اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

May 22 2020

هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد؛ روایت زنان بلوچ از قتل دختر ۲۰ ساله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,مذهب


ایران وایر: خبر قتل «هاجره حسین‌بُر» روز ۲۴ اردیبهشت از سوی «کمپین فعالان بلوچ» منتشر شد.
گفته می‌شود او بر اثر شکستگی استخوان و ضربه به سر جان داده است.
«در مقایسه با خیلی از زنان منطقه، شاید هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد.»
«یک زن در بلوچستان از شش سالگی کارش خدمت کردن است.»
«این‌جا خانواده‌ها دسته جمعی زندگی می‌کنند و وقتی ازدواج می‌کنی، زن یک نفر نمی‌شوی، تو کنیز بی‌دستمزد یک طایفه می‌شوی.»
پزشک گفته دخترشان زجرکش شده است چند جای بدنش شکسته و دست‌هایش را با سنگ له کرده‌‌اند. اسید به خوردش داده‌‌اند و بعد هم سعی کرده‌‌اند او را بسوزانند.
فریبا بلوچ، فعال حقوق زنان، می‌گوید از آدم‌های آن محله شنیده است که بارها هاجره را با سر و روی خونین و مالین دیده‌اند.
«وقتی به بیمارستان رسیدیم، پزشک معالجی که شیفت بود، برای ما توضیح داد که چه بلاهایی بر سر هاجره آمده بود. اما روز بعد به کلی انکار کردند.»
سیستان و بلوچستان یکی از استان‌هایی است که در صدر لیست قتل‌های ناموسی قرار دارد.

ماهرخ غلامحسین‌پور

خبر قتل «هاجره حسین‌بُر» روز ۲۴ اردیبهشت از سوی «کمپین فعالان بلوچ» منتشر شد. این خبر هنوز از سوی منابع رسمی تایید نشده است اما منابع محلی استان سیستان و بلوچستان مرگ هاجره ۲۰ ساله را بر اثر ضرب و شتم او از سوی همسرش تایید کرده‌اند. گفته می‌شود او بر اثر شکستگی استخوان و ضربه به سر جان داده است.

نزدیکان شوهر هاجره می‌گویند او قربانی مسايل ناموسی شده اما روایت بستگان و همسایگانش چیز دیگری است. آن‌ها از اعتیاد همسر هاجره و کتک‌ خوردن‌های دختری حرف می‌زنند که ۱۶ سالگی به خانه شوهر می‌رود، ۱۸ سالگی مادر می‌شود و ۲۰ سالگی جان می‌دهد و برای همیشه از کتک‌های شوهرش خلاص می‌شود.

***

هاجره حسین‌بر، متولد اردیبهشت ۱۳۷۹، تازه ۲۰ سالش تمام شده بود که کشته شد. او هفت خواهر و یک برادر داشت و ساکن شهر «گشت» بود. گشت شهری است بین «خاش» و «سراوان» و ۶۵ کیلومتر با سراوان فاصله دارد.
تا کلاس سوم راهنمایی فرصت درس خواندن به او دادند. ۱۶ ساله بود که خانواده «گمشادزهی» برای پسر نوجوان‌شان که چندان هم بزرگ‌تر از هاجره نبود، رفتند خواستگاری. پدر هاجره این وصلت را پذیرفت و او به خانه بخت رفت تا به خانواده همسرش خدمت کند.
«منیره» که در همسایگی خانه هاجره زندگی می‌کند، می‌گوید در مقایسه با خیلی از زنان منطقه، شاید هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد: «یک زن در بلوچستان از شش سالگی کارش خدمت کردن است. فرقی هم نمی‌کند خانه پدر باشد یا خانه همسر. با این تفاوت که خانه پدری شاید کمتر جانش به مخاطره بیفتد. این‌جا خانواده‌ها دسته جمعی زندگی می‌کنند و وقتی ازدواج می‌کنی، زن یک نفر نمی‌شوی، تو کنیز بی‌دستمزد یک طایفه می‌شوی. زن این‌جا یعنی موجودی که باید بنشیند و بردارد و بپزد و زیرپای همه را رفت و روب کند و مدام کتک بخورد. اگر زنی به این وظایفش تن ندهد، او را متمرد می‌دانند و تحت فشار روانی، وادار به تسلیم می‌کنند.»
منیره جزو اقلیت زنان شاغل شهر است. او می‌گوید هاجره زن با خدایی بود: «قرآن می‌خواند، روزه می‌گرفت و مراقب رخت و لباسش بود. حالا می‌گویند به خاطر ناموس کشته شده است. این‌جا هر مردی دلش خواست، زنش را می‌کشد و بعد هم می‌گوید برای ناموس کشته است. هم برای خودش آبرو و بهانه قتل درست می‌کند، هم آبروی زن بیچاره و خاندانش را به باد می‌دهد.»
هاجره چندین بار پیغام و پسغام فرستاده بود برای پدرش که بیایید مرا ببرید؛ اگر نیایید، آخرش یک روز مرده مرا برمی‌گردانید خانه. حتی به گفته منیره، او یک روز به برادرش گفته بود مرا بد می‌کشند، شرحه شرحه‌‌ام می‌کنند.
کسی به درستی نمی‌داند اختلاف هاجره و همسرش بر سر چه بوده و هیچ منبع دولتی تایید نکرده که هاجره به قتل رسیده یا قاتلش چه کسی است. اما یکی از ماموران کلانتری سراوان در پاسخ به تلفن خبرنگار «ایران‌وایر» می‌گوید روز گذشته دو متهمی که در مورد مرگ این زن تحت پی‌گرد بودند، دستگیر شدند و هم اکنون تحقیقات ادامه دارد. او می‌گوید در جریان تحقیقات هستند و مجاز به اظهار نظر در مورد جریان پرونده نیستند.
«بصیر حسین‌بر»، از اقوام نزدیک هاجره می‌گوید آن‌ها تردیدی ندارند که او کشته شده است. پزشک بیمارستان سراوان به آن‌ها گفته دخترشان زجرکش شده است چند جای بدنش، از جمله دست راست و پای چپش شکسته، یکی از مهره‌های گردنش به شدت آسیب دیده و دست‌هایش را با سنگ له کرده‌‌اند. اسید به خوردش داده‌‌اند و بعد هم سعی کرده‌‌اند او را بسوزانند.

به گفته این عضو خانواده هاجره، او همیشه از کارهای خلافی که همسرش انجام می‌داده، شکایت می‌کرده است: «بارها سعی کرده بود همسرش را با نصیحت و مهربانی به مسیر درست بکشاند و در نهایت هم تهدید کرده بود که اگر به راه راست برنگردد، یا او را لو خواهد داد یا حداقل گزارش رفتارش را به گوش بزرگ طایفه خواهد رساند.»
یک کاربر توییتر ساکن شهر سراوان که مایل به ذکر نامش نیست، به «ایران‌وایر» می‌گوید بعد از انتشار عکس هاجره، از دو خانواده هاجره و همسرش با او تماس گرفته‌‌ و تهدید کرده‌‌اند که باید عکس آن زن را حذف کند.
منیره همان حوالی خانه هاجره زندگی می‌کند. او در مورد قتل‌های ناموسی در بلوچستان می‌گوید: «تا اسم ناموس می‌آید، دهان‌ها دوخته می‌شود. کسی جرات دفاع و اظهار نظر ندارد. کسی زحمت تحقیق به خودش نمی‌دهد. داغ ننگ ناموس، هر قساوتی را توجیه می‌کند. کسی نمی‌پرسد دختری که کلفت خانه شوهر بود، از در خانه بیرون نمی‌آمد و صبح علی‌الطوع خدمت می‌کرد تا دم غروب و هیچ کدام از همسایه‌ها حتی رفت و آمد معمولی ‌‌او را نمی‌دیدند، نه میهمانی می‌رفت و نه فراغتی داشت، چه طور یک باره مستحق مرگ می‌شود؟ گفتن این کلمه تنها راه نجات نام و آوازه کسی است که با قساوت دست به قتل زده است. بعد هم سرش را بالا می‌گیرد و توی محله می‌چرخد و به خاطر خوش غیرتی تمجید می‌شود.»
«فریبا بلوچ» از فعالان حقوق زنان است. او یک سال پیش از بلوچستان به لندن مهاجرت کرده و چون با درد زنان بلوچستان آشنا است، پی‌گیر جریان هاجره و پرونده‌‌اش شده است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید در آن منطقه آمار قتل‌هایی که در پی خشونت‌های بی‌حد و حساب خانوادگی رخ می‌دهند، بسیار بالا است: «اکثریت دختران بلوچ گرفتار شرایطی هستند که هاجره بود. هاجره بارها به نزدیکانش هشدار داده بود. او پیش‌بینی مرگش را می‌کرد و به خانه پدرش پناه می‌برد ولی هر بار با میانجی‌گری بزرگان خانواده به خانه همسرش بازگردانده می‌شد.»
فریبا بلوچ می‌گوید از آدم‌های آن محله شنیده است که بارها هاجره را با سر و روی خونین و مالین دیده‌اند. حتی در یک مورد یکی از همسایه‌ها شاهد بوده است که او را با سیم داغ تنبیه کرده بودند. با این همه، بزرگان دو طرف قول می‌دادند که درست می‌شود و از هاجره درخواست می‌کردند که صبور و بردبار باشد.
منیره هم اظهارات فریبا را تایید می‌کند. او می‌گوید دقایقی از افطار نگذشته، «اسماعیل» هاجره را کشان کشان با خودش از خانه برده و چند ساعت بعد بدن شرحه شرحه شده‌‌اش را جلوی در ورودی بیمارستان رها و فرار ‌کرده است.
یک پرستار بیمارستان به فریبا بلوچ گفته است وقتی هاجره را به آن‌جا منتقل کرده بودند، اثر سوختگی ناشی از اسید در مجاری گوارشی قربانی دیده ‌شده است. همان دقایق اولیه متوجه می‌شوند سطح هوشیاری هاجره پایین است و به سختی نفس می‌کشد. پوست سرش پر بوده است از خارهای بیابان و هر دو دستش را با سنگ، لت و کوب کرده بودند.
به گفته این پرستار، به خاطر خوراندن اسید، هیچ دندانی در دهان هاجره باقی نمانده بوده و بسیاری از استخوان‌هایش بر اثر ضرب و شتم شکسته بودند.
خانواده هاجره معتقدند جریان تصادف ساختگی است. آن‌ها می‌گویند اسماعیل نمی‌توانسته است برای انجام این کارها تنها باشد. او وقتی هاجره را به بیمارستان رسانده، به مادر زنش زنگ ‌زده و گفته است که ما بین راه تصادف کرده‌‌ایم و ماشین‌مان شعله‌ور شده، خودتان را به بیمارستان برسانید چون هاجره زخمی شده است.

اما وقتی برادر هاجره به بیمارستان می‌رسد، عملا دیگر خواهرش جان به تن نداشته است و ملافه را روی صورتش کشیده بودند.
به گفته بصیر حسین‌بر، از وابستگان نزدیک هاجره، موضوعی که آن‌ها را متعجب کرده، تفاوت اظهار نظر مابین پزشکان بیمارستانی است که هاجره چند ساعت در آن جا بستری بوده و اظهارات پزشکی قانونی که بعد از مرگ، جسد او را تحویل گرفته‌ است: «وقتی به بیمارستان رسیدیم، پزشک معالجی که شیفت بود، برای ما توضیح داد که چه بلاهایی بر سر هاجره آمده بود. اما روز بعد به کلی انکار کردند و گفتند پزشکی قانونی باید گزارش بدهد و این وظیفه ما نیست که ادعایی مطرح کنیم. به نظر می‌رسد پزشکان بیمارستان ترجیح داده‌‌اند خودشان را از درگیری‌های محلی دور کنند.»
فریبا بلوچ، فعال حقوق زنان و از اهالی بلوچستان به نقش تهدید خانواده آزاررسان اشاره می‌کند: «گویا مادر اسماعیل تماس گرفته و گفته است که اگر اتفاقی برای پسرم بیفتد، مطمئن باشید که اجازه نمی‌دهیم شما دیگر راحت زندگی کنید.»
هاجره روز پانزدهم اردیبهشت ماه درگذشت و روز شانزدهم به خاک سپرده شد. با این که حساسیت زیادی برای پنهان ماندن ابعاد این اتفاق وجود داشت اما دنیای مجازی کارش را پیش برد و این خبر در پستو نماند.

منیره، همسایه هاجره و کارمند شهرداری سراوان به «ایران‌وایر» می‌گوید: «این که خانواده قربانی یا متهم از کاربران توییتر درخواست کنند که عکس قربانی حذف بشود، با توجه به نرم های معمول منطقه، بسیار عادی است. به هر حال، زنی که مرکز خبر شده، از نظر افکار عمومی گناه‌کار است. این‌جا حتی زنی که مرتکب جرمی نشده ولی به هر دلیل با میل و اراده یک عضو مذکر خانواده بمیرد، مرده‌‌اش مایه خفت و خواری است. آن‌ها به رنج‌هایی که آن زن برده و جان شیرینش را از دست داده است، فکر نمی‌کنند بلکه ترجیح می‌دهند زن مورد نظر مرده باشد و خبرش هم جایی درج نشود.
فریبا بلوچ می گوید دختر عموی خودش را ۲۰ سال پیش تنها به این دلیل که می‌خواست شریک زندگی‌ خود را شخصا انتخاب کند، کشته بودند: «دایی من دختر عمویم را جلوی چشم دو کودکش تنها به این دلیل کشت که جسارت کرده بود از همسر معتادش طلاق بگیرد و بعد هم می‌خواست با مردی که خودش انتخاب کرده بود، زندگی کند. اما جالب‌ترین بخش ماجرا این جا است که آن سال‌ها دایی‌ من را بی‌هیچ عقوبتی در کوتاه مدت آزاد کردند و کلا ماجرا به مصالحه انجامید. جوری رفتار می‌شد گویا اصل دختر عموی من از اول وجود نداشت.»
از آن جایی که همسر هاجره بعد از رها کردن بدن سوخته و نیمه جان او از محل متواری شده است و شواهد و مدارکی از مداخله او در مرگ همسرش وجود دارد، اداره آگاهی سراوان برادر اسماعیل را برای پاره‌ای توضیحات احضار و او را به طور موقت بازداشت می‌کند تا این که امروز۲۹ اردیبهشت اسماعیل را هم دستگیر می‌کنند.
حالا حرف‌هایش را پس گرفته است. مردم محلی نمی‌خواهند خودشان را وارد جریان انتقام گیری و درگیری طایفه‌‌ای بکنند. وابستگان اسماعیل هم می‌گویند اگر قتلی در میان بوده، پس چرا آن مرد سعی کرده است زنش را به بیمارستان برساند؟
آن‌ها می‌گویند اگر احتمالا قتلی رخ داده، اسماعیل در شرایط طبیعی نبوده است و شاید لازم باشد از او تست روان‌شناسی بگیرند. خانواده هاجره می‌خواهند بدانند چه بر سر دخترشان آمده است. آن‌ها می‌پرسند چه طور ممکن است در یک خانواده پر جمعیت، والدین اسماعیل متوجه فشارهایی که به عروس‌شان وارد می‌شده است، نباشند؟ چه طور متوجه نشده‌‌اند که او را شب هنگام به زور از خانه بیرون برده‌اند؟ چرا نپرسیده‌‌اند به کدام گناه کتک می‌خورد؟
حالا خانواده هاجره دارند تلاش می‌کنند حضانت کودک دو ساله‌اش را از دادگاه بگیرند. آن‌ها امروز و فردا می‌روند تا وسایل شخصی هاجره را هم تحویل بگیرند. لابد چند چند آلبوم عکس، یک چمدان لباس‌های نیم‌دار و هر آن‌چه از آدمی به نام هاجره حسین بر باقی مانده است، به خانه برمی‌گردد.
سیستان و بلوچستان یکی از استان‌هایی است که در صدر لیست قتل‌های ناموسی قرار دارد. آمار روشن و به ثبت رسیده‌ای در مورد این قتل‌ها وجود ندارد. بسیاری از این قتل‌ها گزارش نمی‌شوند، شاکی خصوصی ندارند و در اغلب موارد، خانواده قربانی در یک توافق تلخ و تاریک، چشم‌ان خود را بر مرگ عزیزشان می‌بندند.

No responses yet

May 16 2020

گزارش درباره «به آتش کشیده شدن» مقبره مقدس یهودیان در همدان؛ آمریکا محکوم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: جاناتان گرینبلات، رئیس «اتحادیه ضد افترا» جمعه ۲۶ اردیبهشت از گزارش‌ها درباره به آتش کشیده شدن مقبره «استر و مردخای»، از مکان‌های مقدس یهودیان ، در شهر همدان خبر داده است. در همین حال یک مقام دولت آمریکا چنین اقدامی را محکوم کرده است.

جاناتان گرینبلات در توییتر خود نوشته است٬ گزارش‌های نگرانی کننده ای از ایران در خصوص به آتش کشیدن شبانه مقبره «استر و مردخای»، مکان مقدس یهودیان، منتشر شده است. ما امیدواریم مقامهای مسئول عاملان این اقدام یهود ستیزانه را به دست عدالت بسپارند و تعهد بدهند که از مکان‌های مقدس اقلیت‌های مذهبی در ایران محافظت می کنند.

Disturbing reports from #Iran that the tomb of Esther & Mordechai, a holy Jewish site, was set afire overnight. We hope that the the authorities bring the perpetrators of this #antisemitic act to justice & commit to protecting the holy sites of all religious minorities in Iran.

— Jonathan Greenblatt (@JGreenblattADL) May 15, 2020

هنوز رسانه‌های ایران گزارشی در این خصوص منتشر نکرده‌اند.

در همین حال٬ ایلان کار استکاتس، نماینده ویژه دولت آمریکا در رصد و مقابله با یهودستیزی ، به این گزارش واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده است.

ایلان کار استکاتس نوشته است: ما قویا حمله به مقبره «استر و مردخای» در همدان ایران را محکوم می‌کنیم.

این مقام دولت آمریکا گفته است، سه ماه پیش تهدیداتی علیه این مقبره مطرح شده بود.

ایلان کار استکاتس تصریح کرده است: حکومت ایران اصلی ترین حامی یهودستیزی است. این اقدامات می بایست متوقف شود و از جامعه یهودی و سایر اقلیت‌ها محافظت شود.

We strongly condemn the attack on the Tomb of Esther & Mordechai in Hamedan #Iran, which follows a threat last Feb. against the site. Iran’s regime is the world’s chief state sponsor of #Antisemitism. It must stop incitement and protect its #Jewish community and other minorities.

— U.S. Envoy to Monitor and Combat Anti-Semitism (@USEAntiSemitism) May 15, 2020

فدراسیون یهودیان ایرانی-آمریکایی نیویورک و لس آنجلس نیز در بیانیه از این گزارش ها ابراز تاسف کرده و خواستار تعقیب و مجازات عاملان این اقدام شده اند.

مقبره «استر و مردخای» محل دفن همسر یهودی خشایار شاه است.

«استر» (ستاره) برادرزاده مردخای یکی از وزرای این پادشاه هخامنشی بوده است.

در روایات تاریخی یهودیان آمده است که «هامان» صدراعظم وقت، در نتیجه مخالفت شدید با «مردخای» که حاضر به سجده کردن به صدراعظم نبود و از او حرف شنوی نداشت، دستور قتل‌عام یهودیان را در سرزمین باستانی ایران صادر کرد.

طبق این روایت ها «مردخای» از این توطئه آگاهی یافت. ملکه «استر» به نزد خشایارشاه رفت و نگرانی‌های عمیق خود و یهودیان را با او درمیان نهاد.

خشایارشاه پس از آگاهی از این توطئه دستور قتل «هامان» را صادر می‌کند.

No responses yet

Apr 24 2020

صحبت‌های نوشنده ادرار شتر پس از دستگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 21 2020

از روغن بنفشه تا ادرار شتر؛ نسخه “طب اسلامی” برای مبارزه با کرونا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: با شیوع کرونا در ایران، مروجان “طب اسلامی” گهگاه با کشفی تازه‌ برای مبارزه با کرونا خبرساز می‌شوند. پس از تبلیغ روغن بنفشه، حکیمی این‌بار از “ادرار شتر” رونمایی کرده. واکنش‌ها به این خبر از تمسخر تا تأیید در نوسان است.

با شیوع کرونا در جهان بسیاری کشورها تمام توان علمی خود را برای یافتن دارو یا واکسنی بر ضد کوید ۱۹ به کار گرفته‌اند و همزمان تلاش‌های دیگر کشورها در این زمینه را نیز به دقت زیر نظر دارند. کمتر روزی سپری می‌شود که در آن خبری در این رابطه منتشر نشود. ایران هم در این عرصه بیکار ننشسته است و گاه و بی‌گاه گزارش‌هایی در رابطه با “آمدن دارویی خاص تا ۳ ماه دیگر” یا “تست موفق” این ماده یا آن ماده اثرگذار بر روی این بیماری منتشر می‌شود.

اما در ایران در کنار ‌شرکت‌های دارویی و دستگاه‌های متولی بهداشت و درمان، گاه و بی‌گاه از “باغ” طب اسلامی هم “بری” می‌رسد.

هنوز زمان زیادی از تجویز استعمال “روغن بنفشه” از سوی عباس تبریزیان که با عنوان “پدر طب اسلامی” شناخته می‌شود و جنجال شاگرد او، شیخ مرتضی کهنسال که برای شفای بیماران کرونایی، با انگشت به دهان و دماغ مبتلایان کرونا “عطر پیامبر” می‌مالید نگذشته بود که “حکیم مهدی سبیلی”، یکی دیگر از متخصصین “طب اسلامی” و مدیر “انجمن علمی و آموزشی طب الصادق”، یافته‌اش در مقابله با کرونا را به نمایش گذاشت: نوشیدن ادرار شتر.

واکنش وزارت بهداشت به نوشیدن ادارا شتر برای درمان کرونا

انتشار کلیپی از این “حکیم” در شبکه‌های اجتماعی سر و صدای زیادی به راه انداخته است. کار به جایی رسیده که وزارت بهداشت هم به آن واکنش نشان داده.

کیانوش جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت، در واکنش به خوردن ادرار شتر برای درمان کرونا گفته، این‌که هر فردی برود ادرار شتر را مصرف کند ربطی با این وزارتخانه نداشته و وزارت بهداشت ناظر بر حریم خصوصی افراد نیست. رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت گفت، «شاید این موارد برای انبساط خاطر افراد باشد و بیش از آن قابل ارزش نیست.»

از تمسخر تا تأیید ادرار شتر

واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به ویدیوی تبلیغ ادرار شتر زیاد است؛ از تمسخر و تقبیح گرفته تا دفاع از آن و استناد به روایات.

حسین باستانی می‌نویسد: « شاید باورش سخت باشد اما هستند عزیزانی که دارند از توصیه به نوشیدن ادرارشتر هم دفاع می‌کنند. می‌فرمایند در آن مواد مفیدی هست. گیریم باشد. در ترکیب چیزهای دیگری که ادب اجازه ذکر نامشان را نمی‌دهد هم ممکن است مواد مفیدی باشد، ولی دلیل نمی‌شود که کسی آن چیزها را در لیوان بریزد و میل کند.»

در ماه‌های گذشته “طب اسلامی” به شدت خبرساز شده است، واکنش‌های شدید متخصصان و جوامع علمی ایران را در پی داشته و به معضلی برای مسئولان حوزه بهداشت و درمان تبدیل شده است.

دردسرهای “طب اسلامی” برای جامعه پزشکی و سلامت عمومی جامعه

در دی‌ماه سال گذشته، عباس تبریزیان، پیش از تبلیغ روغن بنفشه برای درمان کرونا، در جمع هوادارانش، کتاب “اصول طب داخلی ‌هاریسون”، یکی از کتاب‌های درسی شناخته‌شده آموزش پزشکی را به آتش کشید. عمل او بازتاب زیادی در محافل پزشکی و فضای رسانه‌ای پیدا کرد. در آن زمان هم کیانوش جهانپور، مدیرکل روابط عمومی‌ وزارت بهداشت، با ابراز نگرانی از “دخالت‌های مکرر این مدعی طلب اسلامی”، از رئیس قوه قضائیه خواست هم در مقام ریاست این قوه و هم به عنوان رئیس دادگاه ویژه روحانیت، با این فرد و جریان حامی‌ او، برخورد کند.

Bildergalerie – Orte und Städte vor Kriegsbeginn (picture-alliance/bildagentur-online.com)

بعد از این ماجرا خبرهایی در مورد بازداشت این روحانی منتشر شد که خبرگزاری میزان، خبرگزاری وابسته به قوه قضائیه، به نقل از دادستانی ویژه روحانیت این موضوع را تکذیب کرد. در عوض سه پزشک ایرانی به حکم یک دادگاه کیفری در مشهد، به جرم اعتراض به اقدام عباس تبریزیان در سوزاندن این مرجع معتبر پزشکی، هر کدام به تحمل ۶۰ ضربه شلاق محکوم شدند. سخنگوی وزارت بهداشت در آن روزها در پی انتشار این خبر، از “رفتار علیه سلامت عمومی جامعه” توسط این روحانی و جریان “طب اسلامی” در کشور و “دخالت غیرمجاز” آنها در درمان بیماران انتقاد کرد و حکم صادره علیه سه پزشک را قطعی و نهایی ندانست.

چندی بعد و در پی مرگ یکی از بیمارانی که مرتضی کهنسال از او عیادت کرده و “عطر پیامبر” به دهانش مالیده بود، سازمان نظام پزشکی کشور به این جریان و به حضور این مدعی طب اسلامی بر بالین بیماران مبتلا به کرونا اعتراض کرد و آن را “مصداق بارز تشویش اذهان عمومی” دانست و خواستار برخورد مقام‌های قضایی با این مسئله شد. دادستان بندر انزلی، روز چهارم فروردین خبر داد که دستور بازداشت این فرد با هماهنگی دادستان ویژه روحانیت صادر شده است.

“مشکلات شخصی و اجتماعی” نوشندگان ادرار شتر

به نظر نمی‌رسد در مورد این ویدیو، مانند دو موردی که در بالا شرحشان رفت، “خلافی” صورت گرفته باشد که حکم جلبی صادر شود. رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت در واکنش به ادرارنوشی شتر در این کلیپ می‌گوید، «این افراد ممکن است مشکلات شخصیتی و اجتماعی داشته باشند».

هنوز خبری از سلامت یا ایمنی نوشنده‌ی ادرار شتر در این کلیپ، در برابر کرونا، منتشر نشده است.

No responses yet

Apr 12 2020

پخش داروی امام کاظم و شربت زعفرانی؛ مبارزه با کرونا در مساجد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,مذهب,ملای حیله‌گر


ایران‌وایر: روز نیمه شعبان به مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان برخی مساجد در سطح محلات تهران، اقدام به پخش داروهای طب اسلامی کرده‌اند. این داروها که در بسته‌هایی شامل محلول ضدعفونی‌کننده دست‌ساز، شربت نذری و… پخش شده‌اند، به‌عنوان درمان ویروس کرونا معرفی شده‌اند. روایت شهروندی که یکی از این بسته‌ها را دریافت کرده، بخوانید.

چند جوان با تیپ مرسوم بسیجی‌ها یعنی ته‌ریش و پیراهن‌های یقه‌بسته و آستین بلندی که روی شلوارهای پارچه‌ای افتاده، جلوی در خانه‌شان آمده‌اند و گفته‌اند: «از طرف مسجد محله برایتان وسایل بهداشتی آورده‌ایم.» امیر یک پسر بیست‌وپنج‌ساله و ساکن غرب تهران، راوی این ماجرا است.

او می‌گوید: «فکر کردم حتما ژل ضدعفونی‌کننده و ماسک و الکل پخش می‌کنند. توی دلم یک دمشان گرم گفتم و رفتم دم در.» اما بسته‌ای که به امیر داده‌اند هیچ ربطی به آنچه تصور کرده بوده، ندارد: «یک بسته به من دادند که شامل دو قوطی محلول دست‌ساز است. روی یکی از آن‌ها نوشته شربت زعفران و روی دیگری نوشته محلول ضدعفونی‌کننده سطوح، یک بسته نایلونی پودر هم کنارش گذاشته‌اند که رویش نوشته‌شده داروی امام کاظم. یک عدد کیک شیرین عسل هم داخلش گذاشته‌اند.»

امیر قوطی محلولی را که رویش نوشته ضدعفونی‌کننده سطوح را باز کرده و می‌گوید: «بوی تند سرکه می‌داد. رنگش هم رنگ سرکه است و مشخص است سرکه را با چیزهای دیگر قاتى کرده‌اند.» این در حالی است که متخصصان بارها اعلام کرده‌اند که سرکه نمی‌تواند ویروس کرونا را از بین ببرد.

شربت زعفران هم به گفته امیر بوی تمامی شربت‌هایی را می‌دهد که در مناسبت‌های مذهبی به‌عنوان نذری پخش می‌شود اما او می‌گوید: «واقعا نمی‌دانیم در شرایط شیوع گسترده این بیماری ویروسی واگیردار این شربت در چه شرایطی تهیه شده است. آیا واقعا بهداشت رعایت شده است یا خیر.»

اما چیزی که بیشتر از همه موارد امیر را شوکه کرده، پودری است که با عنوان داروی امام کاظم در این بسته قرار گرفته است: «یک پودر خشن است که بوی داروهای گیاهی را می‌دهد.» روی آن کاغذی چسبانده‌اند و طریقه مصرف آن را توضیح داده‌اند: «برای درمان و پیشگیری سرماخوردگی، آنفلوانزا، گلودرد، تب و بیماری‌های ویروسی و در مورد میزان استفاده هم نوشته شده است برای درمان سه شب نصف قاشق چای‌خوری برای بزرگ‌سالان، یک‌چهارم قاشق برای کودکان ۲ تا ۷ سال و بعدازآن اشاره شده است که بعد از مصرف دارو تا ۲ ساعت هیچ‌چیز حتی آب خورده نشود و ترجیحا قبل از خواب مصرف شود.»

داخل این بسته کاغذی هم گذاشته شده و نوشته بودند این بسته به مناسبت نیمه شعبان، تولد دوازدهمین امام شیعیان از طرف مسجد پخش شده است: «ساکنین محترم شهرک در این ایام که ویروس منحوس کرونا مانع از برگزاری اجتماعات معنوی و برپایی جشن و سرور در عید بزرگ نیمه شعبان شده است این‌گونه یاد حضرت را در دل‌های خود زنده می‌کنیم.» در همین کاغذ توضیحانی هم درباره داروی امام کاظم نوشته شده است: «در روایت آمده است که امام کاظم به بیماری مبتلا شدند و طبیبان داروهای مختلفی برای ایشان تجویز کردند. امام به طبیبان فرمودند به کجا می‌روید از این دارو که سید داروهاست استفاده کنید. (طب الائمه ابن بسطام ص ۵۰) به همین جهت این دارو به داروی امام کاظم ع مشهور شده است.» اما توضیحاتی که در سطور آخر این نامه آمده، توجه امیر را بیشتر جلب کرده است: «با توجه به تجربه بسیار موفق این دارو در ایران و چین برای درمان و پیشگیری بیکاری کرونا (و البته کلیه بیماری‌های ویروسی) این دارو را به شما تقدیم می‌کنیم.»

داستان به کار گرفتن طب اسلامی به‌جای علم در درمان بیماری‌ها در چند ماه گذشته و با انتشار ویدیویی از آتش زدن کتاب‌های جامع علم پزشکی توسط آیت‌الله «عباس تبریزیان» که خودش را پدر طب اسلامی می‌داند بر سر زبان‌ها افتاد و در ایام شیوع کرونا با توصیه‌های او و دیگر مدعیان طب اسلامی موجب بروز انتقاد متخصصان و صاحب‌نظران علوم پزشکی و شوخی کاربران شبکه‌های اجتماعی شد.

ابتدای گسترش ویروس کرونا توصیه تبریزیان به استعمال مقعدی روغن بنفشه به‌عنوان روشی برای دفع این ویروس دستمایه طنز شد و بعد ویدیوهای «مرتضی کهنسال»، روحانی‌ای که بدون تجهیزات محافظتی به دیدار مبتلایان به کرونا در بیمارستان‌ها می‌رفت و داروهای به ادعای خودشان طب اسلامی به بیماران می‌داد، خبرساز شد.

البته خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه روز چهاردهم فروردین از بازداشت مرتضی کهنسال توسط دادگاه ویژه روحانیت استان گیلان خبر داد.

امیر می‌گوید: «بعد از انتشار خبر بازداشت مرتضی کهنسال و واکنش سخنگوی وزارت بهداشت مبنی بر اینکه این عمل مصداق تشویش اذهان عمومی است خیلی‌ها فکر کردند حداقل برای درمان کرونا دیگر شاهد حضور مدعیان طب اسلامی نیستیم اما کمتر از یک هفته داروی امام کاظم درب منازل می‌دهند.»

No responses yet

Apr 09 2020

ستاد مخفی بازگرداندن آبِ رفته به جوی قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: احمد خاتمی، امام جمعه تهران، روز سه‌شنبه، ۱۹ فروردین، از ضرورت تشکیل ستادی برای مدیریت امور معنوی، در کنار ستاد ملی مبارزه با کرونا، گفت و تأکید کرد باید به مردم فهماند که حدیثِ «الدعاء شفاء من کل داء» همچنان حرف آخر را می‌زند.

نگاهی به اخبار پراکنده از فعالیت‌های اخیر برخی نهادهای دینی و نظامی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ستادِ مدنظر آقای خاتمی عملاً در پشت‌پرده و با هزینه‌های ناپیدای بسیار شروع به کار کرده است.

اندیشمندان و دانشمندان جهان از یک سو و سیاستمداران و دولتمردان و اقتصاددانان برخی کشورها از سوی دیگر به این فکر می‌کنند که دنیای پساکرونا چگونه دنیایی خواهد بود و از هم‌اکنون برای آن مهیا می‌شوند.

اما از برخی اقدامات حکومتی ایران و گفتار برخی مقامات آن چنین برمی‌آید که بزرگ‌ترین نگرانی جمهوری اسلامی در دوران پساکرونا، نه اقتصاد و سلامت و رفاه و عدالت اجتماعی، که فروریختن باورهای دینی و مذهبی در میان جامعه و پاره شدن آخرین رشته‌های اتصال توده مردم مذهبی به نظام اسلامی است.

هنگامی که کانون شیوع کرونا بودن قم از پرده بیرون افتاد، در اوایل اسفند ۹۸، نماینده علی خامنه‌ای در قم حرم معصومه را دارالشفاء اعلام کرد و گفت «باید این‌جا باز باشد و مردم با قوت بیایند». و حالا، در آستانه نیمه شعبان، معاون فرهنگی مسجد جمکران اعلام کرده است که تمامی خیابان‌های ورودی به این مسجد و مسیرهای اطراف مسدود است و هیچ کس نیاید.

در این فاصلهٔ چهل‌واندی روزه، ویروس کرونا نه‌تنها تمام ایران را درنوردیده که باورهای دینی و مذهبی اسلام و به‌خصوص تشیع در موضوع «دعا و شفا و توسل به امامان شیعه» را نیز در ذهن باورمندان به مسلخ برده است. چه، به‌گفته عبدالکریم سروش، «هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری» وجود ندارد که «این خفتگان در خاک… صدای زائران را می‌شنوند و به آنها پاسخ می‌دهند و یا اساساً قدرت برآوردن حاجت آنها را دارند».

مثل هر رویداد غیرمترقبه سیاسی یا اجتماعی یا حتی طبیعی در ایران، کمی طول کشید تا مقامات جمهوری اسلامی از سردرگمی درآیند، و اکنون در این موضوع نیز گویی تازه به خود آمده‌اند و می‌کوشند با انواع فعالیت‌های تشکیلاتی دینی و مذهبی، از نوع پرسروصدا و تبلیغاتی، آب رفته را به جوی برگردانند.

هفته‌ها پس از انتشار ویدئوهای چالش رقص زنان و مردان پزشک و پرستار با ماسک در بیمارستان‌ها، که به‌رغم «غیرشرعی بودنش» جمهوری اسلامی چاره‌ای جز «کظم‌غیظ» در برابر آن نداشت، حالا احمد خاتمی از «شاد نگه داشتن مردم به هر قیمتی» انتقاد می‌کند و از ضرورت تشکیل ستاد معنوی می‌گوید، با این استدلال که «به‌شدت نیازمند بالا آوردن فاز دینی و اعتقادی مردم در فضای مجازی و در رسانه هستیم».

اگر از پراکنده‌کاری‌های پایگاه‌های بسیج محلات در ضدعفونی کردنِ غیراستاندارد و حتی زیان‌بار مکان‌های عمومی و انتشار گسترده اخبار آن که عملاً به ضدتبلیغ انجامید بگذریم، و نیز اگر چشم‌مان را ببندیم بر بردن پارچه‌های «متبرک به حرم معصومه و رضا» که همان هم واکنش منفی اجتماعی گسترده‌ای را برانگیخت، اکنون با موجی از فعالیت‌ها برای مبارزه با چیزی مواجه هستیم که جمهوری اسلامی آن را «قم‌هراسی و اسلام‌هراسی» در موضوع کرونا نامیده است.

«گروه‌های جهادی طلاب» برای حضور در بیمارستان‌ها و آرامستان‌ها جهت غسل دادن اموات و پاسخگویی در باب ابهامات دینی در بسیاری شهرها شکل گرفته است و علیرضا اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه، از آنان تقدیر می‌کند و می‌گوید که «تاریخ پیشگامی حوزویان در مبارزه با کرونا را گواهی خواهد داد».

آقای اعرافی که عضو منصوب رهبر جمهوری اسلامی در شورای نگهبان هم هست، به آیسسکو (سازمان علمی، فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نیز نامه می‌نویسد و آن را در رسانه‌ها منتشر می‌کند تا تأکید کند که «نهاد و مرجعیت دینی هرگز اسیر دوقطبی‌های ساختگی میان علم و دین و درمان و دعا نبوده و نخواهد شد».

با برگزاری میزگردهایی با حضور برخی پزشکان قمی ادعا می‌شود که قم نه‌تنها منشأ شیوع ویروس کرونا در ایران نبوده است که «به‌ دلیل شناسایی نخستین مبتلایان در این شهر، قم بزرگ‌ترین خدمت را در مبارزه با کرونا در ایران انجام داد».

رئیس انجمن هنرهای تجسمی طلاب دفتر تبلیغات اسلامی از انتشار فراخوان پویش «نذر هنری» هنرمندان طلبه و غیرطلبه برای «معرفی ارزش‌ها و زیبایی‌های شهر قم و مبارزه با قم‌هراسی» خبر می‌دهد و و فروریختن قدسی بودن قم و مراکز مذهبی در ذهن باورمندان را ویروسی «خطرناک‌تر از ویروس کرونا» معرفی می‌کند.

انتشارات وابسته به «آستان قدس رضوی» کتابی را مخصوص نوجوانان و جوانان در قالب پرسش و پاسخ بین یک دختر و پدرش منتشر می‌کند برای پاسخ دادن به «شبهات دینی، تعطیلی اماکن مذهبی، اهمیت مقدسات و شعائر دینی، مناجات و توسل و…»، و این کتاب را علاوه‌ بر نسخه کاغذی رایگان در اینترنت نیز پخش می‌کند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تهران از مردم می‌خواهد شب نیمه‌شعبان، همزمان با بلندگوی مساجد و اماکن عمومی، به پشت‌بام‌ها بروند و فریاد بزنند «یا مهدی ادرکنی»، و از راه‌اندازی ۷۵۰ کاروان شادی در تهران به‌ مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان با کمک سپاه و بسیج و «انتشار تولیدات محتوایی در فضای مجازی و فضای رسانه‌ای» خبر می‌دهد.

این‌ها فقط برخی موارد از فعالیت‌های تشکیلاتی جمهوری اسلامی برای ترمیم و بازسازی باورها و اعتقادات مذهبی درهم‌شکسته است.

واکنش‌های دینی و اعتقادیِ غیرعقلانی و غیرعلمی به موضوع ویروس کرونا مختص ایران نیست.

اگر در ایران یک آیت‌الله عضو مجلس خبرگان رهبری مبتلا به کرونا، چند روز پس از آن‌که می‌گوید با خوردن «تربت امام حسین» حالش خوب شده، می‌میرد؛ در آمریکا هم یک کشیش می‌کوشد با فوت کردن در برابر دوربین تلویزیون ویروس کرونا را از مردم آمریکا دور کند. در اورشلیم هم پلیس با یهودیانی که حاضر به ترک اجتماع دینی خود در اماکن مذهبی نیستند، با خشونت برخورد می‌کند.

مسئله اما این است که کشیشان و خاخامان زمام اداره هیچ کشوری را در دست ندارند، اما در ایران، زمام امور، سراپا، در دست روحانیتی است که بیش از ۴۰ سال است یکسره و به هر طریق بر تزریق احکام و باورهای دینی به‌طور عام و آموزه‌های شیعی به‌طور خاص بر همه شئون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پای فشرده‌ است.

ستاد مخفی مدیریت معنوی کرونا که امام‌جمعه تهران می‌کوشد ابعاد آن را گسترده‌تر کند، برآمده از همین حرص‌ومیل چهل‌سالهٔ روحانیت در حفظ و اِعمال قدرت از طریق دین و مذهب است.

No responses yet

Mar 09 2020

جامعه المصطفی «میزبان کرونا»؛ «تبسم آقا» و هوش مصنوعی طلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یادداشتی از یوحنا نجدی: اظهارات رئیس دانشگاه علوم پزشکی و یک عضو شورای شهر تهران، مبنی بر ورود ویروس کرونا به ایران از طریق طلاب چینی، اگرچه شتابزده از سوی روحانیون قم‌نشین تکذیب شد، اما نگاه‌ها را به سوی یکی از بودجه‌خوارترین نهادهای شبه‌دینی در جمهوری اسلامی روانه کرد: «جامعه المصطفی».

صحبت بر سر نهادی در شهر مذهبی قم است که از سوی دولت حسن روحانی مورد حمایت جریان اصلاح‌طلب، «۳۰۰ میلیارد تومان» بودجه برای سال آینده به آن اختصاص داده شده است. بنیان اصلی «جامعه المصطفی» به نخستین ماه‌های پس از انقلاب بازمی‌گردد که ابتدا شورایی موسوم به «سرپرستی طلاب غیرایرانی» با حضور افرادی همچون محمد فاضل لنکرانی و علی مشکینی تشکیل شد.

به مرور زمان، روحانیون انقلابی به نهادسازی بویژه در خصوص حوزه‌های علمیه و البته طلاب داخلی و خارجی روی آوردند و دو نهاد «مرکز جهانی علوم اسلامی» (مخصوص طلاب غیرایرانی ساکن ایران) و «سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور» (مخصوص حوزه‌های علمیه خارج از کشور) تشکیل شد.

در خاطرات و مصاحبه‌های برخی از روحانیون از جمله علیرضا اعرافی، رئیس پیشین «جامعه المصطفی» آمده که تداخل وظایف این دو نهاد، به مشکلاتی انجامید و از این رو، سال ۱۳۸۷ با فرمان علی خامنه‌ای این دو نهاد در یکدیگر ادغام شدند و بدین ترتیب «جامعة المصطفی العالمیة» تأسیس شد.

در رقابت تنگاتنگ چاپلوسی برای رهبر جمهوری اسلامی، تاکنون روایت‌های متعددی درباره نحوه انتخاب نام این نهاد شبه‌دینی منتشر شده است. از جمله، رئیس شورای سیاستگذاری حوزه علمیه خواهران می‌گوید که «پس از برگزاری جلسات مختلف در دفتر رهبری» سرانجام وقتی نام «جامعه المصطفی» مطرح شد، «ایشان تبسمی بر لب نشاندند» و «رضایت خویش را اعلام کردند». از آن «تبسم آقا» تا امروز، هر ساله صدها میلیارد تومان از پول و ثروت مملکت خرج طلبه‌هایی از اوگاندا، بورکینافاسو، ساحل عاج، اندونزی و غیره همراه با خانواده‌هایشان می‌شود.

«جامعه المصطفی» یکی از نهادهای زیر نظر شخص رهبر جمهوری اسلامی است به طوری که رئیس آن اگرچه توسط هیئت امنا انتخاب می‌شود اما با تأیید علی خامنه‌ای رسمیت می‌یابد. درباره اهمیت این نهاد شبه‌مذهبی برای علی خامنه‌ای، همین بس که در بسیاری از مراسم‌ها و نشست‌های «جامعه المصطفی» شماری از نزدیک‌ترین افراد به رهبر جمهوری اسلامی (از جمله محسن قمی، معاون روابط بین‌الملل بیت؛ محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر و البته غلامعلی حداد عادل، پدر عروس خامنه‌ای) به عنوان مدعو یا سخنران حضور می‌یابند و «پیام آقا» را قرائت می‌کنند.

بعد از تأسیس «جامعه المصطفی» علیرضا اعرافی با حکم علی خامنه‌ای به ریاست آن منصوب شد و تا آبان ۱۳۹۷ در این سمت بود و از آن زمان تاکنون علی عباسی بر صندلی ریاست آن تکیه زده است.

«جامعه المصطفی» بی‌تردید یکی از مهم‌ترین نهادهای شبه‌دینی برای بازتولید اسلامِ سیاسیِ شیعی و مطلوب جمهوری اسلامی است و از همین رو، فارغ از تحریم و برجام و منازعات سیاسی و خط فقر و همه اینها، سالانه صدها میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص می‌یابد. اما این بودجه کلان، کجا و چگونه خرج می‌شود؟

آنگونه که در سایت خود «جامعه المصطفی» آمده، این نهاد «انبوهی از طلاب از سراسر گیتی» را با هدف «ترویج اسلام ناب محمدی» تحت پوشش خود قرار داده است و روز به روز شعبه‌ها و مراکز متعددی را در کشورهای مختلف تأسیس می‌کند. ‌رئیس هیئت امنای «جامعه المصطفی» در آبان ماه سال گذشته از تأسیس و فعالیت حوزه علمیه و مؤسسه آموزشی در بیش از ۱۰۰ کشور مختلف خبر داد.

اغلب مسئولان «جامعه المصطفی» به بهانه سرکشی به مراکز مختلف در سایر کشورها، با چمدانی بسته همیشه آماده سفر هستند؛ آنچنانکه رئیس کنونی «جامعه المصطفی»، پیشتر مسئول بخش اروپای این نهاد بوده و رئیس سابق آن نیز در بیشتر مصاحبه‌هایش به سفری اشاره می‌کند یا خاطره‌ای می‌گوید: «قبل از تأسیس جامعة المصطفی هم سفرهای خارجی داشتم اما بعد از تأسیس، سفرهای خارجی به یکی از کارهای اصلی بنده و دوستان تبدیل شد».

علی عباسی (چپ) و علیرضا اعرافی (راست)؛ رؤسای کنونی و پیشین جامعه المصطفی

علی عباسی (چپ) و علیرضا اعرافی (راست)؛ رؤسای کنونی و پیشین جامعه المصطفی

بخش زیادی از بودجه، تسهیلات و امکانات نیز برای همسر و فرزندان طلاب «جامعه المصطفی» چه در داخل و چه در خارج از ایران صرف می‌شود به طوری که اساساً بخش جداگانه‌ای به نام «مرکز امور طلاب و خانواده‌ها» در داخل «جامعه المصطفی» تأسیس شده است. طلبه‌ها خوابگاه، آپارتمان و یا حتی ودیعه مسکن دریافت می‌کنند و بسیاری خدمات دیگر همچون کمک هزینه سفر، وام قرض‌الحسنه، مساعدت‌های ازدواج و برخی دوره‌های آموزشی و کاربردی برای همسر و فرزندان‌شان نیز به آنها اختصاص می‌یابد.

در حال حاضر، طلبه‌هایی از ۱۳۰ کشور اغلب همراه با همسر و فرزند، با پول مردم ایران تحت پوشش «جامعه المصطفی» قرار دارند و به گفته رئیس پیشین آن، در «بیش از شصت کشور صدها موسسه و مرکز» راه‌اندازی شده است: «همین قدر بگویم که دامنه تشکیلات جامعة المصطفی از منچستر و نیویورک تا مادگاسکار و کاستاریکا امتداد یافته است».

دی ماه سال ۱۳۹۵ از قول «مسئول مؤسسه آموزشی جامعه المصطفی در پاریس» اعلام شد که «از ۲ سال پیش» و «در بهترین نقطه پاریس» مؤسسه‌ای تأسیس شده است. به گفته حسین امامی، این مؤسسه «۲۷ هزار متر مربع و ۴ طبقه» است. پاریس یکی از گران‌ترین شهرهای اروپا به شمار می‌رود و تأسیس چنین مؤسسه‌ای قطعاً با هزینه سرسام‌آوری صورت گرفته است.

رئیس کنونی «جامعه المصطفی» نیز می‌گوید که «بیش از ۵۰۰ مرکز تابعه و پیوسته» تحت کنترل این نهاد تبلیغی جمهوری اسلامی قرار دارد. آذرماه سال گذشته هم یک مقام مسئول از حضور «بیش از ۱۰۰ هزار طلبه از ۱۳۶ کشور» در «جامعه المصطفی» خبر داد. آنگونه که در برخی از سایت‌های امنیتی در ایران اشاره شده، بسیاری از نیروهای فعال در گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار حکومت جمهوری اسلامی، همچون «زینبیون» پاکستان، «فاطمیون» افغانستان، حامیان شیخ ابراهیم زکزاکی در نیجریه و البته «مدافعان حرم» از جمله طلبه‌های سابق و کنونی «جامعه المصطفی» هستند.

از این بین، طلبه‌های افغان همواره سهم بزرگی داشته‌اند به طوری که رئیس وقت جامعه المصطفی در سال ۱۳۹۳ گفته بود که بیش از ۵۰۰۰ طلبه افغان در ایران و افغانستان، حمایت‌های ما را دریافت می‌کنند. بی‌دلیل نیست که همواره شماری از اعضای گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، افغان هستند. مسئول فرهنگی لشکر فاطمیون در زمستان سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که شمار کشته‌های افغان‌ این لشکر در سوریه به دو هزار نفر و تعداد مجروحین نیز به هشت هزار تن رسیده است.

تاکنون بیش از ۴۰ هزار طلبه از «جامعه المصطفی» فارغ‌التحصیل شده‌اند. فراموش نکنیم که «جامعه المصطفی» تنها ۲۰ درصد از ظرفیت خود را به طلبه‌های ایرانی اختصاص می‌دهد و ۸۰ درصد آن، مخصوص طلاب خارجی است.

بودجه چند صدمیلیاردی دست‌کم در ظاهر باید به نحوی خرج شود؛ از این رو، گاه فراخوان‌های عجیبی از سوی «جامعه المصطفی» منتشر می‌شود. از جمله مردادماه سال ۱۳۹۶ اعلام شد که یکی از مؤسسه‌های زیرمجموعه آن به نام «مؤسسه زبان و فرهنگ‌شناسی» در رشته زبان اندونزیایی دانش‌پژوه می‌پذیرد. و یا همین دی ماه گذشته، رئیس «جامعه المصطفی» خواستار توجه و فعالیت «حوزه علمیه» در زمینه «هوش مصنوعی» شد و دیری نخواهد پایید که به همین بهانه، میلیاردها تومان بودجه به طلاب اختصاص داده شود.

اگر می‌خواهید کمی با رئیس کنونی «جامعه المصطفی»، کسی که فقط ظرف یک سال آینده ۳۰۰ میلیارد تومان بودجه تحت کنترلش است، آشنا شوید، شاید فقط این جمله او کفایت کند: «حاضرم سوگند بخورم سطح زندگی بیش از ۷۰ درصد مردم اروپا پایین‌تر از مردم ایران است». او البته توضیح نداده که چرا کرور کرور مردم ایران بویژه نخبگان و تحصیلکرده‌ها در صف فرار از نظام جمهوری اسلامی و مهاجرت به همان «سطح زندگی پایین‌تر» هستند و یک نفر از آن طرف برای زندگی در «سطح زندگی بالاتر» در نظام ولایت فقیه درخواست نمی‌دهد.

در همان روزهایی که مثلاً طلبه اوگاندایی با پول مردم ایران در حال انتخاب مسکن دو یا سه خوابه برای خود و خانواده‌اش در قلب ایران است، دختران سوخته مدرسه درودزن استان فارس که حالا خانم‌هایی جوان و دانشجو هستند، بعد از گذشت ۱۴ سال از سوختن در کلاس درس، هیچ سرپناهی برای پیگیری روند درمانی خود ندارند: «ما باید هر دو سه ماه یک بار برای درمان به شیراز بیاییم و عمل کنیم، اما در شیراز هیچ جا و مکانی نداریم که چند روز در آنجا اسکان داشته باشیم». پاسخ اما چیزی جز همان جمله همیشگی نیست: «یک شماره بگذارید؛ تماس می‌گیریم». قرار است تماس بگیرند!

یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Feb 28 2020

جمهوری اسلامی؛ تسلیم کرونا یا فقیهان؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: نگاه غالب در نظام جمهوری اسلامی به ویروس کرونا نگاهی مذهبی-امنیتی به جای رویکردی علمی-کاربردی است. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از کرونا به عنوان تلاش دشمن برای کاهش مشارکت در انتخابات یاد کرده و حسن روحانی، رئیس‌جمهور، نیز آن را تبلیغ سیاسی دشمن خوانده است.

روحانیون ارشد در قم نیز با نگاهی مذهبی-اقتصادی تا آنجا که برایشان ممکن بوده مانع انجام تدابیر بهداشتی و مراقبتی عمومی در این شهر شده‌اند. در حالی که نظر مقامات بهداشتی بر تعطیلی اماکن زیارتی مهم در قم و مشهد بوده، روحانیون متولی در این اماکن با انواع مقاومت‌های رسمی و غیررسمی بر سر راه اجرای قاطعانه این تصمیمات مانع‌تراشی کرده و حتی تصمیمات شورای تأمین استان قم و ستاد کشوری مقابله با کرونا را نیز بی‌اثر کرده‌اند.

سؤال این است که چرا با وجود آنکه مقامات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی از خطرناک بودن ویروس کرونا و شیوع روز به روز آن در کشور آگاه هستند (۱۹ استان از ۳۱ استان کشور تا زمان انتشار این نوشته) همچنان با نگاه مذهبی-امنیتی مانع رویکرد علمی-کارکردی برای مهار این ویروس می‌شوند؟

چرا و چگونه آنها قادر هستند رویکرد علمی و بهداشتی را دور زده و بی‌خاصیت کنند؟ و به‌رغم به خطر انداختن جان میلیون‌ها تن در ایران، منطقه و حتی جهان به این رویکرد غیر کارکردی خود ادامه دهند؟

فقه و فقیهان در برابر علم و پزشکان

جمهوری اسلامی در ۴۱ سال گذشته منتقدان و مخالفان سیاسی خود را به بهانه‌های امنیتی بازداشت، محاکمه، زندانی، شکنجه و اعدام کرده است. نظام با این رویکرد نه تنها مخالفان و معترضان را سرکوب کرده بلکه ماندگاری خود تا کنون را نیز تضمین کرده است.

در حوزه مذهبی نیز نظام ولایت مطلقه فقیه، نه تنها پیروان سایر ادیان و مذاهب از جمله اقلیت بزرگ سنی را از دایره توزیع قدرت حذف کرده، بلکه حتی منتقدان شیعه خود را نیز سرکوب کرده است.

حالا اما ویروس کرونا در حالی کارآمدی جمهوری اسلامی را به چالش طلبیده که نه می‌توان آن مانند یک منتقد و مخالف سیاسی بازداشت، محاکمه و مجبور به اعتراف اجباری کرد و نه مانند یک دگراندیش مذهبی می‌توان چماق تکفیر و خروج از دین را بر سر او کوبید و حذفش کرد. دست روحانیون و فقها برای مقابله با کرونا خالی است و مردم نیز این را می‌دانند ولی روحانیون حاضر به تسلیم شدن و پذیرش نظر پزشکان و متخصصان نیستند.

در حالی که ساختار تصمیم‌گیری و هرم نفوذ در کشور فقهی-امنیتی است، امنیتی‌ها و روحانیون نمی‌خواهند قبول کنند که حریف کرونا نیستند و باید میدان را به متخصصان بسپارند. طبق تجربه انباشته بشری، دانشمندان، متخصصان و پزشکان کشور -اگر بتوانند- تنها کسانی هستند که می‌توانند ویروس کرونا را کنترل و مدیریت کنند و در نهایت به عنوان بخشی از دانش به‌هم‌پیوسته بشری راهی برای درمان آن بیابند. اما مشکل اینجاست که اصولاً جمهوری اسلامی با تمام اجزای این رویکرد علمی مشکل دارد.

نخست آنکه رهبر، رئیس‌جمهور و روحانیون ارشد، جملگی به عنوان روحانیونی که خود را نماینده امام معصوم، پیامبر و خدا در زمین می‌دانند، حاضر نیستند بپذیرند که راه‌حل برخی مشکلات نزد آنها نیست و باید تابع نظرات متخصصان و کارشناسان باشند. از نگاه رهبر، رئیس‌جمهور و روحانیون ارشد چنین بدعتی اساس برتری فقها و روحانیون در نظام سیاسی کشور و نیز مبنای نظام اقتصادی زائر-نذورات را زیر سؤال می‌برد.

درست به همین دلیل است که رهبر و رئیس‌جمهور از بالا کرونا را به دشمن ربط می‌دهند و در سطح پایین‌تر روحانیون متولی زیارتگاه‌ها حاضر به پذیرش نظر پزشکان و متخصصان بهداشتی برای بسته شدن امکان زیارتی در مشهد، قم و شیراز نمی‌شوند و حتی حاضر نیستند مناسک دیگر مانند نماز جماعت را نیز به طور موقت تعطیل کنند. امری که حتی به لحاظ نظری با نظریات فقهی خود روحانیون که صدها سال است آن را بر منبر‌ها و در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند، در تضاد است.

بسیاری از فقها در درس و بحث فقهی خود می‌گویند باید در مصادیق به نظر متخصصان و کارشناسان عمل کرد ولی حالا که وزیر بهداشت رسماً اعلام کرده که نظر این وزارتخانه و ستاد کشوری مبارزه با کرونا اعمال محدودیت‌های بهداشتی بیشتر در اماکن زیارتی قم، مشهد و شیراز است، تولیت این اماکن همچنان در مقابل اجرای این تصمیم بهداشتی-مراقبتی سنگ‌اندازی می‌کنند. چرا که به زبان عامه مردم، تعطیلی این اماکن، دکان و کاسبی روحانیون و تمامی زنجیره‌های فرعی و تابعه آن را کساد می‌کند و بدعت خطرناکی در مورد امکان تعطیلی این اماکن در آینده و به دلایل دیگر ایجاد می‌کند.

از زاویه دیگر، نظام در حالی که در اکثر عرصه‌های حکومت‌داری ناکارآمد نشان داده، حاضر نیست این ناکارآمدی را بپذیرید و برای اینکه ناکارآمدی را نپذیرد مجبور به دروغگویی و انتشار داده‌ها و اطلاعات نادرست و مخفی کردن واقعیت‌های مربوط به انتشار ویروس کرونا شده است.

نظام در مرحله بعد برای اینکه ناکارآمدی خود را مخفی کند، به سنت گذشته تلاش کرده با محدود کردن روزنامه‌ها، روایت خاص مذهبی-امنیتی خود را از صداو سیما تبلیغ کند، اما مشکل آنجاست که امروزه شبکه‌های اجتماعی انحصار خبررسانی در سطح ملی را از صداو سیما گرفته‌اند. شبکه‌های اجتماعی مانند توئیتر، اینستاگرام و تلگرام با امکانی که در انتشار سریع و گسترده اخبار دارند، به همه شهروندان فرصت می‌دهند به اخبار و اطلاعات دقیق دسترسی داشته باشند و ناکارآمدی و دروغگویی مسئولان نظام آشکارتر می‌شود.

با وجود این و به رغم قدرت شبکه‌های اجتماعی در اطلاع‌رسانی به مردم و نیز قدرت آنها در پاسخگو کردن نسبی مسئولان، مشکل اصلی امروز ایران در مقابله با کرونا این است که تصمیم‌گیران اصلی کشور در موضوع کرونا همچنان امنیتی‌ها، سرداران سپاه، روحانیون ارشد و متولیان اماکن زیارتی هستند و نه پزشکان، دانشمندان و متخصصان.

تا زمانی که این گروه قادر باشند تصمیمات فقهی-امنیتی خود را مبنای تصمیات ملی و کشوری در مقابله با کرونا قرار دهند و نظرات علمی و تجربه شده پزشکان و متخصصان را نادیده بگیرند، امید به مقابله مؤثر با کرونا کاهش می‌یابد. تنها راه خروج موفق ایران و ایرانیان از بحران ملی کرونا، تسلیم شدن روحانیون ارشد و امنیتی‌ها و نیز متولیان آستانه‌ها به نظرات متخصصان، دانشمندان و پزشکان ایرانی است که حلقه‌ای از زنجیره بزرگ همکاران منطقه‌ای و جهانی خود و دانش بشری هستند.

No responses yet

Nov 10 2019

دو دختر یک روحانی را با خودرو زیر گرفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


استان‌وایر: سرپرست اداره «تبلیغات اسلامی» شهرستان «کبودرآهنگ» در جریان نهی از منکر دو دختر، توسط یکی از آنها و با خودروی شخصی‌ زیر گرفته و مجروح شد.
آقای کیهانی گفته زمانی که قصد داشته خودروی خود را وارد حیاط خانه‌اش کند متوجه می‌شود که ماشین دیگری راه او را سد کرده که متعلق به دو دختری است که برای سگ‌‌گردانی به پارک رفته‌اند.
وی افزوده پس از آنکه این دو دختر را در پارک دیده و از آنها خواسته ماشین خود را منتقل کنند و در ضمن در پارک سگ‌‌گردانی نکنند، با واکنش تند آنها مواجه شده است.
این روحانی اضافه کرده که پس از این مساله با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته، اما «آنها باز شروع به فحاشی کردند، بعد هم سوار ماشین شدند و با سرعت گاز آن را گرفتند و به من زدند.»
کیهانی افزوده «وقتی توسط خودرو زیر گرفته شدم، پرت شدم و سرم گیج رفت و صاحب خودرو در حین فرار که با سرعت هم رانندگی می‌کرد به چند خودرو هم ضربه زد و آسیب رساند.»
این برای چندمین‌بار است که یک روحانی در شهر‌های ایران مورد ضرب و جرح قرار می‌‌گیرد.
تعدادی از روحانیون و گروهی از آمران به معروف و ناهیان منکر در سال‌های اخیر به علت آنچه که دخالت در امور دیگران اعلام شده، از سوی مردم مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اند.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Oct 31 2019

۳۴ مؤسسه برگزارکننده «عقد آریایی» پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق روز چهارشنبه هشتم آبان از تعلیق موقت دفاتر رسمی و پلمب مؤسسه‌هایی خبر داد که مراسم عقد آریایی برگزار می‌کردند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، علی مظفری، رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق، تعداد مؤسس‌های پلمب‌شده را ۳۴ مؤسسه عمدتاً در استان‌های تهران و البرز اعلام کرد و گفت پنج دفترخانه نیز به دلیل برگزاری مراسم عقد آریایی حکم تعلیق موقت گرفته‌اند.

مراسم «عقد آریایی» مراسمی ابتکاری است که در سال‌های اخیر برخی زوج‌های ایرانی آن را به‌جای انجام تشریفات عقد اسلامی در دفترخانه‌های رسمی یا همراه با آن برگزار می‌کنند و طی آن، سوگندنامه‌ای را به زبان فارسی می‌خوانند.

به‌گفته آقای مظفری، برگزاری مراسم عقد آریایی «غیرقانونی» است، با این حال او اتهام ۲۱ نفر افراد شاغل در این مؤسسات را «جعل عنوان» اعلام کرد و افزود اتهام آنان در دادسرا در حال رسیدگی است.

وی همچنین اعلام کرد که پرونده دفاتر تعلیق‌شده نیز به‌دستور رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک به دادسرای انتظامی این سازمان ارسال شده است.

اول آبان امسال، ذبیح‌الله خداییان، رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک ایران، با اشاره به برگزاری مراسم عقد آریایی در برخی از دفاتر، گفته بود: «صیغه‌هایی تحت عنوان آریایی و امثال آن مغایر شرع و قانون است و با این دفاتر باید برخورد قاطع به عمل آید».

برخی جامعه‌شناسان ایرانی دلیل روی آوردن برخی جوان‌ها به برگزاری مراسم عقد آریایی را تلاش آنان برای کسب هویت ملی در برابر فشار جمهوری اسلامی برای تقویت هویت اسلامی ارزیابی می‌کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .