اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنایات رژیم'

Nov 18 2019

یک نهاد امنیتی: در ۱۰۰ نقطه تظاهرات صورت گرفته و هزار نفر بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

دویچه‌وله: خبرگزاری فارس گزارشی را به نقل از یک نهاد امنیتی درباره ابعاد اعتراض‌های اخیر در ایران به گران‌شدن بنزین منتشر کرده است. طبق این گزارش در صد نقطه ایران تجمع و تظاهرات بوده و بیش از ۱۰۰۰ نفر بازداشت شده‌اند.

در این گزارش آمده است: تعداد کل معترضیان و آشوبگران از شب جمعه تاکنون مجموعا ۸۷۴۰۰ نفر برآورد شده که از این میزان حدود ۸۲۲۰۰ نفر مرد و ۵۲۰۰ نفر آنها زن بوده‌اند.

در گزارش خبرگزاری فارس ادعا شده است: «بخش قابل توجهی از معترضان صرفا در محل تجمعات حاضر بوده و با هسته مرکزی اغتشاشات همراهی نداشتند. با این حال برای بسیاری از آنها پیامک هشدار توسط دستگاه‌های امنیتی ارسال شده است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این گزارش هم‌چنین مدعی شده است: «شیوه عملکرد هسته اصلی خشونت نشان می‌دهد که این افراد کاملا آموزش دیده بوده و برخلاف بسیاری از مردم که از افزایش ناگهانی بنزین غافلگیر شده‌اند، این افراد مترصد و آماده چنین موقعیتی بوده‌اند.»

بر اساس گزارش فارس «از میان ۱۰۸۰ شهر و شهرستان کشور، اعتراضات و تجمعات کوچک و بزرگ در ۱۰۰ نقطه کشور صورت گرفته که جمعیت این تجمعات بین ۵۰ تا حداکثر ۱۵۰۰ نفر تخمین زده شده است. حجم خشونت و میزان تخریب آشوبگران نسبت به تجمعات دی ماه ۹۶ گسترده‌تر و مخرب‌تر بوده و در نتیجه آسیب‌های جانی و مالی در مقایسه با آن افزایش داشته است. در استانهای خوزستان، تهران بزرگ، فارس و کرمان بیشترین آسیب به اموال عمومی زده شده است.»

این خبرگزاری نوشته است «آمار دقیقی از میزان کشته شده‌ها در دسترس نیست اما بیشترین تلفات مربوط به حمله اوباش مسلح به انبارهای نفتی و مقرهای نظامی بوده است که در جریان جلوگیری از انفجار انبارهای نفتی و خلع سلاح مقرهای نظامی به وقوع پیوسته است. تعدادی از نیروهای پلیس و مردمی نیز در این حملات به شهادت رسیدند.»

بنا به این گزارش «تاکنون حدود ۱۰۰۰ نفر در ناآرامی‌های اخیر در کل کشور بازداشت شده‌اند و بیش از ۱۰۰ بانک و ۵۷ فروشگاه بزرگ فقط در یک استان به آتش کشیده شده و یا به غارت رفته است. به عنوان نمونه در یکی از تلخ‌ترین حوادث شب گذشته در استان تهران بعد از حمله اوباش به یک بانک و آتش زدن آن، کل ساختمان و طبقات بالایی آن که مسکونی بوده است، دچار حریق شده و عده‌ای در پشت بام ساختمان محبوس شده‌اند.»

No responses yet

Nov 17 2019

مجمع تشخیص مصلحت هر گونه نقش داشتن در گرانی بنزین را انکار کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در اطلاعیه‌ای رسما اعلام کرد که هیچ نقشی در افزایش بهای بنزین نداشته است.

در این اطلاعیه تاکید شده است که «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هیچ مصاحبه، سخنرانی یا پیامی در تایید یا حمایت از افزایش نرخ بنزین در روز‌های اخیر نداشته‌اند».

در این بیانیه که در ساعات پایانی روز ۲۴ آبان‌ماه صادر شد تاکید شده که در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام «هیچ بحثی درباره گران‌ شدن بنزین مطرح نبوده است».

روز گذشته همچنین خبری به نقل از ابراهیم رئيسی، رئيس قوه قضاییه، منتشر شد که گفته بود او در جلسه سران قوای سه‌گانه با افزایش قیمت مخالفت کرده، ولی «رای دولت و مجلس برای اجرای این طرح کافی بود».

در واکنش به این خبر، محمد فراهانی، سردبیر خبرگزاری میزان، ابتدا در توییتی نوشت که «انتساب این اظهارات به رئيس قوه قضاییه صحت ندارد»، ولی در توییت دیگری نوشت که «نفی انتساب جملات مزبور، به معنای موافقت یا مخالفت با افزایش قیمت نیست».

بدین ترتیب مشخص نیست که ابراهیم رئيسی در مقام رئیس قوه قضاییه موافق افزایش قیمت بوده یا مخالف آن.

مقام‌های دولتی در روزهای اخیر بارها اعلام کرده‌اند که تصمیم افزایش قیمت بنزین با تایید شورای عالی هماهنگی قوای سه‌گانه گرفته شده است.

این شورا از خرداد سال ۱۳۹۷ با دستور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی شروع به کار کرد و زیر نظر خود او کار می‌کند.

همزمان با افزایش نارضایتی‌ها از قیمت جدید بنزین، محمدباقر نوبخت، رئيس سازمان برنامه و بودجه ایران مجددا تاکید کرد که «کل مبلغ حاصل از افزایش قیمت بنزین به مردم داده می‌شود».

او که شنبه‌شب، ۲۴ آبان، در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو تلویزیون حکومت ایران سخن می‌گفت، از پرداخت ماهانه ۲۵۰۰ میلیارد تومان «حمایت معیشتی» به ۶۰ میلیون نفر از کسانی که مشمول این طرح هستند، خبر داد.

«حمایت معیشتی» عبارتی است که مقام‌های دولت ایران برای توصیف پرداخت یارانه‌های جدید ناشی از افزایش قیمت بنزین به کار می‌برند.

آقای نوبخت گفت اقدام دولت طبق قانون بوده و «رئیس جمهور اجازه نداد حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان درآمدی که از افزایش قیمت بنزین به دست می‌آید وارد بودجه عمومی شود».

او مبنای این میزان درآمد سالانه را «افزایش نرخ بنزین از حدود ۶۴ میلیون لیتر بنزین سهمیه‌ای و ۳۰ میلیون لیتر بنزین آزاد و سوپر» اعلام کرده است.

علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران نیز در یادداشتی که روز شنبه، ۲۵ آبان، در روزنامه ایران منتشر شده،‌ افزایش قیمت بنزین را «عادلانه‌سازی یارانه بنزین» توصیف کرده و تاکید کرد که طبق دستور رئيس‌ جمهور ایران «کلیه منابع حاصله از افزایش قیمت بنزین باید صرفاً برای معیشت طبقات محروم» خرج شود.

به گفته آقای ربیعی، تورم ناشی از افزایش قیمت بنزین «بسیار اندک» است، ولی به علت کسری بودجه «در ماه‌ها و سال آتی» تورم خواهیم داشت.

No responses yet

Nov 17 2019

طع گسترده اینترنت در ایران‎؛ گزارش‌های غیر رسمی از کشته شدن «۱۰ معترض در روز شنبه»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


رادیوفردا: در پی سه برابر شدن قیمت بنزین آزاد بر اساس تصمیم شورای عالی اقتصادی سران قوا که به بروز اعتراض‌های مردمی در در شماری از شهرهای ایران انجامید، روز شنبه ۲۵ آبان برپایی تجمع‌های مختلف در شهرهای مختلف از جمله تهران ادامه یافت.

مهم‌ترین تحولات ۲۴ ساعت گذشته در اعتراضات ایران

دامنه اعتراض‌های مردم به افزایش قیمت بنزین در ایران روز شنبه گسترش یافت و در بیش از ۵۰ شهر شاهد تجمع و اعتراض بوده‌ایم.

  • در تجمعات روز شنبه حضور ماموران پلیس به شدت افزایش یافت و در برخی شهرها به سوی مردم شلیک کرده‌‌اند.
  • روز جمعه یک نفر در سیرجان کشته شد. گزارش‌های غیررسمی حاکی از کشته شدن دستکم ۱۰ نفر در شهرهای اصفهان، بهبهان، کرمانشاه، کرج و شیراز است. یک نفر هم در جاده ساوه هدف گلوله قرار گرفته است.
  • محمدجواد منتظری، دادستان کل کشور و حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی از دخالت «خارجی» در اعتراض‌ها گفته‌اند و معترضان را تهدید کرده‌اند.
  • در اعتراض‌های روز شنبه چند بانک در تهران، اسلام‌شهر، بهبهان و جاده ساوه و یک حوزه علمیه در اصفهان به آتش کشیده شده‌اند.
  • اعتراض‌های آلترناتیو مانند خالی کردن کامیون ماسه در جاده، بستن بزرگراه توسط مردمی که در حال بازی هستند، رقص به نشانه اعتراض و توقف خودرو در خیابان در این دوره از اعتراض‌ها بیشتر دیده شد که به نظر می‌رسد متاثر از تصاویر و رویدادهای اعتراض‌های فرانسه، لبنان و عراق باشند.
  • تصاویری از آتش زدن تصویر رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده و معترضان شعارهایی علیه کمک‌های جمهوری اسلامی به گروه‌های شبه‌نظامی در فلسطین و لبنان سر داده‌اند.

No responses yet

Nov 15 2019

وکیل فرد بازداشتی در ارتباط با کشتار ۶۷ شواهد را ‘ضعیف’ خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: لارس هولتگرن، وکیل حمید نوری که به ظن دست داشتن در اعدام‌های سال ۱۳۶۷ در سوئد در زندان است، می‌گوید موکلش “بیگناه” و شواهد ارائه شده “ضعیف” است؛ اما کاوه موسوی، شاکی پرونده، در واکنش به این اظهارات می‌گوید که “دادستان‌های با تجربه متخصص اداره جنایات جنگی، دلایل ما را کافی دانستند که حکم بازداشت در فرودگاه را صادر کردند”.

به گزارش خبرگزاری سوئد لارس هولتگرن، معتقد است که پرونده بر شواهد بسیار ضعیف استوار است و انتساب عکس و هویت مظنون به درستی انجام نشده است.

آقای هولتگرن در پاسخ به تماس بی بی سی فارسی گفته که “اجازه اظهار نظر در این مورد را ندارم”.

خبرگزاری سوئد نوشته این مرد ۵۸ ساله که اکنون به ظن نقض قوانین بین‌المللی و دست داشتن در کشتار سال ۶۷، در سوئد تحت بازداشت است، برای ملاقات با بستگانش به این کشور سفر کرده بود.

حمید نوری روز شنبه (۹ نوامبر) به محض ورود به فرودگاه استکهلم بازداشت شد و روز چهارشنبه (۱۳ نوامبر) حکم بازداشت او برای یک ماه تمدید شد تا شاکیان زمان کافی برای جمع‌آوری ادله داشته باشند.


تصویر ویزای ورود حمید نوری به اروپا؛ او اکنون به ظن دست داشتن در کشتار ۶۷ در سوئد در بازداشت است

پیشتر این وکیل سوئدی درباره تمدید بازداشت حمید نوری گفته بود: “کافی نیست که شما عکسی داشته باشید و سپس شاکیان بگویند او را به یاد می‌آورند.”

اما در واکنش به این اظهارات کاوه موسوی، قاضی دیوان بین‌المللی داوری و شاکی پرونده گفت: “من تبریک می‌گویم که این وکیل کارش را با وجدان انجام می‌دهد؛ اما بعید می‌دانم او تجربه کافی در دعاوی جنایات بین‌المللی داشته باشد و من به واسطه تجربه‌ام در خصوص روآندا، یوگسلاوی و شیلی می‌گویم که ما با [شواهدی] کمتر از یک عکس، جنایتکارانی که هزاران نفر را کشته بودند، مجازات کردیم، نمونه‌اش سروان اورتیس در سوئد.”

کاوه موسوی، استاد پیشین حقوق در دانشگاه آکسفورد اضافه کرد که “حرف آخر را محکمه می‌زند و دادستان‌های با تجربه متخصص اداره جنایات جنگی دلایل ما را کافی دانستند که آقای نوری را اول در فرودگاه بازداشت کردند و بعد قاضی را قانع کردند که او را برای یک ماه در بازداشت نگه دارند”.

ایرج مصداقی که به عنوان شاهد برای تمدید بازداشت این فرد در دادگاه حضور یافته، شهادت داده که او همان فردی است که در زندان گوهردشت دیده بود و به وضوح او را به یاد می‌آورد.

آقای مصداقی گفته او زندانیان را نزد “هیأت مرگ می‌برده و تلاش می‌کرده تا اعضای این هیات را برای اعدام زندانیان متقاعد کند.”

با این حال، مظنون این پرونده به وکیلش گفته “او را با شخص دیگری اشتباه گرفته‌اند”.

شاکیان و شاهدان می‌گویند او از جمله کسانی است که در اعدام‌های زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت نقش اصلی را داشته است.

مهدی اصلانی از زندانیان سیاسی نیز روز گذشته (چهارشنبه ۱۳ نوامبر) در گفت‌وگو با بی سی سی فارسی گفت برای شهادت به دادگاه احضار شده و آقای نوری را به یاد می‌آورد.

گمان می‌رود در میانه دهه ۶۰ شمسی، پس از انتقال زندانیان سیاسی از زندان قزل حصار به زندان گوهردشت، این زندان بیشترین تعداد زندانیان سیاسی مرد را در خود جا داده بود.

مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی در ایران با دستور آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار و رهبر جمهوری اسلامی اعدام، و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.

تعداد دقیق کشته‌شدگان نامعلوم مانده است اما، بنا به برآوردهای تخمینی سازمان‌های حقوق بشری و سیاسی، این تعداد به حدود ۵ هزار نفر می‌رسد.

مقام‌ها و مسئولان ایرانی جنازه هیچ‌یک از قربانیان کشتارهای فراقضای*ی سال ۱۳۶۷ را به خانواده‌هایشان تحویل نداده و به علاوه، در تلاش برای محو کردن هر نشانی از قربانیان، محل دفن اجساد را هم به اکثر خانواده‌ها اطلاع نداده‌اند.

آیت‌الله حسینعلی منتظری در آن زمان در جلسه‌ای با مقام‌های مسئول این اعدام‌ها را “بزرگترین جنایت تاریخ” حکومت ایران خوانده بود. عفو بین‌الملل نیز سال گذشته این اعدام‌ها را “جنایتی ادامه‌دار علیه بشریت” دانسته بود.

No responses yet

Nov 15 2019

محمدهادی همایون؛ چهره‌ای که با «مظنونین همیشگی» به صحنه آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


ایران وایر: محمدهادی همایون»، سمت راست علی رضوانی سمت چپ
پسر کاووس سیدامامی گفته که علی رضوانی در شب ساخت مستند «مظنونین همیشگی» به همراه دیگر ماموران امنیتی به خانه آنان رفته و در نقشی شبیه به بازجو سوال‌هایی را از مادرش پرسیده است

پخش ناقص فیلم ساخته‌شده در سازمان اطلاعات سپاه پاسداران درباره فعالان محیط‌زیست زندانی با نام «مظنونین همیشگی» توجه‌ها را به دو چهره جلب کرد. «محمدهادی همایون» عضو هیات‌امنای دانشگاه امام صادق و علی رضوانی خبرنگار صداوسیما.

نام محمدهادی همایون تاکنون در فضای عمومی شناخته‌شده نبود و برای اولین بار مطرح شد. به دلیل قطع شدن این فیلم پس از چند دقیقه مشخص نیست که او در این فیلم چه گفته است.

حضور همایون در این فیلم شاید به دلیل سمتش در دانشگاه امام صادق باشد. جایی که «کاووس سیدامامی» نیز استاد آن بوده است. همایون، معاون آموزشی این دانشگاه است و به همین دلیل از نزدیک سیدامامی را می‌شناخته است. برخی معتقدند ممکن است خود او ازجمله کسانی بوده که در این پرونده‌سازی برای همکارش نقش داشته است.

محمدهادی همایون در حالی استاد دانشگاه امام صادق و معاون آموزشی این دانشگاه است که تحصیلات دانشگاهی‌اش تنها در این دانشگاه بوده است.

همایون در دوره دکترای خود نیز با برخی از چهره‌های امنیتی و مقامات جمهوری اسلامی هم دوره بوده است. «حسین رضی»، یکی از دوستانش عکسی از پایان دوره دکترای آنان را منتشر کرده که در سال ۱۳۷۱ به دیدار «علامه فضل‌الله»، از مراجع تقلید شیعه و چهره‌های نزدیک به حزب‌الله لبنان، رفته‌اند.

در این عکس چهره‌هایی چون «پیمان جبلی»، معاون برون‌مرزی صداوسیما، «حسام‌الدین آشنا»، مشاور حسن روحانی، «محمدسعید مهدوی کنی»، پسر آیت‌الله مهدوکی کنی و رییس فعلی دانشگاه امام صادق حضور دارند.

او در دولت اول «محمود احمدی‌نژاد» با حکم «محمدحسین صفارهرندی»، معاون برنامه‌ريزی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

برخی از وب‌سایت‌های اصول‌گرا در توصیف او نوشته‌اند که «همیشه چفیه به گردن دارد» و در بحث‌های مربوط به مهدویت ید طولایی دارد.

عنوان مقالات و نوشته‌های او می‌تواند دیدگاه او را به‌خوبی نشان دهد. به‌عنوان‌مثال «سلطه فرهنگی آمريکا به‌مثابه غربی‌سازی جهان با تاکید بر رهیافت‌ها و ابزارهای ارتباطی» یا «كارگاه نشانه‌های ظهور» عنوان دو نمونه از نوشته‌های او هستند.

به‌جز همایون نام «علی رضوانی»، خبرنگار صداوسیما، نیز با مستند «مظنونین همیشگی» مطرح شده است. فردی که با برنامه‌های «بدون تعارف» که مربوط به مصاحبه با مقامات جمهوری اسلامی است مشهور است. «بدون تعارف» بخشی از برنامه خبری بیست و سی است که به پرونده‌سازی برای افراد مختلف مشهور است.

پیش‌ازاین نیز شوخی های «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و «محسن قرائتی» از روحانیون مشهور درباره اینکه رضوانی چرا ازدواج نمی‌کند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.

رضوانی ازجمله افرادی است که با حضور در کلاس‌های باشگاه خبرنگاران جوان به صداوسیما راه یافت. البته به دلیل حضور تعدادی از فامیل‌هایش در صداوسیما خیلی زود توانست در کسوت مجری و خبرنگار قرار گیرد. او از همان ابتدا به دنبال برنامه‌هایی بود که بتواند به‌عنوان مجری در آن‌ها حضور پیداکرده و راه پیشرفتش را هموار کند. ازجمله برنامه‌هایی که نهادهای امنیتی می‌ساختند و همه متن‌ها و جزییات آن را نیز آنان تعیین می‌کردند.

اینک پسر کاووس سیدامامی گفته که او در شب ساخت مستند «مظنونین همیشگی» به همراه دیگر ماموران امنیتی به خانه آنان رفته و در نقشی شبیه به بازجو سوال‌هایی را از مادرش پرسیده تا آنجا که بر اثر این فشارها کار مادرش به بیمارستان کشیده است.

این سوال‌ها البته به روال مرسوم توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به این مجری القا شده است. در این میان مجریان صداوسیما نیز تنها مجری این دستورات هستند. پیش‌ازاین نیز دیگر خبرنگاران صداوسیما در این پروژه‌ها نقش ایفا کرده‌اند ازجمله «ایمان مرآتی خبرنگار صدا و سیما

مرآتی در جریان اتفاقات ۱۳۸۸ با «محمد عطریانفر» و «محمدعلی ابطحی» زمانی که زندانی بودند به شیوه بازجویان گفت‌وگو کرد.

هرچند پیش‌ازاین رضوانی عملا در برنامه‌های خاص نهادهای امنیتی حضور پیدا می‌کرد اما فیلم مستند «مظنونین همیشگی» روابط او با این نهادها را بیشتر مطرح کرده است. این فیلم همچنین باعث شد که محمدهادی همایون برای نخستین بار از پشت پرده به صحنه بیاید.

فیلم «مظنونین همیشگی» پس از حدود دو دقیقه از پخش متوقف شد و هنوز پشت پرده قطع آن مشخص نیست. پخش این فیلم به دیگر پشت پرده‌های پرونده فعالان محیط‌زیست اضافه شده است. پرونده‌ای پر از پشت پرده که در دو سال گذشته موضوع درگیری بین دولت و اطلاعات سپاه پاسداران بوده است.

No responses yet

Nov 13 2019

«دادیار سابق قوه قضاییه» در ارتباط با اعدام‌های ۶۷ در سوئد دستگیر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: دادگاهی در سوئد در ارتباط با پرونده اعدام‌های سال ۱۳۶۷، برای حمید نوری، که گزارش شده «با نام مستعار حمید عباسی، دادیار سابق در قوه قضاییه جمهوری اسلامی بوده» حکم ادامه بازداشت صادر کرد.

آقای نوری روز شنبه هفته جاری در سوئد بازداشت شده بود و از او در اسناد و مدارک موجود به عنوان «عضو هیئت اعدام در گوهردشت» کرج در سال ۶۷ یاد می‌شود.

کاوه موسوی، حقوقدان و شاکی خصوصی پرونده، در گفت‌وگو با رادیوفردا در روز چهارشنبه، ۲۲ آبان‌ماه، گفت که از دادستان در سوئد درخواست کرده است که آقای نوری «برای تکمیل پرونده حداقل یک سال در بازداشت نگه داشته شود».

دادگاه در استکهلم در نهایت در بعدازظهر چهارشنبه رأی داد که آقای نوری باید چهار هفته دیگر در بازداشت بماند. این زمانی است که شاکی پرونده برای فراهم کردن اسناد و مدارک بیشتر در اثبات اتهام استفاده خواهد کرد.

به گفته کاوه موسوی، حمید نوری که در سال ۶۷ در دو زندان اوین تهران و گوهردشت کرج مقام دادیاری داشته بر اساس اسناد و مدارکی بازداشت شده است که ایرج مصداقی، زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر، طی سال‌ها جمع‌آوری کرده است.

آقای مصداقی روز چهارشنبه خود در گفت‌وگو با رادیوفردا حمید نوری را معاون قاضی محمد مقیسه‌ای و ایفاگر «نقشی فعال» در اعدام‌های سال ۶۷ معرفی کرد.

به دلیل پنها‌ن‌کاری مقام‌های جمهوری اسلامی آمار دقیقی از تعداد اعدام‌شدگان در دست نیست، اما طبق برخی از برآوردها در تابستان سال ۱۳۶۷ در حدود پنج هزار نفر از زندانیان سیاسی هوادار سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ‌گرایی مانند فداییان خلق و حزب توده در زندان‌های ایران اعدام شدند.

محل دفن اکثر اعدام شدگان معلوم نیست، ولی طی سال‌های اخیر خبر تخریب برخی از گورهای جمعی قربانیان سال ۱۳۶۷ در تعدادی از شهرهای ایران در رسانه‌ها منتشر شده است.

در سال ۹۵ یک فایل صوتی از دیدار و گفت‌وگوی آیت‌الله حسینعلی منتظری، جانشین برکنارشده بنیانگذار جمهوری اسلامی با حسینعلی نیری، حاکم شرع در آن زمان، مرتضی اشراقی، دادستان وقت تهران و مصطفی پورمحمدی نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین منتشر شد.

در این مکالمه آیت‌الله منتظری از کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ با عنوان جنایت یاد می‌کند. این سه نفر به ‌همراه ابراهیم رئیسی، رئیس کنونی قوه قضاییه جمهوری اسلامی و از تصمیم‌گیران درباره اعدام‌های ۶۷، به «هیئت مرگ» معروف شده‌اند.

No responses yet

Nov 11 2019

عبدالرحیم جعفری؛ ۳۰ سال در جست‌و‌جوی عدالت

نوشته: خُسن آقا در بخش: ادبیات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

ایندیپندنت : ۱۲آبان صدمین سالروز تولد عبدالرحیم جعفری، بنیان‌گذار انتشارات امیرکبیر

داستان عبدالرحیم جعفری، مدیر و بنیان‌گذار انتشارات امیرکبیر، چه در دورانی که با رنج و سختی سرمایه‌ای به کف آورد و در ۷۰ سال قبل، در خیابان ناصرخسرو، اتاقی محقر را به نام انتشارات امبیرکبیر به ثبت رساند، و چه در ۳۵ سال بعد از انقلاب که هر دری را زد تا حقش را به کف آورد، رمانی پرکشش را می‌ماند.

آقای جعفری این توفیق را یافت که با قلم روان و نثر جذابش، پاره اول زندگی‌اش را بنویسد و انتشار دهد. کتاب «در جست‌و‌جوی صبح» که در سال‌های اولیه دهه هشتاد، در دو جلد و بیش از ۱۲۰۰ صفحه از سوی نشر روزبهان منتشر شد، شرح فراز و فرود‌های زندگی او تا قبل از تصرف انتشارات امیرکبیر از سوی کسانی است که آقای جعفری‌ آنها را «آسان‌خوار» لقب داد.

خواندن حوادثی که در دوران کودکی، با مادری سخت‌کوش و پرهمت، پدری که آنها را رها کرد، شروع به کار و تلاش از همان دوران کودکی و رها کردن مدرسه برای کسب روزی بخور و نمیر و از دست دادن آن مادر پرتلاش و بی‌نظیر در عنفوان جوانی (۳۸ سالگی)، توسری‌ خوردن‌ها و دربه‌دری ‌کشیدن‌ها و حقارت ‌دیدن‌ها و…، کتاب را در منظر خواننده همانند داستان‌های چارلز دیکنز جلوه داده است.

بخش‌های دیگر کتاب، به‌خصوص از زمانی که او انتشارات امیرکبیر را بنا می‌گذارد، به نوعی تاریخ فرهنگ و نشر در دهه‌های ۳۰ تا ۶۰ است. جعفری به شکلی دقیق، روابط کاری خود را با بسیاری از نویسندگان، مترجمان و ناشران دیگر، توضیح می‌دهد. شمّ او در شکار استعدادها، شناخت تقاضای بازار، نگاه رو به جلو و مدرنش به صنعت نشر، و تعقیب جدی تحولات دنیای نشر، او را سرآمد ناشران دوره خود کرد. در این بخش‌ها از کتاب، خواننده با داستان‌های پشت صحنه و تلاش‌های شبانه‌روزی جعفری برای انتشار آثاری گرانسنگ چون «فرهنگفارسی معین»، «شاهنامه» و بسیاری دیگر از چنان آثاری آشنا می‌شود.

نابغه نشر

دکتر عباس میلانی در مقاله‌ای با عنوان«نابغه نشر» که در کتاب ایرانیان نامدار، درباره عبدالرحیم جعفری نوشت (۲۰۰۹)، با اشاره به آن که انتشارات امیرکبیر در سال‌های اولیه انقلاب ایران، بزرگترین ناشر خاورمیانه بود، به مقایسه جالبی از میزان نشر کتاب‌های انتشارات امیرکبیر با نشر کتاب در کشورهای عرب پرداخت تا سطح و کیفیت کار این ناشر برجسته را نشان دهد.

به نوشته آقای میلانی، «در سطح منطقه، انتشار نزدیک به ۴ هزار عنوان کتاب در اختیار امیرکبیر قرار گرفت و حال آن که در طول هزاره گذشته در کل جهان عرب ده هزار عنون کتاب هم ترجمه نشده بود و در ۱۹۹۶، دویست و هشتاد میلیون عرب جهان، فقط ۱۹۴۵ عنوان کتاب منتشر کرده بودند.»

در کشاکش زندان و مصادره اموال

جعفری در جریان گفت‌وگویی در خرداد ۸۷ با روزنامه دنیای اقتصاد، توضیح می‌دهد که چگونه در آخرین لحظات و به‌رغم آن که تمامی ادله و شواهد به نفع او بود، ورق برمی‌گردد: «روزی كه برای رسیدگی به پرونده‌ام به دفتر آیت‌الله گیلانی، ریاست كل دادگاه‌های انقلاب اسلامی، ‌در زندان اوین رفته بودم و بنا بود شاكیانم نیز طبق دعوت ایشان حضور داشته باشند، چون هیچ یك از شاكیان نیامدند، آیت‌الله گیلانی دستور مرخصی مرا داد و بنا شد كه دیگر كسی مزاحمم نشود. حتی برگشتم منزل و خانواده‌ام بابت رفع گرفتاری از این مشكل، پایم گوسفندی قربانی كردند، اما نه من و نه آنها نمی‌دانستیم كه توفان دیگری در راه است.»

و آن توفان، چنان که توضیح می‌دهد، در روزی دیگر رخ داد؛ زمانی که او برای پی‌گیری کاری دیگر به اوین می‌رود: «همان جا مرا بازداشت كردند و مدت‌ها در اوین بودم تا این كه دوباره دادگاهی تشكیل شد و در نهایت به این جمع‌بندیرسیدند كه ‌یک سوم انتشارات امیرکبیر به جامعه‌الصادق و یا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم واگذار شود. شش ماه دیگر كه در زندان نگهم داشتند، (قرار شد تا) نمایندگانی از جامعه مدرسین، آقایان شرعی و فاکر، پرونده را مطالعه و نظر خود را اعلام دارند و آنگاه با موافقت آیت‌الله منتظری چنان انتقالی صورت پذیرد.»
بیشتر بخوانید

درخواست برای تشویق سانسورچی‌ها
کشف بزرگترین انبار قاچاق کتاب در ایران
عطش به دانستن سرگذشت شاه ایران بسیار زیاد است

ماجرا وقتی پیچیده‌تر می‌شود که به گفته آقای جعفری، آیت‌الله منتظری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چنان انتقالی را قبول نمی‌کنند؛ چرا که به آن انتقال مشکوک بودند و می‌گفتند، «در شأن جامعه (مدرسین حوزه علمیه قم) نبود. حیثیت جامعه از بین می‌رفت كه اموال مصادره‌ای را قبول كند.»

مخالفان اما زور بیشتری داشتند و در نهایت، انتشارات امیرکبیر را روز ۲۹ خرداد ۱۳۶۲ تصرف کردند. سهم آیت‌الله جنتی که آن زمان ریاست سازمان تبلیغات اسلامی را بر عهده داشت، بیش از همه افرادی بود که در آن کار مشارکت داشتند.

آقای جعفری در گفت‌وگویی با بی‌بی سی فارسی، و نیز در جلد سوم خاطرات منتشر نشده‌اش، توضیح داده است و از روزی گفته است که همراه با پسرش، او را به زندان اوین بردند و آیت‌الله جنتی هم در جلسه بود. آقای جنتی به او و رئیس دادگاه گفت:«چرا این پدر و پسر هنوز زنده‌اند؟»آنجا بود کهجعفری تسلیم شد، و به گفته خودش: «وقتی دیدم هر آن امکان دارد هر بلایی سرم بیاورند و فرزندم هم در خطر است، هر چه را که جلویم گذاشتند امضاء کردم.»

حکم تجدیدنظری که اجرا نشد

جعفری پس از آزادی از زندان و از دست‌دادن اموالش، اما از پای نمی‌نشیند و به پی‌گیری شکایت خود از متصرفان می‌پردازد. در سال‌های قبل از ۶۸ که قانون اساسی هنوز بازنگری نشده بود و شورای عالی قضایی،بالاترین رکنقضایی حکومت به شمار می‌رفت،او توانست از طریق آیت‌الله موسوی بجنوردی (یکی از ۵ عضو آن شورا)حكمی مبتنی بر تجدید نظر در حکم قبلی و بازپس‌گیریاموالش، بگیرد. آیت‌الله بجنوردی نظر می‌دهد که که حکم صادرشده خلاف شرع و قوانین جمهوری اسلامی است و باید در آن تجدید نظر شود. امابا بازنگری قانون اساسی و نشستن ریاست قوه قضاییه به جای شورای عالی قضایی، ورق بار دیگر به ضرر آقای جعفری برمی‌گردد.

در تمامی آن سال‌ها، او به سه رئیس قوه قضاییه پیشین، آیت‌الله یزدی،‌ آیت‌الله شاهرودی و آیت‌الله لاریجانی، نامه می‌نویسد و شرح ظلم رفته بر خود را بازگو می‌کند و خواستار برگزاری مجدد دادگاه تجدید نظر می‌شود، اما آن تلاش‌ها ثمری نمی‌بخشد.

حسرت بازگشت امیرکبیر و انتشار جلد سوم کتاب خاطرات

جالب‌ترین اتفاقاما در سال ۸۳ رخ می‌دهد؛ زمانی که مرکز دائره‌العمارف بزرگ اسلامی برای جعفری مراسمی برگزار می‌کند، و در‌ آنجاست که از یک تریبون رسمی، از سوی بهاء‌الدین خرمشاهی مقاله‌ای خوانده می‌شود و از ستم رفته بر جعفری یاد می‌شود. حتی مدیر وقت انتشارات امیرکبیر، فرشی نفیس را به عنوان هدیه برای او در این مراسم می‌آورد که جعفری به طعنه می‌گوید: «از اموال خود من به من هدیه می‌دهند.»

آقای جعفری شرح تمامی این رخدادها و اتفاقات را همراه با اسناد و نامه‌‌هایی که در آن ایام به سران قوا و رهبر ایران نوشته بوده است، در جلد سوم کتابش آورده است.

این کتاب که نام آن «در جست و جوی عدالت»است، هیچگاه فرصت انتشار عمومی‌ نیافت و به رغم آن که بارها اشکالات و ایرادات آن از سوی جعفری برطرف شد، باز هم وزارت ارشاد مجوز انتشار کتاب را صادر نکرد. عبدالرحیم جعفری در ۱۱ مهرماه ۱۳۹۴ و در سن ۹۶ سالگی در حالی به دیار دیگر شتافت که نتوانست حاصل تلاش‌های خود را در این جهان به دست آورد. اگر چه، خود می‌گفت که آثار «امیرکبیر» را در منزل هر ایرانی در هر گوشه این جهان می‌توان دید؛ کتاب‌هایی که بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ ایران معاصر به‌شمار می‌روند.

No responses yet

Nov 09 2019

رسانه‌های مجازی، هوایی تازه برای اقلیت یارسان ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: بهناز حسینی، پژوهشگر مهاجرت و اقلیت‌های دینی است:

اقلیت یارسان ایران تا همین چند سال پیش تقریباً حضوری در عرصه عمومی و رسانه‌های رسمی و مجازی نداشت. مردم عادی و حتی بخش عمده قشر طبقه متوسط ایران هم احتمالاً نه نامی از آنها شنیده بودند و نه شناختی از باورها و سنت‌های یکی از کهن‌ترین آیین‌های این کشور داشتند.

اما در سال‌های اخیر به دلیل شماری از اتفاقات سیاسی و اجتماعی کم‌کم صدای آنها هم در فضای ایران انعکاس یافت. چند مورد خودسوزی تعدادی از یارسان‌ها در اعتراض به توهین به باورهایشان و شرایط سخت و ناعادلانه زندگی و اخیراً قتل میترا استاد به دست همسرش محمد علی نجفی که شهردار سابق تهران بود و اظهارات مطرح‌شده دربارهٔ این پرونده، موضوع این اقلیت دینی را مجدداً بر سر زبان‌ها انداخته است.

گفته شده که میترا استاد از یارسان‌ها و از نظر اسلام «مهدورالدم» بوده و به این خاطر صحبت‌هایی نیز در مورد موضوع تخفیف احتمالی به قاتل او به خاطر این جرم مطرح شده است.

در فضای عمومی و حتی دانشگاهی ایران، آگاهی و دانش بسیار اندکی دربارهٔ دین یارسان و پیروان آن وجود دارد. مطالب و اطلاعاتی هم که در فضای مجازی در این باره به‌دست می‌آید عمدتاً یا پرخطاست یا مغرضانه یا در بهترین حالت ناقص است و بدون پشتوانه علمی.

یارسان‌ها و دین یاری

دین مردم یارسان «یاری» نامیده شود و هر فرد یارسان هم در داخل جامعه خود «یار» خوانده می‌شود. باورهای دین یاری به باورهای هندوایرانی باستان بازمی‌گردد و خاستگاه آن منطقه «اورامان» در کردستان ایران است. آیین‌ها و شکل کنونی دین یارسان در قرن هفتم از سوی «سلطان سهاک» پایه‌گذاری شد و تطور یافت. یارسان‌ها عمدتاً در نواحی کردنشین غرب ایران مخصوصاً در کرمانشاه، و در مناطقی در نزدیکی تهران، برخی از شهرهای شمال کشور و نیز در بخش‌هایی از عراق ساکن هستند.

منابع داخلی جامعه یارسان، جمعیت آنها را در داخل ایران بیش از سه میلیون نفر تخمین می‌زنند. بخشی از پیروان دین یاری هم به‌ویژه پس از انقلاب ایران مهاجرت کرده و عمدتاً در کشورهای اروپایی نظیر سوئد و آلمان زندگی می‌کنند.

یارسان‌ها بر اساس فلسفه «دونادون» و «انسان‌خدایی» معتقدند که پس از مرگ، بسته به اینکه با چه کیفیتی زیسته‌اند، در جامه تازه‌ای به زندگی برمی‌گردند؛ و این چرخه که به هر دور آن یک «دون» می‌گویند تا «خدایی» شدن یا رسیدن به «منزل عافیت ابدی» فرد ادامه می‌یابد، که در طولانی‌ترین حالت تا هزار و یک دون یا مرحله طول می‌کشد.

آرامگاه بابا یادگار، شهرستان دالاهو کرمانشاه
آرامگاه بابا یادگار، شهرستان دالاهو کرمانشاه

دین یاری در اصل با ادیان ابراهیمی به‌ویژه اسلام نسبت و شباهتی ندارد و از آنها کاملاً مستقل است. اما پیروانش برای ادیان دیگر و بزرگانشان احترام قائل هستند. در ایران هم یارسان‌ها همواره امامان شیعه را محترم دانسته‌اند.

جامعه یارسان از یازده خاندان بزرگ تشکیل شده که هر فرد به یکی از این خاندان‌ها «سرسپرده» می‌شود، به این معنی که «پیر» و «مرید» هر فرد از میان خاندان او تعیین می‌شود. پیر در یارسان‌ها همان مدرس دینی و مسئول انجام مراسم مذهبی است.

تنبور و تنبورنوازی جایگاه ویژه‌ای در آیین یارسان دارد و تقریباً هیچ مراسمی از عروسی گرفته تا ختم و عزا، بدون نواختن تنبور برگزار نمی‌شود. نیایش‌های گروهی یارسان‌ها موسوم به «جم» همراه با نذر و نیاز و قربانی عموماً در مکانی به نام جمخانه برپا می‌شود و سه روز در سال را روزه می‌گیرند که به آن روزه خاوندکار می‌گویند.

کتاب مقدس دین یاری «دیوان گوره» نام دارد که نگارش و تدوین آن از زمان سلطان سهاک شروع شد. علاوه بر آن، متون کلامی و دفاتر آیینی که عمدتاً به زبان گورانی و کردی سورانی و ترکی سروده شده‌اند، منابع دیگر یارسان‌ها به‌شمار می‌روند.

سرِّ مگو

پیروان دین یارسان به‌تدریج و به‌واسطه سیطره فزاینده اسلام، در جستجوی حریمی برای حفظ آیین و جامعه خود به مناطق کوهستانی روی آوردند.

آنها برای اجرای آزادانه مراسم و سنت‌هایشان مناطق دورافتاده را برگزیدند و باورهای خود را از دیگران پنهان نمودند تا آنجا که در طی زمان کل این دین به عنوان یک «سرِّ مگو» تلقی شد. این «سِر» به صورت شفاهی و در قالب شعر حفظ و منتقل شده که به «کلام» معروف است. هرچند عقاید آنها به‌طور صریح در کلام‌ها آورده نشده و در لفافه و راز و رمز بیان شده‌است. از نظر یارسان‌ها دلیل این پنهان کردن نه فحوای کلام بلکه دفاع از خود در برابر کسانی است که قصد آزار آنها را دارند. پیروان سنتی دین یاری معتقدند، بازگویی «سرّ مگو» به معنای فاش کردن دنیای آنها برای کسانی است که ممکن است آن را درک نکنند یا توانش را نداشته باشند.

تبعیض در قوانین

پیروان یارسان برای قرن‌ها مقابل خشونت، توهین، و داوری‌های نادرست حاکمان و جامعه اکثریت سکوت اختیار کرده‌اند. بعد از انقلاب اسلامی شرایط برای آنها و برای دیگر اقلیت‌های غیرمسلمان به مراتب سخت‌تر هم شده‌است. دلیل عمده آن هم تبعیض آشکار در قوانین جمهوری اسلامی نسبت به اقلیت‌هایی مانند بهاییان، مندائیان و یارسان‌هاست که حکومت حاضر به دادن مشروعیت و رسمیت به آنها نیست. در نتیجه آنها برای دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی‌شان تقریباً از هرگونه حمایت قانونی محروم هستند.

یک نمونه بارز از این تبعیض را می‌توان در قانون مجازات اسلامی دید. طبق قوانین ایران مجازات فرد مسلمانی که مرتکب قتل شده در صورتی که مقتول مسلمان باشد قصاص در نظر گرفته می‌شود. اما در همین قانون اگر مقتول از اقلیت‌های دینی غیرمسلمان رسمی مانند زرتشتیان و مسیحیان باشد مجازات قاتل دیه است.

در این بین موقعیت اقلیت‌های غیرمسلمان به رسمیت شناخته نشده، مثل یارسان‌ها بسیار آسیب‌پذیر و ضعیف است. ابهام در قوانین مربوطه عملاً باعث شده که در دادگاه‌ها نسبت به ظلم‌هایی که به پیروان یارسان می‌شود بی‌توجهی شود. علاوه بر این با اینکه آنها با جامعه اکثریت همزیستی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند و به سلیقه و نحوه زیست جاری و حاکم تن داده‌اند، در شرایط بحرانی مانند زلزله اخیر کرمانشاه نیز در ارسال و تقسیم کمک‌های دولتی یارسان‌ها مورد تبعیض قرار گرفتند. البته باید گفت که کمک‌های مردمی به تمام آسیب‌دیدگان رسید و مردم برخورد تبعیض‌آمیزی در کمک به اقلیت‌ها نداشتند.

نقش نهادهای بین‌المللی

نهادهای بین‌المللی به‌ویژه در چند دهه اخیر نسبت به وضعیت اقلیت‌های رسمی ایران مانند زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان حساسیت بالایی نشان داده‌اند. آنها معمولاً در زمان نیاز در حد امکان نسبت به پوشش اخبار و ارائه کمک به این اقلیت‌ها اقدام می‌کنند. وضعیت اقلیت‌های غیرمسلمان غیررسمی کاملاً متفاوت است. به استثنای بهاییان که معمولاً وضعیت‌شان برای جامعه جهانی شناخته شده است و اخبارشان در حد وسیع پیگیری می‌شود، یارسان‌ها و مندائیان اگر نگوییم کاملاً فراموش شده‌اند، همواره توجه و حمایت بین‌المللی به مراتب کمتری به خود جلب کرده‌اند.

تأثیر رسانه‌های مجازی

ظهور رسانه‌های مجازی در سال‌های اخیر فرصتی را برای پیروان دین یارسان و بسیاری از رهبرانشان پدید آورده تا کم‌کم از خفا و انزوای طولانی بیرون آمده و دربارهٔ خود و اعتقاداتشان آشکارا صحبت کنند. آنها که همواره برای کاستن از فشارها و ادامه حیات و حفظ جامعه خود در برابر سنت‌ها و سبک زندگی جریان حاکم و دین رسمی راه کتمان را در پیش گرفته و در مواردی حتی به «اسلامی کردن» عقاید خود پرداخته‌اند (مانند برگزاری مراسم ازدواج به شیوه اسلامی)، حالا در فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های مجازی اقدام به معرفی دین خود به جامعه جهانی به‌عنوان یک جامعه مستقل و همچنین راه‌اندازی کارزارهای اعتراضی علیه پایمال شدن حقوق‌شان می‌کنند. رهبران مذهبی یارسان اکنون امکان یافته‌اند که آموزه‌های خود را فراتر از زبان کردی، به زبان‌های رایج دیگر هم ارائه کنند.

No responses yet

Nov 06 2019

متهمان پرونده هسته‌ای: به محمود صادقی دروغ گفته‌اند، مجید جمالی‌فشی را بی‌گناه اعدام کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «محمود صادقی» می‌گوید وزارت اطلاعات مدعی است در مورد مجرمیت «مجید جمالی‌فشی» به قطعیت رسیده و لذا او را اعدام کرده‌اند. این نماینده مجلس در بخشی از گفت‌وگوی ویدئویی‌اش با وب‌سایت اعتماد آنلاین از پیگیری‌هایش درباره پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای حرف می‌‌زند.

در چند ماه گذشته متهمان این پرونده که اعترافات آن‌ها از تلویزیون پخش شده بود در گفت‌وگو با رسانه‌ها از پشت پرده دستگیری، شکنجه و اجبار به اعتراف در این پرونده سخن گفته‌اند. محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی از افرادی بود که دراین‌باره از وزارت اطلاعات توضیح خواست.

او حالا می‌گوید از وزارت اطلاعات خواسته است مکتوب و مستند به پرسش‌های او پاسخ بدهند و او پاسخ شفاهی و روضه خواندن را از آنان نخواهد پذیرفت. به گفته آقای صادقی، جرم یکی از آن‌ها به اسم مجید جمال‌فشی، احراز شد که بعد هم اعدام شد و سایر افراد هم تا پای اعدام رفتند و قرار بود همه آن‌ها در دولت قبل و در زمان وزارت «مصلحی» اعدام شوند.

مجید جمالی‌فشی، ورزشکار ایرانی بود که مدال برنز کیک بوکسینگ جهانی را دریافت کرده بود آذر سال ۱۳۸۹ وزارت اطلاعات مدعی شد او عامل ترور «مسعود علیمحمدی»، یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران بوده و توسط ماموران موساد در اسراییل آموزش‌دیده است و فیلم اعترافات او منتشر شد. این ادعا درباره دیگر متهمان پرونده هسته‌ای نیز تکرار شد، متهمانی که حالا می‌گویند در اثر شکنجه طولانی، تهدید و ارعاب وادار به اعتراف مقابل دوربین‌های تلویزیون شده بودند درحالی‌که نه نام دانشمندان هسته‌ای را شنیده بودند و نه روحشان از ماجرای ترور آن‌ها خبر داشته است.

مجید جمالی‌فشی تنها متهم این پرونده است که به دار آویخته شد، مابقی متهمان این پرونده پس از ماه‌ها شکنجه آزاد شدند. حالا به محمود صادقی گفته‌اند که اتهام مجید جمالی‌فشی احراز شده بوده و او اعدام شده است، اما «مازیار ابراهیمی» و «نادر نوری‌کهن» دو تن دیگر از متهمان این پرونده معتقدند که به محمود صادقی هم دروغ گفته‌اند و مجید جمالی‌فشی بی‌گناه اعدام شده است.

آقای ابراهیمی می‌گوید این ادعا دروغ است چون چند نفر از کسانی که پیش از اعدام مجید جمالی‌فشی در یکی از سلول‌های کناری او یعنی در یکی از سلول‌های طبقه پائین بند ۲۰۹ در بند بوده‌اند برای او در زندان روایت کرده‌اند که شبی که جمالی‌فشی را برای اعدام برده‌اند او با صدای بلند به ماموران پرخاش کرده است و صحبت‌هایی بین آن‌ها رد‌وبدل شده است که نشان می‌دهد او بی‌گناه بوده است: «جمالی‌فشی به ماموران می‌گوید شما به من قول دادید که به آن‌ها بگویید من دارم با شما همکاری می‌کنم و وقتی قاتل اصلی بازداشت شد از من قدردانی می‌کنید؛ اما در پاسخ به جمالی‌فشی می‌گویند نه نظر حاجی عوض شده است و تشخیص داده است این را نگوید و همسر شهید هم پیش آقا رفته است و آقا هم گفته اعدامت کنیم.»

آقای نوری‌کهن هم معتقد است برخلاف آنچه محمود صادقی نقل می‌کند جمالی‌فشی بی‌گناه بود و او این را بر اساس تجربه خودش و شواهد موجود می‌گوید: «تصویر پاسپورت که اطلاعات به‌عنوان تصویر پاسپورت مجید جمالی‌فشی منتشر کرد کپی تصویر نمونه پاسپورت اسراییلی در ویکی‌پدیا است و جعلی است. اعترافاتش در دادگاه هم نتیجه وعده ماموران اطلاعات به او بوده است. به خود ما هم گفتند که در دادگاه اعتراف کن، بگذار حکم صادر شود و پرونده بسته شود و نگران هم نباش ما که مسوول اعدامت هستیم، اعدامت نمی‌کنیم و به تو یک هویت جدید می‌دهیم. برو زندگی‌ات را بکن. آن بدبخت را هم همین‌طوری راضی کرده‌اند علیه خودش به‌دروغ در دادگاه اعتراف کند. در پرونده ما هم کسانی دیگری بودند که در دادگاه از آن اعترافات کردند اما قبل از این‌که حکم بگیرند حقیقت پرونده افشا شد.»

به گفته نادر نوری‌کهن، تنها گناه مجید جمالی‌فشی رفتنش به سفارت امریکا در کوبا برای گرفتن پناهندگی بود: «او در یک سفر ورزشی به باکو به سفارت امریکا می‌رود تا درخواست پناهندگی بکند و بعد در مورد آن با یکی از ورزشکاران همراهش صحبت می‌کند و جریان که به گوش حراست می‌رسد راهش به این پرونده کثیف باز شده و قربانی سناریوی وزارت اطلاعات می‌شود.»

مازیار ابراهیمی و نادر نوری‌کهن می‌گویند بر اساس آنچه محمود صادقی نقل می‌کند آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که وزارت اطلاعات به‌جای پذیرش کامل مسوولیت جنایتی که در حق آنان مرتکب شده است عملا در حال توجیه رفتارهای خود است.

آقای صادقی در بخشی از این گفتگو، به پرسش‌هایی از نتیجه پیگیری‌هایش درباره متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای پاسخ داده است. پاسخ‌هایی که جز در یک مورد مشخص نه نظرات این نماینده مجلس که نقل گفته‌هایی است که مقامات اطلاعاتی به او گفته‌اند و به گفته دو تن از متهمان آن پرونده دروغ و گمراه‌کننده است.

محمود صادقی در این گفتگو می‌گوید یکی از پرسش‌های او از وزیر اطلاعات این بوده است که اگر این متهمان، قاتلان دانشمندان هسته‌ای نبودند، چه کسانی این ترورها را انجام داده‌اند. صادقی همچنین می‌گوید علاوه بر احقاق حقوق متهمان و اعاده حیثیت و پرداخت خسارت آنان، هدف او از این پیگیری‌ها اصلاح فرآیند در وزارت اطلاعات است.

این صحبت‌ها چه تاثیری روی متهمان ترورهای هسته‌ای گذاشته است؟

مازیار ابراهیمی می‌گوید با شنیدن صحبت‌های محمود صادقی و آنچه از مقامات اطلاعاتی و ادعاهای آن‌ها نقل می‌کرد دچار اضطراب شده است: «این صحبت‌ها من را به روزهایی برد که قاضی «شهریاری» در واکنش به اعتراضات و دادوبیدادهای گاه‌به‌گاه من می‌گفت چرا این‌قدر هارت‌وپورت می‌کنی؟ این پرونده هنوز بسته نشده است، یک روز تو را دوباره می‌کنند داخل زندان و اعدامت می‌کنند.»

آقای ابراهیمی می‌گوید پرونده آن‌ها تا بهمن ۱۳۹۷ بسته نشد و عملا ترس او از بازداشت دوباره‌اش او را ناچار کرده ایران را ترک کند: «یکی از سندهایی که من در توییترم منتشر کرده‌ام وضعیت پرونده‌ جمعی ما بود. تا ماه ۱۱ سال ۱۳۹۷ این پرونده همچنان باز بود و ما به فساد فی‌الارض و محاربه متهم بودیم. من را در عراق هم می‌خواستند بکشند. این‌که نیروهای امنیتی اقلیم کردستان می‌گفتند تو را در زندان نگه می‌داریم تا جانت را حفظ کنیم حقیقت داشت. این‌ها هنوز می‌گویند یک دسته از کارشناسان وزارت اطلاعات معتقد بودند ما مجرم بودیم. برچه اساسی؟»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید مساله مهم برای او برخلاف آقای صادقی این است که چرا عاملان بازداشت غیرقانونی و پرونده‌سازی برای آنان بازداشت و محاکمه نمی‌شوند: «حالا که همه به این واقعیت رسیده‌اند که ما بی‌گناه بازداشت و زندانی و شکنجه شدیم و فیلم‌های بازجویی و روند پرونده هم نشان می‌دهد که بازجوها هم همان موقع بازجویی و شکنجه می‌دانستند که ما بی‌گناه هستیم، بازجویان ما، عوامل اطلاعاتی که مسوول و عامل شکنجه ما بودند چرا محاکمه نمی‌شوند؟ چرا برخورد قانونی با آن‌ها اعلام نمی‌شود؟»

محمود صادقی می‌گوید می‌خواهد برایش شفاف شود که این‌ متهمان شکنجه شده‌اند یا نه؟ متهمان به او گفته‌اند تعزیر شده‌اند یعنی با حکم قاضی و شرعی شلاق خورده‌اند. مازیار ابراهیمی می‌گوید تعزیر درهرحال و در همه شرایط شکنجه است که بر اساس قانون اساسی ممنوع شده است و این تنها یک کلاه‌شرعی برای موجه کردن شکنجه است: «اما فارغ از این حتی، تعزیر با همان قوانین عقب‌مانده جمهوری اسلامی هم شرایطی دارد هم تعداد ضربات و هم شیوه زدن و هم نوع شلاق مشخص‌شده و آنچه با ما کردند همان به قول خودشان تعزیر اسلامی هم نبود. کف پای چپم از چهار جا شکستگی دارد و کف پای راستم از دو جا. کف دستم شکستگی دارد و یکی از دنده‌هایم هم شکسته است.»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید بر اساس ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی، تعزیر با حکم قانون باید در مورد کسانی اعمال شود که محکوم شده‌اند و تعزیر به‌عنوان یکی از راه‌های مجازات اعمال می‌شود: «این‌ها حتی اگر از قاضی برای گرفتن اعتراف حکم شلاق زدن ما را گرفته باشند کارشان شکنجه بود چون همان ظواهر قانونی را هم رعایت نکردند. کابل فشارقوی را به من نشان دادند و گفتند این را برای تو ساخته‌ایم و با همان هم من را شلاق زدند. فقط این‌ها هم نبود. اعدام مصنوعی، زدن با چوب و میله، آویزان کردن و ضرب و شتم هنگام بازجویی و بازجویی ۲۴ ساعته همه شکنجه‌هایی که ما دیدیم.»

به گفته محمود صادقی، سید «محمود علوی»، وزیر اطلاعات مدعی شده است که فرآیند هم اصلاح شده است و در بازداشتگاه‌ها دوربین کار گذاشته‌اند تا نظارت کامل باشد و با تخلفات جزیی هم برخورد می‌کنند و حتی یک مورد، بازجو سیلی بی‌جایی به متهم زده و به خاطر تخلف با متهم برخورد شده است.

نادر نوری‌کهن می‌گوید: «همان زمان هم دوربین در بازداشتگاه و اتاق‌های شکنجه بازجویی وجود داشت و من اصلا در دادگاه «صلواتی» به آن اشاره کردم و گفتم بهتر است بروند دوربین‌ها را چک کنند و فیلم‌ها را ببینید تا بدانند ما بر چه اساسی اعتراف کردیم و چگونه اعتراف کردیم. وقتی باوجود دوربین ما را شکنجه می‌کردند، چه تضمینی وجود دارد که این شکنجه‌ها مقابل دوربین دوباره تکرار نشود؟»

محمود صادقی می‌گوید برداشت او از صحبت‌های مقامات اطلاعاتی و آنچه رخ‌داده این است که: «دستگاه‌های اطلاعاتی-امنیتی تحت‌فشار افکار عمومی و فشار رسانه‌ها و مقامات قرار داشته و می‌خواسته یک کاری کند. در این حیص‌وبیص یک سرنخ‌هایی پیدا می‌کند…» صحبت‌های صادقی اینجا در نسخه‌های ویدیویی حذف شده است اما در نسخه پیاده شده یک جمله دیگر هم به‌صورت ناتمام آمده است «اما این سرنخ‌ها را به‌جای این‌که به‌صورت تخصصی، چون مساله جاسوسی و امنیتی بوده…» که نشان‌دهنده سانسور این جمله است.

مازیار ابراهیمی می‌گوید یافتن سرنخ یعنی آن‌ها به چیزی رسیده بودند که ما را گرفتند اما سیر بعدی پرونده نشان داد که این‌طور نبوده است و این حرف دروغی بی‌شرمانه و چرت‌وپرت است و ما مطلقا بی‌گناه بودیم: «این‌ها به همان سیستم کار هیئتی، کار اطلاعاتی می‌کنند. متهمان پرونده به دلایل عجیب‌وغریبی بازداشت شده بودند؛ مثلا یکی را از شمال گرفتند چون حاضر نبود زمینش را به وزارت اطلاعات بفروشد، این‌ها به خود من می‌گفتند اگر از کسی بدت می‌آید اسمش را به ما بده و یک شماره تلفن تا بیاوریمش اینجا. همه آن‌هایی که گرفتار بودند همین‌جوری بازداشت و متهم شده بودند. سرنخ چه کشکی است، چه تور اطلاعاتی؟ این‌ها تنها یک سند، یک عکس، یک ایمیل، یک تلفن، یک تماس از این جمع نشان دهند که ما کیس مناسبی برای بازداشت بودیم. من دارم فکر می‌کنم همین صادقی هم زیر فشار است چون در بخشی تبلیغاتی برای همین ویدیوی گفتگو می‌گوید من متهمان را دیده‌ام و بغض می‌کند.»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید هیچ سند و مدرک سرنخی وجود نداشت چون آنان کاری نکرده بودند که به این پرونده هیچ ربطی داشته باشند: «اگر مدرک یا سرنخی بود طبعا نیازی نبود ما را شکنجه کنند تا دروغ‌هایشان را تکرار کنیم مدرک را در دادگاه ارایه می‌دادند و ما به‌راحتی و بر اساس منطق عقل سلیم محکوم می‌شدیم. قاضی شهریاری خودش اواخر دوره بازداشت به ما گفت شما را یک ماه دیگر نگه می‌دارم و به اطلاعات گفته‌ایم یا مدرکی دال بر گناهکاری این‌ها ارایه بدهید یا این‌ها را آزاد می‌کنیم. اگر مدرکی داشتند ارایه می‌دادند.»

محمود صادقی می‌گوید مساله دست داشتن متهمان در این ترورها در دولت قبلی هم محل اختلاف بوده است. تردید بوده، کارشناسان دو دسته بودند: یک دسته می‌گفتند آن‌ها هستند، یک دسته می‌گفتند آن‌ها نیستند. به گفته آقای صادقی، وزیر اطلاعات به او گفته است در دولت روحانی تا پایان مرداد ۱۳۹۳ همه را آزاد می‌کنند: «همه این‌ها را بررسی کردیم، دستگاه قضایی باید متقاعد می‌شد که این‌ها واقعا بی‌گناه هستند. درواقع متقاعد کردن آن‌ها هم زمان می‌برد.»

نادر می‌گوید: «این دستگاه قضایی بود که از سیستم امنیتی می‌خواست مدرکی ارایه بدهد که نشان بدهد ما گناهکار هستیم و برعکس حرف‌های وزیر اطلاعات، این اطلاعات بود که اصرار داشت دست‌کم ما ۵ نفر آخر را کاملا بی‌گناه و بی‌هیچ مدرک و دلیلی اعدام کنند تا به قول خودشان دل خانواده شهدا را راضی کنند.»

محمود صادقی در ادامه صحبت‌هایش به «معین» نامی اشاره می‌کند که به گفته او معاون فعلی وزارت و پیش‌تر قایم‌مقام وزیر بوده است: «آقای معین مورد اعتماد کامل وزیر و آدم بسیار حرفه‌ای و باتقوا، کاربلد و وارستگی اخلاقی دارد پرونده را در دست گرفته، کارشناسی کرده، نظر گرفته، دقیقا در پرونده‌ها بازنگری کرده و قاطع به این نتیجه رسیده این افراد متهم نیستند و درواقع دستگاه امنیتی ما فریب خورده است.»

اما این آقای معین که محمود صادقی چنین با مبالغه در مورد باتقوا بودن و وارستگی اخلاقی‌اش می‌گوید کسی است که به گفته مازیار ابراهیمی در زندان به ملاقات آن‌ها می‌رود با علم به بی‌گناهی متهمان به آن‌ها می‌گوید فعلا برای حفظ آبروی نظام باید در زندان بمانند: «معین به ما گفت ما می‌دانیم شما بی‌گناه هستید اما برای حفظ آبروی نظام آزاد نمی‌شوید. پرسیدم یعنی چی؟ گفت شما اگر الان از اینجا بیرون بروی و موبایلت را روشن کنی اولین کسی بهت زنگ می‌زند بی‌بی‌سی است. او می‌گفت نباید خطای چند نفر را به پای همه بنویسید.»

محمود صادقی می‌گوید در جلسه با مقامات اطلاعاتی در کمیسیون مجلس به او گفته‌اند این شائبه وجود دارد ماموران اطلاعاتی را همان کسانی فریب داده باشند که این ترورها را کرده‌اند: «هنوز دستگاه اطلاعاتی می‌گوید ترورها کار موساد بوده و احتمالا فریب‌ها هم کار موساد بوده است. در ادامه این پروژه در انحرافش هم موساد نقش داشته است. این‌ها جزو قسمت‌های حساس پرونده است که باید باز شود. ممکن است بخشی از این را نشود به‌صورت علنی مطرح کرد.»

نادر نوری‌کهن در واکنش به این صحبت‌ها می‌گوید این‌ها چطور فریب موساد را خورده‌اند: «چرا این‌ها همه خرابکاری‌ها و جنایت‌های خود را به موساد نسبت می‌دهند؟ ما آدم‌های عادی بودیم که نمی‌توانستیم به هیچ جایی وصل شویم و حتی اگر فریبی هم در کار باشد ما کسانی مناسب برای این پروژه فریب نبودیم چون اصلا کاره‌ای نبودیم و دسترسی و روابطی نداشتیم.»

مازیار ابراهیمی می‌گوید این‌که بازداشت و متهم کردن و شکنجه کردن و بردن ما پای اعدام ناشی از نقشه و نفوذ موساد بوده است یعنی «برادران عربیون و {…} که برای متهم کردن من داستان‌سرایی کردند و یا داماد سپاهی نادر نوری‌کهن که برای او پاپوش دوخت همکار و کارمند موساد هستند و البته کسانی دیگر داخل اطلاعات و خارج از آن در استان‌ها مختلف کشور که آن ۱۰۰ نفر دیگر را هم گرفتار کردند. این حرف در عین احمقانه بودن خیلی مطالب را آشکار می‌کند. مثل این‌که چرا با این به ادعای خودشان ماموران موساد برخورد قانونی نکرده‌اند؟ چرا این‌ها محاکمه نشده‌اند؟»

محمود صادقی در گفتگویش با اعتماد آنلاین به این پرسش هم پاسخ می‌دهد که اگر افرادی که به‌عنوان متهم بازداشت شدند و حالا آزاد شدند در ماجرای ترور نقشی نداشتند چرا وقتی دستگیر شدند ترور تمام شد؟ به گفته آقای صادقی، یکی از همراهان آقای علوی به او گفته است آن‌ها یک تور اطلاعاتی پهن کرده‌اند: «عده‌ای بازداشت شدند و بعد وقتی بازداشت شدند، ترور خوابید! پس معلوم است که این افراد نقش داشتند.»

آقای ابراهیمی می‌گوید ماموران امنیتی متهمان را که همه افرادی غیرسیاسی و شهروندان معمولی فاقد سابقه فعالیت خاصی بودند اصلا نمی‌شناختند، این چه توری است که فله‌ای آدم می‌گیرد: «در هنگام بازداشت «بهزاد عبدلی»، فردی را که همراه او بوده بازداشت می‌کنند و وقتی اسمش را می‌برند، بهزاد می‌گوید من بهزاد عبدلی هستم اشتباهی گرفته‌اید! این‌ها کدام حرفشان درست است؟ ارزیابی صحبت‌ها و عملکرد وزارت اطلاعات نشان می‌دهد صحبت‌ها و ادعاهایشان اصلا قابل‌اعتماد نیست و دروغ می‌گویند.»

محمود صادقی در پایان گفتگویش به مساله پرداخت خسارت به متهمان هم اشاره می‌کند و می‌گوید طبق اصل ۱۷۱ و سایر موازین قانونی باید غرامات کامل به متهمان این پرونده داده شود و مسوولان هم اعلام آمادگی کرده‌اند که اگر این متهمان مطالبه کنند و مستند بدهند، آن‌ها حاضر هستند کامل خسارت پرداخت کنند.

مازیار ابراهیمی می‌گوید من مطمئن نیستم این ادعای اعلام آمادگی برای جبران خسارات صادقانه باشد: «یعنی چی اگر فرد مطالبه کند این‌ها آماده جبران خسارت هستند. خودشان که اسم‌ورسم و راه تماس با ما را دارند و می‌دانند چه ستمی بر ما کرده‌اند و می‌توانند اقدام کنند. خودشان از آنچه بر سر ما آوردند فیلم و مدرک دارند چه مدرکی از ما می‌خواهند؟»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید وکلا در ایران نمی‌توانند پیگیر کار آن‌ها باشند: «گیرم وکیلی هم پیدا شد، من سند و مدرک شکنجه‌هایی که شده‌ام، آسیب‌هایی که دیده‌ام، زندگی که ازدست‌داده‌ام را از کجا بیاورم؟ سند و مدرک نزد خودشان است، خودشان خوب می‌دانند چه بلایی سر ما آورده‌اند و آمار همه شکنجه‌ها یا به قول خودشان تعزیرها و انفرادی‌های و روزهای زندان ما را دارند.»

No responses yet

Oct 24 2019

صیدی که ممکن است در گلوی صیاد گیر کند؛ ادامه افشاگری‌ها علیه حسین طائب

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

ایران‌وایر: سازمان اطلاعات سپاه با اعلام خبر بازداشت روح‌الله زم، احساس پیروزی می‌کند، اما این پرونده سازمان مذکور را در شرایط ویژه و پیچیده‌ای قرار داده است.

بسیاری در داخل ایران در مظان همکاری با روح‌الله زم قرار دارند؛ جنس و محتوای اسنادی که کانال «آمد‌نیوز» در چند سال اخیر منتشر می‌‌کرد، نشان می‌دهد احتمال همکاری طیف گسترده‌ای از نهاد‌های ریز و درشت حاکمیتی و حکومتی با آمدنیوز و روح‌الله زم بالاست.

سازمان اطلاعات سپاه امیدوار است بر پایه اعترافات زم بتواند با بسیاری از مقام‌ها، افراد و جریان‌ها تسویه حساب کند.

اما این تنها یک بعد قضیه است، در صورتی که زم اعتراف کند از سازمان اطلاعات سپاه تا قوه قضائیه و بیت رهبری و نهاد‌های حاکمیتی همکارانی داشته و از طریق آنها به برخی اسناد طبقه‌بندی شده دسترسی داشته، آن‌وقت آنچه که در درجه اول زیر سئوال می‌رود «کارآمدی» سازمانی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده است؛ سازمان اطلاعات سپاه.

حسین طائب؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه غیر از ناکارآمدی در پرونده زم با بحران دیگری روبرو و دست به گریبان هستند؛ آن‌هم واکنش یا مقابله به مثل جریان‌ها، مقام‌‌ها و افرادی است که زم تحت فشار سازمان اطلاعات سپاه نام آنها را به عنوان همکار یا رابط فاش کرده است.

محمدحسین رستمی، مدیر سایت «عماریون» در حال حاضر تنها فردی است که تاکنون زم درباره همکاری او با کانال «آمد‌نیوز» اعترافاتی داشته است، سخنانی که با واکنش تند رستمی هم مواجه شده است.

محمدحسین رستمی از سال ۱۳۹۶ به اتهام جاسوسی برای اسرائیل از طریق کانال «آمد‌نیوز» در زندان است و طی این سال‌ها این اتهام را رد کرده است.

رستمی در تازه‌ترین دفاعیات خود از زندان اوین، دو فایل صوتی منتشر کرده و حسین طائب را به باد انتقاد و تهدید به افشاگری کرده است.

او اتهام همکاری با «آمد‌نیوز» را رد کرده و در عین حال حدود ۳۲ اتهام یا داده علیه طائب بر زبان آورده و هشدار داده که در آینده درباره این جزئیات بیشتر سخن خواهد گفت.

مدیر سایت «عماریون» همچنین علت بازداشت خود را حمل «سلاح گرم» عنوان کرده و گفته به این خاطر در زندان است که حاضر به همکاری با طائب برای پرونده‌سازی علیه علی فدوی نشده است.

علی فدوی در حال حاضر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران است و زمانی که رستمی زندانی شد، فرمانده نیروی دریایی سپاه بود.

رستمی در این قایل‌های صوتی اتهامات متعدد دیگری متوجه حسین طائب کرده و از او خواسته درباره آنها توضیح ارائه دهد.

سوابق و هویت واقعی حسین طائب، پرونده محیط زیستی‌ها، علت مرگ کاووس سید امامی، پرونده هلدینگ یاس، ماجرای سپاه بدر، استخدام اخراجی‌های وزارت اطلاعات، پرونده محمد سرافراز، ماجرای نرم‌افراز سروش، پرونده دوتابعیتی‌ها و همکاری با رسول‌ دانیال‌زاده از جمله پرسش‌های رستمی از طائب است که وی از این مقام اطلاعات سپاه خواسته درباره آنها توضیح ارائه دهد.

این پرسش‌ها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم چند ماه پیش نیز رضا گلپور، همکار سایت «عماریون» در شش فایل صوتی که از زندان اوین به بیرون داده بود، بخش قابل توجهی از آنها را هم مطرح کرده بود.

گلپور هم هم‌چون رستمی از سوی سازمان اطلاعات سپاه به جاسوسی برای اسرائیل متهم شده است و در این فایل‌های صوتی این اتهام را رد کرده و گفته حسین طائب علیه او پرونده‌سازی کرده است.

گلپور همچنین حسین طائب را به انواع فساد مالی و اخلاقی و سوء‌استفاده از مقام و موقعیت خود متهم کرده و از او خواسته درباره این اتهامات توضیح ارائه کند.

حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم از دیگر زندانیانی است که طی این سال‌ها حملات تندی متوجه طائب کرده و این مقام امنیتی را فردی فاسد معرفی کرده است.

بقایی سال ۱۳۹۶ با انتشار نامه‌ای اعلام کرده بود که حسین طائب در زمان احمدی‌نژاد مبلغ ۱۰ میلیارد تومان از نهاد ریاست جمهوری گرفته و هیچ گزارشی هم درباره نحوه هزینه‌کرد آن ارائه نکرده است.

اسفندیار رحیم مشایی دیگر یار احمدی‌نژاد است که از منتقدان سرسخت طائب شناخته می‌شود و پیش‌تر اعلام کرده بود که حسین طائب سال ۱۳۸۴ تمایل داشت وزیر اطلاعات شود، اما محمود احمدی‌نژاد با چنین انتصابی مخالفت کرد.

محمود احمدی نژاد، رئیس دولت‌های نهم و دهم از دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی است که سال ۱۳۹۷ به صراحت گفته که حسین طائب «تعادل روانی» ندارد و «پرونده‌ساز» است.

محمد سرافراز، رئیس سابق صدا و سیما یکی دیگر از مقام‌های سابق جمهوری اسلامی است که همین چند ماه پیش با انتشار کتابی اتهاماتی متوجه حسین طائب کرد.

سرافراز در کتاب خود نوشته که حسین طائب و جمال‌الدین‌ آبرومند معاون وقت هماهنگی سپاه، قصد مشارکت در مزایده‌های صداوسیما داشته‌اند و مسعود مهردادی هم به نمایندگی از این افراد در جلسات مرتبط با مزایده‌ها شرکت کرده است.

در جریان این مزایده‌ها که زمستان ۱۳۹۴ برگزار شد، بانک توسعه تعاون، وابسته به وزارت کار برنده شد ولی به با دخالت سازمان اطلاعات سپاه و دستور علی ربیعی وزیر پیشین کار، بانک توسعه تعاون انصراف می‌دهد و مزایده شکست می‌خورد.

سرافراز گفته که ربیعی، «دوست و همکار طائب» است و در جریان برخورد با او، وزارت اطلاعات دولت روحانی نیز با سازمان اطلاعات سپاه هماهنگ بوده است.

تا این‌جای کار دست‌کم شش نفر درباره حسین طائب دست به افشاگری زده و تعدادی از آنها نیز او را متهم به «فساد» و «ناکارآمدی» کرده‌اند.

از میان این شش نفر تنها محمود احمدی‌نژاد و محمد سرافراز زندانی نشده‌اند و مابقی یا در زندان هستند و یا در مرخصی از زندان بسر می‌برند.

شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس سابق سازمان صدا و سیما را هم باید به این فهرست اضافه کرده که طی ماه‌های اخیر افشاگری‌های متعددی علیه طائب داشته و در حال حاضر خارج ایران زندگی می‌کند.

هنوز از سرنوشت این افشاگری‌ها خبری نیست و مشخص نیست که آیا نهاد و سازمانی تصمیم گرفته این مطالب را پیگیری کند یا نه؟ اما در صورتی که نام افراد دیگری در پرونده زم به میان بیاید، هیچ بعید نیست به تعداد افرادی که علیه طائب دست به افشاگری‌های مشابهی زده‌اند، افزوده شود.

بازداشت روح‌‌الله زم شاید برای حسین طائب یک پیروزی و یک طعمه برای به دام انداختن مخالفان، منتقدان یا رقبای شخصی و تشکیلاتی‌اش باشد، اما همین طعمه می‌تواند در گلوی صیادش هم گیر کند.

مطالب مرتبط:

نهادهای اطلاعاتی و امنیتی سپاه و زیرمجموعه های آن

جزئیات تازه از پرونده روح‌الله زم در گفت و گو با وکیل او

اعترافات زم از محافظه‌کاران شروع شد؛ این مدافع حرم کیست؟

ماجرای رضا گلپور و پرونده نفوذ اسراییل در سپاه

رضا گلپوراز نویسندگان وب سایت عماریون، بازداشت شد

فساد در قوه قضائیه به روایت رضا گلپور

مهسا رازانی: جمهوری اسلامی، همسرم روح‌الله زم را از بغداد ربود

روح‌‏الله زم: جمهوری اسلامی به ما نفوذ نکرد، ما به جمهوری اسلامی نفوذ کردیم

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .