Nov 16 2018
Tag Archive 'جنایات رژیم'
Nov 11 2018
نبش قبر پیکر یک زن سالمند بهائی در گیلاوند

دویچهوله: پیکر یک شهروند بهائی پس از نبش قبر، در بیابان انداخته شده است. جمعی از “نواندیشان دینی” در بیانیهای این کار را محکوم کردند. صدیقه وسمقی از امضاکنندگان بیانیه در گفتوگو با دویچهوله این اقدام را ضد دین و اخلاق خواند.
به گزارش “زیتون” پیکر زنی به نام شمسی اقدسی، از شهروندان بهائی گیلاوند، از توابع دماوند، نبش قبر شده است. چهار روز پس از خاکسپاری خانم اقدسی، به خانواده او خبر داده شده که جسد او در بیابانهای اطراف جابان پیدا شده است. سایت زیتون نوشته که نیروهای امنیتی پیشتر به بهائیان هشدار داده بودند که دیگر حق دفن امواتشان را در این شهر ندارند.
گروهی از “نواندیشان دینی” در داخل و خارج از ایران در بیانیهای به این اقدام واکنش نشان داده و آنرا به شدت تقبیح کردهاند. آنها در این بیانیه اینگونه اقدامات را “زاده تعصبات جاهلانه”، “نفرتانگیز”، “شرمآور و شایسته پیگیری قضایی” دانستهاند و خواستار شناسایی و محاکمه علنی عاملان و آمران این کار شدهاند.
صدیقه وسمقی، پژوهشگر دینی از تهران، در باره این بیانیه به دویچهوله فارسی گفت:
«این کار با هیچ معیار اخلاقی و انسانی و دینی سازگار نیست. این یک ظلم بزرگ به هموطنان بهائی و توهینی بزرگ به ملت ایران است.»
او از این کار به عنوان یک “انحطاط اخلاقی بزرگ در جامعه” یاد کرد و گفت بسیار تاسفآور است که در این رابطه تا کنون هیچ واکنش و پیگیری از سوی مسئولان دیده نشده است.
به باور این پژوهشگر دینی، بدون برخورد «با این گونه مسائل فرهنگی، حقوقی و اخلاقی و بدون برخورد با چنین مواردی از ستم و ظلم نمیتوان در جامعه تغییراتی بنیادین و پایدار» به وجود آورد.
صدیقه وسمقی به موارد بسیاری از تضییق حقوق شهروندی بهائیان در طول چهار دهه گذشته، از جمله محرومیت از تحصیل، شغل و کسب و کار، اشاره کرد و گفت: «این محرومیتها هیچ معیار عقلی، شرعی و انسانی و اخلاقی ندارد. ولی نمونهای شبیه به این که جنازه یک بانوی بهائی را از قبر درآورند و به بیابان بیاندازند کمتر سابقه داشته است.»
او اینگونه موارد را “بسیار فجیع و باعث نگرانی شدید” دانست و گفت باور ندارد که چنین کاری “کار افراد عادی باشد”.
Nov 08 2018
ایرانایر، سپهبد خادمی و ‘قتلی که فراموش شد’

بیبیسی: پژمان اکبرزاده، سپهبد خادمی همراه با محمدرضا شاه و فرح پهلوی ملکه سابق ایران در مراسم سلام نوروزی، ۱۹۷۷ / ۱۳۵۶هواپیمایی ملی ایران در دهه ۱۹۷۰ عنوان “رو به رُشدترین” را در میان شرکتهای هواپیماییِ جهان به خود اختصاص داده بود. “هما” به نوشته دانشنامه ایرانیکا، پس از شرکت ملی نفت، پردرآمدترین شرکت در ایران بود و همچنین از سوی “بنیاد ایمنی پرواز” به عنوان یکی از امنترین خطوط هوایی دنیا شناخته شده بود. این دستاوردها با نام سپهبد علیمحمد خادمی (۱۹۱۳-۱۹۷۸) پیوند خورده بود که شانزده سال مدیریت هواپیمایی ملی ایران را به عهده داشت. خدمت او چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی با یک استعفای ناگهانی پایان یافت.
سپهبد خادمی چهل سال پیش در هفتم نوامبر ۱۹۷۸ (شانزدهم آبان ۱۳۵۷) در خانهاش در تهران کشته شد. علیرغم شهادت همسر و سربازانی که در خانه او کار میکردند، رسانههای زیرنظر دولت، قتل او را “خودکشی” خواندند، ولی همزمان چندین رسانه بینالمللی مانند نیویورک تایمز، خبر “قتل” وی را منتشر کردند. سپهبد خادمی در میان بهاییانِ ایرانی بالاترین مقام مدیریت در یک نهاد دولتی را به عهده داشت. گرایش مذهبی او نیز که بر کسی پنهان نبود، سرسختانه مورد مخالفت گروهی از روحانیون مسلمان بود.
قتلی که فراموش شد
از کشته شدن علیمحمد خادمی و اینکه چه کسی مسئول آن بوده دیگر به ندرت سخنی به میان میآید. تنها چند ماه پس از کشته شدن او انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و تعداد زیادی از مقامهای حکومت گذشته به جوخههای اعدام سپرده شدند. به نظر میرسد گستردگی کشتارها و فضای متشنج کشور، آنچه بر سر مدیر “هما” آمده بود را به سرعت از یادها برد.
سیروس علایی، استاد پیشین دانشگاه تهران و از دوستان سپهبد خادمی، چندین سال را صرف بررسی اسناد مربوط به این قتل کرده است. او برای نخستین بار در بهار ۲۰۱۵ با همکاری خانواده خادمی مجموعهای از مدارک فرمانداری نظامی تهران را در نشریه “ایراننامه” منتشر کرد. در یکی از این مدارک ثبت شده که سه پوکه فشنگ در کنار پیکر خادمی یافت شده است. بر پایه این مدارک و به گزارش افسری که محل حادثه را بازرسی کرده بود، سپهبد خادمی توسط “یک گروه حداقل سه نفری ترور شده” و پزشکی قانونی نیز “کشته شدن” او را با اصابت گلوله از پشت سر تایید کرده است. نام سه تن از اعضای “کمیته مشترک ضد خرابکاری” نیز در مدارک آمده که یکی از آنها در فرمانداری نظامی تهران توسط بهیه مؤید به عنوان شلیک کننده به همسرش، سپهبد خادمی شناسایی شد.
بیشتر بخوانید:
- حکایت روزی که امیرعباس هویدا تیرباران شد
- نخست وزیر پادشاه؛ بدترین زمان ملاقات با سرنوشت
- کالبد شکافی مرده آزاری در ایران معاصر، از باب تا خاوران
- آمریکا ایران ایر را تحریم کرد
- چگونه توان رزمی نیروی هوایی ایران پس از انقلاب تضعیف شد؟
علیرغم شناسایی و دستگیری این افراد توسط فرمانداری نظامی، هیچیک از آنها محاکمه و مجازات نشدند. سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) کمی بعد، بهیه مؤید را حدود یک ماه بازداشت کرد تا وی اعلام کند همسرش خودکشی کرده است. او تسلیم این خواسته نشد.
سیروس علایی میگوید: “دستگاههای حکومتی در آن روزها چنان دستپاچه بودند که به هر کاری برای آرام کردن فضا دست میزدند. کشتن سپهبد خادمی – به عنوان یکی از سرشناسترین شخصیتهای بهایی – یکی از همین اقدامات بود که نه تنها کمکی به آرامکردن فضا نکرد، بلکه برخشم مردم و همچنین جَریتر شدن روحانیون افزود”.

علیمحمد خادمی در میان کارمندان عالیرتبه هما، تهران، ۱۹۷۳/۱۳۵۲
علیمحمد خادمی در میان “ایرانیان نامدار”
در کتاب “ایرانیان نامدار” نوشته عباس میلانی (چاپ ۲۰۰۸) مقاله ویژهای درباره سپهبد خادمی چاپ شده است. در این کتاب آمده: “خادمی در تهران پس از پایان تحصیل در دانشکده افسری و آموزشگاه خلبانی نیروی هوایی، به دانشکده نیروی هوایی بریتانیا راه یافت و نخستین شهروند ایرانی بود که موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بازرگانی شد”. آقای میلانی کارنامه سپهبد خادمی را یک نمونه مثالزدنی در تاریخ معاصر ایران میداند که نشان میدهد جرات و صداقت، همراه با سیاست شایسته سالاری، چگونه میتواند در جامعه تاثیرگذار باشد.
عباس میلانی در چهلمین سالگرد کشته شدن سپهبد خادمی میگوید: “هیچ سند دقیقی” ندیده که دستگاه امنیتی شاه در کشتن خادمی نقش داشته باشد. او میافزاید: “به نظر من شواهد اینگونه نشان میدهند که نیروهای مذهبی در این جریان نقش داشتند ولی در نهایت کوشیدند کاسه کوزهها را بر سر ساواک بشکنند. خادمی بدون داشتن شبکهای در داخل حکومت، هواپیمایی ملی ایران را از هیچ به بالاترین موقعیت رسانده بود. این عملکرد خاری بود در چشم کسانی که نمیتوانستند این موفقیت را ببینند و امروزه حتی از تحصیل بهاییان در ایران جلوگیری میکنند.”
مدیر برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد میافزاید: “در رابطه با سپهبد خادمی، حتی منتقدانش به او انگ فساد مالی نمیزنند. در دوران مدیریت، خادمی تمام تلاش خود را به کار بست تا ایران ایر را از وابستگی به خلبانهای خارجی رها سازد و همچنین قوانین شدید او برای استخدام خلبانان زُبده و همچنین جلوگیری از تاخیر پروازها – حتی برای مقامهای عالیرتبه – زبانزد بود.”

خادمی به اتفاق همسر و پسرش، یک روز پیش از کشته شدن در تهران، آبان ۱۹۷۸/۱۳۵۷
اختلاف نظر در هویت شلیک کنندگان
رسانههای زمان شاه دلیل کشته شدن سپهبد خادمی را یکصدا “خودکشی” اعلام کردند. عباس میلانی دلیل این موضوع را ناروشن ولی تا حدی متأثر از فضای بحرانزده ایران در آن روزها میداند. او میگوید: “اکنون کاملاً روشن شده که نیروهای مذهبی در آتش زدن سینما رکس هم نقش داشتند ولی همان زمان وقتی داریوش همایون این موضوع را اعلام کرد هیچکس آنرا باور نکرد. در رابطه با قتل سپهبد خادمی نیز همینگونه بود. رژیم شاه اعتبار خود را از دست داده بود و هر چه می گفت علیه خودش به کار برده میشد.”
سیروس علایی اما نقش نیروهای مذهبی را به کلی مردود میداند و معتقد است با توجه به اسناد، نقش “کمیته ضدخرابکاری” در این بین روشن است. آقای علایی در عین حال پافشاری میکند که محمدرضا شاه از عملکرد کمیته ضد خرابکاری بیخبر بوده و کمیته نیز که در آن زمان قدرت فوقالعادهای پیدا کرده بود با اعمال نفوذ مانع از پیگیری فرمانداری نظامی تهران برای مجازات عاملان شد.

سپهبد خادمی و همسرش در کنار مدیر انجمن بینالمللی حمل و نقل هوایی، هامرشولد و همسرش در تهران، ۱۳۴۹/۱۹۷۰
دوران مدیریت در هما و یاتا
سپهبد خادمی پس از پایان تحصیل در ایران، بریتانیا و سالها همکاری با نیروی هوایی ایران، آموختن را همچنان ادامه داد. او در سال ۱۹۵۷/۱۳۳۶ از کالج جنگی نیروی هوایی آمریکا در آلاباما فارغ التحصیل شد و از ۱۹۵۸/۱۳۳۷ به مدت چهار سال رییس ستاد نیروی هوایی ایران بود. خادمی از سال ۱۹۶۲/۱۳۴۱ به مدیریت شرکت نوبنیاد “ایران ایر” منصوب شد. کمی پس از آن، یک دوره عالی مدیریت حمل و نقل هوایی را نیز در دانشگاه آمریکایی واشینگتن به پایان برد.
عباس عطروش در کتاب “تاریخچه هواپیمایی بازرگانی در ایران” اشاره میکند، ایران ایر در آن زمان سیزده هواپیمای کوچک و حدود هفتصد و پنجاه کارمند داشت. این رقم در سال ۱۹۷۸/۱۳۵۷ به سی و هفت بویینگ و بیش از دوازده هزار و هشتصد کارمند رسید.
در کنار گسترش “هما”، ایران در سال ۱۹۷۰ – برای نخستینبار در آسیا – میزبان نشست “انجمن جهانی حمل و نقل هوایی” (یاتا) شد. در همان سال سپهبد خادمی برای یک سال ریاست این انجمن را در دست گرفت. او نخستین آسیایی بود که به این به موقعیت رسید.
در این دوره پروازهای هواپیمایی ملی ایران از خاورمیانه و اروپا به خاور دور و آمریکای شمالی نیز گسترش یافتند. در زمان مدیریت “هما” خادمی گرایش دایمی خود به فراگیری و بهروز بودن را از نو نشان داد. برگزاری دورههای پی در پی آموزشی برای کارکنان در تهران و سازماندهی دورههای مدیریت در سراسر ایران یکی از نشانههای این نگرش بود. دانشگاه نورتروپ در کالیفرنیا به دلیل دستاوردهای خادمی در زمینه صنعت هوایی بازرگانی در سال ۱۹۷۷ به او دکترای افتخاری اهدا کرد.
مصادره اموال و پروندهای باز
در پی انقلاب اسلامی اموال خادمی در تهران مصادره شد ولی پرونده قتل او همچنان باز است. در یکی از نامههای اداری که از تهران بهدست آمده اشاره شده چنانچه زمانی بازماندگان قصد پیگیری موضوع را داشته باشند میتوان دوباره پرونده آن را به جریان انداخت. مُنیب خادمی، فرزند بزرگ سپهبد خادمی، در سال ۲۰۰۴ برای جلوگیری از بایگانی شدن پرونده به تهران سفر کرد ولی به نتیجهای نرسید. او میگوید: “به من گفتند کاری نمیتوانید در رابطه با این پرونده انجام بدهید و موضوع مصادره نیز مربوط به حکمی است که آیت الله خمینی در رابطه با توقیف اموال بهاییان صادر کرده است.”
مُنیب، همراه با خواهرانش مُنا و مینو، مجموعه اسنادی را درباره فعالیتها و ترور پدرش گردآوری کرده که قرار است به زودی برای کاربرد پژوهشگران به کتابخانه دانشگاه استنفورد سپرده شود.
سپهبد خادمی در “گلستان جاوید” (گورستان بهاییان در تهران) به خاک سپرده شد؛ گورستانی که مدتی پس از انقلاب اسلامی با بولدوزر از میان رفت.
Nov 02 2018
فرشید هکی: من دهه پنجاهی هستم؛

سایت ملیون ایران :نوشته ای زیبا و خواندنی از نویسندۀ آزاده مرحوم “فرشید هکی” که هفته گذشته به طرز مشکوکی به قتل رسید و نهادهای امنیتی پیکر سوخته اش را به سرعت دفن کردند.
من دهه پنجاهی هستم؛
من دهه پنجاهی هستم. نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است !
من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام!
من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام!
من مدادِ سیاهِ “سوسمار”نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !
من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام!
من شبهایِ “وفات”ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام!
من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا “بِمیرَد “!
من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام!
من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!
من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!
من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی “تشییع ” کرده ام ! هر دوشنبه، هر پنجشنبه !
بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام!
من بارها “گیرِ” گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟!
آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!
من ویدئو را “قایمکی” دیده ام!
من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام!
نواری که صدایِ”معین” رویَش ضبط شده بود، با کلی خش خش و تق و توق!
من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام!
مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها!
من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانهها که آمده بودند دیشهای ماهواره را جمع کنند!
من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت)،خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند!
من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی، تا فیلمِ سینمایی ببینم!
من با جنگ، ترس، تحریم، غم، شعار، سخنرانی، کمبود، عقده زور، ریا، بلندگو، کوپن، دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم!
من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم.
نعشِ مرا در خاک وطنم بخاک نسپارید که خاک از عقده های روییده در دلم مسموم میشود.
مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!
من متولد دههء پنجاهم. ….
مراقبِ مُردنم نخواهم بود، این کار همه چیز را ضایع می کند.
#فرشید_هکی
#خاشقچی_ایران
#فتوای_امنیتی
@shahrvandyar
Nov 02 2018
روایت رسانههای اسرائیل از نقش موساد در لو رفتن طرح «سوءقصد» ایران در دانمارک
رادیوفردا: در حالی که وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرده که «اتهام تلاش تروریستی» منتسب به ایران در دانمارک، کار موساد است، رسانههای اسرائیل در یک پوشش وسیع خبری اعلام کردند که موساد این «توطئه ایرانی» را به دانمارک «خبر داد» و اطلاعات بعدی موساد هم به دستگیری یک ایرانی مرتبط با این «سوء قصد» انجامید.
دانمارک این هفته اعلام کرد یک مرد ایرانی با تابعیت نروژی را به اتهام «تلاش تروریستی» علیه جان یک فعال سیاسی ایرانی تابع دانمارک شناسایی، و او را با یاری سوئد، در خاک این کشور همسایه دستگیر کرده است.
نام ایرانی بازداشت شده اعلام نشده اما گزارش رسانههای اوپوزیسیون ایرانی حاکی است که این مرد به اتهام تلاش برای سوء قصد به جان حبیب جبر، از فعالان «جنبش الاحواز» که ساکن و شهروند دانمارک است، بازداشت شد.
رئیس پلیس، وزیر خارجه و نخستوزیر دانمارک روز سهشنبه ۸ آبان در نشستهای خبری جداگانه خشم دولت خود را از به خطر افتادن امنیت کشورشان ابراز داشته و ایران را به عنوان عامل پشت پرده این طرح نکوهش کردند.
سایت اسرائیلی وای.نت روز چهارشنبه ۹ آبان نوشت «اسرائیل تایید می کند» که سازمان جاسوسی خارجی این کشور، موساد، «در پشت پرده اطلاعات داده شده به دانمارک و سوئد بوده است».
به نوشته وای.نت، اسرائیل فعالیت خود را برای جلوگیری از لطمه به موسسات یهودی و اسرائیلی افزایش داده و به اطلاعاتی نیز دست یافته که با هدفهای اسرائیلی و یهودی در ارتباط نبوده است.
مان، شبکه رادیو و تلویزیون دولتی اسرائیل، روز چهارشنبه به نقل از مقامات دولتی این کشور خبر داد که موساد، دانمارک را از این «تلاش تروریستی» مطلع کرد.
در گزارش گیلی کهن، گزارشگر امور سیاسی شبکه رادیو و تلویزیون دولتی اسرائیل، نیز گفته شد که مقامات دولتی این کشور با تایید دخالت موساد در آگاه کردن اروپا از «توطئههای ایران»، نقش اسرائیل در امنیت اروپا را نشان میدهند.
روزنامه «جروزالم پست» نیز براساس گزارش این شبکه اسرائیلی، نوشت موساد هم دانمارک را از «توطئه» آگاه کرد و هم اطلاعاتی به این کشور داد که بر اساس آن، نروژی ایرانیتبار دستگیر شد.
این دومین بار در ماههای اخیر است که به گزارش رسانههای اسرائیل، موساد کشورهای اروپایی را از «طرحهای تروریستی ایران» در این قاره آگاه کرده است.
نخستوزیر اسرائیل تیرماه امسال به طور سربسته گفت که کشورش در خنثی شدن یک طرح ضد امنیتی در اروپا نقش داشته است.
بنیامین نتانیاهو سپس افزود کشورهای اروپایی به ایران در نجات برجام کمک میکنند و میزبان رئیسجمهوری ایران میشوند اما رژیم تهران در حال توطئه تروریستی در خاک اروپا است.
رسانههای اسرائیل اندکی بعد به نقل از مقامات کشورشان خبر دادند که موساد «توطئه بمبگذاری» در همایش یک گروه مخالف جمهوری اسلامی ایران در فرانسه را به کشورهای اروپایی خبر داده و موجب دستگیری شماری از ایرانیان مرتبط با این «توطئه» شده است.
ماجرای «کشف توطئه تروریستی» جدید منتسب به جمهوری اسلامی با یکی از مهمترین مسائل مربوط به ایران مصادف شده است.
این رخداد که در آستانه بازگشت تحریمهای نفتی آمریکا علیه تهران بوقوع پیوسته است، مناسبات ایران با اروپا را به خطر انداخته است؛ این در حالی است که حمایت اروپا از حفظ برجام ظاهرا بیشترین اهمیت را دارد.
جروزالم پست روز پنجشنبه ۱۰ آبان با اشاره به برنامه پیشین اتحادیه اروپا برای تعیین سازوکاری که موجب تسهیل در کانالهای پرداخت به ایران پس از اجرای تحریمهای تازه آمریکا شود، نوشته است، ماجرای دانمارک از ظرفیت ایجاد اختلاف در اتحادیه اروپا بر سر ایران برخوردار است هر چند که در روزهای باقی مانده تا ۱۴ آبان، که موعد بازگشت تحریمهاست، بعید است که حمایت کافی در این اتحادیه را برای اتخاذ تصمیمی علیه ایران کسب کند.
جزئیات بیشتر از «توطئه سوءقصد» در دانمارک
سازمان امنیت دانمارک روز چهارشنبه جزئیات بیشتری در مورد این رخداد منتشر کرد که بر اساس آن گمان میرود ایرانی تبعه نروژ که در شهر یوته بوری در جنوب سوئد دستگیر شد، از محل زندگی حبیب جبر در حومه کپنهاگ عکس گرفته است.
یک رادیو محلی نروژ نیز مدعی شده که فرد بازداشتی اندک زمانی قبل از بازداشت، از سفر به ایران بازگشته بود.
ایران بدنبال حمله مسلحانه ۳۱ شهریور به شهر اهواز در رژه سالروز جنگ ایران و عراق که ۲۵ تن را کشت و دهها تن را زخمی کرد، دانمارک، هلند و بریتانیا را متهم کرد که به اعضای «گروهکهای تروریستی مسبب جنایت اهواز» پناه داده اند.
Oct 31 2018
ایران به تدارک یک حمله متهم شد؛ دانمارک سفیرش را از تهران فراخواند
رادیو فردا: وزیر خارجه دانمارک عصر سهشنبه هشتم آبان اعلام کرد که به دنبال ناکام گذاشتن طرح سرویس امنیتی ایران برای انجام یک حمله در این کشور، سفیرش را از تهران فرا خوانده است.
اندرس ساموئلسن در یک نشست خبری گفت که کشورش در واکنش به اقدام ایران برای انجام این حمله، تلاش میکند تا اتحادیه اروپا را به اعمال تحریمهای جدید علیه تهران وادار کند.
وی به صراحت حکومت جمهوری اسلامی را متهم کرد که پشت این حمله قرار دارد و افزود که سفیر دانمارک از تهران فراخوانده شده است.
ساموئلسن اظهار داشت: «من تصمیم گرفتهام که سفیر دانمارک در تهران را برای پارهای مشورتها فرا بخوانم… برای دانمارک به هیچ رو پذیرفتنی نیست که افراد مرتبط با سرویس اطلاعاتی ایران علیه افرادی در دانمارک برای حمله توطئه بچینند».
وزیر خارجه دانمارک پیشتر در توئیتی نوشته بود: «کاملا غیرقابل قبول» است که ایران برای انجام حمله در خاک این کشور برنامهریزی کرده است.
وی افزوده بود که کشورش این موضوع را با شرکای اروپایی در میان خواهد گذاشت تا «گامهای بعدی» در این زمینه برداشته شود.
آقای ساموئلسن جزئیاتی در این زمینه ارائه نکرد.
وزیر خارجه دانمارک بعد خبر داد که مرتضی مرادیان، سفیر ایران در کپنهاگ، احضار و «خیلی شفاف» به او گفته شد که «این مسئله تا چه اندازه مهم و غیرقابل توصیف است».
PET vurderer, at Iran har planlagt attentat i Danmark. Fuldkomment uacceptabelt. Regeringen vil reagere over for Iran og taler med europæiske partnere om yderligere tiltag. Pressekonference i Udenrigsministeriet kl. 18.30. #dkpol #dkmedier
— Anders Samuelsen (@anderssamuelsen) October 30, 2018
ساعاتی پیش از آن، نخستوزیر دانمارک واکنش تندی نسبت به اخبار مربوط به تلاش وزارت اطلاعات ایران برای ترور مخالفان جمهوری اسلامی در خاک این کشور نشان داد و گفت که این موضوع را در اتحادیه اروپا مطرح میکند.
لارس لوک راسموسن در توئیتی نوشت: «غیرقابل قبول است که ایران یا سایر کشورهای خارجی برنامه داشته باشند تا در خاک دانمارک دست به ترور بزنند».
وی افزوده است که «انجام اقدامات بیشتر علیه ایران را در اتحادیه اروپا مطرح میکند».
It is totally unacceptable that Iran or any other foreign state plans assassinations on Danish soil. Further actions against Iran will be discussed in the EU. #dkpol
— Lars Løkke Rasmussen (@larsloekke) October 30, 2018
پیشتر، سرویس امنیتی دانمارک اعلام کرده بود پلیس این کشور یک فرد ایرانیتبار را به ظن همکاری با سرویسهای امنیتی ایران و تلاش برای حمله بازداشت کرده است.
فین بورک اندرسن، رئیس سرویس امنیتی دانمارک، گفت: این فرد که گذرنامه نروژی دارد مظنون به تلاش برای حمله به یکی از سران «جنبش الاحواز» در دانمارک است.
او در یک کنفرانس خبری افزود: «ما با طرح سرویس امنیتی ایران برای انجام حمله در خاک دانمارک روبرو هستیم. واضح است که این کار پذیرفتنی نیست».
اندرسن میگوید پلیس دانمارک روز ۲۱ اکتبر این شهروند نروژی ایرانیتبار را بازداشت کرده و متهم در جلسه تفهیم اتهام گفته که هیچ خطایی از او سر نزده است.
وی افزود که سرویس امنیتی نروژ و سوئد نیز در این زمینه با پلیس دانمارک همکاری داشتهاند.
هویت این متهم هنوز فاش نشده و به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، تا روز هشتم نوامبر که قرار است در دادگاه حاضر شود در بازداشت خواهد بود.
پلیس دانمارک میگوید دیده شده که این فرد از اعضای گروه «جنبش آزادیبخش الاحواز» در رینگِت، در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی کپنهاگ، عکس میگرفته است.
دانمارک میگوید عملیات روز ۲۸ سپتامبر که منجر به قطع دسترسی به جزیره رینگت شد پس از آن صورت گرفت که پلیس متوجه یک خودرو سرقتی با شماره سوئد در نزدیکی خانه یکی از فعالان مخالف جمهوری اسلامی شد.
بورک اندرسن گفته است: سرویس امنیتی دانمارک (معروف به پیایتی) به دلیل نگرانی از یک حمله قریبالوقوع دست به عملیات جستجو زد و به همین منظور مرزهای کشور با آلمان و سوئد بسته شد.
بازرسان متوجه شدند که این خودرو ربطی به عملیات پیایتی ندارد، ولی بعد شواهدی پیدا کردند دال بر «فعالیت غیرقانونی ایران در ارتباط با مخالفان جمهوری اسلامی».
We congratulate the government of #Denmark on its arrest of an Iranian regime assassin. For nearly 40 years, Europe has been the target of #Iran-sponsored terrorist attacks. We call on our allies and partners to confront the full range of Iran’s threats to peace and security.
— Secretary Pompeo (@SecPompeo) October 30, 2018
در همین حال، وزیر خارجه آمریکا به بازداشت یک ایرانیتبار به اتهام تلاش برای حمله به مخالفان جمهوری اسلامی در دانمارک واکنش نشان داد و به دولت این کشور در این زمینه تبریک گفت.
مایک پومپئو در توئیتی نوشت: «نزدیک به ۴۰ سال است که اروپا هدف حملات تروریستی مورد حمایت ایران بوده است. ما از متحدان و شرکای خود میخواهیم تا به منظور صلح و امنیت، با دامنه وسیع تهدیدات ایران مقابله کنند».
اعتراض ایران به حضور اعضای «الاحواز» در دانمارک
جمهوری اسلامی ایران پیشتر نسبت به حضور اعضای گروه «جنبش الاحواز» در خاک دانمارک پس از حمله به یک رژه نظامی در اهواز اعتراض کرده بود.
بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، شب ۳۱ شهریور گفته بود که پیرو حمله اهواز، سفیران هلند و دانمارک به وزارت خارجه ایران احضار و «نسبت به اقامت برخی اعضای گروهک تروریستی مزدوری که مسبب جنایت امروز در اهواز بودهاند، شدیدا اعتراض شد».
وی افزوده بود: «مدیرکل اروپای وزارت امور خارجه به سفرای هلند و دانمارک تاکید کرد انتظار میرود دولتهای مزبور ضمن محکومیت قاطعانه این اقدام تروریستی مسببین جنایتکار و همه مرتبطین با آنها را جهت حضور در دادگاه و محاکمه عادلانه به ایران مسترد نمایند».
در جریان حمله به رژه نظامی روز ۳۱ شهریور شهر اهواز دستکم ۲۴ نفر کشته و بیش از ۶۰ نفر زخمی شدند. در حالی که گروه داعش رسما مسئولیت این حمله را به عهده گرفت ولی مقامهای ایران انگشت اتهام در این زمینه را به سوی گروه «جنبش الاحواز» نشانه رفتند.
در همین حال، «یعقوب حُر التستری» که خود را سخنگوی «جنبش عربی آزادیبخش الاحواز» معرفی میکرد، در گفتوگو با رادیو فردا این حمله مسلحانه را به گروهی موسوم به «مقاومت ملی الاحواز» نسبت داد.
ولی سپاه پاسداران که گفته بود انتقام حمله یاد شده را خواهد گرفت در نهایت ادعای داعش را پذیرفت و چند موشک به مقر ادعایی این گروه در خاک سوریه پرتاب کرد.
اتهام جدید از سوی دانمارک در حالی مطرح شده که جمهوری اسلامی ایران هم اکنون درگیر موضوع بازداشت اسدالله اسدی، دیپلماتش، به اتهام دست داشتن در طرح حمله به نشست سازمان مجاهدین خلق در پاریس است.
فرانسه در دهم مهرماه داراییهای متعلق به سرویسهای اطلاعاتی ایران و دو شهروند ایرانی را در واکنش به «طرح حمله» به این همایش مسدود و هفته پیش یک دیپلمات ایرانی را اخراج کرد.
در عین حال امانوئل مکرون رئیسجمهوری فرانسه گفته است هنوز روشن نیست که کدام بخش از حاکمیت ایران دستور این حمله را صادر کرده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، آسوشیتدپرس و سایت رادیو فردا/ ک.ر
Oct 30 2018
نروژ دنبال شهروند ایرانی است که میخواست ناشر آثار سلمان رشدی را بکشد

ایران وایر: رشدی با انتشار بیانیهای، باز شدن مجدد پرونده در نروژ را «خبر خوبی» خوانده و ابراز امیدواری کرده است که این پرونده بالاخره پس از ربع قرن پیش برده شود.
تنها دو روز مانده بود تا پروندهای که ۲۵ سال است بیجواب مانده، برای همیشه بایگانی شود. طبق قانون نروژ، پس از گذشت ربع قرن از هر جنایت، تعقیب آن دیگر مجاز نیست. اما در روز سهشنبه نهم اکتبر، مقامات نروژ بالاخره دست به عمل زدند و چند نفر را در پرونده سوءقصد به جان «ویلیام نیگارد» متهم کردند.
نیگارد رییس یک شرکت انتشارات به نام «آشونگ» بود که جزو املاک خانوادگی او است. در سال ۱۹۸۸، با اینکه دو ماه از فتوای آیتالله خمینی میگذشت، او دست به انتشار ترجمه نروژی کتاب آیات شیطانی، نوشته سلمان رشدی زد. اتفاقی که منجر به تلاش برای قتل او شد.
۱۱ اکتبر سال ۱۹۹۳ بود که نیگارد جلوی خانهاش که در یکی از حومههای بی سر و صدای اسلو است، مورد سوء قصد قرار گرفت. سه گلوله به او شلیک شد اما او در کمال ناباوری جان سالم به در برد و تا همین امروز زنده است.
یک منبع آگاه در پلیس نروژ و یک منبع دیگر در برلین که در روند تحقیقات برای این پرونده جنایی شرکت داشته اند، در گفت وگو با «ایرانوایر» تایید کردند که حداقل یک نفر از متهمان شهروند ایران است و یک متهم دیگر شهروند یکی از کشورهای عربی که قبلا مقیم نروژ بوده است و با «حزبالله» لبنان رابطه دارد.
روزنامه «دی ولت» نیز گزارش داده است در مجموع چهار نفر متهم شدهاند که قرار بوده این قتل را از طرف دستگاه اطلاعاتی ایران انجام بدهند. این گزارش، تیتر صفحه اول این روزنامه پرخواننده آلمانی هم شده است.
مقامات نروژی هم چنان حاضر به انتشار جزییات پرونده نیستند و این امر، مورد انتقاد «سلمان رشدی» قرار گرفته است. مقامات معلوم نکردهاند که چه شواهدی در دست دارند، چند نفر دستگیر شدهاند و نام و ملیت و مکان کنونی مظنونین کدام است. رشدی البته با انتشار بیانیهای، باز شدن مجدد پرونده در نروژ را «خبر خوبی» خوانده و ابراز امیدواری کرده است که این پرونده بالاخره پس از ربع قرن پیش برده شود.
دستگاه قضایی نروژ در متهم کردن مظنونین، از یکی از مادههای کمتر شناخته شده قانون کیفری در این کشور استفاده کرده است. طبق این ماده، حمله به ارزشهای بنیادین جامعه پی گرد قانونی دارد. این تصمیم، تغییر آشکار رویکرد مقامات نروژی را نشان میدهد. تا سالهای سال آنها هرگونه ارتباط سوء قصد به جان نیگارد به فتوای روحالله خمینی علیه رشدی را یا رد میکردند و یا جدی نمیگرفتند.
«ایدا دال نیلسن»، سخن گوی «سرویس تحقیقات جنایی ملی» نروژ اما اینبار قاطعانه گفته است: «ما دلیلی نمیبینیم که این سوءقصد، انگیزهای به جز انتشار کتاب «آیات شیطانی» داشته باشد.»
پیش از سوء قصد به جان نیگارد، فتوای خمینی قربانیان بسیاری پیدا کرده بود. در سال ۱۹۹۱ بود که «اتوره کاپریولو»، مترجم ایتالیایی کتاب، در میلان با چاقو مورد حمله قرار گرفت. ضارب در آن پرونده از کاپریولو میخواست مکان زندگی سلمان رشدی را با او در میان بگذارد؛ کاری که این مترجم حاضر به انجامش نبود. کاپریولو زنده ماند اما تنها چند روز بعد بود که «هیتوشی ایگاراشی»، مترجم ژاپنی کتاب در توکیو به قتل رسید.
نیگارد نه تنها زنده ماند، که به فعالیت خود در عرصه نشر هم ادامه داد. او اکنون بازنشسته شده و رییس «انجمن قلم نروژ» است؛ سازمانی جهانی از نویسندگانی که برای آزادی بیان مبارزه میکنند.
جای تعجبی نیست که این ناشر ۷۵ ساله اکنون در پاسخ به اینکه آیا از انتشار کتاب رشدی پشیمان است یا نه، میگوید: «مطلقا نه». او تاکید میکند که هدفش از انتشار کتاب، «ایجاد گفت وگو» بوده است و نه تحریک مخالفین. میگوید اگر دوباره به عقب گردد، به نام آزادی بیان همین کار را میکند.
اینکه سوء قصد به جان ناشر آیات شیطانی احتمالا مرتبط با این کتاب است، به نظر مسلم میآید اما مقامات نروژ تا سالهای طولانی، قضیه را اینگونه نمیدیدند. آنها تا سالهای سال دنبال انگیزههای شخصی دشمنان احتمالی نیگارد بودند و بین همکاران و دوستان و آشنایان او دنبال مظنون میگشتند.
«کنوت اولاو آماس»، نویسنده و سیاستمدار نروژی از حزب محافظهکار، تئوری غریبی در این مورد دارد. او به «ان آر کا»، رادیو و تلویزیون نروژ گفته است که شاید نقش نروژ در مذاکرات صلح بین اسراییل و فلسطین باعث شده است که پلیس نخواهد در مسایل مربوط به خاورمیانه ایجاد جنجال کند.
اما این تئوری را هم که کنار بگذاریم، اینکه مقامات نروژی تا سالها پس از این ماجرا هم چنان می گفتند این رسانهها هستند که بیهوده پای سلمان رشدی را در ماجرای سوء قصد به نیگارد وسط میکشند، از نکات غریب تاریخ این کشور اسکاندیناوی است. «اود ایسونگست»، از روزنامهنگاران نامآشنای این کشور، کتابی در این مورد نوشت و در سال ۲۰۰۸ فیلمی هم در این مورد ساخت. همین فیلم مستند بود که باعث جلب توجه مردم شد و یک سال بعد پلیس تحقیقات را از نو آغاز کرد و پرونده نیگارد را دوباره گشود. امروز سخت نیست با حرف آماس که قبلا معاون وزیر فرهنگ هم بوده، موافق باشیم که برخورد مقامات نروژی در این پرونده «افتضاح» بوده است. آماس میگوید: «تحقیق در مورد نیگارد، خودش باید مورد تحقیق قرار بگیرد.»
پیش رفتن پرونده، جواب خیلی سوالها را معلوم خواهد کرد؛ از جمله اینکه این شهروند ایرانی که میخواسته نیگارد را به قتل برساند، چه کسی است و با دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ارتباط داشته است یا نه. اما آنچه مسلم است، شجاعت تاریخی امثال نیگارد است که با فعالیتهای خود، مدافع آزادی بیان شدند.
سلمان رشدی در کتاب «جوزف آنتون» که خاطرات زمان زندگی پنهانی خود در لندن را بازگو میکند، تصمیم امثال نیگارد را «یکی از بزرگ ترین دفاعها از آزادی بیان در زمان ما» مینامد.
مطالب مرتبط:
پرونده سلمان رشدی؛ فتوایی که کاغذپاره شد
پرونده سلمان رشدی؛ دفاع مهاجرانی از فتوای قتل نویسنده
پرونده سلمان رشدی؛ سکوت هزینه دار روشنفکران درباره فتوای یک قتل
Oct 22 2018
فرشید هکی حقوقدان و اقتصاددان به طرز فجیعی به قتل رسید
دیدار نیوز: عبدالرضا داوری در ساعت ۱۸:۳۰ عصر یکشنبه در توییتر نوشت: «خبر تكان دهنده بود. دكتر «فرشید هکی» حقوقدان و اقتصاددان عدالتخواه و مشاور علمي نشريه بررسيهاي اقتصادي، ساعاتي قبل به طرز فجيعي به قتل رسيد.
دیدارنیوز – بر اساس فایل صوتی توضیحات یکی از همکاران فرشید هکی به نام «مديري» که داوری منتشر کرده، او میگوید ممکن است یک خصومت شخصی و یا مربوط به پروندههای وکالتش بوده است.
فرشید هکی به گفتهی وی نزدیک خانه با چاقو به قبل رسیده و جسدش آتش زده شده است.
داوری که مدیر مسوول این مجله است، ساعتی پس از انتشار این خبر در یادداشت خطاب به دادستان نوشت که هکی «به طرز فجيعي به قتل رسيده و پس از قتل، جسد وي را مثله و به آتش كشيدهاند». او خواسته است تا «به قيد فوريت، دستور شناسايي، تعقيب و مجازات جنايتكاراني كه اين اقدام غيرانساني و وحشيانه را رقم زده اند» صادر شود.
Oct 14 2018
در تهرانپارس؛ زنی خود و فرزندان خردسالش را با نوشیدنی مسموم کشت
ایسنا: معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از مرگ سه عضو یک خانواده در منطقه تهرانپارس خبر داد.
به گزارش ایسنا، حوالی ساعت یک بامداد روز پنجشنبه ۱۹ مهرماه از طریق مرکز فوریتهای پلیسی خبر مرگ سه عضو یک خانواده به کلانتری ۱۴۴ جوادیه تهرانپارس اعلام شد که با حضور مأموران در محل و تأیید خبر اولیه بلافاصله موضوع به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل اعلام شد و رسیدگی به موضوع در دستورکار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با حضور در محل در بررسی محل وقوع جنایت اطمینان پیدا کردند که خانمی حدودا ۳۵ساله به هویت مشخص با نوشیدن نوشیدنی مسموم و در ادامه خوراندن نوشیدنی به دو پسربچه ۸ و ۱۰ سالهاش اقدام به خودکشی کرده و در دست نوشتهای صراحتا عنوان کرده است که به واسطه افسردگی شدیدی که داشته اقدام به این کار کرده است.
براساس اعلام مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی پایتخت، سرهنگ کارآگاه علی ولیپورگودرزی ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر گفت: در تحقیقات اولیه مشخص شد که همسر متوفی در زمان جنایت برای شرکت در مراسم سوگواری یکی از بستگانش در شهرستان حضور داشته که در پی تماسهای تلفنی و عدم پاسخگویی همسرش به این تماسها ، از برادرش خواسته تابرای بررسی موضوع به محل سکونت خانوادهاش مراجعه کند که نهایتا با ورود به منزل، اجساد مادر و دو فرزندش در کنار یکدیگر و در حالت استراحت کشف شد.
انتهای پیام
Oct 06 2018
توضیحات احمد منتظری درباره انتقال مواد منفجره در جریان حج ۶۵

بیبیسی: یک سال پس از رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان صدها نفر از زائران ایرانی در درگیری با ماموران سعودی در حج کشته شدنداحمد منتظری، روحانی شیعه منتقد حکومت ایران و فرزند آیتالله حسینعلی منتظری، میگوید رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان، در جریان حج سال ۱۳۶۵، توسط گروهی سپاهی انجام شده که زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی کار میکردند. او گفته علی شمخانی از این قضیه “مطلع” است، اما آقای شمخانی اطلاع از آن را تکذیب کرده است.
آقای منتظری به ایرنا، خبرگزاری رسمی ایران، گفته است شش نفر از نیروهای سپاه پاسداران که زیر نظر آقای هاشمی رفسنجانی بودند بدون اطلاع دهها نفر از حجاج ایرانی، در ساکهایشان مواد منفجره جاسازی کردند.
او گفته است: “یکی از شش سپاهی، شخصا به آقای منتظری گزارش داده بود که ما با ایشان (هاشمی رفسنجانی) کار میکردیم.”
حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی تا پایان سال ۱۳۶۷، پیشتر در خاطرات خود نوشته بود که شش سپاهی مسئول آن کار بودند، و حال فرزندش میگوید آن افراد زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی کار میکردهاند.
یک سال پس از رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان سعودی با کاروان حجاج، تظاهرات زائران ایرانی به درگیری با ماموران سعودی انجامید و صدها نفر در جریان آن کشته شدند.
- جمعه خونین مکه؛ مسیری برای صدور انقلاب
- سابقه درگیری هوایی عربستان سعودی و ایران
- روایت شش ‘خرابکاری تاریخی’ در مذاکرات ایران و آمریکا
احمد منتظری در حالی میگوید سپاهیان زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی مسئول انتقال مواد منفجره به عربستان بودند که روایت رسمی در حکومت ایران، سید مهدی هاشمی را مسئول آن معرفی میکند.
سید مهدی هاشمی از بستگان آیتالله منتظری و مسئول “واحد نهضتهای آزادیبخش” در سپاه بود که در سال ۱۳۶۶ پس از اعترافاتی اعدام شد.
احمد منتظری گفته است مقامهای عالی ایرانی برای مواجهه با رسوایی ارسال مواد منفجره به عربستان در مشورت با یکدیگر “گفتهاند که سید مهدی هاشمی که اشکالات دیگری هم داشته، این اشکال را هم متوجه ایشان کنیم تا پرونده بسته شود.”

مهدی هاشمی مهر ۶۶ اعدام شددر شهریور ۱۳۶۵ گزارشهایی از بازداشت مهدی هاشمی وجود دارد. رسوایی ارسال مواد منفجره با کاروان حجاج در مرداد ۱۳۶۵ رخ داد.
- اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیتالله منتظری در فروردین ۶۸
- ایران کنترا، مانوئل نوریگا و براندازی دولتهای چپ
- انتقاد از خود؛ آخرین ناگفته های آیت الله منتظری
- احمد منتظری؛ از انتشار فایل صوتی تا زندان و خلع لباس
احمد منتظری تاکید کرده است که سپاهیان مورد اشاره او ضرورتا با اطلاع آقای هاشمی رفسنجانی مواد منفجره را به عربستان نفرستادند.
او گفته است: “ممکن است خودسرانه این کار را کرده باشند… صرف اینکه با آقای هاشمی کار میکردند دلیل براطلاع آقای هاشمی رفسنجانی نیست.”
آقای منتظری در عین حال گفته است هرچند اکبر هاشمی رفسنجانی با عربستان روابط نزدیکی داشت، اما این هم ضرورتا به آن معنی نیست که ارسال مواد منفجره قطعا بیاطلاع آقای هاشمی رفسنجانی انجام شده بود.
او به ایرنا گفته است: “میگویم این اقدام با مشی آقای هاشمی رفسنجانی نمیخواند، ولی ممکن است در مقطعی کاری کرده باشند. مثلا در دادگاه میکونوس نقش ایشان چه بود؟ شما بهتر میدانید.”

آقای منتظری پیش از این برای افشای مطالبی با برخورد قضایی و امنیتی مواجه شده است
اشاره آقای منتظری به قتل چهرههای کرد و چپگرای مخالف حکومت ایران در رستوران میکونوس در برلین است.
- هاشمی رفسنجانی چگونه هنوز پس از مرگ به ایران شکل میدهد؟
- مسئولیت هاشمی رفسنجانی در طولانی شدن جنگ ایران و عراق
- هاشمیها؛ خانواده خبرساز سیاست ایران
‘شمخانی مطلع است’
احمد منتظری چند روز پیش از مصاحبه با ایرنا در مصاحبهای با برنامه ویدئویی “خشت خام” با اجرای حسین دهباشی، به طور خلاصه به این مساله اشاره کرد که سپاهیان عامل انتقال مواد منفجره با اکبر هاشمی رفسنجانی مرتبط بودهاند.
او در مصاحبهاش با ایرنا گفته است که رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان چنان بزرگ بوده که مقامهای زیادی باید در جریان ابعاد مختلف آن باشند.
او گفته است: ” مسئلهای به این بزرگی در وزارت خارجه و یا وزارت اطلاعات در سپاه و ارتش مسلما خیلیها اطلاع داشتند حالا اینکه تا چه حد میدانند و چه درباره آن بگویند موضوع دیگری است.”
او از جمله علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی در ایران را یکی از اشخاص “مطلع” معرفی کرده است.
احمد منتظری گفته نمیداند شخص سپاهی مرتبط با اکبر هاشمی رفسنجانی که به آیتالله منتظری در این زمینه خبر داده بود کیست، اما میگوید بر اساس یکی از نامههای آقای منتظری “معلوم است که آن فرد ناشناس نبوده، لابد یکی از کسانی بوده که از قدیم با ایشان (مرحوم منتظری) در ارتباط بوده است و فرد مجهول الهویهای نبوده است. ولی نمیخواستند که نامی از ایشان ببرند.”
او اضافه کرده است: “شما میتوانید از آقای شمخانی در این باره اطلاع دقیقی بگیرید.”
آقای منتظری توضیح بیشتری نداده و در مقابل پرسشهای متعدد خبرنگار ایرنا تنها گفته است: “ایشان میتواند اطلاعاتتان را تکمیل کند. مطلع هستند. عرضم این است که مطلع هستند.”
با این حال علی شمخانی به ایرنا گفته است که از این ماجرا اطلاعی ندارد.

نقل قولهای تاریخی مرتبط
خاطرات آیتالله حسینعلی منتظری: سپاه برای انتقال مواد منفجره به عربستان از ساکهای زائران بدون اجازه آنها استفاده کرد. پس از افشای این در عربستان و رفتن آبروی ایران، در همه جا زمزمه راه انداختند که خوب است بگوییم این نیز تقصیر سید مهدی هاشمی است. این درحالی بود که سید مهدی آن موقع درگیر مشکلات خودش بود. یکی از افراد سپاه که از متصدیان این امر ناجوانمردانه بود آمد نزد من و گفت که مسئولین من اصرار دارند تا بگوییم این امر توسط سید مهدی هاشمی انجام شده است.
“رنجنامه” احمد خمینی خطاب به آیتالله منتظری: اولاً معروف است که این کار را هم سید مهدی هاشمی و یا ایادی ایشان انجام داده اند. ثانیاً، آیا راهی برای کارهای انقلابی غیر از آنچه در مکه شد وجود دارد البته اینگونه کارها گاهی بدون گیر و اشکال انجام می گیرد و گاهی لو می رود. این به معنای موافقت من با این گونه کارها نیست ولی به طور کلی معمول این گونه کارها همین است.

هاشمی رفسنجانی رابطه نزدیکی با آیتالله خمینی و پسر او احمد خمینی داشت
خاطرات هاشمی رفسنجانی ۲۰ مرداد ۶۵: آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلان کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساکهای خود تی.ان.تی داشتهاند… درباره کاروانی که در جده گیر افتاده و جمعی از حجاج که در ساک آنها مواد منفجره کشف و بازداشت شدهاند، پیگیری کردم. معلوم شد. که حجاج بیاطلاع بودهاند. فقط رئیس کاروان میدانسته. به وزارت خارجه و اطلاعات گفتم که برای ملاقات با رئیس کاروان در حج تلاش کنند.
خاطرات هاشمی رفسنجانی ۲۹ شهریور ۶۵: پیش از ظهر احمدآقا و آقای ریشهری آمدند. آقای ریشهری گفت آیتالله منتظری از کشف و بازداشت مرکز و وسائل مخفی سید مهدیهاشمی ناراحتاند و میگویند این اشیاء را برای کار نهضتها لازم دارند. ولی آقای ریشهری نپذیرفته که مواد منفجره و اسناد سری دولت و وسائل جعل و… برای این کار لازم باشد، ضمن آنکه خود نهضتها هم به او واگذار نشده است. ضمناً آیتالله منتظری این بازداشت را با اشاره من و احمدآقا میدانستهاند که کاملا اشتباه است. امام در جریان قرار دارند.
خاطرات هاشمی رفسنجانی ۳۱ شهریور ۶۵: حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند که گروه سید مهدی هاشمی باید طرد و تعقیب شوند. نگرانیمان این است که آیتالله منتظری سخت برنجند و ضرر کنیم. پیشنهاد کردم که برای تعدیل نظراتشان خدمت امام برسم.
بخشی از استعفانامه ۱۴ مهر ۱۳۶۷ میرحسین موسوی به علی خامنهای: “همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است بدون آن که دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد… عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد، شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چه قدر بوده است… پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علی رغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت به نام دولت صورت گیرد.”
کروبی در مناظره ۸۸ با محمود احمدینژاد: یک هواپیما از ما گیر افتاد و معلوم شد یک مشت مواد منفجره در آن بوده، نگهش داشتند. بنده هیچ خبر نداشتم . با قاطعیت ایستادم و همه را برگرداندم. سه تاشان (بازداشتیها) ماندند که اصلی بودند.