اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Feb 17 2014

ویدئو کلیپ گوگوش؛ یک رخداد در روند ساختن فرهنگی انسانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: روز جمعه ۲۵ بهمن، همزمان با ولنتاین (روز جهانی عشق)، گوگوش ویدئو کلیپ “بهشت” را “با آرزوی روزهایی سرشار از عشق به همه” به دوستداران خود تقدیم کرد.

انتشار این اثر، موجی از اظهار نظرها را در شبکه های اجتماعی در پی داشت.

همانطور که انتظار می رفت، بخشی از اظهارنظرها، توهین ها و حملات به شخص وی یا مضمون ترانه بود. دسته دوم اظهارنظرها، اما منتقدانی بودند که در منتها الیه طرف مقابل، اثر گوگوش را کلیشه ای یا بازتولید کننده همجنسگرا ستیزی و یا “نان به نرخ روز خوردن” دانسته بودند.

جامعه همجنسگرایان ایرانی و مدافعان حقوق همجنس‌گرایان نیز به استقبال این اثر رفتند؛ بسیاری از آنها، حس افتخار، قدرتمند شدن و صاحب صدا شدن را در اظهار نظرهای خود بیان کرده بودند.

در این مقاله کوتاه سعی خواهم کرد پس از بیان مختصر دو نظر اول، تحلیل خود را درباره اینکه چرا “بهشت”، کاری ساختارشکنانه، تاثیرگذار و مفید برای جامعه ایرانی و نیز همجنس‌خواهان ایرانی است بیان کنم.
از فاسد تا اطلاعاتی

بلافاصله پس از انتشار نماهنگ، حملات در دنیای مجازی به گوگوش آغاز شد. عده ای با فحاشی به خواننده و جایگاه او این کار را از منظر اخلاقی، انحراف نامیده و ابراز تاسف و تنفر کرده اند.

برخی او را “فاحشه” یا “اطلاعاتی” نامیدند و از “فساد اخلاق” او گفتند. این گروه، طیف گسترده ای از برخی از وب سایتهای ارزشی تا افراد عادی که با طرح این موضوع مشکل جدی دارند و آن را بر نمی تابند در برمی گرفت.

در طیف عناصر منفرد که برای گوگوش ابراز تاسف و تنفر کرده اند با کلمات و عبارات بسیار تحقیر آمیز علیه همجنس‌گرایان روبرو می شویم.

واژه هایی که برای همه کسانی که درباره این موضوع در طی این سال ها حرف زده اند، واژه هایی آشنا هستند که بار دیگر تکراری تلخ می یابند.

این حملات، یکی از عواقب خطر کردن و حضور در قلمروهای ممنوعه و صحبت کردن از تابوهایی است که در جامعه مذهب زده و سنتی ما همچنان جزو خط قرمزهای اجتماعی محسوب می شوند.
اولترا روشنفکری همجنس‌گرا گریز؟

گروه بزرگی از منتقدان، عمدتا از منظر روشنفکری، با اشاره به دو عبارت “منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست” و ” ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم” آن را بازتولید کلیشه های جنسیتی موجود دانسته اند.

نقد این گروه این است که ترانه، با گنجاندن این دو عبارت، در واقع عشق و هستی همجنس‌خواهانه را یک “نباید” و انتهای آن را “تاریکی” دانسته و به ضد هدفی که ادعا می کند بدل شده است.

به نظر می رسد این عده یا گرفتار شعارند و یا از این حس تجربه شده که زندگی های بسیاری را تباه کرده بسیار دور هستند، و یا در بهترین حالت، از یک ترانه انتظار پاسخ به همه معضلات را دارند.

اگر به این ترانه به عنوان بیان حس‌های واقعی از زبان دو نفر که درگیر عشقی ممنوعه هستند نگاه کنیم، این تردید و باید و نباید، پرسشی روزمره است.

پرسشی که گاه با اشک و اندوه و گسست های به اصطلاح “منطقی” همراه است؛ با تن دادن به ازدواج هایی ناخواسته و یا با تنفر از خود و نفی و انکار احساسات.

تحقیقاتی که شش رنگ (شبکه لزبین ها و ترنس جندرهای ایرانی) در مورد زیست همجنس‌گرایانه و عمل های تغییر جنسیت در ایران انجام داده، نشان می دهد که چگونه جامعه، خانواده و نهادهای گوناگون دولتی به طور مداوم همجنسگرایان و ترنس‌جندرها را به عنوان “منحرف” یا “بیمار” دسته بندی کرده و مورد بازخواست قرار می دهند.

چالشی که در بسیاری از موارد به زیر سوال بردن هویت جنسی و تنفر از خود، بدن و یا گرایش جنسی را در پی دارد. کسی که این تجربه را می شناسد، می داند که در این ترانه، از یک عشق و “تلخی” و ممنوعیت واگویی آن می شنویم.

همانطور که گفته شد، گروه دیگری از منتقدان نیز گوگوش را “نان به نرخ روز خور” خوانده یا مواضع سیاسی او را نقد کرده اند.

کیست که نداند هر چقدر میزان تاثیر گذاری و شناخته شدن افراد بیشتر باشد و “صاحب صدا” باشند، می توانند بیشتر سرمایه نمادین خود را در خدمت شکستن ساختارهای کهنه و تنگ به کار گیرند.

از این منظر است که باید از کسانی که کار با ارزش گوگوش را “نان به نرخ روز خوردن” قلمداد می کنند، پرسید: آیا به راستی سخن از عشق همجنس‌خواهانه ، این روزها “نانی” دارد؟ من به عنوان فعال حقوق همجنس‌گرایان و محقق این حوزه می دانم که سختی های این راه کدام است.

داستانهای زیاد ثبت نشده ای وجود دارد از طرد و حذف و نگاه هایی که دل آدم را به درد می آورند ولی نمی توانی ثابت کنی که نشات گرفته از “هموفوبیا” ی موجود است، در دل هر یک از ما وجود دارد.

داستانهایی که نشان می دهد چگونه هویت جنسیتی و گرایش جنسی و یا حتی ظاهر غیر کلیشه ای یک فرد می تواند زندگی، مناسبات و روابط اجتماعی، خانوادگی و حرفه ای او را تحت الشعاع قرار دهد و دچار زلزله ای سهمگین کند.

حملات در دنیای مجازی بلافاصله پس از انتشار این ترانه نیز مثال خوبی برای هزینه هایی است که حرف زدن از این تابوی فرهنگی-اجتماعی حتی برای شخصی در جایگاه گوگوش دارد.

وجه مشترک همه این نقدها، چه آنها که گوگوش را نان به نرخ روز خور خوانده اند و چه آنها که او را بازتولید کننده ارزش های موجود می دانند، تلاش برای بی اعتبار کردن و یا در حاشیه قرار دادن موضوع این ویدئو کلیپ و دفاع آشکارش از همجنس‌گرایان است.

اینها شک ما را بر می انگیزد که آیا همجنس‌گراستیزی پنهانی تحت لوای گفتارهای اولترا-روشنفکرانه وجود دارد؟

چرا که از سوی این بخش از منتقدان، تاکنون هیچگاه به بسیاری از آثار هنری هترونورماتیو (هنجارانگاری دگرجنس‌گرایی)، نقدهای اینچنینی ابراز نشده بود.
چرا “بهشت”، مهم است؟

این اولین بار است که هنرمندی در جایگاه گوگوش و میزان شهرت و اعتبار هنری او دست به چنین تابوشکنی می زند.

گوگوش که خود به عنوان یک زن و یک هنرمند سالها به حاشیه رانده شده بود، امروز حنجره اش فریادگر حس به حاشیه رانده شدگان می شود.

او در این کلیپ، شرم را به چالش می گیرد و آشکارسازی می کند. او به همراه کارگردان و ترانه سرا از شعار به دور هستند؛ حس این شعر، واقعیت تلخ زندگی همه همجنس‌گرایانی است که سالها با خود و جامعه اطرافشان درگیر بوده اند.

ترانه بهشت، انسانی است و با دنیای “بافتن و یافتن” واژه بیگانه است، بی پرده ترس و تعلقات محدود کننده را به یادمان می آورد، شادی های یک زن همجنس‌خواه را نشان میدهد، رقص در چمن و دنبال راهی ” واسه کندن از این برزخ” گشتن، و وا گویی ترسی دائمی، ترس از رانده شدن دوباره از بهشت.

این ترانه و ویدئو کلیپ گوگوش ساختار شکنانه است، چرا که از ساختارهای دگرجنس‌گرایانه ترانه های عاشقانه تاکنونی و یا ترانه های عاشقانه عرفانی غیر جنسی، خارج می شود و بیان عشقی ممنوعه می شود.

ترانه به روشنی از تردیدها و بن بست های عشقی می گوید که زیر بار رنج و ممنوعیتی صدها ساله کمر خم کرده است.

گوگوش با این ترانه خود بر روی صحنه ای که ناظر و در عین حال بیانگر یک عشق همجنس‌خواهانه است، دوستداران خود را به چالش با واقعیتی موجود فرا می خواند. چالشی که ضرورتا طرفداران بیشتری برای وی رقم نخواهد زد.

برای انتشار این ویدئو کلیپ، لازم نیست خواننده، خود چنین عشقی را تجربه کرده باشد یا نه.

مهم این است که او با بیان این “حق آزادی عشق برای همه” فرهنگ تفاهم و پذیرش “دیگری” را گسترش می دهد.

جامعه ما که سالیان سال از سیاست طرد و حذف، آسیب های جدی خورده، بیش از هر زمان نیازمند تولیدات هنری، علمی، فلسفی و گفتمانی است که به فرهنگ “مدارا” و در عین حال “مقاومت” در مقابل بی عدالتی توجه نشان دهد و بر آن تاکید کند. در این ویدئو کلیپ ما با چنین نگاهی روبه رو می شویم.

این ترانه در عین اینکه ساختار شکنانه است باید به ترانه ای معمولی و عادی بدل شود. بیان عشق و زیست همجنس‌خواهانه باید جای شایسته خود را در هنر و ادبیات آنقدر باز کند تا “عادی” شود، با این ترانه گوگوش این روند آغازی قدرتمند یافته است.

در این “عادی سازی” است که هموفوبیا یا همجنس‌گرا ستیزی به چالش کشیده می شود و عشق به همجنس جزئی از تصویر زندگی انسانی می شود، با همه ضعف ها و قوت های یک رابطه انسانی.

این ترانه، امتیاز ویژه ای به عشق همجنس‌خواهانه نمی دهد اما امتیازهای تاکنونی” عشق دگرجنس‌گرایانه” را به عنوان تنها راه ابراز عشق و تنها مدل عاشق بودن، از آن باز پس می گیرد.

در این بازپس گرفتن امتیازات است که “ما” دیده می شویم بدون اینکه در “حاشیه” باشیم. این ویدئو کلیپ باید برای هنرمندان و اهل سیاست، راهگشای طرح عریان این موضوعات باشد.

روایت زندگی همجنس‌خواهان و به ویژه زنان لزبین نباید روایت هایی “نهان” باقی بمانند، جامعه ما باید گوشش را برای شنیدن این روایات در قالب شعر، داستان، نقاشی، ترانه، فیلم و … بیش از پیش باز کند.

این اقدام گوگوش نشانه ای ست برای اینکه “انکار” ما دیگر ممکن نیست. و گوگوش این موضوع را صریح و بی پرده در مقابل چشمان جامعه ای نا آگاه و اسیر تابوها و خرافات می گذارد.

بحث های شبکه های اجتماعی طی تنها بیست و چهار ساعت پس از علنی شدن این کلیپ در صفحه فیسبوک گوگوش با بیش از نزدیک به دو میلیون کاربر، و پخش آن در رسانه های پر بیننده، جامعه ای را مورد خطاب قرار می دهد که دسترسی به آن برای مدافعان حقوق همجنس‌گرایان دشوار و حتی ناممکن بود.

بحث ها درباره این ویدئو کلیپ، همچنین می تواند به عنوان یک رخداد در روند ساختن فرهنگی انسانی به کار آید.

بسیاری پس از تماشای این ویدئو کلیپ برای اولین بار می فهمند تنها نیستند و عشقشان نه “گناه آلود” که واقعیتی زمینی است که می توانند در یک سالن کنسرت یا در خیابان و مترو آن را زندگی کنند.

No responses yet

Feb 17 2014

استاد شجريان: ۱۴۰۰سال است اسلام با هنر ما کنار نيامده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

No responses yet

Feb 16 2014

تعطیلی روزنامه عراقی منتشرکننده کاریکاتور علی خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیو فردا: – ایلیا جزایری
بمب‌گذاری و تظاهرات، روزنامه عراقی «الصباح الجديد» را که اقدام به انتشار کاريکاتوری از آيت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، کرده بود، مجبور به تعطيلی کرد. در اين میان، شوراهای روزنامه‌نگاری، مقام‌های عراقی را به عدم حمايت از تحريريه و روزنامه‌نگاران اين نشریه متهم کرده است.

ماجرا از آنجا آغاز شد که روزنامه «الصباح الجديد» حدود دو هفته پيش در يکی از شماره‌های خود، کاريکاتوری از آيت‌الله علی خامنه‌ای منتشر کرد.

در اعتراض به انتشار اين کاريکاتور، روز دوشنبه، ۲۱ بهمن ده‌ها نفر در ميدان فردوس بغداد پايتخت عراق دست به تظاهرات زدند. برخی منابع از جمله سايت «ايلاف» تظاهرکنندگان را وابسته به گروه «عصائب اهل الحق»، نزديک به جمهوری اسلامی ايران معرفی می‌کنند.

تظاهرکنندگان به آنچه تعرض به «چهره‌ها و مراجع دينی» ناميده‌اند، اعتراض کردند. آن‌ها همچنين پلاکاردهايی در محکوميت «جسارت» به آيت‌الله خامنه‌ای، حمل می‌کردند. تظاهرکنندگان تاکيد کردند که مراجع دينی «خط قرمز» هستند که اجازه تعرض به آن‌ها داده نمی‌شود.

بمب‌گذاری روبروی روزنامه

در راستای حملاتی که عليه روزنامه «الصباح الجديد» صورت گرفت، سه بمب، اين روزنامه را هدف قرار داد. يک بمب دوشنبه شب در آستانه در ورودی روزنامه در منطقه الوزيريه در مرکز بغداد منفجر شد. دو بمب ديگر نيز که روبروی در روزنامه کار گذاشته شده بود، توسط نيروهای امنيتی خنثی شد.

اسماعيل زاير، سردبير «الصباح الجديد» در اين باره به خبرگزاری دولتی عراق گفت: «سه بمب روبروی در ورودی ساختمان روزنامه کار گذاشته شد که يکی از آن‌ها منفجر شد که منجر به شکستن شيشه‌ها و نمای بيرونی ساختمان شد. کار‌شناسان مواد منفجره هم دو بمب ديگر را خنثی کردند.»

او همچنين از تهدید کارکنان روزنامه خبر داد و گفت: «پيش از اين طرف‌های نا‌شناسی ما را تهديد کرده بودند. آن‌ها می‌گويند که کاريکاتوريست و ديگر کارکنان روزنامه را مورد حمله قرار خواهند داد.»

زاير درباره کاريکاتور منتشره افزود: «کاريکاتور در ويژه‌نامه‌ای درباره انقلاب ايران چاپ شده که اتفاقا تصوير مثبتی درباره رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه‌ای ارائه داده است.»

سردبير روزنامه «الصباح الجديد» ادامه داد: «ما قصد اهانت به رهبر جمهوری اسلامی را نداشتيم، اما يکی از پناهندگان عراقی در سوئد ماجرا را جعل کرد و تصويری غير واقعی از آنچه ما منتشر کرديم ارائه داد به گونه‌ای که گويا ما به چهره‌های انقلاب ايران و به ويژه آقای خامنه‌ای اهانت کرده‌ايم.»

زاير همچنين در مصاحبه با شبکه «السومريه نيوز» سفارت ايران در بغداد و يکی از شخصيت‌های عراقی را متهم به بسيج کردن گروه‌هايی برای حمله به روزنامه «الصباح الجديد» ‌ کرد.

تهدید «تندرو‌ها»

تحريريه روزنامه الصباح جدید در بیانیه‌ای، افراد و گروه‌هايی را که «تندرو» ناميد، متهم به تهديد کادر خود کرده است. این روزنامه همچنين از انتشار این کاريکاتور، پوزش خواست.

در اين بيانيه آمده است: «الصباح الجديد همواره کاريکاتورهايی از شخصيت‌های سياسی و دينی عراقی و غير عراقی در ويژه‌نامه‌ای که هر هفته منتشر می‌کند، چاپ کرده است.»

اين بيانیه افزوده است: «الصباح الجديد در معرض اتهام‌های غير صحيح و تهديد از سوی برخی گروه‌های تندروی دينی به خاطر انتشار کاريکاتور رهبر انقلاب ايران آقای علی خامنه‌ای قرار گرفته است. آنچه که کشيده شده يک پرتره فنی است نه کاريکاتور، آن هم در يک پرونده بزرگی که در سی و پنجمين سالگرد انقلاب ايران منتشر شده است.»

بنا بر اين بيانيه، روزنامه و کادر آن، در معرض حملات تندی در شبکه‌های اجتماعی از سوی هواداران ايران و احزاب شيعه عراقی قرار می‌گيرد که آنها را تهديد به انتقام‌جویی به خاطر آنچه «اهانت به رهبر ايران» نامیده‌اند، می‌کنند.

اين بيانيه ادامه داده است: «زهير الاعرجی نماينده پارلمان عراق از ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی نخست وزير در يک نطق تلويزيونی تهديد به محاکمه روزنامه کرده است؛ اقدامی که در صورت حصول، بايد از سوی سفارت ايران صورت می‌گرفت نه نماينده عراقی.»

در پايان اين بيانيه آمده است: «با وجود اطمينان از این که آنچه منتشر کرديم هيچ اهانتی به آقای خامنه‌ای که جايگاه انسانی و دينی بزرگش را مورد احترام قرار می‌دهيم در بر نداشت، تحريريه روزنامه اقدام به تماس به سفارت ايران گرفت تا موضوع را برای مقام‌های ايرانی تشريح کرده و سوء تفاهم را رفع کند.»

با وجود پوزش خواهی تحريريه و همچنين توضيح و پوزش خواهی سردبير روزنامه «الصباح الجديد» ‌ در يادداشتی که در سايت روزنامه منتشر کرد، اما همچنان کارکنارن اين روزنامه موفق به حضور در محل کار خود نشدند. آن‌ها نهادهای امنيتی را به شانه خالی کردن از حمايت خود متهم می‌کنند.

روزنامه «الصباح الجديد» قبلا کاريکاتور آيت الله علی سيستانی از مراجع شيعه در نجف را هم در صفحات خود چاپ کرده بود، اما آن اقدام منجر به اعتراضی نشد.

سفارتخانه ايران در بغداد، تاکنون هيچ واکنشی رسمی به اين ماجرا نداشته است.

No responses yet

Feb 16 2014

دو نفر در گلشهر کرج در برابر دیدگان مردم به دار آویخته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: صبح امروز، شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲، دو نفر با هویت‌های “ا – ر” ۲۳ ساله و “ن -ج” ۳۷ ساله، در گلشهر کرج در ملاعام به دار آویخته شدند.

خبرگزاری فارس اتهام این افراد را آدم‌بایی، سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف معرفی کرده است.

همین خبرگزاری به نقل از حسین حقیقی، فرمانده نیروی انتظامی کرج نوشته است: “اجرای حکم این دو نفر، درس عبرتی است برای کسانی است که سودای چنین جرایمی را در سر دارند.”

پنجشنبه گذشته هم دو نفر دیگر در شیراز به اتهام آدم‌ربایی و تجاوز، در ملاعام اعدام شده بودند.

“اعدام در ملاعام”، از جمله انتقادهای جدی نهادهای حقوق بشری به مقام‌های جمهوری اسلامی است.

بر پایه برآوردهای گزارشگران سازمان ملل، ظرف سال گذشته میلادی، دستکم ۶۵۲ مورد حکم اعدام در ایران اجرا شده است که برخی از آنها نیز در ملاعام بوده است.

No responses yet

Feb 16 2014

تدبیر دولت روحانی با شبکه ملی- اینترنت اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

خودنویس: دبیر شورای‌عالی فضای مجازی از تدوین طرح جامع اینترنت اسلامی خبر داد و گفت که این شورا به وزارت ارتباطات مهلت یک ماهه داده است تا سیاست‌های شبکه ملی ارتباطات را به مرکز ملی فضای مجازی ارائه کند.

به گزارش مهر ، محمدحسن انتظاری هدف از راه اندازی شبکه ملی ارتباطات را سالم‌سازی فضای مجازی عنوان کرد و گفت که گسترش هویت اسلامی از مهم‌ترین مباحث اساسی کشور است.

وی درباره نحوه تدوین طرح جامع اینترنت سالم گفت: «اعضای فرهیخته‌ای در کارگروه تخصصی فرهنگی اجتماعی در حال تهیه سیاست راه‌بردی این بخش هستند که پس از تدوین نهایی به صحن شورای‌عالی فضای مجازی برده می‌شود.»

انتظاری طرح جامع اینترنت سالم در دولت حسن روحانی را متفاوت از طرح «اینترنت پاک» دولت دهم می‌داند و می‌افزاید که در این طرح مجموعه‌ای از چند نظام از جمله پالایش، محتوا و آموزش اجرا خواهد شد.

وی درباره نحوه و چگونگی پالایش فضای مجازی اطلاعات بیشتری به خبرنگاران نداده است.

دبیر شورای‌عالی فضای مجازی با اعلام این‌که مصوبه این شورا درباره شبکه ملی اطلاعات به وزارت ارتباطات ابلاغ شده، گفت: «این وزارت‌خانه ظرف یک ماه آینده زمان خواهد داشت تا سیاست‌های تعرفه‌ای این شبکه، نحوه رقابت پذیربودن و سیاسته‌ای رقابتی آن را در قبال سایر شبکه‌های موجود در کشور به مرکز ملی فضای مجازی ارائه کند.»

وی در این‌باره افزود: « وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات موظف به تکمیل زیرساخت‌های شبکه ملی اطلاعات است و نحوه تامین پهنای باند دسترسی به اینترنت و شرایط مرتبط با این شبکه باید از سوی وزارت ارتباطات ارائه و به الزامات پاسخ داده شود.»

بحث شبکه ملی اينترنت یا همان شبکه ملی اطلاعات در سال ۸۴ و در ابتدای دولت احمدی نژاد مطرح و مهم‌ترین علت راه اندازی این شبکه کاهش وابستگی به شبکه جهانی اینترنت اعلام شد.

بنا بر اطلاعات رسمی منتشر شده از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شبکه‌‌ ملی اطلاعات متشکل از زیرساخت‌های ارتباطی، مراکز داده‌ی توسعه یافته داخلی دولتی و غيردولتی و هم‌چنين زيرساخت‌های نرم‌افزاری است که در سراسر کشور اجرا خواهد شد. اين شبكه ظرفیت لازم برای «نگهداری و تبادل امن اطلاعات داخلی درکشور به منظور توسعه‌ی خدمات الکترونیکی» و «دسترسی به اینترنت» از طريق بستر ارتباطی باند پهن‌ سراسری برای کاربران خانگی، کسب‌ وکارها و دستگاه‌های اجرایی را فراهم می‌كند.

No responses yet

Feb 13 2014

موضوع داغ و جهانی توییتر: مرزبانان اسیر ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: ربوده شدن ۵ مرزبان ایرانی به یکی از ۱۰ موضوع داغ توییتر تبدیل شد. از کاربران ایرانی گرفته تا سیاستمداران غربی با پیام‌هایی در توییتر به اقدام “جیش‌العدل” اعتراض کردند. در فیس‌بوک هم این بحث در جریان است.

پس از مدت‌ها دوباره یک موضوع مرتبط با ایران در شبکه اجتماعی توییتر در سطح جهانی جلب توجه کرد. موضوع ربوده شدن ۵ مرزبان ایرانی در منطقه جکیگور استان سیستان و بلوچستان روز دوشنبه ۲۱ بهمن یکی از ۱۰ موضوع داغ شبکه توییر بود و به عبارتی دیگر ترند (Trend) شد.

گروه “جیش‌العدل” ۵ مرزبان ایرانی را پنج‌شنبه ۱۸ بهمن ربود و آن‌ها را به داخل پاکستان برد. این گروه با انتشار تصاویری از ۵ سرباز اسیر در توییتر اعلام کرد که آن‌ها مرزبان‌های ربوده شده ایرانی هستند.

پس از این که گروه “جیش‌العدل” مسئولیت ربودن پنج مرزبان ایرانی را بر عهده گرفت، روز یکشنبه ۲۰ بهمن کمپینی در شبکه اجتماعی توییتر در اعتراض به این اقدام به راه افتاد. کاربران توییتر با استفاده از هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) به این گروگان‌گیری اعتراض کرده و خواهان آزادی این پنج مرزبان شدند.

برخی با آوردن نام کاربری “جیش‌العدل” در توییت‌های خود و به عبارتی با “تگ کردن” این گروه صدای اعتراض خود را حداقل در توییتر به گوش “جیش‌العدل” رساندند. گرچه کاربران بسیاری با اطلاع‌رسانی به توییتر درباره ماهیت این گروه در نهایت باعث بسته شدن حساب کاربری “جیش‌العدل” شدند. گذشته از این هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) در ۲۴ ساعت اول به یکی از ۱۰ موضوع داغ توییتر تبدیل شد.
مرزبانان ایران در نواحی مرز پاکستان

مرزبانان ایران در نواحی مرز پاکستان

از سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا تا نماینده پارلمان ارو‌پا

نه تنها کاربران ایرانی بلکه بسیاری از دیگر کاربران توییتر نیز با انتشار عکس مرزبانان ایرانی و توییت‌هایی به زبان انگلیسی در این کمپین اعتراضی شرکت کرده‌اند. در این میان حمایت چهره‌های شناخته شده‌تر توجه بین‌المللی بیشتری را نیز به سرنوشت مرزبانان ایرانی جلب کرده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا الن ایر که در گذشته نیز به دلیل تسلط بر زبان فارسی مورد توجه ایرانیان قرار گرفته، روز دوشنبه ۲۱ بهمن در فیس‌بوک و توییتر نوشت: «ربوده شدن پنج تن از مرزبانان ایرانی در مرز این کشور عملی غیر قابل توجیه است. چنین اعمال غیر اخلاقی را هر کجای دنیا که رخ دهد محکوم می کنیم‌ و امیدواریم این مرزبانان ایرانی هر چه زودتر به وطنشان و خانواده شان برگردانده شوند.»

توماس اردبرینک خبرنگار روزنامه “نیویورک تایمز” که یکی از معدود خبرنگاران غربی ساکن تهران است، روز یکشنبه ۲۱ بهمن خبر آغاز کمپین توییتری برای آزادی مرزبانان ایرانی و عکس آن‌ها را توییت کرد. پس از آن مارییته شاکه یکی از نمایندگان هلند در پارلمان اروپا و عضو حزب “دموکرات‌های ۶۶” هم به جمع معترضان توییتری پیوست.

بحث‌های فیس‌بوکی

کمپین برای آزادی مرزبانان به فیس‌بوک هم گسترش یافت. بسیاری از کاربران با انتشار عکس مرزبانان اسیر با هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) به این موضوع ‌پرداخته‌اند. برخی نیز تصاویری را منتشر کرده‌اند که جمله «در بازی شطرنج هم زدن سرباز افتخاری ندارد» روی آن نقش بسته است.

گرچه یکی از ۵ مرزبان درجه‌دار و بقیه سرباز بوده‌اند، اما اکثر کاربران بر “سرباز صفر” و “سرباز وظیفه” بودن آن‌ها تاکید کرده‌اند و به همین دلیل ربودن آن‌ها را بی‌عدالتی بزرگی می‌دانند. برخی کاربران با سربازان ربوده شده همدردی کرده و آن‌ها را “مظلوم” و “بی‌گناه” خوانده‌اند. بسیاری نیز با اشاره به این نکته که “آن‌ها اگر پارتی داشتند به منطقه مرزی فرستاده نمی‌شدند” با ناامیدی از احتمال نجات این سربازان سخن می‌گفتند.

در این میان بحث‌های جدی‌تری هم در فیس‌بوک شروع شده است. شادی صدر، وکیل و فعال حقوق بشر در نوشته‌ای کوتاه به ابعاد دیگر این گروگان‌گیری پرداخته است: «سربازی که به “اجباری” رفته، نه “مزدور رژیم” است و نه “مرزبان”. گروگان گرفتن سرباز وظیفه همانقدر شرم آور است که به کار گرفتن بی جیره و مواجب او در پُستی که باید نظامی حرفه ای برای آن استخدام کرد.»

کاوه قریشی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در صفحه فیس‌بوک خود از بی‌توجهی و تبعیض نسبت به اقلیت‌های قومی انتقاد کرده است: «نمی‌خواهند از محرومیت بلوچ‌ها چیزی بدانند، به آنان مربوط نیست، کسی از استبداد دولتی، توسعه‌نیافتگی، محرومیت زبانی،‌ دینی، فرهنگی، همسان‌سازی و از حذف ساختاری بلوچ‌ها دم نمی‌زند. هیچ کس خود را ملزم به دفاع از کرامت انسان‌های بلوچ در برابر تحقیر دولتی و مردمی نمی‌داند.»

همچنین آرش بهمنی، روزنامه‌نگار در نوشته‌ای که در فیس‌بوک منتشر کرد از به کار بردن عباراتی چون “سرباز بی‌گناه” انتقاد کرد: «این‌قدر رو عبارت‌هایی نظیر “سرباز صفر بی‌گناه” که “برای دفاع از آب و خاک” به سیستان رفته بودند٬ تاکید نکنید. از استادیوم بگیر تا اداره آگاهی٬ از تظاهرات خیابانی تا زندان٬ از بازداشت‌گاه تا ایست‌های بازرسی٬ همین “سرباز صفرهای بی‌گناه” دمار از روزگار مردم درآوردند.»

این نوشته‌ها و نقدها البته با پاسخ کاربران دیگر فیس‌بوک در تایید یا نفی این نظرات همراه بوده است و راه را برای گفت‌وگو، تحلیل و بحث‌های بیشتر باز کرده است. به عنوان مثال کاربری در جواب آرش بهمنی نوشته است: «امیدوارم سربازی رفته باشی در ایران و بدانی که اجبار وحشتناکی به نیروهای وظیفه تحمیل می‌شه. این که این افراد هیچ نقش و تقصیری در مشکلات مردم حاشیه نشین نداشتن و ندارن و خودشون هم با هزار مشکل دست و پنجه نرم می کنند رو امیدوارم که بدانی. خیلی از این سربازهای واقعا بی گناه از همین مردم حاشیه نشین هستند.»

گرچه هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» و همدردی در فیس‌بوک و توییتر برای نجات جان سربازان ایرانی کافی نیست ولی شاید بحث‌ در فضای مجازی نگاه‌‌ها را به سوی ریشه مشکلاتی بکشاند که در نهایت به خشونت می‌انجامند.

No responses yet

Feb 12 2014

سانسور تابلو در اختتامیه جشنواره فجر در تلویزیون ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

سانسور تابلو در اختتامیه جشنواره فجر در تلویزیون ایران – هنگام پخش مستقیم مراسم پایانی سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از شبکه نمایش، هنگامی‌که محسن دارسنج، جایزه دیپلم افتخار بهترین چهره‌پردازی را برای فیلم «همه چیز برای فروش» دریافت کرد، آن‌را به فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی تقدیم کرد که امسال بنا بر آن‌چه که ازسوی دبیر جشنواره «ملاحظات» عنوان شد، از این جشنواره کنار گذاشته شد.

در این هنگام زمانی‌که دارسنج در کلام خود به کلمه «آشغال‌ها» رسید، تلویزیون پخش مستقیم مراسم را برای دقایقی قطع کرد. این اتفاق موجب شد وقتی‌که پخش مستقیم مراسم مجددا به آنتن تلویزیون بازگشت، از پوشش اهدای سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی به محسن موسوی برای فیلم «رستاخیز» جا بماند.

گفتني اينكه، اين سانسور تابلو با برنامه‌ريزي قبلي و با اختصاص دادن يك دوربين به دو مجري سيما در حاشيه جشنواره توسط رسانه‌ ملي تدارك ديده شده بود و هركدام از برندگان جوايز كه كمترين انتقاد و يا سخن متفاوتي در پشت ميكروفن بر زبان مي‌اوردند، بلافاصله صحنه مراسم قطع و دو مجري حاشيه‌اي و مخصوص سانسور با اظهارات بي ربط و لوس، پخش مي‌شد. اين موضوع براي بسياري از چهره‌ةاي ديگر نيز اتفاق افتاد و به محسن يوسفي، خلاصه نمي‌شد.

براي مثال ساداتيان كه برنده ويژه نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم (به تهیه‌کننده) به فيلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران (به تهیه‌کنندگی بهروز افخمی و سیدجمال ساداتیان) رسيد و همچنين اظهارات مهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما و … اظهاراتشان به مذاق سانسورچيان سيما خوش نيامد و سخنانشان به يكباره قطع شد! / برای ویدیو های بیشتر در صفحه فیسبوک و توییتر ما عضو شوید
https://www.facebook.com/IranianTVCha…
Tweets by IranianTvChanel
نرم افزار همراه اندروید را از لینک زیر دریافت نمایید.
http://iraniantvchannel.conduitapps.com/
شبکه تصویری ایرانیان

Kategori

Underholdning
Lisens

Standard YouTube-lisens

No responses yet

Feb 09 2014

سایت متعلق به معاون اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهوری: روحانی برای پیشبرد سیاست خارجی دولتش به تحقیر مردم نیاز داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,درگیری جناحی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «خبر‌آنلاین» نوشته توزیع «تحقیر آمیز» سبد کالای رایگان از سوی دولت یازدهم «عمدی» بود و حسن روحانی برای پیشبرد سیاست خارجی دولتش به «له شدن مردم زیر دست و پا» نیاز داشت.

این سایت روز شنبه (۱۹ بهمن) نوشته حسن روحانی با علم به اینکه این نحوه توزیع کالا «ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا» را به همراه خواهد داشت٬ چنین طرحی را به اجرا گذاشت.

«خبر آنلاین» افزوده روحانی برای «پیشبرد استراتژی خارجی خود به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های سیاسی خارجی نیازمند بود.»

آن‌طور که این سایت نوشته روحانی با اجرای این طرح قصد داشت به داخل و خارج نشان دهد که «تحریم‌ها بر روی مردم ایران تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته است.»

«خبر آنلاین» اضافه کرده روحانی می‌خواست نشان دهد «با گشایش هرچه بیشتر در مذاکرات هسته ای٬ تمرکز نظام بر معیشت مردم خواهد بود.»

این سایت ادامه داده «پیام روحانی از خلال پرفورمنسی که کارگردانی و اجرا کرد، پیامی کاملا شفاف بود که راه را برای مذاکرات مثبت بعدی، بیش از پیش می‌گشاید.»

«خبرآنلاین» نوشته «در تیزهوشی و درایت روحانی و مردانش شکی نیست و حالا باید روحانی را {پس از اجرای این طرح} سیاست مداری تمام قد و شش دانگ دانست.»

این سایت در پایان افزوده «درست است که روش توزیع کالا چندان مناسب نبود؛ اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند٬ می‌ارزید.»

مدیر مسئول سایت «خبر آنلاین» در حال حاضر علیرضا معزی است که چندی پیش از سوی محمد نهاوندیان به سمت معاون اطلاع رسانی دفتر حسن روحانی منصوب شده بود.

این یادداشت در شرایطی منتشر شده که در چند روز گذشته انتقاد‌های بسیاری از نحوه توزیع سبد کالای رایگان متوجه دولت حسن روحانی شده است.

آقای روحانی نیز ۱۶ بهمن ماه با شرکت در یک برنامه زنده تلویزیونی از مردم به خاطر نحوه اجرای این طرح عذرخواهی کرده بود.

No responses yet

Feb 06 2014

“سبد کالایی در ایلام باعث خودکشی یک نفر شد”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: یک شهروند ساکن ایلام به دلیل آنچه “ممانعت خانواده از فروش سبد کالا یارانه‌ای” اعلام شده اقدام به خودکشی کرد.

به گزارش کُردپا، یک شهروند کُرد به نام حسین ساکن محله سراب شهر ایلام به دلیل “فقر و تنگدستی” به زندگی خود پایان داد.

به گفته یک منبع که نامش فاش نشده وی روز دوشنبه در حالی که خواسته “سبد کالا یارانه” را بفروشد همسرش با تصمیم وی مخالفت می‌کند و این موضوع باعث خودکشی او شده است.

از دیگر سو، شهروندی ۶٠ ساله در کرمانشاه، به هنگام توزیع سبد کالای یارانه‌ای، دچار سکته قلبی شده و در مقابل یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای جان سپرد.

علی‌رغم این‌که مسئولان انتظامی مرگ این شهروند را سکته عنوان می‌کنند اما شهروندان کُرد؛ “ازدحام جمعیت در صف توزیع سبد کالا” را دلیل مرگ این شهروند می‌دانند.

همچنین به گزارش خبرگزاری‌های ایران، یک جوان ٢۵ ساله ساکن شهر هشترود با اطلاع از “عدم تعلق سبد کالایی به وی از طریق پیامک”، به دلیل فشارهای عصبی، سکته کرده و راهی بیمارستان شد.

سایت مشرق‌نیوز نیز در خبری اعلام کرد یک شهروند ساکن تهران در منطقه تهرانسر در صف توزیع سبد کالا یارانه‌ای جان خود را از دست داد.

طبق آمار منتشر شده، سبد کالا یارانه‌ای به ٩ میلیون سرپرست خانوار ایرانی تعلق می‌گیرد و بیشتر ساکنان روستاها و قشر کم درآمد از طرح سبد کالا یارانه‌ای محروم هستند.

“برخورد ناشایست و خلاف شأن شهروندان” از سوی توزیع‌کنندگان سبد کالا یکی دیگر از اتفاقاتی است که “بسیاری آن را نوعی خلف وعده حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در حفظ منزلت شهروند ایرانی تعبیر کردند.”

No responses yet

Feb 06 2014

کارل بیلت وزیر امور خارجه سوئد: اینترنت در ایران دردناک بود: “نامعقول بودن وضعیت اینترنت حتی برای ظریف و روحانی نفر نیز آشکار است”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی

استکهلمیان: دیدار کارل بیلت وزیر امور خارجه سوئد از ایران نه تنها در رسانه های دو کشور بلکه در سطح بین المللی نیز بازتاب داشت. در کنفرانس مطبوعاتی مشترک او با جواد ظریف تعداد زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی شرکت داشتند.

کارل بیلت قبل از سفرش به ایران در گفتگویی با برنامه “اگندا” در تلویزیون اس و ت سوئد بیان داشته بود که می تواند به جرات بگوید که هیچ کشوری در حد سوئد در خلال مذاکرات دوجانبه با ایران مقوله حقوق بشر را مطرح نکرده است و اینکه رویه ادامه خواهد داشت. وی همچنین بیان داشت که در هیچ بخشی از سفرش به ایران پرداختن به گسترش روابط اقتصادی سوئد با ایران گنجانده نشده است.

در تهران کارل بیلت دیداری کوتاه با حسن روحانی رئیس جمهور و مذاکرات بلند تری با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران داشت. برنامه اتمی ایران و نیز وضعیت حقوق بشر در این کشور دو محور عمده این مذاکرات بودند.

بخشی از برنامه شب سه شنبه “آکتوئلت”, مهمترین برنامه خبری تلویزیون سوئد, به دیدار کارل بیلت از ایران اختصاص داشت.

سمیر ابوعید گزارشگر برجسته تلویزیون اس و ت سوئد در خاورمیانه نیز گزارشی بصورت مستقیم از تهران برای بینندگان این برنامه ارسال نمود.

در گزارش سمیر ابوعید از تهران به وضعیت وخیم حقوق بشر در این کشور اشاره شد. از جمله اینکه در تنها در سال گذشته 600 انسان در این کشور اعدام شده و تعداد زیدی از دگراندیشان و اعضای اپوزوسیون در زندان بسر می برند.

ابوعید در کنفرانس مطبوعاتی بیلت – ظریف از وزیر امور خارجه ایران پرسید که دولت متبوعش چه تدابیری را در آینده نزدیک برای بهبود وضعیت حقوق بشر در دستور کار خود قرار داده است. پاسخ ظریف این بود که “همه دولتها چنین وظیفه ای را در قبال ملت های خود دارند و ایران نیز استثناء نیست!” وی به هیچ نمونه ای از اقدامات دولت متبوعش در این رابطه اشاره ای نکرد.

سمیرابوعید در پاسخ به پرسش مجری برنامه خبری اکتوئلت تلویزیون سوئد مبنی بر اینکه آیا شانسی برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران وجود دارد بیان داشت:

– در کوتاه مدت تصور نمی کنم اتفاق زیادی بیفتد. ایران کماکان مجازات اعدام را اجرا خواهد کرد, آزادی بیان و مطبوعات وجود نخواهد داشت و روزنامه نگاران و دگراندیشان زندانی خواهند شد. اما در بلند مدت این امیدواری برای بسیاری وجود دارد که بازتر شدن شدن هر چه بیشتر فضا, ایران را مجبور به اجرای رفرم , پیشبرد دمکراسی و حقوق سیاسی و شهروندی بهتر نماید.

سمیر ابوعید در پایان گزارش خود به مهمترین پیامدهای تحریمهای جامعه جهانی برای مردم ایران نیز اشاره کرد:

– اقتصاد بواسطه تحریمها شدیدا ضربه دیده است. آمار بیکاری در اینجا حدود 25 تا 30 در صد است. وضعیت درمانی آشفته است و بسیاری از داروهای ضروری در دسترس مردم نیست. این از جمله مشکلاتی است که مردن ایران امیدوارند هر چه سریعتر به پایان برسد.

آزاد برای رئیس جمهور و وزیر خارجه, ممنوع برای مردم
در گزارش تلویزیون اس و ت سوئد به تضادهای بعضا شگفت آور جامعه ایران نیز اشاره شد. از جمله سانسور اینترنت و این واقعت که شبکه های مجازی در حالی برای مردم ایران فیلتر شده است که هم رئیس جمهور و هم وزیر امور خارجه کشور در آن حسابهای کاربری رسمی دارند! وزیر امور خارجه سوئد که علاوه بر خودش, مردم کشورش نیز حتی در تلفن های همراه خود به اینترنت پر سرعت دسترسی دارند در رابطه با سرعت اینترنت و دسترسی آزادانه به آن در ایران بیان داشت:

– به وزیر خارجه ظریف گفتم که چند روز اقامتم در ایران به هنگم استفاده از اینترنت بسیار دردناک بود و حتی دسترسی به حساب توئیتر خود او نیز برایم غیر ممکن!

کارل بیلت در وب لاگ خود نوشت که هم به ظریف و هم به رئیس جمهور روحانی خاطر نشان کرده است که آزادی اینترنت یکی از اولویت های مهم سوئد بشمار می رود. وزیر خارجه سوئد در وب لاگ خود می نویسد:

– تصور می کنم نامعقول بودن وضعیت حتی برای خود این دو نفر نیز کاملا آشکار است.

دیدار از بازار تهران و گلایه از ترافیک سردرگم شهر 15 میلیونی
کارل بیلت در طی روز سه شنبه, به بازار بزرگ تهران نیز سری زد و در وب لاگ خود به ترافیک سردرگم تهران نیز اشاره کرد. شهری 15 میلیونی که به نوشته او بواسطه مهاجرت از دیگر شهرها به آن مرتبا بزرگتر و بزرگتر می شود.

حضور تعداد زیادی از خبرنگاران ،عکاسان و تصویربرداران رسانه های مختلف داخلی وخارجی که برای پوشش کنفرانس مطبوعاتی حضوریافته بودند بدون شک از نظر کارل بیلت امورخارجه بی تعارف سوئد سوژه خوبی برای عکاسی بود ، چرا که او در ابتدای برنامه و در برابر نگاه عجیب جواد ظریف از دوربین تلفن خود برای ثبت این لحظه استفاده کرد.

به نوشته مجله مهر چاپ تهران, محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی تهران چند روز پیش کارل بیلت را در فرودگاه زوریخ بمانند مردم عادی چمدان به دست در صف دریافت کارت پرواز دیده است و برایش سوال پیش آمده که “کدام ساختارو قوانینی باعث می شود تا به این حد، مسئول مهم یک کشور کم هزینه باشد.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .