اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Sep 04 2018

موج تغییر نام خانوادگی آقازاده‌ها در خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: کانال تلگرام سایت محلی «خورنا» خبر داده که فرزندان برخی مقام‌های استان خوزستان اقدام به تغییر نام خانوادگی خود کرده‌اند.

این رسانه محلی نوشته «پس از حساسیت مردم نسبت به فرزندان مسئولین و ژن‌های خوب، برخی فرزندان مسئولین با تغییر نام خانوادگی خود، انتساب به نام خانودگی قبلی را به کلی منکر می شوند.»

«خورنا» اعلام کرده که این افراد با چنین اقدامی سعی در «فریب» افکار عمومی دارند.

این سایت گزارش کرده که «معاون مدیرکل یکی از دستگاه‌های اجرایی استان خوزستان، نام خانوادگی خود را تغییر داده تا انتساب وی به یکی از نمایندگان استان را تکذیب کند.»

براساس این خبر٬ فرزند یکی از روسای سازمان‌های استان خوزستان هم نام خانوادگی خود را تغییر داده است.

آن‌طور که «خورنا» نوشته «مردم از مسئولین انتظار دارند پس از پایان خدمت خود، دست فرزندان و منتسبین به خود را از پست‌های مدیریتی کوتاه کنند.»

حضور فرزندان برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در پست‌ها و عناوین دولتی در ماه‌های اخیر باردیگر خبر‌ساز شده است.

چندی پیش نیز در توییتر کمپینی با عنوان «فرزندت کجاست؟» راه افتاده بود که از مقام‌های مسئول می‌خواست درباره فرزندان خود و وضعیت آنها توضیح دهند.

در ایران از فرزندان مقام‌های مسئول به عنوان «آقازاده» یا «ژن خوب» نام برده می‌شود.

No responses yet

Sep 04 2018

خودسوزی مقابل شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


عصرایران: یک مرد خودش را جلوی شهرداری تهران به آتش کشید.

به گزارش ایسنا، صبح امروز یک مرد در حالی که دو فرزند و همکارش نیز همراه وی بودند خودش را جلوی شهرداری تهران به آتش کشید.

وی که در پیش از آتش زدن خود خیابان را بسته و فریاد می‌کشید، بدون توجه به فریادهای مردم و پلیس خود را آتش زد.

خودسوزی مقابل شهرداری تهران

No responses yet

Sep 03 2018

بحران پوشک بچه؛ تحلیل رهبر و روایت مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اقتصادی,برجام,تحریم,سیاسی

ایران وایر: «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است

افزایش قیمت پوشک بچه، زندگی «معصومه» را که کارگر خانگی حوالی رباط کریم است، به جهنم مطلق تبدیل کرده است.

او درخانه های مردم کار و یک فصل هایی از سال هم به عنوان کارگر فصلی، در باغ های هلو اطراف شهریار میوه چینی می کند. می گوید این روزها دوقلوهایش را با سفره کهنه ای که با قیچی تکه تکه کرده و ملافه های نیم‏دار می بندد:«بچه‌ها دچار سوختگی می شوند و احتمال عفونت ادراری بالا است اما چاره دیگری ندارم.»

شروع ماجرا از اواسط خردادماه بود. وحشت فرا رسیدن روز سیزدهم مرداد و آغاز تحریم های دولت امریکا علیه ایران باعث هجوم مردم به سمت فروشگاه ها شد. هر کسی اندک پس اندازی داشت، برای خرید برنج، روغن، حبوبات، لوازم بهداشتی و سایر مایحتاج زندگی به بازار هجوم می برد.

قصاب خیابان «اشتراکی شمالی» در شهرستان کرج از فروش دوکامیون برنج در طول دو ساعت توسط فروشگاه «سلام» که روبه روی مغازه اش واقع شده است، برای «ایران وایر» می گوید: «نمی دانی مردم چه طور ده گونی ده گونی برنج ها را عقب ماشین پر می کردند و می بردند. اما هیچ کس به ذهنش نرسیده بود “مای بیبی” یا پوشک بچه بخرد.»

درآمد همسر «سهیلا حق شناس»، دومیلیون و 500 هزارتومان است. آن ها یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانش را بابت اجاره آپارتمان، به مالک می پردازند و به همین دلیل هم به فکر انبار کردن برنج، روغن و رب گوجه نبوده اند.

سهیلا هر بار به فراخور نیازش، یک بسته پوشک سایز پنج برای پسرش خریداری می کند. او بسته ۳۸ تایی مای بیبی را با اندکی تخفیف، از فروشگاه «کوروش» ۲۱ هزار تومان می خریده، اما درست چهار روز س از آغاز تحریم های امریکا علیه ایران، وقتی بسته پوشک «محمد امین» تمام می شود، سهیلا با شوک بزرگی مواجه می شود:«از همان فروشگاه کوروش، همان مارک همیشگی را خریدم ۳۱ هزار تومان؛ فقط چهار روز بعد از شروع تحریم ها. وقتی بسته دومی هم تمام شد، تمام فروشگاه های اطراف مهرشهر و گوهردشت را زیر و رو کردم، هیچ اثری از پوشک بچه نبود. نه فروشگاه سلام پوشک مای بیبی سایز ۵ داشت ، نه فروشگاه “خانواده”. به این امید که حتما فروشگاه بزرگ کوروش این یک قلم جنس را دارد، راهی آن جا شدم اما آن جا هم داخل قفسه ها فقط چند بسته سایز 4 وجود داشت با قیمت 45 هزار تومان.»

سهیلا این روزها مدام در حال حساب و کتاب است که با یک میلیون تومان باقی مانده از اجاره خانه، اگر ساعت تعویض بچه را هم به دو برابر زمان استانداردی که روی هر بسته پوشک نوشته شده است افزایش بدهد، با احتساب هر بسته ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان، خانواده پنج نفره آن ها چند روز دوام خواهند آورد؟

کبری» ۱۹ ساله، ساکن منطقه «گاما» که شهرکی ۲۰۰ خانواریبا خانه هایی حلبی است، روبه روی ناحیه صنعتی ماهشهر، دوقلوهای ۹ ماهه اش را با کیسه فریزر پوشک می کند. می گوید دستانش از شستن کهنه ها سوزن سوزن می شوند اما درآمد «رحیم»، همسر 23 ساله اش که کارگر کارواشی در همان حوالی است، 900 هزار تومان بیش تر نیست. او هزار صنم دارد که یاسمن پوشک بچه توی آن گم می شود.

کبری نه قبلا که پوشک بسته ای 14 هزار تومان بود و نه الان که قیمت آن به 50 هزار تومان رسیده،‌ توان خرید آن را نداشته است: «یکی دو بار و وقتی که قیمت هر بسته پوشک 14 تایی، 12هزار تومان بود- پیش از عید نوروز امسال-‌ وقتی رحیم حقوق می گرفت و سر حال بود، از مسیر کارواش یک بسته پوشک “مامانا” با خودش می خرید و می آورد خانه و می گفت فردا از کهنه شوری راحت باشی. یکی دو باری هم یک خانم خیر و نیکوکاری که توی خانه اش کار می کردم، چند بسته پوشک برای بچه خرید و به من هدیه داد. من آن ها را نگه می داشتم و فقط زمانی که بیرون از خانه می رفتیم، استفاده می کردم. حالا که حتی نمی توانم شیر خشک بچه ام را بخرم. شکمش را با نان خیسانده توی چای سیر می کنم، چه برسد به این که بخواهم به چیز لوکسی مثل پوشک و مای بیبی فکر کنم.»

مرضیه ۲۸روز پیش مادر شد. نوزادش نارس به دنیا آمد. پسرش به دلیل نارس بودن، دارای حساسیت پوستی است. او تا به حال پوشک های مارک های «مرسی» و «پنبه ریز» را امتحان کرده ولی حالا پزشک معالج کودک توصیه کرده برای جلوگیری از سوختگی و دانه های ریزی که وسط پای نوزاد رشد می کنند، از پوشک خارجی استفاده کند. اما این روزها و با گران شدن پوشک، تهیه هر بسته خارجی آن 85 هزار تومان آب می خورد. او یک بسته “پمپرز” خریده است و تا متوجه رشد قرمزی بین پاهای کودک می شود، به طور موردی از آن استفاده می کند.

این روزها و پس از شروع تحریم های امریکا، کم‏تر فروشگاه محصولات بهداشتی تنوع برندهای مختلف پوشک داخلی را حفظ کرده است. معمولا سایزها با نقص روبه رو هستند و مدام خبر تعطیل شدن قریب الوقوع شرکت های تولید کننده پوشک ایرانی به علت کمبود مواد اولیه و گران شدن ارز به گوش می رسد.

تا پیش از آن، بازار تقاضا از مارک های ایرانی مای بیبی، مرسی، پنبه ریز و «بارلی»،‌ «مولفیکس»، «مبارک» و «پرمیس»تغذیه می شد. اما سایز 4 پوشک مای بیبی که خرداد ماه سال1397 به قیمت ۲۰هزار و ۵۰۰ تومان فروخته می شد، در شهریورماه به مبلغ ۴۷هزار تومان عرضه شده است. سایز ۳ همین مارک در خرداد ماه امسال 20 هزار تومان بود ولی در شهریورماه با 45 هزار تومان افزایش مواجه شده است. با همین قیمت هم این روزها در هیچ کدام از فروشگاه های عرضه محصولات بهداشتی و آرایشی پیدا نمی شود.

مرضیه می گوید در طول 28 روز گذشته، ۳۵۰ هزار تومان برای نوزاد نارسش پوشک مصرف کرده است. او روزانه پنج تا شش بار کودکش را تعویض می کند. این در شرایطی است که میزان درآمد همسر مرضیه در طول یک سال گذشته تغییر نکرده و میانگین حقوق و دریافتی او ثابت بوده است.

مرضیه می گوید: «وقتی یک ماجرای پیش پا افتاده مثل پوشک می تواند تا این حد زندگی ما ایرانی ها را تحت تاثیر قرار بدهد، چه طور می توانیم در مقابل فشار تحریم ها در مقیاس های کلان ترمقاومت کنیم؟»

او از شلوغی بخش بهداشتی فروشگاه «رفاه» می گوید و این که مردم از ماجرای پوشک کودکان و درک تازه این نکته که ما حتی بعد از 40 سال ادعا در زمینه خودکفایی، حتی قادر به تامین مواد اولیه محصول ساده ای هم چون پوشک بچه نیستیم، شوکه شده اند.

تولید کنندگان می گویند در این افزایش قیمت بی تقصیرند. «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است. به این رقم، افزایش هزینه ارسال از تهران به نمایندگی های شهرستان ها به اضافه سود فروش نمایندگی وسود فروش مغازه دار به مردم که اضافه شوند،جمعا منجر به فاجعه ای می شوند که با آن روبه رو هستیم.»

او می گوید همین امروز سایز ۴ پوشک مولفیکس را ۵۲ هزار تومان فاکتور کرده است؛ مبلغی که به زعم او، به پول خون مردم نزدیک گ‌تر است تا محصولی که قرار است دو ساعت بعد از مصرف، به ته سطل آشغال انداخته بشود.

البته فقط مردم نیستند که درباره پوشک حرف می‌زنند، اگر این روزها، عبارت پوشک بچه را در «گوگل» به فارسی جست‎وجو کنید تا با انبوهی از اظهار نظرهای متفاوت در این مورد مواجه شوید؛ از اعلام برائت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مورد جهش قیمت پوشک بچه گرفته تا اظهارات «سیدعزت الله ضرغامی»، ‌عضو «شورای عالی انقلاب فرهنگی» در صفحه تویتترش. در آخرین اظهار نظر، رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته کم‏یاب شدن و افزایش قیمت پوشک بچه را خراب‏کاری «دشمن» برای ایجاد بدبینی دانسته است: «… ناگهان در تهران یا شهرهای بزرگ پوشک بچه کم‏یاب می شود. این اتفاق افتاده است، یک فرض نیست. دشمن می خواهد مردم از دستگاه های دولتی و دستگاه حکومت عصبانی بشوند و این یکی از راه های [خرابکاری دشمنان] است.»

در عالم واقع اما رییس هیات مدیره «انجمن صنایع سلولزی بهداشتی ایران» اما با تشریح این که ۸۰درصد از مواد اولیه ساخت پوشک بچه وارداتی است. با عدم اختصاص ارز دولتی، به ناچار کارخانه‌ها باید با قیمت جدید ارز مواد اولیه را وارد کنند، ‌علت گرانی پوشک بچه را نه خراب‏کاری و توطئه دشمن بلکه اجبار تولید کننده برای خرید مواد اولیه با ارز آزاد عنوان کرده است.

No responses yet

Sep 02 2018

بر ای بلوط زاگرس جـان می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

قانون: مصاحبه منتشر نشده از شریف باجور

صلاح الدین بهرامی

«شریف باجور» نامی که در تاریخ محيط زيست اين سرزمين جاودانه شد؛ او با دست‌های همیشه تاول زده به جنگ شراره‌های آتش رفت و بال خود را چون پروانه‌ای عاشق به گرد شمع طبیعت آنقدر سایید تا همانند ققنوسی در افق رویای صیانت از بلوط‌های مریوان، در نهایت در آسمان گم شد و پرکشید. شریف، مرد شریفی بود که با عزت رفت و باجرات در قلب آتش زیست. او که به گفته خود از سال 86 به عضو انجمن« سبز چیا» درآمده بود، برای ممد حیات محیط زیست نفس می کشید. آن شبي كه كرمانشاه لرزيد، قلب شريف نيز لرزيد، او با پای پیاده راه سرپل ذهاب را با عشق به همدلی و همدردی هموار کرد تا شايد ذره‌اي از سوگ هموطنان زلزله‌زده خود را بكاهد. چندي پيش با شريف باجور درباره كمپين «تنفگ شكسته»، اعتصاب غذا و پياده‌روي براي اعتراض به تخريب‌هاي زيست محيطي و ديگر نگراني‌ها و دغدغه‌هاي زيست محيطي كردستان گفت‌وگويي داشتيم اما شوربختانه مرگ فرصت انتشار آن را در زمان حيات شريف نداد. حادثه‌‌اي تلخ كه محيط‌زيست ايران زمين را داغدار كرد؛ براي آشنايي با اين بزرگمرد، بخش‌هايي از اين مصاحبه را منتشر كرده‌ايم كه باهم مي‌خوانيم.

اجازه بدهید که از خودتان شروع کنیم و مخاطب‌های‌مان بیشتر با شما آشنا بشوند. شریف باجور کیست و چه کارهایی انجام داده است؟

عضو انجمن سبز چیای مریوان هستم. از سال ۸۶ در انجمن سبز چیا که همان‌طور که از نامش پیداست یک انجمن زیست محیطی است، مشغول به فعالیت هستم.

آیا از فعالیت انجمن تا کنون راضی هستید؟

اصول هر کاری و حرکت در هر سازمانی بر مبنای تعاریفی که در آن سازمان انجام گرفته، مشخص می‌شود. انجمن زیست محیطی هم بر همین اساس و از لحاظ کارکردی باید همچون یک سازمان مدنی در جامعه، مطابق با شرایط جامعه خود پیش برود و ارزیابی شود. من نسبت به انجمن و کار و موقعیتی که در آن هستم همیشه اعتراض داشته‌ام و فکر می کنم کارها آن طور که باید پیش نمی‌رود؛ اما امیدواریم و از طرف دیگر هم با بررسی وضعیت فعلی جامعه نیز تا حدودی می‌توان گفت از مسیر پیش روی‌مان هم راضی هستیم اما اقرار می کنم که عاشق محیط زیست و جنگل های زاگرس هستم و تا آخرین نفس برای حفظ بلوط زاگرس جان می دهم.

ارتباط انجمن با سایر انجمن‌های محیط زیستی شهرهای کرد نشین چگونه است؛ آیا ارتباطی با دیگر انجمن‌های محیط زیستی دارید؟

ما با انجمن های مناطق کردنشین و همچنین با دیگر انجمن‌های زیست محیطی سراسر ایران در ارتباط بوده و با يكديگر همکاری می‌کنیم. به طور اختصاصی نیز در آتش سوزی‌های جای‌جای زاگرس حضور فعال و موثر داشته‌ایم، اما حوزه تاثیر ما بیشتر شامل مناطق مریوان، سنندج، اورامانات و سقز است.

استقبال توده مردم نسبت به این حرکت‌ها چگونه است؟ آیا این حرکت ها در میان مردم پذيرفته شده است؟

این نهادهای مدنی، نهادهای مدرنی هستند و در جهان سنتی خیلی کاربردی نداشته‌اند. باید از خودمان بپرسیم که نشانه‌های استقبال خوب چیست؟ اینکه انجمن چیا از مردم بخواهد آتشی را خاموش کنند، کافی است که بگویم مردم استقبال کرده اند یا نه؟این تجربیات را از دنیای مدرن گرفته‌ایم و در دنیایی مدرن زندگی می‌کنیم، همین آشفتگی های جامعه و شرایط فعلی موجب می‌شود که سازمان‌ها و نهادهای مدنی شکل بگیرند. واقعیت آن است که مردم از فعالیت‌های انجمن ها استقبال می‌کنند و ما تغییرات و احساس شوق مردم را دیده‌ایم، اما برای کامل شدن نیاز به زمان داریم و به مرور این مساله روی مردم تاثیر بیشتری می‌گذارد و من امیدوارم به اینکه درست پیش می‌رویم و نتیجه‌ خوبی می‌گیریم.بسیاری از افراد شکارچی تفنگ های‌شان را زمین گذاشتند و به گروه حافظان محیط زیست پیوستند و این تنها نمونه‌ای از استقبال مردم نسبت به نهادهای محیط زیستی است.

نقش گروه ها و شبکه های مجازی را در گسترش و شکل دهی این‌گونه نهادها چگونه می‌بینید؟

شبکه های مجازی از آن دسته رسانه‌هایی است که می‌تواند در پیشبرد و بازنمایی درست فعالیت‌های ما نقش خوبی بازی کند. شبكه‌هاي اجتماعي همیشه در دسترس مردم است و ما از طریق این رسانه می‌توانیم به بازتاب فعالیت‌های‌مان پرداخته و بسیار سریع تر با مردم ارتباط برقرار کنیم اما یک ضعف در شبكه‌هاي اجتماعي وجود دارد؛ در واقع مردم جامعه از نظر عمل گرایی ضعیف هستند. در این چند سالی که شبكه‌هاي اجتماعي در دسترس عموم قرار گرفته است ،نتوانسته‌ایم از آن برای پر کردن شکاف و فاصله نظر تا عمل استفاده کنیم.

منظورتان این است که شبكه‌هاي اجتماعي مي‌تواند در دنیای واقعی هم تاثیراتی بگذارداما آیا برای آگاهی رسانی وسیع تر به جامعه در خصوص این فعالیت های زیست محیطی کار دیگری هم می‌توان انجام داد؟

در انجمن سبز چیا شبانه روزی تلاش می‌کنیم و گسترش و پیشرفت زیادی هم رقم زده‌ایم. من به شخصه وقت آن را ندارم که گروهي در شبكه‌هاي اجتماعي تشکیل دهم و از این طریق اقدام به اطلاع رسانی و آگاهی دادن به جامعه كنم ولی همکارانم این زحمت را به دوش می‌کشند.خیلی از کارهای ما بازتاب بین المللی داشته است، چند سال یک بار یک حرکت بزرگ انجام می‌دهیم و این گونه به امر آگاهی دادن معنای عملی می‌بخشیم مثلا «تفنگ شکسته»یکی از این دست فعالیت‌ها بوده است و یا من با پای پیاده از مریوان تا ثلاث باباجانی اعتصاب غذا كرده و شبانه‌روزی بدون توقف حرکت کردم، این کارها بازتاب خوب و گسترده‌ای در میان مردم منطقه داشته است.

چه شد که به فکر اعتصاب غذا و پیاده روی بدون توقف تا ثلاث باباجانی افتادید؟ هدف این حرکت چه بود؟

این حرکت با هدف عدم خشونت انجام گرفت؛ حرکتی بود برای آگاهی دادن در مورد خشونت‌هایی که در منطقه علیه محیط زیست انجام می‌گرفت و استقبال خوبی هم از آن شد، ۲۵۰ کیلومتر از مریوان تا ثلاث باباجانی را طی سه شبانه روز بدون توقف طی كردم تا توجه دیگران را به شعارهایی برای زندگی عاری از خشونت جلب کنم و بازتابش خیلی راضی کننده بود و یک قدم نسبت به آنچه مبارزه با عدم خشنونت می‌خوانیم، پیش رفتیم.

در مورد حرکت شکارچیان گفتید، «تفنگ شکسته» لطفا در مورد این کمپین توضیح بدهید؟

«تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»؛ طی آموزش های انجمن سبز، احمد عزیزی از روستایی درکه، تصمیم گرفت اسلحه خود را بشکند، چند باری هم دخترش درخواست کرده بود که دیگرشکار نکند و در کلاس های آموزشی شرکت کرد و تصمیم به شکستن اسلحه‌اش گرفت و این یک کار تاریخی است و باید بتوانیم درست این اندیشه را در جامعه بازتاب بدهیم. یک روزی خدمت مردم روستای درکه رسیدیم و آنجا این جمله را نوشیتم «تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»، تفنگ را شکستیم و سریع در جامعه بازتاب داده شد و خیلی ها به این جنبش پیوستند نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا این حرکت را تشویق کردند.

تاثیر اساسی در مساله برخورد ما با محیط زیست، فاجعه محیط زیست و همچنین با عدم خشونت است و با ذهنیت شکل گرفته بر مبنای فلسفه عدم خشنونت که ما از نقطه ای آن را کنترل می‌کنیم، نقطه آگاهی کامل موجودیت انسان روی این کره ای خاکی است و بقایش را در صلح با طبیعت تنظیم می‌کند. یک حرکت دیگر هم این بود سربازی که در پادگان پایش را به‌خاطر نجات یک توله سگ از دست داده بود، با حمایت بسیاری از انجمن‌ها و مشارکت انجمن تبریز توانستیم در بیمارستان از این سرباز تقدیر کنیم.

جریان مخالفت با احداث مینی پالایشگاه در مریوان چیست؟

ما مخالف و پیگیر هستیم که نگذاریم پالایشگاه در منطقه مریوان تاسیس شود و مضرات پالایشگاه در مریوان جای بحث نیست؛ چون از لحاظ جغرافیایی هم منطقه مناسبی برای پالایشگاه نیست و با نهادهای مربوط جلسه گذاشته ایم و مخالفت خودمان را شدیدا اعلام کرده‌ایم و انجمن های دیگر هم کاملا پشتیبان این حرکت هستند.

آیا دریاچه زریبار در حال خشک شدن است؟

این نگرانی درباره دریاچه زریبار، کاملا درست است، براساس اینکه دریاچه زریبار یک چشمه بزرگی است که با وجود سد، جلوی جریان طبیعی این چرخه را گرفته و وضعیت بحرانی است و جای نگرانی دارد و از جریان طبیعی خود خارج شده و کم کم پایداری خود را از دست می‌دهد ولی چشمه های جوشان و مخزن های آب باعث شده است کم شدن آب زریبار خود را نشان ندهد.

آیا نهادهای مربوطه دیگر کاری برای جلوگیری از این وضعیت انجام داده‌اند؟

خیر؛ هیچ کاری انجام نگرفته است. در انجمن سبز در خصوص رفتارهای مردم نسبت به دریاچه زریبار فرهنگ‌سازی و اعتراضات زیادی کرده ایم ، ولی به نتیجه نرسیدیم و نتوانستیم کار بکنیم.

No responses yet

Sep 02 2018

صـادرات مهـاجـر، صف‌های مهاجرت ایرانیان در مقابل سفارتخانه‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

آفتاب: گروهي از ایرانی‌ها می‌خواهند ایران را ترک کنند. این را می‌شود درصف‌های طولانی مقابل سفارتخانه‌هایی که در خیابان فردوسی و چهارراه استانبول و… جمع شده‌اند دید.
آفتاب‌‌نیوز :
یکسو صرافی‌ها و سوی دیگر سفارتخانه‌ها. قیمت دلاری که بالا می‌رود و ریالی که هر لحظه ارزان تر می‌شود. زندگی در ایران گران‌تر از هر روز می‌شود. آدم‌هایی که از ساعت پنج صبح در ماشین‌های‌شان نشسته‌اند و خواب آلود و خسته به درهای سفارت خیره شده‌اند تا باز شود و برای گرفتن ویزا اقدام کننداما همه شان ناامیدند. اندك امیدی به بهتر شدن وضعیت‌شان در كشور ندارند. اين گروه از ایرانی‌ها هر روز از مقابل مجسمه فردوسی عبور می‌کنند تا هر چه زودتر به سفارتخانه مورد نظرشان برسند و حتی شده یک قدم به خروج از ایران امیدوار شوند.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این قصه رنج آدم هاست که فردوسی از بالای مجسمه اش هر روز آن را تماشا می‌کند و شاهد صامت رنجی است که بر ایران می‌رود. «محمد» یکی از جوانانی است که پوشه مدارکش را در دست گرفته و از ساعت 6 صبح در صف ایستاده است. کنکورش را هم نداده و قصد خروج از ایران و رفتن به یکی از دانشگاه‌های مالزی را دارد. او می گوید:« تجربه زندگی در کشوری به جز ایران و فرصت‌های شغلی که این تحصیلات در کشورهای دیگر برایش ایجاد می‌کند، بسیار بهتر از درس خواندن در ایران است. باید با هزار زحمت پول بی زبان را برای دانشگاه بریزیم و در نهایت هم در خیابان‌ها مسافرکشی کنیم آیا پولی گیرمان بیاید یا نه!». «سامان» 27 ساله هم قصد دارد برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به هند برود. او نیز گلایه‌های زیادی از مسئولان دارد. می‌گوید:«مدرک تحصیلی من مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر است اما چهار سال است که کار پیدا نمی‌کنم و فکر مهاجرت ذره ذره در ذهنم قوت گرفته است. از طرفی امروز اعلام کرده‌اند قیمت پراید 40 ميليون تومان شده این یعنی دیگر چیزی به نام اقتصاد در کشورمان وجود ندارد». او از بیماری روحی اش می‌گوید که مدت‌ها گریبانش را گرفته و آزارش می‌دهد. بیماری‌ای که نامش ترس از آینده است و در بیشتر ایرانی‌ها دیده می‌شود. او ادامه می‌دهد: «با اینكه مدرک من از یک دانشگاه خوب با معدل خوب است اما کسی حاضر نیست به یک جوان بدون سابقه کار اعتماد کند و شغل‌هایی به من پیشنهاد می‌شود که مرتبط با تحصیلاتم نیست. این در حالی است که با بند (پ)، همان پارتی‌بازی خودمان خیلی بی‌سوادتر از من‌ها شغل‌های خوب می‌گیرند.« سینا» یکی یکی مدارکش را دوباره در پوشه‌اش تماشا می کند و برای رفتن به داخل سفارت هند عجله دارد اما صف عریض و طویل روبه‌رویش تمام نمی‌شود. می‌گوید:« با رفتنم به هند هم زبان انگلیسی‌ام پیشرفت می‌کند، هم دانشگاه قول شغل دانشجویی به من داده است که تا حدی هزینه‌های تحصیلم را می‌دهد. از سوی دیگر اگر خوب درس بخوانم امکان پذیرش در دانشگاه‌های انگلستان در مقطع دکترا را خواهم داشت و از انگلیس هم به ایران باز نمی‌گردم!».با این تفاسیر می‌توان گفت بیشترین دغدغه جوانان مهاجر برای تحصیل، بیکاری و نداشتن شغل مناسب است. بیکاریی که آنقدر به جوانان فشار می‌آورد که مجبور می‌شوند قید خانه و خانواده و وطن را بزنند و آواره دیار غربت شوند.

ویزا معضلی برای مهاجرت

سفارتخانه رفتن و تقاضای ویزا در ایران از کشورهای خارجی چیزی کم از هفت خان رستم ندارد. برای آن‌هایی که برای نخستین‌بار به یک سفر خارجی دعوت شده‌‌اند یا قرار است با تور به سیاحتی چند روزه بروند، مواجهه با شرایط خاص و سخت‌گیرانه سفارتخانه‌ها، نگاه‌های سرد و بی‌تفاوت کارکنان و پرسنلش عجیب‎تر است. ساعت هفت و نیم صبح اگر کسی حواسش به تابلوی کوچک سفارت و پرچمی که باد در هوا ‌می‌رقصاند نباشد، نمی‌فهمد چرا مردم در صفی طولانی در میانه خیابان کامرانیه ایستاده‌اند. بعضی‌ها نشسته و بعضی‌ها کیف سنگین مدارک و کاغذهای‌شان را سخت به سینه چسبانده‌اند. چند نفر آن‌سوی خیابان روی صندلی ماشینی با بخاری روشن چرت می‌زنند. بعضی‌ها مجهزتر آمده‌اند: یک چهارپایه کوچک برای نشستن و یک فلاسک چای برای گرم ‌شدن نفس‌های‌شان.این ماجرای یک خیابان و یک سفارتخانه نیست، حال و احوال مشابه همه سفارتخانه‌های خارجی به‌ویژه کشورهای اروپایی است. هر چند سفارتخانه کشورهای دیگری مثل چین و هند هم این روزها دست‌کمی از کشورهای اروپایی ندارد و مقابل آن‌ها هم انبوه مسافران با یک شماره در دست، در انتظار نوبت و عبور از درهای کوچکی‌اند که گاهی باز می‌شوند. ماموران سفارت بدون هیچ توضیحی، تنها شماره‌ها را می‌خوانند، مردم پشت ماموران شماره‌ها را با صدای بلند تکرار می‌کنند که صاحب شماره هر کجای صف که ایستاده خودش را به همان در کوچک برساند. هربار پنج شماره اعلام می‌شود و پنج نفر با امید به اینکه سفارت به آن‌ها چراغ سبز نشان دهد، از همان دری که تنها به اندازه عبور یک نفر باز است، رد می‌شوند و می‌روند پشت دیوارها. بعضی‌ها در رفت‌وآمدهای چند روزه پشت سر هم با هم دوست شده‌اند و بعضی‌ها هم سخت و عبوس ابروها را در هم کشیده و به دیوار تکیه داده و ایستاده‌اند. تعدادی از آن‌ها هر چند دقیقه یک بار طول صف را نگاه می‌کنند و سرشان را تکان می‌دهند؛ شاید به نشانه افسوس یا حسرتی. «مینا» پیرزنی است که در سال‌های اخیر چند بار برای دیدار اعضای خانواده‌اش از ایران خارج شده است. ساعت ٩ صبح با نامه‌ای از بانک خودش را به سفارتخانه می‌رساند و داخل صف می‌ایستد. می‌گوید:« بعد از چند بار سفر آدم چم و خم ویزا گرفتن دستش می‌آید اما آن چیزی که اغلب برای همه مردم غیرقابل تحمل است، رفتارهای از بالا به پایین و حتی بعضا می‌توانم بگویم با رنگ و بویی نادرست با ایرانیان در بعضی سفارتخانه‌هاست». به گفته او، از آن‌جا که فرآیند صدور ویزا در هر سفارتخانه‌ای متفاوت است و در این زمینه اطلاعات دقیق و کاربری وجود ندارد، عده‌ای هم از این فضا سوءاستفاده می‌کنند و فرآیند ویزا گرفتن را برای مردم سخت‌تر کرده‌اند.

در سفارتخانه‌ها به ما بی احترامی می‌کنند!

«محمد» درحالی‌که روزهای فراوانی را برای ترجمه مدرکش در انتظار مانده، می‌گوید: «من تجربه مراجعه به بسیاری از سفارتخانه‌های خارجی را داشته‌ام. در هیچ ‌کدام از آن‌ها رفتار محترمانه‌ای با من نشد، فقط بعضی کشورهای اروپای شرقی برخورد خوبی داشتند. خاطرم هست آن زمان که سفارت انگلیس در تهران فعال بود، یک روز که برای دریافت جواب رفته بودم، خانمی که پشت باجه نشسته بود، کاغذها را به سمت من پرت کرد، طوری که چند دقیقه واقعا نمی‌توانستم از روی صندلی که نشسته بودم بلند شوم. این برخوردهای تحقیرآمیز هرگز برای من عادی نشده و هر بار به اندازه بار اول آزارم می‌دهد». به ‌گفته محمد،مردم در فضای سفارتخانه‌ها از ترس برخوردهای بد مدام ناراحتند. اومی گوید: «من مجبورم یک‌بار برای دیدار فرزندانم خارج از ایران سفر کنم و هر‌سال تجربه مراجعه به سفارت برای من سخت‌ترین تجربه‌هاست. البته الان راحت‌تر ویزا می‌گیرم اما حساب و کتاب ندارد. چند بار به دلیل برخوردها سعی کردم به سرکنسول‌ها شکایت کنم اما فایده‌ای نداشته». او ادامه می‌دهد: «تجربه بدترین برخوردها را در سفارتخانه‌های کانادا و آلمان در تهران داشته و الان دیگر برای درخواست ویزا به این دو سفارتخانه مراجعه نمی‌کند. او تداوم رفتارهای نادرست و تحقیرکننده با ایرانیان پشت در سفارتخانه‌ها و در فرآیند صدور ویزا را متوجه مردم نمی‌داند، بلکه به اعتقاد او این مسئولیت دولت و وزارت امور خارجه است که به این نابسامانی و وضع تاسف‌بار رسیدگی به تقاضای ایرانیان برای ویزا در کشور خودشان پایان دهد». کامل دلپسند، جامعه شناس در گفت و گو با« قانون» درباره دلایل مهاجرت ایرانی‌ها می‌گوید: «مهاجرت ایرانی ها به کشورهای خارجی دلایل زیادی دارد. قاعده مهاجرت به دو علت بستگی دارد؛ یکی دافعه مبدا و دیگری جاذبه مقصد است. دلایل متعددی در ایران برای دفع از کشور وجود دارد. مهاجرت نخبگان را در سال های گذشته داشتیم که امیدشان رفتن به دانشگاه های بهتر بود. اما الان طبقه متوسط هم برای رفتن به کشورهای دیگر استفاده می‌کند. مردم به گرجستان می روند وخانه می‌خرند به امید اینکه اقامت اروپا را بگیرند و از ایران بروند». او با بیان اینکه مردم اطمینان خاطری برای آینده ندارند، ادامه می‌دهد: «دولتمردان می‌گویند وضعیت بهتر می‌شود اما نبود شفافیت این ماجرا را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. میزان اعتماد مردم به حکومت رو به کاهش است و این را نمی شود کتمان کرد. در دو سال اخیر ما 40 درصد شاخص امید به آینده را داشته ایم. تا زمانی که عدم اطمینان از آینده داریم هر شخصی تلاش می کند به خاطر خانواده اش هم که شده ایران را ترک کند.

منبع: روزنامه قانون

No responses yet

Aug 31 2018

واکنش امام جمعه مشهد به گزارش «خدمات جنسی»: توطئه انگلیسی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: امام جمعه مشهد در خطبه‌های نمار روز نهم شهریورماه با تکذیب گزارش‌هایی درباره «ارائه خدمات جنسی» در شهر مشهد به زائران آن را «توطئه انگلیسی‌ها» دانست، «چون این توطئه از روزنامه گاردین شروع شد».

این در حالی است که روزنامه شهروند چاپ تهران روز يک‌شنبه، چهارم شهريور، در گزارشی به نقل از فعالان گردشگری مشهد نوشت: «بعضی از زائران عراقی محل اسکان‌شان را به شرط حضور زنی برای ازدواج موقت انتخاب می‌کنند و با وجود تعداد زیاد خانه‌مسافرها در سطح شهر، به راحتی راهی این مکان‌های اقامتی غیرمجاز می‌شوند.»

دو روز پس از این گزارش، وزارت کشور رسما آن را رد کرد.

با این حال واکنش به این خبر هم‌چنان ادامه دارد.

احمد علم‌الهدی روز جمعه این نوع گزارش‌ها را «توطئه‌ای» با سه هدف از جمله ضربه زدن به رابطه ایران و عراق و ضربه زدن به اقتصاد ایران توصیف کرد.

او گفت: «من فکر می‌کردم جریان ضدانقلاب و جریان‌های همسو با من ضدیت دارند، ولی متوجه شدیم این توطئه انگلیسی و شگرد آنها است. اول در گاردین این موضوع را مطرح کرده و بعد توسعه دادند.»

No responses yet

Aug 31 2018

علم بهتر است یا ثروت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,هنر


نیش‌خط

No responses yet

Aug 26 2018

انتشار عکس‌های تکان‌دهنده از فروچاله عظیم دشت کبودرآهنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان

رسانه‌های ایران عکس‌هایی از یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان منتشر کرده‌ و تأکید کرده‌اند که این فاجعه زیست‌محیطی بر اثر برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی ایجاد شده است.

خبرگزاری مهر در این زمینه نوشت که فروچاله‌ دشت کبودرآهنگ نشان‌دهنده این است که تا عمق ۶۰ متری زمین هیچ‌گونه رطوبتی در خاک دشت وجود ندارد.

فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

عادل عربی مدیرکل محیط‌زیست استان همدان نیز گفته که ریزش زمین تا عمق ۶۰ متر در کوتاه‌مدت و میان‌مدت اصلاً برگشت‌پذیر نیست و احیای زمین در بلندمدت نیاز به بیش از نیم‌قرن کار و تلاش دارد.

فروچاله اخیر در دشت کبودتر آهنگ بیست و پنجمین فروچاله‌ای است که در این منطقه به وجود آمده است.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

پیش از این ۱۳ فروچاله در دشت کبودرآهنگ و ۱۱ فروچاله دیگر در دشت رزن- قهاوند و روستا‌های این منطقه ایجاد شده بود.

اگر روند ایجاد فروچاله‌ها ادامه یابد، بسیاری از مناطق مسکونی و تاسیسات می توانند در فروچاله های بعدی فرو روند و تلفات و خسارات زیادی را به بار آورند.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان

No responses yet

Aug 25 2018

کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بهارنیوز: گروه جامعه: رئیس‌جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد با تایید کاشت “ماری جوانا” در یکی از گلخانه‌های این شهرستان، اظهار داشت: متاسفانه فردی با عنوان اشتغالزایی مددجویان کمیته امداد امام، تسهیلاتی حدود ۴۰۰ میلیون تومان دریافت و در همان گلخانه، گیاه مخدر ماری جوانا کاشته است.
کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!
فضل‌الله آذرفر در یاسوج گفت: فردی با عنوان اینکه برای تعدادی از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد امام شهرستان دنا فرصت شغلی فراهم می‌کند، حدود ۴۰۰ میلیون تومان از این نهاد حمایتی تسهیلات گرفته و البته خود وی نیز اعتباراتی را هم برای راه اندازی این گلخانه هزینه کرده است.وی با بیان اینکه این گلخانه از حدود سه سال پیش تعطیل شده است، خاطرنشان کرد: متاسفانه بدلیل مشکلاتی که بین سرمایه‌گذار و دستگاه‌های مرتبط پیش آمد این گلخانه به مدت سه سال تعطیل و جزو واحدهای تعطیل شده کشاورزی در شهرستان دنا محسوب می شد.رئیس جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کشت گیاه مخدر ماری جوانا در این‌گلخانه از حدود ۲ ماه پیش آغاز شده و ما نیز واقعا فکر می‌کردیم این کارگاه تعطیل شده است.

آذرفر، زمان ۲ ماهه برای کشت و ثمردهی گیاه ماری جوانا را کافی دانست و تصریح کرد: البته اینکه گفته می‌شود کشت ماری جوانا در هفت هکتار شکل گرفته را قبول ندارم و حتی معتقدم کمتر از یک هکتار هم بوده است.دادستان شهرستان دنا هم با تایید کاشت گیاه مخدر ماری جوانا در یک واحد گلخانه ای در یکی از روستاهای این شهرستان، اظهارداشت: کشت این گیاه مخدر در هفت هکتار صحت ندارد و در حدود یک هکتار این کشت انجام گرفته است.سیدعلی ملک حسینی گفت: متاسفانه فردی حدود یک هکتار از سطح گلخانه ای را در یکی از روستاهای شهرستان‌های دنا اقدام به کشت ماری جوانا کرده که به همین اتهام دستگیر و اکنون در اختیار دستگاه قضایی است.وی از دستگیری و بازداشت ۲ نفر در این ارتباط خبرداد و خاطرنشان کرد: یکی از دستگیرشدگان آزاد و فرد دیگر هم اکنون در بازداشت است.دادستان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کاشت ماری جوانا برای اولین‌بار در این شهرستان گزارش شده و اکنون پیگیری‌های قضایی درحال انجام است.

No responses yet

Aug 21 2018

امان‌الله قرائی مقدم جامعه‌شناس : اعتماد عمومی در جامعه ما تضعیف شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,شورش

ایسنا: یک جامعه‌شناس با اشاره به معضل بی‌اعتمادی در جامعه، گفت: ما شاهد نسلی هستیم که نسل‌های قدیمی‌تر را برای شرایط فعلی جامعه مقصر می‌دانند، آیندگان هم نسل فعلی را مقصر شرایط جامعه می‌دانند.

امان‌الله قرائی مقدم – جامعه‌شناس – درباره لزوم اعتماد اجتماعی در یک جامعه اظهار کرد: از دیدگاه جامعه‌شناسی، بویژه جامعه‌شناسانی مثل «هنیفن»، «جاکوب» و «جیمزکلمن» که درباره سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرده‌اند، مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی، اعتماد است. اعتماد بر دو نوع عمودی و افقی است. اعتماد افقی بین مردم با مردم و اعتماد عمودی بین مردم و مسوولان و برعکس است که هر دو نوع آن تضعیف شده است.

مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد ندارند

او ادامه داد: مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد لازم را ندارند؛ زیرا سال‌هاست وعده‌های مسوولان درباره ارزانی و محاکمه‌ی اختلاس‌گران و فاسدان اقتصادی به نتیجه نرسیده است. در چنین جامعه‌ای نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. حتی مردم برای چک دادن به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. بی‌اعتمادی به حداقل رسیده و نخ‌نما شده است. کشور ترکیه هم وضعیت چندان مناسبی ندارد اما با این وجود وقتی مردم دیدند اردوغان برای شکوفایی اقتصاد این کشور تمام تلاش‌اش را می‌کند و زمانی که او از آنها کمک خواست، طلا و دارایی‌هایشان را در اختیار دولت گذاشتند اما چنین اتفاقی هیچگاه در ایران نمی‌افتد.

این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه آنچه در حافظه مردم است بی‌اعتمادی را نشان می‌دهد، گفت: در بحث سرمایه اجتماعی، مسئله همدلی، همزبانی و اعتماد را عناصر پیوند دهنده می‌گویند. به عبارتی اعتماد عنصر چسبنده است در حالی که این عنصر فعلا در جامعه ما وجود ندارد. «فرانسیس فوکویاما» مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی را اعتماد می‌داند موضوعی که در حال حاضر در کشورمان ایران وجود ندارند.

بزرگ‌ترین صدمه‌ی بی‌اعتمادی به فرهنگ است

او درباره اینکه اعتماد پایین مردم در یک جامعه چه اتفاقاتی به همراه دارد؟ توضیح داد: در چنین جامعه‌ای هر اتفاقی می‌تواند بیفتد. این موضوع در اعتیاد، طلاق، آسیب اجتماعی، ازدواج، روابط خانوادگی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مخرب است. بزرگ‌ترین صدمه را به فرهنگ می‌زند. در حال حاضر شعاری مبنی بر اینکه همه‌ی مردم به هم دروغ می‌گویند و از این اتفاق شاد هستند وجود دارد و این یعنی بدبختی. وقتی مردم می‌خواهند با هم صحبت کنند در دل خود می‌گویند حتما این فرد کلکی در کارش است. آیا در این چنین جامعه‌ای زن و شوهر می‌توانند به هم اعتماد کنند؟ خانواده‌ها می‌توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند؟

این جامعه شناس ادامه داد: نبود اعتماد در یک جامعه تمام زوایای آن را تخریب می‌کند. جامعه اگر هیچ چیزی نداشته باشد اما اعتماد در آن وجود داشته باشد، می‌تواند توسعه پیدا کند. در جامعه‌ای مثل هندوستان مردم هیچ چیزی ندارند اما اعتماد دارند، بنابراین در حال تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای دنیا است. اگر کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، چین و کشورهای دیگر پیشرفت کرده‌اند، نتیجه اعتماد است در حالی که ما این اعتماد را در ایران نمی‌بینیم بنابراین انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌تواند به وجود بیاورد.

قرائی مقدم درباره اینکه برای اصلاح چنین جامعه‌ای باید چه اقداماتی می‌توان انجام داد، اظهار کرد: در جبین این کشتی من نور رستگاری نمی بینم. اعتماد یک فرآیند طولانی مدت است و طی آزمایش و خطا به وجود می‌آید. آزمایش می‌کنند اگر نتیجه داد، آن را قبول می‌کنند.

در چنین جامعه‌ای فروریزی را می‌بینم

او اعلام کرد: بی‌اعتمادی تا جایی افزایش پیدا کرده است که مردم حتی به اخبار رسانه‌های داخلی اعتماد ندارند و اخبار داخل کشور را از رسانه‌های خارجی فارسی زبان دنبال می‌کنند! در حالی که وقتی اخبار هر دو رسانه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم اخباری که در رسانه‌های داخلی پیگیری و منتشر می‌شود، دقیق‌تر است. در صورتی که افراد فاسد حتی اگر نزدیک‌ترین عضو خانواده مسؤولان باشند، اعدام و محاکمه شوند و مردم این اتفاقات را از نزدیک ببینند شاید بخشی از اعتمادها به جامعه برگردد.

این جامعه‌شناس درباره اینکه پیش‌بینی شما از آینده‌ی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ بیان کرد: بی‌اعتمادی نسبت به آینده نا امیدی می‌آورد که جامعه‌ی ما در حال حاضر دچار آن شده است. باید کاری صورت بگیرد. با وجود آنکه مسوولان وعده‌هایی نیز داده‌اند، مردم احساس می‌کنند که اتفاق خاصی نمی‌افتد و این یعنی بی اعتمادی. از نظر جامعه شناسی اصل جامعه بر مبنای اعتماد است اما متاسفانه در جامعه‌ی ما اعتماد وجود ندارد.

انتهای پیام

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .