اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jun 04 2015

تشنج هنگام سخنرانی روحانی در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: سخنرانی حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، به دنبال شعارهای اعتراضی تعدادی از حاضران علیه وی دچار اختلال شد.

گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، در روز چهارشنبه ۱۳ خرداد بیان می‌کند که «عده اندکی با سر دادن شعارهایی سعی داشتند در این مراسم اخلال ایجاد کنند، اما رییس جمهوری به سخنرانی خود ادامه داد و آن را به پایان رساند».

این گزارش اما به شعارهای معترضان و هویت آنان اشاره‌ای ندارد. ولی وب‌سایت خبری «انتخاب»، معترضان را «عده‌ای خاص» نامیده که شعارهای «مرگ بر منافق» و «مرگ بر آمریکا» سر داده‌اند.

انتخاب می‌نویسد که «شعارهای این عده باعث شد روحانی چند ثانیه‌ای سخنان خود را قطع کند، اما سپس خطاب به شعار دهندگان گفت: متشکرم، بفرمایید».

حسن روحانی و دولت او به خاطر مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ و به‌ویژه ایالات متحده هدف انتقادات و حملات شدید برخی از گروه‌های اصول‌گرا در داخل کشور قرار دارند تا جایی که مهدی کوچک‌زاده، نماینده مجلس شورای اسلامی چندی پیش صفت «خائن» را به محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران نسبت داد که مسئول هیات مذاکره‌کنندگان ایرانی است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، هم روز چهارشنبه گزارش داد که بسیج دانشجویی در بزرگ‌ترین مراسم نیمه شعبان که در مسجد جمکران قم برگزار شد، جزوه‌ای چهار صفحه‌ای بر ضد مذاکرات هسته‌ای توزیع کرده است.

با این حال چنان‌چه وبسایت خبری «انتخاب» می‌نویسد، حسن روحانی پس از قطع کوتاه سخنرانی خود در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، خواستار «اتحاد داخلی» و «وحدت کلمه بین مردم» شده است.

مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی در خرداد ۱۳۸۹ نیز صحنه اعتراض برخی از حاضران به حسن خمینی، نوه آیت‌الله خمینی بود که با سر دادن شعارهای پی در پی مانع سخنرانی او شدند.

این رویداد در ادامه اتفاقات سال ۱۳۸۸ تفسیر شد در حالی که برخی اصول‌گرایان معتقد بودند حسن خمینی از معترضان به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ حمایت می‌کند.

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سخنرانی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 04 2015

ای محمدعلی معلم دامغانی! ای دیوانه!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,طنز ::

خودنویس: الهی بمیرد کیومرث صابری فومنی با آن مثلا طنزش! (چی؟… کیومرث صابری مًرده؟… آهان راست می‌گویی! این از اثرات شوک وارده است!) الهی بمیرد خروس لاری با آن شعر طنز سرودن‌اش! (این یکی هم مُرده؟! عجب!) اصلا همه بمیرند و فقط تو باشی که برای یک ملت٬ بل‌که هم برای تمام ملل جهان با این نثر بی‌نظیر و بی‌همانند بَسی! الهی درد و بلای «شیرین‌زبانی»ات بخورَد مستقیم توو سر من! (ببین! این جمله را من تا حالا به هیچ‌کس حتی بابام اینا نگفته بودم! ببین که تو چی هستی که برای اولین بار همچی چیزی می‌گم!)…

ای محمدعلی معلم دامغانی! ای رییس فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی!

طنز بسیار با مزه و لطیف و پر از نکته‌ [2]های رنگ به رنگ تو را که خطاب به بهرام مشیری نوشته بودی خواندم٬ و آن‌چنان دچار تعجب شدم و موهایم سیخ ایستاد که گویی دست‌ام را خیس کرده‌ام و تووی پریز برق چپانده‌ام. یعنی طنز تو تووی این مایه‌ها بود و حالا کو تا تعجب بزرگان علم و ادب و موهای سیخ شده‌ی آن‌ها را ببینی! فردا صبح که این‌ها از خواب بیدار می‌شوند و این نوشته‌ی تو را تووی سایت‌ها می خوانند قیافه‌شان دیدن دارد! این همه زبان‌آوری در تو سراغ نداشتم و از این همه ترکیبات بدیع و کلمات فاخر و بیان محتشم به شدت جا خوردم طوری که کار به آب قند خوردن و مالاندن پشت و زدن چَک توو گوش کشید و عن‌قریب بود که ماشین اورژانس و شاید هم ماشین مرده‌کش بیاید و منِ قبضِ روح شده را با خود ببرد! تو این همه زبان داشتی و من نمی‌دانستم؟! گفتار تو چنین بلیغ بود و منِ گردن شکسته از آن بی‌اطلاع بودم! حق است که تو را عبید زمان یا دهخدای ثانی بنامند هر چند می‌دانم به هیچ‌کدام از این‌ها اعتنایی نداری و آن‌ها را آدم به حساب نمی آوری!

الهی بمیرد کیومرث صابری فومنی با آن مثلا طنزش! (چی؟… کیومرث صابری مًرده؟… آهان راست می‌گویی! این از اثرات شوک وارده است!) الهی بمیرد خروس لاری با آن شعر طنز سرودن‌اش! (این یکی هم مُرده؟! عجب!) اصلا همه بمیرند و فقط تو باشی که برای یک ملت٬ بل‌که هم برای تمام ملل جهان با این نثر بی‌نظیر و بی‌همانند بَسی! الهی درد و بلای «شیرین‌زبانی»ات بخورَد مستقیم توو سر من! (ببین! این جمله را من تا حالا به هیچ‌کس حتی بابام اینا نگفته بودم! ببین که تو چی هستی که برای اولین بار همچی چیزی می‌گم!)

تو چرا می‌گویی «مرگ بر وی.او.ای٬ شبکه دَری وَری صدا و سیمای امریکا»؟! اگر این ناکس نبود ما از کجا می‌فهمیدیم تو چنین بیان بی‌همانندی داری؟! واقعا عدو شود سبب خیر گر رییس بخش فارسی صدا و سیمای امریکا خواهد!
واقعا چرا؟ (حالا نگی «محض اِرا» آن‌گونه که در نوشته‌ی پر جلال و جبروت‌ات به بهرام مشیری گردن شکسته گفتی! واقعا این پاسخ‌ات معرکه بود و من که داشتم از خنده پس می‌افتادم که ببین رییس فرهنگستان هنر ما٬ همان‌که بر صندلی مهندس موسوی فتنه‌گر تکیه زده٬ چه اصطلاحات با حالی می‌داند و چگونه از آن٬ به جا و به موقع استفاده می‌کند! خلاصه دم ات گرم!)
این جمله‌ی «نبودن درایت در بیان و روایت اعنی نقص در محاکات» هم که مرا کًشت و خلاص! یعنی غلط کرد نویسنده‌ی «دره‌ی نادره»٬ آمیز مهدی استرآبادی!

یعنی می‌گویی من با این نثر مسجع چه کنم و آن را بالای کدام تاقچه‌ی منزلم قرار دهم و به کدام خطاط که در حد میرعماد یا همین استاد میرخانی خودمان باشد کار نوشتن این جمله را بسپارم؟! آب طلایش چند عیار باشد که شایسته‌ی این نثر دلکش و دلپذیر باشد؟!:

«باری ای رم خورده بی وطن که اگر گرین کارت داری دوزیستی و اگر نه به حقیقت نیستی…»

من چه کار کنم و کدام خاک عالم به سر کنم از شدت ذوق و جذبه٬ وقتی این عبارت بی‌نظیر را می‌خوانم که:
«باهاس عر عر بخونی!»

وای مامان! بگیر منو!

قاه قاه قاه خندیدم وقتی این جمله‌ات را دیدم: «آخر مرد شلخته٬ چقدر شلنگ و تخته!» واقعا طنز از این زیباتر و بدیع تر! بخصوص که حرمت ادب فارسی را هم پاس داشتی و به‌جای «آخه» نوشتی «آخر»! آخر این ریزه‌کاری‌های ادبی را کدام خری ببیند٬ هوار کشان و به قول خودت «عرعر کنان» در جا سکته نمی‌کند؟! من که صیهه کشیدم٬ چیزی شبیه به صیهه‌ی دراویش قدیم در مقابل مرادشان و چه مرادی از تو بهتر و از تو قشنگ‌تر و نازتر (بخصوص اون عرق‌چینی که روی سرت می‌گذاری منو کشته!)

من جای بهرام مشیری بودم٬ اگر این جمله را از تو می‌شنیدم که فرمودی:
«مشیری (موشیری) مثل موشه میگه یک سر دو گوشه ولی بی‌عقل و هوشه چرا اینقدر میجوشه بپرس ازش چی توشه»٬ بدون تردید می‌رفتم خودم را از بلندمرتبه‌ترین ساختمان دم دست‌ام به پایین پرتاب می‌کردم و این همه خفت و خواری را به جان نمی‌خریدم!

واقعا باید از استاد شفیعی کدکنی بخواهیم در باره ی موسیقی این جمله‌ی شعرگونه برای ما بنویسد -هر چند کار یک جلد و دو جلد کتاب نیست و باید مجموعه‌ای برای آن تدارک دیده شود- و بگوید که محور عمودی یا افقی خیال شما در هنگام بیان این جملات چگونه بوده و چی‌کار باید کرد که به توانایی‌های شما رسید٬ اگر چه می‌دانم این سخنی گزاف است و هیچ ادیب فاضلی به گرد پای شما هم نمی‌رسد و در آینده هم نخواهد رسید. آهان! داشت یادم می‌رفت این جمله‌ی مطبوع را بنویسم:
«موشیری یا موشیرم موسلمانم تو موشی رم و شاهد می‌گیرم خمش کن تخم یارو به فردوسیت چه کارو؟!»

دیگر توانایی نوشتن بیش از این ندارم! مرا دارند می‌برند! (کجا می‌برین منو؟!) دارند به من مرفین و والیوم تزریق می‌کنند! یه چیزی تنم کرده‌اند که آستین ندارد! بابا به خدا من دیوونه نیستم! این یارو دیوونه است که منو دیوونه کرده! کی؟! خودتون برید توو سایتِ٬ ببخشید تارنمای فرهنگستان هنر [2] بخونید! آی محمدعلی معلم‌دامغانی! ای دیوانه! دارند مرا به اسم این‌که دیوانه‌ام می‌برند! مگه مرض داری مزخرف می‌نویسی مَرد؟!…

برچسب‌ها: سیاسی, طنز, محمدعلی معلم دامغانی

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

واردات کاشی چینی به تعطیل شدن ١٠ کارخانه یزد انجامید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی ::

رادیوفرانسه: مدیرکل دفتر امور امنیتی و انتظامی استانداری یزد “احمد ترحمی بهابادی” گفت : ١٠ کارخانه تولید کاشی در یزد تعطیل شده که علت اصلی آن ورود کاشی‌های چینی به بازار استان است.

احمد ترحمی بهابادی ، در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز استان یزد افزود: «اکنون افزون بر 20 میلیون مترمکعب کاشی مناسب و دارای برند یزدی در کارخانجات دپو شده و بازار فروش ندارند که علت اصلی آن بی توجهی به کاشی داخلی و استفاده از مشابه غیرمرغوب خارجی است.»

ایرنا که این خبر را منتشر کرد می نویسد: او همچنین از ورود برخی کالای پزشکی قاچاق با کیفیت پایین به یزد خبر داد و خواستار رسیدگی به این موضوع و پیشگیری از خطرات احتمالی آن شد.

او با اشاره به قاچاق کالا و ارز که به گفته وی، به اراده جدی همگانی نیاز مبرم دارد، بهترین راه برای جلوگیری از وضعیت موجود در قاچاق کالاهای مختلف را، کار فرهنگی دانست.

احمد ترحمی افزود : هر کالای قاچاقی که وارد کشور شده و مورد استفاده مردم قرار گیرد مساوی با از دست دادن یک شغل توسط جوانان مستعد ایرانی است.

این مسئول توصیه کرد که صاحبان صنایع با کیفیت بخشیدن به کالاهای تولیدی خود، مردم را به خرید محصولات داخلی ترغیب کنند.

او در پایان از اعضای کمیسیون فرهنگی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارزش استان یزد خواست تا نظرات خود را برای اجرایی شدن به این دبیرخانه ستاد ارائه دهند.

برچسب‌ها: اقتصادی, بیکاری, چین, سیاسی, کاشی, یزد

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

بازیهای سیاسی رژیم: اخبار ضدونقیض مقامات ایرانی از دادگاه ماموران فرودگاه جده

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: در حالی که معاون وزیر خارجه ایران از برگزاری دادگاه دو پلیس «خاطی» فرودگاه جده و تقاضای حکم اعدام برای آنان خبر داده بود، رئیس سازمان حج و زیارت ایران می‌گوید که «ممکن است» محاکمه این دو مامور «در پایان این هفته» آغاز شود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، سعید اوحدی، رئیس سازمان حج و زیارت ایران، روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد، همچنین گفت که «بر اساس شواهد موجود کیفرخواست سنگینی برای این دو فرد مجرم و فاسد تنظیم شده است».

به گفته مقامات ایرانی، در هفته دوم تعطیلات نوروز سال جاری، به هنگام بازرسی از یک کاروان عمره ایرانی، ماموران فرودگاه جده به بهانه مشکوک‌ شدن به دو نوجوان ایرانی، آنها را از بقیه جدا کرده و مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده‌‌اند.

به دنبال انتشار خبر این اتفاق و چندین مورد اعتراض و تظاهرات در تهران و شهرهای دیگر، علی جنتی، وزیر ارشاد، روز دوشنبه، ۲۴ فروردین، اعلام کرد که سفر حج عمره زائران ایرانی تا زمان محاکمه و مجازات این ماموران متوقف می‌‌شود.

اما حسن قشقاوی، معاون پارلمانی و کنسولی وزیر خارجه ایران، از برگزاری اولین جلسه محاکمه این «دو پلیس خاطی» در صبح روز دوشنبه، ۱۱ خرداد، در دادگاه شعبه ۷ جنایی جده خبر داده است.

به گفته آقای قشقاوی، دادستان جده به اتهام «خیانت در امانت به عنوان پلیس و اعمال شنیع در حین مأموریت» خواستار اعدام این افراد شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای قشقاوی همچنین گفت که سرکنسول ایران در جده در جلسه دادگاه حضور داشته و ادامه محاکمه این ماموران به چهارشنبه هفته آینده موکول شده است.

یک روز پس از این سخنان اما رئیس سازمان حج و زیارت ایران در سخنانی متناقض گفت که ممکن است جلسه محاکمه دو پلیس عربستان سعودی «تا پایان همین هفته آغاز شود».

در همین حال این مقام حج و زیارت ایران روز سه‌شنبه تاکید کرد که محاکمه این دو مامور «به تنهایی» باعث از سرگیری اعزام زائران ایرانی به حج عمره نخواهد شد.

به گفته سعید اوحدی، پس از محاکمه و مجازات این دو مأمور و مذاکره با وزیر حج عربستان، در صورت اطمینان از «تأمین امنیت زائران و مشخص شدن راهکارهای لازم در فرودگاه، اماکن مقدسه و…» سفر زائران ایرانی به حج عمره از سر گرفته خواهد شد.

آقای اوحدی روز دوشنبه نیز در همین باره گفته بود: «شنیده‌ام وزارت حج عربستان جلسات امنیتی با پلیس این کشور داشته و راهکارهایی مطرح شده است، اما همه اینها در حد شنیده بوده است.»

دو روز پیش از اعلام لغو سفر حج عمره زائران ایرانی، ناصر خدرنژاد، معاون سازمان حج و زیارت، گفته بود که «پروازهای بسیاری» از زائران ایرانی به دلیل «عدم صدور ویزا» از سوی عربستان لغو شده ‌است.

درهمین حال حسن قشقاوی، معاون وزیر خارجه ایران، روز شنبه، دوم خرداد، درهمین باره گفت: «مشکل صدور ویزا از سوی عربستان از مدت‌ها قبل شروع و این موضوع حل نشد تا این ‌که به موضوع تعرض به دو نوجوان ایرانی رسید.»

به گفته آقای قشقاوی، ایران با افزایش کارکنان سفارت‌ و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد موافقت کرده، اما با این حال «مسئله ویزا» هنوز حل نشده است.

برچسب‌ها: تجاوز, جده, خاورمیانه, روابط بین‌المللی, سیاسی, عربستان, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

گفتگوی حجت الاسلام زائری با مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

حجت الاسلام محمدرضا زائری: من مسیح علی نژاد روزنامه‌نگار هستم و چند بار دیگر هم با شما تماس گرفتم برای مصاحبه ، که موافقت نکردید ولی گفتم دوباره تماس بگیرم. اگر موافق باشید صدای شما را هم ضبط می‌کنم و مصاحبه را شروع می‌کنم.

قبل از اینکه سؤال بفرمایید من دو نکته عرض بکنم. نکته‌ی اول درواقع پیش فرضم این است که با شما به‌عنوان یک شخص دارم گفتگو می‌کنم نه با یک نشریه یا رسانه یا پایگاه خبری.

من گفتگوی شما را در وب‌سایت شخصی خودم منتشر می‌کنم(به هر حال چون من خبرنگار آزاد هستم) به شما قول می‌دهم که گفتگوی شما عیناً در وب‌سایتم منتشر شود. حالا ممکن است بعد از اینکه منتشر شد، سایت داخل ایران بردارد بازنشر کند مثل خبرگزاری فارس که مصاحبه من را با آقای ابوطالبی منتشر کرد، یا صداوسیما بازنشر کند و یا تلویزیون من و تو یا بی‌بی‌سی. ولی من به شما قول می‌دهم مصاحبه شما را اول در سایت خودم منتشر می‌کنم هرکسی هم خواست بردارد، دیگر بعد از آن می‌تواند منتشر کند.

اختیاردارید. به هرحال عرض من این است که من با شخص شما گفتگو می‌کنم. من با شخص ، طرف هستم. نه من از شهید مطهری بالاترم نه شما از متصدیان مجله‌ی زنِ روز قبل از انقلاب پایین‌ترید. لذا تکلیفم برای گفتگو خیلی روشن و شفاف است. نکته‌ی دوم و پیش فرضم باز این است که – خواهش می‌کنم این را خیلی دقیق بشنوید و اگر اشتباه می‌گویم باز تذکر دهید و تصحیح بفرمایید – شما به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی راجع به اصل موضوع حجاب ، به‌عنوان یک امر دینی و یک واجب دینی تردید و حرفی ندارید ،منتها در عمل کردن و در التزام شخصی خودتان ممکن است مشکل داشته باشید. مثل کسانی که اصل نماز را به‌عنوان ضرورت دین انکار نمی‌کنند ولی ممکن است تنبل باشند یا حال نداشته باشند نماز بخوانند. این فهم من درست است یا نه؟

به هر حال شما الآن در سؤالات من متوجه خواهید شد که من بسیار برای دین باوران و کسانی که حجاب را باور دارند احترام قائل هستم. منتها من خودم اعتقادی به حجاب، خصوصاً حجاب اجباری ندارم. اما می‌دانم که یکی از اصول شرع است و خانواده‌ی خودم هم ، همه‌ی زنان فامیل من باحجاب هستند و مسلمان هستند و خیلی هم به مسائل شرعی پایبند هستند. خوشحال می‌شوم که در این مصاحبه حداقل من بتوانم پرسشگری بکنم و مورد بازجویی قرار نگیرم. اگر اجازه دهید من سؤال‌هایم را بپرسم.

نه من اصلاً بازجویی نمی‌کنم. ولی فکر می‌کنم که حق دارم موضع شما را بدانم. واقعیتش این است که من با این پیش‌فرض دارم صحبت می‌کنم. شناختی هم که از شما دارم – علی‌رغم اختلاف بسیار زیاد سیاسی‌مان – این است که در مسائل حرفه‌ای خودتان پایبند و مقید هستید و اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کنید و من هم با این اطمینان دارم با شما مصاحبه می‌کنم.

خیلی ممنونم که برخلاف بسیاری دیگر از روحانیونی که من زنگ می‌زنم اولاً اتهام جاسوسی نمی‌زنید و تلفن را قطع نمی‌کنید. به این دلیل که الآن ایران دارد با آمریکا مذاکره می‌کند از طرفی به ما که ناگزیر از کشورمان بیرون مان کردند اتهام می‌زنند که شما دارید از غرب و آمریکا خط می‌گیرید که این‌طور نیست و ممنونم که به سؤالاتم پاسخ می‌دهید.

اختیاردارید. اگر اجازه بدهید من یک عرض دیگر هم دارم. من فکر می‌کنم که همه‌ی ما لازم است در گفتگوهایمان خیلی صریح و شفاف باهم صحبت بکنیم. من فکر می‌کنم همه‌ی ما ایرانی‌ها – حالا چه منی که با تمام وجود به اصل انقلاب و نظام اعتقاددارم و خودم را فدایی این نظام و این کشور و این رهبر و این اعتقادات می‌دانم، چه دیگرانی که به هر دلیلی در بخشی یا همه‌ی این اعتقاد با من همراه نباشند – یکی از مشکلاتمان این است که خیلی شفاف و صریح باهم گفتگو نمی‌کنیم و همین تعارف کردن‌ها باعث می‌شود که بعداً دچار مشکل بشویم . به نظر من هیچ اشکالی ندارد که من و شما خیلی صریح و شفاف دو موضع کاملاً برعکس هم داشته باشیم ولی خیلی منطقی و انسانی هم باهم گفتگو کنیم.

من هم خیلی خوشحالم که این را می‌شنوم و خیلی شفاف هم‌عرض می‌کنم خدمت شما که من نقطه‌ی مقابل شما هستم. یعنی آن اعتقاداتی که شما دارید برای نظام و کشور و رهبری، ممکن است من نداشته باشم اما من خبرنگارم و قائل به این هستم که باید به عقیده‌ی مخالفم احترام بگذارم و پرسشگری بکنم و دخل و تصرف نکنم در مصاحبه‌ای که با کسی انجام می‌دهم و این خیلی ارزشمند است که شما گفتگو با مخالف را بر می‌تابید و اتهام نمی‌زنید. بسیاری معتقدند که این روزها شما به‌عنوان اولین چهره‌ای که در تلویزیون در مورد حجاب اجباری موضع‌گیری می‌کنید – چون هیچ روحانی نیست که در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شود و علیه حجاب اجباری حرف بزند – بسیاری معتقدند که این خیلی مثبت است و برخی دیگر هم معتقدند که چون موضوع حجاب اجباری به انفجار رسیده و هولناک شده ، شما را – چون چهره روحانی هستید و خطری هم ندارید برای نظام – با برنامه‌ریزی دعوت می‌کنند که درواقع این خشم جامعه فروکش کند. حرف عامه مردم این است که این (رفتار صداوسیما) یک نوع سوپاپ اطمینان است که شما درعین‌حال خیلی (از خطوط قرمز) عدول نمی‌کنید. خودتان چه پاسخی دارید به این‌طور نگاه‌هایی که مطرح می‌شود؟

ببینید این پاسخ من دقیقاً می‌تواند همان پاسخی باشد که شما وقتی متهم به جاسوسی می‌شوید، مجبور هستید بدهید. یعنی درواقع من اولاً خودم را می‌شناسم و از خودم مطمئنم. می‌دانم که دارم باور و اعتقاد خودم را می‌گویم. بازخوردها و واکنش‌هایی هم که دارد، به نظر من نشان می‌دهد که قضیه چطور است. متأسفانه باید اعتراف بکنیم که در سازوکار روابط رسانه‌ای ما چنین هوشمندی و درایت و دقتی نیست. ای‌کاش ما در جمهوری اسلامی در رسانه‌های عمومی‌مان مخصوصاً رسانه‌ی ملی و صداوسیما چنین درایت و تدبیری داشتیم که می‌آمدند کسی را می‌آوردند که حساب‌شده یک‌چیزی را بگوید و مثلاً برایش برنامه‌ریزی باشد که سوپاپ اطمینان باشد. آرزوی من این است که این اتفاق می‌افتاد ولی متأسفانه این‌چنین نیست.

بله ولی به‌هرحال اینکه جمهوری اسلامی به ما اتهام جاسوسی می‌زند بااینکه برخی از مردم می‌گویند آیا شما این حرف‌هایتان علیه حجاب اجباری را واقعاً از اعتقادات قلبی‌تان می‌زنید یا نه، خیلی فرق دارد. چون مردم یک‌جوری بی‌اعتماد شده‌اند. چه پاسخی دارید درواقع به مردمی که خیلی اعتماد به روحانیت ندارند، وقتی حتی از حق انتخاب و حجابشان دفاع می‌کند؟

من درواقع به آن‌کسانی که این اعتماد را ندارند حق می‌دهم به دلیل اینکه اعتمادشان مخدوش شده، ولی در مقابل آن‌ها هم جمعیت بسیار زیادی هستند، بدون اینکه بخواهم مقایسه کنم که آن‌ها هم اعتماد دارند. آن‌ها هم احساس می‌کنند که یک کسی آمده و باصداقت و صراحت و شفافیت موضع خودش رو گفته، حتی اگر اون موضع اشتباه باشد.

آقای زائری خودتان نگرانی ندارید که ممنوع‌التصویر بشوید؟ یعنی بعد از این صحبت‌ها و مصاحبه‌هایی که کردید. چون خط قرمز جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد که حجاب باشد و این را دارد به هر قیمتی حفظ می‌کند. از اینکه از صداوسیمای کشور حذفتان بکنند نگرانی ندارید که برخوردی با شما صورت گیرد؟

نه، من از بودنش نفعی نمی‌برم که از نبودنش درواقع چیزی حاصل شود برای من. من به‌عنوان یک روحانی، به‌عنوان یک طلبه، وظیفه‌ی دینی خودم را تبلیغ دین می‌دانم و الآن هم اگر دارم صحبتی می‌کنم راجع به همین موضوع، اتفاقاً از موضع دفاع از حجاب است و دوست دارم این را به‌صراحت بگویم برای شمایی که درواقع التزامی ندارید و – قبل از اینکه به بحث حجاب اجباری برسیم- برای شمایی که ترک حجاب کردید. دارم با این صراحت عرض می‌کنم من اتفاقاً از موضع حفظ حجاب و حراست از حجاب این حرف‌ها را می‌زنم نه از موضع بی‌اعتنایی به حجاب.

بحث اجباری شدن حجاب منجر به این شده است که حتی بسیاری از دین‌باوران و کسانی که حجاب دارند هم احساس می‌کنند که یک نوع توهین به آن‌ها تلقی شده، یک نوع تنش در جامعه به وجود آمده در بین کسانی که چادر دارند و کسانی که ندارند.

بله دلیلش این است که اساساً در تشریع حجاب، حجاب به‌عنوان یک عنصر حفظ کرامت انسانی زن طراحی‌شده است. ارزش و گوهری است که باید قدر و قیمت دانسته شود. آن چیزی که ماجرا را به یک نوعی دچار یک حالت پارادوکسیکال و تعارضی کرده این است که ما الزام و اجبار داریم ایجاد می‌کنیم برای چیزی که خودبه‌خود باید جذاب باشد و موردعلاقه و مورد محبت باشد.

چرا حکومت جمهوری اسلامی به موضوع حجاب، نگاهی سیاسی دارد و از انتخاب شخصی خارجش کرده و چرا این‌قدر برایش حجاب مهم هست؟ چرا شش هزار میلیارد بودجه هزینه کرده فقط برای اینکه زن‌ها را متقاعد بکند که به‌اجبار حجاب بکنند؟

حالا من اصلاً از بودجه خبر ندارم. اما اصل اینکه این الزام به وجود آمده، اجتناب‌ناپذیر است. به نظرم اگر بخواهیم قضیه را درست بفهمیم فارغ از حب و بغض، باید مسیر تاریخی شکل‌گیری این ماجرا را بدانیم. قبل از انقلاب یک اتفاقی افتاده که به‌اجبار در دوره‌ی پهلوی اول حجاب از سرزن‌ها برداشته‌شده، با خشونت و با شدت و با خاطره‌های بسیار تلخی که همه‌ی ما می‌دانیم و بی‌حجابی به‌عنوان یک مظهر و ظهور و بروز دولت شاهنشاهی و دولت طاغوت و رژیم فاسد غربی حاکم بر کشور دیده‌شده است. بعد از انقلاب حجاب به‌عنوان یک عنصر اصلی از مظاهر دین موردتوجه و استقبال و علاقه و اصرار مردم بود. اکثریت مردم هم به دنبال حجاب بودند، اکثریت خانم‌ها به دنبال حجاب بودند. فیلم‌های مستند و عکس‌ها هم این را نشان می‌دهد.

ببینید آقای زائری، من این را خودم هم توی مصاحبه‌هایم می‌گویم در بین کسانی که انقلاب کردند بخش چشمگیری از مردم بودند که حجاب را می‌خواستند ولی این‌همه‌ی مردم نبودند؛ حتی اگر بودند آقای طالقانی هم این بحث را مطرح نمی‌کرد که تیتر اولِ روزنامه‌ی اطلاعات شود مبنی بر اینکه در حجاب، الزامی نخواهد بود. اگر شما می‌گویید که اکثریت می‌خواستند پس آن بخش از زنانی که بعد از انقلاب آمدند در خیابان، آن‌ها چرا علیه حجاب راهپیمایی کرده بودند؟

ما اگر قائل به دموکراسی هم باشیم و جمعیت را هم بخواهیم حساب کنیم، همه‌مان اعتقادداریم که اقلیت بسیار بسیار ناچیزی بودند که به حجاب اعتقادی نداشتند. اگر همان روزی که برای جمهوری اسلامی رأی‌گیری شد – که معنای این رأی‌گیری بخشی هم‌رأی به حجاب بود – اگر صراحتاً راجع به خود حجاب هم‌رأی گیری می‌شد، آیا شما فکر می‌کنید که کمتر از این رأی به جمهوری اسلامی به حجاب رأی داده می‌شد؟!

سؤال من این است که آیا واقعاً فکر می‌کنید رأی به جمهوری اسلامی یک معنایش رأی به حجاب اجباری بوده؟

الآن من راجع به اصل حجاب دارم حرف می‌زنم.

آن بخشی از مردمی که رأی دادند شاید به الگوهای کشورهای مسلمان نگاه می‌کردند . . .

من اعتقاددارم اتفاقی که افتاد این بود که درواقع روحانیتی که رویکرد اداره‌ی جامعه و حاکمیتی داشت مثل خود مرحوم امام – یک رویکرد بود – با رویکردی که روحانیت سنتی داشت و حالا که انقلاب پیروز شده بود توقع داشت که نظراتش تأمین بشود یک مقداری تفاوت داشت. برای همین شما می‌بینید وقتی خود حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را از تلویزیون شروع می‌کند آن روحانیت سنتی آن برنامه را تعطیل می‌کنند. وقتی آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری می‌رسد آن روحانیت سنتی یک‌چیزهایی را بر ایشان تحمیل می‌کند، حتی در ظاهر و پوشش ایشان. این تجربه‌ای که الزام و اجبار بکند از زاویه‌ای شروع شد و از یکجایی شروع شد و تصور این بود که این الزام و اجبار می‌تواند این ارزش الهی را در جامعه فراگیر بکند. نگرانی من هم به‌عنوان یک روحانی، یک طلبه که راجع به حجاب حرف می‌زنم این است که آن ارزش الهی و گوهری که برای حفظ کرامت زن بود را الآن ما داریم با اجبار یک‌جوری مطرح می‌کنیم، که انگار ناخوشایند است. مثل‌اینکه یک شخص گرسنه – که باید خودش برای غذا التماس بکند و دنبال غذا برود – شما به‌زور بخواهی که یک چلوکباب بسیار بسیار خوشمزه و مطبوع را به‌زور به حلق او بکنید. گفتمان حجاب اساساً قبل از اینکه به‌اجبار و الزام برسد، اساساً گفتمان ضعیفی نیست. خود شما که الآن در اروپا ساکن هستید دارید می‌بینید که بعضی از زنان مسلمان برای حفظ حجابشان سختی‌هایی را متحمل می‌شوند و لطمه‌هایی می‌خورند و با مشکلاتی مواجه هستند که بسیار بسیار بیشتر از آن مشکلاتی است که یک نفر برای حجاب برداشتن در ایران ممکن است با آن مواجه شود. اگر همین الآن در تهران کسی روسری از سرش بردارد، چه‌بسا که هیچ اتفاقی برایش نیفتد.

آقای زائری، بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی روسری از سرش بردارد هفتاد ضربه شلاق دارد و بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی از هفت‌سالگی روسری‌اش را بردارد حق تحصیل در کشور را نخواهد داشت. درست است؟

من دارم در تمام گفتگویم از اول تا آخر در مورد چیزی حرف می‌زنم که در عمل دارد اتفاق می‌افتد.

در عمل آیا دختری از هفت‌سالگی بگوید من این حجاب اجباری را نمی‌خواهم، آیا می‌تواند به مدرسه برود؟!

نه. به خاطر اینکه قانون این است و قانون هم دارد اجرا می‌شود. من حالا سؤالم و خواهشم از شما این است که همین قانونی که دارد اجرا می‌شود نه آن چیزی که روی کاغذ است و عمل نمی‌شود، آن قانونی که دارد اجرا می‌شود را شما مقایسه کنید با قانونی که در بقیه‌ی کشورها دارد عمل می‌شود. بعضی‌ها به خاطر اینکه حجاب داشتند بچه‌هایشان را از آن‌ها گرفته‌اند. این درست است یا نه؟!

نه نه. آقای زائری من اولاً دارم در مورد ایران حرف می‌زنم. کشوری که هیچ‌کسی حق ندارد راجع به حجاب اجباری در روزنامه‌های داخلی بنویسد. آمریکا مثلاً رسانه‌های آزاد زیاد دارد. مردم آمریکا هم از ظلمی که به آن‌ها بشود، چه وقتی‌که پلیس به سیاه‌پوست‌ها شلیک می‌کند، چه وقت‌هایی که حتی اوباما یا هیلاری کلینتون یا هر سیاستمداری دروغ بگوید یا تخطی بکند از قانون، رسانه‌های آزاد اینجا نقدشان می‌کنند. من ایرانی هستم و دلم هم می‌خواهد داخل ایران بنویسم. حالا اینکه از آمریکا زنگ می‌زنم مسئول این نیستم که همه نقص‌های قانونی کارهای ظالمانه‌ای که هر کشوری می‌کند را من در موردش جواب بدهم. سؤال من این هست که آیا به نظر شما حکومت ایران هیچ‌وقت حاضر است بپذیرد که این اجبار از ابتدا اشتباه بوده و به تعبیر شما اعتراف بکند به این اشتباه یا نه؟

حکومت ایران که یک نفر نیست ، من نه از حکومت خبردارم ، نه یک روزی خواهد رسید که یک نفر بخواهد به‌عنوان حکومت صحبت بکند.

آیا امکان این وجود دارد که یک روزنه‌ای باز شود که کسانی مثل شما زیاد بشوند و حکومت هم به این نتیجه برسد که بیاید در مورد حجاب اختیاری موضع‌گیری صریح کند؟

جمهوری اسلامی یک حکومت دیرپا و با عمر طولانی نیست و روحانیت ما هم سابقه‌ی سیاست‌گذاری اجرایی برای حاکمیت نداشته است. سی‌وپنج سال کل عمر این حکومت است. در خیلی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تازه دارد تجربه کسب می‌کند. ما در برخورد با خیلی از موارد از گیرنده‌های شبکه‌های ماهواره‌ای بگیرید تا خیلی موضوعات دیگر(مثل الزام حجاب) الآن داریم آزمون‌وخطا می‌کنیم. تجربه‌هایمان راداریم می‌بینم. چه‌بسا یک روزی به این نتیجه برسیم که از اول نباید این اجبار ایجاد می‌شد، کما اینکه نظر شخصی من این است. من اتفاقاً همان‌طور که عرض کردم ، بازهم تصریح می‌کنم که این را از موضع انفعال و بی‌اعتنایی به حجاب نمی‌گویم ، این را از این موضع می‌گویم که حجاب که یک امر ارزشمندی است باعث شده که امروز به اینجا برسیم که زن من، دختر من ،مادر من ،خواهر من و بسیاری از بستگان خود شما – که فرمودید که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برایشان فرقی نمی‌کرده و به این حجاب اعتقاددارند و آن را با اعتقاددارند استفاده می‌کنند – در کنار کسانی قرار می‌گیرند که با اجبار و الزام روسری سرشان است.

به‌هرحال این حرف‌هایی که شما دارید می‌زنید و اعتراضاتی که زنان ایرانی دارند به حجاب اجباری می‌کنند در جایگاه خودش مؤثر و مفید هست. اما فکر می‌کنید چه راهکار اجرایی وجود دارد برای اینکه حاکمیت تن بدهد به سخنان بخش زیادی از جامعه‌ی ایرانی که به حجاب اجباری نه می‌گویند و هرساله گشت ارشاد نریزد در خیابان که با باطوم و زور بخواهد آن‌ها را وادار به حجاب بکند؟

من فکر می‌کنم در مسائل اجتماعی مخصوصاً مسائلی با این حساسیت ، ما اول باید یک مقداری واقع‌گرایانه و واقع‌بینانه مسئله را بررسی کنیم. مسئله، مسئله‌ای نیست که به‌راحتی با یک دستور و فرمان و یک اعلامیه حل شود. به‌هرحال در این جامعه عده‌ای هستند که دچار سو تفاهم‌هایی هستند و این‌سو تفاهم‌ها هم‌ریشه دارد. همان‌طوری که شما فرمودید بسیاری از مردم هستند که به منِ روحانی اعتماد ندارند و بسیاری از مردم هم هستند بیشتر از گروه اول و اتفاقاً ممکن است که به شما اعتماد نداشته باشند. اگر من و شما و دیگرانی باشیم که بخواهیم این‌سو تفاهم‌ها برطرف شود به نظر من راه درازی جلوی مان است. اول باید باب گفتگو باز شود، باب فهم طرف مقابل باز شود. اگر شما نسبت به من روحانی اعتقادتان این باشد که من یک آدم عقب‌مانده‌ی متحجر و خودخواه هستم، هیچ‌وقت نمی‌توانید با من گفتگو کنید. اگر من هم نگاهم نسبت به شمایی که حجاب ندارید این باشد که خدایی نکرده یک آدم فاسد و فاسق هستید طبیعتاً نمی‌توانم با شما گفتگویی بکنم. من فکر می‌کنم اول باید این‌سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. بخشی از این مردم هم از شما – شخص شما رو عرض نمی‌کنم – از بسیاری این سؤال را می‌کنند که آن‌طرف هم یک اتفاق‌هایی افتاده است. صد و هفتادوپنج غواص ایرانی را دست‌بسته زنده‌به‌گور…

آقای زائری! من در مورد صد و هفتادوپنج غواص ایرانی هم نمی‌خواستم الآن وارد شوم ولی وقتی شما این بحث را مطرح کردید مایلم بگویم که ایدئولوژیک کردن بحث جنگ باعث شده که حتی عزاداری را هم برای ما خط می‌کشند که شما نباید چنین کنید. الآن کمیته‌ی پیدا کردن مفقودین و کشته‌شده‌های جنگ، اعلام کرده که ما همدردی‌ها و همدلی‌های کسانی که بیرون از ایران هستند و برانداز هستند را نمی‌پذیریم. درحالی‌که اعضای خانواده‌ی خودِ من، جزو مجروحان جنگی هستند، و از نزدیکان خود من، برادران خود من، همه‌ی مردان خانه‌ی من در زمان جنگ جبهه بودند زخمی و شیمیایی برگشتند. چرا فکر می‌کنید که از خون شهدا استفاده می‌کنند برای اینکه بگویند که شما باید حجاب را رعایت کنید و چون حجاب را رعایت نمی‌کنید پس شما خائن به خون شهدا هستید؟

فرمایش شما دقیقاً تأیید حرف من هست. من حرفم همین است. من می‌گویم ما برای اینکه به یک گفتگو برسیم و برای اینکه مشکلات اجتماعی‌مان حل شود اول باید طرفین همدیگر را درک بکنند. همان‌طور که شما انتظار دارید – و انتظارتان هم درست است – شما و دیگرانی – که داخل خود ایران هم ممکن است باشند – بسیاری از خانم‌ها که اعتقاد به حجاب هم ندارند، اگر انتظار دارند طرف مقابل به‌صرف نداشتن حجاب آن‌ها را متهم به خیلی از مسائل غیر ارزشی و غیراخلاقی نکند، از این‌طرف هم این توقع است که این تفاهم به وجود بیاد.

سؤال من برمی‌گردد به همین بحثی که مطرح کردید. چرا استفاده ابزاری و ایدئولوژیک می‌شود از خون شهدا برای سرکوب زنان؟

آن‌کسی که استفاده‌ی ابزاری می‌کند، کارش محکوم هست ولی آن‌کسی که برادرش شهید شده و در آخرین لحظات قبل از شهادتش تمام دغدغه‌اش این بوده که عفت و حیا و نجابت و ارزش‌های اخلاقی خواهرش و دخترش حفظ شود، این ربطی به مسائل ایدئولوژیک ندارد. اگر این پیام دارد منتقل می‌شود در کانتکس و فضا و حال و هوای خاصش هست، که ما تا این را نفهمیم نمی‌توانیم درواقع با طرف مقابل گفتگو کنیم. کما اینکه من خودم دارم عرض می‌کنم قبل از اینکه شما بفرمایید، من هم وظیفه‌ی خودم می‌دانم اگر بخواهیم مسئله حل شود باید طرف مقابلم را درک بکنم و به‌صرف اینکه او حجاب ندارد متهمش نکنم. اتفاقاً بخش عمده و بلکه قریب به‌اتفاق همین زنانی که شما نگرانشان هستید کسانی هستند که شب احیا، قرآن به سر می‌گیرند. کسانی هستند که روز عاشورا گریه می‌کنند و در مجالس حضور دارند. من می‌خواهم اتفاقاً بگویم ما از این موضع دیداری‌مان است که راجع به حجاب داریم حرف می‌زنیم. من حجاب را به‌عنوان یک ارزشی کنار ارزش‌های دیگر دارم تعریف می‌کنم.

وقتی در خیابان می‌روید ، اگر خودتان ببینید که زنی حجابش را رعایت نمی‌کند و مطابق قوانین جمهوری اسلامی نیست آیا همچنان برخلاف اینکه الآن می‌گویید، عقیده دارید که باید حق انتخاب داشته باشد یا امربه‌معروف می‌کنید؟ جلو می‌روید و به آن زن تذکر هم می‌دهید؟

من هیچ‌وقت سراغ آن زن نامحرم نمی‌روم و منِ روحانی با یک خانم هیچ‌وقت در خیابان دهن به دهن نمی‌شوم. اما شرایطی بوده که همسر او بوده، برادر او بوده، شرایطی بوده که توانستم تذکر بدهم، بله وظیفه شرعی خودم می‌دانم که امربه‌معروف و نهی از منکر بکنم. اما من معتقدم یک منکری بزرگ‌تر از بدحجابی است و آن بی‌عدالتی است. من منکر بی‌عدالتی، منکر اختلاس، منکر رشوه، منکر ربا را بالاتر از بی‌حجابی می‌دانم و این را با صدای بلند فریاد می‌زنم، و اتفاقاً از موضع روحانیت و آخوندی و طلبگی‌ام وظیفه می‌دانم این را با صدای بلند فریاد بزنم و از هر تریبونی استفاده کنم و بگویم آن دینی که من می‌شناسم و آن دینی که من خودم را فدایی آن می‌دانم، آن دینی نیست که بی‌حجابی را یک منکری بداند بالاتر از همه‌ی منکرات. آن دینی که من می‌شناسم اولویت‌هایی دارد که حجاب اولویت اولش نیست. اولویت‌های مهم‌تر از حجاب هست.

به نظر شما چرا جمهوری اسلامی به مدل لبنان و ترکیه و کشورهای مسلمان همسایه نگاه نمی‌کند؟

اولاً ایران خصوصیات خودش را دارد – مثل خیلی از مسائل دیگر از مسائل جغرافیایی و آب و هوایی و مسائل زیست محیطش، تا مسائل اجتماعی و فرهنگش – که لزوماً تطبیق کاملی با ترکیه و پاکستان و لبنان و عراق نمی‌کند. اما من به جدّ معتقدم در حوزه‌ی مسائل فرهنگی و اجتماعی ما نیاز داریم از تجربه‌ی دیگران استفاده کنیم. قانون زمانی رَوایی و مقبولیت دارد که اولاً ناظر به واقعیت بیرونی باشد و بشود اجرا کرد. ثانیاً پیش‌فرض آن قانون مسبوق باشد و این باشد که در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی، فرهنگی کاری برایش صورت گرفته باشد. شمایی که از حجاب خوشتان نمی‌آید یا تجربه‌ی شخصی دارید – شخص شمارا نمی‌گویم – یا تجربه‌ی ناخوشایندی دارید یا تصوری که از حجاب دارید تصور منحط یا پایینی است، حجاب را مال طبقه‌ی کلفت و فقیر و بدبخت می‌دانید، حجاب را نماد جهل و نادانی می‌دانید، و من هم اگر همین تصور را از حجاب داشتم باحجاب کاری نداشتم. متقابلاً شما هم اگر تلقی‌تان از حجاب، تلقی متفاوتی بود و حجاب را یک ارزش متعالی می‌دانستید از آن فرار نمی‌کردید. اینکه من به گفتگو دعوت می‌کنم و اصرار دارم، برای این است که ماها نیاز داریم این حرف‌ها را با همدیگر بزنیم و آرزوی من این است که ما یک روزی در داخل کشور، تلویزیون ما این‌قدر ظرفیت داشت که همین موضوعات را خانم‌ها بیایند و به‌صراحت و راحتی باهم در موردش حرف بزنند.

ببینید آقای رسایی دریکی از مصاحبه‌هایش گفته که زنانی که به حجاب اجباری اعتقاد ندارند ، می‌توانند از کشور خارج بشوند. شما درواقع چه ارزیابی دارید در مورد چنین سخنانی که از طرف آقای رسایی یا خیلی‌های دیگر مطرح می‌شود که می‌گویند آن‌هایی که به حجاب اعتقاد ندارند از ایران می‌توانند بروند؟

من ادبیاتم این نیست، چون فکر می‌کنم همین ادبیات را طرف مقابل می‌تواند با من داشته باشد و ما قرار نیست باهم این‌جوری زندگی کنیم. من فکر می‌کنم که باید گفتگو کرد و سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. البته آنجایی که قانون قرار است حاکم باشد همه باید در مقابل قانون تسلیم باشیم. یکی از اتفاقات بدی که در این سالها افتاده، این است که ارزش و قیمت و اعتبار قانون را برخی ، یک مقداری سست کرده‌اند. من فکر می‌کنم قانون یک حرمت و یک اعتباری دارد که همه‌ی ما – حتی کسی مثل من – باید خودش را در مقابل قانون کاملاً خاضع و تسلیم ببیند. اما هر خانواده‌ای هم این را درک می‌کند که با قانون نمی‌شود روابط خانوادگی را حفظ کرد. ماقبل از قانون باید فضای محبت و عاطفه و رابطه و دوستی و مهربانی را ایجاد بکنیم.

آقای زائری! من آقای رسایی را مثال آوردم که گفته بودند زنانی که به حجاب اعتقاد ندارند ایران را ترک کردند، ازیک‌طرف آقای روحانی بیرون از ایران دعوت می‌کند که همه‌ی ایرانی‌ها می‌توانند بیایند و از وطنشان دیدار بکنند. شما کتاب خاطرات آقای روحانی را شاید خوانده باشید، می‌گوید که خود ایشان ازجمله کسانی بوده که در مورد اعمال قانون حجاب اجباری در اداره‌ها مسئول بوده و می‌گفت که بعضی از زن‌ها شروع کردند به نق زدن ، بازهم پافشاری کرده و این قانون اجراشده است. الآن که آقای روحانی در قدرت هست، حرف شما خطاب به ایشان چه هست؟

من فکر می‌کنم که بزرگ‌ترین کاری که آقای دکتر روحانی باید انجام بدهند این هست که الزامات و ضرورت‌های حوزه‌ی اجرا و اداره‌ی کشور را بیشتر به دوستان خودشان گوشزد بکنند. فکر می‌کنم که خیلی از دوستان درواقع سو نیتی ندارند.

من سؤالم این است که آیا الآن که ایشان در قدرت است، حرف شما خطاب به ایشان در مورد موضوع حجاب چی هست؟

من با ایشان حرفی ندارم به دلیل اینکه نسل قبل از ما با یک دیدگاه‌هایی کشور را اداره کرده و پیش برده، الآن تجربه دارد. من از آن تجربه‌ها سعی می‌کنم استفاده بکنم. اگر قرار باشد نسل ما در ادامه‌ی مسیر، خدمتی به کشور و شهروندان این کشور بکند باید از آن تجربه‌ها استفاده بکنند و کار را هم درست‌تر انجام بدهند.
آیا این مطلب در صفحه اصلی باشد ؟

برچسب‌ها: اجتماعی, حجاب, حقوق بشر, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

تندروهای ایران: مردم را برای جنگ آماده کنید!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: گروه‌های تندرو در ایران می‌گویند مسئولان کشور فقط صحبت از “توافق” می‌کنند اما “جنگ قطعا اتفاق خواهد افتاد” و باید مردم را برای جنگ آماده کرد. طرفداران دولت در مقابل می‌گویند تندروها کسب‌وکارشان در جنگ و جنگ‌طلبی است.

حسن روحانی معتقد است پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ پیروزی گفتمان “تعامل با جامعه جهانی” بود. او پیش از انتخابات گفته بود: «ما برای اینکه به اهداف ملی دست پیدا کنیم و برای اینکه کشور را از تحریم ظالمانه نجات دهیم و برای اینکه روابطمان را با دنیا براساس تعامل سازنده بنیانگذاری کنیم در این عرصه ورود کرده‌ایم.»

پس از پیروزی درانتخابات نیز گفت: «پیام انتخابات ۱۳۹۲ سیاست خارجی پویا و فعال با جهان بود که البته همراه با احترام، منافع و حفظ حقوق متقابل است.»

براین اساس او بلافاصله پس از آغاز دوره ریاست‌جمهوری‌اش مذاکره جدی با قدرت‌های بزرگ به‌ویژه آمریکا برای حل و فصل مناقشه‌ی هسته‌ای و برچیدن تحریم‌های ایران را در دستور کار نخست دولت خود قرار دارد.

دو سال مذاکرات نفس‌گیر تیم سیاست خارجی روحانی با قدرت‌های جهانی اکنون به هفته‌های و روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود. آگاهان می‌گویند اصو‌ل‌گرایان تندرو این روزها تمام نیروی خود را به کار گرفته‌اند تا مانع از توافق دولت روحانی با قدرت‌های جهانی شوند. تجمع و تحصن روزهای اخیر تندروها در شهرهای مختلف کشور بخشی از این تلاش‌هاست.

«مردم را برای جنگ آماده کنید!»

پایگاه خبری “آرمان پرس”، یکی از تریبون‌های تندورهای اصول‌گرا، در مخالفت با سیاست دولت در مذاکرات هسته‌ای، اعلام کرده که “قطعا جنگ خواهد شد” و از مسئولان کشور خواسته “مردم را برای جنگ و جهاد آماده کنند”.
تظاهرات علیه مذاکرات هسته‌ای

تظاهرات علیه مذاکرات هسته‌ای

این وبسایت نوشته است: «این روزها و در زیر سایه افزایش تهدیدها و حتی تهدید اتمی کشورمان برای اولین بار در طول انقلاب اسلامی، مسئولان نه تنها برنامه‌ای برای آمادگی مردم در مقابل این تهدیدها ندارند بلکه در اقدامی عجیب مردم را به فرار از جنگ و پناه بردن به دیپلماسی خنده که انتهای آن به هیچ عنوان مشخص نیست دعوت می‌کنند.

بیشتر بخوانید: صفحه ویژه پرونده هسته‌ای ایران

به نظر این وبسایت اصول‌گرا، دولت روحانی هیچ اعتقادی به “جنگ” و “آماده‌سازی” مردم ندارد، “اما نیروهای اصول‌گرا را چه شده است که در سکوتی خفت‌بار فرو رفته‌اند و تلاشی برای تزریق نیروی جنگ و جهاد در مویرگ‌های جامعه نمی‌کنند؟”

“آرمان‌پرس” می‌افزاید: «تا به کی باید فریاد توافق سر داد و از جنگ فرار کرد؟ مباحث مذاکره و تحریم تا به کجا؟ چرا ملت را درگیر تورم و رفاه و بیمه کرده‌ایم؟ و چرا هیچ کس خبری از جهاد پیش رو دم نمی‌زند؟ جهاد و جنگی که قطعا اتفاق خواهد افتاد.»

«کسب‌وکار تندروها در جنگ است»

یک روحانی طرفدار سیاست‌های دولت اما می‌گوید ذات وجودی و کسب و کار گرو‌ههای تندرو در “جنگ و جنگ‌طلبی است؛ حالا چه جنگ نرم، چه جنگ سرد، چه جنگ لفظی و چه جنگ با سلاح”.

آیت‌الله محسن غرویان، یکی از استادان حوزه عملیه قم با اشاره به تجمع‌های تندروها در روزهای اخیر به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت: «این‌ها (تندروها) می‌خواهند تمام مملکت را به این حالت جنگ‌طلبی بکشانند و از صلح و آرامش و روابط حسنه و توافق، اصلا تنفر دارند، به طور ژنتیکی و ذاتی این‌چنین‌اند و این تجمع‌ها هم در راستای همین هدف است.»

غرویان افزود، همین چند ساعت پیش پیامکی برای من فرستادند که “مسئولان مملکت چرا مردم را برای جنگ آماده نمی‌کنند؟ فقط صحبت از توافق می‌کنند و صحبت از آرامش می‌کنند؛ مگر جنگ و جهاد در اسلام نداریم؟ باید مردم را برای جنگ هم آماده کرد؛ سخن از توافق و سبد کالا نباید باشد”.

این استاد حوزه می‌گوید‌: «متأسفانه عده‌ای دنبال این تفکر خشونت و جنگ و زدوخورد با همه دنیا هستند و نمی‌خواهند توافق برقرار شود. مسئله دیگر هم این است که واقعا بسیاری از این‌ها درد مردم را درک نمی‌کنند و می‌گویند تحریم هیچ اثری ندارد. آن آقا هم در دولت قبل می‌گفت این قدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه‌دانتان پاره شود و از این حرف‌ها؛ اما الان همان‌ها آمده‌اند و می‌گویند تحریم‌ها باید یکجا لغو شود.»

آیت‌الله غرویان معتقد است، هدف تندروها «شکست دادن مذاکرات و دولت در زمینه دیپلماسی خارجی است چراکه اینها از انتخابات ۹۲ به این طرف عقده‌دار شده‌اند؛ کاندیدای خودشان در آن انتخابات رأی نیاورده و به هر حال می‌خواهند این دولت را زمین بزنند».

برچسب‌ها: اتمی, جنگ, درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

وزیر کشور ایران از برگزاری انتخابات به صورت الکترونیک در کلان‌شهرها خبر داد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: وزیر کشور ایران از «هماهنگی» دولت با شورای نگهبان برای برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری به صورت الکترونیک خبر داد، شیوه‌ای که در صورت تایید شورای نگهبان این دوره تنها در کلان‌شهرها به کار بسته خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، عبدالرضا رحمانی فضلی روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد اظهار داشت: «با مصوبه‌ای که دولت داشت انتظار می‌رود انتخابات دست‌کم در کلان شهرها به صورت الکترونیکی برگزار شود».

هیات دولت ایران تنها دو روز قبل طرح اجرای الکترونیکی دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنجمین انتخابات خبرگان رهبری را به تصویب رساند، اما این طرح برای اجرا در نهایت باید به تایید شورای نگهبان برسد، امری که شورای نگهبان قبلا به مخالفت با آن برخاسته بود.

اما این بار وزیر کشور ایران عنوان می‌کند که برای برگزاری انتخابات به صورت الکترونیک «هماهنگی نهایی» با شورای نگهبان صورت گرفته است.

این در حالی است که سخنگوی شورای نگهبان کمتر از یک ماه قبل با طرح مسئله بودجه برگزاری انتخابات به شیوه الکترونیک گفته بود که شورای نگهبان بودجه مورد نیاز خود را برای این منظور به دولت پیشنهاد داده، اما دولت ظاهرا آن را در نظر نگرفته و از این رو شورای نگهبان تصور می‌کند که تصمیمی برای برگزاری انتخابات این دوره به شیوه الکترونیک گرفته نشده است.

با وجود این، قائم مقام وزیر کشور ایران عنوان کرده که انتخابات این دوره دست‌کم در ۹ شهر بزرگ به صورت الکترونیک برگزار می‌شود.

حسینعلی امیری روز سه‌شنبه به خبرنگار ایرنا گفت: «در چهارمین جلسه ستاد انتخابات وزارت کشور مقرر شد تا تمهیدات لازم برای برگزاری انتخابات به صورت الکترونیکی در شهرهای تهران، کرمانشاه، شیراز، مشهد، قم، اصفهان، اهواز، تبریز، کرج و چند حوزه دیگر فراهم شود».

به گفته وی، «در مابقی حوزه‌های انتخاباتی در استان‌های دیگر کشور نیز تمهیدات لازم برای فراهم سازی صندوق‌های شفاف به صورت دستی و غیرالکترونیکی انجام خواهد شد».

بحث صندوق‌های شفاف را حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، روز ۹ خرداد به میان کشید و خواستار استفاده از این صندوق‌ها در مراکز اخذ رای شد.

آقای روحانی گفته است: «صندوق رای باید پلاستیکی و شفاف باشد تا همه آرای درون صندوق را از دور ببینند… و فردا به دروغ… نگویند که این صندوق یک‌سومش پر بود».

دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنجمین انتخابات خبرگان رهبری روز هفتم اسفند امسال برگزار می‌شود.

برچسب‌ها: انتخاباتی, تقلب, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 03 2015

بی‌آبی دربزرگترین جزیره خلیج فارس/تشنگی مردم در کنار دریا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی ::

مهرنیوز: قشم – کمبود و نبود آب در برخی روستاهای قشم به عنوان بزرگترین جزیره خلیج فارس، مردم را دچار مشکلات زیادی کرده، مردم این جزیره اکنون در کنار دریا از تشنگی و بی‌آبی رنج می برند.

به گزارش خبرنگار مهر،کمبود آب هرروز بیش از پیش در جهان حس می شود و کسانی که این کمبود را بیش از سایرین حس می کنند بی شک ساکنان شهرهای بزرگ نیستند که هرلحظه اراده کنند شیرهای آب را باز کرده با خاطری آسوده از آن استفاده می کنند بلکه ساکنان مناطق محروم که به هر دلیل زیرساخت ها دیر به آنها رسیده اولین شاکیان کمبود این مایه حیاتی هستند.

این بار در جزیره قشم و در جنوبی ترین نقطه ایران، مردم مشکل کمبود آب با تمام وجود احساس می کنند. افزایش قطعی و کمبود آب در بندر تاریخی «لافت»، مردم منطقه را مجبور کرد با در ست داشتن پلاکاردهایی در اعلام نیاز به آب آشامیدنی، اسکله را تعطیل کرده و مانع از رفت و آمد خودروها شوند.

یکی از اهالی این بندر گفت: در این چند روز به دلیل کمبود آب مردم مجبور بودند از آب دریا استفاده کنند که این موضوع مشکلات فراوانی را برای مردم ایجاد کرده است.

وی با بیان اینکه آب آشامیدنی یکی از بزرگ ترین نعمت الهی حق اولیه مردم هر سرزمین است، افزود: مسئولان هرچه زودتر باید وارد میدان شده و مشکلات مردم را حل کنند.

رییس شورای اسلامی لافت گفت: از ۷۵۰ خانوار لافت، هم اکنون ۷۰۰ خانوار آب آشامیدنی ندارند و ۵۰ تانکری که قرار بود برای آبرسانی به مردم اختصاص یابد نیز تاکنون تخصیص نیافته است.

سواحل خلیج فارس

صالح صفاری بیان داشت: هر خانوار به طور متوسط ماهانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال باید هزینه آب سهمیه ای رابدهد؛ در غیر اینصورت برای تهیه نرخ آزاد آن باید سه میلیون ریال پرداخت شود.

وی اظهارداشت: مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم قول کمک سه میلیارد ریالی برای تامین آب این منطقه داده و امیدواریم این بودجه هرچه زودتر پرداخت شود.

یک شهروند از استان البرز که در صف خروج از قشم گرفتار شده بود نیز گفت: با اینکه چند ساعت است در انتظار عبور از این مسیر هستم؛ اما به مردم حق می دهم که برای رسیدن به آب آشامیدنی، این مایه حیات اعتراض کنند.

صفاری ادامه داد: مردم لافت سه روز در انتظار آب در صف ایستادند؛ ولی پاسخی به آنان داده نشد و این خوشایند نیست که زنی به بچه ای در بغل دنبال تانکر آب بدود.

حسین رومنده بیان داشت: آب و آب شیرین کن کنار دریا هست و توان و تخصص آن نیز نزد مهندسان ما وجود دارد و با برنامه ریزی منسجم می توان به راحتی آب را در اختیار مردم گذاشت.

یکی دیگر از ساکنان لافت گفت: مردم این منطقه به استفاده از آب برکه و آب دریا پناه برده اند.

وی بیان کرد: مردم لافت هم نمی خواهند عبور و مرور دچار مشکل شود و صف چندکیلومتری خودروها ایجاد شود واین موضوع آنها را نیز آزرده خاطر می کند که دیگران به خاطر آنها منتظر بمانند، ولی این موضوع دلیلی می شود که مسئولین هرچه زودتر به بحث آب رسیدگی کنند

وی اظهارداشت: مردم بندر لافت که نبض جزیره و سرمایه گذاری قشم هستند باید مورد توجه قرار گیرند و نیاز است مدیرعامل سازمان منطقه آزاد هرچه زودتر وارد عمل شود.

آب به لافت می رسد

در ادامه این گزارش معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری قشم به خبرنگار مهر گفت: جلسه حل مشکل آب به صورت اضطراری در بندر لافت تشکیل شد تا مشکل هرچه زودتر حل شود.

مصطفی برزگر ادامه داد: بر اساس مصوبه این جلسه تصمیم گرفته شد روزانه ۵۰ تانکر پنج متر مکعبی آب از محل آب شیرین کن این منطقه به مردم این بندر اختصاص یابد.

مردم لافت پس از حدود سه ساعت و با قول مساعد مسئولین، اسکله را بازگشایی کردند. با این وجود پس تعطیلی چند ساعته اسکله بر همگان مشخص شد که نیاز مردم به آب جدی است و باید برای رفع این مشکل مسئولان با قدرت هرچه تمام تر وارد عمل شوند و به تمام وعده هایی که در سالیان گذشته داده شده هرچه زودتر جامه عمل پوشانده شود.

سواحل خلیج فارس

ابوالقاسم جراره نماینده مردم بندرعباس، قشم، خمیر و ابوموسی در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد سفر یک روزه به قشم و پیگیریها برای حل مشکل آب روستاهای جزیره قشم بیان داشت: ۵۰۰ روستا در استان هرمزگان با تانکر آبرسانی می شود، نمایندگان استان برای حل این مشکل پیگیری های زیادی را انجام داده اند.

وی عنوان کرد: خشکسالیهای طولانی مدت فضای کشور را به سمتی سوق داده که انتقال آب از خلیج فارس و خزر به استانهای مرکزی کشور مطرح شد و در برخی از نقاط استانهای ساحلی هم شاهد کلنگ زنی و آغاز احداث انتقال آب هستیم.

جراره با بیان اینکه وضعیت تامین آب شرب در کشور جزو اولویتهای مهم دولت است، بیان کرد: با دستور رهبری و مصوبه مجلس پنج هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی جهت رفع مشکل آب در روستاها به دولت اختصاص یافت. وزارت نیرو اعلام کرده با این اعتبار ۹۰ درصد مشکل آب روستاها حل خواهد شد.

وی با اشاره به پروژه مپنا در جزیره قشم بیان کرد: در آغاز به کار پروژه آبرسانی مپنا به روستاها سهل انگاری صورت گرفت تا آغاز کار رسمی آن به چند ماه دیگر عقب بیفتد. تمام تلاش ما برای حل مشکل آب روستاها در استان است و پیگیری برای جذب اعتبارات و تعریف پروژه های ملی و استانی ادامه خواهد داشت.

گزارش: نصیر عالیخانی

برچسب‌ها: اعتراضات, بی‌آبی, تشنگی, حقوق بشر, سیاسی, قشم

شما هم چیزی بگو

Jun 02 2015

۳ سال برای توهین به رهبر، مادر امید علی شناس: باید به پسر من جایزه بدهند نه ۱۰ سال زندان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

روز: ده سال زندان حکمی است که به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و توهین به رهبری برای امید علی شناس صادر شده است. فعال حقوق کودکان که مادرش در مصاحبه با روز می گوید: ما انتظار چنین حکمی را به هیچ عنوان نداشتیم، هرکجای دنیا بود به پسر من مدال می دادند اما اینجا ۱۰ سال زندان داده اند، ما اصلا این حکم را قبول نداریم و تنها امیدمان به دادگاه تجدیدنظر است که این حکم نقض شود.

امید علی شناس از ۱۳ شهریور ماه در بازداشت به سر می برد و هم پرونده ای آتنا دائمی، آسو رستمی، علی نوری و آتنا فرقدانی است. هرچند پرونده آتنا فرقدانی از این پرونده جدا شده اما بقیه این ۴ نفر در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده اند. هنوز مشخص نیست آسو رستمی و علی نوری چه حکم هایی دریافت کرده اند اما مادر آتنا دائمی روز قبل به روز گفته بود برای فرزند او ۱۴ سال حبس صادر شده. مادر امید علی شناس هم از صدور حکم ۱۰ سال برای فرزندش خبر می دهد و به روز می گوید: اتهاماتی که به امید زده اند یکی اجتماع و تبانی در جهت اقدام علیه امنیت ملی است که برای این اتهام به او ۷ سال حکم داده اند. اتهام دیگر توهین به رهبری است که 3 سال داده اند. در مجموع ۱۰ سال حکم برای امید داده اند برای این ۲ اتهامی که در دادنامه آمده و هم برای ما عجیب است، هم برای وکیل. من حتی پیش برخی مقامات رفتم از جمله نماینده دادستان؛ ابتدا گفتند احتمالا اشتباه تایپی است، شاید در تجدیدنظر درست شود.

سیمین عیوض زاده می افزاید: ما اصلا انتظار چنین حکمی را نداشتیم خود امید هم انتظار نداشت به خصوص اینکه تمام این مدت به ما می گفتند مساله ای نیست و امید به زودی آزاد می شود. به ما گفته بودند نهایت ۶ ماه حکم می دهند. یکی می گفت چند ماه دیگر آزاد می شود، یکی می گفت ۶ ماه. حتی قاضی مقیسه به ما گفته بود حداقل حکم را می دهم اما با این حکم همه ما را شوکه کردند. از ما وثیقه صد میلیون تومانی خواسته بودند، وثیقه را هم بردیم اما امید را آزاد نکردند. قاضی مقیسه گفته بود با وثیقه آزاد نمی کنیم اما در حکم تخفیف می دهیم. حالا بعد از ۹ ماه بازداشت چنین حکمی داده اند.

او می افزایداین فعال مدنی از صدور چنین حکمی خشمگین است: امید تا دو سه هفته پیش حالش خوب بود ولی از این حکم خیلی ناراحت است، خشمگین است و حق هم دارد. من سعی می کنم به او آرامش بدهم و می گویم همه تلاش مان را می کنیم که این حکم نقض شود، واقعا هم همین کار را می کنیم. ما اصلا این حکم را قبول نداریم و امیدمان به دادگاه تجدیدنظر است.

او درباره فعالیت های فرزندش توضیح می دهد: کار امید فعالیت برای حقوق کودکان کار بوده، حتی عکس های او را در سایت ها ببینیدمشخص است که درباره کودکان کار فعالیت می کند. با چند نفر از دوستان اش از جمله آتنا دائمی برای حقوق کودکان کار فعالیت می کرد البته با خانواده هایی که فرزندان شان کشته یا اعدام شده اند هم دیدار می کرد. یک اعلامیه هم تنظیم کرده بودند که حکم اعدام یک زندانی سیاسی را متوقف کنید. هیچ چیز توهین آمیزی هم نداشته. اینها همه کارهایی است که امید کرده و حالا ۱۰ سال زندان داده اند. واقعا می گویم، برای کاری که امید کرده باید به او جایزه بدهند، هر جای دنیا بود به او مدال می دادند اما اینجا ۱۰ سال زندان داده اند. حتی تجمع کوبانی جلوی سازمان ملل را در دادنامه امید آورده اند، اتهام او این است که رفته جلوی سازمان ملل و به کشتار مردم کوبانی اعتراض کرده. به چنین شخصی با این احساس مسئولیت باید جایزه بدهند نه زندان.

سوال می کنم بعد از صدور حکم موفق به ملاقات یا صحبت با قاضی پرونده شده اید؟ می گوید: قاضی که عمدتا خیلی با خانواده های زندانیان برخورد خوبی ندارد که آدم بتواند با او صحبت کند. یعنی خانواده های متهم را هم به عنوان متهم می بیند.

او سپس به شرایط فرزندش در زندان اشاره می کند و توضیح می دهد: امید ۱۳ شهریور دستگیر شد ۹ ماه زندان بود که حکم دادند. یک ماه انفرادی بود، بعد وقتی او را بردند بند عمومی می گفت انگار وارد بهشت شدیم. برای من تعریف می کرد که چقدر سخت بوده دوره انفرادی، آنها را حتی به دستشویی هم با چشم بند می بردند، با چشم بند هواخوری می بردند و. . . . بند ۸ یکی از بدترین بندهای اوین است ببینید چی بوده که وقتی وارد بند ۸ شده بود می گفت انگار وارد بهشت شدیم! در بند ۸ در یک اتاق ۳۱ نفر هستند که برای ۱۲ نفر تخت و جای خواب است و بقیه روی زمین می خوابند، در راهروها و حتی درتوالت می خوابند. از طرفی جرایم تفکیک نشده و آدم های کلاهبردار و دزدهای دریایی سومالی و هرگونه جرایمی آنجا است. اصلا شرایط خوبی ندارد این بند و با اینکه بارها و بارها زندانیان نامه نگاری کرده اند برای اینکه از حداقل حقوق قانونی و انسانی برخوردار شوند هیچ رسیدگی نشده.

خانم عیوض زاده وضعیت عمومی فرزندش را خوب توصیف می کند اما در عین حال می گوید: او برای اینکه ما نگران نشویم خیلی مسائل را به ما نمی گوید، باید صد بار سوال کنیم تا یک چیزی را بگوید، ما اما از طریق سایر خانواده ها بالاخره متوجه می شویم. در حال حاضر وضعیت جسمی عمومی اش بد نیست اما خب واقعا ناراحت است.

اواضافه می کند : مساله ای که واقعا می خواستم بگویم این است که وقتی آمدند امید را دستگیر کنند اصلا نگفتند به چه اتهامی می برند، تنها گفتند برای چند سوال است. من هم اینقدر وضعیت و حواس ام پرت بود که به نامه ای که نشان دادند توجه نکردم. وسایل شخصی امید را بردند؛ از کامپیوتر تا سایر وسایل اش و بعد اتهام زدند. بالاخره توی کامپیوتر همه، چیزهایی هست از جوک تا چیزهایی که ممکن است برای شان فرستاده شده و خود آنها نوشته باشند. بعد بیایند براساس همین چیزها اتهام بزنند واقعا مسخره است.

برچسب‌ها: حقوق بشر, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 02 2015

سرلشگر فیروزآبادی: دولت ایران زمینه ساز ظهور امام زمان است/ داعش به 40 کیلومتری ما برسد نابودش می کنیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

عصرایران: رییس ستادکل نیروهای مسلح گفت: دولت جمهوری اسلامی ایران، نظام آماده کننده زمینه ظهور امام زمان(عج) است.

به گزارش ایرنا، سردار سرلشکر بسیجی سیدحسن فیروزآبادی روز سه شنبه در مراسم افتتاح مجموعه فرهنگی شهید تهرانی مقدم که در محل سازمان پدافند غیرعامل کشور برگزار شد، افزود: می خواهیم که حاکم جهان یعنی مهدی فاطمه(عج) بیاید، از این رو باید خود را آماده کنیم.

وی انتظار فرج را افضل اعمال خواند و گفت: انتظار فرج زمینه ظهور را فراهم می کند.

رییس ستادکل نیروهای مسلح ادامه داد: دولت جمهوری اسلامی ایران با تمام خوبی ها و انتقادهایی که به آن وارد است، نظام زمینه ساز ظهور است.

سرلشکر فیروزآبادی افزود: هر کسی در هر قوه ای برای پیشرفت این نظام کاری کند و این کار برای رضای خدا باشد، این کار او انتظار فرج است.

داعش جرات نزدیک شدن به مرزهای ایران را ندارد

رییس ستادکل نیروهای مسلح با تاکید بر این‌که «داعش جرات نزدیک شدن به مرزهای ما را ندارد»، ‌گفت که مصمم هستیم هرگاه رد پای داعش به 40 کیلومتری آن طرف مرزهای ما در هر کدام از کشورها برسد در همان محل نابودش کنیم.

سرلشکر حسن فیروزآبادی در حاشیه مراسم افتتاح مجتمع فرهنگی سردار سرلشگر شهید تهرانی‌مقدم در پاسخ به ایسنا در مورد میزان امنیت مرزها برای مقابله با تهدید احتمالی داعش با توجه به آخرین اظهارنظرها در این زمینه با ابراز تاسف از انتشار برخی اخبار افزود: ما هرگز داعشی در مرزهای‌مان نداشتیم. داعش جرات نزدیک شدن به مرزهای ما را ندارد. مصمم هستیم هرگاه رد پای داعش به 40 کیلومتری آن طرف مرزهای ما در هر کدام از کشورها برسد در همان محل نابودشان کنیم؛ بنابراین هیچ تهدیدی از این بابت از جانب داعش در مرزها مطرح نیست.

برچسب‌ها: تروریزم, خاورمیانه, داعش, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .