اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Apr 22 2019

مورد عجیب ویدا موحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت.

شراگیم زند

بدون شک «ویدا موحدی» یکی از شناخته شده ترین کسانی ست که نامش در اعتراض به حجاب اجباری و تبعیض علیه زنان مطرح شده است. تصاویر او بر فراز سکویی در خیابان انقلاب در حالی که روسری سپیدش را بر سر چوبی گره زده بود خیلی سریع تبدیل به نمادی از شجاعت و ایستادگی زنان ایرانی در برابر تبعیض و اجبار گردید. ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت. با توجه به اینکه این اعتراض روز چهارشنبه انجام شده بود و نیز نماد او برای اعتراض روسری سفید رنگی بود که آن را بر سر چوب بسته بود، بسیاری او را مرتبط با کمپین چهارشنبه های سفید دانستند. چیزی که تا مدتها مورد مناقشه و محل بحث بین فعالین حقوق زنان بود. بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی زنان دیگری نیز با الهام از شیوه اعتراضی او این حرکت را تکرار کردند که به «دختران انقلاب» معروف شدند. کسانی که برخی از آنها امروز زندان هستند و برخی دیگر ناچار به ترک ایران شدند.

گرچه تا مدتها از سرنوشت ویدا موحدی کسی اطلاعی نداشت اما حالا ما می‌دانیم که او یکماه پس از دستگیری آزاد شده بود. او در تمام این مدت هیچگاه با هیچ رسانه ای گفتگو نکرد و حتی در صفحات شخصی خود در فضای مجازی نیز در مورد افکار و عمل خود حتی یک خط هم ننوشت. این سکوت نه تنها از طرف او که از طرف دوستان، خانواده و نزدیکانش نیز به شکل عجیبی ادامه یافت به شکلی که تا قبل از اینکه وکیل او رسما با خبرگزاری ایرنا مصاحبه کند، کسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت. به همین دلیل هم وقتی زنی در تاریخ هفتم آبان ۱۳۹۷ یعنی ده ماه بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی با زدن روسری قرمز رنگی بر سرچوب با تعدادی بادکنک رنگی به بالای گنبد بزرگ میدان انقلاب رفت هیچکس گمان نکرد که این زن همان ویدا موحدی ست که دوباره اعتراض خود را به حجاب اجباری و تبعیض به این شکل نشان داده است. چند ماه بعد از دستگیری این زن ناشناس بود که با اظهارات پیام درفشان وکیل او مشخص شد که این اقدام شجاعانه نیز از سوی ویدا موحدی بوده است.

اما او که انقدر عملگرا و با سماجت بر حق و حقوق خود پافشاری کرده بود چرا هیچگاه حرف نزده است؟ وکیل او آقای پیام درفشان گفته موکلش اعتقادی به کارهای نمایشی مقابل رسانه ها ندارد و دلیل سکوت او نیز صرفا همین مساله بوده است. ایشان این را هم خاطرنشان کرده که حرف نزدن ویدا موحدی از بی زبانی نیست و گفته که موکلش هم اهل مطالعه و هم خوش بیان است و چنانچه تمایل به صحبت کردن داشته باشد بسیار تاثیرگذار سخن می‌گوید.

علی ایحال ویدا موحدی بعد از اعتراض دوم دادگاهی می‌شود و ظاهرا آنجا به خاطر پاره ای مسائل از جمله اینکه نقش برنامه ریزی نداشته و با رسانه های خارجی نیز صحبت نکرده و اینکه در دادگاه پذیرفته که کارش صحیح نبوده است، با در نظر گرفتن اینکه طفل خردسالی نیز دارد، به او فقط یک سال حبس می‌دهند که البته این حبس هم شامل آزادی مشروط و عفو رهبری به مناسبت مبعث می‌شود. اما با این حال ظاهرا کارشکنی هایی پیش می آید که او در موعد مقرر آزاد نمی‌شود و همین مساله در نهایت باعث می‌شود که وکیل او سکوت را بشکند و به شکل محدود و قطره‌چکانی در مورد پرونده موکلش و شرایط او اطلاع‌رسانی کند.

اما در میان اینهمه سکوت، ما در مورد ویدا موحدی چه چیزهای بیشتری می‌توانیم بدانیم؟ صفحه او در اینستاگرام یک صفحه معمولی، پابلیک و با تعداد محدودی فالوئر است. قریب به اتفاق پستهای اینستاگرام ایشان عکسهای فرزند کوچکش است. تمامی عکسها هم مطلقا بدون شرح است. لیست صفحاتی که ویدا موحدی در اینستاگرام خود فالو می‌کند صرفا شامل صفحاتی با موضوع نوزادان و کودکان، روانشناسی، آرایش و زیبایی و فیتنس و سلامتی ست. محال است کسی به این صفحه سر بزند و حدس بزند صاحب صفحه یکی از اثرگذارترین زنان تاریخ مبارزه علیه حجاب اجباری ست. در صفحه اینستاگرام همسر ایشان نیز درست مثل صفحه ویدا موحدی هیچکدام از عکسها شرح ندارند. آنجا هم البته همه چیز عادی ست و تنها برداشتی که از مرور صفحه همسر ویدا موحدی می‌شود کرد این است که همسر خانم موحدی احتمالا در یکی از موسسه های هنری و یا فیلمسازی فعالیت می‌کند و در کنار علاقه به سینما به خوانندگی و البته فیلمهای هندی قدیمی نیز بسیار علاقه مند است. در صفحه ایشان نیز هیچ اشاره ای به فعالیتهای همسرش نشده و برخلاف صفحه ویدا موحدی که یک عکس از همسرش را کار کرده، اینجا هیچ عکسی از ویدا موحدی وجود ندارد. تنها در یک عکس، تصویری نقاشی شده از یک مادر که طفل کوچکی به بغل دارد هست که زیر نقاشی نوشته شده است: “شوکران”.
ما حتی نمی‌دانیم همسر او حامی تصمیم های ویدا موحدی بوده است یا مخالف آن. ما نمی‌دانیم چرا در میان ۳۶۲ صفحه ای که ویدا موحدی در اینستاگرام فالو می‌کند نه تنها هیچ اثری از بستگانش نیست بلکه او صفحه هیچ فعال اجتماعی یا سیاسی و یا صفحه هایی مرتبط با دغدغه های حقوق زنان را فالو نمی‌کند. ما نمی‌دانیم چرا او بعد از اقدام اعتراضی اولش ناگهان ناپدید شد و نمی‌دانیم چطور می‌شود کسی در این سطح اثرگذار باشد و عکس و خبرش همه جا باشد و بعد به مدت ده ماه هیچ رد و اثری از او پیدا نشود. به مدت ده ماه هیچ دوستی، آشنایی، فامیلی و یا کسی نباشد که در مورد معمای اینکه ویدا موحدی کجاست و شرایطش به چه شکل است بخواهد حتی به شکل غیر رسمی و محدود اطلاعرسانی کند. ما نمی‌دانیم چرا او که بعد از دستگیری اول، بار دوم نیز اعتراض خود را این بار در جایی شلوغ تر و بسیار شجاعانه تکرار کرده بود، در دادگاه بنا به گفته وکیل خود ابراز ندامت کرده است. البته این بهترین و درست ترین کار است که وقتی در دست حکومت گرفتار هستی بخواهی هزینه را برای خودت و خانواده ات به حداقل برسانی. اما به راستی کسی که با وجود یک فرزند کوچک اینچنین شجاعانه و بدون مصلحت اندیشی اعتراض می‌کند و نماد و سمبلی برای اعتراض و مبارزه سایر زنان می‌شود منطقی ست که در دادگاه، به فکر مصلحت و یا محافظه کاری باشد؟

دهها سوال و ابهام در مورد ویدا موحدی، زندگی اش، شخصیتش، افکارش و روش مبارزه اش وجود دارد که تا زمانی که او نخواهد حرف بزند صرفا در حد حدس و گمان باقی خواهد ماند. کاملا قابل درک است که کسی مثل او دل خوشی از رسانه ها و یا حتی بعضی فعالین مدنی و اجتماعی نداشته باشد و برای همین هم نخواهد با هیچ رسانه و یا جایی صحبت کند. اما او که قطعا با اطلاعرسانی و آگاهی بخشی مخالف نیست. او که در شلوغ ترین نقطه پایتخت بر بلندی ایستاد تا دیده شود چرا نباید در فضای مجازی و در صفحاتی که متعلق به خودش است رسانه خودش باشد؟ این سکوت عجیب و غیرقابل فهم آیا خودخواسته است یا ناشی از فشارهایی ست که وجود دارد و ما از آنها بی خبریم؟

مورد ویدا موحد یک مورد منحصر به فرد و بسیار عجیب است. زنی که همانقدر که در بالای سکو شجاع و بی پروا و جسور است، پائین سکو ساکت و مرموز و محافظه کار می‌شود. آیا ممکن است سکوت ویدا موحد خودش حاوی پیامی برای ما باشد؟ آیا او سعی دارد با این سکوت عجیب، مصداق عملی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» باشد؟

هرچه که هست ویدا موحد با همه ابهامات و رمز و رازهایش قطعا یکی از زنان تاثیرگذار و مهم در تاریخ مبارزه زنان ایرانی علیه حجاب اجباری هست و خواهد ماند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Apr 21 2019

درگیری دیروز بندر ریگ وحمله مردم به جیش الشعب بنازم به غیرت ایرانی.

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

No responses yet

Apr 20 2019

وزیراطلاعات: به سازمان‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل ضربه زدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: وزیر اطلاعا ت ایران ضمن اشاره به برخورد شدید با گروه‌های “ضد انقلاب” ادعا کرد که این نهاد امنیتی” صدها تلاش سرویس‌های بیگانه برای جذب جاسوس” را خنثی کرده است. به گفته او، این اقدامات “مایه بهت و حیرت” خیلی‌ها شده است.

محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران روز جمعه، ۳۰ فروردین (۱۹ آوریل) محمود علوی در نماز جمعه تهران ادعا کرد که وزارتخانه زیر نظر او در مبارزه علیه فعالیت سرویس‌های امنیتی ایالات متحده، اسرائیل و بریتانیا موفقیت چشمگیری داشته است. به گفته او، این نهاد امنیتی جمهوری اسلامی ۲۹۰ جاسوس سرویس اطلاعاتی مرکزی آمریکا (سی آی ای) را در کشورهای مختلف از جمله ایران شناسایی کرده است.

وزیر اطلاعات ایران در ادامه سخنانش گفت: «اقدامات ما در شناسایی عوامل سی آی ای موجب به‌هم‌ریختگی در این سرویس شد، به گونه‌ای که در آمریکا کمیته شکست تشکیل دادند و رئیس سی آی ای ضربه وارده از سوی ایران به سرویس اطلاعاتی آمریکا را تأیید کرد.»

علوی در باره اینکه رئیس سی آی ای چه زمانی و کجا به این “شکست” اعتراف کرده، توضیحاتی ارائه نکرد اما وعده داد که “در آینده نزدیک جزئیات این مصاف” را در اختیار عموم قرار دهد.

وزیر اطلاعات ایران همچنین مدعی شد که جمهوری اسلامی “ضربه مشابهی” به سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (اس ‌آی ‌اس که با نام قدیمی ام‌آی۶ هم شناخته می‌شود) زده است. او در این باره نیز وعده داد که در آینده اطلاعات بیشتری “به استحضار مردم” برساند.

بر اساس ادعاهای علوی، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به حدی “سلطه اطلاعاتی” خود را در اسراسيل گسترش داده است که “صدای آنها درآمد”.

ضربه به صدها گروه ایرانی و “تکفیری”

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در یک سال گذشته با ۱۱۴ تیم تکفیری (گروه‌های اسلامی تندرو)، ۱۱۶ تیم مرتبط با منافقین (سازمان مجاهدین خلق ایران)، ۴۴ تیم ضد انقلابی(مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی)، ۳۸۰ تیم قاچاق مواد مخدر برخورد شده و عملیات ۱۸۸ تیم عملیاتی خنثی شده است.»

به گفته محمود علوی، وزارتخانه تحت ریاست او علاوه براین «صدها تلاش سرویس‌های بیگانه برای جذب افراد به عنوان جاسوس شناسایی و خنثی شده و ده‌ها جاسوس که جذب سرویس‌ها و دستگاهای اطلاعاتی بیگانه شده بودند در مراکز حساس کشور شناسایی و به قوه قضائیه معرفی شده‌اند»

علوی تاکید کرد: «گزارش این شناسایی مایه بهت و حیرت همه کسانی شد که در جریان عملکرد وزارت اطلاعات قرار گرفتند و این کار، سرویس‌های بیگانه را دچار سرگیجگی کرد.»

“فرق اسلام و دموکراسی”

وزیر اطلاعات در ادامه ضمن تمجید از فعالیت‌های کارمندان وزارت اطلاعات به تفاوت میان سیستم‌های حکومتی دموکراتیک و اسلامی پرداخت و گفت: «دموکراسی حکومت را مردم بر مردم و اسلام حکومت را حکومتِ بندگان صالح برای مردم می‌داند.»

علوی در ادامه سخنرانی‌اش درباره تحریم‌های آمریکا و اثرات آن بر اقتصاد و معیشت مردم نیز اشاره کرد و گفت: «امروز تحریم‌های آمریکا عملا تاثیر خود را به برکت مقاومت شما مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری، از دست داده است. برخی از مقامات کشورهای همسایه گفته‌اند فکر نمی‌کردیم ایران آنقدر قوی باشد و بتواند در برابر فشار تحریمی آمریکا مقاومت کند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

بنابر گزارش‌های رسانه‌های ایران تحریم‌های آمریکا فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد آورده است. در هفته‌های اخیر صادرات نفت ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز رسید. هم‌چنین کاهش روزافزون ارزش ریال در برابر ارزها‌ی خارجی، تورم بیش از حد و افزایش قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم از تاثیرات تحریم‌های آمریکاست.

یک ماه پیش خبرگزاری “ایسنا” درباره درباره افزایش قیمت کالاهای مصرفی مردم گزارش داد: «با وجود آن‌که دولت حجم زیادی ارز ۴۲۰۰ تومانی را به بخش دام و طیور از نهاده‌های تولید تا خرید و واردات گوشت و دام زنده اختصاص داده است، قیمت گوشت قرمز و گوشت مرغ کنترل نشده و هر روز شاهد افزایش قیمت این محصولات در بازار هم هستیم.»

این خبرگزاری به نقل از یک قصاب نوشت: «امروز آنقدر اوضاع وخیم شده که برخلاف روزهای پایانی اسفند پارسال نه تنها توان خرید گوشت قرمز به اندازه کافی را نداریم، بلکه کسی نمی‌تواند آن را به اندازه دلخواه برای خود و خانواده‌اش خریداری کند.»

No responses yet

Apr 20 2019

بیگانگان ناخوانده و سؤالات بی‌جواب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

پیک ایران: جلال پور العجل

* نیروهای شبه نظامی حشدالشعبی (عراقی) به بهانه کمک به مردم سیل زده وارد خاک ایران شدند! در حالی که در پادگان‌های ایران آن قدر سرباز و درجه‌دار و افسر جان بر کف وجود دارد که نیازی به کمک هیچ نیروی خارجی نیست. آوردن امکانات لجستیکی حشدالشعبی برای کمک به سیل زدگان هم مانند زیره به کرمان بردن است زیرا تمام تجهیزات آنها توسط جمهوری اسلامی تهیه و تأمین می‌شوند. علاوه بر این، مردم ایران آنقدر دلسوز و وطن‌پرست هستند که اگر دولت فراخوان می‌داد که به نیروی انسانی نیاز دارد، مردم با جان و دل برای کمک به هموطنان‌شان می‌شتافتند. حرکت خودجوش مردم در روزهای اخیر گواه این مدعاست.

پس موضوع چیست؟

* با سرکوب داعش عملاً نیروهای شبه نظامی وابسته به سپاه قدس تحت عناوین فاطمیون (افغانستانی)، زینبیون (پاکستانی) و حشدالشعبی (عراقی) موجودیت خود را از دست داده‌اند. نخست وزیر سابق عراق از لزوم انحلال حشدالشعبی سخن گفته است. روسیه هم موافق ادامه حضور نظامی ایران در سوریه نیست. بنابراین این نیروها باید سلاح‌های خود را به زمین گذاشته و به کشورشان بازگردند. در حالی که سپاه به این نیروها نیاز دارد و نمی‌خواهد آنها را به راحتی از دست بدهد. زیرا جمهوری اسلامی همچنان از خارج و داخل تهدید می‌شود پس به وجود و حضور این نیروها برای بقای خود نیاز دارد. اما مشکل اصلی محل استقرار این نیروها است.

* طبق اصل یکصد و چهل و ششم قانون اساسی “استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفاده‌های صلح‌آمیز باشد ممنوع است.” بنابراین سپاه رسماً نمی‌تواند نیروهای شبه نظامی خارجی را حتی برای مقاصد صلح‌آمیز در خاک ایران مستقر کند. پس باید بهانه‌ای برای این کار پیدا کند. شاید امدادرسانی به مناطق سیل‌زده بهانه و فرصت مناسبی برای ورود این نیروها به خاک ایران باشد. تصاویر منتشر شده حاکی از آن است که کمیت و کیفیت این نیروها هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ لجستیکی هیچ سنخیتی با گروه‌های امدادرسان ندارد.

* این نیروها که بر خلاف قانون اساسی و بدون کسب مجوز از مجلس وارد خاک ایران شده‌اند برای هدف دیگری آورده شده‌اند. نجاح محمدعلی کارشناس عراقی شبکه من و تو در مصاحبه تلویزیونی با بی‌بی‌سی فارسی روایت جالبی دارد. او می‌گوید “اگر فردا خدای نخواسته علیه ایران حمله نظامی شود از طرف امریکا و از طرف کسانی که می‌خواهند دوباره رضا پهلوی را سر کار بیاورند، من و نیروهای حشدالشعبی حاضریم جانمان را فدای ایران کنیم!”

* واقعیت این است که اگر امریکا بخواهد به ایران حمله نظامی بکند هرگز اشتباهش در عراق را تکرار نمی‌کند و از نیروی پیاده نظام استفاده نخواهد کرد. بدون تردید حمله امریکا برق‌آسا، پُرحجم، تهاجمی، هوایی و عمدتاً بر روی اماکن حساس نظامی و استرتژیک ایران متمرکز خواهد بود. طبیعی است در چنین جنگی حضور نیروهای شبه نظامی بیگانه محلی از اعراب نخواهد داشت. بنابراین حضور این نیروها در خاک ایران قانع کننده به نظر نمی‌رسد.

* شاید سخنان موسی غضنفرآبادی، رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران، به رمزگشایی این معما کمک کند. ایشان در نطقی اعلام کرد که: «اگر مردم انقلاب را یاری نکنند، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثی‌های یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد». اگر این سخنان را در کنار سخنان رهبری در اواخر سال 97 بگذاریم که گفته بود : “نقشه دولت آمریکا لو رفته است و قرار بوده به وسیله تحریم‌ها و اقدامات ضدامنیتی در کشور دودستگی، اختلاف و جنگ گروه‌ها به وجود آورند و عده‌ای را به خیابان‌ها بکشانند و نام آن را هم “تابستان داغ” گذاشته بودند … اگرچه نقشه دشمن لو رفته است، اما همه باید هوشیاری خود را حفظ کنند، زیرا آمریکا، دشمن خبیث و حیله‌گر است و ممکن است قصد فریب داشته باشد تا برای سال ۹۷ جنجال کند، اما مثلاً برای سال ۹۸ نقشه‌ای بکشد”. شاید بتوان به این جمع‌بندی رسید که این نیروها بیشتر با هدف سرکوب اعتراضات داخلی سازماندهی شده باشند.

* از همین حالا مردم تیزی خنجر بیگانگان را پشت قلب خود احساس می‌کنند. نگرانی توأم با عصبانیت و تنفر مردم از حضور نیروهای بیگانه در کشور بی‌دلیل نیست. نظامی که برای سرکوب اعتراضات مردمی در سال 88 بر اساس ادعای سردار همدانی “اراذل و اوباش تهران” را به کار می‌گیرد، از بکارگیری بیگانگان برای سرکوب اعتراضات مردمی هم ابایی نخواهد داشت.

* بنابراین، اولین کاری که نمایندگان مجلس باید با قاطعیت و قید فوریت پیگیری نمایند این است که از سپاه توضیح بخواهند که ورود نیروهای بیگانه به کشور با چه مجوزی صورت گرفته است و این نیروها قرار است در ایران چه خدماتی انجام دهند و قرار است تا کِی و در کجا استقرار یابند

No responses yet

Apr 19 2019

انتقاد دو نماینده مجلس از حضور نیروهای نظامی خارجی در مناطق سیل‌زده ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حوادث,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: حالا که نیروهای عراقی آمدند جنوب ایران را به اشغال خود در آوردند تازه اسهال طلب ها یادشان افتاده که بدون مجوز آمده اند(زرشک!)
رادیوفردا: دو تن از نمایندگان مجلس ایران روز پنجشنبه ۲۹ فروردین به حضور نیروهای نظامی خارجی در مناطق سیل زده ایران اعتراض کرده‌اند.

این نمایندگان گفته‌اند، نیروهای نظامی خارجی تنها با مجوز دولت و مجلس می‌تواند در کشور حضور یابند.

طی روزهای اخیر حضور نیروهای شبه نظامی حشد الشعبی عراق در مناطق سیل زده ایران واکنش‌هایی در پی داشته است.

ابومهدی المهندس، یکی از فرماندهان ارشد گروه «بسیج مردمی» (حشد الشعبی) عراق، پیشتر گفته بود: «با تعدادی از نیروهای حشد الشعبی به خوزستان آمده‌ایم.» او اضافه کرده بود که این نیروها در خوزستان مستقر شده‌اند.

روزنامه کیهان نیز در خصوص حضور نیروهای حشد الشعبی نوشته بود: «یگان مهندسی سازمان بسیج مردمی عراق (حشد الشعبی) برای کمک به مهار سیل خوزستان وارد ایران شده‌اند.» این روزنامه همچنین از حضور نیروهای « تیپ فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان»برای کمک به مناطق سیل زده خبر داده بود.

«قانون اساسی نادیده گرفته شده»

این در حالی است که عبدالکریم حسین زاده، نماینده مجلس از نقده و نایب رئیس فراکسیون امید می‌گوید، حضور نیروهای خارجی بدون مجوز دولت و مجلس نادیده گرفتن قانون اساسی است.

عبدالکریم حسین زاده در توییتر خود نوشته است:« آیا ارتش و سپاه به اندازه کافی نیرو نداشت؟ آیا فراخوان مردمی دادیم و کسی نیامد که حشدالشعبی و فاطمیون وارد مناطق سیل‌زده شدند؟ گیرم که نیاز بود، چرا بدون اطلاع و مجوز دولت و مجلس؟ در هر صورت اصول ١٢۵ و ١۴۶ رعایت نشده و هم وحدت ملی و هم قانون اساسی با یک اقدام نادیده گرفته شدند.»

بهرام پارسایی، نماینده شیراز و عضو فراکسیون امید، نیز گفته است، حضور نیروهای نظامی خارجی بدون رعایت قانون اساسی حتی برای امداد رسانی «قابل قبول نیست.»

بهرام پارسایی در توییتر خود نوشته است: «مرزهای کشور،حرمت دارد و عبور نیروی نظامی خارجی از آن،حتى براى امدادرسانی قابل قبول نیست. اگر با ماهیت نظامی در کشور مستقر شوند نقض اصل۱۴۶ ق.اساسی است و اگر بخواهند در قالب همکاری دو کشور عمل کنند،طبق اصل۱۲۵ ق.اساسی،بايد توافقنامه آن بعداز تصویب مجلس،با امضاى رئیس‌جمهور اجرا گردد.»

در همین زمینه، روز سه شنبه علیرضا رحیمی، نماینده اصلاح طلب مجلس خواستار ارائه گزارش وزیر کشور و توضیحات وزیر امور خارجه ایران درباره حضور نیروهای خارجی در مناطق سیل زده شد.

علیرضا رحیمی رحیمی با اشاره به این که حشد الشعبی به «عنوان یک نیروی شبه نظامی و در قالب نیروی امدادی به کشور آمده»، گفت‌: «برای مجلس شورای اسلامی هنوز مشخص نیست که کنترل حضور این نیروها صورت گرفته است یا خیر و اگر موضوع در گزارش وزیر کشور به صورت شفاف مطرح نشود نسبت به طرح سوال اقدام خواهد شد.‌»

«بدون اجازه وارد نشدند»

با این حال، محمد جواد جمالی نوبندگانی ، عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: حشد الشعبی با پیشنهاد خود به دولت ایران اقدام به کمک به مناطق سیل زده کرد و در این مسیر درخواستی از جمهوری اسلامی صورت نگرفته بود همچنین آنها نیز بدون اجازه دولت وارد کشور نشدند.

روز پنجشنبه تصویری از قاسم سلیمانی همراه با ابومهدی المهندس، فرمانده شبه‌نظامیان حشد الشعبی عراق، در جلسه ستاد مدیریت بحران استان خوزستان منتشر شده بود.

حضور شبه‌نظامیان حشد الشعبی در استان‌های خوزستان و لرستان با انتقادات گسترده فعالان سیاسی منتقد و مخالف حکومت ایران مواجه شده است، اما شماری از مقام های جمهوری اسلامی می‌گویند که برای کمک به سیل‌زدگان راهی ایران شده‌اند.

قاسم سلیمانی در حالی راهی مناطق سیلزده ایران در استان خوزستان شده که نیروی تحت امر او، بازوی خارجی سپاه در عملیات‌های خارج از کشور است و حوزه فعالیت آن داخل کشور نیست.
با استفاده از توییتر، کیهان و رادیو فردا؛ خ

No responses yet

Apr 18 2019

وحشی ها در ایران چه می کنند؟ محمد نوریزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حوادث,خیانت,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: یک: مجلس شورای اسلامی، دستمالی است که هم باید بر قپه های روی دوش سرداران سپاه برق بیندازد و هم غبار از عمامه ی آسدعلی بروبد، وگرنه نماینده اگر نماینده بود، بر می خروشید که: ورود نظامیان دیگر کشورها، به داخل کشور، آنهم در شرایط خاص و خاص و خاص، باید با اجازه ی رسمیِ نمایندگان مجلس باشد!

دو: وحشی های عراقی و لبنانی که از دکمه های لباس شان، تا عروسک بچه هایشان، تا النگوهای همسرانشان، تا گنبدها و گلدسته ها و ضریح مطلای عتبات عالیاتشان، تا نیروگاه و استادیوم ورزشی و بیمارستان و خیابان هایشان، تا حقوق ماهیانه ی آمیخته به اضافه کارشان، و تا اتومبیل های شیک زیر پایشان از پول های دزدیده شده ی مردم ایران است، برای چه به ایران آمده اند؟ و برای چه در خوزستان پرسه می زنند؟ برای کمک به سیل زدگان؟

سه: این وحشی ها قرار است در مناطق سیل زده چه بکنند؟ غذا بپزند؟ غذا پخش کنند؟ بیل بزنند؟ پشت لودر و گریدر و بولدوزر و بیل مکانیکی بنشینند؟ مهندس اند؟ پزشک اند؟ با اطمینان می گویم: هیچکدام. اینان به ایران آمده اند تا بازوی سپاه باشند برای دریدنِ شکمِ مردم در روزهای خشم. خود آسدعلی چندی پیش، سال 98 را سالی حساس بر شمرده بود.

چهار: تحریمهای آمریکا و اروپا و سایر کشورها علیه جمهوری اسلامی و بویژه علیه سپاه و سرداران آدمکش و دزدش، در سال 98 به اوج خود خواهد رسید و بیخ گلوی مفتخواران و ایرانروبان و البته مردم ایران را بیشتر و بیشتر خواهد فشرد. خشم مردم ایران بویژه مردم خوزستان در مشت است. آمیخته به نفرتی غلیظ. نفرتی که طعمش را سرداران ایرانخوار در همین روزهای سیلزدگی با تمام وجود چشیده اند. سیل، شاید تمثیلی از خروش مردم ایران باشد. که اگر بیاید، اگر بیاید، نه عبا می شناسد نه عمامه و نه قپه های درشتِ روی دوش.

پنج: سردار حسین همدانی، برای خواباندن اعتراض های پی در پی مردم در سال 88، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، نه مگر قمه کش ها و چاقوکش ها را سازماندهی کرد و بجان مردمِ از هر کجا بی خبر انداخت؟ وحشی های عراقی و لبنانی و افغانستانی، دقیقاً همان قمه کش ها و چاقوکش های سردار همدانی اند. در این گردونه، سردار همدانی که به دیار باقی شتافت، نقشش را به سردار آدمکشی چون سلیمانی سپرد. مهم: روفتنِ اعتراضِ مردمِ به تنگ آمده است. به هر شیوه. وگرنه آیا مردم ایران آنقدر خاک بر سر شده اند که جماعتی چون حشدالشعبی عراق و گرسنه های لبنانی به مددشان بیایند و بین شان غذا پخش کنند و احتمالاً بیلی بزنند و کیسه ی خاکی بدوش ببرند؟

شش: من بچشم خود دیده ام که مردم خوزستان بشدت از سپاه و از مسئولان نظام متنفرند و سر به تن هیچکدامشان نمی خواهند. این نفرت، در میان هموطنان عربِ خوزستانی مان که بر سرِ چاههای نفت نشسته اند و در این چهل سال، جز تبعیض و بی پناهی و سرکوب و فقر، از این نظام دژخیم چیزی ندیده و نچشیده اند، دم به دم فزونی می گیرد. در همین روزهای سیلزدگی، خروش مردم سیلزده و اعتراض های بحق شان، که چرا راه آب کرخه را به روی بستر همیشگی اش – هورالعظیم – بسته اید، یکی دو نفر از مردم معترض با شلیک برادران از پای در آمده و کشته شدند. برادران در هورالعظیم، تأسیسات نفتی دایر کرده اند. آب کرخه همیشه در هورالعظیم آرام می گرفت. این بار اما راهش را به کشت و کار و زندگی مردم بی نوای عرب خوزستان برگرداندند تا خللی بر سرمایه گذاری های خودشان داخل نشود.

هفت:این نفرت غلیظ را که در کمین فوران است، با بسیجیان و سپاهیانِ خودِ خوزستان یا سایر استانها نمی شود فرو نشاند. چرا؟ چون بسیجی و سپاهی، همین که نگاه به ریخت معترضان بیندازند، خودشان را و پدر و مادر و خواهر خودشان را در میان آنان می بینند. برای چه اینان را بزنند و بکشند؟ اینجاست که قمه کش ها و چاقوکش های عراقی و لبنانی و افغانستانی، که هیچ احساسی به مردم ایران الا به پولشان ندارند، و جز به دهان سلیمانیِ آدمکش بجایی دیگر نمی نگرند، دست به چاقوها و قمه های مدرن خود می برند. نه تنها مردم، بل کیسه های گونی هم می دانند که سیل و کمک رسانی بهانه است. حضرت آقا نگران سیل خشم مردم است که ای بسا از خوزستان پای بگیرد.
هشت: بند آوردن سیل خشم مردم ایران، راهش، گسیلِ قمه کش های عراقی و لبنانی و افغانستانی به داخل کشور نیست. با قمه و کلت کمر و شوکر و نارنجک اشک آور و زندان و اعدام و رگبار مسلسل اگر جماعتی می توانستند بر سرِ کار بمانند، اکنون، حضرت سیدعلی بر سریرِ خون نمی نشست تا دست به پولهای بی زبان مردم ببرد و به دختران تن فروش ایرانی که ناگزیر به عیاشی عرب های عراقی و دیگر کشورها تن می سپرند بگوید: تقبل الله!

نه: بند آوردنِ سیل خشم مردم خوزستان، یکی – و تنها یکی – از راه هایش به این است که: سید علی خامنه ای و سرداران همینجوری اما ایرانخوارش، در برابر خشم کف به لبِ مردم ایران و بویژه عرب های خوزستان، دو زانو و با ادب بنشینند و بگویند: ما غلط کردیم که در این چهل سال، نفت را از زیر پای شما بیرون کشیدیم و فروختیم و پولش را خرج مالیخولیایی به اسمِ شیعه گستری و خرج خزعبلی به اسم “رهبر مسلمین جهان”ی خودمان کردیم. ما غلط کردیم که نداری و حق شما را ندیدیم اما پول نفت زیر پای شما را بردیم و ریختیم به حوزه ها و بیوت مراجع پوک مغزی که از مردم ایران تنها موی بیرون زده ی دختران و بانوانشان را می بینند. ما غلط کردیم که بیکاری و بیماری و تن فروشی و اعتیاد و بداخلاقی و کینه توزی را به خانه های شما آوردیم. ما غلط کردیم که لقمه را از گلوی عرب های خودمان بیرون کشاندیم و به گلوی عرب های سوریه و لبنان و عراق و یمن فرو تپاندیم. ما غلط کردیم که گفتیم: اگر قرار باشد یا خوزستان از دست ما برود یا سوریه، شده خوزستان را از دست بدهیم، دست از سوریه نمی کشیم!

ده: این که سیدعلی خامنه ای و سرداران آدمکش و دزدش دو زانو در برابر مردم بنشینند و صورت بخاک بمالند و پوزشخواهی کنند، تنها یکی از راه های مواجهه با آتشفشانی است که صدای غرشش، کم کم به گوش می رسد. صدای غرش این آتشفشان و بیرون زدن گدازه هایش که بالا بگیرد، حشدالشعبی های عراق و حزب اللهی های لبنان و فاطمیون افغانستان و مزد بگیرانِ آدمکشی چون سلیمانی و خود سید علی خامنه ای و سرداران ایرانفروشش، در به در بدنبال سوراخی خواهند گشت که آن سوراخ، از نشستن مواد مذاب آتشفشان بر تنِ نرمشان، محافظت کند!

No responses yet

Apr 17 2019

چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی عجیب است؟ – بخش اول

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,حوادث,ملای حیله‌گر

ایران وایر: این سومین بار در شش ماه اخیر است که آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر ایران ظاهرا در مقام دفاع از «صندوق توسعه ملی» برمی‌آید. او آذر ماه سال گذشته در اقدامی بی‌سابقه، کار لایحه بودجه را متوقف کرد و اجازه نداد بودجه پیشنهادی دولت به مجلس شورای اسلامی برود؛ مگر آن که بند الف تبصره یک ماده واحده لایحه بودجه سال ۱۳۹۸ را مطابق خواسته او اصلاح کنند.

او بار دیگر هم در بهمن سال قبل برای «اصلاحات ساختاری» بودجه مهلت چهارماهه تعیین کرد اما بعد از چند روز کاشف به عمل آمد که منظور او اصلاح ساختاری بودجه با محوریت صندوق توسعه ملی است. حالا هم که در اقدامی کم‌سابقه، نامه «حسن روحانی» را با این لحن نسبتا تند برگردانده است: «مطلعید که استفاده از صندوق توسعه ملی صرفاً در صورت مسدود بودن راه‎های دیگر ممکن است…»

اگر تخته اقتصاد و سیاست را لوح پاک فرض کنیم، رهبر ایران به اعتبار این سه اقدام، یک اصلاح‌طلب تمام عیار به نظر می‌رسد که کمربند خود را برای مقابله با بی‌انضباطی‌های مالی دولت سفت کرده است. اما اگر عینک ساده‌انگاری را از چشم برداریم و به زمینه در هم ریخته اقتصاد و جامعه ایران نگاه کنیم، «تردید» خوش‌بینانه‌ترین و «نگرانی» واقع‌گرایانه‌ترین واکنش به موضع‌گیری‌های اخیر او است.

انگیزه آیت‌الله خامنه‌ای با سابقه ‌هم‎دستی در تاراج حساب ذخیره ارزی و نیت او برای دفاع از صندوق توسعه ملی چیست؟ آیا یک حرفی از مشاوران جوان خود شنیده است و قصد اظهار فضل اقتصادی دارد‌ یا قصد او عوام‌فریبی است و سعی می‌کند دل آزرده هوادارن اقتصاد آزاد را به دست آورد؟ چه‌بسا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد! آیا هدف او زیاد کردن عمق سقوط دولت روحانی است یا فکر روز مبادا و تامین منابع مالی برای جنگ‌های غیر منظم است؟‌

هرچه هست، هم سوابق و هم شواهد و قرائن جایی برای خوش‌بینی باقی نمی‌گذارند چنان‎که بازخوانی آن‎ها سایه سنگین تردید و نگرانی را بیش از پیش گسترده می‌کند.

چرا دفاع رهبر ایران از صندوق توسعه ملی عجیب است؟

۱- هم دستی با احمدی‌نژاد

دفاع رهبر ایران از صندوق توسعه ملی به این دلیل ساده که سابقه حمایت او از بزرگ‌ترین تاراج صندوق ذخیره ارزی از یاد نرفته است، عجیب به نظر می‌رسد. اصلا فلسفه وجودی صندوق توسعه ملی و تغییر ساختار صندوق ذخیره ارزی، جلوگیری از تکرار دست‌درازی‌های «محمود احمدی‌نژاد» تحت حمایت مطلق رهبر ایران به منابع ارزی بود. در یک قلم، رییس‌جمهوری وقتِ محبوب رهبری در اوج درآمدهای ارزی ایران،۳۰درصد حساب ذخیره ارزی را برای راه‌اندازی «صندوق مهر رضا» برداشت کرد.
در آن هنگام، نه‌تنها آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به این مساله واکنش نشان نداد بلکه در سخن‌رانی‌های متعدد خود تمام‌قد از آن دفاع می‌کرد. او آن را جزو نقاط قوت دولت نهم می‌دانست و از احمدی‌نژاد می‌خواست صندوق مهر رضا را به مثابه یک دست‎آورد بزرگ به شکل «هنرمندانه» برای مردم تبلیغ کند: «یک نکته‌ دیگر هم کارهای خوبی است که در زمینه‌ اقتصاد انجام گرفته؛ مثل این “سهام عدالت”، ادامه‌ طرح‌های نیمه تمام، نوع عدالت در ارایه‌ تسهیلات بانکی، صندوق مهر رضا و امثال این‎ها. محتوا و فواید این کارها را با شکل صحیح برای مردم بیان کنید تا معلوم شود این کارها انجام گرفته است. البته ما بارها گفته‌ایم آمدن و نشستن و پشت میکروفون یا جلوی دوربین حرف زدن، این کافی نیست، یک مقداری برنامه‌سازی و ارایه مطلب به شکل هنرمندانه لازم است.»

پس از بریز و بپاش‌های دولت وقت بود که مجمع تشخیص مصلحت نظام پا به میان گذاشت و بحث تشکیل «صندوق مستقل توسعه ملی» را پیش انداخت. کار تشکیل صندوق تا سال ۱۳۸۹ طول کشید. برای اولین بار در لایحه بودجه این سال صحبت از تشکیل آن به میان آمد و صندوق تشکیل شد.

کار صندوق مهر رضا، پرداخت وام ازدواج و وام به طرح‌های زودبازده تعریف شد؛ طرح‌هایی مطلقا شکست‌خورده که میزان انحراف از اهداف آن حدود ۸۰ درصد بود. این طرح‌ها زمینه‌ساز آشفتگی‌های بزرگ مالی در سال‎های آینده شدند؛ هرج و مرجی بزرگ که بخشی از اقتصاد فروپاشیده امروز ایران میراث‌دار آن است.

فراموش نکنیم که هدف از صندوق مهر رضا، اصلاح نظام وام‌دهی و تغییر اولویت‌ در پرداخت تسهیلات نبود بلکه دست‌درازی به ۳۰ درصد منابع ذخیره شده ارزی بود؛ منابعی که امروز در شرایط ورشکستگی دولت، علی خامنه‌ای اجازه استفاده از آن را نمی‌دهد و از حسن روحانی می‌خواهد که کسری درآمد خود را از منابع عمومی بودجه تامین کند.

این البته فقط نقل زمان احمدی‌نژاد نیست، تجربه سال‌های اخیر هم نشان داده است که رهبر ایران اصولا مشکلی با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی ندارد.

۲- نهادهای نظامی؛ شکم‌های بزرگ، دهان‌های باز

علی خامنه‌ای پارسال بر اساس «قانون بودجه» مصوب سال ۱۳۹۷، هنگام بررسی لایحه بودجه این سال، مجلس را وادار به تصویب برداشت ۲.۵ میلیارد دلار از منابع صندوق توسعه ملی برای تقویت بنیه دفاعی کرد. این در حالی است که نهادهای نظامی در ایران به واسطه سیطره بر اقتصاد کشور، خود صاحب منابع درآمدی مستقل و قدرتمندی هستند که آن‌ها را حداقل از دست‌درازی به صندوق توسعه ملی بی‌نیاز می‌کند. اما طمع مالی و سیاسی رهبر ایران و نهادهای نظامی زیر نظر او حد ندارد چنان‎که هر جا فرصت تقسیم غنائم است، نهادهای نظامی جلوی صف قرار دارند؛ از بلعیدن اقتصاد رسمی و غیررسمی تا بودجه عمومی، بودجه متفرقه و منابع صندوق توسعه ملی.

حتی برای بودجه امسال هم در حالی که به دلیل شرایط خاص کشور، دولت پیشنهاد کرده بود قید واریز سهم صندوق توسعه ملی را بزند، آیت‌الله خامنه‌ای تمام قد ایستاد و به قیمت توقف بودجه، دولت را مجبور کرد لایحه بودجه را آن طور که او می‌گوید، اصلاح کند.

ظاهرا این کار رهبر ایران، دفاع از صندوق بود اما در باطن و دقت در جزییات نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای عملا با این کار، منابع آزاد شده صندوق در سال جاری را به سمت و سویی که می‌خواهد، هدایت می‌کند؛ یعنی از ۴۰ هزار میلیارد تومان آزاد شده با عنوان سقف دوم بودجه، ۲۰ هزار میلیارد تومان (حدود چهاردرصد کل منابع بودجه) مستقیم به حساب ستاد کل نیروهای مسلح برود تا بدون نظارت و بی‌آن که به کسی جواب بدهد، در هر کجا که خواست هزینه کند.
جالب این که تحقیقات «ایران‎وایر» پس از رونمایی بودجه سال ۱۳۹۸ نشان می‌دهد از ۲۰ هزار میلیارد تومان باقی‌مانده هم باز چهار هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر سهم نهادهای نظامی و امنیتی است و چیزی حدود ۳۰۰ میلیارد تومان به نهادهای مذهبی و تبلیغاتی می‌رسد.

مطالب مرتبط:

رمزگشایی از «رهنمودهای رهبری» برای بودجه ۹۸

چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی ترسناک است؟- بخش دوم

رهبر ایران و نهادهای زیر نظر او در شش سال گذشته از کارشکنی برای دولت فروگذار نکرده‌اند. از مجادلات لفظی گذشته تقریبا می‌توان رد کارشکنی را در تمام طرح‌های خرد و کلان دولت دید؛ از کارشکنی در «برجام» و عادی‌سازی روابط با غرب -حتی اروپا- گرفته تا تامین هزینه مدیریت بلایای طبیعی.

در همین زمینه می‌توان پاسخ رد رهبر ایران به درخواست رییس‌جمهوری برای استفاده از منابع صندوق توسعه ملی را برای جبران خسارت‌های سیل تحلیل و ارزیابی کرد.

آیا به جز صندوق توسعه ملی، چیزی برای جبران خسارت سیل وجود دارد؟

کمی حساب و کتاب نشان می‌دهد حتی روی کاغذ هم جبران خسارت‌های سیل اخیر از منابع جاری و عمرانی بودجه شبیه شوخی است.

۱- پنج درصد بودجه یعنی چه؟

رهبر ایران در نامه خود به «حسن روحانی، از او خواسته است تا هزینه‌‌ها را پیش از هر چیز، از محل پنج درصد مقرر در بودجه عمومی تامین کند.

بند «م» ماده ۲۸ «قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲)» سقف برداشت تن‌خواه برای وقوع حوادث غیرمترقبه، از جمله خشک‌سالی و سیل را تا سه درصد بودجه عمومی افزایش داده است. این تن‌خواه باید تا پایان همان سال از محل‌صرفه‌جویی در اعتبارات عمومی و یا اصلاح بودجه تسویه شود.

از سوی دیگر، در این قانون الحاق سقف برداشت از تن‌خواه بودجه عمومی در «قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران» هم از ۱.۲درصد به دو درصد افزایش پیدا کرده است.

اگر این دو را با هم جمع کنیم، دولت می‌تواند امسال پنج درصد منابع عمومی بودجه سال ۱۳۹۸ را صرف جبران خسارت سیل کند؛ چیزی در حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان.

این عدد در بهترین حالت، حدود یک سوم برآوردهای اولیه خسارت سیلی است که به گفته وزیر کشور، تا این جای کار چیزی در حدود ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان خسارت روی دست دولت گذاشته است.

۲- ظرفیت بودجه عمرانی چه قدر است؟

رهبر ایران هم‎چنین از جابه جایی بودجه عمرانی صحبت کرده که با احتساب بودجه عمرانی متفرقه و استانی، چیزی در حدود ۸۵ هزار میلیارد تومان است. از این میزان، بیش از ۱۳ هزار ۵۰۰ میلیارد تومان هم بودجه عمرانی اختصاصی است؛ مثلا بودجه عمرانی «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا» ۱۰ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده که به طور اختصاصی، از محل درآمدهای خود این نهاد بدون واریز به حساب خزانه در همین قرارگاه هزینه می‌شود. بنابراین، بودجه عمرانی واقعی در سال ۱۳۹۸ چیزی در حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان است که تصور تحقق آن محال است.

در شرایط نسبتا پایدار سال ۱۳۹۷، فقط ۴۴ درصد بودجه عمرانی تحقق پیدا کرد. امسال قطعا با توجه به شرایط خاص کشور و مشکلات تامین منابع نفتی و مالیاتی و نیز افزایش هزینه‌های جاری مثل حقوق کارمندان و بازنشستگان، حتی اگر ۴۰درصد بودجه عمرانی هم تحقق پیدا کند، جای امیدواری است. با این حساب، وقتی از جابه‌جایی بودجه عمرانی صحبت می‌شود، حرف از چیزی در حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان در بهترین حالت ممکن است؛ یعنی اگر کل بودجه عمرانی کل کشور هم به جبران خسارت‌های سیل اختصاص پیدا کند، باز کم‎تر از رقم مورد نیاز است. ضمن آن که کل خسارت‌های سیل، عمرانی نیست. بخش عمده‌ای از خسارت‌ها، کمک‌های نقدی و جاری به مردمی است که جان و مال خود را در جریان سیل از دست داده‌اند.

۳- چاپ پول؟

منبع سوم پیشنهاد آیت‌‌الله خامنه‌ای هم استفاده از بیمه و تسهیلات بانکی است. بیمه خصوصی که در ایران بیش‌تر به شوخی می‌ماند اما معنی بیمه دولتی و تسهیلات بانکی هم چیزی جز استفاده از منابع مالی (استقراض) نیست. این در حالی است که کل منابع مالی دولت در سال ۱۳۹۸، حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود که خود این رقم هم به اندازه کافی نگران‌کننده است. در واقع، ترجمه ساده آخرین پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای برای تامین خسارت سیل، چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی است که حتما شدت و زمان پدیدار شدن آثار تورمی آن زودتر از استفاده از منابع صندوق توسعه ملی است. در چنین شرایطی، صحبت‌های رییس بانک مرکزی و رییس‌جمهوری ایران برای استفاده از منابع صندوق توسعه ملی قابل درک است.

دولت ایران امسال برای تامین حقوق و مزایای کارمندان و بازنشستگان هم با مشکل مالی رو‌به‌رو است؛ آن هم در شرایطی که هیچ راه‎کاری برای جذب سرمایه‌گذاری یا حتی کمک خارجی وجود ندارد. روحانی عملا برای فروش نفت در مضیقه تحریم‌های امریکا علیه ایران است و رکود اقتصادی نیز موجب شده است تا امیدی به درآمدهای عمومی (عمدتا مالیاتی) نباشد. این وضعیت یک بن‌بست تمام عیار به شمار می‎رود که رهبر ایران حتی حاضر به پذیرش آن نیست.

در چنین شرایطی، واکنش تند و بی‌سابقه علی خامنه‌ای را می‌توان به حساب کارشکنی برای دولت نوشت. چرا که تجربه و سابقه نشان داده است رهبر ایران در استفاده از منابع ذخیره ارزی برای سازمان‌های ثروتمند نظامی، صداوسیما و نهادهای تبلیغاتی و دینی و حتی صندوق مهر رضا، در حد دست‌درازی به ۳۰ درصد ذخایر ارزی مشکلی ندارد اما حالا در شرایط بحرانی که سیل امان مردم ایران را بریده است، مته به خشخاش می‌گذارد.

ترس از ترک‌تازی رهبری و سپاه زیر نظر او

در چنین شرایطی، میدان برای ترک‌تازی نظامیان و منتقدان با نفوذ دولت باز و فراخ است. علاوه بر نمایش‌های سیاسی، نهادهای قدرتمند و ثروتمند زیر نظر رهبری، از همه مهم‌تر سپاه، می‌توانند از آب گل‌آلوده ماهی بگیرند؛ یعنی هم مستقیما وارد میدان شوند و وجهه خود را در جامعه بازسازی و هم منابع صندوق توسعه ملی و ذخایر ارزی را برای روز مبادا نزد خود حفظ کنند.

به فرض تداوم شرایط فعلی، این بازی دست کم دو اثر مخرب دارد؛ یکی سیاسی است که باعث بی‌اعتباری بیش‎تر دولت می‌شود و و دیگری اقتصادی است. تزریق نقدینگی انباشته ریالی سازمان‌های اقتصادی بزرگ مثل سپاه، آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام قطعا باعث هرج و مرج بیش‎تر در ساختار اقتصاد متلاشی ایران می‌شود و عمق رکود تورمی کنونی را افزایش می‌دهد.

اما اگر فرض کنیم که شرایط کنونی تداوم نداشته باشد، منابع ارزی به رهبر ایران و سپاه زیر نظر او اجازه می‌دهند در شرایط بحرانی بتوانند هزینه‌های جنگ‌های نامنظم را تامین کنند. این بدترین سناریوی متصور برای ایران و ترسناک‌ترین حالتی است که فراتر از یک نامه‌نگاری ساده یا تسویه‌حساب‌های سیاسی در جمهوری اسلامی، تهدیدی برای آینده ایران در کوتاه‌مدت خواهد بود.

مطالب مرتبط:
چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی عجیب است؟ – بخش اول

رمزگشایی از «رهنمودهای رهبری» برای بودجه ۹۸

No responses yet

Apr 15 2019

هدف اصلی از حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران چیست؟ گفتگو با علی کشتگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران با عنوان کمک به مناطق سیل زده استان خوزستان با انتقادهای بسیاری در شبکه های اجتماعی و از سوی گروههای مخالف حکومت اسلامی روبرو شده است. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، حضور هر نیروی خارجی در ایران باید با تصویب قوه مقننه و تأیید آن از سوی دیگر نهادها و مقامات مندرج در قانون اساسی باشد. نیروهای عراقی حشدالشعبی با چه مجوزی وارد خاک ایران شده اند؟ علی کشتگر، فعال سیاسی مقیم فرانسه می گوید: “مگر جمهوری سامی به قوانین احترام می گذارد. نظام اسلامی، نیروهای حشدالشعبی را نیروهای خودی می دانند که نیاز به مجوزی برای ورود به خاک کشور ندارند… آنها علیرغم بخش بزرگی از مردم ایران، به عنوان امت اسلامی محسوب شده و مورد اطمینان کامل رژم اسلامی هستند. ”

مقتدی صدر از رهبران گروه های سیاسی شیعه عراق هم از حضور این نیروها در ایران انتقاد کرده و گفته در حالی که مناطق سیل زده در جنوب عراق به کمک های زیادی نیاز دارند، اولویت باید کمک به مناطق آسیب دیده عراق باشد.

برخی این شائبه را مطرح می کنند که با ورود نیروهای حشدالشعبی به بهانه کمک رسانی به سیل زدگان، نظام اسلامی در حال آزمایش ورود نیروهای شبه نظامی خارجی وابسته به خود است تا در هنگام مقتضی و در صورت لزوم در آینده به کمک ماشین سرکوب نظام بیایند.

هدف اصلی از حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران چیست؟ آیا آنان واقعاً برای کمک به مناطق سیل زده به ایران آمده اند؟

برای شنیدن گفتگوی ما با علی کشتگر در باره این موضوع بر روی فایل صوتی بالا کلیک نمائید.

No responses yet

Apr 14 2019

حمله موشکی اسرائیل به سوریه؛ ‘تعدادی ایرانی کشته شدند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: به گفته مرکز نظارت بر حقوق بشر سوریه که مقر آن در بریتانیاست، در جریان آخرین دور حملات اسرائیل به اهدافی در سوریه، تعدادی ایرانی کشته شده‌اند.

ساعتی پیشتر خبرگزاری سانا، وابسته به دولت سوریه، گزارش داده بود که در ساعت دو و ۳۰ دقیقه بامداد شنبه، موشک‌های اسرائیلی به یک پایگاه نظامی سوریه در شهر صیاف اصابت کرده‌اند.

شهر صیاف در استان حما و در شمال شهر دمشق قرار دارد.

سخنگوی ارتش اسرائیل درخواست خبرگزاری فرانسه را برای اظهارنظر درباره این خبر رد کرده است. ایران نیز هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری سانا، سه نفر مجروح و تعدادی ساختمان ویران شدند.

اما مرکز نظارت بر حقوق سوریه می‌گوید که در این حملات، ساختمان‌های یک آموزشگاه نظامی و همچنین دو ساختمان که توسط نیروهای ایرانی استفاده می‌شدند، هدف قرار گرفتند.

بر اساس گزارش این مرکز، یکی از دو ساختمانی که ایرانی‌ها از آن استفاده می‌کردند به توسعه موشک‌های میان‌برد اختصاص داشته و ساختمان دوم نیز، یک محل آموزشی بوده است.

اسرائیل صدها حمله هوایی در سوریه انجام داده که به گفته مقام‌های این کشور همواره نیروهای ایرانی و شبه‌نظامیان حزب‌الله لبنان هدف قرار داده است.
بنیامین نتانیاهو بارها گفته است که به نیروهای ایرانی و لبنانی در سوریه اجازه نخواهد داد تا پایگاهی دائمی برای خود ایجاد کنند

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل بارها به شکل علنی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد تا نیروهای ایرانی و لبنانی در سوریه پایگاه‌های دائمی ایجاد کنند.

آقای نتانیاهو از حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا نیز برخوردار است.

دونالد ترامپ، ماه گذشته ضمن نادیده گرفتن نظر جامعه‌ جهانی درباره بلندی‌های جولان اعلام کرد که حاکمیت اسرائیل را بر این منطقه به رسمیت می‌شناسد.

بلندی‌های جولان بخشی از خاک سوریه است که از سال ۱۹۶۷ میلادی در اشغال اسرائیل است.

ایران و حزب‌الله در جریان جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز شده، در حمایت از بشار اسد، رئیس‌جمهوری این کشور در درگیری‌های این کشور مشارکت کرده‌اند.

روسیه نیز از سال ۲۰۱۵ در حمایت از اسد به این جنگ پیوست.

اسرائیل می‌گوید هدفش از مداخله نظامی در سوریه تنها حمله به ایرانی‌ها و حزب‌الله لبنان است.

No responses yet

Apr 11 2019

ماکرون خواستار آزادی نسرین ستوده و خودداری ایران از بی ثبات کردن خاورمیانه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: کاخ الیزه با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، در گفتگوی تلفنی با حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، از این کشور خواست که از هر گونه “تشدید خشونت یا بی ثبات کردن منطقۀ خاورمیانه” خودداری ورزد.

این گفتگو ساعاتی پس از تصمیم دولت آمریکا مبنی بر گنجاندن سپاه پاسداران در فهرست سیاه سازمان های تروریستی صورت گرفت.

امانوئل ماکرون در گفتگوی تلفنی خود با حسن روحانی تعهد فرانسه و شرکای اروپایی خود را نسبت به توافق اتمی و سازکار مبادلۀ تجاری با ایران اعلام و خواستار “ادامۀ گفتگوی سازنده با تهران بر اساس این توافق و نگاهی روشن نسبت به آیندۀ برنامۀ اتمی غیرنظامی ایران شد.”

در این گفتگو رئیس جمهوری فرانسه نسبت به وضعیت خانم نسرین ستوده وکیل زندانی در ایران ابراز نگرانی و بار دیگر خواستار آزادی او شد. نسرین ستوده به اتهام دفاع از زنان زندانی و مخالف حجاب اجباری در ایران و حضور در دادگاه بدون حجاب اجباری به ١۲ سال زندان و ١۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. نسرین ستوده در سال ۲٠١٢ برندۀ جایزۀ ساخاروف، جایزه آزادی بیان، از سوی پارلمان اروپا شد.

رئیس جمهوری فرانسه خانم ستوده را به عضویت افتخاری شورای مشورتی گروه هفت قدرت اقتصادی جهان در زمینۀ برابری حقوقی زنان و مردان در آورده است. قرار است در نشست آتی شورای مشورتی هفت قدرت اقتصادی جهان برای برابری حقوق زنان و مردان به طور نمادین صندلی خانم نسرین ستوده بصورت نمادین خالی گذاشته شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .