اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

May 29 2017

گفت‌وگو با یک قاتل؛ همین روزها آزاد می شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «کسانی این جا هستند به اسم “آدم‎خوار”. پرونده آن ها رنگارنگ است. هر کاری که فکرش را بکنی، کرده اند. همین الان که داخل‎ زندان هستند هم از هیچ کاری واهمه ندارند؛ از قتل بگیر تا هر کاری که ذهن آدم بتواند تصورش را بکند. خط قرمز ندارند. خود مرا می بینی؟ روی بازویم خال‏کوبی کرده ام “نو کیدز، نو وومن”(نه بچه ها نه زن‎ها). توی قاموس من ضعیف کشی نیست ولی آن ها به امثال من می خندند.»

از او خواسته بودیم با یک نفر که مرتکب قتل شده ولی ذاتا شرور نیست حرف بزنیم که قصه زندگی خودش را گفت در همین چند سطری که اول گزارش خواندید. از آدم های بی رحم هم گفت؛ آدم های بی رحمی که کنار او زندگی می کنند: «یک نفر این جا هست به اسم “کامی کامیون” که خیلی منفور بقیه زندانی ها است. نه کسی با او معامله می کند، نه کسی هم‎خرجش می شود. راننده کامیون بوده اما بعد از این که یک مهاجر به خواهرش تجاوز کرده، کینه به دل می گیرد و چند کارگر غیرایرانی را به یک بهانه می کشاند داخل کامیون گوشت. در را بسته، یخچال کامیون را روشن کرده و وسط بیابان رهایشان کرده است.»

شروع می کنیم به جست وجو در اینترنت درباره کامی کامیون. هیچ اطلاعاتی در مورد او نیست. می گوید قاتل خودش گفته هیچ کس از جریان کارش خبر ندارد. آن ها عمدا نگذاشته اند رسانه ای بشود چون نمی خواهند جو دشمنی با کشور همسایه را دامن بزنند.

قرار می گذاریم ساعت سه نیمه شب به وقت ایران زنگ بزنیم. اندرزگاه 2 زندان «قزل حصار» روزها ساکت است. زندانی ها تمام روز را می خوابند و شب که می شود، تا صبح بیدار می مانند. با این روش، بدون نظارت زندان‎بان روزگارشان بهتر می گذرد. دور هم جمع می شوند و دمی به دود می دهند. همه چیز هم یافت می شود؛ حتی «جرم» و «کراتم» و «مسکالین» که بیرونی ها هم به آن ها دسترسی ندارند.

زنگ که می زنیم، صدای ولوله می آید. آدم های آن سوی خط با هم حرف می زنند. تق تق قاشق و صدای شستن ظرف و ظروف به گوشم می رسد و یک نفر وسط آن هیاهو داد می زند: «حسن تشت لباس شویی زیر تختم را برگردان تا چپ و راستت نکرده ام!»

با وجود آن همه هیاهو، آقا مرتضی اما راحت و آسوده حرف می زند. هیچ احساس غمی لابه لای کلماتش نیست. مابین حرف هایش، با بی خیالی و لاابالی گری شروع می کند با این و آن حرف زدن و سوال و جواب کردن. می گوید همیشه این طور نبودم. روزهایی بود که از احساس گناه و ترس داشتم به جنون می رسیدم. هر جا می رفتم، خیال آن مرحوم با من بود.

یک زن مسیر زندگی او را تغییر داده بود. آن ها ساکن «مهدی آباد» کرج بودند؛ خودش و هفت خواهر و برادرش. جایی که همه جور خلاف کاری توی کوچه هایش وول می خورد؛ آدم هایی که روزهای ملاقات زندان قزل حصار، روز شادمانی آن ها است. وسط کوچه دور هم جمع می شوند و با ملاقات پدر و برادر و فرزندشان، یک کارناوال شادی راه می اندازند: «جزو اولین ساکنان مهدی آباد بودیم. محله لرها می نشستیم چون پدرم خرم آبادی بود. آن موقع جمعیت این جا هزار نفر هم نمی شد. حالا برای خودش شهری شده. خانواده زندانی های اعدامی و ابدی این جا زندگی می کنند تا به زندان نزدیک باشند.»

پدرش خرید و فروش مواد می کرده است: «معتاد به شیره و تریاک بود و هر روز بساط منقل و وافور راه می انداخت جلوی من و پنج برادر کوچک تر و یک دانه خواهرم. 12 سال پیش به جرم حمل مقدار قابل توجهی مواد مخدر دستگیرش کردند. تا مدت ها سایه اعدام بالای سرش بود اما مادرم می رفت خانه های مردم توی «کیان‎مهر» کلفتی. با پول کلفتی برای پدرم وکیل گرفت و با تلاش وکیل، اعدام پدرم شد حبس ابد. او هم همین جا است؛ سالن شش اندرزگاه افغان هایی که بیش ترشان مرتکب قتل شده اند و منتظر حکم اعدام هستند.»

«مرتضی» می گوید می خواست درس بخواند و به سرنوشت پدرش دچار نشود. صبح ها می رفته کارگری و عصرها مدرسه شبانه. او تنها فرزند پدرش بود که گاهی به ملاقاتش می رفت. یک بار حین همین رفت و آمدها، پدرش یک پاکت نامه می دهد و می گوید آقا «رسول»، هم‎بندی اش التماس دعا دارد که این نامه را برسانند دست خانواده. آدرس هم لای جوف نامه بوده. پرسان پرسان می رود تا خانه آقا رسول را پیدا کند: «همان جا بود که با “مرضیه” آشنا شدم؛ دختر آقا رسول. زیبا بود و کاری. این جا توی مهدی آباد رسم است که زندان باعث و بانی وصلت خیلی ها شده. این جا همه آدم هایش یک نقطه مشترک دارند و آن هم زندان است. من عاشقش شدم. هم پدرم به این وصلت راضی بود چون آقا رسول قلدر سالن شش بود و می توانست هوای پدرم را داشته باشد، هم خودم دل‎باخته شده بودم.»

مرضیه همه زندگی اش بوده. بعد از پا گذاشتن این دختر به زندگی او، همه چیز برایش معنا پیدا کرده است. می گوید همه کاری می کرده است برای رضایت خاطر آن زن ولی ناگهان فکر می کند مرضیه به او خیانت می کند: «شبانه روز نشسته بود به مردک پارچه فروش پیام می داد. ما وضع مالی خوبی نداشتیم. تازه یک مغازه کوچک خریده بودم؛ همان جا توی مهدی آباد. دم‎پایی پلاستیکی می فروختم. چه طورمی شود با ماهی 500 هزار تومان هی بروی طاقه طاقه پارچه ابرایشم بگیری و بیاوری؟ از این جا بود که فهمیدم این ها یک سر و سری با هم دارند. عاشق چشم و ابرویش نبود که پارچه گران قیمتش را در راه خدا بدهد به آن زن.»

مرتضی اشتباه می کرده. دادگاه بعد از تحقیقات مفصل متوجه شده که اصلا خیانتی در کار نبوده. حتی یک پیام کوتاه بین مرضیه و مقتول رد و بدل نشده بوده. مرضیه ماه به ماه و قسطی پول پارچه ها را می داده. مرتضی اما ول کن نبوده. پارچه فروش بی گناه را با 18 ضربه چاقو کشته بوده و بعد خواسته مرضیه را بکشد. زن چابک بوده و از دستش فرار کرده. شبانه بین خرابه های مهدی آباد دنبالش کرده. مرضیه کفش نداشته. تمام پاهایش خونی بوده و آخرش توی قبرستان همان حوالی، پلیس سر می رسد و نجاتش می دهد.

مرتضی دوست ندارد این بخش از داستان را بشنود. قبول ندارد این روایت را. می گوید دادگاه اشتباه می کند، مرضیه به من خیانت کرد: «از یک سال قبل که ماجرا را فهمیدم، شروع کردم به نزدیک شدن به پارچه فروش. اولش از سلام و علیک شروع شد ولی کم کم اعتمادش به من جلب شده بود. به بهانه این که برادرم چند قواره پارچه کشمیری از بندرعباس وارد کرده، او را کشاندم خانه. قبلش مرضیه را بسته بودم به یک صندلی توی زیر زمین. می خواستم شاهد مرگ عشقش باشد. بعدش هم می خواستم کار او را یک سره کنم. مردک التماس می کرد. می گفت اشتباه می کنم. جلوی چشم های مرضیه کاردآجینش کردم. وقتی رفتم سراغ مرضیه، او فرار کرده بود. مردک پارچه فروش نیمه جان بود که ولش کردم و دویدم دنبال مرضیه اما من را وسط قبرستان دستگیر کردند.»

حکم مرتضی قصاص است. می گوید بعد از قتل، زندگی او برای همیشه نابود شد. حتی یک شب نیست که سر راحت زمین بگذارد. مدام کابوس می بیند. همیشه قیافه مقتول جلوی نظرش است؛ وقت خواب، زمانی که حمام می کند، وقتی که تلویزیون می بیند: «زنم رفته دنبال رضایت خانواده شاکی. گفته هر جور شده رضایت شان را می گیرم. بعد از این ماجرا پشت سرم ماند. وکیل گرفت؛ درست مثل مادرم. حاضر نشد طلاق بگیرد. گفت طلاقم هم بدهی، من منتظرت می مانم تا برگردی. همین امروز و فردا است که بیایم بیرون. من که 10 سال عمرم سوخت اما شما برای خواننده هایتان بنویسید قتل جرمی است که برگشت ندارد. به هیچ قیمتی جان کسی را نگیرید. انگار که جان خودتان را گرفته اید. برای همیشه خودتان را می کشید. راه نجات هم ندارید. گیرم که مرضیه هم مرا از این دیوارها نجات بدهد، هیچ کس من را از کابوس آن مرد مرده نجات نمی دهد.»

رویای مرتضی برای آزادی شاید درست نباشد. یکی از زندانیان که واسطه تماس «ایران‎وایر» و مرتضی بود، می گوید: «آزادی کجا بود؟ زنش گفت دنبال رضایت شاکی ام و نیاز به پول دارم. مرتضی سند مغازه اش را کرد به نام مرضیه که برود و بفروشد و مثلا بدهد برای رضایت اما مرضیه همه چیز را فروخته و قاچاقی از مسیر کردستان از ایران خارج شده. نامه اجرای احکامش هم آمده. سه بار هم او را برده اند قرنطینه پیش از اعدام و برگردانده اند شاید رضایت بگیرد. همین روزها است که حکم آقا مرتضی را اجرا کنند.»

نخواستیم این بخش ماجرا را از آقامرتضی بپرسیم. نتوانستیم هم پی گیری کنیم از بس که پر از درد و زخم بود.

No responses yet

May 27 2017

دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: یادداشت اختصاصی دکتر ناصر فکوهی، انسان شناس

ایران همواره سرزمین فرهنگ‌ها، زبان‌ها، سبک‌های زندگی و تنوع بی‌اندازه ای از همه جنبه‌های فرهنگ بوده‌است و سیاست‌های گوناگون توانسته‌اند این تنوع را مدیریت کنند و هر وقت نتوانسته‌اند این کار رابکنند، کشور از دست رفته است.
دکتر ناصر فکوهی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مدیر موسسه “انسان‌شناسی و فرهنگ” در مطلبی برای عصرایران به موضوع نژادپرستی و تنوع فرهنگی در ایران امروز پرداخت.

متن کامل این متن در پی می آید:

از فرازهای سخنرانی پس از انتخابات آقای روحانی جمله ای بود که ایشان از وحدت ایران در قالب همگرایی همه قومیت‌های آن، با ذکر نام آن‌ها از جمله کردها، عرب‌ها، گیلک ها و مازنی ها و … آورده بودند.

این امر در راستای برنامه های دولت ایشان از دوره نخست بود و باید اذعان کرد که همانگونه که دولت ایشان وعده داده بود، برای نخستین بار تدریس زبان‌های قومی در برخی از مناطق مربوط آغاز شدند و اصل 15 قانون اساسی پس از ده‌ها سال و برغم فشار بسیار شدید از طرف پان‌ایرانیست‌ها و گروه‌های شوینیست و باستان‌گرای ضد‌انقلاب به اجرا در‌آمد. این رویکرد به حق، با پاسخ مثبتی از جانب همه هموطنان ما و از جمله در مناطق قومی روبرو شد که رای بالایی را به دولت جدید ایشان دادند و با اهداف انقلاب اسلامی تجدید عهد کردند.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

همین نکته البته درباره موضوع عدالت اجتماعی نیز مطرح بوده و هست. انتقادی که ما چندین بار از دولت نخست ایشان کردیم، آن بود که برغم همه نکات مثبت خود در حوزه اقتصادی، هنوز سیاست‌های نولیبرالی را در بسیاری از بخش‌ها پیش می‌برد در حالی که باید چرخشی اساسی در این زمینه به طرف شکل‌دادن به یک دولت رفاه برای همه ایارنیان در زمینه‌های بهداشت و آموزش و مسکن و مهار تورم در آینده انجام بگیرد، در خالی که اگر کمک هزینه‌ای هم داده می شود (یارانه) خاص اقشار فقیر باشد. اما در این یادداشت کوتاه فرصت پرداختن به این موضوع که در آینده به آن خواهیم پرداخت، نیست.

بحث ما در این یادداشت کوتاه، اشاره به موضوعی است که در حال حاضر شاید چندان برای دولت و برای مردم ما نگران‌کننده به نظر نرسد، اما چنین است و می‌تواند در آینده خطرات باز هم بیشتری را به همراه بیاورد: اقلیت‌های فرهنگی مذهبی ایران امروز در منطقه خاور‌میانه شاید از بالاترین حد از آزادی برخوردار باشند ولی هنوز راه زیادی برای رسیدن به موقعیتی آرمانی و قابل دفاع کامل در پیش داریم.

این امر را می‌توان هم در مورد اقلیت‌های غیر شیعی مسلمان گفت، هم درباره اقلیت‌های مذهبی غیر‌مسلمان. اقوام ایرانی، از این لحاظ نباید به مثابه «اقلیت» مطرح شوند زیرا ایران مجموعه‌ای از این اقوام است و چیزی خارج از اقوام و زبان‌های ایرانی این کشور را نمی سازد و هیچ سلسله‌مراتبی در یک جهت یا در جهت دیگر قابل قبول نیست.

از این لحاظ باید روشن باشد که دفاع درست و به حق ما از زبان فارسی به مثابه یک زبان ملی و بین المللی به معنی دفاع ما از قومیتی با عنوان «فارس» و از آن بی معنا تر «نژاد»ی به نام «آریایی» که هیچ کدام وجود خارجی به معنای جدید و علمی کلمه ندارند، نیست. اولا آنچه در ایران «قوم فارس» نامیده شده، برخلاف نظری رایج شده به وسیله مستشرقین، فاقد اولین مشخصات قومی از لحاظ انسان شاختی است مثل حتی نام «فارس» ها، که خودشان نیز خود را فارس خطاب نمی کنند (کاری که دیگر اقوام می کنند زیرا مبنایشان زبانی است)، نه اسطوره شناسی فارس وجود دارد و نه زبان فارس، و غیره.

آنچه قوم فارس نامیده می شود در واقع ترکیبی از جمعیت های بسیار گوناگون پارسی زبان است که در گویش های بسیار متفاوت وجود دارند، گویش هایی گاه چنان متفاوت که برای یکدیگر غیر قابل درک هستندو این ربطی به زبان فارسی ندارد. اما «نژاد» نه تنها مفهوم نژاد یعنی شباهت های جسمانی و روانی افرادی که در یک پهنه زندگی می کنند به طور کامل منسوخ و از لحاظ علمی بی پایه است، مفهم «آریایی» نیز که «ایران» احتمالا از آن آمده است، اشاره به گروه قومی، جمعیتی یا مردمی خاصی نداشته است هر چند به تعبیر برخی از ایرانیان از جمله گراردو نیولی این واژه برای ساکنان این پهنه معنایی «قومی» هم داشته است. اما باز هم «قومی» بودن در معنای امروزین انسانشناختی مورد تردید بسیار است . این واژه به نظر نامی عام و صفتی است به همان معنای «نجیب» که در برخی از زبان های باستانی آن منطقه در حدود هزاره دوم پیش از میلاد رایج بوده است.

به عبارت دیگر این‌ها اقوام و مردمانی بوده اند مختلف و «نجیب» (معنای اصلی آریایی) که از هزاران سال پیش به این سو به تدریج در این پهنه، «پهنه انسان‌های نجیب»، ساکن شده‌اند و به اقوام و ادیان گوناگون تعلق داشته اند؛ از لحاظ ژنتیک هم یکدست بودن ساکنان این پهنه یا هر پهنه دیگر انسانی به صورت مطلق سخن بی ربطی است. اما زبان فارسی را نیز باید محصول تلاش بیش از یکصد سال معاصر ایرانیان و تلاش بیش از هزارسال ِ شاعران و نویسندگان ایران از همه اقوام آن بوده است و به همه آنها تعلق دارد.

افتخار ما از لحاظ سیاسی امروز آن است که گاه برای مثال در مورد اقلیت های دینی غیرمسلمان، آنها از لحاظ رقم بسیار کوچک هستند، اما پیشینه دراز مدت در کشور ما داشته و همگی خدماتی تاثیر گزار در ساختن تاریخ و فرهنگ کشور ما در کارنامه خود دارند و به همین ترتیب نیز از حق نماینده داشتن در مجالس قانونگذاری ما برخوردارند.

همه این گروه‌های بزرگ کوچک در کنار همه مردم ایران، همگی خود را جزئی تفکیک ناپذیر از ایرانیان در وحدت ملی‌شان می دانند و در وفاداری آنها به این پهنه و در پیشینه آنها در دفاع از کشور در دوران دفاع مقدس کم ترین شکی نمی‌توان روا داشت. این نکته‌ای است که به درستی از طرف رئیس جمهور محترم مطرح شده است.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

اما متاسفانه همزمان با این سخنان، برخی از روزنامه‌های موسوم به اصلاح طلب، همچنان ستون های خود را در اختیار افراد و گرایش‌های خطرناک پان‌ایرانیست، ضد‌ملی، ضدانقلاب، شووینیست، نژادپرست و رسما باستان‌گرا قرار می‌دهند که در حال شکل‌دادن به نسل جدیدی از پان‌ایرانیست‌های فاشیست در ایران هستند. از مشخصات اصلی این گروه‌ها اینکه خود را به دروغ خود را کاملا نسبت به قدرت مرکزی وفادار نشان می‌دهند، اما با گستاخی و وقاخت تمام، انگشت اتهام را به سوی اقوام ایرانی به خصوص عرب های ایران می‌گیرند و به برخی گرایش های نژادپرستانه در نزد آدم‌هایی عقب‌مانده و بی‌فرهنگ از دو طرف در این زمینه دامن می‌زنند.

در نتیجه، دائما بحث هایی انحرافی را پیش می‌کشند که گویی در جنگ تحمیلی، مساله، نه تجاوز یک قدرت دیکتاتوری و منفور بعثی به ایران به مثابه یک کشور مستقل و چند‌فرهنگی بوده، بلکه ما با نمونه‌ای جدید از جنگ میان «عرب ها» و «پارسیان» روبرو بوده‌ایم. سخنی که دقیقا به وسیله صدام در تمام طول جنگ‌تحمیلی مطرح شده‌بود. چنانکه دائما از خیالاتی انحرافی و حوادثی تاریخی چون «قادسیه» سخن می‌گفت تا «برتری عرب بر عجم» را به عنوان هدف اصلی جنگ مطرح کند.

این در حالی بود که در ایران هرگز گفتمان رسمی به طرف استفاده از بحث‌های انحرافی نژاد‌پرستانه نرفت و در این رویداد بزرگ، عرب‌های خوزستان از بزرگترین مدافعان کشور بودند و لحظه ای در ذهن و رفتار خود تردیدی در دفاع از کشور خویش نشان ندادند: هزاران تن از این جوانان شهید شدند تا از ایران و پایندگی و آینده آن دفاع کنند. برای این جوانان لحظه ای جنگ به معنای جنگ «فارس و عرب» نبود.

اما متاسفانه برخی روزنامه های اصلاح طلب در روزهای اخیر و البته پیش از آن، بار دیگر همچون سال های گذشته که نظریه مطرود «اسلام ایرانی» در نمونه دولت های نهم و دهم مطرح شد، شروع به ارائه تزهای باستان‌گرایانه کرده اند و زبان عربی و برخی مطالبات شهری مثلا برای نامگذاری خیابان‌ها را – که خود بحثی جداگانه و مفصل را می‌طلبد – بهانه‌ای کرده‌اند که به هموطنان عرب تبار ما حمله کنند.

این کار بارها و بارها تاکنون در رسانه‌های کشور انجام شده است و توهین‌های قومی و زبانی و نژادپرستانه از سوی مجریان، برنامه نویسان، طنزنویسان و … مطرح شده است و هر بار بسیاری از روشنفکران و دانشگاهیان ناچار به دخالت شده اند تا بگویند که زبان، فرهنگ، لباس، آشپزی، فرهنگ زندگی روزمره، مناسک، سبک‌های زندگی و هزاران هزار جلوه دیگر از زندگی مردم ما با تنوع عظیمی که دارند، برای ما یک شانس بزرگ است که باید قدر این نعمت را بدانیم و اینکه ما فرهنگ های گوناگون، بیش از 50 زبان و صدها گویش داریم، اینکه سنت‌های ما در بخش‌های مختلف کشور چنین رنگارنگ و غنی هستند یک شانس است که هر کشوری از آن برخوردار نبوده و اگر هم بوده توان مدیریتش را نداشته‌است.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

ما از لحاظ تاریخی هم همواره چنین بوده ایم و هم تقریبا همواره قادر به مدیریت این موقعیت به سود همه ساکنان این پهنه و آینده آنها. اینجاست که باید دولت آینده از چالشی بزرگ در برابر خود و خطری که همه ما را تهدید می‌کند، برحذر باشد و هر چه زودتر در برابر گرایش‌های پان‌ایرانیستی و باستان‌گرا در هر رده و از جانب هر کسی مطرح شود و البته از طرف دیگر با هر‌گونه تمایلات قوم گرایانه و ضد‌ملی و واگرایانه جلوگیری و برخورد کند. اما اعتماد ما با توجه به تاریخ این پهنه بسیار بیشتر به اقوام این کشور است که در طول هزاران سال نشان داده اند به آن پایبند هستند تا به افرادی که خود را به اصطلاح «متخصص»، «نخبگان فکری» و «روشنفکران» و «دانشگاهیان»ی معرفی می‌کنند که بیشترین گسست را با مردم دارند و خود را تافته جدا بافته می‌دانند و می‌خواهند برای مردم تعیین تکلیف کنند و با پناه گرفتن دروغین زیر تظاهر به حمایت‌شان از دولت مرکزی، در واقع این دولت را به سوی تخریب خودش هدایت ‌کنند.

باستان‌گرایی، همواره جز خیانت و سرسپردگی به قدرت‌های بیانه کاری در این کشور نکرده، هرگز در ایران هیچ شانسی نداشته و هرگز شانسی نخواهد داشت. ایرانی که باستان‌گرایان از آن صحبت می‌کنند هرگز در هیچ زمانی در کشور ما وجود نداشته‌است و به شهادت بزرگترین ایران‌شناسان جهان، چیزی نیست جز ملغمه‌ای از نداشتن دانش نسبت به جهان باستان و تاریخ ایران و تمایلات راست سیاسی و خودباختگی دربرابر قدرت های بیگانه‌ای که دائما عصر طلایی پیش از انقلاب به ویژه دوره پهلوی اول را در زرورقی دروغین برای مردم ما به نمایش می گذارند.

ایران همواره سرزمین فرهنگ‌ها، زبان‌ها، سبک‌های زندگی و تنوع بی‌اندازه ای از همه جنبه‌های فرهنگ بوده‌است و سیاست‌های گوناگون توانسته‌اند این تنوع را مدیریت کنند و هر وقت نتوانسته‌اند این کار رابکنند، کشور از دست رفته است.

گمان ما بر آن است که دولت آقای روحانی که همان گونه که خود در سخنرانی پس از انتخاباتشان گفتند بر وحدت کامل کشور به توان همه فرهنگ‌ها و اقوامش تاکید کردند، انجام دادند، باید بتواند با این گرایش‌های خطرناک و ضد‌انقلاب و تخریب‌گر که به دیگران از جمله به طرفداران دفاع از فرهنگ مردم عرب‌ تبار ایران تهمت «بعثی بودن» می‌زنند، برخورد کند.

انتشار چنین مطالبی در مطبوعات ما و بازتاب سخنان نژاد‌پرستانه یا قوم‌پرستانه در همه رسانه‌های ما باید، همچون همه کشورهای پیشرفته جهان، ممنوع و شامل مجازات‌های عمومی باشند. البته افرادی که این سخنان را بر زبان می‌آورند اغلب خود، افرادی خُرد و آنقدر حقیر و رسوا هستند که کمترین ارزشی برای پرداختن به آنها وجود ندارد، اما به این افراد نباید اجازه داد به هیچ یک از اقوام ما توهین کنند زیرا این گونه رفتارها خاصیت سرایت دارند.

این امر به خصوص درباره عرب‌های ایرانی که از محروم‌ترین و همچنین وفادارترین و صبورترین مردم ایران هستند صادق است؛ آنها بودند که در جنگ تحمیلی جان و مال و شهرهای خود را از دست دادند و امروز هم برغم سخت‌ترین شرایط اقلیمی و عدم رفاه، یک لحظه دست از حمایت از دولت وانسجام ملی برنداشته‌اند و هرگز اجازه نداده‌اند دشمنان این کشور از سختی‌های آنها برای منافع خود سودی به دست بیاورند و علیه دولت مرکزی تحریکشان کنند رفتار انتخابی این مردم در انتخابات اخیر خود گویای این امر بود.

حال اینکه برخی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب خواسته باشند به بهانه پیروزی آقای روحانی راه را برای نژاد پرستی و بیگانه پرستی که به ظاهر متناقض می آیند اما در واقع دست در دست یکدیگرند، باز کنند، اینکه گروهی خواسته باشند به بهانه مقابله سیاسی ما با دیکتاتورهای فروپاشیده‌ای چون رژیم صدام جنایتکار که بیشترین جنایات را در حق مردم عرب و کُرد کشور خود مرتکب شد و اتفاقا بسیار به ایدئولوژی آنها نزدیک بود تا به بحث ما، و یا دیکتاتورهای جنوب خلیج فارس، که بدترین فشار را در درجه اول به مردم عرب خود وارد می کنند؛ اینکه گروهی خواسته باشند از این موقعیت‌ها که باید با صبوری و اعتدال و به سود مردم همه کشورها و نه به سود قدرت‌های جنگ طلب بزرگ، حلشان کرد، عرب ستیزی و نژادپرستی را در کشور ما رواج دهند، کاری است خطرناک؛ و بیش از همه خطرناک برای دولتی که توانسته است به یکی از بالاترین آرای عمومی در تاریخ معاصر ایران برسد و از حمایتی چنین گسترده در میان مردم ما برخوردار شود.

پیش از آنکه چنین افکاری فرصت کنند در زمینه‌ای مسموم و به خصوص از طریق روشنفکرانی که در اصل، از ابتدا و همیشه باستان‌گرا و سلطنت‌طلب بوده و هستند و قهرمان و چهره تاریخی بت واره‌شان، رضا خان قلدر و بی رحم و جنایتکار و سیاست‌های قومی او در دوران دیکتاتوری‌اش در ایران بود، به دیگران سرایت کنند، باید از نفوذ آنها در رسانه‌ها، گفتمان‌های رسمی و غیررسمی و در دستگاه‌های اجرایی و فکری کشور جلوگیری کرد.

دکتر ناصر فکوهی
استاد دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ

No responses yet

May 21 2017

هشدار سه نماینده مجلس درباره افزایش کودک‌فروشی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر

رادیوفردا: سه نماینده مجلس روز شنبه، ۳۰ اردیبهشت، در مورد «گسترش پدیده خرید و فروش کودکان در ایران» هشدار دادند و خواستار افزایش مجازات‌های قضایی در این زمینه شدند.

این سه نماینده در مصاحبه با خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس، خرید و فروش کودکان را عملی «مجرمانه» دانستند و خواستار تشدید مجازات‌های بازدارنده در این مورد شدند.

محمدعلی پورمختار٬ عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، گفت که «خرید و فروش نوزادان خلاف شرع و غیرقانونی است و بر همین اساس در قوانین هم منع شده است.»

↯​برای دریافت تازه‌ترین خبرها به تلگــــرام رادیو فردا بپیوندید

آقای پورمختار همچنین از بررسی لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس خبر داد که مجازات عاملان خرید و فروش کودکان را «تشدید و سنگین‌تر» می‌کند.

وی اضافه کرد: در این لایحه «علاوه بر تعیین مجازات کیفری، مجازات محرومیت‌های اجتماعی و جزای نقدی» هم پیش‌بینی شده است.

آن‌ طور که این نماینده مجلس گفته است، در این لایحه «پیش‌بینی شده علاوه بر خریدار و فروشنده نوزاد در بیمارستان با پرسنل و مدیریت بیمارستان»‌های متخلف نیز برخورد شود.

محمد کاظمی٬ نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، هم گفت که در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان برای خرید و فروش کودکان، مجازات دو تا پنج سال حبس در نظر گرفته شده است.

به گفته آقای کاظمی، «در جریان بررسی و رای گیری مفاد این لایحه در این کمیسیون، پیشنهادات دیگری در خصوص تشدید مجازات خرید و فروش کودکان را ارائه خواهیم کرد.»

لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در حال حاضر در دستور کار کمیسیون قضایی و حقوقی قرار دارد.

یحیی کمالی‌پور٬ دیگر نماینده مجلس، هم در همین ارتباط گفت که «مجازات خرید و فروش کودکان در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تشدید شده است».

آقای کمالی‌پور افزود: در این لایحه «ساز و کارهای مناسبی برای برخورد با والدینی که کودکان خود را در معرض فروش قرار می‌دهند، تعبیه شده است.»

به گفته وی، بر اساس یکی از مفاد این لایحه، «در صورتی که والدین یا نهادهای حمایتی تعمدا اقدام به فروش کودکان کنند هم ضمن برخورد قانونی٬ از مسئولیتی که عهده دار بودند هم سلب می‌شوند.»

پیشتر بهمن طاهرخانی٬ عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، در بهمن سال گذشته گفته بود «کودک‌فروشی» در ایران به «تجارت» تبدیل شده است.

بر اساس گزارش برخی از رسانه ها در ایران، «نوزادفروشی» به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده و برخی خانواده‌ها در ازای دریافت میلیون‌ها تومان، نوزاد یا نوزادان خود را به متقاضیان واگذار می‌کنند.

تیرماه سال گذشته نیز شهیندخت مولاوردی٬ معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده گفته بود آمار نوزادان فروخته شده در شکم مادر «زیاد» است و «فقر» یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش این پدیده اجتماعی در ایران محسوب می‌شود.

او از «فقر اقتصادی»، «فقر فرهنگی»، «اعتیاد»، «کارتن‌خوابی» و «ازدواج کودکان» از مهم‌ترین عوامل «نوزادفروشی» در ایران نام برده بود.

No responses yet

May 14 2017

غوغای تعصب دینی در پاکستان: کافری که قدیس می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در پاکستان قبر یک وبلاگ‌نویس جوان، در گورستانی نزدیک پیشاور، به زیارتگاه تبدیل شده است. سرنوشت مشال خان برای بسیاری از رسانه‌های پاکستان موضوعی جالب و در عین حال حیرت‌انگیز است.

مشال خان به نماد جنبش مدنی مقاومت در برابر بنیادگرایان بدل شده است

مشال خان، وبلاگ‌نویسی جوان بود که به خاطر مبارزه با تعصبات دینی، خشم و نفرت افراد “جاهل” را برانگیخت. مشتی از دانشجویان خشمگین در روز ۱۳ آوریل گذشته جوان بی‌دفاع ۲۳ ساله را در گوشه‌ای از کوی دانشگاه شهر مردان، در نزدیکی پیشاور، به دام انداختند و وحشیانه به قتل رساندند. حتی وقتی که دیگر جان داده بود، مهاجمان با فریاد الله اکبر به سر و بدن او ضربه وارد می‌کردند.

هنگامی که مشال خان به قتل رسید، هیچکس با خانواده او همدردی نکرد، حتی ملای محل اجازه نداد که در گورستان مسلمانان دفن شود، زیرا به نظر او مشال خان با کفرگویی از جمع امت اسلام بیرون رفته بود.

چندی پس از مرگ مظلومانه‌ی مشال خان، همه دریافتند که “بی‌ایمانی” او تنها شایعه بوده و او در واقع قربانی بدگویی دشمنانش شده است. از آن پس همان مردمی که خون او را ریخته بودند، او را “شهید” خواندند، زیرا خونش به بی‌گناهی ریخته شده بود.

“قتل یک افشاگر؟”

مشال خان دانشجوی ۲۳ ساله‌ی رشته روزنامه‌نگاری بود که به مشکلات اجتماعی توجه پیرامون خود توجه داشت و از نبود عدالت در جامعه رنج می‌برد. اما او هرگز مزاحم کسی نبود، سرش همیشه گرم درس و مشق بود و همه به او احترام می‌گذاشتند.

آموزشگاهی که مشال خان در آن درس می‌خواند، یکی از بهترین دانشکده‌ها در بالاترین سطح حرفه‌ای است. همین که او در چنین محلی به قتل رسیده، حیرت همگانی را برانگیخته و پرسش‌هایی را مطرح کرده است.

یکی از نکاتی که برای بازپرسان پرونده جالب است، این است که مشال خان تنها دو روز قبل از حمله‌ای که به قیمت جان او تمام شد، در مصاحبه‌ای به رواج فساد در دانشکده حمله کرده بود. درست پس از پخش این مصاحبه بود که این شایعه بر سر زبان‌ها افتاد که او به اسلام توهین کرده و بنابرین “ملحد” است.

امروز همسایگان و همشهری‌های مشال خان پی برده‌اند که اتهام الحاد، تنها دستاویزی برای نابود کردن او بوده است.

افرادی که پس از قتل مشال خان، وجدانی معذب یافته‌اند، اکنون به زیارت گور او می‌روند. از زمان قتل او پلیس ۴۷ نفر را دستگیر کرده، اما کسی گمان ندارد که قاتلان واقعی او دستگیر و مجازات شوند.

در نبشته‌ای که نزدیک گور مشال خان نصب شده، این سخن نقش بسته است: «از افتادن من شادی نکنید؛ روزی که باد از جهتی دیگر بوزد، یکی از شما به زمین خواهد افتاد».

اعدام برای کافران

در پاکستان کفر و الحاد به موجب قانون مجازات اعدام در پی دارد، اما در بسی موارد افراد پیش از رسیدگی حقوقی به اتهام، به دست افراد متعصب و ناشکیبا به قتل می‌رسند. چه بسا کسانی از سر انتقام‌جویی و کینه‌توزی، شایعه “کفر” کسی را بر سر زبان‌ها می‌اندازند.

از سال ۱۹۹۰ تا کنون ۶۵ نفر به اتهام “کفرگویی” در پاکستان به قتل رسیده‌اند، که بیشتر آنها از افراد روشنفکر و تحصیل‌کرده بودند.

بیشتر بخوانید: سلمان رشدی؛ ربع قرن زندگی پس از فتوای قتل

حدود ۶ سال پیش در استان پنجاب یک فرماندار به دست یک بنیادگرای افراطی به قتل رسید. “جرم” فرماندار این بود که از زنی مسیحی، که شایع بود به پیامبر اسلام “دشنام” گفته، حمایت کرده است.

امروزه قاتل مزبور در پاکستان چنان محبوبیتی دارد که طرفدارانش در حومه اسلام‌آباد، پایتخت کشور، برای او گنبد و بارگاه ساخته‌اند. هیچکس هم تا امروز جرأت نکرده به این امر اعتراض کند.

No responses yet

May 10 2017

هجوم مردم به مواد غذایی در میناب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر


رادیوفردا: هجوم مردم در میناب برای بردن کالا و مواد غذایی

پرویز پرستویی، بازیگر سینما، روز دوشنبه ویدئویی مربوط به شهرستان میناب در استان هرمزگان را در صفحه اینستاگرام خود قرار داد که به صحنه دفن کالاهایی توسط مأموران در این شهرستان مربوط می‌شود.

پرویز پرستویی دربارهٔ این صحنه نوشت: «در شهر میناب، مسئولان، کالای قاچاق را بردند که معدوم کنند، مردم فقیر و گرسنه به آن حمله کردند.»

در همین رابطه نیز، باشگاه خبرنگاران جوان در خبری در کنار این ویدئو دربارهٔ آن این‌گونه توضیح داد که «چندی پیش یک کامیون حامل مواد فاسد برای دفن در میناب حاضر شد که مورد حمله گرسنگان قرار گرفت و به غارت رفت. لودری که برای دفن مواد غذایی فاسد در محل حاضر شده بود کنار کشید تا مردم فقیر سر مواد آمدند و آنها را با رضایت با خود بردند.»

No responses yet

May 08 2017

زیرگرفتن یک زن توسط خودروری گشت ارشاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز:

توانا – آنطور که در این ویدئو کوتاه دیده می‌شود ماشین گشت ارشاد زنی که به او برای بی‌حجابی اخطار داده است زیر می‌گیرد. پليس مدارک اين زن را از او می‌گيرد وقتی مقاومت می‌كند و بعد برای پس گرفتن مداركش می‌رود او را زیر می‌گیرند

No responses yet

May 04 2017

۳۳ معدنچی در انفجار معدن یورت استان گلستان جان باختند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: علی ربیعی، وزیر کار ایران، گفته است، ۳۳ معدنچی در انفجار معدن زمستان یورت آزادشهر، جان باختند. وی همچنین از پیدا شدن جنازه ۲۱ کارگر معدن خبر داد.

به گزارش ایلنا، علی ربیعی با حضور در محل حادثه انفجار معدن زمستان یورت آزادشهر در گفت وگو با خبرنگاران اظهار داشت: متاسفانه در این حادثه تمامی کارگران معدنی که محبوس شده بودند، جان خود را از دست دادند.

وی از تشکیل کمیته ای برای بررسی این حادثه خبر داده است.

پیش از این، مقام‌های محلی استان گلستان چهارشنبه شب اعلام کردند که اجساد ۲۱ معدنچی محبوس شده در معدن زمستان یورت آزادشهر از این محل خارج شده است.

صادقعلی مقدم، مدیرکل مدیریت بحران گلستان، به خبرگزاری صداوسیما گفت: حدود ۳۵ نفر در حادثه انفجار در این معدن محبوس شدند که امدادگران، پیکر بی‌جان ۲۱ نفر را پیدا کردند.

رمضان بهرامی، رئیس خانه صنعت و معدن استان گلستان، نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم این خبر را تایید کرده و از مصدوم شدن ۶۹ نفر در این حادثه خبر داده است.

پیشتر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران شمار افراد به‌دام افتاده در معدن ذغال‌سنگ «زمستان یورت» را ۳۵ نفر عنوان کرده بود که در عمق ۷۰۰ متری این معدن بر اثر وقوع انفجار و ریزش معدن محبوس شده‌اند.

علی ربیعی شامگاه چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت به خبرگزاری صدا و سیما گفته بود که علت وقوع انفجار و محبوس شدن کارگران در این معدن، اشتباه آنان برای روشن کردن لوکوموتیو حمل ذغال سنگ به شیوه باتری به باتری بوده است.

وی اظهار داشت: «در عمق ۷۰۰ متری این معدن ۱۳۰۰ متری، باتری لوکوموتیوی که ذغال سنگ را حمل می‌کرده است تمام می‌شود و برای نصب باتری جدید اشتباه می‌کنند و می‌خواهند این مشکل را به شیوه غلط باتری به باتری کردن برطرف کنند که متأسفانه این کار منجر به انفجار گاز انباشته در معدن می‌شود».

آقای ربیعی عصر چهارشنبه گزارش‌های ضدونقیض درباره تلفات احتمالی این حادثه رد کرده بود.

وی گفته بود: «در حال حاضر هیچ خبری مبنی بر کشته شدن افراد در این حادثه نداریم و کسی هم هیچ جنازه‌ای مشاهده نکرده است و ما تا به آنجا نرسیم نمی‌توانیم قضاوتی بکنیم».

به گفته وزیر کار ایران، ۱۲ نفر که در ابتدای وقوع حادثه برای نجات کارگران اقدام می‌کنند به خاطر انتشار گاز در آن مکان دچار مصدومیت تنفسی می‌شوند که وضعیت آنان پس از اعزام به بیمارستان اکنون نسبتا مناسب است.

علی ربیعی شمار افراد به‌دام افتاده را ۳۵ نفر اعلام کرده که ۲۶ نفر آنها کارگر معدن هستند و ۹ نفر نیز از افراد پیمانکار. به گفته وی، «از آنجا که این معدن افقی است، امکان کار و پیشروی در آن راحت‌تر است» و تاکنون «۴۰۰ متر پیشروی صورت گرفته است».

وزیر کار ایران همچنین ابراز امیدواری کرده بود که تا چند ساعت آینده کار تخلیه هوای مسموم معدن به پایان برسد و مرحله آواربرداری آغاز شود.

انفجار در معدن زمستان یورت ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه صبح چهارشنبه رخ داد. این معدن در آزادشهر استان گلستان واقع است.

No responses yet

May 04 2017

نیروی انتظامی مداخله‌ای در لغو کنسرت‌ها نخواهد داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

من و تو: مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است که مسأله نیروی انتظامی و کنسرت‌ها رفع شده است.
با اصلاح ماده۲۰ آیین‌نامه اماکن عمومی، صدور مجوز اجرای برنامه‌های فرهنگی، هنری ازجمله اجرای صحنه‌ای موسیقی و تئاتر برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد لغو مجوز کنسرت‌ها در استان خراسان رضوی و ورود دادستان این استان به موضوع را «عجیب» خوانده است.

فرزاد طالبی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به خبرگزاری ایلنا گفته است که مسئله نیروی انتظامی و کنسرت‌ها رفع شده است. با این حال، ممنوعیت برگزاری کنسرت در استان خراسان رضوی هنوز در کل کشور یک استثناست.

به گفته طالبی، رفع اختلاف با نیروی انتظامی، از طریق اصلاح آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۰ اماکن عمومی انجام شده که در آن به نیروی انتظامی اجازه مخصوص برای برگزاری یا لغو کنسرت‌ها داده شده بود.

اواسط تابستان ۱۳۹۵، با تصمیم هیات وزیران، ماده۲۰ آیین‌نامه اماکن عمومی اصلاح شد که براساس آن صدور مجوز اجرای برنامه‌های فرهنگی، هنری ازجمله اجرای صحنه‌ای موسیقی و تئاتر برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

مدیرکل دفتر موسیقی گفته: «نیروی انتظامی پس از اصلاح این آیین‌نامه فقط پاسخ استعلامی را می‌دهد که از آنها خواسته شده است؛ یعنی نیروی انتظامی طی یک هفته فرصت دارد نتیجه استعلام را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بدهد. اگر هم پاسخ این استعلام منفی باشد آن وقت ما دلیلش را از نیروی انتظامی جویا خواهیم شد و دلیلشان نباید غیرانتظامی و غیرترافیکی باشد.»

فرزاد طالبی گفته پس از اصلاح این آیین‌نامه که حدود شش ماه قبل اتفاق افتاده است، نیروی انتظامی دیگر در مورد کنسرت‌ها دخالتی نکرده است.

به گفته مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وقتی مجوزی ازسوی اداره کل استان‌ها صادر می‌شود، این مجوز پس از دریافت استعلام از نیروی انتظامی صادر شده و بر همین اساس نیروی انتظامی دیگر نمی‌تواند از برگزاری چنین برنامه‌ای جلوگیری کند؛ مگر در صورت ورود دادستان.

طالبی اما اتفاقات مربوط به استان خراسان رضوی را «رفتار عجیبی» خوانده که حتی در این بین رفتار قضایی نیز اتفاق می‌افتد.

سال گذشته برگزاری چند کنسرت از جمله کنسرت‌های سالار عقیلی، کیهان کلهر و شهرام ناظری در استان خراسان رضوی لغو شد.

دادستان خراسان رضوی برگزاری کنسرت در این استان ایران را «تا اطلاع ثانوی» ممنوع اعلام کرده بود.

غلام‌علی صادقی گفته بود که به دلیل گله حوزه علمیه و علما از نحوه برگزاری کنسرت‌های موسیقی، دادستانی با بررسی‌های خود متوجه «اتفاقات اخلاقی ناگوار» در حین برگزاری کنسرت‌ها شده است.

احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد هم در خطبه نماز جمعه اعلام کرده بود که در مشهد و در حریم امام رضا نباید کنسرت برگزار شود.

No responses yet

May 03 2017

دستگیری ۷۰ دختر و پسر در مهمانی‌های شبانه در قم و اهواز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: در دو مهمانی شبانه در ایران ۷۰ نفر توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. این نوع از دستگیری در ماه‌های گذشته روندی صعودی داشته است. سازمان‌های حقوق بشری منتقد، این بازداشت‌ها را تعرض به حریم خصوصی افراد می‌دانند.

مهدی کاهه، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان قم، از دستگیری ۴۵ زن و مرد در یک مهمانی شبانه در حاشیه شهر قم در روز دوشنبه (۱۱ اردیبهشت/ اول ماه مه) خبر داد. او گفت: «حسب گزارش پلیس اطلاعات و امنیت استان قم مبنی بر حضور تعدادی از افراد مذکر و مونث در داخل یک کارگاه مبل‌سازی در حاشیه شهر پس از صدور دستور اکیپ‌های انتظامی فورا به محل اعزام شدند».

این مقام قضایی همچنین از “محرز” شدن “ارتکاب جرائمی نظیر اشاعه و ایجاد موجبات فساد و فحشا، شرب خمر و روابط نامشروع” سخن گفت.

به گفته‌ی دادستان قم، ۱۴ نفر از دستگیرشدگان که “جرائم سنگین‌تری داشته و دارای سوابق متعدد کیفری” بوده‌اند بازداشت و به زندان معرفی شده و بقیه “با اخذ ضمانت تا رسیدگی نهایی” آزاد شده‌اند.
در همین زمینه:
بازداشت ده‌ها نفر در جریان حمله پلیس به مهمانی‌های خصوصی
بازداشت ۴۰ دختر و پسر در یک مهمانی “غیرمجاز” در ارومیه
دستگیری ۴۰ نفر در دو مهمانی و ۶ نفر به اتهام مدلینگ در ایران
دستگیری ۴۰ جوان در یک پارتی شبانه در استان گلستان

هم‌زمان با دستگیری این افراد در قم، خبرگزاری “میزان” وابسته به قوه قضائیه ایران اعلام کرد، شامگاه یکشنبه مأموران پلیس ۲۵ دختر و پسر جوان را در یک مهمانی شبانه در کلانشهر اهواز دستگیر کرده‌اند.

به گزارش میزان، این افراد به هنگام دستگیری در یک پیتزافروشی “تحت عنوان جشن تولد با پخش آهنگ‌های مبتذل در حال رقص و پایکوبی” بوده‌اند.

به نوشته خبرگزاری قوه قضائیه، مأموران پلیس همه حاضران در مهمانی که “باعث نارضایتی عموم ساکنین آن منطقه” شده بودند را دستگیر و آنها را به مراجع قضایی معرفی کرده‌اند. واحد صنفی محل برگزاری مهمانی نیز توسط مأموران پلمپ شده است.

حمله پلیس ایران به مهمانی‌های خصوصی و پارتی‌های شبانه در ماه‌های گذشته ابعاد گسترده‌ای یافته است. حدود دو هفته پیش نیز رسانه‌های ایران از دستگیری بیش از ۳۵ دختر و پسر جوان در یکی از ویلاهای منطقه باغ بهادران اصفهان خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گروه‌های گشت پلیس روز ۲۴ فروردین این محل را “به طور ضربتی” بازرسی کرده و ضمن دستگیری حاضران در مهمانی، آنان را تحویل مقام‌های قضایی دادند.

به ادعای ایمنا، در جریان بازرسی‌های پلیس “مقادیری مشروبات الکلی” هم در محل کشف و ضبط شده است. برخی منابع حتی از ضرب و شتم حاضران در این مهمانی و شلیک تیر هوایی توسط پلیس سخن گفته بودند.

No responses yet

May 02 2017

راستی آزمایی برآورد حسن روحانی درباره ایجاد ۴میلیون شغل

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: حسن روحانی ۱۵ خرداد ۹۲ گفت: «اگر تنها ۱۰میلیون گردشگر وارد کشور شود، بیش از ۱۳.۳میلیارد دلار درآمد ارزی و ۴میلیون اشتغال درست می شود.» این اظهارات در روزهای اخیر به یک جنجال انتخاباتی تبدیل شده است. او در مناظره تلویزیونی در پاسخ به محمدباقر قالیباف، وعده ایجاد ۴میلیون شغل را انکار کرد که البته درست می گفت و برآورد خودش را برای حل مشکل بیکاری در ایران ارائه داده بود.

بر اساس گفته های ولی الله سیف، رئيس کل بانک مرکزی در مرداد ۹۴، به ازای هر ۶نفر گردشگر خارجی که وارد ایران می شود یک شغل ایجاد می شود. علی ربیعی، وزیر کار ایران گفته است به ازای هر ۵ گردشگر خارجی که وارد می شود، یک شغل دائم ایجاد می شود. ربیعی گفته رسیدن به مرز ۲۰میلیون گردشگر به معنای تحقق ۴میلیون و ۱۶۷هزار شغل ثابت است. او هزینه کرد متوسط هر گردشگر را ۱۷۱۰دلار را اعلام کرده ولی گفته این عدد را باید برای ایران ۱۰۰۰دلار در نظر گرفت و این تعداد گردشگر ۲۰میلیارد دلار درآمد ارزی برای ایران خواهد داشت. حسن روحانی در سخنان خود هزینه کرد گردشگر در ایران را اندکی بیش از ۱۳۰۰دلار در نظر گرفته بود. البته مسئله اصلی این نیست.

اگر گفته های رئیس کل بانک مرکزی را در نظر بگیریم، در صورت ورود ۱۰میلیون گردشگر تنها ۱.۶۶میلیون شغل ایجاد می شود. اگر گفته های وزیر کار را در نظر بگیریم، در صورت ورود ۱۰میلیون گردشگر ۲میلیون شغل ایجاد می شود. بنابراین اگر منظور روحانی ایجاد شغل دائم بوده، برآورد او به طور کلی اشتباه بوده است. حالا ممکن است بگوییم منظور آقای روحانی شغل مستقیم و غیرمستقیم بوده است. براساس گفته مسئولان میراث فرهنگی ورود هر گردشگر می تواند تا ۱۶شغل غیرمستقیم ایجاد کند. بنابراین مشخص است که منظور او شغل غیرمستقیم نبوده است.

اما آیا برآورد وزیر کار و رئیس بانک مرکزی ایران درست است؟ یک تحقیق دانشگاهی نشان می دهد که ورود هر ۶ گردشگر یک شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می کند و تنها با ورود ۲۰گردشگر می توان یک شغل مستقیم ایجاد کرد. در واقع اگر ۱۰میلیون گردشگر وارد کشور شوند، صرفا ۵۰۰هزار شغل مستقیم و دائم ایجاد می شود.

اما بر اساس اعلام مرتضی رحمانی،‌ معاون سازمان میراث فرهنگی ایران در طول چهارسال گذشته ۲۰میلیون گردشگر به ایران وارد شده اند که ۳۲میلیارد دلار درآمد داشته اند. او این عدد را بر اساس محاسبات جهانی گفته است که به تصریح وزیر کار درباره ایران صادق نیست. اگر حتی این تعداد گردشگر وارد شده باشند که خیلی بعید است چنین آماری درست باشد، ۲۰میلیارد دلار درآمد ایجاد کرده اند نه ۳۲ میلیارد دلار. تناقص بین آمارهای مقام های دولتی البته امر تازه ای نیست و خودشان هم به آن عادت کرده اند.

همچنین با فرض صحت این آمار، ورود ۲۰میلیون گردشگر تنها ۱ میلیون شغل مستقیم ایجاد می کند. بنابراین طرح این پرسش که چرا با وجود ورود ۲۰میلیون گردشگر، مشکل اشتغال در ایران حل نشد، اساسا بی معناست، چون چنین ظرفیتی وجود ندارد و حسن روحانی برآورد اشتباهی داشته است.

حالا ممکن است بپرسید آیا همین یک میلیون شغل ایجاد شده است؟ پاسخ منفی است، چون آمارهای دولتی در ایران معمولا معتبر نیستند. این بی اعتباری منحصر به دولت روحانی نیست، تقریبا همیشه اینطوری بوده است. دولت ایران مرداد سال ۹۵ مصوب کرده در بخش گردشگری سالانه ۷۰هزار شغل ایجاد کند. اسحاق جهانگیری، معاول اول رئیس جمهور ایران گفته است این عدد با محاسبه دقیق به دست آمده است. فعلا می توانیم به اسحاق جهانگیری اعتماد کنیم و بگوییم در چهار سال گذشته در بخش گردشگری در نهایت ۲۸۰هزار شغل ایجاد شده است، بقیه اعداد و ارقام هیچ اعتباری ندارند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .