اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'بسیجی'

Jan 02 2020

رسول بداقی: نظام از برخی دانش‌آموزان برای سرکوب معترضان استفاده می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: در میان خبرهای دردناک منتشر شده از سرکوب و کشتار معترضان آبان ۱۳۹۸، خبر کشته شدن دست‌کم ۱۸ کودک با میانگین سنی بین ۱۳ تا ۱۷ سال با شلیک مستقیم گلوله، واکنش‌های زیادی را برانگیخت.
خبرهای پراکنده از بازداشت دانش‌آموزان منتشر شدند؛ بازداشت‌هایی که به گفته منابع آگاه، توام با شکنجه و آزار جنسی دانش‌آموزان در بازداشتگاه‌ها گزارش می‌شوند.

«رسول بداقی»، از فعالان صنفی معلمان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، ضمن ابراز هم‌دردی با خانواده‌های جان‌باختگان این اعتراضات، در انتقاد به رفتار حاکمیت با دانش‌آموزان کشته و بازداشت شده در تجمعات اعتراضی آبان‌ ۱۳۹۸ می‌گوید: «حاکمیت از کودکان و نوجوانان دانش‌آموز استفاده ابزاری و سوء استفاده سیاسی می‌کند. هر وقت به حضور آنان در استقبال از رجال‌های سیاسی نیاز دارد، یا به مناسبت‌های گوناگون، آن‌ها را در سرما و گرما به خیابان‌ها می‌کشاند یا در محوطه مدرسه سر پا نگه می‌دارد‌ و به شعار دادن وادار می‌کند‌. هر گاه هم احساس امنیت خود را در تعطیلی مدارس می‌بیند، با یک زیرنویس ناقابل در تلویزیون، اعلام تعطیلی می‌کند و مدارس کشور را به دلایل واهی و بی‌خود به تعطیلی می‌کشاند.»

این فعال صنفی با اشاره به حضور دانش‌آموزان و معلمان در میان معترضان و سرکوب و بازداشت آن‌ها، به نکته مهمی اشاره می‌کند: «گذشته از سرکوب و بازداشت دانش‌آموزان، اتفاق هولناکی در حال وقوع است که از دید اهالی رسانه مغفول مانده است. نظام حاکم در ایران برخلاف تمامی معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی که امضا کرده است و برخلاف وجدان انسانی، برخی از دانش‌آموزان و کودکان زیر ۱۸ سال را که در تشکلی به نام بسیج دانش‌آموزی جذب کرده، برای سرکوب معترضان به خیابان‌ها می‌آورد.»

این فعال صنفی می‌گوید: «گاهی نیروهای بسیج به واسطه آموزه‌های ایدئولوژیک و سوء استفاده از کم سن و سال بودن اعضا در مقایسه با سربازان و نیروهای کادری نیروی انتظامی، دست به خشونت‌‌های بیشتری می‎‌زنند.»

این عضو ارشد «کانون صنفی معلمان ایران» که خود سابقه بازداشت و زندانی شدن به دلیل فعالیت‌های صنفی معلمان و پی‌گیری مطالبات این صنف از جامعه را در کارنامه خود دارد، بر این باور است که امروز شیوه برخورد نیروهای امنیتی در برخورد با معلمان و اعضای تشکل‌های صنفی به نسبت سال‌های گذشته تغییر کرده است: «حالا دیگر نیروهای امنیتی بدون این‌که افراد را بازداشت کنند، وسایل شخصی مانند موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های معلمان و خانواده‌های آن‌ها را ضبط می‌کنند. سپس با بررسی اطلاعات موجود در آن‌ها، به دنبال اتهام برای فرد می‌گردند. آن‌ها فرد را در بازداشتگاه نگه‌داری نمی‌کنند تا بدون سر و صدا، افراد را آزار بدهند. نیروهای امنیتی پس از بررسی محتویات موبایل‌ها، اتهاماتی را وارد، سپس چند دقیقه‌ای آن‌ها را به نام بازپرسی و تفهیم اتهام، به یکی از شعب دادسرا احضار می‌کنند و پس از مدتی آن‌ها را برای دفاع آخر، به دادگاه‌ها فرا می‌خوانند. سپس بدون توجه به دفاعیات متهم، آن‌ها را با احکام سنگین روبه‌رو می‌کنند.»

به گفته این فعال صنفی، تنها در خراسان شمالی هفت تن از معلمان، از جمله «محمدرضا رمضان‌زاده» به دو سال زندان و ۶۴ ضربه شلاق و «حمیدرضا رجایی» به شش ماه زندان محکوم شده‌اند. «رضا رمضان‌پور» نیز به دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق (۱۴۸ ضربه) محکوم شده است. «سعیدحق شناس»، «فروتن»، «مصطفی رباطی» و «جوهری» هم تبرئه شده‌اند.

او فهرستی از احکام کوتاه و بلند مدت صادر شده برای معلمان در سراسر کشور در ۹ ماهی که از سال ۱۳۹۸ گذشته است، ارایه می‌کند: «در کردستان، “اسکندر لطفی” دادگاهی شده و منتظر صدور حکم است. “امیدشاه محمدی” به ۱۵ماه زندان محکوم شد. “طاهر قادرزاده” به دو ماه زندان تعلیقی و “محمد قادری”، “خالد عبداللهی” و یکی دیگر از معلمان از همین اتهام تبرئه شده‌اند. در بوشهر معلمی به نام “حسین رضایی” به ۱۸ ماه زندان تعزیری و در شهر کرج معلم دیگری به نام “علی عابدینی” به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شده‌اند. همه این محکومیت‌ها هم به جرم فعالیت صنفی و پی‌گیری مطالبات بر حق معلمان بوده است.»

این فعال صنفی با اشاره به فشارهای گسترده بر معلمان و فعالان صنفی در سراسر ایران می‌گوید: «یکی از همکاران ما به نام “مریم زیرک” که ساکن قزوین است، در اسفند ۱۳۹۷، هنگامی که در حال رفتن به مدرسه محل خدمتش بوده، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تفتیش بدنی شده است. موبایل او را توقیف و با خودشان برده بودند. چندی بعد “شمس‌الله غلامی”، رییس آموزش و پرورش ناحیه یک قزوین هم حکم ایشان را لغو کرد. در نهایت هم توسط “شجاع ذوقی”، رییس دادگاه به ۹ ماه زندان تعزیزی محکوم شد که پرونده‌اش در حال حاضر در مرحله تجدیدنظر است.»

رسول بداقی اضافه می‌کند: «دو معلم دیگر در قزوین به دلیل پی‌گیری مطالبات صنفی خود، به ترتیب به ۹ و شش ماه زندان محکوم شده‌اند که به دلایل امنیتی خواسته‌اند نامی از آن‌ها برده نشود.»

بداقی در مورد بازداشت گسترده معلمان در تهران به «ایران‌وایر» می‌گوید: «در تهران، “محمدتقی فلاحی”، “حسین غلامی”، “اسماعیل گرامی”، “عالیه اقدام دوست”، “ذوالنور” و خودم توسط “فرشید دهقان”، رییس شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری کارکنان دولت به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شدیم. همکار دیگرمان، “محبوبه فرحزادی” هم پرونده‌اش در جریان رسیدگی است. پرونده “هاله صفرزاده” پس از چند هفته بازداشت، بازجویی و زندان انفرادی، در مرحله رسیدگی قرار دارد. “جعفر ابراهیمی” هم چندین بار احضار و بازجویی و حکم توبیخ برای او صادر شده است. دادخواهی معلمان زندانی، “محمود بهشتی”، “اسماعیل عبدی” و “محمد حبیبی” را رد کرده‌اند و از فرستادن آن‌ها به مرخصی که یکی از حقوق هر زندانی است، خودداری می‌شود؛ تا آن جا که محمد حبیبی به خاطر نادیده گرفتن حقوق واقعی زندانیان توسط دادستان، دست به اعتراض مدنی زده است و از رفتن به صف آمار خودداری می‌کند.»

به گفته این فعال صنفی، در استان آذربایجان شرقی دو معلم و فعال صنفی معلمان به نام‌های «لطیف روزی‌خواه» و «علی حاجی» چندین بار احضار، بازداشت و بازجویی شده‌اند. پرونده آن‌ها هم در حال رسیدگی است .

رسول بداقی می‌گوید: «در تبریز چند معلم دیگر که احضار، بازداشت و تهدید شده‌اند که به دلایل امنیتی، تمایلی ندارند نامی از آن‌ها برده شود. در شهرستان ابهر، “احمد تقوی”، همکار ما به ۱۵ ماه حصر در خانه محکوم شده است. در شهرضا، “حمید رحمتی” در آبان ‌ماه بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. او از لحظه بازداشت، اعتصاب غذای خشک کرد. اما مدتی بعد با برگزاری کمپین حمایتی معلمان از وی و وخامت حال او، به مرخصی اعزام شد. در حال حاضر حکم باز به او داده‌اند و باید هر صبح خود را به زندان معرفی و به زندانیان تدریس کند و شب به خانه بازگردد. در شیراز، “محمدعلی زحمتکش” به هشت ماه زندان محکوم شده بود که به تازگی مدت زمان محکومیت خود را به پایان برده و آزاد شده است. در رشت، “عزیز قاسم‌زاده” پرونده باز دارد. در ساری سه معلم به نام‌های “حسین سلامی”، “وفایی” و “علیرضا قربانی” احضار و بازجویی شده و در نهایت برای آن‌ها هم پرونده کیفری تشکیل داده‌اند. در مهاباد همکارمان، “یاسر امینی آذر” پس از بازداشت و انتقال به زندان ارومیه و گذراندن سه هفته در زندان انفرادی، به ۱۵ ماه زندان تعزیری محکوم شد و پرونده‌اش در جریان است.»

او پس از چند ثانیه مکث، حرفش را با این جمله به پایان می‌رساند: «نمی‌دانم جایی هست در ایران که با فعالان صنفی معلمان برخورد نشده باشد؟»

No responses yet

Aug 12 2019

حسن میرکاظمی؛ تاجر بسیجی که مفسد اقتصادی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ایران هفته گذشته گزارش‌ها درباره بازداشت حسن میرکاظمی معروف به حسن رعیت را تأیید کرد. خبر بازداشت او نخستین بار ۱۵مرداد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.

بنابر روایت‌ یک عضو حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت، میرکاظمی در «باغ شخصی‌اش به همراه ۱۷ قلاده ببر» بازداشت شده است. باغ وحشی در جاده کرج که به «بهشت گمشده» مشهور است و یک پاتوق پر رفت و آمد محسوب می‌شود.

پاتوق حسن میرکاظمی که سال ۱۳۹۱ از سوی سایت بازتاب به عنوان «تاجر بسیجی» معرفی شد، محدود به همین باغ نبوده و او یک باشگاه ورزشی هم داشته و با رفقای نزدیک در آنجا دور هم جمع می‌شدند.

تصویر اول؛ رفقای مداح

«هیئت ثارالله مسجد امام الهادی» محله شمس‌آباد که بیست سالی عمر دارد، از پرمشتری‌ترین هیئت‌های عزاداری تهران است. بسیاری از کسانی که در سال‌های گذشته در ایام محرم به این هیئت رفته‌اند، حتماً یک مرد میانسال مو جوگندمی را دیده‌اند که شال سبز بر گردن یا پیچیده دور سر نزدیک به مداحان نشسته و بر سر و سینه می‌زند. او سید حسن میرکاظمی است، از اعضای قدیمی پایگاه بسیج الهادی همان منطقه و اسپانسر مراسم‌های مذهبی هیئت ثارالله.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

هیئت ثارالله و حسن میرکاظمی ده سالی است که میزبان دو مداح مشهور تهران در ایام محرم است؛ محمود کریمی و محمدرضا طاهری. این روزها همزمان با خبر بازداشت میرکاظمی، فیلمی از حضور این دو مداح در یک باشگاه ورزشی به همراه حسن میرکاظمی منتشر شده است.

محمود کریمی، دوستی بیشتری با میرکاظمی دارد و حاشیه‌های قدیمی‌تری هم دارند. مشهورترین حاشیه آنها به نیمه‌شب ۵ دی‌ماه ۱۳۹۲ باز می‌گردد که وقتی در اتوبان بابایی تهران با خودرویشان در حال حرکت بودند، با یک خودروی ۲۰۶ تصادف کردند و پس از درگیری با صاحبان خودرو، اقدام به هفت‌تیر کشی کردند و ۵ تیر به ماشین پژو شلیک کردند. آن زمان وب‌سایت آینده در گزارشی نوشت که احتمالا هفت‌تیر متعلق به حسن میرکاظمی بوده ولی مسئولیتش را متوجه محمود کریمی کردند تا ماجرا راحت‌تر جمع و جور شود.

داستان هفت‌تیر کشی محمود کریمی و حسن میرکاظمی، دو تصویر مشابه دیگر هم دارد. تصویر اول مربوط به کشاکش روزهای سرکوب پس از انتخابات است که حسن میرکاظمی هفت‌تیر به کمر دارد و سوار بر موتور در خیابان‌های تهران جولان می‌دهد. بابک زنجانی گفته است او در آن دوران پلیس بوده و برای دفاع از کشور انجام وظیفه می‌کرده و «برای جان مردم روی موتور این‌ور آن‌ور می‌دوید» ولی سایت بازتاب نوشته که میرکاظمی «هیچ مسئولیت انتظامی نداشته و به صورت خودسرانه و بدون مجوز از اسلحه در برابر معترضان استفاده کرده است».

تصویر دیگر را نیز سایت بازتاب اسفند ۱۳۹۱ منتشر کرد. زنجانی و میرکاظمی در جریان سفر تاجیکستان به ترکیه، سوار بر جت شخصی بابک زنجانی بودند و اسلحه همراه داشتند. این تصویرها اما هیچگاه منجر به توضیح مقام‌های مسئول درباره مسئولیت و مجوزهای حسن میرکاظمی نشد.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

اما محمدرضا طاهری هم سال‌هاست که یک شرکت تاسیس کرده با اسم «لوح مهراندیش خام»، به شماره ثبت ۳۲۰۶۲۷. کار شرکت از سال ۱۳۸۷ شروع شد و در زمینه صادرات و واردات و «تولید و ساخت انواع لوح فشرده خام» محوز فعالیت داشت. شرکت «لوح مهراندیش خام» که قبلا دفترش در مرکز تهران، حوالی میدان انقلاب بود، سه سالی است که که دفترش را منتقل کرده شمال شهر، میدان آرژانتین. دو عضو جدید هم به هیات مدیره شرکت اضافه شده‌‌اند: سید حسن میرکاظمی، به عنوان رئيس هیات مدیره و سید مسعود میرکاظمی، وزیر نفت دولت احمدی‌نژاد و رئيس کمیته طرح و برنامه ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی به عنوان مدیرعامل شرکت.

تصویر دوم؛ بدهکار میلیون دلاری

شرکت دنیای فلز سال ۱۳۴۰ در کیلومتر ۱۹جاده مخصوص کرج، در زمینی به مساحت ۶۵هزار متر مربع توسط خانواده وکیلی تاسیس شد. این شرکت که قبل از انقلاب ۵۷ از واحدهای موفق در تولید لوله و پروفیل بود، پس از انقلاب مانند بسیاری دیگر از واحدهای تولیدی به تملک حکومت درآمد. این شرکت مصادره‌شده حدفاصل سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ تحت عنوان خصوصی‌سازی به خانواده میرکاظمی واگذار شد. روح‌الله و حسن میرکاظمی، دو چهره اصلی شرکت در عرض چند سال کار شرکت را توسعه دادند،‌ ۴ شرکت جدید راه‌اندازی کردند و به بازار صادرات وارد شدند.

حسن میرکاظمی برای توسعه شرکت دنیای فلز و شرکت‌های وابسته‌اش سراغ بانک کشاورزی رفت. بانک کشاورزی ۱۵ آذر ۱۳۸۷ اعلام کرد که شرکت‌های میرکاظمی ۱۷۵میلیارد تومان به این بانک بدهکارند و شش ماه است که هیچ وجهی برای جبران بدهی‌ نپرداخته‌‌اند. ۱۷۵ میلیارد تومان به قیمت دلار آن زمان، حدود ۱۸۵میلیون دلار می‌شد. بانک کشاورزی همچنین گزارش داده بود که ۴۰درصد این مبلغ بدون وثیقه بوده و صرفاً با ضمانت میرکاظمی پرداخت شده است. این عبارت به خوبی قدرت نفوذ میرکاظمی را نشان می‌داد. برادران میرکاظمی مدیریت این شرکت را سال ۹۶ به چند نفر دیگر واگذار کردند و چند شرکت تازه در حوزه فولاد راه‌اندازی کردند تا موقعیت‌شان را به عنوان یکی از غول‌های موثر بازار فلزات ایران حفظ کنند و گزارشی هم درباره سرنوشت بدهی‌ها منتشر نشده است.

علاوه بر این، بهار امسال گروهی با عنوان عدالت‌خواهان در استان گلستان خبر دادند که میرکاظمی، ۳۷میلیون یورو از بانک مرکزی صادرات استان گلستان وام گرفته که کالا وارد کند ولی ارز را از کشور خارج کرده و کالا هم وارد نکرده است. این پرونده هم قدیمی است و گفته می‌شود سازمان بازرسی کل کشور چند سال قبل به آن وارد شده ولی تاکنون پولی برگشت داده نشده است.

به گفته زاکانی در این پرونده که میزان بدهی و سودش به ۱۵۰۰میلیارد تومان رسیده، با دخالت اکبر طبری، معاون اجرایی دفتر رئيس قوه قضاییه رأی به سود میرکاظمی صادر شده و بانک صادرات به پولش نرسیده است.

میرکاظمی در آن سال‌ها که بانک کشاورزی دنبال طلبش بود، در آسیای میانه و غرب ایران در حال تردد بود. بازار صادراتی شرکت‌های آنها کشورهایی چون افغانستان، ارمنستان و عراق را در بر می‌گرفت و حسن میرکاظمی، مسئول صادرات و سفر به این کشورها بود. او در کشاکش این سفرها، با بابک زنجانی آشنا شد که آن سال‌ها در آسیای میانه و کردستان عراق مشغول به کار بود.

تصویر سوم؛ شریک بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

​بابک زنجانی، کلاهبردار مشهور که اکنون به جرم «فساد فی‌الارض» عدم پرداخت ۳میلیارد دلار پول حاصل از فروش نفت ایران به اعدام محکوم شده و در زندان است، از سال ۱۳۹۰ به طور جدی سرو کله‌اش در اقتصاد ایران پیدا شد. آنگونه که امیرعباس سلطانی‌فر، نماینده مجلس نهم روایت کرده، مسعود میرکاظمی «ر ورود بابک زنجانی به بخش نفت، نقش پررنگی داشت». میرکاظمی بعدها با بابک زنجانی اختلاف پیدا کرد و شروع به مصاحبه‌ و افشاگری علیه او کرد. نفر دومی که برای بابک ‌زنجانی ایفای نقش کرد، حسن میرکاظمی بود که به نوشته وب‌سایت بازتاب، «رابط بابک زنجانی با یک محفل امنیتی بود». او در مهم‌ترین کمکش به بابک زنجانی، او را به سعید مرتضوی، مدیرعامل وقت سازمان تامین اجتماعی معرفی کرد. سعید مرتضوی آقای میرکاظمی را نیروی ارزشی بسیار مورد اعتماد معرفی کرده است.

آشنایی زنجانی و مرتضوی زمینه‌ساز یک معامله ۴میلیارد یورویی بین زنجانی و مرتضوی شد و قرار بود زنجانی ۱۳۷ شرکت تامین اجتماعی را صاحب شود که با افشاگری رسانه‌ای این معامله ناکام ماند.

نقطه اوج افشاگری، انتشار یک فیلم ۳۰دقیقه‌ای در فروردین سال ۱۳۹۲ بود که نشان می‌داد جلسه‌ای با حضور مرتضوی، بابک زنجانی و حسن میرکاظمی برگزار شده و در آن از رشوه خواهی ۳۰میلیارد تومانی فاضل لاریجانی، برادر صادق لاریجانی، رئيس سابق قوه قضاییه سخن به میان آمد. این ماجراها حتی به بازداشت موقت سعید مرتضوی منجر شد، حمید باقری درمنی هم در آن جلسه بود و بعدها به جرم فساد تحت تعقیب قرار گرفت و دی‌ماه ۱۳۹۷ اعدام شد ولی حسن میرکاظمی سالم جان به در برد.

بابک زنجانی البته این ارتباطات را مفت به چنگ نیاورده بود. او در کیش شرکت سورینت را داشت و با حسین شیرازی‌منش آشنا شد که همراه با حسن میرکاظمی پروژه تجاری-توریستی «تجار کیش» را پیش می‌بردند. این دو در آن دوران بحران مالی داشتند، بابک زنجانی به آنها ۴۳میلیارد تومان پرداخت کرد تا بدهی‌هایشان را بپردازند. او کل پروژه را تملک کرد، یک هتل هم از حسن میرکاظمی خرید و شیرازی‌منش و میرکاظمی، دست چپ و راستش شدند. حسین شیرازی‌منش، ۱۵دی ۱۳۹۲ بازداشت شد و همان زمان، ابراهیم رئیسی که معاون اول قوه قضاییه بود گفت شاید دستیار دیگر زنجانی یعنی میرکاظمی بازداشت شود ولی چنین نشد و او به فعالیت‌های اقتصادی‌اش ادامه داد.

تصویر چهارم؛‌ مفسد گرفتار

حالا پس از بیست سال حاشیه، حسن میرکاظمی که پشت بسیاری ایستاده بود، پشتش خالی شده و راهی زندان شده است. اینطور که در نامه علیرضا زاکانی به ابراهیم رئيسی آمده، او «ارتباط وثیق» با اکبر طبری داشته و با اعمال نفوذ طبری پرونده بدهی هزار و پانصد میلیارد تومانی او به بانک صادرات گلستان به نفع میرکاظمی مختومه شده است.

از حلقه مافیایی که میرکاظمی عضوش بود، فعلاً سعید مرتضوی، اکبر طبری و بابک زنجانی در زندان هستند، پرونده حسین شیرازی منش مشخص نیست به کجا رسیده، حمید باقری درمنی اعدام شده، فاضل لاریجانی معلوم نیست کجاست و شایعاتی درباره خروجش از کشور منتشر شده است. البته یک مهره دیگر هم وجود دارد. در فیلم‌هایی که از جلسات این حلقه فاسد منتشر شد، بارها به نام یزدی، معاون وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد اشاره شد که به رصد و هدایت ماجرا مشغول بوده است.

در این ساختار مافیایی حسن میرکاظمی را نهایت بتوان رابط چهره‌هایی چون یزدی دانست، مهره ارشد امنیتی نه مشخص است اکنون چه مسئولیتی دارد و به بهانه‌های امنیتی درباره‌اش سخنی گفته نمی‌شود؛ مافیای فساد در ایران کماکان مصونیت دارد.

No responses yet

Jun 08 2018

به گه خوری افتادن بسیجی اسید پاش پس از لو رفتن اطلاعاتش در شبکه های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Nov 01 2016

دانشجویان شرکت‌کننده در پیاده‌روی اربعین «یک میلیون تومان وام می‌گیرند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: مدیرعامل صندوق قرض‌الحسنه دانشجویان ایران خبر داد که به دانشجویان شرکت‌کننده در مراسم پیاده‌روی اربعین یک میلیون تومان وام خارج از نوبت پرداخت می‌شود.

غلامعلی نیستانی روز دوشنبه ۱۰ آبان گفت که صندوق قرض الحسنه با پرداخت وام دانشجویی خارج از نوبت، «شرایط حضور» دانشجویان را در مراسم پیاده روی اربعین فراهم می کند.

وی اعلام کرد که دانشجویان می‌توانند برای دریافت این وام ضامن یکدیگر شوند.

مراسم اربعین که به مناسبت سالگرد چهلمین روز کشته شدن امام سوم شیعیان در کربلا بر پا می‌شود، امسال در روزهای پایانی آبان‌ماه برگزار می شود.

این مراسم در سال‌های اخیر صحنه حضور میلیون‌ها زائر شیعه از کشورهای مختلف بوده و از جمله سال گذشته در آستانه اربعین وزارت کشور ایران اعلام کرده بود که بیش از یک میلیون و ۲۵۰ هزار ویزا برای زائران ایران مایل به حضور در این مراسم صادر شده است.

درهمین حال حمید محمدی معاون سازمان حج و زیارت ایران روز دوشنبه اعلام کرد که تاکنون برای شرکت در مراسم اربعین امسال، برای ۷۲۰ هزار نفر ویزا صادر شده است.

به گفته آقای محمدی، تاکنون ۵۰۰ هزار نفر دیگر نیز متقاضی دریافت ویزا هستند.

برخی از تحلیلگران سیاسی از مراسم اربعین با عنوان «مانور قدرت» جمهوری اسلامی نام برده اند.

در هفته‌های گذشته برخی از سازمانها از ارائه امکانات به زائران مراسم اربعین خبر داده اند.

به گفته مقامات شهرداری تهران،ارسال سه هزار مخزن زباله به عراق،انتقال ۲هزار نفر از پرسنل شهرداری برای کار در شهرهای زیارتی درعراق ،احداث حدود ۲۰۰ توالت در شهرهای مرزی ایران و انتقال زائران با ۷۰۰ اتوبوس، از جمله اقدامات این نهاد در اربعین امسال خواهد بود.

در هفته‌های گذشته مقامات وزارت کشور ایران درباره تبعات سفر «بدون ویزا و به طور غیرقانونی» به عراق برای شرکت در مراسم اربعین هشدار داده اند.

در همین حال وزارت اطلاعات ایران روز یک شنبه با هشدار نسبت به «سوءاستفاده از احساسات» شهروندان ایرانی در آستانه ایام اربعین، از شناسایی و دستگیری اعضای شبکه‌های جعل ویزا و مانفیست کشور عراق خبر داده بود.

سال گذشته نیز وزارت کشور عراق از مقام‌های ایرانی به خاطر هجوم بدون روادید زائران ایرانی به یکی از مرزها، درگیری با مرزبان‌های آن کشور و آسیب زدن به موانع مرزی انتقاد کرده بود و مقام‌های ایرانی نیز مرز مهران را «به دلیل بی‌نظمی» مسدود کردند.

در آن زمان یک مقام محلی عراقی به خبرگزاری رویترز گفته بود که شمار ایرانیانی که از مرز زرباطیه‌مهران به طور غیرقانونی وارد این کشور شده‌اند از «نیم میلیون نفر فرا رفته است».

No responses yet

Dec 09 2014

اگه خواستید عوامفریبی کنید سنگ تمام بگذارید مثل این بسیجی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

No responses yet

Apr 12 2014

ترس از تلفات بیشتر بسیجی های ناهی منکر در قم: آزمایش جریمه ارشادی به جای گشت ارشاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: پس از آنکه پلیس ایران از شکست طرح موسوم به عفاف و حجاب که در بین مردم به “گشت ارشاد” دارد، هم اکنون در استان قم طحی با نام “جریمه ارشادی” از سوی عوامل انتظامی در حال اجراست تا در صورت موفقیت در سطح کشور به مرحله اجرا گذاشته شود.

به نوشته یک سایت در استان قم، این جریمه ها پس از آن جای “تذکر لسانی” را گرفته که بیم افزایش برخورد بین مردم با عوامل تذکر دهنده بسیج بالا گرفته است.

بنابراین گزارش، خبر استفاده از این برگه های جریمه را سرهنگ احمد صادقی،معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم اعلام کرده و از صدور پنج هزار برگ جریمه ارشادی در ایام نوروز در استان قم خبر داده است.

او گفته است: “در ایام نوروز پنج هزار برگ جریمه ارشادی صادر شده است به این صورت که این برگ های جریمه شبیه به برگ های جریمه اصلی بوده است اما گزینه های آن تغییر کرده و بجای مبلغ جریمه صلوات نوشته شده است. ۵۰۰ پک فرهنگی در ایام نوروز تهیه شده که شامل بروشور حجاب و عفاف و پیشگیری از سرقت بوده است. ۱۲۰ تخته بنر با ابعاد مختلف در سطح استان و راه های مواصلاتی و مجتمع های گردشگری با موضوعات عفاف و حجاب، پیشگیری از سرقت، رعایت نظم و قانون نصب شده است”.

او افزوده است: “در ایام نوروز برگ های تذکر کتبی حجاب و عفاف به صورت رنگی تهیه شده و به افراد مورد نظر به جای تذکر لسانی داده شده است”.

پایگاه خبری پلیس هم به نقل از کاظم مجتبایی، فرمانده انتظامی استان قم می نویسد: “در ایام نوروز اطراف حرم مطهر و مسجد مقدس جمکران به جای برگه های جریمه، به احترام اماکن مذهبی برگه های ارشادی جایگزین شد. شکل و طراحی این برگه‌ها همانند برگه‌های جریمه بود و در آن نوع تخلف راننده از قبیل پارک دوبله، بد حجابی، سد معبر، توقف در محل ممنوع و… مشخص شده بود تا رانندگان از نوع تخلف خود مطلع شوند. اکنون چشم جهان به قم دوخته شده و اگر این استان بتواند به درستی در خود امنیت ایجاد کند می‌تواند یک الگو باشد”.

این طرح جایگزین پلیس، پس از آن به اجرا گذاشته شد که طی سال گذشته بیش از سه تن از عوامل بسیج به دلیل درگیری با مردم به خاطر نوع پوشش شان کشته شدند و ده ها تن از آنها نیز مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.

حکومت ایران، که از آنچه “امر به معروف” با عنوان یک “فریضه” یاد می کند، هم اکنون از بیم صدمات بیشتر نیروها و عوامل شبه نظامی خود دست به ابتکارات تازه ای زده است.

به تازگی نیز یک عامل بسیج به نام “علی خلیلی”، چند ماه پس از مجروح شدن به دست عده ای از جوانان که قصد “ارشاد” آنها را داشت، در گذشت. و مرگ او با بازتاب خبری وسیعی در بین نیروهای بسیج همراه بود.

در همین باره، روز گذشته مکارم شیرازی در خصوص مرگ وی با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: “شهادت روحانی مجاهد حجت‌الاسلام آقای علی خلیلی را به همه پویندگان راه حق تسلیت می‌گویم. این روحانی مجاهد در راه دو فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر به‌دست اراذل و اوباش شربت شهادت نوشید. قرآن مجید در آیه فوق قتل این‌گونه مجاهدان را هم‌ردیف کفر و کشتن پیامبران الهی دانسته و قاتلان را تهدید به عذاب الیم الهی می‌کند. پویندگان راه امام حسین و شهید راه کربلا هرگز از این‌گونه شهادت‌ها نمی‌هراسند و از میدان امر به معروف و نهی از منکر دور نمی‌شوند و آن را مایه افتخار خود و طایفه خود می‌دانند. این‌جانب شهادت این مجاهد بزرگوار را به حضرت ولی‌عصر به خانواده او و مجاهدان راه خدا تبریک و تسلیت می‌گویم و همه انتظار دارند قوه قضاییه در اسرع وقت قاتل یا قاتلان را به سزای خود برسانند و هیچ‌گونه تسامح و تساهل روا ندارند”.

او در حالی خواستار مجازات ضاربان شده که هم اکنون قوه قضاییه به دلیل مختومه شدن پرونده و رضایت خانواده خلیلی، قادر به بازداشت و پیگرد قضایی ضاربان نیست و آنان نیز پس از گذراندن دوران محکومیت خود آزاد شده اند.

افزایش این جنس از تنش ها میان مردم خشمگین و عوامل بسیجی، حکومت را به فکر یافتن راه های کم هزینه تر انداخته و به نظر می رسد که طرح “جریمه” ارشادی، یکی از ابتکارات در این خصوص باشد.

No responses yet

Jun 16 2013

گفتگو با چند راس بسیجی؛ فدایی رهبر بودن یعنی چه؟ واقعا شنیدن دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


جای سپاس و تشکر دارد از مسیح علی‌نژاد او روز به روز دارد کارهایش بهتر و حرفه‌ای تر می‌شود.

متن مصاحبه:
مستندها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی زیادی در رسانه های منتقد و حتی مستقل و حرفه ای بیرون ایران ساخته شد و ابعاد مختلف اعتراضات سال ۸۸ بررسی شد. اما معمولا جای بسیجی ها و افرادی که در ستادهای هیاتی و مذهبی کسانی مثل احمدی و نژاد و سعید جلیلی فعالیت می کنند در بسیاری از برنامه ها خالیه. این برنامه گفتگویی است با یکی از بسیجیان فعال در ستاد انتخاباتی سعید جلیلی در تهران که می گوید وقتی می گوییم ما فدایی رهبر هستیم، یعنی فدایی امام زمان هستیم. اگر می خواستیم کسانی که علیه نظام تبیغ می کنند را جمع کنیم کار یک روز مان بود رهبر انقلاب هیچ وقت دستور برخورد ندادند. برای ما سعید جلیلی همان احمدی نژاد بود قبل از جریان انحرافی….

«ما جوانانی هستیم که بر اساس باورهای دینی و اعتقادی و مذهبی مان کاندیدا ها را بسنجیم.
شما دوره قبل حامی چه کسی بودند؟

«از آقای محمود احمدی نژاد.»

آیا آقای جلیلی را ادامه دولت احمدی نژاد می دانید؟
چیزی که در ستادهای آقای جلیلی اتفاق می می افتد یعنی درصدی از طرفداران آقای سیعدی جلیلی همان طرفداران آقای احمدی نژاد هستند ما آقای جلیلی را همان احمدی نژاد سال ۸۴ یا ۸۵ می دانیم یعنی قبل از جریان انحرافی.
از همان روزهای خرداد ۸۸ که طرفداران احمدی نژاد به خیابان آمده بودند تصاویر نشان می داد که طبقه فکری کاملا متفاوت جامعه روبروی هم قرار گرفته بودند. و اما به چه دلایلی گرد سیاستمدارن کمتر شناخته شده ای مثل احمدی نژاد و امروز سعید جلیلی می شوند؟

آقای جلیلی آمده گفته بنده تنها آمده ام و می خواهم ظرفیت ها را آزاد کند. می خواهد این ظرفیت ها را آزاد کند، می خواهد کار را بدهد به افراد جوان تر، نوتر، همه این جمعیتی که آمده اند افراد مذهبی، مسجدی و بسیجی هستند که به صورت خودجوش دارند حمایت می کنند.

مگر ممکن است که بسیج سازمان دهی شده نباشد؟ پایگاه های بسیج هستند که هزینه می کنند برای این تجمعات.. درست است؟

«بسیج یک نهاد مردمی است. و کاملا هم سازماندهی تشکیلاتی نداریم برای کار سیاسی. اینها خودشان بر اساس نشخیص سیاسی خودشان چون آقای جلیلی را یک چهره انقلابی می دانند از اوحمایت می کنند.»

حامیان فکر و معنوی این بسیجان چه کسانی هستند؟ چهرههای شناخته شده حامی جلیلی کسانی مثل آیت الله مصباح، آیت الله خراسانی و یا حجت الاسلام پناهیان هستند.

فعالین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد و سپس جلیلی را چه طبقه ی اجتماعی از جامعه تشکیل می دهند؟

«ما بیشتر جوانایی که این ستادها می روند بیشتر بین هجده تا سی سال هستند.»

این جوان ها از کدام طبقه اجتماعی کشور هستند؟
«حدود شصت تا هفتاد درصد از طیف متوسط به پایین هستند یعنی بیشتر جوانان مستضعف هستند. آنهایی که مشکلات زیادی دارند طرفدار جلیلی هستند. جوانان شمال تهران را با جوان جنوب تهران یا جوانانی که پولدار و غیر پولدار هستند را نمی توانیم از لحاظ تفکری جدا کنیم و بگوییم کسانی که بالای شهری هستند ضد نظام هستند و کسانی که جنوب شهری هستند موافق نظام هستند. ما می بینیم محلههای بالای شهر امکانات دارد، پارک دارد سینما دارد ولی جنوب شهر اینها را ندارد. ما می گوییم فرق مردم بالای شهر تهران و جنوب تهران چه هست ما می خواهیم عدالت را برقرار کنیم یعنی می خواهید آن کسی که جنوب تهران زندگی می کند را برسانیم به آنجایی که جوانان در بالای شهر دارند زندگی می کنند.»

همین شعارها را آقای احمدی نژاد داد که فاصله طبقاتی میان مردم برداشته شود، واقعا این فاصله طبقاتی برداشته شده؟
«من می گویم گام بلندی برداشته شده».

خودتان در تهران دارید زندگی می کنید آیا از وضعیت معیشت و اقتصادی مردم در دوره احمدی نژاد راضی تر هستید یا دوره خاتمی؟

«خب وقتی….والله این سوال…خب شرایط فرق می کند. خب دیگه شرایط فرق می کند . من فکر می کنم اگر الان هم آقای خاتمی رییس جمهور بود همین مشکلات پیش می آمد. ما زمان خاتمی در برابر غرب سازش کردیم. یعنی از حق مان گذشتیم یعنی دو سال در تاسیسات هسته ای را بستیم. خب معلوم است که تحریم نمی شویم ولی وقتی روی حق مان می ایستیم خب معلوم است که غرب ما را تحریم می کند».

من سوالم را تکرار می کنم با این شرایطی که به وجود آمد از وضعیت زندگی شخصی خودتان و وضعیت معیشت مردم خودتان راضی هستید؟

«شکی نیست…ببینید اگر ما می خواهیم وضعیت زندگی را در قیمت گوجه فرنگی و پنیر و این جور چیزها بدونیم که واویلا است اما اگر بخواهیم واقعیت های جامعه را ببینیم وضعیت خیلی بهت از گذشته است، تورم هست، شکی نیست اما می شود این مشکلات را حل کرد.»

اما زنان کجای کمپین های حمایتی از سعید جلیلی ایستاده اند؟ در تجمعی که من دیدم اصلا زنان حضور نداشتند…
«در این تجمع زنان بودند اما به دلیل ازدحام بیش از حد مردها زنان پشت صحنه ایستاده بودند در مسجد اهواز نیز سالن شبستان مسجد پر شده بود از مردها و ولی خواه ناخواه، در بیرون مسجد زنان قرار داشتند.»

اگر آقای جلیلی به قدرت برسند باز هم زنان بیاد بروند بیرون؟

«به نظر بنده در تفکرهای انقلابی، مذهبی و دینی جایگاه زن خیلی بالاتر از تفکرهای غیر مذهبی است. آقای جلیلی می گوید نقش مادر در ایجاد فرهنگ است. وقتی می گوید مادر یعنی خانواده. یعنی وقتی یک تفکری در جامعه شکل می گیرد اینها بر اساس تربیت خانواده آن فرد است که رهبری آن خانواده بر عهده مادر است.»

در فیلم حمایتی سعید جلیلی زنی می آید و خطاب به او می گوید شما قسم می خورید که جان فدایی رهبر هستید. وقتی می گویند فدایی رهبر دقیقا یعنی چی؟

«وقتی می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی دین شدن. ما عقیده مان این است که در غیبت کبرای امام زمان رهبری جامعه اسلامی به عهده ولی فقیه است. پس ما پیروی از رهبر را پیروی از امام زمان می دانیم. یعنی اگر می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی امام زمان.»

یعنی اگر آقای خامنه ای مثل همان نماز جمعه روز ۲۹ خرداد ۸۸ حضور و اعتراض بخش زیادی از مردم را نفی بکنند، شما به عنوان بسیجی و فدایی رهبر در برابر آن بخش دیگری از مردم که معترض هستند می ایستید؟
«رهبری هم، ما رهبر انقلاب هم هیچ وقت دستور جمع کردن برای نظام کاری ندارد. شما خودتان می دانید که اگر قرار باشد این جمعیت جنبش سبزی یا این مردمی که دارند علیه نظام تبلیع می کنند، اگر بخواهیم جمع شان کنیم کار یک روز هم نیست. یعنی جمع کردن اینها برای نظام کاری ندارد. پس می دونید که نظام دارد با اینها مدارا می کند، برخوردی نمی کند».

ولی روزهایی که مردم معترض در خیابان بودند بسیجان جوانی هم در خیابان بودند که هنوز پشت لب شان هم سبز شده بود ولی باتوم در دست داشتند؟

«ببینید خانم ما نیروهای خودسر زیاد داریم ، این نیروهای خودسر را نباید به بسیج نسبت داد. بیشتر توی کار جذب هستیم. جذب هم بر اساس فرهنگ و بصیرت افزایی است نه باتوم.».

جوانان ایرانی، بسیجی باشند یا غیر بسیجی معمولا قبل از انتخابات سهم برابر تری در خیابان های ایران دارند…..اما بعد از انتخابات خیابان تبدیل به خاطره تلخی برای بسیاری از جوان های ایرانی شد که بسیجی نبودند. حالا شما صحبت های یکی از بسیجیان را از اینجا از خبرساز شنیدید اما اینکه چقدر جوان های ایرانی که شبیه به او فکر نمی کنند در رسانه ملی و رسمی ایران این فرصت و آزادی رو دارند تا دغدغه هاشان را بیان کنند داوری با شماست:
تا جمعه ای دیگر و خبرسازی دیگر………

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .