اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عوامفریبی'

May 26 2019

انتقادها از محمد خاتمی برای طرح مفهوم «فدرالیسم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: خاتمی ملعون علیه که می‌بینه به آخر خط رسیده حالا تصمیم دارد ایران را تقسیم کند
تا در یک ملوک الوایفی آخوندی سهمی هم به او برسد

رادیوفردا: یک ابراز عقیده اخیر محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در دیدار با اعضای شورای اسلامی شهر تهران بحث برانگیز شده است.

محمد خاتمی روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در این دیدار گفته بود: «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، اما ما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم.»

بخش دوم این جمله محمد خاتمی که از اداره فدرالی به عنوان «مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی» نام برده، حساسیت بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان طیف‌های سیاسی مختلف ایران را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

این فعالان سیاسی در متنی انتقادی با عنوان «نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی»‌ نوشته‌اند: «هیچ کشور و دولتِ از پیش موجودی که ماهیتا واجد یک نظام سیاسی تک‌بافت ‌باشد، به کشوری فدرال مبدل نشده است؛ به استثنای مورد عراق که مولود مرزبندی‌های استعماری و سپس قربانی دیکتاتوری‌ بعثی و در پی آن هم مداخله خارجی گردید و البته اکنون هم این کشور به وضوح در معرض خطر فروپاشی از این بابت قرار گرفته است.»

آنها افزوده‌اند که «آقای خاتمی مشخصاً کشور بودن ایران را به عنوان یک اصل پیشینی در نظر ندارد و لذا تنها مانع فدرال شدن ایران را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌داند که اگر این مانع نبود، به زعم ایشان می‌توان فدرالیسم را برای کشوری کهن و یکپارچه‌ای چون ایران نیز تجویز کرد.»

امضاکنندگان همچنین افزوده‌اند، مشخص نیست که این ادعای آقای خاتمی مشخصاً مبتنی بر کدام یافته پژوهشی یا تجربه عملیاتی بوده است؛ همین‌طور با اشاره به مشکلات در زمینه فساد، اختلاس، سیاست خارجی، صنایع فرسوده، کاهش ارزش پول ملی، آزادیهای مدنی و سیاسی و تبعیض‌های ایدئولوژیک، مذهبی و جنسیتی، پرسیده اند که: «چگونه فدرالیسم می‌تواند چاره‌ای بر مشکلات عدیده‌ای که، به توصیف امضاکنندگان، آقایان برای کشور ایجاد کرده‌اند، باشد؟»

بیانیه یادشده همچنین هشدار می‌دهد که این‌گونه گفته‌ها ایران را به خطر می‌اندازد، موجب پدیدار شدن گسست ملی شده، به توصیف امضاکنندگان حتی موجب پیدایش جنگ‌های داخلی و قومیتی خواهد بود.

همزمان با این بیانیه، جواد طباطبایی استاد علوم سیاسی در دانشگاه‌ها و مدارس آموزش عالی ایران، و صاحب تألیفاتی در زمینه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، که مدتی است ساکن واشینگتن شده است، با نوشتن نامه‌ای خطاب به محمد خاتمی که در شبکه اجتماعی تلگرام منتشر شده، صلاحیت محمد خاتمی و اعضای شورای شهر را برای طرح چنین بحث‌هایی زیر سؤال برده و از او خواسته است آنچه را «مصالح عالی کشور» نامیده، فدای آن‌چه «منافع گروهی که آقای خاتمی رهبری آن را بر عهده دارد» نکند.

جواد طباطبایی گفته‌های محمد خاتمی را دارای تالی‌های فاسد دانسته، از او خواسته است که مبحث فدرالیسم و گفته‌های خود را محترمانه پس بگیرد و به اطرافیان خود هم توصیه کند وارد این مباحث نشوند.

نگرانی منتقدان به گفته آقای خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

چه شده است که آقای خاتمی درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

و نظر حامیان شکل‌گیری نظام فدرال در ایران درباره گفته های دو طرف چیست؟

اینها پرسش‌های اصلی برنامه زنده این هفته دیدگاه‌هاست از سه مهمان برنامه: تیرداد بنکدار یکی از نویسندگان متن و امضاکنندگان بیانیه انتقادی یادشده، کارشناس حقوق و علوم سیاسی در تهران؛ محمدصادق جوادی حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مشهد؛ و عبدالله مهتدی، از مؤسسان «حزب کومه‌له کردستان ایران» ساکن لندن.

آقای بنکدار با شما شروع کنیم. نگرانی امضاکنندگان بیانیه انتقاد از گفته‌های محمد خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

تیرداد بنکدار: در وهله نخست، آقای خاتمی مانند هر شخص دیگر می‌توانند نظری داشته باشند، نظرشان را به روشنی اظهار کنند، ولی جدای از این موضوع، ایشان پیش از این دارای یک سمت رسمی و در واقع عالی‌ترین سمت اجرایی کشور بوده‌اند. ایشان رئیس‌جمهور اسبق کشور هستند و این اظهارنظر ایشان، صرفا یک اظهارنظر شخصی نیست. یعنی ایشان مورد ارجاع و به زعم ما مورد سوءاستفاده کسانی که نظام فدرال را برای ایران تجویز می‌کنند، قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، آقای خاتمی واجد یک محبوبیت نسبی در جامعه ایران هستند، حالا ما هر موضع شخصی که نسبت به ایشان داشته باشیم، این حقیقتی کتمان ناپذیر است که بخش‌هایی از جامعه ایران، هرچند به باورشخصی بنده رو به کاهش، بخش قابل ملاحظه ای از جامعه ایران، گوش به سخنان ایشان دارند و اگر ایشان از فدرالیسم دفاع کنند، بسیاری ممکن است بی آن که اطلاعات دقیقی نسبت به فدرالیسم داشته باشند، تحت تأثیر فرمایش آقای خاتمی قرار بگیرند.

لذا با چند تن از دوستان قرار بر این گذاشتیم که به این اظهار نظر ایشان واکنشی نشان بدهیم و متنی را نوشتیم و با تعدادی از دوستانی ک هبا این موضوع همراه بودند، مطرح کردیم و اقدام به امضای این بیانیه کردیم.

بسیار خب، بگذارید پیش از آن که از آقای جوادی حصار نظرشان را بپرسم، این پرسش را با شما مطرح کنم که ابراز عقیده محمد خاتمی با این ملاحظه آغاز شده که به گفته او «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد» و بقیه حرف‌ها در دیدار با شورای شهر هم درباره مسائل جاری و عادی است. گمان می‌کنید حساسیت شما و دیگر امضاکنندگان بیانیه به اندازه و به جاست یا قدری این حرف را برجسته کرده‌اید؟

تیرداد بنکدار: نگاه ما به جا بوده. ولی تعدادی از دوستداران آقای خاتمی که تا این مدت [با آن ها] برخورد داشته ایم، معتقد بودند که ایشان نظرشان این نبوده و نمی‌خواسته اند فدرالیسم را تجویز کنند و بد بیان کرده‌اند.

من از جانب خودم، می‌توانم بگویم از نظر من خیلی دور از ذهن است که آقای خاتمی که به‌هرحال هشت سال رئیس جمهور کشور بوده‌اند و شخصیت فرهیخته‌ای دارند و اهل علم و معرفت هستد، بعید است ندانند فدرالیسم یعنی چه و آن را تجویز کنند.

همین موردی را هم که شما اشاره فرمودید که خودشان علم به این موضوع داشته‌اند که طرح این موضوع، مخالفت‌هایی و ناخوشایندی‌هایی دارد و با علم به این موضوع، فرموده‌اند فدرالیسم شرایط طرح آن [موجود] نیست ولی به زعم ایشان گزینه مناسبی است.

آقای جوادی حصار در نوشته ها و موضع‌گیری های قبلی جناح اصلاح‌طلب حکومت یا «خط امام» و «چپ اسلامی» واژه فدرالیسم برجسته نبوده. چه شده که حالا آقای خاتمی در دیدار با اعضای شورای شهر تهران درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

محمدصادق جوادی‌حصار: آن چیزی که خیلی اهمیت دارد و داشته، در نگاه چپ حکومت یا اصلاح طلبان امروز از بدو شکل گیری جمهوری اسلامی، گفتمان عدالت محور تقریبا شاه بیت همه نظریه‌ها و گفته‌هایشان بوده است.

در شرایط کنونی، فضا فضایی بوده که نمایندگان شورای شهر تهران به دیدن آقای خاتمی رفته بوده اند و آقای خاتمی اشاره می کند به گذشته شکل گیری شوراها و بیست سال مغفول ماندن مقوله شوراها در قانون اساسی، و می‌گوید این بخش در دوره اصلاحات زنده شد و به نمایش درآمد. به فواید امر شوراها می‌پردازد که می‌توانند به مطالبات مردم پاسخ بدهند. همان‌طور که در این سخن کاملا اشاره می‌کنند که مردم در مناطق برخلاف نظر دولت، در پی اداره منطقه توسط مدیران بومی هستند و دولت باید به این مسئله توجه کند، و اشاره مستقیم می کنند به انتخاب شهرداران محلی از سوی شوراهای شهر در شهرها و مناطق کشور.

بنابراین اگر ایشان به فدرالیسم اشاره می‌کنند، در واقع اشاره به فواید مترتب در مقوله رفتار فدراتیوی است و می‌خواهند بگویند در جامعه به نوعی توزیع عدالت خواهد شد و به نحوی به متقاعد کردن مردم و همراه کردن مردم با آرمان‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی منجر خواهد شد، نه به این معنا که پراکندگی ایجاد کند.

در این نگاه، قطعاً آقای خاتمی، همان‌طور که در ابتدای سخنش هم گفته، گفته شاید در این شرایط أصلا مناسب نباشد، شرایط کشور به گونه‌ای است که نیاز به همبستگی کامل داریم. ایشان کاملا متوجه است که دارد به کدام نقطه از فواید رفتارهای فدراتیوی انگشت می‌گذارد.

ممنون آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، نظر شما که نیم قرن است یک حزب منطقه‌ای و عمومی، کومه‌له را نمایندگی می‌کنید درباره گفته بحث‌برانگیز اخیر آقای خاتمی و انتقاد آقای بنکدار و دیگر امضاکنندگان بیانیه از طرفی، و پاسخ آقای جوادی حصار از طرف دیگر چیست؟

عبدالله مهتدی: بگذارید اول یک توضیحی بدهم. اسم حزبی که بنده نمایندگی اش را می کنم، حرب کومه‌له کردستان ایران است.

اما در مورد فدرالیسمی که آقای محمد خاتمی می‌گفتند، به عقیده من اعتراف به یک واقعیت بنیادی اجتماعی و فرهنگی در ایران است و به عقیده من، حقیقتی را در مورد جامعه ایران و تنوعات اِتنیکی [و قومیتی] آن اشاره کردند.

این نشان می‌دهد تا چه حد گفتمان فدرالیسم، گفتمان مشارکت در قدرت سیاسی، گفتمان عدم تمرکز ساختار دولت، و گفتمان اهمیت دادن به زبان‌های مادری آن‌قدر نیرومند است و در جامعه ایران واقعیتی ملموس و محسوس به شمار می رود که آقای خاتمی هم به آن اشاره کردند.

چون فدرالیسم غول بی‌شاخ و دمی نیست. فدرالیسم عبارت از مشارکت سیاسی است؛ عبارت از عدم تمرکزی است که اجازه تفویض اختیارات را به محل ها و مناطق می دهد؛ به زبان‌های مادری اهمیت می‌دهد و آموزش آن‌ها را در کنار آموزش زبان فارسی متداول می‌کند.

فدرالیسم در بخش قابل ملاحظه‌ای از کشورهای خیلی پیشرفته دنیا متداول است، آسمان هم زمین نیامده، بر عکس دیدگاه ناسیونالیسم ایرانی افراط‌‌گرا، من معتقدم تامین این حقوق برای مردم ایران منجر به وحدت بیشتر می شود و هیچ مانعی هم نخواهد داشت.

ممنون آقای مهتدی. آقای بنکدار، حالا شما پاسخ می‌دهید به آقایان مهتدی و جوادی حصار، ولی بیانیه شما نظام فدرالیسم را برای کشورهایی مثل ایران نامناسب می داند. ضمن جواب، بفرمایید که مشاهده، استدلال و مبانی نظری اصلی این استنباط چیست؟

تیرداد بنکدار: بله، اتفاقا مسئله دیگری را مهمانانتان اشاره کردند.. ولی نکته‌ای که فکر می کنم به آن اشاره نشد، تلفیق عامدانه‌ دوستان بین فدرالیسم و تمرکززدایی است. شاید هم عامدانه نباشد و دوستان واقعا مطلع نیستند.

در هر حال، ما در ابتدای متن بیانیه هم اشاره کردیم. فدرالیسم، راهکار کشورسازی است. شما جز همان مورد استثنایی عراق، که ما هم اشاره کردیم و برشمردیم و پیدایش این کشور ناشی از نقشه‌کشی‌های استعماری بوده و بعدش وقایعی که اتفاق افتاد و دیکتاتوری بعثی و حمله‌های خارجی و انتظامی که به عراق تحمیل شد و همین امروز، عراق در معرض فروپاشی است، یا نمونه استثنائی دیگری حتی در اروپا که بلژیک است که قبلاً یک دولت تک‌بافت بوده و بعد فدرال شده و اگر خارج از قاره اروپا بود حتماً تا به امروز چندپاره می شد، [مورد با ثبات دیگری را نمی بینید].

موضوع همین است، که فدرالیسم در دو حالت ایجاد می‌شود: یکی واحدهای جغرافیایی که دارای منافع همسان با هم هستند ولی تجربه تشکیل دولت ملی نداشته‌اند، این‌ها در چارچوب یک نظام فدرال با هم تشکیل دولت ملی داده‌اند. نمونه بارزی که می شود به آن اشاره کرد، آلمان است که امپراتوری پروس با امیرنشین‌های آلمانی متحد شدند و گروه فدرال آلمان و در حال حاضر جمهوری را تاسیس کردند.

حالت دوم، در مستعمره نشین‌هایی که در قاره‌های جدید بوده‌اند، مثلا آمریکای شمالی و جنوبی (در شمال: آمریکا و کانادا، در جنوب: برزیل و کلمبیا و آرژانتین و این‌ها)، یا مثلا استرالیا در قاره اقیانوسیه، این‌ها مستعمره‌نشین‌های وسیعی بوده‌اند که در بدو استقلال هم جمعیت قابل ملاحظه‌ای نداشته اند، همسانی فرهنگی هم داشته‌اند. این‌ها با هم یکپارچه می‌شدند و یک کشور فدرالی ایجاد می کردند.

غیر از این موارد استثنایی که در حال حاضر همه هم بحران‌زده هستند، هیچ کشوری را نمی‌شود سراغ گرفت که نظام سیاسی تک بافتی داشته و به سمت نظام فدرال برود.

مقصودتان از تک‌بافت چیست؟

تیرداد بنکدار: نظام بسیط و تک‌بافت. نظام غیرفدرال. نظامی که قدرت بافت سیاسی‌اش در مرکز است. ولی در چارچوب همین نظام تک‌بافت، بحث تمرکززدایی هم مطرح می شود.

یعنی معمولاً در وهله اول که دولت‌های ملی شکل می‌گیرند، این نظام‌های تک بافت، تمرکزگرا هستند و تمام سیاست‌های کلان کشوری در پایتخت و در هیئت دولت تبیین و اجرایی می‌شوند.

ولی بعد که این دولت ملی انسجام خودش را پیدا می‌کند، وارد پروسه تمرکززدایی هم می‌شود. ما در ایران هم این را داستان را تجربه کرده ایم. در ایران، دوره رضاشاه پهلوی، به نوعی دوره‌ای است که دولت‌سازی مدرن در ایران شکل می‌گیرد، تمرکزگرایی دوره رضاشاهی هم به عنوان پیامد قوی این پروسه، اجرایی می شود.

ولی از همان أواخر دهه۴۰ به این طرف، تمام مدت بین تمام دولتمردان صحبتش شده و بحث تمرکززدایی مطرح شده. پیش از انقلاب، آمدند و اختیارات استانداران را افزایش دادند و گام‌هایی برداشته شد.

بسیارخب، من به این نتیجه رسیدم که شما با تمرکززدایی موافقید و می‌گویید می شود به صورت استانی باشد، همان‌طور که در تاریخ ایران هم…

تیرداد بنکدار: بله بله، پس از انقلاب بنا بر شرایط ویژه، ده تا پانزده سالی، یا در واقع بیست سالی این روند متوقف شد و تمرکزگرایی انقلابی ایجاد شد، ولی از همان دوره آقای خاتمی و این‌ها، بحث‌های تمرکززدایی مطرح شد و شروع به کارهایی کردند که اگر فرصتی بود، در این مورد هم صحبت می‌کنیم.

پس با تمرکززدایی موافقید ولی می گویید شکلش باید خاص ایران و مناسب تک بافت باشد؟

تیرداد بنکدار: بله دقیقاً.

آقای جوادی حصار، نظر شما [و اصلاح‌طلبان درباره استدلالات و مشاهدات و مبانی نظری انتقادی درباره نامنطبق بودن نظام فدارل برای ایران، به عنوان کشوری که به باور امضاکنندگان، مرزها و تقسیم بندی‌های استانی‌اش زاییده تاریخ است و نه تقسیم بندی‌های جغرافیایی پسااستعماری، چیست]؟

محمدصادق جوادی‌حصار: این صحبت‌ها نه کاملا قابل رد است و نه کاملا قابل اثبات.

ببینید، در دوران های دیرینه، یعنی از دوره هخامنشیان و ساسانیان به این طرف، کشور به صورت یکپارچه، امپراتوری بوده ولی امرای محلی کاملا منطقه را با سلایق و طبق نیازهای منطقه‌ای اداره می کردند. همین‌طور که بیاییم جلو تا الان، تا همین قبل از دوره پهلوی، در دوره قاجار مثلا ولیعهد در آذربایجان، فقط نماینده دولت مرکزی بوده و آن‌جا را [متناسب] با نیازهای آن‌جا اداره می کرده.

در شرق ایران یعنی هرات و افعانستان، حکومتی که نمایندگی ایران را داشته کاملاً به صورت خودمختار عمل می‌کرده اند. در جنوب ایران همین‌طور. اصلا خیلی از شاهان [بر سر کار] می آمدند، یکی از کارهایشان سرکوب امرای محلی و منطقه‌ای بوده. یعنی این طور که [آقای بنکدار] اشاره می فرمایند، از نظر من، یک کمی یکپارچگی فرهنگی ایران را تایید می کنم ولی این که نیازهای منطقه‌ای و بومی در تمام طول تاریخ ایران اقتضائات خودش را داشته و امرای محلی با اختیارات خودشان در آن محلات زندگی می کردند و فقط خراج دولت مرکزی را می‌فرستادند، این را به نظرم هیچ تاریخ‌دانی در ایران نمی‌تواند انکار کند.

اما یک مسئله هست، و آن این که الان یک خلط مبحث صورت می‌گیرد، آقای خاتمی به هیچ روی در پی گسست ایران در طرح فدراتیو نبوده، بلکه در پی توزیع عادلانه قدرت در کشور و مدیریت عالی دولت مرکزی در اقصی نقاط کشور بوده. از صحبت هایش چنین چیزی بر‌می‌آید.

من چنین استنباطی ندارم که آقای خاتمی می خواهد بگوید مثلا کردستان برای خودش، سیستان و بلوچستان برای خودش، آذربایجان برای خودش… چنین چیزی از کجای حرف آقای خاتمی در می‌آید؟

ممنونم آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، آیا راهی برای پیشبرد برنامه عدم تمرکز هست که مثل طرح فدرالیسم، موجب اصطکاک [میان برخی اعضای] احزاب منطقه‌ای و قومی، از جمله کومه‌له با ملیون، ایران‌گرایان، جمهوری‌خواهان، شاه‌دوستان، مشروطه‌خواهان، و طیفی از چپ دموکرات و مستقلی که نظام فدرال را برای ایران مضر تشخیص می‌دهند، نشود؟

عبدالله مهتدی: آخر فقط مسئله این نیست که جوری حقوق قومیت‌های ایران از جمله کردها و غیره طوری تأمین بشود که موجب ناراحتی خاطر بعضی از دوستان نشود. بایستی اصولی حاکم باشد و حقوق مردم رعایت بشود.

به نظر من… اگر در بین خیلی از کشورها، ایران را در نظر بگیریم، اتفاقا کشوری است که فوق‌العاده مستعد است برای طرح فدرالی و طرح عدم تمرکز و مشابه این‌ها. چرا؟ برای این‌که آقای جوادی حصار هم اشاره کردند که از گذشته دور و امپراتوری‌های دوره باستان ایران هیچ‌وقت آن چیزی نبوده که به نام نظام تک‌بافت این‌‌جا مطرح شد. هیچ‌وقت نظام تک‌بافتی نبوده. این پدیده محصول صدساله اخیر است و اتفاقا به نتیجه نرسیده است و نخواهد رسید.

ایران در گذشته ساتراپ‌نشین بوده و در دوره سده‌های میانه هم امیرنشین‌ها و حکومت‌های مختلفی وجود داشته‌اند. حتی تا دوره قاجاریه ممالک محروسه ایران خوانده می‌شده.

تلاش برای آن چیزی که نظام تک‌بافتی نامیده می‌شود، به نظر من تلاشی است برای تداوم استبداد، این بار به شکل ایدئولوژیک اسلامی در شکل ناسیونالیسم، و این به نظر من برخلاف نیت یا خواست گویندگان آن به ایران و ملت ایران هیچ کمکی نخواهد کرد.

ممنون آقای مهتدی. یک فرصت دیگر بدهیم به آقای بنکدار، به دلیل این‌که دو نفر دیگر در این بحث نظراتشان با هم چندان تمایز پیدا نکرد. آقای بنکدار، نکته آخرتان را بگویید.

تیرداد بنکدار: من خیلی چیزها می‌خواستم بگویم ولی فرصت کم است. اینکه دوستان می‌گویند در تاریخ ایران چطوری بوده، این حرف‌ها اولاً غلط است و این تعمیم‌های کلی را نمی‌شود در مورد مناسبات قدرت در ایران داد. در ایران دوره ساسانیان، ما شاید سه الگوی حکمرانی داشته باشیم که…

بسیار خب، وقت میزگرد تمام شد. پس در وقت دیگری یک بحث دیگر به همین موضوع اختصاص می دهیم.

No responses yet

May 25 2019

عمامزاده برقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر


تلگرام خبرفوری: باورتون میشه این یه دستگاه شمع برقی و تلاوت پولی قرآن هست دم امامزاده‌ها

تو این دستگاه پول میندازی شمع روشن می‌کنه روضه و زیارت نامه هم می‌خونه، فعلا هم خرابه!!!

Comments Off on عمامزاده برقی

May 23 2019

چرا خامنه‌ای مرتباً از برجام شانه خالی می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه اول خرداد در دیدار با گروهی از دانشجویان گفته است «آن طوری که به برجام عمل شد»، «خیلی اعتقادی» ندارد و «بارها هم به رئيس‌جمهور و وزیر خارجه گفتیم و تذکر دادیم».

این نخستین بار نیست که علی خامنه‌ای سعی می‌کند از مسئولیت برجام شانه خالی کند. این اظهار نظرهای مکرر درباره برجام در حالی است که او در پنج مقطع مهم نقش اصلی را ایفا کرده است.

اولین مقطع مربوط به شروع مذاکرات محرمانه است. علی‌اکبر صالحی، وزیر امورخارجه دولت احمدی‌نژاد، در کتاب خاطراتش نوشته است که پس از دریافت نامه عمانی‌ها برای مذاکره محرمانه با ایران، نامه را از طریق علی اصغر حجازی، معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر به علی خامنه‌ای رسانده و سپس در جلسه‌ای با حضور رهبر شرکت کرده، « آقای محمدی گلپایگانی [رئیس دفتر خامنه‌ای] و جناب آقای حجازی نیز در جلسه حضور داشتند … [گفتند مذاکره] می‌تواند مضرات زیادی داشته باشد … عرض کردم حضرت آقا اجازه بدهید برای اتمام حجت هم که شده این کار را امتحان کنیم… فرمودند اگر برای اتمام حجت است اشکال ندارد».

آیت‌الله خامنه‌ای ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ در یک سخنرانی عمومی گفت «خام» شده و سخن صالحی را قبول کرده ولی اعتراف به اشتباه، تغییری در نتیجه ایجاد نمی‌کند.

نخستین سنگ بنای این مذاکرات با مجوز شخص رهبر جمهوری اسلامی شروع شده است.

مذاکرات محرمانه هسته‌ای در اسفند ۱۳۹۱ با دستور شخص خامنه‌ای به طور موقت متوقف می‌شود ولی به اندازه کافی پیش رفته بود. در این مقطع، برخی از اعضای شورای عالی امنیت ملی مانند حسن روحانی هم در جریان روند مذاکره نبوده‌اند.

علی اکبر صالحی در گفت‌وگویی که ۱۴مرداد ۱۳۹۴ در روزنامه «ایران» منتشر شد، می‌گوید: «بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باورپذیر نبود».

دومین جایی که رهبر جمهوری اسلامی مذاکرات را به جلو هل داد، ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ بود که تعبیر «نرمش قهرمانانه» را به کار برد. این تعبیر یک پیام قوی و پشتیبان دیپلمات‌های ایران برای پیشبرد روند مذاکرات بود.

سومین نقطه اما مذاکره وزرای امور خارجه ایران و آمریکا بود. به روایت علی‌اکبر صالحی در کتاب خاطراتش، در شروع مذاکرات، خامنه‌ای شرط کرده بود که «مذاکرات به سطح وزیر امور خارجه نرسد»، ولی با مجوز او، محمدجواد ظریف با جان‌ کری دیدار کرد. مجوزی که حالا رهبر جمهوری اسلامی آن را یک اشتباه خود می‌داند.

چهارمین نقطه اما ۲۰ مهر ۱۳۹۴ رقم خورد. به روایت مهدی کوچک‌زاده، نماینده مجلس نهم، شب ۲۰ مهر ۱۳۹۴ در جلسه‌ای با حضور علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی لاریجانی، رئيس مجلس و علی اصغر حجازی، معاون امنیتی-سیاسی دفتر رهبر، «تصمیم گرفته شد که طرح [برجام] تصویب شود».

وزارت امور خارجه ایران همان زمان اعلام کرد که از چنین جلسه‌ای خبر نداشته و برخی چهره‌های مخالف تصویب برجام در مجلس، دخالت حجازی را «خودسرانه» خواندند ولی دو روز بعد، دفتر رهبر جمهوری اسلامی بیانیه داد و گفت اعضای دفتر رهبر «نقش مستقل» نداشتند. معنای این عبارت روشن بود، معاون دفتر رهبر، پیام خامنه‌ای برای تایید و تصویب برجام در مجلس را رسانده بود.

در جلسه مجلس برای تصویب برجام نیز مهدی کوچک‌زاده به علی لاریجانی اعتراض کرد که چرا اجازه طرح پیشنهادات را نمی‌دهد، لاریجانی پاسخ داد: «کشور تصمیم گرفته که پیشنهادات مطرح نشود». کوچک‌زاده از لاریجانی پرسید که «کشور به‌ عنوان مرجع جدید کیست؟»، لاریجانی گفت: «همانی که خودت می‌دانی». این دیالوگ کوتاه نیز به خوبی نشان می‌داد که نقش اصلی در نهایی‌شدن فرایند تصویب برجام را شخص رهبر بازی کرده است.

پنجمین و آخرین گام اما ۲۹ مهر ۱۳۹۴ رقم خورد که رهبر جمهوری اسلامی در نامه‌اش به حسن روحانی، «مصوبه‌ جلسه ۶۳۴ مورخ ۱۳۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی» را تایید کرد. این مصوبه در واقع پذیرش برجام از سوی جمهوری اسلامی بود.

او در همان زمان ضمنن تایید برجام، شروط ۹ گانه‌ای را در نامه‌ای به حسن روحانی ابلاغ کرد ولی این شروط ۹ گانه مربوط به «اجرای برجام» بود، نه تصویب برجام. این در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود در جمع دانشجویان گفته است: «در آن نامه شرایطی ذکر شده که در آن صورت، تصویب می‌شود».

این جمله، تحریف آشکار همان نامه مدنظر رهبر است که پس از تصویب برجام توسط شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و در راستای اجرای برجام نوشته شد.

اما خامنه‌ای علاوه بر این شروط، در طول مذاکرات شروطی را به عنوان خطوط قرمز تعیین کرد که به طور مداوم مورد استناد مخالفان برجام برای حمله به دیپلمات‌های ایرانی قرار می‌گرفت ولی نشریه خط‌ حزب‌الله، که توسط وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، در پیش‌شماره پنجمش که هفته اول مرداد ۱۳۹۴ منتشر شد، نوشت که خطوط قرمز «مانند مین عمل نمی‌کنند» و «ابزار رسیدن به هدف» یا «سپر حفظ منافع ملی» هستند و «حتی با حفظ همه آن خطوط هم دستیابی به هدفی که برای مذاکره معین‌شده صورت نگیرد».

این یادداشت که با اعتراض برخی از فعالان مجازی مواجه شد، نوعی نرم‌سازی و بی‌توجهی به خطوط قرمزی تعبیر شد که رهبر جمهوری اسلامی به طور مداوم روی آن تاکید داشت.

نکته تکمیلی اینکه به روایت همه اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران، علی خامنه‌ای در طول مذاکرات در جریان تمامی جزئیات قرار گرفته و قدمی بدون اجازه او برداشته نشده است.

او همچنین سال گذشته در توضیح اینکه چرا با وجود خروج آمریکا از برجام، آن را طبق وعده‌اش آتش نزده است، گفت به خاطر «مصلحت» این کار را نکرده است.

رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی روز اول خرداد حتی گفته که اگر شرایط مدنظرش «اجرا نشده، وظیفه رهبری نیست که وارد بشود». این جمله یعنی او در آینده هم مایل نیست که شخصا و به طور مستقیم وارد فرایندی مانند دستور به خروج از برجام شود، همان طور که از شجاعت پذیرش مسئولیت برجام برخوردار نیست.

روش خامنه‌ای در این زمینه که مرتب دبه می‌کند و سعی می‌کند مسئولیت را متوجه دولت روحانی کند تا سیمای خودش نزد حامیان کمتر خدشه‌دار شود و تعبیرهای او مانند خام شدن یا اشتباه کردن و راضی نبودن، می‌تواند در نهایت یک شبیه‌سازی و فضاسازی مانند «جام زهر» که خمینی برای پذیرش قطعنامه به کار برد را تداعی کند و برخی از حامیانش بگویند مانند همان دوران، دیگران جام را به رهبر دادند ولی خمینی در سال ۱۳۶۸ وقتی با اصرار هاشمی برای پذیرش مسئولیت قطعنامه ۵۹۸ مواجه شد، گفت خودش چنین مسئولیتی را می‌پذیرد.

خامنه‌ای حداقل در این زمینه مایل نیست «خمینی دیگر» باشد.

No responses yet

May 22 2019

افطار با شاعران، عکس با کتاب شاملو و حکم زندان برای نویسندگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر


ایران‌وایر: دیروزدر شرایطی علی خامنه‌ای با شاعران سر سفره افطار نشست که چند ساعت پیش‌تراز این مراسم، ۹۰۴ نفر از نویسندگان و شعرا در نامه‌ای خطاب به مسئولان اجرایی و قضایی کشور نسبت به صدور حکم زندان برای سه نویسنده عضو کانون نویسندگان ایران اعتراض کرده بودند.

بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، سه عضو کانون نویسندگان ایران به اتهامات «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» هر کدام به ۶ سال و در مجموع به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. خبری که در چند روز گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت وبسیاری از اهالی فرهنگ و ادب به آن واکنش نشان دادند اما در دیدار شاعران با رهبر جمهوری اسلامی اشاره‌ای به آن نشد.

شب گذشته در حالی علی خامنه‌ای مطابق سنت هر ساله با لبخند و نگاه‌ی پر از ذوق و شوق به اشعاری که در حضورش خوانده می‌شد گوش می‌داد که مراسم بزرگداشت برای یک شاعر و رفتن بر مزار او و دو نویسنده دیگر به عنوان مصداق اتهام این سه نویسنده در نظر گرفته شده است. ناصر زرافشان وکیل این سه نویسنده به «ایران وایر» می‌گوید: «عضویت در کانون نویسندگان ایران و فعالیت‌های صنفی، امضای بیانیه‌های کانون، برگزاری بزرگداشت برای احمد شاملو و رفتن به مزار او و مختاری و پوینده دونویسنده‌ای که جانشان را در راه آزادی و اندیشه نثار کردند، به عنوان مصداق اتهامی برای موکلانم در نظر گرفته شده است.»

او معتقد است که در پرونده موکلانش هیچ چیزی که بتوان به آن عنوان «جزایی» داد، وجود ندارد: « اولا کانون نویسندگان یک تشکیلات صنفی است و عضویت در آن مصداق هیچ اتهامی نیست چون به موجب مقررات صریح قانون اساسی تشکل‌های صنفی قانونی هستند. اصل ۲۶ قانون اساسی می‌گوید تشکل‌های صنفی آزاد هستند و هرکس مخل آن‌ها شود، مجرم است.»

به گفته ناصر زرافشان اتهام انتصابی و مصداق اتهام کاملا نادرست است: «یک اتهام موکلان من اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی کشور است. کلمه تبانی به معنی توطئه‌چینی پنهان است و این کلمه در ماده قانونی بی‌جا و بی منظور نیامدهو برای چنین اتهامی باید مصداق درست بیان شود اما مصداق آن را انتشار بیانیه و برگزاری بزرگداشت در نظر گرفته شده. یعنی توطئه پنهانی با انتشار بیانیه صورت گرفته. چنین چیزی ممکن است؟»

او این‌ها را در دادگاه توضیح داده اما به گفته او قاضی به جای این که بی‌طرف باشد و برمبنای آنچه در پرونده آمده، قضاوت کند از ابتدا با آن‌ها با تقابل برخورد کرده است. برای همین رفتن به دادگاه‌های انقلاب را کاری بیهوده می‌داند و به همکارانش توصیه می‌کند از حضور در دادگاه‌های انقلاب خودداری کنند: «شرکت در دادگاه‌های انقلاب کاری عبث است و فقط باعث تبدیل شدن ما به مهره‌های دادگاه‌های نمایشی است. جایی که آقایان میخواهند بگویند دادگاه وجود دارد و حق انتخاب وکیل هست از ما استفاده می‌کنند اما موقع احقاق حقوق موکلین کوچکترین اعتنایی به منطق نمی‌شود. بنابراین شرکت در این دادگاه‌ها کار بیهوده‌ای است من هم هیچگاه اعتقادی به این دادگاه‌ها نداشتم اما در هر صورت چون این سه نفر اعضای کانون نویسندگان بودند ناگزیر قبول وکالت کردم و رفتم اما به همکارانم توصیه می‌کنم در این دادگاه‌های نمایشی شرکت نکنند.»

این سه عضو کانون نویسندگان در حالی با مصداق اتهامی برگزاری مراسم بزرگداشت برای احمد شاملو شاعر، مترجم و روزنامه‌نگار محاکمه شدند که هنوز یک ماه هم از انتشار عکس علی خامنه‌ی در نمایشگاه کتاب تهران با کتاب شعر احمدشاملو نگذشته است و او حالا شاعران را به دیداری صمیمانه مهمان کرده است. ناصر زرافشان در این باره می‌گوید: «ما شاهد این نوع تضادها و بازی‌ها در این کشور بسیار هستیم واقعیت این است که در پرونده موکلان من هیچ جرمی وجود ندارد. شاملو هم شاعر آزادی است و شاید برای همین با او سر ستیز دارند مثل مختاری و پوینده که در راه آزادی بیان و اندیشه کشته شدند.» احمد شاملو، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری هر سه از اعضای کانون نویسندگان ایران بوده‌اند. زرافشان می‌گوید: « کانون یک تشکل صنفی است که محور اصلی فعالیت‌هایش آزادی اندیشه و بیان است و علی‌القاعده مرجع قدرت در تمامی تاریخ با آزادی اندیشه و بیان سرستیز داشته است.»

محمد جعفر پوینده و محمد مختاری در جریان قتل‌های زنجیره‌ای کشته شدند. در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، روشنفکران و برخی شخصیت‌های سیاسی و اجتماعیِ منتقد نظام جمهوری اسلامی در دههٔ هفتاد خورشیدی، در داخل و خارج از ایران، به قتل رسیدند.

وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بی‌سابقه‌ای، عوامل قتل‌ها را معدودی از همکاران کج‌اندیش و خودسر که آلت دست عوامل پنهان و مطامع بیگانگان شده‌اند نامید.این قتل‌ها زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و قربانعلی دری نجف‌آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) انجام شد.

احمد شاملو هم یکی از سیاسی‌ترین شاعران معاصر ایران است. بسیاری از روشنفکران به او لقب شاعر معترض می‌دادند. شاعری که از اولین تا اخرین اشعارش وضعیت جامعه‌اش را به نقد کشیده بود و آزادی و عدالت اجتماعی را مطالبه می‌کرد. فرقی نداشت زمان حکومت شاه است یا جمهوری اسلامی روی کار آمده است. او به هر آنچه با آزادی‌های فردی و عدالت در مغایرت بود، اعتراض می‌کرد. پس از انقلاب بارها به شکل علنی به جمهوری اسلامی انتقاد کرد. حتی در زمان برگزاری رفرندام و رای به جمهوری اسلامی در یکی از یادداشتی نوشت که به جمهوری اسلامی رای نمی‌دهد چرا که نمی‌داند منظور از آن چیست. او درباره این یادداشت،در یکی از سخنرانی‌هایش در کالیفرنیا هم توضیح داد.

شاملو رویکرد منتقدانه‌اش را تا اخر عمر حفط کرد شاید به همین دلیل است که هنوز برگزاری بزرگداشت برای او مصداق جرم در نظر گرفته می‌شود. تصویری که در اولین روز نمایشگاه کتاب ابتدا در سایت رهبری جمهوری اسلامی منتشر شد و بعد تمام سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی را در برگرفت. تصویر کتاب شاملو در دستان علی خامنه‌ای بود که آن را باز کرده بود و لبخند می‌زد. مشخص نبود او به چه چیزی لبخند می‌زند اما هرچه بود آن تصویر، تغییری در تصمیم قاضی پرونده نویسندگان ایجاد نکرد و او بزرگداشت احمد شاملو را مصداق اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی دانسته است.

مسعود بهنود روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی معتقد است که این عکس اتفاقی گرفته نشده و تصویری حساب شده است: «در حالی که در این عکس تضادها انعکاس پیدا کرده اما چیزی که به خوبی نشان داده می‌شود این است که کینه هر دو در این عکس عمیق‌تر از چیزی است که در تصویر می‌بینیم.» او معتقد است که اگر شاملو زنده بود طعنه پشت آن نگاه و لبخند علی خامنه‌ای را به خوبی متوجه می‌شد: «شاملو اصولا یک رابطه بسیار پر مشکلی یا قدرت داشت به هرحال آقای خامنه‌ای هم الان سمبل قدرت در ایران است.»

او دو خاطره از مواجهه شاملو با صاحبان قدرت به یاد میآورد: «یادم می‌آید شهبانو یک مصاحبه با کیوان سپهر کرده بود و در آن مصاحبه سپهر نوشته بود که با ایشان سوار ماشین شده و دیده کاست صدای شاملو که شعرهایش را می‌خوانده، توی ماشین ایشان بوده، من یک غروبی مجله را نشانش دادم بعد به طور عادت یک حالت چندش به قیافه اش گرفت. انگار یک اتفاقی افتاده که نباید می افتاده.»

خاطره دیگر بهنود مربوط به زمانی است که شاملو برای معالجه و انجام یک عمل جراحی راهی اروپا شده بوده: « آن زمان بر خلاف حالا حکومت رغبت داشت که از روشنفکرها حمایت کند و دستی به سر و گوش‌شان بکشد، تبلیغ زیادی هم کرد. شاملو چون خودش را مشغول کارهای بخش خصوصی و غیر ه نکرده بود تصور این بود که عمل جراحی خارج از کشور برایش سخت باشد. مثلا یک جاهایی برایش کمک جمع کرده بودند. مثلا آقای غلامرضا امامی و جواد مجابی و …. باو جود این از سفارت تماس گرفته بودند که هویدا؛ نخست وزیر خواسته مخارج را بپردازد اصلا دادش درآمده و از لندن در رفت، رفت پاریس که پیدایش نکنند.»

مسعود بهنود خودش اما فکر می‌کند پشت لبخندی که در عکس قرار دارد علی خامنه‌ای مشغول غلط‌گیری از شعرهای شاملو است: «از نظر من یکی از شعرهای منسوب شاملو را می‌خواند و در ذهن‌اش غلط گیری می‌کند. این کاری است که ایشان در جلسات شعر خوانی با شاعران هم انجام می‌دهد و می‌خواهد به رخ می‌کشد که مطالعه زیا د دارد و به زبان فارسی مسلط است.»

فرج سرکوهی؛ روزنامه‌نگار و نویسنده

فرج سرکوهی روزنامه نگار و نویسنده هم در صفحه فیس‌بوکش درباره این عکس یادداشتی نوشته و به خاطره و جمله‌ای از شاملو اشاره کرده است. او در بخشی از این یادداشت نوشته است: « گر می بود و این عکس را می دید شاید همان می گفت که زمانی در واکنش به گفته کسی گفت که می خواست برای شعرهای او ملودی بسازد و شاملو کار او دوست نداشت و نمی خواست شعرش با موسیقی او قرین شود.گفت و نوشت «لعنت بر پدر و مادر کسی که این جا بشاشد.» (جمله ای که در قدیم بر برخی دیوارها می نوشتند)

هوشنگ اسدی نویسنده، روزنامه‌نگار و مترجم در سال‌های پیش از انقلاب با علی خامنه‌ای در زندان هم‌سلولی بوده است. او در کتاب «نامه‌هایی به شکنجه گرم» آن روزها را شرح داده و از علاقه علی خامنه‌ای به شعر و ادبیات و البته زاویه او با شعر نو و شاعرانی مثل فروغ و احمد شاملو نوشته است: اساسا اقای خامنه‌ای با شعر نو آشنایی نداشتند و درحد همان شعر کلاسیک می‌دانستند و علاقمند بودند و بعدا هم مشخص شد که غزلیات درجه سه‌ای هم می‌گویند. یک آشنایی نسبی با ادبیات کلاسیک داشتند. یعنی در حد شعر امیری فیروزکوهی و عماد خراسانی و شعرای کلاسیک که در آن زمان مشهور بودند.» اسدی در زندان بارها با رهبر جمهوری اسلامی درباره شعر نو بحث کرده بود: «ما چندین بار درباره چند شاعر شعر نو با هم بحث کردیم. یعنی درباره شاعران مورد علاقه من . یکی از آن‌ها فروغ بود که حتی با یک بیت از شعر فروغ هم موافق نبودند. متاسفم این واژه را در مورد شاعر بزرگ ایران به کار می‌برم اما فروغ را در حد یک زن بد کاره تلقی می‌کردند. هر چه من توضیح می‌دادم که فروغ شعرهای متعددی گفته از جمله شعر معروف «یک نفر میآید که مثل هیچ کس نیست» و می‌گفتم ایشان حتی به آمدن امام زمان هم اشاره کرده بازهم ایشان اصلا طاقت شنیدن نداشت. شاعر بعدی شاملو بود خیلی از شعرهای شاملو را من حفط بودم و می‌خواندم چون مرد بود مخالفت آطوری نمی‌کرد، اما می‌گفت این‌ها شعر نیست .یک مشت کلمات را کنار هم می‌چینند و معنایی ندارد.» او توضیح می‌دهد که خامنه‌ای با شخص شاملو و نظراتش هیچ آشنایی نداشته است: « با شخص شاملو ودیدگاههای سیاسی اش آشنایی نداشت .من یادم می‌آید شبهای دراز زمستان که در سلول حوصله‌ام سر می‌رفت برای این که ایشان را اذیت کنم یا یک لطیفه ای می‌گفتم که مقداری جنسی بود که سریع در این موارد موضع میگرفتند یا یک شعر از فروغ یا شاملو بلند می‌خواندم و این باعث می‌شد بین ما بحث پیش بیادو سرگرم شویم.» به گفته این روزنامه‌نگار، خامنه‌ای در آن‌زمان از ادبیات جهان هم شناختی نداشته و فقط کتاب «بینوایان » را خوانده بوده.

هوشنگ اسدی؛ روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم

هوشنگ اسدی، علی خامنه‌ای را تا قبل از دوران ریاست جمهوری‌اش می‌دیده و برایش کتاب می‌برده از کتابهای میخائیل شولوخوف تا کتاب‌های فروغ و شاملو: « شولوخوف را اصلا نمی‌شناخت. من در زندان برایش تعریف کردم و بعد «دن آرام» و کتابهای دیگرش را برایش بردم . بعدها که چندباری بحث ادبی کردیم متوجه شدم کتابهای فروغ و شاملو را نخوانده و نظراتش تغییر نکرده اما کتابهای شولوخوف را خط به خط خوانده بود از کاراکترهای کتاب حرف می‌زد و جاهایی را تحسین‌برانگیز می‌دانست.» علی خامنه‌ای چندباری در سخنرانی‌هایش به کتاب «دن آرام» اشاره کرده است مثلا در دیدار با اعضای دفتر انقلاب و هنر حوزه هنری گفته بود: «شما «دن آرام» را در نظر بگیرید. این رمان، یکی از رمان‌های تبلیغاتی مارکسیست‌ها در دوران اختناق رژیم شاه بود. این کتاب با اینکه رمان بود، اما به عنوان تبلیغ آن را به همدیگر می‌دادند و مطالعه می‌کردند! … این‌ها به قدری خوب نوشتند و انقلاب را خوب تصویر کردند که شما در این کتاب‌ها می‌توانید ابعاد این انقلاب به آن عظمت را پیدا کنید.» هوشنگ اسدی می‌گوید: « من سال‌هاست میبینم که ایشان از همان کتاب‌های شولوخوف کد میآورد و گاهی فکر می‌کنم احتمالا کتاب جدیدی در این 40 سال نخوانده‌اند. چون اگر مطالعه می‌کردند فکت میآوردند. خیلی کنجکاوم که در این سال‌ها چه خوانده‌اند.»

او با دیدن عکس علی خامنه‌ای و کتاب شاملو بیش از هرچیز به لبخند رهبر جمهوری اسلامی توجه کرده است: «در نگاه اول به عکس توجه من به این لبخند موذیانه جلب شد، حالا 40 سال گذشته شاید ایشان تغییر کرده باشند اما این لبخند را وقتی می‌خواست چیزی را با لبخند رد کند، می‌زد. مثل یک پوزخند.درواقع به نظر من در دنیای ذهنی‌اش می گفت ای بابا تو هم که حالا ما میگذاریم کتابهایت دربیاد و چهار نفر کتابهایت را بخوانند.» او فکر می‌کند بهترین جواب به این عکس و لبخند بیتی از شعر خود شاملو است که یکی از طراحان بالای سر این عکس گذاشته است: «عدوی تو نیستم من، انکار توام. این شعر شاملو بهترین جوابی است که از طرف خود شاملو می‌شد به لبخند آقای خامنه‌ای در این عکس داد.»

پس از دیدن عکس نمایشگاه کتاب او دوست داشته یادداشتی خطاب به آقای خامنه‌ای بنویسد و در آن بگوید: «۴۰ سال از زمانی که من شعرهای شاملو را برای شما می‌خواندم و شما حاضر نبودید گوش کنید گذشته، به جامعه رجوع کنید نه از طریق دستگاه امنیتی خودتان و این بساطی که درست کردید لااقل مثل شاه عباس لباس مبدل بپوشید و یک شب بروید در جامعه بین جوانان ایران و ببینید واقعا شاملو چه جایگاهی دارد و شما چه جایگاهی دارید؟ شاملو سمبل آزادی در جامعه روشنفکری ایران است و شما الان به سمبل استبداد و دیکتاتوری تبدیل شده‌اید.»

حالا اما لباس مبدلی در کار نیست . تصاویر او در کنار شاعرانی که دست چین شده‌اند در صفحه اول خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. تصویری شبیه تمامی جلسات شعرخوانی با لبخند همیشگی و زبان طنزی که گاهیحبذا کنان و بارک الله گویان با قافیه همراه می‌شود و شاعران را تشویق می‌کند البته شاعران خودی که بزرگداشت گرفتن برای آنها جرم نیست.

No responses yet

Apr 25 2019

آزادی نازنین زاغری در تبادل زندانیان مطرح نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، گفته پرونده نازنین زاغری-رتکلیف مساله‌ای جدا از پیشنهاد او برای تبادل زندانیان بین ایران و آمریکا است.

جرمی هانت، همتای بریتانیایی آقای ظریف هم بحث آزادی خانم زاغری در قالب تبادل زندانیان را “یک ترفند دیپلماتیک شرم‌آور” خوانده است.

آقای ظریف روز چهارشنبه در جلسه‌ای در نیویورک گفت ایران شش ماه پیش به آمریکا پیشنهاد تبادل زندانیان را داده است. او در جریان صحبت‌هایش به نازنین زاغری هم اشاره کرد.

خانم زاغری، که شهروندی ایران و بریتانیا را دارد، سه سال پیش به ایران سفر کرد و در حالی که به بریتانیا بازمی‌گشت، بازداشت شد.

محمدجواد ظریف روز چهارشنبه گفت ایران شش ماه پیش به آمریکا پیشنهاد تبادل زندانی داده اما آمریکایی‌ها تا الان به این پیشنهاد پاسخی نداده‌اند.

آقای ظریف ضمن صحبت‌هایش به نازنین زاغری هم اشاره کرد و گفت از وضعیت او متاسف شده و پیشنهاد کمک هم داده است.

اما وزیر خارجه ایران کمی بعد در مصاحبه‌ای با خبرگزاری رویترز گفت: “پیشنهادی که مطرح کردم در ارتباط با افراد زندانی در آمریکا و کسانی بود که به خواست آمریکا در نقاط دیگر جهان زندانی شده‌اند، اما زن ایرانی-بریتانیایی مساله‌ای جدا است.”

آقای ظریف در صحبت‌هایش به زنی ایرانی هم اشاره کرد که در استرالیا زندانی است و مجبور به زایمان در زندان شده است. رسانه‌ها این شخص را نگار قدس کنی دانسته‌اند.
حق نشر عکس PA

جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا احتمال آزادی نازنین زاغری در جریان تبادل زندانیان را رد کرده و این بحث را “یک ترفند دیپلماتیک شرم‌آور” دانست.

آقای هانت گفت “تفاوت بزرگی” میان خانم‌ها زاغری و قدس کنی وجود دارد.

او نازنین زاغری را “بی‌گناه” خواند، اما گفت که نگار قدس کنی مرتکب یک “جرم جدی” شده است.

نازنین زاغری، کارمند بنیاد تامسون رویترز، در ایران به جرم جاسوسی به حبس محکوم شده است، اتهامی که او، نزدیکانش و مقام‌های بریتانیایی رد می‌کنند.

خانم قدس‌کنی به تلاش برای انتقال تکنولوژی‌های حساس به ایران متهم است. ایران از استرالیا خواسته است که او را به آمریکا مسترد نکند.

No responses yet

Apr 24 2019

خامنه‌ای وعده “رونق تولید” در شرایط اقتصادی سخت فعلی را داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: رهبر جمهوری اسلامی در جمع کارگران صنایع مختلف از “کار جهادی” برای سال “رونق تولید” سخن گفت. بسیاری صنایع ایران یا خوابیده‌اند یا مشکلات جدی دارند. تحریم‌ها و فساد اقتصادی دو عامل رکود تولید در ایران تلقی می‌شوند.

به گزارش ایسنا علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۴ اردیبهشت (۲۴ آوریل) در دیدار با کارگران صنایع مختلف با اشاره به سال “رونق تولید” برضرورت “اقتصاد مقاومتی” تاکید کرد و گفت اگر اقتصاد مقاومتی مورد نظر او محقق شود تحریم‌های آمریکا از جمله تحریم نفتی “تأثیرگذار نخواهد بود”.

آقای خامنه‌ای با اشاره به سیاست آمریکا مبنی بر تحریم نفتی ایران وعده داده است که برنامه مورد نظر او “همه بن‌بست‌ها را می‌شکنند و قطعاً این تلاش امریکایی‌ها هم به جایی نمی‌رسد و جمهوری اسلامی هر مقدار لازم داشته باشد و اراده کند، نفت صادر خواهد کرد”. او هم‌چنین از تحریم‌نفتی ایران به عنوان فرصتی برای “کاهش وابستگی به فروش نفت” یاد کرده است.

این وعده‌ها در حالی داده می‌شود که در کنار تحریم‌های گسترده آمریکا، که به گفته کارشناسان عمده صنایع ایران بر اثر سوءمدیریت و فساد اقتصادی فلج شده‌اند. اقتصاد مقاومتی مورد نظر آیت‌الله خامنه‌ای از نظر این کارشناسان سال‌هاست که در حرف باقی‌مانده است. آنها می‌پرسند اگر ایران در شرایط مناسب اقتصادی و مالی نتوانست به تولید داخلی رونق دهد، چگونه می‌خواهد در شرایط فلاکت اقتصادی به چنین هدفی دست یابد.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران نیز روز چهارشنبه در سخنانی در هیات دولت گفت که “آمریکایی ها در صحنه اقتصادی نیز به اهداف مورد نظر موردشان نرسیده و نخواهند رسید”. او افزود: «البته طبیعی است که با فشارهای خود مشکلاتی برای زندگی روزمره مردم ایجاد کنند، اما ملت ایران به خوبی می‌دانند که در مقابل اقدامات غیرقانونی متجاوزین، راهی جز ایستادگی و مقاومت وجود ندارد.»

دولت آمریکا روز دوشنبه ۲ اردیبهشت (۲۲ آوریل) اعلام کرد که معافیت کشورهایی را که تا کنون اجازه خرید نفت ایران را داشتند، تمدید نمی‌کند. با این تصمیم، ایتالیا، تایوان، ترکیه، چین، ژاپن، کره جنوبی، هند و یونان نیز مانند دیگر کشورها اجازه نخواهند داشت از دوم مه ۲۰۱۹ از ایران نفت بخرند وگرنه جریمه می‌شوند.

مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، پس از انتشار بیانیه‌ای در این باره در یک کنفرانس شرکت کرد و گفت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی وعده داده‌اند، کمبود نفت ایران را جبران کنند. وزیر امور خارجه ایالات متحده گفته بود که هدف این اقدام، تضعیف “رژیمی قانون‌شکن” است که « در دهه‌های اخیر خاورمیانه را دچار بی‌ثباتی کرده است». به گفته پمپئو درآمد نفتی جمهوری اسلامی پیش از خروج آمریکا از برجام سالانه ۵۰ میلیارد دلار بوده است.

وزیر خارجه آمریکا اخیر در یک سخنرانی دیگر در تگزاس نیز گفته بود که آمریکا با فشار حداکثری قصد دارد ماهیت جمهوری اسلام را تغییر دهد.

No responses yet

Apr 23 2019

سه‌‌سالگی فراکسیون امید و «عطا و لقای» انتخابات بعدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

دویچه‌وله: کمتر از یک‌سال به انتخابات آتی مجلس باقی مانده و فراکسیون امید در آستانه‌ ورود به چهارمین سال فعالیتش است، باید پرسید: آیا اصلاح‌طلبان با این کارنامه شانسی در انتخابات بعدی دارند؟

شمار دقیق اعضای فراکسیون امید، فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی ایران هنوز مشخص نیست. رهبران فراکسیون از همان آغاز کار می‌گفتند عده‌ای به آنها «خیانت» کرده‌اند. اما طرح افزایش شمار نمایندگان زن در مجلس پس از اعلام حمایت فراکسیون امید تنها ۶۳ رأی موافق آورد که کمتر از ۱۰۵، معادل بدبینانه‌ترین تخمین اصلاح‌طلبان از اعضای فراکسیون‌شان است. حالا که کمتر از یک‌سال به انتخابات آتی مجلس باقی مانده و فراکسیون امید در آستانه‌ ورود به چهارمین سال فعالیتش است، باید پرسید: آیا کارنامه این فراکسیون به «تکرار» دیگری در انتخابات آتی راه می‌دهد؟

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، نزدیک به علی ربیعی وزیر کار اصلاح‌طلب وقت تیتر زد: «فراکسیون امید اکثریت شد». آن روز در مجلس سلمان فارسی نهاد ریاست‌جمهوری نخستین نشست فراکسیون اصلاح‌طلبان‌ برگزار شده بود و محمدرضا تابش گفته بود «۱۶۷ نفر از منتخبین عضو فراکسیون امید شدند.»

تمام ۱۸ نماینده زن مجلس ــ از جمله مینو خالقی، نماینده رد صلاحیت‌شده اصفهان ــ، بیشترین شمار نمایندگان زن در تاریخ مجلس ۲۹۰ نفره جمهوری اسلامی در آن نشست بودند. کمتر از سه سال بعد اما از میان حدود ۱۴۰ نماینده مرد دیگری که در آن نشست حاضر شدند، حداکثر ۴۵تن به طرح «اختصاص یک ششم فهرست‎های انتخاباتی به زنان» رأی دادند.

پیش از آن هم اعضای فراکسیون امید بارها از نظر فراکسیون تخطی کردند؛ حتی در مورد برداشتن اعمال محدودیت‌ها از محمد خاتمی، رهبر اصلاح‌طلبان تنها ۸۶ نماینده در مهر ۱۳۹۶ پای تذکر صادره در مجلس را امضا کردند.

محمدرضا عارف،‌ رهبر فراکسیون که تا کنون به ندرت میکروفون‌های کرسی‌اش برای دادن تذکر و نقد در صحن مجلس روشن شده، و دیگر اصلاح‌طلبان تا کنون چندین‌بار این توجیه را ارائه داده اند: برای فرار از سد نظارت شورای نگهبان «کاندیداهای سفید» را در فهرست امید گنجاندیم که سابقه‌ چندانی نداشتند و شماری از آنها پس از ورود به مجلس تغییر رویکرد دادند. عارف وعده داده است که کمیته‌ انضباطی درون‌فراکسیونی به تخلف نمایندگان تغییر جهت‌داده رسیدگی کند؛ اما هنوز پاسخی برای این تذکر خبرنگار شرق نیافته: «اما در فراکسیون امید افرادی هستند که در فراکسیون مستقلین سمت دارند.»

اعتدال در برابر اصلاحات

روایت عارف درست است،‌ اما توجیه ناکامی اصلاح‌طلبان نیست. یک‌روز پیش از انتخابات هیأت رئیسه سال اول مجلس، شماری از نماینده‌های فهرست امید در اتحاد با دیگر محافظه‌کاران از جمله «دلواپسان» جبهه‌ی پایداری، بار دیگر علی لاریجانی را به ریاست رساندند. فراکسیون «ولایت» در واقع با هدف انتخاب لاریجانی شکل گرفت.

Iran Mohammad Khatami ehemaliger Präsident und Mohammad Reza Aref

از فردای تعیین رئیس، زمزمه‌های تشکیل فراکسیون «اعتدال» برپا شد. البته ایده‌ فراکسیون اعتدال را حامیان حسن روحانی، رئیس‌جمهوری و صاحب امتیاز این برند سیاسی، از ۱۳۹۲ در مجلس مطرح کردند که متوقف ماند. فراکسیون اعتدال بالاخره ۳۰ تیر ۱۳۹۵ تشکیل شد، اما اعتراض اصلاح‌طلبان که به نادیده‌گرفتن نقش‌‌شان در به قدرت رسیدن روحانی معترض بودند، نام این فراکسیون را به «مستقلین» تغییر داد.

تشکیل فراکسیون اعتدال با ریزش نیرو از هر دو فراکسیون دیگر همراه بود. اعتدالی‌ها می‌گفتند از تندروها (چه محافظه‌کار و چه اصلاح‌طلب) فاصله گرفته‌اند و تنها دلیل ائتلاف‌شان با آنها به ریاست‌رساندن لاریجانی بوده است. در واقع خط روحانی و لاریجانی یکی شده بود. همین رئیس مجلس بود که در یک نشست خارق‌العاده، «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) را «۲۰ دقیقه‌ای» از سد دلواپسان گذراند.

اما اصلاح‌طلبان به رهبری محمدرضا عارف کماکان بر خط اعتدال اصرار می‌ورزیدند و بارها به دولت متذکر شدند که حمایت آنها در پیروزی روحانی اساسی بوده است. آنها بار دیگر ۱۳۹۶ نیز از روحانی حمایت کردند. این بار عده‌ای از «حمایت مشروط» و مطالبه‌گری پس از رأی می‌گفتند.

دست آخر پس از پیروزی روحانی، اصلاح‌طلبان پس از گرفتن چند امتیاز، بار دیگر از اصل قدرت کنار ماندند و عارف کماکان سیاستِ‌ سکوت را ادامه داد.

اصلاح‌طلبان، نقد دولت،‌ ادامه ناکامی‌ها

در رأی اعتماد به وزیران،‌ بار دیگر فراکسیون امید نشان داد شمار واقعی اعضایش به مراتب کمتر از شمار اسمی آن است. وزیر مخابرات در عین مخالفت اصلاح‌طلبان به وزارت رسید و وزیر نیروی اصلاح‌طلب تأیید صلاحیت نشد.

محمود واعظی، رئیس دفتر جدید حسن روحانی به سرعت فضا را در دست گرفت. حتی اسحاق جهانگیری، سوپرمن اصلاحات در مناظره‌ها که معاون اول روحانی بود، به حاشیه رانده شد. واعظی حتی در انتخابات هیأت رئیسه مجلس نیز بر خلاف طرح فراکسیون امید مداخله کرد. او آذر گذشته گفت روحانی ۱۳۹۶ با اصلاح‌طلبان ائتلاف نبسته است. دی گذشته نیز انتقادهای اصلاح‌طلبان از روحانی را تلاش برای جمع‌کردن رأی خواند.

اصلاح‌طلبان که نفوذشان را بیش از پیش از دست داده‌اند، به‌ویژه در یک‌سال اخیر زبان تندتری اتخاذ کرده‌اند. عارف در یکی از تندترین اظهاراتش گفت «وزرای مدعی اصلاح طلبی هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند.» محمدقسیم عثمانی نماینده سنی بوکان در فراکسیون امید ضمن انتقاد از عملکرد و سکوت عارف،‌ دولت را «در کما» توصیف کرد. و سعید حجاریان تئوریسین اصلاحات عمل‌نکردن روحانی به وعده‌های «حداقلی‌»اش را موجب اختلاف اصلاح‌طلبان با دولت دانست.

اما این زبان تند در سال انتخابات می‌خواهد دولت را از مقصران ناکامی‌ اصلاح‌طلبان در مجلس معرفی کند.

در هفته‌های اخیر، فراکسیون امید شکست‌های سختی متحمل شده است. علاوه بر طرح افزایش شمار نمایندگان زن، طرح اصلاح قانون انتخابات نیز در بی‌عملی اصلاح‌طلبان تصویب شد. آنها در برابر طرحی سر خم کردند که در واقع به بقای خودشان گره خورده است.

روزنامه «آرمان» درباره تصویب موادی از قانون انتخابات مجلس درباره شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان با ۱۲۱ رأی موافق در برابر ۳۷ رأی مخالف می‌نویسد:«از نمایندگان مردم انتظار می‌‌رفت که شرایط داوطلبان را به نحوی تنظیم کنند که بر اساس آن حضور حداکثری نامزدهای انتخاباتی را شاهد باشیم و برای حرکت به سوی انتخاباتی آزاد‌تر گام‌های اولیه را بردارند، اما برآیندی که از شرایط عمومی و اختصاصی نمایندگان به چشم می‌خورد نشان دهنده این مساله نیست و بیش از تسهیل حضور کاندیداها، حضور در انتخابات از گذشته نیز دشوارتر‌ شده است.»

این قانون با قید «عدم محکومیت کیفری موثر و محرومیت از حقوق اجتماعی» بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب به زندان‌افتاده را به صورت خودکار رد صلاحیت می‌کند. به عبارت دیگر، شورای نگهبان در انتخابات آتی مجلس برای واداشتن اصلاح‌طلبان به انتخاب «کاندیداهای سفید» کار آسان‌تری خواهد داشت. حتی محمود صادقی گفته بود اعضای فراکسیون امید به فراکسیون مستقلین پیوستند زیرا می‌ترسیدند در انتخابات بعدی رد صلاحیت شوند.

پس دلیل ناکامی فراکسیونی که با مشارکت مردمی در انتخابات مجلس پیروز شد،‌ فراتر از کارشکنی دولت و خیانت برخی اعضاست. کارنامه این فراکسیون نشان از تعمیق اعتدال در امید و محافظه‌کاری در اصلاح دارد.

دلایل ناکامی

اگر ضربه‌ برجام و تحریم‌ها در سیاست خارجه را نادیده بگیریم، شکست نهایی اصلاح‌طلبان در سیاست داخلی پس از اعتراض‌های دی ۹۶ رقم خورد. آنها با اظهارات‌شان در محکوم‌کردن تظاهرات دی،‌ بر خشم معترضان پیشاپیش خشمگین افزودند و شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا / دیگه تمومه ماجرا» زاده شد.

Iran Hassan Rohani und Mohammad Reza Aref (ILNA)

حتی در سایه این شعار هشدارآمیز، عارف باز مهم‌ترین نکته‌ اعتراضات دی را چنین تبیین کرد:«نکته مهم اعتراضات دی ماه، نداشتن عقبه مردمی‌اش بود و این‌که جریانات سیاسی یعنی مشخصاً اصولگرایان و اصلاح‌طلبان به عنوان دو جریان اصلی درون نظام از این اتفاقات برای تخریب یکدیگر استفاده نکردند.»

فراکسیون امید و شخص عارف در این مدت گفتار جدیدی نسبت به حاکمیت ارائه نکردند. آنها در توجیه تمام کنش‌ها و تصمیم‌هایشان، از جمله پوشیدن لباس سپاه در کنار مستقلین و ولایی‌ها، به گفتار «امنیت ملی» پناه بردند. حتی وقتی در قضیه شکنجه اسماعیل بخشی ورود کردند، نهایتاً بر خلاف شهادت خود زندانی و سپیده قلیان، زندانی دیگر نتوانستند برای زدودن ننگ شکنجه از زندان‌ها کاری از پیش ببرند و بر روایت زندان‌بان صحه گذاشتند. توجیه آن دیگر بار «امنیت ملی» بود.

پسر رهبر فراکسیون امید با اشاره به «ژن خوب» از واقعیت دیگری پرده برداشت: رانت‌خواری و نظام امتیازوری که اصلاح‌طلبان همچون محافظه‌کاران به آن آلوده اند. آنها نادیده می‌گیرند که خودشان از میان حلقه تنگی از خودی‌ها می‌آیند که شاید گاه و بیگاه از قطار انقلاب بیرون انداخته شدند، اما همیشه جایی به آن بازگشته‌اند. به همین دلیل، سعی چندانی در گشودن این حلقه نمی‌کنند.

گواه آن را باید در حوادث پس از نامه جوانان اصلاح‌طلب به محمد خاتمی دید. ۱۰۰ فعال جوان اصلاح‌طلب در این نامه خواهان ریاست «یک شخصیت مقاوم و ملی» به جای عارف بر شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بودند، از «فساد و خویشاوندسالاری» اصلاح‌طلبان حکومتی انتقاد کردند و به «حلقه محدود» و «لابی‌های خاص» آنها و سیاست‌ورزی بوروکراتیک‌شان تاختند.

در پاسخ مجید انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز آنها را «جوانان تندرو و احساسی» و «جریان سوم» خواند و عارف هم گفت «دیگران نظر دیگری دارند» و اصلاحات بر اعتدال پای می‌فشرد. پاسخ نهایی به این انتقاد «انتصاب» چند نویسنده نامه پس از جلسه خصوصی با خاتمی در شورای عالی سیاست‌گذاری بود که انتقاد دیگر امضاکنندگان بی‌خبر را در پی داشت اما آن هم تأیید یا تکذیب نشد و غیرشفاف ماند.

تشکیل پارلمان اصلاحات به جای شورای عالی سیاستگذاری یکی دیگر از برنامه‌های دموکراتیزه‌ کردن جریان اصلاحات بود که علی‌رغم سال‌ها وعده هنوز تحقق نیافته است و عارف به پرسش‌ها درباره آن نیز پاسخ درستی نمی‌دهد.

عارف از این رو به نماد اصلاح‌طلبان حکومتی در مجلس بدل شده است؛ کسانی که تنها راه سیاست‌ورزی را در لابی‌گری‌های پشت پرده می‌فهمند و سنجیدن مصلحت نظام ــ که ترجمه‌اش برای هر گروه سیاسی در حاکمیت چیزی به جز «منفعت گروهی» نیست.

رهبر فراکسیون امید آن‌چنان به سیاست پشت پرده معتقد است که وقتی خبرنگاران از او دلیل شکست اصلاح‌طلبان در رسیدن به یکی از اصلی‌ترین خواسته‌هایشان، «رفع حصر» را پرسیدند، پاسخ داد: «سياسي و رسانه‌ای شدن مساله، منجر به كند شدن روند پيشرفت آن شد.»

فراکسیون امید به رهبری عارف در واقع هرگز ابتکار عمل را در دست نداشته است. رهبری اصلاحات تنها هم و غم‌اش را ــ‌ دست‌کم در مجلس ــ‌ بر این نهاده که بگوید «ما مدافع بی‌قیدوشرط نظامیم» تا برای حضور در قوه اجرایی پذیرفته شود و از «پوزیسیون» در نسبت با دولت به «اپوزیسیون» تغییر مقام ندهد.

محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات با جمله معروف «تکرار می‌کنم» بخشی از مردم را به «امید» اصلاحات بیشتر به پای صندوق‌ها کشاند، اما خود اواخر سال گذشته گفته بود که تکرار او این‌بار مردم را به رأی‌دادن ترغیب نخواهد کرد. از سوی دیگر سخنگوی حزب «اعتدال و توسعه» روحانی و واعظی خودبزرگ‌بینانه گفته این حزب به حد کافی بزرگ و یک نیروی مستقل است و به دیگران نیاز ندارد.

در این شرایط با کارنامه‌ ضعیفی که فراکسیون امید بر جای گذاشته، اصلاح‌طلبان می‌دانند که شانس اندکی در انتخابات بعدی دارند. عبدالله ناصری، فعال اصلاح‌طلب می‌گوید: «جامعه از این مسئله که باید تحت هر شرایطی در انتخابات حضور داشته باشند و به حداقل‌ها راضی شوند، عبور کرده‌. زیرا نتیجه همین فرم انتخابات را می‌توانیم امروز در فراکسیون امید ببینیم.»

سعید حجاریان نیز از «مشارکت مشروط» به عنوان عقلانی‌ترین راهبرد «بقای اصلاحات» می‌گوید: «ولی چنان چه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطای انتخابات را [باید] به لقایش بخشید». گذاشتن شرط اما ۱۳۹۶ در حمایت از روحانی هم امتحان شده بود.

با نومیدی از امید، و با دولتی که اعتدال را به برند جدید محافظه‌کاری بدل کرده، شاید هیچ تکراری دیگر جلو قدرت گرفتن محافظه‌کاران و نظامی‌گران را نگیرد.

* مطالب منتشر شده در صفحه “دیدگاه” صرفا بازتاب دهنده نظر و دیدگاه نویسندگان آن است

No responses yet

Apr 23 2019

نماینده مجلس ایران: مردم با افزایش قیمت مواد غذایی باید از خرید خود کم کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: علاالدین بروجردی سال هاست که از نمایندگان مجلس شورای اسلامی است و مدتی طولانی رئیس کمیسیون امنیت ملی بوده است
علاالدین بروجردی سال هاست که از نمایندگان مجلس شورای اسلامی است و مدتی طولانی رئیس کمیسیون امنیت ملی بوده است

علاالدین بروجردی، نماینده مجلس شورای اسلامی از مردم خواسته تا در برابر افزایش قیمت ها، از حجم خرید خود کم کنند.

آقای بروجردی به خبرگزاری خانه ملت وابسته به مجلس ایران گفته ” اگرچه مردم از افزایش قیمت‌ها ناراضی هستند و اعتراض می‌کنند اما حجم خریدها نیز در این مدت بیشتر شده است”.

او گفته است که افزایش قیمت مواد غذایی به “مشکل همیشگی کشور” بدل شده است.

بنابر اعلام مرکز آمار ایران، نرخ تورم در گروه کالا و خدمات مصرفی در فروردین ماه امسال نسبت به همین ماه در سال گذشته (۱۳۹۷) نزدیک به ۴۵ درصد رسیده است. گوشت قرمز و ماهی، میوه و سبزیجات در این مدت دارای بیشترین تغییر قیمت بوده‌اند. به طور مثال قیمت هرکیلو گوشت گوسفند از حدود ۵۰ هزار تومان در فروردین سال گذشته به بالای صد هزار تومان رسیده است.

آقای بروجردی درباره افزایش کم سابقه قیمت مواد غذایی در ایران گفته “اگرچه مردم از افزایش قیمت‌ها ناراضی هستند و اعتراض می‌کنند اما حجم خریدها نیز در این مدت بیشتر شده، ممکن است مردم در برابر خرید مدتی مقاومت کنند اما پس از چند روز مجددا به سمت بازارها روانه می‌شوند”.

تشدید افزایش قیمت کالاها از سال پیش، سبد معیشتی بسیاری از خانوارهای ایرانی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مقام‌های دولتی این وضعیت را ناشی از بازگشت تحریم های آمریکا و سواستفاده برخی ها از وضعیت کشور از جمله “صادرات بی رویه” عنوان می کنند.

در واکنش به افزایش شدید قیمت مواد خوراکی و در پیش بودن ماه رمضان، آقای بروجردی گفته “اگر مردم خرید نکنند قیمت بسیاری از کالاها ارزان می‌شود” و از شهروندان خواسته “در برابر افزایش قیمت‌ها مقاومت کنند”.

علاالدین بروجردی از اعضای کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی است اما سال گذشته از ریاست این کمیسیون کنار رفت.

جواد کریمی قدوسی از دیگر اعضای این کمیسیون پیشتر گفته بود که آقای بروجردی یکی از متهمان پرونده فساد مالی ۲۸۰۰ میلیارد تومانی است و کیفرخواست آن صادر شده و “باید بازداشت شود”. آقای بروجردی اظهارات جواد کریمی قدوسی را رد کرده و گفته بود “دروغگویی شایسته یک نماینده مجلس نظام اسلامی و حتی یک فرد مسلمان عادی نیست”.

قوه قضائیه ایران گزارشی درباره این پرونده و وضعیت آقای بروجردی منتشر نکرده است.

No responses yet

Apr 22 2019

طرح محرمانە جمهوری اسلامی برای عبور از بحران سقوط

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آواتودی: بن بست سیاسی در کشور آیت اللە علی خامنەای را بە نوشیدن جام زهر مقدماتی ناچار کردە است. بنابە گفتە منابع آواتودی در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران پس از جلسات پی در پی فرماندهان سپاه، نمایندگان وزارت اطلاعات، شورای عالی امنیت ملی و بیت رهبری در دو روز گذشتە، آیت اللە علی خامنەای را ناچار کردەاند برخلاف میل خود اجازە دهد بستر لازم برای بازگشت اصلاح طلبها با پوشش انتقاد از وضعیت کشور و آزادیخواهی فراهم شود. بنابراین گزارش در بازە زمانی مشخص ابتدا محمد خاتمی و تئوریسینهای محدود شدە اصلاح طلب با بیانیەها و سخنرانیهای در ظاهر حمایت از مردم فعالیت خود را از سر میگیرند و سپس آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم با رفع حصر بتدریج وارد عرصە می شوند.

منبع آواتودی در حفاظت اطلاعات سپاه میگوید بدین منظور مذاکراتی با میانجیگری محمد خاتمی با رهبران اصلاح طلب دربند شروع شدە. ولی تاکنون موسوی و کروبی بە طرح عبور از بحران نظام پاسخ مثبت ندادەاند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی گفتەاند تنها در صورت اعادە حیثیت از آنها و اعلام تخلف وزارت کشور دولت احمدی نژاد در انتخابات ٨٨ حاضرند برای حفظ نظام جمهوری اسلامی همکاری کنند.

در این بین قربانی کردن محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین ممکن است باعث افشاگری احمدی نژاد و یارانش شود. بە همین دلیل نمایندە بیت رهبری با محمود احمدی نژاد وارد گفتگو شدە تا در مقابل آزادی اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی و بقیە نزدیکان سیاسی رئیس جمهور قبلی، احمدی نژاد از خود نرمش نشان دادە و در راستای حفظ نظام سکوت کند.

از سوی دیگر منبعی در واشنگتن بە آواتودی گفتە است جمهوری اسلامی از طریق پادشاهی عمان بە آمریکا پیام محرمانەای دادە مبنی بر اینکە نظام جمهوری اسلامی درحال تغییر ساختاری است و ترامپ باید از این روند حمایت کند زیرا باعث تغییر رفتار جمهوری اسلامی خواهد شد.

مردم ایران هوشیار باشند کە طرح بازگشت اصلاح طلبان در قالب جریان آزادیخواه و منتقد جمهوری اسلامی روند رو بە گسترش تغییر نظام جمهوری اسلامی را متوقف نکند.

No responses yet

Apr 21 2019

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رضا حقیقت‌نژاد، احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، دیروز جمعه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ در خطبه دوم نماز جمعه این شهر گفته است تا ظهور امام دوازدهم شیعیان «دو مرحله» باقی مانده است. او این دو مرحله را تشکیل «دولت اسلامی» و «جامعه اسلامی» دانسته است. او همچنین گفته پس از این دو مرحله، زمان تشکیل «تمدن اسلامی» فرا می‌رسد و «که اگر به آن برسیم، هدایتش با وجود مقدس حضرت مهدی است که آن زمان ظاهر می‌شوند.» او گفته در ۴۰ سال گذشته، دو مرحله «انقلاب اسلامی» و تشکیل «حکومت اسلامی» سپری شده است.

این پنج‌ مرحله، ابداع احمد علم‌الهدی نیست. رویای ساخت «جامعه نمونه» که الگوی «همگی مردم جهان باشد» و «تشکیل امت واحد جهانی» و تشکیل «حکومت جهانی مستضعفین» در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی هم ذکر شده و همواره در ادبیات رهبران جمهوری اسلامی، متجلی بوده است.

در ۳۰ سال گذشته اما آیت‌الله خامنه‌ای به طور منظم‌ و هدفمند‌تری به ترسیم مرحله پنج‌گانه «انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی» پرداخته است. خامنه‌ای در ابتدا می‌گفت از «کشور اسلامی» می‌توان «دنیای اسلامی» درست کرد ولی بعد این عبارت را «تمدن اسلامی» یا «تمدن نوین اسلامی» تغییر داد.

علاوه بر سخنرانی‌های متعدد رهبر، کتاب‌های هی در توضیح این مراحل پنج گانه نوشته شده و در نهادهای وابسته به سپاه و بسیج به ویژه جلسات «حلقه‌های صالحین» که گروه‌های آموزشی و یارگیری پایین دستی بسیج محسوب می‌شوند، بازخوانی می‌شوند. تشکیل «مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» در سال ۱۳۹۰ نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود. در سند نهایی این مرکز که مهرماه ۱۳۹۷ منتشر شد، هدف از ارائه الگوی پیشرفت، حرکت به سوی «تمدن نوین اسلامی ایرانی در نیم‌قرن آینده» اعلام شد.

دولت خاتمی و دولت اسلامی

علی خامنه‌ای ۱۴ بهمن ۱۳۷۰ اشاره‌ای گذار به حرکت به سمت «دولت اسلامی و جامعه اسلامی و دنیای اسلامی» داشت ولی ۱۲ آذر ۱۳۷۹، در دیدار با مسئولان نظام، نخستین بار به طور مفصل به تشریح این پنج مرحله پرداخت. او که وقوع انقلاب ۱۳۵۷ را «مرحله اول» می‌داند، تشکیل جمهوری اسلامی را «مرحله دوم» توصیف کرد و گفت «ما در مرحله سوم» یعنی تشکیل دولت اسلامی هستیم و «هنوز به کشور اسلامی نرسیده‌ام» و در حال حاضر هم «نمی‌توانیم ادعا کنیم که ما یک دولت اسلامی هستیم.»

به طور طبیعی او انتظار نداشت که با دولت محمد خاتمی، دنبال تشکیل «دولت اسلامی» برود. ۶آذر ۱۳۸۳، یعنی چند ماه قبل از پایان دولت خاتمی هم دوباره تاکید کرد که « ما امروز در مرحله دولت اسلامى و کشور اسلامى قرار داریم» تا بر عدم موفقیت دولت خاتمی در این زمینه تصریح کرده باشد.

دولت اسلامی احمدی‌نژاد و رویای رهبر

یکی از مشهورترین سخنرانی‌ها او در این زمینه، ۲۸ مرداد ۱۳۸۴ بود که احمدی‌نژاد تازه به قدرت رسیده بود. او در این سخنرانی، دوباره تاکید کرد «مرحله بعد از نظام اسلامى، دولت اسلامى است». تاکید ویژه رهبر جمهوری اسلامی در آن مقطع از یک منظر معنادار بود. سال ۱۳۸۴، در انتخابات ریاست‌جمهوری، محمود احمدی‌نژاد، محوری‌ترین شعارش را تشکیل «دولت اسلامی» اعلام کرده بود و می‌گفت: « تشکیل دولت اسلامی آنقدر اهمیت دارد که هزاران احمدی‌نژاد فدای آن شوند.»

در آن دوران، تعاریفی که احمدی‌نژاد از مصادیق رفتاری و برنامه دولت اسلامی ارائه می‌داد، همخوانی کلی با نکات مدنظر علی خامنه‌ای داشت. این همخوانی مورد توجه رهبر هم قرار گرفت و ۸ شهریور ۱۳۸۴ در دیدار با هیات دولت گفت: « یکی از شعارهای خوبی که آقای رئیس‌جمهور، هم در دوره‌ انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند، مسأله‌ دولت اسلامی است.» خامنه‌ای در همان سخنرانی تصریح کرد که «دولت اسلامی کامل» در زمان «انسان کامل» یعنی امام دوازدهم شیعیان تشکیل می‌شود ولی مشخص بود که توجه دوباره و بیشتر او از این زاویه بود که حس می‌کرد فرد مناسب برای تشکیل «دولت اسلامی» را یافته است.

البته محمود احمدی‌نژاد به طور طبیعی خودش را «دولت اسلامی» می‌دانست و می‌گفت: « ملت ما قصد دارد با ایجاد جامعه نمونه اسلامی، پرچم اسلام را برفراز دنیا به اهتزاز درآورد.» تاکید احمدی‌نژاد بر دولت اسلامی تا سال ۱۳۸۸ به طور محسوسی ادامه داشت. برخی اصولگرایان هم در این دوران اشاره داشتند که به تشکیل دولت اسلامی نزدیک شده‌ایم.

به موازات احساس نزدیک شدن به تشکیل دولت اسلامی، تلاش‌هایی برای تشکیل «جامعه اسلامی» هم در جریان بود. یکی از رگه‌های این تلاش، تلاش برای «تحول در آموزش و پرورش» بود که در قالب سند «مشهد مقدس» در آذرماه ۱۳۸۵ خودش را نشان داد.

هدف این سند، تلاش برای ساخت جامعه اسلامی تحت عنوان حیات طیبه بود تا بتوان از این مسیر به تشکیل «جامعه جهانی مهدوی» نزدیک شد. هدف‌گذاری اولیه هم تغییر محتوای کتاب‌های درسی بود که به گفته رهبر جمهوری اسلامی باید « معارف الهی، معارف اسلامی، معارف مدنی، معارف تمدن‌ساز، معارف انسان‌ساز» به آن اضافه شوند و « در كتاب های درسی دختران … چیزهایی در زمینه‌های خانه‌داری، تربیت فرزند » وارد متون درسی شوند.

به موازات این تلاش‌ها، علی خامنه‌ای سخن گفتن درباره «سبک زندگی» را هم شروع کرده بود. سپاه پاسداران هم سال ۱۳۹۱ در تهران، در پی اجرای آزمایشی طرح «حیات طیبه» در چند محله تهران برآمد و دوره‌های متعدد آموزشی با همین عنوان برای نیروهای خودش راه‌اندازی کرد.

با وجود تلاش‌های سپاه، خراب شدن رابطه دولت احمدی‌نژاد و خامنه‌ای و سپاه و غلبه یافتن ادبیات «مکتب ایرانی» در نزد حلقه اول احمدی‌نژاد، باعث شد رویاهای رهبری چندان جدی گرفته نشود و اغلب طرح‌های مربوط به «حیات طیبه» نیز به بایگانی فرستاده شوند.

آذرماه سال ۱۳۹۰ در انتخابات مجلس شورای اسلامی، جمعی از حامیان محمود احمدی‌نژاد دوباره تشکلی با عنوان «حامیان دولت اسلامی» راه انداختند که قصد احیای نمایش سال ۱۳۸۴ و تنظیم مناسبات خود با خامنه‌ای را داشتند ولی کسی آنها را جدی نگرفت.

دولت اسلامی روحانی

با شکست رویاهای رهبر در دوران احمدی‌نژاد، ایده تشکیل «دولت اسلامی» دوباره به نقطه صفر بازگشت. این شکست را روزنامه اصولگرای رسالت در سرمقاله‌ ۱۳ تیرماه ۱۳۹۱ به صراحت توضیح داد: « تصور بسیاری از نیروهای معتقد به انقلاب این بود که احمدی نژاد اولین کسی است که در مسیر احیای دولت اسلامی گام بر می دارد … به تدریج مشخص شد که دولت احمدی نژاد نیز با آرمان‌ها و اهداف اسلام عزیز فاصله دارد و ما را به نقطه صفر بازگرداند.»

این روزنامه اصولگرا، تشکیل دولت اسلامی را «مطالبه بر زمین مانده مردم و رهبری» دانست و نوشت در انتخابات سال‌۱۳۹۲ هر کاندیدایی که بخواهد شانس پیروزی داشته باشد، باید به این مفهوم توجه کند. با این حال، مفهوم دولت اسلامی، غریب‌ترین شعار انتخابات کاندیداها در سال ۱۳۹۲ بود و خامنه‌ای هم در این دوران، کمتر در این زمینه سخن گفت و دولت حسن روحانی را در زمینه تشکیل «دولت اسلامی» یا «جامعه اسلامی» مخاطب قرار نمی‌داد.

رویاهای شکست‌خورده

علی‌ خامنه‌ای در آخرین اشارات به این موضوع، ۶ شهریور ۱۳۹۶ در دیدار با طلبه‌ها با ناراحتی گفت: «ما جامعه‌ اسلامی نداریم، ما دولت اسلامی هم نداریم» و«هنوز در دولت اسلامی‌اش مانده‌ایم» و تا «ایجاد تشکیلات مدیریّتیِ اسلامی برای کشور»، خیلی فاصله داریم» و «باید مبارزه کرد.»

در حاشیه همان سخنرانی، حیدر عباسی، یکی از طلابی که قرار بود در حضور خامنه‌ای سخنرانی کند ولی با دخالت دفتر خامنه‌ای موفق نشد، متن سخنرانی‌اش را منتشر کرد. در بخشی از این متن به این طرح پنج‌مرحله‌ای رهبر اشاره شده بود: «فرایندی پنج‌گانه برای روند پیشرفت انقلاب اسلامی و تحقق آرمان مهدویت بیان داشته‌اید»، «بسیار حکومتی و از بالا به پایین» و «بر خلاف آرمان انقلاب اسلامی» است. این انتقادات صریح نشان می‌داد تلاش‌های ۳۰ ساله رهبر در این زمینه، مخالفان تازه در بدنه نظام پیدا کرده است.

با وجود انتقادات و ناکامی‌ها، خامنه‌ای در بیانیه «گام دوم» که ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ به مناسبت چهل‌ساله شدن جمهوری اسلامی منتشر کرد، بدون اشاره به تشکیل «دولت اسلامی» و «جامعه اسلامی»، از «ایجاد تمدن نوین اسلامی» به عنوان یک آرمان و «آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» نام برد. در واقع، مرتبط کردن این پنج مرحله به ظهور «امام زمان» نیز ابداع علم‌الهدی نیست. خامنه‌ای در سخنرانی‌ها و بیانه‌های متعددش، ایجاد تمدن اسلامی را «ماموریت اصلی» منتظران امام غایب و «زمینه‌ساز ظهور» می‌داند.

از این منظر، طرح پنج مرحله‌ای خامنه‌ای اگرچه فرم سیاسی به خود گرفته یا تحت تاثیر برخی حوادث سیاسی، دچار فراز و نشیب شده ولی در عمل، ایده محوری او برای تبدیل جمهوری اسلامی به سکوی ظهور «امام زمان» است.

احمد علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه دیروز گفته است در ۴۰ سال آینده باید «دولت اسلامی» و «جامعه اسلامی» تشکیل شود. طبق این محاسبه، مقدمات اولیه تشکیل تمدن اسلامی، حداقل تا سال ۱۴۳۸ طول می‌کشد؛ رویاهای آخرالزمان.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .