اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'محمد خاتمی'

Sep 01 2020

ردپای یک پرونده ناگشوده؛ فیلم‌سوزی در جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: فخرالدین انوار و محمد خاتمی (وزیر وقت ارشاد) در حال اهدای سیمرغ جشنواره فجر به خسرو شکیبایی، ۱۳۶۸

نیمه اول دهه ۶۰ اتفاق خاصی در زمینه نگهداری از محصولات فرهنگی و هنری در ایران رخ داد که طی آن تعداد زیادی از کپی‌ فیلم‌های مختلف به دستور مسئولان حکومتی از بین رفت؛ اتفاقی که در محافل فرهنگی از آن به نام فیلم‌سوزی یاد می‌شود و همچنان جزئیات آن به‌طور کامل روشن نیست.

جز اظهارنظرهای مقطعی و برخی اشاره‌ها به این اتفاق در صحبت‌های تعدادی از مسئولان و سینماگران، ردپای دقیقی از اتفاق رخ‌داده در اواخر سال ۱۳۶۳ و اوایل سال ۱۳۶۴ دیده نمی‌شود.

یکی از تازه‌ترین اشاره‌های ضمنی به این اتفاق، در گفت‌وگوی منتشرشده با فیض‌الله عرب‌سرخی، فعال سیاسی جریان معروف به اصلاح‌طلب، در روزنامه شرق مطرح شده است.

آقای عرب‌سرخی در این گفت‌وگو که روز دوشنبه ۱۰ شهریور منتشر شد، در پاسخ به سؤالی درباره عملکردش هنگامی که مدیرکل حراست وزارت ارشاد بود، می‌گوید ارتباط زیادی با هنرمندان نداشته و هنرمندان هم درباره او حرف نزده‌اند. اما حسین فرح‌بخش گفته که او (عرب‌سرخی) عبدالله علیخانی را شلاق زده‌ است.

آقای عرب‌سرخی در ادامه صرفاً به تکذیب این موضوع پرداخته و جزئیات بیشتری از آن را بیان نکرده است، اما اشاره‌اش مربوط به همان ماجرای معروف به «فیلم‌سوزی» است.

کلیت آن اتفاق به نگاه تمامیت‌خواه و امنیت‌محور مدیران سینمایی در دهه ۶۰ مربوط می‌شود. تیم مدیریتی فخرالدین انوار، محمد بهشتی و محمدمهدی حیدریان پس از آن‌که اوایل دهه ۶۰ با حکم محمد خاتمی، وزیر ارشاد وقت، مدیریت سینما را برعهده گرفتند، برای آن‌که اقتدار مدیریتی خود را بر تمام امور سینمایی کشور حاکم کنند، تصمیم گرفتند با دفاتر ورود و نمایش فیلم خارجی مقابله کنند.

این دفاتر با آگاهی و تسلط بر جریان نمایش فیلم خارجی در کشور به نوعی مانع از در اختیار گرفتن کل جریان نمایش فیلم از سوی دولت شده بودند.

تصمیم به برخورد با آن‌ها پس از تجمع تعدادی از صاحبان این دفاتر مقابل وزارت ارشاد در بهمن ۶۳ گرفته شد. آن‌ها در این تجمع به دستورالعمل معاونت سینمایی درباره ارائه ضرب‌الاجل ارائه اسناد دارا بودن حق پخش فیلم‌ها معترض بودند.

یک روز بعد از این تجمع (چهارشنبه ۲۴ بهمن ۶۳) نیروهای حراست وزارت ارشاد با اسلحه به دفاتر سینمایی یورش بردند و ضمن بازداشت تعدادی، اقدام به ضبط نسخه‌های اصلی فیلم‌ها کردند.

آن‌ها تقریباً به تمام دفاتر فعال سینمایی حمله کردند و بدون توجه به ماهیت و سابقه عملکرد هر دفتر، کپی فیلم‌های موجود در آن‌ها را حتی شامل فیلم‌های ایرانی ضبط کردند.

نکته مهم و بسیار عجیب این اقدام، انجام آن بدون گرفتن حکم قضایی بود. در واقع معاونت سینمایی وقت صرفاً در هماهنگی با حراست وزارت ارشاد تبدیل به نهاد امنیتی و قضایی شد و افراد را بازداشت و بازجویی کردند. نتیجه آن‌که افراد بازداشت‌شده در زیرزمین وزارت ارشاد محبوس و بازجویی شدند.

یکی از افراد بازداشت‌شده عبدالله علیحانی بود که در سال‌های اخیر، جزئیات و اتفاقات رخ‌داده و نقش فیض‌الله عرب‌سرخی در این ماجرا را توضیح داده است. آقای علیخانی که در آن زمان از افراد فعال در یکی از دفاتر سینمایی بود، گفته است فیض‌الله عرب‌سرخی از بازجویان اصلی‌اش بوده و او را شلاق زده است.

آقای عرب‌سرخی پیشتر چند بار به اظهارات عبدالله علیخانی پاسخ داده است. از جمله یک بار در اینستاگرامش نوشت: «چند بار فرد مورد اشاره را دیده‌ام و در موضوع فیلم‌های خارجی با ایشان گفت‌وگو کرده‌ام، اما این‌که ایشان را شلاق زده‌ام خلاف واقع و کذب محض است». او همچنین در مجموعه گفت‌وگوهایی با نام «خشت خام»، شلاق زدن عبدالله علیخانی را تکذیب کرده است.

فیض‌الله عرب‌سرخی در برنامه خشت خام
فیض‌الله عرب‌سرخی در برنامه خشت خام
جمال امید که از افراد مطلع اقدامات مدیران سینمایی وزارت ارشاد در آن مقطع بود، در کتاب «تاریخ سینمای ایران» خود نوشته که متهمان، تازه پس از پنج روز، با گرفتن یادداشت عجیبی از آن‌ها مبنی بر رضایت‌شان از بازجویی در وزارت ارشاد، تحویل دادستانی شدند. (صفحه ۲۸۸، چاپ اول)

هر اندازه واقعیت اتفاق رخ‌داده در جریان بازداشت فعالان دفاتر سینمایی و نقش فیض‌الله عرب‌سرخی در آن‌چه شکنجه متهمان نامیده می‌شود مبهم است، درباره سرنوشت فیلم‌های ضبط‌شده از این دفاتر هم تا سال‌ها ابهام وجود داشت.

در سال‌های اخیر تقریباً قطعی شده که تعداد قابل‌توجهی از این فیلم‌ها به‌دستور مسئولان وقت معاونت سینمایی وزارت ارشاد از بین رفته‌اند. گفته شده که فیلم‌های ضبط‌شده، به قصد انهدام، در بدترین شرایط ممکن در حیاط کاخ نیاوران تلنبار شده بودند.

این اتفاق باعث ضربه شدید به تعداد زیادی از تهیه‌کنندگان شد. از شاخص‌ترین آن‌ها علی عباسی، تهیه‌کننده فیلم‌های مهم سینمای ایران از جمله «رضا موتوری»، «تنگنا»، «حسن کچل» و «سوته دلان» است که بر اثر این اتفاق و ضبط کپی فیلم‌هایش، از جمله همین فیلم‌های شاخص تاریخ سینمای ایران، ضربه شدید روحی خورد و تا سال‌ها درگیر تبعات آن بود. او در گفت‌وگوهایش یکی از دلایل مهاجرت از ایران را همین اتفاق اعلام کرده است.

جمال امید نوشته است که در نوروز سال ۶۴ همراه چند نفر دیگر مأمور بررسی فیلم‌های ضبط‌شده می‌شود و مجموعاً ۵۳۴ فیلم را ثبت می‌کند. او نوشته که فیلم‌های مهم و ارزشمند را جدا کرده و تحویل فیلمخانه ملی داده است. آقای امید تعداد فیلم‌های جداشده را مشخص نکرده است.

فخرالدین انوار در سال‌های اخیر فاش کرده است که تصمیم گرفته شده بود فیلم‌ها روزی در جاده قم در حضور آقای خاتمی و دادستان وقت و عده‌ای دیگر سوزانده و خبرش در روزنامه کیهان منتشر شود تا صاحبان فیلم‌ها دنبال‌شان نگردند. (کتاب علی عباسی تقدیم می‌کند، صفحه ۱۰۸)

مسئولان معاونت سینمایی وزارت ارشاد در آن مقطع در گفت‌وگوهایی برخورد با فعالان دفاتر پخش و تهیه فیلم‌ها را برخورد با «مراکز تهیه و تکثیر فیلم‌های مبتذل» اعلام کردند. (روزنامه کیهان، شماره ۱۲۳۹۰، ۶ اسفند ۱۳۶۳)

محمدمهدی حیدریان، معاون وقت نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی که در سال‌های اخیر به عنوان معاون سینمایی و رئیس سازمان سینمایی هم منصوب شده، آمار فیلم‌های کشف‌شده از دفاتر را ۶۰۰ عنوان فیلمفارسی ساخته قبل از انقلاب و دو هزار عنوان فیلم خارجی که قبل از انقلاب در انبارها مانده بود، اعلام کرد. (همان شماره روزنامه کیهان)

به بیش از ۸۰ انبار دفتر پخش در آن روزها مراجعه و فیلم‌هایشان ضبط شد. فخرالدین انوار، معاون سینمایی وقت وزارت ارشاد آذرماه سال ۶۴ در جریان افتتاح سومین جشنواره فیلم وحدت در تبریز به صورت رسمی خبر انهدام فیلم‌ها را اعلام کرد و گفت: «حدود ۱۶۰ کامیون فیلم خارجی پس از شناسایی و تفکیک معدوم شد». (روزنامه اطلاعات، ۶ آذر ۱۳۶۴)

چند سال بعد دادگاه برای برخی از افراد بازداشت‌شده از سوی معاونت سینمایی که بعداً تحویل دادستانی شدند، احکام زندان و شلاق صادر کرد اما با اعلام معاونت سینمایی مبنی بر اینکه شکایت از افراد را پس می‌گیرد برای آنها قرار منع تعقیب صادر شد.

مجموع این اتفاقات، معاونت سینمایی آن زمان وزارت ارشاد را در تحکیم و گسترش حوزه تسلط بر تمام امور سینمایی موفق کرد و با واگذاری اختیار ورود فیلم خارجی به نهاد زیرمجموعه‌اش (بنیاد سینمایی فارابی)، عملاً نمایش فیلم خارجی در سینماهای ایران را به انحصار دولت در‌آورد؛ انحصاری که تا امروز نیز برقرار مانده است.

با این‌همه، از بین بردن فیلم به عنوان یک محصول فرهنگی از اتفاقات کم‌سابقه در تاریخ یک نظام سیاسی است که نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به افتخار کسب عنوان آن نیز نائل آمده است.

No responses yet

May 26 2019

انتقادها از محمد خاتمی برای طرح مفهوم «فدرالیسم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: خاتمی ملعون علیه که می‌بینه به آخر خط رسیده حالا تصمیم دارد ایران را تقسیم کند
تا در یک ملوک الوایفی آخوندی سهمی هم به او برسد

رادیوفردا: یک ابراز عقیده اخیر محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در دیدار با اعضای شورای اسلامی شهر تهران بحث برانگیز شده است.

محمد خاتمی روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در این دیدار گفته بود: «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، اما ما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم.»

بخش دوم این جمله محمد خاتمی که از اداره فدرالی به عنوان «مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی» نام برده، حساسیت بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان طیف‌های سیاسی مختلف ایران را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

این فعالان سیاسی در متنی انتقادی با عنوان «نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی»‌ نوشته‌اند: «هیچ کشور و دولتِ از پیش موجودی که ماهیتا واجد یک نظام سیاسی تک‌بافت ‌باشد، به کشوری فدرال مبدل نشده است؛ به استثنای مورد عراق که مولود مرزبندی‌های استعماری و سپس قربانی دیکتاتوری‌ بعثی و در پی آن هم مداخله خارجی گردید و البته اکنون هم این کشور به وضوح در معرض خطر فروپاشی از این بابت قرار گرفته است.»

آنها افزوده‌اند که «آقای خاتمی مشخصاً کشور بودن ایران را به عنوان یک اصل پیشینی در نظر ندارد و لذا تنها مانع فدرال شدن ایران را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌داند که اگر این مانع نبود، به زعم ایشان می‌توان فدرالیسم را برای کشوری کهن و یکپارچه‌ای چون ایران نیز تجویز کرد.»

امضاکنندگان همچنین افزوده‌اند، مشخص نیست که این ادعای آقای خاتمی مشخصاً مبتنی بر کدام یافته پژوهشی یا تجربه عملیاتی بوده است؛ همین‌طور با اشاره به مشکلات در زمینه فساد، اختلاس، سیاست خارجی، صنایع فرسوده، کاهش ارزش پول ملی، آزادیهای مدنی و سیاسی و تبعیض‌های ایدئولوژیک، مذهبی و جنسیتی، پرسیده اند که: «چگونه فدرالیسم می‌تواند چاره‌ای بر مشکلات عدیده‌ای که، به توصیف امضاکنندگان، آقایان برای کشور ایجاد کرده‌اند، باشد؟»

بیانیه یادشده همچنین هشدار می‌دهد که این‌گونه گفته‌ها ایران را به خطر می‌اندازد، موجب پدیدار شدن گسست ملی شده، به توصیف امضاکنندگان حتی موجب پیدایش جنگ‌های داخلی و قومیتی خواهد بود.

همزمان با این بیانیه، جواد طباطبایی استاد علوم سیاسی در دانشگاه‌ها و مدارس آموزش عالی ایران، و صاحب تألیفاتی در زمینه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، که مدتی است ساکن واشینگتن شده است، با نوشتن نامه‌ای خطاب به محمد خاتمی که در شبکه اجتماعی تلگرام منتشر شده، صلاحیت محمد خاتمی و اعضای شورای شهر را برای طرح چنین بحث‌هایی زیر سؤال برده و از او خواسته است آنچه را «مصالح عالی کشور» نامیده، فدای آن‌چه «منافع گروهی که آقای خاتمی رهبری آن را بر عهده دارد» نکند.

جواد طباطبایی گفته‌های محمد خاتمی را دارای تالی‌های فاسد دانسته، از او خواسته است که مبحث فدرالیسم و گفته‌های خود را محترمانه پس بگیرد و به اطرافیان خود هم توصیه کند وارد این مباحث نشوند.

نگرانی منتقدان به گفته آقای خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

چه شده است که آقای خاتمی درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

و نظر حامیان شکل‌گیری نظام فدرال در ایران درباره گفته های دو طرف چیست؟

اینها پرسش‌های اصلی برنامه زنده این هفته دیدگاه‌هاست از سه مهمان برنامه: تیرداد بنکدار یکی از نویسندگان متن و امضاکنندگان بیانیه انتقادی یادشده، کارشناس حقوق و علوم سیاسی در تهران؛ محمدصادق جوادی حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مشهد؛ و عبدالله مهتدی، از مؤسسان «حزب کومه‌له کردستان ایران» ساکن لندن.

آقای بنکدار با شما شروع کنیم. نگرانی امضاکنندگان بیانیه انتقاد از گفته‌های محمد خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

تیرداد بنکدار: در وهله نخست، آقای خاتمی مانند هر شخص دیگر می‌توانند نظری داشته باشند، نظرشان را به روشنی اظهار کنند، ولی جدای از این موضوع، ایشان پیش از این دارای یک سمت رسمی و در واقع عالی‌ترین سمت اجرایی کشور بوده‌اند. ایشان رئیس‌جمهور اسبق کشور هستند و این اظهارنظر ایشان، صرفا یک اظهارنظر شخصی نیست. یعنی ایشان مورد ارجاع و به زعم ما مورد سوءاستفاده کسانی که نظام فدرال را برای ایران تجویز می‌کنند، قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، آقای خاتمی واجد یک محبوبیت نسبی در جامعه ایران هستند، حالا ما هر موضع شخصی که نسبت به ایشان داشته باشیم، این حقیقتی کتمان ناپذیر است که بخش‌هایی از جامعه ایران، هرچند به باورشخصی بنده رو به کاهش، بخش قابل ملاحظه ای از جامعه ایران، گوش به سخنان ایشان دارند و اگر ایشان از فدرالیسم دفاع کنند، بسیاری ممکن است بی آن که اطلاعات دقیقی نسبت به فدرالیسم داشته باشند، تحت تأثیر فرمایش آقای خاتمی قرار بگیرند.

لذا با چند تن از دوستان قرار بر این گذاشتیم که به این اظهار نظر ایشان واکنشی نشان بدهیم و متنی را نوشتیم و با تعدادی از دوستانی ک هبا این موضوع همراه بودند، مطرح کردیم و اقدام به امضای این بیانیه کردیم.

بسیار خب، بگذارید پیش از آن که از آقای جوادی حصار نظرشان را بپرسم، این پرسش را با شما مطرح کنم که ابراز عقیده محمد خاتمی با این ملاحظه آغاز شده که به گفته او «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد» و بقیه حرف‌ها در دیدار با شورای شهر هم درباره مسائل جاری و عادی است. گمان می‌کنید حساسیت شما و دیگر امضاکنندگان بیانیه به اندازه و به جاست یا قدری این حرف را برجسته کرده‌اید؟

تیرداد بنکدار: نگاه ما به جا بوده. ولی تعدادی از دوستداران آقای خاتمی که تا این مدت [با آن ها] برخورد داشته ایم، معتقد بودند که ایشان نظرشان این نبوده و نمی‌خواسته اند فدرالیسم را تجویز کنند و بد بیان کرده‌اند.

من از جانب خودم، می‌توانم بگویم از نظر من خیلی دور از ذهن است که آقای خاتمی که به‌هرحال هشت سال رئیس جمهور کشور بوده‌اند و شخصیت فرهیخته‌ای دارند و اهل علم و معرفت هستد، بعید است ندانند فدرالیسم یعنی چه و آن را تجویز کنند.

همین موردی را هم که شما اشاره فرمودید که خودشان علم به این موضوع داشته‌اند که طرح این موضوع، مخالفت‌هایی و ناخوشایندی‌هایی دارد و با علم به این موضوع، فرموده‌اند فدرالیسم شرایط طرح آن [موجود] نیست ولی به زعم ایشان گزینه مناسبی است.

آقای جوادی حصار در نوشته ها و موضع‌گیری های قبلی جناح اصلاح‌طلب حکومت یا «خط امام» و «چپ اسلامی» واژه فدرالیسم برجسته نبوده. چه شده که حالا آقای خاتمی در دیدار با اعضای شورای شهر تهران درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

محمدصادق جوادی‌حصار: آن چیزی که خیلی اهمیت دارد و داشته، در نگاه چپ حکومت یا اصلاح طلبان امروز از بدو شکل گیری جمهوری اسلامی، گفتمان عدالت محور تقریبا شاه بیت همه نظریه‌ها و گفته‌هایشان بوده است.

در شرایط کنونی، فضا فضایی بوده که نمایندگان شورای شهر تهران به دیدن آقای خاتمی رفته بوده اند و آقای خاتمی اشاره می کند به گذشته شکل گیری شوراها و بیست سال مغفول ماندن مقوله شوراها در قانون اساسی، و می‌گوید این بخش در دوره اصلاحات زنده شد و به نمایش درآمد. به فواید امر شوراها می‌پردازد که می‌توانند به مطالبات مردم پاسخ بدهند. همان‌طور که در این سخن کاملا اشاره می‌کنند که مردم در مناطق برخلاف نظر دولت، در پی اداره منطقه توسط مدیران بومی هستند و دولت باید به این مسئله توجه کند، و اشاره مستقیم می کنند به انتخاب شهرداران محلی از سوی شوراهای شهر در شهرها و مناطق کشور.

بنابراین اگر ایشان به فدرالیسم اشاره می‌کنند، در واقع اشاره به فواید مترتب در مقوله رفتار فدراتیوی است و می‌خواهند بگویند در جامعه به نوعی توزیع عدالت خواهد شد و به نحوی به متقاعد کردن مردم و همراه کردن مردم با آرمان‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی منجر خواهد شد، نه به این معنا که پراکندگی ایجاد کند.

در این نگاه، قطعاً آقای خاتمی، همان‌طور که در ابتدای سخنش هم گفته، گفته شاید در این شرایط أصلا مناسب نباشد، شرایط کشور به گونه‌ای است که نیاز به همبستگی کامل داریم. ایشان کاملا متوجه است که دارد به کدام نقطه از فواید رفتارهای فدراتیوی انگشت می‌گذارد.

ممنون آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، نظر شما که نیم قرن است یک حزب منطقه‌ای و عمومی، کومه‌له را نمایندگی می‌کنید درباره گفته بحث‌برانگیز اخیر آقای خاتمی و انتقاد آقای بنکدار و دیگر امضاکنندگان بیانیه از طرفی، و پاسخ آقای جوادی حصار از طرف دیگر چیست؟

عبدالله مهتدی: بگذارید اول یک توضیحی بدهم. اسم حزبی که بنده نمایندگی اش را می کنم، حرب کومه‌له کردستان ایران است.

اما در مورد فدرالیسمی که آقای محمد خاتمی می‌گفتند، به عقیده من اعتراف به یک واقعیت بنیادی اجتماعی و فرهنگی در ایران است و به عقیده من، حقیقتی را در مورد جامعه ایران و تنوعات اِتنیکی [و قومیتی] آن اشاره کردند.

این نشان می‌دهد تا چه حد گفتمان فدرالیسم، گفتمان مشارکت در قدرت سیاسی، گفتمان عدم تمرکز ساختار دولت، و گفتمان اهمیت دادن به زبان‌های مادری آن‌قدر نیرومند است و در جامعه ایران واقعیتی ملموس و محسوس به شمار می رود که آقای خاتمی هم به آن اشاره کردند.

چون فدرالیسم غول بی‌شاخ و دمی نیست. فدرالیسم عبارت از مشارکت سیاسی است؛ عبارت از عدم تمرکزی است که اجازه تفویض اختیارات را به محل ها و مناطق می دهد؛ به زبان‌های مادری اهمیت می‌دهد و آموزش آن‌ها را در کنار آموزش زبان فارسی متداول می‌کند.

فدرالیسم در بخش قابل ملاحظه‌ای از کشورهای خیلی پیشرفته دنیا متداول است، آسمان هم زمین نیامده، بر عکس دیدگاه ناسیونالیسم ایرانی افراط‌‌گرا، من معتقدم تامین این حقوق برای مردم ایران منجر به وحدت بیشتر می شود و هیچ مانعی هم نخواهد داشت.

ممنون آقای مهتدی. آقای بنکدار، حالا شما پاسخ می‌دهید به آقایان مهتدی و جوادی حصار، ولی بیانیه شما نظام فدرالیسم را برای کشورهایی مثل ایران نامناسب می داند. ضمن جواب، بفرمایید که مشاهده، استدلال و مبانی نظری اصلی این استنباط چیست؟

تیرداد بنکدار: بله، اتفاقا مسئله دیگری را مهمانانتان اشاره کردند.. ولی نکته‌ای که فکر می کنم به آن اشاره نشد، تلفیق عامدانه‌ دوستان بین فدرالیسم و تمرکززدایی است. شاید هم عامدانه نباشد و دوستان واقعا مطلع نیستند.

در هر حال، ما در ابتدای متن بیانیه هم اشاره کردیم. فدرالیسم، راهکار کشورسازی است. شما جز همان مورد استثنایی عراق، که ما هم اشاره کردیم و برشمردیم و پیدایش این کشور ناشی از نقشه‌کشی‌های استعماری بوده و بعدش وقایعی که اتفاق افتاد و دیکتاتوری بعثی و حمله‌های خارجی و انتظامی که به عراق تحمیل شد و همین امروز، عراق در معرض فروپاشی است، یا نمونه استثنائی دیگری حتی در اروپا که بلژیک است که قبلاً یک دولت تک‌بافت بوده و بعد فدرال شده و اگر خارج از قاره اروپا بود حتماً تا به امروز چندپاره می شد، [مورد با ثبات دیگری را نمی بینید].

موضوع همین است، که فدرالیسم در دو حالت ایجاد می‌شود: یکی واحدهای جغرافیایی که دارای منافع همسان با هم هستند ولی تجربه تشکیل دولت ملی نداشته‌اند، این‌ها در چارچوب یک نظام فدرال با هم تشکیل دولت ملی داده‌اند. نمونه بارزی که می شود به آن اشاره کرد، آلمان است که امپراتوری پروس با امیرنشین‌های آلمانی متحد شدند و گروه فدرال آلمان و در حال حاضر جمهوری را تاسیس کردند.

حالت دوم، در مستعمره نشین‌هایی که در قاره‌های جدید بوده‌اند، مثلا آمریکای شمالی و جنوبی (در شمال: آمریکا و کانادا، در جنوب: برزیل و کلمبیا و آرژانتین و این‌ها)، یا مثلا استرالیا در قاره اقیانوسیه، این‌ها مستعمره‌نشین‌های وسیعی بوده‌اند که در بدو استقلال هم جمعیت قابل ملاحظه‌ای نداشته اند، همسانی فرهنگی هم داشته‌اند. این‌ها با هم یکپارچه می‌شدند و یک کشور فدرالی ایجاد می کردند.

غیر از این موارد استثنایی که در حال حاضر همه هم بحران‌زده هستند، هیچ کشوری را نمی‌شود سراغ گرفت که نظام سیاسی تک بافتی داشته و به سمت نظام فدرال برود.

مقصودتان از تک‌بافت چیست؟

تیرداد بنکدار: نظام بسیط و تک‌بافت. نظام غیرفدرال. نظامی که قدرت بافت سیاسی‌اش در مرکز است. ولی در چارچوب همین نظام تک‌بافت، بحث تمرکززدایی هم مطرح می شود.

یعنی معمولاً در وهله اول که دولت‌های ملی شکل می‌گیرند، این نظام‌های تک بافت، تمرکزگرا هستند و تمام سیاست‌های کلان کشوری در پایتخت و در هیئت دولت تبیین و اجرایی می‌شوند.

ولی بعد که این دولت ملی انسجام خودش را پیدا می‌کند، وارد پروسه تمرکززدایی هم می‌شود. ما در ایران هم این را داستان را تجربه کرده ایم. در ایران، دوره رضاشاه پهلوی، به نوعی دوره‌ای است که دولت‌سازی مدرن در ایران شکل می‌گیرد، تمرکزگرایی دوره رضاشاهی هم به عنوان پیامد قوی این پروسه، اجرایی می شود.

ولی از همان أواخر دهه۴۰ به این طرف، تمام مدت بین تمام دولتمردان صحبتش شده و بحث تمرکززدایی مطرح شده. پیش از انقلاب، آمدند و اختیارات استانداران را افزایش دادند و گام‌هایی برداشته شد.

بسیارخب، من به این نتیجه رسیدم که شما با تمرکززدایی موافقید و می‌گویید می شود به صورت استانی باشد، همان‌طور که در تاریخ ایران هم…

تیرداد بنکدار: بله بله، پس از انقلاب بنا بر شرایط ویژه، ده تا پانزده سالی، یا در واقع بیست سالی این روند متوقف شد و تمرکزگرایی انقلابی ایجاد شد، ولی از همان دوره آقای خاتمی و این‌ها، بحث‌های تمرکززدایی مطرح شد و شروع به کارهایی کردند که اگر فرصتی بود، در این مورد هم صحبت می‌کنیم.

پس با تمرکززدایی موافقید ولی می گویید شکلش باید خاص ایران و مناسب تک بافت باشد؟

تیرداد بنکدار: بله دقیقاً.

آقای جوادی حصار، نظر شما [و اصلاح‌طلبان درباره استدلالات و مشاهدات و مبانی نظری انتقادی درباره نامنطبق بودن نظام فدارل برای ایران، به عنوان کشوری که به باور امضاکنندگان، مرزها و تقسیم بندی‌های استانی‌اش زاییده تاریخ است و نه تقسیم بندی‌های جغرافیایی پسااستعماری، چیست]؟

محمدصادق جوادی‌حصار: این صحبت‌ها نه کاملا قابل رد است و نه کاملا قابل اثبات.

ببینید، در دوران های دیرینه، یعنی از دوره هخامنشیان و ساسانیان به این طرف، کشور به صورت یکپارچه، امپراتوری بوده ولی امرای محلی کاملا منطقه را با سلایق و طبق نیازهای منطقه‌ای اداره می کردند. همین‌طور که بیاییم جلو تا الان، تا همین قبل از دوره پهلوی، در دوره قاجار مثلا ولیعهد در آذربایجان، فقط نماینده دولت مرکزی بوده و آن‌جا را [متناسب] با نیازهای آن‌جا اداره می کرده.

در شرق ایران یعنی هرات و افعانستان، حکومتی که نمایندگی ایران را داشته کاملاً به صورت خودمختار عمل می‌کرده اند. در جنوب ایران همین‌طور. اصلا خیلی از شاهان [بر سر کار] می آمدند، یکی از کارهایشان سرکوب امرای محلی و منطقه‌ای بوده. یعنی این طور که [آقای بنکدار] اشاره می فرمایند، از نظر من، یک کمی یکپارچگی فرهنگی ایران را تایید می کنم ولی این که نیازهای منطقه‌ای و بومی در تمام طول تاریخ ایران اقتضائات خودش را داشته و امرای محلی با اختیارات خودشان در آن محلات زندگی می کردند و فقط خراج دولت مرکزی را می‌فرستادند، این را به نظرم هیچ تاریخ‌دانی در ایران نمی‌تواند انکار کند.

اما یک مسئله هست، و آن این که الان یک خلط مبحث صورت می‌گیرد، آقای خاتمی به هیچ روی در پی گسست ایران در طرح فدراتیو نبوده، بلکه در پی توزیع عادلانه قدرت در کشور و مدیریت عالی دولت مرکزی در اقصی نقاط کشور بوده. از صحبت هایش چنین چیزی بر‌می‌آید.

من چنین استنباطی ندارم که آقای خاتمی می خواهد بگوید مثلا کردستان برای خودش، سیستان و بلوچستان برای خودش، آذربایجان برای خودش… چنین چیزی از کجای حرف آقای خاتمی در می‌آید؟

ممنونم آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، آیا راهی برای پیشبرد برنامه عدم تمرکز هست که مثل طرح فدرالیسم، موجب اصطکاک [میان برخی اعضای] احزاب منطقه‌ای و قومی، از جمله کومه‌له با ملیون، ایران‌گرایان، جمهوری‌خواهان، شاه‌دوستان، مشروطه‌خواهان، و طیفی از چپ دموکرات و مستقلی که نظام فدرال را برای ایران مضر تشخیص می‌دهند، نشود؟

عبدالله مهتدی: آخر فقط مسئله این نیست که جوری حقوق قومیت‌های ایران از جمله کردها و غیره طوری تأمین بشود که موجب ناراحتی خاطر بعضی از دوستان نشود. بایستی اصولی حاکم باشد و حقوق مردم رعایت بشود.

به نظر من… اگر در بین خیلی از کشورها، ایران را در نظر بگیریم، اتفاقا کشوری است که فوق‌العاده مستعد است برای طرح فدرالی و طرح عدم تمرکز و مشابه این‌ها. چرا؟ برای این‌که آقای جوادی حصار هم اشاره کردند که از گذشته دور و امپراتوری‌های دوره باستان ایران هیچ‌وقت آن چیزی نبوده که به نام نظام تک‌بافت این‌‌جا مطرح شد. هیچ‌وقت نظام تک‌بافتی نبوده. این پدیده محصول صدساله اخیر است و اتفاقا به نتیجه نرسیده است و نخواهد رسید.

ایران در گذشته ساتراپ‌نشین بوده و در دوره سده‌های میانه هم امیرنشین‌ها و حکومت‌های مختلفی وجود داشته‌اند. حتی تا دوره قاجاریه ممالک محروسه ایران خوانده می‌شده.

تلاش برای آن چیزی که نظام تک‌بافتی نامیده می‌شود، به نظر من تلاشی است برای تداوم استبداد، این بار به شکل ایدئولوژیک اسلامی در شکل ناسیونالیسم، و این به نظر من برخلاف نیت یا خواست گویندگان آن به ایران و ملت ایران هیچ کمکی نخواهد کرد.

ممنون آقای مهتدی. یک فرصت دیگر بدهیم به آقای بنکدار، به دلیل این‌که دو نفر دیگر در این بحث نظراتشان با هم چندان تمایز پیدا نکرد. آقای بنکدار، نکته آخرتان را بگویید.

تیرداد بنکدار: من خیلی چیزها می‌خواستم بگویم ولی فرصت کم است. اینکه دوستان می‌گویند در تاریخ ایران چطوری بوده، این حرف‌ها اولاً غلط است و این تعمیم‌های کلی را نمی‌شود در مورد مناسبات قدرت در ایران داد. در ایران دوره ساسانیان، ما شاید سه الگوی حکمرانی داشته باشیم که…

بسیار خب، وقت میزگرد تمام شد. پس در وقت دیگری یک بحث دیگر به همین موضوع اختصاص می دهیم.

No responses yet

Nov 01 2018

خاتمی دفتر غصبی خیابان نیاوران را تخلیه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دماوند نیوز: بنیاد مستضعفان جمهوری اسلامی، محمد خاتمی را از دفتر در اختیارش در نیاوران تهران، بیرون کرد.

این ویلا در سال ۱۳۸۴ از طرف موسسه موسوم به «تنظیم و نشر آثار» روح‌الله خمینی به ریاست حسن خمینی در اختیار خاتمی قرار گرفته بود و سال‌ها محل دیدارها و برنامه‌های او مانند قرائت خطبه عقد سلبریتی‌ها و طرفدارانش، اذان گفتن در گوش نوزادان و… بود.

دفتر خاتمی در خیابان نیاوران در واقع منزل هوشنگ انصاری، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران پیش از انقلاب اسلامی و وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت امیرعباس هویدا بود که بعد از انقلاب توسط جمهوری اسلامی مصادره شد.

No responses yet

Jul 19 2018

پاسخ نامه ۱۰۰ اصلاح‌طلب مشخص شد روشنگری خبرنگار اصلاح‌طلب از پشت پرده یک نامه به رئیس دولت اصلاحات

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

فارسی: یک خبرنگار اصلاح‌طلب درباره پشت پرده نامه اصلاح‌طلبان به رئیس دولت اصلاحات با ۱۰۰ امضا، افشاگری کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، اواخر خرداد سال جاری، حدود 100 نفر از فعالین اصلاح طلب در نامه ای به رئیس دولت اصلاحات، با اشاره به ناکارآمدی جریان اصلاح طلبی، خواستار تغییر و دگرگونی در تشکیلات اصلاحات شدند.

این نامه که تعداد امضاهای آن قابل توجه به نظر می رسید، اختلافات متعددی میان اصلاح طلبان در پی داشت و به نام «نامه اصلاح اصلاحات» شهرت پیدا کرد.

اکنون به نظر می رسد با گذشت بیش از یک ماه از انتشار این نامه و تدارک ارسال نامه دوم، اختلافات درونی افزایش یافته تا جایی که برخی فعالین اصلاح طلب مطالبی تامل برانگیز از پشت پرده های این نامه منتشر کرده اند.

ساسان آقایی خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب اعتماد، یاس‌نو، فرهیختگان، همبستگی، توسعه و … که سابقه 3 بار بازداشت و زندان را نیز دارد، در رشته توئیتی درباره پشت پرده نامه فعالین اصلاح طلب اقدام به افشاگری کرده است.

محور مطالب جالب توجه این فعال اصلاح طلب که می گوید «مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانند، بلکه حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند» بدین شرح است:

* دست‌کم دو تن از امضاکنندگان تاکید کرده‌اند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برای‌شان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکرده‌ی آن‌ها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیده‌اند

* برخی امضای خود در این نامه را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند

* حدود 10 نفر از امضاکنندگان که با من حرف زده‌اند از ماهیت و برنامه اصلی تدوین گران نامه و این‌که چه کسان دیگری آن را امضا کرده‌اند، اطلاعی نداشتند که بیان‌گر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.

* نامه از سوی یک باند(که برخی زندانی سیاسی سابق و زندان‌خواه کنونی‌اند) تهیه شده. هسته‌ی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی «اتحاد ملت»، 10 تا 15 نفر بوده‌اند

خیانت نویسندگان نامه به همراهان خود

* پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشت‌پرده‌ی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان مستقل آن نقش سیاهی‌لشکر را قائل شدند.مدعیان «اصلاح اصلاحات» حتی از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشته‌اند.

* طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد 3هفته از انتشارش و بی‌توجهی علنی خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخ‌گویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بی‌معناست، اما آن‌ها از پشت‌پرده خبر نداشتند!

* پس از نوشته شدن نامه‌ی دوم، متن برای کسانی که نامه‌ی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود 20 امضا از نامه‌ی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحه‌ی تصمیم‌گیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامه‌ی اول، به امضاکنندگان خبر داد که خاتمی پاسخ آن‌ها را داده و نامه‌ی دوم باطل است!

* بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساخت‌وپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست. معلوم شد که کاروانی حدود 7 نفر از باند خودی‌ها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفته‌اند و لازم ندیده‌اند به سیاهی‌لشکرشان حرفی بزنند!

* با فشار امضاکنندگان نامه‌ی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه، ناچار به جلسه‌ای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی، دوشنبه (2 هفته پیش) برگزار شد و حدود 4 ساعت به درازا کشید.

پاسخ خاتمی به نگارندگان نامه «اصلاح اصلاحات»

* محور بحث این جلسه، پاسخ خاتمی به نامه بود. خاتمی شفاف گفته بود که 1)عارف دست‌زدنی نیست و تغییر نخواهد کرد 2) اهل تعامل با نظام هستم و از این مسیر کوتاه نمی‌آیم 3) تغییر شورای عالی اصلاح‌طلبان ممکن نیست. 4) به میرحسین موسوی گفته ام راهم تعامل با نظام است نه راهی که موسوی می‌رود

* آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همین‌جا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصله‌ی بیش‌تر درگیر شدن در بحث‌های اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی/ خاتمی گفته بود به #عارف «توصیه» می‌کند یک نفر از اعضای 100 نفره‌ی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند که در تمام یک هفته‌ی پس از دیدار، محفل خودی‌ها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود/ نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواسته‌ی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آن‌ها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیش‌تری برای «اصلاح اصلاحات» نمی‌رفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بوده‌اند!

* عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینه‌های جدی‌تر هسته‌ی گرداننده‌ معرکه بوده‌اند که برخی از اعضای آن می‌گفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت.

No responses yet

Jul 19 2018

افشاگری ساسان آقایی از پشت پرده‌ها و زدوبندهای «اصلاح اصلاحات»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دماوند نیوز: ساسان آقایی، روزنامه نگار در ایران، با انتشار رشته توییتی، از زد و بندهای هسته اصلی امضاکنندگان نامه مشهور به «اصلاح اصلاحات» به سیدمحمد خاتمی، پرده برداشته است. آقایی در این رشته توییت مواردی تاکنون ناگفته از باندبازی های تیم اصلی تهیه کننده آن نامه را بیان می کند؛ مواردی مانند سوءاستفاده آنها از امضاهای دیگر و جلسه محرمانه با خاتمی بدون اینکه اکثر امضاکنندگان را از چنین جلسه ای مطلع کنند. این روزنامه نگار که تاکنون چند بار بازداشت و زندانی شده، همچنین از تاکید محمد خاتمی بر «تعامل با نظام» و حتی انتقاد او از میرحسین موسوی در دیدار با هسته اصلی تهیه کننده نامه خبر می دهد.

متن کامل رشته توییت ساسان آقایی را مطالعه می کنید:

این #رشته‌توییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامه‌‌ای‌ست که یک باند نرمالیزاسیون‌کار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانند، حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند!

ابتدا شاید جالب باشد بدانید دست‌کم دو تن از امضاکنندگان در گفت‌وگوی شخصی‌مان تاکید کرده‌اند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برای‌شان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکرده‌ی آن‌ها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیده‌اند.

برخی دیگر که امضای‌شان جای شگفتی داشت هم آن را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند. حدود ۱۰ تن آن‌ها که با من حرف زده‌اند از ماهیت و برنامه اصلی تدوین‌گران نامه و این‌که چه کسان دیگری آن را امضا کرده‌اند، اطلاعی نداشتند که بیان‌گر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.

نامه از سوی یک باند (که برخی زندانی سیاسی سابق و زندان‌خواه کنونی‌اند) تهیه شده. کمابیش آن‌ها را می‌شناسید و حضور پررنگ‌شان در پروژه‌های «سالم‌سازی محیط سیاسی» قابل لمس است. هسته‌ی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی اتحاد ملت، ۱۰ تا ۱۵ نفر بوده‌اند.

متن با ادعاهای بزرگی از جمله تغییر ساختاری شورای عالی، تغییر بنیادی مکانیزم‌های تصمیم‌گیری و تشکیل پارلمان درون‌جناحی آماده شده تا دیگران را برای همراهی مجاب کند. امضاکنندگان هم‌چنین گفته بودند که خواستار سهم شخصی در این تغییر‌ها نیستند!

اما پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشت‌پرده‌ی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان #مستقل آن نقش سیاهی‌لشکر را قائل شدند. سطور بعدی روشن می‌کند که مدعیان #اصلاح_اصلاحات چگونه حتا از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشته‌اند: طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد ۳هفته از انتشارش و بی‌توجهی علنی #خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخ‌گویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بی‌معناست، اما آن‌ها از پشت‌پرده خبر نداشتند!

پس از نوشته شدن نامه‌ی دوم، متن برای کسانی که نامه‌ی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود ۲۰ امضا از نامه‌ی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحه‌ی تصمیم‌گیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامه‌ی اول، به امضاکنندگان خبر داد که #خاتمی پاسخ آن‌ها را داده و نامه‌ی دوم باطل است!

بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساخت‌وپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست؟ معلوم شد که کاروانی حدود ۷ نفر از باند خودی‌ها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفته‌اند و لازم ندیده‌اند به سیاهی‌لشکرشان(از نظر آن‌ها) حرفی بزنند!

بحث بالا گرفت که چرا هیچ کس در این باره خبری نداشته و چه کسانی به این افراد ماموریت داده‌اند از سوی ۱۰۰ تن حرف بزنند؟ و خب کسانی که خواستار #اصلاح اصلاحات بودند از بیخ‌وبن ضرورت پاسخ‌گویی را انکار کردند و لازم نمی‌دیدند به چنین سواستفاده‌ای از نام ده‌ها تن دیگر پاسخ دهند.

با فشار امضاکنندگان نامه‌ی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه ناچار به جلسه‌ای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی دوشنبه(۲ هفته پیش) برگزار شد و حدود ۴ ساعت به درازا کشید. محور بحث پاسخ خاتمی به نامه بود:خاتمی شفاف گفته بود؛ ۱) عارف دست‌زدنی نیست و تغییر نخواهد کرد ۲) او اهل تعامل با نظام است و از این مسیر کوتاه نمی‌آید ۳) تغییر شورای عالی اصلاح‌طلبان نیز ممکن نیست. خاتمی حتا این را اشاره هم داشت که به میرحسین موسوی گفته راهش تعامل با نظام است نه راهی که #موسوی می‌رود.

آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همین‌جا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصله‌ی بیش‌تر درگیر شدن در بحث‌های اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی!

خاتمی برای آن‌که حواریونش در برابر مخاطبان‌شان حرفی داشته باشند، تاکید کرده بود تنها به عارف «توصیه» می‌کند یک نفر از اعضای ۱۰۰ نفره‌ی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند… و در تمام یک هفته‌ی پس از دیدار، محفل خودی‌ها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود!

عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینه‌های جدی‌تر هسته‌ی گرداننده‌ی معرکه بوده‌اند که برخی از اعضای آن می‌گفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت و همه‌ی این‌ها دور از چشم اکثریت امضاکنندگان نامه رخ داده؛ در واقع نرمالیزاسیون‌کاران با سرقت کروات دیگران به عروسی رفته بودند! با توجه به حرف‌های خاتمی، گروه مستقل و معترض امضاکننده این برداشت را داشت که هیچ‌کدام از خواسته‌های نامه محقق نشده اما پاسخ‌های عجیبی شنیدند.

نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواسته‌ی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آن‌ها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیش‌تری برای اصلاح اصلاحات نمی‌رفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بوده‌اند!

آن‌ها حضور احتمالی عضو استرلیزه‌شده نهضت آزادی در شورای عالی را موفقیت تاریخی دانستند اما وقتی جریان مستقل پرسید که چرا این عضو محمد توسلی نباشد، نمایندگان باند گفتند امکان ندارد خاتمی چنین چیزی را بپذیرد ودیگر اعضای شورای عالی حاضر باشند با عضو نهضت آزادی دور یک میز بنشینند!

۴ ساعت بحث در نهایت به نتیجه نرسید چون هدف گرفتن یک سهم در شورای عالی برای نرمالیزاسیون‌کاران برآورده شده بود و دیگر نیازی به امضاها نداشتند. آن‌ها خواسته‌ی معترضان را عبور از خاتمی دانسته و تلاش برای مرعوب ساختن امضاکنندگان نامه‌ی دوم داشتند.

این‌که آیا نامه‌ی دومی منتشر بشود یا نشود و چه کسی با سواستفاده از امضای ۱۰۰ تن به شورای‌عالی می‌رود البته اگر خاتمی این یکی را هم نرمالیزه نکند به‌زودی روشن خواهد شد. می‌ماند این‌که چه دست‌های آلوده‌ای از زدوبند قصد دارند اصلاحات را اصلاح کنند!

پشت‌پرده #اصلاح_اصلاحات؛ سهم‌خواهی‌ها، پاسخ خاتمی و #نامه_دوم
۱) این #رشته‌توییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامه‌‌ای‌ست که یک باند نرمالیزاسیون‌کار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانندT حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند!

No responses yet

Jun 22 2018

دفتر سیدمحمد خاتمی، منزل غصبی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


گویانیوز: دماوند، طوس طهماسبی، پژوهشگر تاریخ معاصر و سیاست بین‌الملل: «‏زندگی دو نسل تباه و نیم میلیون نفر در جنگ و انقلابی بی حاصل هلاک شدند تا محمد خاتمی بتواند کاخ منوچهر اقبال را تصاحب کند. از زمانی که خانواده چادری علی شریعتی را در آن رستوران شیک تهران راه نمی‌دادند، راه درازی طی کرده‌اند. دار و ندارشان غنیمت جنگی است با چنگ و دندان حفظش می‌کنند.»

منوچهر اقبال، از سیاستمداران دوران پادشاهی پهلوی است که در مقاطع مختلف، رئیس دانشگاه تهران، رئیس شرکت ملی نفت، رئیس سازمان نظام پزشکی و نخست وزیر ایران بود.

زندگی دو نسل تباه و نیم میلیون نفر در جنگ و انقلابی بی حاصل هلاک شدند تا محمد خاتمی بتواند کاخ منوچهر اقبال را تصاحب کند. از زمانی که خانواده چادری علی شریعتی را در آن رستوران شیک تهران راه نمی‌دادند، راه درازی طی کرده‌اند. دار و ندارشان غنیمت جنگی است با چنگ و دندان حفظش می‌کنند

— toos tahmasebi (@toos_tahmasebi) June 20, 2018

گفتنی است که پس از انتشار اخبار متعدد در شبکه‌های اجتماعی درباره کاخ غصبی محمد خاتمی در خیابان گرانقیمت نیاوران تهران، آقازاده یکی از آخوندهای حکومتی به نام بیات زنجانی مدعی شد که خاتمی تنها پس از آنکه مالک خانه به او اجازه نماز خواندن در آن را داد، در این خانه مستقر شد؛ ادعایی که با استهزای کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است.


صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب حامی جمهوری اسلامی هم گفته که ساختمان دفتر خاتمی «هدیه است نه غصبی».

IMG_20180621_094836.jpg

No responses yet

Feb 01 2018

خاتمی در بیم موج

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: امید منتظری، روزنامه نگار در یادداشتی که برای صفحه ناظران می گویند نوشته است با اشاره به انتقاداتی که پس از اعتراضات سراسری به خاتمی و اصلاح طلبان شده است نتیجه گرفته است که خاتمی و یارانش اکنون در برابر چالش جدیدی قرار گرفته اند که رویکرد آن ها می تواند به تداوم محبوبیت آن ها یا عدم آن منتهی شود.

خاتمی در کتاب «بیم موج» در خصوص تهدیدهایی که متوجه نظام انقلابی ایران است، نوشته بود: «اکثریت است که باید تشخیص دهد حد آزادی کجاست، و هم اوست که حد آزادی یعنی قانون را وضع می‌کند».

از ۲۰ سال پیش که ستاره بختش در سپهر سیاسی ایران طلوع کرد، هیچگاه چنین محبوبیت و اثرگذاری اش محل تردید نبوده. شاید به همین دلیل است که بر خلاف روال چندسال گذشته، محمد خاتمی این روزها بیشتر بر صحنه ظاهر می‌شود و خود را ناچار از مداخله در فضا می‌بیند.

زمانی در کتاب «بیم موج» در خصوص تهدیدهایی که متوجه نظام انقلابی ایران است، نوشته بود: «اکثریت است که باید تشخیص دهد حد آزادی کجاست، و هم اوست که حد آزادی یعنی قانون را وضع می‌کند».

در آن کتاب که چاپ نخستش به بهار سال ۱۳۷۲ و چاپ دوم آن به بهار ۱۳۷۶ باز می‌گشت، خاتمی مهمترین فقدان «حکومت اسلامی- انقلابی» ایران را توجه به مسئله آزادی های فردی و اجتماعی می‌دانست.

پس از به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان در سال ۷۶ نیز این تأکید بر حوزه «آزادی فردی و اجتماعی» به نحوی جوهر گفتار اصلاح‌طلبی آن سال‌ها بود.

اما ۲۰ سال بعد، اصلاح‌طلبان و در رأس آن محمد خاتمی از یکسو متهم‌اند که دیگر مانند گذشته مدافع سرسخت این آزادی‌ها نیستند و از سوی دیگر در تمام طول این سال‌ها به مسئله عدالت اجتماعی بی‌توجه بوده‌اند و هیچ «برنامه عملی و مدونی» برای تغییر در وضعیت فعلی ندارد.

این انتقادات بیش از هر زمان دیگر در جریان اعتراضات سراسری دیماه شدت گرفت.

آنچه در دیماه اتفاق افتاد از یکسو نشان‌دهنده ناتوانی حکومت در کنترل فشار بر مردم بود و از سوی دیگر ناتوانی اپوزیسیون در ایجاد تغییراتی هدفمند.

این بحران تازه سبب شده تا نیروهای سیاسی، به ویژه اصلاح‌طلبان خود را ناچار از بازسازی گفتار و سازماندهی مجدداً ببینند.

شاید همین مسئله اکنون سبب شده تا محمد خاتمی در سخنانی راهبردی در دیدار با اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها، از اصلاح‌طلبان بخواهند که فاصله‌شان با دولت را حفظ کنند.

او به طور ضمنی به جریان سیاسی نزدیک به خود زنهار داد که حمایت تمام عیار از دولت نباید سبب شود که اصلاح‌طلبان در انتخاب میان دولت و مردم طرف اولی را بگیرند.

در شرایطی که خلاء رهبری در میان اپوزیسیون بیش از هر زمان دیگری مشهود شده، او از اصلاح‌طلبان خواسته مجدداً در مقام نماینده مطالبات مردم ظاهر شوند.

پیشتر می‌شد تصور کرد که هر چه به انتخابات ۱۴۰۰ نزدیک‌تر شویم، رقابت میان اصلاح‌طلبان و حلقه نزدیک به روحانی بیشتر خواهد شد. اما به نظر می‌رسد اعتراضات دیماه این تصمیم را جلو انداخته است.

از همان دورانِ انتخاب اعضای کابینه دوم حسن روحانی رییس‌جمهوری، زمزمه‌هایی مبنی بر اختلاف میان دولت و اطلاح‌طلبان به گوش می‌رسید.

مرداد ماه امسال خاتمی با اشاره به کابینه روحانی درباره سهم اصلاح‌طلبان از کابینه گفته بود: «کسانی که برای موفقیت رئیس‌جمهوری به صحنه آمدند و مایه گذاشتند نباید مورد بی‌وفایی و طرد قرار گیرند».

در طول شش ماه گذشته، خبرهایی درباره حضور یا عدم حضور مجدد علی ربیعی در کابینه و همچنین استعفای اسحاق جهانگیری از معاون اولی رئیس‌جمهور و کاهش قدرت او در دولت و چگونگی ائتلاف با اعتدالیون در انتخابات مجلس در سال ۹۸ منتشر شده بود. گزارش هایی که از تشدید شکاف میان اصلاحطلبان و حلقه نزدیک به رئیس‌جمهوری حکایت می‌کرد.

حقیقت آن است که اصلاح طلبان پس از ضربات امنیتی سال ۸۸ با ائتلاف با چهره‌های تکنوکرات و امنیتی همچون حسن روحانی از رهبر ایران جواز و اعتماد نسبی برای بازگشت به صحنه سیاسی بیشتری به دست آورند و بعدتر پیروزی در انتخابات شوراهای شهر ۹۶، حتی باعث شد اعتماد به نفس بیشتری برای حضور مستقل در فضای سیاسی ایران پیدا کنند.

به نظر می‌رسد چالش اصلی، آزمون تاریخی و برزخی که اصلاح‌طلبان یکبار دیگر روبروی آن قرار گرفتند، در همین جاست و خاتمی در آستانه در این برزخ.

اما اعتراضات اخیر ورق را برگردانده و انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۸ و ریاست جمهوری در ۱۴۰۰ می‌تواند چالشی جدی برای این جریان باشد.

در تمام این سال‌ها اما هسته غایب گفتار اصلاح‌طلبی فقدان برنامه‌ای برای عدالت اجتماعی بود. آنچه در مرکز مطالبات و اعتراضات دیماه قرار داشت.

اکنون به نظر می‌رسد بازسازی گفتار و بازآرایی سازمان سیاسی اصلاح‌طلبان بر حسب عدالت اجتماعی مأموریت دشواری است که نیازمند جراحی‌های بزرگ است. از جمله به حاشیه رفتن برخی چهره‌های مرکزی اصلاحات از جمله محمدرضا عارف و دادن ابتکار عمل به چهره‌هایی که در این سال‌ها در حاشیه بودند.

در عین حال، این تغییر سیاست آنها را به نقطه باز می‌گرداند که پیش از سال ۱۳۹۲ در آن قرار داشتند، منطقه در خارج دایره قدرت.

واقعیت آن است که اصلاح طلبان در طول سال‌های فعالیتشان ماهیت دوگانه داشتند. از یک سو در برهه‌هایی مانند انتخابات چهره جنبشی و خارج از قدرت از خود به نمایش می‌گذاشتند اما در موازات اصرار داشتند به عنوان سیاستمدارانی رسمی آنقدر از هسته اصلی قدرت فاصله نگیرند که صندلی و مناسب و جایگاه خود در قدرت را از دست بدهند.

۲۰ سال بازی دوگانه و حفظ این چهره همزمان خودی و غیرخودی باعث بی‌اعتمادی افکار عمومی و اقشار فرودستی شده که زیر فشار فساد و تبعیض و سیاست‌های طبقاتی سوژه اصلی اعتراضات دیماه بودند.

اعتراضات دیماه ناشی از بحران ساختاری بود که یک شبه به وجود نیامده بودند و ریشه در نظام سیاسی- اقتصادی داشتند که بخش عمده‌ای از آن در دست نهادهای تحت کنترل رهبری و سپاه پاسداران است.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا اصلاح‌طلبان اراده و توان لازم برای مقابله با هسته اصلی قدرت در ایران را دارند یا نه؟ آنچه در این بیست سال گذشته خوشبینی و امد چندانی برای مردم نگذاشته است.

به نظر می‌رسد چالش اصلی، آزمون تاریخی و برزخی که اصلاح‌طلبان یکبار دیگر روبروی آن قرار گرفتند، در همین جاست و خاتمی در آستانه این برزخ.

No responses yet

Jan 22 2018

#براندازم، و حمله بی‌سابقه به خاتمی؛ پایان اصلاح‌طلبی حکومتی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: سخنان محمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها نه تنها با استقبال و رضایت دست کم بخشی از مخاطبان و معترضان روبه‌رو نشد، بلکه آنان را به واکنشی تند و بی‌سابقه سوق داد

واکنش بی‌سابقه شهروندان ایرانی فعال در شبکه‌های اجتماعی در قالب هشتگ #براندازم به سخنان تازه محمد خاتمی، که از او به عنوان رهبر اصلاحات یاد می‌شود، نشانه روشن دیگری از تغییر جغرافیای سیاسی ایران و صف‌بندی‌های جدیدی است که آینده معادلات سیاسی ایران را رقم خواهد زد.

شاید کمتر کسی در این نکته تردید داشته باشد که آقای خاتمی در دو دهه گذشته، محبوب‌ترین چهره جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور و مشی اصلاح‌طلبانه او، اصلی‌ترین گفتمان سیاسی این دوران بوده است، اما مجموعه تحولاتی که از اعتراضات سال ۱۳۸۸ شروع شد و در اعتراضات سال ۱۳۹۶ به اوج خود رسید، از پایان این تسلط خبر می‌دهد.

از هنگامی که محمد خاتمی به طور غیرمنتظره‌ای در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به پیروزی رسید، مواضع و سخنان او اغلب با استقبال فراوان روبه‌رو شده بود و گاه در ارزیابی اهمیت مواضعش گفته می‌شد که یک کلمه و یک اظهار نظرش، به رغم تمام محدودیت‌های اخیرش مانند ممنوع التصویری و ممنوع الملاقاتی … کافی بوده تا سرنوشت و نتیجه یک انتخابات را رقم بزند.

درست به همین دلیل است که واکنش اخیر به اظهارات آقای خاتمی کاملا بی‌سابقه محسوب می‌شود. روز یکشنبه، سخنان محمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها منتشر شد که حاوی تازه‌ترین موضع‌گیری او در قبال اعتراضات گسترده اخیر در ایران بود.

اظهارات آقای خاتمی تشابه چندانی با بیانیه مجمع روحانیون مبارز به ریاست خود او که در اوج اعتراضات صادر شده و واکنش‌های منفی فراوانی برانگیخته بود نداشت.

  • مجمع روحانیون به ریاست خاتمی: با روش‌های اصلاح‌طلبانه دنبال حل مشکلات باشید
  • محمد خاتمی: همه دستگاه‌های حکومتی سهم خود را در ایجاد نارضایتی بپذیرند

با این همه، به نظر می‌رسد حتی این تلاش آقای خاتمی برای زدودن یاد آن بیانیه چندان موفق نبوده است و نارضایتی از هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی که در شعارهای معترضان آشکارا تبلور یافته بود، ریشه‌دارتر، فراگیرتر و عمیق‌تر از آن است که با اقدامات و سخنانی از این دست برطرف شود.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز، به ویژه این بند واکنش منفی معترضان و حتی برخی چهره‌های اصلاح طلب را برانگیخت: “بلافاصله پس از بروز اولین تجمعات و اعتراضات مردمی دشمنان قسم خورده و کینه توز ملت ایران و در رأس آنها آمریکا و عوامل زبون آنان همچون تروریست‌های منافق و برخی مزدوران منطقه ای آنان به حمایت و تشویق آشوبگران و اقدامات خشونت‌بار آنان پرداختند و عمق فریبکاری خود در ادعای دموکراسی و دلسوزی برای مردم ایران را به نمایش گذاشتند.”

به نظر می‌رسد آقای خاتمی با توجه به این واکنش‌ها و نیز شعارهایی مانند “اصلاح طلب – اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا” کوشیده است در صدد دلجویی از معترضان برآید.

او در سخنانی که روز یکشنبه منتشر شد، گفت:” منشا آنچه در جامعه ما رخ داد، بروز نارضایتی و بروز نوعی بی‌اعتمادی جامعه به حاکمان و جریاناتی است که در نظام هستند اعم از اصلاح طلبان و دیگران؛ یعنی توقعات برآورده نشده است.”

آقای خاتمی بی‌اعتمادی به هر دو جناح جمهوری اسلامی را یک خطر قلمداد کرد و هشدار داد: “ممکن است مردم از جریان دوم هم ناامید شوند و دیگر شعار دهند نه اصلاح‌طلب و نه اصولگرا. دشمن نیز از همین سوءاستفاده می‌کند.”

او در عین حال کوشید موضع‌گیری قبلی طیفی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در قبال معترضان را نیز اصلاح کند و گفت: “جوانانی که حتی شعارهای تند و ساختارشکنانه می‌دادند، برانداز نبودند. اینها اعتراض داشتند؛ ‘آشغال ‘ و ‘آشوب طلب ‘ نبودند، بلکه جوانانی بودند که احساساتشان غلبه کرده…”.

اما همین سخنان نه تنها با استقبال و رضایت دست کم بخشی از مخاطبان و معترضان روبه‌رو نشد، بلکه آنان را به واکنشی تند و بی‌سابقه سوق داد.

در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، هشتگی به نام #براندازم نزدیک به ۳۰ هزار بار توییت شد. محتوای این توییت‌ها انتقاد شدید از آقای خاتمی، تاکید بر برانداز بودن و مخالفت تمام‌عیار با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی بوده است.

شاید هنوز نتوان شعارها علیه اصلاح‌طلبان و یا واکنش‌ها به سخنان آقای خاتمی را به کل جامعه یا اکثریت شهروندان تعمیم داد و گفت که این دیدگاه، در ایران امروز به تمامی تثبیت شده است، اما تقریبا با قطعیت می‌توان گفت که در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگر تسلط نسبتا بی‌چون و چرای تفکر اصلاح‌طلبی در چارچوب جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی به‌ویژه جوانان مورد سوال قرار گرفته است.

چنین وضعیتی به معنای آن است که اکنون روشن‌تر از هر زمان دیگر می‌توان دریافت که الگوی تقسیم‌بندی نیروهای سیاسی موثر به اصلاح‌طلب – اصولگرا دیگر قابلیت توضیح و تبیین معادلات و مناسبات سیاسی را ندارد. طلیعه چنین وضعیتی در پی سرکوب اعتراضات سال ۸۸ و اصرار اصلاح‌طلبان به ضرورت بازگشت به چارچوب اصلاحات دوم خردادی پدیدار شده و در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ ابعاد و مختصات خود را آشکار کرده بود.

نتیجه این تغییر آرایش نیروهای سیاسی ارایه تصویری کلی است که در آینده با جزییات بیشتری به چشم خواهد آمد. در این تصویر، معیار و مبنای اصلی در این شکاف یا الگوی تقسیم بندی، میزان وفاداری و مخالفت با اصل نظام سیاسی مستقر در ایران است.

از این چشم‌انداز می‌توان گفت الگویی که قدرت تبیین و توضیح معادلات و مناسبات سیاسی آتی را دارد چیزی جز الگوی موافقان – مخالفان جمهوری اسلامی نخواهد بود. این تقسیم‌بندی در وضعیت فعلی البته بسیار کلی است و در هر دو سوی شکاف، طیف‌های متنوع و متعددی را در برمی‌گیرد.

در جبهه موافقان جمهوری اسلامی، از تندروترین لایه‌های اصولگرا تا اصلاح‌طلبان و حتی طیفی از نیروهای سیاسی خارج از کشور جای می‌گیرند. در جبهه مخالفان نیز، از سلطنت طلبان گرفته تا چپ‌ترین طیف نیروهای سیاسی حضور دارند بدون آنکه هنوز هیچ یک از آنها به شکلی معنادار نقشی برتر و جایگاهی بالاتر نسبت به یکدیگر داشته باشند. روند معادلات و از جمله آغاز دوباره و احتمالی اعتراضات تاثیری تعیین‌کننده بر این وضعیت و دقیق‌تر شدن صحنه سیاست ایران خواهد داشت

No responses yet

Oct 19 2017

نیروهای امنیتی مانع خروج محمد خاتمی از خانه‌اش شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: به گزارش سایت‌های خبری مأموران امنیتی در مقابل منزل محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران حاضر و مانع خروج او از منزل شدند. “رئیس دولت اصلاحات” قرار بود با وزرای سابق خود در بنیاد باران دیدار کند.

سایت سحام نیوز که به مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی نزدیک است، شامگاه چهارشنبه (۱۸ اکتبر / ۲۶ مهر) از ممانعت نیروهای امنیتی از خروج محمد خاتمی از منزل خبر داد.

به گزارش این سایت از سوی نهادی امنیتی به “رئیس دولت اصلاحات” اطلاع داده شده که حق خروج از منزل را ندارد و به محافظان او نیز دستور مشابهی در مورد ممنوعیت خروج خاتمی از منزل داده شده است.

به نوشته سحام نیوز “این حصر خانگی موقتی با هدف منع اجباری وی از حضور در برنامه از قبل تعیین‌شده” انجام گرفته است. در خبر سحام نیوز آمده، محمد خاتمی قرار بود با وزرای سابق خود در بنیاد باران دیدار کند و هدف از ممانعت مأموران امنیتی برهم زدن این دیدار بوده است.

سایت کلمه (سایت نزدیک به حامیان میرحسین موسوی) نیز این خبر را منتشر کرده و نوشته است که ماموران امنیتی طی ماه‌های اخیر برای چندمین بار مانع از خروج محمد خاتمی از منزل مسکونی خود شده‌اند. هر دو سایت خبری در گزارش‌های خود به حضور فیزیکی مأموران در مقابل منزل “رئیس دولت اصلاحات” اشاره کرده‌اند.

بیشتر بخوانید: ادامه محدودیت‌های خاتمی؛ طرح سوال از وزیر اطلاعات

سایت سحام نیوز در خبر تکمیلی خود در این ارتباط گزارش داده، سه خودروی مأموران امنیتی که در مقابل منزل محمد خاتمی مستقر شده بودند، در این میان محل را ترک کرده‌اند.

سه ماه منع حضور

محمد انجام، وکیل محمد خاتمی روز شنبه (۱۵ مهر/ ۸ اکتبر) این خبر را تأیید کرده بود که رئیس جمهوری اسبق ایران در دوره‌ی اصلاحات از روز اول مهر ماه سال جاری به مدت سه ماه از شرکت در “مراسم عمومی سیاسی، فرهنگی و تبلیغی” منع شده است.
به نوشته سایت کلمه ماموران امنیتی طی ماه‌های اخیر برای چندمین بار مانع از خروج محمد خاتمی از منزل مسکونی خود شده‌اند

بنا بر اظهارات او “برگه‌هایی منتسب به یک مرجع قضایی به رؤیت آقای خاتمی رسیده که حاکی از اعمال برخی محدودیت‌ها به لحاظ عدم حضور ایشان در مجالس عمومی است”.

رضا باقری، وکیل دیگر محمد خاتمی نیز تصریح کرده بود: «این دستور بدون تشکیل پرونده صادر شده و دادستان با استناد به اختیارات خود برای “جلوگیری از وقوع جرم” این ممنوعیت سه‌ماهه را وضع کرده است.»

به گفته رضا باقری از آنجا که چنین دستوری قرار یا حکمی حقوقی نیست، امکان اعتراض به آن هم “عملا” وجود ندارد.

بیشتر بخوانید: انتقاد روحانی از تشدید احتمالی محدودیت‌ها علیه خاتمی

سایت کلمه در آن زمان گزارش داده بود که “‌تصمیم درباره اعمال محدودیت علیه خاتمی در دادگاه ویژه روحانیت گرفته شده و حکم آن طی نامه‌ای به امضای دادستان ویژه روحانیت، ابراهیم رئیسی، به خانه او فرستاده شده است”.

ابراهیم رئیسی نامزد ناکام دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود و محمد خاتمی از تاثیرگذارترین حامیان رقیب او، حسن روحانی محسوب می‌شود.

اعمال شرایط شبیه حصر خانگی علیه محمد خاتمی پیش از این انتقادهای شماری از نمایندگان مجلس و همچنین انتقاد تلویحی حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران را نیز به دنبال داشت. این انتقادها با واکنش تند رئیس قوه قضائیه روبرو شده بود.

No responses yet

Oct 11 2017

فرمانده سپاه کرمان نمایندگان مجلس را تهدید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: فرمانده سپاه کرمان نمایندگان این استان را به دلیل امضای نامه در حمایت از خاتمی تهدید کرد. او گفت “آیا این نمایندگان نمی‌دانند محمد خاتمی جزء سران فتنه است؟” فرمانده سپاه کرمان گفت به سراغ تک تک این نماینده‌ها خواهد رفت.

سردار ابوحمزه، فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان، روز سه‌شنبه (۱۸ مهر/ ۱۰ اکتبر) با اعلام اینکه “طی روزهای گذشته چند نفر از نمایندگان استان کرمان در حمایت از خاتمی نامه‌ای امضاء کرده‌اند” تهدید کرد که به سراغ تک تک آنها خواهد رفت.

اشاره فرمانده سپاه کرمان به نامه جمعی از نمایندگان مجلس به حسن روحانی، رئیس جمهور در حمایت از محمد خاتمی است. این نامه را ۸۶ نماینده عضو فراکسیون امید مجلس امضا کرده بودند. این نامه پس از انتشار خبر اعمال محدودیت‌های تازه علیه خاتمی از سوی دادگاه ویژه روحانیت نوشته شد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

وکیل محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، اخیرا خبر داد که موکل وی به مدت سه ماه از شرکت در “مراسم عمومی سیاسی، فرهنگی و تبلیغی” منع شده است. او به رسانه‌ها گفت: «اخیرا برگه‌ای به منزل ایشان ارسال و به رؤیت آقای خاتمی رسیده که طی آن از تاریخ اول مهرماه ممنوعیت حضور جناب آقای خاتمی در مراسم عمومی سیاسی، فرهنگی و تبلیغی به مدت سه ماه الزامی است».

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) فرمانده سپاه استان کرمان خطاب به نمایندگان امضاکننده نامه گفت: «آیا این نمایندگان نمی‌دانند سید محمد خاتمی جزء سران فتنه است؟ این فرد ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج است؟ آیا نمی‌دانند در این ۸ سال تا الان مقام معظم رهبری یک‌بار اجازه حضور او را در حسینیه حضرت امام ندادند؟ آیا نمی‌دانند که در این ۸ سال حضرت آقا نامه تسلیت را نه به ایشان و نه به برادرشان نداده‌اند؟»

سردار ابوحمزه تاکید کرد: «مسئله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است. این چه نماینده مجلسی است که اینگونه رفتار می‌کنند؟ مردم این نمایندگان را فراموش نمی‌کنند.» او اضافه کرد: «این حرکتی که این نمایندگان مجلس انجام دادند آب به آسیاب دشمن ریختن است.»

“مشکل اصلی استان کرمان حزب کارگزاران است”

فرمانده سپاه استان کرمان سپس به بازداشت مهدی جهانگیری، برادر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور اشاره کرد و مهدی جهانگیری را “یکی از ریشه‌های فساد” توصیف کرد. این سردار سپاه گفت: «در استانی که یک جوان مجبور است با هزاران مشکل ۳ میلیون وام بگیرد، این آقایون میلیارد میلیارد هزینه می‌کنند. برادر ایشون به جای اینکه بیاید این اقدام برادرش را تقبیح کند، می‌گوید اینها به دنبال تسویه حساب شخصی هستند.»

بیشتر بخوایند: تذکر ۸۶ نماینده به روحانی درباره محدودیت‌های جدید علیه خاتمی

فرمانده سپاه کرمان تاکید کرد: «من به صراحت اعلام می‌کنم که سپاه هر کس را که بخواهد بر خلاف مردم و نظام حرکت کند، سریع بر علیه‌اش بلند می‌شود. ما سراغ تک تکشان می‌رویم.»

سردار ابوحمزه ادعا کرد: «بسیاری از امکانات استان امروز در دست جریان کارگزاران است. هواپیمایی ماهان، هفت باغ، دل عالم و کرمان موتور در دست کسانی است که فرقی با مردم ندارند.» او سپس پرسید: «چرا این سخنان گفته نمی‌شود و مردم مطالبه نمی‌کنند؟ چرا کسی پاسخگوی این سوالات نیست؟»

فرمانده سپاه کرمان مشکل اصلی این استان را “حزب کارگزاران با محوریت مرعشی” عنوان کرد که به گفته او “تمامی امکانات استان را در اختیار دارند”.

استان‌های یزد و کرمان زادگاه خانواده محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی است. از این رو اصلاح‌طلبان و میانه‌روی‌های حکومت ایران در این دو استان نفوذ بالایی دارند و اکثر نمایندگان آنها نیز از جناح اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی هستند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .