No responses yet

Jun 05 2019

طولانی‌ترین رهبری قرن اخیر ایران؛ انتخاب آیت‌الله خامنه‌‌ای چه قدر قانونی بود؟

نوشته: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران‌وایر: ۳۰سال پس از انتخاب آیت‌الله «علی خامنه‌‌ای» به رهبری جمهوری اسلامی توسط مجلس خبرگان رهبری، این سوال هنوز معتبر است که این انتخاب چه قدر با قوانین جمهوری اسلامی هم‎خوانی داشت و قانونی بود؟

آیت‌الله خامنه‌‌ای با سه دهه حکم‌رانی، رکوردار رهبری ایران در ۱۰۰سال اخیر است. از زمان تاسیس سلسله «قاجار» تا به حال که کشور وارد مراحل ابتدایی حکم‌‍‌رانی مدرن شده، تنها «ناصرالدین شاه» با حدود ۵۰سال سلطنت، دوره طولانی‌تری از آیت‌الله خامنه‌‌ای بر ایران فرمان‌روایی کرده است.

انتخاب علی خامنه‌‌ای به رهبری ایران که ۳۰سال از آن می‌گذرد، حاصل رای ۶۰ نفر از مجموع ۶۴ نفر حاضر در مجلس خبرگان رهبری پس از بازنگری در قانون اساسی است. در حال حاضر مصوبات ساده‌تری در مجلس ایران نیازمند رای به مراتب بیش‎تری از نمایندگان است.

با وجود تلاش‌هایی محدود، رهبری در ایران زمان‎دار نیست و آیت‎الله خامنه‌‌ای اگر به دلایل پیش بینی نشده یا به دل‎خواه خود از قدرت کناره‎گیری نکند، تا پایان عمر رهبر جمهوری اسلامی ایران و «ولی مطلق فقیه» باقی می‌ماند.

انتخاب او به عنوان جانشین آیت‌الله خمینی در زمانی رخ داد که شرط «مرجعیت» یکی از شروط اصلی برای رهبری بود. مجلس خبرگان رهبری در روز پانزدهم خرداد ۱۳۶۸ در میان موافقت‌ها و مخالفت‌ها، علی خامنه‌‌ای را که مرجع تقلید نبود، موقتا به رهبری انتخاب کرد تا در «قانون اساسی» بازنگری شود.

نه خود آیت‌الله خامنه‌‌ای، نه اعضایی در مجلس خبرگان رهبری هم‎چون «محمد امامی کاشانی»، او را مرجع تقلید نمی‌دانستند. نادیده گرفتن شرط مرجعیت بالفعل، اولین اشکال قانونی در انتخاب او به رهبری و نقض اصل ۱۰۹ قانون اساسی وقت بود.

طرح «اکبر هاشمی رفسنجانی» برای محرمانه ماندن انتخاب موقت علی خامنه‌‌ای، دومین رفتار خلاف در این انتخاب بوده است. روح‎الله خمینی در وصیت‎نامه‌‌اش که ساعاتی پیش از انتخاب علی خامنه‌‌ای توسط او قرائت شد، گفته بود هیچ نقل قول یا نوشته‌‌ای از او صحت ندارد جز این که از رادیو و تلویزیون پخش شده باشد یا کارشناسان خط آن را تایید کرده باشند.

اکبر هاشمی رفسنجانی با نقل یک روایت تایید نشده از رهبر تازه درگذشته مبنی بر این که آقای خامنه‌‌ای فرد مناسب جانشینی او است، زمینه انتخاب وی را فراهم کرد؛ کاری که آیت‎الله خمینی پرهیز از آن را وصیت کرده بود.

در نهایت علی خامنه‌‌ای در زمان انتخاب، به غیر از نداشتن شرط مرجعیت، فاقد اجتهاد مطلق، یعنی صلاحیت علمی لازم برای صدور فتوا در باب‌های مختلف فقه بوده است. انتخاب او ترکیبی از نقض قانون اساسی، فریب افکار عمومی، عمل خلاف وصیت او و خلاف سلسله تشریفات دینی در میان روحانیون شیعه بود.

پیش از رای گیری درباره رهبری علی خامنه‌‌ای، آیت‎الله «محمدرضا گلپایگانی»، نامزد جانشینی آیت‎الله خمینی اعلام و درباره او رای گیری شد. گلپایگانی به روایت اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۴رای بیش‌تر نیاورد، سپس نوبت به رای گیری برای انتخاب موقت خامنه‌‌ای رسید.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود نقل کرده است آیت‎الله محمدرضا گلپایگانی و آیت‎الله «حسینعلی منتظری، دو مرجع تقلید وقت به دلیل این که علی خامنه‌‌ای فاقد صلاحیت مرجعیت بود، با انتخاب او مخالف بودند. آیت‌الله منتظری حدود هشت هفته پیش از انتخاب خامنه‌‌ای به رهبری، از قائم مقامی آیت‌الله خمینی عزل شده بود و مخالفانش فضای مرعوب کننده‌‌ای برای وی ساخته بودند که زندگی عادی او را تحت تاثیر قرار داده بود.

آیت‌الله گلپایگانی سال‌خورده، به نظر می‌رسید که سودای چندانی برای قدرت نداشت. او نماز میت بر پیکر آیت‏الله خمینی را هم خوانده بود. رهبر جدید میان روحانیون دو مخالف پرقدرت داشت که وجودشان خطری برای مشروعیت رهبری او به شمار می‎رفت.

برای بالابردن ضریب مشروعیت رهبری علی خامنه‌‌ای که موقت هم بود، اکبر هاشمی رفسنجانی ترفندی به کار برد: «آقای “ابراهیم امینی” آمد گفت آقای منتظری با رهبری آقای خامنه‌‌ای مخالف است و تایید نمی‌کند. گفتم تلاش کنند که تایید کنند و متقابلا ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم…آقای [محمدرضا] “مهدوی کنی” آمد و گفت رهبری تلگرافی به آقای گلپایگانی بزنند مبنی بر تشکر از حضور در نماز برای امام و عرض تسلیت و آقای گلپایگانی در جواب، رهبری را تایید کنند. گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود، سپس تلگراف آقای خامنه‌‌ای ارسال شود.»

هاشمی رفسنجانی مشابه همین ترفند را هم در برابر آیت‎الله منتظری به کار گرفت و از او خواست ابتدا نامه تبریکی به آیت‌الله خامنه‌‌ای بزند که به معنی قبول رهبری او باشد و سپس پیام تشکر رهبر موقت هم از او در صداوسیما پخش شود که مقداری شرایط پرفشار بر قائم مقام تازه معزول شده آیت‌الله خمینی را آرام‌تر کند.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۸ خود نوشته است: «با آیت‌الله خامنه‌‌ای درباره جواب به تایید آیت‌الله منتظری مذاکره و تصمیم‌گیری شد.»

حدود یک هفته پس از انتخاب آیت‎الله خامنه‌‌ای به رهبری، یعنی در بیست و سوم خرداد، نامه تبریک آیت‎الله منتظری به رهبر جدید از قم به تهران رسید. اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود نوشت: «رهبری ایشان را تایید کرده به امید این که آقای خامنه‌‌ای جواب بدهند و در رسانه‌ها پخش شود.»
نامه تبریک آیت‎الله منتظری به علی خامنه‌‌ای از رادیو که رسانه اصلی آن زمان در ایران بود، پخش شد اما از نامه تشکر رهبر از او که وعده داده شده بود، خبری نشد.
هاشمی رفسنجانی در یادداشت خود نوشت: «شب تلویزیون نامه و جواب مربوط به آقای منتظری را نخواند. از آقای خامنه‌‌ای علت را پرسیدم، گفت که تلفن‌های زیادی مبنی بر گله و شکایت به دفتر شده، استخاره شده و تصمیم به عدم نشر در تلویزیون گرفتم.»

آیت‌الله خامنه‌‌ای پس از رسیدن به رهبری، یعنی از روز پانزدهم خرداد تا روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در مرداد ماه، هم رهبری و هم ریاست جمهوری ایران را در اختیار داشت. او در این فاصله، بانفوذترین فرد در شکل‌گیری قانون اساسی جدید جمهوری اسلامی ایران بود که نه تنها مرجعیت، شرطی که فاقد آن بود را از قانون حذف کرد که با مطلقه کردن ولایت فقیه، قدرت نامحدودی برای خود فراهم آورد.

«مهدی کروبی»، از اعضای «شورای بازنگری قانون اساسی» که اینک سال‌ها است با نظر علی خامنه‌‌ای در حصر خانگی است، در کتابش به نام «نامه‌ها با مقدمه‌‌ای از حصر» که در خارج از ایران منتشر شده، روایت کرده است که با همکاری جمعی از اعضا تلاش کرده بود از مطلقه شدن قدرت آیت‌الله خامنه‌‌ای جلوگیری کند اما تلاش این این طور ناکام ماند: «اکثریت را هم داشتیم. هماهنگ کردیم و مطمئن بودیم این عبارت (ولایت مطلقه فقیه) رای نمی‌آورد. در آن روز آقای خامنه‌ای با حضور در جلسه گفت که موافق این عبارت نبود اما حالا که مطرح شده، پس بهتر است تصویب شود. به هرحال موضوع به رای گذاشته شد. وقتی هاشمی رفسنجانی به سرعت رای‌گیری کرد و گفت که تصویب شده است، من به اعتراض پیش ایشان رفتم و گفتم که رای نیاورد. می‌دانستم رای نیاورده زیرا از قبل هماهنگ کرده بودیم و تدارکاتی برای ممانعت از تصویب داشتیم. اما ایشان کل ماجرا را با خنده برگزار کرد و گفت برو بنشین، لابد یکی از آن‎ها که به تو گفته رای نمی‌دهد، رای داده است.»

پس از تغییر قانون اساسی و تایید آن در یک همه پرسی که هم‌زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، رهبری خامنه‌ای بار دیگر در مجلس خبرگان به رای گذاشته شد. از ۶۴ نماینده‌‌ای که در مجلس حاضر بودند، چهار نفر رای ندادند و علی خامنه‌‌ای که تنها فرد مطرح شده در مجلس بود، با رای ۶۰ نفر، از آن روز تا به کنون که ۳۰ سال از آن می‌گذرد، رهبر جمهوری اسلامی و رکوردار طولانی‌ترین دوره حکم‌رانی در ۱۰۰ سال اخیر در ایران است.

جمعیت ایران از آن زمان تاکنون بیش از ۳۰ میلیون نفر افزایش پیدا کرده و به ۸۵میلیون رسیده است. نزدیک نیمی از این جمعیت، ایران را هرگز با حاکم دیگری جز آیت‌الله علی خامنه‌‌ای ندیده‌اند.

No responses yet

Jun 01 2019

چرا دفتر خامنه‌ای ۳۵ میلیارد دینار ارز دولتی دریافت کرده است؟

نوشته: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: براساس گزارش‌های رسمی طی بازه زمانی یک فروردین ۱۳۹۷ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ بیش از ۹ هزار شخصیت حقیقی و حقوقی ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی در قالب ۱۳ نوع ارز مختلف دریافت کرده‌اند.
خیریه تعلیماتی و تحقیقاتی علمی و دینی مکتب «امیر المومنین» متعلق به عبدالکریم موسوی اردبیلی هم معادل شش میلیون و ۶۷۰ هزار دلار ارز دولتی از بانک مرکزی دریافت کرده است.

معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تحقیقی اعلام کرده که دفتر علی خامنه‌ای بیش از ۳۵ میلیارد دینار عراق ارز دولتی از بانک مرکزی گرفته است.

بانک مرکزی از فروردین ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۳۹۸ بیش از ۵۴ میلیارد دینار عراق با ارز چهار هزار و۲۰۰ تومانی به ۱۰ شخص حقوقی داده که ۶۶ درصد این میزان توسط فردی در دفتر رهبر جمهوری اسلامی دریافت شده است.

این گزارش می‌گوید که دفتر خامنه‌ای طی این مدت ۳۵ میلیارد دینار معادل ۳۰ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده است.

در این تحقیق به نام دریافت کننده این ارز‌ها و محل مصرف آن اشاره‌ای نشده است.

نتایج این تحقیق نشان می‌دهند خیریه تعلیماتی و تحقیقاتی علمی و دینی «مکتب امیر المومنین» هم معادل شش میلیون و ۶۷۰ هزار دلار ارز دولتی از بانک مرکزی دریافت کرده است.

این موسسه وابسته به «عبد‌الکریم موسوی اردبیلی» است که دریافت چنین مبلغی را بعدها تکذیب کرد. موسوی اردبیلی که سال ۱۳۹۵ درگذشت، از مراجع تقلید شیعه بود و ریاست دیوان عالی کشور، عضویت در شورای انقلاب و عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی را در کارنامه خود داشت. او در سال‌های پایانی عمرش، رییس «دانشگاه مفید» بود.

براساس تحقیق منتشر شده، بانک مرکزی اعلام کرده بود: «]این موسسه[ اقدامی برای دریافت ارز به منظور واردات در سال جاری(۱۳۹۷) نداشته و مبالغ ذکر شده در لیست انتشار یافته این بانک صرفاً برای خرید ارز بابت تسویه بخشی از تسهیلات دریافتی این موسسه از محل حساب ذخیره ارزی بوده است.»

گزارش‌های رسمی مورد استناد قرار گرفته در این تحقیق حاکی از آن هستند که طی بازه زمانی اول فروردین ۱۳۹۷ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، بیش از ۹ هزار شخصیت حقیقی و حقوقی ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی در قالب ۱۳ نوع ارز مختلف از بانک مرکزی دریافت کرده‌اند.

ارزش دلار‌ی مجموع ارز‌های دریافت شده طی بازه زمانی یاد شده، حدود ۳۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

آمارها نشان می‌دهند بیش‌ترین ارز دریافتی از سوی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، مربوط به ارز یورو به ارزش دلاری حدود ۱۵ میلیارد دلار بوده است. این میزان بیش از نیمی از مجموع ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی دریافت شده طی این دوره را تشکیل می‌دهد.

نام بیش از شش هزار شخصیت حقیقی و حقوقی در این فهرست دیده می‌شود. علاوه بر این، شرکت «بهستان دارو» نیز ۱.۳ درصد این ارز‌ را دریافت کرده است.

بالاترین سهم از این مبلغ هم با ۱.۶ درصد، مربوط به یک شرکت خودروسازی است.

۲۵.۴ درصد از ارزش دلار‌ی ارزهای پرداخت شده طی مدت یاد شده به ۲۰ شرکت پرداخت شده است که شرکت‌های «مجتمع کشت و صنعت و روغن نباتی ماهی‌دشت کرمانشاه»، «مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران» و «آوا تجارت صبا» به ترتیب ۳.۳ درصد، ۲.۴ درصد و ۲.۲ درصد، بیش‎ترین سهم را داشته‌اند.

مجتمع کشت و صنعت و روغن نباتی ماهی‎دشت (نازگل) فعالیت خود را در سال ۱۳۷۸ در زمینه تولید انواع روغن‌های گیاهی خوراکی، مایع و جامد آغاز کرده است. بخشی از تولیدات این شرکت به کشورهای عراق و افغانستان و کشورهای آسیای میانه صادر می‌شود.

شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بیش از ۴۰ سال است که از تاریخ تاسیس آن گذشته و سال ۱۳۹۱ به وزارت جهاد کشاورزی منتقل شده است. این شرکت اکنون به عنوان زیر مجموعه همین وزارت‌خانه، مأموریت‌ها و تکالیف حاکمیتی خود را انجام می‌دهد.

شرکت آوا تجارت صبا هم بیش از ۳۵ سال است در زمینه واردات و تولید نهاده‌های دامی و خوراکی فعالیت می‌کند.

در بخش دیگری از تحقیق معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران آمده است بیش از ۴۳ میلیارد یوان چین هم به بیش از چهار هزار و ۴۰۰ نفر پرداخته شده که «شرکت خدمات حمایتی کشاورزی» بیش‌ترین سهم (۱.۸ درصد) از این مبلغ را به خود اختصاص داده است. حدود ۱.۵ درصد از این مبلغ را شرکت «پارس خودرو» دریافت کرده است.

بیش از ۱۹۸ میلیارد روپیه هند را نیز به هزار و ۳۸۴ شخصیت حقیقی و حقوقی داده‌اند که حدود ۱۰ درصد این مبلغ به «شرکت طبیعت سبز میهن» و حدود ۹ درصد آن به «شرکت آریا تجارت سده» پرداخت شده است.

شرکت طبیعت سبز میهن با هدف تأمین و توزیع کالاهای اساسی مصرفی خانوار از سال ۱۳۹۱ فعالیت خود را آغاز کرده است. مشهورترین کالاهای تولیدی این شرکت، بستی و لبنیات «میهن» است که برای بسیاری از ایرانیان نامی آشنا است.

شرکت آریا تجارت از سال ۱۳۸۰ فعالیت خود را در زمینه محصولات بهداشتی آغاز کرده است. این شرکت با چندین شرکت بین‌المللی، از جمله «نیسیم»(Nisim)، «ارگانیک»(Eaurganic)، «کالو»(Kalo) و «فست»(Fast) به عنوان تنها نماینده رسمی این کارخانه‌ها در ایران فعالیت می‌کند.

۱۰ میلیارد لیر جدید هم سهم هزار و ۳۲ نفر شده که شرکت آوا تجارت صبا تقریباً ۱۵ درصد مبلغ کل را دریافت کرده است. حدود چهار درصد از این مبلغ به شرکت هواپیمایی ترکیه پرداخت شده است.

بیش از ۹۷ میلیارد روبل جدید روسیه را نیز براساس تحقیق انجام شده، ۴۴۶ شخصیت حقیقی و حقوقی گرفته‌اند. بالاترین مقدار (بیش از هفت درصد) از این میزان توسط «شرکت تولیدی و توزیع محصولات کشاورزی فواکه» دریافت شده است.

تیر ماه سال گذشته بانک مرکزی ایران فهرست یک هزار و۵۰۰ شرکت و فرد را که با ارز دولتی چهار هزار و ۲۰۰ تومانی کالا وارد کرده‌ بودند، منتشر کرد که در آن زمان این فهرست با بحث‌ها و جنجال‌هایی همراه شد.

براساس فهرستی که بانک مرکزی طی دو سال اخیر منتشر کرده است، شرکت‌های مختلفی دریافت کننده ارز دولتی بوده‌اند؛ از واردکنندگان لاستیک گرفته تا مواد خوراکی نظیر کره یا اقلامی مانند یخچال و حتی دفتر علی خامنه‌ای.

در فهرستی که بانک مرکزی در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده بود هم موارد عجیبی به چشم می‌خورد.

یکی از این موارد، شرکت خودروسازی «ماموت خودرو» بود که با تعرفه چای‌ساز و قهوه‌ساز، ارز دولتی گرفته بود. این شرکت نماینده «فولکس‌واگن» در ایران است.

یکی دیگر از مواردی از این قبیل، باشگاه فوتبال «البدر» هرمزگان بود که در فهرست بانک مرکزی از آن به عنوان «شرکت موسسه ورزشی البدر بندر کنگ» یاد شده بود.

بر اساس اعلام بانک مرکزی، این باشگاه ورزشی یک میلیون و ۶۸۲ هزار یورو برای دریافت واردات تایر خودروهای سواری و حدود ۷۱۷ هزار یورو ارز دولتی برای واردات تایر کامیون و اتوبوس دریافت کرده بود.

یکی دیگر از همین موارد، «شرکت رهروران خودرو پیشگامان نگین جنوب» بود که برای واردات چای بیش از ۱۳۴ هزار یورو ارز دولتی گرفته بود.

در فهرست سال ۱۳۹۸ بانک مرکزی موارد عجیب و غریب کم نیستند؛ مواردی که به گفته برخی تحلیل‌گران، ناشی از نبود شفافیت لازم و تغییر آنی اساس‎نامه شرکت‌ها برای دریافت ارز دولتی است.

No responses yet

May 26 2019

انتقادها از محمد خاتمی برای طرح مفهوم «فدرالیسم»

نوشته: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: خاتمی ملعون علیه که می‌بینه به آخر خط رسیده حالا تصمیم دارد ایران را تقسیم کند
تا در یک ملوک الوایفی آخوندی سهمی هم به او برسد

رادیوفردا: یک ابراز عقیده اخیر محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در دیدار با اعضای شورای اسلامی شهر تهران بحث برانگیز شده است.

محمد خاتمی روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در این دیدار گفته بود: «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، اما ما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم.»

بخش دوم این جمله محمد خاتمی که از اداره فدرالی به عنوان «مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی» نام برده، حساسیت بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان طیف‌های سیاسی مختلف ایران را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

این فعالان سیاسی در متنی انتقادی با عنوان «نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی»‌ نوشته‌اند: «هیچ کشور و دولتِ از پیش موجودی که ماهیتا واجد یک نظام سیاسی تک‌بافت ‌باشد، به کشوری فدرال مبدل نشده است؛ به استثنای مورد عراق که مولود مرزبندی‌های استعماری و سپس قربانی دیکتاتوری‌ بعثی و در پی آن هم مداخله خارجی گردید و البته اکنون هم این کشور به وضوح در معرض خطر فروپاشی از این بابت قرار گرفته است.»

آنها افزوده‌اند که «آقای خاتمی مشخصاً کشور بودن ایران را به عنوان یک اصل پیشینی در نظر ندارد و لذا تنها مانع فدرال شدن ایران را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌داند که اگر این مانع نبود، به زعم ایشان می‌توان فدرالیسم را برای کشوری کهن و یکپارچه‌ای چون ایران نیز تجویز کرد.»

امضاکنندگان همچنین افزوده‌اند، مشخص نیست که این ادعای آقای خاتمی مشخصاً مبتنی بر کدام یافته پژوهشی یا تجربه عملیاتی بوده است؛ همین‌طور با اشاره به مشکلات در زمینه فساد، اختلاس، سیاست خارجی، صنایع فرسوده، کاهش ارزش پول ملی، آزادیهای مدنی و سیاسی و تبعیض‌های ایدئولوژیک، مذهبی و جنسیتی، پرسیده اند که: «چگونه فدرالیسم می‌تواند چاره‌ای بر مشکلات عدیده‌ای که، به توصیف امضاکنندگان، آقایان برای کشور ایجاد کرده‌اند، باشد؟»

بیانیه یادشده همچنین هشدار می‌دهد که این‌گونه گفته‌ها ایران را به خطر می‌اندازد، موجب پدیدار شدن گسست ملی شده، به توصیف امضاکنندگان حتی موجب پیدایش جنگ‌های داخلی و قومیتی خواهد بود.

همزمان با این بیانیه، جواد طباطبایی استاد علوم سیاسی در دانشگاه‌ها و مدارس آموزش عالی ایران، و صاحب تألیفاتی در زمینه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، که مدتی است ساکن واشینگتن شده است، با نوشتن نامه‌ای خطاب به محمد خاتمی که در شبکه اجتماعی تلگرام منتشر شده، صلاحیت محمد خاتمی و اعضای شورای شهر را برای طرح چنین بحث‌هایی زیر سؤال برده و از او خواسته است آنچه را «مصالح عالی کشور» نامیده، فدای آن‌چه «منافع گروهی که آقای خاتمی رهبری آن را بر عهده دارد» نکند.

جواد طباطبایی گفته‌های محمد خاتمی را دارای تالی‌های فاسد دانسته، از او خواسته است که مبحث فدرالیسم و گفته‌های خود را محترمانه پس بگیرد و به اطرافیان خود هم توصیه کند وارد این مباحث نشوند.

نگرانی منتقدان به گفته آقای خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

چه شده است که آقای خاتمی درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

و نظر حامیان شکل‌گیری نظام فدرال در ایران درباره گفته های دو طرف چیست؟

اینها پرسش‌های اصلی برنامه زنده این هفته دیدگاه‌هاست از سه مهمان برنامه: تیرداد بنکدار یکی از نویسندگان متن و امضاکنندگان بیانیه انتقادی یادشده، کارشناس حقوق و علوم سیاسی در تهران؛ محمدصادق جوادی حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مشهد؛ و عبدالله مهتدی، از مؤسسان «حزب کومه‌له کردستان ایران» ساکن لندن.

آقای بنکدار با شما شروع کنیم. نگرانی امضاکنندگان بیانیه انتقاد از گفته‌های محمد خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

تیرداد بنکدار: در وهله نخست، آقای خاتمی مانند هر شخص دیگر می‌توانند نظری داشته باشند، نظرشان را به روشنی اظهار کنند، ولی جدای از این موضوع، ایشان پیش از این دارای یک سمت رسمی و در واقع عالی‌ترین سمت اجرایی کشور بوده‌اند. ایشان رئیس‌جمهور اسبق کشور هستند و این اظهارنظر ایشان، صرفا یک اظهارنظر شخصی نیست. یعنی ایشان مورد ارجاع و به زعم ما مورد سوءاستفاده کسانی که نظام فدرال را برای ایران تجویز می‌کنند، قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، آقای خاتمی واجد یک محبوبیت نسبی در جامعه ایران هستند، حالا ما هر موضع شخصی که نسبت به ایشان داشته باشیم، این حقیقتی کتمان ناپذیر است که بخش‌هایی از جامعه ایران، هرچند به باورشخصی بنده رو به کاهش، بخش قابل ملاحظه ای از جامعه ایران، گوش به سخنان ایشان دارند و اگر ایشان از فدرالیسم دفاع کنند، بسیاری ممکن است بی آن که اطلاعات دقیقی نسبت به فدرالیسم داشته باشند، تحت تأثیر فرمایش آقای خاتمی قرار بگیرند.

لذا با چند تن از دوستان قرار بر این گذاشتیم که به این اظهار نظر ایشان واکنشی نشان بدهیم و متنی را نوشتیم و با تعدادی از دوستانی ک هبا این موضوع همراه بودند، مطرح کردیم و اقدام به امضای این بیانیه کردیم.

بسیار خب، بگذارید پیش از آن که از آقای جوادی حصار نظرشان را بپرسم، این پرسش را با شما مطرح کنم که ابراز عقیده محمد خاتمی با این ملاحظه آغاز شده که به گفته او «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد» و بقیه حرف‌ها در دیدار با شورای شهر هم درباره مسائل جاری و عادی است. گمان می‌کنید حساسیت شما و دیگر امضاکنندگان بیانیه به اندازه و به جاست یا قدری این حرف را برجسته کرده‌اید؟

تیرداد بنکدار: نگاه ما به جا بوده. ولی تعدادی از دوستداران آقای خاتمی که تا این مدت [با آن ها] برخورد داشته ایم، معتقد بودند که ایشان نظرشان این نبوده و نمی‌خواسته اند فدرالیسم را تجویز کنند و بد بیان کرده‌اند.

من از جانب خودم، می‌توانم بگویم از نظر من خیلی دور از ذهن است که آقای خاتمی که به‌هرحال هشت سال رئیس جمهور کشور بوده‌اند و شخصیت فرهیخته‌ای دارند و اهل علم و معرفت هستد، بعید است ندانند فدرالیسم یعنی چه و آن را تجویز کنند.

همین موردی را هم که شما اشاره فرمودید که خودشان علم به این موضوع داشته‌اند که طرح این موضوع، مخالفت‌هایی و ناخوشایندی‌هایی دارد و با علم به این موضوع، فرموده‌اند فدرالیسم شرایط طرح آن [موجود] نیست ولی به زعم ایشان گزینه مناسبی است.

آقای جوادی حصار در نوشته ها و موضع‌گیری های قبلی جناح اصلاح‌طلب حکومت یا «خط امام» و «چپ اسلامی» واژه فدرالیسم برجسته نبوده. چه شده که حالا آقای خاتمی در دیدار با اعضای شورای شهر تهران درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

محمدصادق جوادی‌حصار: آن چیزی که خیلی اهمیت دارد و داشته، در نگاه چپ حکومت یا اصلاح طلبان امروز از بدو شکل گیری جمهوری اسلامی، گفتمان عدالت محور تقریبا شاه بیت همه نظریه‌ها و گفته‌هایشان بوده است.

در شرایط کنونی، فضا فضایی بوده که نمایندگان شورای شهر تهران به دیدن آقای خاتمی رفته بوده اند و آقای خاتمی اشاره می کند به گذشته شکل گیری شوراها و بیست سال مغفول ماندن مقوله شوراها در قانون اساسی، و می‌گوید این بخش در دوره اصلاحات زنده شد و به نمایش درآمد. به فواید امر شوراها می‌پردازد که می‌توانند به مطالبات مردم پاسخ بدهند. همان‌طور که در این سخن کاملا اشاره می‌کنند که مردم در مناطق برخلاف نظر دولت، در پی اداره منطقه توسط مدیران بومی هستند و دولت باید به این مسئله توجه کند، و اشاره مستقیم می کنند به انتخاب شهرداران محلی از سوی شوراهای شهر در شهرها و مناطق کشور.

بنابراین اگر ایشان به فدرالیسم اشاره می‌کنند، در واقع اشاره به فواید مترتب در مقوله رفتار فدراتیوی است و می‌خواهند بگویند در جامعه به نوعی توزیع عدالت خواهد شد و به نحوی به متقاعد کردن مردم و همراه کردن مردم با آرمان‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی منجر خواهد شد، نه به این معنا که پراکندگی ایجاد کند.

در این نگاه، قطعاً آقای خاتمی، همان‌طور که در ابتدای سخنش هم گفته، گفته شاید در این شرایط أصلا مناسب نباشد، شرایط کشور به گونه‌ای است که نیاز به همبستگی کامل داریم. ایشان کاملا متوجه است که دارد به کدام نقطه از فواید رفتارهای فدراتیوی انگشت می‌گذارد.

ممنون آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، نظر شما که نیم قرن است یک حزب منطقه‌ای و عمومی، کومه‌له را نمایندگی می‌کنید درباره گفته بحث‌برانگیز اخیر آقای خاتمی و انتقاد آقای بنکدار و دیگر امضاکنندگان بیانیه از طرفی، و پاسخ آقای جوادی حصار از طرف دیگر چیست؟

عبدالله مهتدی: بگذارید اول یک توضیحی بدهم. اسم حزبی که بنده نمایندگی اش را می کنم، حرب کومه‌له کردستان ایران است.

اما در مورد فدرالیسمی که آقای محمد خاتمی می‌گفتند، به عقیده من اعتراف به یک واقعیت بنیادی اجتماعی و فرهنگی در ایران است و به عقیده من، حقیقتی را در مورد جامعه ایران و تنوعات اِتنیکی [و قومیتی] آن اشاره کردند.

این نشان می‌دهد تا چه حد گفتمان فدرالیسم، گفتمان مشارکت در قدرت سیاسی، گفتمان عدم تمرکز ساختار دولت، و گفتمان اهمیت دادن به زبان‌های مادری آن‌قدر نیرومند است و در جامعه ایران واقعیتی ملموس و محسوس به شمار می رود که آقای خاتمی هم به آن اشاره کردند.

چون فدرالیسم غول بی‌شاخ و دمی نیست. فدرالیسم عبارت از مشارکت سیاسی است؛ عبارت از عدم تمرکزی است که اجازه تفویض اختیارات را به محل ها و مناطق می دهد؛ به زبان‌های مادری اهمیت می‌دهد و آموزش آن‌ها را در کنار آموزش زبان فارسی متداول می‌کند.

فدرالیسم در بخش قابل ملاحظه‌ای از کشورهای خیلی پیشرفته دنیا متداول است، آسمان هم زمین نیامده، بر عکس دیدگاه ناسیونالیسم ایرانی افراط‌‌گرا، من معتقدم تامین این حقوق برای مردم ایران منجر به وحدت بیشتر می شود و هیچ مانعی هم نخواهد داشت.

ممنون آقای مهتدی. آقای بنکدار، حالا شما پاسخ می‌دهید به آقایان مهتدی و جوادی حصار، ولی بیانیه شما نظام فدرالیسم را برای کشورهایی مثل ایران نامناسب می داند. ضمن جواب، بفرمایید که مشاهده، استدلال و مبانی نظری اصلی این استنباط چیست؟

تیرداد بنکدار: بله، اتفاقا مسئله دیگری را مهمانانتان اشاره کردند.. ولی نکته‌ای که فکر می کنم به آن اشاره نشد، تلفیق عامدانه‌ دوستان بین فدرالیسم و تمرکززدایی است. شاید هم عامدانه نباشد و دوستان واقعا مطلع نیستند.

در هر حال، ما در ابتدای متن بیانیه هم اشاره کردیم. فدرالیسم، راهکار کشورسازی است. شما جز همان مورد استثنایی عراق، که ما هم اشاره کردیم و برشمردیم و پیدایش این کشور ناشی از نقشه‌کشی‌های استعماری بوده و بعدش وقایعی که اتفاق افتاد و دیکتاتوری بعثی و حمله‌های خارجی و انتظامی که به عراق تحمیل شد و همین امروز، عراق در معرض فروپاشی است، یا نمونه استثنائی دیگری حتی در اروپا که بلژیک است که قبلاً یک دولت تک‌بافت بوده و بعد فدرال شده و اگر خارج از قاره اروپا بود حتماً تا به امروز چندپاره می شد، [مورد با ثبات دیگری را نمی بینید].

موضوع همین است، که فدرالیسم در دو حالت ایجاد می‌شود: یکی واحدهای جغرافیایی که دارای منافع همسان با هم هستند ولی تجربه تشکیل دولت ملی نداشته‌اند، این‌ها در چارچوب یک نظام فدرال با هم تشکیل دولت ملی داده‌اند. نمونه بارزی که می شود به آن اشاره کرد، آلمان است که امپراتوری پروس با امیرنشین‌های آلمانی متحد شدند و گروه فدرال آلمان و در حال حاضر جمهوری را تاسیس کردند.

حالت دوم، در مستعمره نشین‌هایی که در قاره‌های جدید بوده‌اند، مثلا آمریکای شمالی و جنوبی (در شمال: آمریکا و کانادا، در جنوب: برزیل و کلمبیا و آرژانتین و این‌ها)، یا مثلا استرالیا در قاره اقیانوسیه، این‌ها مستعمره‌نشین‌های وسیعی بوده‌اند که در بدو استقلال هم جمعیت قابل ملاحظه‌ای نداشته اند، همسانی فرهنگی هم داشته‌اند. این‌ها با هم یکپارچه می‌شدند و یک کشور فدرالی ایجاد می کردند.

غیر از این موارد استثنایی که در حال حاضر همه هم بحران‌زده هستند، هیچ کشوری را نمی‌شود سراغ گرفت که نظام سیاسی تک بافتی داشته و به سمت نظام فدرال برود.

مقصودتان از تک‌بافت چیست؟

تیرداد بنکدار: نظام بسیط و تک‌بافت. نظام غیرفدرال. نظامی که قدرت بافت سیاسی‌اش در مرکز است. ولی در چارچوب همین نظام تک‌بافت، بحث تمرکززدایی هم مطرح می شود.

یعنی معمولاً در وهله اول که دولت‌های ملی شکل می‌گیرند، این نظام‌های تک بافت، تمرکزگرا هستند و تمام سیاست‌های کلان کشوری در پایتخت و در هیئت دولت تبیین و اجرایی می‌شوند.

ولی بعد که این دولت ملی انسجام خودش را پیدا می‌کند، وارد پروسه تمرکززدایی هم می‌شود. ما در ایران هم این را داستان را تجربه کرده ایم. در ایران، دوره رضاشاه پهلوی، به نوعی دوره‌ای است که دولت‌سازی مدرن در ایران شکل می‌گیرد، تمرکزگرایی دوره رضاشاهی هم به عنوان پیامد قوی این پروسه، اجرایی می شود.

ولی از همان أواخر دهه۴۰ به این طرف، تمام مدت بین تمام دولتمردان صحبتش شده و بحث تمرکززدایی مطرح شده. پیش از انقلاب، آمدند و اختیارات استانداران را افزایش دادند و گام‌هایی برداشته شد.

بسیارخب، من به این نتیجه رسیدم که شما با تمرکززدایی موافقید و می‌گویید می شود به صورت استانی باشد، همان‌طور که در تاریخ ایران هم…

تیرداد بنکدار: بله بله، پس از انقلاب بنا بر شرایط ویژه، ده تا پانزده سالی، یا در واقع بیست سالی این روند متوقف شد و تمرکزگرایی انقلابی ایجاد شد، ولی از همان دوره آقای خاتمی و این‌ها، بحث‌های تمرکززدایی مطرح شد و شروع به کارهایی کردند که اگر فرصتی بود، در این مورد هم صحبت می‌کنیم.

پس با تمرکززدایی موافقید ولی می گویید شکلش باید خاص ایران و مناسب تک بافت باشد؟

تیرداد بنکدار: بله دقیقاً.

آقای جوادی حصار، نظر شما [و اصلاح‌طلبان درباره استدلالات و مشاهدات و مبانی نظری انتقادی درباره نامنطبق بودن نظام فدارل برای ایران، به عنوان کشوری که به باور امضاکنندگان، مرزها و تقسیم بندی‌های استانی‌اش زاییده تاریخ است و نه تقسیم بندی‌های جغرافیایی پسااستعماری، چیست]؟

محمدصادق جوادی‌حصار: این صحبت‌ها نه کاملا قابل رد است و نه کاملا قابل اثبات.

ببینید، در دوران های دیرینه، یعنی از دوره هخامنشیان و ساسانیان به این طرف، کشور به صورت یکپارچه، امپراتوری بوده ولی امرای محلی کاملا منطقه را با سلایق و طبق نیازهای منطقه‌ای اداره می کردند. همین‌طور که بیاییم جلو تا الان، تا همین قبل از دوره پهلوی، در دوره قاجار مثلا ولیعهد در آذربایجان، فقط نماینده دولت مرکزی بوده و آن‌جا را [متناسب] با نیازهای آن‌جا اداره می کرده.

در شرق ایران یعنی هرات و افعانستان، حکومتی که نمایندگی ایران را داشته کاملاً به صورت خودمختار عمل می‌کرده اند. در جنوب ایران همین‌طور. اصلا خیلی از شاهان [بر سر کار] می آمدند، یکی از کارهایشان سرکوب امرای محلی و منطقه‌ای بوده. یعنی این طور که [آقای بنکدار] اشاره می فرمایند، از نظر من، یک کمی یکپارچگی فرهنگی ایران را تایید می کنم ولی این که نیازهای منطقه‌ای و بومی در تمام طول تاریخ ایران اقتضائات خودش را داشته و امرای محلی با اختیارات خودشان در آن محلات زندگی می کردند و فقط خراج دولت مرکزی را می‌فرستادند، این را به نظرم هیچ تاریخ‌دانی در ایران نمی‌تواند انکار کند.

اما یک مسئله هست، و آن این که الان یک خلط مبحث صورت می‌گیرد، آقای خاتمی به هیچ روی در پی گسست ایران در طرح فدراتیو نبوده، بلکه در پی توزیع عادلانه قدرت در کشور و مدیریت عالی دولت مرکزی در اقصی نقاط کشور بوده. از صحبت هایش چنین چیزی بر‌می‌آید.

من چنین استنباطی ندارم که آقای خاتمی می خواهد بگوید مثلا کردستان برای خودش، سیستان و بلوچستان برای خودش، آذربایجان برای خودش… چنین چیزی از کجای حرف آقای خاتمی در می‌آید؟

ممنونم آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، آیا راهی برای پیشبرد برنامه عدم تمرکز هست که مثل طرح فدرالیسم، موجب اصطکاک [میان برخی اعضای] احزاب منطقه‌ای و قومی، از جمله کومه‌له با ملیون، ایران‌گرایان، جمهوری‌خواهان، شاه‌دوستان، مشروطه‌خواهان، و طیفی از چپ دموکرات و مستقلی که نظام فدرال را برای ایران مضر تشخیص می‌دهند، نشود؟

عبدالله مهتدی: آخر فقط مسئله این نیست که جوری حقوق قومیت‌های ایران از جمله کردها و غیره طوری تأمین بشود که موجب ناراحتی خاطر بعضی از دوستان نشود. بایستی اصولی حاکم باشد و حقوق مردم رعایت بشود.

به نظر من… اگر در بین خیلی از کشورها، ایران را در نظر بگیریم، اتفاقا کشوری است که فوق‌العاده مستعد است برای طرح فدرالی و طرح عدم تمرکز و مشابه این‌ها. چرا؟ برای این‌که آقای جوادی حصار هم اشاره کردند که از گذشته دور و امپراتوری‌های دوره باستان ایران هیچ‌وقت آن چیزی نبوده که به نام نظام تک‌بافت این‌‌جا مطرح شد. هیچ‌وقت نظام تک‌بافتی نبوده. این پدیده محصول صدساله اخیر است و اتفاقا به نتیجه نرسیده است و نخواهد رسید.

ایران در گذشته ساتراپ‌نشین بوده و در دوره سده‌های میانه هم امیرنشین‌ها و حکومت‌های مختلفی وجود داشته‌اند. حتی تا دوره قاجاریه ممالک محروسه ایران خوانده می‌شده.

تلاش برای آن چیزی که نظام تک‌بافتی نامیده می‌شود، به نظر من تلاشی است برای تداوم استبداد، این بار به شکل ایدئولوژیک اسلامی در شکل ناسیونالیسم، و این به نظر من برخلاف نیت یا خواست گویندگان آن به ایران و ملت ایران هیچ کمکی نخواهد کرد.

ممنون آقای مهتدی. یک فرصت دیگر بدهیم به آقای بنکدار، به دلیل این‌که دو نفر دیگر در این بحث نظراتشان با هم چندان تمایز پیدا نکرد. آقای بنکدار، نکته آخرتان را بگویید.

تیرداد بنکدار: من خیلی چیزها می‌خواستم بگویم ولی فرصت کم است. اینکه دوستان می‌گویند در تاریخ ایران چطوری بوده، این حرف‌ها اولاً غلط است و این تعمیم‌های کلی را نمی‌شود در مورد مناسبات قدرت در ایران داد. در ایران دوره ساسانیان، ما شاید سه الگوی حکمرانی داشته باشیم که…

بسیار خب، وقت میزگرد تمام شد. پس در وقت دیگری یک بحث دیگر به همین موضوع اختصاص می دهیم.

No responses yet

May 25 2019

عمامزاده برقی

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر


تلگرام خبرفوری: باورتون میشه این یه دستگاه شمع برقی و تلاوت پولی قرآن هست دم امامزاده‌ها

تو این دستگاه پول میندازی شمع روشن می‌کنه روضه و زیارت نامه هم می‌خونه، فعلا هم خرابه!!!

Comments Off on عمامزاده برقی

May 23 2019

چرا خامنه‌ای مرتباً از برجام شانه خالی می‌کند؟

نوشته: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه اول خرداد در دیدار با گروهی از دانشجویان گفته است «آن طوری که به برجام عمل شد»، «خیلی اعتقادی» ندارد و «بارها هم به رئيس‌جمهور و وزیر خارجه گفتیم و تذکر دادیم».

این نخستین بار نیست که علی خامنه‌ای سعی می‌کند از مسئولیت برجام شانه خالی کند. این اظهار نظرهای مکرر درباره برجام در حالی است که او در پنج مقطع مهم نقش اصلی را ایفا کرده است.

اولین مقطع مربوط به شروع مذاکرات محرمانه است. علی‌اکبر صالحی، وزیر امورخارجه دولت احمدی‌نژاد، در کتاب خاطراتش نوشته است که پس از دریافت نامه عمانی‌ها برای مذاکره محرمانه با ایران، نامه را از طریق علی اصغر حجازی، معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر به علی خامنه‌ای رسانده و سپس در جلسه‌ای با حضور رهبر شرکت کرده، « آقای محمدی گلپایگانی [رئیس دفتر خامنه‌ای] و جناب آقای حجازی نیز در جلسه حضور داشتند … [گفتند مذاکره] می‌تواند مضرات زیادی داشته باشد … عرض کردم حضرت آقا اجازه بدهید برای اتمام حجت هم که شده این کار را امتحان کنیم… فرمودند اگر برای اتمام حجت است اشکال ندارد».

آیت‌الله خامنه‌ای ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ در یک سخنرانی عمومی گفت «خام» شده و سخن صالحی را قبول کرده ولی اعتراف به اشتباه، تغییری در نتیجه ایجاد نمی‌کند.

نخستین سنگ بنای این مذاکرات با مجوز شخص رهبر جمهوری اسلامی شروع شده است.

مذاکرات محرمانه هسته‌ای در اسفند ۱۳۹۱ با دستور شخص خامنه‌ای به طور موقت متوقف می‌شود ولی به اندازه کافی پیش رفته بود. در این مقطع، برخی از اعضای شورای عالی امنیت ملی مانند حسن روحانی هم در جریان روند مذاکره نبوده‌اند.

علی اکبر صالحی در گفت‌وگویی که ۱۴مرداد ۱۳۹۴ در روزنامه «ایران» منتشر شد، می‌گوید: «بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باورپذیر نبود».

دومین جایی که رهبر جمهوری اسلامی مذاکرات را به جلو هل داد، ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ بود که تعبیر «نرمش قهرمانانه» را به کار برد. این تعبیر یک پیام قوی و پشتیبان دیپلمات‌های ایران برای پیشبرد روند مذاکرات بود.

سومین نقطه اما مذاکره وزرای امور خارجه ایران و آمریکا بود. به روایت علی‌اکبر صالحی در کتاب خاطراتش، در شروع مذاکرات، خامنه‌ای شرط کرده بود که «مذاکرات به سطح وزیر امور خارجه نرسد»، ولی با مجوز او، محمدجواد ظریف با جان‌ کری دیدار کرد. مجوزی که حالا رهبر جمهوری اسلامی آن را یک اشتباه خود می‌داند.

چهارمین نقطه اما ۲۰ مهر ۱۳۹۴ رقم خورد. به روایت مهدی کوچک‌زاده، نماینده مجلس نهم، شب ۲۰ مهر ۱۳۹۴ در جلسه‌ای با حضور علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی لاریجانی، رئيس مجلس و علی اصغر حجازی، معاون امنیتی-سیاسی دفتر رهبر، «تصمیم گرفته شد که طرح [برجام] تصویب شود».

وزارت امور خارجه ایران همان زمان اعلام کرد که از چنین جلسه‌ای خبر نداشته و برخی چهره‌های مخالف تصویب برجام در مجلس، دخالت حجازی را «خودسرانه» خواندند ولی دو روز بعد، دفتر رهبر جمهوری اسلامی بیانیه داد و گفت اعضای دفتر رهبر «نقش مستقل» نداشتند. معنای این عبارت روشن بود، معاون دفتر رهبر، پیام خامنه‌ای برای تایید و تصویب برجام در مجلس را رسانده بود.

در جلسه مجلس برای تصویب برجام نیز مهدی کوچک‌زاده به علی لاریجانی اعتراض کرد که چرا اجازه طرح پیشنهادات را نمی‌دهد، لاریجانی پاسخ داد: «کشور تصمیم گرفته که پیشنهادات مطرح نشود». کوچک‌زاده از لاریجانی پرسید که «کشور به‌ عنوان مرجع جدید کیست؟»، لاریجانی گفت: «همانی که خودت می‌دانی». این دیالوگ کوتاه نیز به خوبی نشان می‌داد که نقش اصلی در نهایی‌شدن فرایند تصویب برجام را شخص رهبر بازی کرده است.

پنجمین و آخرین گام اما ۲۹ مهر ۱۳۹۴ رقم خورد که رهبر جمهوری اسلامی در نامه‌اش به حسن روحانی، «مصوبه‌ جلسه ۶۳۴ مورخ ۱۳۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی» را تایید کرد. این مصوبه در واقع پذیرش برجام از سوی جمهوری اسلامی بود.

او در همان زمان ضمنن تایید برجام، شروط ۹ گانه‌ای را در نامه‌ای به حسن روحانی ابلاغ کرد ولی این شروط ۹ گانه مربوط به «اجرای برجام» بود، نه تصویب برجام. این در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود در جمع دانشجویان گفته است: «در آن نامه شرایطی ذکر شده که در آن صورت، تصویب می‌شود».

این جمله، تحریف آشکار همان نامه مدنظر رهبر است که پس از تصویب برجام توسط شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و در راستای اجرای برجام نوشته شد.

اما خامنه‌ای علاوه بر این شروط، در طول مذاکرات شروطی را به عنوان خطوط قرمز تعیین کرد که به طور مداوم مورد استناد مخالفان برجام برای حمله به دیپلمات‌های ایرانی قرار می‌گرفت ولی نشریه خط‌ حزب‌الله، که توسط وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، در پیش‌شماره پنجمش که هفته اول مرداد ۱۳۹۴ منتشر شد، نوشت که خطوط قرمز «مانند مین عمل نمی‌کنند» و «ابزار رسیدن به هدف» یا «سپر حفظ منافع ملی» هستند و «حتی با حفظ همه آن خطوط هم دستیابی به هدفی که برای مذاکره معین‌شده صورت نگیرد».

این یادداشت که با اعتراض برخی از فعالان مجازی مواجه شد، نوعی نرم‌سازی و بی‌توجهی به خطوط قرمزی تعبیر شد که رهبر جمهوری اسلامی به طور مداوم روی آن تاکید داشت.

نکته تکمیلی اینکه به روایت همه اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران، علی خامنه‌ای در طول مذاکرات در جریان تمامی جزئیات قرار گرفته و قدمی بدون اجازه او برداشته نشده است.

او همچنین سال گذشته در توضیح اینکه چرا با وجود خروج آمریکا از برجام، آن را طبق وعده‌اش آتش نزده است، گفت به خاطر «مصلحت» این کار را نکرده است.

رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی روز اول خرداد حتی گفته که اگر شرایط مدنظرش «اجرا نشده، وظیفه رهبری نیست که وارد بشود». این جمله یعنی او در آینده هم مایل نیست که شخصا و به طور مستقیم وارد فرایندی مانند دستور به خروج از برجام شود، همان طور که از شجاعت پذیرش مسئولیت برجام برخوردار نیست.

روش خامنه‌ای در این زمینه که مرتب دبه می‌کند و سعی می‌کند مسئولیت را متوجه دولت روحانی کند تا سیمای خودش نزد حامیان کمتر خدشه‌دار شود و تعبیرهای او مانند خام شدن یا اشتباه کردن و راضی نبودن، می‌تواند در نهایت یک شبیه‌سازی و فضاسازی مانند «جام زهر» که خمینی برای پذیرش قطعنامه به کار برد را تداعی کند و برخی از حامیانش بگویند مانند همان دوران، دیگران جام را به رهبر دادند ولی خمینی در سال ۱۳۶۸ وقتی با اصرار هاشمی برای پذیرش مسئولیت قطعنامه ۵۹۸ مواجه شد، گفت خودش چنین مسئولیتی را می‌پذیرد.

خامنه‌ای حداقل در این زمینه مایل نیست «خمینی دیگر» باشد.

No responses yet

May 22 2019

افطار با شاعران، عکس با کتاب شاملو و حکم زندان برای نویسندگان

نوشته: در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر


ایران‌وایر: دیروزدر شرایطی علی خامنه‌ای با شاعران سر سفره افطار نشست که چند ساعت پیش‌تراز این مراسم، ۹۰۴ نفر از نویسندگان و شعرا در نامه‌ای خطاب به مسئولان اجرایی و قضایی کشور نسبت به صدور حکم زندان برای سه نویسنده عضو کانون نویسندگان ایران اعتراض کرده بودند.

بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، سه عضو کانون نویسندگان ایران به اتهامات «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» هر کدام به ۶ سال و در مجموع به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. خبری که در چند روز گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت وبسیاری از اهالی فرهنگ و ادب به آن واکنش نشان دادند اما در دیدار شاعران با رهبر جمهوری اسلامی اشاره‌ای به آن نشد.

شب گذشته در حالی علی خامنه‌ای مطابق سنت هر ساله با لبخند و نگاه‌ی پر از ذوق و شوق به اشعاری که در حضورش خوانده می‌شد گوش می‌داد که مراسم بزرگداشت برای یک شاعر و رفتن بر مزار او و دو نویسنده دیگر به عنوان مصداق اتهام این سه نویسنده در نظر گرفته شده است. ناصر زرافشان وکیل این سه نویسنده به «ایران وایر» می‌گوید: «عضویت در کانون نویسندگان ایران و فعالیت‌های صنفی، امضای بیانیه‌های کانون، برگزاری بزرگداشت برای احمد شاملو و رفتن به مزار او و مختاری و پوینده دونویسنده‌ای که جانشان را در راه آزادی و اندیشه نثار کردند، به عنوان مصداق اتهامی برای موکلانم در نظر گرفته شده است.»

او معتقد است که در پرونده موکلانش هیچ چیزی که بتوان به آن عنوان «جزایی» داد، وجود ندارد: « اولا کانون نویسندگان یک تشکیلات صنفی است و عضویت در آن مصداق هیچ اتهامی نیست چون به موجب مقررات صریح قانون اساسی تشکل‌های صنفی قانونی هستند. اصل ۲۶ قانون اساسی می‌گوید تشکل‌های صنفی آزاد هستند و هرکس مخل آن‌ها شود، مجرم است.»

به گفته ناصر زرافشان اتهام انتصابی و مصداق اتهام کاملا نادرست است: «یک اتهام موکلان من اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی کشور است. کلمه تبانی به معنی توطئه‌چینی پنهان است و این کلمه در ماده قانونی بی‌جا و بی منظور نیامدهو برای چنین اتهامی باید مصداق درست بیان شود اما مصداق آن را انتشار بیانیه و برگزاری بزرگداشت در نظر گرفته شده. یعنی توطئه پنهانی با انتشار بیانیه صورت گرفته. چنین چیزی ممکن است؟»

او این‌ها را در دادگاه توضیح داده اما به گفته او قاضی به جای این که بی‌طرف باشد و برمبنای آنچه در پرونده آمده، قضاوت کند از ابتدا با آن‌ها با تقابل برخورد کرده است. برای همین رفتن به دادگاه‌های انقلاب را کاری بیهوده می‌داند و به همکارانش توصیه می‌کند از حضور در دادگاه‌های انقلاب خودداری کنند: «شرکت در دادگاه‌های انقلاب کاری عبث است و فقط باعث تبدیل شدن ما به مهره‌های دادگاه‌های نمایشی است. جایی که آقایان میخواهند بگویند دادگاه وجود دارد و حق انتخاب وکیل هست از ما استفاده می‌کنند اما موقع احقاق حقوق موکلین کوچکترین اعتنایی به منطق نمی‌شود. بنابراین شرکت در این دادگاه‌ها کار بیهوده‌ای است من هم هیچگاه اعتقادی به این دادگاه‌ها نداشتم اما در هر صورت چون این سه نفر اعضای کانون نویسندگان بودند ناگزیر قبول وکالت کردم و رفتم اما به همکارانم توصیه می‌کنم در این دادگاه‌های نمایشی شرکت نکنند.»

این سه عضو کانون نویسندگان در حالی با مصداق اتهامی برگزاری مراسم بزرگداشت برای احمد شاملو شاعر، مترجم و روزنامه‌نگار محاکمه شدند که هنوز یک ماه هم از انتشار عکس علی خامنه‌ی در نمایشگاه کتاب تهران با کتاب شعر احمدشاملو نگذشته است و او حالا شاعران را به دیداری صمیمانه مهمان کرده است. ناصر زرافشان در این باره می‌گوید: «ما شاهد این نوع تضادها و بازی‌ها در این کشور بسیار هستیم واقعیت این است که در پرونده موکلان من هیچ جرمی وجود ندارد. شاملو هم شاعر آزادی است و شاید برای همین با او سر ستیز دارند مثل مختاری و پوینده که در راه آزادی بیان و اندیشه کشته شدند.» احمد شاملو، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری هر سه از اعضای کانون نویسندگان ایران بوده‌اند. زرافشان می‌گوید: « کانون یک تشکل صنفی است که محور اصلی فعالیت‌هایش آزادی اندیشه و بیان است و علی‌القاعده مرجع قدرت در تمامی تاریخ با آزادی اندیشه و بیان سرستیز داشته است.»

محمد جعفر پوینده و محمد مختاری در جریان قتل‌های زنجیره‌ای کشته شدند. در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، روشنفکران و برخی شخصیت‌های سیاسی و اجتماعیِ منتقد نظام جمهوری اسلامی در دههٔ هفتاد خورشیدی، در داخل و خارج از ایران، به قتل رسیدند.

وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بی‌سابقه‌ای، عوامل قتل‌ها را معدودی از همکاران کج‌اندیش و خودسر که آلت دست عوامل پنهان و مطامع بیگانگان شده‌اند نامید.این قتل‌ها زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و قربانعلی دری نجف‌آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) انجام شد.

احمد شاملو هم یکی از سیاسی‌ترین شاعران معاصر ایران است. بسیاری از روشنفکران به او لقب شاعر معترض می‌دادند. شاعری که از اولین تا اخرین اشعارش وضعیت جامعه‌اش را به نقد کشیده بود و آزادی و عدالت اجتماعی را مطالبه می‌کرد. فرقی نداشت زمان حکومت شاه است یا جمهوری اسلامی روی کار آمده است. او به هر آنچه با آزادی‌های فردی و عدالت در مغایرت بود، اعتراض می‌کرد. پس از انقلاب بارها به شکل علنی به جمهوری اسلامی انتقاد کرد. حتی در زمان برگزاری رفرندام و رای به جمهوری اسلامی در یکی از یادداشتی نوشت که به جمهوری اسلامی رای نمی‌دهد چرا که نمی‌داند منظور از آن چیست. او درباره این یادداشت،در یکی از سخنرانی‌هایش در کالیفرنیا هم توضیح داد.

شاملو رویکرد منتقدانه‌اش را تا اخر عمر حفط کرد شاید به همین دلیل است که هنوز برگزاری بزرگداشت برای او مصداق جرم در نظر گرفته می‌شود. تصویری که در اولین روز نمایشگاه کتاب ابتدا در سایت رهبری جمهوری اسلامی منتشر شد و بعد تمام سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی را در برگرفت. تصویر کتاب شاملو در دستان علی خامنه‌ای بود که آن را باز کرده بود و لبخند می‌زد. مشخص نبود او به چه چیزی لبخند می‌زند اما هرچه بود آن تصویر، تغییری در تصمیم قاضی پرونده نویسندگان ایجاد نکرد و او بزرگداشت احمد شاملو را مصداق اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی دانسته است.

مسعود بهنود روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی معتقد است که این عکس اتفاقی گرفته نشده و تصویری حساب شده است: «در حالی که در این عکس تضادها انعکاس پیدا کرده اما چیزی که به خوبی نشان داده می‌شود این است که کینه هر دو در این عکس عمیق‌تر از چیزی است که در تصویر می‌بینیم.» او معتقد است که اگر شاملو زنده بود طعنه پشت آن نگاه و لبخند علی خامنه‌ای را به خوبی متوجه می‌شد: «شاملو اصولا یک رابطه بسیار پر مشکلی یا قدرت داشت به هرحال آقای خامنه‌ای هم الان سمبل قدرت در ایران است.»

او دو خاطره از مواجهه شاملو با صاحبان قدرت به یاد میآورد: «یادم می‌آید شهبانو یک مصاحبه با کیوان سپهر کرده بود و در آن مصاحبه سپهر نوشته بود که با ایشان سوار ماشین شده و دیده کاست صدای شاملو که شعرهایش را می‌خوانده، توی ماشین ایشان بوده، من یک غروبی مجله را نشانش دادم بعد به طور عادت یک حالت چندش به قیافه اش گرفت. انگار یک اتفاقی افتاده که نباید می افتاده.»

خاطره دیگر بهنود مربوط به زمانی است که شاملو برای معالجه و انجام یک عمل جراحی راهی اروپا شده بوده: « آن زمان بر خلاف حالا حکومت رغبت داشت که از روشنفکرها حمایت کند و دستی به سر و گوش‌شان بکشد، تبلیغ زیادی هم کرد. شاملو چون خودش را مشغول کارهای بخش خصوصی و غیر ه نکرده بود تصور این بود که عمل جراحی خارج از کشور برایش سخت باشد. مثلا یک جاهایی برایش کمک جمع کرده بودند. مثلا آقای غلامرضا امامی و جواد مجابی و …. باو جود این از سفارت تماس گرفته بودند که هویدا؛ نخست وزیر خواسته مخارج را بپردازد اصلا دادش درآمده و از لندن در رفت، رفت پاریس که پیدایش نکنند.»

مسعود بهنود خودش اما فکر می‌کند پشت لبخندی که در عکس قرار دارد علی خامنه‌ای مشغول غلط‌گیری از شعرهای شاملو است: «از نظر من یکی از شعرهای منسوب شاملو را می‌خواند و در ذهن‌اش غلط گیری می‌کند. این کاری است که ایشان در جلسات شعر خوانی با شاعران هم انجام می‌دهد و می‌خواهد به رخ می‌کشد که مطالعه زیا د دارد و به زبان فارسی مسلط است.»

فرج سرکوهی؛ روزنامه‌نگار و نویسنده

فرج سرکوهی روزنامه نگار و نویسنده هم در صفحه فیس‌بوکش درباره این عکس یادداشتی نوشته و به خاطره و جمله‌ای از شاملو اشاره کرده است. او در بخشی از این یادداشت نوشته است: « گر می بود و این عکس را می دید شاید همان می گفت که زمانی در واکنش به گفته کسی گفت که می خواست برای شعرهای او ملودی بسازد و شاملو کار او دوست نداشت و نمی خواست شعرش با موسیقی او قرین شود.گفت و نوشت «لعنت بر پدر و مادر کسی که این جا بشاشد.» (جمله ای که در قدیم بر برخی دیوارها می نوشتند)

هوشنگ اسدی نویسنده، روزنامه‌نگار و مترجم در سال‌های پیش از انقلاب با علی خامنه‌ای در زندان هم‌سلولی بوده است. او در کتاب «نامه‌هایی به شکنجه گرم» آن روزها را شرح داده و از علاقه علی خامنه‌ای به شعر و ادبیات و البته زاویه او با شعر نو و شاعرانی مثل فروغ و احمد شاملو نوشته است: اساسا اقای خامنه‌ای با شعر نو آشنایی نداشتند و درحد همان شعر کلاسیک می‌دانستند و علاقمند بودند و بعدا هم مشخص شد که غزلیات درجه سه‌ای هم می‌گویند. یک آشنایی نسبی با ادبیات کلاسیک داشتند. یعنی در حد شعر امیری فیروزکوهی و عماد خراسانی و شعرای کلاسیک که در آن زمان مشهور بودند.» اسدی در زندان بارها با رهبر جمهوری اسلامی درباره شعر نو بحث کرده بود: «ما چندین بار درباره چند شاعر شعر نو با هم بحث کردیم. یعنی درباره شاعران مورد علاقه من . یکی از آن‌ها فروغ بود که حتی با یک بیت از شعر فروغ هم موافق نبودند. متاسفم این واژه را در مورد شاعر بزرگ ایران به کار می‌برم اما فروغ را در حد یک زن بد کاره تلقی می‌کردند. هر چه من توضیح می‌دادم که فروغ شعرهای متعددی گفته از جمله شعر معروف «یک نفر میآید که مثل هیچ کس نیست» و می‌گفتم ایشان حتی به آمدن امام زمان هم اشاره کرده بازهم ایشان اصلا طاقت شنیدن نداشت. شاعر بعدی شاملو بود خیلی از شعرهای شاملو را من حفط بودم و می‌خواندم چون مرد بود مخالفت آطوری نمی‌کرد، اما می‌گفت این‌ها شعر نیست .یک مشت کلمات را کنار هم می‌چینند و معنایی ندارد.» او توضیح می‌دهد که خامنه‌ای با شخص شاملو و نظراتش هیچ آشنایی نداشته است: « با شخص شاملو ودیدگاههای سیاسی اش آشنایی نداشت .من یادم می‌آید شبهای دراز زمستان که در سلول حوصله‌ام سر می‌رفت برای این که ایشان را اذیت کنم یا یک لطیفه ای می‌گفتم که مقداری جنسی بود که سریع در این موارد موضع میگرفتند یا یک شعر از فروغ یا شاملو بلند می‌خواندم و این باعث می‌شد بین ما بحث پیش بیادو سرگرم شویم.» به گفته این روزنامه‌نگار، خامنه‌ای در آن‌زمان از ادبیات جهان هم شناختی نداشته و فقط کتاب «بینوایان » را خوانده بوده.

هوشنگ اسدی؛ روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم

هوشنگ اسدی، علی خامنه‌ای را تا قبل از دوران ریاست جمهوری‌اش می‌دیده و برایش کتاب می‌برده از کتابهای میخائیل شولوخوف تا کتاب‌های فروغ و شاملو: « شولوخوف را اصلا نمی‌شناخت. من در زندان برایش تعریف کردم و بعد «دن آرام» و کتابهای دیگرش را برایش بردم . بعدها که چندباری بحث ادبی کردیم متوجه شدم کتابهای فروغ و شاملو را نخوانده و نظراتش تغییر نکرده اما کتابهای شولوخوف را خط به خط خوانده بود از کاراکترهای کتاب حرف می‌زد و جاهایی را تحسین‌برانگیز می‌دانست.» علی خامنه‌ای چندباری در سخنرانی‌هایش به کتاب «دن آرام» اشاره کرده است مثلا در دیدار با اعضای دفتر انقلاب و هنر حوزه هنری گفته بود: «شما «دن آرام» را در نظر بگیرید. این رمان، یکی از رمان‌های تبلیغاتی مارکسیست‌ها در دوران اختناق رژیم شاه بود. این کتاب با اینکه رمان بود، اما به عنوان تبلیغ آن را به همدیگر می‌دادند و مطالعه می‌کردند! … این‌ها به قدری خوب نوشتند و انقلاب را خوب تصویر کردند که شما در این کتاب‌ها می‌توانید ابعاد این انقلاب به آن عظمت را پیدا کنید.» هوشنگ اسدی می‌گوید: « من سال‌هاست میبینم که ایشان از همان کتاب‌های شولوخوف کد میآورد و گاهی فکر می‌کنم احتمالا کتاب جدیدی در این 40 سال نخوانده‌اند. چون اگر مطالعه می‌کردند فکت میآوردند. خیلی کنجکاوم که در این سال‌ها چه خوانده‌اند.»

او با دیدن عکس علی خامنه‌ای و کتاب شاملو بیش از هرچیز به لبخند رهبر جمهوری اسلامی توجه کرده است: «در نگاه اول به عکس توجه من به این لبخند موذیانه جلب شد، حالا 40 سال گذشته شاید ایشان تغییر کرده باشند اما این لبخند را وقتی می‌خواست چیزی را با لبخند رد کند، می‌زد. مثل یک پوزخند.درواقع به نظر من در دنیای ذهنی‌اش می گفت ای بابا تو هم که حالا ما میگذاریم کتابهایت دربیاد و چهار نفر کتابهایت را بخوانند.» او فکر می‌کند بهترین جواب به این عکس و لبخند بیتی از شعر خود شاملو است که یکی از طراحان بالای سر این عکس گذاشته است: «عدوی تو نیستم من، انکار توام. این شعر شاملو بهترین جوابی است که از طرف خود شاملو می‌شد به لبخند آقای خامنه‌ای در این عکس داد.»

پس از دیدن عکس نمایشگاه کتاب او دوست داشته یادداشتی خطاب به آقای خامنه‌ای بنویسد و در آن بگوید: «۴۰ سال از زمانی که من شعرهای شاملو را برای شما می‌خواندم و شما حاضر نبودید گوش کنید گذشته، به جامعه رجوع کنید نه از طریق دستگاه امنیتی خودتان و این بساطی که درست کردید لااقل مثل شاه عباس لباس مبدل بپوشید و یک شب بروید در جامعه بین جوانان ایران و ببینید واقعا شاملو چه جایگاهی دارد و شما چه جایگاهی دارید؟ شاملو سمبل آزادی در جامعه روشنفکری ایران است و شما الان به سمبل استبداد و دیکتاتوری تبدیل شده‌اید.»

حالا اما لباس مبدلی در کار نیست . تصاویر او در کنار شاعرانی که دست چین شده‌اند در صفحه اول خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. تصویری شبیه تمامی جلسات شعرخوانی با لبخند همیشگی و زبان طنزی که گاهیحبذا کنان و بارک الله گویان با قافیه همراه می‌شود و شاعران را تشویق می‌کند البته شاعران خودی که بزرگداشت گرفتن برای آنها جرم نیست.

No responses yet

May 21 2019

یک عضو سپاه امام جمعه ایلام شد

نوشته: در بخش: سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

استان‌وایر– علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی با صدور حکمی یک عضو سپاه پاسداران را به عنوان امام جمعه جدید ایلام منصوب کرد.

متن حکم انتصاب اله‌نور کریمی‌تبار به عنوان امام جمعه جدید ایلام روز چهارشنبه منتشر شده است.

کریمی‌تبار جانشین محمدنقی لطفی، امام جمعه سابق ایلام شده که چندی پیش این امام جمعه جنجالی در نامه‌ای خطاب به علی خامنه‌ای از سمت خود استعفا کرده بود.

محمدنقی لطفی چهارمین امام جمعه متهم به فساد مالی و داشتن زندگی اشرافی است که در ماه‌های اخیر استعفا کرده است.

از اله‌نور کریمی‌تبار به عنوان یک عضو سپاه پاسداران نام برده می‌شود که سال ۱۳۷۲ به عضویت رسمی این نهاد نظامی درآمده است.

این روحانی در سال‌های اخیر مسئولیت‌های متعددی در سپاه داشته و جانشین فرماندهی «تیپ ۸۳ امام جعفر صادق» ویژه طلاب و روحانیون در قم از جمله مسئولیت‌هایش بوده است.

وی در حال حاضر عضو هیأت علمی دانشگاه افسری و تربیت پاسداری «امام حسین» و مسئول انتصابات معاونت امور روحانیون نمایندگی ولی فقیه سپاه است.

مسئول نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری «امام حسین» از دیگر سمت‌های کریمی‌تبار است.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

« Prev - Next »