اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Jun 11 2013

کمپین بین المللی حقوق بشر از ایران خواست تا به سرکوب مطبوعات و مخالفان پایان بخشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه‌ای از مقامات ایران خواست تا به سانسور روزنامه‌ها و وبسایت‌های خبری، دستگیری زندانیان سیاسی، و محدودکردن شدید فضای کار روزنامه‌نگاران خارجی خاتمه دهد.
هادی قائمی، مدیر این کمپین بین المللی، گفته است:«اینک مانند روز روشن است که مقامات نه تنها از ابراز نظر عده‌ای از نامزدها جلوگیری می‌کنند، بلکه حتی حامیان آنها را نیز تحت فشار قرار می‌دهند تا مطمئن شوند که نامزدهای محافظه کار بدون هیچ چالشی در انتخابات شرکت می‌کنند.»
گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر از بازداشت 14 نفر در جریان تبلیغات انتخاباتی خبر داده است.
به گفته هادی قائمی حکومت ایران حتی نمی‌تواند فعالیت‌های سیاسی‌ای را که توسط قوانین خودش مجاز اعلام شده‌اند، تحمل کند.

No responses yet

Jun 08 2013

طلایی: قالیباف ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مرتضی طلایی، عضو شورای شهر و رئیس سابق پلیس تهران در واکنش به مسائل مطرح شده در سومین مناظره نامزدهای انتخابات، گفت که هنر آقای قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.

آقای طلایی روز شنبه ۱۸ خرداد، ۸ ژوئن به خبرگزاری فارس گفت: “جریان‌های سیاسی در داخل کشور به دنبال این بودند که ۱۸ تیر را در تقویم سیاسی کشور قرار دهند و همه ساله به بهانه ۱۸ تیر هر حرکتی که خواستند انجام دهند. اما هنر قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.”

مرتضی طلایی، که در زمان سالگرد حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۲ فرمانده پلیس تهران بود، با حمایت از مافوق خود، محمد باقر قالیباف، نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات حسن روحانی، دیگر کاندیدای انتخابات را حمله به “نقاط قوت آقای قالیباف” دانست.

فرمانده سابق پلیس تهران در دفاع از آقای قالیباف گفت که “ما همان زمان حرفمان این بود که اگر اجازه دهید که دانشجویان در داخل دانشگاه‌ها حرف بزنند مشروط به اینکه پا از محیط دانشگاه بیرون نگذارند و این بهترین مدل مدیریت محیط‌های دانشجویی است.”

در این گفت و گو آقای طلایی برخی از نمایندگان مجلس ششم (اصلاح طلب) را نیز متهم به تحریک دانشجویان کرد و گفت: “آقایان یادشان نیست که آن دوره برخی از نمایندگان مجلس به جای اینکه در آرام‌بخشی کوی دانشگاه به پلیس کمک کنند با سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی‌شان داخل کوی دانشگاه شده و دانشجویان را برای حادثه آفرینی تحریک می‌کردند.”

یک روز پیش و در جریان کلیک سومین مناظره نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آقای قالیباف گفت که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۲در سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده وقت پلیس در جلسه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرده که به دانشجویان مجوز تجمع داده شود، اما آقای روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت مخالفت کرده است.

اما آقای روحانی در پاسخ گفت که پیشنهاد آقای قالیباف این بوده که مجوز تجمع داده شود تا دانشجویان معترض جمع شوند و به صورت “گازانبری” به آنها حمله شود

آقای قالیباف این سخنان آقای روحانی را تکذیب کرد و گفت که او “انگیزه خوانی” کرده است.

آقای قالیباف در مناظره دیروز همچنین گفت: “در جلسه‌ای با نماینده رسمی دفتر تحکیم وحدت به آنها گفتم که شما محل تجمع و موضوع تجمع‌تان را تعیین کنید، من امنیت جلسه‌تان را تامین می‌کنم اما دفتر تحکیم وحدت این موضوع را دنبال نکرد.”

مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، گفت که هیچ یک از نمایندگان یا اعضای رسمی دفتر تحکیم وحدت در زمان سالگرد کوی دانشگاه ملاقاتی با آقای قالیباف نداشته است.

به تازگی کلیک انتشار دو نوار صدای آقای قالیباف از دو موضع گیری متفاوت درباره ناآرامی های دانشجویی سال ۱۳۸۲ واکنش هایی را به دنبال داشت.

آقای قالیباف در یک سخنرانی می‌گوید که در سال ۱۳۸۲ و در جریان ناآرامی های دانشجویی در سالگرد حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده پلیس در جلسه شورای امنیت کشور برخورد تندی با وزیران دولت آقای خاتمی داشته و این شورا را متقاعد کرده که به پلیس اجازه ورود به کوی دانشگاه و اجازه تیراندازی بدهد.

به گفته آقای قالیباف، پس از این جلسه ناآرامی ها تمام شده و نیازی به استفاده از این مجوز نبوده است.

این در حالی است که آقای قالیباف اخیرا در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف، گفته بود: “در جلسه شورای امنیت، خود دوستان دوم خرداد نشستند و مصوبه دادند که نیروی انتظامی که من فرمانده اش بودم، حق ورود به کوی دانشگاه و تیراندازی دارد، ولی من این کار را نکردم.”

No responses yet

Jun 06 2013

جاستینا: قدم به قدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

No responses yet

May 28 2013

نافرمانی مدنی با بوسه اعتراضی در ايستگاه مترو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: هفته پیش مسئولان متروی آنکارا در ترکیه، پس از این که در دوربین های مدار بسته بوسه یک دختر و پسر ثبت شد، اعلامیه ای میان مسافران توزیع کرده و از آن ها خواستند «شئونات اخلاقی» را رعایت کنند.

در اعتراض به این اعلامیه، روز شنبه چهارم خرداد ماه ده ها زوج عاشق پيشه در يک ايستگاه متروی شهر آنکارا به طور همزمان محبوب خود را بوسیدند.

اعلامیه مسئولان مترو باعث شد يکی از قانونگذاران مخالف دولت اعتراض خود را اعلام کند. وی خواستار توضيح حزب اسلامگرای حاکم شد و پرسيد که آيا مقام های متروی شهری اساساً اجازه چنين برخوردهايی با شهروندان را دارند يا خير.

از زمان شکل گیری دولت رجب طیب اردوعان و حزب او، بسياری از نيروهای سکولار ترکیه بيم آن دارند که حزب حاکم کنونی در پی بسط نقش اسلام در ترکيه است.

در نهايت، روز شنبه، حدود ۱۰۰ نفر در ايستگاه متروی فوق جمع شدند و در اعتراض به تحول اخير چندين دقيقه به بوسيدن معشوق خود پرداختند. تظاهرکنندگان ضمن سردادن شعار، پلاکارد هايی را نيز به همراه داشتند که روی آنها نوشته شده بود «بوسه رايگان».

در مقابل گروهی ۲۰ نفره از اسلامگراهای آنکارا نيز به مخالفت با اين عده پرداختند. پليس آنکارا نيز با ايجاد مانع بين دو گروه از برخورد ميان آنها جلوگيری کرد.

شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد که در میان این دو جمع اعتراضی، برخوردها و تنش ها و حتی پرتاب سنگ صورت گرفته ولی مصدومیت جدی درپی نداشته است.

پلیس ترکیه در میان تجمع دو گروه حاضر شده و با گذاشتن موانع، میان دو گروه فاصله گذاشت تا از درگیری جلوگیری کند.

هافینگتن پست در گزارش خود نوشته شمار اسلامگرایانی که برای اعتراض آمده بودند، کم بوده و حدود ۲۰ تن بوده اند.

No responses yet

May 28 2013

پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با روز: با کلاشینکف دانشجوی نخبه را از رختخواب بیرون کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با “روز” اعلام کرد که ماموران دیروز ساعت ۸ و نیم صبح در حالی که اسلحه کلاشینکف در دست داشتند وارد خانه آنها شده و فرزندش را با خود برده اند.

حسن ذهابیان گفت که فرزندش را از رختخواب بیرون کشیده و با شلوارک، زیرپوش و پای برهنه دستبند زده، در حالیکه تهدید به شکستن گردن و سرش میکردند سوار ماشین کرده اند.

اشکان ذهابیان، دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت است که روز گذشته برای چهارمین بار طی ۴ سال گذشته بازداشت شد. او را به زندان بابل منتقل کرده اند و پدرش می گوید که بدون هیچ گونه احضاریه یا اخطاریه قبلی یکباره ریختند خانه و او را با عنوان اجرای حکم بردند.

حسن ذهابیان، پدر اشکان ذهابیان توضیح میدهد: من واقعا فکر نمیکنم مقامات چنین دستوری صادر کرده باشند که ماموران بریزند توی خانه و بچه مرا لخت از رختخواب بیرون کشیده با شلوارک و زیرپوش و پای برهنه دستبند زده توی ماشین بیندازند. مگر دنبال سارق مسلح کرده اند؟ مگر جانی گرفته اند؟ این چه وضعیتی است که جلو چشمان من و مادرش تهدید میکنند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم و… گفتم آقا گردن ما از مو باریک تر است مقابل قانون. بگذارید لباس بپوشد و با شما بیاید این چه برخوردی است؟ اشکان هم می گفت که من در خدمت شما هستم بگذارید لباس بپوشم و..

او می افزاید: اشکان یکی از نخبگان این کشور است، از همه جا محروم اش کردند، حال اگر جرمی است ما که تابع قانون هستیم چرا اینگونه می کنید؟ با چه کسی طرف هستید آخر؟ با یک جانی و سارق مسلح که با اسلحه کلاشینکف می ریزید توی خانه ما و چنین می کنید؟ اسلحه کلاشینکف در دست گرفته آمده اید دانشجوی نخبه این کشور را ببرید؟ خودتان مگر بچه ندارید؟ خدا پدر کسانی که دفعات قبل می آمدند پسرم را بازداشت میکردند بیامرزد که حداقل محترمانه و آرام رفتار میکردند.

سئوال میکنم مامورانی که دیروز اشکان را بازداشت کردند از چه ارگانی بودند؟ پدر اشکان ذهابیان میگوید: گمان میکنم از اطلاعات شهری بوده اند من یکی از این آقایان را شناختم و گفتم آقای فلانی نکنید این چه کاری است که بچه را لخت می برید؟ چگونه به خود اجازه میدهید شخصی ترین وسایل اش را زیر و رو کنید. نکنید این کارها را با این بچه و با ما. بعد از اعتراض ما دوباره اشکان را از ماشین پایین آوردند و اجازه دادند ما یک شلوار به او بدهیم، همانجا پوشید و دوباره سوارش کردند. گفتیم حداقل دمپایی بگذارید بپوشد و دمپایی را گرفتند. مدام هم در حضور من و مادرش می گفتند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم. او را با وضعیت بسیار اسفناکی بردند.

از اقای ذهابیان سئوال میکنم که این مساله را پی گیری کردید؟ از صبح تاکنون از اشکان خبری دارید که کجا برده اند؟ می گوید: رفتم پیش دادستان و گفتم این چه رفتاری است؟ ۱۰ نفر با دو سه تا ماشین اسلحه کلاشینکف در دست ریخته اند خانه من که چه؟ که بچه نخبه مرا ببرند؟ مادرش مریض است من بیماری قلبی دارم چرا چنین می کنید؟ دادستان قول داد پی گیری کند و گفت می گویم با شما تماس بگیرد. عصر اشکان زنگ زد گفت حالم خوب است اما برخوردهای خشنی با من داشته اند. گفت که زندان بابل است. قبل از زندان بابل را نمیدانیم کجا منتقل کرده بودند اما الان زندان بابل است. گفت وسایلم را بیاورید.حالا فردا برای او وسایل می بریم ببینیم چه می شود.

او می افزاید: من پی گیری خواهم کرد این مساله را. نامه خواهم نوشت به آقای لاریجانی که این چه وضعیتی است. میگویند برای اجرای حکم ۸ ماه زندان اش است، خب چرا احضاریه ندادید؟ چرا اخطاریه ندادید که برای اجرای حکم خودش را معرفی کند یا من بچه ام را بیاورم تحویل دهم؟ چرا به وکیل اش خبر ندادید؟ می گویند سه بار اخطاریه دادیم. دیروز پیش معاون دادستان هم گفتم اخطاریه را به چه کسی دادید؟ امضای من کو؟ کدام اخطاریه؟ ۱۰ نفری می ریزید کلاشینکف در دست می گیرید و بعد میگویید برای اجرای حکم است؟

آقای ذهابیان میگوید که فرزندش در ماههای اخیر فعالیت خاصی نداشته است: هیچ فعالیت خاصی نداشت در یک موسسه ای تدریس میکرد، از همه چیز محروم اش کرده بودند در حالیکه هیچ جرمی هم نکرده بود. دفعه پیش گفتم نکنید. این بچه را اینقدر آزار ندهید او را اینقدر نرانید و نزنید، از همه چیز محروم اش کرده اید منع تحصیل، منع کار و منع خروج از کشور و هر چیز دیگر. خب چه بکند در این مملکت آن هم با این همه استعداد؟ یک اعتراض مدنی داشت گرفتید و گفتید ضد نظام و ضد رهبری و… است نکنید این کارها را این بچه بی گناه را آزاد کنید او هیچ جرمی نکرده.

اشکان ذهابیان ۲۶ خرداد تنها ۴ روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز خرداد ۸۸ در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران بازداشت شد. او با قرار وثیقه آزاد و آبان همان سال با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشوربار دیگر بازداشت و به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجویی محروم از تحصیل این بار با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

آقای ذهابیان برای بار سوم اردیبهشت ۹۰ و پس از احضار به اداره اطلاعات ساری بازداشت شد. او شهریور همان سال پس از اعتصاب غذایی که منجر به وخامت وضعیت جسمی اش شده بود از زندان آزاد شد و اکنون برای بار چهارم بازداشت شده است.

No responses yet

May 27 2013

مرتضوی: جوادی‌فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح پلیس فوت کردند و کامرانی به دلیل تب شدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :مرتضوی متهم ردیف اول پرونده کهریزک امروز در اظهاراتی بیان کرد که فوت جوادی فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح آن ها توسط پلیس در زمان بازداشت صورت گرفته است، نه در بازداشتگاه کهریزک. وی همچنین در اظهاراتی عجیب فوت مرحوم کامرانی را به دلیل تب شدید و تزریق اشتباه در بیمارستان عنوان کرد بی آن که توضیح دهد که به چه دلیل وی به بیمارستان منتقل شده…

کلمه – گروه خبر: مرتضوی متهم ردیف اول پرونده کهریزک امروز بیان کرد که فوت جوادی فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح آن ها توسط پلیس در زمان بازداشت صورت گرفته است، نه در بازداشتگاه کهریزک. وی همچنین در اظهاراتی عجیب فوت مرحوم کامرانی را به دلیل تب شدید و تزریق اشتباه در بیمارستان عنوان کرد بی آن که توضیح دهد که به چه دلیل وی به بیمارستان منتقل شده بود.

به گزارش ایسنا، مرتضوی که در سال ۸۸ دادستان تهران بوده و دستور انتقال بازداشت شدگان اعتراضات مردمی به بازداشت گاه کهریزک را صادر کرده است، امروز در جمع خبرنگاران مدعی شد: مرحوم کامرانی در بیمارستان فوت شد و هیاتی از پزشکان متخصص قلب و عروق، داخلی و متخصصان پزشکی قانونی را دعوت کردم تا پرونده را به طور دقیق مطالعه کنند. آن‌چه از نظر شورای پزشکان اعلام شد، این بود که بیمارستان مرحوم کامرانی را با تب ۴۲ درجه پذیرش می‌کند و در مدت ۳۲ ساعتی که وی بستری بود، پرسنل هیچ توجهی از نظر درمانی به او نمی‌کنند. نه تنها قصور درمانی رخ داده، بلکه پرسنل بیمارستان چندین آمپول اشتباه از جمله دیازپام ۶ میلی‌گرمی و انسلین به وی تزریق کردند و در نظریه پزشکان که امروز در شش بند که به دادگاه ارائه دادم، کامرانی بر اثر قصور پزشکی، اشتباه درمانی و تزریق آمپول اشتباه دچار تشنج شده و به کما رفته و در نهایت فوت کرده است.

پس از گدشت ۴ سال از جنایات کهریزک مرتضوی دادستان وقت انگشت اتهام را به سوی افراد دیگری از جمله پلیس و ماموران بازداشت گرفته است، او در مورد مرحوم جوادی‌فر گفت: مرحوم جوادی‌فر در محل حادثه با مامورین درگیر می‌شود به طوری که بینی وی می‌شکند. مردمک چشمش پاره می‌شود و از ناحیه گردن و کتف نیز آسیب می‌بیند و سپس به بیمارستان منتقل می‌شود و پس از طی مراحل درمانی بازداشت صورت می‌گیرد؛ بنابراین ضرب و جرحی در کهریزک صورت نگرفته است.

به گزارش فارس، مرتضوی سپس در مورد علت فوت روح الامینی گفت: همچنین مرحوم روح‌الامینی نیز به دلیل عدم توجه به تذکرات پلیس ابتدا در خیابان با باتوم مورد ضرب و جرح قرار گرفت و سپس در محل بازجویی به دلیل مخالفت با بازجو در پارکینگ پلیس امنیت کتک خورد که البته اینها اظهارات دوستان وی بوده و من آن را تأیید و تکذیب نمی‌کنم. در خصوص وی هم ضرب و جرحی در کهریزک صورت نگرفته است.

توضیحات مرتضوی در مورد نخوه دستگیری مرحوم کامرانی نیز قابل توجه است: من در نوزدهم تیرماه دستورالعملی را ارائه دادم مبنی بر این‌که اگر در میان دستگیرشدگان افرادی دانشجو یا محصلان دانشگاه بودند، به کهریزک منتقل نشوند و در همین رابطه آقای حیدری‌فر را مورد سرزنش قرار دادم. مرحوم جوادی‌فر هم در معرفی، خود را دیپلم و شغلش را آزاد بیان کرده بود و مرحوم روح‌الامینی نیز در معرفی خود نوشته بود که بیکار است و دیپلم دارد؛ بنابراین قاضی در این خصوص مقصر نبود، اما مرحوم محمد کامرانی در معرفی خود نوشته بود که دیپلم دارد اما دانش‌آموزی است که در مرحله شرکت در کنکور است. من و حیدری‌فر تنها به همین دلیل از خانواده کامرانی عذرخواهی کردیم؛ لذا اصل بازداشت اشتباه نبوده و حیدری‌فر گفته براساس گزارش پلیس و نتیجه تحقیقات پلیس امنیت قرار بازداشت را صادر کرده است.

مرتضوی پس از این توضیحات گفت : اگر دادگاه حکمی علیه من صادر کند حتماً اعتراض می‌کنم و تمکینی به آن حکم نمی‌کنم به خصوص اگر حکم با حق و عدالت همخوانی نداشته باشد.

با سخنان امروز مرتضوی ماموران نیروی انتظامی در مورد قتل شهدای کهریزک مورد اتهام قرار گرفته اند تا بار دیگر این سوال در ذهن ها پر رنگ شود که به راستی مقصر اصلی جنایات صورت گرفته در زمان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال ۸۸ چه کسی است؟ چه کسی اجازه اعمال خشونت را به ماموران نیروی انتظامی و مسولان بازداشتگاه کهریزک داده است؟

No responses yet

May 26 2013

هاشمی: تا آنجا که مکلّف به صبر باشم تحمّل می‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: به این میگن یک مارمولک واقعی: تا همین دیروز دست آقا تا مفرغ در خون ملت بوده حالا کی بود کی بود من نبودم راه انداخته!
رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت، گفته است که دليل مخالفت «جريان افراطی» با وی از اول انقلاب تاکنون به دليل ديدگاههايش در خصوص « نگاه اسلام به حقوق شهروندی» بوده و اين جريان تحمل چنين ديدگاهی را نداشته است.

به گزارش روز شنبه چهارم خردادماه روابط عمومی مجمع تشخيص مصلحت نظام، ‌اکبر هاشمی رفسنجانی در ديدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعيت فدائيان اسلام و در پاسخ به ابراز تأسف حاضران در مورد مسائل اخير ردّ صلاحيت‌ها، گفه است: «بنده هيچ‌گاه در طول عمرم به دنبال پست و مقامی نبوده‌ام. بنده همواره مانند يک سرباز در خدمت انقلاب اسلامی و نظامی بوده‌ام که همراه با خيل عظيم مردم و ديگران به رهبری امام در راه تحقق آن مبارزه کرده و مصائب و رنج‌ها کشيده‌ام.»

اکبر هاشمی رفسنجانی اضافه کرده است: «تا جايی که مکلّف به صبر و بردباری باشم، تحمّل می‌کنم.»

وزارت کشور ايران روز سه شنبه ۳۱ ارديبهشت اسامی نهايی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری ايران را منتشر کرد اما نام اکبر هاشمی رفسنجانی در اين فهرست نبود. به دنبال رد صلاحيت اکبر هاشمی، دختر آيت الله خمينی و علی مطهری خواستار حکم حکومتی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی برای تاييد صلاحيت اکبر هاشمی رفسنجانی شدند. اما تا امروز رهبر ايران به اين در خواست واکنشی نشان نداده است.

تفاوت ديدگاه درباره حقوق شهروندی

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنین در ديدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعيت فدائيان اسلام در پاسخ به سؤالی در مورد دلايل تحمل نشدن « وی توسط برخی افراد يا جريان‌های افراطی از اول انقلاب تاکنون» گفته است: «بخشی از اين بداخلاقی‌ها يا مخالفت‌ها، ناشی از تفاوت ديدگاه بنده در مورد نگاه اسلام به حقوق شهروندی با برخی از افرادی است که تحمّل اين ديدگاه را نداشته و اين موضوع سابقه‌ای به طول عمر انقلاب اسلامی دارد.»

اکبرهاشمی رفسنجانی تصريح کرده است:«در اين خصوص مسائل و اسرار زيادی وجود دارد که اسرار نظام است و بايد حفظ شود.»

رييس مجمع تشخيص مصلحت در ادامه گفته است: «کسانی که در دوران مبارزه حضور نداشتند و رنج و مشکلات مردم را نچشيده‌اند، امروز هم حضور مردم در عرصه‌ها را جدّی نگرفته و احساس می‌کنند هر آنچه که آنها از اسلام می‌فهمند بايد ملاک رفتار و منش کشورداری باشد.»

طبق اين گزارش، اکبرهاشمی رفسنجانی با اشاره به افتراق پيش آمده در کشور بين جناح‌های موسوم به اصولگرا و اصلاح‌طلب گفته است: هرچند اين دسته‌بندی‌ها لفظی و در حدّ اسم است و چپ‌های ديروز، راست‌های امروزند و بالعکس، ولی بايد کشور را به سمت وحدت و نزديک‌تر شدن اين صف‌بندی‌های جناحی هدايت کرد تا نظام از ناحيه تهديدات و تحريم‌های خارجی و افراطی‌گری‌های داخلی آسيب نبيند.

ادامه واکنش ها به رد صلاحيت هاشمی

در همين حال واکنش ها به رد صلاحيت اکبر هاشمی رفسنجانی برای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری همچنان ادامه دارد.

آيت الله عبدالکريم موسوی اردبيلی، از مراجع تقليد در قم،‌ در نامه ای به اکبر هاشمی هاشمی رفسنجانی از نامزدی وی در انتخابات رياست جمهوری تقدیر کرده است.

در نامه آيت الله موسوی اردبيلی آمده است:«بر خود لازم می‌دانم از فداکاری و اقدامات خيرخواهانه شما تشکر نمايم. نامهربانی‌ها و تنگ نظری‌ها چيزی از قدر و منزلت شما نمی‌کاهد. خدمات شما در خاطر و نگاه ملت شريف ايران خواهد ماند.»

مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم نیز در نامه ای خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کرده است: ردّ صلاحيت آن جناب به تحريک افرادی صورت گرفت که به حاکميت ملت و حق مردم در تعيين سرنوشت باور ندارند، و اين اقدام نه تنها سلب فرصتی مغتنم از مردم و نظام بلکه ممانعت از حضور و مشارکت پرشور مردم در حمايت از نظام جمهوری اسلامی است.

به گزارش کلمه، مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم همچنين تصريح کرده است:بهانه واهی ذکر شده نيز بدعتی جديد و خروج از چارچوب قانون است و مسئوليت اين اقدامات بر عهده کسانی است که از آغاز نه با نهضت امام خمينی همراهی کردند، نه به جمهوری اسلامی دلبسته ­اند و نه برای ملت حقی را به رسميت می شناسند و متأسفانه خود را ميراث­دار انقلاب می نامند.

مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم همچنين گفته است:«درد و دريغ از دوستانی است که خود در تأسيس اين نظام سهم داشته­ اند و اينک با تغافل و سکوت، آفات و آسيب­ های وارد بر آن را ناديده می گيرند.»

انتخابات رياست جمهوری ايران روز ۲۴ خردادماه جاری برگزاری می شود.

No responses yet

May 26 2013

تنها راه باقی مانده برای هاشمی ( نقشِ محوری خامنه ای و هاشمی رفسنجانی در جنایات)

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

محمد نوری‌زاد: درتنها دیدار “رخ به رخ”ی که همین چند ماه پیش با آقای هاشمی داشتم، به ایشان گفتم: اگرامروز دو نفرباشند که دستشان به خون مردم آلوده است، دو نفری که اموال مردم را مصادره کرده اند، دو نفری که مردم را زده اند و مردم را بی دلیل و بدون محاکمه ی منصفانه به زندان انداخته اند، دو نفری که مردم را از سرزمین پدری ومادری شان رانده اند، دو نفری که در بسیاری از مناسبات خیروشراین سرزمینِ گرفتار نقشِ محوری داشته اند، یکی شما هستید و یکی آقای خامنه ای.

به ایشان گفتم: آقای هاشمی، ما مردم را زده ایم وکشته ایم واموالشان را برداشته ایم وخودشان را آواره و زندانی کرده ایم، ودرنقطه ی مقابل جماعتی را به نوا رسانده ایم. این خون ها وحقوق تباه شده مطلقاً بجوری نیست که شامل مرورزمان شوند، وصاحبان حق – چه مرده چه زنده – فراموش کنند که چه ظلمی به آنان و به خانواده هایشان رفته است.
به ایشان گفتم: شما وآقای خامنه ای یا عامل مستقیم این خونها وحقوق تباه شده بوده اید، یا شاهد بوده اید، یا خبردارشده اید، یا ازکنارآن بی سروصدا عبورکرده اید. بهمین خاطرامضای شما دوتن پای اینهمه آسیب و نادرستی هست تا مگر به اعاده ی حقوقِ معوقه ی مردم اقدام کنید.

به ایشان گفتم: من راه چاره ای برای دنیا وآخرت شما دارم که بعنوان “هدیه” ای تقدیمتان می کنم. در یک هدیه، حتماً باید شأنی از”هدایت” متجلی باشد. وآن هدیه را برای ایشان واگشودم و گفتم: بیایید و درسایت شخصیِ خود به تک تک این موارد اشاره کنید وازصاحبان حق حلّیت بطلبید. که اگر به این اقدامِ انسانی واسلامی قیام کنید، هم دنیا وآخرت خود را پاکسازی کرده اید، وهم اخلاق پوزش خواهی واعاده ی حق را دراین دیرهنگامِِ کشور بجریان انداخته اید. این سخنِ من به آقای هاشمی، با اطمینان می گویم تنها سخنِ صریح وبی اعوجاج وخیرخواهانه ای بوده است که تاکنون کسی آن را با جناب ایشان درمیان گذارده است.

عمده ی افرادی که به محضر بزرگانی چون ایشان راه می یابند، سخن به مدیحه و چاپلوسی می رانند واجازه نمی دهند یک مسئول با خودِ خودش مواجه شود. که اگر من روزی با جناب خامنه ای نیز مواجه شوم، همین سخنان را با وی درمیان خواهم گذارد. که: دست شما ای عزیز، به خون ومال وآبرو و حقوق مردم آلوده است. بیایید و درهمین چند صباح باقیمانده کاری بکنید و پای خود را ازغرقاب حق الناس بدر ببرید. که امروزاگر دست برپشت دست می زنید و مأیوسانه “واویلا” سرمی دهید، همه ازهمین حق الناسِ به هیچ گرفته شده است. حالا حق خدا وآسیبی که ما و شمایان به اعتقاد مردم وارده آورده ایم بماند.

اکنون نیز دراین ورطه ای که شیوخِ شوخِ شورای نگهبان به اشاره ی جناب خامنه ای به “له” شدگی آقای هاشمی فرمان فرموده اند، می گویم: تنها راه باقی مانده برای ایشان، تنها وتنها همین است. که به دستهای خود بنگرند. وبه ترمیم ضایعاتی قیام کنند که خود درآنها دخیل وشاهد ومقصر بوده اند. به ایشان درآن روز گفتم: ورود به عرصه ی پوزشخواهی، گرچه درقدمهای نخست، دشواروآشوبنده است اما حتماً درقدمهای بعدی برکات خدا را نصیبتان خواهد کرد وهمان خداعزتی صد برابر به سمت شما سرازیر می کند. وگفتم: این اقدام شما، کفِ آن چیزی است که فعلاً می شود بدان دست برد. وگرنه در پیشگاه خدای متعال، حسابرسی ها و واگشایی ها بسیار مویین است وبنا بفرمایش قرآن به ذره ی خردل می انجامد.

محمد نوری زاد سوم خرداد نود و دو – تهران

No responses yet

May 20 2013

مرگ ۵۹۸ نفر در سال ۹۱ بر اثر مصرف قرص برنج

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: آمارها در ایران حاکی از افزایش چشمگیر مرگ بر اثر مصرف قرص برنج است. به گفته پزشکی قانونی سال گذشته ۵۹۸ نفر به دلیل خوردن این قرص کشنده جان باختند. قرص برنج مرگ حتمی مصرف‌کننده را در پی دارد.

بر اساس آمار پزشکی قانونی ۵۹۸ نفر در ایران در سال ۹۱ جان خود را به دلیل مسمومیت با قرص برنج از دست دادند که نشان از رشد ۲۳ درصدی نسبت به سال پیش از آن داشته است. سال ۹۰ قرص برنج در ایران ۴۶۳ نفر را به کام مرگ کشاند.

تهران، مازندران، گیلان و لرستان به ترتیب بیشترین شمار قربانیان قرص برنج در ایران را به خود اختصاص داده‌‌اند. آمارهای رسمی حاکی از آن هستند که میزان مرگ و میر بر اثر مصرف قرص برنج در پنج سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

در سال‌های ۸۷ تا ۹۱ به ترتیب ۲۱۴، ۲۲۸، ۴۰۶، ۴۶۳ و ۵۹۸ نفر در ایران جان خود را بر اثر خوردن این قرص کشنده از دست دادند.

آلومینیوم فسفید معروف به قرص برنج نوعی از ترکیبات شیمیایی سمی است که به عنوان یک حشره‌کش برای جلوگیری از آفت‌‌زدگی برنج انبار شده، غلات یا خوراک دام از آن استفاده می‌شود. مصرف این ماده سمی از سوی انسان عوارضی همچون تهوع، درد معده، تنگی‌ نفس، عطش، تشنج، کما و آسیب‌های جدی به ارگان‌های حیاتی نظیر قلب و کلیه‌ها را به همراه دارد که در نهایت باعث مرگ سریع فرد می‌شود.

DW.DE
افزایش تعداد مرگ‌های غیرطبیعی در ایران

خبرگزاری مهر می‌نویسد که طی ده سال گذشته، دستکم ۴۳۸ هزار نفر در ایران در اثر برق گرفتگی، مسمومیت با گاز، سوختگی یا غرق‌شدگی و سانحه از دنیا رفته‌اند. مسمومیت دارویی مرگبار نیز در این مدت روندی افزایشی داشته است.
افزایش ۱۴ درصدی مرگ ناشی از مسموميت با قرص برنج در ایران

خوردن قرص برنج در بزرگسالان امروزه یکی از عوامل خودکشی شمرده می‌شود. واردات و خرید و فروش این قرص در ایران ممنوع است اما رئیس پزشکی قانونی سال گذشته گفته بود که به دلیل تمایل کشاورزان برای نگهداری محصولات کشاورزی این قرص به صورت قاچاق از کشور‌های همسایه وارد می‌شود.

دسترسی آسان به قرص برنج

نبود نظارت بر فروش غیرقانونی این قرص در عطاری‌ها یکی از دلایل عمده دسترسی مشتریان به این ماده سمی و کشنده عنوان می‌شود.

خبرگزاری مهر به نقل از پزشک بخش مسمومین در یکی از بیمارستان‌های تهران می‌نویسد: «در یکی از موارد نادر زنی پس از مسمومیت با قرص برنج زنده ماند. او بعد از بازگشت به زندگی اظهار داشت، برای گرفتن قرص برنج به عطاری رفتم که او پس از مشاهده اصرارهایم چند قرص به من داد. یکی دیگر از بیماران می‌گفت به عطاری رفته و ادعا کردم برای خودکشی قرص برنج می‌خواهم که او محل دیگری را به من معرفی کرد و گفت در آنجا قرص‌های برنج قویتری می‌توانم پیدا کنم تا راحت‌تر بمیرم.»

سازمان پزشکی قانونی پیش‌تر در گزارشی نوشته بود که به اشتباه شایع شده که قرص برنج شادی‌آور است در صورتی که در شماری از موارد مصرف تنها نیمی از این قرص مرگ فرد را رقم زده است.

به گفته دکتر غلامعلی جعفری، پزشک بخش مسمومین بیمارستان الغدیر در مسمومیت با قرص‌های دیگر ۹۹ درصد بیماران زنده می‌مانند، اما در مسمومیت با قرص برنج ۹۹ درصد بیماران جان خود را از دست می‌دهند.

این متخصص سم‌شناسی در گفتگو با مهر، جمع‌آوری قرص‌های برنج از عطاری‌‌‌ها و نظارت بر فروش آن را راهی برای کاهش آمار خودکشی با قرص برنج در ایران دانسته است.

No responses yet

May 18 2013

پاسخ «معین» به روایت های انتخاباتی از حوادث دانشجویی سال 82

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بهار: در دو هفته اخیر اظهارات متناقضی از محمد باقر قالیباف منتشر شده است. او یک‌بار در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف مدعی شد که «در حوادث سال ۸۲ که سالگرد کوی دانشگاه بود، دولت اصلاحات خیلی بدتر از حد تصور با دانشجویان رفتار کرد. در آن زمان در جلسه شورای امنیت کشور که مسئولان وزارت کشور و وزارت علوم هم حضور داشتند در بحث حوادث خوابگاه کوی دانشگاه به بنده اجازه برخورد و تیراندازی دادند اما من قبول نکردم.» البته پس از انتشار این مطالب گویا ستاد انتخاباتی قالیباف اعلام کرده است که تمامی صحبت‌های فرمانده اسبق نیروی انتظامی منتشر نشده و به‌زودی متن کامل آن‌ها منتشر می‌شود. اما پس از انتشار سخنرانی دانشگاه شریف، سخنرانی دیگری از شهردار تهران منتشر شد که در تناقض با اظهارات قبلی او بود. قالیباف در جمع بسیجیان می‌گوید: «در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می‌شود و با صحبت‌های تند خود اعضای جلسه را تهدید می‌کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آن‌ها را «له» خواهد کرد.» قالیباف در سخنان خود از «مخالفت معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می‌دهد و تاکید می‌کند که با برخورد تند وی، موفق می‌شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.» در همین راستا فیلمی نیز از این سخنرانی منتشر شده که تاکنون تکذیب نشده است.
در همین راستا مصطفی معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات در ارتباط با اظهارات قالیباف به روزنامه بهار گفت: «سردار قالیباف فرمانده سابق نیروی انتظامی و کاندیدای امروز ریاست‌جمهوری در ارتباط با وقایع کوی دانشگاه در سال 78 و تنش‌های دانشجویی سال 82 سخنانی ضد و نقیض همراه با تهدید و اتهام بر زبان رانده‌اند. خوشبختانه دیدگاه‌ها، مواضع و عملکرد مسوءلان در هر زمان روشن، در دسترس و قابل بررسی است و نیازی نیست که به هر حرف و ادعای نادرستی پاسخ داده شود.» وی افزود: «مشفقانه به ایشان و دیگر نامزدهای انتخاباتی توصیه می‌شود که حتی اگر سیاست و قدرت را هدف بدانند، باز هم به نفع خودشان و جامعه نیست که از هر روش غیر اخلاقی و غیرمنصفانه‌ای برای پیروزی بهره‌گیری نمایند. ارزیابی شرایط کشور، شعارها و عملکرد دولت کنونی از ابتدا تاکنون نیز شاهدی بر این واقعیت تاریخی است.»
در همین رابطه غلام رضا ظریفیان معاون دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات نیز در ارتباط با اظهارات محمد باقر قالیباف گفت: «باید رعایت انصاف را کرد. بحث اخلاق مهم‌تر از سیاست است. با انصاف می‌گویم در دوره فرماندهی نیروی انتظامی قالیباف برخوردها بهتر بود. برای همین به آقای قالیباف می‌گویم اخلاق بهتر از هرچیز دیگری است. ما می‌گوییم که پس از وقایع سال 78 نوع برخورد نیروی انتظامی با دانشگاه‌ها و دانشجویان بهتر شد و آقای طلایی نیز در مقام فرماندهی تهران خوب عمل کردند پس بهتر است که این انصاف در همه موارد رعایت شود.» وی افزود: «در واقع از آقای قالیباف دو سخنرانی پخش شده که در تعارض با یکدیگر است. مطالبی که ایشان گفته‌اند یکی در فضای بسیجی که تلاش کرده‌اند خود را یک حزب اللهی دو‌آتیشه نشان دهد و در جای دیگر خود را اصلاح‌طلب‌تر از هر اصلاح‌طلب. بیشتر کالا تبلیغاتی است.» ظریفیان با اشاره به این‌که گزارش‌های حوادث کوی موجود است گفت: «واقعیت امر این است که گزارش وقایع کوی وجود دارد. کارنامه آن زمان برخوردها با دانشجویان خصوصا آقای معین در واقعه کوی ثبت شده است. آقای معین سال 78 از رفتار صورت گرفته با دانشجویان ناراحت شد و حتی استعفا داد و کنار دانشجویان قرار گرفت. فضای فکری اصلاح‌طلبان با دانشجویان روشن است.» وی افزود: «واقعیت این است که بعد از حوادث کوی دانشگاه در سال 78 و آن حوادث تلخ با درخواست وزارت علوم و بهداشت مقرر شد تا کمیته دایمی شکل بگیرد. در این کمیته بخشی از اعضای شورای امنیت ملی، آقای موسوی لاری به عنوان وزیر کشور، علی یونسی، وزیر اطلاعات و وزیر بهداشت، علوم، معاون دانشگاه آزاد و نمایندگی مقام معظم رهبری حضور داشتند. این کمیته موظف بود تحولات دانشگاه را قبل از آن‌که اتفاقی بیافتد و دستگاهی غیرمسئولانه رفتار کند بررسی کند. این نوع جلسات برای جلو‌گیری از ورود نیروی انتظامی و امنیتی به کوی دانشگاه بود. از سال 78 هر دو هفته یک‌بار به‌طور منظم این جلسات تشکیل می‌شد.» معاون دانشجویی وزارت علوم دولت اصلاحات با بیان آن‌که نمی‌داند قالیباف در اظهاراتش کدام جلسات را می‌گوید خاطر نشان کرد: «در سال 82 ده‌ها جلسه تشکیل شد که آقایان معین، پزشکیان، موسوی لاری و یونسی بودند، در آن جلسات تمام تلاش این بود که حادثه کوی دانشگاه تکرار نشود. هم وزارت علوم و هم وزارت بهداشت تمام تلاش خود را در این بار کردند. این‌که فردی مسئول اعلام کند که کسانی که خود متولی دانشگاه هستند اجازه داده‌اند تا با نیروهای نظامی وارد دانشگاه شوند با عملکرد وزارت بهداشت و علوم در تعارض است. این حرف‌ها بی‌سند و دستورالعمل‌ها و کارنامه دولت اصلاحات در دفاع از دانشجویان زندانی و صدمه‌دیده روشن است.» وی با ابراز امیدواری از آن‌که دفتر قالیباف شرح سخنرانی را کامل بدهد افزود: «بیان صدور مجوز از سوی وزارت علوم یا کشور به آقای قالیباف برای ورود به خوابگاه دانشجویان جرم و دروغ بزرگی است. آقای معین در سال 78 برای همین رفتار استعفا داد بعد خود بیاید چندسال بعد برای ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه مجوز صادر. حرف کاملا بی‌پایه و اساسی است.» ظریفیان تاکید کرد: «جامعه وقتی سیاست را بر اخلاق ترجیح می‌دهد آسیب‌های زیادی را تحمل کرده است. عزیزانی که قصد دارند مورد توجه جامعه قرار بگیرند این مسیر را تکرار نکنند. این ایام سپری می‌شود و تاریخ باقی می‌ماند. آقای قالیباف در واقع دوگانه گویی می‌کند و این برای کسی که می‌خواهد در قامت ریاست‌جمهوری مطرح شود خوب نیست. مردم از خلاف گویی و ارائه آمار‌های دروغ و غیرواقعی و گزارشات غیرواقعی منزجر هستند و بهتر است برای جلب توجه آنان رویکرد دیگری را مد نظر قرار داد. این رفتارها تردید را در بین مردم و دانشگاهیان بیشتر می‌کند.» وی در پایان خاطر نشان کرد: «آقای قالیباف از رزمندگان کشور و خدمات زیادی را در دوره دفاع مقدس داشته است. این‌گونه رفتارها فقط سبب می‌شود که نیروهای ارزشی با دید تردید در جامعه نگریسته شوند. بهتر آن است که چنین رفتارهایی صورت نگیرد و نامزدهای انتخابات برنامه‌های خود را برای اداره کشور ارائه کنند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .