اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Apr 21 2020

محمدحسین آقاسی، وکیل دادگستری: در خانه امن اطلاعات سپاه بازجویی شدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: به گفته آقاسی، حفاظت اطلاعات سپاه او را از طریق تماس تلفنی به مکانی در خیابان کارگر جنوبی فراخوانده است.
تعدادی از فعالان مدنی و سیاسی با انتشار بیانیه‌ای در تاریخ ۱۵ فروردین ماه خواستار کمک‌های فوری سازمان بهداشت جهانی و سازمان‌های بین‌اللملی امدادرسان برای کنترل بحران کرونا در ایران شده بودند:

«محمدحسین آقاسی»، وکیل دادگستری روز یک شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۹ به یکی از خانه‌های امن اطلاعات سپاه احضار شد. این حقوق‌دان که بیشتر وکالت روزنامه‌نگاران و متهمان سیاسی و امنیتی را برعهده دارد، به دلیل امضای یک بیانیه برای درخواست کمک از سازمان‌های بین‌المللی در شرایط کرونا، به مدت یک ساعت و ۳۵ دقیقه مورد بازجویی قرار گرفت.

تعدادی از فعالان مدنی و سیاسی با انتشار بیانیه‌ای در تاریخ ۱۵ فروردین، خواستار کمک‌های فوری سازمان بهداشت جهانی و سازمان‌های بین‌المللی امدادرسان برای کنترل بحران کرونا در ایران شده بودند. آن‌ها از همه ایرانیان داخل و خارج از کشور خواسته بودند به «کمیته امداد ملی» برای کنترل بحران کرونا در ایران به دور از فساد حکومت بپیوندند.

محمدحسین آقاسی به «ایران‌وایر» می‌گوید ماموران حفاظت اطلاعات سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی این بیانیه را تلاش برای «سیاه‌نمایی» و نشان دادن ناکارآمدی نظام در کنترل ویروس کرونا تلقی کرده‌اند.

به گفته این وکیل دادگستری، ماموران در زمان بازجویی، بیشتر می‌خواسته‌اند بدانند که آیا او عضو این کمیته شده است یا خیر. می‌گوید البته دل‌خوری‌ خود را هم از امضای این بیانیه به وی نشان داده‌اند.

به گفته آقاسی، حفاظت اطلاعات سپاه او را از طریق تماس تلفنی به مکانی در خیابان «کارگر جنوبی» فرا خوانده بود: «نهادهای امنیتی، هم وزارت اطلاعات و هم سپاه، هر دو غیر از اداره رسمی، خانه‌هایی هم دارند که در آن‌ها برخی از بازجویی‌ها انجام می‌شود. من هم تلفنی به آپارتمانی در خیابان کارگر جنوبی دعوت شدم.»

او در پاسخ به این سوال که چرا با احضار شفاهی موافقت کرده است، می‌گوید: «اگر خودم نمی‌رفتم، احتمال این که ناچار به تشکیل پرونده و تعقیب قضایی از سوی آن‌ها بشوم، بود که طبیعتا من این را نمی‌خواستم و برای جلوگیری از آن، مجبور به رفتن شدم. وقتی تلفنی دعوت می‌کنند، اگرچه حرکت غیرقانونی است اما اگر فرد احضار شده برای پاسخ‌گویی نرود، ممکن است برایش تشکیل پرونده بدهند تا با دستور قضایی به شکل کتبی او را احضار کنند. طبق تجربه، همین تشکیل پرونده مبنای رسیدگی طولانی و محکومیت‌های ناموجه و ناحقی شده است.»

این وکیل می‌گوید بازجویی او صبح روز ۳۱ فروردین با لحن دوستانه انجام شده است: «بیشتر دیالوگ بود و نه مونولوگ از طرف آن‌ها. من هم با توجه به سن و سابقه‌ کاری خود در پرونده‌های سیاسی، طبیعتا فقط شنونده نبودم.»

این وکیل در پاسخ به این که چه طور به تماس تلفنی برای احضار اعتماد کرده است، می‌گوید: «نهادهای امنیتی شماره تلفن‌هایی دارند که خاص هستند و نوع پیام‌هایشان هم خاص است. بنابراین، وقتی با این شماره‌ها زنگ می‌زنند، متوجه می‌شویم از نهاد امنیتی تماس گرفته شده است. البته من هم به همراه کسی به محل مورد نظر رفتم که اگر خدای نکرده برنگردم، بدانند کجا بوده‌ام.»

به گفته آقاسی، سه مرد میان‌سال روبه‌روی او، آن‌طرف میز نشسته بودند اما فقط دو نفر از آن‌ها با او صحبت کرده‌اند: «هر دو آن‌ها به شدت مودب و با لحن دوستانه با من حرف زدند و مرتب من را جناب آقای آقاسی خطاب می‌کردند. آن‌ها در ابتدا تشکر کردند که دعوت‌شان را پذیرفته‌ام و من هم از این که دوستانه با من صحبت می‌کردند، از آن‌ها تشکر کردم. آن‌ها اظهار تعجب می‌کردند که چرا من با افرادی که اسم‌شان در بیانیه‌ است، همراه شده‌ام و بیانیه‌ای را امضا کرده‌ام که سیاه‌نمایی و ناکارآمدی نظام را بیان می‌کند.»

محمدحسین آقاسی توضیح می‌دهد: «بعد از کمی صحبت، آن‌ها می‌خواستند بدانند که من عضو کمیته امداد ملی که در بیانیه ذکر شده است، هستم یا خیر. البته اول تصور می‌کردند عضو این کمیته هستم که گفتم من عضو هیچ گروه و کمیته‌ای نبودم، نیستم و نمی‌خواهم باشم. من فقط یک بیانیه را امضا کرده‌ام. من وکیل هستم و مایلم در همین کار وکالت بمانم و وکیل کسانی باشم که به علت فعالیت سیاسی یا روزنامه‌نگاری، نیازمند دفاع هستند. به آن‌ها گفتم تصور من از امضای این بیانیه، یک حرکت اجتماعی بود و نه سیاسی. چون تلاش بیانیه، جمع‌آوری کمک‌های پزشکی از سازمان‌های بین‌المللی و مردمی بوده است.»

این وکیل درباره خلاصه آن‌چه در یک ساعت و ۳۵ دقیقه با سه مامور گذشته است، می‌گوید: «به طور کلی مساله‌ای که نسبت به آن حساس هستند، تشکل‌ها است. هر تشکلی که عده‌ای را دورهم جمع کند و بوی نقد یا ضدیت بدهد، با آن برخورد می‌کنند. تصور آن‌ها این بود که من عضو کمیته امداد ملی هستم. من به آن‌ها توضیح دادم که عضو این کمیته نیستم و به نظرم این کمیته اساسا تشکیل نشده است. آن‌ها هم در نهایت تشکر کردند و خداحافظی. »

۱۵ روز پس از انتشار بیانیه ۹ فعال مدنی، سیاسی و وکیل دادگستری، محمدحسین آقاسی، یکی از امضاکنندگان آن برای بازجویی به حفاظت اطلاعات سپاه فراخوانده شد.

امضاکنندگان دیگر این بیانیه، «داود هرمیداس باوند»، «گیتی پورفاضل»، «شهلا انتصاری»، «عیسی خان حاتمی»، «حشمت طبرزدی»، «کوروش زعیم»، «اسماعیل مفتی‌زاده» و «مهدی خزعلی» بودند.

کسانی که بارها از سوی حکومت ایران به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مدنی‌ خود بازداشت و زندانی شده‌اند.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «سوء مدیریت، ناکارآمدی و فساد ساختاری در جمهوری اسلامی باعث گسترش سریع اپیدمی کووید-۱۹ در کشور شده و ایران را به یکی از مراکز مهم این بیماری در جهان تبدیل کرده است.»

امضاکنندگان بیانیه نوشته بودند: «در چنین شرایطی، ما درپی درخواست کمک‌های فوری از سازمان بهداشت جهانی، سازمان‌های بین‌المللی، امدادرسان، حقوق بشری و هم‌چنین از شما ایرانیان داخل و خارج هستیم و می‌خواهیم که با کمیته امداد ملی در شُرُفِ تشکیل در ارتباط مستقیم باشید.»

No responses yet

Apr 19 2020

رضا منصوری، فیزیکدان سرشناس ایرانی درباره کرونایاب سپاه: احتیاج نیست تقیّه کنیم، جهان به ما می‌خندد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رضا منصوری: وظیفهء ما: گفتن واقعیت به اهل قدرت[1]!
دور-ویروس‌یاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟

جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹

این روزها یادداشت‌های سال ۱۳۹۳ خودم را می‌‌خواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمی‌رسید؛ به مدیران عالی کشور می‌گفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبه‌ها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعه‌شناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل می‌کنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که‌ نداریم.

در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع می‌کند که آبرویش نرود؟

یادم هم نمی‌رود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییس‌جمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانه‌ها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری می‌شود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعه‌شناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف می‌کردند از این مقام‌های بین‌المللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه می‌کشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.

دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر می‌ترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ می‌ترسم! این همه بی‌تدبیری در عالی‌ترین سطح قدرت؟ دلمان را پس به‌چه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت می‌لرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارق‌العاده است؟ بله تقیّه می‌کنم، تقیه‌ای خارق‌العاده! می‌ترسم. نگران ایرانم!

قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاه‌های دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه می‌خواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!

بله! آموزش عالی می‌ترسد. دانشگاهی می‌ترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه می‌کند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرت‌مداران ما گذاشته‌اند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاه‌ها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشته‌اند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! می‌ماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟

اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبه‌های مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوع‌دوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوع‌دوستی توسط قدرت‌مداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه می‌خندند، و جهان به ما می‌خندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی به‌حرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر می‌دارد و گرنه آب راکد است. اما من می‌ترسم.

اما در همین قیل و قال کرونا و دور-کرونایابِ نظامی، دولت طرح جامع انرژی کشور را تصویب کرد. من شک ندارم هیچ کس در دولت آن را به قصدِ نقد نخوانده است، مگر کارشناسان یا قدرت‌هایی که آنها هم به این منظور که ببینند کجا چقدر دلار برای آنها تَهَش می‌ماند؛ که از الان به فکر «وثوقانهء» خودشان باشند. حتی ده در صد از ۵۰۰ میلیارد دلاری که قرار است هزینه شود لقمهء چربی است، چه رسد به کل مبلغ. دریغ از کمی دوراندیشی. دریغ از مسئولیت برای نسل‌های آینده. متن نوشتهء همکار متخصص‌مان را در دانشگاه شریف پیوست می‌کنم بخوانید!

نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را به‌موقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشته‌اند؟

خداوندا نسل بعد را از این بی‌تدبیری‌ها و وقاحت‌ها برحذر بدار؛

وای برما!

شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!

امروز طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد[2]

یدالله سبوحی

دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف

۲۴/۱/۱۳۹۹

جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیم‌گیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب می‌کند.

گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینه‌سازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینه‌سازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شده‌است.

حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوش‌بینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایه‌گذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینه‌سازی باقی نخواهد ماند.

اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینه‌سازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمی‌کند.

حتی تهیه‌کنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشته‌اند که امکان‌پذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!

در این گزارش توضیح داده نمی‌شود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفه‌ای و راهگشا نخواهد بود.

در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید می‌شود. به نظر می‌آید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایه‌گذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرح‌های داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینه‌سازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.

این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشم‌انداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقه‌ای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانه‌ها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟

همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیم‌گیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمت‌ها و تصمیم‌ها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.

آیا می‌توان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکت‌های دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا می‌توان بیان ایده‌آل‌های عامه‌پسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راه‌حل دانست؟ آیا می‌توان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا می‌توان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمت‌ها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران می‌تواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفه‌جوئی انرژی اختصاص دهد؟

چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقض‌ها نمی‌پردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!

چرا کارشناسان این کشور همواره می‌خواهند توجیه‌گر تصمیم‌گیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیم‌گیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسی‌ها امکان‌پذیری و تدوین راه‌کارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمی‌شود؟

استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکان‌ناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روش‌شناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار می‌تواند در یک گزارش فنی برای تصمیم‌سازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکل‌گیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساخت‌های واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکت‌ها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکت‌ها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکت‌های خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که ده‌ها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟

آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راه‌کارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفه‌ای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیم‌ها بی‌تفاوت عبور کند؟

فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاه‌ها، سیستم آموزش عالی و تصمیم‌گیری کشور ما با دنیا خیلی روشن می‌شود. در اتحادیه اروپا دولت‌ها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شده‌اند. ولی توجه کنید که این دولت‌ها چگونه از کاهش قیمت نفت بهره‌برداری می‌کنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآورده‌های نفتی به‌طور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینه‌های دولت‌ها در مورد کرونا را می‌خواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمی‌دهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاست‌های راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش می‌برند.

واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکت‌ها را در پارک‌های علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.

در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستم‌های انرژی کار می‌کنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکت‌ها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت می‌کنند. هیچ‌کدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچ‌کدام از آنها تابعی از نظرات و سیاست‌های پول‌دهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمان‌یافته و نهادهای علمی هستند.

به این ترتیب است که گذر از بحران‌ها در جوامع مختلف متفاوت می‌شود.

[1] ر.ک. مصاحبه‌ام به عنوانی مشابه چاپ‌شده در مجلهء نگاه نو، شمارهء ۹۶، زمستان ۱۳۹۱.

[2] این متن به ایمیل استادان دانشگاه شریف ارسال شده است.

No responses yet

Apr 16 2020

بدهی ۲۵۰ میلیاردی و فدراسیونی روی لبه تیغ؛ ارثیه شوم تاج

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: از همان روزی که ناگهان ضربان قلبش به شماره افتاد و استعفا کرد، همه چیز مشکوک بود. آنقدر بوهای بد به مشمام می‌رسید که می‌شد حدس زد کاسه‌ای زیر نیم کاسه استعفایش است. ابهام پشت ابهام و شایعاتی جدی به گوش می‌رسید اما بهترین راهکار صبر بود، صبر برای آشکار شدن زوایای پنهان و حقیقت یک استعفا.

امروز اما نزدیک به ۵ ماه از استعفای مهدی تاج می‌گذرد و حالا می‌توان حقایق استعفایش را با چشم‌های کاملاً باز-بسته دید. یک فقره از آن شاهکارهایی که نه تنها قلب تاج بلکه بنیان ورزش ایران را می‌لرزاند، یک بدهی بزرگ است. عددی نزدیک به ۲۵۰میلیارد تومان که از تاج به فوتبال ایران ارث رسید.

دروغ‌های بزرگ به اهالی فوتبال، فدراسیونی روی لبه تیغ تعلیق و فساد، از دیگر ارثیه‌های سردار دیروز و دکتر امروز است که گویی فعلاً قصد ندارد آفتاب مالاگا را رها کند و به ایران برگردد.

افشاگری یک نماینده؛ فدراسیونی مملو از فریب، فساد و ناکارآمدی

دکترها گفته بودند از فضای کار به دور باش و مدتی استراحت کن. تاج اما همچون برادران ایثارگرش، شوق و پیوندی عمیق با خدمت داشت و درست چند روز بعد از تأکید پزشکان، به مالزی رفت و در جلسه کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا حضور پیدا کرد و بعد از آن راهی آلمان شد.

برای خانواده فوتبال سؤال پیش آمد که چرا نشستن پشت میز ریاست فدراسیونی غوطه ور در بدهی، برای رئیس سابق ضرر داشت اما سفرهای طولانی قاره‌ای مشکلی ایجاد نمی‌کند. محمود شیعی، یکی از اعضای سابق هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال، در گفت‌وگو با خبر ورزشی گفت: «تلفنی با تاج صحبت کردم و از او پرسیدم مگر پزشکان توصیه نکرده‌اند از کار و سفرهای طولانی دور باشی، پس چرا به آلمان سفر کردی؟ تاج پاسخ داد برای دوری از کرونا!».

کمی بعد از آن تاج به همراه خانواده به اسپانیا رفت و در مالاگا حضور پیدا کرد، همان جایی که موضوع کرونا خیلی جدی بود. تنها راه ارتباطی تاج صفحه اینستاگرامش بود که هرازگاهی در مواجهه با انتقاد و حمله منتقدانی مانند قاضی‌زاده هاشمی (نماینده فریمان در مجلس) که در سیمای جمهوری اسلامی، فدراسیون او را مملو از فریب، فساد و ناکارآمدی توصیف کرد، یک استوری می‌گذاشت و تهدید به افشاگری در آینده‌ای نزدیک می‌کرد که ظاهراً هنوز فرا نرسیده است.

به این عدد توجه کنید؛ ۲۵۰ میلیارد تومان

دوری تاج از میز ریاست همزمان شد با اخبار و حواشی بسیاری برای فوتبال ایران. ثبت شکایت مارک ویلموتس و درخواست غرامت ۶ میلیون یورویی، لو رفتن بدهی سنگین به شرکت شستا برای پرداخت تنها بخشی از قرارداد مربی بلژیکی، لو رفتن چگونگی مذاکره و اشتباهات فراوان حقوقی در عقد قرارداد با ویلموتس، بدهی‌های کلان لجیستیکی، بدهی سنگین مالیاتی، وجود نداشتن اساسنامه و اعتراض کارمندانی که حقوق نگرفته‌اند.

ابراهیم شکوری، یکی از عناصر حلقه مدیریتی تاج، که به تازگی و بعد از جنجال‌های فراوان از سمت دبیرکلی فدراسیون فوتبال کنار رفت، در گفت‌وگویی با ایسنا پرده از حقیقتی برداشت که از ماه‌ها قبل مطرح شده بود اما کسی تأییدش نمیکرد؛ «فدراسیون فوتبال ایران ۶۰ میلیارد تومان بدهی دارد که کمتر از ۱۰ روز دیگر باید ۳۰ میلیاردش را به شرکت شستا برگرداند».

شکوری تأیید می‌کند که شستا از حالا در اندیشه تمعیدات حقوقی است و احتمالاً فدراسیون با مشکلی بزرگ مواجه خواهد شد. مهدی تاج در دوران مدیریتش و با وعده دریافت پول‌های بلوکه شده ایران در فیفا، از شرکت شستا برای پرداخت بی‌فایده مطالبات ویلموتس ۲میلیون یورو کمک به صورت قرض دریافت کرده بود و حالا سررسید پرداخت فرا رسیده است.

شکوری به بدهی ۵۰ میلیاردی فدراسیون به اداره مالیات نیز اشاره کرد که گویی در لیست بلند بالای بدهی‌ها فعلاً از اولویت پرداخت خارج شده است.

تا اینجای کار بدهی جامانده از تاج به ۱۱۰ میلیارد رسید و حالا باید ۶میلیون یورو بدهی مارک ویلموتس را هم به آن اضافه کنیم که با حساب نرخ امروز یورو در ایران، حجم بدهی را به نزدیک ۲۵۰میلیارد تومان می‌رساند.

توهم پول‌های بلوکه‌شده در فیفا

با اختلاف، تکراری‌ترین جمله یا گلایه‌ای که از مهدی تاج در دوران ریاستش بر فوتبال ایران شنیدیم؛ «پول‌های بلوکه‌شده ایران در فیفا» بود. سرچ این کلیدواژه در موتور جستجوی گوگل نتایج جالبی به همراه دارد؛ «۲۰میلیون دلار»، «۱۲میلیون یورو»، «۹میلیون یورو» و… اعدادی که به تناوب از زبان تاج و مدیران فدراسیون در روزنامه‌ها و تلویزیون مطرح شد.

مهدی تاج در نامه‌ای خطاب به رئیس کل بانک مرکزی برای دریافت وام ارزی نیز از مطالبات بلوکه‌شده ایران در فیفا نوشت و با اشاره به طلب ۱۵ میلیون دلاری! ایران از فیفا خواهان دریافت وام از بانک مرکزی شد. ذهنی که سخن دروغ به زبان می‌آورد، البته کم حافظه می‌شود.

تاج و معاونینش هر بار عددی متفاوت به زبان آوردند که هیچ کدام آنها (اعم از میزان و واحد پول) و حتی موجودیت چنین طلبی حقیقت نداشت. در واقعیت فیفا هیچگاه پولی به دلار، یورو یا پوند به فدراسیون‌های عضو پرداخت نمی‌کند و تمام اعداد به فرانک سوئیس محاسبه و پرداخت می‌شود که پیش از پرداخت بخشی از بدهی‌های استقلال و پرسپولیس به بدهکاران خارجی که از سوی فیفا انجام شد، کل میزان پول بلوکه‌شده ایران در فدراسیون جهانی، یک میلیون و ۳۰۰ هزار فرانک سوئیس بود.

بزرگترین دروغی که تاج با آن حتی موفق به دریافت قرض از شرکت شستا هم شد و چنین توهمی را به وزارت ورزش نیز منتقل کرد. دروغی که هیچگاه فیفا به آن پاسخ نخواهد داد چرا که میزان کمک‌های فیفا به فدراسیون‌های عضو بر اساس پروتکل‌های موجود، جزو موضوعات محرمانه محسوب می‌شود. فیفا اما یکبار رسماً وجود ۱۰ میلیون دلار طلب بلوکه‌شده ایران را از بیخ و بن تکذیب کرد.

ارثیه اصلی

دروغ، قراردادهای پرابهام و انباشت سنگین بدهی تنها بخشی از شاهکار مدیریتی سردار مهدی تاج است. ارثیه اصلی مدیر امنیتی فوتبال ایران، فدراسیونی قرار گرفته بر لبه تیز تیغ تعلیق است.

روزی که تاج از سمتش استعفا کرد، به خوبی می‌دانست مسئله عدم اصلاح اساسنامه را که یکسال پیش از استعفای او از سوی فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا خواسته شده بود، پشت گوش انداخته و به همین دلیل فیفا بعد از او اجازه برگزاری انتخابات را صادر نخواهد کرد.

فیفا به دقت بر روی موضوع دخالت دولت (وزیر ورزش در روند برگزاری مجمع و انتخابات) حساس شده بود و تاج با عدم طرح این موضوع عملاً نمی‌خواست خود را مقابل وزارت ورزش قرار دهد. موضوعی که کمتر به آن توجه می‌شود، فدراسیون تاج نزدیک به یکسال بدون اساسنامه اداره می‌شد و این به معنی غیرقانونی بودن کلیه عزل و نصبها و مصوبات هیئت رئیسه است.

تاج اما از خطر دیگری هم به خوبی اطلاع داشت که از دست او و حتی وزیر ورزش نیز خارج بود. مسئله‌ای که به یکی از تابوهای نظام اسلامی برمی‌گشت؛ «حضور زنان در ورزشگاه‌ها». ماجرایی که عملاً اجازه برگزاری لیگ برتر در سال آینده را نخواهد داد. مسئله‌ای که برخی فکر می‌کنند حل شده اما هیچکس جز مهدی تاج از جدی بودن این خطر که تعلیق را از رگ گردن به فوتبال ایران نزدیک‌تر کرده است، خبر نداشت.

جدا از تمام خرابکاری‌های مدیریتی، زندگی شخصی تاج (دارایی‌هایش همچون ملک ۷۰ میلیاردی دروس که پیش از سفرش به آلمان فروخته شد و زمین‌های اطراف مصلی تهران) و همچنین فرزندش (علی) که نقش مهمی در بسیاری از اتفاقات فوتبال ایران (قراردادهای تبلیغات محیطی، حق پخش، اسپانسرها، سامانه‌های پیامکی و روی کار آمدن مربیانی مانند دراگان اسکوچیچ) حضوری پررنگ داشت نیز برای نهادهای نظارتی حساسیت ایجاد کرده بود و نهایتاً مصلحت در به شماره افتادن ضربان قلبش بود.

اینها تنها بخشی از نتایج مدیریت یک فرد کاملاً امنیتی در رأس فوتبال ایران بود که هر روز بخشی جدید از آن رونمایی می‌شود و باید در انتظار روزهای بعد از کرونا باشیم که سونامی سراغ فوتبال ایران خواهد آمد.

No responses yet

Apr 13 2020

۱۰ هزار قبر جدید در تهران برای قربانیان کرونا آماده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: معاون خدمات شهری شهرداری تهران خبر داد که در بهشت زهرا قطعه جدیدی برای جان‌باختگان مبتلا به کرونا آماده شده و تاکنون قبرچینی ۱۰ هزار قبر جدید در این قطعه انجام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا مجتبی یزدانی روز یکشنبه ۲۴ فروردین در جلسه شورای شهر تهران گفت که چند سردخانه جدید و دو کانتینر ۱۲ متری یخچال‌دار به تجهیزات بهشت زهرا اضافه شده است.

وی اعلام نکرد که تاکنون چند نفر از جان‌باختگان بر اثر ابتلا به کرونا در تهران دفن شده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی تعداد افراد جان‌باخته بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در تهران و دیگر شهرهای ایران را به تفکیک اعلام نکرده‌اند.

پیش‌بینی ۱۰ هزار قبر برای قربانیان احتمالی کرونا در بهشت زهرای تهران در حالی انجام شده که بر اساس آمار اعلام شده از طرف وزارت بهداشت ۴۴۷۴ نفر در کل ایران جان باخته‌اند.

اما آماری که رادیو فردا از اظهارات پراکنده مقام‌های رسمی محلی و منابع وزارت بهداشت جمع‌آوری کرده است، نشان می‌دهد​ تاکنون حدود ۱۰ هزار نفر در ۳۱ استان ایران جان خود را از دست داده‌اند.

در همین حال تعدادی از نمایندگان مجلس دولت را به پنهانکاری در اعلام تعداد جان‌باختگان و مبتلایان واقعی کرونا متهم می‌کنند.

از سویی دیگر، مقام‌های وزارت بهداشت ایران در روزهای اخیر بارها از افزایش ترددهای شهری ابراز نگرانی کرده‌اند.

همچنین یک گزارش این وزارتخانه عنوان می‌کند که در صورت کاهش فاصله‌گذاری اجتماعی، تعداد جان‌باختگان تا اواسط اردیبهشت به ۳۰ هزار نفر افزایش خواهد یافت.

روز یکشنبه همچنین حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران، گفت که برخی از جان‌باختگان کرونا در قبرستان‌های شهرری از جمله شاه عبدالعظیم و ابن بابویه که در منطقه مسکونی است، دفن شده‌اند.

آقای خلیل‌آبادی گفت که بهتر است پیکرهای قربانیان کرونا در بهشت زهرا دفن شود.

وی همچنین اعلام کرد که منطقه کهریزک یکی از نقاط قرمز شیوع کرونا در تهران است و ساکنان این منطقه بیشتر از کارکنان بهشت زهرا و مرکز دفع پسماندهای ری هستند.

در برخی از شهرهای ایران قطعه‌های مخصوصی برای دفن جان‌باختگان مبتلا به کرونا ایجاد شده و در برخی شهرها همراه با دیگر افراد فوت شده دفن می‌شوند.

در همین حال مدیر بهداشت محیط مرکز بهداشت اصفهان گفت که جان‌باختگان کرونا در قطعه جداگانه به خاک سپرده نمی‌شوند اما همه دستورهای بهداشتی برای کفن و دفن آنها رعایت می‌شود.

مهدی میرجهانیان اعلام کرد که اجساد این افراد در عمق دو متری زمین دفن شده و از آهک در کف قبر استفاده نمی‌شود.

در برخی از شهرهای ایران اما در کف قبر قربانیان کرونا آهک ریخته می‌شود.

روزنامه واشینگتن‌پست روز ۲۲ اسفند با انتشار تصاویری، از حفر خندق‌های «بزرگ و غیرمعمول» در قبرستان بهشت معصومه قم برای دفن قربانیان ویروس کرونا خبر داد و نوشت که وسعت این گورهای دسته‌جمعی به حدی بزرگ است که از فضا قابل مشاهده است.

No responses yet

Apr 12 2020

پخش داروی امام کاظم و شربت زعفرانی؛ مبارزه با کرونا در مساجد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,مذهب,ملای حیله‌گر


ایران‌وایر: روز نیمه شعبان به مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان برخی مساجد در سطح محلات تهران، اقدام به پخش داروهای طب اسلامی کرده‌اند. این داروها که در بسته‌هایی شامل محلول ضدعفونی‌کننده دست‌ساز، شربت نذری و… پخش شده‌اند، به‌عنوان درمان ویروس کرونا معرفی شده‌اند. روایت شهروندی که یکی از این بسته‌ها را دریافت کرده، بخوانید.

چند جوان با تیپ مرسوم بسیجی‌ها یعنی ته‌ریش و پیراهن‌های یقه‌بسته و آستین بلندی که روی شلوارهای پارچه‌ای افتاده، جلوی در خانه‌شان آمده‌اند و گفته‌اند: «از طرف مسجد محله برایتان وسایل بهداشتی آورده‌ایم.» امیر یک پسر بیست‌وپنج‌ساله و ساکن غرب تهران، راوی این ماجرا است.

او می‌گوید: «فکر کردم حتما ژل ضدعفونی‌کننده و ماسک و الکل پخش می‌کنند. توی دلم یک دمشان گرم گفتم و رفتم دم در.» اما بسته‌ای که به امیر داده‌اند هیچ ربطی به آنچه تصور کرده بوده، ندارد: «یک بسته به من دادند که شامل دو قوطی محلول دست‌ساز است. روی یکی از آن‌ها نوشته شربت زعفران و روی دیگری نوشته محلول ضدعفونی‌کننده سطوح، یک بسته نایلونی پودر هم کنارش گذاشته‌اند که رویش نوشته‌شده داروی امام کاظم. یک عدد کیک شیرین عسل هم داخلش گذاشته‌اند.»

امیر قوطی محلولی را که رویش نوشته ضدعفونی‌کننده سطوح را باز کرده و می‌گوید: «بوی تند سرکه می‌داد. رنگش هم رنگ سرکه است و مشخص است سرکه را با چیزهای دیگر قاتى کرده‌اند.» این در حالی است که متخصصان بارها اعلام کرده‌اند که سرکه نمی‌تواند ویروس کرونا را از بین ببرد.

شربت زعفران هم به گفته امیر بوی تمامی شربت‌هایی را می‌دهد که در مناسبت‌های مذهبی به‌عنوان نذری پخش می‌شود اما او می‌گوید: «واقعا نمی‌دانیم در شرایط شیوع گسترده این بیماری ویروسی واگیردار این شربت در چه شرایطی تهیه شده است. آیا واقعا بهداشت رعایت شده است یا خیر.»

اما چیزی که بیشتر از همه موارد امیر را شوکه کرده، پودری است که با عنوان داروی امام کاظم در این بسته قرار گرفته است: «یک پودر خشن است که بوی داروهای گیاهی را می‌دهد.» روی آن کاغذی چسبانده‌اند و طریقه مصرف آن را توضیح داده‌اند: «برای درمان و پیشگیری سرماخوردگی، آنفلوانزا، گلودرد، تب و بیماری‌های ویروسی و در مورد میزان استفاده هم نوشته شده است برای درمان سه شب نصف قاشق چای‌خوری برای بزرگ‌سالان، یک‌چهارم قاشق برای کودکان ۲ تا ۷ سال و بعدازآن اشاره شده است که بعد از مصرف دارو تا ۲ ساعت هیچ‌چیز حتی آب خورده نشود و ترجیحا قبل از خواب مصرف شود.»

داخل این بسته کاغذی هم گذاشته شده و نوشته بودند این بسته به مناسبت نیمه شعبان، تولد دوازدهمین امام شیعیان از طرف مسجد پخش شده است: «ساکنین محترم شهرک در این ایام که ویروس منحوس کرونا مانع از برگزاری اجتماعات معنوی و برپایی جشن و سرور در عید بزرگ نیمه شعبان شده است این‌گونه یاد حضرت را در دل‌های خود زنده می‌کنیم.» در همین کاغذ توضیحانی هم درباره داروی امام کاظم نوشته شده است: «در روایت آمده است که امام کاظم به بیماری مبتلا شدند و طبیبان داروهای مختلفی برای ایشان تجویز کردند. امام به طبیبان فرمودند به کجا می‌روید از این دارو که سید داروهاست استفاده کنید. (طب الائمه ابن بسطام ص ۵۰) به همین جهت این دارو به داروی امام کاظم ع مشهور شده است.» اما توضیحاتی که در سطور آخر این نامه آمده، توجه امیر را بیشتر جلب کرده است: «با توجه به تجربه بسیار موفق این دارو در ایران و چین برای درمان و پیشگیری بیکاری کرونا (و البته کلیه بیماری‌های ویروسی) این دارو را به شما تقدیم می‌کنیم.»

داستان به کار گرفتن طب اسلامی به‌جای علم در درمان بیماری‌ها در چند ماه گذشته و با انتشار ویدیویی از آتش زدن کتاب‌های جامع علم پزشکی توسط آیت‌الله «عباس تبریزیان» که خودش را پدر طب اسلامی می‌داند بر سر زبان‌ها افتاد و در ایام شیوع کرونا با توصیه‌های او و دیگر مدعیان طب اسلامی موجب بروز انتقاد متخصصان و صاحب‌نظران علوم پزشکی و شوخی کاربران شبکه‌های اجتماعی شد.

ابتدای گسترش ویروس کرونا توصیه تبریزیان به استعمال مقعدی روغن بنفشه به‌عنوان روشی برای دفع این ویروس دستمایه طنز شد و بعد ویدیوهای «مرتضی کهنسال»، روحانی‌ای که بدون تجهیزات محافظتی به دیدار مبتلایان به کرونا در بیمارستان‌ها می‌رفت و داروهای به ادعای خودشان طب اسلامی به بیماران می‌داد، خبرساز شد.

البته خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه روز چهاردهم فروردین از بازداشت مرتضی کهنسال توسط دادگاه ویژه روحانیت استان گیلان خبر داد.

امیر می‌گوید: «بعد از انتشار خبر بازداشت مرتضی کهنسال و واکنش سخنگوی وزارت بهداشت مبنی بر اینکه این عمل مصداق تشویش اذهان عمومی است خیلی‌ها فکر کردند حداقل برای درمان کرونا دیگر شاهد حضور مدعیان طب اسلامی نیستیم اما کمتر از یک هفته داروی امام کاظم درب منازل می‌دهند.»

No responses yet

Apr 09 2020

ستاد مخفی بازگرداندن آبِ رفته به جوی قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: احمد خاتمی، امام جمعه تهران، روز سه‌شنبه، ۱۹ فروردین، از ضرورت تشکیل ستادی برای مدیریت امور معنوی، در کنار ستاد ملی مبارزه با کرونا، گفت و تأکید کرد باید به مردم فهماند که حدیثِ «الدعاء شفاء من کل داء» همچنان حرف آخر را می‌زند.

نگاهی به اخبار پراکنده از فعالیت‌های اخیر برخی نهادهای دینی و نظامی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ستادِ مدنظر آقای خاتمی عملاً در پشت‌پرده و با هزینه‌های ناپیدای بسیار شروع به کار کرده است.

اندیشمندان و دانشمندان جهان از یک سو و سیاستمداران و دولتمردان و اقتصاددانان برخی کشورها از سوی دیگر به این فکر می‌کنند که دنیای پساکرونا چگونه دنیایی خواهد بود و از هم‌اکنون برای آن مهیا می‌شوند.

اما از برخی اقدامات حکومتی ایران و گفتار برخی مقامات آن چنین برمی‌آید که بزرگ‌ترین نگرانی جمهوری اسلامی در دوران پساکرونا، نه اقتصاد و سلامت و رفاه و عدالت اجتماعی، که فروریختن باورهای دینی و مذهبی در میان جامعه و پاره شدن آخرین رشته‌های اتصال توده مردم مذهبی به نظام اسلامی است.

هنگامی که کانون شیوع کرونا بودن قم از پرده بیرون افتاد، در اوایل اسفند ۹۸، نماینده علی خامنه‌ای در قم حرم معصومه را دارالشفاء اعلام کرد و گفت «باید این‌جا باز باشد و مردم با قوت بیایند». و حالا، در آستانه نیمه شعبان، معاون فرهنگی مسجد جمکران اعلام کرده است که تمامی خیابان‌های ورودی به این مسجد و مسیرهای اطراف مسدود است و هیچ کس نیاید.

در این فاصلهٔ چهل‌واندی روزه، ویروس کرونا نه‌تنها تمام ایران را درنوردیده که باورهای دینی و مذهبی اسلام و به‌خصوص تشیع در موضوع «دعا و شفا و توسل به امامان شیعه» را نیز در ذهن باورمندان به مسلخ برده است. چه، به‌گفته عبدالکریم سروش، «هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری» وجود ندارد که «این خفتگان در خاک… صدای زائران را می‌شنوند و به آنها پاسخ می‌دهند و یا اساساً قدرت برآوردن حاجت آنها را دارند».

مثل هر رویداد غیرمترقبه سیاسی یا اجتماعی یا حتی طبیعی در ایران، کمی طول کشید تا مقامات جمهوری اسلامی از سردرگمی درآیند، و اکنون در این موضوع نیز گویی تازه به خود آمده‌اند و می‌کوشند با انواع فعالیت‌های تشکیلاتی دینی و مذهبی، از نوع پرسروصدا و تبلیغاتی، آب رفته را به جوی برگردانند.

هفته‌ها پس از انتشار ویدئوهای چالش رقص زنان و مردان پزشک و پرستار با ماسک در بیمارستان‌ها، که به‌رغم «غیرشرعی بودنش» جمهوری اسلامی چاره‌ای جز «کظم‌غیظ» در برابر آن نداشت، حالا احمد خاتمی از «شاد نگه داشتن مردم به هر قیمتی» انتقاد می‌کند و از ضرورت تشکیل ستاد معنوی می‌گوید، با این استدلال که «به‌شدت نیازمند بالا آوردن فاز دینی و اعتقادی مردم در فضای مجازی و در رسانه هستیم».

اگر از پراکنده‌کاری‌های پایگاه‌های بسیج محلات در ضدعفونی کردنِ غیراستاندارد و حتی زیان‌بار مکان‌های عمومی و انتشار گسترده اخبار آن که عملاً به ضدتبلیغ انجامید بگذریم، و نیز اگر چشم‌مان را ببندیم بر بردن پارچه‌های «متبرک به حرم معصومه و رضا» که همان هم واکنش منفی اجتماعی گسترده‌ای را برانگیخت، اکنون با موجی از فعالیت‌ها برای مبارزه با چیزی مواجه هستیم که جمهوری اسلامی آن را «قم‌هراسی و اسلام‌هراسی» در موضوع کرونا نامیده است.

«گروه‌های جهادی طلاب» برای حضور در بیمارستان‌ها و آرامستان‌ها جهت غسل دادن اموات و پاسخگویی در باب ابهامات دینی در بسیاری شهرها شکل گرفته است و علیرضا اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه، از آنان تقدیر می‌کند و می‌گوید که «تاریخ پیشگامی حوزویان در مبارزه با کرونا را گواهی خواهد داد».

آقای اعرافی که عضو منصوب رهبر جمهوری اسلامی در شورای نگهبان هم هست، به آیسسکو (سازمان علمی، فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نیز نامه می‌نویسد و آن را در رسانه‌ها منتشر می‌کند تا تأکید کند که «نهاد و مرجعیت دینی هرگز اسیر دوقطبی‌های ساختگی میان علم و دین و درمان و دعا نبوده و نخواهد شد».

با برگزاری میزگردهایی با حضور برخی پزشکان قمی ادعا می‌شود که قم نه‌تنها منشأ شیوع ویروس کرونا در ایران نبوده است که «به‌ دلیل شناسایی نخستین مبتلایان در این شهر، قم بزرگ‌ترین خدمت را در مبارزه با کرونا در ایران انجام داد».

رئیس انجمن هنرهای تجسمی طلاب دفتر تبلیغات اسلامی از انتشار فراخوان پویش «نذر هنری» هنرمندان طلبه و غیرطلبه برای «معرفی ارزش‌ها و زیبایی‌های شهر قم و مبارزه با قم‌هراسی» خبر می‌دهد و و فروریختن قدسی بودن قم و مراکز مذهبی در ذهن باورمندان را ویروسی «خطرناک‌تر از ویروس کرونا» معرفی می‌کند.

انتشارات وابسته به «آستان قدس رضوی» کتابی را مخصوص نوجوانان و جوانان در قالب پرسش و پاسخ بین یک دختر و پدرش منتشر می‌کند برای پاسخ دادن به «شبهات دینی، تعطیلی اماکن مذهبی، اهمیت مقدسات و شعائر دینی، مناجات و توسل و…»، و این کتاب را علاوه‌ بر نسخه کاغذی رایگان در اینترنت نیز پخش می‌کند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تهران از مردم می‌خواهد شب نیمه‌شعبان، همزمان با بلندگوی مساجد و اماکن عمومی، به پشت‌بام‌ها بروند و فریاد بزنند «یا مهدی ادرکنی»، و از راه‌اندازی ۷۵۰ کاروان شادی در تهران به‌ مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان با کمک سپاه و بسیج و «انتشار تولیدات محتوایی در فضای مجازی و فضای رسانه‌ای» خبر می‌دهد.

این‌ها فقط برخی موارد از فعالیت‌های تشکیلاتی جمهوری اسلامی برای ترمیم و بازسازی باورها و اعتقادات مذهبی درهم‌شکسته است.

واکنش‌های دینی و اعتقادیِ غیرعقلانی و غیرعلمی به موضوع ویروس کرونا مختص ایران نیست.

اگر در ایران یک آیت‌الله عضو مجلس خبرگان رهبری مبتلا به کرونا، چند روز پس از آن‌که می‌گوید با خوردن «تربت امام حسین» حالش خوب شده، می‌میرد؛ در آمریکا هم یک کشیش می‌کوشد با فوت کردن در برابر دوربین تلویزیون ویروس کرونا را از مردم آمریکا دور کند. در اورشلیم هم پلیس با یهودیانی که حاضر به ترک اجتماع دینی خود در اماکن مذهبی نیستند، با خشونت برخورد می‌کند.

مسئله اما این است که کشیشان و خاخامان زمام اداره هیچ کشوری را در دست ندارند، اما در ایران، زمام امور، سراپا، در دست روحانیتی است که بیش از ۴۰ سال است یکسره و به هر طریق بر تزریق احکام و باورهای دینی به‌طور عام و آموزه‌های شیعی به‌طور خاص بر همه شئون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پای فشرده‌ است.

ستاد مخفی مدیریت معنوی کرونا که امام‌جمعه تهران می‌کوشد ابعاد آن را گسترده‌تر کند، برآمده از همین حرص‌ومیل چهل‌سالهٔ روحانیت در حفظ و اِعمال قدرت از طریق دین و مذهب است.

No responses yet

Apr 09 2020

کرونا در ایران؛ اوضاع تهران “نگران‌کننده” است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: علیرضا زالی از افزایش آمار مبتلایان به کووید−۱۹ در تهران خبر داده است و اوضاع پایتخت را “نگران‌کننده” خوانده است. جهانپور علی‌رغم اینکه از ۸۰ مورد بهبودیافته در روز گذشته در تهران خبر داده، این فاز را شکننده می‌داند.

علیرضا زالی، فرمانده مدیریت و مقابله با کرونا در تهران، از افزایش مبتلایان به ویروس کرونا طی سه روز گذشته در پایتخت خبر داده و اوضاع این کلان‌شهر را “نگران کننده” برشمرده است.

به گزارش ایسنا، در جلسه شورای فرماندهی عملیات مدیریت کرونا در تهران، زالی پایتخت را یکی از مهمترین مراکز داغ بیماری کووید-۱۹در ایران  خواند واز این رو اظهار داشت وضعیت استان تهران با دیگر شهرها “غیر قابل قیاس” است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آمار صعودی مبتلایان در تهران

در جلسه فرماندهی مدیدریت کرونا، که چهارشنبه ۲۰ فروردین برگزار شد، دکتر زالی به طور کلی آمار بیماران درگیر کووید-۱۹ در تهران را تصاعدی دانست و افزود در سه روز گذشته آمار کلی بیماران در رابطه با ویروس کرونا افزایش نشان داده است و شامل همه کسانی بوده که به صورت سرپایی در مراکز درمانی تحت درمان قرار گرفته‌اند یا بستری شده‌اند.

سن قرباینان کرونا در تهران

فرمانده مدیریت و مقابله با کرونا در تهران میانگین سن قربانیان ویروس کرونا در تهران را ۶۹ سال و دو ماه عنوان کرد و گفت این عدد نسبت به متوسط کشوری بالاتر است.

به گفته دکتر زالی، بیمارانی که بر اثر کووید-۱۹ در بیمارستان‌های تهران بستری هستند بین ۴۰ تا ۵۰ سال سن دارند.  زالی درادامه نتیجه گرفت سن کمتر بستری‌شدگان نشان می‌دهد افراد سالمند بنا به توصیه‌ها خود قرنطینگی پیشه کرده و کمتر منزل را ترک کرده‌اند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

زالی در جلسه علنی شورای شهر تهران  در روز سه‌شنبه ابزار نگرانی کرده بود که در هفته آینده تهران با تعداد بیشتر مبتلایان روبه‌رو خواهد بود و افزود تردد پرازدحام شهروندان در سه روز گذشته در سطح شهر عواقب خود را به دنبال خواهد داشت.

Iran Corona-Kranker im Krankenhaus

به گفته دکتر زالی آمار کلی بیماران ویروس کرونا پس از ۱۵ فروردین در تهران تصاعدی بوده است

به گفته زالی، «آثار این حضور پنج تا نه روز آینده مشخص می‌شود، تلفات آن نیز تا دو هفته آینده معلوم می‌شود و نباید گفت شلوغی دو روز پیش در پایتخت هیچ اثری نداشت.»

از شانزدهم فروردین تصاویر تردد شهروندان در معابرعمومی و متروها و هم چنین سوار بر خودرو در تهران برروی شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شوند که به گفته کاربران افراد کم در آمد و آسیب‌پذیر را نشان می‌دهند که منبع در آمد ثابتی ندارند و اغلب به صورت روزمزد و یا دستفروشی امرار معاش می‌کنند.

کارشناسان عدم حمایت دولت از قشرهای آسیب‌پذیر را دلیل نقض طرح فاصله‌گذاری اجتماعی از سوی آنان دانسته‌اند. دغدغه معیشت و تامین هزینه‌های خانوار، عده‌ای را بر آن داشته تا کسب در آمد را بر تامین سلامت فردی و بهداشت عمومی ارجح بدانند.

ویژگی‌های منحصربه فرد تهران

علیرضا زالی در ادامه به یکنواخت نبودن پراکندگی جمعیتی در تهران اشاره کرد و گفت تراکم جمعیت در مناطق مرکزی و جنوبی تهران بالاست و در بسیاری از شهرهای کشور چنین جمعیتی وجود ندارد.

او همچنین عدم دسترسی یکسان ساکنان شهرستان‌های اقماری تهران به امکانات بهداشتی را از مشکلات تهران دانست و بر لزوم دست یافتن به برنامه‌ای راهبردی و جامع تاکید کرد.

معتادان یکی از عوامل گسترش کرونا
زالی  در ادامه “معتادان متجاهری” که پیش‌تر به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از مراکز نگهداری رها شده بودند، را یکی از عوامل گسترش آلودگی دانست و خواستار بازگشت آنها به مراکز بازپروری ویا نهادهای ذی‌ربط شد.

به گفته زالی این معتادان پروتکل‌های بهداشتی و پیش‌گیرانه در مقابله با ویروس کرونا را به کار نمی‌بندند.

۸۰ بهبودیافته از کرونا در تهران

کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران، در کنفرانسی با خبرنگاران روز چهارشنبه خود به ۸۰ مورد بهبود یافته از بیماری کووید-۱۹ درتهران اشاره کرد و گفت این رقم بیش از یک و نیم برابر افراد مشکوکی بود که روز گذشته در مراکز درمانی بستری شدند.

جهانپور اما تاکید کرد که این فاز “شکننده” است و نسبت به عدم رعایت سفت و سخت هشدارها و توصیه‌های بهداشتی توسط شهروندان هشدار داد.

No responses yet

Apr 07 2020

مکرون از ایران خواست فریبا عادل‌خواه را فورا آزاد کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: کاخ الیزه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه اعلام کرد که او از حسن روحانی خواسته تا ایران بدون تاخیر فریبا عادل‌خواه زندانی دوتابعیتی را فورا آزاد کند.

فریبا عادلخواه، پژوهشگر موسسه مطالعات سیاسی پاریس (سیانس پو)، خرداد ماه امسال در یکی از سفرهای خود به ایران بازداشت شد.

آقای مکرون در حالی درخواست آزادی خانم عادلخواه را مطرح می‌کند که روز گذشته با حسن روحانی، همتای ایرانی خود مکالمه‌ای تلفنی گفت‌وگو کرده بود. رسانه‌های دولتی ایران گزارش داده بودند که موضوع این تماس اجرای توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) و سازوکار مالی اینستکس مرتبط بود.

خانم عادل‌خواه تابعیتی ایرانی-فرانسوی دارد اما ایران تابعیت دوگانه افراد را به رسمیت نمی‌شناسد و طی سال‌های اخیر ایران چندین شهروند دو تابعیتی را به اتهام تلاش برای نفوذ یا جاسوسی در ایران بازداشت کرده است.
رولان مارشال: تنها سه ملاقات چند دقیقه‌ای داشتیم

امانوئل مکرون در حالی خواستار آزادی فوری خانم عادل‌خواه شده است که به تازگی رولان مارشال، همکار و شریک زندگی خانم عادل‌خواه که همراه او در ایران بازداشت شده بود، پس از آزادی، درباره فشارها و خاطرات دوران حبس خود صحبت کرده است.

آقای مارشال که ۹ ماه در ایران بازداشت بود.

آقای مارشال درباره شرایط حبس خود گفته شکنجه جسمی نشده اما انزوایش از بازجویی‌ها هم دردناک‌تر بوده است.

او پس از آن آزاد شد که یکم فروردین قوه قضائیه ایران اعلام کرد جلال روح‌الله نژاد مهندس ایرانی را با این محقق فرانسوی معاوضه کرده است.

آقای مارشال گفته در مدت حبس، تنها سه بار با خانم عادل‌خواه ملاقات داشته که این ملاقات‌ها هم تنها چند دقیقه و زیر نظارت دقیق بازجویان بود.

خانم عادلخواه در رشته جامعه‌شناسی در دانشگاه استراسبورگ فرانسه تحصیل کرده و دکترای خود را از مدرسه مطالعات عالی علوم اجتماعی در پاریس گرفته است. او در زمینه ایران و اسلام و شیعه تخصص دارد.

در ماه‌های گذشته، خانم عادلخواه به همراه کایلی مورگیلبرت، پژوهشگر استرالیایی- بریتانیایی زندانی در ایران، اعتصاب غذا کرده بود. این موضوع نگرانی فرانسه را برانگیخت اما در مقابل وزارت خارجه ایران اعلام کرد “جمهوری اسلامی تسلیم جوسازی‌های سیاسی و تبلیغاتی نمی‌شود.”

رئیس‌جمهوری فرانسه در دیماه سال ۱۳۹۸ نوشته بود زندانی کردن رونالد مارشال و فریباعادل‌خواه “غیر قابل تحمل است و این افراد باید بدون تاخیر آزاد شوند”. در آن او گفته بود این موضوع را به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران گفته و آن را تکرار می‌کند.

در هفته‌های گذشته به دنبال شیوع کرونا شماری از زندانیان ایران یا به مرخصی رفتند یا مشغول عفو شدند. در میان شماری از زندانیان سیاسی دوتابعیتی نیز حضور داشتند.

No responses yet

Apr 05 2020

یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله در جنوب لبنان کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: رسانه‌های لبنان، اسرائیل و کشورهای عربی از کشته شدن علی محمد یونس، یکی از فرماندهان حزب‌الله در جنوب این کشور خبر می‌دهند.

حزب‌الله در این باره سکوت کرده اما خبرگزاری‌های ایرانی تسنیم و فارس، که هم‌سو با سپاه پاسداران هستند، خبر کشته شدن علی محمد یونس در ساعات شامگاهی روز شنبه ۱۶ فروردین را منتشر کردند.

گزارش‌های متضادی در مورد نحوه کشته شدن علی محمد یونس منتشر شده است.

شبکه‌های لبنانی «بر اساس اظهارات منابع نزدیک به حزب‌الله» مدعی شدند که جسد او در حالی که «هم گلوله خورده و هم نشان از ضربات چاقو دارد»، بدست آمد.

تایمز اسرائیل نوشت، او در حال رانندگی در دهکده جبشیت در جاده نبطیه هدف گلوله قرار گرفت.

اما خبرگزاری تسنیم «حمله پهپادی» اسرائیل را عامل کشتن این فرمانده حزب‌الله ذکر کرد.

اسرائیل در کشتن دبیرکل، فرماندهان و مهره‌های اصلی حزب‌الله سابقه طولانی دارد اما در خصوص مرگ علی محمد یونس سکوت کرده است.

شبکه روسی اسپوتنیک، نزدیک به دولت مسکو، علی محمد یونس را از «همکاران نزدیک» قاسم سلیمانی، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه پاسداران، در لبنان توصیف کرده است.

رسانه‌های منطقه نوشته‌اند که علی محمد یونس فرماندهی واحد تعقیب عوامل نفوذی و «جاسوس‌ها» در سازمان حزب‌الله را به عهده داشت.

Hezbollah official Mohammed Ali Younis, who was reportedly responsible for keeping track of agents and spies, killed in southern Lebanon by unidentified gunmen this morninghttps://t.co/OtCBSMOCjO

— Radio EastMed (@RadioEastmed) April 5, 2020

بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، معاون حشد الشعبی در عراق در عملیات پهپادی آمریکا در روز ۱۳ دی سال گذشته، از وجود یک طرح هدفمند برای از بین بردن فرماندهان شبه نظامیان هم‌پیمان با ایران در منطقه خبر داده شده بود.

شماری از یاران نزدیک به قاسم سلیمانی در سه ماه اخیر، از جمله در سوریه کشته شده‌اند. فرهاد دبیریان و اصغر پاشاپور دو تن از این مهره‌های نزدیک به قاسم سلیمانی بودند.

با وجود این، هفت ماه پیش نیز جسد علی حاطوم یکی از فرماندهان میدانی حزب‌الله در حالی که گلوله به مغزش اصابت کرده بود، در نزدیکی خانه‌اش در برج‌البراجنه در حومه بیروت، بدست آمده بود.

حزب‌الله در سال‌های اخیر که هیچ‌گونه عملیات مسلحانه علیه اسرائیل ندارد، در چارچوب سیاست ایران، هزاران جنگجو و فرمانده خود را به جبهه‌های جنگ سوریه منتقل کرد و در بقای حکومت بشار اسد نقش مهمی داشتند.

No responses yet

Apr 05 2020

خبرگزاری فارس از ضد عفونی کردن معابر شهر قم علیه ویروس کرونا توسط جمعی از نیروهای حشدالشعبی عراق در روز ۱۶ فروردین خبر داده و در همین رابطه عکس‌هایی را نیز منتشر کرده است.

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ملیون: سال پیش هم نیروهای حشدالشعبی برای کمک به مهار سیل در خوزستان وارد ایران شده بودند که انتقادات و شایعات بسیاری در پی داشت.

اما منظور از حضور نیروهای حشدالشعبی در قم برای ضد عفونی کردن معابر و اعلام خبر آن واقعاً چیست؟

اینکه نیروهای ایرانی خودشان توانایی ضد عفونی کرن معابر را ندارند و مجبور به استفاده از نیروهای عراقی شده‌اند؟

اینکه جمهوری اسلامی اصالتی برای مرزهای سیاسی بین کشورها قائل نیست و تنها مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیک را به رسمیت می‌شناسد؟

اینکه نشان داده شود کمک به شکل‌گیری و تداوم حشدالشعبی خارج از قلمرو منافع ایرانیان نبوده و در وضعیت‌های اضطراری این نیروها می‌توانند برای کمک به جامعۀ ایرانی به خدمت گرفته شوند؟

و یا اهداف دیگری از نوع آنچه روزی رئیس پیشین دادگاه‌های انقلاب بر زبان رانده بود؟

هر کدام از این موارد که باشد، موجه نیست!

این در حالی است که می‌دانیم در روزهای اخیر تشنج بین آمریکا و حشدالشعبی در عراق بالا گرفته و دو طرف به تهدید نظامی علیه یکدیگر مشغول‌اند. در این میان، دونالد ترامپ و برخی از مقام‌های نظامی و سیاسی دولت او هم تأکید کرده‌اند که اصولاً جمهوری اسلامی را مسئول هرگونه حملۀ حشدالشعبی به مراکز و منافع آمریکا در عراق می‌دانند و هر نوع حمله‌ای از طرف آنان را با ضربه به ایران پاسخ خواهند داد.

درمقابل این نوع تهدیدها، ستاد کل نیروهای مسلح و مقام‌های وزارت خارجۀ جمهوری اسلامی چند بار تکرار کرده‌اند که حشدالشعبی نیروی عراقی مستقلی است که از ایران دستور نمی‌گیرد و بنابراین، آمریکا حق ندارد حملات احتمالی آنها را به پای جمهوری اسلامی بنویسد!

حالا در این شرایط، اعلام حضور نیروهای حشدالشعبی در قم برای ضدعفونی کردن معابر شهر، آیا جز ارسال این علامت است که “آنها از خودمان هستند”؟

بارها گفته‌ام و اینجا باز هم تأکید می‌کنم که بزرگترین ضعف و نقصان حکمرانی در کشور ما ناآشنایی و یا بعضاً مخالفت با الزامات و ضرورت‌های امر سیاست در عصر ملت – دولت است و قریب به تمامِ هزینه‌های تحمیل شده به کشور در هر دو حوزۀ سیاست داخلی و خارجی هم از همین ناحیه برمی‌خیزد!

از: ایران امروز

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .