May 23 2020

«اروجعلی ببرزاده» فاجعه شلیک به هواپیمای اوکراینی پیدا شد؟

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

«ایران وایر: محمود صادقی» که آخرین ساعات دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را سپری می‌کند، در توییتر خود خبر داده است که وزیر دفاع ایران گفته علت سرنگون کردن هواپیمای مسافری اوکراین بر فراز تهران «تخطی اپراتور از ضوابط» بوده است.

آقای صادقی در توییتر خود نوشته است: «سه‌شنبه گذشته وزیر دفاع در پاسخ به سوال این‌جانب، تخطی اپراتور از ضوابط مربوط به اقدام در وضعیت محدود (لزوم کسب مجوز) و عدم ارتباط‌گیری و اتکا به اطلاعات مبهم دریافتی را علت شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی اعلام کرد».

یک ماه پیش محمود صادقی به همراه دو نماینده دیگر از سرتیپ «امیر حاتمی»، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پرسیده بود: «علت ناهماهنگی در شبکه‌ یکپارچه پدافند هوایی، که منجر به شلیک به هواپیمای پرواز ۷۵۲ اوکراینی و سرنگونی آن شد، چیست؟ نقش تقصیر سازمانی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و مسئولیت مترتب با آن چیست و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار آن شده است؟»

پاسخ کامل وزیر دفاع به سه پرسش نمایندگان روشن نیست و آنچه منتشر شده است متوجه شدن مسئولیت به سمت اپراتور سامانه دفاع موشکی سپاه است. برخی از منابع غیررسمی اپراتور را فردی معرفی کرده‌اند که به دلیل تسلط بر حوزه کارش، نحوه کار با سامانه پدافند موشکی را در ایران و سوریه آموزش می‌داده است.

سه روز پس از شلیک موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هواپیمای مسافربری و به سقوط کشاندن آن با ۱۷۶ مسافر بر فراز تهران، جمهوری اسلامی ایران هدف قرار دادن هواپیمای غیرنظامی را به دلیل فشار کشورهای اوکراین و کانادا پذیرفت.

ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که پدافند هوایی سپاه این هواپیما را با موشک کروز اشتباه گرفته و به آن شلیک کرد. علیرغم پذیرفتن مسئولیت ساقط کردن هواپیما، جمهوری اسلامی با گذشت چهار ماه از آن فاجعه هنوز نه جعبه‌های سیاه را به مالک هواپیما نداده و نه اقدامی برای بازخوانی اطلاعات آن کرده است. «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه ایران گفته بود که جمهوری اسلامی تجهیزات موردنیاز بازیابی اطلاعات جعبه سیاه را ندارد اما آن را به بیرون ایران هم نخواهد فرستاد. مدتی بعد مقام‌های ایران و اوکراین از توافق برای خارج کردن جعبه سیاه از ایران خبر دادند اما هنوز این کار انجام نشده است.

چنین رویکردی فرضیه عمدی بودن شلیک به هواپیما را افزایش داده است. خصوصا اینکه سرتیپ پاسدار «امیرعلی حاجی‌زاده» گفته بود تهران آماده پاسخ متقابل نظامی آمریکا و حتی هدف قرار دادن مقر رهبر جمهوری اسلامی بوده و به همین دلیل دیدار عمومی آیت‌الله «علی خامنه‌ای» با حضور شماری از مردم قم که به تهران آورده شده بودند، برگزار و مراسم به‌طور زنده از تلویزیون حکومتی پخش شد که به‌نوعی فرضیه سپر انسانی قرار دادن شهروندان ایرانی در برابر حمله آمریکا را تقویت می‌کند.

تردیدی نیست که باز بودن آسمان ایران برای عبور و مرور هواپیماهای مسافری در ساعاتی که مقام‌های جمهوری اسلامی ایران پایگاه هوایی آمریکا در عراق را هدف موشک قرار داده بودند خلاف مسئولیت‌پذیری ملی و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

فرو کاستن علت سرنگونی هواپیما به تخلف و «تخطی اپراتور» سامانه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همانند روش و الگوی همیشگی جمهوری اسلامی ایران است که مسئولیت اقدامات پرهزینه و مرگبار خود را به یک فرد محدود و سپس از زیر بار مسئولیت‌پذیری آن شانه خالی می‌کند. این الگوی رفتاری در حمله نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی به کوی دانشگاه تهران که به کشته شدن و ضرب‌وجرح دانشجویان انجامید، نیز می‌توان دید. پس از وعده‌های مکرر جمهوری اسلامی ایران برای معرفی عوامل حمله به کوی دانشگاه، سرانجام یک سرباز وظیفه به نام «اروجعلی ببرزاده» به اتهام دزدی یک ریش‌تراش محاکمه شد و نظام از محاکمه عوامل اصلی خودداری کرد.

اما در فاجعه شلیک به هواپیمای مسافربری به دلیل اینکه هواپیما متعلق به یک کشور خارجی یعنی اوکراین است و کانادا که شهروندانش مسافران این پرواز بوده‌اندِ هم از چنین تحقیقات پشتیبانی می‌کند، به فراموشی سپردن و منحرف کردن پرونده همانند قضایای داخلی، شدنی نیست.

وزارت خارجه اوکراین اعلام کرده در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات با ایران، موضوع را در دادگاه‌های بین‌المللی مطرح خواهد کرد.

بررسی سوانح هوایی و تحقیقات احتمالی کیفری زمان‌بر است. به‌طور مثال، بررسی و محاکمه و پیگیری انفجار هواپیمای پان‌امریکن معروف به پرونده «لاکربی» بیش از دو دهه طول کشید اما نیمه‌کاره رها نشد. به‌طور حتم این پرونده همانند پرونده‌های کوی دانشگاه تهران، بازداشتگاه کهریزک، اسیدپاشان اصفهان و ده‌ها نمونه‌های مشابه، به فراموشی سپرده نخواهد شد.

No responses yet

May 20 2020

افسانه ‘لیدرهای آلمانی و ترکیه‌ای و افغانستانی’ در اعتراضات آبان ۹۸

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: رویه حکومت ایران در “بستن نامحسوس” پرونده‌های مهم، انتشار انبوه ضداطلاعات در کوتاه مدت، و خودداری از توضیح بیشتر در درازمدت است، به این امید که با رسیدن پرونده‌های جدید، پرونده‌های قدیمی مشمول مرور زمان شوند.

با گذشت شش ماه از اعتراضات آبان ۹۸، حکومت ایران هنوز نیازی ندیده روایت خود را از تعداد کشته‌شدگان این اعتراضات-هرچه هست- منتشر کند. حکومت همچنین، کماکان توضیح نداده که مثلا ادعاهای رسانه‌هایش در مورد ارتباط معترضان با “لیدرهای آلمانی، ترکیه‌ای و افغانستانی” یا “دولت فرانسه”-علاوه بر “آمریکا وعربستان و اسرائیل”- چه مبنایی داشته، چه کسانی در آن مقطع “به لوله‌ها دینامیت بسته بودند”، یا اسامی “نیروهایی تروریستی” که به گفته برخی مقامات ایران “۱۵ درصد کشته شدگان” آبان را تشکیل می‌دادند چیست؟

ادعاهای فوق و ده‌ها ادعای مشابه، به دنبال اعتراضات آبان ماه در حجم انبوه از سوی مسئولان و رسانه‌های حکومتی منتشر شدند؛ به همراه وعده‌های پیاپی نهادهای مسئول که به زودی تعداد جان‌باختگان را اعلام خواهند کرد.

ولی با ورود به هفتمین ماه پس از اعتراضات، ظاهرا شکی باقی نمانده که حکومت ایران، یک بار دیگر به روش آشنای خود در مورد پرونده‌های حساس متوسل شده. یعنی انتشار متراکم ضداطلاعات در کوتاه مدت، و سپس خودداری از توضیح بیشتر در درازمدت؛ به این امید که با فرا رسیدن وقایع تلخ جدید، پرونده‌های قدیمی مشمول مرور زمان شوند.

روشی که درعمل، به معنی “بستن نامحسوس” پرونده‌های دردسرآفرین برای حکومت است.

علی رغم تلاش‌های صورت گرفته برای بستن پرونده آبان ۹۸، به نظر می‌رسد سایه این پرونده، همچنان بر فضای سیاست ایران سنگینی می‌کند، تا جایی که هر از گاه در مجادلات داخلی حکومت نیز یادآوری می‌شود.

همین دیروز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت، در مجلس ایران نامه عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در واکنش به اظهارات علی مطهری نماینده تهران قرائت شد که این نماینده را تهدید به پیگیری قضایی می‌کرد. علی مطهری می‌خواست وزیر کشور بر سر وقایع آبان استیضاح شود و پیشتر خبر داده بود که “هیات رئیسه می‌گوید مقام رهبری با استیضاح مخالفند، لذا آن را اعلام وصول نمی‌کنیم”.

مشکل اصلی حکومت با اعتراضات آبان ماه این بوده که در جریان آن، رکورد کشتار معترضان خیابانی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران شکسته شده و سخنگویان حکومتی برای توجیه این واقعه، میزان انبوهی از ادعاهای بی مبنا را مطرح کرده‌اند که بعید است علاقه‌ای به یادآوری‌شان داشته باشند.

مثلا در ۲۷ آبان سپاه سید‌الشهدای استان تهران اعلام کرد در جریان اعتراضات نیروهای بسیج و سپاه به شیوه “ترورهای دهه ۶۰” کشته شده اند و در ۲۹ آبان علی ربیعی سخنگوی دولت مدعی شد افرادی در پالایشگاه عسلویه “به برخی لوله‌ها دینامیت بسته بودند” و افرادی دیگر “می‌خواستند خط تلفن اصفهان را قطع کنند”. در ۳۰ آبان سالار آبنوش فرمانده عملیات بسیج اصرار داشت “فتنه گران [هدف] کشتار را نصف ایران در نظر گرفته بودند” و نشانه اش هم اینکه “کیف‌هایی داشتند که وسایل آنها را تابه حال ندیده بودیم”.

اول آذر، علی فدوی جانشین فرمانده سپاه از “۴۸ ساعت جنگ” نیروهای مسلح با معترضان و آن هم با ابعادی مشابه عملیات “کربلای ۴” روایت کرد، و ۵ آذر عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور داستان “هسته‌های چهار و پنج نفره”ای را تعریف کرد که “همه زیر ساخت‌های اصلی کشور از جمله بزرگراه‌ها و جاده‌های اصلی را نشانه رفته بودند”. در ۲۶ آذرمحمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه مدعی شد “یک گروه داعشی جدید” درگیر اعتراضات بوده اند، با این تفاوت که “داعش قبلی از اسلام می‌گفت اما اینها صحبت‌های دیگری دارند”.

در ۲۱ آذر، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت “بیش از ۸۵ درصد از جانباختگان” استان تهران “به صورت مشکوک” با “سلاح‌های سرد و گرم غیر‌سازمانی کشته شده‌اند”، ادعایی که در صحبت های ۲۶ آذر محمد جواد لاریجانی دبیر وقت ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به این صورت درآمد که: “۸۵ درصد کشته‌ها مربوط به نیروهای امنیتی یا افرادی بوده است که در حال دفاع از منازل خود در برابر تهاجم آشوب‌گران بوده‌اند و ۱۵ درصد کشته‌ها مربوط به نیروهای تروریستی است.”

در ۲۸ آذر محمدجعفر منتظری دادستان کل ایران اظهار داشت اساسا “بیشترین آسیب‌دیدگان این حادثه از نیروهای انتظامی بوده”، و در ۱۱ دی حسین رحیمی رئیس پلیس پایتخت از آن هم فراتر رفت و مدعی شد نه تنها در کل تهران یک نفر هم کشته نشده، که ناجا “در ۱۶۵ نقطه که درگیر شده حتی یک نفر از اغتشاشگران را مصدوم نکرده”.

مکمل چنین داستان‌هایی از اعتراضات آبان ماه، ادعاهای سخنگویان حکومت در مورد نقش کشورهای دیگر در اعتراضات بوده است.

به عنوان نمونه در ۲۷ آبان سپاه معترضان را به آمریکا وابسته دانست و در ۲۸ آذر محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور از ارتباط “آمریکا، عربستان و اسرائیل” با اعتراضات سخن گفت. در ۳۰ آبان هم سالار آبنوش فرمانده عملیات بسیج با تاکید بر نقش “صهیونیست‌ها و آمریکا و عربستان” ادعا کرد در این زمینه “در بازجویی‌ها اطلاعات زیادی به دست آمده”.

ولی گذشته از آمریکا و اسرائیل و عربستان، که سخنگویان حکومتی در پی اعتراضات دی ۹۶ هم آنها را مقصر اصلی دانسته بود، به دنبال وقایع آبان ۹۸ این سخنگویان پای کشورهایی جدید را به میان کشیدند.

مثلا خبرگزاری فارس در ۲۸ آبان از نقش یک تیم “هفت نفره” در حمله به بانک‌ها خبر داد که همه آنها “اتباع یکی از کشورهای همسایه شرقی بوده‌اند” و در ۲۹ آبان مدعی دستگیری تعدادی از “لیدرهای خرابکاری اشرار” با “تابعیت آلمانی، ترکیه‌ای و افغانستانی” شد. همچنین در ۳۰ آبان، غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه از نقش یک “بازنشسته سفارت ایران در کشور دانمارک” در اعتراضات سخن گفت که “تجهیزات مربوط به جاسوسی” داشته، و اول آذر، علی فدوی جانشین فرمانده سپاه اعلام کرد “هیچ کشوری به مانند فرانسه محرک این اغتشاشات نبوده”.

همزمان با انتشار چنین حکایت‌هایی از “منشا خارجی” اعتراضات آبان، مقام‌های رسمی ایران ابایی نداشتند که مکررا وعده اعلام آمار کشته شدگان را بدهند و بعد از اعلام نکردن، همین وعده را تکرار کنند. در نخستین مرحله از این فرایند، در ۹ آذر جمال عرف معاون سیاسی وزیر کشور گفت “قرار است دادستانی بر اساس آماری که از پزشکی قانونی می‌گیرد آمار را اعلام کند”، در ۱۸ آذر علی ربیعی سخنگوی دولت وعده داد که “به زودی” آمار کشته‌شدگان اعتراض‌های آبان ۱۳۹۸ منتشر می شود و در ۱۳ دی محسنی بندپی استاندار تهران تاکید کرد تعداد جان‌باختگان این استان را “در نشست خبری بعد” اعلام خواهد کرد.

ولی در ۱۸ دی، با سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشته شدن سرنشین‌های آن، افکار عمومی متوجه فاجعه‌ای جدیدتر شد و مقام های حکومتی هم وعده های خود را در مورد انتشار آمار کشته‌شدگان آبان متوقف کردند. تا اینکه با نزدیک شدن به انتخابات ۲ اسفند و اشارات انتخاباتی جدید به ماجراهای آبان، دور دیگری از وعده‌های حکومتی به جریان افتاد.

این بار در ۲۷ بهمن حسن روحانی رئیس جمهور گفت “این آمار در اختیار پزشکی قانونی کشور است”، در ۲۸ بهمن عباس مسجدی آرانی رئیس سازمان پزشکی قانونی جواب داد “بر اساس مصوبۀ شورای امنیت کشور وظیفۀ دولت است که این آمار را اعلام کند”، و در ۲۹ بهمن غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه از نظر پزشکی قانونی طرفداری کرد. درنتیجه در ۳۰ بهمن علی ربیعی سخنگوی دولت یک بار دیگر وعده داد “ظرف چند روز آینده این آمار از سوی یکی از دستگاه‌های مسئول اعلام خواهد شد” و همزمان، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور این بهانه جدید را پیش کشید که: “رئیس پزشکی قانونی اعلام کرده که مصوب شده شورای امنیت آمار را اعلام کند؛ در نامه‌اش ننوشته کدام شورا؛ برای همین ما نامه مذکور را هم به شورای امنیت کشور و هم شورای عالی امنیت فرستادیم”.

به هر ترتیب، پس از برگزاری انتخابات و تبدیل شدن کرونا به خبر اصلی کشور، یک بار دیگرپرونده کشته‌شدگان آبان راهی بایگانی حکومت شد.

روایت منابع حکومتی ایران از برخی عوامل اعتراضات آبان ۹۸

• آمریکا و عربستان و اسرائیل

• فرانسه (بیش از سایر کشورها)

• “لیدرهای” آلمانیو افغانستانی و ترکیه‌ای

• “گروه داعشی” جدید

• “فتنه گرانی” که در پی “کشتار نصف ایران” بودند

.
پرونده‌های مشابه

رویه انتشار متراکم ضداطلاعات در کوتاه مدت، و سپس خودداری از توضیح بیشتر در درازمدت، در دیگر پرونده‌های حساس که با جان انسان‌ها سر و کار داشته‌اند نیز به شیوه‌های مختلف تکرار شده است.

به عنوان نمونه، در پی اعتراضات خیابانی دی ماه ۹۶، درست مانند مقطع آبان ۹۸، رسانه‌ها و مقام‌های حکومتی ایران فضای رسانه‌ای را با حجم انبوهی از ضداطلاعات بمباران کردند. تا جایی که مثلا محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور اعتراضات را پروژه مشترک “یک آمریکایی به نام مایکل اندریا مسئول سابق مبارزه با تروریسم سازمان سیا” و “یکی از افسران اطلاعاتی وابسته به موساد” و “آل سعود” دانست، احمد جنتی دبیر شورای نگهبان از نقش “عربستان، آمریکا، اسرائیل و انگلیس” در اعتراضات سخن گفت، بیانیه سپاه پاسداران بر نقش “آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی، آل سعود، منافقین و سلطنت طلبان” تاکید کرد و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پای “رئیس میز ایران در سی‌آی‌ای و رئیس دفتر پسر صدام و برادر زن صدام با نماینده‌ای از عربستانی‌ها و نماینده منافقین” را به میان کشید.

در نهایت اما، این مقامات و سخنگوهای بیشمار دیگر که ادعاهای مشابه را مطرح کرده بودند، نیازی به توضیح در مورد مبنای اظهاراتشان ندیدند و افکار عمومی نیز به تدریج ماجرا را به فراموشی سپرد.

به همان ترتیب که تمام رسانه‌ها و مسئولینی که پس از سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی در ۱۸ دی ماه گذشته به انتشار خبرهای ساختگی در این مورد پرداخته بودند هم لازم ندیدند در مورد ادعاهای خود توضیح بیشتری بدهند.

ادعاهایی در حد داستان خبرگزاری وابسته به سپاه که “برخی منابع غربی به تسنیم می‌گویند استفاده از کارت سقوط هواپیمای بویینگ متعلق اوکراینی در نزدیکی فرودگاه امام خمینی یکی از مصوبات جلسات کاخ سفید بوده و فضاسازی بر اساس آن به سیا و پنتاگون واگذار شده و مدیران رسانه‌های بزرگ غربی درباره آن توجیه شده‌اند”؛ یا داستانِ یک خبرگزاری دیگر وابسته به سپاه (نسیم آنلاین) به نقل از یک “منبع آگاه” که “هواپیما نقص فنی داشته، مهندس ایرانی طبق فرم موجود اجازه پرواز را نداده بوده اما مهندس اوکراین ایرلاین مخالف و اعلام کرده که مشکلی برای پرواز نیست و پرواز می‌کنیم”؛ یا ادعای دیگر خبرگزاری مرتبط با سپاه (فارس) که از قول رئیس کمیسیون بررسی سانحه سازمان هواپیمایی خبر پیدا شدن کلاهک موشک در نزدیکی بقایای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی را تکذیب می‌کرد.

یا حتی ادعای بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح ایران پس از اعتراف به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشک که حکایت داشت این هواپیما “در حالت نزدیک‌شونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع و شکل پروازی یک هدف متخاصم” بوده- گزاره‌ای که این بار، به تکذیب سریع سازمان هواپیمایی کشوری انجامید.

در یک نگاه کلی‌تر، چنین می‌نماید که “مشمول مرور زمان کردن” پرونده‌های حساس در ایران، در ارتباط با طیف وسیعی از ادعاهای بی مبنای حکومتی به یک رویه تبدیل شده است. تا جایی که مسئولان، معمولا در قبال بدیهی‌ترین موارد خلاف گویی خود نیز -حتی اگر از جنس پرونده‌های حساس امنیتی نباشد- نیازی به عذرخواهی یا توضیح در مورد ادعاهای خود‌ نمی‌بینند.

نمونه‌ای متاخر از این رویکرد، ماجرای رونمایی از دستگاه “کرونا یاب” سپاه به نام “مستعان ۱۱۰” از سوی حسین سلامی فرمانده این نیرو بود که به سرعت معلوم شد تقلبی است. ماجرایی که پس از جنجالی شدن آن، رمضان شریف سخنگوی سپاه در ۲۸ فروردین اعلام کرد “به زودی فرآیند تولید و مختصات و قابلیت‌های فنی این سامانه تشخیصی غربالگر با حضور اصحاب رسانه توسط متخصصین مرجع تشریح خواهد شد”. ولی بعد سپاه، به سادگی هیچ توضیح بیشتری در مورد ادعایش نداد و اتفاقی هم نیفتاد.

واقعیت آن است که با وجود تمام پیگیری‌های جاری در سطح رسانه ‌ای مجازی و غیرمجازی، ابعاد انتشار ادعاهای ساختگی از تریبون‌های رسمی در حدی است که پیگیری آنها، در بسیاری از موارد فراتر از توان روزنامه‌نگاران یا حتی کاربران شبکه‌های اجتماعی به نظر می‌رسد.

پدیده‌ای که حکومت ایران، ظاهرا در به کارگیری رویه “بستن نامحسوس” پرونده‌های دردسرآفرین، بر روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده است.

No responses yet

May 12 2020

ذوالنوری: در کشتار آبان‌ماه، وزیر کشور فقط دستور روحانی را اجرا کرد

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: به دنبال انتقاد علی مطهری از به جریان نیفتادن استیضاح وزیر کشور «به عنوان مقصر اصلی حوادث آبان»، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت وزیر کشور جز اطاعت از رئیس‌جمهور و دستور شورای امنیت کاری نکرده است.

مجتبی ذوالنوری، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت در سخنانی در مجلس گفت: «این مطلب که وزیر کشور مقصر اصلی حوادث بنزینی سال ۹۸ است واقعیت ندارد».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجتبی ذوالنوری در تذکری شفاهی گفت که علی مطهری در نطق اخیرش وزیر کشور را «عامل اصلی حوادث بنزینی سال ۹۸» دانسته اما «من به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و عضو شورای امنیت کشور باید بگویم … وزیر کشور جز اطاعت از شخص رئیس‌جمهور و دستور شورای امنیت ملی کاری انجام ندادند».

اعتراض مجتبی ذوالنور به نطقی بود که علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، روز ۱۶ اردیبهشت ایراد کرد و بار دیگر خواستار اعلام وصول طرح استیضاح وزیر کشور شد.


علی مطهری: استیضاح وزیر کشور، مقصر اصلی حوادث آبان، به جریان نیفتاده است

او در اظهارات خود گفته بود طرح استیضاح به دلیل «مصلحت‌سنجی‌ها» و «تأثیرپذیری از خارج مجلس» به جریان نیفتاد و «هنوز هم دیر نشده است».

چند هفته پس از کشتار معترضان در آبان ۹۸، علی مطهری طرح استیضاح عبدالرضا رحمانی فضلی «به عنوان مسئول اصلی اجرای افزایش قیمت بنزین و حوادث پس از آن» را به هیأت رئیسه مجلس داد اما این طرح اعلام وصول نشد و آقای مطهری در سوم دی‌ماه در مصاحبه با ایلنا گفت که مخالف اصلی استیضاح وزیر کشور، شخص علی خامنه‌ای است.

پذیرفته شدن طرح استیضاح وزیران در مجلس نیازمند امضای دست‌کم ۱۰ نماینده است اما علی مطهری در همان مصاحبه با ایلنا گفته بود تعداد امضاها به حداقل ۲۰ مورد رسیده است.

از سوی دیگر، یک روز پیش از اعتراض مجتبی ذوالنوری به علی مطهری، یک نماینده دیگر نیز از ماجرای استیضاح انتقاد کرده و در اظهاراتی کاملا جدید گفت امضاهای طرح استیضاح به حد نصاب نرسید.

محمدجواد کولیوند، رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی، گفته بود پس از جلسات بررسی طرح استیضاح که در ۱۹ و ۲۵ آذر تشکیل شد، «تعداد امضاها از حد نصاب قانونی افتاد».

اعتراضاتی که از شامگاه ۲۴ آبان ۹۸ ابتدا در چند شهر و در اعتراض به سهمیه‌بندی و گران شدن بهای بنزین آغاز شد به‌سرعت به اعتراضاتی سراسری و تظاهرات ضدحکومتی تبدیل شد.

در جریان این اعتراضات، نهادهای امنیتی به سرکوب شدید معترضان روی آورده و به گفته منابع مختلف خبری و حقوق بشری، بیش از ۱۵۰۰ تن در این اعتراضات کشته و هزاران تن بازداشت شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی تمامی گزارش‌های حاوی تعداد کشته‌ها را تکذیب کردند اما به رغم وعده‌های مکرر، هنوز حاضر به ارائه آمار یا گزارشی در این باره نشده‌اند.

عبدالرضا رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور عضو شورای عالی امنیت ملی محسوب می‌شود و به علاوه، ریاست شورای امنیت کشور را نیز برعهده دارد.

با وجود تمامی اعتراض‌های بین‌المللی به سرکوب خونین معترضان در ایران، حدود یک ماه پس از اعتراضات (۲۶ آذر) به عبدالرضا رحمانی فضلی نشان «مدیریت جهادی» داده شد.

No responses yet

Apr 13 2020

۱۰ هزار قبر جدید در تهران برای قربانیان کرونا آماده شد

نوشته: در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: معاون خدمات شهری شهرداری تهران خبر داد که در بهشت زهرا قطعه جدیدی برای جان‌باختگان مبتلا به کرونا آماده شده و تاکنون قبرچینی ۱۰ هزار قبر جدید در این قطعه انجام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا مجتبی یزدانی روز یکشنبه ۲۴ فروردین در جلسه شورای شهر تهران گفت که چند سردخانه جدید و دو کانتینر ۱۲ متری یخچال‌دار به تجهیزات بهشت زهرا اضافه شده است.

وی اعلام نکرد که تاکنون چند نفر از جان‌باختگان بر اثر ابتلا به کرونا در تهران دفن شده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی تعداد افراد جان‌باخته بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در تهران و دیگر شهرهای ایران را به تفکیک اعلام نکرده‌اند.

پیش‌بینی ۱۰ هزار قبر برای قربانیان احتمالی کرونا در بهشت زهرای تهران در حالی انجام شده که بر اساس آمار اعلام شده از طرف وزارت بهداشت ۴۴۷۴ نفر در کل ایران جان باخته‌اند.

اما آماری که رادیو فردا از اظهارات پراکنده مقام‌های رسمی محلی و منابع وزارت بهداشت جمع‌آوری کرده است، نشان می‌دهد​ تاکنون حدود ۱۰ هزار نفر در ۳۱ استان ایران جان خود را از دست داده‌اند.

در همین حال تعدادی از نمایندگان مجلس دولت را به پنهانکاری در اعلام تعداد جان‌باختگان و مبتلایان واقعی کرونا متهم می‌کنند.

از سویی دیگر، مقام‌های وزارت بهداشت ایران در روزهای اخیر بارها از افزایش ترددهای شهری ابراز نگرانی کرده‌اند.

همچنین یک گزارش این وزارتخانه عنوان می‌کند که در صورت کاهش فاصله‌گذاری اجتماعی، تعداد جان‌باختگان تا اواسط اردیبهشت به ۳۰ هزار نفر افزایش خواهد یافت.

روز یکشنبه همچنین حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران، گفت که برخی از جان‌باختگان کرونا در قبرستان‌های شهرری از جمله شاه عبدالعظیم و ابن بابویه که در منطقه مسکونی است، دفن شده‌اند.

آقای خلیل‌آبادی گفت که بهتر است پیکرهای قربانیان کرونا در بهشت زهرا دفن شود.

وی همچنین اعلام کرد که منطقه کهریزک یکی از نقاط قرمز شیوع کرونا در تهران است و ساکنان این منطقه بیشتر از کارکنان بهشت زهرا و مرکز دفع پسماندهای ری هستند.

در برخی از شهرهای ایران قطعه‌های مخصوصی برای دفن جان‌باختگان مبتلا به کرونا ایجاد شده و در برخی شهرها همراه با دیگر افراد فوت شده دفن می‌شوند.

در همین حال مدیر بهداشت محیط مرکز بهداشت اصفهان گفت که جان‌باختگان کرونا در قطعه جداگانه به خاک سپرده نمی‌شوند اما همه دستورهای بهداشتی برای کفن و دفن آنها رعایت می‌شود.

مهدی میرجهانیان اعلام کرد که اجساد این افراد در عمق دو متری زمین دفن شده و از آهک در کف قبر استفاده نمی‌شود.

در برخی از شهرهای ایران اما در کف قبر قربانیان کرونا آهک ریخته می‌شود.

روزنامه واشینگتن‌پست روز ۲۲ اسفند با انتشار تصاویری، از حفر خندق‌های «بزرگ و غیرمعمول» در قبرستان بهشت معصومه قم برای دفن قربانیان ویروس کرونا خبر داد و نوشت که وسعت این گورهای دسته‌جمعی به حدی بزرگ است که از فضا قابل مشاهده است.

No responses yet

Apr 05 2020

بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی: خامنه ای مسئول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی است

نوشته: در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

ایران امروز: بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی
آقای خامنه‌ای شما مسئول اول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی هستید!

بنا به گفته مقامات رسمی وزارت بهداشت در ایران حدودا هر دقیقه یک ایرانی به ویروس کووید ۱۹ مبتلا و هر ده دقیقه یک نفر فوت می‌شود. آمار مرگ و میری که رسما اعلام می‌شود از سوی پزشکان ایران و نیز مقامات سازمان بهداشت جهانی بسیار کمتر از میزان واقعی ارزیابی می‌شود. آن چه از قرائن برمی‌آید این است که ما داریم به سمت یک فاجعه ملی پیش می‌رویم.

اینک همگان می‌دانند که پنهانکاری‌های اولیه توسط حکومت و نیروهای امنیتی‌اش چه فرصت طلایی را از مردم ایران برای مهار این ویروس خطرناک گرفت. فدا کردن غیرمسئولانه و ضد انسانی جان ایرانیان پای مصالح سیاسی حکومت در داخل (از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن، انتخابات مجلس و قرنطینه نکردن به موقع شهر قم) و خارج از کشور (از جمله سیاستهای مرتبط با حکومت چین) چه ضربات مهلکی بر ما ایرانیان وارد کرده است. و برخورد غیرمسئولانه حکومت و دولت در برابر ارتجاع سنتی چگونه به شیوع تصاعدی این ویروس کمک کرده و…

اینک نیز شاهد هستیم بالاترین و قدرتمندترین فرد حکومت که همه تصمیم‌های مهم از سوی او اتخاذ می‌گردد، با نگاه توطئه محور و برای توجیه تصمیم نابخردانۀ رد کردن بعضی کمک‌های جهانی از نظریه مضحک ترور بیولوژیک دفاع می‌کند. در بحبوحه این بحران که رهبر نظام اجنّه را هم برای پیوستن به دشمنان همیشگی‌اش به میدان می‌کشد، کمک پزشکان بدون مرز پس زده می‌‌‌‌شود. و در شرایطی که مراسم تشییع برای همه شهروندان ممنوع اعلام شده، نظامیان تحت امر رهبر وسط شهر برای مرگ کرونایی سردارسپاه مراسم تشییع راه می‌اندازند و این عمل را با توهین به شعورشهروندان، با فریبکاری تمام، خودجوش می‌نامند!

اینک جان و حیات تک تک شهروندان ایران به گروگان رهبر نظام، مشاورانش و نیروهای نظامی- امنیتی درآمده است. دولت گوش به فرمان نیز دنباله رو همین سیاست شده و علیرغم همه هشدارهایی که مسئولان بهداشتی و پزشکی می‌دهند اقدامات ضروری را انجام نمی دهد. در این میان مردم ایران و کادر درمانی فداکار کشور است که هزینه این نوع بلاهت‌‌ها و ناتوانی‌ها را می‌پردازند. در رابطه با گروه های کم درآمد نیز فعلا جز وعده چیزی به آنان تحویل داده نمی‌شود.

در همه جای جهان سیاست‌مداران گوش به سخنان و رهنمودهای متخصصان داده‌اند. در ایران اما این کارشناسان هستند که باید گوش به فرامین و رهنمودهای مقامات سیاسی و نظامی بدهند!

اینک خانه را آتشی دربرگرفته و وظیفه مقدم بر هر کار دیگری خاموش کردن آن است. بنا به نظر کارشناسان برجسته ایران و جهان آنچه امروز بیش از پیش اولویت دارد:

الف- جلوگیری از گسترش شتابان این ویروس برای انطباق آن با گنجایش سیستم درمانی کشور
ب-حل مسئله کمبود منابع مالی و تجهیزات برای مقابله با این بیماری
پ- حمایت مالی ازاقشار آسیب پذیر است.

مواجهه مؤثر با این بحران و سه معضل یاد شده در گرو مدیریتی کارا همراه با برجسته سازی نقش کارشناسی پزشکی، همیاری مردم و بکارگیری نهادهای مدنی و کمک گرفتن از نهادهای بین المللی و دولت‌هاست.

ما جمعی از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی با گرایشات مختلف فکری و سیاسی با توجه به مجموعه اتفاقات جاری آقای خامنه‌ای را مسئول اصلی کنونی و آینده بحران ویروس کووید ۱۹ در ایران می‌دانیم که اگر به صورت فوری و ضربتی تصمیمات کارشناسانه‌ای در باره آن اتخاذ نگردد می‌تواند به یک فاجعه ملی بیانجامد.

اینک بیش از پیش آقای خامنه‌ای در افکار عمومی ایرانیان مورد پرسش و استیضاح است که :

* آیا صندوق توسعه ملی (صندوق ذخیره ارزی) که متعلق به همه شهروندان ایران است اما تحت سیطره ولی‌فقیه قرار گرفته می‌بایست صرف سپاه قدس گردد و نباید در امر حیاتی سلامت مردم هزینه شود تا شرایط برای به حداقل رساندن تردد مردم فراهم شود، بیمارستانها تجهیز گردند و گروه های کم درآمد دچار تنگدستی بیشتری نشوند؟

* آیا حکومتی که کوچکترین اعتراض مردمی را سرکوب می‌کند نمی‌تواند تردد درون شهری و بین شهری را کنترل و به حداقل ممکن برساند؟

* آیا سرمایه‌ها و امکانات فراوان اَبَرموسسات اقتصادی زیرمجموعه آقای خامنه‌ای (مثل آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و …) که در اصل همگی متعلق به ملت ایران است، تنها باید در راهپیمایی اربعین و مخارج گسترده بیت ولی‌فقیه بکار رود و نه در این امر خطیر ملی؟

* چرا در حالی که شخص رهبر (و دیگر مقامات بالای حکومت) در بهترین شرایط قرنطینه هستند با خودخواهی و استبدادِرای و لجبازی تمام و بهانه‌های مضحک کمک‌های بین‌المللی از مردم ایران دریغ می‌شود؟

* چرا در زلزله بم کمک‌های آمریکایی‌ها و حضور مستقیم آنها در منطقه پذیرفته شد و بیمارستان صحرایی‌شان تا مدتها به خدمات رسانی مشغول بود و اینک حتی نیروهای سازمان معتبر پزشکان بدون مرز از ایران رانده می‌شوند؟

* چرا رهبر و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه تحت فرمانش درارتباط با آزادی همه زندانیان سیاسی لجبازی و مانع‌تراشی می‌کنند؟ چرا در این شرایط نیز دست به بازداشت کسانی می‌زنند که به گردش آزاد اطلاعات یاری می‌رسانند؟

* چرا صدا و سیمای ضدملی مطیع ولی‌فقیه در این امر حیاتی به جای شفاف سازی، اطلاع رسانی دقیق و موثر و هماهنگ جهت گسترش همکاری ملی در مبارزه با کرونا به پنهانکاری، خرافه پروری، مقصر جلوه دادن مردم و… دست می‌زند؟

* چرا در ماجرای افزایش قیمت بنزین که می‌خواست مشکلات بودجه‌ای را بر مردم تحمیل کند، شخص رهبر بلافاصله به صحنه آمد و دهان همه منتقدان از جمله بعضی مراجع تقلید سنتی دولتی را بست اما در مورد بحرانی که جان مردمان را نشانه گرفته است رهبر نظام در مقابل خرافه پرستان و ارتجاع سنتی که هفته‌ها زمان طلایی برای تعطیلی تجمعات و قرنطینه قم را گرفتند، فرصت‌طلبانه سکوت کرده است؟

نیازی به طرح انتقادات بنیادی بیشتری که در باره پنهانکاری و دروغگویی‌های آغازین (و مستمر) وجود دارد و امروزه دیگر برای همگان آشکار شده، نیست.

از نظر امضاکنندگان این بیانیه مسئول اصلی تبدیل بحران کنونی به یک فاجعه ملی شخص ولی‌فقیه است.

حسن روحانی نیز با همسویی با آقای خامنه‌ای در پنهانکاری و مرتبط کردن بحران کرونا به توطئه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دشمن در تشدید این روند سهیم بوده است.

در پایان سخنی نیز با هم میهنان آگاه، پرتلاش اما در خطر و نگران مان:

هموطنان عزیز!
در غیاب حکومتی مسئول، کارآمد و راستگو، تنها کارشناسان و کارکنان بخش پزشکی و بهداشت کشور هستند که با ازخودگذشتگی از شهروندان در برابر این ویروس دفاع می‌کنند و می‌توانند با وجود همۀ محدودیت‌ها مرجع شهروندان درشکل دادن رفتار روزمره شان باشد.

یاری‌های خودانگیخته مردم در بسیاری از شهرها به نظام درمانی کشور و کمک آنان به اقشار کم درآمد بیکار شده در روزهای اخیر ستودنی است.

اما همچنان جای تاکید است که:

حساسیت کامل و رعایت تک تک هشدارهای ایمنی به خصوص رعایت بهداشت و کاهش حداکثری ترددهای بیرون از منزل بالاترین نقش را در قطع زنجیره انتشار شتابان این ویروس و همیاری با کادر درمانی فداکار اما تحت فشار و ریزش در کشور دارد.

همیاری عمومی از طریق نهادهای مردمی برای کمک رسانی به مراکز درمانی جهت تجهیز هر چه بیشتر برای مقابله با این ویروس یک وظیفه ملی و انسانی است. پشتیبانی همه جانبه و حمایت گسترده از کادر فداکار درمانی یکی دیگر از این وظایف است.

همیاری تا سرحدامکان با هموطنان کم درآمدی که از قرنطینه‌ها، تعطیلی کسب و کارها و کاهش شدید ترددها لطمه می‌بینند نیز بخشی از نوع دوستی ما ایرانیان است که به خصوص در آغاز سال نو بس ضروری است.

غلبه بر شیوع ویروس کشنده و ویرانگر کرونا تنها در گرو جدی گرفتن این خطر و افزایش همیاری ملی و بین المللی است. به امید آن روز!

اسامی به ترتیب حروف الفباء:

سیامک آرام، تورج ابوذرخانی، مهرداد احمدزاده، حمید احمدی، مانی اخوان، اردوان ارشاد، نائله اروجی، خالف اسفند، فرید اشکان، بیژن افتخاری، محمدجواد اکبرین، نسرین الماسی، مهدی امینی، وهاب انصاری، عبدالعلی بازرگان، حسین بحیرایی، فرزانه بذرپور، نسترن بزازی، یدی بلدی، مهرداد بهارآراء، بهروز بیات، کوروش پارسا، احمد پورمندی، محمود تجلی مهر، مریم تنگستانی، رسول تیهوئیان، مهدی جامی، نقی حمیدیان، بهروز خلیق، مهرداد درویش‌پور، عبدالستار دوشوکی، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، حسن زهتاب، فرج سرکوهی، مریم سطوت، مجید سیادت، معصومه شاپوری، ناصر شاهین‌پر، منصوره شجاعی، محمد شوشتری، رضا شیرازی، جعفر صدیق، اسماعیل صفرزاده، اسفندیار طبری، پیمان عارف، مجید عبدالرحیم‌پور، نادر عصاره، کاظم علمداری، رضا علوی، احمد علوی، محمدصادق علی‌اصغری، رضا علیجانی، محمد علیزاده لسانی، مناف عماری، مسعود فراز، سیامک فرید، کامبیز قائم مقام، سیاوش قائنی، ناهید قاجار، یدی قربانی، رضا کاویانی، اسفندیار کریمی، رضا کریمی، علی کلایی، پروین کهزادی، منوچهر گلشن، علی گوشه، نصرالله لشنی، منوچهر مختاری، پروین ملک، کیوان ملکی، غنی مجیدی، پرویز مختاری، رضا مسموعی، مهران مصطفوی، منوچهر مقصودنیا، فهمیه ملتی، امیر ممبینی، مهدی ممکن، فریبرز مهران ادیب، محمود مهران ادیب، همایون مهمنش، سیروس میرزایی، مهران میرفخرایی، میرعلی رضا میرمویدی، حسن نایب‌هاشم، احمد نجاتی، مهدی نخل احمدی، آرسن نظریان، محسن نکومنش، داود نوائیان، مهدی نوربخش، توران همتی، محسن یلفانی

No responses yet

Apr 03 2020

نماینده شیراز: وزیر کشور با پیشنهاد تعویق انتخابات به خاطر کرونا مخالفت کرد

نوشته: در بخش: امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بهرام پارسایی، نماینده شیراز، می‌گوید که در روزهای ابتدایی شیوع کرونا در ایران به وزیر کشور این پیشنهاد داده شده است که «انتخابات را کلا به عقب بیندازد»، ولی او با این پیشنهاد موافقت نکرده است.

او که روز جمعه، ۱۵ فروردین، با خبرگزاری ایلنا گفت‌وگو کرده، گفته است در مرحله بعد این پیشنهاد مطرح شده که «حداقل انتخابات قم» به تعویق بیفتد ولی موافقت نشده است.

عبدالرضا رحمانی‌ فضلی، وزیر کشور، روز ۴ اسفند در یک نشست خبری به این پیشنهادات اشاره کرده بود.

او گفت علت مخالفتش با پیشنهاد تعویق انتخابات این بوده که «تقویم انتخابات ما به گونه‌ای است که اگر انتخابات انجام نشود تشکیل مجلس بعدی به تعویق می‌افتاد».

وزیر کشور در آن نشست خبری توضیح نداد که چرا مخالف تعویق انتخابات حداقل در قم بود و از مردم قم به خاطر مشارکت ۴۳ درصدی در انتخابات تشکر کرد.

بهرام پارسایی همچنین با انتقاد مجدد از قرنطینه‌ نشدن قم گفت در همان ابتدای شیوع برای کنترل ورودی‌ها و خروجی‌های کشور باید اقدام می‌شد و قرنطینه صورت می‌گرفت.

او تاکید کرده اگر قرنطینه قم، شهرهای شمالی و تهران انجام شده بود، «قطعا ما می‌توانستیم شیوع بیماری را پیش از این‌ها مهار کنیم».

او همچنین از فقدان امکانات کافی برای کادر درمانی که منجر به آمار بالای مرگ و میر در این صنف شده، عدم منع به‌موقع سفرهای خارج شهری و برخورد نامناسب با پزشکان بدون مرز به عنوان دیگر مشکلات مدیریتی دولت روحانی در مواجهه با بحران کرونا نام برده است.

در هفته‌های گذشته انتقادات بسیاری درباره قرنطینه نکردن شهرها از سوی نمایندگان مجلس، فعالان اجتماعی و رسانه‌ها مطرح شده است.

در یکی از جنجال‌برانگیزترین این انتقادات، امیرحسین رستمی، بازیگر سینما در یک برنامه تلویزیونی پرمخاطب گفت: «چقدر بهتر می‌شد یک شهر قرنطینه شود تا این که یک کشور را قرنطینه نکنند.»

این اظهارات از سوی سعید نمکی، وزیر بهداشت به عنوان «تشویش اذهان عمومی» و «غرض‌ورزی» توصیف شد و این بازیگر سینما تنها یک روز بعد مجبور به پس گرفتن اظهارات خود و عذرخواهی شد.

حسن روحانی، رئیس‌ جمهور، در پاسخ به انتقادات درباره عدم اجرای طرح قرنطینه‌، گفته است: «در ایران و در هیچ کشور دیگری این کار امکان‌پذیر نیست.»

او توضیح دقیقی درباره دلایل عدم امکان قرنطینه نداد ولی برخی مقام‌های دولتی و اجرایی علت این امر را مشکلات اقتصادی اعلام کرده‌اند.

در همین زمینه، پیروز حناچی، شهردار تهران روز ۲۵ اسفند ۹۸ در جلسه شورای شهر تهران گفت امکان قرنطینه نداریم، چون «پلن‌های بعدی قرنطینه مثل تامین مایحتاج و جبران خسارت امکان اجرا در کشور ندارد».

No responses yet

« Prev - Next »