و مطالب مردم را از زبان نمایندگان و امام جمعه‌ شنیدیم و پلاکاردهای در دست مردم را هم دیدیم و برای هر موضوعی پاسخ لازم را داده و تاکید کردم که تا زمان اصلاحیه، هیچ اتفاقی اجرایی نمی‌شود.»

محمد خرسند، امام جمعه کازرون اما در گفت‌وگویی که با رسانه‌های داخلی یک روز بعد از درگیری‌ها در این شهر انجام داد، دولت را متهم کرده که «حرمت» مردم کازرون را شکسته است:

«هر شهری آن هم شهر تاریخی مثل کازرون برای خود فرهنگی و هویتی دارد و ما نباید روی این مسائل که مورد حساسیت مردم است به بهانه‌هایی ورود کنیم. حرمت مردم باید رعایت شود و حساسیت‌ها در نظر گرفته شود. اگر از اول این حساسیت‌ها رعایت می‌شد کار به اینجا نمی‌رسید. نکته مهم‌تر این است که‌ آیا اکنون مشکل کشور وضع تقسیمات کشوری است؟»

اسماعیل تبادار اما در جلسه شورای اداری استان روایت دیگری از نظر امام جمعه کازرون به دست داد:

«سه روز پیش تجمعی غیرقانونی انجام شد، از آقای خرسند (امام جمعه‌ کازرون) پرسیدم که این چه معنا دارد، از نخبگان هم پرسیدم، همه گفتند معنا ندارد: اولاً اتفاقی نیفتاده، دوماً اگر بنا باشد کاری شود باید روال اداری آن در شئون مختلف انجام شود.»

استاندار فارس معترضان را معاند و سلطنت‌طلب خواند و گفت به شورای تأمین استان ابلاغ کرده که با معترضان از این پس مدارا نکنند.

در اعتراضات سراسری دی ۹۶ هم که از مشهد آغاز شد، شورای عالی امنیت ملی احمد علم‌الهدی، نماینده ولی فقیه را مورد بازخواست قرار داده بود. علم‌الهدی اما این اتهام را تکذیب کرده و دولت را متهم کرده بود که به جای ریشه‌یابی اعتراضات در پی سندسازی علیه اوست.

وزارت کشور روز گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که رویدادهای کازرون صرفاً در اعتراض به تقسیم این شهرستان به دو شهرستان جداگانه اتفاق نیفتاده، بلکه  «ریشه در عوامل دیگری دارد.» با این حال طرح تقسیم کازرون را به تعلیق درآورد.

معاون فرماندهی انتظامی فارس مردم معترض شهر کازرون را «اراذل و اوباش» نامیده و گفته است با آنکه پلیس «خویشتن‌داری» پیشه کرده اما در همان حال «قاطعانه» هم برخورد کرده.

No responses yet

May 10 2018

ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» و بی‌اخلاقی «ایران‌وایر»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش

ایران وایر: من هیچ گلایه‌ای نه از خانم شیما شهرابی که با ایشان گفتگو با ایران‌وایر را انجام داده‌ام دارم و نه از هیچ‌یک از همکارانشان که اساساً به‌جز خانم شهرابی هیچ‌کدامشان را نمی‌شناسم. مشارالیها هم نزدیک به دو سالی است که از آمریکا تماس می‌گیرند و راجع به مسائل ایران مصاحبه می‌کنند و بعداً هم در ایران‌وایر منعکس می‌کنند. یکی دو بار هم گفته‌اند که در ایران دانشجوی بنده بوده‌اند. فی‌الواقع نمی‌توانم هم گلایه‌ای از ایشان یا ایران‌وایر داشته باشم چون حسب ظاهرش مرتکب خطایی نشده‌اند؛ اما این یک روی سکه ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» است. روی دیگرش آن است که آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده. از قریب به نیم ساعت گفتگو پیرامون اهدای جایزه «آزادی بیان دویچه‌وله»، چند ثانیه از دل آن را بدون رعایت صدر و ذیلش تیتر مصاحبه کرده‌اند، به‌گونه‌ای که هر کس که به آن مصاحبه به روایت ایران‌وایر نگاه می‌کند، تنها تصوری که می‌کند آن است که محور و موضوع آن گفتگو این بوده که من از چه نوع اسلحه‌ای برای رویارویی با مردم به‌منظور حفظ و حراست از نظام استفاده خواهم کرد! زهی بی‌اخلاقی حرفه‌ای.

آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده.

آیا به‌راستی نیازی به تأکید وجود دارد که من که کارم جز پژوهش و نوشتن نیست هرگز و در هیچ شرایطی اسلحه را راه‌حل ندانسته‌ام، چه رسد به آنکه خود بخواهم آن را به دست بگیرم؟ آنچه در آن مصاحبه گفته‌ام چیزی جز این نبود که در شرایط کنونی ایران و منطقه، به گمان من به‌عنوان یک استاد علوم سیاسی، فروپاشی نظام سیاسی مستقر به فروپاشی کشور و میهن ما خواهد انجامید. همه استدلال من این بود و هست که بگویم برای حفظ استقلال و یکپارچگی ایران، حتی گاه باید به سخت‌ترین انتخاب‌ها تن داد و آن مثال اسلحه است. قبلش می‌گویم که چقدر از تفنگ و فشنگ یا به‌عبارت‌دیگر خشونت، متنفرم. منتهی مثالم برای نشان دادن میزان دشواری این انتخاب و تصمیم‌گیری بود، نه اینکه آن‌طور که ایران‌وایر سهواً یا تعمداً خواسته نشان دهد و برخی از مخالفین یا منتقدینم هم فرصت را برای بهره‌برداری سیاسی علیه‌ام مناسب دیده‌اند. من در مصاحبه با دویچه‌وله که اسباب شکایت علیه‌ام در دادگاه و محکومیتم شده صراحتاً گفته‌ام که نظام در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت از حمایت ۳۰درصد از مردم برخوردار است. آن‌وقت چگونه ممکن است که خواسته باشم جلوی آن ۷۰درصد با اسلحه بایستم و به آنان شلیک نمایم؟ عقل هم چیز شریفی است. بازهم تأکید می‌کنم که فروپاشی نظام راه را برای خطر فروپاشی و تجزیه کشور فراهم می‌آورد. یک نگاه سطحی به وضعیت اقلیت‌ها حکایت از عمق و گستردگی نارضایتی‌های قومیتی و دینی گسترده می‌نماید و آوردن استعاره تفنگ همان‌طور که گفتم به معنای آن است که مسئله حفظ تمامیت ارضی کشور آن‌قدر اهمیت دارد که لیبرالی مثل من که از تفنگ متنفر است و در تمام عمرش با آن سر کار نداشته ممکن است به آن متوسل شود. والا به‌عنوان یک معتقد به لیبرالیسم معتقدم که حتی مقدس‌ترین نظام‌ها را هم نمی‌توانیم وقتی اکثریت آن را نمی‌خواهند به‌زور حفظ نماییم. ایضاً هیچ قوم، ملیت و اقلیتی را به‌زور نمی‌توانیم وادار به تن دادن به حاکمیت اکثریت نماییم.

بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد.

من اصل گفتگو را جهت قضاوت عزیزان آورده‌ام و مشخص است که موضوع گفتگو اساساً در چه خصوصی است. حتی قرائت چند سطر از مصاحبه هم برای مخاطب روشن می‌سازد که اساس و بنیان آن مصاحبه در خصوص موضوع دموکراسی و آزادی بیان در ایران است. همه دغدغه‌ام آن است که اگر نظام فعلی به هر دلیلی سقوط نماید همین مختصر دموکراسی و فضای بازی که در کشور وجود دارد هم دست‌کم در کوتاه‌مدت از میان خواهد رفت. حتی یک نگاه سطحی به مصاحبه روشن می‌سازد که اصرارم برای حفظ نظام به‌هیچ‌روی به‌واسطه آن نیست که مدافع آن بوده و آن را بی‌عیب و نقص می‌دانم. بلکه به‌واسطه آن است که معتقدم هر آسیبی که به نظام وارد شود نهایتاً باعث تنگ‌تر شدن عرصه بر آزادی‌های مدنی، خراب‌تر شدن وضعیت حقوق بشر و محدودتر شدن آزادی بیان می‌شود. در جایی از گفتگو اشاره می‌کنم که بغض و کینه‌ای که در دهه هفتادی‌ها در ناآرامی‌های دی‌ماه گذشته ظاهر شد، دارد به‌تدریج به دهه هشتادی‌ها هم می‌رسد. می‌گویم بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد؛ و در مصاحبه اصرار می‌ورزم که به‌جز اصلاحات و تغییرات ولو اندک گزینه دیگری نداریم. ایران‌وایر بجای انعکاس این مطالب، آن را به‌گونه‌ای منعکس نموده کانه موضوع مصاحبه بر سر حفظ و حراست نظام از سوی بنده با اسلحه است.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

May 02 2018

“رز سفید ایران”؛ مبارزه برای دموکراسی با اسکناس‌های سخنگو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی,شورش


دویچه‌وله: گروهی به نام “رز سفید ایران” در شبکه‌های مجازی آغاز به فعالیت کرده و می‌گوید هدفش فعالیت مسالمت‌آمیز برای گذار ایران به دموکراسی است. نخستین شکل فعالیت این گروه که آن را “نخستین چالش” نامیده‌اند، “جنبش اسکناس‌نویسی” است.

در چند روز اخیر تصاویر زیادی از اسکناس‌هایی که بر روی آن‌ها شعارنویسی شده در شبکه‌های اجتماعی از سوی تعدادی از کاربران ایرانی با هشتگ #صدهزار_اسکناس_سخنگو انتشار یافته‌اند. “من براندازم”، “نه به جمهوری اسلامی” و “نه به حجاب اجباری” از جمله شعارهایی هستند که در تصاویر منتشر شده می‌توان دید.

مبتکر شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها گروهی به نام “رُز سفید ایران” است. این گروه به تازگی و با انتشار مرام‌نامه‌ کوتاهی در شبکه‌های اجتماعی مجازی از جمله توییتر، تلگرام و اینستاگرام فعالیت خود را آغاز کرده است. هدف گروه “رُز سفید ایران” مطالبه دموکراسی با روش‌های خشونت‌پرهیز است.

این گروه در معرفی خود می‌گوید: «گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه میهن هستیم که با وجود نگرش‌های سیاسی متفاوت یگانه راه ممکن برای گذار به دموکراسی را مطالبه‌گری و مبارزه‌ی مدنی عاری از خشونت می‌دانیم.»

به اعتقاد این گروه، برای “گذار به دموکراسی” برداشتن چهار گام اساسی لازم است؛ آگاهی و خردورزی، اتحاد مردمی، اجرای هماهنگ مبارزات مدنی و خشونت‌پرهیزی و ایجاد جایگزینی مناسب برای حکومت آینده.

در ادامه بیانیه مرام این گروه آمده است: «رز سفید ایران می‌کوشد تا با معرفی و گسترش نافرمانی‌های مدنی و مبارزات خشونت پرهیز، روشی مسالمت‌آمیز برای گذار به دموکراسی را پیش روی بگذارد و پیوندی قوی‌تر بین مردم و اپوزیسیون آزادیخواه، برقرار سازد و مردم را در حرکتی صلح‌آمیز به سوی دموکراسی یاری رساند.»

 Iran Sociale Medien

“رز سفید ایران” می‌گوید به هیچ گروه و شخص و مرامی، وابسته نیست، اما حامی تمامی جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی است که برای دموکراسی به صورت خشونت‌پرهیز تلاش می‌کنند.

یادی از خواهر و برادر شول

گروه “رز سفید ایران” نام خود را از یک جنبش مقاومت آلمانی در زمان حکومت نازی‌ها گرفته است. رهبری این گروه را جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه مونیخ آلمان بر عهده داشتند. این گروه فعالانه علیه رژیم هیتلر فعالیت می‌کرد.

 Iran Sociale Medien

سوفی شول و برادرش هانس شول، دو چهره نامدار گروه “رز سفید” در آلمان بودند که ماموران گشتاپو هر دو آنها را با گیوتین اعدام کردند. سوفی شول، دانشجوی دانشگاه مونیخ، هنگام اعدام ۲۲ سال داشت.

امروزه خواهر و برادر شول در شمار قهرمانان مقاومت آلمان‌ها در برابر رژیم نازی هستند و در اکثر شهرهای آلمان خیابان و یا یک مکان عمومی به نام آنها نامیده شده است.

“صدهزار اسکناس سخنگو”، نخستین چالش

یکی از اعضای گروه رز سفید ایران به دویچه‌وله فارسی گفت این گروه فعالیت خود را در قالب پروژه‌هایی به عنوان “چالش” پیش می‌برد و “صدهزار اسکناس سخنگو” اولین چالش علنی این گروه است.

 Iran Sociale Medien

به گفته وی: «در این چالش مدنی و خشونت‌پرهیز تمام هم‌میهنان را دعوت به نوشتن پیام‌ها و سخنان خود بر روی اسکناس می‌کنیم. موضوع پیام‌ها کاملاً آزاد است. از مسئله بیکاری، آب، حقوق کارگری تا بیان مسائل اجتماعی و سیاسی نظیر پوشش اجباری و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی را می‌تواند در برگیرد.»

در دعوت‌نامه رز سفید ایران برای نخستین چالش آمده است: «اسکناسِ نافرمان، اولین چالش ماست در راستای نافرمانی مدنی. درد و دل اسکناسی ما، صدای مردم است تا به گوش حکومت برسد. ما مردم ایران خواهان صلح و دوستی و آزادی به معنای واقعی کلمه و جامعه‌ای نوین هستیم. پس وعده‌ی ما در شبکه‌های مجازی با چالش “صدهزار اسکناس سخنگو” در ایران!»

Iran Sociale Medien,

No responses yet

Apr 28 2018

جوادی آملی: اگر مردم قیام کنند ما را به دریا می‌ریزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: آیت‌الله جوادی آملی نگران است که مردم قیام کنند و “همه ما را به دریا بریزند”. او می‌گوید: «اگر ملت به‌خاطر همین مسائل نامطلوب شورید دیگر همه را می‌شورد و کنار می‌گذارد».

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، از روحانیون بلند‌پایه قم که روابط تنگاتنگی با حکومت دارد، در دیداری با علی ربیعی، وزیر کار و امور اجتماعی، گفته است که مردم شاید اختلاس‌ها و بی‌عرضگی‌ها را تحمل نکنند و شورش آنها همه ارکان و اعضای حکومت را “بشورد و کنار بگذارد”.

برخی محافل حکومتی در ایران اخیرا از فساد سیستماتیک در حکومت حرف می‌زنند که می‌تواند بقای حکومت را به مخاطره بیاندازد. جوادی آملی اما اشاره‌ای به نمونه‌ها و نمادهای فساد نمی‌کند و نوک تیز حمله‌اش از جمله متوجه دولت است که در قالب واژه‌هایی مانند “دو تابعیت بودن مسوولان و پر کردن جیب برخی افراد” بیان می‌شود.

جوادی آملی سپس با اشاره  به تجربه چین شکوه می‌کند که «کشور ۸۰۰ میلیونی که نظامی کمونیستی و بی‌دین دارد می‌تواند کشور خود را اداره کند اما ما یک کشور ۸۰ میلیونی هستیم و این همه امکانات و آب و خاک مناسب داریم در مشکلات خود می‌مانیم؟ آن کشور با کفر ۸۰۰ میلیون را اداره می‌کند اما ما با داشتن امام حسین و امام علی نتوانسته‌ایم.»

استاد حوزه علمیه قم بعدتر ابراز نگرانی کرده است که فقر کمر ملت را بشکند. او می‌گوید که ملتی که “ستون فقراتش شکست و ویلچری شد” توان مقاومت ندارد و زیر بار دیگری می‌رود.

“ما جای فرار نداریم”

منتقدان تسلط نهادهای نظامی و امنیتی و دولتی بر اقتصاد و فسادی را که نظام اقتصادی و مالی ایران را فرا گرفته مانع رونق این اقتصاد و توسعه آن به سود ایجاد اشتغال و پیشرفت کشور می‌دانند. مناسبات تنش‌آلود با غرب نیز که مانع اتصال طبیعی اقتصاد ایران به بازار جهانی و افزایش سرمایه‌گذاری در این کشور می‌شود از دیگر عوامل رکود و عدم پیشرفت اقتصادی ایران به شمار می‌رود.

بیشتر بخوانید: سال ۹۶؛ سالی که با “رای به نظام” آغاز و با بیم فروپاشی تمام شد

آملی اما به این موارد اشاره نکرده و صرفا به بیان بخشی از مشکلات بسنده کرده و گفته است: «کشوری که این همه منابع و آب و خاک دارد چرا باید این همه گرسنه داشته باشد.»

او سپس بعید ندانسته که این همه مشکلات درنهایت مردم را به سوی قیام سوق دهد که در آن صورت “همه ما را به دریا خواهد ریخت. به همین جهت حواس‌تان باشد. البته بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم”.

بحث قیام و رویگردانی کامل جامعه به گونه‌ای که فروپاشی حکومت را رقم بزند بعد از ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶ حتی در میان محافل حکومتی نگرانی‌ها را تشدید کرده است. آن ناآرامی‌ها که در اعتراض به مشکلات اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت، به ده‌ها شهر کشور سرایت کرد. اظهارات جوادی آملی هم ظاهرا بی‌ارتباط با این رویدادها نیست.

بیشتر بخوانید: نهضت آزادی نسبت به خطر فروپاشی در ایران هشدار داد

پیش از این آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز درباره ناکامی حکومت در اجرای عدالت گفته بود که “اعتراف میکنیم که در عدالت مشکل داریم و عذرخواهی میکنیم”.

بیشتر بخوانید: خامنه‌ای: در زمینه عدالت باید از مردم عذرخواهی کنیم

No responses yet

Apr 17 2018

هشدار مقام امنیتی ایران درباره احتمال وقوع دوباره «حوادث و اعتراضات» در سال جاری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,سیاسی,شورش

رادیوفردا: رئیس سازمان پدافند غیرعامل ایران روز سه‌شنبه، ۲۸ فروردین‌ماه، در یک سخنرانی ضمن هشدار در مورد احتمال وقوع حوادثی چون اعتراضات دی‌ماه ۹۶ بر لزوم نگاه «پیش‌دستانه» به اوضاع تاکید کرد.

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، به نقل از غلامرضا جلالی، رئیس این سازمان، گفت که «احتمال دارد امسال نیز یک‌‌سری حوادث و تهدیدات اتفاق بیفتد».

در دی‌ماه سال گذشته ده‌ها شهر در ایران شاهد اعتراضات گسترده بود، اعتراضی که با موضوع وضع اقتصادی و معیشتی مردم شروع شد و خیلی زود به مسائل سیاسی و ارکان جمهوری اسلامی تسری یافت.

این اعتراضات که چندین روز به طول انجامید بیش از ۲۰ کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.

همین اعتراضات به نظر می‌رسد اثری ماندگار نیز بر مقامات جمهوری اسلامی داشته است، به طوری که هفته‌ای نیست که در این باره گزارشی و خبری منتشر نشود.

در همین زمینه غلامرضا جلالی روز سه‌شنبه گفته است که «مانند سابق اصلی‌ترین جنگ ما جنگ اقتصادی است، این موضوع محور اصلی تهدیدات است».

از سوی دیگر موضوع فعالیت شبکه‌های اجتماعی خارجی در کشور نیز مورد توجه آقای جلالی قرار گرفته و در این باره تاکید کرده است که «طبیعتاً شبکه‌های اجتماعی سازماندهی فکری، اقتصادی و امنیتی مردم را هدف گرفته‌اند».

او در این باره به روشنی اعتراضات دی‌ماه را مثال زده است: «در اویل دی‌ماه دیدیم الگویی از این مسئله اجرا شد.»

او گفت: «موضوع مردم‌محوری، اقتصاد و شبکه‌های اجتماعی در حوزه تهدیدات به صورت جدی نقش‌آفرینی می‌کند که دشمن تلاش دارد این موضوعات را در حوزه امنیتی دنبال کند.»

به فاصله چند روز از آغاز اعتراض‌های سراسری دی‌ماه که در ده‌ها شهر ایران پا گرفت، شبکه‌های تلگرام و اینستاگرام در کشور فیلتر شد و نیروهای امنیتی چند نفر از دست‌اندرکاران شبکه‌های اجتماعی را بازداشت کردند.

این دو شبکه پس از مدتی و با پایان ناآرامی‌ها در کشور دوباره رفع فیلتر شدند.

با این حال روز ۲۶ دی‌ماه ۱۷۰ نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به سران سه قوه، با اعلام این که تجمع‌های اخیر «در بستر» پیام‌رسان‌های خارجی انجام شده خواستار جایگزینی پیام‌رسان‌های داخلی به جای این پیام‌رسان‌ها و ساماندهی فیلترشکن‌ها شدند.

از آن زمان تاکنون هنوز بحث درباره لزوم فیلتر شدن شبکه‌های اجتماعی به پایان نرسیده است.

«برخی جریانات داخلی مسیر نفاق را پیش گرفته‌اند»

غلامرضا جلالی در بخش دیگری از سخنان خود در روز سه‌شنبه از «برخی» از جریان‌های داخلی کشور حرف زده که به گفته او «مسیر نفاق را پیش گرفته‌اند».

آقای جلالی در این باره گفت: «اگر نامه‌هایی را که برای رهبری نوشته شده است نگاه کنیم و محورهای نامه‌ها را از دو جریان استخراج کنیم نمی‌توانید تشخیص دهید که کدام چپ و کدام راست است.»

به اعتقاد این مقام امنیتی ایران، در این نامه‌های انتقادی و اعتراضی «محور تعارض علیه رهبری و حاکمیت است که هر کس با ادبیات خود نوشته است».

رئیس سازمان پدافند غیرعامل ایران در این باره مبهم حرف زده و توضیح بیشتری نداده است، اما به نظر می‌رسد اشاره او به انتقادات محمود احمدی‌نژاد و اطرافیانش باشد.

رئیس جمهور سابق ایران مقامات قوه قضائیه را متهم کرده که «با زیرپا نهادن همه موازین قانونی و حتی انسانی»، «قصد جان» حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی را دارند.

حمید بقایی که به اتهام «اختلاس» و «تضییع اموال دولتی» به ۱۵ سال حبس قطعی محکوم شده است، روز ۲۲ اسفندماه ۹۶ برای گذراندن دوره محکومیتش بازداشت و به زندان منتقل شد.

اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در زمان ریاست‌جمهوری، نیز دو روز پس از آن که حکم حمید بقایی را در برابر سفارت بریتانیا در تهران آتش زد، بازداشت شد.

محمود احمدی‌نژاد در شکایت از این احکام دست‌کم دو نامه به رهبر جمهوری اسلامی نوشته است.

بر اساس خبرگزاری ایسنا، رادیوفردا/ ف. دو. / پ.پ

No responses yet

Mar 26 2018

طنین فریاد جامعه در حال طغیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

رادیوفردا: سعید پیوندی (جامعه شناس)

۱۳۹۶ برای جامعه ایران بدون تردید سالی متفاوت از همه ۳۸ سال گذشته تاریخ جمهوری اسلامی بود. بالا گرفتن نارضایتی عمومی، اعتراضات بی‌سابقه خیابانی گروه‌های ناراضی بویژه جوانان و تهیدستان در شمار بزرگی از شهرها و گسترش مطالبات صنفی و مدنی نشانه‌های چرخش مهمی در درون جامعه هستند. نکته اساسی دیگر در مورد اعتراضات و حرکات مطالباتی در مقایسه با گذشته رادیکالیزه شدن آنها و اشکال جدیدی کنشگری در عرصه مدنی است.

گروه‌های مختلف اجتماعی آشکارا و با جرات و شهامت بیشتری دست به مقاومت مدنی می زنند، هنجارها را زیر پا می گذارند، نظم دینی و سیاسی را به چالش می کشند و خواست تغییر حکومت را به اشکال گوناگون مطرح می کنند. دامنه بحران سیاسی و اجتماعی به آن اندازه گسترده شده که بسیاری از مقامات و دست اندرکاران حکومتی هم بدون پرده پوشی از بحران سیاسی، ناکارایی حکومت و دورنمای فروپاشی سخن می گویند. گویی ترس جبهه خود را عوض کرده و از میان مردم و گروه‌های اجتماعی به درون محافل قدرت خزیده است.

این دگرگونی در روانشناسی حاکمیت و جامعه را شاید بتوان مهم‌ترین تحول سال ۱۳۹۶ نام داد.

سال چرخش اساسی

تکان بزرگ جامعه ایران در سال ۱۳۹۶ پس از سال‌ها رکود مدنی رخ داد و بسیاری از ابعاد بدیع و غیرمنتظره اعتراضات مردمی هم به همین پدیده باز می گردند. شکست جنبش اجتماعی سال ۱۳۸۸ و آسیب دیدن بخش مهمی از شبکه کنشگران مدنی ضربه روانی سنگین و گیج کننده‌ای بود برای نیروهایی که با همه توان برای رقم زدن تغییرات اجتماعی و تغییر سرنوشت کشور به میدان آمده بودند.

جنبش سال ۱۳۸۸ بهانه‌ای شد برای تشدید سرکوب جامعه مدنی و برخورد با سازمان‌ها و تشکل‌های مدنی و کنشگران در حوزه‌های گوناگون. این سرکوب مدنی به نوعی ادامه همان سیاست مهندسی جامعه است که از اوایل سال‌های ۱۳۸۰ بگونه‌ای روشمند دنبال می شود.

هدف اصلی مهندسی اجتماعی از سوی حکومت و بویژه دستگاه‌های نظامی‌امنیتی و قضایی کنترل همه جانبه سازمان‌ها و نهادهای مدنی مستقلی است که در یک جامعه متعارف باز نقش واسطه میان نهادهای رسمی و جامعه را بازی می کنند.

بازخوانی سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی در دهه هفتاد و هشتاد گذشته نشان می دهد که در نگاه بخش‌های بزرگی از حکومت سازمان‌های مدنی در اشکال گوناگون آن نوعی تهدید اساسی برای نظم اسلامی به شمار می روند. آنها به امر مشارکت در عرصه عمومی و سازمانیابی مدنی بصورت منفی و به عنوان خطر می نگرند و با رویکردی امنیتی به سراغ آن می روند. ترس از قدرت و توان خفته ، سرکش و غیر قابل پیش بینی جامعه مدنی سبب شده تا ناتوان و زمین گیر کردن آن در دستور کار قرار گیرد.

الگوی مطلوب نیروهای نظامی‌امنیتی جامعه‌ای بدون تشکل و بدون سازمان‌های مدنی است. شمار بزرگی از دست اندرکاران سیاسی ایران شیفته تظاهرات یکسویه و سربزیر توده‌ها به طرفداری از حکومت هستند و حاضر نیستند استقلال جامعه مدنی و مشروعیت اعتراض‌های مدنی را به رسمیت بشناسند. بیهوده نیست که تظاهرات دولتی که در ۲۲ بهمن و یا در سالگردهای دیگر برگزار می شوند تا این اندازه مورد علاقه برخی از مسئولین قرار می گیرند تا جائیکه برای آنها این نمایش‌های حکومتی نوعی “همه پرسی” به نفع جمهوری اسلامی تلقی می شود.

الگوی مطلوب نیروهای نظامی‌امنیتی جامعه‌ای بدون تشکل و بدون سازمان‌های مدنی است. شمار بزرگی از دست اندرکاران سیاسی ایران شیفته تظاهرات یکسویه و سربزیر توده‌ها به طرفداری از حکومت هستند و حاضر نیستند استقلال جامعه مدنی و مشروعیت اعتراض‌های مدنی را به رسمیت بشناسند. بیهوده نیست که تظاهرات دولتی که در ۲۲ بهمن و یا در سالگردهای دیگر برگزار می شوند تا این اندازه مورد علاقه برخی از مسئولین قرار می گیرند تا جائیکه برای آنها این نمایش‌های حکومتی نوعی “همه پرسی” به نفع جمهوری اسلامی تلقی می شود. همزمان تظاهرات اعتراضی همیشه “غیر قانونی” تلقی می شوند و نهادهای رسمی حاضر نیستند به حق مشروع جامعه مدنی برای اعتراض تن در دهند. سرکوب منظم سازمان‌های حقوق بشری، تشکل‌های غیر دولتی و مستقل، اتحادیه‌های صنفی و یا احزاب سیاسی غیر خودی و یا خودی‌های ناراضی و سرکش مانند جبهه مشارکت نشانگر عدم اعتماد عمیق و نگاه تقلیلی حکومت به جامعه مدنی است.

همین روایت پیرامون سازمان‌های بزرگ حرفه‌ای و صنفی هم صدق می کند چرا که به چنین تشکل هایی بخاطر اهمیت اجتماعی و سیاسی آنها کمتر مجال رشد داده می شود. دخالت مستقیم در انتخابات صنفی تشکل‌های بزرگ و تاثیر گذار (پزشکان، وکلا، سینماگران، معلمان، خبرنگاران…) و یا اتحادیه‌های کارگری نشانه‌های آشکار سیاست مهار و نظارت آمرانه بر جامعه مدنی است. دستگاه‌های امنیتی حتا به سازمان‌های مدنی کوچک محلی که به مسائل اجتماعی، زیست محیطی و کودکان می پردازند هم با بی‌اعتمادی و تردید می نگرند و وجود آن‌ها تا زمانی تحمل می شود که دامنه اثربخشی محدودی داشته باشند و نتوانند گروه‌های بزرگ را گرد مسائل اجتماعی بسیج کند.

هدف دیگر نیروهای امنیتی و نظامی و سایر نهادهای سرکوبگر در مهندسی جامعه جلوگیری از ظهور و یا رشد شخصیت‌های مرجع و کنشگران مدنی مستقل تاثیر گذار و ارتباط آنها با افکار عمومی مربوط می شود. برای دستگاه‌های سرکوبگر و امنیتی وجود شخصیت‌های مرجع و بانفوذ در جامعه مدنی و نقش نمادینی که آنها قادرند در سمت دادن به افکار عمومی در زمینه‌های اخلاقی، فرهنگی و یا سیاسی ایفا کنند هم خطری مهم برای نظم دینی و ولایت فقیهی تلقی می شود.

آزار و اذیت بیمار گونه برخی کنشگران مدنی و حقوق بشری مانند نرگس محمدی و یا نسرین ستوده بازتاب ترسی است که از کنشگران و کنشگری مدنی وجود دارد. تبلیغات گسترده دولتی پیرامون شخصیت‌های خودی که چشم وگوش بسته از ولایت فقیه اطاعت می کنند و نماد الگوی رفتاری ایده ال حکومتی هستند بخشی از این سیاست است.

آزار و اذیت بیمار گونه برخی کنشگران مدنی و حقوق بشری مانند نرگس محمدی و یا نسرین ستوده بازتاب ترسی است که از کنشگران و کنشگری مدنی وجود دارد. تبلیغات گسترده دولتی پیرامون شخصیت‌های خودی که چشم وگوش بسته از ولایت فقیه اطاعت می کنند و نماد الگوی رفتاری ایده ال حکومتی هستند بخشی از این سیاست است.

نمونه‌های زنده و مرده این شخصیت‌های خودی سربزیر و “بی خطر” سردار سلیمانی و “شهید حججی” هستند که از نظر حکومت باید به الگوی توده‌ها تبدیل شوند.

باخت بزرگ حکومت در جنگ رسانه‌ای

سال ۱۳۹۶ سال برتری رسانه‌ای جامعه در برابر رسانه‌های حکومتی هم بود. جمهوری اسلامی از همان ابتدا بخوبی می دانست سلطه بر جامعه و کنترل همه جانبه آن بدون نظارت کامل بر رسانه‌های جمعی بسیار دشوار است. مشکل جمهوری اسلامی به عنوان حکومت دینی این است که کنترل رسانه‌ای در آن به عرصه سیاست فروکاسته نمی شود و بخش مهمی از حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی هم قربانی سانسور حکومتی می شوند. رسانه‌های بزرگ سراسری در دست افراطی‌ترین بخش حاکمیت است و به همین دلیل هم گروه پرشماری از مردم دیگر به آنها اعتمادی ندارند و یا به کلی به آنها پشت کرده اند. در غیاب رسانه‌های ملی بانفوذ و مورد پذیرش عمومی، مردم به سراغ رسانه‌های گوناگون دیگری می روند که به دنیای ذهنی، ذائقه و نیازهای آنها نزدیکترند. پی آمد این وضعیت حضور گسترده رسانه‌های الترناتیو در داخل و خارج از کشور است که مخاطبان زیادی هم در میان مردم دارند و تا حدودی سانسور حکومتی و خلاء خبری را جبران می کنند. وضعیت خاص ایران سبب شده که ما با جنگ رسانه‌ای در اشکال گوناگون آن سروکار داشته باشیم و آنچه که قاعده بازی را در سال‌های اخیر بهم ریخته گسترش استفاده از فن آوری جدید اطلاعات و ارتباطات و شکل گیری شبکه‌های مجازی است که مردم را به یکدیگر متصل می کنند و امکان نظارت همه جانبه حکومت بر جامعه را از میان می برد. نفوذ رسانه‌های جدید تا آنجا پیش رفته است که برخی مسئولین جمهوری اسلامی با وجود همه انتقادات خود عضو این شبکه‌ها شده اند و به نوعی به آنها رسمیت بخشیده اند. اما آنچه که در سال ۱۳۹۶ به گونه‌ای محسوس اتفاق افتاد تبدیل شدن این رسانه‌ها به محل اصلی انتشار اخبار و مسائل جامعه و گسترگی بی‌سابقه نفوذ آن در میان افکار عمومی بود بطوریکه برخی از مسئولین در تربیون‌های عمومی بناچار به واکنش در برابر خبرهای شبکه‌های مجازی می پردازند و بخشی هم پیگیرانه خواهان بستن این شبکه‌ها هستند.

بن بست‌های جمهوری اسلامی

تفاوت مهم زمینه اجتماعی اعتراضات ۱۳۹۶ با گذشته بحران‌های چند گانه ژرفی است که در حوزه‌های گوناگون به اعتبار و مشروعیت نظام اسلامی ضربات سنگینی زده است. در آستانه چهلمین سال انقلاب جمهوری اسلامی چیز زیادی برای افتخار کردن ندارد و در اصلی‌ترین عرصه‌های کشورداری با شکست فاحش مواجه شده است. فقر، رکود، توسعه نیافتگی و بحران اقتصادی، تنش‌های دایمی در روابط بین المللی، فساد فراگیر، آسیب‌های اجتماعی و زیست محیطی، نارضایتی عمومی نوعی نظام گسیختگی عریان را بوجود آورده است.

حتا در زمینه اخلاق و معنویت که هدف اصلی جمهوری اسلامی به عنوان حکومت دینی را تشکیل می داد و می دهد نتیجه کار بسیار منفی و تکان دهنده است. ارمغان حکومت دینی برای جامعه ایران فروپاشی بزرگ اخلاقی و رواج ریاکاری دینی است. فساد دامنه دار کنونی فقط یکی از نشانه‌ای این ورشکستگی اخلاقی تاریخی و بی‌اعتبار شدن دین حکومتی و روحانیت و تهی شدن دین از معنویت و اخلاق است.

جامعه ایران بخاطر سرکوب روشمند سازمان‌ها و شخصیت‌های مدنی فاقد راه‌ها و ظرف‌های متعارف برای شکل دادن به دیالوگ انتقادی و یا اعتراض به شرایط موجود است. در چنین وضعیتی کنشگران مدنی و ناراضیان بناچار در پی اشکال جدید کنشگری، اعتراض و ارتباط مدنی هستند. بدین گونه است که گروه‌های اجتماعی سرخورده و خشمگین از نابسامانی‌های موجود از هر فرصتی برای اعتراضات خیابانی و کنش‌های هنجارشکنانه استفاده می کنند. دخترانی که برای اعتراض حجاب از سر برمی دارند، جوانان خشمگینی که علیه فقر، تبعیض و بی‌عدالتی به خیابان‌ها می آیند، کارگرانی که در اعتراض به وضعیت معیشتی خود دست به اعتصاب می زنند، مردمی که همه اعتماد خود را به این حکومت از دست داده اند همه و همه نشانه‌های جامعه‌ای در حال طغیان هستند.

جامعه‌ای که از ناکارایی حکومت، تبعیض‌ها و بی‌عدالتی عمیق، بحران اقتصادی، زیست محیطیريال فقر، توهین، تحقیر و سقوط اخلاقی به تنگ آمده است. اگر با وجود این شکاف‌های بزرگ در جامعه بحران زده و بدون دورنمای امروز ایران حکومت می تواند باز هم سرپا باقی بماند این پیش از هر چیز به ناتوانی اپوزیسیون در داخل ایران و ضعف سازمان‌های مدنی مربوط است.

گروه‌های بزرگی از مردم ایران بیش از بیست سال است که پیام و فریاد نارضایتی، سرخوردگی عمیق و خشم خود را به زبان‌های گوناگون از طریق انتخابات، رای اعتراضی و یا عدم شرکت در انتخابات، تظاهرات، هنجارشکنی، مقاومت فرهنگی و مدنی، پشت کردن به رسانه‌ها و تبلیغات دولتی به کسانی که در مسند قدرت قرار دارند رسانده اند.

صاحبان اصلی قدرت هم با رفتار و برخوردهای خود نشان داده اند که توانایی شنیدن و درک این پیام روشن و معنای اجتماعی و سیاسی آن را ندارند. سخنان آیت الله خامنه‌ای در واکنش به حرکت دختران جوان و زنان در اعتراض به حجاب اجباری و یا تحلیل او از حوادث سال گذشته در سخنرانی نوروزی در مشهد نمایش آشکار شکاف ژرف میان افکار عمومی ناراضی و رهبران دور افتاده از واقعیت‌های جامعه است. این شیوه برخورد با جامعه در حال عصیان نه پایان خوبی برای سال ۱۳۹۶ بود و نه شروع خوبی برای سال ۱۳۹۷. اینها همه نشانه‌های جامعه‌ای بدون دیالوگ و گرفتار آمده در بن بستی است که حکومت اسلامی و روحانیت در قدرت به جامعه ایران تحمیل کرده اند.

——————————————–
یادداشت‌ها و مقالات بیانگر نظرات و آرای نویسندگان خود هستند و نه بازتاب دیدگاهی از رادیو فردا.

No responses yet

Mar 12 2018

اعتراف وزیر کشور ایران به امکان از سرگرفته شدن اعتراضات سراسری در کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,سیاسی,شورش

تایمز اسرائیل: وزیر کشور جمهوری اسلامی هشدار داد که «عوامل نارضایتی در کشور هنوز از بین نرفته و یک جرقه کافی است تا شعله‌ ور شود.»

در پی تداوم سرکوب و جو اختناق در ایران و عدم پاسخ به مطالبات مردمِ معترض در اعتراضات اخیر، وزیر کشور جمهوری اسلامی هشدار داد که «عوامل نارضایتی هنوز از بین نرفته و یک جرقه کافی است تا شعله‌ ور شود.»

به گزارش روزنامه همشهری، چاپ تهران، عبدالرضا رحمانی فضلی، طی مصاحبه ای با این روزنامه نزدیک به اصلاح طلبان هشدار داده که باید از حوادث دی ماه «عبرت» گرفته و به مردم احترام گذاشته شود.

وی بر خلاف رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد که وزارتخانه تحت امرش «در بررسی اعتراض‌های دیماه به هیچ نتیجه‌ای مبنی بر سازماندهی خارجی تظاهرات نرسیده است. »

این مقام ارشد دولت حسن روحانی، درباره عوامل ناآرامی های دی ماه اخیر که منجر به بازداشت هزاران تن و کشته و زخمی شدن صدها تن نیز گفت: «دو عامل باعث ناآرامی‌های دی ماه شده است؛ یکی عوامل نزدیک شامل نارضایتی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و دیگر سه عامل دور که عمیق‌تر است و جمهوری اسلامی باید به آن توجه کند: تغییر نسل، تغییر سبک زندگی، و تغییرات تکنولوژیکی.»

وزیر کشور دولت روحانی با تایید و قبول «تغییر اساسیِ سبک زندگی، سلیقه، تفریح، روابط و پوشش مردم»، اظهار داشت که «برای دیدن این تغییرات لازم نیست کسی راه دور برود: داخل خانواده خودمان و در بچه‌های خودمان این تغییرات را می‌توانیم ببینم.»

این فعال اصولگرا که در کابینۀ حسن روحانی پست مهمِ وزارت کشور را بر عهده دارد، درباره اقدامات صورت گرفته برای کنترل معترضان ناآرامی ها اخیر گفت: «برای آنکه مردم به اعتراض‌ها نپیوندند، با گروه‌ها و جریانات سیاسی، کارگری و رسانه‌ها صحبت کردیم. همه جریانات سیاسی کمک کردند.»

وی تاکید کرد که «یک گروه، طیف و جناح یا معاندین و ضد انقلاب‌ها اعتراض‌ها را از بیرون سازماندهی نکرده‌اند. هرچند برای تشدید، هدایت و بهره‌برداری نهایت تلاش برای سوءاستفاده را کردند.»

وزیر کشور رژیم ایران همچنین ادعا کرد : «مردم اگرچه مشکلات اقتصادی دارند، اما اولویت اول‌ آنها امنیت است. به معاون سیاسی صدا و سیما زنگ زدم و گفتم همه آنچه را که اتفاق افتاده پخش کنید تا مردم ببینند اینهایی که در خیابان هستند، دنبال امنیت و اقتصاد و… نیستند.»

وی اذعان داشت: «اعتراض به شهرهایی کشیده شد که خیلی‌ها اسم آنها را نشنیده بودند. سطح انباشتگی نارضایتی‌ها چنان بالا رفته و عمومی شده که در هر کجایی که امکان پیدا می‌کرد، ابراز می‌شد. باید واقعا عبرت بگیریم، اما به‌نظرم خیلی‌ها عبرت نگرفتند.»

رهبر جمهوری اسلامی و مقامات سیاسی و نظامی و دینیِ رژیم، اعتراضات اخیر مردمی در دهها شهر ایران را ساخته و پرداختۀ آمریکا و اسرائیل خوانده اند.

No responses yet

Mar 01 2018

نسرین ستوده: جنبش اعتراض به حجاب اجباری خاموشی‌ناپذیر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش


دویچه‌وله: ۳۵ بازداشت در تهران و شهرهای دیگر، در عرض دوماه جنبش اعتراض به حجاب اجباری. شاپرک شجری‌زاده، یکی از دستگیرشدگان در اعتراض به وضعیتش از روز پنج اسفند در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

از بازداشت مینا موحدی، اولین زنی که پس از حرکت نمادین اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شد، حدود دو ماه می‌گذرد. نرگس حسینی، مریم شریعتمداری و شاپرک شجری‌زاده از دیگر کسانی‌اند که در این مدت، خبر بازداشت‌شان رسانه‌ای شد.

نسرین ستوده وکیل برخی از این زنان در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «شاپرک شجری‌زاده که نام شناسنامه‌ای‌اش “فاطمه” است پس از دستگیری چهار بار مورد تزریق آمپول قرار گرفته است؛ آمپول‌هایی که او اصلا نمیداند چه بوده‌اند. اینها را شاپرک در مواجهه کوتاهی که با بستگانش در بازداشت‌گاه وزرا داشته گفته است. پس از این تزریق‌ها نیز به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.»

به گفته ستوده، شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل و شرایط نامطلوب بازداشت از روز شنبه ۵ اسفند دست به اعتصاب غذا زده است.

چهار ساعت عمل جراحی روی پای مریم شریعتمداری

موکل دیگر خانم ستوده، مریم شریعتمداری است؛ همان دختری که مامور نیروی انتظامی او را از بالای سکو به پایین پرت کرد. خانم ستوده می‌گوید ساق پای موکلش در اثر این سقوط به شدت آسیب دیده و او چهار ساعت تحت عمل جراحی بوده است. پس از جراحی نیز او را به زندان قرچک ورامین منتقل کرده‌اند.

بشنوید: گفت‌وگو با نسرین ستوده

میترا جمشیدپور مادر مریم شریعتمداری از اولین ساعات بازداشت دخترش به بازداشتگاه وزرا رفته و پیگیر وضعیت او شده است. به گفته ستوده، به دلیل همین پیگیری، خانم جمشیدپور از سوی پلیس‌های زن وزرا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به مدت ۲۴ ساعت بازداشت شده است.

نسرین ستوده می‌گوید تا کنون نتوانسته اجازه ملاقات با موکلانش را دریافت کند چرا که مقامات زندان می‌گویند اجازه این ملاقات باید از سوی قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده صادر شود، اما هنوز نه شعبه رسیدگی‌کننده و نه قاضی آن معلوم نیستند.

تفهیم اتهام نرگس حسینی

روز شنبه ۵ اسفند دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس حسینی یکی دیگر از موکلان ستوده برگزار شد. نسرین ستوده می‌گوید علیرغم انتظارش قاضی هر سه اتهام را به متهم تفهیم کرده در حالی که عمل او از نظر ستوده “عملی مشروع” بوده است. ستوده اما امیدوار است که موکلش از هر سه اتهام تبرئه شود.

اتهامات نرگس حسینی “تشویق به فساد، عدم رعایت حجاب شرعی و تظاهر به عمل حرام” عنوان شده است.

خانم ستوده درباره ویدا موحدی، اولین دستگیر‌شده معترض به حجاب اجباری می‌گوید جسته و گریخته شنیده که دادگاه او در سکوت خبری برگزار شده و گویا به چند ماه حبس هم محکوم شده اما حکم هنوز اجرا نشده است.

ویدا موحدی یک ماه پس از بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.

در روند پرونده موکلانم سهل‌گیری نمی‌بینم”

با گذشت حدود دوماه از آغاز حرکت‌های اعتراضی به حجاب اجباری با توجه به برخورد ماموران انتظامی و امنیتی با آن‌ها، در داخل و خارج از ایران نسبت به این برخوردها انتقادات فراوانی شده است.
شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است

در خارج از کشور، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای از مسئولان جمهوری اسلامی خواست تا دست از پیگرد قضایی معترضان به حجاب اجباری بردارند.

در داخل ایران نیز برخی نمایندگان مجلس در این باره موضع‌گیری کردند. سهیلا جلودارزاده نماینده تهران، حرکت دختران خیابان انقلاب را نتیجه اشتباهات حکومت دانست و گفت: «زمانی برای زنان محدودیت قائل می‌‌شدیم و آنها را زیر تنگنای غیرلازم قرار می‌دادیم. همین مسئله موجب شد تا این فشارها طغیان ایجاد کند و دختران خیابان انقلاب روسری‌های‌شان را سر چوب بگذارند. این کارها به خاطر رفتار اشتباه ماست.»

نسرین ستوده معتقد است علیرغم این اعتراضات “سهل‌گیری” در پرونده موکلانش نمی‌بیند و تنها اظهار امیدواری می‌کند که حکومت صدای این زنان را بشنود و اعتراض مسالمت‌آمیز آنها را به خشونت نکشاند.

ستوده تاکید می‌کند که این اعتراضات خاموشی‌ناپذیر است.

No responses yet

Feb 24 2018

توضیح نسرین ستوده در مورد دادگاه نرگس محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش,مذهب


اتهام نرگس حسینی: تشویق به فساد (هم ردیف با دایر کردن خانه ی فساد و فحشا!). آسیب دیدن زانوی مریم شریعتمداری. تقریبا همه دختران خیابان انقلاب در بازداشت ضرب‌ و شتم شده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .