اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اهواز'

Feb 08 2022

یک منبع آگاه درباره قتل مُنا (غزل) حیدری: «با وعده پدرش به ایران بازگشت و کشته شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب


رادیوزمانه: یک منبع آگاه از داستان زندگی قربانی زن‌کشی اهواز به زمانه گفت که نام او مُنا (غزل) حیدری است، زمانی که ۱۵ سال داشت به اجبار ازدواج کرد. در دو سال از کودک‌همسر، کودک‌مادر می‌شود و یک فرزند پسر دارد. پدر و عمویش او را با وعده زندگی در امنیت از ترکیه به ایران برمی‌گردانند، جایی که همسرش – که پسرعمویش هم بوده – او را به قتل می‌رساند.

در روز شنبه ۱۶ بهمن / ۵ فوریه در اهواز سجاد همسر مُنا به همراه برادرش او را به قتل می‌رسانند. برادر سجاد پاهای منا را می‌گیرد و سجاد با قمه سر مُنا را از بدنش جدا می‌کند. قاتل سپس سربریده شده این زن جوان را در معابر عمومی و مقابل چشمان رهگذران در میدان کسایی اهواز چرخاند. تصاویر و ویدئوهای سر بریده زن در دست قاتل در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

منبعی که با زمانه گفت‌وگو کرده است، با خانواده مُنا (غزل) حیدری آشنایی دارد و در جریان بازگرداندن مُنا از ترکیه به ایران بوده است.

◼️صحبت‌های این منبع آگاه و نزدیک به خانواده مُنا (غزل) حیدری که با زمانه گفت‌وگو کرده را بشنوید. صدای این منبع مطلع به دلیل حفظ امنیت تغییر داده شده است:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

نام پدر مُنا حیدری، «جواد» است و عموی او «امین» نام دارد که به ابوعطیه مشهور است. پدر منا او را در ۱۵‌سالگی به پسرعمویش سجاد به اجبار شوهر می‌دهد. مُنا در کودکی همسر و مادر می‌شود و از این شرایط زندگی و این ازدواج رضایت نداشته است. به گفته این منبع خانواده او را غزل صدا می‌کردند:

«مُنا یا غزل حیدری توسط پدرش به اجبار به ازدواج پسر عمویش درآورد. زمانی که ۱۵ سال داشت. ابتدا بعد از اینکه از غزل خواستگاری کرد او قبول نکرد و گفته بود با پسر عمویش ازدواج نمی‌کند… این صحبت به گوش سجاد، پسر عموی غزل رسید و در طول این مدت که یک فرزند پسر هم از او دارد، می‌خواست انتقام بگیرد، این را خود غزل گفت… می‌خواست انتقام بگیرد و گفته بود که چرا جلوی مردم گفتی من را نمی‌خواهی، تو با چه جرأتی این صحبت را کردی؟ تو می‌خواستی من را کوچک کنی، من هم انتقام این صحبت‌هایت را می‌گیرم…»

منا پیش از اینکه قربانی زن‌کشیِ ناموسی شود، قربانی کودک‌همسری بود. او قربانی خشونت خانگی هم بود و همسرش سجاد او را کتک می‌زد.

مُنا (غزل) پیش از اینکه به ترکیه فرار کند، بارها از خانواده پدری‌اش کمک خواسته بود. او از آنها خواسته بود که کمک کنند تا از قاتل، سجاد، طلاق بگیرد:

«سجاد شوهر غزل بازاری است، پدر غزل هم بازاری است، ماهی‌فروشی دارد، حتی زمانی که در بازار کارشان به بحث و جدل کشیده می‌شود سجاد غزل را کتک می‌زند… غزل چندین مرتبه قهر می‌کند و به خانه پدری‌اش می‌رود. پدرش گفت غزل چندین بار به او گفته که طلاقم بده من نمی‌توانم این فرد را تحمل کنم، او به من زور می‌گوید، به من ظلم می‌کند، من را تحقیر و کوچک می‌کند…»

به گفته این منبع آگاه و نزدیک به خانواده مُنا حیدری، پدر او اکنون از شرایطی که برای فرزندش ایجاد کرده ابراز پشیمانی می‌کند:

«پدرش می‌گوید مقصر منم، من باید طلاقش می‌دادم…»

مُنا (غزل) نهایتا تصمیم می‌گیرد از کشور خارج شود و در راه فرار به ترکیه از طریق اینستاگرام با مردی سوریه‌ای آشنا می‌شود که در شهر مرسین ترکیه زندگی می‌کرد. منبع نزدیک به خانواده مُنا فرار او به ترکیه را از جمله دلایل این قتل ناموسی مبنتی بر جنسیت می‌داند:

«پدرش به هر حال انگشت‌نما می‌شود در آن فرهنگ غلطی که جا افتاده و به لحاظ عرفی حالا بی‌ناموس و بی‌غیرت شناخته می‌شود، چون دخترش رفته هزار کار کرده و آمده او را نکشته است… اسیر آن فرهنگ می‌شود… غزل مورد تحقیر و توهین و ظلم قرار گرفت، هم از طرف شوهرش و هم از طرف پدر و خانواده‌اش… یعنی هرکجا می‌رفت پناهی نمی‌دید، نه پیش شوهرش نه پیش پدرش، نه پیش برادرهایش، هیچ‌کس به او حق نمی‌داد… تصمیم گرفت فرار کند،»

فرار به ترکیه در نبود حمایت خانواده، کمکی به منا حیدری نمی‌کند. حدود شش ماه در ترکیه می‌ماند. در این مدت پول‌هایش تمام می‌شوند. منبع مالی او طلاهایش بودند که با خود به ترکیه برده بود. در روایت منبعی که با زمانه صحبت کرده است، مُنا در ترکیه هم بی‌پناه می‌شود و مردی هم که به او در مرسین ترکیه پناه برده بود، او را مورد خشونت و سوءاستفاده قرار می‌دهد:

«بعضی‌ها می‌گویند پول همراهش داشته، ولی پدرش می‌گوید همان طلاهایی را که پوشیده بود با همان‌ها رفت و پولی ندزدیده بود…در اینستاگرام با مرد سوریه‌ای که ساکن شهر مرسین در ترکیه‌ است آشنا می‌شود، او هم ‌واقعا انسان نبوده و وقتی دیده که غزل طلا دارد او را پیش خودش می‌کشاند و بعد از اینکه طلاهایش را می‌برد، باز هم تقریبا همان رفتار شوهرش را با او انجام می‌دهد… عزل بالاخره راهی پیدا می‌کند و چندتا عکس برای خانواده‌اش می‌فرستد و می‌گوید که کجاست… در این مدت آن مرد سوری به طلاهای غزل اکتفا نمی‌کند، با خانواده‌اش تماس می‌گیرد و می‌خواهد اخاذی کند، از آنها ۵ هزار دلال پول طلب می‌کند تا غزل را به عنوان گروگان آزاد کند…»

خانواده منا (غزل) – پدر و عمویش – برای بازگرداندن او به ایران به ترکیه می‌روند و از قبل سعی می‌کنند از طریق پلیس ماجرای اخاذی دوست مُنا از خانواده را دنبال کنند:

«آنها [خانواده غزل] زرنگی می‌کنند و یک شماره حسابی از او [مرد سوری] می‌گیرند، یک پرونده هم در اینترپل تشکیل داده بودند، و وقتی شماره حساب را می‌دهد مرد سوری را دستگیر می‌کنند و غزل را هم به یک کمپ نگهداری از کودکان می‌برند. پدر و عموی غزل به ترکیه آمدند و او را با خودشان بردند. غزل خودش گفته وقتی پدرم را که دیدم حس امنیت به من دست داد، یک پناه پیدا کردم…»

به گفته این منبع آگاه مُنا (غزل) حیدری از طریق کرمانشاه وارد کردستان عراق می‌شود و از آنجا به ترکیه می‌رود و حدودا ۶ ماه در ترکیه زندگی کرد.

این منبع آگاه نسبت خانوادگی دور با مُنا حیدری دارد:

«زمانی که می‌خواستند به ترکیه بیایند تنها آشنای آنها من بودم، زمانی که خواستند بیایند گفتند دختر بچه کوچکی دارند که در بهزیستی ترکیه است، البته تقصیر من هم بود چون فکر کردم پدر و مادرش از جمله پناهجوهایی هستند که هنگام رد شدن گیر افتاده‌اند و اتفاقی برای آنها رخ داده که حالا دخترشان اینجا مانده است. تصور ذهنی من زمانی که گفتند یک دختربچه کوچک است فکر می‌کردم حول و حوش ۸-۹ ساله باشد… به آنها گفتم من در خدمتم و می‌توانم کمک کنم بیایید.»

مُنا (غزل) نهایتا با وعده تامین امنیت توسط پدرش به ایران باز گردانده می‌شود. منبع نزدیک به خانواده که در جریان بازگرداندن او از ترکیه به ایران بوده و در این جریان با خود مُنا هم صحبت کرده است، می‌گوید که پدر مُنا به او قول امنیت در ایران می‌دهد:

«صبح زود که اینجا رسیدند من تحویل‌شان گرفتم و تقریبا یکی دو ساعت بعد آنها را به سفارت ایران بردم، کارها را انجام دادند، هماهنگی لازم را سفارت ایران با آن بخش مورد نظری که در شهر مرسین بود انجام داد و دو روز بعد به سمت مرسین رفتند. غزل بچه‌ بود و خود را در یک کشور غریب می‌دید، زمانی که پدرش را دید احساس امنیت می‌کند، و بغلش می‌کند… پدرش به او می‌گوید من پناهت هستم کاری به هیچ‌کس نداشته باش، ما می‌رویم و خانه را می‌فروشم، کلا در اهواز نمی‌مانیم… با همین صحبت‌ها گولش می‌زند و وقتی پدرش را می‌بیند احساس امنیت می‌کند، غزل هم می‌گوید من مشکلی ندارم می‌آیم چون پدرم را دوست دارم و به من قول داده است… وقتی با عزل صحبت کردم این‌ها را گفت… پدرش گفته خانه امن داریم، درهایش ضد سرقت است و نمی‌گذارد دست کسی به او برسد.»

این وعده امنیت هرگز عملی نمی‌شود. سجاد همسر مُنا به همراه برادرش او را به قتل می‌رسانند.

اکنون سجاد و برادرش را پلیس آگاهی اهواز دستگیر کرده‌ است. اما قانون جزای اسلامی در مورد زن‌کشی‌ها که بیشتر در ساختار خانواده اتفاق می‌افتند، تنها قصاص را به‌عنوان عامل بازدارندگی جرم دارد که در فضای خانواده معمولاً اولیای دم آن را پیگیری نمی‌کنند. در نبود سیستم حمایتی قانونی از زنانی که کودک‌همسرند، که در شرایط خشونت خانگی زندگی می‌کنند، زن‌کشی‌ها مدام تکرار می‌شوند و به‌عنوان جنایت‌های استثنایی پوشش خبری می‌گیرند. حال اینکه این جنایت‌ها ریشه در نابرابری‌هایی قانونی و سیاسی و فرهنگی دارد که وقوع جنایت‌های مبتنی بر جنسیت را آسان و پیگیری و مبارزه با این جرائم را دشوار می‌کنند.

radiozamaneh · گفت‌وگو با یک منبع آگاه در مورد قتل مُنا (غزل) حیدری

No responses yet

Dec 16 2019

مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: روزنامه شرق چاپ تهران از قول وب سایت های محلی در ایران می گوید “مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد”. بر اساس گزارش ها امروز جسد یی از دانشجویان در کلاس درس پیدا شده است.

شرق می نویسد: مرگ مشکوک دانشجویان چمران اهواز همچنان ادامه دارد

وب‌سایت خبری «عصر جنوب» خبرداده پیکر بی‌جان دو دانشجوی دیگر در «دانشگاه شهیدچمران اهواز» پیدا شده
دیشب یک دانشجوی دختر این دانشگاه جان‌اش را از دست داده و صبح امروز هم جسد بی‌جان دانشجویی دیگر در یکی از کلاس‌های درس پیدا شده است.

مرگ مشکوک دانشجویان چمران اهواز همچنان ادامه دارد

وب‌سایت خبری «عصر جنوب» خبرداده پیکر بی‌جان دو دانشجوی دیگر در «دانشگاه شهیدچمران اهواز» پیدا شده
دیشب یک دانشجوی دختر این دانشگاه جان‌اش را از دست داده و صبح امروز هم جسد بی‌جان دانشجویی دیگر در یکی از کلاس‌های درس پیدا شده است.

— روزنامه شرق (@SharghDaily) December 16, 2019

No responses yet

Sep 26 2018

چرا تندروها تهدید به ″انتقام″ می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: هنوز وابستگی فکری یا سازمانی عوامل حمله اهواز روشن نیست. جمهوری اسلامی اما دست برخی کشورها را در کار می‌بیند و تندروها آنان را به “انتقام” تهدید می‌کنند. چهار تحلیلگر به اهداف تهدیدها و پیامدهای احتمالی آن پرداخته‌اند.

پس از گذشت دو روز از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی آن وجود دارد. از یک‌سو جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز” مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است و از سوی دیگر گروه تروریستی “دولت اسلامی” (داعش سابق) آن را به خود نسبت می‌دهد. مقام‌های ایران از کشته شدن دست‌کم چهار مهاجم در جریان این حمله خبر داده‌اند؛ اما رسانه‌های داخلی در ساعات اولیه پس از حمله اعلام کرده بودند که یکی از مهاجمان زنده دستگیر شده است. حال خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده که شمار مهاجمان ۵ نفر بوده است.

اما با وجود این ابهامات، جمهوری اسلامی تردیدی در شناسایی عاملان و آمران حمله اهواز از خود نشان نمی‌دهد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز یکشنبه اول مهرماه (۲۳ سپتامبر) اعلام کرد: «کاملا برایمان روشن است چه کسانی این کار را کرده‌اند و به کجا وابسته هستند». او مسئولیت غیرمستقیم حمله تروریستی اهواز را متوجه آمریکا کرد و گفت: «آنهایی که ادعای حقوق بشر را مرتب تکرار می‌کنند باید پاسخگو باشند. همه کشورهای کوچک مزدوری که در منطقه می‌بینید پشتوانه‌شان آمریکاست و اوست که آنها را تحریک می‌کند». روحانی افزود که «پاسخ این جنایات در چارچوب قانونی و مصالح کشور داده خواهد شد.»

بقیه تهدیدها اما شدیدتر از واکنش روحانی بود. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، مهاجمان را “استخدام‌شده، آموزش‌دیده، مسلح‌شده و پول‌گرفته از سوی یک رژیم خارجی” معرفی کرد، “حامیان تروریست منطقه‌ای و اربابان آمریکایی‌شان” را مسئول “چنین حملاتی” دانست و از قصد جمهوری اسلامی برای پاسخ “سریع و قاطعانه” به آنها خبر داد.

محمد حسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرد و “حق پاسخ کوبنده” برای جمهوری اسلامی “در هر زمان و مکان محفوظ” دانست.

سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که “در آینده نزدیک” از “سرکردگان و هدایتگران” این حادثه “انتقام مهلک و فراموش‌ناشدنی” گرفته خواهد شد. اشاره این نیروی نظامی نیز به عربستان سعودی بود. سپاه در بیانیه خود نوشت که “دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی به ویژه مثلث شیطانی غربی، عبری و عربی” در حال “پیگیری پروژه انتقال ناامنی” به داخل ایران هستند؛ اشاره‌ای آشکار به سخنان ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی. محمد بن سلمان اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) گفته بود، عربستان منتظر نمی‌ماند که جمهوری اسلامی جنگ را به خاک سعودی بکشاند، بلکه تلاش می‌کند تا “نبرد در داخل خاک ایران روی دهد”.

گرچه حمله تروریستی شنبه گذشته نخستین حمله در خوزستان طی سال‌های اخیر نبوده و به‌خصوص اهواز بارها هدف بمب‌گذاری‌های متعدد با قربانیان بسیار قرار گرفته است، اما این بار زبان تهدید بیش از پیش از سوی مقام‌های نظامی و حتی دولتی، نهادهای حکومتی و نیز چهره‌های نزدیک به مراکز قدرت در ایران شنیده می‌شود.

حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، روز گذشته در یادداشتی زیر عنوان “از سایه خود هم بترسید!”، از حمله اهواز به عنوان “فرصتی” نام می‌برد که آن را “نباید نادیده گرفته و از دست داد”. او ادامه می‌دهد: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کیهان در یادداشت دیگری “سیلی سخت به ریاض” را “کمترین انتظار مردم” از مسئولان جمهوری اسلامی برای واکنش به حملات اهواز دانسته بود.

این روزنامه حکومتی در یادداشتی در شماره روز دوشنبه دوم مهرماه خود نیز “راه حل اصلی” ایجاد امنیت برای مردم ایران را “حذف پایگاه‌های ثابت و سیار نظامی آمریکا و انگلیس از منطقه” دانسته و با تأکید بر “نقش قطعی” آمریکا، بریتانیا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در “اقدامات تروریستی علیه ایران” نوشته است که «این کشورها نباید بدون مکافات بمانند».

چنین تهدیدهای شدیدی، به‌خصوص در شرایط پرابهام کنونی در مورد عوامل واقعی حمله اهواز و ناروشن بودن مسایل احتمالی پشت‌پرده، با چه هدفی دنبال می‌شود و نتایج و پیامدهای احتمالی آن در صورت تداوم چه خواهد بود؟ چهار تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسی به این پرسش دویچه‌وله فارسی پاسخ داده‌اند.

تهدیدهای چهل‌ساله با نتیجه‌ای یکسان

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی، واکنش شدید مقام‌های ایران به‌خصوص نظامیان و نیروهای تندرو به حمله به رژه نظامی نیروهای مسلح ایران آن‌هم در سالگرد جنگ ایران و عراق را “طبیعی” دانسته و می‌گوید، این نیروها با این روش می‌خواهند با کوچک شمردن نیروهایی چون داعش یا جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز”، کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را که از نظر آنها “عوامل اصلی” قلمداد می‌شوند، به دست داشتن در چنین حملاتی متهم کنند.

Deutsche Welle Freedom of Speech Award Laureate 2018 Sadegh Zibakalam (Tehran University, Professor of Political Science, Iran) (DW/R. Oberhammer)

صادق زیباکلام

به گفته این تحلیلگر سیاسی، بخشی از چنین تهدیدهایی به حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک نیز برمی‌گردد: «همه منتظرند ببینند آیا آقای روحانی با لحنی آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز و با شاخه زیتون پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد یا می‌خواهد با تفنگ در این جایگاه بایستد. طبیعی است که سپاه و جریانات تندرو به هیچ وجه نمی‌خواهند آقای روحانی با شاخه زیتون پشت این تریبون ظاهر شود. آنها با تمام وجود می‌خواهند که ایشان با همان زبان روزنامه کیهان و فرماندهان نظامی در آنجا ظاهر شود. بنابراین بخشی از تهدیدات علیه آمریکا و دیگران حاوی این پیام است که مبادا زبان آقای روحانی در سازمان ملل مسالمت‌آمیز باشد.»

زیباکلام می‌گوید، نتیجه مورد نظر به‌کار گیرندگان زبان تهدید «جلوگیری کردن از هرگونه مصالحه و راه و روش‌های آشتی‌جویانه و تنش‌زدایانه در سیاست خارجی ایران است. چون اگر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درجاتی از تنش‌زدایی به وجود بیاید، این مورد تأیید جریانات تندرو نیست. خواست آنها تهاجمی بودن سیاست خارجی است. لذا بخشی از این تهدیدات هم برای این است که فضا همچنان خشن، رادیکال و انقلابی، یعنی فضای مورد نظر تندروها باقی بماند.»

به نظر صادق زیباکلام: «نتیجه چنین تهدیدهایی متفاوت با نتیجه آن در چهل سال گذشته نیست، یعنی صدمه زدن به منافع ملی ایران؛ نتیجه‌اش این است که ما هیچ دوستی در جهان نداشته باشیم؛ نتیجه‌اش این است که همه تخم مرغ‌هایمان را باید در سبد روسیه یا چین بگذاریم؛ نتیجه‌اش را داریم در عمل می‌بینیم. فقط سوریه، تازه این دوستی مورد تأیید ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آن کشور هم نیست. در عراق که قرار بود دوست ما باشد صداهای غیردوستانه شنیده می‌شود، چه برسد به اردن و کویت و عربستان و امارات و غیره. بنابراین نتیجه تهدیدهایی از این دست منزوی شدن هر چه بیشتر ایران است. اینها نتایجی است که در چهل سال گذشته به بار آمده است.»

این تحلیلگر سیاسی در نهایت توصیه به “خویشتنداری” می‌کند و می‌گوید: «هر گونه رادیکالیسم و هر گونه سخنان تهدیدآمیز به نفع ترامپ، عربستان و اسرائیل است؛ همان‌گونه که تا به امروز هم به نفع آنها تمام شده است.»

سمفونی ادامه‌دار جمهوری اسلامی

امیر طاهری، تحلیلگر سیاسی و کارشناس جهان عرب نیز با اشاره به پیشینه چهل‌ساله حکومت ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «جمهوری اسلامی بدون حمله اهواز هم نیازمند دشمن است. حمله مقام‌های ایران به آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات و جاهای دیگر چیز تازه‌ای نیست. این سمفونی همیشگی و گفتمان کلی جمهوری اسلامی است. این بار اما به خاطر حمله اهواز کمی شدت گرفته است. اما امروز وضعیت خاصی هم هست؛ فشارها بر جمهوری اسلامی شدید شده، انزوای آن بیشتر شده، جنگ قدرت در درون خود رژیم شدت گرفته، در بعد کوتاه‌مدت هم مسئله مجمع عمومی سازمان ملل مطرح است و خود حمله اهواز هم پرسش‌های زیادی را برانگیخته که چطور این نیروها توانسته‌اند در ۱۵ متری رژه نظامی سلاح‌های خود را پنهان کنند و با استفاده از لباس‌های نظامی دست به حمله بزنند. تمام این عوامل تنش اوضاع را تشدید می‌کند.»

Amir Taheri Journalist Iran (iran-emrooz)

امیر طاهری

از نظر این تحلیلگر سیاسی، “نیاز” جمهوری اسلامی به “دشمن” با سه هدف همراه است: «نخست به مردم بگویند ما در محاصره هستیم و اگر ما نباشیم حملات اهواز در سراسر ایران رخ می‌دهد؛ به همین جهت هم ما داریم در سوریه می‌جنگیم تا در ایران نجنگیم. دوم اینکه به پایگاه توده‌ای خود اطمینان خاطر دهند و با ایجاد شور و هیجان آنها را بسیج کرده و متحد کنند. سوم اینکه به جامعه جهانی بگویند ما نه تروریست، بلکه خود قربانی تروریسم هستیم.»

امیر طاهری می‌گوید، شواهد نشانگر وجود عوامل داخلی کافی برای تنش در ایران است: «در خوزستان این تنش بیشتر است؛ به خاطر جریان ریزگردها، کمبود آب، آتش‌سوزی هورالعظیم، تعطیل عملی چندین شهر از جمله خود اهواز برای سه روز، وضعیت فوق‌العاده چندین ماهه در خوزستان و مسایلی از این دست. انواع و اقسام گروه‌های مخالف رژیم در این استان هم از این وضعیت استفاده می‌کنند. در خوزستان چندین گروه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه وجود دارند. در یکی دو سال اخیر در پی شدت گرفتن خصومت میان جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی، این گروه‌ها دوباره جان گرفتند و فعال شدند. خود جمهوری اسلامی هم با اشتباهات مکرر خود آتش تنش را دامن زده است؛ اقداماتی از قبیل اعدام هاشم شعبانی، شاعر معروف عرب‌زبان خوزستان و یا بازداشت روشنفکران عرب‌زبان و جلوگیری از جلسات عمومی شعرخوانی به زبان عربی. این اشتباهات در کنار دشمنی برخی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و خصومت با کل وجود ایران، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. نه تنها در خوزستان، بلکه در همه جای ایران با وجود چنین تنش‌هایی، همواره احتمال بروز چنین حملاتی وجود دارد. ایران متأسفانه نه در زمان شاه و نه در حال حاضر سیاست عاقلانه‌ای برای مدیریت کثرت قومی خود نداشته است. کثرت قومی ثروت بزرگی برای ایران است که متأسفانه خوب اداره نمی‌شود.»

“موهبت الهی” برای تکمیل یک پروژه

مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نیروهای تندرو جمهوری اسلامی از حمله اهواز برای به ثمر رساندن “پروژه” خود در راستای ایجاد تنش در خارج و سرکوب در داخل استفاده می‌کنند: «اصلی پذیرفته‌شده است که با خشن‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی، ابتکار عمل به دست نیروهای نظامی و امنیتی می‌افتد. برای همین هم نیروهای آزادی‌خواه در همه کشورها از رفتارهای خشونت‌آمیز دوری می‌کنند. به نظر می‌رسد بخشی از جمهوری اسلامی یعنی نیروهای رادیکال مذهبی یا طالبان شیعه که عمدتا در سپاه پاسداران جمع شده و نماد آنها جاهایی مثل روزنامه کیهان یا احمد علم‌الهدی در مشهد است، سعی می‌کنند از این نوع حملات تروریستی به عنوان فرصت یا موهبت الهی استفاده کنند تا پروژه خود را به نتیجه برسانند؛ پروژه‌ای که از حمله به سفارت عربستان در تهران و مشهد آغاز شده بود، حالا دارد وارد فاز تازه‌ای می‌شود. هدف این جریان تشدید تنش‌ها با اعراب مخصوصا با عربستان، تبدیل منازعات فعلی ایران و اعراب از حالت جنگ نیابتی به جنگ مستقیم و نهایتا بستن دروازه‌های کشور و ایجاد یک فضای سرکوب در داخل کشور است. نوع واکنش‌هایی که از نهادهای نظامی و جریان تندرو یا تریبون‌های رسانه‌ای آنها می‌شنویم، ادامه همان پروژه‌ای است که آغاز آن حمله به سفارت عربستان بود، اما به دلیل مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اوباما مدتی با وقفه مواجه شد.»

Mehdi Mahdavi Azad (Privat)

مهدی مهدوی‌آزاد

به نظر این تحلیلگر سیاسی: «تندروها به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مشخص نیستند، بلکه در پی ایجاد یک اتمسفر مشخص سیاسی هستند. در اتمسفر مورد نظر آنها معادلات نظامی و امنیتی در صدر قرار دارد. گزینه‌های قهرآمیز انتخاب اول آنهاست. در چنین فضایی امکان قلع و قمع نیروهای دمکرات و سرکوب فعالان قومی ساده‌تر است. همین الآن با استفاده از خشم عمومی ناشی از حملات اهواز، سرکوب فعالان قومی مثل کردها و فعالان خوزستان خیلی آسان‌تر است تا مثلا حدود یک ماه قبل. آنها دو سه هفته پیش در برخورد با حزب دمکرات کردستان ایران تا حمله موشکی پیش رفتند. حالا هم افکار عمومی احتمالا از برخوردهای سخت بیشتر حمایت می‌کند.»

مهدی مهدوی‌آزاد ادامه می‌دهد: «بدون تردید استراتژی تهدید محکوم به شکست است. ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد. اصولا اگر رویکرد ارعاب و تهدید و برخوردهای سخت‌افزاری به نتیجه می‌رسید، ده‌ها حکومت پیش از جمهوری اسلامی سرنوشت دیگری می‌یافتند. جنگ جهانی دوم اصولا نتیجه دیگری می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. بنابراین واضح است که این استراتژی صرفا باعث وخامت اوضاع، تضعیف بیشتر حکومت، تضعیف بیشتر مؤلفه‌های پیوستگی و همبستگی ملی، فروپاشی بیشتر اجتماعی و فروپاشی بیشتر اقتصادی ایران خواهد شد. منتها این خصوصیت نیروهای رادیکال مذهبی است که نه تنها آینده‌نگر نیستند، بلکه از تحلیل نرم‌افزاری اوضاع هم عاجزند و گفتمان ایده‌آلیستی توأم با آموزه‌های سنتی، مذهبی و بعضا بی‌بنیاد آنها باعث رفتارهایی می‌شود که در علوم سیاسی یا چارچوب‌های تحلیلی غیرقابل فهم است.»

تهدید برای پوشاندن “عجز”

علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل کشورهای عربی، “عجز” نیروهای امنیتی ایران از تأمین امنیت را دلیل اصلی برجسته کردن نقش دیگر کشورها در حملات اهواز می‌داند: «جمهوری اسلامی دیرگاهی است در مورد تمام مشکلات خود، از بالا رفتن قیمت دلار گرفته تا گرانی و مشکلات درمانی و غیره، آمریکا و اسرائیل و اخیرا عربستان و در مورد خاص حمله اهواز امارات را متهم می‌کند. این نوع از گریز از مسئولیت طبیعت جمهوری اسلامی است. اما در این مورد خاص، ماجرایی که در اهواز رخ داد آشکارا نشانه عجز سپاه و نیروهای امنیتی در تأمین حداقل امنیت برای خودشان بود. اینکه چهار نفر بتوانند در عرض ۲۰ دقیقه، به قول خودشان در دو حمله ۲۹ نفر را بکشند و ۶۶ نفر را مجروح کنند، با آن وضع آشفته که نیروها به جای اینکه بجنگند، روی زمین بخوابند یا از صحنه فرار کنند، اینها چنان لطمه‌ای به آنها زده که رژیم جمهوری اسلامی باید هر چه بیشتر ابعاد توطئه‌گران را گسترده‌تر کند؛ یعنی بگوید که این حمله‌ای ساده توسط یک گروه ناراضی عرب نبوده، بلکه عملیاتی بوده که چندین کشور در پشت آن قرار دارند.»

Alireza Nourizadeh (DW)

علیرضا نوری‌زاده

این تحلیلگر مسایل کشورهای عربی ادامه می‌دهد: «از آن طرف، اگر به عملکرد این کشورها نگاه کنیم، با توجه به آگاهی‌شان از امکانات جمهوری اسلامی برای ایجاد آشوب در مناطق آنها، هرگز گرد این مسایل نچرخیده‌اند. در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی حتی یک بار یک نفر را به تلویزیون نیاورده که اقرار کرده باشد مثلا در عربستان آموزش دیده یا از امارات پول گرفته است. در گذشته همواره سناریوهایی در دستگاه‌های امنیتی نظام نوشته می‌شد و به اجرا در می‌آمد، اما در این مورد خاص در طول دو روز گذشته آنچنان نظام جمهوری اسلامی دچار دستپاچگی است که خود هم از روشن کردن عامل این حمله در حیرت و تردید است. بنابراین هر لحظه ما شاهد یک نوع اظهار نظر هستیم. تهدیدها هم از مسایل عادی در جمهوری اسلامی است و هرگز هم عملی نخواهد شد.»

علیرضا نوری‌زاده به ارزیابی نتیجه تهدید کشورهای منطقه از سوی تندروهای ایران نیز پرداخته و می‌گوید: «فضا امنیتی‌تر خواهد شد. تنش میان ایران و این کشورها نیز بیشتر خواهد شد، اما هرگز به مرحله رویارویی نخواهد رسید. جمهوری اسلامی هوشمندتر از آن است که بخواهد خود را وارد یک درگیری نظامی کند. البته امکان دارد از عوامل خود، حداقل برای قدرت‌نمایی، استفاده کرده و مثلا فردا شاهد حادثه‌ای در بحرین باشیم یا یک گروه مخالف سعودی در یکی از شهرهای شیعه‌نشین عربستان راهپیمایی کند. چنین حرکاتی محتمل است، اما جمهوری اسلامی وارد درگیری نظامی نخواهد شد، به‌خصوص که مشکلی هم در سوریه دارد و ضرباتی که اسرائیل به او زده حیثیت‌اش را زیر سؤال برده است. به همین خاطر احتمال قدرت‌نمایی در منطقه وجود دارد؛ الآن توانسته‌اند تشکیل دولت عراق را به عقب بیندازند و در لبنان کاری کرده‌اند که آقای حریری پنج ماه است نتوانسته کابینه‌اش را تشکیل دهد. از این نوع عملکردها بیشتر خواهیم دید، ولی گمان نمی‌کنم که بیش از این شاهد اقدام دیگری باشیم.»

No responses yet

Sep 25 2018

شکایت از «ایران اینترنشنال» از طریق آفکام بهترین گزینه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,تروریزم,سانسور,سیاسی

ایرنا: لندن – ایرنا – وزارت خارجه انگلیس، طرح شکایت تهران از شبکه ایران اینترنشنال از مسیر نهاد ناظر بر فعالیت های رسانه ها در انگلیس موسوم به آفکام را بهترین گزینه اعلام کرد.

به گزارش روز یکشنبه ایرنا، سخنگوی وزارت خارجه انگلیس در پاسخ به سئوال خبرنگار ایرنا در باره موضع این کشور در قبال اقدام شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال به پخش مصاحبه با سخنگوی گروهک تروریستی الاحوازی که مسئولیت حادثه مرگبار روزگذشته اهواز را برعهده‌گرفته است اعلام کرد که وزارت امور خارجه ایران روز گذشته مراتب نگرانی خود را نسبت به اقدام این شبکه به اطلاع کاردار سفارت انگلیس در تهران رسانده است.
وی همچنین با اشاره به پیام توییتری حمید بعیدی نژاد سفیر ایران در انگلیس مبنی بر تصمیم ایران برای شکایت از ایران اینترنشنال از طریق آفکام تصریح کرد که این بهترین مسیر خواهد بود.
به گزارش ایرنا، افرادی مسلح که وابسته به گروهک تجزیه‌ طلب «الاحوازی» بودند، صبح شنبه در جریان رژه نیروهای مسلح به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در اهواز، با پوشیدن لباس مبدل سپاه و بسیج به مردم و جایگاه مسئولان، فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی حمله کردند.
درجریان این حمله تروریستی 25 تن به شهادت رسیدند و 60 تن دیگر زخمی شدند که درمیان قربانیان تعدادی کودک وغیرنظامی نیزدیده می شود.
دقایقی پس از وقوع این حادثه، شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال که گفته می‌شود از سوی برخی کشورهای منطقه حمایت مالی می‌شود، مصاحبه با سخنگوی این گروهک تروریستی را پخش کرد.
بعیدی نژاد در واکنش به این اقدام، در توییتر نوشت که این شبکه، در اقدامی بی‌شرمانه مصاحبه‌ای از سخنگوی گروه تروریستی که امروز افراد زیادی را به خاک و خون کشید، پخش کرد.
وی افزود:سفارت ایران درلندن ضمن محکومیت این اقدام، برخورد جدی نهاد نظارتی درانگلیس(آفکام)با این اقدام به‌عنوان ترویج تروریسم و خشونت را پیگیری خواهد کرد.
در واکنش به انتقاد بعیدی نژاد، حساب توییتری شبکه ایران اینترنشنال اقدام خود را این‌گونه توجیه کرد: آقای بعیدی نژاد، ایران اینترنشنال مصاحبه با سخنگوی«جنبش الاحواز» را پس‌ازآن انجام داد که رسانه‌های ایران این اقدام را به این گروه نسبت دادند. هدف ما ایفای مسئولیت حرفه‌ای و کسب واکنش رسمی این گروه بوده و مجری شبکه، سخنگوی این گروه را درباره این اقدام به چالش کشید.
بعیدی نژاد در پاسخ به توییت این شبکه نوشت: پس با آگاهی کامل این مصاحبه شرم‌آور را با نماینده این گروه تروریستی انجام دادید و برای آن‌ها در توجیه رفتار وحشیانه خود تریبون و فرصت کافی فراهم کردید. ما حتماً این نقض صریح قانون را به‌عنوان اقدامی در حمایت از تروریسم و خشونت با دولت انگلیس و آفکام پیگیری خواهیم کرد.
سفیر کشورمان همچنین درگفت وگو با ایرناابرازخوش بینی کرد که طرح شکایت از این شبکه به نتیجه برسد و گفت:پیگیری‌های حقوقی وسیاسی با یک اقدام و یک نتیجه تمام نمی‌شود بلکه بایستی استمرار داشته باشد و قطعاً این استمرار و مستندسازی و تلاش همه‌جانبه بی‌نتیجه نخواهد بود.
وی با اشاره به مستندانی که به‌طور روشن در این رابطه وجود دارد، تصریح کرد: اگر در کوتاه‌مدت نتیجه کمی داشته باشد قطعاً در میان‌مدت و درازمدت نتایج مهمی خواهد داشت.
افزون بر این، «بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران درباره احضار کاردار موقت سفارت انگلیس درتهران گفت:تأکیدگردید از نظر جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که سخنگوی گروهک مزدور الاحوازی اجازه یابد مسوولیت این اقدام تروریستی را از طریق یک شبکه تلویزیونی مستقر در لندن اعلام کند.
بر اساس این گزارش، دیپلمات انگلیسی ضمن ابراز تأسف از این حادثه و محکوم کردن آن، گفت که سفیر انگلیس در تهران (که در لندن به سر می برد) به محض آگاهی از این حادثه در پیامی آن را محکوم کرده و مقامات وزارت خارجه آن کشور نیز بلافاصله اقدام به اتخاذ موضع کرده اند.
وی ادامه داد که این حملات در هر مکانی که اتفاق بیافتد، مهم است و باید با آن برخورد شود؛ چرا که تروریسم مرز نمی شناسد. کاردار انگلیس تأکید کرد که اعتراض تهران را فوراً به لندن منعکس می‌کند.
در همین پیوند، سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس در لندن نیز تائید کرد که تاکنون راب ماکر سفیر انگلیس در تهران، الیستر برت معاون وزیر امور خارجه انگلیس و کاردار سفارت انگلیس در تهران مراتب تسلیت خود را در رابطه با حادثه دیروز ابلاغ کرده اند.
ایران اینترنشنال یک شبکهٔ تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی‌ زبان با تمرکز بر برنامه‌های سیاسی و اجتماعی است که مرکز آن در لندن قرار دارد.
این شبکه از روز پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه 1396پخش برنامه‌های خود را آغاز کرد.
ایران اینترنشنال همچنین پخش مستقیم نشست گروهک منافقین را در کارنامه خود دارد.
اروپام ** هـ ن **1590
انتهای پیام /*

No responses yet

Sep 22 2018

استانداری خوزستان آمار قربانیان حمله به رژه اهواز را ۲۵ نفر اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی


رادیوفردا: ساعتی پیش خبرگزاری ایسنا به نقل از معاون سیاسی استاندار خوزستان تعداد قربانیان حادثه اهواز در روز شنبه را «۲۵ نفر» اعلام کرد. پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

در حالی که آمار رسمی قربانیان حادثه رژه شهر اهواز تا اوایل بعدازظهر شنبه هم‌چنان ۱۱ نفر بود،‌ خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از یک منبع آگاه تعداد آنها را ۲۴ نفر اعلام کرده بود.

پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

مجتبی ذوالنوری، نماینده مجلس و رئیس فراکسیون دفاع و اقتدار ملی در مجلس، حتی آمار ۲۹ نفر را نیز برای قربانیان حادثه اعلام کرده است. با این حال این آمار هنوز رسما تایید نشده است.

تیراندازی صبح شنبه، ۳۱ شهریورماه، در زمان برگزاری رژه نظامی در شهر اهواز چند کشته و مجروح بر جای گذاشت. رسانه‌ها در ایران از این حادثه به عنوان «حمله تروریستی» یاد می‌کنند.

به گفته معاون سیاسی استاندار خوزستان، تعداد قربانیان این حادثه در اهواز به ۱۱ نفر رسید و «احتمال افزایش آن وجود دارد».

این مقام تعداد مجروحان حادثه را نیز «بیش از ۳۰ نفر» اعلام کرد.

در بعضی گزارش‌ها تعداد قربانیان این حادثه ۱۲ نفر قید شده که در میان آنها «یک کودک چهار ساله» نیز بوده است.

در حالی که رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران، گروه موسوم به «الاحوازیه» را مسئول این حمله معرفی کرده، هنوز هیچ گروهی رسما اعلام مسئولیت نکرده است.

آقای شریف، جریان الاحوازیه را تحت حمایت عربستان سعودی، توصیف کرد.

در همین حال، «یعقوب حُر التستری» که خود را سخنگوی «جنبش عربی آزادی‌بخش الاحواز» معرفی می‌کرد، در گفت‌وگو با رادیوفردا، این حمله مسلحانه به رژه نظامی اهواز را به گروهی موسوم به «مقاومت ملی الاحواز» نسبت داد.

ساعاتی پس از این حادثه، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران با انتشار پیامی، به این حمله مسلحانه واکنش نشان داد و «حامیان تروریسم در منطقه و اربابان آمریکایی‌شان» را مسئول این حملات نامید.

وزیر خارجه ایران، تاکید کرد: «واکنش ایران، سریع و قاطع خواهد بود.»

ظریف در صفحه توئیتر خود نوشت: «تروریست‌هایی که توسط یک رژیم خارجی به کار گرفته، آموزش دیده، مسلح شده و از آنها دستمزد گرفته بودند به اهواز حمله کردند. کودکان و بزرگسالان در میان تلفات حادثه بودند.»

Terrorists recruited, trained, armed & paid by a foreign regime have attacked Ahvaz. Children and journos among casualties. Iran holds regional terror sponsors and their US masters accountable for such attacks. Iran will respond swiftly and decisively in defense of Iranian lives. pic.twitter.com/WG1J1wgVD9

— Javad Zarif (@JZarif) September 22, 2018

خبرنگار شبکه خبر تلویزیون ایران می‌گوید این حادثه «در اوایل» رژه نظامی در شهر اهواز اتفاق افتاده و «مراسم رژه کاملا به هم ریخته» بود.

بر اساس گزارش خبرنگار شبکه خبر، مهاجمان از پارکی که پشت محل جایگاه برگزاری مراسم رژه نیروهای مسلح بود به سمت جایگاه تیراندازی کرده‌اند.

خبرگزاری مهر از اهواز گزارش می‌دهد که مهاجمان «دو نفر بودند و لباس نظامی بر تن داشتند».

این خبرگزاری تنها از چند مجروح به دنبال این حادثه خبر می‌دهد و می‌گوید که مهاجمان «به سمت مردم» تیراندازی کرده‌اند.

به گزارش رویترز به نقل از یک خبرنگار، تیراندازی توسط افراد مسلح «از پشت جایگاه» آغاز شده است.

این خبرنگار از «چند کشته و زخمی» در صحنه این تیراندازی خبر داده است.

​خبرگزاری تسنیم نیز در گزارش خود از حادثه رژه نظامی اهواز، از مرگ «هشت تا ده نفر» تماما از نیروهای سپاه پاسداران خبر می‌دهد.

آن طور که در این گزارش آمده است، مهاجمان نیز دست‌کم چهار نفر بوده‌اند، دو نفر از آنها کشته شده‌اند و به گفته تسنیم دو نفر دیگر «هم‌چنان تحت تعقیب‌اند».

خبرگزاری فارس در گزارش خود از این حادثه می‌نویسد: «۳۰ دقیقه پس از آغاز رژه گذشته بود که ناگهان دو نفر از میان جمعیت به مردمی که در حال مشاهده رژه بودند تیراندازی کردند. گفته می‌شود که دو نفر با اسلحه گرم پس از تیراندازی به سمت مردم قصد تیراندازی به سمت جایگاه را داشتند که توسط نیروهای مسلح مضروب شدند.»

تیراندازی به مراسم رژه نظامی اهواز و کشته و زخمی شدن شماری از افراد حاضر در محل، با واکنش‌های بین‌المللی نیز همراه بود،

ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهوری روسیه، در پیامی به حسن‌ روحانی، همتای ایرانی خود ضمن همدردی و تسلیت ابراز امیدواری کرد که «تمامی عوامل این اقدام جنایتکارانه و خونین مجازات شوند.»

در بخشی از پیام ولادیمیر پوتین بر «آمادگی این کشور برای همکاری با ایران برای مقابله و مبارزه همه‌جانبه علیه تروریسم» تاکید شده است.

همچنین قاسم الاعرجی، وزیر کشور عراق، نیز حمله «تروریستی» اهواز را محکوم کرد.

به گزارش ایرنا، در پیام وزیر کشور عراق آمده است که «این حمله در سالروز حمله دشمنانه صدام به ایران بار دیگر ماهیت تروریست ها و عوامل استکباری و خوی دشمنانه آنان علیه ملت مسلمان ایران را نشان داد.»

محمد فیصل، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز از نخستین مقام‌های کشورهای خارجی بود که به این حادثه واکنش نشان داد و این حمله را «به شدت» محکوم کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان با تسلیت این حادثه به خانواده ها و بازماندگان حادثه تاکید کرد: «دولت پاکستان، اقدامات تروریستی را در هر نوع و شکل خود محکوم می کند.»

خانم رفعت مسعود، سفیر پاکستان در ایران نیز با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در توییتر، این اقدام «تروریستی» را محکوم کرد و نوشت: «پاکستان در این لحظات سخت در کنار کشور دوست و برادر خود ایران می‌ایستد.»

روز شنبه، سی‌و یکم شهریورماه مصادف است با سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق و به همین مناسبت در چندین شهر کشور رژه نظامی همراه با به نمایش گذاشتن ادوات جنگی و تسلیحات برپا می‌شود، از جمله در تهران این مراسم با سخنرانی حسن روحانی، در بندرعباس با سخنرانی علی لاریجانی و همچنین در اهواز با رژه نیروهای مسلح ارتش و سپاه برگزار شد.

No responses yet

Jul 26 2018

«تخریب کامل گورهای جمعی اهواز توسط شهرداری»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: قبر دسته جمعی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در اهواز، عکس آرشیوی است

وب‌سایت عدالت برای ایران در گزارشی از «تخریب کامل گورهای جمعی» قربانیان دهه ۶۰ و دیگر قبور زندانیان سیاسی اهواز از سوی شهرداری این شهر خبر داده است.

وب‌سایت «عدالت برای ایران»، چهارشنبه (سوم مرداد) با انتشار این خبر نوشته که «ماموران شهرداری اهواز در آخرین روزهای تیرماه تحت عنوان ساخت بلوار و فضای سبز، گور جمعی قربانیان کشتار ۶۷ و سایر مزارهای زندانیان سیاسی را کاملا تخریب کردند.»

بر اساس گزارش وب‌سایت عدالت برای ایران، اخبار، فیلم‌ها و عکس‌های این اقدام «شهرداری اهواز» از سوی وب‌سایت «عدالت برای ایران راستی‌آزمایی شده» است.

در این گزارش آمده «سراسر منطقه‌ای که قبلا گورهای جمعی و تکی زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ بود با استفاده از بیل مکانیکی با خاک یکسان شده» و این منطقه در حال حاضر «تحت نظارت شدید امنیتی قرار دارد.»

برخی «شاهدان عینی» نیز به «عدالت برای ایران» گفته‌اند که «کل عملیات از میان بردن تمامی آثار و سنگ‌هایی که به وسیله خانواده‌ها گذاشته شده بود، کمتر از ۲۴ ساعت طول کشیده‌ است.»

وب‌سایت «عدالت برای ایران» به نقل از شماری از خانواده‌های قربانیان دهه ۶۰ نوشته «در سال ۶۷ و در جریان کشتار زندانیان سیاسی، حداقل ۴۴ زندانی سیاسی مرد و زن در اهواز را در گورهای جمعی در منطقه پادادشهر دفن کردند.»

فردی به نام عیسی بازیار نیز به عنوان «شاهد عینی» به «عدالت برای ایران» گفته‌ که «اوایل مرداد ۶۷ شاهد بوده که اجسادی را هنگام شب درون گودال‌های تازه‌حفرشده می‌ریخته‌اند. خانواده‌ها معتقدند که مسئولان بلافاصله بعد از دفن اجساد بر روی آنها بتن ریخته‌اند تا آنها نتوانند زمین را بکنند و پیکر عزیزان‌شان را پیدا کنند.»

به گزارش عدالت برای ایران، این مزارها در طول سال‌های گذشته، «همواره دستخوش بی‌حرمتی و تلاش مقامات حکومتی برای پنهان‌کاری» بوده و «برای بیش از یک دهه، دور تا دور این منطقه را با زباله و نخاله‌های ساختمانی پوشانده بودند تا آن را از دید عموم محو، و دسترسی خانواده‌ها به آن را دشوار سازند.»

بر اساس این گزارش، با آنکه عملیات «شهرداری» در این منطقه در اوائل سال ۹۶ آغاز شده بود، «اما پس از اطلاع‌رسانی خانواده‌ها و هشدار سازمان‌های حقوق بشری و سازمان ملل درباره احتمال تخریب گورهای جمعی، متوقف شد.»

«عدالت برای ایران» و و سازمان عفو بین‌الملل در اردیبهشت‌ماه سال جاری با انتشار یک گزارش تحقیقی، نسبت به تخریب «گورهای جمعی به قصد از میان بردن مدارک جرم درباره کشتار ۶۷» هشدار داده بودند.

بر اساس گزارش این دو سازمان، مقام‌های جمهوری اسلامی قبرهای دسته جمعی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را حداقل در هفت شهر ایران «عامدانه» تخریب کرده‌اند.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنین طی سه دهه اخیر بارها گورستان خاوران در تهران را تخریب کرده‌اند.

مقام‌های جمهوری اسلامی به ندرت درباره اعدام دسته جمعی زندانیان در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند و همچنین محل دفن این زندانیان نیز هیچگاه به صورت رسمی اعلام نشده است.

اکثر زندانیان اعدام شده در آن سال را اعضای گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب توده، فدائیان و دیگر گروه‌های چپگرا تشکیل می‌دادند که پیش از آن محاکمه شده و در حال گذراندن دوران زندان خود بودند.

به گفته آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله روح‌الله خمینی شخصاً دستور اعدام کسانی را که به گفته او «در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» صادر کرد.

بسیاری از آن اعدام‌شدگان در گورستان خاوران، به شکل گمنام و در قبرهای دسته جمعی به خاک سپرده شدند.


ویدئوی جدید سازمان «عدالت برای ایران» در مورد تخریب گورهای جمعی اهواز
منابع: عدالت برای ایران و رادیو فردا؛ ب.ب / پ.پ

No responses yet

Sep 05 2017

عفو بین الملل خواستار توقف فوری تخریب گور جمعی اعدام شدگان ۶۷ در اهواز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: عکس هرانا از گور جمعی اعدام شدگان ۶۷ در اهوازسازمان عفو بین الملل روز دوشنبه با شروع کمپینی خواستار توقف فوری روند تخریب یک گور جمعی در شهر اهواز در جنوب ایران شده است.

این سازمان قبلا در ماه مه گزارش داده بود که بقایای پیکر حداقل ۴۴ نفر که به طور فراقانونی در سال ۱۳۶۷ اعدام شده اند در این محل قرار دارد.

این سازمان ابراز نگرانی کرده است که عملیات ساخت و ساز جاری در این محل باعث از میان رفتن شواهد مهم پزشکی قانونی و از دست رفتن فرصت رسیدن به عدالت برای قربانیان آن کشتارها در سراسر ایران می شود.

به گزارش عفو بین الملل روند ساخت و ساز اوایل سال جاری شمسی در این محل شروع شد و تصاویر ویدئویی نشان می دهد که محل به تدریج زیر تله ای از مواد ساختمانی دفن می شود.

این گروه کمپینی را برای جلوگیری از تخریب این گور شروع کرده است.

فیلیپ لوتر مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل در این گزارش با اشاره به تخریب این قبرستان می‌گوید: “شواهد موجود در این گورهای دسته جمعی می‌تواند با بولدوزر زدن این محوطه از بین برود. همچنین خانواده‌های قربانیان از حقوق خود برای کشف حقیقت، رسیدگی عادلانه، جبران خسارت از جمله حق خاکسپاری عزیزان خود محروم می‌شوند.”

او افزود: “به جای بی حرمتی به این گور با ریختن زباله و بازمانده های عمرانی و زجر دادن بیشتر خانواده هایی که به خاطر تلاش خود برای حفاظت از یاد و خاطره عزیزانشان با سرکوب روبرو بوده اند، مقام ها باید با عمل به وظیفه خود کلیه گورهای جمعی ایران را حفظ کنند تا تحقیقات درباره اعدام های فراقانونی ۱۹۸۸ و سایر کشتارهای جمعی انجام شود.”

این سازمان چهار ماه پیش در گزارشی نوشته بود که مقام ها تخریب این محوطه را اعلام نکردند و خانواده های اعدامی ها از یک کارگر ساختمانی شنیدند که قرار است سطح سیمانی گور تخریب و روی آن ساختمان ساخته شود.


این محل در سه کیلومتری گورستان بهشت آباد اهواز قرار داردبراساس این گزارش گور جمعی اهواز در یک قطعه زمین خشک در سه کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد قرار دارد .

به گزارش عفو بین الملل در اهواز مقام ها در سال ۶۷ روی این گور بتن خالی کردند ظاهرا به این دلیل که نمی خواستند خانواده های کشته ها محل را حفر و اجساد آنها را خارج کنند.

بهار امسال یک کارگر ساختمانی به یکی از بستگان یکی از کشته ها که به محل رفته بود گفت که عملیات پهن کردن جاده کنار این گورستان در جریان است و در مرحله بعد لایه بتنی گور جمعی کاملا تخریب خواهد شد تا یک “فضای سبز” یا یک مرکز تجاری جای آن را بگیرد.

این سازمان اشاره می کند که این تنها گور جمعی کشتارهای ۱۳۶۷ نیست که با خطر تخریب روبروست و اشاره می کند که ظاهرا تلاش هایی برای دستکاری یک محوطه دیگر از این نوع در مشهد، جایی که تصور می شود ۱۷۰ زندانی سیاسی در آن مدفون هستند، در جریان است.

تابستان امسال بیست و نهمین سالگرد اعدام های تابستان ۱۳۶۷ در ایران است. در آن سال چندین هزار زندانی سیاسی به طور مخفیانه اعدام شدند و اجساد آنها شبانه در گورهای جمعی قرار داده شد.

این گروه اشاره می کند که آن اعدام ها به فاصله کوتاهی پس از تهاجم مسلحانه اعضای سازمان مجاهدین خلق در ابتدای تابستان ۱۳۶۷ از عراق به ایران انجام شد.

خانواده های اعدامی ها به طور شفاهی از کشته شدن آنها مطلع شدند اما اجساد هرگز تحویل خانواده ها نشد و حتی بیشتر نقاط دفن علنی نشد.

بیشتر بخوانید:
احمد خاتمی خواهان ‘مدال دادن’ به مجریان اعدام‌های ۶۷ شد
امیر ارجمند: موسوی از اعدام های 67 بی خبر بود
در بیست و پنجمین سالگرد اعدام های تابستان ۶۷،مردم چه به یاد دارند؟
درخواست از سازمان ملل: اعدام‌های ۶۷ را جنایت علیه بشریت بدانید
ادامه بازجویی از احمد منتظری در ارتباط با فایل صوتی اعدام‌های ۶۷
پورمحمدی درباره اعدام‌های ۶۷: افتخار می‌کنیم حکم خدا را اجرا کردیم
اعدام‌های ۶۷؛ ‘بیست نماینده خواهان برکناری علی مطهری از نایب رئیسی مجلس شدند’

No responses yet

Jun 03 2017

جسد بچه‌هایمان را تحویل ندادند، می‌خواهند گورشان را خراب کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «بچه‌های ما را در گورهای دسته جمعی دفن کردند؛ یک کانال کنده و همه را کنار هم دفن کرده و روی کانال را با سیمان پوشانده بودند. بعد از مدتی هر کس اسم عزیزش را روی یک تکه سنگ مرمر نوشت و گذاشت تا نشانی مزار را گم نکند.»

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان «بهشت آباد» واقع شده است: «قبلا آن زمین نخلستان بود که تبدیل به بیابان شده بود. از بهشت آباد که بیرون می آمدی، یک جاده خاکی و متروکه بود که خانواده ‌ها با ماشین خودشان را به آن‌جا می‌رساندند. اعدامی‌های سال‌های 61 و 62 اول در آن جا دفن شدند تا رسید به سال 67 و اعدامی‌های 67 را هم همان جا دفن کردند.»

او خاطره‌ای از یکی از مادرهای داغ‎دار شنیده که با گذشت 29 سال از آن روزها هنوز در یادش مانده است: «یکی از مادرها که یکی از فرزندانش را سال 61 از دست داده بود و به مزار بچه‌اش سر می‌زد، در تیرماه 67 متوجه کندن این کانال که الان قبر دسته جمعی بچه‌ها است، شده بود. او یک بار حین برگشتن از مزار فرزندش متوجه شده بود ماشین آب پاشی آن جا ایستاده است و چیزهایی داخل کانال ریخته می‌شود اما فاصله زیاد بوده و او متوجه نبوده چه کاری در حال انجام است. بعدها همان مادر متوجه شد قبر فرزند دیگرش آن جا است.»

نوروز امسال که خانواده‌ها سر مزار عزیزان شان می‌رفتند، می بینند اطراف قبرها پر از نخاله‌های ساختمانی شده است: «حجم عظیمی از خاک روی گورهای جمعی ریخته شد به طوری که سطح مسطح قبلی تبدیل به یک تپه کوچک شده است. انگار یک پروژه ساختمانی در حال اجرا است که در صورت تکمیل شدن سازه، روی تعدادی از قبرها قرار می‌گیرد و تعداد دیگری از قبرها هم روی کناره جاده قرار می‌گیرند و از بین می‌روند.»

یک کارگر ساختمانی در اواخر اردیبشهت ماه به اعضای خانواده‌ها که به محل گورهای جمعی رفته بودند، گفته قرار است جاده‌ای که از کنار گورهای جمعی می‌گذرد را تا نزدیکی آن‌ها تعریض کنند و در مرحله بعدی، گورهای سیمان‌شده به منظور ایجاد فضای سبز یا احداث یک مجتمع تجاری ویران خواهند شد. این موضوع نگرانی خانواده‌های اعدام شدگان را بیش تر کرده است. یکی از آن‌ها می‌گوید: «جسد عزیزان‎مان را که تحویل ندادند، اجازه برگزاری مراسم هم ندادند، دل‎مان به همین سنگ‌های کوچک و اسم‌ها خوش است، این را هم می‌خواهند از ما بگیرند.»

آن‌ها صدای خودشان را به سازمان‌های حقوق بشری رسانده‌اند. «سازمان عفو بین الملل» و سازمان غیردولتی «عدالت برای ایران» در اطلاعیه‌ای مشترک نسبت به تخریب این قبرها هشدار داده‌اند. «شادی صدر»، مدیر سازمان عدالت برای ایران می‌گوید: «طی سالیان گذشته مقامات درد و رنج غیرقابل تحملی را به خانواده‌های قربانیان اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷ تحمیل کرده‌اند. آن‌ها خانواده‌ها را از حق دفن محترمانه عزیزان‌شان محروم و آن‌ها را مجبور کرده‌اند که برای بازدید از مزار عزیزان‌شان از میان تپه‌های زباله‌ها عبور کنند. حالا هم قصد دارند آرامگاه قربانیان را نابود و خاطره‌ آن‌ها از تاریخ محو کنند.»

در این اطلاعیه تاکید شده است گورهای ‌جمعی، صحنه‌ جرم‌ به حساب می‌آیند و برای حفظ آن ها نیاز است که متخصصان جرم‌شناسی به کار گرفته شوند تا حفاری‌های لازم را انجام داده و از حفظ آثار جرم و شناسایی دقیق پیکرها اطمینان حاصل کنند. مقامات ایران با تخریب محل گورهای جمعی، شواهد مهمی را از بین می‌برند که یک روز می‌توانند برای روشن شدن تعداد و هویت کسانی که به‌دست حکومت کشته شدند، استفاده شوند.

«مگدلانا مغربی»، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل هم می‌گوید: «مقامات ایران به جای تلاش برای محوکردن یاد کشته‌‌شدگان و جلوگیری از اجرای عدالت، باید از گورهای جمعی مربوط به کشتار سال ۱۳۶۷ حفاظت و مراقبت کنند تا روزی که انجام تحقیقات مستقل و موثر ممکن شود. خانواده‌ها حق دارند بدانند بر سر عزیزان‌شان چه آمده است و آن ها را به طور محترمانه دفن کنند.»

خانواده‌های قربانیان اعدام‌های 67 تحت فشارهای شدید امنیتی هستند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «مدام تهدید می‌شویم. می گویند چرا به مزار عزیزان‎تان سر می‌زنید و چرا با آن هایی که خارج از ایران هستند، تماس دارید؟ ما به سختی می‌توانیم از وضعیتی که برای قبرهای بچه‌ها پیش آمده، اطلاع رسانی کنیم. لااقل شما حرف دل ما را بزنید. این قبرها برای ما عزیز هستند؛ خیلی عزیز.»

No responses yet

May 19 2017

اختصاصی: کشف گور جمعی اعدامیان دهه شصت در اهواز

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


من وتو:

  • شهرداری اهواز در روزهای گذشته در جریان عملیات تعریض یک خیابان در اهواز با گور گروهی مواجه شده است.
  • منابع قابل اعتماد محلی گزارش می‌دهند این گورگروهی در منطقه‌ای کشف شده که سایر گورهای جمعی اعدامیان دهه ۶۰ شمسی در آن حضور دارند.

شهرداری اهواز در روزهای گذشته در جریان عملیات تعریض یک خیابان در اهواز با گور گروهی مواجه شده است.

آنطور که منابع قابل اعتماد محلی به اتاق خبر من و تو و سازمان عدالت برای ایران گزارش می‌دهند این گورگروهی در منطقه‌ای کشف شده که سایر گورهای جمعی اعدامیان دهه ۶۰ شمسی در آن حضور دارند.

طبق این اطلاعات که اسناد آن در اختیار اتاق خبر قرار گرفته، ماموران شهرداری هنگام گودبرداری زمین‌های انتهای فاز ۲ پادادشهر و بلوار بنکدار اهواز به یک گور جمعی بر خورند که با سیمان پوشیده بود.

شاهدان عینی می‌گویند که ماموران پس از  کشف این‌ گورها، بالافاصله روی آن‌ها خاک ریخته‌اند و به اتمام عملیات تعریض این خیابان ادامه داده‌اند. محل قرار گرفتن این گور جمعی به گونه‌ایست که اجساد در جاده جدید در حال ساخت باقی خواهند ماند ومحل دفن این اجساد که به گفته ساکنان منطقه از قربانیان دهه شصت هستند، به محل تردد خودروها اختصاص خواهد یافت.

از سوی دیگر که سطح این گور جمعی مانند دیگر گورهای جمعی منطقه با سیمان پوشیده شده و امکان کشف هویت اجساد را از بین برده است.

زندان فجر اهواز در سال ۱۳۶۷ محل اعدام دسته‌جمعی ده‌ها زندانی سیاسی بود. بسیاری از خانواده‌ها پس از اعدام زندانیان مطلع می‌شدند که پیکر آن‌ها در یک گور جمعی در بیابانی در نزدیکی گورستان بهشت آباد دفن شده‌اند. این گورهای جمعی همواره از سوی مسوولان جمهوری اسلامی «لعنت آباد» خوانده شده و در مقابل خانواده زندانیان سیاسی دهه ۶۰ آن‌ها را « مزار» می‌نامند.

تصاویر رسیده به اتاق خبر نشان از نگرانی بازمانده اعدامیان دهه شصت و اعتراض آن‌ها نسبت به بی‌احترامی‌های مداوم مسوولان نسبت به این گورهای جمعی دارند. با توجه به این تصاویر هم‌چنین به نظر می‌رسد که محل قرار گیری گورهای جمعی اطراف گورستان بهشت آباد اهواز به محلی برای دفن و گردآوری زباله اختصاص یافته‌اند.

طبق اطلاعاتی که عدالت برای ایران در اختیار اتاق خبر قرار داده، ماموران برای پنهان کردن گورهای جمعی اعدام‌های سال ۶۷ از دید رهگذران و خودروها این منطقه را با نخاله‌های ساختمانی پوشانده بودند. با این حال خانواده‌های زندانیان اعدام شده دهه ۶۰ همواره به «مزار» نزدیکان خود سر می زنند. این خانواده‌ها اما از وجود این گور جمعی تازه کشف شده اطلاعی نداشته‌اند.

در تابستان ۱۳۶۷ با فتوای روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، هزاران زندانی سیاسی در سراسر ایران به طور مخفیانه و گروهی اعدام شدند.

در برخی از شهرها از جمله اهواز، پیکرهای به جا مانده از اعدام‌ها را در گورهای جمعی دفن کرده‌اند. بیش‌تر این زندانیان در دادگاه‌های انقلاب به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند. بسیاری از این زندانیان از اعضای بازداشت شده مجاهدین خلق بودند که حبس آن‌ها پیش از تابستان ۶۷ به پایان رسیده‌بود. اما با شروع عملیات مرصاد، بسیاری از این زندانیان اعدام شدند.

No responses yet

May 16 2017

کشته شدن دو مأمور پلیس اهواز به دست افراد مسلح “نقاب‌دار”

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

دویچه‌وله: در ساعات اولیه بامداد روز ۲۵ اردیبهشت دو تن از مأموران انتظامی خوزستان به ضرب گلوله افراد ناشناس کشته شدند. افراد مسلح “نقاب‌دار” به یک کلانتری در اهواز حمله کرده و به روی مأموران آتش گشودند.

علی قاسم‌پور، معاون فرماندهی انتظامی استان خوزستان، از کشته شدن دو مأمور فرماندهی انتظامی شهرستان اهواز خبر داد. دو مأمور پلیس نیز در جریان این حمله مجروح شده‌اند.

معاون فرمانده انتظامی خوزستان ضمن اشاره به کشته شدن این دو مأمور در پی “حمله مسلحانه افراد ناشناس” گفت که “تلاش برای شناسایی و دستگیری ضاربان” از همان لحظات اولیه پس از حمله آغاز شده است.

خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان، نزدیک به نیروهای امنیتی ایران، زمان دقیق حمله را ساعت یک و پنج دقیقه بامداد دوشنبه (۲۵ اردیبهشت / ۱۵ مه) اعلام کرده است.

این خبرگزاری درباره جزئیات حادثه نوشته است: «تعدادی شرور مسلح نقاب‌دار با حمله به نگهبان در ورودی کلانتری ۲۲ کوی مجاهد اهواز وی را مجروح و وارد کلانتری شده و شروع به تیراندازی می‌کنند».

معاون فرمانده انتظامی خوزستان گفته است: «در حمله مسلحانه به این مرکز انتظامی افراد مسلح پس از آتش گشودن به سمت ماموران از محل حادثه متواری شده‌اند».

در همین زمینه:

دستگیری متهمان حمله به ایستگاه پلیس در حمیدیه
مرگ ۳ سرباز نیروی انتظامی خوزستان در حمله مسلحانه افراد ناشناس

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .