اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'فساد'

Aug 07 2025

بازداشت محمدرضا قنبرطلب، شاکی خصوصی متهم حوادث ۱۴۰۱

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,فساد

نواندیش: محمدرضا قنبرطلب، متهم اخاذی سایبری در فضای مجازی، هنگام خروج از کشور بازداشت  شد.   از این متهم مقایری طلا، ارز، تجهیزات الکترونیکی کشف شده است،  همچنین اطلاعات مهم مرتبط با شبکه همکاران وی   کشف  شده  است.


رکنا نوشت: بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی یکی از نهادهای امنیتی، فردی به نام محمدرضا قنبرطلب، که در مدت اخیر با راه‌اندازی کانال‌های جعلی در فضای مجازی به انتشار شایعات و تهدید و اخاذی از مردم دست می‌زد، طی عملیات دقیق اطلاعاتی و در زمان خروج از کشور بازداشت شد. کشف طلا، ارز و تجهیزات الکترونیکی، در جریان این بازداشت مقادیر قابل‌توجهی از طلا، مسکوکات و ارز از متهم ضبط گردید. علاوه بر این، تجهیزات دیجیتالی متهم توقیف شده که منجر به استخراج اطلاعات مهمی از ارتباطات و شبکه همکاران وی نیز شده است.


برنامه‌ریزی برای شناسایی همدستان بر اساس اظهارات منابع مطلع، بازداشت دیگر مرتبطین این پرونده، شامل ادمین‌ها و سایر عوامل همکار، همچنان در دستور کار نهاد‌های امنیتی قرار دارد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

No responses yet

Jun 10 2025

تایید بازداشت فرزند و عروس کاظم صدیقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد,ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: یک روز پس از انتشار خبر بازداشت فرزند و عروس کاظم صدیقی، امام جمعه تهران، خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه به نقل از او تأیید کرد که این دو نفر «با دستور قضایی بازداشت شده‌اند و هم‌اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند.» پیش از آن، خبرگزاری تسنیم نیز به نقل از صدیقی گزارش داده بود: «حدود یک هفته پیش فرزندم با دستور قضائی بازداشت شده و هم‌اکنون در بازداشت به سر می‌برد تا دستگاه قضائی مراحل بررسی اتهام را طی کند.»

صدیقی که و ریاست ستاد امر به معروف و نهی از منکر را هم بر عهده دارد، در اظهارات خود تأکید کرده که شخصاً پیگیر وضعیت فرزندش نشده و گفته: «حتی دنبال وی هم نرفته‌ام.» او خود را «حافظ قانون» معرفی کرده است.

در حالی که صدیقی در این سخنان اشاره‌ای به نوع اتهامات مطرح‌شده علیه فرزند و عروس خود نکرده، خبرگزاری فارس که نزدیک به سپاه پاسداران است، با استناد به یک «منبع آگاه» بازداشت این دو نفر را به «تخلفات» و «زدوبندهای مختلف» نسبت داده است.

بازداشت بستگان نزدیک صدیقی در شرایطی رخ داده که خود او نیز در ماه‌های اخیر با اتهامات مالی مواجه بوده است.

یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول پیشین سایت «معماری‌نیوز»، اسفند سال گذشته اسنادی منتشر کرد که نشان می‌داد صدیقی با همکاری پسرانش، یک باغ ۴۲۰۰ متری در منطقه ازگل تهران را تصاحب کرده است.

در واکنش اولیه، امام جمعه تهران ادعا کرد که امضای او برای انتقال سند «جعل» شده، اما حوزه علمیه تهران بعداً اعلام کرد که او شخصاً در دفترخانه حاضر شده و سند انتقال را امضا کرده است.

با وجود این افشاگری و واکنش گسترده در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، صدیقی همچنان در جایگاه امام جمعه تهران و ریاست و ستاد امر به معروف و نهی از منکر حضور دارد و بدون تغییر در موقعیت رسمی خود، در نمازجمعه‌ها شرکت می‌کند.

فساد مالی و سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی امری بسیار شایع است و پرونده‌های متعددی در این موارد در پیوند با ماقات فعلی، پیشین و اعضای خانواده‌های آنان وجود دارد.

این پرونده‌ها عموما بدون رسیدن به نتیجه خاصی مختومه اعلام می‌شوند و یا با حکمی سبک خاتمه می‌یابند.

No responses yet

May 09 2025

فساد در احیا (۲)/ نگاهی به دارایی‌های مصطفی صفوی در خارج از کشور؛ از خرید ملک در ترکیه و ایتالیا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد

یاشار سلطانی: سید مصطفی صفوی، از مدیران «هلدینگ مجتمع صنایع و معادن احیاء سپاهان» و برادر فرمانده اسبق سپاه پاسداران است که بنا بر اطلاعات افشا شده در این گزارش اموال و دارایی‌های فراوانی در ایتالیا، ترکیه و شراکتش با یک همجنس‌گرا فعال در حوزه فشن و شو در ایتالیا دارد. او با داشتن چند پاسپورت و تغییر نام در برخی کشورها ردپای عجیبی از خود به جا گذاشته است.

انتشار گزارش پیشین درباره‌ فساد در «هلدینگ مجتمع صنایع و معادن احیاء سپاهان» باعث شد کمی درباره‌ مدیران و تاثیرگذاران این شرکت جست‌وجو کنم و به اطلاعات جالبی درباره‌ یکی از این مدیران که از قضا برادر یکی از چهره‌های بانفوذ در بدنه‌ سخت جمهوری اسلامی هست رسیدم.

به تجربه می‌گویم که گسترده کردن دامنه‌ جست‌وجوها درباره‌ چنین چهره‌هایی می‌تواند ما را به اطلاعات قابل توجهی درباره‌ اموال و دارایی‌های آنها به ویژه دارایی‌های خارج از کشورشان برساند. به مدد شفافیت اطلاعات در بسیاری از کشورهای خارجی به راحتی می‌توانیم فهرستی از اموال مسئولان و وابستگان آن‌ها را در کشورهای دیگر بررسی کنیم.

از این رو در این گزارش و با جست‌وجویی محدود و چند روزه به اطلاعات جالبی درباره‌ اموال و دارایی‌های سیدمصطفی صفوی، برادر فرمانده اسبق سپاه پاسداران جمهوری اسلامی رسیدیم. از املاک گسترده در ایتالیا تا پاسپورت دومنیکن و ترکیه تا مشارکت با یک طراح مد همجنسگرا در عرصه‌ مد و فشن!

مدیرعامل شرکت در سایه‌ احیاء سپاهان

در گزارش «احیا در فساد/ گزارش فساد ۲۳۰ میلیون دلاری در شرکت احیاء سپاهان» به اتفاقات عجیب و غریبی که در یک شرکت بزرگ و در سایه‌ اصفهانی رخ داده پرداختیم.

شرکتی که با پذیره‌نویسی عمومی و مشارکت بیش از ۶۳ هزار نفر از خانواده ایثارگران، رزمندگان دفاع مقدس و خانواده معظم شهداء و با سرمایه اولیه ۹ میلیارد ریال در شهر اصفهان تاسیس شد و به حیاط خلوتی برای برخی مدیران بانفوذ اصفهانی از جمله اسلامیان و مصطفی صفوی تبدیل شد.

مصطفی صفوی البته در حال حاضر از این شرکت کنار گذاشته شده ولی در دهه هشتاد، درست زمانی که برادرش سیدیحیی رحیم‌صفوی فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت به مدیرعاملی این شرکت درآمد. او ابتدا در اوایل دهه هشتاد به عنوان مدیر بازرگانی وارد این شرکت شد و سال ۱۳۸۲ به عنوان مدیرعامل انتخاب و در نهایت سال ۱۳۸۳ در شرکت قائم سهام ممتاز گرفت. اوتا سال ۱۴۰۱ در شرکت احیا حضور داشت. شرح بیشتر فسادی که در این شرکت رخ داده را در لینک گزارش قبلی که در همینجا قرارداده‌ام مطالعه کنید.

املاکی در ایتالیا با پاسپورتی از دومنیکن!

بر اساس اطلاعاتی که تصاویر آن را در ادامه می‌بینید سید مصطفی صفوی با انتقال بخش گسترده‌ای از دارایی‌های خود به ایتالیا به یک ملاک شناخته شده در این کشور تبدیل شده است.

او در حال حاضر مالک ۳۱ ساختمان و ۳ قطعه زمین در ایتالیا است. در برخی اطلاعات که در ادامه افشا می‌شود مشخص شده که او با اقامت ایتالیایی توانسته در کشورهای دیگر هم سرمایه‌گذاری کند که نشان می‌دهد انتقال دارایی‌ها به ایتالیا تلاشی برای کسب اقامت بوده است.

همچنین با جست‌وجوهای بیشتر به یک تصویر از پاسپورت سید مصطفی صفوی از کشور دومنیکن می‌رسیم. کشوری که بهشت پولشویی است و به طرز جالبی بیشتر گانگسترها، خلافکارها و افرادی که قصد فرار از دست قانون را دارند سری به آن زده و پاسپورت آن را در کیف شان دارند. البته این تنها پاسپورت آقای صفوی نیست. در ادامه به بخش دیگری از سرمایه‌گذاری او در کشور ترکیه می‌پردازیم.

تغییر نام در ترکیه

سومین پاسپورت آقای صفوی، به جز پاسپورت ایران و دومنیکن، پاسپورت ترکیه‌ای است که او در کشور ترکیه و با نام کوچک “سلیمان” اخذ کرده‌ است.

البته تنها او نیست که نامش را در ترکیه تغییر داده و پسرش «سیدمحمد حسین» هم در ترکیه به «ازل» تغییر نام داده است.

ازل یا سیدمحمدحسین دست راست پدرش در ترکیه برای فعالیت‌های اقتصادی است و با خرید ۲۵۰ هزار متر زمین در ترکیه برای شهرک‌سازی در این کشور مهیا می‌شود.

نکته‌ جالب درباره‌ خانواده صفوی در ترکیه این است که همه‌ی اعضای خانواده نام‌های کوچک مرسوم در سریال‌های ترکی مانند «ADI, EZAL, AYSAN, SAVAS, SOLEIMAN, MANSURE, YESIM» را برای خودشان انتخاب کرده‌اند.

ترکیه از دیگر کشورهایی است که با خرید ملک و سرمایه‌گذاری در آن می‌توانید اقامت دریافت کنید و خانواده صفوی ابتدا دو آپارتمان در محله‌ معروف کادی‌کوی استانبول به نام پدر و پسر خریدند تا اقامت دریافت کنند و در ادامه با انتقال دارای‌ها به این کشور مشغول سرمایه‌گذاری و شهرک‌سازی شدند.

پسر صفوی هم با خرید یک قطعه زمین بزرگ ۲۵۰ هزار متری شروع به ساخت و ساز در این کشور کرده است.

ورود به عرصه‌ مد و فشن و همکاری با دیزاینر همجنس‌گرا

یکی از جالب‌ترین فعالیت‌های اقتصادی برادر فرمانده اسبق سپاه ورود به عرصه‌ مد و فشن در دل اروپا است.

فرهاد ر (Farhad Re) یک طراح لباس ایرانی ایتالیایی است که بر اساس اطلاعات حساب‌های سوشال مدیایش همجنسگرا است و ازدواج رسمی هم کرده است.

این طراح لباس که در کارنامه‌ی خود طراحی لباس برای فرح پهلوی را هم در کارنامه دارد سال ۲۰۱۵ شرکتی با نام FARHAD RELTD تاسیس می‌کند. یک سال بعد سید مصطفی صفوی با آدرس اقامتی ایتالیای به عنوان سهامدار بالای ۲۵ درصد و کمتر از ۵۰ درصد به این شرکت اضافه شده و نام آن به  SMFR LTD تغییر می‌کند.

همکاری فرهاد ر (Farhad Re) با فرح دیبا

سید مصطفی صفوی به صورت رسمی در سال ۲۰۲۱ بعد از ۵ سال سرمایه‌گذاری در این عرصه از شرکت خارج می‌شود و در سال ۲۰۲۴ نام شرکت به Bonappetitalia LTD تغییر می‌کند. این شاید جالب‌ترین سرمایه‌گذاری آقای صفوی در خارج از ایران است که روی کاغذ با بسیاری از ارزش‌های اساسی تبلیغ شده در جمهوری اسلامی در تضاد است.

چرا پرداختن به این موضوعات اهمیت دارد؟

شاید برخی این سوال را بپرسند که پرداختن به این موضوعات چه اهمیتی دارد. یا اینکه بگویند هر کسی حق دارد هر جایی که بخواهد سرمایه‌گذاری کند.

چنین گزاره‌ای کاملا درست است و ما هم در ایران تلاش می‌کنیم که به این نقطه‌ی مطلوب برسیم اما واقعیت اینجاست که در کشوری که محدودیت‌ها فراوان است چگونه برخی با درآمد نامشروع و فساد اقتصادی از جیب سهامدارانی که بخش عمده آنها مردم عادی و خانواده ایثارگر و شهدا هستند، به راحتی در هر کشوری که می‌خواهند سرمایه‌گذاری می‌کنند و راه برای بقیه پر از مانع است.

تصور کنید تنها یک فقره‌ سرمایه‌گذاری در صنعت مد فشن اروپا و همراهی با یک چهره‌های همجنسگرا در کارنامه‌ مدیری در جناح مخالف این دوستان بود. آیا آن مدیر می‌توانست فردایی برای خودش متصور باشد؟

پرداختن به این موضوعات از این جهت اهمیت دارد که به حیاط خلوت‌ها نور می‌تاباند و نشان می‌دهد برخی اصول که در داخل آنها را چون خطوط قرمز خدشه‌ناپذیر معرفی می‌کنند در واقع برای برخی چندان اهمیتی ندارد. این‌ها به جز آن است که باید پرسید آقای مصطفی صفوی این ثروت را از چه راهی تحصیل کرده است.

در گزارش بعدی به نحوه کسب این ثروت و چپاول از شرکت احیا سپاهان خواهم پرداخت.

No responses yet

Apr 07 2025

سفر معاون پزشکیان به قطب جنوب؛ عذرخواهی ایرنا و واکنش‌ها به برکناری شهرام دبیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد,فقر,ملای حیله‌گر

توضیح تصویر، موضوع برکناری شهرام دبیری در صفحه اول اغلب روزنامه‌های امروز چاپ تهران انعکاس داشت

بی‌بی‌سی: برکناری شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور ایران پس از سفر تفریحی به قطب جنوب، واکنش‌های گسترده‌ای دارد و به نظر می‌رسد که پس از تعطیلات طولانی نوروزی حالا واژه «قطب جنوب» وارد ادبیات سیاسی ایران شده است. طرفداران و منتقدان از اقدام مسعود پزشکیان تمجید می‌کنند و برخی رسانه‌ها از جمله خبرگزاری دولتی ایرنا از تکذیب سفر آقای دبیری عذرخواهی کرده‌اند.

دو هفته پیش انتشارعکسی از آقای دبیری با عنوان «پیش به سوی قطب جنوب» درمقابل یک کشتی تفریحی به نام «پلانکیوس» جنجال‌برانگیز شد. پس از چند روز رسانه‌های ایران به نقل از معاونت پارلمانی رئیس‌جمهور این خبر را تکذیب کردند و برخی هم نوشتند که عکس قدیمی بوده است.

اما مسعود پزشکیان دیروز (شنبه ۱۶ فروردین) شهرام دبیری را برکنار کرد و در حکمش نوشت که پس از «بررسی خبر»، قطعی شد که در ایام نوروز «در سفر تفریحی قطب جنوب بودید.»

آقای پزشکیان در حکم برکناری آقای دبیری «به دوستی دیرین» اشاره کرد و نوشت: «در شرایطی که فشارهای اقتصادی بر مردم ایران زیاد است سفر پرهزینه تفریحی مسئولان رسمی، حتی با هزینه‌های شخصی قابل دفاع و توجیه‌پذیر نیست.»

ساعتی پس از برکناری آقای دبیری، ایرنا، خبرگزاری رسمی که پیشتر خبر سفر او به قطب جنوب را تکذیب کرده بود، این اقدام را «بی‌تدبیری» خواند و عذرخواهی کرد.
ایرنا نوشت که معاونت پارلمانی ریاست جمهوری و مدیران روابط عمومی «اطلاعات گمراه کننده‌ای» به رسانه‌ها داده بودند.

چند روز پس از انتشار گسترده عکس آقای دبیری در کنار کشتی تفریحی در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها،‌ روابط عمومی معاونت امورمجلس ریاست جمهوری با انتشار بیانیه‌‌ای اعلام کرد: «شایعه و ادعای مطرح شده مبنی سفر معاون پارلمانی رئیس جمهور به قطب جنوب به هیچ عنوان صحت ندارد و تصاویر منتشرشده قدیمی بوده است.»

روابط عمومی معاونت امورمجلس ریاست جمهوری دیروز همزمان با برکناری شهرام دبیری، این توضیح را به متن تکذیبیه سفر او به قطب جنوب اضافه کرد: «خبر منتشرشده در خصوص تکذیب سفر شهرام دبیری از سوی روابط عمومی معاونت پارلمانی برای رسانه‌ها ارسال شده بود. این موضوع با پایان تعطیلات نوروزی مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شد که خبر مذکور صحت داشته است. همین موضوع موجب برکناری شهرام دبیری از معاونت پارلمانی ریاست جمهوری با حکم رئیس‌جمهور پزشکیان شد.»

توضیح تصویر، گردشگران در قطب جنوب

از «دست مریزاد» گفتن کیهان تا «خداحافظ رفیق» هم‌میهن

روزنامه هم‌میهن،‌ در چندین مطلب با عنوان‌های «داستان دو معاون،‌ ظریف‌ها و دبیری‌ها دو نحله در دولت‌اند» و «خداحافظ رفیق» و نیز کاریکاتوری از هادی حیدری، به تفصیل به روند انتشار این خبر و تکذیب نادرست آن پرداخت.

محمد فاضلی، جامعه‌شناس هم در مطلبی با عنوان «تپه‌های قطب‌های جنوب»، کار روابط عمومی معاونت پارلمانی ریاست جمهوری در تکذیب خبر درست را «خطای اخلاقی» خواند و به‌شدت از آن انتقاد کرد:

«قطب جنوب، استعاره‌ای است برای همه سخنان و اقداماتی که اعتماد و سرمایه اجتماعی را در ایران نابود کرده‌اند. مقامات، زیاد قطب جنوب رفته‌اند، فقط معاون پارلمانی دولت چهاردهم قطب جنوب نرفته است. همه این سفرها به قطب جنوب، اعتماد و سرمایه اجتماعی را نابود کرده‌اند.»

او همچنین نوشت: «بازسازی سرمایه اجتماعی وقتی ممکن می‌شود که به هر طریقی از سفرهای قطب جنوبی گفتاری و کرداری مقامات، و ایستادن بر تپه‌های قطب جنوب، هر قطب جنوبی، جلوگیری شود.»

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول و نماینده آیت‌الله علی خامنه‌ای در روزنامه کیهان که معمولا از منتقدان مسعود پزشکیان است از برکناری آقای دبیری به‌شدت استقبال کرد و در سرمقاله امروز نوشت: «آقای پزشکیان! دست مریزاد شروع خوبی است.»

حسین شریعتمداری از آقای پزشکیان و سایر مسئولان خواست «کسانی را که به هر علت نظیر زندگی اشرافی، محکومیت امنیتی، همسوئی با دشمنان نظام، حمایت از فتنه‌گران و‌… با نظام زاویه دارند، به کار نگیرند.»

شهرام دبیری: هیچ خطای عملکردی نداشتم، سفر از قبل برنامه‌ریزی شده بود

شهرام دبیری، معاون پارلمانی پیشین رئیس جمهور ایران

شهرام دبیری در واکنش به برکناری خود در پیامی در شبکه ایکس رای اعتماد «حداکثری» مجلس به کابینه آقای پزشکیان را از دستاوردهای خود خواند و با آرزوی موفقیت برای او نوشت:

«هیچ‌گونه خطای عملکردی نداشته‌ام و صرفاً به جهت سفر نوروزی از قبل برنامه‌ریزی‌شده، از ادامه این مسئولیت معاف شده‌ام.»

او متذکر شد که برای قبول سمت معاونت آقای پزشکیان از ریاست شورای شهر تبریز و شورای عالی استان‌ها استعفا داده بود.

آقای دبیری در پایان پیام خود به رفاقتش با آقای پزشکیان اشاره کرد و نوشت: «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم، که در طریقت ما کافریست رنجیدن. توفیق، رفیق باد.»

آقای دبیری در پیام خود به تکذیبیه‌های نادرست دفترش اشاره‌ای نکرد.

حسین دهباشی، فعال سیاسی و مستندساز در ایران در واکنش به پیام آقای دبیری در شبکه ایکس نوشت: «هیچگونه خطای عملکردی نداشتید پسرم؟ دروغ خطای عملکردی نیست؟ آبرو برای شورای اطلاع‌رسانی و خبرگزاری‌های دولتی که سفرتان را تکذیب کردند نگذاشتید… زین پس هر بار مطلبی را منکر شوند، مخاطب می‌خندد و می‌گوید: باشه مثل انکار سفر دبیری به قطب!»

او همچنین درباره رای یکپارچه مجلس به کابینه آقای پزشکیان نوشت: «الان هم همه می‌دانند که رای یکپارچه به کابینه به خواست رهبری بود و شما چرا همین را هم به نام خود فاکتور می‌کنید؟»

اکبر منتجبی،‌ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم از «دروغ» آقای دبیری در شبکه ایکس انتقاد کرد: «شهرام دبیری به خاطر سفر به قطب جنوب برکنار نشد، به دلیل دروغی که گفت برکنار شد. او با اینکه به قطب جنوب رفته بود، گفت به چنین سفری نرفته و در ۱۲ فروردین نیز پیامی به مناسبت سالگرد تأسیس جمهوری اسلامی منتشر کرد که بوی ریاکاری می‌داد. پزشکیان هم دروغ را تشخیص داد و هم ریاکاری را.»

No responses yet

Dec 01 2024

درگیری بر سر تخریب «بافت تاریخی شیراز»؛ ساخت گورستان به‌دلیل «سودآوری»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,خرابکاری,رژیم تروریست,سیاسی,فساد,ملای حیله‌گر

تخریب بافت تاریخی شیراز برای توسعه شاهچراغ

صدای آمریکا: عملیات گودبرداری در ۳/۵ هکتار از «بافت تاریخی شیراز» توسط متولیان «آستان شاهچراغ» همچنان ادامه دارد. این اقدام با ادعای ساخت درمانگاه انجام می‌شود، اما محمد مهدی کلانتری، بنیان‌گذار کمپین «نه به تخریب بافت‌های تاریخی کشور»، معتقد است هدف اصلی، ساخت صحن جدید و گورستان است که سود اقتصادی قابل‌توجهی دارد.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، این فعال مدنی افزود که «درمانگاه نجابت که قبلاً در این منطقه وجود داشته، تنها ۳۰۰ متر وسعت دارد، اما گودبرداری کنونی ۳/۵ هکتار از بافت تاریخی ثبت‌شده را شامل می‌شود.»

کلانتری تشریح کرد که هدف اصلی این گودبرداری، ایجاد صحن جدید و ساخت گورستان با قابلیت سودآوری اقتصادی است. او افزود که «زمین‌های این منطقه به قیمت پایین خریداری شده و ساخت قبر سه‌طبقه می‌تواند سود قابل‌توجهی ایجاد کند.»

مکان گودبرداری در اطراف شاهچراغ شیراز

کلانتری تاکید کرد که این عملیات بدون مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی و تایید وزارت میراث فرهنگی انجام شده و از نظر قانونی تخلف محسوب می‌شود.

او همچنین به رأی دیوان عدالت اداری اشاره کرد که مصوبه تفویض اختیار به استان فارس را باطل کرده و هرگونه تغییر در این بافت نیازمند تایید مراجع ملی است.

کلانتری هشدار داد که «با وجود ثبت ملی بافت تاریخی شیراز در سال ۱۴۰۲، گودبرداری همچنان ادامه دارد و نامه‌نگاری‌ها برای توقف این تخریب به نتیجه نرسیده است» و تأکید کرد که اسناد استناد شده از سوی متولیان آستان شاهچراغ «مربوط به دوره‌های قبلی و فاقد اعتبار قانونی است.»

در مقابل علیرضا صحرائیان، معاون توسعه و عمران شاهچراغ می گوید «۳/۵ هکتار گودبرداری کذب محض است» و «یک سانتیمتر از بناها و بافت تاریخی شیراز را تخریب نکرده‌ایم.» موضعی که توسط فعالان مدنی منطقه مورد قبول قرار ندارد.

امین طباطبایی، فعال میراث فرهنگی و مدیرعامل خانه فرهنگ جاودان شیراز، با انتقاد از وضعیت بافت تاریخی شیراز، گفت که اراده‌ای برای توقف تخریب‌ها در میان مسئولان استانی وجود ندارد.

به گفته او، آخرین تخریب عمده در این بافت در اسفند ۱۳۹۶ رخ داد، زمانی که دو خانه تاریخی ثبت ملی منتصری و سلیمی به بهانه طرح توسعه حرم شاهچراغ تخریب شدند. این موضوع به شورای تأمین استان و کمیته حفاظت شورای امنیت کشور ارجاع شد و در نهایت حکم بازسازی عین به عین این خانه‌ها در اردیبهشت ۱۳۹۷ صادر شد، اما تاکنون اجرایی نشده است.

طباطبایی تأکید کرد که ابزارهای قانونی کافی برای جلوگیری از تخریب‌ها وجود دارد، اما فقدان اراده مدیریتی در اداره کل میراث فرهنگی فارس مانع استفاده از این ظرفیت‌ها شده است.

او افزود که یگان حفاظت میراث فرهنگی می‌توانست با هماهنگی نیروی انتظامی جلوی تخریب‌های اخیر را بگیرد، اما تنها به تهیه گزارش و شکایت حقوقی اکتفا شده است.

این فعال میراث فرهنگی هشدار داد که تخریب بافت تاریخی ثبت ملی شده شیراز می‌توانست در شورای تأمین استان مطرح شود، اما هیچ نشانه‌ای از پیگیری در این سطح مشاهده نمی‌شود.

طباطبایی همچنین با انتقاد از وزارت میراث فرهنگی در حفاظت از آثار تاریخی، تاکید کرد که مدیران این وزارتخانه می‌توانستند با اقتدار و جسارت بیشتری در اجرای وظایف خود عمل کنند، اما این توانایی و جدیت دیده نمی‌شود.

No responses yet

Nov 10 2024

ادعاهای جنجالی عباس پالیزدار درباره آیت الله یزدی / کارخانه لاستیک دنا را برای خودشان برداشتند و پولش را هم ندادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد,ملای حیله‌گر

عصرایران: عباس پالیزدار، عضو سابق هیات و تفحص از قوه قضاییه در گفتگویی ادعاهایی را درباره مرحوم آیت الله یزدی مطرح کرده است.

 عباس پالیزدار، عضو سابق هیات و تفحص از قوه قضاییه در گفت وگوی تفصیلی با دیده بان ایران به  بیش ۱۰ پرونده فساد و فساد بیش از  ۵۴ مسئول پرداخته است.

وی در بخشی از گفت وگوی خود به تشریح جزییات فساد مرحوم محمد یزدی پرداخته و مدعی شده است: اندازه پرونده فساد مرحوم آیت الله محمدیزدی به اندازه قد من بود. همچنین پسر محمد یزدی ۳ هزار هکتار از اراضی جنگل‌های شمال را برای خود برداشته بود. خانواده یزدی کارخانه لاستیک دنا را برای خودشان برداشتند و هیچ گاه پولش را هم ندادند. آنها کل کارخانه لاستیک دنا را یکجا بالا کشیدند، بعد گفتند در بورس فروختیم!

او در ادامه این گفتگو ادعا کرد: آقای یزدی هم آمد طلب حلالیت کرد. چه زمانی؟ وقتی من در بیمارستان بودم. ایشان هم در بیمارستان بستری بود. پسرش را فرستاد. گفت: «ایشان را حلال کن.»

گفتم: «من ایشان را حلال نمی‌کنم.» گفت: «چرا حلال نمی‌کنید؟» گفتم: «ایشان مرا به زندان انفرادی انداخت. در حالی که دزدی، تخلف و فساد کرده است. من باید به زندان بروم؟ آقا خودت و بچه‌هایت، خلاف و فساد کردید. آیا من باید بابت آن به زندان می‌رفتم؟»

حالا پرونده آقای یزدی چه بود؟ وقتی آقای نیازی پرونده آقای یزدی را در اختیار من قرار داد. ما مشغول صرف ناهار بودیم. پرونده آقای یزدی تا سطح میز ناهارخوری بالا آمد. بعد دیدم یکی از پرونده‌ها، مربوط به ۳ هزار هکتار از اراضی جنگل‌های شمال خلیل‌محله عباس‌آباد بهشهر است.

عضو سابق هیات و تفحص از قوه قضاییه مدعی شد: آقای یزدی در آن زمان که رئیس قوه قضاییه بود، برای خرید خانه شخصی خود، به آقای ذاکر احمدی، رئیس دادگستری استان هرمزگان نامه زده است که مبلغ یک میلیارد تومان به حساب شخصی اینجانب واریز کنید. اگر اشتباه نکنم در نامه نوشته بود که به حساب ۸۹۵۷ بانک ملی شعبه مجلس شورای اسلامی واریز نمایید.

No responses yet

May 15 2024

پشت پرده‌های دبی: یک ایران کوچک با تمامی خلافکارانش

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

رادیوزمانه: ایرانیانی که در سال‌های اخیر در دبی خانه خریده‌اند، پیشینه‌های متفاوتی دارند. از شهروندان عادی گرفته تا فوق ثروتمندان سرشناس، از کلاه‌برداران، متهمان و محکومان پرونده‌های معروف فساد تا مجرمان اقتصادی و فراریان تحت تعقیب، اختلاس‌گران، بدهکاران بانکی، رشوه‌دهندگان و رشوه‌گیرندگان، پول‌شویان و کاسبان تحریم، نزدیکان مقام‌ها، آقازاده‌ها و بستگان افراد رده بالای نظام و سپاه پاسداران در دبی ملک و خانه خریده‌اند. گزارش تحقیقی ما درباره آنها را بخوانید.

آمار غیررسمی از سکونت حدود نیم میلیون ایرانی در امارات متحده عربی حکایت دارد که اکثر آن‌ها در دبی ساکن هستند. در سال‌های اخیر ایرانیان بسیاری در دبی ملک و زمین خریده‌اند.

براساس داده‌های درزکرده حدود هفت هزار ایرانی در سال ۲۰۲۲ صاحب ۹ هزار و ۴۰۰ ملک مسکونی در دبی بودند. پژوهشگران دانشگاهی که این داده‌ها و سایر منابع را بررسی کرده بودند در نهایت به وب‌سایت نروژی E24 گفتند که رقم واقعی ایرانیانی که در دبی صاحب ملک مسکونی هستند بیش از ۹ هزار نفر است. برهمین اساس، ارزش این ویلاها و آپارتمان‌ها در ابتدای سال ۲۰۲۲ در مجموع بالغ بر هفت میلیارد دلار می‌شد.

در گزارش پیش‌ رو به گروهی از ایرانیان صاحب املاک در دبی می‌پردازیم که دانستن نام و اطلاعات آن‌ها در جهت منافع عمومی است.

درباره این پروژه

پشت پرده‌های دبی (Dubai Unlocked) براساس داده‌های درزکرده، چکیده‌ای از بررسی تفصیلی صدها هزار ملک در دبی و اطلاعات مربوط به صاحبان این املاک از سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ ارائه می‌دهد.
این داده‌ها را مرکز مطالعات پیشرفته دفاعی (C4ADS) که یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن دی‌سی است به‌دست آورده بود. این داده‌ها سپس در اختیار وب‌سایت مالی نروژی E24 و پروژه‌ی گزارش‌دهی جرم و فساد سازمان‌یافته (OCCRP) قرار گرفت و پروژه‌ی تحقیقی در این زمینه با شرکت ده‌ها رسانه از سراسر جهان آغاز شد.
داده‌ها شامل صاحبِ هر ملک و اطلاعاتی برای شناسایی افراد بود. این اطلاعات شامل تاریخ تولد، شماره گذرنامه و ملیت فرد می‌شد. در برخی موارد اطلاعات مستأجر به جای صاحب ملک آمده بود.
روزنامه‌نگارهایی که در این پروژه همکاری می‌کردند این داده‌ها را به‌عنوان نقطه شروع در دست گرفتند و سپس اکتشاف در سرزمین مالکیت املاک و مستغلات دبی آغاز شد. روزنامه‌نگارهای همکار در این پروژه ماه‌ها صرف تأیید هویت افرادی کردند که در اسناد درزکرده نامشان دیده می‌شد، افزون بر این، وضعیت مالکیت با استفاده از اسناد و بایگانی‌ها و تحقیق در منابع عمومی و دیگر داده‌های درزکرده باید تأیید می‌شد.

بهشتی برای مجرمان ایرانی

ایرانیانی که در دبی املاک و مستغلات دارند، کیستند؟

ایرانیانی که در سال‌های اخیر در دبی خانه خریده‌اند، پیشینه‌های متفاوتی دارند. از شهروندان عادی گرفته تا فوق ثروتمندان سرشناس، از کلاه‌برداران، متهمان و محکومان پرونده‌های معروف فساد تا مجرمان اقتصادی و فراریان تحت تعقیب، اختلاس‌گران، بدهکاران بانکی، رشوه‌دهندگان و رشوه‌گیرندگان، پول‌شویان و کاسبان تحریم، نزدیکان مقام‌ها، آقازاده‌ها و بستگان افراد رده بالای نظام و سپاه پاسداران در دبی ملک و خانه خریده‌اند. این املاک و مستغلات از دفترهای کوچک اداری تا ویلاهای لوکس را در برمی‌گیرد.

در میان محکومان اقتصادی‌ای که در دبی خانه خریده‌اند برخی فراری، برخی ساکن دبی و برخی در زندان‌های داخل ایران در حال گذراندن دوران محکومیت هستند.

افرادی که در رسانه‌های ایران به آن‌ها لقب سلطان داده‌اند، مانند سلطانِ فولاد و سلطانِ قاچاق سوخت در میان این افراد هستند و آقازاده‌هایی که نامشان در کنار پرونده‌های اختلاس مطرح شده اما محکوم نشده‌اند و آن‌هایی که دست‌کم تا امروز مدرکی از خلاف‌کاری آن‌ها منتشر نشده در دبی ویلا و آپارتمان دارند. 

برخی از ایرانیانی که نام و املاک آن‌ها در این اسناد فاش شده بسیار بیش از یک خانه و آپارتمان در دبی خریده‌اند. یکی از محکومان اقتصادی که در ادامه گزارش در مورد پرونده او خواهید خواند ۱۳۵ ملک در دبی خریده یا فرد دیگری که در دوره‌ای یکی از شرکت‌هایش مدت‌ها در فهرست بزرگترین بدهکاران بانکی بود، اینک در دبی صاحب بیش از ۳۰۰ ملک است. 

پرونده‌های معروف

شمار قابل توجهی از متهمان، محکومان فراری، زندانی‌ها و دیگر افرادی که نامشان در رابطه با پرونده‌های مشهور فساد اقتصادی در رسانه‌ها و یا اسناد دادگاه آمده، از مشتریان جدی دنیای مستغلات دبی هستند.

پرونده‌های قطعه‌سازی: داستان دو میلیاردر 

در فهرست ایرانیانی که در دبی ملک دارند، نام دو قطعه‌ساز بزرگ دیده می‌شود: عباس ایروانی و محمد علیپور فطرتی.

عباس ایروانی محکوم پرونده «گروه عظام» است. اسفند سال ۱۴۰۲، قوه قضاییه حکم پرونده عظام را که از سال ۱۳۹۸ در جریان بود، اعلام کرد و عباس ایروانی در ارتباط با دو پرونده تخلف در قطعه‌سازی به ۶۵ سال حبس محکوم شد. از جمله‌ی اتهام‌های او اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور با توسل به قاچاق سازمان‌یافته و حرفه‌ای قطعات خودرو و همچنین مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از مجرای اخلال در نظام پولی و ارزی کشور از طریق تحصیل اموال و وجوه کلان از شبکه بانکی ازطریق نامشروع و غیرقانونی بود.

تصویری از عباس ایروانی
عباس ایروانی، رییس گروه قطعات خودرو عظام

ایروانی در اوایل دهه ۵۰ شمسی و وقتی ۱۷ سال سن داشت، در راسته‌ی قفل و لولای بازار مغازه‌ای باز کرد. او در زمان جنگ و حوالی سال ۶۰-۵۹ در ستاد جنگ‌های نامنظم چند ماهی را در کنار چمران در جنگ بود. از سال ۶۵، شمسی کار واردات قطعات خودرو را شروع کرد و در کمتر از ۱۰ سال و زمانی که دو کارخانه داشت، گروه قطعه‌سازی عظام را تأسیس کرد. گروه عظام اینک شامل ۱۴ کارخانه است. 

گروه قطعه‌سازی عظام که از بزرگترین قطعه‌سازان است، در دادگاه متهم شد که به مقام‌های بانکی و گمرک و مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) و اداره‌های استانی رشوه می‌داده، سند جعل می‌کرده، قطعه‌های چینی را وارد ایران کرده و به عنوان برند ایرانی می‌فروخته و در پرداخت عوارض گمرکی تقلب می‌کرده است. 

ایروانی تمام اتهاماتی را که به او وارد شده رد می‌کند و حتی گفته است که با انگیزه اخاذی به او اتهام زده‌اند.

ایروانی در دادگاه با افتخار از کمک به دور زدن تحریم‌ها سخن گفت. او همچنین در یکی از جلسه‌ها گفت:

اگر یک دلار خارج از کشور داشته باشم تمام آن را دولت مصادره کند و من را اعدام کنید. زحماتی که من کشیدم کمتر کسی انجام می‌دهد. اگر کارمندانم اشتباهی کرده‌اند مقصر من نیستم.

ایروانی تا چندی پیش مالک یک واحد اداری در برج اسپکت دبی به ارزش دو میلیون و ۴۰۰ هزار درهم، معادل ۶۵۰ هزار دلار بود.

آگهی

اما ایروانی تنها قطعه‌ساز مشهور مالک مستغلات در دبی نیست. یکی از متهمان پرونده قطعه سازی دیگری موسوم به پرونده کروز هم در دبی خانه دارد. 

محمد علیپور فطرتی از مدیران شرکت قطعه‌سازی کروز بود. او در دادگاه به مشارکت عمده در اخلال نظام اقتصادی کشور از طریق رهبری گروه مجرمانه در زمینه قاچاق حرفه‌ای و سازمان‌یافته قطعات خودرو در حد فاصل سال‌های ۹۲ تا ۹۹ ، پرداخت رشوه به کارکنان گمرک، و همچنین به مشارکت در اخلال در توزیع مایحتاج عمومی از طریق گران‌فروشی قطعات خودرو به شرکت‌های سایپا و ایران‌خودرو حدفاصل سال‌های ۹۵ تا ۹۸ متهم شد.

علیپور همچنین متهم شده که به همراه حمید کشاورز (متهم ردیف اول پرونده) با واسطه به حسین فریدون (برادر حسن روحانی، رئیس جمهوری سابق ایران) رشوه داده است.

محمد علیپور فطرتی

امیر فولادی، نماینده دادستان در دادگاه رسیدگی به پرونده شرکت کروز که بهمن‌ ۱۴۰۰ برگزار شد، گفت: «حد فاصل تاریخ ۹۴/۹/۱۰ تا ۹۴/۱۰/۱۷ مجموعاً مبلغ ۱۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال طی ۳۸ تراکنش بانکی از حساب محمد علیپور فطرتی به حساب آقای مسعود احمدی‌زاده در بانک صادرات از مرتبطین حسین فریدون واریز شده است. استفاده حسین فریدون از حساب‌های مسعود احمدی‌زاده جهت دریافت رشوه و حق حساب از رسول دانیال‌زاده تأیید شده است و موجب محکومیت مسعود احمدی‌زاده به اتهام فراهم کردن بزه ارتشاء از طریق در اختیار قراردادن حساب بانکی به حسین فریدون به ۱۵ سال حبس تعزیری شده است. پرونده وجوه دریافتی حسین فریدون و مسعود احمدی‌زاده از شرکت کروز در شعبه بازپرسی در حال رسیدگی است. در حال حاضر مسعود احمدی‌زاده در خارج از کشور است.»

در جلسه دادگاه مقام‌های قوه قضاییه از آقای علیپور به عنوان متهم فراری دارای تابعیت ایرانی-کانادایی نام برده‌اند. 

با گذشت دو سال از دادگاه در آخرین روزهای اسفند ۱۴۰۲ سخنگوی قوه قضاییه گفت که این پرونده در مرحله صدور رأی است:

هشت جلسه کیفرخواست این پرونده قرائت و آخرین دفاع از متهمان اخذ شده است. اگر رأی قطعی شد اعلام خواهد شد.

هنوز رأیی برای آقای علیپور صادر نشده است.

وکیل محمد علیپور در پاسخ به ایمیل (OCCRP) و شرکای رسانه‌ای آن گفت:

موکل من عضو ارشد شرکت قطعه‌سازی ایرانی کروز نیست. به علاوه تمام اتهامات علیه موکل من نادرست و بی‌پایه است. موکل من در رابطه با هیچ جرمی محکوم نشده است. به علاوه رسانه‌های ایرانی معتبر نیستند.

محمد علیپور در دبی دست‌کم پنج واحد ساختمانی در منطقه الخلیج التجاری (بیزینس بی)، برج خلیفه و نخل جمیره (پالم جمیرا) داشته است که مجموع آن‌ها به ارزش تقریبی ۵۰ میلیون درهم یا ۱۴ میلیون دلار بوده است. او همچنان مالکیت ۳ملک به ارزش ۱۰میلیون و پانصد هزار دلار را در اختیار دارد.

اختلاس بانکی: زندان اوین یا ساحل دبی؟

تعدادی از اختلاس‌گران بانکی و افرادی که نامشان در پرونده‌های فساد بانکی آمده و یا محکوم شده‌اند، در سال‌های اخیر در دبی ملک خریده‌اند. در این میان نام متهمان، محکومان و بدهکاران بانک سرمایه به عنوان صاحبان املاک در محله‌های مختلف این شهر کوچک می‌درخشد.

در رابطه با بانک سرمایه چندین پرونده تشکیل شده و ده‌ها نفر از وزیر و مدیران دولتی گرفته تا بستگان وزرا و فرماندهان سپاه و روحانیان رده بالای نظام به سوء استفاده مالی و اختلاس متهم شدند. 

به طور خلاصه پرونده «فساد» ۱۴ هزار میلیارد تومانی بانک سرمایه در رابطه با اموال صندوق فرهنگیان بود. صندوق ذخیره فرهنگیان مالک نیمی از بانک سرمایه بود. مدیران این صندوق سپرده‌های صندوق ذخیره فرهنگیان را که در بانک بود، در اختیار چندین شرکت قرار داده بودند اما تعدادی از این شرکت‌ها زنجیره‌ای بودند و همگی مالک یا مالکان مشترک داشتند. وام‌های کلانی بدون طی مراحل قانونی و بدون ضمانت یا با ضمانت ضعیف به افرادی مشخص داده شده بود و در این میان تکلیف وصول هشت هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان روشن نشد.

نام یکی از سرشناس‌ترین محکومان پرونده اختلاس از بانک سرمایه برای بسیاری از ایرانیان آشنا است. حتی اگر محمد امامی را به چهره و نام نشناسید، چه بسا از مخاطبان وفادار سریال‌های تلویزیونی ایران باشید و سریال «شهرزاد» را به یاد آورید. محمد امامی تهیه‌کننده سریال شهرزاد بود.

محمد امامی، سرمایه‌دار و تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی و مجموعه ویدیویی و بسیار پرمخاطب و پرهزینه «شهرزاد»

محمد امامی در جریان این پرونده محاکمه، و به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تحصیل مال نامشروع به ۲۰ سال حبس محکوم شد.

افزون بر امامی، بیش از ۴۰ نفر دیگر نیز در این پرونده متهم بودند. یکی از این متهمان دوست و شریک محمد امامی بود: امیررضا فرزان راد که او هم به اتهام مباشرت در اخلال عمده و کلان در نظام اقتصادی کشور از طریق تحصیل مال به نحو نامشروع به تحمل ۲۰ سال حبس محکوم شد.

محمد امامی آنچنان‌که قوه قضاییه می‌گوید در زندان است و تنها یک بار به مرخصی رفته؛ امیررضا فرزان راد اما متواری است. امامی و فرزان راد هر دو در دبی ملک خریده‌اند.

محمد امامی صاحب ویلایی در المرکاز به ارزش تقریبی ۲۰ میلیون درهم، معادل ۵,۵ میلیون دلار بود و ارزش ویلای امیررضا فرزان راد هم در المرکاز ۴۴ میلیون درهم یا تقریبا ۱۲ میلیون دلار بود. 

آگهی

و دیگر بانک‌ها

سابقه فساد و اختلاس بانکی تنها به بانک سرمایه خلاصه نمی‌شود. اختلاس و سوء استفاده چنان گریبان بانک‌های ایرانی را گرفته که تخمین زده می‌شود بین ۶۰ تا ۸۰ میلیارد دلار در دهه‌های اخیر از اقتصاد و نظام بانکداری ایران اختلاس شده است.

خبرهایی که در رسانه‌ها منتشر می‌شود و محاکمه‌هایی که اغلب پشت درهای بسته در مورد تخلف‌های بانکی برگزار می‌شود، تنها مشتی نمونه خروار است. در فهرست املاک دبی و کسانی که در سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ در دبی ملک خریده‌اند، دست‌کم هشت متهم مهم فساد بانکی یا اعضای خانواده‌شان حضور دارند.

رسول دانیال‌زاده، اسدالله سیفی و محمد وکیلی از جمله شناخته‌شده‌ترین نام‌هایی هستند که در ارتباط با سوء استفاده مالی از بانک در ایران محکوم شده‌اند و در دبی ملک خریده بودند.

بدهکار و رشوه‌دهنده در نخل جمیره 

رسول دانیال‌زاده زمانی یکی از بزرگترین بدهکاران نظام بانکی ایران بود و بر اساس اعلام قوه قضاییه در سال ۹۸ چهار هزار میلیارد تومان بدهی بانکی داشت. 

دانیال‌زاده که برخی رسانه‌ها از او به عنوان سلطان فولاد ایران یاد می‌کنند، مالک مجتمع فولاد گیلان، لوله سیمان، نورد، دانیال استیل و سهامدار شرکت فولاد کاویان است. 

رسول دانیال‌زاده معروف به سلطان فولاد و از نزدیکان حسین فریدون (عکس: توییتر)

به‌علاوه، او به دلیل رشوه‌دادن به اکبر طبری (مدیرکل سابق امور مالی قوه قضاییه) و حسین فریدون (برادر حسن روحانی، رئیس جمهوری پیشین ایران) محکوم شده است. 

آبان ۹۸، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه گفت:

رسول دانیال‌زاده که به خارج از کشور گریخته بود با طراحی و هدایت پاسداران گمنام امام زمان در سپاه به کشور بازگشت.

چنانچه مقام‌های قضایی ایران می‌گویند همکاری او باعث شده که حکم سبکتر ۱۵ سال زندان برای او در نظر گرفته شود. 

روشن نیست که آیا رسول دانیال‌زاده در حال سپری کردن این دوره محکومیت هست یا نه.

رسول دانیال‌زاده دست‌کم هفت خانه در دبی دارد که شامل شش واحد آپارتمان در الثانیه پنجم و یک ویلا در نخل جمیره می‌شود. ارزش تقریبی این املاک در مجموع حدود ۱۲ میلیون و ششصدهزار دلار است.

عکس:‌ اوله مارتین ولد

و این قصه تمامی ندارد: بانک مرکزی

اسدالله سیفی یکی از متهمان پرونده رشوه به مدیران بانک مرکزی است. سیفی به پرداخت رشوه از جمله ۵۰۰ میلیون تومان به یک مدیر بانک مرکزی در قبال تغییر نرخ ارز در قرارداد کارگزاری بانک مرکزی و دو قطعه شمش طلای ۱۰۰ گرمی به یکی از مدیران دیگر بانک متهم شد.

اسدالله سیفی دو آپارتمان در دبی در الخلیج التجاری و الثانیه پنجم به ارزش حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار درهم یا نیم میلیون دلار دارد.

محمد وکیلی هم مانند اسد سیفی از کارگزاران بانک مرکزی بوده است. او در پرونده دیگری به اتهام قاچاق سازمان‌یافته ارز و اخلال در نظام ارزی و پولی به ۲۰ سال زندان محکوم شد. اما چنانچه در همان حکم دادگاه آمده ساکن دبی و فراری است.

محمد وکیلی ۱۳۳ واحد آپارتمان در مجتمع پارک سرمایه‌گذاری دبی و یک ویلا در الثانیه پنجم دارد.

اسد سیفی و محمد ملکی در زمینه صرافی با هم در مواردی همکاری‌ و شراکت هم داشته‌‌اند و نام هر دوی آن‌ها همچنین در فهرست تحریم‌های آمریکا در رابطه با پول‌شویی و تسهیل امور مالی جمهوری اسلامی ایران آمده است.

تحریم و کاسبانش

دست‌کم ۱۰ نفر که در فهرست تحریم‌های آمریکا در رابطه با ایران نامشان دیده می‌شود، در دبی ملک خریده‌اند.

از جمله این افراد پژمان کوثریان‌فرد، کامبیز رستمیان، هوشنگ فرسوده، محسن پارساجم و همان‌طور که قبلاً در بخش متخلفان بانکی گفته شد، اسدالله سیفی و محمد وکیلی هستند.

 از این میان به عنوان نمونه کامبیز رستمیان که سال ۲۰۱۷ در رابطه با برنامه موشکی ایران تحریم شده بود، یک آپارتمان و یک ویلا در دبی در مجموع به ارزش تقریبی ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار دارد. 

محسن پارسا جم رییس هیات مدیره شرکت رایان رشد افزا که به واسطه اتهام ارتباط این شرکت با سپاه پاسداران در فهرست تحریم‌های آمریکا بود، دو آپارتمان به مجموع ارزش حدود ۵۰۰ هزار دلار داشت.

نمونه دیگر هوشنگ فرسوده است که یک ویلا در دبی به ارزش مجموعاً ۴ میلیون و ۵۰۰ هزاردلار خرید و او نیز به اتهام کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها خود در فهرست تحریم ها قرار گرفت.

باز هم پتروشیمی: پرونده شش میلیارد دلاری و مرد سوم 

یکی از پرونده‌های بزرگ و شناخته‌شده‌ اختلاس و سوءاستفاده مالی، پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی است.

ده‌ها نفر از کسانی که به دور زدن تحریم و فروش محصولات پتروشیمی تحریم‌شده کمک می‌کردند، در جریان نقل و انتقال شش میلیارد و ۶۵۶ میلیون یورو حاصل از فروش این محصولات به روش‌های مختلف ثروت‌اندوزی کردند. تعدادی از این افراد بعدتر با اتهام اصلی اخلال در نظام کلان اقتصادی و تحصیل مال نامشروع محاکمه و در نهایت ۱۵ نفر محکوم شدند. 

در بین این محکومان که برخی در ایران در زندان هستند و برخی در خارج از کشور زندگی می‌کنند، دست‌کم دو نفر در دبی املاکی خریده‌اند.

علی اشرف ریاحی، مشاور فنی شرکت بازرگانی پتروشیمی که داماد محمدرضا نعمت‌زاده وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت هم بود، به اتهام معاونت در اخلال نظام اقتصادی از طریق توزیع ارز حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی به پنج سال حبس محکوم شد. بر اساس آنچه در حکم آمده، ریاحی ۲۹ میلیارد ریال از این طریق به صورت غیرقانونی سود برده است.

علی اشرف ریاحی، نفر وسط تصویر

ریاحی در برج خلیفه دبی یک هتل-آپارتمان به ارزش تقریبی یک میلیون و ۶۰۰ هزار دلار خریده بود که در حال حاضر آن را فروخته است.

دیگر محکوم این پرونده که در دبی ملک دارد، سید امین قریشی سروستانی است. آقای سروستانی با همان اتهام معاونت در اخلال نظام اقتصادی از طریق توزیع ارز حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی به ۱۵ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

حکم او به صورت غیابی صادر شده و اسناد دادگاه از او به عنوان متواری یاد می‌کنند. آقای سروستانی با پاسپورت دومینیکا دستکم پنج ملک به ارزش تقریبی سه ونیم میلیون دلار خریده بود که تعدادی از آنها را هنوز در مالکیت دارد.

اما در رابطه با پرونده پتروشیمی و املاک دبی مرد سومی نیز هست؛ فردی که هیچگاه پرونده‌ای برایش تشکیل نشد اما نام او بارها در دادگاه و پرونده پتروشیمی آمده است: جواد شیرعلی پسر محمد حسین شیرعلی.

محمد حسین شیرعلی که زمانی کارمند وزارت اطلاعات بوده، یکی از محکومین پرونده پتروشیمی است. محمد حسین شیرعلی (پدر جواد) به اتهامی مشابه سایر محکومان به پنج سال حبس محکوم شد. چنانچه در حکم آمده، مبلغی که شیرعلی به صورت غیرقانونی بدست آورده، هشت میلیون دلار آمریکا است.

بر اساس اظهارات شیرعلی در این پرونده اغلب نقل‌و‌انتقال‌های مالی، دریافت «پورسانت»ها و سرمایه‌گذاری منفعت کسب‌شده به دست جواد، پسر محمدحسین شیرعلی، در خارج از ایران صورت می‌گرفته‌است و او از جانب پدرش یکی از چندین واسطه و پورسانت‌بگیر [درصدبگیر] فروش محصول‌های پتروشیمی در خارج از ایران بوده است.

جواد شیرعلی دست‌کم چهار واحد مسکونی از جمله یک ویلا در دبی دارد که ارزش مجموع آن بالغ بر چهار میلیون دلار می‌شود.

آگهی

بستگان، آشنایان و دوستان نظام و البته فامیل دور

در میان مالکان املاک در دبی نام تعدادی از فرزندان چهره‌های سرشناس و بستگان سببی و نسبی و حتی فامیل‌های دورتر هم به چشم می‌خورد.

از خانواده هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری سابق و یکی از مهم‌ترین افراد تاریخ جمهوری اسلامی، دست‌کم نام دو تن از پسران، عروس خانواده و یک نوه در این فهرست دیده می‌شوند.

محسن هاشمی بهرمانی، پسر بزرگتر خانواده که در سال‌های دهه ۹۰ شمسی رئیس شورای شهر تهران بود، زمانی دو واحد آپارتمانی داشته که یکی از آنها را هنوز در اختیار دارد. ارزش این واحد حدود ۳۸۰ هزار دلار است.

محسن هاشمی، رئیس سابق شورای شهر تهران دوره پنجم

یاسر هاشمی بهرمانی، کوچکترین پسر خانواده رفسنجانی نیز آپارتمانی در برج خلیفه به ارزش تقریبی حدود ۷۵۰ هزار دلار دارد.

مریم سالاری، همسر یاسر نیز آپارتمانی در برج خلیفه به ارزش تقریبی ۷۰۰ هزار دلار دارد.

احسان هاشمی بهرمانی، فرزند محسن هاشمی (نوه اکبر رفسنجانی) نیز مالک یک آپارتمان کوچک به ارزش ۱۰۰ هزار دلار در دبی است.

فامیل‌های دور و نزدیک و نام‌های دیگری که به نظر می‌رسد با مقام‌های نظام نسبتی داشته باشند، فرزند و داماد آیت‌الله‌ها و نیز سید همایون صفوی همامی که برادر کوچکتر سردار رحیم صفوی و صاحب دفتری به ارزش تقریبی ۲۰۰ هزار دلار در دبی است. 

موارد عجیب، چند تابعیتی‌ها، ثروتمندان و دیگر اسامی

در میان ده‌ها هزار ایرانی مالک خانه در دبی موارد عجیبی هم به چشم می‌خورد. و البته ایرانیانی که با پاسپورت‌های دیگری غیر از پاسپورت ایرانی‌شان خانه خریده‌اند.

مهدی شمس، مدیرکل بازرگانی و فروش در شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی بود که در پرونده بابک زنجانی به اعدام محکوم شد اما حکم اعدام بعدها به ۲۰ سال حبس تغییر کرد و احتمالا اینک در ایران زندانی است. مهدی شمس با ملیت بریتانیایی خود در دبی صاحب املاکی است از جمله ویلایی به ارزش ۲۰ میلیون دلار در نخل جمیره 

مهدی شمس در دادگاه

دیگر شهروند بریتانیایی صاحب ملک در دبی جواد مرندی است.

جواد مرندی میلیونر ایرانی-بریتانیایی است که به حزب محافظه‌کار بریتانیا کمک مالی می‌کرد و در یک پرونده پولشویی نامش به میان آمد، هر چند در آن پرونده محکوم نشد. مرندی نیز در دبی املاکی دارد.

نام چندین ثروتمند سرشناس، نیک مدیر وزارت جهاد کشاورزی که پرونده مفتوح میلیاردی اخلال در نظام اقتصادی دارد اما هنوز محکوم نشده نیز در میان صاحبان املاک در دبی دیده می‌شود. همچنین یکی از همکاران و مرتبطان با رضا ضراب،‌ یکی از صاحبان سابق معدن آق دره، سلطان سوخت، شخصی که به پولشویی برای یکی از روحانیون سرشناس متهم است، همگی با گذرنامه کانادایی در دبی خانه خریده اند.

مسعود زندی گوهریزی در اسپانیا با ثروتمندان و سیاستمداران می گشت و لابی و کار‌چاق‌کنی می‌کرد. پس از درز اسناد پاناما، دادستان در اسپانیا گوهریزی را به تقلب مالیاتی به میزان ۱۲۶ میلیون یورو در عرض سه سال متهم کرد. او اینک فراری است. گوهریزی سال ۲۰۰۹ خانه ای در دبی به مبلغ یک میلیون و ۹۶۰ هزار میلیون یورو خرید که همچنان این ملک را دارد.

یکی از موارد عجیب این فهرست فردی است به نام منصور فروزمند.

منصور فروزمند در ایران پرونده‌ای بابت کلاهبرداری دارد که نه محتوای پرونده و نه نتیجه آن هیچ‌گاه رسانه‌ای نشد. فروزمند اما یکبار در دبی و یک بار زمانی که برای تعطیلات به نیس در جنوب فرانسه رفته بود، بازداشت شده است. 

به گزارش روزنامه لامارسیز، در دادگاه فرانسه گفته می‌شود که جمهوری اسلامی ایران فروزمند را متهم کرده ۲۰۰ میلیون دلار با ارز دولتی برای واردات گرفته اما آن را در بازار سیاه فروخته است. در نهایت، با استدلال وکیل فروزمند مبنی بر این که اتهام‌های اقتصادی در ایران ممکن است با مجازات اعدام روبرو شود و شرایط زندان‌های ایران غیرانسانی است، درخواست استرداد او از سوی دادگاه رد و فروزمند آزاد شد. 

فروزمند دست‌کم پنج ملک در دبی شامل ویلا، آپارتمان و دفتر در الخلیج التجاری الثانیه و برج خلیفه دارد که مجموع ارزش انها بالغ بر ۱۰ میلیون دلار می‌شود.

فروزمند در پاسخ به ایمیل OCCRP و شرکای رسانه‌ای‌اش، این رسانه‌ها را باج گیر خطاب کرد و گفت که پرونده او مدت‌ها پیش در ایران بسته شده و املاکش در دبی را با وام بانکی خریده و همچنان به بانک مقروض است.

منصور فروزمند شهروندی سنت کیتس و نویس را نیز خریده است.

از دیگر موارد اسرارآمیز در میان ایرانیان صاحب ملک در دبی، فردی است که مالکِ دست‌کم ۲۵۸ دستگاه آپارتمان و مغازه در برج کریستال دبی است.

او محمد هادی ذوالانواری از اعضای هیئت مدیره توسعه سرمایه «تابان کیش» است. این شرکت در فهرست ابربدهکاران بانکی که در سال ۱۴۰۱ منتشر شد، مقام هجدهم را داشت.

آقای ذوالانواری با شکایت بانک سرمایه به مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور و پول‌شویی متهم شد. براساس اسناد دادگاه، مدیران وقت بانک سرمایه نیز به علت اعطای وام غیرقانونی به شرکت سرمایه «تابان کیش» متهم شده بودند.

در اسناد دادگاه آمده است که مدیران وقت بانک سرمایه «موجبات برداشت و تصاحب ۶۵ میلیارد تومان از وجوه بانک را به نفع آقای محمد هادی ذوالانواری فراھم کرده‌اند».

این مقاله بخشی از پروژه‌ی تحقیقی «پشت پرده‌های دبی» است که زمانه همراه با بیش از هفتاد شریک رسانه‌ای‌اش انجام داده و منتشر کرده است.برای خواندن دیگر مقاله‌ها و اطلاع بیشتر از داده‌های این پروژه‌ی تحقیقی، با کلیک روی این عبارت به صفحه‌ی مخصوص آن در رادیوزمانه رجوع کنید.

در مورد اتهام آقای ذوالانواری نیز دادگاه چنین گفته است:

«نامبرده به‌عنوان مدیرعامل شرکت توسعه سرمایه تابان کیش، متھم است که از رهگذر نقض ضوابط و مقررات بانکی و تبانی با مدیران وقت بانک سرمایه، مبلغ ۶۵میلیارد تومان از بانک سرمایه دریافت نموده است.»

هیئت کارشناسان دادگاه تا زمان صدور قرار نهایی دادگاه میزان بدهی او را به بانک سرمایه ۳۰۰ میلیارد تومان تخمین زده بود.

دادگاه اعطای وام به شرکت توسعه سرمایه تابان را غیرقانونی دانسته است، چراکه این شرکت تازه‌تأسیس بوده و حداقل فاصله‌ی زمانی لازم میان گشایش حساب تا اعطای تسهیلات رعایت نشده بوده.

دبی تنها شهری نیست که مجرمان و دزدسالار را به خود جذب و به آنها فرصتی برای تمیز کردن پولشان از طریق خرید املاک و مستغلات می‌دهد. اما به عقیده کارشناسان، چند ویژگی، این شهر را به گزینه‌ای جذاب برای این افراد تبدیل کرده است، خصوصاً برای کسانی که به دنبال فرار از دست مجریان قانون یا دور زدن تحریم‌های غرب هستند.

تا همین اواخر، کشور امارت با بسیاری از کشورهای جهان معاهده استرداد مجرم را امضا نکرده بود و این امر آن را به مقصدی جذاب برای فراریان از دست قانون، از سراسر جهان، تبدیل می‌کرد. اگرچه در سال‌های اخیر مقام‌های امارات متحده‌ عربی همکاری خود را با مجریان قانون در سایر کشورها افزایش داده‌اند، این کشور همچنان به داشتن عملکردی غیرثابت و بر حسب مورد در زمینه‌ی استرداد مجرمان شهرت دارد. 

رادا استرلینگ، وکیل و مدافع حقوق بشر که سازمان کمک حقوقی«بازداشت‌شدگان در دبی» را مدیریت می‌کند، به (OCCRP) گفت مقام‌های امارات از مظنونان برجسته به عنوان ابزاری برای «چانه‌زنی» استفاده می‌کنند.

او می‌گوید:

حتی اگر دولت امارات ادعا کند این افراد بازداشت و دارایی‌های آن‌ها مسدود شده است، چنین ادعایی می‌تواند صرفاً به هدف انتشار در مطبوعات صورت گرفته باشد.

در مارس ۲۰۲۲، کارگروه ویژه اقدام مالی (FATF)، ناظر جهانی مبارزه با پولشویی، امارات متحده عربی را به عنوان کشوری دارای «نقص» در سیستم‌های مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم شناسایی کرد و این باعث شد ضربه‌ی بزرگی به شهرت این کشور وارد شود. 

این اقدام که حسن شهرت دبی را به عنوان یکی از مراکز مالی برتر جهان به خطر انداخته بود، باعث شد مقام‌های امارات به تلاش‌هایی هماهنگ برای سخت‌تر کردن قوانین و افزایش همکاری‌ها با مجریان قانون در سایر کشورها جهت استرداد مجرمان دست بزنند.

No responses yet

May 20 2023

نیمی از ایرانیان در «فقر مسکن»؛ گزار‌ش‌های رسمی: قطع دسترسی اقشار کم‌درآمد به مسکن مناسب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,فقر

صدای آمریکا: رسانه‌های ایران با استناد به گزارش‌های رسمی نهادهای حکومتی، از در «فقر مسکن» بودن «نصف ایران» و «عدم دسترسی» افراد کم درآمد به «مسکن مناسب» خبر داده‌اند. روزنامه «دنیای اقتصاد» چاپ تهران در شماره روز شنبه ۳۰ اردیبهشت‌ماه با استناد به جدیدترین گزارش منتشره از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، نوشته است: جمعیتِ دچار «فقر مسکن» در ایران «رکورد معناداری» زده است؛ به‌طوری‌که «۵۵ درصد» خانوارهای ایرانی از «مسکن مناسب و در استطاعت» محروم هستند.

در بخشی از این گزارش آمده است که این جمعیت «فقرای مسکن»، ابتدای «دهه ۹۰» خورشیدی معادل «۳۳ درصد» کل خانوارها بوده اما مطابق آنچه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی بر آن «مهر تایید» زده، در پایان دهه ۹۰، «تورم بالا، بی‌ثباتی متغیرهای اقتصادی و افت درآمد سرانه» در کنار «جهش‌ تاریخی» قیمت مسکن، آن را به «۵۵ درصد» کنونی رسانده است.

حمیدرضا صارمی، معاون معماری و شهرسازی شهرداری تهران بیست و سوم بهمن‌ماه ۱۴۰۰ گفته بود: «۵۰ درصد» جمعیت تهران «زیر خط فقر مسکن» زندگی می‌کنند و افرادی که زیر این خط فقر هستند، «توانایی ساخت را ندارند.»

در گزارش روزنامه دنیای اقتصاد «پافشاری» سیاستگذاران حکومتی بر «سیاست نادرست برای تامین مسکن» هم از دیگر عوامل موثری اعلام شده که موجب قطع «دسترسی اقشار کم‌درآمد به مسکن مناسب» شد و رفاه ملکی کل خانوارها آسیب دید.

بر این اساس، «فقر مسکن» در دنیا با دو شاخص، تعریف (سنجش) می‌شود و «نرخ طبیعی» آن حداکثر معادل «۲۰ درصد» جمعیت یک کشور است اما در ایران این نرخ تا «۷/ ۲ برابر» نرم جهانی پیش رفته است.

در این حال، نهاد پژوهشی قوه مقننه جمهوری اسلامی نجات کشور از نرخ بالای فقر مسکن را در «مهار تورم» به عنوان گام اول و «توجه دولت به الگوی موفق تامین مسکن در جهان» را به‌عنوان گام مکمل اعلام کرده است.

با این حال، روزنامه «شرق» چاپ تهران نیز ۲۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۱ در گزارشی با عنوان «بیداد اجاره‌ها» نوشته بود که «ریزش فقرا به حاشیه شهر» در محلات فقیرنشین تهران «شدت» گرفته و وضعیت «خانه‌به‌دوش‌ها» در «محله‌های فقیرنشین» تهران «وخیم‌تر» از سایر مناطق شده است.

هشتم خرداد ماه ۱۴۰۱ نیز در پی اوج گرفتن مجدد قیمت‌ها در بخش اجاره، خرید و فروش منازل مسکونی در پایتخت و شهرهای مختلف ایران، دادستان عمومی و انقلاب تهران گفته بود بر اساس «وظیفه قانونی»، بنا دارد اقداماتی را در راستای نظارت و ساماندهی «سایت‌های قیمت‌گذار منازل» اجرا کند.

علی صالحی مدعی شده بود که دادستانی در صورت «مواجهه با اقدامات هرج و مرج‌گرایانه دلالان مسکن» که باعث اخلال در نظم جاری بازار مسکن خواهد شد «با تکیه بر ظرفیت‌های موجود قانونی» ورود می‌کند.

به رغم وعده‌های فراوان رئیس دولت جمهوری اسلامی مبنی بر «ساخت سالی یک میلیون مسکن» و یا اظهارات مقامات قضایی حکومت ایران مبنی بر ورود برای «نظارت و ساماندهی» به این بازار آشفته، همچنان روزانه بر جمعیت «فقرای مسکن» در کشور افزوده می‌شود.

No responses yet

Feb 05 2023

فایل صوتی فساد مالی در سپاه؛ سرچشمه ‘لجن‌پراکنی’ کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی,فساد


بی‌بی‌سی: یک سال پس از رسوایی املاک نجومی آیت‌الله خامنه‌ای محمدباقر قالیباف را به عنوان عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرد

وقتی که در سال ۱۳۹۵ تخلفات گسترده شهرداری تهران در رسوایی “املاک نجومی” فاش شد، یک عضو شورای شهر تهران به دفاع برآمد و گفت: “اینهایی که این حرف‌ها را می‌زنند یک هفته خواهرشان دست داعش باشد تا بفهمند.”

سرهنگ ابوالفضل قناعتی که این حرف‌ را زده بود پیشتر مدیرعامل موسسه عمرانی شهید همت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا بود، بازوی اصلی سپاه در اقتصاد.

در آن مقطع نظامی‌گری و گفتمان امنیت ملی بر سیاست ایران سایه انداخته و محدودیت آزادی‌های سیاسی و مدنی یا مشکلات اقتصادی این طور توجیه می‌شد که “عوضش امنیت داریم” و گفته می‌شد “اگر در سوریه نجنگیم، باید با داعش در تهران بجنگیم”.

داعش البته یک سال بعد از رسوایی املاک نجومی، ساختمان مجلس شورای اسلامی را در قلب تهران هدف حمله قرار داد و نیروهای ایرانی نیز در سوریه هدف حملات پیاپی و بی‌پاسخ اسرائیل قرار می‌گرفتند.

تصویر تبلیغات حکومتی از اقتدار نظامی سپاه با کشته شدن سرلشکر قاسم سلیمانی ضربه سختی خورد: در “انتقام سخت” ایران برای کشته شدن فرمانده ارشدش حتی یک سرباز آمریکایی هم کشته نشد. مراسم پرسروصدای تشییع او در ایستگاه آخرش در کرمان ۶۲ کشته بر جای گذاشت و شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی، کشتن ۱۷۶ سرنشین و لاپوشانی چند روزه آن رسوایی تازه‌ای برای سپاه و حکومت ایران ساخت.

با این همه، هنوز برای بخشی از افکار عمومی، قاسم سلیمانی همچنان قهرمان مظلوم و فداکاری باقی ماند که جانش را در راه آرمان‌هایش از دست داده بود.

افشای فایل صوتی گفتگوی محرمانه فرماندهان درباره پرونده‌های فساد مالی سپاه ضربه‌ای حیثیتی به این تصویر از قاسم سلیمانی زد.

موج انتقادها از سپاه و شخص قاسم سلیمانی بالا گرفت: چرا نیروی نظامی فرامرزی تحت امر او درگیر معاملات و سرمایه‌گذاری‌های چند هزار میلیارد تومانی بود که بیش از هزار میلیارد تومان هم در آن گم شده است؟

انتقادها صدای آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران را در آورد و او آنها را به “لجن‌پراکنی” رسانه‌های خارجی تعبیر کرد.

اما از ابعاد فساد مالی در سپاه چه می‌دانیم و انتقادها و حملات به آن واقعا از کجا سرچشمه می‌گیرند؟

نیروهای مسلح بخش خصوصی


تصاویر اشغال نظامی باند فرودگاه امام از برج مراقبت – ۱۳۸۳

شکل ویژه‌ای از خصوصی‌سازی یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی دوران رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای بوده است.

در سه دهه رهبری او بنیادهای وابسته به حکومت به غول‌هایی تبدیل شده‌اند که شریان‌های اصلی اقتصادی را در انحصار دارند و پروژه‌ها را به پیمانکاران کوچکتر واگذار می‌کنند.

این نهادها از طرفی مانند بخش خصوصی به دنبال سودآوری برای سهامداران خود هستند، اما از طرف دیگر دسترسی‌ و امتیازهای ویژه حاکمیتی مانند معافیت مالیاتی دارند بدون آنکه مانند بخش دولتی ناگزیر به پاسخگویی به نهادهایی چون مجلس و دیوان محاسبات باشند.

گروه بزرگی از این شرکت‌های اقماری حاکمیتی وابسته به نیروهای مسلح یا در ارتباط نزدیک با آنها هستند و این در رقابت با شرکت‌های دولتی یا خصوصی به آنها مزیتی بی‌نظیر می‌دهد.

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از آن ابایی نداشته‌اند که در تحمیل نظرشان بر چگونگی اداره اقتصاد ایران حتی به روی دولت مستقر سلاح بکشند.

یکی از آشکارترین نمونه‌های رویارویی‌ سپاه و دولت در سال ۱۳۸۳ و روی باند فرودگاه بین‌المللی امام خمینی بروز کرد، فرودگاهی که درست در همان روز افتتاحش بسته شد.

خودروهای لندکروز سپاه باند فرودگاه را بستند و پس از کش‌وقوس و فرود هواپیمای حامل مقام‌های خارجی، دومین هواپیمایی که قصد فرود داشت با اسکورت جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش وادار شد به اصفهان برود.

احمد خرم، وزیر وقت راه، محمدباقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی انتظامی را یکی از مسئولان این رویداد دانسته و گفت سپاه او را برای گرفتن دو هزار هکتار از زمین‌های فرودگاه تحت فشار گذاشته بود.

توجیه سپاه برای آن کار حضور یک شرکت ترکیه‌ای به نام تاو به عنوان پیمانکار خدمات غذا و اداره بخش‌هایی از فرودگاه بود.

همزمان احتمال ورود ترک‌سل به بازار شبکه تلفن همراه ایران جنجال برانگیخته بود.

پای تاو و ترک‌سل از بازار ایران بریده شد، و بعدتر در مزایده‌ای که مجلس ایران آن را صوری خواند سهام شرکت مخابرات و ایران‌سل به کنسرسیومی با حضور یک شرکت وابسته به سپاه رسید.


هر کس جایی را سوراخ کرده برای خودش. کالای امنیتی و دفاعی هم باید از مرز قانونی وارد بشود… بازار سیگار ایران قاچاقچیان دنیا را به طمع می‌اندازد، چه برسد به برادران قاچاقچی خودمان.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد دست سپاه در فعالیت اقتصادی بازتر از قبل شد.

آقای احمدی‌نژاد پروژه‌های بزرگ و چند میلیارد دلاری نفت و گاز را بدون مناقصه و تشریفات قانونی به سپاه سپرد.

اما سهم‌خواهی اقتصادی و رویارویی سپاه با دولت به اصلاح‌طلبان و جناح متمایل به ادغام ایران در بازارهای جهانی محدود نماند.

محمود احمدی‌نژاد هم پس از مدتی منتقد نقش سپاه در اقتصاد شد.

بحث واردات از اسکله‌ها و فرودگاه‌های سپاه پیش از آن هم مطرح شده بود، اما آقای احمدی‌نژاد از جایگاه رئیس‌جمهور انگشت اتهام را به سوی “برادران قاچاقچی” گرفت.

همچنین او بود که پس از طرد از قدرت اولین بار نام قاسم سلیمانی را در ارتباط با زدوبندهای مبهم مالی مطرح کرد.

آقای احمدی‌نژاد انتظار داشت پس از تنگ شدن حلقه بر یارانش و محاکمه حمید بقایی به اتهام اختلاس از سپاه قدس، قاسم سلیمانی وارد ماجرا شود.

دادستانی حمید بقایی را متهم کرده بود که مبلغی را برای توزیع میان سران کشورهای آفریقایی دریافت کرده و به “توزیع ۴ میلیون و ۴۱۰ هزار دلار آن و باقی ماندن ۵۹۰ هزار دلار و تحویل بعدی آن” اقدام کرده بود.

مشخص نبود سپاه قدس چرا به سران کشورهای آفریقایی پول می‌داد و چرا آقای بقایی واسطه این کار شده بود.


اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرات ندارد با آنها رقابت کند.

کشمکش‌های این چنینی دولت و سپاه در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی نیز تکرار شد.

آقای روحانی سپاه را “دولت با تفنگ” خواند و برخی مقام‌های دولتش اشاره‌هایی به فساد مالی در سپاه می‌کردند.

از جمله بیژن زنگنه در جلسه رای اعتماد به عنوان وزیر نفت در پاسخ به برخی انتقادها گفته بود: “مساله اورینتال کیش نیز بهتر است باز نشود. یک شرکت مربوط به بخشی از سپاه به فردی از سپاه رشوه داده بود.”

اتهامی که سخنگوی سپاه آن را تکذیب کرد.

هواداران آیت‌الله خامنه‌ای اعتبار حسن روحانی و اطرافیانش را به عنوان جریان “نفوذ” و محمود احمدی‌نژاد و اطرافیان را به عنوان جریان “انحرافی” زیر سوال می‌برند.

این در حالی است که آنها پیشتر مورد ستایش شخص آیت‌الله خامنه‌ای و معتمد او بودند. حسن روحانی نماینده رهبر در شورای عالی امنیت ملی و محمود احمدی‌نژاد هم رئیس‌جمهوری بود که نظر آقای خامنه‌ای به او “نزدیکتر” بود.

برچسب‌هایی مانند نفوذی و انحرافی نمی‌تواند وزن انتقاد این دو رئیس‌جمهور سابق از فعالیت اقتصادی سپاه را کم کند و نمی‌توان رسوایی‌های فساد مالی را به تبلیغات رسانه‌ای مخالفان یا دشمنان جمهوری اسلامی تقلیل داد.

درزهای اطلاعات سپاه


قاسم سلیمانی، فرمانده وقت سپاه قدس، حسین طائب، رئیس اطلاعات سپاه و علی نصیری، فرمانده سابق حفاظت سپاه

در بسیاری از افشاگری‌ها، از جمله فایل صوتی اخیر، نام سازمان اطلاعات سپاه به ریاست حسین طائب در ارتباط با مفسدان اقتصادی تکرار می‌شود.

برخی از وابستگان حکومت هم منتقد قدرت‌نمایی‌های این سازمان بوده‌اند.

کسانی چون رضا گلپور و محمدحسین رستمی که در حلقه‌های رسانه‌ای و امنیتی هواداران آیت‌الله خامنه‌ای رشد کردند می‌گویند برای افشاگری علیه اطلاعات سپاه به زندان افتاده‌اند.

در زمستان ۱۳۹۶ و پس از اولین موج اعتراضات سراسری ایران هم، ۳۰۰ فعال حزب‌اللهی هشدار دادند: “سازمان اطلاعات سپاه بودجه و امکانات بسیار عظیم و گستره‌ نفوذ بی‌حساب پیدا کرده و در حوزه‌های مختلفِ سیاسی، فکری، فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی، قضائی به عامل اختلال در امور و محدودیت و فشار به فعالان آن حوزه‌ها تبدیل شده است.”

امضاکنندگان آن نامه دشمنان “لجن‌پراکن” جمهوری اسلامی یا محکومان پرونده‌های مبهم جاسوسی نبودند و حتی احمد خورشیدی، رئیس ستاد انتخابات مردمی ابراهیم رئیسی در میانشان بود.

چنین انتقادهایی گویای اختلاف نظر و کشمکش شدید در بدنه خود حکومت است.

وقتی آمدنیوز در سال ۱۳۹۵ از بازداشت چند عضو اطلاعات سپاه در ارتباط با اتهام فساد مالی خبر داد، سرتیپ حسین نجات (زیبایی‌نژاد)، جانشین سازمان اطلاعات سپاه، آن را تکذیب کرد و “دروغ‌سازی رسانه‌های دشمن” خواند.

با وجود تکذیب سرتیپ نجات، بعدتر روشن شد که محمود سیف و مسعود مهردادی، از همکاران اطلاعات سپاه، برای جرایم مالی به زندان افتاده‌اند.

در همان سال ۱۳۹۵ جنگ قدرت میان وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه به طور بی‌سابقه علنی شد و اطلاعات سپاه مدیر کانال تلگرامی محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات را بازداشت کرد، همین طور عبدالرسول دری اصفهانی را، یکی از مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران که بنا به اعلام وزارت اطلاعات همکار معاونت ضدجاسوسی بود.

نزاع با سازمان اطلاعات سپاه تا جایی پیش رفت که وزارت اطلاعات فیلمی با عنوان مدال گمنامی را در این باره و در دفاع از خود منتشر کرد.

حال فایل صوتی محمدعلی جعفری و صادق ذوالقدرنیا نشان می‌دهد که اختلاف با اطلاعات سپاه چه قدر در خود سپاه هم جدی است.

انتشار این فایل صوتی در کنار آشکار کردن جنگ قدرت میان گروه‌های ذینفع، همچنین پرده دیگری از شکنندگی اطلاعاتی دستگاه‌های امنیتی ایران بود.


پس از ترور محسن فخری‌زاده رئیس سابق موساد گفت اسرائیل او را سال‌ها از نزدیک تحت نظر داشت

مقام‌ها و رسانه‌های رسمی در ایران تلاش کرده‌اند تا با قدیمی دانستن این فایل صوتی و پرداختن گزینشی به محتوایش آن را کم‌اهمیت و نشانه فسادستیزی سپاه جلوه دهند.

فارغ از محتوای گفتگو، که سوال‌های جدی درباره فسادستیزی ادعایی محمدباقر قالیباف، دستیار او جمال‌الدین آبرومند و شخص حسین طائب پیش می‌آورد، این نکته قابل توجه است که حفاظت اطلاعات دفتر فرمانده کل سپاه در سطحی است که چنان گفتگوی حساسی در آن ضبط و به ترتیبی ذخیره می‌شود که از رسانه‌ها سردرمی‌آورد.

در شرایطی که تاسیسات هسته‌ای حساس هدف خرابکاری‌های پیاپی هستند، مقام ارشد هسته‌ای و نظامی ترور می‌شود و موساد اسناد محرمانه را کامیون کامیون از تهران به تل‌آویو منتقل می‌کند، درز یک فایل صوتی به عنوان یک فاجعه امنیتی توجه چندانی جلب نمی‌کند.

اما این تنها مورد از لو رفتن گفتگوهای محرمانه در ماه‌ها و سال‌های اخیر نیست.

چند ماه پیش بود که صحبت‌های محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق، به رسانه‌ها درز کرد. اتفاقا در آن گفتگو هم عملکرد قاسم سلیمانی زیر سوال می‌رفت و او همچون آلت دست نادانسته سیاست‌های روسیه تصویر می‌شد.

فعالیت گروه‌های ناشناخته‌ای چون “تپندگان”، “یوزپلنگان وطن”، یا “عدالت علی” و درز اطلاعات بیماران و درگذشتگان کرونا، هک دوربین‌های مداربسته زندان‌ها، درز اسناد وزارت اطلاعات در ارتباط با عراق ، تنها چند نمونه از الگوی آسیب‌پذیری فزاینده ایران در حفاظت از اطلاعات و سپس آشفتگی در مدیریت پیامدهای نشت اطلاعات است.

سپاه یک پای ثابت این افشاگری‌ها بوده و اطلاعات لورفته، مانند ویدئوهای سخنرانی محمدعلی جعفری و حسین طائب درباره انتخابات جنجالی ۱۳۸۸، اغلب کمکی به بهبود وجهه سپاه نکرده است.

نمونه‌های تاریخی مانند نوار صوتی جلسه‌ محرمانه سپاه در زمان جنگ با عراق روشن می‌کند که جنگ قدرت در سپاه سابقه‌ای طولانی دارد.

در عین حال گزارش‌های متعدد از نزدیکی رئیس سازمان اطلاعات سپاه با مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر، در کنار افشای فیلم جلسه غیرعلنی مجلس خبرگان برای انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای، نشانه‌هایی است که افشای برخی از اطلاعات به رقابت‌های درونی حکومت مربوط است، نه اقدامات دشمنان خارجی آن.

اعتبار ‘رسانه ملی’

آقای خامنه‌ای می‌گوید باید در برابر “دروغ‌پردازی‌های رسانه‌ای” مقاومت شود. او به صداوسیما، به عنوان “رسانه ملی” وظیفه ویژه‌ای در دفاع از حکومت می‌دهد.

اما عملکرد صداوسیما به ترتیبی است که اصطلاح “رسانه میلی” در ادبیات سیاسی ایران جا افتاده و انتقاد از آن محدود به منتقدان و مخالفان حکومت، یا گروه‌های اصلاح‌طلب و اعتدالی نیست.

اینکه صداوسیما مرجع افکار عمومی ایرانیان باشد، تابع عملکرد حرفه‌ای آنان است.

اگر صداوسیما مرجع معتبری برای بازتاب واقعیت‌های ایران بود، دیگر لازم نبود آیت‌الله خامنه‌ای نگران اثرگذاری رسانه‌های بیرون از ایران در شکاف میان مردم و حکومت باشد.


به ملاقات مقام رهبری رفتم و گفتم مانند این است که یک حکومت پنهانی در حکومت که هم پول دارد، هم رسانه در داخل و خارج، و هم ابزار امنیتی، علیه سازمان برنامه‌ریزی می‌کند.

اما سطح عملکرد حرفه‌ای صداوسیما به ترتیبی است که در هماهنگی با نهادهای اطلاعاتی اعتراف‌گیری تحت شکنجه از افراد بی‌گناه را به عنوان “مستند” تحویل مخاطب می‌دهد؛ رویه‌ای که در مواردی چون پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای به رسوایی اطلاعاتی و رسانه‌ای تبدیل می‌شود، بی‌آنکه تبعات چندانی برای متخلفان داشته باشد.

عملکرد این‌چنینی صداوسیما تابع مستقیم فشارهای امنیتی بوده است، فشارهایی که در مواردی در راستای تامین منافع اقتصادی وابستگان سپاه بوده است.

همین فشارها بود که محمد سرافراز را به استعفا از ریاست این سازمان واداشت.

آقای سرافراز مدتی پس از استعفایش جزئیاتی از این فشارها را فاش کرد و از جمله گفت سازمان اطلاعات سپاه و هولدینگ یاس یک مزایده هفت هزار میلیارد تومانی برای آگهی‌های بازرگانی را بر هم زدند.

فساد مالی سازمان اطلاعات سپاه یک “لجن‌پراکنی” رسانه‌های “دشمن” با “دروغ‌پردازی” نبوده، بلکه اتهامی است که رئیس سابق صداوسیما، منصوب مستقیم شخص آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کرده است.

مصونیت بی‌محدودیت


آیت‌الله خامنه‌ای بیش از سه دهه قدرتمندترین فرد در ایران بوده است

آیت‌الله علی خامنه‌ای بیش از سه دهه با اختیارات “مطلقه” رهبر ایران بوده است.

اعمال نفوذ رهبر گاه تا جزئیاتی مانند حذف انتگرال از کتاب‌های درسی ریاضی پیش می‌رود، اما هر گاه مصلحت باشد او نقش خود را در حد یک ناظر بیرونی معترض پایین می‌آورد.

آقای خامنه‌ای درباره برجام، مهمترین موضوع سیاست خارجی ایران از زمان جنگ با عراق، گلایه کرده که به تذکرات مکررش توجه نشده، بدون اینکه روشن کند چرا برای اصلاح رویه‌هایی که غلط می‌دانسته از اختیارات مطلقه‌اش استفاده نکرده است.

قدرتمندترین فرد ایران در واکنش به انبوه بحران‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، بین‌المللی و محیط زیستی، تنها در مواردی انگشت‌شمار چون سیاست کنترل جمعیت یا عقب‌ماندگی در عدالت اجتماعی به اشتباهی اذعان یا از آن عذرخواهی کرده است.

مجلس خبرگان رهبری که موظف به نظارت بر عملکرد رهبر است در عمل کاری جز ستایش او نمی‌کند.

نظام انتخاباتی به حدی غیررقابتی و غیرشفاف است که آرای باطله در انتخابات دوم می‌شود و کسی چون صادق لاریجانی از شورای نگهبان استعفا می‌دهد.

همزمان با بسته بودن مسیر تاثیرگذاری‌ بر سیاست‎‌گذاری از داخل نظام، سه دهه است که منتقدان رهبر به زندان می‌افتند یا مانند علی‌اکبر سعیدی سیرجانی سر به نیست می‌شوند.

محدودیت رسانه‌ها هم تا حدی است که ایران در قعر جدول آزادی بیان در جهان قرار دارد.

به این ترتیب هیچکس نمی‌تواند رهبر ایران را به پاسخگویی برای اقداماتش وادارد و او از یک مصونیت بی‌محدودیت بهره می‌برد.

در چنین شرایطی زیردستان آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر نهادها و مقام‌ها سعی می‌کنند زیر چتر مصونیت ولایت فقیه قرار بگیرند و هر انتقاد و بازخواستی را به عنوان توطئه و اقدام علیه امنیت ملی رد کنند.

خود آقای خامنه‌ای هم پس از افشای فساد سه میلیارد دلاری خواسته بود که مطبوعات “نباید خیلی کش بدهند قضیه را”، همان طور که از “اهانت به بزرگان پاکدست” انتقاد کرد، ولو اینکه حملات به صادق لاریجانی در ارتباط با فساد مالی از میان وفاداران خود رهبر شروع شده بود.

قاضی منصوری، بیژن قاسم‌زاده، تقی کبیری، سلمان خدادادی، علی‌اصغر عنابستانی و نماینده‌هایی که برای فساد مالی بازداشت شدند محصول چنین ساختاری هستند.

ساختاری که در آن کسانی چون مهرداد بذرپاش و علیرضا زاکانی با وجود ابهام‌های جدی درباره تجربه، مدرک تحصیلی و سلامت مالی پله‌های ترقی را بی‌مشکل طی می‌کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای از “لجن‌پراکنی” رسانه‌های خارجی ناراضی است، اما توهین و فحش به فرماندهان سپاه از خارج شروع نشده است. آن طور که صادق ذوالقدرنیا در جلسه با محمدعلی جعفری می‌گفت: “قاسم گفت قالیباف به تو فحش خواهد داد. گفتم چه کار کنیم. فحش‌خور ما خوب است.”

No responses yet

Jan 25 2023

انتشار سندی از اقدامات دانشگاه امام صادق برای استخراج رمز ارز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی,فساد

رادیوفردا: از اسنادی که گروه بلک‌ ریوارد پس از هک وبسایت و سامانه دانشگاه امام صادق منتشر کرده است، نشان می‌دهد این دانشگاه که هدف آن پرورش کادرهای جدید برای جمهوری اسلامی عنوان شده بود، به شکل گسترده‌ای وارد فعالیت‌های ساختمان‌سازی شده و همزمان از سه سال پیش به یکی از کانون‌های «استخراج رمز ارز» در ایران تبدیل شده است.

بنابر سند منتشر شده از سوی گروه هکری بلک ریوارد، دانشگاه امام صادق با راه‌اندازی یک موسسه اعتباری اقدام به ساختمان‌سازی و مشارکت در ساخت‌وساز در مناطق مختلف شهر تهران از جمله «ساختمان غفاری، ساختمان سعدی، و زمین (خیابان) فردوسی» کرده است.

مقام‌های دانشگاه امام صادق در این سند با اشاره به اقدام این دانشگاه برای دریافت «مجوز استخراج رمز ارز در محل کارخانجات پوشاک جامعه»، گفته‌اند که این مجوز را در ۱۴ بهمن سال ۱۳۹۹ از سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی دریافت کرده‌ و استخراج رمز ارز تحت پوشش این کارخانجات را آغاز کرده‌اند.

آنها در ادامه تاکید کرده‌اند که «با توجه به سودآوری بالای استخراج رمز ارز و وجود نیروگاه برق در کارخانجات پوشاک جامعه»، ورود دانشگاه امام صادق به «استخراج رمز ارز» یک «اقدام مثبت» است.

در ادامه این سند، مقام‌های دانشگاه امام صادق اشاره کرده‌اند که حتی در بحران کمبود برق سال ۱۴۰۰ هنگامی که شرکت توزیع برق خراسان رضوی برای مدتی مزرعه استخراج رمز ارز این دانشگاه را پلمب کرده‌ بود، آنها توانستند از دادگاهی در مشهد حکم فک پلمب این مزرعه استخراج رمز ارز را دریافت کنند تا این مزرعه استخراج رمز ارز به فعالیت خود ادامه دهد.

گروه هکری بلک ریوارد روز ۳۰ دی ماه وبسایت دانشگاه امام صادق را هک کرد و وعده دادکه «اطلاعات و اسناد به دست آمده» را به طور علنی منتشر خواهد کرد.

از آغاز اعتراضات جاری در ایران که با جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد شکل گرفت، شمار متعددی از نهادهای جمهوری اسلامی هدف حملات سایبری و گروه‌های هکری قرار گرفته‌اند از جمله صداوسیمای جمهوری اسلامی، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران و پرس تی‌وی.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .