اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Oct 14 2015

مافیای آب از رئیس جمهوری هم قوی‌تر است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,محیط زیست ::

خودنویس: د‌‌‌‌‌كتر فاطمه ظفرنژاد‌‌‌‌‌ پژوهشگر آب و توسعه پايد‌‌‌‌‌ار معتقد است که «مافیای آب» از رئیس جمهوری هم قوی‌تر است و نبود مدیریت و «سد‌‌‌‌‌سازی تقلید‌‌‌‌‌ی» سبب خشک شد‌‌‌‌‌ن رود‌‌‌‌‌ها و سفره‌های زیرزمینی متصل به آنها شد‌‌‌‌‌ه است.

دکتر فاطمه ظفرنژاد در پاسخ به سوال‌های سایت زیست‌بوم [2]، به مسائلی اشاره کرده است که میزان نگرانی از نبود مدیریت بر منابع آب، و فقدان برنامه‌ریزی برای مهار خشک‌سالی را افزایش می‌دهد. به عقیده‌ی او«مافیای آب گذشته از کَری مصلحتی به کورد‌‌‌‌‌لی ناشی از امتیازات پول‌سالاری هم مبتلاست پس برچنین هیولای خطرناکی که به‌علت فساد‌‌‌‌‌ از هر رئیس جمهور یا رئیس مجلسی زورمند‌‌‌‌‌تر است جز با اجماع ملی نیروهای مرد‌‌‌‌‌می، حرکت متناسب و آگاهانه همه د‌‌‌‌‌ستگاه‌ها و نهاد‌‌‌‌‌های ملی مذهبی و جز با مشارکت همه قوا نمی‌توان غلبه کرد‌‌‌‌‌.»

دکتر ظفرنژاد در باره ناهم‌خوانی بسیاری از صنایع بزرگ نظیر فولادسازی با منابع آب داخلی می‌گوید: «گسترش صنایع ناسازگار با زیست‌بوم مانند‌‌‌‌‌ صنایع فولاد‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر اصفهان ، یزد‌‌، کرمان و فلات مرکزی کار اشتباهی بود‌‌‌‌‌ که هنوز هم اد‌‌‌‌‌امه یافته است. صنایع فولاد‌‌‌‌‌ باید‌‌‌‌‌ کنار خلیج فارس ساخته می‌شد‌‌‌‌‌ تا از آب اقیانوس استفاد‌‌‌‌‌ه کند‌‌‌‌‌ نه از آب کوهرنگ و سرشاخه‌های کارون اما این گسترش ناسازگار صنایع به سبب این بود‌‌‌‌‌ که صنایع خود‌‌‌‌‌ را موظف به تامین آب نمی‌د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌ و می‌د‌‌‌‌‌انستند‌‌‌‌‌ که د‌‌‌‌‌ستگاه ناکارآمد‌‌‌‌‌ی مانند‌‌‌‌‌ وزارت نیرو بالاخره با راهزنی حقابه کشاورزان و به‌شیوه رفاقتی خصولتی آب برای صنایع ناسازگارشان تامین خواهد‌‌‌‌‌ کرد‌‌‌‌‌.»

او این روش را «راهزنی» می‌خواند و می‌گوید:‌ «این راهزنی حقابه‌ها اد‌‌‌‌‌امه خطرناکی یافته و تاکنون سالانه يك میلیارد‌‌‌‌‌ مترمکعب از آب کارون از سرشاخه‌ها منحرف می‌شود‌‌‌‌‌. با طرح سد‌‌‌‌‌ و انتقال بهشت آباد‌‌‌‌‌ 2/1میلیارد‌‌‌‌‌ مترمکعب د‌‌‌‌‌یگر انتقال خواهد‌‌‌‌‌ یافت تا د‌‌‌‌‌ر کرمان صنایع ناسازگار فولاد‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌رست شود‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌ر یزد‌‌‌‌‌ و اصفهان شاهد‌‌‌‌‌ توسعه ناپاید‌‌‌‌‌ار و نابومی بیشتری باشیم. ساخت این خط سرنوشت کارون را با خشکی ابد‌‌‌‌‌ی گره خواهد‌‌‌‌‌ زد‌‌‌‌‌.» به اعتقاد او، همین روند منتهی به بحران بی‌آبی کارون و ایجاد مشکل برای مردم خوزستان شده است.

این کارشناس امور آب معتقد است که توسعه ناپایدار و مدیریتبرپایه الگوی ناسازگار باشرایط بوم‌شناختی ایران عامل مهمی برای مشکلات امروز است: «از ۶ د‌‌‌‌‌هه پیش مد‌‌‌‌‌یریت آب کشور برپایه یک الگوی ناسازگار با بوم‌شناخت این سرزمین بنا شد‌‌‌‌‌ه که ساخت‌وساز بتنی و سد‌‌‌‌‌سازی را تنها شیوه مد‌‌‌‌‌یریت آب می‌د‌‌‌‌‌اند‌‌‌‌‌. ما د‌‌‌‌‌ر جریان یک گسست عمیق از د‌‌‌‌‌انش ژرف ایرانی، مد‌‌‌‌‌یریت سخت‌افزاری را به آب، منابع طبيعی، جوامع بومی مولد‌‌‌‌‌ و کشاورزان تحمیل کرد‌‌‌‌‌یم. د‌‌‌‌‌رحالی‌که آب و منابع طبیعی را باید‌‌‌‌‌ با لحاظ موازین بوم‌شناختی و به‌شیوه نرم و سازگار با محیط و نیز د‌‌‌‌‌ر مشارکت با صاحبان اصلی آب‌ها و حقابه‌ها یعنی کشاورزان و جوامع بومی‌ مولد‌‌‌‌‌ مد‌‌‌‌‌یریت کرد‌‌‌‌‌. برای جلوگیری از هد‌‌‌‌‌ررفت این منابع کمیاب د‌‌‌‌‌ر اقلیم خشک ایران، همان‌گونه که«حاسب‌کرجی»متوفی به ۴۱۰ هجری د‌‌‌‌‌ر کتاب استخراج آب‌های پنهان آورد‌‌‌‌‌ه، باید‌‌‌‌‌ آن‌ را د‌‌‌‌‌ر زیر زمین هد‌‌‌‌‌ایت کرد‌‌‌‌‌ تا با کمترین هد‌‌‌‌‌ررفت بیشترین منافع را برای کشور د‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌.»

ظفرنژاد با اشاره به مطالعات حاسب کرجی در باره بهترین شیوه بهره برداری از آب در ایران می‌گوید: «از پیامد‌‌‌‌‌های مد‌‌‌‌‌یریت سازه‌ای آب تبخیر سالانه میلیارد‌‌‌‌‌ها مترمکعب آب از سطح د‌‌‌‌‌ریاچه بیش از ۷۰۰ سد‌‌‌‌‌ ساخته شد‌‌‌‌‌ه د‌‌‌‌‌ر کشور است. «حاسب کرجی» که ششصد‌‌‌‌‌ سال پیش از «گالیله» ، «کپلر» و «کوپرنیک» کروی بود‌‌‌‌‌ن زمین و گرد‌‌‌‌‌ش آن به‌د‌‌‌‌‌ور مرکز خود‌‌‌‌‌ را د‌‌‌‌‌ر کتابش به‌صراحت نوشته و نیز به کشش مرکز و نیروی ثقل زمین بسیار جلوتر از نیوتن اشاره کرد‌‌‌‌‌ه، قنات را بهترین شیوه بهره‌برد‌‌‌‌‌اری از آب د‌‌‌‌‌ر سرزمین ایران می‌د‌‌‌‌‌انست.»

ظفرنژاد با اشاره به «سدسازی تقلیدی» به عنوان عامل خشک شدن رودخانه‌ها می‌گوید: «سد‌‌‌‌‌سازی تقلید‌‌‌‌‌ی، سبب خشک شد‌‌‌‌‌ن رود‌‌‌‌‌ها و سفره‌های زیرزمینی متصل به آنها شد‌‌‌‌‌ه و د‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌هه‌های اخیر بسیاری از قنات‌ها خشکید‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌. تهران پانصد‌‌‌‌‌ قنات بارور د‌‌‌‌‌اشت که د‌‌‌‌‌ر حد‌‌‌‌‌ توان اکولوژیکی این شهر می‌توانست برای جمعیت متعاد‌‌‌‌‌ل آن آب تامین کند‌‌‌‌‌. سد‌‌‌‌‌سازی و انحراف آب رود‌‌‌‌‌خانه‌های کرج و لار، جاجرود‌‌، شاهرود‌‌‌‌‌ و … به این شهر از یکسو تهران را به کلانشهری پرمعضل و ناسازگار با زیست‌بوم تبد‌‌‌‌‌یل کرد‌‌‌‌‌ که د‌‌‌‌‌ه‌ها برابر توان اکولوژیکی خود‌‌‌‌‌ از جمعیت پر شد‌‌‌‌‌، و از سوی د‌‌‌‌‌یگر راهزن حقابه کشاورزان کرج، شهریار، طالقان، ورامین، گرمسار‌و… شد‌‌‌‌‌؛ این جوامع بومی مولد‌‌‌‌‌ را به آوارگی و سرنوشت حاشیه‌نشینی شهرها با مشاغل کاذب و پست محکوم کرد‌‌‌‌‌.»

این پژوهشگر توسعه پایدار، در باره علل تداوم سدسازی، به «مافیای» آب اشاره می‌کند: «نگاهی به آمار و د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌ه‌های تارنمای وزارت نیرو و شرکت مد‌‌‌‌‌یریت منابع آب کشور نشان می‌د‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌ که سد‌‌‌‌‌سازی د‌‌‌‌‌ر هر زمان با هر بهانه ممکن انجام شد‌‌‌‌‌ه است اما اینکه این بهانه راست یا د‌‌‌‌‌روغ بود‌‌‌‌‌ه مبهم ماند‌‌‌‌‌ه است. د‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌هه شصت و هفتاد‌‌‌‌‌ با شعار افزایش آب و خود‌‌‌‌‌کفایی کشاورزی هر سد‌‌‌‌‌ی را توجیه کرد‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌ حتی سد‌‌‌‌‌هایی که اصلا زمین بی‌آبی د‌‌‌‌‌ر پایین د‌‌‌‌‌ست‌شان نبود‌‌‌‌‌ (سد‌‌‌‌‌های حوضه د‌‌‌‌‌ریای مازند‌‌‌‌‌ران). یا سد‌‌‌‌‌هایی که به‌نام کشاورزی تصویب و ساخته شد‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌ اما هیچ مستند‌‌‌‌‌اتی د‌‌‌‌‌رباره زمین و کشاورزی ند‌‌‌‌‌اشتند‌‌‌‌‌. د‌‌‌‌‌ر یک د‌‌‌‌‌وره تامین شرب و صنعت د‌‌‌‌‌ر اولویت قرار گرفت اما باز هم هیچ تحقیقی صورت نگرفت که آیا برای تامین آب یک شهر قنات و چاه بهتر نیستند‌‌‌‌‌؟ آیا استخراج آب‌های پنهان روش مطمئن‌تری برای تامین آب شرب نیست؟ البته پاسخ روشن است. چون چاه و قنات ریخت و پاش‌های رایج پیمانکاری د‌‌‌‌‌ر سد‌‌‌‌‌ها را د‌‌‌‌‌ربرند‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌ برای مافیای آب گزینه مرد‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌ی به‌شمار می‌رود‌‌‌‌‌.»

دکتر فاطمه ظفرنژاد، آمارا ارائه شده از سوی وزارت نیرو را غیر قابل قبول می‌داند و می‌گوید که کارشناسان بخش‌ آبخیزداری این آمارها را باور نمی‌کنند: «آمار وزارت نیرو د‌‌‌‌‌ر زمینه نیازسنجی، گزینه‌یابی، فواید‌‌‌‌‌، پیامد‌‌‌‌‌ها، و ارزیابی تطبیقی سد‌‌‌‌‌ها به‌شد‌‌‌‌‌ت مخد‌‌‌‌‌وش است. وزارت نیرو اد‌‌‌‌‌عا می‌کند‌‌‌‌‌ صد‌‌‌‌‌ها هزار بلکه میلیون‌ها هکتار زمین بی‌آب را به زمین آبی بد‌‌‌‌‌ل کرد‌‌‌‌‌ه است اما هم آمار خد‌‌‌‌‌شه‌د‌‌‌‌‌ار این وزارتخانه و هم ارزیابی‌های تطبیقی مستقل و غیرد‌‌‌‌‌ولتی چیزهای بسیار متفاوت و گاه د‌‌‌‌‌رست عکس اد‌‌‌‌‌عای وزارت سد‌‌‌‌‌سازی را نشان می‌د‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌. وزارت نیرو اد‌‌‌‌‌عا می‌کند‌‌‌‌‌ که ۹۲ د‌‌‌‌‌رصد‌‌‌‌‌ آب کشور د‌‌‌‌‌ر بخش کشاورزی مصرف می‌شود‌‌‌‌‌ اما این د‌‌‌‌‌روغ بزرگی بیش نیست. بسیاری از ما ارقام مخد‌‌‌‌‌وش این وزارتخانه را باور کرد‌‌‌‌‌یم و می‌کنیم اما کارشناسان حوضه‌های آبخیز و کارشناسان کشاورزی این اد‌‌‌‌‌عا را کاملا رد‌‌‌‌‌ می‌کنند‌‌‌‌‌. آمار خطوط انتقال آب خود‌‌‌‌‌ وزارت نیرو و شرکت مد‌‌‌‌‌یریت منابع آب هم اد‌‌‌‌‌عای مصرف بیش از ۹۰ د‌‌‌‌‌رصد‌‌‌‌‌ی آب د‌‌‌‌‌ر بخش کشاورزی را رد‌‌‌‌‌ می‌کند…مافیای آب گذشته از کَری مصلحتی به کورد‌‌‌‌‌لی ناشی از امتیازات پول‌سالاری هم مبتلاست پس برچنین هیولای خطرناکی که به‌علت فساد‌‌‌‌‌ از هر رئیس جمهور یا رئیس مجلسی زورمند‌‌‌‌‌تر است جز با اجماع ملی نیروهای مرد‌‌‌‌‌می، حرکت متناسب و آگاهانه همه د‌‌‌‌‌ستگاه‌ها و نهاد‌‌‌‌‌های ملی مذهبی و جز با مشارکت همه قوا نمی‌توان غلبه کرد‌‌‌‌‌.»

برچسب‌ها: دزدی‌های رژیم, سیاسی, مافیای آب, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

Oct 14 2015

آمریکا: موضوع آزمایش موشکی ایران را به شورای امنیت می‌بریم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی ::

دویچه‌وله: کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کردند موضوع آزمایش موشکی ایران را به شورای امنیت می‌برند. جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید، گفت واشنگتن آماده همکاری با هم‌پیمانان منطقه‌ای خود در مقابله با برنامه موشکی ایران است.

وزارت امور خارجه آمریکا روز سه‌شنبه (۱۳ اکتبر/ ۲۱ مهر) گفت آزمایش موشکی اخیر ایران نقض احتمالی قطعنامه سازمان ملل است و واشنگتن این موضوع را در سازمان ملل به بحث خواهد کشید.

به گزارش خبرگزاری رویترز مارک تونر٬ سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا٬ گفت: «ما مسلما همان‌طور که پیش از این در موقعیت‌های مشابه چنین اقدامی کرده‌ایم، این بار نیز این موضوع را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح خواهیم کرد.»

او اشاره کرد که آزمایش موشکی ایران می‌تواند نقض قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل باشد که تصریح کرده است ایران نمی‌تواند در فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالستیک درگیر شود.

بیشتر بخوانید: “آزمایش موشکی ایران احتمالا ناقض قطعنامه سازمان ملل است”

ایران همچنین بر اساس قطعنامه اخیرا تصویب‌شده‌ی شورای امنیت سازمان ملل علیه این کشور (قطعنامه ۲۲۳۱ که برای اجرای توافق هسته‌ای صادر شده است) مجاز به انجام فعالیت‌های مربوط به آن‌دسته از موشک‌های بالستیک که توانایی حمل کلاهک هسته‌ای دارند، نیست. این قطعنامه هنوز لازم‌الاجرا نشده است. به محض اجرا ممنوعیت گفته شده تا سقف هشت سال اعمال خواهد شد.

با این‌همه مرضیه افخم٬ سخنگوی وزارت امور خارجه ایران٬ روز دوشنبه٬ با اشاره به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت گفته بود: «قطعنامه ۲۲۳۱ موشک‌هایی را که برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی شده‌اند مد نظر دارد که موشک‌های بالستیک ایران اصولا با این هدف طراحی نشده و بنابراین خارج از حیطه یا صلاحیت قطعنامه شورای امنیت و پیوست‌های آن قرار دارند.»

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) روز یکشنبه (۱۹ مهر/ ۱۱ اکتبر) به نقل از حسین دهقان، وزیر دفاع ایران٬ از آزمایش موفقیت‌آمیز موشک دوربرد “عماد” خبر داده بود.

بیشتر بخوانید: ایران از “آزمایش نخستین موشک دوربرد هدایت‌پذیر” خبر داد

او طراحی، ساخت و آزمایش موفقیت‌آمیز موشک عماد را “جهشی فناورانه و عملیاتی در حوزه راهبردی” برشمرده و افزوده بود: «برای افزایش قدرت دفاعی و توان موشکی خود از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیریم و برنامه‌های دفاعی خود را به ‌ویژه در حوزه موشکی با قاطعیت دنبال می‌کنیم که موشک عماد یکی از مصادیق برجسته آن محسوب می‌شود.» وزیر دفاع ایران اشاره‌ای به اینکه آزمایش این موشک کجا و در چه زمانی انجام شده، نکرده بود.

«کشورهای دیگر می‌توانند ارسال تکنولوژی موشکی به ایران را متوقف کنند»

جاش ارنست٬ سخنگوی کاخ سفید٬ نیز روز سه‌شنبه به طور جداگانه٬ درباره آزمایش موشکی ایران صحبت کرد. او در اظهارات خود تلاش کرد تا روشن کند کشورهای دیگر می‌توانند برای متوقف کردن ارسال تکنولوژی ساخت موشک‌های بالستیک به ایران اقدامات موثری انجام دهند.

بر اساس قطعنامه هنوز به اجرا درنیامده‌ی ۲۲۳۱ سازمان ملل٬ با اجرای مفاد توافق هسته‌ای٬ کشورها تنها مورد به مورد و با تایید شورای امنیت سازمان ملل مجاز به صدور تکنولوژی موشکی به ایران خواهند بود.

جاش ارنست گفت واشنگتن آماده است تا با هم‌پیمانان منطقه‌ای خود برای مقابله با برنامه موشک بالستیک ایران همکاری کند. با این‌همه او نیز همانند سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد که آزمایش موشکی ایران نقض توافق انجام شده بین ایران و شش قدرت جهانی بر سر پرونده اتمی تهران نیست.

البته آمریکا در طول مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای اصرار داشت تا موضوع موشک‌های دوربرد ایران در مذاکرات گنجانده شود. ایران همواره این موضوع را مربوط به صنایع دفاعی دانسته و اعلام کرده است درباره برنامه موشکی خود حاضر به هیچ مذاکره‌ای نیست.

بیشتر بخوانید: مخالفت نظامیان ایران با محدودیت فعالیت‌های موشکی

آمریکا و متحدانش در خاورمیانه می‌گویند که موشک‌های دوربرد ایران توانایی حمل کلاهک‌های هسته‌ای را دارند و از همین رو خطری برای کشورهای منطقه به شمار می‌روند.

برچسب‌ها: آزمایش موشکی, آمریکا, اتمی, سیاسی, شورای امنیت, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Oct 14 2015

اقتصاد مداحی در ایران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: توسط احمد علوی

مداحان به مثابه یک جماعت متشکل مذهبی در دوره آیت‌الله خمینی نقش چندانی نداشتند و او نیز میدان چندانی به آنها نمی‌داد. رهبر بعدی حکومت اما به دلیل نداشتن ابهت و کاریزمای راهکار دیگری را برای بسیج نیروی سیاسی در پیش گرفت.

از جمله این راهکارها یکی سازماندهی مداحان و اعطای منزلت مذهبی، سیاسی و اقتصادی بود. این فرآیند به‌خصوص در دوره احمدی‌نژاد تشدید شد به‌طوری‌که نقش این جماعت در عرصه اقتصادی و سیاسی صریح‌تر شده و حتی ارتباط‌های آنها در قالب جامعه مداحان تهران یا سازمان بسیج مداحان رسمیت یافت.

در همین راستا مداحان برای گسترش فعالیت‌های خود عزم جدی نشان داده‌اند و اخیر مجموع ۲۱ جلدی آشنایی با اصول مداحی از سوی موسسه «قدیم الاحسان» منتشر شده است.

بنا به گفته حسن آهی نایب‌رئیس خانه مداحان ایران نیز فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی مداحان گسترش یافته و دانشکده علمی – کاربردی آن نیز با آغاز به‌کار دانشجوی برادر و خواهر می‌پذیرد. ایجاد چنین تشکلات حکومتی- در چارچوب حکومت رانتبر- که برای بسیج افکار عمومی و ایجاد تنگنا برای پیدایش و پویش جامعه مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد صورت می‌گیرد، از منظر اقتصاد اجتماعی اصطلاحاً «گروه‌سازی» خوانده می‌شود.

نقش‌های چندگانه سیاسی و امنیتی مداحان

توسعه و رسمیت یافتن جماعت مداحان نمی‌تواند بدون پیامدهای سیاسی و اقتصادی باشد. بنابراین عجیب نیست اگر این جماعت اینک رسماً خواهان سهم ویژه سیاسی هم شده و تمایل خود برای ارائه لیستی در انتخابات مجلس ابراز کرده‌اند.

اخیراً سعید حدادیان یکی از مداحان مشهور تهران اصولگرایان را تهدید کرده بودند در صورت نرسیدن به وحدت، حساب خود را از آنها جدا کرده و با فهرست جداگانه در انتخابات مجلس حاضر خواهند شد. البته چندی بعد همین فرد، با تغییر موضع خود گفت مداحان قصد ارائه لیستی برای حضور در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی را ندارند و نمی‌خواهند وارد مجلس شوند.

البته نباید تصور کرد البته این تنها ابراز نظر سیاسی مداحان نبوده و نیست مداحان تلاش می‌کنند تا در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی نیز داری اثر باشند. صادق آهنگران- که از مداحان جبهه‌های جنگ- نیز قدم زدن محمدجواد ظریف و جان کری در ژنو را «ننگی» در تاریخ انقلاب اسلامی دانسته و گفته چنین «توهینی» به مردم ایران قابل توجیه نیست. در همین راستا او افزود: «سابقه نداشته یک نفر از یک کشور انقلابی با «گرگ خونخواری» که میلیون‌ها آدم را «قتل عام» کرده، قدم بزند».

حاج محمد فراهانی رئیس سازمان بسیج مداحان کشور هم دیپلماسی و سیاست خارجی دولت یازدهم را به زیر سؤال برده می‌گوید: «با شروع مذاکرات در دولت جدید و نوع نگاه دولتمردان، امر بر برخی مشتبه شد که می‌توانند از طریق مذاکرات پلی بزنند به رابطه با آمریکا و با به فراموشی سپرد اصول انقلاب راه نفوذ آمریکا را به کشور باز کنند». منصور ارضی که یکی از مداحان شناخته شده تهران به شمار می‌آید نیز برای اینکه از سایر مداحان در میدان آمریکا ستیزی کم نیاورد با «پیر» و «کفتار» خواندن رفسنجانی برای وی آرزوی مرگ کرد گفت:«او یعنی رفسنجانی اظهارات نادرستی درباره حذف شعار مرگ بر آمریکا می‌کند و عده‌ای از اطرافیان پول پرست و بی‌غیرتش از او حمایت می‌کنند. البته نباید تصور شود که کارکرد این مداحان تنها به عرصه‌هایی که یاد شد ختم می‌شود.

آنها همچنین در عرصه تولید خدمات دیگری از قبیل سرکوب روانی، سرکوب پنهان و عنداللزوم حتی سرکوب عریان نیز آمادگی خود را به نمایش گذاشته‌اند. در تأیید این نکته فرمانده نیروی انتظامی بر نقش برخی از جماعت‌های مداح در سرکوب‌های سال ۸۸ تاکید کرد او در مصاحبه‌ای گفت «بچه‌های هیأت دانشگاه تهران و آقایان پناهیان و سعید حدادیان آمدند و تظاهراتی راه انداختند. همان جمعیت بیرون آمد و در شکستن روحیه اینها (متعرض تقلب انتخاباتی سال ۸۸) بسیار مؤثر بود».

اقتصاد مداحان

خبرنگار ایسنا که به قول خودش «به سراغ یکی از پیرغلامان اهل بیت» می‌نویسد: «… ثروتمندان جامعه هستند که با دادن پول‌های بی‌حساب و کتاب کار را خراب می‌کنند؛ حالا نمی‌دانم از سر عشق به اهل بیت (ع) است یا از سر چشم و هم چشمی. اما وقتی برای نیم ساعت مداحی کردن چک ۳ میلیون تومانی می‌کشند و در جیب مداح می‌گذارند و نامش را هم صله می‌گذارند». به گفته همین «پیرغلامان اهل بیت» برخی از بانیان مساجد: «برای ۲۰ شب سخنرانی یک سخنران معروف در ایام ماه مبارک رمضان ۳۰ میلیون تومان به او پرداخت می‌کند؛ چرا که از حضور او تعداد نمازگزاران و مستمعان چندین برابر می‌شود و حتی سهم کمک به مسجد نیز افزایش چشمگیری پیدا می‌کند». همین رسانه می‌افزاید: «یکی از کسانی که قرابت زیادی با برخی مداحان معروف دارد و البته نمی‌خواهد نامی از او آورده شود در این باره می‌گوید: دهه اول محرم امسال یکی از مداح‌های معروف و نامی برای ۱۰ شب مداحی ۴۰ میلیون تومان صله گرفت که در مقایسه با مبلغی که سال گذشته به او پرداخت کردند ۱۵ میلیون تومان افزایش داشته است». به گزارش پایگاه خبری تحلیلی عصر قانون دستمزد برخی مداحان برای یک شب مداحی و نوحه‌خوانی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیونی در نوسان است.

روزنامه جام جم نوشت: «…قیمت پایه برای مداحان معمولی شهر تهران از شبی صد هزار تومان آغاز و تا ۵۰۰ هزار تومان هم می‌رسد، اما برخی مداحان معروف و سرشناس که معمولاً در هر شب اشعار جدید و سبک‌های نو را می‌خوانند، ممکن است بیش از این ارقام بابت مداحی یک شب دریافت کنند». علیرغم اینکه برخی از مقامات حکومتی گفته‌اند که مداحان دستمزدی نگرفته و برای عرضه خدمات خود «صله» می‌گیرند ولی حجت الاسلام مرتضوی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری پیش از این با ناخرسندی از رفتار برخی از مداحان پیش از این گفته است: «مداحان استان ۷ تا ۱۰ برابر نرخ تعیین شده دستمزد می‌گیرند».

البته فعالیت‌های اقتصادی مداحان به این امور منحصر نمی‌شود و مداحان خواستار گسترش فعالیت در عرصه‌های دیگری همچون امور «تعاونی» و احیاناً امور اعتباری خواهند بود. چندی پیش حسن آهی نایب‌رئیس خانه مداحان با اشاره به این‌که خانه مداحان ۱۷۰۰ عضو دارد خانه مداحان قرار است از امسال فعالیت‌های اقتصادی را برای درآمدزایی آغاز کند. بخشی از این برنامه‌ها راه‌اندازی شرکت تعاونی مصرف و نیز شرکت تعاونی اقتصادی است». بدین ترتیب چرخه منزلت-ثروت-قدرت به کامل می‌شود.

ختم کلام

بنا به بررسی برخی از اقتصاددان‌های اجتماعی حکومت‌های رانتی مثلاً با به‌کارگیری درآمدهای نفتی با دادن امتیاز و رانت به برخی از گروه‌های اجتماعی، «جامعه مدنی ویترینی» خود را تشکیل داده و مانع تشکل‌های مستقل از دولت یا تشکل‌های اعتراضی می‌شوند. توزیع رانت میان شهروندان و تشکیل «گروه‌های شیفته‌ اقدامات انقلابی و خردمندانه رهبر» برای جلب حمایت آنها از جلوه‌های دیگر این گروه‌سازی است. پژوهش‌های گوناگون نشان می‌دهد که گروه‌سازی حکومت‌های رانتی مانعی برای پیدایش جامعه‌ی مدنی مستقل از دولت و هم‌چنین سرمایه‌ی اجتماعی است.

…………………………………………………………………………………………

نظر نویسنده الزاما بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, اقتصادی, خرافه, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, مداحی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Oct 14 2015

مجلس در جریان بررسی برجام چه اطلاعاتی را از افکار عمومی مخفی کرد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,بحران هسته‌ای,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: توافق هسته ای ایران و قدرت های بزرگ، موسوم به برجام، در حالی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که در جریان بحث های مخالفان و موافقان، بخشی از کلیدی ترین اطلاعات مرتبط با توافق از افکار عمومی پنهان نگاه داشته شد. اطلاعاتی که عمدتاً، مرتبط با یک خط قرمز نانوشته محافظه کاران حاکم، یعنی “هزینه های برنامه هسته ای ایران” بودند.

در جریان بحث های مجلس ایران، مخالفان توافق هسته ای تصویر یک برنامه بسیار موفق و سودمند برای کشور را ترسیم می کردند دارای هزینه هایی قابل کنترل بوده است. در مقابل، مدافعان برجام، با وجود توضیحات “جزئی” خود، به وضوح مراقب بودند تا از زیر سوال بردن “کلیت” برنامه ای هسته ای ایران در زمان مسئولیت آقای احمدی نژاد خودداری کنند و در صورت لزوم، تنها به انتقاد از “شیوه مذاکره” این دولت بپردازند.

مجموع هزینه تحریم های بین المللی برای اقتصاد ایران، بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. تحریم هایی که ایران در جریان مذاکرات، برای رفع تک، تک آنها ناچار از چانه زنی و دادن امتیاز بر سر میز مذاکره برای نزدیک شدن (و البته نه رسیدن) به وضعیت ‘پیش از’ تحریم ها شد

این در حالی است که آنچه در نهایت جمهوری اسلامی ایران را وادار به انعطاف در مذاکرات اتمی کرد، چیزی جز غیر قابل تحمل شدن هزینه های کلان برنامه هسته ای نبود. هزینه هایی که بخشی از آن ناشی از شیوه مذاکره مسئولان سابق، و بخشی بزرگتر به جهت گیری کلی این برنامه ارتباط داشت که در رأس نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسیده بود.

۵۰۰ میلیارد دلار خسارت برای تولید “یک هفتصدم” برق ایران؟

هزینه های اقتصادی برنامه هسته ای ایران، مهمترین واقعیت غایب در بحث های مربوط به بررسی برجام در مجلس بود. در استدلال های مدافعان توافق هسته ای در آستانه تصویب نهایی آن نیز، حداکثر اشاراتی به هزینه های “تاخیر در اجرای برجام”، و نه مجموعه برنامه هسته ای، وجود داشت.

بنا بر گزارش تیر ماه بانک جهانی، تحریم های بین المللی باعث از دسترس خارج شدن ۱۰۷ میلیارد دلار از دارایی های ایران شده است (که به تخمین این بانک ۲۹ میلیارد آن به صورت پول نقد قابل بازگشت به کشور خواهد بود). این تحریم ها، در کنار افت جهانی قیمت نفت، به کاهش شدید درآمد نفتی ایران از ۱۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۰ به ۲۴ میلیارد دلار در سال جاری انجامیده است.

وزارت دارایی آمریکا، مجموع هزینه تحریم های بین المللی برای اقتصاد ایران را، بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار تخمین زده است. تحریم هایی که ایران در جریان مذاکرات، برای رفع تک، تک آنها ناچار از چانه زنی و دادن امتیاز بر سر میز مذاکره برای نزدیک شدن (و البته نه رسیدن) به وضعیت “پیش از” تحریم ها شد.

هرچند پیشرفت در زمینه غنی سازی اورانیوم، به میزانی موضع ایران را در مذاکرات برای امتیازگیری تقویت کرد، اما تحریم های متعدد وضع شده بر سر این غنی سازی، به میزانی بسیار بیشتر موضع ایران را در جریان گفتگوها پایین آورد؛ چرا که مجموعه پرونده عظیمی از تحریم های پیچیده و بی سابقه را روی میز مذاکرات قرار داد که طرف مقابل، برای رفع هرکدام از آنها امتیازی ملموس را مطالبه می کرد.

این در حالی است که به ازای مجموع هزینه های تحمیل شده بر اثر تحریم ها، ظرفیت غنی سازی به دست آمده در زمان اقای احمدی نژاد، توان تولید کمتر از “یک هفتصدم” از مجموع تولید سالانه برق کشور را داشت.

اوج موفقیت برنامه هسته ای در دوران آقای احمدی نژاد، رسیدن به ۱۹ هزار سانتریفوژ (عمدتا) نسل یک بود که مجموعا، توان غنی سازی اورانیوم در حد ‘یک دهم’ از نیاز سالانه نیروگاه اتمی بوشهر را داشتند. خود نیروگاه اتمی بوشهرهم، ۱۰۰۰ مگاوات از مجموع حدود ۷۳۰۰۰ مگاوات (یک هفتاد و سوم) ظرفیت برق سالانه تولید شده در نیروگاه های ایران را فراهم می‌کند. یعنی در زمان آقای احمدی نژاد، با تن دادن به بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار هزینه تحریم ها، توان تولید اورانیوم ایران به اندازه یک دهم مصرف سالانه نیروگاهی رسید که کمتر از یک هفتادم برق ایران را تولید می‌کرد؛ که به معنی فایده برنامه هسته ای در حد تولید حدود ‘یک هفتصدم’ ظرفیت تولید برق کشور بود

اوج موفقیت این دوره، رسیدن به ۱۹ هزار سانتریفوژ (عمدتا) نسل یک بود که مجموعا، توان غنی سازی اورانیوم در حد “یک دهم” از نیاز سالانه نیروگاه اتمی بوشهر را داشتند. خود نیروگاه اتمی بوشهرهم، ۱۰۰۰ مگاوات از مجموع حدود ۷۳۰۰۰ مگاوات (یک هفتاد و سوم) ظرفیت برق سالانه تولید شده در نیروگاه های ایران را فراهم می کند.

یعنی در زمان آقای احمدی نژاد، با تن دادن به بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار هزینه تحریم ها، توان تولید اورانیوم ایران به اندازه یک دهم مصرف سالانه نیروگاهی رسید که کمتر از یک هفتادم برق ایران را تولید می کرد؛ که به معنی فایده مجموع برنامه هسته ای در حد تولید حدود یک هفتصدم ظرفیت تولید برق کشور بود.

البته شاید اگر جمهوری اسلامی ایران می توانست در ازای تمام این هزینه ها سلاح هسته ای تولید کند، ممکن بود کسانی تحمیل هزینه های در این مقیاس بر کشور را توجیه پذیر بدانند.

اما در صورتی که مقام های ارشد حکومت تاکید دارند که چنین قصدی را ندارند (و با توجه به مجموعه فشارهای بین المللی، از سال ها پیش چنین توانی را نیز نداشته اند) هزینه های برنامه هسته ای ایران قابل توضیح نیست.

آیا برنامه هسته ای “امنیت ملی” را تقویت کرد؟

احتمالاً مهم ترین استدلالی که در جریان بحث های مجلس، در دفاع از روال سابق برنامه هسته ای عنوان شد، اهمیت این برنامه در “امنیت ملی” بود. مطابق این استدلال، برنامه هسته ای باعث شده که ایران به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای به رسمیت شناخته شود.

واقعیت آن است که ایالات متحده در زمان آقای احمدی نژاد، موفق شد با همکاری سایر قدرت های جهانی، از جمله روسیه و چین، ایران را در معرض محاصره کامل سیاسی و اقتصادی قرار دهد. این محاصره البته باعث نشد تا تهران دست از حمایت از متحدان خود در منطقه بردارد، چون این متحدان را، به درست یا غلط، خط مقدم دفاع از خود در مقابل “دشمنان” منطقه ای یا جهانی می دانست.

اما یکی از ملموس ترین تأثیرات برنامه هسته ای در اقدامات منطقه ای ایران، کاهش قابل توجه قدرت عمل این کشور به خاطر محدود شدن شدید امکانات مالی آن بود.

به عنوان نمونه در سوریه، بعد از تشدید بی سابقه تحریم های نفتی و مالی ایران در سال ۱۳۹۱، مشکلات مالی دمشق در تأمین نیازهای اولیه خود در جنگ داخلی هم افزایش یافت و به شکست های اجتناب ناپذیر ارتش در مناطق مختلف این کشور منجر شد (وضعیتی که به نظر می رسد بعد از توافق هسته ای، به دلایل مختلف در حال تغییر باشد).

گذشته از نقش ایران در کشورهای منطقه، تأمین احتیاجات اولیه نظامی جمهوری اسلامی هم، به شدت تحت تأثیر تحریم های هسته ای قرار گرفت. یکی از مشهورترین مثال های این تأثیرپذیری، پرونده موشک های زمین به هوای اس-۳۰۰ روسی بود که قرارداد تحویل آنها، در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به امضا رسید و در پی تحریم های هسته ای و با افزایش فشارهای آمریکا لغو شد (بعد از توافق هسته ای، روسیه اعلام کرد که مدل های مدرن شده اس- ۳۰۰ را به ایران خواهد فروخت).

تحریم های بین المللی باعث کاهش شدید توان دفاعی ایران شد تا حدی که این کشور حتی توان تامین نیازهای اولیه حفاظت از خود در مقابل تهدیدهای هوایی را نداشت. یکی از مشهورترین مثال‌های این تأثیرپذیری، پرونده موشک های زمین به هوای اس-۳۰۰ روسی بود که قرارداد تحویل آنها، در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به امضا رسید و در پی تحریم های هسته ای و با افزایش فشارهای آمریکا لغو شد

در اختیار داشتن موشک های زمین به هوا برای دفاع در مقابل حملات هوایی کشورهای دیگر، جزو اساسی ترین و درعین حال مشروع ترین نیازهای نظامی کشورها هستند. این در حالی است که ایران، نه تنها بر خلاف همسایگانش امکان خریداری هواپیماهای جنگنده را نداشت، بلکه به واسطه تحریم های هسته ای حتی از امکان تأمین سلاح های لازم برای دفاع در مقابل هواپیماهای مهاجم هم برخوردار نبود.

این، وضعیتی بود که در صورت “هرگونه” تجاوز نظامی به ایران، حتی تهاجم محدود هوایی برای ضربه زدن به تأسیسات استراتژیک، زیرساخت ها و امنیت ملی را در معرض تهدید قطعی قرار می داد.

نباید فراموش کرد که حتی صنایع نظامی داخلی ایران، از جمله صنایع موشکی که مخالفان برجام در مورد سرنوشت آن ابراز نگرانی می کنند، بسیار هزینه بر و در صورت کاهش ذخایر مالی کشور، به شدت آسیب پذیر هستند.

آیا برنامه هسته ای ایده “تغییر رژیم” را از دستور کار خارج کرد؟

در جریان بحث های مرتبط با برجام، برخی از مدافعان سیاست هسته ای سابق ایران، آن سیاست را اهرم فشاری برای وادار کردن ایالات متحده به “قبول جمهوری اسلامی ایران” و کنار گذاشتن ایده تغییر حکومت دانستند.

هرچند تغییر نسبی مناسبات ایران و آمریکا واقعیتی نیست که قابل انکار باشد، اما ظاهرا بیان دلیل اصلی این تغییر، یکی دیگر از مناطق ممنوع فضای رسمی سیاست ایران محسوب می شود. دلیلی که مشخصا “تجدیدنظر” ایران در سیاست های دولت سابق، و نه “ظرفیت” هسته ای ایجاد شده در آن زمان، بوده است.

این برداشت، از آنجا موضوعیت می یابد که به نظر نمی رسد در هیچ مقطع دیگری از عمر جمهوری اسلامی، ایالات متحده آمریکا به اندازه دوران پس از تشدید تحریم های مالی و نفتی در موضع “تسلط” بر ایران قرار گرفته باشد.

در آن دوره، اگرچه آمریکایی ها صحبت از “تغییر رژیم” در ایران نمی کردند، اما با نظارت جهانی بر اجرای تحریم ها و با جلوگیری از رسیدن هر گونه درآمد ارزی به این کشور، عملا شریان های مالی جمهوری اسلامی را در اختیار گرفتند. ایالات متحده و متحدانش با چنین روشی، درواقع حکومت را بیشتر از هر زمان دیگری پس از جنگ ایران و عراق، در مقابل تهدیدهای امنیتی خارجی بی دفاع کردند.

با وجود این، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد حتی در آن زمان نیز، در صورت تجدیدنظر تهران در برنامه هسته‌ای امکان آنچه “شناسایی جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده آمریکا” نامیده می شود وجود داشت، هرچند این تجدیدنظر در ایران از اساس بلاموضوع تلقی می شد.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، بلافاصله پس از روی کار آمدن در واشنگتن نامه نگاری با رهبر جمهوری اسلامی ایران را شروع کرد که به معنی آمادگی برای به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی و کنار گذاشتن سیاست تغییر حکومت بود. وی در این مسیر، تا به آنجا پیش رفت که یکی از نامه های خود به آیت الله خامنه ای را، در ماه های بعد از انتخابات ۱۳۸۸ و در اوج بحران مشروعیت حکومت ایران نوشت.

رهبران ایران در زمان آقای احمدی نژاد، خطر تحریم ها را در حدی نمی‌دانستند که بررسی جدی بسته های پیشنهادی غرب را لازم بدانند. بر مبنای همین نوع تصور بود که مذاکره کنندگان هسته ای ایران پاسخ بسته های پیشنهادی غرب در ارتباط با برنامه هسته ای را، با بسته های پیشنهادی غیرمرتبط می‌دادند. به عنوان نمونه، این مذاکره کنندگان در پاسخ به یکی از جدی ترین بسته های پیشنهاد شده در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸)، بسته متقابلی را ارائه کردند که اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت، اصلاح ساختار آژانس بین المللی انرژی اتمی و نگارش قوانین ‘حق استفاده از فضا’، از جمله اجزای آن بود

حتی پیش از آن و در زمان ریاست جمهوری جورج بوش هم، که با قرار دادن ایران در “محور شرارت” سرسخت ترین پی گیری کننده سیاست تغییر رژیم محسوب می شد، مذاکرات جدی هسته ای هسته ای می توانست به نتایج مشخص در مناسبات آمریکا و جمهوری اسلامی ایران منجر شود.

به عنوان نمونه در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) و با محتاج شدن ایالات متحده به ایران برای کنترل اوضاع عراق، دولت بوش بسته ای پیشنهادی را در مورد برنامه هسته ای ارائه کرد که در آن، علاوه بر لغو تدریجی تحریم هایی که تا آن زمان وضع شده بود، کنار گذاشتن سیاست تغییر رژیم و زمینه سازی “پذیرش ایران در جامعه بین المللی” هم وجود داشت.

در آن زمان، حتی جورج بوش در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که آمریکا هیچ مخالفتی با پی‌گیری یک “برنامه واقعا صلح آمیز هسته ای” از سوی ایران ندارد و چشم انتظار روزی است که دو کشور بتوانند “دوستان خوب و شرکای نزدیکی” باشند.

این موضع، سه ماه قبل از تصویب نخستین قطعنامه تحریم شورای امنیت اتخاذ شد و با استفاده از آن، تهران احتمالا می‌توانست از موضع بالا مذاکرات برای کسب امتیازات هسته ای و غیرهسته ای را شروع کند و جلوی وضع تحریم های بین المللی را بگیرد.

اما رهبران ایران در چنان مقطعی، خطر تحریم ها را در حدی جدی نمی دانستند که چنین انعطافی را لازم بدانند. بر مبنای همین نوع تصور خوش بینانه بود که مذاکره کنندگان هسته ای ایران پاسخ بسته های پیشنهادی غرب در ارتباط با برنامه هسته ای را، با بسته های پیشنهادی غیرمرتبط می‌دادند.

به عنوان نمونه، این مذاکره کنندگان در پاسخ به یکی از جدی ترین بسته های پیشنهاد شده در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸)، بسته متقابلی را ارائه کردند که اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت، اصلاح ساختار آژانس بین المللی انرژی اتمی و نگارش قوانین “حق استفاده از فضا”، از جمله اجزای آن بود.

اگر برجام رد می شد

در نهایت، به نظر می رسد که یکی از مهمترین ناگفته های جریان بررسی برجام در مجلس ایران، تبعات رد توافق هسته ای از سوی ایران بود.

مخالفان برجام، در جریان اظهارات خود، به کرات درمورد لزوم عمل نکردن ایران به توافق هسته ای سخن گفتند، اما تمایلی به بحث در مورد تبعات این تصمیم نشان ندادند.

به عنوان نمونه، مشکلات ناشی از تحریم نفتی سال ۱۳۹۱، در حالی اقتصاد ایران را زمین‌گیر کرد که این تحریم، صادرات نفت ایران را به طور کامل قطع نکرد و چند کشور اجازه یافتند تا به شرط کاهش مستمر واردات نفتی خود، این وارادات را ادامه دهند. این در حالی است که در صورت به هم خوردن برجام، قطع کامل صادرات نفت ایران در دستور کار قرار می گرفت.

نمایندگان مخالف توافق هسته ای، قاعدتا باید توضیحی می داشتند که بعد از باطل شدن این توافق، به عنوان نمونه برای کنترل تبعات قطع کامل صادرات نفت ایران یا تهدید نظامی کشتی های تجاری آن طبق قطعنامه ۱۲۹۹ چه سناریوهای مشخصی را پیشنهاد می کنند. نمایندگان منتقد برجام ممکن بود در همین زمینه، به ارائه راهکارهایی بپردازند که برای سایر ناظران متقاعد کننده باشند یا نباشند، اما قابل فهم نبود که به سادگی از ارائه هرگونه راهکاری در این زمینه صرف نظر کنند

نمونه ای دیگر، تبعات قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت بود که به کشورهای دیگر حق می داد “محموله‌های دریایی ایران در آب‌های آزاد را “بازرسی، توقیف و حتی در صورت لزوم نابود کنند”. با توجه به آنکه این قطعنامه، بر مبنای برجام و با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت باطل شده است، به طور طبیعی رد برجام، مجددا اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ را الزامی می کرد.

نمایندگان مخالف توافق هسته ای، قاعدتا باید توضیحی می داشتند که بعد از باطل شدن این توافق، به عنوان نمونه برای کنترل تبعات قطع کامل صادرات نفت ایران یا تهدید نظامی کشتی های تجاری آن طبق قطعنامه ۱۲۹۹ چه سناریوهای مشخصی را پیشنهاد می کنند.

نمایندگان منتقد برجام ممکن بود در همین زمینه، به ارائه راهکارهایی بپردازند که برای سایر ناظران متقاعد کننده باشند یا نباشند، اما قابل فهم نبود که به سادگی از ارائه چنین راهکارهایی صرف نظر کنند.

به عبارت دیگر، نمایندگان منطقا نمی توانستند خواستار رد توافق هسته ای شوند، بدون آنکه برای مقابله با تبعات رد برجام، هیچ گونه پیشنهاد مدونی داشته باشند.

تبعات گسترده ای که پرهیز از تشریح آنها در طول یک ماه و نیم گذشته، یکی دیگر از پنهان کاری های بزرگ مجلس در ماجرای بررسی برجام را رقم زد.

برچسب‌ها: اتمی, اقتصادی, برجام, سیاسی, مذاکره, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Oct 13 2015

دو عضو ارشد سپاه پاسداران در سوریه کشته شدند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: بنا بر گزارش‌ خبرگزاری‌های ایران، سرتیپ فرشاد حسونی زاده و سرتیپ حمید مختاربند از اعضای ارشد سپاه پاسداران در سوریه کشته شده اند.

جزئیات و محل کشته شدن این دو نفر اعلام نشده است، اما خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران گزارش کرده که این دو نفر توسط نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) کشته شده‌اند.

خبر کشته شدن فرشاد حسونی زاده، فرمانده پیشین تیپ صابرین سپاه پاسداران از سوی حسن شمشادی، خبرنگار رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی نقل شده که آن را بر روی صفحه اینستاگرم خود منتشر کرده بود.

به گزارش تسنیم حمید مختاربند، مسئول سابق ستاد تیپ یکم حضرت حجت اهواز هم روز گذشته (دوشنبه، ۲۰ مهر) در سوریه کشته شد.

تیپ صابرین که زمانی زیر نظر آقای حسونی زاده اداره می‌شد، یگان تکاوری ویژه نیروی زمینی سپاه است که مسئولیت آن انجام عملیات‌های ویژه در محدوده جغرافیای ایران است.

خبر کشته شدن این عضو سپاه کمتر از یک هفته پس از کشته شدن سرتیپ حسین همدانی، از فرماندهان ارشد سپاه در سوریه اعلام شده است.

آقای همدانی بلندپایه‌ترین عضو سپاه بوده که تاکنون در سوریه کشته شده است.

سپاه پاسداران همواره گفته است که نیروی نظامی که در جنگ شرکت کند، در سوریه ندارند و اعضای آن صرفا به عنوان مستشار به ارتش بشار اسد، رئیس جمهور سوریه مشاوره نظامی می‌دهند.

برچسب‌ها: تروریزم, جنگ, خاورمیانه, سپاه, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 13 2015

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری به زندان طولانی‌مدت و شلاق محکوم شدند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

رادیوفردا: مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، شاعرانی که به عنوان سرایندگان غزل پست مدرن در ایران شهرت یافته‌اند، در دادگاه انقلاب ایران به حبس‌های طولانی مدت ۹ ساله و ۱۱ و نیم ساله و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شدند.

امیر رئیسیان، وکیل آقای موسوی و خانم اختصاری روز دوشنبه، ۲۰ مهر در گفت‌وگو با رادیو فردا عنوان کرد که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه حکم اولیه موکلان خود را مشاهده کرده که بر محکومیت این دو شاعر به اتهاماتی نظیر «توهین به مقدسات» دلالت دارد.

به گفته وی، این اتهام به صدور ۶ سال حبس برای مهدی موسوی و ۷ سال حبس برای فاطمه اختصاری منجر شده است. در عین حال آقای موسوی به اتهام «نگهداری گاز اشک‌آور» به ۳ سال زندان و خانم اختصاری به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «نشر تصاویر غیراخلاقی در اینترنت» به ترتیب به یک سال و نیم و سه سال زندان محکوم شده‌اند.

اتهام دیگر این دو شاعر نیز «روبوسی و دست دادن با نامحرم» است که قاضی دادگاه حکم به ۹۹ ضربه شلاق برای هر دو آنان داده است.

این وکیل دادگستری اما اتهامات نسبت‌ داده شده به مهدی موسوی و فاطمه اختصاری را رد می‌کند و از جمله درباره مسئله «نگهداری گاز اشک‌آور» می‌گوید که آقای موسوی به عنوان پزشک تنها اسپری مجاز برای دفاع شخصی داشته است.

به گفته آقای رئیسیان، اتهام «توهین به مقدسات» نیز که به این دو شاعر نسبت داده شده در رابطه با اشعار آنها بوده که اغلب آنها با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کتاب منتشر شده است، اما اساسا هیچ کدام این اشعار حاوی مضامین توهین‌آمیز علیه مقدسات نبوده است.

خبر این احکام را مهدی موسوی نیز در اینستاگرام خود منتشر کرده که وی از آن به عنوان «حکم بی‌دادگاه» نام برده است.

آقای موسوی اتهام «نگهداری گاز اشک‌آور» را «خنده‌دار» توصیف کرده و نوشته که نه تنها در زندگی خود گاز اشک‌اور را از نزدیک ندیده، «بلکه در بازجویی‌های چهل روزه در سپاه و حتی در دادگاه یک کلمه راجع به چنین مسائلی صحبت نشده بود».

وی همچنین عنوان کرده تاریخی که بر روی حکم دادگاه ثبت شده به اول تیر ماه امسال برمی‌گردد و این قبل از برگزاری آخرین دادگاه او و شنیدن دفاعیاتش بوده است.

این شاعر در نهایت با رد همه اتهامات خود نوشته است: «صدور چنین احکام ناعادلانه‌ای به جرم شعر گفتن و کتاب چاپ کردن در سرزمینم را تنها لکهٔ ننگی بر شعور انسانی و آزادی بیان می‌دانم و امیدوارم که روزی در این سرزمین عدلی جاری شود که کسی را به جرم شعر گفتن و آزاده بودن به زندان‌های طویل المدت محکوم نکنند.»

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری ۱۷ آذر ماه ۱۳۹۲ بازداشت و تا روز ۲۳ دی همان سال در بند ۲-الف زندان اوین، تحت نظارت سپاه پاسداران، نگهداری شدند.

آثار این دو شاعر اغلب در ایران با سانسور مواجه بوده‌اند چنان‌چه برخی از کتاب‌های آنان پس از انتشار توقیف شده‌اند که آخرین نمونه آن مجموعه شعر «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یادگاری» اثر فاطمه اختصاری است که امسال از نمایشگاه کتاب تهران جمع‌آوری شد.

سبک شعری که به عنوان «غزل پست‌مدرن» مطرح شده به‌ویژه به‌خاطر کارگاه‌های شعر مهدی موسوی شهرت یافته است.

برچسب‌ها: آزادی بیان, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, شعرا, فاطمه اختصاری, مهدی موسوی

شما هم چیزی بگو

Oct 13 2015

مقام آمریکایی: آزمایش موشکی ایران احتمالا نقض قطعنامه سازمان ملل است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی ::

رادیوفردا: یک مقام دولت آمریکا روز دوشنبه ۲۰ مهرماه به شبکه «سی ان ان» گفته است، آزمایش موشک «عماد» توسط ایران احتمالا می‌تواند نقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد باشد.

وزیر دفاع ایران روز یکشنبه ۱۹ مهرماه گفته‌ بود که آزمایش موشک بالستیک «عماد» با موفقیت انجام شده است. گفته می‌شود، این موشک ۱۷۰۰ کیلومتر برد دارد.

این در حالی است که به گزارش «سی ان ان» این مقام آمریکایی گفته است، براساس اطلاعاتی که دولت ما تاکنون به دست آورده است، آزمایش این موشک نقض قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت است. این قطعنامه ایران را ازفعالیت‌های مربوط به ساخت موشک‌های بالستیک که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای داشته باشند، منع کرده است.

با این حال این مقام دولت آمریکا تصریح کرده است، این آزمایش نقض توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی نیست.

به گزارش «سی ان ان» قطعنامه ۲۲۳۱ که شورای امنیت سازمان ملل متحد در تایید توافق هسته‌ای صادر شد هنوز به اجرا در نیامده است.

در همین حال عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، روز دوشنبه گفته است، آزمایش موشک «عماد» نقض توافق هسته‌ای با شش قدرت جهانی یا برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) نیست.

به گزارش خبرگزاری مهر، عباس عراقچی در پاسخ به اینکه آیا پرتاب موشک «عماد» نقض قطعنامه ۲۲۳۱ نیست؟ گفته است: «آزمایشی موشکی مسلماً نقض برجام نیست.»

این عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با اشاره به بیانیه وزارت خارجه ایران پس از صدور قطعنامه ۲۲۳۱ اظهار داشته است: «ما در این بیانیه اعلام کردیم که توانایی دفاعی و امنیت ملی ما به هیچ وجه خدشه دار نخواهد شد و در سطوح امنیت ملی و مسائل دفاعی خود به هیچ وجه مصالحه نخواهیم کرد.»

حسین دهقان ،وزیر دفاع ایران، روز گذشته در خصوص آزمایش موشکی تازه ایران گفته بود: آزمایش موشک دوربرد «عماد» از نسل جدید موشک‌های بالیستیک زمین به زمین ایران، با موفقیت انجام شده است.

به گزارش ایرنا، حسین دهقان اضافه کرده بود: «این موشک که تمامی مراحل طراحی و ساخت آن توسط دانشمندان و متخصصان سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع صورت پذیرفته، نخستین موشک دوربرد جمهوری اسلامی ایران با قابلیت هدایت و کنترل تا لحظه اصابت به هدف است.»

برچسب‌ها: آزمایش موشکی, اتمی, برجام, سیاسی, مذاکره, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Oct 13 2015

روزنامۀ “رویش ملت” به سبب استفاده از “کشته شدن” بجای “شهادت” به دادگاه فرستاده شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی ::

رادیوفرانسه: هیات نظارت بر مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران بکار بردن لفظ “کشته شد” را بجای “شهادت” از جمله مصادیق “نقض کننده حدود آزادی مطبوعات” تلقی کرد و روزنامۀ “رویش ملت” را به همین دلیل مستحق مجازات دانست.

این روزنامه در شمارۀ روز ١٨ مهر از “کشته شدن” سرتیپ پاسدار حسین همدانی در سوریه خبر داده بود، در حالیکه از نظر هیئت نظارت بر مطبوعات باید از لفظ “شهادت” استفاده می شد.
هیات نظارت بر مطبوعات، در جلسۀ روز دوشنبه ٢٠ مهرماه خود، تیتر و محتوای صفحۀ اول این روزنامه را مصداق بند ٨ مادۀ ٦ قانون مطبوعات دانست و تصمیم گرفت در این زمینه پرونده ای تشکیل داده و روزنامۀ “رویش ملت” را به دادگاه بفرستد.

بر اساس بند ٨ مادۀ ٦ قانون مطبوعات “افترا به مقامات، نهادها، ارگان ها و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند […] از جمله مصادیق نقض کننده حدود آزادی مطبوعات ” است و عدم توجه به آن “اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی و خصوصی” تلقی می شود.

این چنین، از نظر هیات نظارت، بکار بردن لفظ “کشته شدن” مصداق “افترا به مقامات” است و حد آزادی مطبوعات را تعیین می کند.

حسین نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از آن در این زمینه گفته بود که روزنامۀ “رویش ملت” با بکار بردن لفظ “کشته شد” برای این خبر، رفتاری “غیر فرهنگی و غیر رسانه ای” داشته است. رفتاری که بگفتۀ او “با اهداف کلان کشور سازگار نیست”.

هیات نظارت بر مطبوعات در همین جلسه برخی عبارات بکار برده شده توسط روزنامۀ کیهان را در بازتاب نشست علنی مجلس شورای اسلامی مصداق همین مادۀ قانونی دانست و تصمیم گرفت در این باره به روزنامۀ مذکور تذکر داده شود. روزنامۀ کیهان در صفحۀ ١٠ شمارۀ روز ٩ مهر گزارشی از جلسۀ علنی مجلس در روز پیش از آن چاپ کرده و در آن سخنان تند برخی از نمایندگان را نسبت به وزیر امور خارجه، محمد جواد ظریف، نقل کرده بود.

هر چند هیات نظارت بر مطبوعات در این باره توضیح بیشتری نداده است، اما نقل سخنان نمایندگان در جلسۀ علنی مجلس نیز می تواند “نقض کنندۀ آزادی مطبوعات” باشد.

برچسب‌ها: آزادی بیان, سانسور, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 13 2015

دختری که در ۱۷ سالگی بازداشت شد؛ احتمال اعدام قریب الوقوع فاطمه سالبهی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

خبرگزاری هرانا: فاطمه سالبهی، دختر جوانی که در هفده سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده بود، جهت اجرای حکم به سلول انفرادی زندان شیراز انتقال یافت و خانواده اش جهت آخرین ملاقات فراخوانده شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فاطمه سالبهی در حالی امروز دوشنبه بیستم مهرماه جهت اجرای حکم به سلول های انفرادی منتقل شده است که در سال ۱۳۸۸ و در سن زیر هیجده سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده بود.

فاطمه سالبهی متولد آبان ۱۳۷۰ در سن ۱۶ سالگی با مردی ازدواج می کند که حدود سی سال سن داشته است و به گفته وی تا پیش از ازدواج هرگز وی را ملاقات نکرده بوده است.

در فروردین ۱۳۸۸ پس از ان که جسد همسرش در منزل مسکونی شان پیدا شد، فاطمه سالبهی به عنوان متهم بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت، وی پس از مدتی علیرغم ابهامات موجود در پرونده به اعدام محکوم شد.

به گفته یکی از وکلای سابق خانم سالبهی، وی اگرچه در بازجویی های مقدماتی و تحت فشار به قتل اعتراف کرده ولی در دادگاه به قتل اعتراف نکرده است.

قوانین ایران سن مجازات کیفری کودکان را ۱۵ سال برای پسران و ۹ سال برای دختران می‌داند. این در حالی است که کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون حقوق کودک اعدام افراد کم‌تر از هجده سال را منع می‌کند. مجازات کودکان در ایران، از جمله صدور حکم اعدام برای آنان به اتهامات مختلفی مثل درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر و … همواره یکی از چالش‌های مهم نقض حقوق بشر در ایران بوده ‌است.

این اقدام ایران با تعهدات کشور در چارچوب میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک در تضاد است. ایران، عربستان، پاکستان و سودان تنها کشورهایی هستند که همچنان به اعدام کودکان ادامه می‌دهند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد و بسیاری از نهادهای حقوق بشر در داخل و خارج از ایران و دولت‌های مختلف از ایران خواسته‌اند که از اعدام کودکان صرف نظر کند. هر چند این تلاش‌ها تا کنون بی‌ثمر بوده؛ اما در معدود مواردی به تعویق اجرای اعدام منجر شده ‌است.

سازمان عفو بین‌الملل در فوریه سال ۲۰۱۱ با انتشار بیانیه‌ای در مورد احتمال اعدام فاطمه سالبهی هشدار داد و خواستار توقف اعدام او و کودکان در ایران شد.

در بیانیه‌ی سازمان عفو بین‌الملل به بازداشت او و صدور حکم اعدام در حالی ‌که محکوم زیر ۱۸ سال بوده اشاره شده و از مسوولان قضایی خواسته شده که اعدام او را متوقف کنند.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 12 2015

محفلی‌ که ناپدید شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر ::

بی‌بی‌سی: ۲۰ آبان ۱۳۵۸ دکتر علیمراد داوودی منشی محفل ملی بهائیان ایران و استاد فلسفه‌ دانشگاه تهران طبق معمول هر روز بعدازظهر، به پارک لاله تهران رفت تا ساعتی قدم بزند و هیچ‌گاه بازنگشت

۲۰ آبان ۱۳۵۸ دکتر علیمراد داودی منشی محفل ملی بهائیان ایران و استاد فلسفه‌ دانشگاه تهران طبق معمول هر روز بعدازظهر، به پارک لاله تهران رفت تا ساعتی قدم بزند و هیچ‌گاه بازنگشت. تهدید‌های تلفنی فراوان در روزهای گذشته و پیگیری دوستان او در همان روز نشانه‌‌هایی روشن از یک آدم‌ربایی داشت.

مرجان داودی، دختر او که آن زمان هیجده سال داشت می‌گوید: “با تعدادی از دوستان ایشان به پارک رفتیم تا تحقیق کنیم و ببینیم کجا هستند. نگهبان پارک توضیح داد که یک جیپ آمده و او را به زور داخل ماشین کرده است. ما حدس زدیم که این جیپ باید دولتی باشد، زیرا هر ماشینی اجازه‌ ورود به پارک را نداشت. وقتی چند ساعت بعد دوستانش دوباره سراغ نگهبان پارک رفتند او همه چیز را تکذیب کرد.”

علیمراد داودی اما اولین بهائی نبود که هدف آدم‌ربایان قرار گرفت. آدم‌ربایی‌ها چند ماه پیش و با ربودن محمد موحد آغاز شده بود. او که در خانواده‌ یکی از روحانیون شیراز زاده شده بود، سال‌ها تحصیلات حوزوی داشت و در مسیر مطالعات خود با دیانت بهائی آشنا و بهائی شد. بهائی شدن آقای موحد آنقدر برای خانواده و همکارانش عجیب بود که او را به تیمارستان فرستادند و بعد به تهران منتقل کردند. با وجود این دیدارها، بحث‌های طولانی و حتی تهدید‌ها باعث نشد وی عقیده‌اش را انکار یا کتمان کند. سال‌ها بعد و پس از پیروزی انقلاب فشارها بر او شدت یافت. و سرانجام پس از چندین مرتبه بازپرسی و احضار به کمیته‌ انقلاب در خردادماه پنجاه و هشت در خیابان ربوده شد.

آدم‌ربایی بعدی که نگرانی شدیدی میان جامعه‌ بهائی ایجاد کرد در دی‌ماه همان سال اتفاق افتاد. روحی روشنی، منشی محفل روحانی بهائیان تهران که پیش از انقلاب به علت نگارش کتاب “خاتمیت” مورد تهدید متعصبان مذهبی قرار گرفته بود، ناپدید شد. از او نیز همچون داودی و موحد هرگز خبری باز نیامد و سرنوشتش نامعلوم است.

ربودن اعضای محفل ملی بهائیان ایران و اعدام اعضای محفل ملی دوم

با شدت گرفتن فشار بر “نهاد‌های بهائی” در اردیبهشت ۵۹ دو تن از بهائیان تبریز به اتهام “جاسوسی برای اسراییل” اعدام شدند. نهادهای بهائی که نظام اداری جامعه‌ بهائی را شامل می‌شود از شوراهای ۹ نفره‌ای موسوم به “محفل” تشکیل شده است که در هر شهر یا روستا با رای مستقیم بهائیان انتخاب می‌شوند و مسئولیت اداره‌ امور جامعه‌ بهائی را برعهده دارند.

اظهار بی اطلاعی مسئولین حکومتی به شایعات درباره‌ سرنوشت ناپدیدشدگان دامن می‌زد. مرجان داودی می‌گوید: “تقریبا به تمام ارگان‌های مسئول مراجعه کردیم. هیچکدام پاسخگو نبودند و تکذیب می‌کردند که دولت دست اندرکار باشد. ما تا مدت‌ها امیدوارم بودیم که پیدایش کنیم ولی حدس می‌زدیم مثل خیلی‌ها در آن زمان تحت فشار و شکنجه است تا عقیده‌اش را انکار کند یا تقصیری بر گردن بگیرد. این گمانه‌زنی‌ها و خبرها خیلی برای ما آزار دهنده بود.”
در سی مرداد ۱۳۵۹همه‌ اعضای محفل ملی بهائیان به اضافه‌ دو نفر دیگر از همکاران آن ها در جریان جلسه‌ محفل با هجوم افراد مسلح بازداشت می‌شوند و دیگر هرگز هیچکدام از خانواده و دوستانشان ‌آن‌ها را ندیدند.

در چنین شرایطی افرادی برای دستگیری دکتر حسین نجی از اعضای محفل ملی بهائیان به خانه‌ مراجعه و در نبود او، همسرش را بازداشت می‌کنند. وجدیه رضوانی همسر حسین نجی می‌گوید: “چهاربار به منزل ما مراجعه کردند. هر بار هفت یا هشت نفر مسلح بودند. دفعه‌ اول گفتند دنبال اسلحه می‌گردیم ولی دوبار بعد گفتند با دکتر نجی کار داریم و یک بار او را با خود بردند و بازجویی کردند.”

حسین نجی نامه‌هایی به آیت الله خمینی، ابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور، هادی منافی وزیر بهداری، آیت الله علی قدوسی دادستان انقلاب و… می‌نویسد و با شرح حمله‌ افراد مسلح به منزل مسکونی خود و بازداشت همسرش تقاضای دادرسی می‌کند اما تقاضای او با بی‌توجهی مسئولان رو‌به‌رو می‌شود و هیچ نهاد قانونی مسئولیت بازداشت همسرش را نمی‌پذیرد.

سرانجام در سی مرداد ۱۳۵۹همه‌ اعضای محفل ملی بهائیان به اضافه‌ دو نفر دیگر از همکاران آن ها در جریان جلسه‌ محفل با هجوم افراد مسلح بازداشت می‌شوند. عبدالحسین تسلیمی، هوشنگ محمودی، ابراهیم رحمانی، حسین نجی، منوچهر قائم مقامی، عطاالله مقربی، یوسف قدیمی، بهیه نادری، کامبیز صادق زاده، یوسف عباسیان و حشمت الله روحانی یازده نفری بودند که در جریان این هجوم ربوده شدند و دیگر هرگز هیچکدام از خانواده و دوستانشان ‌آن‌ها را ندیدند.

پیگیری وضعیت ناپدیدشدگان بلافاصله آغاز شد. خانواده‌ این افراد در ملاقات‌هایی با دادستان کل انقلاب، رییس قوه‌ قضاییه و رییس مجلس شورای اسلامی دیدار کردند.

وجدیه رضوانی می‌گوید: “…به هر کجا که فکر کنید سر زدیم. این زندان، آن زندان، نزد آیت الله بهشتی، فرزند آیت‌الله منتظری، آیت الله بهجت، آیت الله گیلانی و… همه اظهار بی اطلاعی می‌کردند اما بعد‌ها فهمیدیم همان شب اول آن‌ها را شهید کرده‌اند…هرچند حالا هم با گذشت ۳۵ سال نمی‌توان قطعا گفت چه اتفاقی برای آن‌ها افتاده است.”

در جریان دیدار با رئیس مجلس، اکبر هاشمی رفسنجانی وعده‌ پیگیری وضعیت ناپدیدشدگان را می‌دهد و چند روز بعد خبر از صدور دستور دستگیری یازده نفر می‌دهد ولی می‌گوید تا پایان مراحل بازپرسی ممنوع الملاقات است. خبری که کمتر از یک ماه بعد توسط او تکذیب می‌شود و رفسنجانی قضیه‌ ناپدیدشدگان را به یک گروه مستقل نسبت می‌دهد. تصور دست داشتن گروه‌های دیگری – از جمله گروه حجتیه – در آدم‌ربایی‌ها در میان اعضای جامعه‌ بهائیان ایران نیز وجود داشت.

___________________________________________

روز بیست و دو آذر ۱۳۶۰ و در یکی از معدود جلساتی که با حضور هشت نفر از ۹ نفر عضو محفل برگزار می‌شد همه حضار بازداشت شدند. فریده صمیمی در شرح این بازداشت می‌نویسد: “… هیچ حکمی به ما نشان ندادند، جناب امین امین که وکیل دادگستری بودند سوال کردند شما ورقه‌ای دارید برای جلب ما؟ آن‌ها به ورقه احتیاج نداشتند، هرچه می‌گفتند همان بود.”

_______________________________________

مینا یزدانی، پژوهشگر درباره‌ اینکه حکومت تا چه اندازه در آدم‌ربایی‌ها دست داشته‌ می‌گوید: “درباره آدم ربایی‌ها، از جمله آنچه بر دکتر داودی و محمد موحد رفت، شکی نیست که بعضی از مراجع قدرت دخیل بودند. صرف اینکه همه پیگیری‌ها برای دادخواهی بی‌جواب ماند، و شرحی که بعدها درباره اعدام محمد موحد به دستور و زیر نظر یکی از روحانیون صاحب نفوذ و قدرتمند جمهوری اسلامی درز کرد، جای شکی در این نمی گذارد که شاخه‌هایی از حکومت دست اندر کار بودند.”

با ربوده شدن اعضای اولین محفل ملی بهائیان پس از انقلاب، دومین محفل ملی تشکیل شد. این محفل یک سال اداره‌ امور بهائیان ایران را در سخت‌ترین روزها بر عهده داشت. دستگیری و اعدام اعضای محافل محلی یزد، همدان، تهران، تبریز و تیرباران دو بهائی دیگر در مشهد بخشی از بحران‌هایی بود که جامعه‌ بهائی در سال‌های ۵٩ و ۶٠ با آن روبه‌رو بود.

روز بیست و دو آذر ۱۳۶۰ و در یکی از معدود جلساتی که با حضور هشت نفر از ۹ نفر عضو محفل برگزار می‌شد همه‌ حضار به نام‌های کامران صمیمی، ژینوس محمودی، محمود مجذوب، جلال عزیزی، مهدی امین امین، عزت فروهی، سیروس روشنی، و قدرت روحانی بازداشت شدند. فریده صمیمی همسر کامران صمیمی که به همراه اعضای محفل بازداشت شده بود و مدتی بعد آزاد شد در شرح این بازداشت می‌نویسد: “… هیچ حکمی به ما نشان ندادند، جناب امین امین که وکیل دادگستری بودند سوال کردند شما ورقه‌ای دارید برای جلب ما؟ آن‌ها به ورقه احتیاج نداشتند، هرچه می‌گفتند همان بود.”

سرانجام در تاریخ شش دی‌ماه ١٣۶٠ هشت نفر عضو دومین محفل ملی بهائیان ایران تیرباران شدند. اعدام این افراد ابتدا انکار و سرانجام پذیرفته شد. آیت‌الله اردبیلی رییس وقت قوه قضاییه گفت این افراد به جرم “جاسوسی برای قدرت‌هایی خارجی” اعدام شده‌اند. به این ترتیب دستگیری و اعدام بهائیان شکل رسمی گرفت.

انحلال تشکیلات بهائی و اعدام برخی اعضای محفل ملی سوم
هفت شهریور ١٣۶٢، حسن موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب در مصاحبه‌ای گفت: “بهائیان جاسوسی می‌کنند برای دیگران و تحریک و اخلال در بعضی کارها می‌کنند… من امروز اعلام می‌کنم که به خاطر این خرابکاری‌ها و خلافکاری‌ها که در تشکیلات بهائی انجام می‌شود این تشکیلات از نظر دادستانی انقلاب در جمهوری اسلامی محارب و توطئه‌گر شناخته می‌شود و فعالیت به نفع آن‌ها به هر طریقی باشد ممنوع است.”/ موسوی تبریزی نشسته بین ناطق نوری و اسدالله لاجوردی

هفت شهریور ١٣۶٢، حسن موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب در مصاحبه‌ای گفت: “بهائیان جاسوسی می‌کنند برای دیگران و تحریک و اخلال در بعضی کارها می‌کنند… من امروز اعلام می‌کنم که به خاطر این خرابکاری‌ها و خلافکاری‌ها که در تشکیلات بهائی انجام می‌شود این تشکیلات از نظر دادستانی انقلاب در جمهوری اسلامی محارب و توطئه‌گر شناخته می‌شود و فعالیت به نفع آن‌ها به هر طریقی باشد ممنوع است.”

محفل ملی سوم بهائیان در”آخرین پیام محفل روحانی ملی ایران به یاران آن سامان” به پیروی از اصل اطاعت از حکومت تشکیلات بهائی را تعطیل اعلام کرد و همزمان با ارسال نامه‌ای سرگشاده که برای دو هزار نفر از افراد سرشناس و عالی رتبه‌ حکومت فرستاده شده بود درخواست کرد تا به دستگیری، زندان، شکنجه، اعدام و ظلم به بهائیان پایان دهند.

در بخشی از این نامه آمده است “… چگونه پیرمردی هشتاد و پنج ساله یزدی که هرگز از ولایت خود خارج نشده می‌تواند جاسوس باشد؟ چگونه دانش‌آموزان، زنان خانه‌دار، دختران جوان بیگناه، مردان و زنان پیر می‌توانند جاسوس باشند؟ چه مدارک و اطلاعات سری از ایشان به دست آمده؟ چه ابزار جاسوسی از آن‌ها به دست آمده است؟ ”

با این حال روند آزار و اذیت بهائیان و پیگرد اعضای سابق محافل محلی و ملی متوقف نشد و در طول چند ماه بعد هفت نفر از اعضای سومین محفل ملی بهائیان ایران پس از انقلاب به نام‌های جهانگیر هدایتی، شاپور مرکزی، فرهاد اصدقی، فرید بهمردی، اردشیر اختری و امیرحسن نادری دستگیر و اعدام شدند.

بهائیان و انقلاب اسلامی

هر چند در دوران پهلوی نیز تبعیض علیه بهائیان وجود داشت اما با پیروزی انقلاب اسلامی این تبعیض‌ها شدیدتر و البته نظام‌مند شد. قانون اساسی جمهوری اسلامی با خط کشی مشخص میان پیروان مذهب شیعه و دیگر اقلیت‌ها و حذف بهائیان به بهانه‌ این‌که “اقلیت غیررسمی” هستند، زمینه را برای فشار بر بهائیان مهیا کرد. آیت الله خمینی که هرگز دشمنی‌اش با بهائیان را پنهان نکرده بود در دی‌ماه سال ۱۳۵۷ در مصاحبه با جیمز کاکرافت در پاسخ به این سوال که آیا بهائیان در حکومت آینده آزادی‌های سیاسی و مذهبی خواهند داشت، گفته بود “آزادی برای افرادی که مضر به حال مملکت هستند داده نخواهد شد.”

___________________________________

مینا یزدانی استاد تاریخ که خود نیز بهائی است می‌گوید: “چنانکه به خاطر دارم با توجه به تجربیات دور و نزدیک آن زمان، از جمله واقعه آتش سوزی خانه بهائیان در شیراز که دو ماه پیش از انقلاب اتفاق افتاد، پیش بینی اینکه جامعه بهائی در خطر خواهد بود چندان دور از ذهن نبود. بسیاری از ما احساس می کردیم سختی و رنج در پیش روداریم.”

_____________________________________

بنابراین شاید عجیب نبود که بهائیان در همان سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب توسط بهائی ستیزان دیروز و مسئولینِ امروز آزار و اذیت شوند.

اما نظر بهائیان در مورد وقوع انقلاب چه بود؟ مینا یزدانی استاد تاریخ که خود نیز بهائی است می‌گوید: “چنانکه به خاطر دارم با توجه به تجربیات دور و نزدیک آن زمان، از جمله واقعه آتش سوزی خانه بهائیان در شیراز که دو ماه پیش از انقلاب اتفاق افتاد، پیش بینی اینکه جامعه بهائی در خطر خواهد بود چندان دور از ذهن نبود. بسیاری از ما احساس می کردیم سختی و رنج در پیش روداریم.”

مصادره‌ اموال، اخراج از دانشگاه‌ها و مدارس، “پاک‌ سازی” از ادارات، ممنوع المعامله شدن و…نیز بخشی از پیامد‌های انقلاب اسلامی برای بهائیان بود.

هم‌اکنون نیز با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب وضعیت حقوق بشری بهائیان ایران پیشرفت چشمگیری نداشته است. برای مثال تعداد هفت نفر از مدیران جامعه‌ بهائی که در غیاب نهاد‌های انتخابی بهائی اداره‌ امور بهائیان ایران را بر عهده داشتند به بیست سال زندان محکوم شده و در زندان به سر می‌برند.

جمال‌الدین خانجانی، فریبا کمال‌آبادی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیز‌فهم در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در اقدامی هماهنگ در منازلشان توسط مامورین امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. مهوش ثابت نیز پیش از این از تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در مشهد بازداشت است.

آیین بهایی از ایران برآمده و شروع آن به سال ۱۲۲۳ خورشیدی برمی گردد. بهاییان، بزرگترین اقلیت غیر مسلمان در ایران هستند و در آستانه انقلاب ۵۷ جمعیت آن ها سی صد هزار نفر برآورد می شد. اداره امور بهایی در هر کشور به عهده نهادی انتخابی است که به آن محفل روحانی می گویند.

برچسب‌ها: بهائیان, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .