اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 12 2013

آقای روحانی! شما تک مرحله ای شدن انتخابات را مدیون رهبری هستید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

انتخاب: اتهامات بی سابقه یک نماینده به روحانی: در جلسه ای گفتند “مشکل رهبر انقلاب است”، شما هیچ نگفتید!/ هاشمی گفت “شورای نگهبان ماشین امضای رهبری است”/ آقای روحانی! شما تک مرحله ای شدن انتخابات را مدیون رهبری هستید/ یادتان رفته دائم برای تایید صلاحیت تان به ما اصولگرایان مراجعه می کردید؟/ نعمت زاده پدربزرگ صنعت است نه صنعت
در جلسه‌ای که خدمت آقای هاشمی بودیم ایشان شورای نگهبان را ماشین امضای رهبری نامیدند که ما جلسه را ترک کردیم. ولی شما خانواده وی را به مراسم تحلیف دعوت کردید! آیا فکر می کنید چون در انگلیس درس خواندید می توانید زیرکی به خرج دهید؟ چرا همه ی نیروهای شما در انگلیس درس خواندند؟ ضمناً گفتید که اقای نعمت زاده پدر صنعنت است اما نظر من این است که ایشان پدربزرگ صنعت هستند!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حکیمی نماینده مخالف کلیات، اظهارات بی سابقه ، خارج از چارچوب و حتی آداب و شان جمهوری اسلامی را علیه روحانی و کابینه بیان کرد.

به گزارش سرویس سیاسی انتخاب ؛ وی که مدعی بود «در دوران رقابت‌های انتخاباتی از روحانی حمایت می‌کرده و در ستاد او فعالیت می کرده» گفت: آقای روحانی! دکترا و سرهنگ نبودن باعث پیروزی نشد بلکه اجتهاد و لباس دینی شما باعث پیروزی شد. ولی متاسفانه بعد از پیروزی، درب ستاد شما به روی اصولگرایان بسته شد. متاسفانه بعد از انتخابات افرادی در ستاد شما جمع شدند که از اصحاب فتنه بوده و در انتخابات یار شما نبودند.

شما یادتان رفته که تایید صلاحیتتان را مدیون اصولگرایان و خانواده معظم شهدا هستید/ یادتان هست دائم برای تایید صلاحیت به ما مراجع می کردید؟! شما پیروزی تان در مرحله نخست را میدون سخنان رهبری هستید.

شما در یک جلسه ای وقتی یکی از اعضای ستاد فتنه 88 به شما گفت «مشکل رهبر انقلاب است» شما در پاسخ به این سخنان هیچ عکس العملی نشان ندادید و سکوت کردید. ولی یکی از فرزندان شهدا اعتراض و جلسه را ترک کرد.

ظریف صددرصد غربی فکر میکند و برای ملت ایران باید بگویم که پایان نامه فوق لیسانس و دکترای وی با چه کسی بوده است. آقای روحانی! چه خبر است و چه فکری در سر دارید؟ آیا روحانی قبل از انتخابات با بعد از انتخابات متمایز و متفاوت است؟ چرا به دنبال احیای فتنه هستید؟ آیا دنبال کودتای سفید هستید؟ امیدوارم هرچه سریعتر تغییراتی در کابینه‌تان داشته و در مسیر نظام و ولایت حرکت کنید.

شما صحبت از قانونمندی کردید ولی معاون شما در اولین قدم نقض قانون کرد که دیوان عدالت اداری بر آن ایراد گرفت.

در جلسه‌ای که خدمت آقای هاشمی بودیم ایشان شورای نگهبان را ماشین امضای رهبری نامیدند که ما جلسه را ترک کردیم. ولی شما خانواده وی را به مراسم تحلیف دعوت کردید!

آیا فکر می کنید چون در انگلیس درس خواندید می توانید زیرکی به خرج دهید؟ چرا همه ی نیروهای شما در انگلیس درس خواندند؟ ضمناً گفتید که اقای نعمت زاده پدر صنعنت است اما نظر من این است که ایشان پدربزرگ صنعت هستند!

به گزارش انتخاب ؛ قابل ذکر است، حکیمی رییس ستاد مردمی روحانی بوده که پس از انتخابات، با برگزاری جلسات متعدد با چهره های خاص، خود را از اعضای اصلی دولت آینده معرفی می کرد و به این افراد پیشنهاد پست می داد، اما دفتر روحانی ، طی بیانیه ای «ستاد مردمی» و دیگر ستادها را منحل اعلام کرد.

برچسب‌ها: انتخاباتی, حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی, مجلس

شما هم چیزی بگو

Aug 12 2013

دبیرکل حزب وفاق ملی خطاب به حسن روحانی: پیروزی خود در مرحله اول را مدیون رهبر هستید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

خُسن آقا: ما که پیش تر عرض کرده بودیم که آقا خودشان تصمیم گرفتند که روحانی بیاید!
دیگربان: عطاء‌الله حکیمی٬ دبیرکل حزب وفاق ملی خطاب به حسن روحانی گفت که پیروزی خود در مرحله نخست انتخابات را «مدیون» علی خامنه‌ای است.

آقای حکیمی این مطلب را صبح روز دوشنبه (۲۱ امرداد) طی سخنانی در مخالفت با کلیات برنامه حسن روحانی در صحن علنی مجلس بیان کرده است.

حکیمی که در جریان انتخابات به عنوان رئیس «ستاد مردمی» روحانی فعالیت می‌کرد٬ در جلسه امروز با حمله به این نامزد پیروز به طور غیر مستقیم از روحانی خواست تا پول اعضای این ستاد را بپردازد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود اعضای کابینه پیشنهادی روحانی را گروهی «تحصیل‌کرده غربی» معرفی کرد و از روحانی پرسید: «چرا همه نیروهای شما در انگلیس درس خواندند؟»

محمدعلی بزرگواری نماینده نزدیک به «جبهه پایداری» نیز در مخالفت با برنامه کلی دولت یازدهم سخنان تندی ایراد کرد که اظهارات وی با مخالفت گروهی از نمایندگان مواجه شد.

بزرگواری در سخنان خود اتهامات صریحی متوجه مهدی هاشمی٬ فرزند مهدی هاشمی کرد و خطاب به روحانی گفت با حضور بیژن زنگنه در وزارت نفت «آقازاده‌های دله دزد» بر سر کار خواهند آمد.

از نمایندگان «جبهه پایداری» به عنوان اصلی‌ترین مخالفان کابینه پیشنهادی حسن روحانی در مجلس نام برده می‌شود.

براساس برخی گزارش‌ها نمایندگان این جبهه وابسته به محمدتقی مصباح یزدی در ۱۰ روز گذشته خود را برای رهبری مخالفان با کابینه پیشنهادی روحانی در مجلس آماده کرده بودند.

۲۰ نماینده مجلس در مخالفت با برنامه کلی دولت یازدهم در مجلس ثبت‌نام کرده و در نوبت سخنرانی قرار دارند که بخش قابل توجهی از آن‌ها را نمایندگان «جبهه پایداری» تشکیل می‌دهند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای

شما هم چیزی بگو

Aug 12 2013

دلال‌های«لایک» می‌خواستند «مملکته داریم؟» را بخرند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,طنز,کامپیوتر و اینترنت ::

ایران وایر: «مملکته داریم؟»، صفحه‌ای در فیس‌بوک با این نام در میان پرمخاطب‌ترین 20 صفحه عمومی فارسی زبان با 585 هزار لایک رتبه 17 را دارد. صفحه‌های دیگر یا مربوط به هنرمندان سرشناس ایرانی‌اند یا رسانه‌های پربیننده‌ای مانند کانال تلویزیونی «من و تو1» و «بی بی سی فارسی» و وب سایت‌هایی که آثار خوانندگان فارسی زبان را پخش می‌کنند.

تفاوت صفحه «مملکته داریم؟»با همه آن مورد دیگردراین است که آن‌ها همگی مربوط به اشخاص یا رسانه‌هایی هستند که در بیرون از فضای فیس‌بوک هم شخصیت شناخته شده‌ای دارند. «مملکته داریم؟»اما هر چه هست درهمین صفحه فیس‌بوکی تعریف می‌شود و همه 585 هزار مخاطبش را از تولید محتوایی که در این شبکه اجتماعی ایجاد کرده به دست آورده است.

این صفحه البته ادامه فیس‌بوکی «وبلاگی» به همین نام است که در سال 2009 ساخته شد و در زیر عنوان آن، این عبارت دیده می‌شد: «درجست‌وجوی مملکتِ از دست رفته». شیوه کارهم به این شکل بود که نویسندگان آن مینیمال‌هایی را می‌نوشتند و آن‌ها را با «مملکته داریم؟»ختم می‌کردند؛ مانند این چند مورد که از معروف‌ترین پست‌های آن‌ها در وبلاگ‌شان بود: «تو تهران، کل جدول مندلیف را با یک نفس می‌کشی تو بدن… «مملکته داریم؟» یا « دانشجوی موسیقی‌ام، شش ترم باید معارف بخونم که توش نوشته موسیقی حرامه… «مملکته داریم؟»

وبلاگ «مملکته داریم؟»به لطف شبکه اجتماعی «گوگل‌ریدر»(گودر) به سرعت محبوب و مشهور شد و در سال ۲۰۱۰ عنوان بهترین وبلاگ فارسی‌زبان در ششمین دور مسابقه بین‌المللی دویچه‌وله را به دست آورد. پس از آن، «ممکلته داریم؟» به فیس‌بوک آمد و مطالب وبلاگ را هم‌زمان در صفحه فیس‌بوکی هم منتشر کرد. حالا 6 ماهی می‌شود که در وبلاگ‌شان پست جدیدی منتشر نمی‌شود. اما صفحه «مملکته داریم؟»درفیس‌بوک هم‌چنان محبوب، فعال و پر رونق است. هر مطلبی که منتشر می‌کند بی‌درنگ صدها لایک می‌گیرد و از سوی کاربران ده‌ها باربه اشتراک گذاشته می‌شود. از این جهت می‌توان گفت این صفحه یکی از تاثیرگذارترین صفحات فارسی زبان در شبکه‌های اجتماعی است.

با «امیر» مدیر 29 ساله صفحه «مملکته داریم؟»، دانشجوی دانشگاه «ای تی اچ» زوریخ در سوییس در مقطع دکترا و از اعضای اولیه و موسسان وبلاگ، درباره این صفحه گفت وگو کرده‌ایم:

صفحه «مملکته داریم؟» در فیس‌بوک 580 هزار لایک گرفته، در حالی که صفحه‌هایی که در فیس‌بوک در این حد و اندازه هوادار دارند، یا هنرمندان سرشناس هستند یا رسانه‌های قدرتمند. به نظر خودت این همه مخاطب چگونه جذب این صفحه شده‌اند، یعنی رمز آن چیست؟

‫- اجازه بدهید اول بگویم «مملکته داریم؟» از کجا آمد که حالا به این‌جا رسید. به نظرم در این سیر رشد می‌توان جواب سوال را پیدا کرد. تکیه کلام «مملکته داریم؟» از توییت‌های موسس وبلاگ شروع شد که وقتی مورد استقبال قرار گرفت، یک وبلاگ گروهی‌ با همین اسم راه انداخت و چند نویسنده دیگرهم اضافه کرد وبه لطف «گودر» مورد توجه جامعه وبلاگ‌خوان‬ ‫قرار گرفت‬ . ‫پس از مدتی ایمیل‌های زیادی با نوشته‌های فوق‌العاده خوب از مخاطبان وبلاگ دریافت می‌کردیم که تصمیم گروهی گرفتیم درستون «الو، مملکته داریم؟» آن‌ها را به اسم خودشان منتشر کنیم که موفق بود و برخی از این نوشته‌ها حتی از نوشته‌های اعضای وبلاگ هم بهتر بود.‬ سال 2010 وقتی وبلاگ به‌عنوان بهترین وبلاگ فارسی از سوی دویچه‌وله انتخاب شد چند نفر از طرفداران وبلاگ؛ فن پیج فیس‌بوک برای آن ساختند که دو سه هزار لایکی هم گرفته بود . پس از این‌که وبلاگ جایزه را گرفت، فرمان فن پیج دست من بود و هم‌زمان در وبلاگ و در فیس‌بوک آپدیت می‌کردیم ‫که این آپدیت‌های هم‌زمان سبب شد‬ ‫مخاطبان وبلاگ، صفحه فیس‌بوک را هم لایک و ‫شر کنند. ‫ولی مهم‌تر از آن، ‫چون من مطالب فیس‌بوکی که بچه‌ها روی دیوار فیس‌بوک می‌نوشتند را می‌خواندم ‫و بهترین آن‌ها را به اسم خودشان در وبلاگ منتشر می‌کردم‬ ‫و با لینک به مطلب، برای آن‌ها استتوس می‌کردم. این کار سبب شد صفحه فیس‌بوک به شدت مورد استقبال قرار بگیرد. ‫ البته نحوه انجام ‫ این کار خیلی بازدهی پایینی داشت و احتیاج به مراقبت مداوم یک نفر از صفحه داشت. در واقع ‫من داشتم کاری که کدهای کامپیوتری را که مثلا در سایت‌های مشابه خارجی مثل «ناین‌گگ» انجام می‎دهند، انجام می‌دادم‬. ‫کاری که من در فیس‌بوک شروع کردم کم کم جا افتاد‬ ‫و الان همه صفحه‌های فیس‌بوک مطالب خوانندگان و فن‌های خودشان را ‫با نام و ذکرمنبع (امیدوارم) به اشتراک می‌گذارند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

غیر از شما تعدادی پیج‌ فیس‌بوکی هم بود مانند « په نه په»، « اصن یه وضی» و «سوتی‌های ایرانی». در دوره‌هایی تعداد لایک‌های «مملکته داریم؟» و این صفحه‌ها به اندازه هم بود، بعد آن‌ها یک‌باره از بین رفتند. چه اتفاقی برای آن‌ها افتاد و چرا شما حذف نشدید؟

جواب مطالعه شده‌ای برای این سوال ندارم اما اطلاع دارم که یک سری از این صفحه‌ها اپلیکیشن‌هایی برای بالا بردن لایک استفاده می‌کردند که باعث می‌شد فیس‌بوک صفحه آن‌ها ببندد. یا این‌که اقدام به خرید و فروش لایک می‌کردند و بین ادمین‌های آن‌ها اختلاف مالی ایجاد می‌شد و مثلا یک ادمین صفحه را پاک می‌کرد.

درباره این اپلیکیشن ها و خرید و فروش بیش‌تر توضیح می دهی؟

شیوه کارشان این اپلیکیشن‌ها و طراحان آن به این شکل بود ‫که یک صفحه «خوش‌آمد»(لندینگ پیج) درست می‌کردند و ‫بعد برای مخاطبان می‌نوشتند برای دریافت «وی پی ان» رایگان ‫روی دکمه‌ زیر کلیک کنید ‫که این دکمه‌ها‬ ‫چیزی نبود جز لایک یک سری صفحه‬. به این ترتیب لایک پیج‌هایی که مخفیانه جاسازی شده بود، بالا می‌رفت. الان «تجارت لایک» هم مثل هرویروس دیگری‬ ‫مقاوم شده‬ است. فروم‌ها و گروه‌های منسجمی وجود دارند که لایک‌های یک پیج را ‫در مراحل اولیه تشکیل صفحه‬ ‫تا ده هزارتا هم می‌رسانند ‫و پول‌های خوبی هم در می‌آوردند. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

قیمت ها به چه شکل است؟برای نمونه، برای این که یک پیج را به ده‌هزار لایک برسانند چقدر پول می‌گیرند؟

نیما اکبرپور درهمین باره یک مطلب در وبلاگش نوشته که البته که اعداد و ارقام آن مربوط به سال گذشته است؛زمانی که قیمت دلار یک‌سوم الان بوده.

غیر از خرید و فروش لایک، گفته می‌شود خرید و فروش صفحه هم مرسوم است. تا حالا برای خرید «مملکته داریم؟» با 585 هزار لایکی که خورده است پیشنهادی داشته‌اید؟

بله، چندین‌بار به شوخی بوده ولی یک‌بار یکی از همین تجارت‌کنندگان لایک به ما پیشنهاد خرید «مملکته داریم؟» را داد. اگر اشتباه نکنم خودش را یک ایرونی ال ای معرفی کرد.

قیمت پیشنهادی چقدربود؟ مبلغی نگفت که وسوسه‌ات کند؟

‫- نه، قیمت که نمی‌گویند. گفته بود چقدرمی‌فروشید، من هم گفتم 3هزار میلیارد تومان! ‬ حتی از مجموعه‌های معتبرهم به طور متوسط درماه چند ایمیل داریم که از ما درخواست می‌کنند برای آن‌ها تبلیغ کنیم و پول بگیریم که مطالب‌شان لایک بخورد. یک بار تلاش کردم آزمایش کنم و تبلیغ مخفی کنم که به نظرم منصفانه و خوب از آب در نیامد. اما تا کنون هیچ تبلیغ رسمی‌ای نکرده‌ام. بحث فروش صفحه هم بحث پرتی است. ‫مخاطبان «مملکته داریم؟» کار صفحه را دوست دارند‬، اما ‫فکر کن یکی آن وسط تبلیغ خرید و فروش آهن قراضه، افزایش ناتوانی جنسی یا شامپوی درمان کچلی بکند. نمی‌دانم چرا اصلا چنین پیشنهاداتی برای خرید صفحه داریم! از سوی دیگر،‫به نظرم مخاطبان هم دیده‌اند ‌که«مملکته داریم؟» به یک سری استانداردها پایبند بوده و این را حس می‌کنند. ‬‬‬‬

فیس‌بوک از کجا می‌فهمد که لایک‌های صفحه‌ای جعلی است یا واقعی؟ باید کسی گزارش کند یا خودشان متوجه می‌شوند؟

‫- فیس‌بوک دفعات دستشویی رفتن کاربرانش را هم رکورد می‌کند(خنده).‬ یعنی شیوه کار ‫فیس‌بوک این‌گونه است که مشخص می‌کند از کجا لایک‌ها آمده‌اند. حتی این اطلاعات را به ادمین‌های صفحه‌هاهم می‌دهد. ‫حالا فکر کن تعداد نامشخصی لایک از یک اپلیکیشن خارج از فیس‌بوک به جایی اضافه شده و ارگانیک و از درون خود فیس‌بوک نباشد؛ ‫چون سرورهای این نوع «اپ‌ها» خارج از فیس‌بوک هستند. این به سادگی قابل بررسی است. این‌که فیس‌بوک این را از کجا می‌فهمد (براساس حدس من که البته دقیق و مطالعه شده نیست)، بعید می‌دانم خودشان بررسی کنند. البته شاید هم بررسی شود؛ برای نمونه، برای مطالعه یا آزمایش یک کد، برحسب اتفاق به این موارد بر می‌خورند ‫و متوجه الگوی آن می‌شوند. ‫این موضوع البته محدود به ایران نیست‬ ‫و لایک گرفتن بیش‌تر در فیس‌بوک یک رقابت جهانی ‫بین شرکت‌های بزرگ‬ ‫و کوچک است. ‫فکرمی‌کنم برنامه‌نویسان وب‌سایت فیس‌بوک این موضوع را می‌دانند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

هم‌اکنون ادمین های فعال صفحه چند نفرهستند؟

– برای حدود دو سال خودم وقت می‌گذاشتم روی صفحه و حداکثر یک ادمین دیگرهنگام نوشتن تز دانشگاه به من کمک می‌کرد‬. ‫پس از آن‬ تعدادی از بچه‌های شاخ «مملکته داریم؟» که از بیرون مطلب می‌فرستاند و به تعبیری رسما در صفحه کمپ زده بودند را‬ هم ادمین کردم.‬ الان روی هم رفته 4 نفرهستیم. ادمین افتخاری هم زیاد داریم که برای من پیام می‌فرستند و من مطالب‌شان را با نام خودشان منتشر می‌کنم. البته اگر کسی فکر می‌کند می‌تواند برای «مملکته داریم؟» ادمین باشد با من تماس بگیرد و ما اضافه‌اش می‌کنیم به صفحه. ‫من این صفحه را متعلق به شخص خاصی، حتی خودم نمی‌دانم. به نظرم متعلق به همه آن‌هایی است که می‌خواهند از این تریبون حرف و نقطه نظر‌شان شنیده شود. ‬‬‬‬‬‬‬

اگر کسی با گرایش‌های خاص مثل سلطنت‌طلبی یا هر چیز دیگر که صدا و حرف‌شان شنیده نمی‌شود بخواهد به ادمین ها اضافه شود، قلم و قریحه خوبی هم داشته باشد، اضافه‌اش می‌کنید؟

اگر من را پادشاه کند اضافه‌اش می‌کنیم (خنده).

‬از ادمین‌های صفحه بگو. داخل ایران هستند یا بیرون؟ چه سن و سالی دارند و چند نفر زن چند نفرمرد هستید؟

ادمین افتخاری هزارتا داریم، هم داخل ایران و هم بیرون از ایران. ولی الان ‫سه مرد و یک زن که ادمین پشت پرده است داریم. میانگین سنی همه هم بین 20 تا 30 سال است. ‬‬‬

دولت ایران روی شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها همیشه حساسیت داشته و گاهی هم برخورد کرده، تا حالا کسی از نویسنده‌های وبلاگ یا صفحه برای فعالیت‌هایش در«مملکته داریم؟» دستگیر یا دچارمشکلی شده است؟ از آن طرف سکه، کسی ازبچه‌ها بوده که به سبب همکاری با صفحه به جایی رسیده باشد، مثلا در رسانه‌ای استخدام شود یا به خارج از ایران برود؟

‫- برخی از نویسنده‌های وبلاگ چندبار به‌دلایلی دستگیرشدند.‫ ‬البته به‌طورمشخص نه به خاطر«مملکته داریم؟». ولی این‌که کسی به وسیله این وبلاگ به جایی رسیده باشد، نه چنین چیزی هم نداشته‌ایم. ‬‬‬‬ ولی صفحه فیس‌بوک در مواقعی به عده‌ای کمک کرده که یا یادشان رفته یا نمک‌خوردند و نمک‌دان را انداخته‌اند داخل سطل آشغال. مطالب وبلاگ البته به‌گونه‌ای بوده که هم شبکه‌های تلویزیونی خارجی، هم شبکه‌های داخلی و هم روزنامه‌های ایران از آن نقل قول کرده‌اند. من فکر نمی‌کنم مجموعه صفحه‌های فیس‌بوک خطری برای کسی ایجاد کند. به نظر من وقتی احزاب و تشکل‌های مردمی سازمان‌دهی شده وجود نداشته باشند، شبکه‌های اجتماعی هم با وجود قدرت تاثیرگذاری بالای آن‌ها، درعمل بدون استفاده خواهند بود؛ مثل داشتن یک خودروی «فراری» است در حالی‌که رانندگی بلد نیستید و قصد فرار ندارید. تنها دلیل من برای زنده نگهداشتن صفحه این بوده که روزی به درد حرکت‌های اجتماعی بخورد، به‌عنوان رسانه مستقلی در خدمت آن‌ها باشد و به اهداف آن‌ها کمک کند.‬‬

گروه‌ها و تفکرهای رایج سیاسی در فضای سیاسی- اجتماعی ایران را در نظر بگیر، مارکسیست‌ها و چپ‌ها، لیبرال‌ها و جمهوری‌خواهان، اصلاح‌طلبان، جنبش سبز، سلطنت‌طلب، محافظه‌کار… به نظر خودت «مملکته داریم؟» در مجموع به کدام تفکر نزدیک‌تر است؟

‫- به هیچ‌کدام. ‫به گروه یکی به نعل، یکی به مخ‬ اسب! ‫ نمی‌شود این‌گونه در مورد «مملکته داریم؟» قضاوت کرد. ‫ما سیاسی نیستیم چون سوادش را نداریم،‬ ‫ولی رسانه هستیم‬ ‫چون مخاطبش را داریم .‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

برچسب‌ها: اجتماعی, اینترنت, سیاسی, طنز, فیس بوک, مملکته داریم

شما هم چیزی بگو

Aug 12 2013

حجت السهال حجاریان: در انتخابات ۸۸ نه تقلب شد نه تخلف؛ تدلیس سیستماتیک بود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

آیت الله بی‌بی‌سی: سعید حجاریان از نظریه پردازان جریان اصلاحات سیاسی در ایران در گفتگویی با خبرگزاری تسنیم درباره انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ گفته بحث ما این نیست که تخلف و یا تقلب شده است بلکه واقعه‌ای اتفاق افتاده است که اسم آن “تدلیس سیستماتیک” است.

آقای حجاریان در توضیح تدلیس سیستماتیک گفته است: “در چهار سال دور اول ریاست جمهوری به علاوه دوره شهرداری، آقای احمدی‌نژاد چقدر از بیت المال برای رای آوردن، تدلیس کرده است؟”

آقای حجاریان که بعد از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش دستگیر و سه ماه را در زندان گذراند، گفته “بر این اساس نه می‌گویم تقلب شده و نه می‌گویم تخلف شده است. ترجیح می دهم اسم جدیدی برای آن انتخاب کنم و آن “تدلیس سیستماتیک” است.”

به گفته آقای حجاریان”کسی که پول بیت‌المال را در سطح وسیع و در طول هفت سال بی حساب و کتاب خرج کند، سهام بدهد، سیب زمینی بدهد، یارانه بدهد، آن را چه می‌توان نامید؟”

به گفته این فعال سیاسی “دست آخر هم ثمره هفتصد میلیارد دلار درآمد کشور تورم بالای ۴۰درصد، بیکاری مزمن و اشتغال‌زایی سالانه چهارده هزار شغل باشد. باید معلوم شود این پول‌ها کجا رفته است. جز این است که خرج تدلیس شده است؟”

این عضو حزب مشارکت با یادآوری خاطره ای می گوید: “یک زمانی برای دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی با پول خودمان و نه بیت‌المال، دفترچه مشق ۴۰ برگ برای مدرسه ها تهیه کردیم که عکس آقای خاتمی پشت آنها بود. اما شورای نگهبان آن را مصداق تدلیس تشخیص داد و همه را جمع کرد.”

در انتخابات سال ۱۳۸۸، پس از اعلام نام محمود احمدی‌نژاد بعنوان رییس‌جمهور، اعتراض‌های گسترده‌ای به نتیجه انتخابات شد و صحت آن زیر سوال رفت. این اعتراض ها منجر به چندین ماه ناآرامی و دستگیری بسیاری شد؛ از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی که بعنوان رهبران جنبش سبز شناخته می‌شوند در حصر خانگی قرار گرفتند.

آقای حجاریان که در دوره اصلاحات، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز بود گفته است که سال‌ها طول می‌کشد تا تحریم‌های سازمان ملل لغو شوند:”آقای احمدی‌نژاد خیلی بی احتیاطی کرد و به تحریم‌ها با دید کاغذ پاره نگاه کرد و همین کاغذ پاره‌ها ما را بدبخت کردند. مدت زیادی است که صدام ساقط شده و عراق به دست آمریکا افتاده است و روابط حسنه‌ای دارد ولی پس از دوازده سال تحریم‌های عراق لغو شدند.

آقای حجاریان معتقد است در صورت شرکت، هم آقای رفسنجانی و هم آقای خاتمی رای بالایی در انتخابات داشتند

آقای حجاریان که به گفته خود “حدود ۴ سال در شورای عالی امنیت ملی” و “۴ سال هم درمرکز تحقیقات استراتژیک” با آقای روحانی کار کرده دلایل پیروزی آقای روحانی را در انتخابات چنین خلاصه کرد:

“انصراف آقای عارف، اجماع آقایان هاشمی و خاتمی و همچنین مهندسی آقایان هاشمی وخاتمی و یک مقداری هم اتفاق، چراکه همه چیز هم به طور قاعده‌مند پیش نرفت، ازسوی دیگر تشتت بین اصولگرایان نیز یکی دیگر از عوامل پیروزی آقای روحانی درانتخابات بود.”

بعلاوه “آقای روحانی درمناظره‌ها هم خوب ظاهر شد.”

آقای حجاریان معتقد است آقای روحانی با مشکلات خیلی زیادی روبروست: “مشکلات داخلی، خارجی، اقتصادی و فرهنگی، اشتغال، تورم، آموزش و پرورش، بهداشت، پروژه‌های ناتمام و عقب مانده، بدهی‌ها وحتی بدهی به بانک جهانی.”

به گفته وی”بخش زیادی از مردم به خاطر اصلاح طلبان بر سر صندوقها آمده‌اند و آقای روحانی هم انتخاب شده است. در آن سو هم مملکت وضعیت خوبی ندارد، لذا هر کمکی توانستیم باید به آقای روحانی بدهیم؛ زیرا نمی‌خواهیم دولت ایشان زمین بخورد.”

او دلیل دیگر همراهی با آقای روحانی را چنین خلاصه می‌کند که چون “زمین خوردن روحانی مساوی با نابود شدن مردم است و صدمه اصلی به مردم وارد می شود. برای ما مردم از خودمان مهمتر هستند.”

سعید حجاریان از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت و از چهره‌های مطرح جنبش دوم خرداد است.

آقای حجاریان که در زمان ریاست جمهوری آیت الله علی خامنه ای در وزارت اطلاعات ایران مشغول به کار بود، پس از تشکیل کابینه اکبر هاشمی رفسنجانی به عضویت مرکز تحقیقات استراتژیک درآمد. او در سال ۱۳۷۸ زمانی که عضو شورای شهر تهران و مشاور محمد خاتمی رئیس جمهور وقت بود ترور شد اما جان به در برد هرچند دچار مشکلات گفتاری و حرکتی شد.

پس از انتخابات ۸۸ آقای حجاریان بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند و پس از آن در برنامه‌ای تلویزیونی از دیدگاههای سیاسی خود انتقاد کرد.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سعید حجاریان, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

وزارت پورمحمدی،’باد دادن خرمن کهنه’

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: محمود احمدی‌نژاد هنگام معرفی کابینه اولش به مجلس هفتم، مصطفی پورمحمدی را این طور معرفی کرد: مردم گرا، خوش برخورد و اهل نظر.

خود آقای پورمحمدی هم وقتی پشت تریبون قرار گرفت تا در مقابل مخالفانش از خودش و کارنامه‌اش دفاع کند حرف‌هایش را با این شعر حافظ شروع کرد:

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایـره قسمـت اوضاع چـنین بـاشد

او بعدتر باز هم از استعاره‌های شاعرانه استفاده کرد و گفت اکنون نوبت آن رسیده که پس از مدتی «پرده نشینی»، «شهره شهر» شود و به جای «جام می» قرار است در دوران وزارت «خون دل» قسمتش شود.

شعرخوانی مصطفی پورمحمدی دورترین تصویری است که پیگیری‌ کنندگان تاریخ پس از انقلاب می‌توانند از این مقام امنیتی ایران داشته باشند چرا که نام او برای آنها یادآور کشتار زندانیان مخالف حکومت جمهوری اسلامی در دهه شصت است و در دهه هفتاد نیز زمانی که او معاون برون مرزی وزارت اطلاعات ایران بود، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران ترور شدند.

مصطفی پورمحمدی کارش را از بیست سالگی به عنوان دادستان انقلاب در خوزستان شروع کرده و اکنون در میان سالی سیاستمداری است که در بالاترین سطوح امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت کرده است.

حتی پس از دوم خرداد که به گفته خودش «دستش از وزارت کوتاه شد» باز هم عضو هیئت منصفه دادگاه ویژه روحانیتی بود که عبدالله نوری را به پنج سال زندان محکوم کرد.

هشت سال پیش وقتی محمود احمدی‌نژاد او را به عنوان وزیر کشورش معرفی کرد، در میان سکوت فراکسیون اصلاح طلبان، برخی از نمایندگان اصول‌گرا، گذشته او را در صحن علنی مجلس به میان آوردند و تلاش کردند مانع از رای اعتماد به او شوند.

الیاس نادران، نماینده اصول‌گرای مجلس، با اشاره به سابقه اطلاعاتی بودن آقای پورمحمدی گفت که او به اقتضای شغلش همه را متهم می‌بیند.

آقای نادران خطر مطرح شدن دوباره موضوع قتل‌ مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور را در زمانی که مصطفی پورمحمدی معاون برون مرزی وزارت اطلاعات بوده مطرح کرد و گفت که در زمان مسئولیت آقای پورمحمدی “در خارج از کشور اتفاقاتی افتاده که اتهاماتی را علیه نظام باعث شده و تردید ندارم که مخالفان و معاندان دوباره آنها را نبش قبر خواهند کرد و به این بهانه هزاران تهمت ناروا علیه نظام می زنند و عملیات روانی علیه ما انجام می‌دهند.”

او گفت که این انتخاب، برای مهم‌ترین چالش بین‌المللی ایران یعنی برنامه‌ هسته‌ای هم خوب نیست و موضع ایران را تضعیف می‌کند.

موضوع ورود وزارت اطلاعات به حوزه مسائل اقتصادی در زمان مسئولیت آقای پورمحمدی موضوع دیگری بود که آقای نادران مطرح کرد و پورمحمدی را متهم کرد که در مقابل «انحرافات» سکوت کرده است.

الیاس نادران که مخالف وزارت پورمحمدی بود در نطق خود گفت که به خاطر مخالفتش از جانب «برادران»، «در لفافه شوخی» تهدید شده است.

آنچه که الیاس نادران هشت سال پیش مطرح کرد، نه حرف‌های یک مخالف سیاسی نظام جمهوری اسلامی که حرف‌های یک سیاست‌مدار اصول‌گرای دورن نظام بود.

اما همین حرف‌های او واکنش محمدرضا میرتاج الدینی دیگر نماینده اصول‌گرا را به همراه داشت که موافق وزارت پورمحمدی بود. آقای میرتاج الدینی به نادران گفت که حرف‌هایش “به ضرر نظام، علیه نظام و علیه جریان اصول‌گرا است.”

میرتاج‌الدینی در مورد موضوع «تهدید شدن» الیاس نادران گفت که “یک نفر به شوخی به شما حرفی زده است” و از طرح این موضوع اعلام نارضایتی کرد و گفت که “الان در بیرون به ما چه می‌گویند؟ در خبرگزاری‌های خارج این حرف شما را چطور بررسی می‌کنند؟”

“آبروی نظام” موضوعی بود که نمایندگان موافق آقای پورمحمدی می‌خواستند برای حفظ آن، کارنامه گذشته مصطفی پورمحمدی در صحن علنی مجلس مطرح نشود.

وقتی عماد افروغ، دیگر نماینده اصول‌گرا هم موضوع کارنامه آقای پورمحمدی را به میان کشید با اخطار محمد میرمحمدی دیگر نماینده اصول‌گرا مواجه شد که طرح این موضوع را “باد دادن خرمن کهنه” تعبیر کرد و گفت “بعد می‌گویید که این حقوق بشر و اینها از کجا این مواد را پیدا می‌کنند.”

عماد افروغ گفت: “من یادم نرفته که در سال ۷۲ جنبش‌های شهری را در شیراز، مشهد، اراک، مبارکه، چگونه قلع و قمع کردند، چگونه به خاک و خون کشیدند، چون فهمی نداشتند.”

او گفت که احتمال وزیر شدن کسی با این گذشته تن‌ او را می‌لرزاند؛ “اتفاقاتی که در سالهای گذشته در این وزارتخانه رخ داد، والله با حقوق انسانی و الهی شهروندی، موجه و قابل دفاع نیست و هم اکنون من سؤال می کنم با مرتکبین آن قتلها چه برخوردی شد؟”

آقای افروغ گفت: “به ما حق بدهید که فردی که از این وزارتخانه می آید با این گذشته و فقدان ساز و کارهای نظارتی، اینگونه برای ما تداعی بشود که تنمان درعرصه عمومی بلرزد. مگر نلرزیده است؟ مگر احساس نا امنی در گذشته نداشته ایم؟”

“خرمن کهنه‌”ای که برخی نمایندگان اصول‌گرای مجلس هفتم مایل نبودند که “باد داده شود” گذشته حرفه‌ای مصطفی پورمحمدی است که البته خود او آن را شرم آور نمی‌داند.

او در همان صحن علنی مجلس در مورد کارنامه‌ فعالیت‌هایش صحبت کرد و گفت که “من قانون شناس بودم، قانون خوان بودم، قانون دان بودم. بنده قاضی بودم، می‌خواستم وظایف قضایی‌ام را رعایت بکنم.”

اما همین “خرمن کهنه” این روزها که نام آقای پورمحمدی دوباره برای وزارت دادگستری مطرح شده است یک بار دیگر باد می‌خورد.

چندین سازمان حقوق بشری خواهان کنار گذاشتن مصطفی پورمحمدی شده‌اند و دلایل‌شان برای این درخواست همان‌هایی است که برخی نمایندگان مجلس در هشت سال پیش مطرح کرده‌اند.

گرچه بر اساس قانون این رئیس قوه قضائیه است که وزیر دادگستری مورد نظرش را به رئیس جمهور پیشنهاد می‌کند و مصطفی پورمحمدی وزیری است که صادق لاریجانی به حسن روحانی پیشنهاد کرده است اما در سیاست همه چیز قابل مذاکره است و آقای روحانی هم می‌توانست با ملاحظه این نگرانی‌ها به دنبال فرد “معتدل‌تری” برای این وزارتخانه باشد اما به نظر می‌رسد رئیس جمهور تازه ایران هم با گذشته آقای پورمحمدی مشکلی ندارد و به همین خاطر او را در فهرست وزرای کابینه‌اش به مجلس پیشنهاد داده است.

علیرغم این مخالفت‌ها، آقای پورمحمدی را می‌توان از اکنون وزیر دادگستری دانست. تاکنون این طور رویه نبوده است که رئیس جمهوری وزیرش را بعد از پیشنهاد به مجلس پس بگیرد و با ترکیب موجود مجلس هم انتظار نمی‌رود که آقای پورمحمدی با مخالفت جدی روبرو شود و رای اعتماد نگیرد.

تنها نتیجه طرح نام آقای پورمحمدی و کارزار تبلیغاتی مخالفان او برای حذفش از فهرست کابینه، باد خوردن “خرمن کهنه”ای است که به زودی در رسانه‌ها فراموش می‌شود اما برای خانواده مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی که در دوره مسئولیت آقای پورمحمدی جان خود را از دست داده‌اند این بحث همیشه تازه است.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

نفت و گاز و سهم و پورسانت و کلک در کارند، تا …

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

خودنویس: خبر قتل عباس یزدانپناه یزدی، درست باشد یا نباشد، با زنده شدن ماجرای «کرسنت»، در جعبه پاندورا را بازکرده است. نفت، آب حیات گروهی از دلالان و سیاسیون، می‌تواند به ضد خودش هم تبدیل شود.

از قدیم هنگام هشدار در کوچه و خیابان شنیده‌ایم که گفته‌اند: «نفتی نشوید». لک نفت بر جای مانده گویی برای اکثریت مردم خوش یمن نیست، اما برای عده قلیلی، نفت، آب حیات بوده است.

تا وقتی سرنوشت نفت سیاه را گروه قلیلی تعیین می‌کنند و تصادفا «محموله‌های نفتی» در نقاطی از خلیج فارس توسط دلال‌های نفتی ظاهرا فراری از جمهوری اسلامی خرید و فروش می‌شود و سهم دلالان، فرضا ۱۰-۱۵ دلار از هر بشکه محموله باشد، همان گروه قلیل می‌توانند به راحتی چند ده میلیون دلار را بدون کمترین زحمتی در مدتی کوتاه به جیب بزنند، بی‌آنکه اثری در جایی به ثبت برسد. اگر هم سهم همه از این معاملات تامین شود و نان همه به تنور بچسبد، «همه رازی، از چسب رازی».

دور زدن تحریم‌ها گرچه منافعی برای جمهوری اسلامی به همراه دارد، اما برای مدیران سابق وزارت نفت و نیز دلال‌های‌شان بدون بهره نبوده است.

فقدان ساختار شفاف و دموکراتیک باعث شده که بعضی از مدیران سابق وزارت نفت با کمک دلال‌هایی که با اوکراین، ارمنستان، روسیه، امارات و نقاط مختلف رفت و آمد دارند، شریک شوند، بی آنکه معلوم شود چه بر سر نفت ایران آمده است و می‌آید.

یک کارشناس آمریکایی امور خاورمیانه معتقد است که عباس یزدانپناه یزدی جزو کسانی بوده است که به خاطر ارتباط سببی با مدیران وزارت نفت، و نیز سابقه شراکت مالی با قدرت‌مندترین خانواده نفتی ایران، از جمله افراد درگیر در معاملات پنهانی نفتی در دو دهه اخیر بوده است. بررسی رفت و آمدهای تجاری آقای یزدانپناه می‌تواند نشان دهد که مشتریان خدمات او در کدام نقاط عالم بوده‌اند. البته احتمال سفر ایشان به فرانسه به خاطر اقدامات دادستانی این کشور در ارتباط با نقض قوانین فرانسه در ارتباط با رد و بدل کردن پول‌ در ماجرای «توتال» بسیار کم است.

در حالی‌که نزدیک به یک هفته از اعلام یافته شدن جسد عباس یزدانپناه می‌گذرد که دیروز نیز توسط مقامی از وزارت کشور امارات تکذیب شده، اما انتشار اخبار متفاوت در ارتباط با انتقال اطلاعات از کامپیوتر ایشان به سازمان بازرسی کل کشور مساله را پیچیده‌تر کرده است. این انتقال اطلاعات با همراهی «سازمان بررسی کلاه‌برداری‌های کلان» انگلستان الان از سوی رسانه‌های [2] بریتانیایی جدی گرفته شده است، همین‌طور نقش او به عنوان یکی از رابطین قرارداد «کرسنت» از سوی رسانه‌های تندروی مقابل دولت جدید.

چه خبر منتشر شده از سوی خانواده یزدانپناه  و دوستان ایشان در باره مرگ شریک مهدی هاشمی تایید شود چه همه چیز تکذیب گردد، اینک در مدت زمانی بسیار کوتاه، اطلاعات زیادی در باره این واسطه نفتی در یک هفته اخیر منتشر شده که شرایط را برای خانواده یزدانپناه و یارانش راحت‌تر نمی‌کند.

بر اساس اخبار رسانه‌های مختلف و محکومیت‌های شرکت‌های بزرگی چون توتال و استات اویل و جریمه‌های بزرگی به آمریکایی‌ها پرداخت کرده‌اند، جای پای مدیر شرکت «هورتون» در موارد مربوط به نقل و انتقال‌های مرتبط با «مشاوره» و احتمالا کمیسیون‌های نفتی دیده می‌شود.

اگر گاز با قیمتی بسیار نازل به مدت هفت سال در اختیار شرکت کرسنت قرار می‌گرفته، بر اساس عادت دیرین، احتمالا سهم بزرگی از سود به قیمتی بالا به افرادی می‌رسیده که راه‌های سرمایه‌گزاری بدون دردسر در جزایر کارائیب و دیگر نقاط دنیا را می‌دانسته‌اند. حال نقش واسطه ساکن امارات ماجرا چقدر بوده، با مرگ احتمالی عباس یزدانپناه یزدی، پنهان خواهد ماند. گرچه، شریک و مباشر مهدی هاشمی  پیش از ناپدید شدن، هیچگاه نسبت به انتشار واقعیت‌ها در باره پرونده‌های مختلفی از جمله توتال، پیشقدم نشده بود.

دعواهای زرگری سیاه‌کاران نفتی

اگر دعواهای نفتی-گازی سال‌های اواخر دهه ۷۰ از حافظه‌ها پاک شده باشد، اما گروه معدودی به یاد دارند که با چرپ شدن سیبیل شرکت‌هایی محدود و شادمان شدن نوچه‌های آیت‌الله جنتی و رسیدن سهم برخی، هم نمازگزاران نماز جمعه تهران از شنیدن نام «پتروپارس» و «پارس جنوبی» راحت شدند و هم خوانندگان روزنامه‌های دوم خردادی مدافع بهزاد نبوی و یارانش.

با این حال، هر از گاهی، با کم شدن سهم این گروه یا آن گروه از مبادلات نفتی و محصولات جانبی، برخی نمایندگان ملت به یاد منافع مردم می‌افتادند و پس از مدتی، ساکت می‌شدند. با این حال، بودند کسانی که سیبیل چرب شده را نپسندیدند و کوتاه نیامدند.

الان، کیهان [3] و خبرگزاری فارس [4] و رسانه‌های دست راستی با انتشار اطلاعاتی بعضا درست از معاملات بعضا نادرست نفتی، فشار را برای تضعیف وزیر پیشنهادی نفت، یعنی بیژن نامدار زنگنه آغاز کرده‌اند.

از سوی دیگر، حامیان دولت با زیر سوال بردن مقام‌های نفتی دوران احمدی‌نژاد به توجیه کارهای مقام‌های دوران سازندگی و اصلاحات پرداخته‌اند.

در این میان از افرادی با ایما و اشاره نام برده شده، اما نام‌های بسیاری را فراموش کرده‌اند.

بدون تردید، انجام معاملات مرتبط با وزارت نفت در بیست ساله گذشته بدون اطلاع برادر آیت‌الله خامنه‌ای انجام نشده است. اگر سید حسن خامنه‌ای، عضو کارگروه پیشگیری و مبارزه با رشوه در صنعت نفت بوده، نتیجه گزارش‌های او هیچگاه به طور مشخص در اختیار عموم قرار نگرفته است.

پس به این ترتیب، کسی که بیشترین اطلاع را از درآمدهای نفتی نظام جمهوری اسلامی دارد، احتمالا بنا به روابط ویژه با بیت رهبری و معاملاتی که در حوزه تحقیقی هیچ رسانه‌ای نیست، در اینجا به راحتی درز گرفته می‌شود.

از سوی دیگر، نقش کسانی چون سید مهدی حسینی، خویشاوند عباس یزدانپناه یزدی از سوی بسیاری از رسانه‌ها و خبرنگاران  حوزه انرژی به فراموشی سپرده شده؛ کسی که مهم‌ترین نقش را در قراردادهای وزارت نفت داشته است.

به هر روی، بر اساس «تفریغ بودجه سال ۸۳» بسیاری متوجه این نکته شدند که گاز مخزن مشترک میان ایران و امارات، قرار بوده به قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی به مدت هفت سال به کشوری که نگاه ویژه‌ای به جزایر سه‌گانه ایران دارد، فروخته شود [5]: «هفت سال نخست قرارداد بابت هر هزار متر مكعب، ۱۷/۵ دلار بود و از سال هشتم قرارداد بهای آن براساس ضریب افزایش قیمت پایه نفت دبی كه در این قرارداد ۱۸ دلار تعیین شده است،‌ افزایش می‌یافت.» شاید نام نهادن قرارداد گازی با شرکت کرسنت امارات، بدون دلیل «ترکمان‌چای گازی» خوانده نشده باشد.

اما ماجرای این قرارداد به دولت احمدی‌نژاد هم کشیده شد و حتی رحیمی، که زمانی از معترضان آن بود، از سر اتفاق در محلی حاضر بود که کردان، وزیر کشور دارای مدرک تقلبی احمدی‌نژاد در دوران قائم‌مقامی‌اش در وزارت نفت و مقامی از شرکت کرسنت هم حاضر بودند.

نوذری، وزیر نفت سابق دولت احمدی‌نژاد هم با وجود انتقادهایی که به قرارداد داشته گفت: «سؤال من این است که تکلیف این ۷ سالی که ۶۰۰ میلیون فوت مکعب در روز گاز کشور در میدان مشترک با امارات سوخته شد و اماراتی‌ها گاز ترش همین میدان را بردند، چه می‌شود؟»
تکذیب تکذیبیه‌های پیشین

اگر آقای مهدی هاشمی در سال ۱۳۸۲ در گفتگو با رسانه‌ها، هر گونه آشنایی با عباس یزدانپناه و شرکت هورتون را رد کرده باشد، و این روزها وکیل ایشان، با اظهار ناراحتی از ناپدید شدن و قتل دوست قدیمی مهدی هاشمی، به عنوان وکیل، بزرگ‌ترین خطای حرفه‌ای را مرتکب شده است.

[6]

آقای ابوالمعالی که در غیاب علیزاده طباطبایی، وظیفه دفاع از مهدی هاشمی را بر عهده دارد، عباس یزدانپناه را «رازدار» و «دوست» موکل خود می‌خواند. اگر آقای مهدی هاشمی مدعی عدم ارتباط با عباس یزدانپناه یزدی شده باشد، چگونه ممکن است وکیل او، یزدانپناه را «رازدار» و «دوست» فرزند هاشمی رفسنجانی خوانده باشد؟

خانواده هاشمی رفسنجانی نیز سال‌هاست رابطه عباس یزدانپناه با مهدی را تکذیب کرده‌اند.

با این حال، بر اساس مستنداتی که یکی از اعضای خانواده هاشمی در سال ۲۰۱۰ در اختیار خودنویس گذاشت، جوابیه عباس یزدانپناه یزدی به گفتگوهای هوشنگ بوذری، حداقل دو روز قبل(۱۶ نوامبر) از ارسال در اختیار مهدی هاشمی بوده است. عضو خانواده هاشمی به سردبیر خودنویس گفته بود که «متن را مهدی تهیه کرده است». جوابیه مذکور در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۰ به ایمیل کاری سردبیر خودنویس ارسال شده بوده.

به این ترتیب، چه راستی‌آزمایی آقای هاشمی در تهران انجام گیرد یا لندن، وکیل ایشان به عنوان «رازدار» قانونی‌شان، بخشی از مشکل دادگاه انتاریو و نیز دادگاه بررسی کننده اتهامات سو استفاده مالی و رشوه‌خواری در تهران را حل کرده است.

آیا ماجرا پایانی دارد؟

جواب، احتمالا «خیر» است. تا وقتی ساختاری قانون‌مند برای بررسی قراردادهای کلان وجود ندارد و تحریم پابرجاست، مجموعه عوامل برای سو استفاده‌های بزرگ مالی برای گروهی معدود پابرجا است.

در کشوری که یک کارآفرین درگیر در یک پرونده بزرگ مالی، ممکن است جان خود را از دست بدهد، و یک متهم به رشوه‌خواری کلان بدون کمترین مشکلی نگران «شستا» است، قاعدتا نمی‌توان به پاک‌سازی نهادهای بزرگ مالی‌اش امیدوار بود.

اگر سعدی علیه‌الرحمه زنده می‌بود، بی‌توجه به انرژی‌های بادی، آبی و خورشیدی، در «گلستان» مدل قرن بیست و یکم می‌نوشت:

نفت و گاز و سهم و پورسانت و کلک در کارند…

——
خودنویس: با تشکر از کمک فکری کارشناسان نفتی و سیاسی مستقر در واشینگتن، لندن و بروکسل

برچسب‌ها: اقتصادی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, نفت

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

تجمع هزاران زنجانی در اعتراض به پسماندهای کارخانه سرب و روی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,سیاسی ::

استانبان: یکی از بی‌سابقه‌ترین و پر جمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها و تجمع‌های اعتراضی در ایران با موضوع آلودگی‌های محیط زیستی ناشی از فعالیت‌های کارخانه‌های سرب و روی در شهر زنجان برگزار شد.

در این راهپیمایی که روز یک‌شنبه (۲۰ امرداد) برگزار شد٬ هزاران نفر از مردم شهر زنجان با راهپیمایی و تجمع مقابل استانداری این شهر نسبت به آلودگی‌ها و پسماندهای کارخانه سرب و روی در این استان اعتراض کردند.

جمعیت شرکت کننده در این راهپیمایی اعتراضی آن‌هم با موضوع محیط زیست و آلودگی هوا در ۳۵ سال گذشته کم سابقه بوده است.

خبرگزاری فارس گزارش کرده که «در پی این تجمع گسترده مردم خیابان منتهی به استانداری زنجان بسته شد و مردم با شعارهای خود از مسئولین درخواست کمک و حمایت برای انتقال این کارخانه را داشتند.»

در چند سال اخیر برای انتقال کارخانه سرب و روی به نقاطی دور از شهر زنجان برنامه‌‌ریزی شده٬ اما تا کنون اقدام جدی درباره این جا به‌ جایی صورت نگرفته است.

محمد رئوفی‌نژاد٬ استاندار زنجان هم با حضور در میان تجمع کنندگان گفته که «قطعا اعتراض‌های مردم نیز برای مسئولین اهمیت دارد.»

خبرگزاری فارس همچنین گزارش کرده که مردم پس از سخنرانی استاندار با ادامه شعارهای خود به سمت دفتر امام جمعه این شهر حرکت کردند «تا صدای اعتراض خود را به گوش نماینده ولی فقیه در استان نیز برسانند.»

مردم زنجان با وجود حضور پلیس نیروی انتظامی شعارهایی همچون «کارخانه سرب و روی تعطیل باید گردد»، «نترسیم نترسیم ما همه باهم هستیم»، «همشهری باغیرت اتحاد اتحاد»، «سرب و روی نمی‌خواهیم هوای تازه می‌خواهیم» سر داده و بر اعتراض‌های خود پافشاری کردند.

بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که آلودگی سرب زنجان باعث افزایش سرطان، سقط جنین، آلودگی آب و حتی میوه‌ها و محصولات کشاورزی و باغی زنجان شده است.

برچسب‌ها: اعتراض, زنجان, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

«قاسم سلیمانی حاکم واقعی سوریه است»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

الف: احمد الجربا رئیس ائتلاف ملی سوریه روز جمعه برای سرپوش گذاشتن بر شکست های پی در پی شورشیان مسلح پای سردار قاسم سلیمانی را به دمشق باز کرد.

جام گزارش داد: او با انتقاد از از آنچه که “دخالت ایران و حزب الله لبنان در بحران کشورش” می نامد ادعا کرد که “قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران ایران حاکم واقعی سوریه است.”

الجربا از طرح تشکیل ارتشی یکپارچه به منظور سرنگونی رژیم این کشور خبر داد . به گفته وی در مرحله نخست ۶ هزار جنگجو به این ارتش خواهند پیوست. به گزارش العربیه الجربا اظهار داشت که در سفر خود به شهر درعا طرح تشکیل ارتش یکپارچه را با فرماندهان ارتش آزاد در میان گذاشته است.

رئیس ائتلاف مخالفان بشار اسد، افزود، در صورت تشکیل ارتش یکپارچه مخالفان سوری این نیرو به اسلحه بهتری و شاید پیشرفته تری مجهز شود.الجربا با اشاره به اینکه در هفته های آینده شاهد تحولاتی واقعی خواهیم بود، تاکید کرد که مخالفان قصد دارند به شکل جدی و واقعی شرایط بازی در سوریه را تغییر دهند .

البته در جلسه اخیر ائتلاف مخالفان با دولت فرانسه در پاریس اعلام شد که تنها ۱۵ درصد مناطق اشغال شده در دست شورشیان موسوم به “ارتش آزاد سوریه” است و مابقی در اشغال نیروهای چندملیتی وابسته به القاعده قرار دارد. به همین دلیل بود که فرانسه از کمک تسلیحاتی به شورشیان عقب نشست.

وی در بخش دیگری از سخنرانی خود خواستار به رسمیت شناختن سفارت های مخالفان سوری به عنوان نمایندگی های رسمی سوریه به جای رژیم دمشق در کشورهای عربی و ترکیه شد.

برچسب‌ها: خاورمیانه, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

این بار نوبت قطع درختان درکه است! / قطع 100 درخت کهنسال درکه در تعطیلات عید فطر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست ::

خبرآنلاین: جامعه > محیط زیست – بعد از قطع درختان خیابان ولیعصر و اعتراض‌های بی‌نتیجه‌ای که صورت گرفت، حالا نوبت درخت‌ها در مناطق دیگر شهر شده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قرعه این بار به نام درخت‌های درکه افتاده است به طوری که خبرها حاکی از این است که طی دو شب گذشته، حدود 100 درخت با قدمت بیش از 40 سال در حوالی میدان درکه تهران قطع شده است.

این کار که توسط یک شرکت پیمانکاری شهرداری منطقه 2 تهران و با استفاده از فرصت تعطیلات عید فطر انجام شده با بهانه‌ای مثل ساخت پیاده‌رو صورت گرفته و اینطور که پیداست این کار همچنان ادامه دارد و قرار است امشب هم تعداد دیگری درخت در این محدوده قطع شود.

قطع این درختان در خیابان شهید احمدپور، خیابان مفیدی، کوچه الله‌وردی صورت گرفته و این درختان عمدتاً از نوع سرو، تبریزی، صنوبر و همچنین کاج‌های ۴۰ ساله بوده‌اند.

قطع درختان تهران در شرایطی صورت می‌گیرد که کارشناسان محیط زیست بارها نسبت به عواقب این کار هشدار داده‌اند (اینجا) و این کار با اعتراض‌ مردم هم مواجه بوده اما تاکنون پاسخ قانع‌کننده‌ای از سوی مسئولان شهرداری دریافت نشده است.

برچسب‌ها: اجتماعی, سیاسی, قطع درخت, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

Aug 11 2013

وضعیت نگران‌کننده یک زندانی بهایی در رجایی‌شهر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب ::

دویچه‌وله: وضعیت جسمی سعید رضایی از مسئولان سابق جامعه بهاییان ایران وخیم گزارش می‌شود. وی که از پنچ سال پیش زندانی است، بلافاصله پس از عمل جراحی قلب در بیمارستان به زندان رجایی‌شهر بازگردانده شده است.

وبسایت “هرانا”، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از وضعیت نامطلوب جسمی یک زندانی بهایی در زندان رجایی‌شهر گزارش داده است.

سعید رضایی یکی از هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران است که ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ همراه با پنج نفر دیگر از اعضای این جامعه در یورش ماموران امنیتی به خانه‌هایشان دستگیر شد.

به نقل از “کمپین صلح فعالان در تبعید”، سعید رضایی در آغاز ماه مرداد به دلیل بیماری گوارشی به بیمارستان منتقل شده اما معاینات روشن ساخته‌اند که وی علاوه بر مشکلات گوارشی، به گرفتگی شدید عروق نیز مبتلاست و باید عمل شود.

کمپین یاد شده می‌نویسد که سعید رضایی با وجود تاکید پزشکان مبنی بر مراقبت‌های ویژه در محیطی آرام به مدت یک ماه، روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ دوباره به زندان رجایی شهر منتقل شده است.

سعید رضایی در پنج سال زندان خود، هیچگاه به مرخصی نرفته و از مدت‌ها پیش همراه برخی از زندانیان سیاسی مرد، از اوین و دیگر زندان‌های ایران به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شده است.

دادسرای امنیت تهران، در بهمن ماه ۱۳۸۷ برای سعید رضایی و شش عضو دیگر جامعه بهاییان ایران، به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” قرار مجرمیت صادر کرد. این گروه در ۱۳۸۹، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، هر یک به ۲۰ سال زندان محکوم شدند.
هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران، سعید رضایی (نشسته، سمت راست)

مجموعه فعالان حقوق بشر از سپری کردن دوران نقاهت سعید رضایی در زندان ابراز نگرانی کرده‌اند. زندانیان سیاسی در بند ۴ سالن ۱۲ رجایی‌شهر نگاهداری می‌شوند که به گفته آنها، شرایط بهداشتی مناسبی ندارد. این بند با تراکم بالای زندانی، در تابستان تنها با دو کولر آبی خنک می‌شود.

ده‌ها بهایی در زندان‌های ایران

به گزارش واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۲، دستکم ۶۳ بهایی در زندان‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها در بند بوده‌اند. ۱۵ نفر از این عده زنان بهایی هستند که شش نفرشان در بند زنان اوین به سر می‌برند. زندانیان بهایی در شهرهای تهران، کرج، سمنان، مشهد، شیراز، آمل و اردبیل نگاهداری می‌شوند.

بیشترین میزان حبس به مدیران پیشین جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان تعلق گرفته و میانگین احکام صادره علیه سایر زندانیان چهار الی پنج سال است.
DW.DE
مجلس آلمان خواستار آزادی فوری رهبران بهایی شد
آنجا که یک بهایی گوری برای تدفین ندارد
بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ تیغ

جامعه بهاییان ایران، شامل دو زن و پنج مرد، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را برعهده داشت. هفت مسئول دستگیرشده این جامعه اعضای “محفل غیررسمی بهاییان ایران” مشهور به “گروه یاران” بودند.

چند ماه پس از دستگیری این هفت نفر، اتهام تهدیدکننده “مفسد فی‌الارض” به پرونده آنها افزوده شد که خطر مرگ و اعدام برای آنها داشت. این اتهام بعدا از کیفرخواست آنها حذف شد. این هفت تن، فریبا کمال‌آبادی،جمال‌ الدین خانجانی، عفیف نعیمی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی و مهوش ثابت نام دارند.

وکلای پرونده این هفت نفر، شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند بودند که دو تن از آنها (شیرین عبادی و مهناز پراکند) از کشور خارج شده‌اند و عبدالفتاح سلطانی نیز خود به زندان افتاده است.

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد سرکوب و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.
خانه تخریب شده یک بهایی درآباده

دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند و در ادارات و شرکت‌ها نیز به آنها کار نمی‌دهند. بیشتر بهاییان ایران به مشاغل آزاد مشغول‌اند اما به محل کار آنها نیز همانند گورستان‌هایشان، حمله می‌شود.

هجوم و تخریب خانه‌های بهاییان، یکی از نمونه‌های رایج سرکوب و آزار این اقلیت دینی در ایران است. گروه‌های سازمان‌یافته فشار، به گور بهاییان نیز رحم نمی‌کنند و سنگ قبر آنها را می‌شکنند. در پاره‌ای موارد نیز، جنازه یک بهایی به دلیل صادر نکردن جواز دفن، روی دست بازماندگان او مانده است.

برچسب‌ها: بهایی, حقوق بشر, زندانی, سرکوب, سیاسی, مذهب

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .