اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عوامفریبی'

Apr 20 2019

وزیراطلاعات: به سازمان‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل ضربه زدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: وزیر اطلاعا ت ایران ضمن اشاره به برخورد شدید با گروه‌های “ضد انقلاب” ادعا کرد که این نهاد امنیتی” صدها تلاش سرویس‌های بیگانه برای جذب جاسوس” را خنثی کرده است. به گفته او، این اقدامات “مایه بهت و حیرت” خیلی‌ها شده است.

محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران روز جمعه، ۳۰ فروردین (۱۹ آوریل) محمود علوی در نماز جمعه تهران ادعا کرد که وزارتخانه زیر نظر او در مبارزه علیه فعالیت سرویس‌های امنیتی ایالات متحده، اسرائیل و بریتانیا موفقیت چشمگیری داشته است. به گفته او، این نهاد امنیتی جمهوری اسلامی ۲۹۰ جاسوس سرویس اطلاعاتی مرکزی آمریکا (سی آی ای) را در کشورهای مختلف از جمله ایران شناسایی کرده است.

وزیر اطلاعات ایران در ادامه سخنانش گفت: «اقدامات ما در شناسایی عوامل سی آی ای موجب به‌هم‌ریختگی در این سرویس شد، به گونه‌ای که در آمریکا کمیته شکست تشکیل دادند و رئیس سی آی ای ضربه وارده از سوی ایران به سرویس اطلاعاتی آمریکا را تأیید کرد.»

علوی در باره اینکه رئیس سی آی ای چه زمانی و کجا به این “شکست” اعتراف کرده، توضیحاتی ارائه نکرد اما وعده داد که “در آینده نزدیک جزئیات این مصاف” را در اختیار عموم قرار دهد.

وزیر اطلاعات ایران همچنین مدعی شد که جمهوری اسلامی “ضربه مشابهی” به سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (اس ‌آی ‌اس که با نام قدیمی ام‌آی۶ هم شناخته می‌شود) زده است. او در این باره نیز وعده داد که در آینده اطلاعات بیشتری “به استحضار مردم” برساند.

بر اساس ادعاهای علوی، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به حدی “سلطه اطلاعاتی” خود را در اسراسيل گسترش داده است که “صدای آنها درآمد”.

ضربه به صدها گروه ایرانی و “تکفیری”

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در یک سال گذشته با ۱۱۴ تیم تکفیری (گروه‌های اسلامی تندرو)، ۱۱۶ تیم مرتبط با منافقین (سازمان مجاهدین خلق ایران)، ۴۴ تیم ضد انقلابی(مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی)، ۳۸۰ تیم قاچاق مواد مخدر برخورد شده و عملیات ۱۸۸ تیم عملیاتی خنثی شده است.»

به گفته محمود علوی، وزارتخانه تحت ریاست او علاوه براین «صدها تلاش سرویس‌های بیگانه برای جذب افراد به عنوان جاسوس شناسایی و خنثی شده و ده‌ها جاسوس که جذب سرویس‌ها و دستگاهای اطلاعاتی بیگانه شده بودند در مراکز حساس کشور شناسایی و به قوه قضائیه معرفی شده‌اند»

علوی تاکید کرد: «گزارش این شناسایی مایه بهت و حیرت همه کسانی شد که در جریان عملکرد وزارت اطلاعات قرار گرفتند و این کار، سرویس‌های بیگانه را دچار سرگیجگی کرد.»

“فرق اسلام و دموکراسی”

وزیر اطلاعات در ادامه ضمن تمجید از فعالیت‌های کارمندان وزارت اطلاعات به تفاوت میان سیستم‌های حکومتی دموکراتیک و اسلامی پرداخت و گفت: «دموکراسی حکومت را مردم بر مردم و اسلام حکومت را حکومتِ بندگان صالح برای مردم می‌داند.»

علوی در ادامه سخنرانی‌اش درباره تحریم‌های آمریکا و اثرات آن بر اقتصاد و معیشت مردم نیز اشاره کرد و گفت: «امروز تحریم‌های آمریکا عملا تاثیر خود را به برکت مقاومت شما مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری، از دست داده است. برخی از مقامات کشورهای همسایه گفته‌اند فکر نمی‌کردیم ایران آنقدر قوی باشد و بتواند در برابر فشار تحریمی آمریکا مقاومت کند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

بنابر گزارش‌های رسانه‌های ایران تحریم‌های آمریکا فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد آورده است. در هفته‌های اخیر صادرات نفت ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز رسید. هم‌چنین کاهش روزافزون ارزش ریال در برابر ارزها‌ی خارجی، تورم بیش از حد و افزایش قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم از تاثیرات تحریم‌های آمریکاست.

یک ماه پیش خبرگزاری “ایسنا” درباره درباره افزایش قیمت کالاهای مصرفی مردم گزارش داد: «با وجود آن‌که دولت حجم زیادی ارز ۴۲۰۰ تومانی را به بخش دام و طیور از نهاده‌های تولید تا خرید و واردات گوشت و دام زنده اختصاص داده است، قیمت گوشت قرمز و گوشت مرغ کنترل نشده و هر روز شاهد افزایش قیمت این محصولات در بازار هم هستیم.»

این خبرگزاری به نقل از یک قصاب نوشت: «امروز آنقدر اوضاع وخیم شده که برخلاف روزهای پایانی اسفند پارسال نه تنها توان خرید گوشت قرمز به اندازه کافی را نداریم، بلکه کسی نمی‌تواند آن را به اندازه دلخواه برای خود و خانواده‌اش خریداری کند.»

No responses yet

Apr 19 2019

انتقاد دو نماینده مجلس از حضور نیروهای نظامی خارجی در مناطق سیل‌زده ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حوادث,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: حالا که نیروهای عراقی آمدند جنوب ایران را به اشغال خود در آوردند تازه اسهال طلب ها یادشان افتاده که بدون مجوز آمده اند(زرشک!)
رادیوفردا: دو تن از نمایندگان مجلس ایران روز پنجشنبه ۲۹ فروردین به حضور نیروهای نظامی خارجی در مناطق سیل زده ایران اعتراض کرده‌اند.

این نمایندگان گفته‌اند، نیروهای نظامی خارجی تنها با مجوز دولت و مجلس می‌تواند در کشور حضور یابند.

طی روزهای اخیر حضور نیروهای شبه نظامی حشد الشعبی عراق در مناطق سیل زده ایران واکنش‌هایی در پی داشته است.

ابومهدی المهندس، یکی از فرماندهان ارشد گروه «بسیج مردمی» (حشد الشعبی) عراق، پیشتر گفته بود: «با تعدادی از نیروهای حشد الشعبی به خوزستان آمده‌ایم.» او اضافه کرده بود که این نیروها در خوزستان مستقر شده‌اند.

روزنامه کیهان نیز در خصوص حضور نیروهای حشد الشعبی نوشته بود: «یگان مهندسی سازمان بسیج مردمی عراق (حشد الشعبی) برای کمک به مهار سیل خوزستان وارد ایران شده‌اند.» این روزنامه همچنین از حضور نیروهای « تیپ فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان»برای کمک به مناطق سیل زده خبر داده بود.

«قانون اساسی نادیده گرفته شده»

این در حالی است که عبدالکریم حسین زاده، نماینده مجلس از نقده و نایب رئیس فراکسیون امید می‌گوید، حضور نیروهای خارجی بدون مجوز دولت و مجلس نادیده گرفتن قانون اساسی است.

عبدالکریم حسین زاده در توییتر خود نوشته است:« آیا ارتش و سپاه به اندازه کافی نیرو نداشت؟ آیا فراخوان مردمی دادیم و کسی نیامد که حشدالشعبی و فاطمیون وارد مناطق سیل‌زده شدند؟ گیرم که نیاز بود، چرا بدون اطلاع و مجوز دولت و مجلس؟ در هر صورت اصول ١٢۵ و ١۴۶ رعایت نشده و هم وحدت ملی و هم قانون اساسی با یک اقدام نادیده گرفته شدند.»

بهرام پارسایی، نماینده شیراز و عضو فراکسیون امید، نیز گفته است، حضور نیروهای نظامی خارجی بدون رعایت قانون اساسی حتی برای امداد رسانی «قابل قبول نیست.»

بهرام پارسایی در توییتر خود نوشته است: «مرزهای کشور،حرمت دارد و عبور نیروی نظامی خارجی از آن،حتى براى امدادرسانی قابل قبول نیست. اگر با ماهیت نظامی در کشور مستقر شوند نقض اصل۱۴۶ ق.اساسی است و اگر بخواهند در قالب همکاری دو کشور عمل کنند،طبق اصل۱۲۵ ق.اساسی،بايد توافقنامه آن بعداز تصویب مجلس،با امضاى رئیس‌جمهور اجرا گردد.»

در همین زمینه، روز سه شنبه علیرضا رحیمی، نماینده اصلاح طلب مجلس خواستار ارائه گزارش وزیر کشور و توضیحات وزیر امور خارجه ایران درباره حضور نیروهای خارجی در مناطق سیل زده شد.

علیرضا رحیمی رحیمی با اشاره به این که حشد الشعبی به «عنوان یک نیروی شبه نظامی و در قالب نیروی امدادی به کشور آمده»، گفت‌: «برای مجلس شورای اسلامی هنوز مشخص نیست که کنترل حضور این نیروها صورت گرفته است یا خیر و اگر موضوع در گزارش وزیر کشور به صورت شفاف مطرح نشود نسبت به طرح سوال اقدام خواهد شد.‌»

«بدون اجازه وارد نشدند»

با این حال، محمد جواد جمالی نوبندگانی ، عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: حشد الشعبی با پیشنهاد خود به دولت ایران اقدام به کمک به مناطق سیل زده کرد و در این مسیر درخواستی از جمهوری اسلامی صورت نگرفته بود همچنین آنها نیز بدون اجازه دولت وارد کشور نشدند.

روز پنجشنبه تصویری از قاسم سلیمانی همراه با ابومهدی المهندس، فرمانده شبه‌نظامیان حشد الشعبی عراق، در جلسه ستاد مدیریت بحران استان خوزستان منتشر شده بود.

حضور شبه‌نظامیان حشد الشعبی در استان‌های خوزستان و لرستان با انتقادات گسترده فعالان سیاسی منتقد و مخالف حکومت ایران مواجه شده است، اما شماری از مقام های جمهوری اسلامی می‌گویند که برای کمک به سیل‌زدگان راهی ایران شده‌اند.

قاسم سلیمانی در حالی راهی مناطق سیلزده ایران در استان خوزستان شده که نیروی تحت امر او، بازوی خارجی سپاه در عملیات‌های خارج از کشور است و حوزه فعالیت آن داخل کشور نیست.
با استفاده از توییتر، کیهان و رادیو فردا؛ خ

No responses yet

Mar 30 2019

سند افتخار سپاه در سیل گلستان چه بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حوادث,سپاه,سیاسی,محیط زیست


رادیوفردا: شامگاه چهارم فروردین ۱۳۹۸، گردان مهندسی و تخریب «حضرت ابوالفضل» وابسته به گروه «مهندسی ۴۵ جوادالائمه» نیروی زمینی سپاه پاسداران، بخشی از مسیر خط آهن گرگان-اینچه‌برون در شمال شهر آق‌قلا را در سه نقطه منفجر کردند.

علت انفجار، «رهاسازی آب انباشت‌شده در منطقه» اعلام شد. محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت «ستاد بحران استانداری» گلستان پس از ۴۸ ساعت به سپاه اجازه انفجار داد. او از این انفجارها به عنوان «انفجار امید» یاد کرد.

روز هفتم فروردین، گردان مهندسی و تخریب سپاه با دستور مستقیم محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه بخشی از جاده «چارقلی-گمیشان» را منفجر کردند تا راه خروج آب باز شود.

این دو انفجار به عنوان راه‌حل کاهش حجم آب در شهر آق‌قلا و جلوگیری از وقوع بحران در گمیشان از سوی رسانه‌های وابسته به سپاه، برجسته شدند و اسناد افتخار «مدیریت جهادی» سپاه نام گرفتند.

خط آهن گرگان-اینچه برون، بخشی از یک خط‌آهن مهم بین کشورهای ایران، قزاقستان و ترکمنستان است که در مجموع ۹۲۴ کیلومتر طول دارد و ۱۲۹ کیلومتر آن در ایران واقع شده است.

اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۲، در دولت احمدی‌نژاد، بخشی از فاز اول این پروژه که ۸۰کیلومتر بود، با اعتباری معادل ۱۳۰ میلیارد تومان افتتاح شد. آذرماه سال ۱۳۹۳ نیز حسن روحانی، رئیس جمهور ایران دوباره این خط آهن را افتتاح کرد. در مراسم افتتاح گفته شد که ۱۱۰میلیارد تومان دیگر برای تکمیل پروژه هزینه شده است. البته اعدادی در که درباره طول این پروژه اعلام شده، به شدت متناقض هستند و از ۸۰ کیلومتر تا ۱۵۰ کیلومتر را در بر می‌گیرد ولی آخرین عددی که به طور رسمی اعلام شده، ۱۲۹ کیلومتر است.

اما در روزهای پایانی آماده‌سازی این پروژه یعنی ۲۴ آذر ۱۳۹۳، سردار عبادالله عبداللهی، فرمانده وقت قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران، در یک نشست خبری از اجرای پروژه خط آهن «گرگان-اینچه برون» به عنوان «اولین رکورد در کشور» یاد کرد و گفت: «در مدت کمتر از یک سال» این پروژه را ساخته‌اند.

همان ایام، سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی کل سپاه نیز از این پروژه به عنوان «نقطه عطف تعامل دولت و سپاه» یاد کرد و گفت: «سرعت، کیفیت و دقت» نشانه‌های اقدامات قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه است.

اطلاعات سردار عبداللهی البته دقیق نبود و بیشتر شعاری بود. حرف و حدیث این پروژه از سال ۱۳۸۶ شروع شد و ۱۱ تیرماه ۱۳۸۶، توافق‌نامه احداث این پروژه بین رؤسای جهوری ایران و ترکمنستان و قزاقستان امضا شد. کلنگ این پروژه در ایران، اول تیرماه سال ۱۳۹۰ با حضور علی‌نیکزاد، وزیر وقت مسکن و شهرسازی به زمین زده شد.

قرارداد اجرای پروژه در داخل ایران، تیرماه سال ۱۳۹۰ ابتدا با «شرکت پارس انرژی» امضا شد و قرار بود این شرکت در طول مدت ۱۶۴ روز کار را به اتمام برساند ولی سال ۱۳۹۱ اعلام شد که قرارگاه خاتم‌الانبیا وارد این پروژه شده است. به عبارت دقیق‌تر، عملیات اجرایی این پروژه ۴۲ ماه طول کشید که از این مدت حداقل قرارگاه خاتم‌الانبیا ۳۰ ماه به طور مستقیم درگیر بود.

در واقع، پروژه‌ای که شامگاه چهار فروردین ۱۳۹۸ به یکی از مهم‌ترین عوامل تشدید بحران در جریان سیل آق‌قلا تبدیل شد، پروژه‌ای بود که قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه ساخته بود و از آن به عنوان نماد افتخار یاد می‌کرد و وقتی هم سه قسمت آن را منفجر کرد،‌ دوباره آن را به عنوان نماد افتخار توصیف کردند.

این در حالی است که نورمحمد تربتی‌نژاد، نماینده گرگان در مجلس، در جلسه ستاد مدیریت بحران استان گلستان که هفتم فروردین برگزار شد، گفته است این راه‌آهن در مسیر سیل قرار دارد زیرا در زمان ساخت «گذرگاه‌های آب» برای آن طراحی نشده است.

مسئولان سپاه در روزهای اخیر به جای پاسخگویی درباره بی‌توجهی فنی و کارشناسی در جریان ساخت این خط آهن، به این افتخار کرده‌اند که چند جا را منفجر کرده‌اند که آب رد شود.

این نمونه را می‌توان یکی از بهترین مدل‌ها برای چگونگی «مدیریت جهادی» در جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر دانست.

نکته مورد توجه اینکه حتی این افتخار هم از سوی حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران هم نفی شده است. او روز جمعه نهم فروردین در جلسه «شورای هماهنگی مدیریت بحران استان خوزستان» گفته است که از منطقه سیل‌زده در استان گلستان به صورت هوایی بازدید کرده و شکستن جاده و راه‌آهن هیچ تأثیری در کاهش بحران نداشته است:‌ «آب از این ور آمده آن ور، مثل یک قسمت از آب کاسه را می‌فرستید آن طرف کاسه. هیچ تاثیری نداشته.»

روحانی: برایم سوال بود که چرا آب از آق‌قلا و گمیشان خارج نمی‌شود. جاده‌ها و راه‌آهن را شکافته‌اند؛ این هیچ تاثیری ندارد، آب از یک سمت به سمت دیگر رفته است. با این کار سیلاب آق‌قلا به گمیشان منتقل شده. طبق گزارش‌ها، شکستن جاده‌ها هیچ تاثیری نداشته است. رودخانه باید آب را خارج کند. pic.twitter.com/Cgtx4t4FRr

— خبرگزاری ایرنا (@IRNA_1313) March 29, 2019

اما نمادهای افتخار این پروژه ملی، محدود به همین مورد نیست. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، به علت ناهماهنگی فنی بین مجریان این خط آهن سه‌جانبه که یکی خاتم‌الانبیای سپاه بوده و دیگری شرکت ایرانی «پارس انرژی»، تفاوت قوس ریل در خط آهن ایران و ترکمنستان مشکل‌زا شده و علاوه بر تأخیر ایجاد کردن در مسیر حمل کالا، هزینه بازرگانان را هم افزایش داده است.

دولت ایران برای حل مشکل و راه‌اندازی خط عریض منتهی به راه‌آهن ترکمنستان، مجبور شده که ۲۲ میلیارد تومان دیگر هزینه کند ولی باید دو میلیون دلار هم طرف ترکمنستانی برای تکمیل پروژه بپردازد که مدیران استانی دنبال تهیه این میزان دلار از محل دلار ۴۲۰۰ تومانی هستند ولی هنوز نهایی نشده است.

وجود چنین مشکلاتی علاوه بر افزایش هزینه‌ها سبب شده که در برخی مقاطع خاص مانند دوران بحران روابط روسیه و ترکیه که فرصت خوبی برای صادرات میوه از ایران پیش آمده بود، بازرگانان ایرانی نتوانند وارد رقابت شود.

در مجموع این طرح کلان که با تبلیغات گسترده در دولت احمدی‌نژاد و روحانی به بهره‌برداری رسید، در تامین اهداف اولیه خود شکست خورده و مسئولان ایرانی نتوانسته‌اند به یک پروتکل مشخص همکاری با طرف ترکمنستانی و قزاقستانی به ویژه در زمینه تعرفه‌ها و تامین واگن دست پیدا کنند.

بر اساس پیش‌بینی‌های اولیه قرار بوده که با اجرای طرح بین سه کشور، شاهد ترانزیت سالانه ۱۰ میلیون تن ترانزیت کالا باشیم که سال ۱۳۹۷، سهم ایران از میزان ترانزیت، حدود ۵۰ هزار تن بوده است، کمتر از نیم درصد.

ناکامی و سهل‌انگاری ایران در پیشبرد این پروژه در سال‌های اخیر موجب اعتراض طرف‌های خارجی هم شده است.

علی‌محمد چوپانی، رئیس اتاق بازرگانی گرگان ۱۲ آبان ۱۳۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفته است که مدیران دو کشور ترکمنستان و قزاقستان به این نتیجه رسیده‌اند که مدیریت فعلی راه‌آهن ایران توانایی ایجاد ظرفیت لازم برای ترانزیت را ندارد و هشدار داده که در صورت ادامه این وضعیت و همچنین «سهل‌انگاری وزارت مسکن و شهرسازی»، ممکن است قزاقستان و ترکمنستان به دنبال «جایگزینی این خط» راه‌آهن باشند.

رئیس اتاق بازرگانی گرگان البته گفته حل مشکلاتی مثل عریض کردن خط آهن به دخالت «دست‌های پنهان بیگانگان» مربوط است، عبارتی کلیشه‌ای که پاسخ محبوب و مطلوب بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی در توضیح ناتوانی‌شان در حل مشکلات معمولی کشور است.

No responses yet

Mar 20 2019

نسخه اشکنه خوری تکرار شد؟ مصباح یزدی: خوردن گوشت گوسفند اگر در شرایطی قرار گیرد، میتواند حرام باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آفتاب یزد: زمانی که در پشت تریبــون و در زمان تحریمها بــه دلیل بالارفتن قیمت اقلام ضروری از جمله مرغ توصیه شد مردم به جای مرغ اشــکنه بخورند، این موضوع در آن دوران باعث واکنشهای بسیاری نسبت به گوینده و تعجب گروههای مختلف نسبت به این موضوع شد. بسیاری از این میگفتند که چرا به جای حل مشکلات و رسیدگی به ضعف موجود در اقتصاد عده ای صورت مســئله را پاک کــرده و چنینتوصیه هایی میدهند. اما دســت بر قضا چند سال بعد، تاریخ به شکلی دیگر و این بار با شــدت و قوت بیشــتری تکرار شــد. به گونه ای که هیچ کــس حتی فکرش را هم نمیکرد که اکنون قیمت اقلام ضروری مانند گوشــت مرز صد هزارتومان را درنوردد و عبور و
مرور کانتینرهای حاوی گوشت با اسکورت همراه شود. امروز تکرار توصیه اشکنه خوری در وادی کنونی، به
شکل دیگری در دستور کار برخی رسانهها و برخی شخصیتها قرار گرفته است. در این راستا برخی خبرگزاریها در گزارشهایی به زیانهای گوشت در اوج گرانی آن پرداختند و از سرطانزا بودنش گفتند. مانند ایسنا که از قول یک کارشناس ایرانی نوشت : «مطالعات نشان میدهد که ارتباط مثبت بین خوردن گوشت قرمز و ایجاد سرطان روده بزرگ با شواهد استنباطی قوی وجود دارد.» یا باشــگاه خبرنــگاران جوان که در گزارشــی اظهارداشت :« سازمان بهداشت جهانی به تازگی تحلیلی را منتشر کرده که نشان میدهد مصرف گوشت و گوشت فرآوری شده با احتمال ابطلا به سرطان در ارتباط است.» برخی دیگر از گزارشها نیز از لزوم کاهش استفاده ز گوشت در سبد خانوار برای حفظ سالمت مردم-همزمان با افزایش قیمت گوشت- منتشر شد. ازاین دســت گزارشها و اظهارات کــه در آن از مضرات گوشت سخن به میان میآمد در هفته های اخیر به شکل یک موج از سوی رسانه های مختلف چپ و راســت مطرح شــد و محــدود به یک یا دورسانه هم نبود. شــاید معروفترین آن زمانی بود که بهنوش بختیاری هنرپیشــه کشــور، در مقابل دوربینهای تلویزیونی اظهارداشت: “توصیه میکنم که در مورد تغذیه حواستان جمع باشد، گوشــت هم کمتر بخورید. چه بهتر که گوشت گران شــد، زیرا که چیز خیلی خوبی نیســت. هیچ خانوادهای شرمنده بچه اش نباشد و بگوید که چه بهتر گوشت نمیخورید.”
این اظهارات امــا، موجی از اعتراضات به بهنوش بختیاری را در شــبکه های مجازی از سوی مردم به همراه داشت و بسیاری براو تاختند که به دلیل قیمت بالای گوشــت وی با مضر خواندن آن به پاک کردن صورت مسئله کمک میکند. درجدیدتریــن اظهارات اما اکنــون یکی دیگر از شخصیتهای سیاســی اصولگرا پیرامون گوشت
اظهاراتی بیان کرده است که مطمئنا این گفته ها نیز بی حاشیه نخواهد بود.
مصباح یزدی در این باره گفته اســت: “خوردن گوشت گوسفند سفارش هم شده است ولی اگر در شرایطی قرار گیرد، میتواند حرام هم باشد.”

بســیاری این اظهارات را در راستای همان موارد پیشین پیرامون ترغیب مردم برای مصرف کمتر گوشت توصیف میکنند. این اظهارنظرها و برخی گزارشهای رســانه ای درباره مضرات گوشت از دید بسیاری نه تنها راه حل نیست بلکه میتواند حساسیت مردم در این باره را نیز افزایش دهد.

No responses yet

Mar 17 2019

مصباحی‌مقدم: چطور مردم به خودشان اجازه می‌دهند که به شورای نگهبان یا مجمع تکلیف کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به برخی فشارها در خصوص بررسی کنوانسیون‌های زیرمجموعه “اف‌ای‌تی‌اف” گفت” چطور بسیاری از مردم به خودشان اجازه می‌دهند به نمایندگان مجلس، اعضای شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف کنند این کار را بکنید یا نکنید؟. در آخرین نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۹۷، همزمان با بررسی برخی مصوبات بودجه‌ای مجلس شورای اسلامی ایران، بررسی لوایح “سی‌اف‌تی” و پالرمو به سال آینده خورشیدی موکول شد.

غلامرضا مصباحی مقدم، همزمان با آخرین نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال جاری، انتظارات مردم از مجمع درباره “اف‌ای‌تی‌اف” را نادرست خوانده و گفت: البته ما به مردم حق می‌دهیم که دغدغه مسائل نظام و آنچه در جریان تصمیم‌گیری کشور است، را داشته باشند چرا که زخم خورده‌اند و این زخم خوردن‌ها موجب حساسیت آنها شده اما آیا نباید به ساختاری که نظام ایجاد کرده، اعتماد کنند؟

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن ابراز تاسف از اینکه «سرنوشت “اف‌ای‌تی‌اف” به مساله توده مردم تبدیل شده است»، گفت: فهم این کنوانسیون‌ها ساده نیست، اینها مسائلی بسیار پیچیده و فنی است و بنده تا تمامیت آن را متوجه نشوم رای نخواهم داد (…) حال چطور بسیاری از مردم به خودشان اجازه می‌دهند که به نمایندگان مجلس، اعضا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف کنند.

غلامرضا مصباحی مقدم افزود: «هرچند کسانی در مجمع هستند که موافق پیوستن ایران به این لوایح هستند، اما تقریبا یک سوم نظرشان موافق پیوستن است و دو سوم هم نظرشان مخالف پیوستن است».

این عضو مجمع تشخیص مصلحت در پاسخ به این پرسش که « آیا پیوستن ایران به کنوانسیون‌های بین‌المللی در آرامش اقتصادی ایران موثر نیست؟»، گفت: «در رابطه با حل مسائل اقتصادی موضوع الحاق ایران به کنوانسیون‌های پالرمو و سی اف تی در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و اتفاقا کسانی که به این‌ها اهمیت ویژه داده‌اند، اشتباهی بزرگ مرتکب شده‌اند».

No responses yet

Mar 15 2019

عجایب مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ نهادی برای دور زدن قوانین ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران نهادی است که احتمالا مشابهی در جهان ندارد؛ شورایی متشکل از معتمدان رهبر جمهوری اسلامی که وظیفه اصلی و علت شکل‎گیری آن، تصمیم‎گیری برای دور زدن یا نزدن «قانون اساسی» یا دستورات «شرعی» اسلام است.

اختلاف مجلس شورای اسلامی و دولت با نظرات شورای نگهبان از سال ۱۳۶۰ بر سر مصوبه مجلس درباره «قانون کار» شروع شد. با رد این مصوبه از سوی شورای نگهبان، رییس وقت مجلس در نامه‌‌ای به روح‎الله خمینی، خواستار اعمال ولایت و تنفیذ مقام رهبری و تایید مصوبه مربوط به قانون کار شد. آیت‎الله خمینی رای اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی را نافذ دانست و اجازه داد این مصوبه به طور موقت به صورت قانون اجرا شود. اما این پایان کار نبود.

از سال ۱۳۶۳ اختلافات با شورای نگهبان بر سر ادامه اجرای قانون کار و «قانون اراضی شهری» در حال اوج گیری بود. اعضای دولت و مجلس با اعتراض به رفتار شورای نگهبان، خواهان دخالت روح‏الله خمینی ‌شدند تا با استفاده از قدرت او، جلوی شورای نگهبان را بگیرند. آیت‎الله خمینی در شهریور این سال خطاب به شورای نگهبان گفت: «رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده اید… شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‌کنید.»

شورای نگهبان به جز قانون کار و اراضی شهری، با طرح‌ها و لوایح متعددی مخالفت کرده که از جمله آن‎ها، مصوبه مجلس درباره «قانون تجارت خارجی» و قوانین مربوط به معادن است. این مصوبه‌ها از سوی شورای نگهبان خلاف شرع خوانده شدند اما مجلس و دولت بر تایید آن اصرار داشتند. از دیدگاه اعضای شورای نگهبان، دخالت آیت‎الله خمینی به نفع مصوبات مجلس، شورای نگهبان را تضعیف می‌کرد.

آیت‎الله خمینی در زمان اعتراض شورای نگهبان به فشار دولت و مجلس هم حمایت خود را از این نهاد نشان می‌داد: «شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ‎کس، فقط و فقط خدا را در نظر بگیرد. احکام اولیه باید جاری شود و آن روز که اضطرار پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خدا است را باید اجرا کرد. باید بنیان از امروز محکم شود.»

سه سال دیگر هم به این صورت طی شد. اما سرانجام در سال ۱۳۶۶ «علی خامنه‌‌ای»، رییس جمهوری وقت، «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس وقت مجلس شورای اسلامی، «عبدالکریم موسوی اردبیلی» رییس وقت دیوان عالی کشور، «میرحسین موسوی» نخست وزیر وقت کشور و «احمد خمینی» طی نامه‌ای به آیت‏الله خمینی، نوشتند در تاسیس نهادی که مشکل مزمن شده را بتواند حل کند عجله به خرج دهد: «اطلاع یافته‌‌ایم که جناب‎عالى در صدد تعیین مرجعى هستید که در صورت حل نشدن اختلاف مجلس و شوراى نگهبان، از نظر شرع مقدس یا قانون اساسى یا تشخیص مصلحت نظام و جامعه، حکم حکومتى را بیان نماید. در صورتى که در این خصوص به تصمیم رسیده باشید، با توجه به این که هم اکنون موارد متعددى از مسایل مهم جامعه بلاتکلیف مانده، سرعت عمل مطلوب است.»

سرانجام آیت‎الله خمینی در هفدهم بهمن ۱۳۶۶ در پاسخ به این نامه دستوری داد که به تاسیس یک نهاد تازه با نام مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر شد. لحن این نامه عدم تمایل و بی میلی روح‎الله خمینی را به وضوح نشان می‌دهد: «گرچه به نظر این جانب پس از طى این مراحل زیر نظر کارشناسان که در تشخیص این امور مرجع هستند احتیاج به این مرحله نیست لکن براى غایت احتیاط، در صورتى که بین مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان شرعاً و قانوناً توافق حاصل نشد، مجمعى مرکب از فقهاى محترم شوراى نگهبان و حضرات حجج اسلام خامنه‎اى، هاشمى، اردبیلى، توسلى، موسوى خوئینى‌ها و جناب آقاى میرحسین موسوى و وزیر مربوط براى تشخیص مصلحت نظام اسلامى تشکیل گردد و در صورت لزوم، از کارشناسان دیگرى هم دعوت به عمل آید و پس از مشورت‏هاى لازم، رأى اکثریتِ اعضاى حاضرِ این مجمع مورد عمل قرار گیرد. احمد در این مجمع شرکت مى نماید تا گزارش جلسات به این جانب سریع‎تر برسد.»

به ابن ترتیب، نهادی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش‏بینی نشده بود متولد شد و بالاتر از آن، بر خلاف قانون اساسی، اختیار داشت مصوبه‌های مجلس را که شورای نگهبان خلاف قانون اساسی یا خلاف شرع اسلام تشخیص می‌دهد، با دور زدن این شورا، تایید و آن را به قانون لازم‏الاجرا تبدیل  کند.

تعداد اعضای مجمعی که آیت‎الله خمینی فرمان تشکیل آن را داد و هم‎‏چنین شرح اختیار و وظایف آن بر خلاف وضعیت امروزی، بسیار محدود بود. تعداد اعضای مجمع ۱۳ نفر و وظیفه آن صرفا تصمیم‌گیری درباره مصوبه رد شده مجلس با اکثریت آرا بود.

با بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در مرداد ۱۳۶۸ به همه‌پرسی گذاشته شد، مجمع تشخیص نظام ۱۸ ماه پس از تاسیس، تازه وارد قوانین ایران شد و علی خامنه‌‌ای که حالا جانشین آیت‎الله خمینی شده بود، برای اولین بار ترکیب آن را تعیین کرد.
اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس و چند چهره سیاسی، از جمله «محمدرضا مهدوی کنی»، «محمدعلی موحدی کرمانی»، «حسن صانعی»، «عبدالله نوری» و میرحسین موسوی که دیگر نخست وزیر نبود، به جمع قبلی اضافه شدند. سه سال بعد «حسن روحانی» و «حسن حبیبی» هم با حکم دیگری از آیت‎الله خامنه‌‌ای، به این جمع پیوستند و تا سال ۱۳۷۵ با این ترکیب باقی ماندند.

مجمع که در زمان آیت‎الله خمینی رییس نداشت، در سال ۱۳۶۸ با حکم علی خامنه‌‌ای دارای مقام ریاست شد که تا نزدیک به هشت سال در اختیار رییس جمهوری وقت باقی ماند. هم‎زمان با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، جایگاه این مجمع هم در ساختار جمهوری اسلامی ایران ارتقا پیدا کرد و او تا آخر عمر، یعنی حدود ۲۰ سال بعد هم رییس مجمع تشخیص مصلحت باقی ماند.

مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها نهاد حکومتی در ایران است که رییس جمهوری در آن عضو حقوقی به شمار می‌رود و رییس آن شخص دیگری است و او باید تحت ریاست فرد دیگری قرار بگیرد. نهادی که با اکراه آیت‌الله خمینی و بر خلاف قانون اساسی، با ۱۳نفر عضو تشکیل شد، اکنون بیش از ۵۰ عضو حقیقی و حقوقی دارد و به غیر از تصمیم‎گیری درباره مصوبه‌های رد شده از سوی شورای نگهبان، سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی را به آیت‎الله خامنه‌‌ای پیشنهاد می‌کند و مصوبه‌های مجلس را هم با آن تطبیق می‌دهد؛ وظیفه جدیدی که آیت‎الله خامنه‌‌ای به آن محول کرده و از آن با عنوان شورای نگهبان دوم یاد می‌شود.

جلسات مجمع با حضور دو سوم اعضا رسمیت پیدا می‌کند. در مواردی که مجمع درباره مصوبه رد شده شورای نگهبان تصمیم می‌گیرد، برای تایید آن به دو سوم رای مثبت اعضا نیاز است. برای همین است که مصوبه‌های مجلس درباره کنوانسیون‌های «مبارزه با پول‎شویی» و «مقابله با جرایم سازمان یافته فراملی» تاکنون به نتیجه نرسیده‎اند. تصمیم گیری درباره سایر امور مثل تصویب سیاست‌های کلی، با رای اکثریت، یعنی نصف به علاوه یک انجام می‌شود. پس از تصویب، آیت‎الله خامنه‌‌ای اختیار دارد درباره تایید یا رد و یا اصلاح سیاست‌های کلی تصمیم بگیرد و درباره اجرا یا کنار گذاشتن آن مختار است.

در سلسله مراتب داخلی مجمع، به غیر از رییس، دبیر آن قدرت زیادی نسبت به دیگر اعضا دارد. او دستور کار مجمع را تعیین و افراد حقوقی را بنابر موضوعی که در دستور کار است، به جلسات دعوت می‌کند و رابط مجمع با رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

مبهم بودن برخی از بخش‌های آیین‎نامه داخلی مجمع و شرح وظایف دبیر، این فرصت را به او می‌دهد که در صورت عدم حضور رییس مجمع، اختیارات ویژه خود را اعمال کند. در فاصله بیماری «محمود هاشمی شاهرودی»، رییس پیشین مجمع تا درگذشت او و انتخاب رییس جدید، «محسن رضایی»، دبیر فعلی این نهاد از اختیاراتش برای مخالفت با برخی از مصوبه‌های مجلس استفاده کرد و جلوی لازم‎الاجرا شدن برخی از مصوبه‌ها را به بهانه تعارض آن با سیاست‌های کلی نظام گرفت.

مجمع قدرت زیادی بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد و در واقع، نهاد مستشاری رهبر در مسایل کلان کشور است. پس از عزل یا درگذشت رهبر فعلی هم تصویب برخی از وظایف رهبری برای اجرا توسط «شورای موقت رهبری»، انتخاب جایگزین هریک از اعضا شورای موقت رهبری در صورت عدم توانایی انجام وظایف و عضویت همه اعضای ثابت آن در شورای بازنگری قانون اساسی، بخشی از قدرتی است که این نهاد دارد.

آیت‎الله خامنه‌‌ای که خود بر اساس قانون اساسی دارای قدرت مطلقه است، هنوز به طور کامل از همه اختیاراتی که در ارتباط با مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد، استفاده نکرده است.

No responses yet

Mar 04 2019

برای عبدالکریم سروش (تا شاید بیاموزد)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

کیهان لندن: لازم می‌دانم از پیش از خواننده محترم به دلیل بیان مطالبی بسیار زشت و زننده و بسیار سطحی و عامیانه پوزش بخواهم. اما چاره چیست؛ مطالبی است که «رهبر» سروش بیان کرده، رهبر و اندیشمندی که گویا در تاریخ ایران و بعضا جهان (تا آنجا که او اطلاع دارد) «بی‌نظیر» است.

پرویز دستمالچی – حسین حاج فرج‌الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش اخیرا در سخنرانی* خود به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در کالیفرنیا از جمله چنین گفته است: «… اگر فرض کنیم هیچ اختیاری نداشته باشیم جز اینکه یا شاه را انتخاب کنیم یا آقای خمینی را، بنده صد درصد آقای خمینی را انتخاب می‌کنم… گفت چرا؟ گفتم،‌ها! این چرایش را برای شما میگم… خمینی با سوادترین رهبر این کشور بوده است تا کنون… هیچکس به لحاظ علمی‌به پای او نمی‌رسید، چرا؟ برای اینکه خمینی اولا فقیه درجه اولی بود، عرفان هم خوانده بود، فلسفه هم خوانده بود… در تاریخ ما آقای خمینی واقعا یک نمونه بی‌نظیر بوده است در مقام حکومتداری…»


عبدالکریم سروش

به بسیاری از سخنان نادرست و بیجای ایشان در این سخنرانی کاری ندارم. اما، اینکه هیچکس به لحاظ «علمی» به پای خمینی نمی‌رسد یا اینکه او در حکومتداری «بی‌نظیر» بوده، انگیزه‌ای شد تا نگاهی کوتاه و عاجل به برخی از اندیشه‌های رهبر و اندیشمند بزرگ و «بی‌نظیر» سروش بیاندازم زیرا با شناخت این اندیشه‌ها می‌توان دقیق‌تر حدس زد که خود عبدالکریم سروش چه می‌اندیشد و چه می‌خواهد. او همواره از پیروان و مقلدان خمینی و ولایت فقیه بود و به نظر می‌آید که هنوز هم هست.

یک مثل هست که می‌گوید: خلایق هر چه لایق!
سخنرانی عبدالکریم سروش به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب،
منلوپارک کالیفرنیا، ۱۸بهمن۹۷#کیهان_لندن #عبدالکریم_سروش pic.twitter.com/d3j7SgtfDa

— KayhanLondon کیهان لندن (@KayhanLondon) March 2, 2019

برای این کار مهمترین اثر از آثار فقهی- عرفانی- فلسفی خمینی، یعنی کتاب «توضیح‌المسائل مرجع مجاهد، زعیم اکبر، قائد اعظم، موسی زمان، درهم کوبنده ستمگران، بت‌شکن عصر، منجی نسل، حضرت آیت‌الله العظمی‌الامام روح‌الله موسوی خمینی، ارواحنا فدا»(۱) را انتخاب کردم. کتاب «توضیح المسائل» خمینی دارای ۵۴۷ برگ و پاسخ به ۲۸۸۹ مسئله است که از احکام تقلید شروع و با ملحقات پایان می‌یابد. از احکام خنده‌دار تا شرم‌آور؛ از احکام سراسر تبعیض‌آمیز تا جنایت‌بار؛ از تجاوز به کودکان تا بی‌حقوقی کامل زنان یا کافران (دگراندیشان)؛ از دستورات بی‌معنای نوشیدن ایستاده آب در روز تا دستورات دخول به «مستراح» با پای چپ و نوع خروج از آن با پای راست؛ از راه و رسم بول (ادرار) تا غائط (مدفوع)؛ از حیض (عادت ماهانه زنان) تا شرایط شیردادن بچه؛ از همخوابگی با حیوانات تا با کودکان؛ از دستورالعمل برای بریدن سر حیوانات تا حکم قتل مرتدان و… سروش نام چنین مجموعه‌ای را گذاشته است «علم».

«توضیح المسائل» این چنین شروع می‌شود: «مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد و در احکام دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید… کسانی که مجتهد نیستند و نمی‌توانند با احتیاط عمل کنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند (مسئله ۱)… تقلید در احکام عمل کردن به دستور مجتهد است و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی ‌و حلال‌زاده و زنده و عادل باشد… باید از مجتهدی تقلید کرد… که اعلم باشد (مسئله ۲)… به دست آوردن فتوی یعنی دستور مجتهد چهار راه دارد… چهارم دیدن در رساله مجتهد» (مسئله ۵). پس «رساله» خمینی عین دستورات (فتوای) او برای زندگی مسلمانان و عین احکام اسلامی است و فرد مسلمان می‌باید طبق آنها عمل کند. در اینجا (فعلا) به مواردی چون مرد بودن، شیعه دوازده امامی ‌بودن، حلالزاده و حرامزاده بودن و… و سخنانی این چنین که تماما تبعیض‌گرایانه‌اند، کاری ندارم و نیز لازم می‌دانم از پیش از خواننده محترم به دلیل بیان مطالبی بسیار زشت و زننده و بسیار سطحی و عامیانه پوزش بخواهم. اما چاره چیست، مطالبی است که «رهبر» سروش بیان کرده، رهبر و اندیشمندی که گویا در تاریخ ایران و بعضا جهان (تا آنجا که او اطلاع دارد) «بی‌نظیر» است.

در احکام خوردن و آشامیدن: «… خوردن سرگین (فضله چهارپایان، از قبیل اسب و الاغ، فرهنگ عمید) و آب دماغ حرام است… خوردن کمی ‌از تربت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام برای شفا… اشکال ندارد… فرو بردن آب بینی و خلط سینه که در دهن آمده حرام نیست (م. ۲۶۲۹)… خوردن چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است… خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مکروه است و اگر کسی با آنها وطی کند یعنی نزدیکی [جنسی] نماید، حرام می‌شوند و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای دیگر بفروشند… اگر با گاو و گوسفند و شتر نزدیکی کنند بول و سرگین آنها نجس می‌شود و آشامیدن شیر آنها هم حرام است و باید بدون آنکه تاخیر بیافتد آن حیوان را بکشند و بسوزانند و کسی که وطی کرده پول آن را به صاحبش بدهد» (از م. ۲۶۲۷ تا ۲۶۳۲).

من نمی‌دانم که این «عالم و فیلسوف و عارف» با چه کسانی سر و کار داشته است که باید به آنها بگوید سرگین حیوانات و آب دماغ خود را نخورند یا اگر چیزی به آنها ضرر و زیان می‌رساند برایشان حرام است.

آیا شما در اروپا یا در میان سایر ملل اندیشمند یا فیلسوفی را می‌شناسید که درباره چنین مسائلی «فلسفه‌بافی» کند؟ آیا فردی که دارای عقل معمولی متعارف و متوسطی باشد اصولا دست به چنین کارهایی می‌زند؟ آیا اگر شما اندکی هوش و عقل داشته باشید، واقعا فیلسوف یا عالم باشید، خود را سرگرم چنین اموری می‌کنید؟

بعلاوه، منطقی را که اصولا نمی‌شود فهمید این امر ساده است که اگر کسی به حیوانی «تجاوز» کرد، چرا حیوان زبان‌بسته مجازات شود، گناه او چه بوده است؟ چرا باید حیوان را به ده دیگر ببرند و بفروشند یا فورا آن را بسوزانند یا بکشند؟ از نگاه علمی‌ چه اتفاقی می‌افتد که شیر حیوان حرام می‌شود؟

آیا شما «روشنفکری» را در اروپا یا در میان سایر ملل، آنهم در سده بیست و یک، می‌شناسید که به چنین چرندیاتی بگوید «علم»؟

هنگام غذا خوردن: «… در اول غذا بسم‌الله بگوید… با دست راست غذا بخورد… با سه انگشت یا بیشتر غذا بخورد و با دو انگشت نخورد… از غذای جلوی خودش بخورد… لقمه را کوچک بردارد… انگشت‌ها را بلیسد… آنچه بیرون سفره می‌ریزد جمع کند و بخورد… بعد از خوردن غذا به پشت بخوابد و پای راست را روی پای چپ بیندازد… و اول غذا و آخر آن نمک بخورد… و چند چیز در غذا خوردن مکروه است… خوردن غذای داغ… فوت کردن چیزی که می‌خورد یا می‌آشامد… پاره کردن نان با کارد… گذاشتن نان زیر ظرف غذا… پاک کردن گوشتی که به استخوان چسبیده… و در آشامیدن آب چند چیز مستحب است:… آب را بطور مکیدن بیاشامد… در روز ایستاده آب بخورد… به سه نفس آب بیاشامد… از روی میل آب بیاشامد… بعد از آشامیدن آب قاتلان… حضرت اباعبدالله را لعنت کند [یعنی اهل سنت را]… آشامیدن آب با دست چپ و همچنین از جای شکسته کوزه و جایی که دسته آنست مکروه می‌باشد…» (از مسئله ۲۶۳۶ تا ۲۶۳۹).

این دستورات به درد چه کسی می‌خورد؟ این آموزش‌ها حتا در سطح تربیتی کودکستان هم نیست؟ اگر کسی در روز نشسته آب بخورد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و…!؟ آیا اینها علوم هستند؟!

در احکام تخلی (ادرار و مدفوع): «… واجب است که انسان وقت تخلی و مواقع دیگر عورت خود را از کسانی که مکلفند… بپوشاند… مثلا با دست کافیست… موقع تخلی جلوی بدن یعنی شکم و سینه رو به قبله و پشت به قبله نباشد… مخرج بول (ادرار) با غیر آب پاک نمی‌شود… اگر مخرج غائط (مدفوع) را با آب بشویند، باید چیزی از غائط در آن نماند… لازم نیست با سه سنگ یا سه پارچه مخرج را پاک کنند، بلکه با اطراف یک سنگ یا یک پارچه کافی است… موقع وارد شدن به مکان تخلی اول پای چپ و موقع بیرون آمدن اول پای راست را بگذارد… سر را بپوشاند و سنگینی بدن را بر پای چپ بیندازند… حرف زدن در حال تخلی مکروه است، اما اگر ناچار باشد یا ذکر خدا بگوید اشکال ندارد، و…» (مسئله ۵۷ تا ۸۲).

آیا این سخنان «عالمانه و عارفانه و فیلسوفانه» خجالت‌آور نیستند؟

جنابت: «به دو چیز انسان جنب می‌شود: اول جماع. دوم بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد با شهوت باشد یا بی‌شهوت، با اختیار باشد یا بی‌اختیار… اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه‌گاه یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قِبَل (جلو) باشد یا در دبر (عقب)، بالغ باشند یا نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید هر دو جنب می‌شوند… اگر شک کند که به مقدار ختنه‌گاه داخل شده یا نه غسل بر او واجب نیست… اگر نعوذ بالله با حیوانی وطی کند یعنی با او نزدیکی نماید و منی از او بیرون آید غسل تنها کافی است، و…» (مسئله ۳۴۵ تا ۳۵۶).

آیا نام چنین سخنانی «پورنوگرافی مبتذل» نیست؟

احکام حیض: «… حیض خونی است که غالبا در هر ماه چند روزی از رحم زن‌ها خارج می‌شود و زن را در موقع دیدن خون حیض، حائض می‌گویند… زن‌های سیده بعد از تمام شدن شصت سال یائسه می‌شوند یعنی خون حیض نمی‌بینند و زن‌هایی که سیده نیستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه می‌شوند… چند چیز بر حائض حرام است… سوم جماع کردن در فرج، که هم برای مرد حرام است و هم برای زن، اگر چه به مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آنست که مقدار کمتر از ختنه‌گاه را هم داخل نکند و در دبر زن حائض وطی کردن کراهت شدید دارد… وطی در دبر (پشت، مقعد، فرهنگ عمید) زن حائض کفاره ندارد… اگر مرد با زن حائض زنا کند یا با زن حائض نامحرمی ‌به گمان اینکه عیال خود او است جماع کند، احتیاط واجب آنست که کفاره دهد، و…» (مسئله ۳۹۲ تا ۵۰۷)

چرا و بر اساس کدام دلایل علمی- بیولوژیک زن سیده (از خاندان پیامبر) ده سال دیرتر از زنانی که از خاندان محمد نیستند یائسه می‌شود؟! این چگونه روابطی است که مردی با زنی همبستر می‌شود و نمی‌داند که آیا همسر او است یا نه؟! چرا «ختنه‌گاه» معیار سنجش حرام و حلال یا درستی از نادرستی است؟

در توضیح المسائل رهبر «بی‌نظیر» حسین حاج فرج‌الله دباغ همه چیز یافت می‌شود: از نوع آشامیدن آب تا «اماله»‌ کردن، از غسل «میت» تا همخوابگی با زنی که «انسان نداند همسرش است یا نه»، از نگاه کردن به «عورت میت» و حرام بودن آن تا همخوابگی با کودکان و لذت جنسی بردن از شیرخوارگان. آیا اینها علوم هستند؟!

درباره نماز و روزه، احکام آنها، انواع آنها، نوع پوشش به هنگام نماز خواندن، واجبات نماز یا روزه و… از برگ ۱۳۲ تا برگ ۳۰۶ (۱۷۴ برگ)، یعنی از مسئله ۷۲۷ تا مسئله ۱۷۵۰، دستورالعمل وجود دارد اگر از مسائل جانبی نماز مانند تیمم و غیر سخنی نگوییم. مثلا: «اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است… (مسئله ۷۹۱)؛ اگر کسی در بین نماز بفهمد که عورتش پیدا است، باید آن را بپوشاند… (مسئله ۷۹۲)؛ دستمال ابریشمی ‌و مانند آن اگر در جیب مرد باشد، اشکال ندارد (مسئله ۸۳۸)؛ بنا بر احتیاط مستحب باید زن عقب‌تر از مرد بایستد و جای سجده او از جای ایستادن مرد کمی‌عقب‌تر باشد (مسئله۸۸۶)؛ اگر زن برابر مرد یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است که نماز را دوباره بخوانند (مسئله۸۸۷)؛ سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد، اما گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو حرف است، اگر عمدی باشد نماز را باطل می‌کند (مسئله ۱۱۳۳)؛ اگر در بین نماز غذایی را که لای دندان‌ها مانده فرو برد نمازش باطل نمی‌شود (مسئله ۱۱۵۵)؛ موقعی که انسان خوابش می‌آید و نیز موقع خودداری کردن از بول و غائط، مکروه است نماز بخواند (مسئله۱۱۵۸)؛ نه چیز روزه را باطل می‌کند: اول خوردن و آشامیدن آب؛ دوم جماع؛ سوم استمناء؛ و استمناء آن است که انسان با خود کاری کند که منی از او بیرون آید و… (مسئله۱۵۷۲)؛ جماع روزه را باطل می‌کند، اگر چه فقط به مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید (مسئله ۱۵۸۴)؛ اگر کمتر از مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، روزه باطل نمی‌شود. ولی کسی که آلتش را بریده‌اند اگر کمتر از ختنه‌گاه را هم داخل کند روزه‌اش باطل می‌شود (مسئله ۱۵۸۵)؛ اماله کردن با چیز روان اگر چه از روی ناچاری و برای معالجه باشد روزه را باطل می‌کند (مسئله ۱۶۴۵)؛ اگر مگس در گلوی روزه‌دار برود، چنانچه به قدری پایین رود که به فرو بردن آن خوردن نمی‌گویند روزه او صحیح است (مسئله ۱۶۴۹)؛ اگر روزه‌دار در ماه رمضان با زن روزه‌دار خود که خواب است [؟!!] جماع نماید، یک کفاره بر او واجب می‌شود (مسئله ۱۶۸۱)؛ و…»

اینها تماما «تخصص‌»هایی است که به هر کاری می‌آیند، مگر به کار کشورداری، آن هم در سده بیست و یکم!

نجاسات: «… نجاسات یازده چیز است: اول بول (ادرار) دوم غائط (مدفوع) سوم منی چهارم مردار پنجم خون ششم و هفتم سگ و خوک هشتم کفر نهم شراب دهم فقاع (آبجو) یازدهم عرق شتر نجاستخوار…» (مسئله ۸۳).

صدها میلیون انسان در دنیا سگ دارند، خوک تامین‌کننده غذای میلیارها انسان در جهان است که بدون آن از گرسنگی خواهند مرد، میلیادرها انسان در جهان آبجو و شراب می‌نوشند و خمینی تمام آنها را در ردیف ادرار و مدفوع می‌داند. و از همه بدتر دگراندیشان (کافر) نیز با ادرار و مدفوع و منی و خوک و سگ یکسان شمرده می‌شوند.

و اما کافری که در ردیف ادرار و مدفوع است، کیست و مجازاتش چیست؟:

«… کافر یعنی کسی که منکر خدا است، یا برای خدا شریک قرار می‌دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء را قبول ندارد، نجس است وهمچنین اگر در یکی از اینها شک داشته باشد و نیز کسی که ضروری دین یعنی چیزی را که مثل نماز و روزه مسلمانان جزء دین می‌دانند منکر شود، چنانچه بداند آن چیز ضروری دین است و انکار آن چیز برگردد به انکار خدا یا توحید، یا نبوت، نجس می‌باشد» (مسئله ۱۰۶). «تمام بدن کافر حتا مو و ناخن و رطوبت‌های او نجس است» ( مسئله ۱۰۷). «اگر پدر و مادر و جد و جده بچه نابالغ کافر باشد آن بچه نجس است…» (مسئله ۱۰۸). «اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام دشنام دهد، یا با آنان دشمنی داشته باشد نجس است» (مسئله ۱۱۰).

خوب، تمام اهل سنت (نود درصد مسلمانان) به امامان شیعیان ( به غیر از امام علی) دشنام می‌دهند و با آنان دشمنی دارند. یا پنج امامیان و هفت امامیان اصولا سایر امامان را قبول ندارند. چرا آنها مانند ادرار و منی هستند؟! حدود پنج میلیارد انسان در جهان زندگی می‌کنند که اصولا نه مسلمان هستند و نه اسلام را قبول دارند، چرا آنها در ردیف بول و غائط هستند؟!

نگاه کنید که این «نمونه بی‌نظیر» (خمینی) چگونه می‌خواهد هر کس را که از «جنس» او نباشد به قتل برساند:

«… ارتداد عبارت است از خارج شدن از اسلام و پذیرفتن کفر، شخصی که از اسلام به کفر روی آورده مرتد نامیده می‌شود و آن بر دو قسم است:

۱ – مرتد فطری و آن کسی است که یکی از پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه‌اش مسلمان بوده و بعد از بلوغ اظهار اسلام کرده و آنگاه از اسلام خارج شده است.

۲- مرتد ملی و آن کسی است که پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه وی کافر بوده و بعد از بلوغ اظهار کفر کرده و کافر اصلی شده سپس روی به اسلام آورده و بعداً به کفر بازگشت نموده است، مانند کسی که اصلاً مسیحی بوده و مسلمان شده و سپس به مسیحیت بازگشت نماید… مرتد فطری اسلامش ظاهراً پذیرفته نیست، و در صورتی که مرد باشد حکمش اعدام است، و چنانچه زن باشد محکوم به حبس ابد و زدن بهنگام نماز و تنگی در معیشت است. ولی توبه‌اش قابل قبول است و در صورت توبه از زندان آزاد می‌شود.

۳- مرتد ملی توبه داده می‌شود و در صورت امتناع از توبه اعدام می‌شود. و احوط این است که برای توبه سه روز به وی مهلت دهند، و در صورت امتناع روز چهارم وی را اعدام کنند.

۴- در حکم به ارتداد بلوغ، خِرد، اختیار و قصد معتبر است.

۵- فرزند مسلمان یا مرتد چه ملی و چه فطری قبل از ارتداد پدر، مسلمان محسوب می‌شود و بنابراین اگر فرزند بالغ باشد و کفر را برگزیند، از وی خواسته می‌شود که توبه کند و (به اسلام بازگردد) وگرنه اعدام است»(۲)

«دفن مسلمانان در قبرستان کفار و دفن کافر در قبرستان مسلمان جایز نیست ( مسئله۶۲۰)… مسلمان از کافر ارث می‌برد ولی کافر اگر چه پدر یا پسر میت باشد از او ارث نمی‌برد» (مسئله۲۷۸۳).

نگاه کنید که چگونه یک انسان، یک شهروند که گونه دیگری است، به دلیل داشتن دین و ایمانی به غیر از خمینی، نه تنها مورد تبعیض قرار می‌گیرد و از حقوق اجتماعی‌اش محروم می‌شود، بل حکم به مرگ او داده می‌شود. همه جا برتری مرد مسلمان شیعه دوازده امامی ‌بر دیگران است. خمینی استاد آموزش‌های سراسر تبعیض‌گرایانه است. آیا جامعه می‌تواند با اینگونه آموزه‌های دینی- اخلاقی در کنار هم در مدارا و روحیه برابری زندگی کند؟ او زنان را تحقیر می‌کند، تجاوز به کودکان، حتا به کودکان شیرخواره را مشروع می‌داند، پیروان سایر ادیان و مذاهب، حتا اهل سنت را انسان‌های درجه دوم و سوم تا واجب‌القتل می‌شمارد. چنین اندیشه و افکاری یعنی ارتجاع وعقب‌ماندگی محض.

حال بنگرید «امام خمینی»، «مرجع مجاهد ، زعیم اکبر، قائد اعظم، موسی زمان، درهم کوبنده ستمگران، بت‌شکن عصر، منجی نسل، ارواحنا فدا» در رابطه با همبستری (تجاوز شرعی- رسمی- قانونی) با دختران خردسال چه می‌گوید: «… اگر کسی دختر نابالغی را برای خودعقد کند، و پیش از آنکه نه سال او تمام شود، با او نزدیکی کند و دخول کند، چنانچه او را افضا [پارگی دستگاه تناسلی زن] نماید هیچوقت نباید با او نزدیکی کند (مسئله۲۴۱۰)… مستحب است در شوهردادن دختری که بالغه است یعنی مکلف شده عجله کنید، حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند یکی از سعادت‌های مرد آنست که دخترش در خانه او حیض نبیند (مسئله ۲۴۵۹)… اگر کسی با زن نامحرمی ‌به گمان اینکه عیال خود او است نزدیکی کند [!؟] چه زن بداند که او شوهرش نیست، یا گمان کند شوهرش می‌باشد، باید عده نگهدارد (مسئله ۲۵۳۶)… اگر کسی با زنی که می‌داند عیالش نیست زنا کند، چنانچه زن نداند [!؟] که مرد شوهر او نیست، بنا بر احتیاط واجب باید عده نگهدارد» (مسئله ۲۵۳۷).

این چگونه روابط و مناسباتی میان زنان و مردان است که مردان به بستر زنان می‌روند، با آنها آمیزش می‌کنند و نمی‌دانند که آیا با همسران خود همبستری کرده‌اند یا خیر!؟ یا برعکس!

آیت‌الله خمینی درباره روابط زن و مرد از جمله چنین می‌نویسد: «… مردان کارداران و سرپرستان بانوانند به سبب امتیازاتی که میان آنها (مانند شجاعت، سیاست و سخاوت) برقرار کرده و مردان از اموال خود انفاق می‌کنند، و گذشته از پرداخت مهریه تمام مخارج زن و خانواده به عهده مردان است. بنابراین، زنان نیکخو شوهران خود را فرمانبردارند و نگهدار عفت و پاکدامنی خود هستند. به سبب آنچه خداوند آنها را نگاه داشته و تفضل کرده است… زنانی را که نگران نشوز [سرکشی] و نافرمایشان هستید (درمرحله اول) پند و اندرز دهید، (چنانچه مؤثر نیفتاد در مرحله دوم) بسترخود را از آنان جدا کنید، و (چنانچه بازهم سودمند واقع نشد، درمرحله سوم) آنها را تنبیه کنید…» (۳).

چرا عقب ماندیم؟ برای آنکه فکر نکردیم و هنوز هم فکر نمی‌کنیم! در باره این «اندیشه‌ها» که سده‌ها حاکم بر پندار و گفتار و کردار «علما»‌ بوده است، چه باید گفت؟ به کدام درّه فقر فرهنگی- علمی‌ سقوط کرده ایم که سروش چنین مرتجعی را «نمونه بی‌نظیری می‌داند که هیچکس به لحاظ علمی ‌به پایش» نمی‌رسد؟! آیا سروش نیز در همین سطح از شعورعلمی- فرهنگی- سیاسی نشسته، اما زیرکانه چهره پنهان کرده است؟

به آموزه‌های خمینی نگاه کنید: مومنانی که ناقص‌العقل هستند و انسانی که خودمختاری و استقلالش بی‌معنا است. آموزه‌هایی که سراسر مبلغ تبعیض و نابرابری میان مسلمان و نامسلمان، میان شیعه و سنی، میان مرد و زن، میان مجتهد و مومن است. آموزه‌هایی که سراسر تبعیض و تحقیر و توهین به همه، از جمله به «کافران» یا به زنان به عنوان ملک مردان است که با آنها همه کار می‌توان کرد. زنانی که هرگونه حق آنها ابتد با «اذن» (اجازه) مردان رسمیت می‌یابد، زنانی که پیش از نه سالی باید به خانه شوهر بروند، کودکانی که همبستری با (تجاوز به) آنها قانونا و رسما مجاز است و…، با این افکار و اندیشه‌های غرق شده در بول و غائط و جماع و کشتن دگراندیشان و… در کدامین راه پیشرفت و ترقی می‌خواهیم گام برداریم؟! و اکنون به این فقر فرهنگی- علمی، فقر سیاسی نیز افزوده شده است. و چه خوب گفت مارکس: بدترین فقر، فقر سیاسی است.

«بی‌نظیری» آقای خمینی در حکومتداری، در بی‌نظیری او در ایجاد یک نظم استبداد کامل و تامگرای دینی و سلب کامل حق حاکمیت از یک ملت است، در ترور دگراندیشان، در فرمان قتل عام زندانیان سیاسی، در شکستن قلم نویسندگان و آزاداندیشان، در اسلامی کردن دانشگاه‌ها و از میان بردن علم و پژوهش، در جنگ را نعمت خواندن، در اقتصاد را مال خر دانستن است. سروش هنوز نه معنای «علم» را فهمیده است و نه معنای حکومت مدرن و حکومتداری را.

منابع و پانویس‌ها:
* فایل صوتی، سخنرانی در کالیفرنیا، ۲۰۱۹، دقیقه ۴۳ تا ۵۰، برگرفته از خبرنامه گویا، اول مارس ۲۰۱۹
۱- آنگونه که روی جلد کتاب آمده است، توضیح المسائل، امام خمینی، مؤسسه انجام کتاب، ۱۳۵۹ تهران.
۲- – امام خمینی، رساله نوین یا تحریر الوسیله، ترجمه و توضیح از عبدالکریم بی آزار شیرازی، مؤسسه انجام کتاب، ۱۳۵۹
۳- همانجا، تحریرالوسیله، فصل نهم، حقوق خانواده، برگ ۱۰۲
تماس با نویسنده: Dastmalchip@gmail.com
Print Friendly, PDF & Email

No responses yet

Mar 04 2019

مقایسه ی اجمالی میان رضا شاه بی سواد با خمینی با سواد!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


گویانیوز: نمی دانم چرا همینجوری بی دلیل، به این فکر افتادم که یک مقایسه ای میان رضا شاه بی سواد با خمینی با سواد بکنم! نمی دونم کِی بود و کجا بود که شنیدم خمینی سوادش خیلی زیاد بوده است. قدیم ها هم خوانده بودم که حضرت محمد و رضا شاه پهلوی بی سواد بوده اند. حالا چرا اسم حضرت محمد یه دفعه به ذهن ام آمد نمی دانم. شاید به خاطر این که یک بابایی در خارجه، کتابی نوشته است به نام «محمد پیامبر صلح» یا یه همچی چیزی که در آن گفته حضرت محمد نه تنها بیسواد نبوده بلکه چند تا زبان هم بلد بوده!

چه عالی! حتی اگر می گفت حضرت محمد نه تنها زبان دان، بلکه زبان شناس هم بوده ما تعجب نمی کردیم چون وقتی یک خارجی چیز خوبی در مورد ما ها می گوید، الزاما درست می گوید و وقتی چیز بدی می گوید، الزاما غلط می گوید و اصولا غلط می کند که می گوید.

اصلا ولش کن. بحث ما رضا شاه بی سواد بود و خمینی با سواد!

ما قبلا فک می کردیم که بزرگان ما، سواد را بر اساس فایده اش به جامعه و فرهنگ ارزش گذاری می کنند نه این که طرف تصدیق شیش ابتدایی و دیپلم و لیسانس دارد یا ندارد. ولی این روزها، بعضی از «بزرگان» داشتن دیپلم و اینها را ملاک سواد دانسته اند که خب، لابد کار خوبی کرده اند.

حالا این «لابد» را که می گویم، واسه ی این است که یک کم که به عقب بر می گردم می بینم که مثلا ملک الشعرای بهار، بیچاره اصلا مدرسه نرفته بوده و مدرسه ای نبوده که بخواهد به او دیپلم بدهد ولی خب، ایشان کسی بوده که با وجود نداشتن دیپلم، زیر مدرک دکترای دانشجوها را امضا می کرده است.

یا همین علی اکبرخان دهخدا که به اندازه ی ملک هم سواد نداشته، و همین جوری یه دفتر و یک مداد برداشته رفته بالای کوه از روی «لاروس کوچک» فرانسوی ها لغت ثبت کرده و معنی کرده، و شوخی شوخی لغت نامه ی دهخدا را تدوین کرده، و زمانی که کار و بارش گرفته و واسه خودش دفتر دستکی در تجریش به راه انداخته و کارمند استخدام کرده، موقع استخدام «دکتر» محمد معین، که اولین دکتر در ادبیات ما بود، بنده ی خدا را چپ و راست اش کرده و امتحان اش کرده، که این دکتر جوان، با وجود «دکتر» بودن و مدرک دکترا داشتن، سواد هم داشته باشد! به قولی مدرک یک چیز است، سواد چیزِ دیگر! و دکتر معین سر افراز از امتحان دهخدای بی سواد بیرون آمد، و شد شاگردِ زیر دست او!

بعله. قدیما اینجوریا بود! نه این که یارو «دکتر»ِ با سواد باشد، و دکترایش، مثه بعضی دکترها در دوره و زمانه ی ما صنار ارزش نداشته باشد، یا این که مثلا درس شیمی خوانده باشد، ولی در زمینه فلسفه و عرفان به ما درس بدهد! 🙂

اصن چی می گفتم که حرف به اینجا کشید؟!… آهان! مقایسه ی رضا شاه با خمینی…

خمینی با سواد بود، رضا شاه بی سواد بود! خمینی آیت الله العظمی بود، رضا شاه سرتیپ قزاق بود!

اول کمی از سواد خمینی بگویم دل ام باز شود! ایشان در یکی از کتاب های ارزنده اش که دنیایی را تکان داد، و انسان های بی شماری را فرهیخته ساخت نوشته است:
«اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزی از غائط در آن نماند، ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد. و اگر در دفعه اول طوری شسته شود كه ذره ای از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست.»

این چیزی که اینجا نوشته آمد، شوخی نیست و به اندازه ی نسبیت اینشتین ارزش دارد. شاید نفهمیدید چی گفت که دارید می خندید! فرمود:
اگر «کارِ بزرگ» [به قول خارجی ها «بیگ جاب» (لطفا با بیگ بنگ اشتباه نشود هر چند گهگاه بیگ جاب، با بیگ بنگ هم همراه می شود)]، باری اگر کارِ بزرگی کردید و بعد خودتان را با آب شستید، باید چیزی از «پی پی»تان (قابل توجه دانشمندان علم لنگیستیک: در آلمان «پی پی» معادل جیش در پارسی است، ولی در اینجا منظور باقی مانده ی اغذیه در شکم آدمی ست!) باری چیزی از پی پی تان در «مخرج» تان (که همان سوراخ خروجی ست) باقی نماند ولی اگر رنگ و بویش ماند، مانعی ندارد! (واقعا تفسیر این مساله بسیار دشوار است و لازمه اش داشتن تخصص در علومِ بو شناسی و رنگ شناسی می باشد که ما چون بیسواد هستیم، وارد عمق موضوع نمی شویم و این جریان را «نمی کاویم»).

حالا نگاه کنید که رضا شاهِ خاک بر سرِ بی سواد، به جای کسب این همه معلومات مفید، در ایران آن زمان چه کار ها کرد…

او چون بی سواد بود و وقت اش را نه به مدرسه رفتن بلکه به بطالت می گذراند، گفت حوصله ام سر رفته چیکار کنم چیکار نکنم، رفت یک خط آهن کشید، از جنوب ایران تا شمال آن! واقعا چه کار باطلی!

بعد آدم که سواد نداشته باشد، خب دنبال تقویت آن هم نمی رود، گفت وقت ام رو چه جوری بگذرونم، رفت جاده چالوس را ساخت و اون تونل تنگ و باریک کندوان را درست کرد که اگه سواد داشت، تونل را فقط واسه ی عبور یک طرفه نمی ساخت بلکه چند باند ه می ساخت.

بعد این مردک نظامی بی سواد، آمد دانشگاه تهران را ساخت! نه که خودش شیش کلاس سواد نداشت، بیچاره ی عقده ای، دانشگاه را ساخت تا تحصیل و تدریس در آن جا باعث افتخار آدم شود.

باور کنید وقتی از این مردک بی سواد و کارهایش می گویم حال ام خراب می شود. شما سواد بی نظیر امام خمینی را که نگاه می کنید، اصلا شکوفا می شوید و حیف نیست ما وقت مان را با یاد کرد از رضا شاه بی سواد تلف کنیم؟

در مطلب بعدی، مقایسه ای میان شاه بی سواد بی دیپلم جنایتکار، و امام خمینی نازنین با سواد ارحم الراحمین انجام خواهم داد….

No responses yet

Feb 28 2019

خاطره عباس معروفی از دیدار با رئیسی: دوست دارم «سمفونی مردگان» شما را بخوانم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: آن‌وقت در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.»
«اتفاقاً نسخه‌ای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره!» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم. شما هم باید بگیری.» ۳۰۰ تومان را روی میز گذاشت…»

به گزارش عصر ایران، شهاب‌الدین طباطبایی، روزنامه‌نگار، در روزنامه شرق نوشت:

رویکرد سیدابراهیم رئیسی در قبال جریانات فرهنگی، ناشران کتاب، رسانه‌ها و آثار روشنفکران سوالی است که در چند ماه گذشته به اندازه پررنگ‌شدن نامش برای ریاست قوه، پررنگ شده است. خاطرات عباس معروفی در مواجهه با ابراهیم رئیسی به عنوان دادستان تهران شاید برای خیلی از اهالی فرهنگ و رسانه تکراری باشد اما با توجه به شایعات این روزها خواندنی است. عباس معروفی، یکی از نویسندگان مشهور کشور و مدیر مجله ادبی «گردون» است که در نخستین سال‌های دهه ۷۰ توقیف آن بازتاب فراوانی در محافل داخلی و خارجی داشت.

برای امانت‌داری بخشی از گفت‌وگوی او با نشریه ادبی «الفبا» در شرح ماجرای دیدار خود با سیدابراهیم رئیسی را برایتان می‌آورم: «سرانجام روز ۱۹ آذر ۱۳۷۰، بازجویم حکم توقیف موقت گردون را به دستم داد. از آنجا مستقیماً به اداره مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیر کل گفت که کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم و برای اولین بار با محسن سازگارا، مدیرعامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. او آن روز خیلی با من حرف زد و گفت که باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یک سو او می‌دوید، از سویی حمید مصدق و از سوی دیگر خودم.

یکی از غم‌انگیزترین دوره‌های زندگی من همین ۱۸ ماه تعطیلی گردون بود که همه رفت‌وآمدها، تلفن‌ها و ارتباط‌هایم قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شده‌ام. نمی‌دانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز به من تلفن می‌زد و دلداری‌ام می‌داد. نامه‌نگاری، ملاقات، دیدار و گفت‌وگو هیچ‌کدام فایده‌ای نداشت تا اینکه قاضی پرونده‌ام در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام».

فروشکستم. حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضی‌ام داده بود، وزارت ارشاد هم کن‌فیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان «سال بلوا» را می‌نوشتم و این جمله جایی خودنمایی می‌کرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون می‌سوختم. حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه‌شنبه حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت شش صبح سه‌شنبه آنجا باشم. این سه‌شنبه رفتن‌ها، چهار بار طول کشید و نوبت به من نرسید، بار پنجم، ساعت ۱۲ من توانستم آقای رئیسی را ببینم. در هر دیدار پنج نفر می‌توانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند. نفر اول که آخوند پیری بود، به دادستان جوان و خوش‌تیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند و به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت: بفرمائید! خودم را معرفی کردم، رئیسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباس معروفی معروف؟»

«بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بی شاخ و دم که هر روز کیهان می‌نویسه»

«شما بمونید. نفر بعدی؟»

سه نفر بعدی هم مطلبشان را گفتند و رفتند. دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه می‌کنید؟»

«رمان می‌نویسم، کتاب چاپ می‌کنم، ادیتوری می‌کنم، هر کار که بشه چون دفترم بازه اما شما انتشار گردون رو توقیف کردین.»

«خب فکر می‌کنی چرا توقیف شده؟»

«همکاران شما از من می‌پرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ را منتشر می‌کنم؟»

«این سوال من هم هست.»

«مجله روی پای خودش ایستاده، ۲۲ هزار تیراژ داره.»

«چند سالته؟»

«سی‌وسه.»

«این چیزهایی که درباره شما در روزنامه‌ها می‌نویسن، من فکر کردم بالای ۶۰ سال رو داری.»

آن‌وقت در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.»

گفتم: «می‌دونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبوده‌ام.»

با حیرت خیره‌ام شد: «حتی خانم‌بازی هم نکرده‌ای؟»

گفتم: «نه! من زن و سه تا دختر دارم.»

به پشتی صندلی‌اش تکیه داد با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوش‌سیما و خوش‌تیپی است. گفت: «‌پریشب در قم منزل یکی از علما، آقای فاضل میبدی بودم. قسمتی از کتاب «سمفونی مردگان» شما را خوندم. می‌خواستم ازش بگیرم، دیدم براش امضا کردی. بهم نداد. دلم می‌خواد بخونمش.»

اتفاقاً نسخه‌ای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره.» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم، شما هم باید بگیری.» ۳۰۰ تومان را روی میز گذاشت و گفت: «تعجب می‌کنم! چرا این قدر راجع به شما بد می‌نویسن؟ امکانش هست فوری کلیه گردون‌ها رو به من برسونید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟»

گفتم: «با کمال میل. فردا براتون میارم.»

گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا!» و تلفن روی میزش را طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری!» و بعد خواست که ناهار بمانم. تشکر کردم، یک دوره گردون از شماره ۱ تا ۲۰ را به دستش دادم و خداحافظی کردم. حدود یک هفته بعد، پرونده من از دادستانی انقلاب «عدم صلاحیت» خورد و به دادگستری ارجاع داده شد.

در این دوره که خاتمی هم در آخرین روزهای وزارت ارشاد، هیأت‌منصفه را تشکیل داده بود، باعث شد گردون در دادگاه تبرئه شود. در تاریخ ۱۶۷ ساله مطبوعات ایران من نخستین مدیر مجله‌ای بودم که با حضور هیأت‌منصفه محاکمه و تبرئه شدم.
کیهان در تیتر اولش نوشت: «تشکیل هیات‌منصفه برای نجات یک مجله ضد انقلاب!»

No responses yet

Feb 27 2019

از افشاگری درباره “مافیای گوشت” تا تکذیب آن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: روزنامه ایران “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ا‌ی” را عامل اصلی گرانی سرسام‌آور گوشت می‌داند. در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده است.

براساس اعلام بانک مرکزی، قیمت گوشت قرمز و گوشت پرندگان در بهمن‌ماه امسال نسبت به بهمن سال گذشته ۹۲ درصد افزایش داشته است.

روزنامه “ایران” در گزارشی در این باره می‌نویسد “قاچاق دام زنده که این روزها به عنوان مقصر اصلی گرانی گوشت از آن صحبت می‌شود، تنها ۱۰ درصد در گرانی گوشت تأثیر داشته” و “علت ۸۰ درصد از گرانی گوشت را باید جای دیگری جست‌وجو کرد”.

دادستان تهران نیز چند روز پیش از تشکیل اولین پرونده‌ در رابطه با گرانی، تأمین و توزیع گوشت قرمز در شعب ویژه خبر داد و گفت، چهار نفر در این پرونده بازداشت شده‌اند.

عباس جعفری دولت‌‌آبادی چهارم اسفند در نشست دادستانی در مورد مقابله با گران‌فروشی، “تنوع قیمت گوشت‌های توزیع‌شده، انحصار در توزیع، عادلانه نبودن سهمیه‌ها نسبت به جمعیت مناطق و نگهداری گوشت‌ها در مبادی اصلی و دلالی در بازار گوشت” را از جمله مشکلات بازار گوشت در حال حاضر خوانده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

“شبکه‌ای چندنفری عامل اصلی غائله گوشت”

روزنامه “ایران” بر اساس تحقیقات خود از منابع میدانی مطلع می‌نویسد، برای توزیع گوشت، شبکه‌ای میان چند نفر شکل گرفته و شراکت آن‌ها برای واردات و توزیع گوشت وضع را به این‌جا رسانده است.

ستاد تنظیم بازار کشور برای کاهش التهاب بازار گوشت قرمز و مرغ سه راهکار ارائه کرده که به گزارش “فصل اقتصاد” عبارتند از: ممنوعیت و وضع تعرفه برای صادرات، صدور مجوز واردات جوجه یک‌روزه و محصول نهایی و اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به نهاده‌ها.

اما “ایران” می‌نویسد، با این که به طور رسمی، نزدیک به ۱۰۰ واردکننده مجوز واردات گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومانی را دارند “بررسی در میان منابع مختلف به‌ویژه فهرست دریافت‌کنندگان ارز دولتی بانک مرکزی نشان می‌دهد که کم‌تر از پنج شرکت، بخش عمده واردات را در دست گرفته‌اند. شرکت پشتیبانی امور دام نیز گوشت‌هایی را که آن‌ها وارد می‌کنند، ابتدا به چهار مرکز تحویل می‌دهد تا آن‌ها را بنا بر سهمیه تعریف‌شده در میان فروشگاه‌های مختلف توزیع کنند”.

روزنامه “ایران” این واسطه‌گری‌ها را علت غلائله گوشت در نیمه دوم سال ۹۷ می‌داند و می‌نویسد، “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ای” عوامل اصلی عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان‌اند.

بر اساس این گزارش، با احتساب افزایش ۱۵درصدی، قیمت ‌تمام‌شده گوشتی که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کشور شده باید کم‌تر از کیلویی ۳۰هزار تومان باشد. در حالی که عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان در هفته‌های گذشته به این معناست که گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومان وارد ‌می‌شود و با ارز ۱۵هزار تومان به فروش می‌رسد.

در ادامه می‌آید: «یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های واردکننده، طی دو ماه گذشته حداقل شبی ۳۰ تن گوشت وارد می‌کرده است. بر این اساس، تنها از این محل شبی یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان عاید شبکه و شرکایی که در این میان از واردات تا عرضه قرار دارند، می‌شود.»

تکذیب وجود “انحصار در واردات گوشت قرمز”

در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده و گفته است: «مجوز واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت به ۲۷۴ شرکت صادر شده است.»

به گزارش پایگاه‌ اطلاع‌رسانی وزارت جهاد کشاورزی، مهرفرد در گفت‌‌وگویی تلفنی با برنامه “پایش” شبکه یک صداوسیما فروش مجوز واردات گوشت را نیز تکذیب کرد.

مجری درباره فعالیت خود او در زمینه واردات گوشت می‌پرسد و مهرفرد پاسخ می‌دهد: «من در حال حاضر هیچ سهامی و مدیریتی در هیچ شرکت خصوصی ندارم؛ البته قبل از آن که وارد این مسئولیت بشوم، از گردونه دولت خارج بودم و فعالیت‌هایی را با برخی دوستان داشتم.»

چهار ماه است که گرانی گوشت خبرساز شده و وزارت صنعت، معدن و تجارت برای برون‌رفت از این بحران، سیاست تأمین نیاز داخلی بر اساس واردات از کشورهای استرالیا، آسیای میانه، رومانی و برزیل را در پیش گرفته است. به نحوی که میزان واردات گوشت قرمز در سال ۹۷ نسبت به مدت مشابه آن در سال ۹۶ از نظر وزنی ۱۳درصد و به لحاظ ارزشی ۲۱ درصد افزایش داشته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .