Sep 06 2016
مسعود پزشکیان٬ نایب رئیس مجلس:
دیگربان: هر ارگانی برای خودش بانک تاسیس کرده است٬ به راحتی در سیستم بانکی ایران پولشویی انجام میشود
مسعود پزشکیان٬ نایب رئیس مجلس میگوید اقتصاد ایران «فلج» شده٬ بدلیل شفاف نبودن سیستم بانکی جمهوری اسلامی٬ به راحتی «پولشویی» در کشور انجام میشود٬ برای کار و معامله با دنیا باید قواعد بینالمللی را بپذیریم و سپاه و نیروی انتظامی هم میتوانند با بانکهایی که خودشان به راه انداختهاند٬ کار کنند.
آقای پزشکیان افزوده «اقتصاد کشور که فعلاً فلج است. سیستم بانکی ایران شفاف نیست و خیلی راحت پولشویی در سیستم بانکی ایران انجام میشود، اگر میخواهیم به بانکهای جهانی وصل شویم، در ابتدا باید تکلیف پولشویی خودمان را حل کنیم.»
به گفته وی «ما امروز دنبال رانتخوار، زمینخوار و رشوهبگیر میگردیم، اما وقتی که مسیر گردش پول در کشور ما معلوم نباشد، هر چقدر هم اداره، وزارتخانه و سیستم راهاندازی کنیم، باز هم این مشکل حل نمیشود.»
این نمانیده مجلس٬ اضافه کرده «باید مسیر چرخش پول در کشور ما شفاف شود تا بتوانیم از فساد، رانتخواری، رشوه، زمینخواری، دلالی و قاچاق جلوگیری کنیم، بانکهای کشور ما شفاف نیستند، این مشکل اصلی کشور ماست و یکی از دلایلی هم که بانکهای ایران نتوانستند طبق برجام با بانکهای خارجی وصل شوند، این است که بانکهای خارجی میگویند در بانکهای شما به راحتی پولشویی انجام میشود که البته حرف درستی است.»
وی بیاعتنایی به این موضوع و بهانه آوردن در باره آن را «سیاسیکاری» نامیده و گفته «باید در ابتدا مسیر پول در گردش در بانکهای کشور شفاف باشد، اما بعداً اگر خواستیم پولی را برای کمک به فلسطین بفرستیم، ارسال کنیم، اما باید مسیر پولی که در بانکها میچرخد، شفاف باشد.»
نایب رئیس مجلس با انتقاد از وجود این همه بانک در ایران افزوده «چرا ما ۳۰ یا ۴۰ بانک در کشور داریم، چرا یک یا دو بانک نداریم، این همه بانک در این کشور چه میکنند؟»
به گفته پزشکیان «امروز هر ارگانی در کشور برای خودش بانکی را تأسیس کرده است، الآن سپاه بانک مهر اقتصاد را دارد و نیروی انتظامی هم بانک دارد، {آنها میتوانند} با بانکهای خودشان کار کنند و خودشان پولهای خودشان را راه بیندازند، مشکلی پیش میآید؟»
وی همچنین اظهار کرده که اگر جمهوری اسلامی میخواهد با دنیا کار و معامله کند٬ «یا باید قواعد بینالمللی دنیا را بپذیریم یا اینکه رابطهای با کشورهای جهان نداشته باشیم.»


Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر میرسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیانافکنی” است که از همین سنت کرد. رویاروییهای نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهمتر است اهمیت خمینیآیتالله روحالله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر بهدلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.
Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دستهایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر میرسد که باطنیگری، الهامبخش بسیاری از جریانها و کوششهای اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنیگری متاثر بودهاند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما میبایست که خلاصهای از آن را ترسیم کرد:
Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنیگری با همه فرضهای سهگانهاش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هماکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنتهای فقهی اصولی در برابر باطنیگرایی قرار میگرفت، هم حکومتهای شیعه از آلبویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنیگری بودند و به “جور” منجر میشدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنیگری محسوب میشد. از آنجا که پایبندی به همه فرضهای باطنیگری، نوعی بنبست را القا میکرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، میکوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه میرسید.
Image copyright IRNA Image caption جریانهای “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینیاند. آنها یا همچنان از باطنیگری خروج میکنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنیگری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنیگری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریانهایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافتهاند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنیگری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریانهایی هستند که تصور میکنند از همین مسیر میتوان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور میکنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او میبود، راه دیگری طی میشد. اما به نظر میرسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.