اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'کشف حجاب'

Jan 27 2023

فشار برای حفظ حجاب اجباری؛ درمانگاهی در شیراز به دلیل «پوشش» پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


صدای آمریکا: اعتراضات ایران، تصویر زنی بدون حجاب
در ادامه فشارها بر مراکز خدماتی و تجاری برای رعایت حجاب اجباری، فرماندار شیراز اعلام کرد به‌تازگی یک درمانگاه در این شهر به دلیل پوشش و حجاب کارکنان و مراجعه‌کنندگان آن پلمب شده است.

لطف‌الله شیبانی اضافه کرد: «ممنوعیت کشف حجاب در مغازه‌ها و مجتمع‌های تجاری به اصناف اعلام شده است و مشتریان و مراجعان به واحدهای تجاری، حق کشف حجاب ندارند.»

با گذشت چهار ماه از آغاز اعتراضات سراسری در ایران پس از کشته شدن مهسا امینی در پی بازداشت به بهانه حجاب، مقامات جمهوری اسلامی برخورد با زنانی را که پوشش مطابق با خواست حکومت ندارند شدیدتر کرده و پلمب کردن کسب و کارها را به روش‌های پیشین خود افزوده است.
فرماندار شیراز با تهدید زنان گفت که در صورت «مشاهده زنان بی‌حجاب»، واحد ۱۱۰ و اماکن فرماندهی انتظامی با آنان «برخورد لازم» خواهد کرد و افزود: «شهروندان، چه از پرسنل اصناف و چه مشتریان و مراجعان به واحدهای تجاری، حق کشف حجاب ندارند.»

قوه قضاییه جمهوری اسلامی برداشتن حجاب اجباری زنان را جرم‌انگاری کرده و چنان که دادستان کل گفته، برداشتن حجاب اجباری «جرم مشهود» به شمار می‌آید.

محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفته است که در چند ماه اخیر از برنامه‌های دشمنان این بود حریم‌ها را بشکنند و خطوطی که برای جمهوری اسلامی قائلیم را کنار بزنند از جمله حجاب.

او با تأکید بر الزام رعایت حجاب اجباری «در داخل مرزهای جمهوری اسلامی»، تأکید کرده است که «نمی‌توانیم بگوییم [مسئله] شخصی است.»

هرچند جرقه آغازین اعتراضات سراسری در ایران که ۱۳۰ روز از شروع آن می‌گذرد، کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد بود، اما تجمع‌ها و راهپیمایی‌هایی که در این مدت در سراسر ایران جریان دارد، صرفا به اعتراض علیه حجاب خلاصه نشد و معترضان در همه استان‌های ایران علیه مقامات جمهوری اسلامی شعار می‌دهند و خواستار سرنگونی حکومت هستند.

No responses yet

Jan 26 2022

نکاتی چند درباره‌ی یک گور دسته‌جمعی در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,تاریخی,سیاسی,مذهب

برترین‌ها: فکت‌نامه: خبرگزاری فارس با استناد به «شنیده‌های فضای مجازی» خبر از «کشف گور دسته‌جمعی شهدای مسجد گوهرشاد مشهد» داده فارس به این بهانه بار دیگر این ادعا را که وقایع گوهرشاد در پی اعتراض مردم به «کشف حجاب» روی داد تکرار کرد. تحقیقات نشان می‌دهد دامنه این ادعا بسیار وسیع و گسترده است. حتی شورای فرهنگ عمومی هم روز بیست و یکم تیر را به عنوان روز حجاب و عفاف در تقویم رسمی کشور نامگذاری کرده است.

واقعه مسجد گوهرشاد چه زمانی و در اعتراض به چه چیزی رخ داد؟

واقعه مسجد گوهرشاد روز بیست و یکم تیر سال ۱۳۱۴ خورشیدی در مشهد رخ داد. عمده روایت‌هایی که از این واقعه در دست است مبتنی بر خاطرات شفاهی و اسناد واسطه‌ای است. به همین دلیل اختلاف نظر و ابهام درباره جزئيات این واقعه، از جمله درباره تعداد کشته‌شدگان این واقعه زیاد است.

اگر تحلیل‌ها و اظهار نظرهای شخصی را در نظر نگیریم و روایت‌های مختلف را کنار هم بگذاریم، شرح ماجرا نزدیک به روایتی است که در سایت تاریخ ایرانی منتشر شده است.

۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمدعلی فروغی، نخست وزیر وقت در یک بخشنامه مردان را ملزم کرد از کلاه پهلوی (یک لبه) دست برداشته و کلاه تمام لبه‌ای شاپو سر کنند. طبق این بخشنامه اگر یک کارمند دولتی از این دستور اطاعت نمی‌کرد باید قید شغلش را می‌زد. دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می‌داد باید برگزار می‌شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد.

ظاهرا بعد از رسیدن خبر بخشنامه جدید، گروهی از روحانیون مشهد برآشفتند و جلساتی پنهانی برگزار کردند. در یکی از این جلسات پیشنهاد شد آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی به تهران برود و در مرحله اول با رضاشاه مذاکره کند، بلکه او را از اجرای تصمیماتش باز دارد. وقتی آیت‌الله قمی به تهران آمد، دستگیر و ممنوع‌الملاقات شد.

آن طور که در روایت‌ها آمده همزمان با بازداشت حاج آقا حسین قمی‌، در مشهد نیز روحانیون دیگری از جمله شیخ غلامرضا طبسی و شیخ نیشابوری دستگیر شدند. در اعتراض به این وقایع تجمعاتی در مسجد گوهرشاد شکل گرفت. روز جمعه ۲۰ تیر ۱۳۱۴ نظامیان مستقر در مشهد برای متفرق ساختن مردم آتش گشودند. فردای آن روز تظاهرات بزرگ‌تری برگزار شد و مردم دوباره در مسجد گوهرشاد جمع شدند. ظاهرا شیخ محمدتقی بهلول سخنان تندی علیه دولت ایراد کرد و خواهان مقاومت مردم شد. کار پس از چندی به درگیری رسید. در حوالی ظهر ماموران نظامی به داخل مسجد آمدند و کشتار اتفاق افتاد.

واقعه کشف حجاب چه زمانی اتفاق افتاد؟

بر اساس گزارش منتشر شده در سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی گفته شده، بخشنامه «رفع حجاب» در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از سوی محمود جم، نخست وزیر وقت صادر شده است. در این گزارش اسنادی به تاریخ بهمن ماه آن سال منتشر شده، اما اثری از متن یا تصویر این بخشنامه نیست. ما از طریق جست‌وجو موفق نشدیم به متن بخشنامه کشف یا رفع حجاب برسیم و ببینیم دقیقا در آن چه گفته شده، اما در بسیاری از منابع داخلی و خارجی روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ به عنوان روز کشف یا رفع حجاب معرفی شده است.

مثلا بر اساس روایت سایت دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت (ویکی‌شیعه) «به دنبال تصویب قانونی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش در ایران رخ داد و به موجب آن، زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند».

از آن سو سایت مشروطه که هوادار پهلوی است هم نوشته است: «کشف حجاب و آزادی زنان در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با فرمان رضا شاه بزرگ آغاز شد».اما در میان اسناد، نشانی از فرمان رضا شاه یا تصویب قانونی در این روز نیست. اتفاق مهم این روز بازدید شاه از دانشسرای عالی است. در این مراسم همسر و دختران رضا شاه و سایر زنان حاضر در این مراسم، حجاب به سر نداشتند.با این حساب بین صحبت از رفع یا کشف آمرانه حجاب با واقعه گوهرشاد دست‌کم ۱۵۹ روز (۵ ماه و ۶ روز) فاصله است.

آیا پیش از صدور بخشنامه رفع حجاب، جایی صحبت از کشف حجاب مطرح بوده است؟

پاسخ این سوال خیر است. کشف حجاب رسما پنج ماه بعد از واقعه گوهرشاد به وقوع می‌پیوندد. البته شواهدی هست که نشان می‌دهد در آن زمان گروهی از معترضان گمان می‌کردند دولت در حال زمینه‌سازی برای ترویج بی‌حجابی است، اما هیچ نشانه‌ای از اینکه کشف حجاب زمینه اصلی اعتراض مردم در گوهرشاد بوده وجود ندارد.

برخی منابع، به نقل از شاهدان عینی، نوشته‌اند، شیخ محمدتقی بهلول، مشهورترین سخنرانان مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از سخنرانان به موضوع بی‌حجابی اشاراتی دارند، اما زمینه اصلی اعتراض گوهرشاد بخشنامه کلاه شاپو و دستگیری آیت‌الله قمی است و اشاره به بی‌حجابی که ظاهرا زمینه نارضایتی و نگرانی از آن هم وجود داشته، عمدتا تحریک احساسات عمومی در فضای هیجان‌زده است. اگرچه آن طور که برخی شاهدان عینی، مثل سیدعلی‌محمد دخان‌چی روایت می‌کنند، سخنرانان جانب احتیاط را هم نگه می‌داشتند.

«گاهی از آقایان علما هم منبر رفته و سخنرانی می کردند. بعضی ها خیلی تند حمله به شاه و دولت می کردند، بعضی ها ملایم‌تر و یکی از آنها دوپهلو و بالاخره آخر صحبتش این بوده که شاه و دولت هم مسلمانند و ما تلگراف زدیم و درخواست کرده‌ایم که عمل بی حجابی صورت نگیرد و انشاءالله جواب می‌دهند».

آنچه مسلم است، نه «کشف حجاب» که حتی خود موضوع حجاب را نه در اصل، بلکه در فرع و حاشیه واقعه گوهرشاد می‌توان دید. موضوعی که با توجه به زمینه نارضایتی‌های موردی، می‌توانست ابزار خوبی برای تحریک احساسات عمومی باشد.

آیا ماجرای بی‌حجابی همسر شاه افغانستان و جشن شیراز ارتباطی با واقعه گوهرشاد دارد؟

پاسخ این سوال هم منفی است.در برخی روایت‌های مرتبط با موضوع کشف حجاب، به اعتراض بهلول و برخی روحانیون به بی‌حجابی همسر شاه‌امان‌الله، پادشاه افغانستان اشاره شده است. به عنوان مثال آیت‌الله علم‌الهدی می‌گوید:«چندی قبل از آن پادشان افغانستان در ترکیه زنش را کشف حجاب کرده بود و بنا بود از مسیر خراسان به سمت افغانستان حرکت کند، وقتی با اتومبیل به نزدیکی سبزوار رسید، مردم قهرمان سبزوار قیام کردند، آمدند دروازه‌های شهر را گرفتند و گفتند اجازه نمی‌دهیم یک فاجر و فاسقی که دست به این فسق زده از شهر ما عبور کند و تحریک مردم توسط مرحوم علامه بهلول انجام گرفت، او منبرهای داغ رفت، مردم وادار شدند راه را بر اتومبیل پادشان افغانستان بستند و راه را تغییر دادند».

نکته اما اینجا است که سفر گذری شاه افغانستان به خراسان، هفت سال پیش از واقعه گوهرشاد و ماجرای کشف حجاب است. شاه‌امان‌الله در سال ۱۳۰۷ از اروپا به افغانستان برگشت و همان سال هم تاج و تختش را از دست داد. به طور قطع سفر شاه‌امان‌الله نمی‌تواند موجب اعتراض در هفت سال بعد و سرکوب آن شود.

ماجرای دیگر هم «جشن شیراز» است که ظاهر با حضور زنان بی‌حجاب و علی‌اصغر حکمت، وزیر وقت فرهنگ در فروردین ۱۳۱۴ برگزار شده. برخی مدعی‌اند که جشن شیراز « نخستین رونمایی جدی اما اعلام نشده «کشف حجاب» است».این داستان ممکن است موجب برخی نارضایتی‌ها شده باشد، اما قطعا ارتباط مستقیمی با واقعه گوهرشاد ندارد.

کلاه پهلوی از چه زمانی اجباری شد؟ مردان ایران از کی موظف به سر کردن کلاه شاپو شدند؟

ما تا این لحظه موفق به پیدا کردن متن این بخشنامه ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ (بخشنامه کلاه شاپو) نشدیم.مشخص نیست در آن دقیقا به چه مواردی اشاره شده، اما آن طور که از روایت‌ها برمی‌آید، بخشنامه در چارچوب قانونی صادر شده بود که هفت سال پیش‌تر با عنوان «قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخله مملکت» از تصویب مجلس شورای ملی گذشته بود. ظاهرا در بخشنامه جدید گفته شده مردان باید به جای کلاه پهلوی یک‌لبه، شاپو (کلاه اروپایی لبه‌دار) به سر بگذارند و به جای کفش سنتی و گیوه، کفش‌های فرنگی بپوشند.

سایت شهر فرهنگ تصاویر و اسنادی مربوط به کلاه پهلوی و کلاه شاپو را به نقل از کتاب آلمانی «تغییر لباس در ایران» نوشته بیانکا دوس منتشر کرده و نوشته:

«در سال ١٣٠۷ شمسی (دسامبر ۱۹۲۸ میلادی) بنا بر قانونی جدید تمام مردان ایرانی مکلف شدند عمامه و کلاه‌های سنتی خود را با کلاه پهلوی عوض کنند. مدتی پس از آن (مارس ۱۹۲۹ میلادی) پوشیدن لباس های ایرانی (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) برای تمام افراد مذکر ممنوع شد و جای آن را ترکیبی از کت و شلوار و کلاه پهلوی گرفت.

شش سال بعد در [خرداد] ١٣۱۴ شمسی (ژوئن ١٩٣۵ میلادی) مجلس قانون دیگری را به تصویب رسانید که کلاه شاپو را جایگزین كلاه پهلوی و کفش چرمی اروپایی را جایگزین انواع کفش‌های ایرانی کرد. تنها کسانی که از این قوانین معافیت داشتند گروهی بودند که برای نخستین بار “روحانیت” خوانده شدند. روحانیت شامل علما و مجتهدین، طلاب حوزه‌های علمیه، پیش‌نمازان مساجد، و اندک گروهی دیگر می‌شد. تمامی این افراد بایستی از سوی حکومت برای پوشیدن لباس “روحانیت” مجوز دریافت می کردند».

جمع‌بندی

۸۴ سال از واقعه مسجد گوهرشاد می‌گذرد، اما ابهام‌های زیادی درباره این واقعه وجود دارد. از اینکه تلفات آن چقدر بود گرفته تا اینکه چه چیزی باعث شکل‌گیری آن شد. در سال‌های اخیر برخی مدعی‌اند که زمینه واقعه گوهرشاد موضوع حجاب بوده و حتی برخی گفته‌اند این حادثه در اعتراض به کشف حجاب رخ داده است.

آنچه مسلم است واقعه مسجد گوهرشاد نه از نظر زمانی و نه از نظر سیر تاریخی ارتباطی با مساله «کشف حجاب» ندارد. آن طور که شاهدان عینی روایت می‌کنند سخنرانان به موضوع حجاب، به عنوان یک مساله حساسیت‌برانگیز و برای تحریک احساسات عمومی اشاراتی داشته‌اند.

اما سوال اینجا است چرا برخی که هفت سال پیش‌تر از قانون لباس اجباری معاف شده‌ بودند، باید به جایگزینی کلاه شاپو و پهلوی معترض شوند؟ به نظر می‌رسد که اجباری شدن لباس پوشیدن به سبک غربی‌ها و تلاش دولت برای تغییر چهره و مدرن‌سازی ایران، زمینه‌ساز نگرانی و نارضایتی بوده است. تا آن موقع اثری قابل ملاحظه از کشف حجاب نیست. مواردی از اعتراض‌های موردی به بی‌حجابی هست، اما سندی وجود ندارد که نشان دهد هنگام وقوع ماجرای گوهرشاد، «کشف حجاب» یا نگرانی از «کشف حجاب» در روند شکل‌گیری اعترض‌ها تاثیری داشته است.

No responses yet

Jan 29 2020

توضیحات شطرنج‌باز ایرانی: دیگر در بازی حجاب اجباری شرکت نمی‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیو فردا: میترا حجازی‌پور، شطرنج‌باز ایرانی که بدلیل برداشتن حجاب در جریان مسابقات بین‌المللی از تیم ملی اخراج شد، حجاب برای زنان را «محدودیت» و نه «مصونیت» خواند.

این جمله خانم حجازی‌پور در تقابل آشکار با تبلیغات جمهوری اسلامی است که همواره حجاب اجباری برای زنان را به عنوان «مصونیت» و نه «محدودیت» تبلیغ کرده است.

این شطرنج‌باز در یادداشتی در اینستاگرام خود گفته که از سن شش سالگی و در محیط خانواده، «ملزم به رعایت حجاب» بوده و حتی به عنوان «الگویی برای سایرین» معرفی می‌شده است.

او نوشته است که این مطلب را در مصاحبه‌ای با یک روزنامه فرانسوی نیز بیان کرده است.

وی با بیان خاطراتی از ۹ سالگی خود در قالب تیم ملی به خارج از کشور، افزوده که طی سال‌ها «روالی را که در اعماق ذهن» او رخنه کرده، ادامه داده و حالا متوجه شده که چطور وی «از کودکی وارد بازی دلخواه» افراد دیگری شده و بدون اینکه بداند، از وی «عروسک» ساخته‌اند.

میترا حجازی‌پور نوشته که بعد از سال‌ها تصمیم گرفته «دیگر در ساخت و پرداخت این جرثومه هولناک سهمی نداشته باشم و دیگر در بازیِ ما عاشق حجاب هستیم و با آن مشکلی نداریم، شرکت نکنم.»

View this post on Instagram

در مصاحبه ام با روزنامه ای فرانسوی از مهاجرتم از ایران، دلایل برداشتن حجاب و محرومیت از تیم ملی صحبت کردم. اما به دلیل اینکه این مصاحبه هنوز منتشر نشده نمی توانم به آن بپردازم اما می خواهم اینجا بدون ترس از آنچه فکر می کنم بنویسم: زندگی من تحت سلطه حجاب اجباری در سن 6 سالگی با جمله "عموجان بهتر نیست روسری بگذاری" آغاز شد .از آن پس همواره حتی در محیط خانواده ملزم به رعایت حجاب بودم .آنقدر همرنگ جماعت شده بودم ،تا جایی که گاها مرا الگویی برای سایرین می پنداشتند. هنوز هم گاهی خاطرات اولین سفر خارجی ام در قالب تیم ملی را به یاد می اورم .کودکی نه ساله بودم .مبهوت موبلوند های آلمانی که چطور خیره وحیرت زده سر تا پای ما را می نگریستند و از حراست چادری تیم که نه در گوشه که در وسط فرودگاه مشغول اقامه نماز بود فاصله می گرفتند.همه ما متعجب،آنها از طرز پوشش ما و من از نگاههای خیره و بی امان.خاطره دوست کوچک آلمانی که برای تبریک به سمتم دست دراز کرد اما سرپرست تیم با اشاره ای به من فهماند که مبادا دست بدهی و با جمله " مسلم نو تاچ مِن" او را ترساند ،عکس های با مقنعه و مانتوهای بلند که به تنمان زار می زد و به سبب بی قوارگی توجه هر کسی را جلب می کرد..در ادامه فعالیتم در سال های بعد از آن، روالی را که در اعماق ذهنم رخنه کرده بود ادامه می دادم .سالهای سال نمی فهمیدم ،اما حال خوب می فهمم که چطور ما را از کودکی وارد بازی دلخواهشان می کنند و بی آنکه خود بدانیم از ما عروسک هایی می سازند برای توسعه افکار و آرمانهایشان . از کتاب های دینی دوران ابتدایی تا دانشگاه،از عکس ها و نوشته های روی در و دیوار، بروشور ها، تقویم، برنامه های تلویزیون ، تا اسم خیابان ها ،در لحظه لحظه ی زندگی ما حضور دارند و اگر خوب بنگرید، خواهید دید که نقش تک تک خود ما مردم نیز در اشاعه این تبلیغات کمرنگ نیست . هرکدام از ما با قرار دادن خشت هایی هرچند کوچک و ناچیز از نظر خودمان، سنگ بنای آنچه به سر مان آمده است را گذاشته ایم و خود با دستان خودمان این هیولا را نان و ابش داده ایم، هیولایی …. به هر روی، هر چند دیر، اما من تصمیم گرفته ام که دیگر در ساخت و پرداخت این جرثومه ی هولناک سهمی نداشته باشم و دیگر در بازیِ "ما عاشق حجاب هستیم و با آن مشکلی نداریم" شرکت نکنم. به عقیده ی من حجاب اجباری نماد بارز مسلکیست که در آن زن، جنس دوم محسوب می‌شود. انبوه محدودیت ها را برای یک زن ایجاد و او را از داشتن حقوق اولیه خود محروم می کند. آیا این مصونیت است؟ قاطع می گویم، خیر، این ‌تنها و تنها محدودیت است.

A post shared by ميترا حجازي پور (@mitrahejazipour) on Jan 28, 2020 at 2:24am PST

وی حجاب اجباری را «نماد بارز مسلکی» معرفی کرده که در «آن زن، جنس دوم محسوب می‌شود.»

خانم حجازی‌پور در بخشی از گفت‌و‌گوی خود که در حساب اینستاگرامش، بخش‌هایی از آن را نوشته، اضافه کرده که حجاب اجباری، «انبوه محدودیت‌ها را برای یک زن ایجاد و او را از داشتن حقوق اولیه خود محروم می‌کند. آیا این مصونیت است؟ قاطع می‌گویم، خیر، این ‌تنها و تنها محدودیت است.»

میترا حجازی‌پور در مسابقات جهانی سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت.

پس از ۱۸ سال افتخار‌آفرینی برای تیم ملی ایران، رئیس فدراسیون شطرنج جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که این ورزشکار «دیگر جایی در تیم ملی نخواهد داشت».

امتناع یک ورزشکار زن ملی‌پوش از رعایت حجاب در حین برگزاری رقابت‌های جهانی، برای نخستین بار بود که در نظام جمهوری اسلامی رخ داد.

میترا حجازی‌پور که قهرمان شطرنج آسیاست، عنوان استادبزرگ زنان را در سال ۲۰۱۵ به دست آورده‌ و از رده خردسالان تا بزرگسالان دارای مجموعه‌ای از افتخارات جهانی و قاره‌ای است.

No responses yet

Jan 02 2020

بازی میترا حجازی‌پور در مسابقات جهانی بدون حجاب اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: میترا حجازی‌پور عضور تیم ملی ایران در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت.

امتناع یک ورزشکار زن ملی‌پوش از رعایت حجاب در حین برگزاری رقابت‌های جهانی، اقدام بی‌سابقه‌ای در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در این مسابقات علیرضا فیروزجا با خروج از ذیل پرچم ایران، به نام فدراسیون جهانی مبارزه کرد اما میترا حجازی‌پور عضو تیم ملی ایران است.

وزارت ورزش از اعزام تیم مردان ایران به خاطر حضور تیم ملی اسرائیل جلوگیری کرد. اما با توجه به عدم حضور اسرائیل در رقابت‌های زنان، ملی‌پوشان زن ایران به روسیه اعزام شدند.

سارا خادم‌الشریعه و آتوسا پورکاشیان دیگر اعضای تیم زنان ایران در این مسابقات بودند که با پوشش نه چندان کامل روسری، به گونه‌ای که در ایران «شُل حجابی» نامیده می‌شود، در برابر حریفان خود ایستادند.

پیشتر برخی از دختران ورزشکار در مسابقات غیر رسمی برون مرزی بدون حجاب ظاهر شده‌اند اما این اتفاق هرگز در مسابقات قهرمانی جهان رخ نداده. درسا درخشانی (خارج از ترکیب تیم ملی) بدون حجاب در جام جبل‌الطارق بازی کرد. سپس با محرومیت مواجه شد و به آمریکا مهاجرت کرد.

میترا حجازی‌پور که قهرمان شطرنج آسیاست، اردیبهشت پارسال نیز عکسی بدون حجاب در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «بهترین لحظات زمانی است که باد گیسوانت را به پرواز در می‌آورد. چه دردناک است آن هنگام که گیسوان رقصان را به زندان پارچه‌ای بازگردانی. مرگ روح زمانی است که آزادی را چشیده و دوباره به اسارت بازگردد. این‌ها پیش پا افتاده‌ترین حقوق انسان‌هاست که من چنین با آب و تاب وصف می‌کنم».

او در پی تذکر مسئولین فدراسیون شطرنج، پس از چند روز پستش را پاک کرد و در پست دیگری به نقل از مارتین لوترکینگ نوشت: «زندگی ما روزی به پایان می‌رسد که درباره موضوعاتی که اهمیت دارد سکوت کنیم».

میترا که عنوان استاد بزرگ زنان را در سال ۲۰۱۵ به دست آورده‌، از رده خردسالان تا بزرگسالان دارای مجموعه‌ای از افتخارات جهانی و قاره‌ای است. از جمله می‌توان به دو بار نایب قهرمانی نونهالان جهان، نشان نقره ۲۰۱۰ جوانان جهان و قهرمانی بزرگسالان آسیا در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد.

میترا حجازی‌پور همچنین در مسابقات دانشجویان جهان، بازی‌های آسیایی و جام ملت‌های آسیا نیز مدال‌آور بوده است. او از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ در همه ادوار المپیاد جهانی شطرنج برای تیم ملی ایران بازی کرده.

حجاب اسلامی از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی است، چنان سختگیرانه که حتی ورزشکاران زن ارامنه نیز در تیم‌های ملی ایران باید با پوشش اسلامی بازی کنند.

در رقابت‌های داخلی رشته‌های مختلف زنان نیز با وجودی که ورود مردان به محل رقابت‌ها ممنوع است، ورزشکاران، مربیان و داوران ملزم به رعایت حجاب اسلامی‌اند.

خانم حجازی‌پور در فرانسه تحصیل می‌کند و ستاره تیم شطرنج برست است. او در رقابت‌های جهانی و در بخش سریع، توانست سوزان (دانمارک) النا تومیلووا، تاتیانا بوگومیل و ماریا نوساچه‌وا (روسیه) و نانجید (مغولستان) را از پیش رو بردارد.

در رقابت‌های برق آسا نیز در گام اول توانست هاریکا دروناوالی قهرمان سال ۲۰۱۵ جهان از هندوستان را شکست دهد. آنا اوشه‌نینا (اوکراین) قهرمان دو دوره جهان نیز به این نماینده پرسابقه و سرشناس تیم ملی ایران باخت.

No responses yet

Apr 22 2019

مورد عجیب ویدا موحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت.

شراگیم زند

بدون شک «ویدا موحدی» یکی از شناخته شده ترین کسانی ست که نامش در اعتراض به حجاب اجباری و تبعیض علیه زنان مطرح شده است. تصاویر او بر فراز سکویی در خیابان انقلاب در حالی که روسری سپیدش را بر سر چوبی گره زده بود خیلی سریع تبدیل به نمادی از شجاعت و ایستادگی زنان ایرانی در برابر تبعیض و اجبار گردید. ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت. با توجه به اینکه این اعتراض روز چهارشنبه انجام شده بود و نیز نماد او برای اعتراض روسری سفید رنگی بود که آن را بر سر چوب بسته بود، بسیاری او را مرتبط با کمپین چهارشنبه های سفید دانستند. چیزی که تا مدتها مورد مناقشه و محل بحث بین فعالین حقوق زنان بود. بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی زنان دیگری نیز با الهام از شیوه اعتراضی او این حرکت را تکرار کردند که به «دختران انقلاب» معروف شدند. کسانی که برخی از آنها امروز زندان هستند و برخی دیگر ناچار به ترک ایران شدند.

گرچه تا مدتها از سرنوشت ویدا موحدی کسی اطلاعی نداشت اما حالا ما می‌دانیم که او یکماه پس از دستگیری آزاد شده بود. او در تمام این مدت هیچگاه با هیچ رسانه ای گفتگو نکرد و حتی در صفحات شخصی خود در فضای مجازی نیز در مورد افکار و عمل خود حتی یک خط هم ننوشت. این سکوت نه تنها از طرف او که از طرف دوستان، خانواده و نزدیکانش نیز به شکل عجیبی ادامه یافت به شکلی که تا قبل از اینکه وکیل او رسما با خبرگزاری ایرنا مصاحبه کند، کسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت. به همین دلیل هم وقتی زنی در تاریخ هفتم آبان ۱۳۹۷ یعنی ده ماه بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی با زدن روسری قرمز رنگی بر سرچوب با تعدادی بادکنک رنگی به بالای گنبد بزرگ میدان انقلاب رفت هیچکس گمان نکرد که این زن همان ویدا موحدی ست که دوباره اعتراض خود را به حجاب اجباری و تبعیض به این شکل نشان داده است. چند ماه بعد از دستگیری این زن ناشناس بود که با اظهارات پیام درفشان وکیل او مشخص شد که این اقدام شجاعانه نیز از سوی ویدا موحدی بوده است.

اما او که انقدر عملگرا و با سماجت بر حق و حقوق خود پافشاری کرده بود چرا هیچگاه حرف نزده است؟ وکیل او آقای پیام درفشان گفته موکلش اعتقادی به کارهای نمایشی مقابل رسانه ها ندارد و دلیل سکوت او نیز صرفا همین مساله بوده است. ایشان این را هم خاطرنشان کرده که حرف نزدن ویدا موحدی از بی زبانی نیست و گفته که موکلش هم اهل مطالعه و هم خوش بیان است و چنانچه تمایل به صحبت کردن داشته باشد بسیار تاثیرگذار سخن می‌گوید.

علی ایحال ویدا موحدی بعد از اعتراض دوم دادگاهی می‌شود و ظاهرا آنجا به خاطر پاره ای مسائل از جمله اینکه نقش برنامه ریزی نداشته و با رسانه های خارجی نیز صحبت نکرده و اینکه در دادگاه پذیرفته که کارش صحیح نبوده است، با در نظر گرفتن اینکه طفل خردسالی نیز دارد، به او فقط یک سال حبس می‌دهند که البته این حبس هم شامل آزادی مشروط و عفو رهبری به مناسبت مبعث می‌شود. اما با این حال ظاهرا کارشکنی هایی پیش می آید که او در موعد مقرر آزاد نمی‌شود و همین مساله در نهایت باعث می‌شود که وکیل او سکوت را بشکند و به شکل محدود و قطره‌چکانی در مورد پرونده موکلش و شرایط او اطلاع‌رسانی کند.

اما در میان اینهمه سکوت، ما در مورد ویدا موحدی چه چیزهای بیشتری می‌توانیم بدانیم؟ صفحه او در اینستاگرام یک صفحه معمولی، پابلیک و با تعداد محدودی فالوئر است. قریب به اتفاق پستهای اینستاگرام ایشان عکسهای فرزند کوچکش است. تمامی عکسها هم مطلقا بدون شرح است. لیست صفحاتی که ویدا موحدی در اینستاگرام خود فالو می‌کند صرفا شامل صفحاتی با موضوع نوزادان و کودکان، روانشناسی، آرایش و زیبایی و فیتنس و سلامتی ست. محال است کسی به این صفحه سر بزند و حدس بزند صاحب صفحه یکی از اثرگذارترین زنان تاریخ مبارزه علیه حجاب اجباری ست. در صفحه اینستاگرام همسر ایشان نیز درست مثل صفحه ویدا موحدی هیچکدام از عکسها شرح ندارند. آنجا هم البته همه چیز عادی ست و تنها برداشتی که از مرور صفحه همسر ویدا موحدی می‌شود کرد این است که همسر خانم موحدی احتمالا در یکی از موسسه های هنری و یا فیلمسازی فعالیت می‌کند و در کنار علاقه به سینما به خوانندگی و البته فیلمهای هندی قدیمی نیز بسیار علاقه مند است. در صفحه ایشان نیز هیچ اشاره ای به فعالیتهای همسرش نشده و برخلاف صفحه ویدا موحدی که یک عکس از همسرش را کار کرده، اینجا هیچ عکسی از ویدا موحدی وجود ندارد. تنها در یک عکس، تصویری نقاشی شده از یک مادر که طفل کوچکی به بغل دارد هست که زیر نقاشی نوشته شده است: “شوکران”.
ما حتی نمی‌دانیم همسر او حامی تصمیم های ویدا موحدی بوده است یا مخالف آن. ما نمی‌دانیم چرا در میان ۳۶۲ صفحه ای که ویدا موحدی در اینستاگرام فالو می‌کند نه تنها هیچ اثری از بستگانش نیست بلکه او صفحه هیچ فعال اجتماعی یا سیاسی و یا صفحه هایی مرتبط با دغدغه های حقوق زنان را فالو نمی‌کند. ما نمی‌دانیم چرا او بعد از اقدام اعتراضی اولش ناگهان ناپدید شد و نمی‌دانیم چطور می‌شود کسی در این سطح اثرگذار باشد و عکس و خبرش همه جا باشد و بعد به مدت ده ماه هیچ رد و اثری از او پیدا نشود. به مدت ده ماه هیچ دوستی، آشنایی، فامیلی و یا کسی نباشد که در مورد معمای اینکه ویدا موحدی کجاست و شرایطش به چه شکل است بخواهد حتی به شکل غیر رسمی و محدود اطلاعرسانی کند. ما نمی‌دانیم چرا او که بعد از دستگیری اول، بار دوم نیز اعتراض خود را این بار در جایی شلوغ تر و بسیار شجاعانه تکرار کرده بود، در دادگاه بنا به گفته وکیل خود ابراز ندامت کرده است. البته این بهترین و درست ترین کار است که وقتی در دست حکومت گرفتار هستی بخواهی هزینه را برای خودت و خانواده ات به حداقل برسانی. اما به راستی کسی که با وجود یک فرزند کوچک اینچنین شجاعانه و بدون مصلحت اندیشی اعتراض می‌کند و نماد و سمبلی برای اعتراض و مبارزه سایر زنان می‌شود منطقی ست که در دادگاه، به فکر مصلحت و یا محافظه کاری باشد؟

دهها سوال و ابهام در مورد ویدا موحدی، زندگی اش، شخصیتش، افکارش و روش مبارزه اش وجود دارد که تا زمانی که او نخواهد حرف بزند صرفا در حد حدس و گمان باقی خواهد ماند. کاملا قابل درک است که کسی مثل او دل خوشی از رسانه ها و یا حتی بعضی فعالین مدنی و اجتماعی نداشته باشد و برای همین هم نخواهد با هیچ رسانه و یا جایی صحبت کند. اما او که قطعا با اطلاعرسانی و آگاهی بخشی مخالف نیست. او که در شلوغ ترین نقطه پایتخت بر بلندی ایستاد تا دیده شود چرا نباید در فضای مجازی و در صفحاتی که متعلق به خودش است رسانه خودش باشد؟ این سکوت عجیب و غیرقابل فهم آیا خودخواسته است یا ناشی از فشارهایی ست که وجود دارد و ما از آنها بی خبریم؟

مورد ویدا موحد یک مورد منحصر به فرد و بسیار عجیب است. زنی که همانقدر که در بالای سکو شجاع و بی پروا و جسور است، پائین سکو ساکت و مرموز و محافظه کار می‌شود. آیا ممکن است سکوت ویدا موحد خودش حاوی پیامی برای ما باشد؟ آیا او سعی دارد با این سکوت عجیب، مصداق عملی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» باشد؟

هرچه که هست ویدا موحد با همه ابهامات و رمز و رازهایش قطعا یکی از زنان تاثیرگذار و مهم در تاریخ مبارزه زنان ایرانی علیه حجاب اجباری هست و خواهد ماند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Jun 03 2018

«کاشی‌های پارک ساعی کنده شد تا دختران با آنها عکس نگیرند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


استان‌وایر– کانال تلگرام «تیترنیوز» خبر داده که کاشی زیرپله‌های پارک «ساعی» در تهران کنده شده است.

این کانال اعلام کرده که ماموران شهرداری تهران شبانه اقدام به کندن این کاشی‌ها کرده‌اند.

آن‌طور که «تیترنیوز» نوشته این اقدام به خاطر عکس گرفتن دختران و پسران با این کاشی‌ها٬ صورت گرفته است.

شورای شهر و شهرداری تهران در حال حاضر در اختیار اصلاح طلبان است و آنها درباره این خبر هنوز واکنشی نشان نداده‌اند.

از هنرمندی به نام مرجان کشاورزی به عنوان طراح و مجری این کاشی‌کاری‌ها در پارک «ساعی» نام برده می‌شود.

در صفحه اینستاگرام خانم کشاورزی نیز تصاویری از این کاشی‌کاری‌ها دیده می‌شود که این هنرمند خود را مجری و طراح آنها معرفی کرده است.

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل شدید یک زن با یک بسـیجی در امـام زاده محمد چه نترسه این زن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل زن شجاع ایرانی با یک آخوند فضول آن هم بدون حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jun 14 2016

دختران یزدی در جشن فارغ‌التحصیلی به جای کلاه،چادر به آسمان پرت کردند، جنجال به پا شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: جشن فارغ‌التحصیلی جمعی از دختران دانش‌آموز در یزد جنجالی شد.
جنجالی که مقامات محلی را به ماجرا باز کرد از آنجایی شروع شد که ویدئویی از جشن فارغ‌التحصیلی در سالن در تاریخ شانزدهم خرداد این شهر برگزار شده بود در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد.
در ویدئو دیده می‌شود که در لحظه‌ای از جشن مجری برنامه از دختران چادری می‌خواهد به نشانه فارغ‌التحصیلی خود چادر خود را به آسمان پرت کند. حرکتی سمبلیکی که غالباً دانش‌آموزان و دانشجویان فارغ‌التحصیل با کلاه مخصوص این مراسم‌ها انجام می‌دهند اما این حرکت توهین به “چادر”و “حجاب برتر”خوانده شده است.


محمد صالح جوکار نماینده یزد در مجلس نهم در واکنش به این اتفاق در گفتگو با رسانه‌ها عنوان کرده است: “برداشتن چادر به عنوان یک ابزار شادی و خوشحالی قطعاً برای جامعه فرهنگی شهر یزد مناسب نیست. طبعاً مسئولان آموزش و پرورش یزد در برابر اتفاقی که در یکی از مدارس این شهر رخ داده و به موجب آن از دانش آموزان خواسته شده تا برای خوشحالی‌شان چادرهای خود را برداشته و به هوا پرتاب کنند، باید پاسخگو باشند.”

با افزایش فشارها پیرامون این اتفاق سازمان‌های مختلف اعلام می‌کنند مسئولیتی در برگزاری این مراسم نداشته‌اند. مدارس مختلفی که دانش‌آموزان آنها در این مراسم شرکت کرده‌اند هرگونه دخالت در شکل برگزاری آن را رد کرده‌اند. همچنین اداره کل فرهنگ و ارشاد نیز “هرگونه نقش در چادرپرانی”در این مراسم را تکذیب کرده است.
مجری برنامه نیز در پی انتشار گسترده این ویدئو در شبکه‌های اجتماعی با انتشار چند ویدئو در شبکه‌های مجازی از “مردم یزد”عذرخواهی کرده است.

No responses yet

Jun 11 2016

۲۱ نفر در مهمانی شبانه در کرمان دستگیر شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: ماموران در کرمان در قالب “طرح ویژه ارتقای امنیت عمومی جامعه” ۲۱ نفر را در یک مهمانی شبانه دستگیر کرده‌اند.

دادخدا سالاری، دادستان کرمان، به خبرگزاری میزان قوه قضاییه گفته است که این ۲۱ نفر در یک “پارتی مختلط” دستگیر شده‌اند.

آقای سالاری گفته است که در ماه رمضان در استان کرمان “اکیپ‌های ویژه” قضات و ماموران ویژه انتظامی تعیین شده‌اند تا از اجرای قوانین شرعی اطمینان حاصل کنند و جلوی “هنجارشکنی و روزه‌خواری در ملاء عام” را بگیرند.

دادستان کرمان همچنین از بازداشت چهار زن به اتهام ” کشف حجاب علنی و متجاهرانه و اخلال در نظم” خبر داده است.

در هفته‌های اخیر چندین مورد بازداشت شرکت‌کنندگان در مهمانی‌های خصوصی منتشر شده است.

اوایل خرداد ماه ۳۵ نفر در یک مهمانی در قزوین بازداشت شدند و فردای روز بازداشت با حکم دادگاه ۹۹ ضربه شلاق خوردند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .