اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Feb 05 2015

گربه‌های چاق آریستوکرات، بیوت صالحه و حق ویژه‌ی حکومت داری

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

حودنویس: گربه‌های چاق آریستوکرات، بیوت صالحه و حق ویژه‌ی حکومت داری
طبقه‌ی ممتازه‌ی جمهوری اسلامی برای‌ خود ویژگی‌های الهی و اسطوره‌ای و اصالت تبار قائل است و از این که منابع و قدرت انحصاری دارد به هیچ روی شرمنده نیست

از مبانی تفکیک و تعطیل ناشدنی جمهوری اسلامی وجود طبقه‌ی ممتازه است. این طبقه برای خود ویژگی‌های الهی و اسطوره‌ای و اصالت تبار قائل است و از این که منابع و قدرت انحصاری دارد به هیچ روی شرمنده نیست. این امتیازات از موانع جدی دمکراسی در ایران است. از این جهت آشکارسازی این گونه دیدگاه‌ها یک ضرورت برای کسانی است که می‌خواهند فرایند گذار به دمکراسی را در ایران تسهیل کنند.

پس از روی کار آمدن دولت روحانی زبان کسانی که در دوران احمدی نژاد به دلیل پیش بینی ناپذیری و افشاگری وی علیه منتقدان درون حکومتی‌اش بسته بود باز شده است. یکی از اینها صادق خرازی سفیر سابق جمهوری اسلامی در پاریس و از یاران محفل محمد خاتمی است. او چند گاهی است طابق النعل بالنعل به توجیه مواضع خامنه‌ای در سیاست خارجی اشتغال دارد تا آنجا که هم محفلی‌های خود را نیز از انتقاد در باب عدم پیروی از ولی فقیه محروم نمی‌کند. البته همه‌ی این توجیهات مقدمه‌ای بود برای راه اندازی حزب ندای ایرانیان و دنبال کردن مسیر جاه طلبی یکی از خرازی‌ها برای گرفتن سهمی بیشتر از کیک امتیازات توسط یکی از آقازاده‌ها.

اصالت تبار

صادق خرازی در پاسخ منوچهر متکی به انتقادات وی از وزیر سابق خارجه او را غیر مستقیم بی‌ریشه و تبار خواند و گفت: «به ‌زعم من آقای احمدی‌ نژاد دو لطف و دو خدمت در نصب و عزل شما به جناب‌عالی كردند، نخست آنكه شما را در كرسی وزارت خارجه كه شان انسان‌های وزین و متین و دارای تبار است نشاندند.» (آفتاب، ۱۳ فروردین ۱۳۹۰) بدین ترتیب کرسی وزارت خارجه در شان برادر ایشان است و دیگر آقازاده‌های خانواده‌های روحانیون.

علی لاریجانی نیز در مقام انتقاد از برخی از اعضای خانواده‌ی خمینی (پس از انتشار نوشته‌های نعیمه‌ی اشراقی) از «بیوت صالحه» در جمهوری اسلامی و در میان روحانیت یاد می‌کند با این دلالت که عضویت در یک خانواده می‌تواند برای یک فرد ویژگی‌های اخلاقی و مذهبی به بار آورد و اعضای این خانواده‌ها باید حواس‌شان به این موضوع باشد.

باور به اصالت تبار صرفا به دوران جمهوری اسلامی باز نمی‌گردد بلکه ریشه در نظام سلطنتی دیرینه‌ی کشور و نیز باورهای سنتی روحانیت دارد تا حدی که عنصر تبار در میزان شهریه‌ی افراد دخالت داشته است: «گاهی هم سادات مقداری بیش از غیر سادات شهریه می‌گیرند.» (طلاب حوزه علمیه چقدر شهریه می‌گیرند؟ الف، ۲۲ فروردین ۱۳۹۰)

باور به اصالت تبار که در رژیم‌های تمامیت خواه به تبعیض و کشتار جمعی می‌انجامد در میان روحانیون جاری و ساری بوده است اما قدرت مطلقه در جمهوری اسلامی این باور را تقویت کرده است. روحانیون و اعضای خانواده‌ی آنها که یک شبه و بدون هیچ زحمت و مراجعه‌ای به مردم یا پاسخگویی و نظارت آنها صاخب قدرت و ثروت‌های کلان شده‌اند چنین تصور می‌کنند که این مزایا و منابع به خاطر اصالت تبار به آنها تعلق گرفته است در حالی که نزدیکی به قدرت استبدادی و حمایت بی چون و چرا از آن رمز قدرت این خانواده‌هاست: «جناب رئیس جمهور محترم می‌دانند که در سیستم سیاسی ایران آنچه عامل موفقیت ایشان در دسترسی به اهداف متعالی و آرمان‌های رئیس جمهور می‌شود، اعتمادی است که رهبری و ارکان قدرت به ایشان دارند.» (صادق خرازی در انتقاد به گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما، فیس‌بوک وی، ۳۰ مهر ۱۳۹۲)

این خانواده‌ها که پس از حدود چهار دهه حکومت در ایران مدعای اصالت تبار و حق ویژه‌ی حکومت به واسطه‌ی آن هستند چه ویژگی‌هایی دارند؟ چرا برای خود امتیازات ویژه قائل هستند؟ این خانواده‌ها چطور به یکدیگر متصل شده‌اند؟

فراجناحی‌اند

خانواده خرازی نمونه‌ای از خانواده‌های فراجناحی و مدعی تبار است. صادق خرازی فرزند محسن خرازی عضو فعلی مجلس خبرگان رهبری و نواده «مهدی خرازی» از بازاریان تهران سال‌های پیش از انقلاب و یکی از تامین کنندگان مالی موسسه‌ی در راه حق تحت نظر مصباح یزدی است. کمال خرازی وزیر خارجه در دولت محمد خاتمی، عموی صادق خرازی و عضو و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی است. خواهر صادق خرازی همسر مسعود خامنه‌ای یکی از چهار پسر خامنه‌ای است. محمد باقر خرازی برادر صادق خرازی تشکیلاتی با نام حزب‌الله ایران دارد. صادق خرازی اما خود ظاهرا در شمار اصلاح‌طلبان نزدیک به محمد خاتمی است و در انتخابات ۱۳۸۸ مشاور موسوی در حوزه‌ی سیاست خارجی بود. پسر صادق خرازی با فاطمه خاتمی دختر محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی (نوه خمینی) ازدواج کرده است.

پیوندهای این خانواده با نقاط مختلف راس هرم قدرت به گونه‌ای بوده است که در همه‌ی دولت‌ها دارای مناصب حکومتی بوده‌اند. صادق خرازی که در دولت رفسنجانی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل و در دولت خاتمی سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه بود در دولت احمدی نژاد هم پست و مقام می‌گیرد: «كمال خرازی، رييس پژوهشگاه علوم شناختي با حكم معاون علمي و فناوري رييس جمهور به عنوان دبير ستاد راهبري توسعه علوم و فناوري‌هاي شناختي منصوب شد.» (ایسنا، ۱۶ اسفند ۱۳۹۰) هر مقام دولتی در زمانی که بخواهد سهم بیت رهبری را ادا کند افراد نزدیک به بیت را به مقاماتی منصوب می‌کند. این افراد از همین خانواده‌های مدعی تبار مثل خرازی‌ها و لاریجانی‌ها هستند.

تقدم خویشاوندی بر صنف

روابط خویشاوندی نسبی و سببی در میان کاست روحانیت شیعه بسیار قدرتمند‌تر از روابط صنفی است. بخشی از روابط صنفی نیز با روابط خویشاوندی تحکیم می‌شود. نمونه‌ی بسیار خوب روابط خویشاوندی در حضور آقازاده‌های روحانی و غیر روحانی روحانیون در سطوح بالای قدرت، برادران لاریجانی هستند.

لاریجانی‌ها پنج برادر و فرزند میرزا هاشم آملی هستند. سه تن از لاریجانی‌ها با دختران آخوندهای سرشناس و پرنفوذ ازدواج کرده اند: علی با دختر مرتضی مطهری، صادق با دختر وحید خراسانی، و باقر با دختر حسن زاده‌ی آملی. مصطفی محقق داماد نیز با خواهر لاریجانی‌ها ازدواج کرده است. صادق و علی روسای قوای مقننه و قضاییه‌اند؛ فاضل قبلا رایزن فرهنگی ایران در کانادا و اکنون عضو شورای راهبردی مراکز علمی است؛ محمد جواد معاون قوه‌ی قضاییه و مسوول توجیه نقض حقوق بشر در ایران و فحاشی به نمایندگان سازمان ملل در حوزه‌ی حقوق بشر در مجامع جهانی و باقر معاون سابق وزارت بهداشت و اکنون مدیر طرح‌های تحقیقات بنیادی در حوزه‌ی سلاح‌های بیولوژیک است.

چرخه‌های تقویت کننده

روابط قدرت در درون و میان خانواده‌‌های خمینی، خامنه‌ای، طبسی، دستغیب، خاتمی، کنی، لاریجانی، خرازی، اردبیلی، شاهرودی، مشکینی و هاشمی و صدها خانواده‌ی حول و حوش آنها (حائری شیرازی، وحید خراسانی، خوشوقت، مطهری، نجابت، ری شهری، اشراقی، بجنوردی، مرعشی، روحانی-فریدون، علم الهدی، رئیسی) نه تنها به کسب قدرت کمک می‌کند بلکه قدرت را در میان اعضای این خانواده‌ها استمرار می‌بخشد. برای آن که این چرخه به راحتی و بدون مانع عمل کند دیگر اعضای جامعه نباید تشکل و سازمانی داشته باشند و صرفا نقش تابع و فرمانبردار برای آنها تعریف شده است. با همین توجیه است که یکی از روحانیون آریستوکرات در جمهوری اسلامی می‌گوید: «در مقابل روحانيت حزب درست نكنيد.» (مهدوی کنی، ایسنا، ۱ اسفند ۱۳۹۰)

بیمه‌ی خانوادگی

علت توزیع ثروت و منزلت و قدرت در میان اعضای این خانواده‌ها آن است که اعضای آن باور دارند تافته‌ی جدا بافته‌ای هستند صرفا به دلیل آن که در یک خانواده‌ی خاص پرورش یافته‌اند. آنها بر این باورند که تنها عاملی که این افراد را از فساد دور می‌کند همین پیوندهای خانوادگی است: «افرادی در خانواده‌های اصیل دینی رشد کرده و قانون صله رحم و حفظ پیوند اعضا را ادراک کرده و عمل نموده‌اند، وقتی وارد اجتماع رسمی شدند، دست به افساد در زمین نمی‌زنند، زیرا با روح پیوند و ایثار، گام به جامعه نهاده‌اند، ولی کسانی که از خانواده‌های غیر دینی برخاسته‌اند، چون اصل پیوند فطری بین اعضا، در اثر رعایت نکردن قانون صله رحم و لزوم ایثار و تعاون و… فراموش شده است؛ لذا با ورودشان به جامعه رسمی، پدیده‌های توحش و تنمّر نیز ظهور خواهد کرد.» (عبدالله جوادی آملی، تابناک، ۹ فروردین ۱۳۹۱) جمهوری اسلامی با فساد شایع میان مقامات و دروغ و تقلب رایج خلاف این باور را به اثبات رسانده است.

محرومیت منتقدان از خیر دنیا و آخرت

بر پایه‌ی همین باور به اصالت تبار و برگزیدگی این قشر است که روحانیون منتقدان خود را گمراه و سرگردان می‌دانند و بر این باورند که اگر کسی با آنها مخالفت کند (که از نظر آنها هر گونه مخالفت توهین و بی‌احترامی به شمار می‌آید) از زندگی در دنیا و آخرت خیر نخواهد دید: «بر اساس آنچه از روايات اهل بيت استفاده مي‌شود و به تجربه نيز اثبات شده است، اگر کسي حرمت علماي ربّاني را حفظ نمايد و آنان را گرامي بدارد، به حسن عاقبت دست خواهد يافت… همچنين اگر کسي به مراجع تقليد و علماي بزرگوار دين، بي‌احترامي نموده و اهانت و اتهامي به ايشان وارد سازد، در زندگي دچار سرگرداني و سردرگمي خواهد بود، ضمن اينکه در روز قيامت با خشم و غضب خداوند متعال مواجه خواهد شد.» (مظاهري، تابناک، ۲۸ فروردین ۱۳۸۹) این گونه سخنان به جای آن که تجربی و پیشگویانه باشند بیشتر به نفرین و لعنت می‌مانند.

برچسب‌ها: سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 05 2015

سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله: قدم‌ زدن‌ها با آمریکا باعث سقوط بازرگان شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دیگربان: سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله به طور تلویحی نسبت به سقوط دولت حسن روحانی به خاطر مذاکره با آمریکا هشدار داد.

آقای قاسمی گفته سیاستی که حسن روحانی در قبال آمریکا در پیش گرفته در دوره چهارساله دولت یازدهم از بین رفته و مضمحل خواهد شد.

وی به منتقدان محافظه‌کار دولت یازدهم توصیه کرده از حمله تند به این دولت خودداری کنند٬ چرا که دولت یازدهم قصد دارد رهبری را مسئول شکست دیپلماسی «لبخند» در برابر غرب معرفی کند.

قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیاده‌روی محمدجواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو اشاره کرده و گفته ریشه این پیاده‌روی به دولت موقت مهدی بازرگان باز‌می‌گردد.

به گفته وی ابراهیم قطب‌زاده و ابراهیم یزدی هم با آمریکایی‌ها رفت و آمد و مذاکره داشتند که آن «قدم‌زدن‌ها» باعث «سقوط» دولت بازرگان شد.

این فرمانده حزب‌الله نوع تعامل دولت روحانی با غرب را نوعی «خیانت» دانسته است.

برچسب‌ها: آمریکا, روابط بین‌المللی, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 05 2015

حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات: مذاکره با آمریکا از ۱۰ سال پیش در حال انجام است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دیگربان: حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات می‌گوید ایران و آمریکا بیش از ۱۰ سال است به طور غیر‌علنی مشغول مذاکره هستند.

آقای مصلحی گفته آمریکایی‌ها در این مذاکرات بار‌ها به طرف‌های ایرانی گفته‌اند که جمهوری اسلامی معادلات منطقه را به هم ریخته است.

وی اضافه کرده آمریکا در مذاکره قابل اعتماد نیست و باید مذاکره با این کشور مدیریت شود تا ضرری متوجه جمهوری اسلامی نشود.

جمهوری اسلامی و آمریکا پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی در ایران و با موافقت علی خامنه‌ای٬ مذاکرات علنی خود درباره برنامه هسته‌ای تهران را آغاز کرده‌اند.

آغاز علنی این مذاکرات بازتاب‌های زیادی در جهان داشته و در داخل ایران نیز محافظه‌کاران تندرو با حفظ بسیاری از شرایط و ضوابط می‌گویند موافق این مذاکرات هستند.

این دسته از محافظه‌کاران می‌گویند دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا ابدی است و ایران تنها برای دفع یک خطر بزرگ حاضر به مذاکره با آمریکا شده است.

برچسب‌ها: آمریکا, روابط بین‌المللی, سیاسی, مذاکره, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 05 2015

چرا برژینسکی بی سر و صدا دنبال بهشتی بود؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: تازه چهار روز از کشته شدن محمد بهشتی و ده‌ها همفکرش در بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی می‌گذشت که آیت الله خمینی فرزندان و همسران قربانیان را در حسینیه جماران جمع کرد تا به آن‌ها تسلیت بگوید و برای ملت نطقی ایراد کند.

رهبر ایران در سخنرانی بامداد پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۶۰، آمریکا و «تفاله‌های آمریکا»، را عامل ترور آقای بهشتی و هم حزبی‌هایش اعلام کرد و گفت: «امروز همه ملت باید سازمان اطلاعات باشد.»

او افزود: «ما نباید فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله‌های آمریکا، این تفاله‌هایی که قالب زدند خودشان رو، ما غفلت کردیم. الان هم هستند… ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند.»

بازماندگان قربانیان هم – لباس سیاه بر تن و گل سرخ در دست – شعار می‌دادند: «آمریکا در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه.»

این عزاداران – برخلاف آیت الله خمینی که اسناد تماس های آقای بهشتی با سفارت آمریکا را دیده بود – به احتمال قوی خبر نداشتند بهشتی از چه جایگاه مهمی در نزد دولت آمریکا برخوردار بوده و واشنگتن در تلاش‌های محرمانه برای مذاکره با حکومت، تا چه حد روی این مغز متفکر جمهوری اسلامی حساب می‌کرده است.

از نظر آمریکا، ایران «پر از بهشتی» هم نبود؛ در نظام نوپای جمهوری اسلامی فقط یک محمد بهشتی وجود داشت،‌‌ همان روحانی تحصیل کرده، دنیا دیده و بسیار بانفوذ در حلقه قدرت آیت الله خمینی که برخلاف چپ‌های تندرو و مذهبیون افراطی، گفتگوهای بی‌سر و صدا با «امپریالیسم جهانی» را خیانت به آرمان‌های انقلاب نمی‌دانست.

به خاطر این ویژگی‌های منحصر به فرد بود که حتی بعد از گروگان گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران، دولتمردان آمریکا در بالا‌ترین سطوح به تلاش برای تماس با او ادامه دادند و از هر طریق ممکن برایش پیام فرستادند.
برژینسکی به دنبال بهشتی
جورج کیو، مامور بازنشسته سیا می گوید:

بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک می‌کرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.

گفتگوهای پشت پرده اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی با آمریکایی‌ها همواره یکی از زوایای تاریک تاریخ انقلاب بوده، اما با انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا این زاویه تاریک کم کم در حال روشن‌تر شدن است.

بنا بر یک گزارش فوق سری وزارت خارجه آمریکا که اخیرا از حالت طبقه بندی خارج شده و محتوایش برای اولین بار در این مقاله بیان می‌شود، در اواخر دی ۱۳۵۸ (ژانویه ۱۹۸۰)، زیبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کار‌تر، رئیس جمهوری آمریکا، از دولت الجزایر می‌خواهد که به عنوان رابط برای تماس با بهشتی به واشنگتن کمک کند.

حدود دو ماه از اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط جوانان رادیکالی که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» نام نهاده بودند می‌گذشت و کار‌تر با وجود قطع روابط دیپلماتیک با ایران، سخت در تلاش بود که برای خروج از بحران و آزادی گروگان‌ها راهی پیدا کند.

حالا معلوم شده یکی از راه‌هایی که به ذهن مشاور امنیت ملی او خطور کرده، مذاکره مستقیم با شاگرد پرنفوذ آیت الله خمینی، محمد بهشتی بوده است.

آمریکا برای نزدیک شدن به آقای بهشتی – که برخلاف روحانیان دیگر سابقه زندگی در آلمان را داشت و زبان انگلیسی را هم دست و پا شکسته صحبت می‌کرد – دلایل خودش را داشت.

همان طور که پیش‌تر در مقاله مقامات آمریکایی از دیدارهای محرمانه با بهشتی می‌گویند توضیح داده شد، بهشتی از معدود روحانیان متحد آیت الله خمینی بود که در روزهای بحرانی انقلاب ۵۷ و ماه‌ها پس از تاسیس جمهوری اسلامی بی‌سر و صدا با مقامات سفارت آمریکا و فرستادگان واشنگتن، دیدار و گفتگو می‌کرد، بنابراین آمریکایی‌ها با او آشنایی قبلی داشتند.

اما شاید مهم‌تر از مراودات سابق، افزایش قدرت محمد بهشتی و متحدانش در پی سقوط دولت میانه‌روی مهدی بازرگان باشد و اینکه واشنگتن همواره دبیرکل حزب جمهوری اسلامی را شخصیتی واقع بین و در عمل مرد شماره دو حکومت می‌دانست.

با کنار رفتن دولت موقت، اداره امور اجرایی کشور به دست شورای انقلاب افتاده بود، نهادی که بنا بر ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، محمد بهشتی پرنفوذ‌ترین عضو آن به حساب می‌آمد.

یک روز بعد از گروگان گیری، سیا در گزارش خود به کاخ سفید درباره بهشتی نوشته بود: «مقامات آمریکایی که او را از نزدیک دیده‌اند می‌گویند از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است. او (بهشتی) در برابر گروهای سیاسی مذاکره کننده سرسختی بوده ولی در مقایسه با خمینی بیشتر ‍ حاضر به مصالحه است.»

چنین ارزیابی‌هایی بود که باعث شد شخصی مانند برژینسکی – که در ایران به خصومت شدید با انقلاب شهرت یافته بود – از دولت الجزایر برای ایجاد کانالی محرمانه به محمد بهشتی کمک بخواهد.
هراس الجزایر
بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا در گزارشی محرمانه به معاون کارتر: به نظر ما، بهشتی مطلوب‌ترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشه‌هایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه می‌تواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک می‌کند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرف‌های تبلیغاتی بی‌اساس یا دروغ‌هایی که عملکرد (صادق) قطب‌زاده را مخدوش کرده نمی‌زند.

درخواست برژینسکی را الریک هاینس، سفیر وقت آمریکا در الجزایر روز ۲۳ دی ۱۳۵۸ (۱۳ ژانویه ۱۹۸۰) با محمد صدیق بن یحیى، وزیر خارجه الجزایر مطرح کرد ولی از وی جواب رد گرفت.

آقای هاینس سالهاست که بازنشسته شده است و در ایالت فلوریدا زندگی می‌کند.

او به بی‌بی سی فارسی می‌گوید مقامات الجزایری «ابدا نمی‌خواستند دست به اقدامی بزنند که اعتبارشان نزد رژیم خمینی خدشه دار شود.»

بنا بر سند منتشر شده، وزیر خارجه الجزایر به سفیر آمریکا می‌گوید فقط از طریق صادق قطب‌زاده، وزیر خارجه «بی‌قدرت» ایران، به جمهوری اسلامی دسترسی دارد و به همین علت تماس مستقیم با‌ محمد بهشتی را اقدامی مناسب و امکان پذیر نمی‌داند.

بن یحیى همچنین به واشنگتن پیام داد حتی اگر تماس با آقای بهشتی محقق شود، خطر برملا شدنش زیاد است و می‌تواند نفوذ و اعتبار الجزایر را در ایران از بین ببرد.

دو ماه قبل از آن، ‌ آقایان بازرگان، یزدی (وزیر خارجه) و چمران (وزیر دفاع)، در الجزایر با هیات آمریکایی به سرپرستی برژینسکی دیدار و گفتگو کرده بودند. درز خبر «دیدار مخفیانه لیبرال‌ها» با برژینسکی در حالی که آمریکا تازه به شاه برای درمان سرطان اجازه ورود داده بود، با واکنش تندرو‌ها مواجه شد؛ سه روز بعد «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» ابتکار عمل را در دست گرفتند و با «اشغال انقلابی جاسوسخانه آمریکا»، فصل تازه‌ای در تاریخ روابط پر فراز و نشیب ایران و ایالات متحده رقم زدند.

افشاگری‌های پیروان «خط امام» علیه «خط سازش» و چهره‌های سیاسی‌ای که با سفارت در تماس بودند، آن طور که خود سال‌ها بعد اذعان کردند، بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی شامل حال دبیرکل حزب جمهوری اسلامی نشد.

در فضای چپی و متشنج آن زمان اگر اسنادی که در آن آمده بود که ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران با محمد بهشتی دیدار داشته و درِ دفتر کار آقای بهشتی در ساختمان سابق مجلس سنا به روی کارکنان «جاسوسخانه» باز بوده، می‌توانست هزینه سیاسی سنگینی برای هیات حاکمه داشته باشد.
«از آنتونی کوئین تا سیاستمداری حیله گر»
سند ارزیابی وزارت خارجه آمریکا

بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر می‌رسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش می‌کند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوان‌تر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند می‌زند و برخورد دوستانه‌ای از خودش نشان می‌دهد…. تقریبا همه ایرانی‌هایی که سفارت (آمریکا) با آن‌ها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف می‌کنند.

بنا بر اسناد تازه منتشر شده وزارت خارجه آمریکا، حدود یک هفته قبل از آنکه برژینسکی برای تماس با بهشتی به الجزایر متوسل شود، والتر ماندیل، معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز از وزارت خارجه خواسته بود خلاصه‌ای از شرح حال و سوابق آقای بهشتی را برای او آماده کند.

گزارش شرح حال بهشتی در روز ۱۵ دی ماه ۱۳۵۸ (پنجم ژانویه ۱۹۸۰) توسط بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا (اداره اطلاعات و تحقیقات) برای ارایه به معاون رئیس جمهوری آماده شده بود.

این گزارش یک صفحه‌ای حاوی خلاصه‌ای از مراودات پیشین آقای بهشتی با مقامات آمریکایی است و دیدگاه آنان نسبت به وی را روشن می‌کند:

«بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر می‌رسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش می‌کند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوان‌تر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند می‌زند و برخورد دوستانه‌ای از خودش نشان می‌دهد.»

«تقریبا همه ایرانی‌هایی که سفارت (آمریکا) با آن‌ها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف می‌کنند.»

«بهشتی حداقل پنج سال به عنوان مشاور مذهبی دانشجویان ایرانی در هامبورگ زندگی کرده است. (به همین خاطر شایعاتی وجود دارد که در آن دوران از ساواک پول می‌گرفته. ما به صحت این حرف تردید داریم).»

«بهشتی به زبان آلمانی مسلط است اما انگلیسی را آهسته، مبهم و با احتیاط صحبت می‌کند. او فرد اندیشمندی است و کسانی که با او در تماس بوده‌اند را تحت تاثیر قرار داده. یکی از معدود رهبران مذهبیست که جهان مدرن را به وضوح درک می‌کند.»

«به نظر ما، بهشتی مطلوب‌ترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشه‌هایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه می‌تواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک می‌کند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرف‌های تبلیغاتی بی‌اساس یا دروغ‌هایی که عملکرد (صادق) قطب‌زاده را مخدوش کرده نمی‌زند.»
آمریکا چطور بهشتی را شناخت؟
بهشتی یک بار گفته بود: «من معتقدم اگر دشمن می‌خواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزه‌مان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد به دست بیاوریم.»

آمریکا محمد بهشتی را به خاطر رابطه نزدیکش با نهضت آزادی و رییس این تشکیلات، مهدی بازرگان، که خود گرایشات مذهبی داشت و از دیرباز با آیت الله خمینی و آیت الله طالقانی در ارتباط بود، می‌شناخت.

بنا بر سند شرح حال محمد بهشتی و اظهارات مقامات آمریکایی، معرف اصلی محمد بهشتی به سفارت ایالات متحده در تهران، یکی از دوستان آمریکایی نهضت آزادی به نام ریچارد کاتم بوده است.

آقای کاتم بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود ولی کودتای ۲۸ مرداد علیه محمد مصدق را اشتباه می‌دانست و در بین مخالفان ملی-مذهبی شاه با چهره‌هایی نظیر مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده به خوبی آشنا بود.

هنری پِرِکت، مسوول بخش ایران وزارت خارجه آمریکا در زمان انقلاب، پیشتر به نگارنده گفته بود معرف بهشتی به سفارت ریچارد کاتم بوده است. گزارش شرح حال بهشتی که برای معاون کار‌تر فرستاده شده بود، نیز حرف آقای پِرِکت را تایید می کند.

در این گزارش آمده: ‌«ما اولین بار در ژانویه ۱۹۷۹ با بهشتی تماس داشتیم، ‌ وقتی که ریچارد کاتم او را به عنوان یکی رهبران نیروهای مخالف (طرفدارخمینی) در تهران برای ما شناسایی کرد.»

گزارش می‌افزاید: «متعاقبا ما هر از گاهی با او ملاقات داشتیم تا در ماه ژوئن ۱۹۷۹ از ملاقات کارمندان سفارت آمریکا در تهران خودداری اما موافقت کرد که سوالات کتبی آن‌ها را پاسخ بدهد.»

محمد بهشتی البته در پاییز ۱۳۵۸ – فقط چند روز پیش از حمله به سفارت، کاردار‌ آمریکا (بروس لینگن) و آقای پِرِکت را در دفتر کارش پذیرفته بود که گزارش آن دیدار سال‌ها پنهان نگه داشته شد و سرانجام پس از سه دهه چند سال پیش به عنوان تنها تماس وی با مقامات آمریکایی در ایران منتشر شده است. اما دیدار با لینگن و پِرِکت تنها دیدار دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با فرستادگان واشنگتن نبوده است.

آن طور که در مقاله « فرستاده سیا در تهران؛ دیدار با بازرگان، ملاقات خصوصی با بهشتی»؟ به آن پرداخته‌ام، حتی یک مامور ارشد سازمان سیا هم به نام رابرت ایمز نیز که در اواخر مرداد برای دیدار و ارایه گزارش اطلاعاتی به دولت بازرگان به تهران سفر کرده بود بنا بر گفته همکاران سابقش، با محمد بهشتی ملاقاتی داشته است.
بهشتی در مورد اسنادی که از وی در سفارت کشف شده بود گفت:

خوشبختانه گفته شده که این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازه‌ای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر می‌یابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.

جورج کیو، مامور سابق سیا در ایران و از همکاران نزدیک رابرت ایمز، به بی‌بی سی فارسی می‌گوید ایمز پس از بازگشت به واشنگتن، از دیدارش با بهشتی به او گفته بود.

او می‌گوید: «ایمز گفت که بهشتی او را بسیار تحت تاثیر قرار داد. او گفت بهشتی معتقد بود که فرصت خوبی به دست آمده که روحانیان در عرصه سیاسی ایران نقش فعالی ایفا کنند – چیزی که در دوران شاه از آن پرهیز می‌کردند.»

آقای کیو می‌افزاید: «ایمز گفت نکته جالب در مورد او این است که چون چند سال در هامبورگ زندگی کرده از تمام آخوندهای دیگر غربی‌تر است و در صحبت‌هایش از مفاهیم سیاسی غربی استفاده می‌کرد… اینکه حزب سیاسی‌ای را سازماندهی کند و نقش مهمی در عرصه سیاسی ایران ایفا کند.»

وی به خاطر می‌آورد: «چیزی که ایمز به من گفت این بود که روحانیون به طور گسترده وارد سیاست خواهند شد و قصد دارند که دولت را کنترل کنند.‌‌ همان طور که می‌دانید خود بازرگان هم یک جورهایی روحانی بود، آیت الله بدون عمامه.»

هنوز روشن نیست چه کسی در دولت بازرگان به رابرت ایمز پیشنهاد کرده بود تا با محمد بهشتی ملاقات کند. همچنین هنوز معلوم نیست چه کسی از سفارت آمریکا با ایمز به دیدار بهشتی رفته است. بسیار بعید است که این دو به تنهایی دیدار کرده باشند.

جورج کیو می‌گوید: ‌«بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک می‌کرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.»
آخرین تماس‌ها
بنابر گزارش وزارت خارجه این مرد (ریچارد کاتم) معرف آقای بهشتی به سفارت آمریکا در تهران بود. کاتم بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود.

حدود یک ماه و نیم پس از سفر مقام ارشد سیا به ایران، سفارت آمریکا در تهران اشغال و بحران گروگان گیری آغاز شد.

حزب جمهوری اسلامی به رهبری آقای بهشتی، بلافاصله با صدور بیانیه‌ای رسما «اقدام انقلابی» علیه سفارت را مثبت ارزیابی و از اشغال آن حمایت کرد.

این در حالیست که بنا بر اسنادی که در اواخر نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی در آمریکا از حالت طبقه بندی خارج شده، محمد بهشتی حداقل تا چهار روز بعد از اشغال سفارت به طور مستقیم با واشنگتن در تماس بوده است.

او در مکالمه اول با هنری پِرِکت، رئیس بخش ایران وزارت خارجه، از ورود شاه به آمریکا که بهانه رادیکال‌ها برای حمله به سفارت شد، گلایه می‌کند.

از قول بهشتی در سند مذکور آمده: «دولت آمریکا باید به مردم ایران در مورد حضور شاه در ایالات متحده جواب قانع کننده‌ای بدهد. بیانیه‌های (آمریکا) ‌در مورد روابط بهتر می‌تواند به بهبود اوضاع کمک کند و مقامات ایرانی انتظار چنین بیانیه‌ای را خواهند داشت.»

بهشتی در عین حال موافقت کرد که با اعضای شورای انقلاب و مقامات دیگر صحبت کند تا ببیند برای پایان بحران چکار می‌شود کرد.

دو روز بعد از گروگان گیری، آقای پِرِکت دوباره به بهشتی زنگ می‌زند و به او اطلاع می‌دهد که کار‌تر در نظر دارد که نمایندگان ویژه خود را به همراه نامه‌ای خطاب به آیت الله خمینی و برای دیدار با رهبر انقلاب به قم بفرستد.

بهشتی در جواب می‌گوید که این درخواست را به شورای انقلاب که قرار است تا نیم ساعت دیگر و احتمالا فردا هم تشکیل جلسه بدهد، منتقل خواهد کرد.

بهشتی همچنین سوال می‌کند که آیا امکان آن وجود دارد که قبل از آغاز بحث درباره اختلافات آمریکا و ایران، شاه خاک ایالات متحده را ترک کند یا نه. هنری پِرِکت پاسخ می‌دهد: «حال شاه وخیم است و حداقل به یک عمل جراحی فوری دیگر نیاز دارد. مردم آمریکا خروج اجباری او در این شرایط را درک نخواهند کرد.»

بهشتی سپس موافقت کرد که پِرِکت حدود ظهر به وقت واشنگتن به وی زنگ بزند.

هنری پِرِکت به بی‌بی سی فارسی می‌گوید وقتی که دوباره زنگ زد، بهشتی گفت که فرصت صحبت ندارد و بعد از جلسه شورای انقلاب با وی تماس خواهد گرفت ولی هیچگاه به وعده‌اش عمل نکرد و تماس آن‌ها قطع شد.

اما بنا بر اسناد موجود، محمد بهشتی چهار روز بعد از گروگان گیری یعنی تا روز ۱۷ آبان هم با وزارت خارجه آمریکا تماس داشت و به آنان اطلاع داده بود که قرار است وزیر خارجه جدیدی منصوب شود که از این پس مسوول تماس‌های آتی خواهد بود.

به نظر می‌رسد که از این مقطع به بعد محمد بهشتی دیگر تماس مستقیم با آمریکا را صلاح نمی‌دانسته، با این حال، به تبادل نظر غیرمستقیم با واشنگتن ادامه داده است.

به طور نمونه، وزارت خارجه آمریکا روز هشت شهریور ۱۳۵۹ (۳۰ اوت ۱۹۸۰) به گوران باندی، سفیر وقت سوئد در ایران، پیام می‌دهد سندی که آقای بهشتی برای مشخص شدن موضع آمریکا در قبال مسایل مربوط به بحران گروگان گیری در خواست کرده بود را برای شخص سفیر می‌فرستد تا به وی برساند.

در این تلگرام نوشته شده: ‌«ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانال‌های متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.»

در آن دوران محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور شده بود و متحدانش در حزب جمهوری اسلامی کنترل مجلس را نیز در دست گرفته و برای در دست گرفتن پست ریاست جمهوری با ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق نیز درگیر جنگ قدرت شدیدی بودند.

اسناد جدید دیگر نیز حاکیست که آمریکا از دولت‌های بریتانیا و آلمان غربی نیز خواسته بود که در ابتکارات دیپلماتیک برای حل بحران به خصوص بر «بهشتی و روحانیون» تمرکز کنند.

به نظر می‌رسد که اظهارات ضد آمریکایی آقای بهشتی بر دیدگاه دولتمردان آمریکا نسبت به وی اثری نداشته است. بهشتی یک بار گفته بود: «دولت آمریکا یک دولت استعمارگر کاپیتالیستی مکار مغرور و از خود راضی است که همه ملت آمریکا را در راه منافع و مصالح یک اقلیت سرمایه دار خونخوار استثمار می‌کند.»
پیام غیرمستقیم آمریکا به بهشتی چند ماه بعد از گروگان گیری

ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانال‌های متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.

او افزود: «حوادث اخیر نشان داد که دولت آمریکا هیچگونه صداقتی ندارد. آن‌ها انقلاب ایران را اصلا نپذیرفته‌اند. آن‌ها شاه مخلوع را بردند تا از نزدیک علیه انقلاب توطئه کنند.»

این موضع گیری‌ها در حالی انجام می‌شد که «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» انتشار اسناد علیه «خط سازش» با امپریالیسم جهانی را آغاز کرده بودند.

در آن فضای ملتهب، روزنامه جمهوری اسلامی، وابسته به حزب آقای بهشتی نیز اتهامات سنگین دانشجویان علیه رقبای سیاسی حزب حاکم را در صفحه اول خود با تیتر درشت منتشر و «خط سازش» و «ضد انقلاب» را محکوم می‌کرد.

در مقاله جمهوری اسلامی در روز دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ آمده: «کفر کفر است. بیگانه بیگانه است. و ارتباط ارتباط است. میناچی‌ها، رجوی‌ها، بازرگان ها…. به علت عدم شناخت فرهنگ سیاسی اسلام است که تصور کرده‌اند می‌توانند هر یک با یکی از ابرقدرت‌ها به تفاهم برسند این تفاهم‌جویی را با ماهیت انقلاب در تضاد نمی‌بینند… این یکی با دیپلمات‌های آمریکایی لاس می‌زند آن یکی با دیپلمات‌های روسی.»

اما پیش از آن و با درز این خبر که در «جاسوسخانه»، اسناد مراودات دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکایی‌ها هم کشف شده، ‌محمد بهشتی در روزنامه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرده و خواهان انتشار تمام اسناد شده بود.

او گفت: «ما اصرار داریم که ملت عزیز ما در جریان اسناد این مرحله حساس از انقلابمان قرار گیرد و نقش مثبت کسانی که در آن روزهای خطر با قبول مسئولیت‌های چنین ظریف و عمیق و خطر را می‌پذیرفتند بهتر بشناسند.»

وی افزود: «خوشبختانه گفته شده این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازه‌ای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر می‌یابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.»

آن طور که رهبران گروگان گیر‌ها نیز بعدا اذعان کردند بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی اسناد کشف شده مربوط به محمد بهشتی منتشر نشد. به نظر می‌رسد در آن فضای ضد‌ آمریکایی که چهره‌های میانه رو به اتهام سازش با بزرگ‌ترین دشمن انقلاب از صحنه کنار گذاشته می‌شدند، انتشار مراودات گسترده دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکا می‌توانست برای حزب حاکم به منزله خودکشی سیاسی باشد.

با شدت گرفتن حملات لفظی و اتهامات، آقای بهشتی در دانشگاه ملی – که چند سال بعد نامش به دانشگاه شهید بهشتی تغییر کرد – طی نطقی اعلام کرد که «خط امام» هرگونه سازش با دشمن را رد می‌کند، ‌ چه سازش خیانتکارانه و چه سازش ناآگاهانه.

او سازشکاران را به چالش کشید و گفت: «دشمن هیچگاه خیرخواه ما نیست و در تماس‌ها و مذاکرات هر قدر هم زیرکی نشان دهیم سر ما و ملت ما را کلاه خواهد گذاشت.»

آقای بهشتی در عین حال صراحتا نگفت که خودش را جزو «خط امام» می‌داند یا نه، ولی تاکید کرد که با نفس ملاقات برای «خواندن دست دشمن و نشان دادن آگاهی سیاسی و قدرت روحی و اعتماد به نفس» مخالفتی ندارد زیرا: «مطالب دشمن را باید مستقیما از زبان نمایندگانش شنید.»

او گفت: «من معتقدم اگر دشمن می‌خواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزه‌مان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد، به دست بیاوریم.»

این مغز متفکر جمهوری اسلامی تاکید کرد: «‌اگر باید به دشمن نشان بدهیم که ما از توطئه‌ها و تهدیداتش نمی‌ترسیم این نترسیدن ما را رویارو لمس کند و من این را به عنوان تاکتیک حتی از این به بعد هم توصیه می‌کنم.»

برچسب‌ها: آمریکا, سیاسی, محمد بهشتی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 05 2015

نامزد وزارت دفاع آمریکا: ایران و حکومت اسلامی دو تهدید خطرناک برای آمریکا هستند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی ::

رادیوفردا: نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه ۱۵ بهمن در نشست کمیته سنا، گروه حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را دو تهدید خطرناک برای آمریکا توصیف کرد.

اشتون کارتر در این نشست که به ریاست سناتور جمهوریخواه جان مک کین برگزار شد، گفت: «در خاورمیانه، دو تهدید فوری و دو خطر واقعی برای ایالات متحده وجود دارد که یکی داعش و دیگری ایران است».

نشریه فارن پالیسی در تفسیری به قلم تحلیلگر ارشد خود می‌نویسد که اشتون کار‌تر برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای، معتقد به بهره‌گیری از ابزارهای نوین دیپلماسی، اقتصادی و نظامی به شکلی یکپارچه است و از سال ۲۰۰۸ میلادی همواره گفته است که اقدام نظامی باید به عنوان بخشی از استراتژی همه جانبه در نظر گرفته شود و نه به صورت یک گزینه مجزا.

تحلیلگر آمریکایی در پایان تحلیل مشروح خود اضافه کرده که اشتون کار‌تر دیدگاه با ارزشی در عرصه استراتژی نظامی عرضه خواهد کرد که بازتاب دهنده چشم‌انداز موفقیت دیپلماسی در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا در این نشست همچنین گفت که او به سیاست ارسال تسلیحات برای دولت اوکراین تمایل دارد.

این موضع‌گیری که مخالفان آن را دامن زدن به آتش جنگ در این کشور تلقی می‌کنند، تغییر جهتی در سیاست آمریکا محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای کار‌تر گفت او به ارسال تسلیحات دفاعی به اوکراین «بسیار متمایل است» و افزود آمریکا باید از تلاش این کشور برای دفاع از خود علیه شورشیان جدایی طلب طرفدار روسیه حمایت کند.

مقامات آمریکا گفته‌اند نسبت به مسئله اوکراین رویکرد تازه‌ای در پیش می‌گیرند.

نامزد وزارت دفاع آمریکا در جلسه بررسی نامزدی‌اش در مجلس سنا اظهار داشت: «در حال حاضر نمی‌توانم نوع این تسلیحات را مشخص کنم. اما من به سمت دادن تسلیحات به آن‌ها تمایل دارم و در جواب سوال شما می‌گویم تسلیحات مرگبار».

انتظار می‌رود مجلس سنا انتصاب اشتون کار‌تر در مقام وزارت دفاع را بدون مشکل تایید کند. نظرات آقای کار‌تر درباره اوکراین و سایر موضوعات از جمله افغانستان، به احتمال زیاد باعث آرامش خاطر نمایندگان جمهوریخواه می‌شود که از سختگیری‌های باراک اوباما برای ارسال کمک به متحدان آمریکا به شدت انتقاد می‌کنند.

خبرگزاری رویترز در ادامه می‌نویسد اشتون کار‌تر چهارمین وزیر دفاع باراک اوباما و جانشین چاک هیگل است که تحت فشار کناره گیری کرد. اکنون این سوال مطرح می‌شود که آیا وی می‌تواند به دایره تنگ نزدیکان آقای اوباما نفوذ کند؟

آقای کار‌تر وعده داد که «صریح‌ترین مشاوره‌های راهبردی» را به باراک اوباما خواهد داد. اما سناتور جان مک کین، که از شناخته‌ شده‌ترین منتقدان سیاست‌های امنیتی ملی اوباما است، میزان نفوذ اشتون کار‌تر در دولت وی را مورد تردید قرار داد.

جان مک کین گفت: «من صادقانه امیدوارم رییس جمهوری که شما را نامزد کرده به شما امکان بدهد که با حداکثر توان‌تان در هدایت امور مشارکت کنید. چون در زمان تکثر و تنوع تهدیدها علیه امنیت ما، آمریکا در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به یک وزیر دفاع قدرتمند نیاز دارد».

اشتون کار‌تر در سخنرانی خود درباره افغانستان گفت که از برنامه زمان‌بندی باراک اوباما برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان حمایت می‌کند. وی اما افزود در صورت لزوم آماده تجدیدنظر در این سیاست است.

او همچنین بر اهمیت استراتژیک سرعت عمل نیروهای عراقی و آمادگی برای پس گرفتن مناطق تصرف شده از گروه حکومت اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسی نمی‌خواهد که گروه حکومت اسلامی تثبیت شود».

اشتون کار‌تر وعده داد مقررات دست و پا گیر و سختگیرانه که ارسال کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به اردن را کند کرده است، برطرف کند. اردن پس از قتل خلبان این کشور توسط گروه حکومت اسلامی اعلام کرد که با این گروه به شدت مقابله خواهد کرد.

اشتون کار‌تر افزود از نگرانی‌های مشخص پادشاه اردن که در دیدار روز سه شنبه با اعضای کمیته دفاعی مجلس سنا مطرح شده اطلاع ندارد اما به محض تایید او در مقام وزارت، بدون تاخیر به این موضوع خواهد پرداخت.

آقای کار‌تر گفت: «ما برای شکست گروه حکومت اسلامی در منطقه به متحد نیاز داریم».

نامزد باراک اوباما برای وزرات دفاع آمریکا از حمایت وسیع نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات برخوردار است و در سال‌های اخیر در رده‌های بالای وزرات دفاع آمریکا مسئولت داشته است.

مسئولیت‌های او در این وزارتخانه شامل معاونت وزارت، نفر دوم پنتاگون در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ و مسئول ارشد خریدهای تسلیحاتی وزرات دفاع از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و هدایت برنامه بازسازی جت‌های جنگنده اف ۳۵ بوده است.

جلسه رای اعتماد اشتون کار‌تر با دقت توسط لاکهید، بوئینگ و سایر شرکت‌های بزرگ اسلحه سازی که در انتظار تعیین اولویت‌های اصلی و میزان تعهد او به برنامه جدید خرید تسلیحاتی از جمله بمب افکن دورپرواز هستند دنبال می‌شود.

برچسب‌ها: آمریکا, روابط بین‌المللی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 05 2015

دو مرجع تقلید شیعه ایران: جلوی آوازه‌خوانی زنان را می‌گیریم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر ::

رادیوفردا: دو تن از مراجع تقلید شیعه در قم، روز چهارشنبه در جلسه درس هفتگی خود به رویکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم در حوزه موسیقی اعتراض کردند.

به گزارش تابناک، آیت‌الله حسین نوری همدانی و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، در جلسات درس خارج فقه خود به صدور مجوز وزارت ارشاد برای انتشار آلبومی که به گفته آن‌ها در آن یک زن آواز خوانده است، اعتراض کردند.

اشاره این دو مرجع تقلید شیعه به انتشار آلبوم «تورا ای کهن بوم و بر دوست دارم» است که هفته گذشته مراسم رونمایی از آن در نشر چشمه برگزار شد.

این آلبوم با آهنگسازی، پیمان خازنی و با خوانندگی همزمان و دو صدایی محسن کرامتی و نوشین طافی به بازار موسیقی عرضه‌شده است و کاری در ژانر موسیقی ملی با نگرش ارکسترال طبقه‌بندی می‌شود.

آیت‌الله حسین نوری همدانی در جلسه درس روز چهارشنبه خود گفت: «حرف و صحبت متعارف زنان با رعایت موازین اسلامی اشکالی ندارد، ولی آوازه‌خوانی با هیچ وسیله‌ای نمی‌تواند معمول شود و جلوی آن را می‌گیریم».

به گفته این مرجع تقلید شیعه، حکم آواز خواندن زن و موسیقی زن در برابر مردان بر اساس قرآن، «حرام» است و تاکید کرد: «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق ندارد چنین کاری کند و مردم ساکت نمی‌مانند».

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: «هر فیلم، جشنواره، کتاب و موسیقی که متضمن ارزش‌های انقلابی نباشد، جلوی آن می‌گیریم».

دیگر مرجع تقلید شیعه در قم، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نیز در جلسه درس خود گفت: «اخیراً دیده می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزش‌های انقلاب را زیر پا می‌گذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح می‌شود».

او خطاب به دولت حسن روحانی گفت: «مردم را ناراضی نکنید، زیرا مردم انقلابی هستند و انقلاب کردند و نارضایتی آن‌ها نتیجه خوبی برای کشور ندارد، بنابراین باید در کار خود تجدید نظر کنند تا مردم راضی باشند».

انتقادهای این دو مرجع تقلید شیعه در حالی صورت می‌گیرد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به انتقادهای مشابه شماری از نمایندگان مجلس، توضیحاتی در خصوص این آلبوم ارائه کرده بود.

حسین نوش‌آبادی، معاون پارلمانی و سخنگوی وزارت ارشاد، از جمله مقام‌های این وزارتخانه بود که درباره آلبوم موسیقی «تو را این کهن بوم و بر دوست دارم» گفت:‌ «ادعای تکخوانی خانم صحت ندارد، بلکه همخوانی است».

او تاکید کرده بود که آلبوم «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» در چارچوب ضوابط و مقررات ارشاد صادر شده است و مخالف سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست.

این مقام وزارت ارشاد دولت یازدهم، صدور مجوز برای آلبوم‌های موسیقی «همخوانی» را مسبوق به سابقه خواند.

پس از توضیحات معاون وزیر ارشاد، دفتر موسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد نیز توضیحات خود را در قالب بیانیه‌ای رسمی ارائه کرد و گفت که این «آلبوم همخوانی با صدای استاد محسن کرامتی، استاد برجسته آواز و ردیف دان موسیقی دستگاهی ایران، از هنرمندان خوش‌نام و متعهد موسیقی ایران و خانم نوشین طافی است».

در بیانیه این دفتر آمده است: «بر اساس ضوابط موجود که از بدو تاسیس دفتر موسیقی تاکنون به آن عمل شده است هیچ‌گونه منع قانونی برای صدور مجوز آثاری که هم‌خوانی زن و مرد دارند، وجود ندارد و پس از طی مراحل قانونی طبق روال مجوز انتشار برای این‌گونه آثار نیز صادر می‌گردد».

این دفتر تاکید کرده که «تاکنون هیچ‌گونه مجوز تک‌خوانی بانوان اعم از آلبوم صوتی یا اجرای صحنه‌ای، مگر در موارد کنسرت ویژه بانوان صادر نکرده است».

اما ظاهراً توضیحات معاون وزیر ارشاد و بیانیه دفتر موسیقی این وزارتخانه، نتوانسته آیت‌الله حسین نوری همدانی و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی را قانع کند.

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دی‌ماه پارسال برای پاسخگویی به پرسش حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس به صحن علنی رفته بود و پاسخ‌های او نتوانست نمایندگان را قانع کند و از مجلس کارت زرد گرفت.

یکی از پرسش‌ها و انتقادهای حمید رسایی که وزیر ارشاد را به مجلس کشاند، اظهارات او درباره تک‌خوانی و جمع خوانی زنان در برابر مردان بود که آقای رسایی، آن را «اباحه گری» و «مفسده برانگیز» خوانده بود.

برچسب‌ها: آزادی بیان, آوازه‌خوانی, آیت‌الله حسین نوری همدانی, آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی, اسلام و مسلمین, حقوق بشر, خرافه, زن, زنان, سیاسی, مذهب, ملای حیله‌گر, موسیقی, هنر

شما هم چیزی بگو

Feb 04 2015

«احمدی‌نژاد شریک جرم رحیمی است و باید محاکمه شود»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دویچه‌وله: وبسایت احمد توکلی نوشت محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق، در جرایم محمدرضا رحیمی شریک است و باید به همراه او محاکمه شود. یک کمپین مجازی نیز خواستار محاکمه احمدی‌نژاد شده و روزنامه هواداران احمدی‌نژاد توقیف شده است.

وبسایت “الف” وابسته به احمد توکلی، نماینده اصول‌گرای مجلس، روز سه‌شنبه (۱۴ بهمن/ ۳ فوریه) نوشت، اعلام حکم قطعی محکومیت معاون اول رئیس‌جمهور سابق به زندان و جزای نقدی، تأثیر بسیار تلخی بر افکار عمومی داشته است.

به نوشته “الف”، انتظار می‌رفت افکار عمومی با شنیدن خبر محاکمه و مجازات یک متهم “گردن‌کلفت”، خوشحال شوند و قاطعیت قوه قضائیه را تحسین کنند اما شواهد و قرائن نشان می‌دهد این اتفاق نیفتاده است همچنان که در قضیه اعدام مه‌آفرید امیر خسروی اتفاق نیفتاد.

مه‌آفرید امیرخسروی متهم اصلی پرونده موسوم به فساد ۳هزار میلیارد تومانی بود. او در سال ۱۳۹۰ بازداشت و سه سال بعد اعدام شد. رسانه‌های داخلی از این پرونده به عنوان “بزرگترین اختلاس تاریخ ایران” یاد کردند.

محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد، به تحمل ۵ سال و ۹۱ روز حبس، ۲ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و پرداخت یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شده است. بر اساس این حکم، رحیمی در اواخر دوره هفتم مجلس به عنوان رئیس وقت “دیوان محاسبات اداری” صدها میلیون تومان پول را بدون داشتن منبع مالی توزیع کرده و در یک فساد مالی بزرگ در شرکت بیمه ایران درگیر بوده است.

اتهام بزرگتر رحیمی

وبسایت احمد توکلی در ادامه گزارش خود نوشت: «محاکمه محمدرضا رحیمی تمام و حکم قطعی محکومیت وی به زندان و جزای نقدی اعلام شده است اما اتهام بزرگ‌تر وی، ضربه شدید به سرمایه اجتماعی است. کسی که در سال ۸۸ می‌دانست چنین اتهامی متوجه اوست، چرا مسئولیت بزرگ معاون اولی رئیس‌ جمهور را قبول کرد؟ و چرا مسئولیت حساس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی را پذیرفت؟»

به نوشته الف، “اهمیت سرمایه اجتماعی شاید با هیچ چیز قابل مقایسه نباشد. سرمایه اجتماعی است که شهروندان یک جامعه را تحریک می‌کند تا در حق همدیگر و کشور فداکاری کنند و در سختی‌ها یاور همدیگر و حکومت باشند. پیروزی‌های بزرگ ملی، سرمایه اجتماعی را ارتقا می‌دهد و برعکس، شکست‌ها، دزدی‌های بزرگ و افتضاحات ملی، سرمایه ملی را کاهش می‌دهد”.

سایت احمد توکلی در گزارش خود رئیس جمهور سابق را نیز “شریک جرم” رحیمی معرفی کرد و نوشت: «در این جنایت علیه سرمایه اجتماعی، محمود احمدی‌نژاد نیز قطعاً شریک جرم رحیمی است و باید به همراه وی محاکمه شود.»

احمد توکلی، نماینده اصول‌گرای مجلس، در دوره احمدی‌نژاد یکی از منتقدان دولت او بود

احمد توکلی، نماینده اصول‌گرای مجلس، در دوره احمدی‌نژاد یکی از منتقدان دولت او بود

چند روز پس از اعلام محکومیت قطعی رحیمی، محمود احمد‌ی‌نژاد در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که اتهام‌های معاون اول او هیچ ارتباطی با دولت‌های نهم و دهم ندارد‌؛ دولت‌هایی که احمدی‌نژاد رئیس آنها بود. احمدی‌نژاد نوشت: «تمام ماجرای آقای رحیمی حتی با فرض صحت اتهامات و قبول رسیدگی قانونی و صحیح مربوط به سال ۸۶ و قبل از آن و دوره ریاست ایشان بر دیوان محاسبات کشور وابسته به مجلس شورای اسلامی و پیش از همکاری و حضور ایشان در دولت نهم بوده و در آن زمان چنین مسائلی مطرح نبوده است.»

کمپین “مطالبه محاکمه احمدی‌نژاد”

با انتشار حکم محکومیت رحیمی، جمعی از فعالان مدنی یک کمپین مجازی با عنوان “مطالبه محاکمه محمود احمدی‌نژاد” راه‌اندازی کرده‌اند.

در اطلاعیه کمپین مطالبه محاکمه احمدی‌نژاد گفته می‌شود: «عمق و گستره‌ی فسادهای عظیم مالی و اداری در دولت های نهم و دهم به ریاست آقای محمود احمدی‌نژاد، جامعه‌ی ایرانی را با ارقامی از تخلف و اختلاس مواجه کرده است که درک ابعاد آنها برای همگان حیران کننده است.»

این اطلاعیه می‌افزاید: «در طول دوران ریاست جمهوری ایشان، متوسط درآمد نفتی کشور از درآمد تاریخ استخراج نفت در کشورمان بیشتر بوده است اما متاسفانه آنچه برای ملت ایران از این درآمد هنگفت باقی ماند، رشد اقتصادی منفی و توقف روند توسعه کشور و حتی پسرفت بود.»

به گفته دست‌اندرکاران کمپین مطالبه محاکمه احمدی‌نژاد، با توجه به اختلاس‌های صورت گرفته در دو دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد قوه قضاییه باید به این تخلفات رسیدگی کند.

در ادامه این اطلاعیه هم‌چنین آمده است: «وقوع این تخلفات یا با اراده و دخالت رییس جمهور سابق (آقای محمود احمدی‌نژاد) صورت گرفته و یا حداقل با اطلاع ایشان که در این صورت شراکت ایشان در مفاسد اقتصادی مزبور محرز است و یا اینکه تخلفات در خوشبینانه ترین حالت بدون اطلاع ایشان صورت گرفته که در این صورت سو مدیریت ایشان محرز خواهد گردید.»

توقیف روزنامه “هما”

هم‌زمان با اعلام درخواست‌ها برای محاکمه محمود احمدی‌نژاد به عنوان “شریک جرم” معاونش، روزنامه هواداران رئیس جمهور سابق، موسوم به “هما” نیز توقیف شده است. خود روزنامه “هما” در شماره روز سه‌شنبه (۱۴ بهمن/ ۳ فوریه) نامه دادسرای فرهنگ و رسانه خطاب به وزیر ارشاد ایران مبنی بر توقیف این روزنامه را منتشر کرد.

DW.DE
نماینده مجلس: رحیمی پول می‌داد که کُردان استیضاح نشود

شورای نگهبان: در صورت اثبات سخنان رحیمی واکنش نشان می‌دهیم
۲۰ نماینده مجلس: نام نمایندگانی که از رحیمی پول گرفته‌اند را منتشر کنید
اصول‌گرایان خود را از زیر بار مسئولیت رحیمی بیرون می‌کشند

در نامه دادسرای فرهنگ و رسانه آمده است: «نظر به اینکه روزنامه اینترنتی هما با مدیر مسئولی آقای حامد درودیان فاقد مجوز می‌باشد برابر قانون مطبوعات جرم انگاری گردیده است… مقرر است تا اطلاع ثانوی از ادامه چاپ و انتشار این روزنامه جلوگیری به عمل آید.»

روزنامه “هما” فقط در اینترنت منتشر می‌شد و تا کنون ۷۲ شماره از آن منتشر شده است. حامد درودیان در سرمقاله‌ی آخرین شماره این روزنامه اعلام کرد که “تا رفع شدن موانع قانونی طبق ابلاغ لازم‌الاتباع انتشار روزنامه اینترنتی هما متوقف خواهد شد”.

مدیرمسئول “هما” هم‌چنین نوشته است: «باید ابتدا گفته شود که از بابت توقیف روزنامه هما از کسی گله، ناراحتی و شکایتی نداریم. مرجع قضایی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وظیفه و تکلیف قانونی شان عمل کرده اند و البته هما نیز . به امید خداوند تمام تلاشمان را می کنیم تا موانع قانونی برطرف شده و ادامه کار روزنامه با رعایت روال قانونی مد نظر ممکن گردد.»

دو روز پیش، هم‌زمان با آغاز جشن‌های ده روزه سالگرد پیروزی “انقلاب اسلامی” در ایران، وبسایت رسمی محمود احمدی‌نژاد نیز آغاز به کار کرد. هم‌زمان حساب‌های کاربری احمدی‌نژاد در اینستاگرام و گوگل پلاس نیز فعال شده‌اند.

برچسب‌ها: اقتصادی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمدرضا رحیمی

شما هم چیزی بگو

Feb 04 2015

احمد علم‌الهدی٬ عضو مجلس خبرگان: جوانان نسبت به انقلاب ۵۷ دچار تردید شده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دیگربان: احمد علم‌الهدی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری گفته جوانان نسل سوم درباره «حقانیت» انقلاب سال ۱۳۵۷ دچار «تردید» شده‌ و این فکر به ذهنشان خطور کرده که «شاید» پهلوی حکومت «بر حقی» بوده است.

آقای علم‌الهدی افزوده این نسل در حال حاضر از چرایی انقلاب سال ۵۷ و «تخطئه» دولت‌های پس از انقلاب سئوال‌هایی دارد.

امام جمعه مشهد از هالیوود به عنوان یکی از مهمترین عواملی نام برده که «حقانیت» انقلاب اسلامی ایران را در میان نسل جوان دچار «تردید» کرده است.

وی گفته برای جوانان این پرسش پیش آمده که چرا بنی‌صدر «خائن» بود٬ موسوی «فتنه‌گر» از آب درآمد٬ دولت خاتمی مروج «بی‌بند و باری» شد و احمدی‌نژاد هم «آن‌گونه» از آب درآمد.

این روحانی اضافه کرده نسل سوم با این سوال مواجه شده که چرا هر دولتی بعد از انقلاب را «تخریب» کرده‌ایم.

اظهارات این روحانی محافظه‌کار هم‌زمان با آغاز جشن‌های سالانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بیان شده که این جشن‌ها هر سال کم‌فروغ‌تر و بی‌رونق‌تر برگزار می‌شود.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, سیاسی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 03 2015

روزهای دشوار دلواپسان “سندساز و زمین خوار” نشانه های رسا از تخلفات رسایی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

روز: در حالیکه افشاگری محمدرضا رحیمی درباره ۱۷۰ نماینده مجلسی که از وی برای حمایت از دولت محمود احمدی نژاد پول دریافت کرده اند، به یک جنجال سیاسی تبدیل شده، حالا ماجرای محکومیت دو نماینده مجلس به انفصال از خدمات دولتی نیز موقعیت “دلواپسان” را دشوارتر کرده است.

در ابتدا که ماجرای تخلفات مالی این دو نماینده از سوی محمد اشرفی اصفهانی، رئيس هيات بدوی رسيدگی به تخلفات اداری افشاء شد، معلوم نبود این دو چه کسانی هستند، اما با سخنان جدید وی مشخص شده که آنها “نماینده تهران” هستند.روزنامه ابتکار هم با بررسی گمانه ها به این نتیجه رسیده که یکی از آنها حمید رسایی است.

روزنامه شرق هم دیروز درباره این دو نماینده با محمد اشرفی اصفهانی، رئيس هيات بدوی رسيدگی به تخلفات اداری گفت و گویی اختصاصی کرده و به نقل از وی نوشته پرونده این دو به شدت “سنگین” بوده و آنها دست به سند سازی و زمینخواری و فروش املاک دولتی زده اند.

محمد اشرفی اصفهانی درباره این دو نماینده گفته است: “قبل‌از‌اینکه نماینده شوند این نمایندگان سمت مدیرکلی داشته‌اند و رییس سازمان بوده‌اند. باوجود اینکه این نمایندگان هم خودشان و هم وکیلشان آمدند و دفاع کردند اما چون آنقدر پرونده‌شان حجیم بود نتوانستیم کاری کنیم. بیشتر تخلفات مالی و انتصابات نابجا بوده است. برای آنها حکم ١٠سال محرومیت از پست‌های دولتی صادر شده و بحث رسیدگی به تخلفات مالی آنها ‌هم در اختیار دادگاه انقلاب قرار گرفته است. اینها تا پایان دوران مجلس تشریف دارند، ولی بعد از اینکه مجلس تمام شد، این پرونده روی صلاحیت این دو نماینده، تاثیر می‌گذارد و شورای نگهبان اگر بررسی دقیق‌تری کند، وضعیت آنها مخدوش خواهد شد”.

او در پاسخ به این سوال که “نماینده کدام حوزه هستند؟” هم گفته است: “هر دو‌نماینده تهران هستند”.

وی افزوده: “ابتدا اطلاعات پراکنده به ما داده شد که در جزیره قشم و بخصوص کیش به‌صورت گسترده سوءاستفاده شده است. فروش زمین؛ همه این زمین‌ها را به دوستان خودشان واگذار کرده‌اند. این تخلفات که مهندس ترکان پیگیر آن هستند درحدی نیست که بخواهد فقط در نهاد بررسی شود. خیلی هم عجیب‌و‌غریب سند‌سازی کرده‌اند و بعد هم به قیمت‌های عجیب فروخته‌اند”.

همزمان با سخنان تازه اشرفی اصفهانی، روزنامه ابتکار با بررسی گمانه های پیرامون این پرونده به نام حمید رسایی به عنوان یکی از این دو نماینده متخلف رسیده است.

این روزنامه، در شماره دیروز خود با انتخاب تخلف مالی حمید رسایی به عنوان تیتریک، به نقل از ایرج ندیمی، نماینده عضو کمیسیون اصل ۹۰ نوشت: “بر اساس علامت‌هايي که اشرفي اصفهاني داد، مي‌توان حدس‌هايي زد اما نمي‌توانم نام شخصي را ببرم. اين افراد در دادگاه بدوي و اداري محکوم شده‌اند که مربوط به تخلفات اداري است و در اختيار دادگاه تخلفات نيست. دادگاه‌هاي بدوي مربوط به ادارات، تجديدنظر ندارند، با اين حال اطلاعات کافي درباره پرونده نداريم و نمي‌دانيم چه روندي را طي کرده است. اين مساله که آيا جرايم موثر براي رد صلاحيت اين نمايندگان در آينده هستند، بايد بگويم، ممکن است باشد يا نباشد اما هنگامي که حد جرم مشخص نيست، از لحاظ قضايي نمي‌توان به اين سرعت نظر داد. نخست بايد مساله، دقيق مشخص شود و انطباق جرم با جزا صورت بگيرد و سپس ديد در طي فرایند ۴۸۲ روز آينده، اين پرونده‌ها چه روندي پيدا مي‌کنند و ارايه دليل شود، شايد اين افراد مستنداتي ارايه کنند که اين روند را تغيير دهد اما در نهايت کار قضايي با رسانه نيست”.

نام “رسایی” به این دلیل در روزنامه ابتکار به تیتر اصلی تبدیل شده که او تنها نماینده ای بود که به گفته های اشرفی اصفهانی با ادبیاتی تند واکنش نشان داد هرچه ماجرای تخلف را تکذیب نکرد.

به نوشته این روزنامه، حمید رسایی گفته: “هيات تخلفات اداري رياست جمهوري احکامش سه ساله است و طبق اين احکام اگر بخواهند اعضاي جديد در اين هيات حضور يابند، بايد اعضاي قبلي استعفا دهند و چون اعضاي قبلي اين هيات استعفا نداده‌اند، پس از تغيير دولت، نهاونديان طي احکامي، اشرفي اصفهاني و شوهر خواهر حسن روحاني (وطني) را به عضويت در اين هيات درآورد. مباحث مطرح شده در هيات عالي تخلفات اداري مورد بررسي قرار گرفته و در همين زمينه به کميسيون اصل ۹۰ نیز شکايت شده است، طبق قانون هيات جديد تخلفات اداري رياست جمهوري طي يک سال گذشته به صورت غيرقانوني فعاليت کرده و تمامي احکام آنها غيرقانوني محسوب مي‌شود، زيرا جايگاهي که افراد در آن قرار گرفته‌اند، غيرقانوني است. اظهارات اشرفي اصفهاني دو پهلو است و ارائه اطلاعات غلط به خبرنگاران اقدامي معني‌دار است. خبرنگاران از اشرفي اصفهاني که جزو رد صلاحيت‌شدگان انتخابات قبل هستند، اين سئوال را بپرسند که چرا در جايگاهي غيرقانوني حضور يافته‌اند”.

سایت “شهدای اسلام” هم دیروز گزارش داده که وی در جمع خبرنگاران و در واکنش به سوالی درباره تخلفات اش که مورد اشاره اشرفی اصفهانی قرار گرفته، گفته: “چه کسی گفته که یکی از افرادی که حکم انفصال از خدمت به او داده‌اند، منم؟ اگر آقای اشرفی‌اصفهانی گفته باید بگویم چنین حکمی به ما داده نشده است”.

گفتنی ست، اطلاعات مورد اشاره اشرفی اصفهانی با سوابق حمیدرسایی همخوانی دارد، چرا که وی پیش از نماینده شدن “مدیرکل” ارشاد اسلامی در قم بوده و چند مورد محکومیت به دلیل تخلف مالی در دادگاه ویژه روحانیت دارد.

در این میان، سایت بهار نیوز هم با بررسی سوابق نمایندگان تهران به این نتیجه رسیده که اگر سمت های قبلی این دو نماینده یعنی “مدیرکل” و “رئیس سازمان” را ملاک قرار دهیم، به این اسامی بر خواهیم خورد: “مهرداد بذرپاش، رئیس سازمان ملی جوانان در دولت دهم و حمید رسایی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و مشاور وزیر”.

برچسب‌ها: چپاول, حمید رسایی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, دلواپسان, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 03 2015

کبدم را چند می‌خری؟!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

روزنامه ایران: فروش کبد، از واقعیت تا دروغ
کبدم را چند می‌خری؟!

مریم طالشی در گزارش روزنامه ایران نوشته است: «یک کبد سالم چقدر می‌ارزد؟ ۱۰میلیون، ۵۰ میلیون یا ۱۰۰میلیون تومان؟! اصلاً می‌شود قیمت رویش گذاشت؟! زندگی سیری چند؟ راستی مگر آدم چند تا کبد دارد؟! کلیه نیست که طرف بگوید یکی‌اش را می‌فروشم و با آن یکی دیگرش هم می‌توانم زندگی کنم. کبد، همین یکی است. پس این آگهی‌ها چه می‌گویند؟! صبح اول وقت، زیر پل سیدخندان، روی صندوق صدقات، نوشته تایپ شده روی کاغذ A۴، می‌خورد توی چشم؛ نه می‌خورد توی سر آدم. کسی به خاطر نیاز مالی شدید، می‌خواهد کبدش را بفروشد. احتمالاً وقتی داشته عبارت «نیاز مالی شدید» را تایپ می‌کرده، اگر می‌توانسته، رویش تشدید می‌گذاشته. درد و فقر، وقتی تشدید می‌گیرد، چه‌ها که نمی‌کند با آدم. آنقدر که چوب حراج بزند به اعضای بدنش.»

گزارش نویس روزنامه ایران ضمن با انتشار بخشی از مکامله تلفنی خود با این داوطلب ۳۳ ساله فروش کبد از قول او نوشته است که حاضر است بخشی از کبدش را «۴۰ میلیون» اهدا کند، و در ادامه تاکید کرده است که «او فقط یکی از فروشندگان کبد است. یکی از همان‌هایی که قرار است یک تکه از کبدشان را بدهند به بیماری که درد امانش را بریده و لابد برای زندگی‌اش حاضر است هرچه می‌تواند هزینه کند. تعدادشان کم نیست.»

روزنامه ایران با اشاره به افزایش آگهی‌های فروش کبد آن را ناشی از ناآگاهی آگهی دهندگان توصیف کرده و از قول علی ملک‌حسینی، که وی را «پدر پیوند کبد در ایران» معرفی کرده نوشته است: «مسأله اصلاً به این آسانی که می‌گویند نیست. کبد چیزی نیست که قابل فروش باشد، عمل کبد به قدری سخت و مشکل است که چنین چیزی امکانپذیر نیست» و «پیوند کبد از فرد زنده، فقط از والدین به فرزند امکانپذیر است.»

حمید امیریان متخصص گوارش و کبد نیز به مریم طالشی گزارش نویس روزنامه ایران» گفته است: «اهدای کبد از فرد زنده، قابل انجام است اما شرایطی دارد. این عمل معمولاً در صورتی انجام می‌شود که بیمار، کودک باشد که در آن صورت هم از پدر یا مادرش می‌تواند کبد بگیرد و آن‌ها می‌توانند بخشی از کبدشان را به کودک خود اهدا کنند.»

این پزشک متخصص همچنین گفته است: «برای پیوند کبد از فرد زنده به ازای هر کیلو وزن هر فرد، ۱۰گرم کبد کافی است. مثلاً کسی که ۶۶ کیلوگرم وزن دارد، ۶۶۰ گرم کبد برای فعالیت بدنش کفایت می‌کند اما کبد هر فرد بزرگ‌تر از این ارقام است و زمانی که بخشی از آن برداشته می‌شود، کبد قادر است دوباره خودش را بازسازی کند که این عمل هم در بدن گیرنده و هم در بدن اهدا‌کننده صورت می‌گیرد. دقیقاً به همین دلیل هم هست که گیرنده کبد باید سن و وزن کمتری نسبت به اهدا‌کننده داشته باشد چرا که در غیر این صورت پزشکان مجبورند بخش زیادی از کبد اهدا‌کننده را بردارند که قطعاً اهدا‌کننده دچار مشکل می‌شود و ممکن است این کار حتی به مرگ او منجر شود.»

این روزنامه البته تاکید کرده است که حتماً هستند کسانی که از این ناآگاهی استفاده می‌کنند و دنبال استفاده مالی خودشان هستند. کار سختی نیست که با وعده و وعید، دل کسی را خوش کنی که یک تکه از کبدت را می‌فروشم و بعدش کبد دوباره ترمیم می‌شود و می‌روی دنبال زندگی‌ات و چندین میلیون تومان هم گیرت می‌آید و احتمالاً این وسط یک حق دلالی هم از اهدا‌کننده بیچاره می‌گیرد. خدا می‌داند.»

برچسب‌ها: اجتماعی, اقتصادی, جنایات رژیم, سیاسی, فروش کبد, فقر

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .