اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عراق'

Jul 01 2017

اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی:
حسین باستانی

امروز سی‌امین سالگرد حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر کُردنشین سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ است. این حمله هزاران مصدوم و بیش از ۱۱۰ کشته بر جای گذاشت. با وجود حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، واقعه سردشت نخستین مورد حمله شیمیایی به یکی از شهرهای ایران بود.

“مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس” سال پیش، در گزارشی یادآوری کرد که در پی بمباران سردشت، ایران اخبار این حمله را رسانه‌ای نکرد چون نگران بود سبب “ایجاد ترس و وحشت عمومی” شود. رسانه‌ای نشدن ماجرای سردشت در ایران باعث شد تا این واقعه، عمدتا از دید افکار عمومی پنهان بماند. در چنین فضایی، تعجبی ندارد که در منابع موجود درباره جنگ ایران و عراق، اشارات مختصری به حمله شیمیایی سردشت شده است.

پوشش رسانه‌ای بسیار ناچیز ماجرای سردشت در داخل ایران، در شرایطی بود که قدرت‌های جهانی نیز انگیزه‌ای برای برجسته کردن تخلفات جنگی عراق نداشتند.

حمله به سردشت، ویژه در بستری از بی تفاوتی ایالات متحده نسبت به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران صورت گرفت. بی تفاوتی همراهانه‌ای که مدتی بعد، به بمباران شیمیایی حلبچه با بیش از ۵ هزار کشته منجر شد.

حمله شیمیایی عراق به این شهر، مشخصا ۹ ماه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن، حتی تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت را برای صدور یک بیانیه (و نه قطعنامه) در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق وتو کرده بود.

گزارش حاضر، مروری دارد بر نقشی که دولت آمریکا، در سکوت جامعه جهانی در مقابل استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی علیه ایران بازی کرده است.

شش ماه مانده به سرنگونی حکومت صدام حسین، جورج بوش در بخشی از سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۰۲ خود در توجیه حمله به عراق گفت: “صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد.”

استفاده عراق از سلاح های شیمیایی علیه ایران، موضوعی نبود که دولت ایالات متحده به تازگی در جریان آن قرار گفته باشد. با وجود این، واشنگتن تا زمانی که جنگ ایران و عراق ادامه داشت، درعمل مخالفتی با استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی نشان نداد.

نشریه فاینانشال تایمز در ۲۳ فوریه ۱۹۸۳، به گزارشی از سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده (دی آی ای) در سال ۱۹۸۰ اشاره دارد که مطابق آن، بغداد حتی از پیش از پیروزی انقلاب ایران، یعنی از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، “فعالانه” در صدد به دست آوردن سلاح های شیمیایی بوده است.

عراق از سال ۱۹۸۲، که ایران پس از آزادی خرمشهر وارد خاک این کشور شد، به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایرانی ها پرداخت و در سال ۱۹۸۳، استفاده از این سلاح ها را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش داد.

روزنامه واشنگتن پست، در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که دولت رونالد ریگان نیز از سال ۱۹۸۳ و به دنبال تلاش های ایران برای تصرف بصره، مصمم شده بود جلوی پیروزی تهران را در جنگ بگیرد.

تصمیم دولت ایالات متحده برای حمایت از عراق، در دستورالعمل امنیت ملی شماره ۱۱۴ ایالات متحده به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ توضیح داده شده و تصریح دارد باید با استفاده از “هر اقدام لازم و قانونی” جلوی شکست عراق در مقابل ایران گرفته شود.

بنا بر یک گزارش تحقیقی نشریه آمریکایی فارین پالیسی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، مصاحبه با افسران سابق اطلاعاتی آمریکا و اسناد سازمان سیا که در همین سال از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهند آمریکایی ها از آغاز ۱۹۸۳ به “شواهد قطعی” استفاده عراق از سلاح های شیمیایی دسترسی داشته اند.

روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ مارس ۱۹۸۴، از قول مقام های اطلاعاتی نوشته است بر مبنای “شواهدی که خدشه ناپذیر به نظر می‌رسند” عراق در جنگ با ایران “از گاز اعصاب استفاده کرده و ساخت مراکزی بزرگ را برای تولید انبوه گازهای کشنده شیمیایی به پایان رسانده است”.

در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کردند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با ‘اطلاع کامل’ از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داد. هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بود که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفت و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بود. در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است

همچنین بعد از بمباران شیمیایی حلبچه (در اکتبر ۱۹۸۸)، کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا گزارشی را تحت عنوان “استفاده از سلاح های شیمایی در کردستان: آخرین حمله عراق” منتشر کرده که تصریح دارد بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ “عراق به طور مستمرو موثر از گازهای سمی علیه ایران استفاده کرده است”.

واشنگتن پست نیز در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که در نوامبر ۱۹۸۳، یک مسئول ارشد وزارت امور خارجه به وزیر وقت، جورج شولتز، گفته است گزارش های اطلاعاتی آمریکا از استفاده نیروهای عراقی از گلوله های شیمیایی علیه ایرانی ها “به صورت تقریبا روزانه” حکایت دارند (استفاده از تسلیحات شیمایی در مقیاس بزرگ، در موارد خاص صورت گرفته، اما شواهدی وجود دارد که عراقی ها مستمرا از گلوله های توپ یا خمپاره دارای ترکیبات سمی استفاده می‌کرده اند که شاید بسیاری از آنها برای آزمایش تاثیرات این مواد بوده).

واشنگتن پست، در گزارش جداگانه ای که سه ماه پیش از حمله ایالات متحده به عراق در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شده، از وجود اسناد حاکی از موافقت رونالد ریگان و سپس جورج بوش (پدر) با فروش “مواد شیمیایی سمی و ویروس های کشنده بیولوژیک” به دولت صدام حسین خبر داده است. موادی که البته، دارای کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی بوده اند.

به گزارش لس آنجلس تایمز (۱۳ فوریه ۱۹۹۱) یکی از این تولیدات دارای کاربرد دوگانه، هلیکوپترهایی بود هکه در سال ۱۹۸۳ به عراق فروخته شده و سپس، برای انجام حملات شیمیایی علیه کردهای عراق در سال ۱۹۹۸ مورد استفاده قرار گرفته است.

تمام اینها در حالی بود که در طول جنگ ایران و عراق، چند بارروسای وقت شورای امنیت با صدور بیانه های غیرالزام آور عراق را به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کردند. اما این شورا، به خاطر نفوذ و حق وتوی قدرت های بزرگ، هیچ گاه نتوانست با صدور قطعنامه الزام آور، عراق را به خاطر استفاده از این سلاح ها محکوم کند.

در یکی از آخرین تلاش ها پیش از حمله سردشت، در ۲۱ مارس ۱۹۸۶، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت برای تصویب یک بیانیه در محکومیت حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، با رای منفی ایالات متحده ناکام ماند. ۱۰ کشور دیگر عضو شورا به این متن رای مثبت دادند و کشورهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و دانمارک، در رای گیری شرکت نکردند.

از سردشت تا حلبچه

بی تفاوتی جهانی نسبت به استفاده مکرر بغداد از سلاح های شیمیایی، حدود ۸ ماه پس از بمباران سردشت، به پرتلفات ترین بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جهان منجر شد.

در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کردنشین حلبچه در کردستان عراق را، به تلافی همکاری عده ای از کردها با نیروهای ایرانی بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر را کشت. تعداد کشته شدگان حلبچه، تا ۶۸۰۰ نفر نیز گفته شده است.

بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد و درعوض، به محکوم کردن “ادامه استفاده از سلاح های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق” پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از “هر دو طرف” خواست از “استفاده بیشتر از سلاح های شیمیایی خودداری کنند”.

وشنگتن پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۳ منتشر کرده تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج فارس) به دست آمریکایی ها افتاده، اسناد ازطبقه بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است.

بعد از این حمله شیمیایی، ایران که شهر را در اختیار داشت، انبوهی از خبرنگاران غربی را به حلبچه دعوت کرد. صحنه های تکان دهنده شهر، به فاصله چند روز در بخش های خبری اصلی شبکه های تلویزیونی دنیا و از جمله آمریکا به نمایش در آمد.

با وجود این، موضع واشنگتن بعد از حمله شیمیایی عراق به حلبچه این بود که ایران نیز در حمله سهم داشته و مقام های وزارت جنگ، در مصاحبه های گوناگون با شبکه های خبری، بر این ادعا پافشاری کردند. یک سند دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهد که دیپلمات های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر لزوم پافشاری بر این موضع در گفتگو با متحدان آمریکا و پرهیز از “بحث درباره جزئیات” تاکید داشته است.

مجله فارین پالیسی، در گزارشی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، حتی به توضیح اسنادی پرداخته که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه های پایانی جنگ حکایت دارند.

مطابق این اسناد در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کرده بودند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با “اطلاع کامل” از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داده است.

هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بوده که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفته و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بوده است.

در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است.

سرانجام سلاح های شیمیایی عراق

چشم پوشی ایالات متحده نسبت به سلاح های شیمیایی حکومت صدام حسین، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید.

حکومت عراق، بعد از حمله به کویت و اخراج از این کشور در سال ۱۹۹۱، مجبور به انهدام سلاح های کشتار جمعی خود شد.

عراق در ابتدا، بخش کوچکی از توان شیمیایی خود را برای استفاده احتمالی علیه ایران در صورت درگیری مجدد نگه داشت، اما اندکی بعد از شکست کامل در جنگ خلیج فارس، از ترس تبعات نگاهداری سلاح های ممنوعه، این سلاح ها را هم منهدم کرد.

دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده، به خوبی از فرایند انهدام سلاح های ممنوعه بغداد مطلع بودند.

با وجود این، بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ طیفی از سیاستمداران تاثیرگذار آمریکایی، از دیک چنی معاون اول رئیس جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع گرفته تا نهایتا شخص جورج بوش (پسر)، به دفاع از حمله به عراق به بهانه در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی و نیز ارتباط با القاعده پرداختند.

توضیح دلایل اصرار چنین سیاستمدارانی بر حمله به عراق، نیاز به گزارش جداگانه ای دارد، اما شواهدی موجود است که نشان می دهد مدافعان این حمله، از همان روز ۱۱ سپتامبر، تصمیم خود را برای زمینه سازی چنین حمله‌ای گرفته بودند.

تصمیمی که در فرصت یک و نیم ساله میان حملات ۱۱ سپتامبر تا حمله به عراق، دولت و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، به توجیه آن بر مبنای “ادعاهای جاسوسی” به‌کلی بی‌اعتبار پرداختند.

No responses yet

Jun 12 2017

حیدر عبادی می‌گوید «صدها میلیون دلاری» که قطر فرستاده بود در عراق است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: نخست‌وزیر عراق می‌گوید پولی که دولت قطر برای «رهایی» شماری از اعضای خانواده حاکم آن کشور به عراق فرستاده بود، همچنان در این کشور است. برخی گزارش‌ها حاکی‌ست ماجرای پول ارسالی و امکان دستیابی ایران به آن، احتمالا عربستان را خشمگین کرده‌است.

حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، می‌گوید در ماه آوریل، مقام‌های امنیتی آن کشور، در یک جت خصوصی قطری که در بغداد به زمین نشسته بود، چمدانی دربرگیرنده صدها میلیون دلار پیدا کردند. آقای عبادی این احتمال را مطرح کرده است که این پول برای رهایی شهروندان قطری که به گروگان گرفته شده بودند، ارسال شده بود.

گروگان‌گیری که زمان دقیق آن مشخص نیست در جنوب عراق، در نزدیکی مرز عربستان، رخ داده‌است. در جریان آن ۲۶ نفر، از جمله شماری از اعضای خانواده حاکم بر قطر که برای «شکار»، رفته بودند، ربوده شدند. هیچ‌کس مسئولیت این کار را بر عهده نگرفته‌است.

خبرگزاری رویترز می‌گوید مشخص نیست آزادی گروگان‌ها چگونه صورت گرفته. این خبرگزاری که بخشی از گزارش‌های رسانه‌ای مربوط به واقعه را پوشش داده می‌گوید ارسال این پول، و این که ممکن است قسمتی از آن به ایران فرستاده شده، احتمالا خشم شماری از کشورهای عربی هم‌جوار قطر، از جمله عربستان سعودی، را برانگیخته است. و گمان میرود که این، یکی از دلایل قطع روابط اخیر بوده است.

عربستان سعودی، بحرین، مصر و امارات متحده عربی، اخیرا با متهم کردن دوحه به «حمایت از تروریسم» و «دخالت در امور داخلی»، روابط خود با قطر را قطع کردند. گفته شده «نزدیکی به‌ ایران» از دیگر دلایل قطع روابط است.

قطر اتهام‌ حمایت از تروریسم یا دخالت در امور داخلی دیگر کشورهای عربی را رد کرده‌است. با این‌همه تنش‌های تازه در غرب آسیا با ابراز نگرانی شماری از سیاست‌مداران خارجی روبه‌رو شده و برخی از آن‌ها، از جمله دولت آلمان یا وزارت خارجه ایالات متحده خواستار حل‌وفصل اختلافات شده‌اند.

حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، روز یک‌شنبه به گزارش‌ها و ماجراهای مطرح‌شده پیرامون پول پیدا شده در جت قطری نیز واکنش نشان داده، و تاکید کرده این پول «مطلقا خرج نشده‌است». آقای عبادی گفته «همه این پول همچنان در محفظه‌ای که فرستاده شده، است و یک کمیته بر آن نظارت می‌کند.» به گفته نخست‌وزیر عراق «دو نماینده دولت قطر» نیز در زمانی که پول نزد بانک مرکزی عراق سپرده شده، بر این کار نظارت کرده‌اند. قطر هنوز واکنشی به گزارش‌ها نشان نداده‌است.

آقای عبادی در بخش دیگری از سخنان خود گفته‌است موضوع پول، «یک وجه سیاسی دارد و یک وجه قانونی» و «مطابق با قوانین عراق» به آن رسیدگی خواهد شد.

No responses yet

May 30 2017

شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق «به مرز سوریه رسیدند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: شبه‌نظامیان شیعه حامی دولت مرکزی عراق که از حمایت ایران نیز برخوردار هستند، می‌گویند نفرات داعش را از یک روستای مرزی با سوریه بیرون کرده و کنترل منطقه را در دست گرفته‌اند. گفته می‌شود شبه‌نظامیان عراقی و ارتش سوریه در تلاش برای به‌هم پیوستن در مناطق مرزی هستند.
یک روز پس از گزارش خبرگزاری رویترز در مورد پیش‌روی نیروهای موسوم به «بسیج مردمی» به سوی مرز سوریه، فرماندهان این گروه «کنترل» یک نقطه مرزی را تائید کرده‌اند. این گروه هشتم خرداد ماه گفته است روستایی را در مرز سوریه در تصرف خود دارد.
احمد الاسدی، یکی از سخنگویان «بسیج مردمی» (حشد الشعبی) گفته است تصرف این نقطه مرزی «گام نخست برای آزادسازی تمام مرز [عراق و سوریه] است».
بنا بر گزارش‌ها، شبه‌نظامیان شیعه عراق و ارتش سوریه، که این دومی نیز از حمایت ایران برخوردار است، قصد دارند در مناطق مرزی دو کشور به یکدیگر بپیوندند. گفته می‌شود برقراری رابطه دو طرف در مرز، به بشار اسد و نیروهای حامی او در جنگ داخلی سوریه، نیز برتری بیشتری خواهد داد.
با این همه نیروهای حامی بشار اسد راه سخت‌تری برای رسیدن به مرز عراق خواهند داشت، و برای این کار باید از مناطقی که بگذرند که در کنترل شبه‌نظامیان مورد حمایت ائتلاف به رهبری آمریکا است. از جمله شبه‌نظامیان کـرد که در حال حاضر نبردهای زمینی علیه «حکومت اسلامی» در رقه را پیش می‌برند.
فرماندهان شبه‌نظامیان شیعه عراق می‌گویند آماده هستند با گذشتن از مرز، برای کمک به ارتش سوریه و نیروهای حامی اسد، به مناطقی بروند که نبردها با شورشیان سوری در جریان است. پیش از این نیز گزارش‌هایی از «اعزام» شبه‌نظامیان شیعه عراق به مناطقی مانند حلب منتشر شده بود.
اما چندان مشخص نیست واکنش احتمالی شبه‌نظامیان کـرد سوریه به اقدام احتمالی شبه‌نظامیان عراقی برای گذشتن از مناطق تحت کنترل آن‌ها چه خواهد بود.
گروه موسوم به حشد الشعبی از حامیان دولت مرکزی عراق است و گفته می‌شود در مورد اقدامات خود نیز به بغداد پاسخگو است. با این حال این گروه از حمایت ایران برخوردار است و فرماندهان سپاه پاسداران نیز در میان آن‌ها حضور دارند؛ به‌تازگی نیز رسانه‌های داخلی ایران از کشته‌شدن یکی از این فرماندهان در عراق خبر داده‌اند.
نیروهای «بسیج مردمی» در عین حال بخشی از کارزار نظامی در نبرد برای آزادسازی موصل هستند؛ کارزاری که هسته مرکزی آن را ارتش، پلیس فدرال و نیروهای ضدتروریسم عراق تشکیل می‌دهد و از حمایت ایالات متحده نیز برخوردار است.
هشت ماه است که از آغاز عملیات بازپس‌گیری موصل می‌گذرد. سه روز پیش مقام‌های نظامی عراق اعلام کردند نیروهای امنیتی و ارتش آن کشور مرحله پایانی آزادسازی شهر را، با حمله به بخش‌های باقی‌مانده که هنوز در تصرف نفرات گروه موسوم به حکومت اسلامی‌ست، آغاز کرده‌اند.

No responses yet

Mar 08 2017

ماموری که از صدام بازجویی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: چاله‌ای که صدام حسین در آن پنهان شده بود

دسامبر ۲۰۰۳ که صدام حسین دستگیر شد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)متخصصی لازم داشت که او را شناسایی و بازجویی کند. آن شخص جان نیکسون بود.

جان نیکسون از سال ۱۹۹۸ که به سیا پیوست در مورد صدام حسین تحقیق کرده بود. وظیفه‌اش این بود که در مورد رهبران مختلف جهان اطلاعات جمع کند. به قول خودش، بفهمد “دنبال چی هستند”.

+ اسراری ناگفته از اعدام فرزاد بازفت به دست حکومت صدام

او کارش را اینطور توضیح می‌دهد: “وقتی بحرانی پیش می‌آید، سیاست‌مدارها می‌آیند سراغ ما که این آدم‌ها کی هستند، چه می‌خواهند، چرا این کار را می‌کنند.”

وقتی رهبر سابق عراق در گودالی در یک خانه روستایی نزدیک زادگاهش تکریت پیدا شد، جان نیکسون در عراق بود. خبر پیدا شدن صدام که رسید، مقام‌های آمریکایی می‌خواستند مطمئن شوند خودش است – پس دست به دامان نیکسون شدند.

آن زمان شایع بود که صدام حسین بدل‌های متعدد دارد. اما نیکسون مطمئن بود فردی را که گرفته‌اند بدل نیست.

می‌گوید: “از همان اولین لحظه که دیدمش تردید نداشتم خودش است. تا حرف زدم نگاهی کرد که درست نگاه عکس روی جلد کتابی بود که سال‌ها روی میزم بود. تجربه غریبی بود.”

نیکسون مسئول بازجویی از صدام شد. او اولین کسی بود که مفصل از او سؤال می‌کرد – طی چند روز. خودش تعریف می‌کند که “باید گاهی خودم را نیشگون می‌گرفتم که دارم کسی را بازجویی می‌کنم که بیش از هرکسی در دنیا دنبالش هستند. مضحک بود.”

آقای نیکسون بعدها کتابی نوشت با عنوان “تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور: بازجویی از صدام حسین.” در آن کتاب می‌نویسد که رهبر سابق عراق “توده تناقض” بود و یک “روی انسانی” داشت که با تصویر رسانه‌های آمریکا زمین تا آسمان فرق می‌کرد.

می‌گوید: “یکی از کاریزماتیک‌ترین آدم‌هایی بود که در عمرم دیده‌ام. هر وقت می‌خواست بذله‌گو و مؤدب و دل‌نشین می‌شد. اما دو سه بار پیش آمد که سؤال‌هایم بهش برخورد.”

آقای نیکسون تعریف می‌کند که در این حالت صدام روی تاریکش را نشان می‌داد: بی‌ادب، ازخودراضی و تند می‌شد – حتی ترسناک، وقتی که از کوره در می‌رفت.

هنگام بازجویی دست و پایش باز بود. در یک اتاق کوچک روی یک صندلی فلزی تاشو می‌نشست. جز جان نیکسون، یک مترجم در اتاق بود و یک متصدی دستگاه دروغ‌سنج.

نیکسون می‌گوید از همان جلسه اول سعی کرد رابطه معقولی با صدام بسازد بلکه در روند بازجویی همکاری کند. آخر جلسه – آن‌طور که نیکسون می‌گوید – صدام گفته بود از مکالمه لذت برده. تحلیلش این است که چون خودشیفته بود از همین برخورد هم خوشش آمده بود، به ویژه آنکه “ماه‌ها در خفا بود و با کسی حرف نزده بود.”

شروع امیدوارکننده‌ای بود. اما صدام به مرور “مشکوک” شد. نیکسون معتقد است پیش از او آدمی این حد به طرف مقابل مشکوک ندیده بوده. می‌گوید: “هر سوالی که می‌کردم با سوال جواب می‌داد.”

مساله دیگر این بود که سیا برگی که برای صدام رو کند و او را به حرف وادار کند نداشت. به قول خودش: “ناچار بودیم به این متوسل شویم که خوب است قدرت‌های بزرگ جهانی حرفش را بشنوند، و آیندگان بدانند چه فکر می‌کرده.”

به جز موضوعات مشخصی که سیا می‌خواست حتما پرسیده شود، اختیار روال گفتگو با خود نیکسون بود.

می‌گوید: “می‌دانستم باید ازش حرف کشید. در سیا یاد می‌دهند چطور کسی را تخلیه اطلاعاتی کنی و به عنوان عامل بالقوه جذبش کنی. اما باید مراقب باشی که از زاویه غلط به موضوع وارد نشوی که باعث شود نتوانی حداکثر ممکن اطلاعات را دربیاوری.”

سال ۲۰۰۶، صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام با چوبه دار محکوم شد

طبیعتا مهمترین موضوع سلاح‌های کشتارجمعی بود. آمریکا و بریتانیا بیش از هرچیز با استناد به توان کشتار صدام به عراق حمله کرده بودند.

جان نیکسون می‌گوید: “تنها چیزی که برای کاخ سفید مهم بود همین بود.” اما پس از گفتگو با صدام حسین، مخالفانش، و البته تحقیقی که پس از گفتگو برای راستی‌آزمایی حرف‌های صدام می‌کرد، به این نتیجه رسید که او سال‌ها پیش برنامه تسلیحاتی هسته‌ای عراق را تعطیل کرده و نیت ازسرگیری هم نداشته است.

همین ارزیابی بود که باعث شد نیکسون و همکارانش را “ناکام” تلقی کنند – طوری که تا پنج سال بعد،‌ یعنی سال ۲۰۰۸ که اف‌بی‌آی هم جداگانه به همین نتایج در مورد صدام رسید، برای انتقال اطلاعات به جورج دبلیو بوش دعوتش نکردند.

جان نیکسون شدیدا به جورج بوش می‌تازد. او احتمالا از معدود آدم‌هایی است که هم با جورج بوش دست داده هم با صدام حسین – و می‌گوید هم‌صحبتی دومی را ترجیح می‌دهد.

او معتقد است بوش “از واقعیت پرت بود”. مشاورانش “دورش جمع می‌شدند و هرچه می‌گفت سر تکان می‌دادند.” می‌گوید: “فکر می‌کردم حرف ما (یعنی سیا) اهمیت دارد و رئیس‌جمهور گوش می‌کند. اما در نهایت حرف ما مهم نیست. سیاست اطلاعات را لگدکوب می‌کند.”

آقای نیکسون می‌گوید از آنچه پس از سرنگونی صدام حسین در عراق رخ داد “شرمسار” است. می‌گوید دولت بوش فکر نکرده بود صدام برود چه می‌شود. معتقد است – با توجه به برآمدن گروه‌های افراطی مثل داعش – اگر صدام سر کار مانده بود وضع منطقه بهتر بود.

No responses yet

Jan 02 2017

اسراری ناگفته از اعدام خبرنگار ایرانی آبزرور به دست حکومت صدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,خاورمیانه,سانسور,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرزاد بازفت پیش از اعدام در برابر دوربین‌های تلویزیونی به جاسوسی برای اسراییل اعتراف کرد

اسنادی در بریتانیا که تازه از طبقه‌بندی خارج شده جزئیات جدیدی را از ماجرای اعدام فرزاد بازفت، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم بریتانیا که ۲۷ سال پیش به جرم جاسوسی در عراق به دار آویخته شد، روشن می‌کند.

به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین، در این اسناد نکاتی دیده می‌شود که ظاهرا نشان می‌دهد دولت مارگارت تاچر، نخست وزیر وقت بریتانیا به دلیل نگرانی از آسیب دیدن روابط تجاری آن کشور با عراق، از اعمال فشار زیاد بر حکومت عراق اجتناب کرده بود.

فرزاد بازفت، خبرنگار هفته‌نامه بریتانیایی آبزور، در ۱۵ مارس سال ۱۹۹۰ به دستور صدام حسین، رهبر وقت عراق اعدام شد؛ اعدامی که اعتراض‌ها و واکنش‌های گسترده بین‌المللی به دنبال داشت.

اما دولت تاچر با وجود آنکه بارها به طور علنی وعده داده بود که اقدامی جدی برای جلوگیری از اعدام این خبرنگار ۳۱ ساله صورت خواهد داد، از اعمال هرگونه تحریمی علیه دولت عراق اجتناب کرد.

در آن زمان داگلاس هرد، وزیر خارجه وقت بریتانیا در پارلمان اعلام کرد که بریتانیا سفیر خود را از عراق فرا می‌خواند و سفر مقامات بریتانیایی به عراق هم به حال تعلیق در می‌آید، با این حال او افزود که لندن روابط دیپلماتیک خود را با بغداد قطع نخواهد کرد.

او گفت که این تصمیم به دلیل نگرانی دولت بریتانیا از سرنوشت ۲۰۰۰ شهروند بریتانیایی ساکن عراق اتخاذ شده است.

اما یادداشت‌هایی از اعضای کابینه دولت تاچر که تازه‌ از طبقه بندی خارج شده است، نشان می‌دهد که دولت بریتانیا در آن زمان نگران صدمه خوردن منافع تجاری آن کشور در عراق بوده است.

این اسناد توسط آرشیو ملی بریتانیا و بعد از تغییر مقررات مربوط به مدارک دولتی طبقه‌بندی شده در دسترس عموم قرار داده شده است.

بر اساس مقررات جدید، دوره ممنوعیت دسترسی به اسناد دولتی در بریتانیا از ۳۰ سال به ۲۰ سال کاهش یافته است.

داگلاس هرد، وزیر خارجه دولت تاچر با تحریم حکومت صدام حسین مخالف بود

یادداشت‌های دولتی که در دسترس عموم قرار گرفته است، در سال ۱۹۹۰ یعنی دو سال بعد از مرگ بیش از ۳۰۰۰ کرد در حمله شیمیایی حکومت صدام حسین و چند ماه پیش از حمله عراق به کویت نگارش شده‌اند.

بر اساس این یادداشت‌ها، وزرای بریتانیایی اگرچه به “بی‌رحم” بودن حکومت صدام حسین اذعان داشتند، اما همچنان سرنوشت منافع اقتصادی بریتانیا در عراق، یکی از دغدغه‌های اصلی آنها بوده است.

نورمن لامونت که آن زمان معاون وزیر خزانه داری بریتانیا بود، در یکی از این یادداشت‌ها به داگلاس هرد، وزیر خارجه وقت نوشته بود که اعمال تحریم‌های تجاری یا مالی بر عراق،”تاثیری بر مواضع دولت عراق نخواهد داشت” و در عوض “به صنایع بریتانیا لطمه‌ای بیش از حد” وارد خواهد کرد.

داگلاس هرد در پاسخ به یادداشت آقای لامونت اذعان می‌کند که “رفتار حکومت عراق افکار عمومی را عمیقا شوکه کرده است”، اما در ادامه می‌افزاید که او هم موافق است که “بریتانیا منافع تجاری قابل توجهی در عراق دارد که باید از آنها محافظت کند.”

نورمن لامونت که بعدها به مقام وزارت خزانه‌داری رسید به هفته‌نامه آبزرور گفته است که جزئیات وقایع ۲۷ سال پیش را به خوبی به یاد ندارد، اما بعید می‌داند که تصمیمات او تاثیری بر اقدامات و رفتار دولت عراق در آن زمان داشته است.

او گفت: “من اصلا به یاد نمی‌آورم که در این ماجرای ناراحت‌کننده دخالتی داشته باشم، اما به خوبی به خاطر دارم که چقدر از مرگ غم‌انگیز این مرد جوان شوکه شدم.”

آقای لامونت افزود: “آن موقع بحث بود که چقدر او (فرزاد بازفت) به بریتانیا مربوط می‌شود، چون او گذرنامه ایرانی داشت و مهمتر از همه شهروند بریتانیا نبود.”

+از آرشیو: انتشار آرشیو صدام؛ دریچه‌ای به تاریک‌خانه یک ذهن

در زمان دستگیری و اعدام فرزاد بازفت ظن آن می‌رفت که حکومت عراق در حال تولید مخفیانه سلاح‌های شیمیایی بود
فرزاد بازفت چرا به عراق سفر کرد؟

فرزاد بازفت که در سال‌های دهه هشتاد میلادی از ایران به بریتانیا مهاجرت کرده بود در ماه اوت سال ۱۹۸۹ به عنوان خبرنگار هفته‌نامه آبزرور به همراه عده‌ای خبرنگار دیگر به دعوت صدام حسین، به عراق سفر کرد تا انتخابات در مناطق کردنشین عراق را پوشش دهد.

این ششمین سفر این خبرنگار ایرانی به عراق بود.

همزمان با سفر آقای بازفت به عراق، گزارش‌هایی در مورد انفجار سهمگینی در پایگاه نظامی حله در جنوب بغداد منتشر شد.

ظن آن می‌رفت که آن زمان حکومت عراق در حال کارکردن روی موشک‌های بالستیک و تولید مخفیانه سلاح‌های شیمیایی بود.

شایع شده بود که این انفجار صدها کشته به بار آورده بود.

این خبر توجه فرزاد بازفت را جلب کرد و او برای اینکه از امکان وجود ارتباط میان این انفجار و فعالیت‌های دولت عراق در تولید سلاحهای کشتارجمعی اطلاعاتی به دست بیاورد با کمک دافنه پریش، پرستار بریتانیایی شاغل در عراق دو بار پنهانی به محل انفجار رفت و ضمن عکسبرداری نمونه‌هایی از خاک محل انفجار جمع‌آوری کرد.

دافنه پریش، پرستار بریتانیایی همراه فرزاد بازفت در عراق دستگیر شد

فرزاد بازفت سرانجام در فرودگاه بغداد، در حالی که منتظر پروازش به لندن بود، بازداشت و به سلولی انفرادی در زندان ابوغریب منتقل شد.

گفته می‌شود او در زندان تحت شکنجه قرار گرفت.

در اول نوامبر سال ۱۹۸۹، شش هفته بعد از دستگیری، آقای بازفت در برابر دوربین‌های تلویزیونی ظاهر شد و به جاسوسی برای اسراییل اعتراف کرد.

سرانجام فرزاد بازفت در ۱۰ مارس ۱۹۹۰ در یک محاکمه یک روزه در پشت درهای بسته، به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او ۵ روز بعد اجرا شد.

دافنه پریش نیز به پانزده سال زندان محکوم شد، اما بعداً در پی تلاش‌های کنث کائوندا رئیس جمهور زامبیا از بند رهایی یافت.

رابین کیلی سرکنسول بریتانیا در بغداد آخرین کسی بود که پیش از اعدام با فرزاد بازفت دیدار کرد.

او می‌گوید: ” با چشمانی گودافتاده و با نگاهی بی‌روح به من نگریست که البته جای تعجب ندارد، تعدادی پیام کتبی و شفاهی داشت که از من می‌خواست به دوستان و همکارانش برسانم. پشت سرهم تکرار می‌کرد که به جز خبرنگاری کنجکاوانه کاری نکرده است.”

بعد از آنکه فرزاد بازفت به دار آوریخته شد، مقام‌های عراق جسد او را در صندوقی چوبی قرار دادند و برای خانواده‌اش در بریتانیا فرستادند.

No responses yet

Dec 08 2016

چطور ایران «نعل اسب» موصل را بست و جنگ در عراق را تغییر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

صدای آمریکا: در روزهای نخستین حمله به گروه داعش در موصل، ایران به طور موفقیت آمیزی عراق را وادار کرد طرح حمله خود را تغییر دهد و آن شهر را به محاصره کامل در آورد؛ دخالتی که به گفته افراد آشنا با طرح، از آن زمان به بعد روند پیچ و خم دار این جنگ را شکل دهی کرد.

خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه در گزارشی، با ذکر این مقدمه، به نقل از منابع آگاه نوشت که در استراتژی اصلی عملیات آزادسازی موصل، از نیروهای عراقی خواسته می‌شد در سه جهت در اطراف شهر و به شکل نعل اسب موضع گیری کرده و آن را محاصره کنند.

به این ترتیب راه فرار پیکارجویان داعش از سه طرف بسته می‌شد و تنها یک طرف – به سمت غرب و قلمرو داعش در کشور همسایه سوریه – باز می‌ماند. با بکارگیری این مدل، چندین شهر عراق در دو سال اخیر بازپس گرفته شد و با فراهم کردن امکان فرار داعشی‌ها، عملیات به سرعت انجام می‌شد.

اما به نوشته رویترز، تهران از فرار پیکارجویان داعش به داخل سوریه – که بشار اسد رئیس دولت مورد حمایت ایران در آن دست بالا را در جنگ داخلی پنج ساله در اختیار دارد – نگران است و خواستار شکست کامل و نابودی داعش در داخل موصل است.

به گفته منابع خبرگزاری رویترز، که هویت آنها در این گزارش فاش نشده است، ایران برای اعزام نیروهای حشد الشعبی به جبهه غربی موصل و قطع ارتباط بین موصل و رقه – دو مرکز عمده خلافت خودخوانده داعش در عراق و سوریه – به رایزنی پرداخت.

این مسیر ارتباطی اکنون از بین رفته است. برای نخستین بار در دو سال و نیم گذشته در عراق، عملیات مورد حمایت غربی‌ها برای شکست داعش، چندین هزار پیکارجوی داعش که انتخابی جز جنگیدن تا سر حد مرگ ندارند، و حدود یک میلیون از ساکنان باقی مانده در موصل که امکان فرار از از خطوط مقدم جبهه‌های جنگ را ندارند، تا این حد به مرکز شهر نزدیک نشده‌اند.

به گفته یک مقام کرد که در طرح ریزی عملیات آزادسازی موصل دخیل است، «شما اگر دشمن خود را به کنجی ببرید و راه فرار برایش نگذارید، او تا حد مرگ خواهد جنگید.» این مقام کرد که رویترز هویتش را فاش نکرده است می‌گوید «در غرب، ایده اولیه این بود که دالانی را باز بگذارند … اما حشد (الشعبی) اصرار به بستن کامل حلقه محاصره، به منظور جلوگیری از رفتن آنها (پیکارجویان داعش) به سوریه، داشت.»

جنگ موصل بزرگترین عملیات نظامی در عراق از زمان حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی به این طرف است. در کل، حدود ۱۰۰ هزار نفر در کنار دولت عراق می‌جنگند، که شامل نیروهای پلیس و سربازان عراقی، پیشمرگه‌های کرد اقلیم خودمختار کردستان عراق و واحدهای بسیج مردمی هستند. ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا نیز پشتیبانی هوایی و زمینی را برای آنها فراهم می‌آورد.

فرماندهان ارتش عراق، بارها گفته‌اند که حضور غیرنظامیان در میدان جنگ موصل، موجب پیچیده‌تر و کندتر شدن این عملیات – که حدود هفت هفته از آغاز آن می گذرد – شده است؛ چرا که انجام حملات هوایی و امکان استفاده از تسلیحات سنگین در مناطق پر جمعیت شهر را محدود کرده است.

آنها در فکر تغییراتی در استراتژی خود بودند تا غیرنظامیان راهی برای خروج از مهلکه پیدا کنند، اما این ایده را در نهایت رد کردند؛ چون از این نگران بودند که مردمی که اقدام به فرار می کنند، توسط داعش قتل عام شوند. داعش قبلا هم در موارد مشابه، به منظور جلوگیری از فرار مردم از میادین جنگ، اقدام به اعدام غیرنظامیان کرده بود. در عین حال، با باز کردن راهی برای فرار مردم، مسئولان و گروه‌های امدادرسان هم در برابر خیل عظیم آوارگان با مشکل روبرو می‌شدند.

کشتارگاه

اسناد مربوط به برنامه ریزی های سازمان های امدادرسان در پیش از آغاز عملیات موصل، که توسط رویترز رؤیت شده‌اند، نشان می‌دهد که آنها برای اسکان حدود ۹۰ هزار آواره که ممکن بود از سمت غربی موصل اقدام به فرار کنند، اردوگاه‌هایی را در منطقه تحت کنترل کردها در سوریه پیش بینی کرده بودند.

یکی از این امدادگران می‌گوید «ایران با این ایده موافقت نکرد و اصرار داشت که هیچ کریدور امنی به سمت سوریه نباید ایجاد شود.» او گفت «آنها می‌خواستند که مناطق غربی موصل کشتارگاه شود.»

حشام الهاشمی، یک تحلیلگر عراقی مسائل مربوط به داعش که پیش از عملیات موصل در جریان آن قرار گرفته بود، می گوید در طرح ابتدایی باز گذاشتن یک راه در نظر گرفته شده بود.

به گفته او «طرح اولیه به شکل نعل اسب بود، به طوری که همزمان با تهاجم اصلی از سمت شرق، به مردم و پیکارجوها اجازه می‌داد که از سمت غرب اقدام به فرار یا عقب نشینی کنند.»

حدود یک هفته قبل از آغاز عملیات، رهبر گروه شبه نظامی شیعه حزب الله لبنان، حسن نصرالله که همپیمان نزدیک ایران است، ایالات متحده را متهم کرد که می‌خواهد راه فراری را برای داعشی‌ها به سوریه فراهم کند.

او گفت «ارتش عراق و نیروهای مردمی باید (داعش) را در موصل شکست دهند؛ در غیر این صورت مجبور خواهد شد برای جنگ با این گروه تروریستی به شرق سوریه بروند.» حزب الله در سوریه هم در حمایت از بشار اسد می‌جنگند.

کریم النوری سخنگوی حشد الشعبی این موضوع که تهران پشت تصمیم برای اعزام نیروهای شیعه به غرب موصل بوده است را رد کرده و گفته «ایران اینجا هیچ نفعی ندارد. بیشتر این اظهارات تحلیل‌های واهی هستند و حقیقت ندارند.»

با این حال، کنترل مناطق غربی موصل توسط نیروهای مورد حمایت ایران منافع دیگری هم برای همپیمانان ایران دارد؛ به این ترتیب که این امکان را برای آنها فراهم می کند که با سرعت خود را به سوریه و حمایت از بشار اسد برسانند.

اگر گروه موسوم به «دولت اسلامی» در عراق و سوریه متحمل شکست شود، متحدان تهران کنترل یک منطقه هلالی شکل را به دست خواهند گرفت که از خود ایران آغاز، و با امتداد در خاورمیانه، به لبنان و سواحل مدیترانه می‌رسد.

فشار روسیه

ایران تنها کشوری نبود که اصرار بر بستن راه فرار از غرب موصل داشت. به گفته آقای هاشمی، روسیه – دیگر متحد نیرومند بشار اسد – هم خواستار مسدود شدن هر راه ممکن داعش به سمت سوریه بود. وزارت دفاع روسیه به درخواست خبرگزاری رویترز برای اظهار نظر در این مورد پاسخ فوری نداده است.

فرانسه، یکی از بزرگترین دشمنان اسد، نیز نگران بود که صدها پیکارجوی مرتبط با حملات ترویستی پاریس و بروکسل شاید از موصل فرار کنند. فرانسوی‌ها از عملیات آزادسازی موصل حمایت زمینی و هوایی می‌کنند.

یک هفته پس از آغاز عملیات، فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه گفت در میان سیل مردمی که از موصل به بیرون می آیند، تروریست‌هایی خواهند بود که سعی خواهند کرد جلوتر رفته و خود را بخصوص به رقه برسانند.

با این حال، تا آن زمان در طرح اولیه عملیات مسدود شدن غرب موصل مطرح نشده بود. تا این که حیدر العبادی در ماه اکتبر با اعزام شبه نظامیان حشد الشعبی به جبهه غربی موصل موافقت کرد.

رویترز به نقل از هاشمی می‌نویسد «دولت با درخواست ایران موافقت کرد، با این تصور که خیلی زمان می‌برد تا حشد الشعبی خود را به مسیر منتهی به سوریه برساند، و تا آن زمان راه فرار باز خواهد ماند و عملیات هم طبق برنامه به پیش خواهد رفت.»

تحرکات حشد الشعبی برای قطع مسیر ارتباطی داعش در غرب موصل، روز ۲۸ اکتبر، یعنی ۱۱ روز بعد از شروع عملیات موصل، آغاز شد. این شبه نظامیان شیعه پیشرفت سریعی برای ترک پایگاه خود در جنوب موصل و رسیدن به مواضع تعیین شده در غرب داشتند.

به گفته هاشمی، العبادی از این که دید نیروهای حشد الشعبی خود را در عرض چند روز به آنجا رساندند، شگفت‌زده شده بود. «جنگ از آن به شکل دیگری به خود گرفت، دیگر امکان ارسال غذا و سوخت به موصل و پیکارجویان داعش که باید تا آخر بجنگند، وجود ندارد.»

سنگر عراق

زمانی که شبه نظامیان شیعه عراق پیشروی در غرب موصل را آغاز کردند، ابوبکر البغدادی رهبر داعش به پیروانش گفت هیچ عقب نشینی از موصل – که او تابستان دو سال پیش خلافت خودخوانده خود را در آن شهر اعلام کرد – در کار نیست.

بغدادی در یک پیام از پیش ضبط شده رادیویی که پنج روز پس از اعلام شبه نظامیان شیعه در مسدود کردن تنها راه ارتباطی غرب موصل گفت، آنهایی که می‌خواهند فرار کنند باید «بدانند ارزش ماندن با افتخار در سرزمین‌های خود، هزار بار بهتر از بهای عقب نشینی با ننگ و شرم‌ساری است.»

به گفته سربازان عراقی، از آن به بعد بود که پیکارجویان او صدها حمله انتحاری با استفاده از خودروهای بمب‌گذاری شده و نقل و انتقال مهمات از طریق شبکه تونلی زیر شهر و استفاده از تک‌تیراندازان را پیگیری، و در عین حال از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده کردند.

یک افسر ارشد آمریکایی در ائتلاف بین المللی که از این عملیات حمایت کرده است می‌گوید که آغاز جنگ در مناطقی که غیرنظامیان حضور دارند همواره مشکل بوده است، اما دولت بغداد در بهترین شرایط برای تصمیم گیری در مورد استراتژی خود قرار داشت.

سرتیپ اسکات اِفلنت، معاون فرماندهی کل ائتلاف، به خبرگزاری رویترز گفت که «آنها (تجربه) ۱۵ سال جنگ را دارند … و من افراد دیگری با شایستگی بیشتر برای اتخاذ چنین تصمیمی سراغ ندارم و به همین دلیل است که ما به عنوان ائتلاف از تصمیم دولت عراق حمایت کردیم.»

به گفته او «باز کردن و بستن آن کریدور، چه در فرض و چه در عمل، تغییر اساسی در طرح حمله ایجاد نمی‌کرد … این موضوع نحوه پیگیری جنگ را تغییر داد، اما لزوما به این معنا نیست که آن را ساده تر یا دشوارتر کرد.»

اما مقام کردی که رویترز هعویت او را فاش نکرده است، نظر متفاوتی دارد و معتقد است جنگ موصل الان «دشوارتر» شده است می‌تواند به یک محاصره طولانی مدت مشابه آنچه در سوریه می بینیم، تبدیل شود. به عقیده او این طرح می تواند «موصل را تبدیل به حلب» کند.

No responses yet

Nov 25 2016

سوختگی شدید قربانیان حله “مانع از شناسایی” آنها شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: به گفته مسئولان ایرانی شدت سوختگی قربانیان به حدی است که کار شناسایی دقیق کشته‌شدگان دشوار شده است. گروه “دولت اسلامی” مسئولیت این انفجار را در حله‌ی عراق برعهده گرفته است. آلمان این اقدام تروریستی را شدیداً محکوم کرد.

علی اصغر احمدی ‌دبیرکل جمعیت هلال احمر ایران در شامگاه پنج‌شنبه (۴ آذر/ ۲۴ نوامبر) گفت که سوختگی شدید قربانیان حادثه تروریستی در عراق مانع از شناسایی هویت آنها شده است.

حمید کمالی، معاون عتبات مرکز پزشکی حج و زیارت در عراق نیز تایید کرد که هنوز تمامی کشته‌شدگان و مجروحان شناسایی نشده‌اند. کمالی افزود: «وسعت انفجار به حدی بوده که احتمال می‌رود بیشتر حاضران در صحنه شهید شده باشند. به احتمال زیاد ۷۱ تن از ایرانی‌ها جزو شهدای این حادثه باشند»

بیشتر بخوانید: انفجار تروریستی در عراق جان عده‌ای از زائران ایرانی را گرفت

به گفته کمالی تا کنون “مجروح ایرانی پیدا نشده”، اما جستجوها ادامه دارد. وی افزود که ۹ افغانی تبعه‌ی ایران نیز در میان مجروحان هستند که در حال حاضر در بیمارستان‌های عراق به سر می‌برند.

میرمسعود حسینیان، سرکنسول ایران در کربلا نیز درباره چگونگی این بمب‌گذاری و دشواری در شناساسی قربانیان گفت: «در این اقدام تروریستی با توجه به اینکه در محل پمپ بنزین بوده، دو اتوبوس و تعدادی مینی‌بوس و چند دستگاه خودروی شخصی به طول کامل از بین رفته‌‌اند.»

شمار کشته‌شدگان و مجروحان این بمب‌گذاری هنوز دقیقاً روشن نیست. خبرگزاری‌ها و مسئولان رسمی شمار آسیب‌دیدگان ایرانی را تا کنون بسیار متفاوت ذکر کرده‌اند.

خبرگزاری رویترز شمار کشته‌شدگان را حدود ۱۰۰ تن اعلام کرده و گزارش داده که اغلب کشته‌شدگان ایرانی هستند.

بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا حسن قشقاوی، معاون کنسولی وزارت امورخارجه در شامگاه پنج‌شنبه شمار کلی کشته‌شدگان را ۸۰ نفر اعلام کرد. به گفته قشقاوی ۴۰ تن از کشته‌شدگان ایرانی هستند. قشقاوی افزود: «۲۰ مجروح این حادثه نیز ایرانی هستند.»

لغو اعزام کاروان به سامرا

سازمان حج و زیارت ایران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که اعزام زائر به سامرا در عراق را تا “اطلاع ثانوی و دریافت پاسخ استعلام از مبادی ذیربط” متوقف کرده است.

بیشتر بخوانید: ۱۰ زائر ایرانی در پی انفجار انتحاری در سامرا کشته شدند

به گفته سازمان حج و زیارت بمب‌گذاری در تانکر سوخت در پمپ‌بنزین و در رستورانی که زائران در آنجا حضور داشتند، در عصر پنجشنبه صورت گرفته است. سازمان حج این انفجار را “انتحاری” خوانده است.

در زمان انفجار دست‌کم هفت اتوبوس زائران ایرانی، بحرینی و عراقی در داخل جایگاه سوخت توقف داشته‌اند.

اربعین؛ هم استراتژی، هم تاکتیک

زائرین مراسم اربعین در حال بازگشت به ایران هستند. اربعین در لغت به معنی چهلم است و در اصطلاح به بیستم صفر ۶۱ هجری قمری، چهلمین روز کشته‌شدن حسین بن علی فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا، امام سوم شیعیان اطلاق می‌گردد. این مراسم در سال‌های گذشته به صورت مدیریت شده به یک “اَبَر رویداد” تبدیل شده است.

ایران و آلمان حادثه تروریستی حله را محکوم کردند

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با انتشار بیانیه‌ای حمله تروریستی به زائران در حله‌ی عراق را محکوم کرد.

در بیانیه روحانی تصریح شده که “کوردلان سفاک برگزاری با شکوه اربعین را برنتافتند” و به همین دلیل دست به اقدامی تررویستی زدند.

روحانی بار دیگر به ضرورت مبارزه با تروریسم در منطقه اشاره کرده و از دولت عراق خواست که با عاملان این حادثه برخوردی “قاطعانه” کند.

وزارت امورخارجه آلمان با انتشار بیانیه‌ای اقدام تروریستی علیه زئران شیعه در عراق را شدیداً محکوم کرد. در بیانیه وزارت امورخارجه آلمان آمده است: «بمب‌گذاری در شهر حله در جنوب شرقی بغداد متوجه زائران شیعی بود که در راه بازگشت از کربلا بودند. این انفجار کشته‌ها‌ و مجروحان زیادی بر جا گذاشت. بسیاری از قربانیان ایرانی هستند. این بمب‌گذاری بار دیگر نشان داد که اعمال غیرانسانی “دولت اسلامی” و تنفر عمیق تروریست‌ها، سنت‌های مذهبی صدها ساله را هدف قرار داده است.»

بیشتر بخوانید: انفجار خونین در مسجد باقرالعلوم کابل

وزارت خارجه آلمان ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان از “مردم عراق و ایران” خواست که در این شرایط وخیم مانع از آن شوند یک “گروه جنایتکار با این اقدامات موفق شود به نزاع‌های مذهبی و قومی دامن بزند.”

بر اثر انفجار یک خودروی بمب‌گذاری‌‌شده در محل سوخت‌گیری در شهر حله‌ی عراق در روز پنج‌شنبه (۴ آذر/۲۴ نوامبر) شماری زیادی از زائران کربلا کشته و مجروح شدند. به گفته برخی مسئولان ایرانی و عراقی این انفجار انتحاری بوده است.

گروه “دولت اسلامی” (داعش) با انتشار بیانیه‌ای در سایت “اعماق” مسئولیت این اقدام تروریستی را برعهده گرفته است. به گفته گروه تروریستی “دولت اسلامی” ۲۰۰ نفر در این اقدام کشته و مجروح شده‌اند.

No responses yet

Nov 14 2016

شعار «نه ویزا نه پاسپورت میخوام برم کربلا» در مرز مهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

مهر: ایلام-موج و ازدحام جمعیت در مرز مهران باعث شده است افراد بدون روادید هم در پایانه حضوری چشمگیر داشته باشند و با شعار «نه ویزا نه پاسپورت می خوام برم کربلا» سعی دارند از مرز خارج شوند.

به گزارش خبرنگار مهر، هم اکنون شاهد اوج تردد زائران اربعین در مرز هستیم و طی سه روز گذشته بیش از ۳۰۰ هزار زائر از مرز مهران به کربلا تردد داشته اند و طی ۱۱ روز گذشته این آمار ۶۵۰ هزار نفر بوده است.

هم اکنون موج زیادی از زائران بدون ویزان و گذرنامه نیز در پایانه مرزی وجود دارند که طبق قوانین و مقررات سعی دارند بدون ویزا و پاسپورت به کربلا بروند این افراد شعار «نه ویزا نه پاسپورت میخوام برم کربلا» سر می دهند.

فرمانده انتظامی استان ایلام در این ارتباط به خبرنگار مهر گفت: تحت هیچ شرایطی عبور از مرز بدون روادید امکان پذیر نیست و طی ۲۴ ساعت گذشته یک هزار و ۵۰۰ نفر که فاقد ویزا و گذرنامه بوده اند از مرز مهران به شهرهای خود بازگرداننده شده اند.

سردار نوعلی یاری عنوان کرد: روال عادی در مرز مهران برقرار است، ترافیک در محورهای استان روان است و طی چند روز اخیر بیش از ۵۰۰ هزار نفر از مرز تردد داشته اند.

No responses yet

Nov 14 2016

نبرد موصل؛ روایت خواهری که گریخت، برادری که اسیر داعش ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

نفیسه کوهنورد بی‌بی‌سی، اربیل

در کافه‌اى در یکى از شهرک‌هاى مدرن اربیل نشسته‌ایم. دور و برمان پر است ازجوانانى که تخته نرد بازى مى‌کنند و قلیان مى‌کشند. گهگاه هم صداى قهقه‌هایشان بالا مى‌رود. اینجا که بنشینید نمى‌توانید باور کنید که کمى دورتر، جایى حدود یک ساعت ازاربیل با ماشین، جنگى تمام عیار جریان دارد. هزاران نفر در حال فرارند و ده‌ها نفر هر روز جانشان را ازدست مى‌دهند. اما کسى که روبروى من نشسته و هر چند دقیقه نگران به تلفنش نگاه مى‌کند تا عمق وجودش جنگ را مى‌فهمد و حس مى‌کند.

هدیل را دو سال پیش همین‌‍جا در هتلى در اربیل شناختم که غالب کارکنانش از مناطق اطراف موصل گریخته بودند. خود او اما از شهر موصل است. آنجا در خانواده‌اى متوسط وتحصیل‌کرده بدنیا آمده، درس خوانده و بزرگ شده است. در دانشگاه موصل که دومین دانشگاه بزرگ عراق به حساب مى‌آمد و حالا بخش بزرگى از آن با بمباران‌ها از بین رفته، در رشته زبان انگلیسى تحصیل کرده و قصد داشته براى رفتن به اروپا یا آمریکا اقدام کند که اتفاقات شهر زندگى‌اش را زیر و رو کرده. هدیل شاهد وقایعى بوده که از زمان سقوط صدام و حضور آمریکایی‌ها تا ظهور داعش در شهرشان رخ داده.

ویدیوى کوتاهى را که در آخرین لحظات فرار از موصل به اربیل با تلفن همراهش گرفته نشانم مى‌دهد و مى‌گوید آن لحظه‌ها را درست مثل دیروز دقیقه به دقیقه به یاد دارد. در جایى از یک طرف داعشی‌ها تعقیب‌شان مى‌کردند و از طرفى در ایست بازرسى خازز نزدیک اربیل پیشمرگان به خیلى از آنها اجازه ورود به منطقه کردستان عراق را نمى‌دادند.

خود من هم آن صحنه‌ها را به یاد دارم. براى پوشش سقوط موصل به دست داعش آنجا بودم. گرماى شدید هوا و گرد و غبار از یک طرف و شوک آنچه در جریان بود از طرف دیگر وضع را سخت‌ترکرده بود و امکان کمترین امدادرسانى‌ها راهم تقریبا ناممکن. آن موقع از یکى از پیشمرگانى که در ایست بازرسى ایستاده بود دلیل این کار را پرسیدم جواب شنیدم که “هنوز نمى‌دانیم کى به کى است و ممکن است امنیت خودمان را به خطر بیاندازند.”

از همان موقع تا به امروز ورود عرب‌هاى عراقى به کردستان عراق محدودتر و محدودتر شده است.

براى هدیل آن لحظه‌ها به گفته خودش مفهوم واقعى تحقیر و از اینجا رانده و ازآنجا مانده شدن بود.

هرچند مى‌گوید که مى‌توانست درک کند چرا کسى با آغوش باز از آنها استقبال نمى‌کرد. “ما از نگاه آنها همدست داعش بودیم. به هر حال این واقعیتى است که داعشی‌ها از مدتها قبل از شروع فرار دسته جمعى مردم از موصل، در شهر بودند.”
Image copyright Getty
Image caption فرار خانواده‌ای از نبرد موصل در عراق

موصل از زمان سقوط صدام به یکى ازمراکز فعالیت گروه‌هاى تندرو بدل شد که تنها هربار نامشان تغییر کرد. در نهایت ازاوایل ژوئن ٢٠١٤ هم سر و کله داعشی‌ها در موصل پیدا شد. گروهى که بسیارى از بازماندگان حزب بعث و بخصوص فرماندهان ارتش صدام به آن پیوستند. غالب آنها البته از قبل با گروههای تندرو همکارى مى‌کردند. درست از زمانی که آمریکایی‌ها ارتش عراق را منحل کردند و یک شبه بسیارى از ارتشی‌ها کار و مقام خود را برباد رفته دیدند و بخشی‌شان جذب گروه‌هاى تندرو شدند که بعدها با دولت مرکزى هم بناى جنگ گذاشتند، همین موصل را در چشم بغداد نیز به نوعى به دشمن بدل کرد. به گفته هدیل در اولین روزها از بلندگوها سخنرانی‌های عزت ابراهیم دورى معاون اول سابق صدام و “رهبر کنونى” حزب بعث عراق را پخش مى‌کردند همراه با شعار آزادى و احترام براى ساکنان موصل که از فشار و تبعیض ارتش و دولت مرکزى به تنگ آمده بودند.

هدیل مى‌گوید وضعیت چنان سخت شده بود که خیلى‌ها براى خلاص شدن از تحقیر روزانه حتى راضى به همکارى با شیطان بودند. “از همه چیز محروم شده بودیم. اواخر، روزها در صف بنزین مى‌ماندیم چون بنزین براى موصلی‌ها جیره بندى شده بود. در ایست بازرسی‌ها ارتش با مردم بدرفتارى مى‌کرد و انگار ما شهروند درجه دو بودیم. همین خیلى‌ها را تشویق مى‌کرد که به گروه‌هاى تندرو بپیوندند. شرایطى که باعث شد مردم اول با روى گشاده داعش را بپذیرند.”

اما این، همه دلیل رضایت مردم در اوایل حضور داعش در موصل نبود. هدیل اینطورتعریف مى‌کند “روزى که آنها آمدند رفتارشان با مردم بسیار مهربانانه بود. به هیچ وجه چیزى ممنوع نبود. زندگى عادى در جریان بود. مردم تا دم صبح در کوچه و بازار بودند، سیگار و قلیان ممنوع نشده بود. کافه‌ها ممنوع نشده بود. داعشی‌ها با پخش اعلامیه به مردم پیام مى‌دادند که آنها را از شر ارتش و دولت رها خواهند کرد.”
Image copyright AFP
Image caption داعش حالا در تمام محله‌های موصل نفوذ کرده است

پیامى که ظاهرا در شرایط آن روز موصل بسیار اغوا کننده به نظر مى‌آمد. اما دیرى نگذشت که چهره مهربانانه داعش در موصل تغییر کرد. ممنوعیت‌ها و مجازات‌ها دو هفته بعد از قدرت گرفتن گروه آغاز شد و به تبع آن واهمه بخشى از ساکنان شهر از جمله خود هدیل و خواهرش. او روى نقشه محله‌شان را نشانم مى‌دهد که گویا منطقه امن بوده با ساکنان مسیحى و مسلمان که اوایل هنوز داعشی‌ها چندان در آن محله‌ها خودرا در آن نشان نداده بودند و بیشتر در محله‌هایى مى‌گشتند که هدیل آنها را محلات سمت راست شهرمى‌خواند. محلاتى که به سمت مرز سوریه. اما شب سیزدهم ژوئن ٢٠١٤،کاروان‌هاى داعش شروع به گشت گسترده‌اى در نقاط دیگر شهر کردند و آن نقطه‌اى بود که هدیل و همراه خانواده خواهرش تصمیم به ترک شهر گرفتند. برادرشان اما از میانه راه برگشته بود. “برادرم به اجبار ما با خانواده‌اش ما را همراهى کرد اما با دیدن وضعیت ایست بازرسی‌هاى نزدیک اربیل تصمیمش عوض و گفت ظاهرا همه جا با ما با خفت رفتار مى‌شود. ما برمى‌گردیم.” هدیل اما اضافه مى‌کند که برادرش همچنان خیلى هم باورش نشده بود که وضع موصل بدتر خواهد شد.

او مى‌گوید: “براى خیلى از مردم از جمله برادر من باورکردنى نبود که چیزی بدتر از وضع آن موقع هم مى‌تواند پیش بیاید. چیزى بدتر از ارتش و دولت آن دوره.”

وقتى هم که خشونت داعشی‌ها در شهر شروع شد دیگر براى خروج از موصل دیر شده بود. از آن پس هر کس که مى‌خواست شهر را ترک کند باید سند خانه‌اش را وثیقه مى‌گذاشت و یکى از اعضاى خانواده در داخل را هم به عنوان کفیل یا به عبارتى گروگان معرفى مى‌کرد. بازنگشتن به شهر مساوى بود با مصادره اموال و شکنجه یا حتى مرگ کفیل. با همه اینها برادر هدیل چند بار تلاش کرده که از شهر بیرون بیاید حتى به ازاى پرداخت پول به قاچاقچیانى که خود از اعضاى داعش‌اند اما هربار با در بسته مواجه شده است.

حالا بیش از دو سال است که خواهرها و برادر همدیگر را ندیده‌اند.
اگر خانه همسایه بمباران شود

این روزها دل تو دل هدیل نیست. برادرش با پیامک به او اطلاع داده که مى‌تواند از بالاى پشت بام ارتش را ببیند. تماس تلفنى با داخل شهر تقریبا ناممکن و به حد مرگ خطرناک است. همین باعث شده که برادر به ندرت به خواهرانش خبر دهد که آنجا چه مى‌گذرد. از هدیل مى‌پرسم در این مدت چطور با هم در تماس بوده‌اند: “داشتن تلفن یعنى مرگ. برادرم هر بار براى صحبت با ما کارت تلفن را در داخل گوشى مى‌گذارد و مى‌رود طبقه بالاى خانه که کمى آنتن دارد و با صداى بسیار آهسته‌اى با ما حرف مى‌زند. گاهى ما اصلامتوجه نمى‌شویم چه مى‌گوید. مساله این است که معلوم نیست چه موقع برای ‌گشتن خانه مى‌آیند. براى ما همین که مى‌فهمیم او و خانواده‌اش زنده‌اند غنیمت است.”

ظاهرا هر قدر حلقه محاصره داعشی‌ها درشهر تنگ‌تر مى‌شود آنها دست به رفتارهاى خشن‌تر مى‌زنند. در چند روز گذشته خبرهاى متعددى از افزایش اعدام‌ها درگوشه و کنار شهر به گوش مى‌رسد. غالب آنها جوانانى که به اتهام همکارى با ارتشی‌های نیروهاى ائتلاف اعدام مى‌شوند و البته در مناطقى هم ظاهرا درگیری‌هایى بین قبایل سنى و نیروهاى داعش رخ داده است که ارتش از آنها به عنوان مقاومت داخلى نام مى‌برد. از نگاه هدیل اما داستان فرق دارد. او مى‌گوید خیلی‌ها که اول با داعش همکارى کردند حتى همان اعضاى حزب بعث به مرور دیدند که نه منافع‌شان تامین مى‌شود و نه اینها آنى بودند که انتظارشان را داشتند.

در این‌باره من با تعدادى از فرماندهان ارتش هم صحبت کردم. ژنرال عباس جبورى یکى از فرماندهان ارشد نیروهاى واکنش سریع عراق که حالا بعد از پس گرفتن حمام علیل نیروهایش را به نزدیکى فرودگاه موصل در جنوب شهر منتقل کرده تایید مى‌کند که حتى از مدتها قبل ارتش از تغییر نظر این گروه‌ها مطلع شده بود و با بعضى از آنها ارتباط برقرار کرده بود که زمان حمله شاید بتوانند از داخل کمک کنند هر چند هنوز دیوار بى‌اعتمادى بین آنها مانده است.

با این حال اکنون ارتش از طریق افراد محلى تقریبا مى‌داند که در چه مناطقى ممکن است ساکنانش با داعش باشند یا نه و درکدام مناطق با تعداد بیشترى داعشى مواجه خواهند شد. چیزى که خیال هدیل را از بعضى جهات آسوده کرده و وقتى از او مى‌پرسم آیا نگران نیست که برادرش به خاطر ماندن در موصل متهم به همکارى با داعش شود مى‌گوید” نه، مى‌دانیم که کسانى محله به محله در حال تحقیق بودند و اطلاعات زیادى درباره کسانى که باداعش همدستى کرده‌اند دارند. مهم اینکه داعشی‌ها در واقع کسى را مجبور به همکارى نکردند. اجبار براى قوانین‌شان بود اما نه براى پیوستن به آنها. برادر من از وقتى آنها آمدند شغل ادارى‌اش را رها کرد و خانه‌نشین شد.”
Image copyright Reuters

نگرانى غیرنظامیان مانده در شهر اما تنها داعش نیست. با شدت گرفتن نبرد در داخل شهر بمباران‌هاى نیروهاى ائتلاف هم بیشتر و بیشتر مى‌شود. جنگ موصل شبیه هیچ یک از نبردهایى که تاکنون علیه داعش در جریان بوده نیست. در جاهایى مثل سنجار و کوبانى تقریبا همه غیرنظامیانش قبل از آغاز عملیات گریخته بودند وهواپیماها مى‌توانستند روزى ده‌ها بار شهر و مواضع دشمن را بمباران کنند. چیزى که امکان مقاومت را از داعش گرفت و راه را با سرعت بیشترى براى نیروهاى زمینى باز کرد. در فلوجه هم که همین چند ماه پیش پس گرفته شد، با عقب نشینى یکباره و غیر منتظره نیروهاى داعش از ایست بازرسى‌ها راه براى خروج غیرنظامی‌ها هموار شد و گره از کار پیشروى ارتش داخل شهر باز.

داعشی‌ها در موصل اما با علم بر اینکه تا جاى ممکن مناطقى که غیرنظامیان در آن هستند از بمباران محفوظ مى‌مانند، حالا بیشتر وارد محله‌هایى شده‌اند که قبلا نبودند. برادر هدیل در پیامکى نوشته که به تازگى خانه روبه‌رویه‌شان با خاک یکسان شده و چندین داعشى که ظاهرا در آن جلسه داشتند، کشته شده‌اند، اما در ادامه گفته “دیگرنمى‌دانم در راست و چپ خانه‌مان چه کسانى هستند. تا جاى ممکن بیرون نمی‌روم و در خانه آرد و آب ذخیره کردیم. اما نگرانم اگر خانه کنارى داعش باشد و بمباران شود ما هم بمیریم.”

در این لحظه که این مطلب را تمام مى‌کنم، شنبه دوازده نوامبر، از برادر هدیل خبر رسیده که با ورود ارتش به محله قادسیه حالا نیروهاى عراقى تنها چند کوچه با خانه آنها فاصله دارند. هدیل مى‌گوید هم نگران است و هم خیلى خوشحال که بالاخره شهرش دارد از یک کابوس بزرگ رها مى‌شود. با همه اینها وقتى مى‌پرسم آیا به فکر برگشتن به خانه هستى یا نه؟ مى‌گوید: “نه هرگز. براى اینکه این تنها شهر نبود که با داعش و حالا با جنگ ویران شد. اعتماد ما به همدیگر، به هموطن و همشهرى هم از بین رفت. خیلی‌ها که مى‌شناختیم حتى تعدادى از دکترهاى تحصیل کرده شهر با داعش همدست شدند. چطور به شهرى برگردم که دیگر کسى را در آن واقعا نمى‌شناسم.”

No responses yet

Nov 10 2016

عفو بین‌الملل نیروهای مسلح عراق را متهم به شکنجه و اعدام غیرنظامیان در عملیات موصل کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید نیروهای مسلح دولت عراق، در جریان عملیات موصل، به «اعدام خودسرانه» و شکنجه شماری از غیرنظامیان مظنون به همکاری با «حکومت اسلامی» اقدام کرده‌اند.

این سازمان مدافع حقوق بشر خواستار تحقیقات در مورد این موضوع شده و این اتهام را مطرح کرده‌ که در جریان نبردها «جنایت جنگی» رخ داده‌است.

گزارش سازمان عفو بین‌الملل ۲۰ آبان ماه منتشر شده؛ در آن از جمله گفته شده «مردانی که یونیفورم پلیس فدرال عراق را بر تن داشتند، در کمال خونسردی، دست به قتل‌های غیرقانونی ساکنان برخی از روستاهای جنوب موصل زده‌اند».

عملیات برای بازپس‌گیری موصل ۲۶ مهر ماه آغاز شد. دولت بغداد گفته بود نیروهای مسلح ارتش و پلیس فدرال، در جریان ورود به شهر برای کنترل آن حضور خواهند داشت. پیش‌مرگه‌های کرد در این عملیات حضور دارند، ائتلاف به رهبری آمریکا از آن حمایت هوایی می‌کند و شبه‌نظامیان شیعه نیز به نبردها اعزام شده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش تازه خود، نیروهای مسلح دولت عراق را متهم کرده که در مورادی دست به شکنجه مظنونین، پیش از آن‌که آن‌ها را بکشند، زده‌اند. در یک مورد از موارد اشاره‌شده در گزارش «عفو بین‌الملل» گفته شده این نیروها گروهی از مردان را با کابل و قنداق تفنگ زده‌اند و سپس با شلیک گلوله آن‌ها را کشته‌اند.

گفته شده افرادی که شکنجه و/یا کشته شده‌اند، مظنون به عضویت یا همکاری با گروه موسوم به «حکومت اسلامی» بودند.

این سازمان مدافع حقوق بشر از مقام‌های بغداد خواسته است تا تحقیقاتی مستقل در مورد این شواهد انجام دهند؛ شواهدی که به گفته «عفو بین‌الملل» می‌تواند نمونه‌هایی از «جنایت جنگی» باشد.

گزارش روز چهارشنبه، نخستین مورد از این دست از سوی یک گروه عمده ناظر و مدافع حقوق بشر، با محوریت رخدادهای پیرامونی عملیات بازپس‌گیری موصل، به شمار می‌رود.

سازمان عفو بین‌الملل سه هفته پیش، در آستانه آغاز عملیات موصل، در بیانیه‌ای خواسته بود تا تمام تلاش‌های دولت عراق و متحدان آن، پیش از هرچیز متمرکز بر حفظ امنیت و سلامت غیرنظامیان و جلوگیری از «حملات احتمالی انتقام‌جویانه» در موصل و اطراف آن باشد.

دولت عراق هنوز به گزارش تازه این سازمان واکنشی نشان نداده‌است، اما حیدر عبادی، نخست‌وزیر آن کشور، پیش از این تعهد داده بود که نیروهای تحت امر او از غیرنظامیان در جریان نبرد موصل حفاظت خواهند کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .