اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اسلام و مسلمین' Category

Mar 31 2013

واشینگتن تایمز: «اسلام دین صلح و آشتی نیست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خودنویس: در عکس العمل به برنامه تبلیغاتی دانشجویان سعودی که در خیابان‌های نیویورک به پخش شاخه‌های گل میان عابران دست زده بودند، روزنامه واشینگتن تایمز با لحنی بی‌سابقه به دین اسلام تاخته و ادعای دین صلح و آشتی بودن اسلام را رد کرده است.

«اسلام دین صلح و آشتی نیست.» این تیتر مقاله‌ای است در روزنامه واشینگتن تایمز امروز که در عکس‌العمل به خبری در رسانه‌های آمریکایی در مورد حرکت دانشجویان عربستان سعودی در روزهای «عید پاک» مسیحی منتشر شده است.

CNN و دیگر رسانه‌های آمریکایی، پخش شاخه گل‌های رُز از سوی گروهی از دانشجویان سعودی در میدان تایمز نیویورک به مناسبت عید مسیحی پاک را گزارش دادند. نویسنده واشینگتن تایمز اما می‌پرسد، «آیا پخش کردن گل یعنی اسلام دین صلح و آشتی است؟» و سپس چنین ادامه می‌دهد:

«بسیاری در رسانه‌ها سعی می‌کنند اسلام را به عنوان یک دین صلح جویانه تصویر کنند. همین هفته در The Five، برنامه پربیننده فاکس نیوز «باب بکل» افراطی‌های مسلمان را سرزنش می‌کرد که با رفتارهای تروریستی خود چهره محمد پیغمبر اسلام را خراب می‌کنند، و «دینا پریو» ادامه داد که محمد با مسیحیان و یهودیان با مدارا برخورد میکرد و گفت اینکه او یک همسر مسیحی داشته هم شاهدی بر این مدعاست.

نویسنده اما اضافه می‌کند که اما بکل و پریو اشتباه می‌کردند، و می‌نویسد: «محمد وقتی در مکه بود یک همسر مسیحی داشت، اما آن پیش از تبدیل شدنش به یک جنگجو بود، و حتی پیش از آن بود که چیزی به نام اسلام وجود خارجی داشته باشد. پس اگرچه همسر محمد مسیحی بود، اما این ربطی به تحمل دین وی توسط محمد نداشت. اسلام در سال ۶۲۲ میلادی، سال هجرت محمد از مکه به مدینه آغاز شد. در دوران زندگیش در مدینه، پیغمبر در بیشتر از ۸۰ جنگ شرکت داشت؛ با دختری ازدواج کرد که طبق مراجع مختلف تاریخی تنها شش یا هفت سال از عمرش گذشته بود؛ هزاران یهودی و مسیحی را به قتل رساند و مورد تجاوز جنسی قرار داد؛ و خشن ترین دین در تاریخ را پایه گذاشت.»

نویسنده سپس به عدم مدارای پیامبر اسلام با مسیحیان و یهودیان می‌پردازد: «محمد، مثل مسلمان‌های افراطی امروز، کافران را بوزینه و خوک می‌خواند. در سرتاسر قرآن محمد از زبان خدا میگوید که او مسیحیان و یهودی‌ها را از عربستان بیرون خواهد کرد. عربستان سعودی یک حکومت کاملا اسلامی است. در سرتاسر عربستان هیچ کلیسایی وجود ندارد، هیچ کنیسه‌ای وجود ندارد. در عربستان هیچ گونه تحمل ادیان وجود ندارد.»

مقاله واشینگتن تایمز سپس به نقل آیه‌های مختلفی از قرآن می‌پردازد که در آن پیغمبر اسلام از زبان خدا مومنان را به جنگ و قتل مخالفان اسلام و آنانی که به الله تسلیم نمیگردند فرا خوانده است. نویسنده این مقاله سپس می‌افزاید: «اغلب در پاسخ به بحث خشونت در اسلامی صحبت از خشونت‌هایی می‌کنند که به نام مسیحیت صورت گرفته است، از جمله خشونت‌های بی‌حد و حصر جنگهای صلیبی. اما تفاوت عمده‌ای که وجود دارد این است که عیسی مسیح در طول عمرش هرگز در جنگی شرکت نداشت و هیچ‌وقت پیروانش را به خشونت دعوت نکرد. محمد یک جنگجو بود و به خشونت دعوت می‌کرد. قرآن هردوی این واقعیت‌ها را در خود دارد. دادن گل به عابران حرکت قشنگی است، اما اسلام را به دین صلح و آشتی تبدیل نمی‌کند. نام صحیح‌تر کاری که این دانشجوها دارند انجام می‌دهند «جنگ با یک شاخه گل» است.»

No responses yet

Mar 31 2013

از دولت امام زمان تا پرشمار شدن مدعیان ظهور: ظهور ۲۰ امام زمان در یک ماه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: در آستانه عید نوروز، بیش از ۲۰ تن در مسجد جمکران، مدعی شده‌‌اند که امام دوازدهم شیعیان، مهدی هستند. مدعیان “امام زمان” بودن همگی دستگیر شده و اکنون زندانیند. اما برخی از آنها در زندان هم همچنان بر “مهدی موعود” بودن اصرار می‌کنند. تعدادی هم اعتراف کرده که با عناصر ضد دین خارج از کشور رابطه دارند و بعضی هم سابقه زندان با جرایم مختلف را در کارنامه دارند و به قصد کلاهبرداری وشیادی “ظهور” کرده بودند!

خبر ظهور و دستگیری بیش از ۲۰ امام زمان در یک ماه را پایگاه خبری و تحلیلی قم فردا به نقل از یک منبع آگاه منتشر کرده و توضیح داده است: “برخی از افراد منحرف قصد داشتند در آستانه عید نوروز وبا استفاده از شلوغی مسجد مقدس جمکران قم به مهدویت و امام عصر توهین کنند که خوشبختانه نتوانستند هیچ اقدامی انجام دهند. برخی از این امام زمان های قلابی دستگیر شده که تیمی هایی را در سطح مسجد مقدس جمکران قم داشته اند با ایجاد شبهه در رابطه با مهدویت قصد تخریب حضرت ولی عصر(عج) را داشته و می خواستند به ساحت مقدس امام عصر توهین کنندکه خوشبختانه با هوشیاری به موقع سربازان گمنام امام زمان در مسجد مقدس جمکران و در محوطه حیات مسجد در حین جو سازی و طرح ادعاهای واهی دستگیر شده‌اند.”

این وبسایت همچنین گزارش داده که “اخیرا در شهرهای مختلف کشور افراد منحرفی که بعضی از آنها سابقه رمالی در پرونده ی خود دارند به دروغ ادعای مرتبط بودن با امام زمان را می‌کنند و با سوء استفاده از احساسات مردم سعی می‌کنند آنها را منحرف کرده و اهداف شوم خود را القا کنند.”

پیش از این هم و در تابستان سال گذشته یک “کار‌شناس فرقه‌های نوظهور” حوزه علمیه اعلام کرده بود “بیش از سه هزار مدعی دروغین امام زمان در زندان‌ها هستند.”

مهدی غفاری که در جمع مبلغان ماه رمضان استان اصفهان سخنرانی می‌کرد، معتقد بود باید فضایی باز برای بیان انتقادات به وجود بیاید چرا که “افراد به واسطه شنیدن اخبار منفی اجتماعی دچار تلاطم روحی می‌شوند و فرقه‌های انحرافی از این فرصت بهره گیری می‌کنند تا اهداف خود را پیاده کنند.”

دولت امام زمان و ادعاهای احمدی‌نژاد

آن گونه که وبسایت قم فردا نوشته، شلوغی عید باعث شده تا مدعیان ظهور فضا را برای عرضه خود مساعد ببینند. اما نه فقط در مسجد جمکران، بلکه در فضای سیاسی کشور هم چند صباحی است اشاره به امام زمان اوج گرفته. در آخرین نمونه، محمود احمدی‌نژاد خطاب به ۶ سفیر دولت جمهوری اسلامی گفت که شما باید حود را “سفیر امام عصر” بدانید.

شعار زنده باد بهار هم که از سوی رییس دولت و اسفندیار رحیم مشایی به طور مکرر عنوان می‌شود آن طور که خود ادعا کرده‌اند اشاره به امام زمان دارد. شعاری که انتقادات بسیاری را از سوی اصولگرایان برانگیخته است. اما گویا احمدی‌نژاد خود را آن قدر نزدیک و مطلع از مباحث مربوط به امام زمان می‌داند که حتی وعده بازگشت هوگو چاوز را به همراه مسیح و امام زمان می‌دهد و به انتقادات حوزه علمیه هم بی‌اعتناست. او از همان سال ۸۴ از زبان هوادارانش شنیده بود که دولتش “دولت امام زمان” است.

علنی شدن نخستین ادعای کمک به دولت و رییس‌جمهور از سوی “امام زمان” به اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ برمی‌گردد و پخش فیلم سخنرانی محمود احمدی‌نژاد از تلویزیون جمهوری اسلامی. او در جمع روحانیان مشهد گفته بود: “ما در این دوسال و نیم، البته در تمام دوران انقلاب، در همه عالم هستی جاری است، به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز می بینیم. خدا خودش شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم.”

او همچنین با اشاره به سخنرانی جنجالی‌اش در دانشگاه کلمبیای نیویورک روایت کرده بود: “یک لحظه بعد یاد امام عصر افتادم. گفتم: ای عزیز، من مطمئن هستم که این صحنه را به نفع اسلام جمع و جور می کنی و مدیریت خواهی کرد. می دانم جمع خواهی کرد.”

محمود احمدی‌نژاد البته ادعاهایی مشابه هاله نور را هم مطرح کرده است اما این صریح ترین ادعای مربوط به و مرتبط با امام آخر شیعیان است. او چند سال بعد بار دیگر در توجیه طرح هدفمندی یارانه‌ها، پول‌های واریز شده به حساب مردم را پول امام زمان توصیف کرد: “این پول ویژه است این پول امام زمان است پول با برکت است. پولی است که زمینه رشد جامعه است. مواظب باشیم این پول خراب نشود.”

از همان اولین ادعای مدیریت امام زمانی و دولت امام زمان توسط رییس دولت، تعداد زیادی از چهره‌های سیاسی کشور موضع گرفتند و واکنش نشان دادند. از جمله مهدی کروبی، یکی از رهبران فعلی جنبش معترضان به ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که در دور اول ریاست‌جمهوری وی نیز منتقد دولت و سیاست‌هایش بود، اعلام کرد: “این سوال در ذهن مردم ایجاد می شود که آیا اینکه قیمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اینکه مردم از تورم و گرانی آزار می بینند، به علت مدیریت امام زمان است؟… این که می‌گویید مدیریت امام زمانی، اگر کسی از نظر عده‌ای کار نسنجیده‌ای کرد و توهینی به ملت عظیم ایران شد، آیا باید بگوییم که مدیریت امام زمان بوده است؟ چرا پای امام زمان را به این مسایل می‌کشیم؟ بهتر است مشکلات را به خشکسالی، تورم جهانی، به آمریکا یا دولت های پیشین حواله بدهید…”

آیت الله مهدوی کنی روحانی بلندپایه اصولگرا نیز در اعتراض به این ادعا گفته بود: “اگر مدیریت از امام زمان بود، یعنی ایشان نمی توانند مافیا را از بین ببرند؟ برنج کیلویی پنج هزار تومان هم از مدیریت ایشان است؟”

وقتی که میان اصولگرایان بر سر احمدی‌نژاد اختلاف افتاد، ادعاهای دولت درباره مباحث مربوط به امام زمان برایشان گران آمد و این بار در صدد مقابله برآمدند. مخصوصا با انتشار مستند “ظهور نزدیک است” مشخص شد که این اصرار به همسانی و مقام‌سازی برای احمدی‌نژاد طرفداران پر و پاقرصی دارد. در این فیلم محمود احمدی‌نژاد به عنوان شعیب و آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان سیدخراسانی معرفی شده بود. اما واکنش شدید محافل مذهبی و سیاسی را به دنبال داشت. حتی روزنامه کیهان به شدت به آن تاخت و نوشت که “تهیه کنندگان سی دی موسوم به «ظهور نزدیک است» بیشترین تلاش خود را به انطباق شخصیت «شعیب بن صالح» با آقای دکتر احمدی نژاد اختصاص داده‌اند…”

از مدعیان بی‌نام و نشان ظهور تا مدعیان حکومتی

ادعای ظهور و منجی بودن و یا ارتباط با او و برعهده‎داشتن نمایندگیش قدمتی بسیار دارد. در طول تاریخ برخی از آنان چهره شده و پیروانی هم پیدا کرده‌اند و یا این که در گمنامی مشمول عقاب و کیفر حکومت‌ها، دستگاه مذهبی زمان و یا خود مردم شده‌اند. چرا که فقه شیعه شرایط ویژه‌ای را برای ظهور امام دوازدهمش که او را غائب به امر خداوند می‌داند، برشمرده است. اما در سال‌های گذشته تعدادی از این مدعیان راهی هم به رسانه پیدا کرده و جزو معدود دفعاتی است که از حجم و تعداد این ادعاها آماری اعلام می‌شود.

علیرضا پیغان یکی از معروف‌ترین مدعیان سال‌های اخیر است. او در شهر قم ادعای ظهور کرد و رو به مسجد جمکران نماز می‌خواند. او وبسایتی به نام “منجی” راه‌اندازی کرد و کتابی ۶۷۳ صفحه‌ای به نام “القائم” نوشت. بعد از انتشار این کتاب بود که او دستگیر شد و چند مرجع تقلید فتوا دادند او “مرتد” و “مفسد فی‌الارض” است. پیغان در سال ۱۳۸۷ اعدام شد و رسانه‌ها همان زمان گزارش دادند که “ظرف چند سال اخیر تعداد شیاداتی که ادعای امامت یا ارتباط با امام زمان می‌کنند به نحو نگران ‌کننده‌ای افزایش یافته و تعداد افراد ساده و عوامی که جذب خرافات مذهبی می‌شوند نیز بیشتر شده است.”

“فریده.گ” هم فردی است که در سال ۸۵ ادعای همسری امام زمان را کرد و دستگیر شد. آوازه او آن قدر بالاگرفت که فیلم سخنرانی‌هایش به رسانه‌ها هم راه پیدا کرد.

در موردی دیگر در دی ماه ۱۳۸۶، فردي به نام “ع. ق” به همراه دو دختر و دامادهاي خود به ساختمان رياست‌جمهوري در خيابان پاستور مراجعه کرده و ضمن درخواست براي ديدار با احمدي‌نژاد، عنوان می‌کند: “من امام زمان هستم و آمده‌ام احمدي‌نژاد را ببينم.”

این شخص که از ارومیه آمده بود تاکید داشت که “من آمده‌ام چند تذکر به احمدي‌نژاد بدهم و بگوييد اگر مي‌خواهد امامش را ببيند من آمده‌ام.” از سرنوشت او خبری مخابره نشده است.

و یا این که در آذر ۱۳۸۹، در یک روز دو نفر در دو مکان جداگانه در سمنان ادعای امام زمانی می‌کنند و دستگیر می‌شوند.

کار به امام زمان متوقف نمانده و در قم دو نفر مدعی امام سیزدهم و چهاردهم بودن می‌شوند و پیروانی هم پیدا می‌کنند. (برای آگاهی از نمونه‌های بیشتر، کلیک کنید.)

اما فصل مشترک همه این مدعیان، برخورد شدید قضایی و در بهترین حالت بستری شدن در بیمارستان‌های روانی است. اما آیا رواج مدعیان ظهور در کشوری که دولتش خود را دولت امام زمان می‌داند، عجیب و دور از انتظار است؟

جالب این که ادعای ارتباط با “امام زمان” و “عنایت” و “توجه” ویژه او منحصر به محمود احمدی‌نژاد نیست و از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی سابقه دار بوده و مشخصا روایت‌هایی وجود دارد که به آیت‌الله خمینی برمی‌گردد. از جمله این که او فرمان راهپیمایی ۲۱ بهمن سال ۵۷ را با وجود حکومت نظامی، به “دستور امام زمان” صادر کرده است.

در مورد آیت‌الله خامنه‌ای و برخی مراجع تقلید هم روایت‌های زیادی از ارتباط با امام آخر شیعیان وجود دارد. اما کسی متعرض روحانیان عالی‌رتبه در ذکر خاطرات و روایات و یا حتی این نقل قول معروف که ایران “مملکت امام زمان” است، نمی‌شود.

No responses yet

Mar 17 2013

تاریخ مصرفی که تمام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,انتخاباتی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: جریان اصلاح‌طلبی حکومتی و یا به تعبیر صحیح‌تر بساط مشاطه‌گری در نظام منحوس ولایت فقیه از آن‌دسته کلاه‌های گشادی بود که بر سر ملت ایران رفت به صورتی که گشادی آن اگر از کلاهی که در جریان تصویب اصل منحوس ولایت فقیه بر سر ملت ایران گذاشته شد بیشتر نباشد، قطعا کمتر نبوده است.

اشکال اساسی در جامعه روشنفکری ما که به جامعه سیاسی نیز تسری می‌یابد بروز حرکات احساسی است به صورتی که فرصت موج‌سواری را به راحتی در اختیار منفعت‌طلبان -که کم تعداد نیز نیستند- قرار می‌دهد.

به جریان انقلاب ۵۷ برگردیم، خمینی که بود؟ آیا آن آخوند مرتجع و دروغ‌گو چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد و در ادامه خیانتی در حق این مردم به انجام رساند که اثرات آن تا ده‌ها سال پس از خشک شدن شجره خبیثه ولایت فقیه همچنان بر جای خواهد بود.

به جریان سال ۷۶ برگردیم و دود و دمی که شاگرد خلف آن دروغ‌گوی بزرگ تاریخ به راه انداخت را مرور کنیم. خاتمی که بود؟ آیا این آخوند به اصطلاح روشنفکر چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که باز هم از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد. از جامعه مدنی آغاز کرد و به مردم سالاری دینی ختم نمود. مردم‌سالاری دینی چه بود؟ مفهومی برای بزک عمارت پوسیده ولایت فقیه. به چه صورت؟ جمهوری یعنی مردم‌سالاری و ولایت فقیه یعنی دینی! به همین سادگی و پس از هشت سال فریب مردم و بر باد دادن هزاران زندگی و جوانی و امید و آرزوی یک ملت با یک کلمه «تدارکاتچی» عذر بدتر از گناه آورد و به کنج عافیت خویش خزید.

در جریان پروژه اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی چه اتفاقی افتاد؟ یک سری حرف‌ها زده شد. پرونده میکونوس به خوشی به بایگانی سپرده شد! فرصتی برای پروژه ضد ملی «بمب اتمی» ارتجاع فراهم شد. تشکیلات تروریستی ولایت فقیه در سراسر منطقه گسترده شد و هشت سال هم آدرس غلط به مردم داده شد. در انتها خاتمی چه هزینه‌ای پرداخت کرد؟ آیا در حصر قرار گرفت؟ یا فرزندانش از مسافرت به اروپا محروم شدند؟ حقوقش کم شد؟ مشکل معیشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی برای ایشان افتاد؟ راستی برای شخصی «بی خاصیت و ثناگو» مگر می‌شود اتفاقی هم بیافتد؟

ریشه اختلاف بین ما و رژیم منحوس ولایت فقیه چیست؟ این سوالی است که باید ده‌ها و صدها ساعت درباره آن اندیشه شود. آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند ریشه اختلاف را درک کند و یا می‌تواند ولی به علت بند ناف ارتزاقش توانایی بیان آن را ندارد اساساً صلاحیت حضور در جبهه آزادی‌خواهی را ندارد!

ریشه اختلاف ما با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک جمله بیشتر نیست: «حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردمی». حقی که از فردای تاسیس نهاد ارتجاعی ولایت فقیه توسط «ملایان دین فروش» به سرقت رفت.

وضعیت هر دستگاه سیاسی از دو حال خارج نیست. یا حق حاکمیت مردمی در آن به رسمیت شناخته می‌شود یا نمی‌شود. در این بین حالت میانه و وسط وجود ندارد. آن دسته از دستگاه‌های سیاسی که این حق را به رسمیت می‌شناسند با ساز و کارهای قانونی اصلاح پذیر هستند. در رژیم منحوس ولایت فقیه با پدیده‌ای روبرو هستیم که خود را اساساً زمینی نمی‌داند، سازش و چانه زنی با چنین انحراف بزرگ فکری که لباس قانون نیز پوشیده است اساساً ممکن نیست.

چه چیزی قرار است اصلاح شود؟ بر سر چه چیزی قرار است سازش شود؟ رژیم منحوس ولایت فقیه خود از پایگاه اجتماعی خویش بیش از هر کسی مطلع است. پذیرش «حق حاکمیت مردمی» از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه یعنی عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه و عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه یعنی فرو ریختن «سلسله آخوندیان». به همین سادگی!

صحنه آنقدر روشن است که نیاز به هیچ تحلیل و زیاده‌گویی نیست. تنها یک نگاه ساده به عناصر اصلی باقی مانده در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه خود بیشتر از ده‌ها صفحه تحلیل گویاست! خامنه‌ای، جنتی، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، مصباح یزدی و تعداد دیگری از مفت‌خوران و فسیلان حوزه علمیه که تعدادی اوباش با نام پاسدار و بسیجی وظیفه حراست از آنان را به عهده دارند. این است تمام جمهوری اسلامی!

در چنین شرایطی که به مدد رشادت فرزندان دلیر این سرزمین، سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه بلندتر از همیشه به صدا در آمده است مجدداً جریان منحط فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی که یک سر آن در آخور ثروت‌های باد آورده در نظام شیطانی ولایت فقیه و سر دیگر آن در جنایت‌های هولناک ده سال اول انقلاب درگیر است در سودای برپایی بساط مشاطه‌گری است. این مردگان متحرک که هنوز از خواب بیدار نشده و از خاک‌سپاری خود در قبرستان تاریخ بی‌خبرند گمان می‌کنند بساط بندبازی و رقاصی ایشان در صحن سیرک جمهوری اسلامی همچنان قادر است تا جماعتی را چند صباحی دیگر به خود مشغول دارد. زهی خیال باطل!

اراجیفی چون بازگشت به شرایط قبل از انتصابات ۸۸ و یا حاکمیت دوگانه تعابیری هستند که باید هم از سوی شیادانی که بند ناف ارتزاق و حیات‌شان به رژیم شیطانی ولایت فقیه متصل است بیان و تبلیغ شود! اینان برای حفظ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خویش تلاش می‌کنند. اشکال از ایشان نیست، اشکالی اگر بوده است از سادگی جامعه روشنفکری ما است که اساساً اجازه عرض اندام به این معلوم‌الحالان داده است.

به صراحت اعلام می‌کنیم «حق حاکمیت مردمی و حق تعیین سرنوشت با محوریت همیشگی صندوق رای» حقی سازش‌ناپذیر است که در شرایط کنونی در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ترجمه و خلاصه می‌شود. کوچک‌ترین انحراف و عدول از مسیری که این قطب نمای حرکتی به ما نشان می‌دهد موجب پرتاب دوباره ما به ناکجا آباد است. مشاطه‌گرانی که سرسپردگی فکری و عملی خود را در ده‌ها مورد نسبت به ارتجاع ولایت فقیه به اثبات رسانده‌اند اساساً بخشی از رژیم منحوس ولایت فقیه محسوب می‌شوند و هیچ سنخیتی با جنبش آزادی‌خواهی ایران نداشته و ندارند.

اعلامیه سبز تلاش خواهد کرد تا با گسترده نمودن و بسط قسمت منتشر نشده‌ی مقاله، بخش دوم آن را طی هفته‌ی آتی در اختیار سایت محترم خودنویس قرار دهد.

No responses yet

Mar 16 2013

احمدی نژاد: تقسیم بندی شیعه وسنی را قبول ندارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب

هاشمی نامه: رییس‌جمهور با بیان این‌که من تقسیم‌بندی سنی و شیعه را قبول ندارم، چراکه پیامبر ما همگی یکی است و دین هم یکی بیشتر نیست، افزود: وحدت باید حول محور امام شکل گیرد و در واقع شان امام ایجاد وحدت بین بشریت خداپرست در برابر شیطان است.

رییس‌ دولت دهم با بیان این‌که در برنامه‌ریزی‌ حکومتی ما هنوز مسجد جایگاه محوری و اساسی را پیدا نکرده است، اظهار کرد: هیچ کدام از ما مسئول این نیستیم که مارک بر پیشانی افراد بزنیم که چه کسی بهشتی یا جهنمی است، این را فقط خداوند و قلب آن انسان می‌داند.

به گزارش ایسنا، محمود احمدی‌نژاد در دیدار مسئولان ستاد عالی و فعالان کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد گفت: احیای انسان یعنی احیای حقیقت انسان و ماموریت هر انسان، احیای انسانیت خود و انسانیت جامعه است. در واقع کار اصلی انسان، شکوفا کردن حقیقت انسانی خود است و لاغیر و این از طریق کار فرهنگی، انسانی، محبت و مهربانی انجام می‌شود.

وی خطاب به فعالان مساجد، گفت: شما کار فرهنگی در دل مساجد انجام می‌دهید و این کار مهمی است، ولی اینگونه نباید باشد که ما اصالت فرهنگی و ارزش‌های فرهنگی خود را فقط از طریق ضدیت با دیگران تعریف کنیم و ببینیم که استکبار و مستکبران چه می‌کنند و ما درصدد مقابله با آنها در بیاییم.

رییس‌جمهور با بیان این‌که کار اصلی ما نفی نیست، ادامه داد: کار اصلی ما اثبات است. شما تصور کنید چهار پنج سال دیگر خبری از صهیونیست‌ها و استکبار جهانی نباشد، آیا دیگر ما نباید حرفی برای جامعه بشری داشته باشیم؟ آیا دیگر نباید کاری کنیم؟ اصلا نفی دیگران مستلزم اثبات یک حقیقت بالاتر است و اگر ما آن حقیقت بالاتر را اثبات نکنیم، نمی‌توانیم با هجمه فرهنگی مقابله کنیم. ما زمانی به آنها می‌توانیم بگوییم که شما پایه و اساس ندارید که یک فرهنگ متعالی‌تر داشته باشیم و با عرضه آن با آنها مقابله کنیم وگرنه کار ما محدود می‌شود به برخورد با ظواهر و کارهای سطحی و شعاری در حالی که ما مکتبی داریم که متعلق به تمام بشریت و نجات‌بخش تمام انسان‌هاست و در واقع با فطرت تمام انسان‌ها آشناست.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که زیباترین هدیه برای بشریت ارائه مکتب الهی و سعادت‌بخش است، گفت: وقتی ما این مکتب را عرضه کنیم فرصت و مجالی دیگر برای شیطان باقی نمی‌ماند، در واقع شیطان در خلاء حضور اندیشه‌های اسلام ناب و انسانی است که جولان می‌دهد.

وی با تاکید بر این‌که بیش از آنکه بخواهیم مقابله کنیم باید دعوت و معرفی کنیم، اظهار کرد: البته در این معرفی نیز اکثر اوقات نه با زبان، بلکه با عمل باید این کار را انجام دهیم.

این بالاترین مقام اجرایی کشور در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان این‌که هیچ کدام مسئول این نیستیم که مارک بر پیشانی افراد بزنیم که چه کسی بهشتی یا جهنمی است و این را خداوند و قلب آن انسان می‌داند، گفت: شهید مطهری می‌فرمایند جاذبه باید در حد اعلا و حداکثر ممکن باشد و دافعه در حداقل ضرورت و این دستور تربیتی است.

رییس‌جمهور گفت: ‌اگر ما دارای یک اندیشه جهانی که بتواند جهان را به سمت سعادت هدایت کند نباشیم، داخل ایران را هم نمی‌توانیم اداره کنیم.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که آنهایی که ما دشمن بشریت می‌شناسیم و در واقع دشمن حقیقت انسان هستند دنیا را با اندیشه و اراده جهانی اداره می‌کنند، افزود: آنها شعارهایی که انتخاب می‌کنند برای همه است، ولو پشت آن چپاول و فریب باشد. می‌گویند آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، داخل تهران هم وقتی کسی این شعارها را می‌شنود از آن خوشش می‌آید، آنها شعاری که می‌دهند شعارشان در قلب کشور اسلامی هم خریدار دارد، ما چه باید بگوییم؟، اسلام چه می‌گوید؟

وی با بیان این‌که یک دین بیشتر نیست و آن اسلام است و در واقع ما یک دین توحیدی داریم که آن اسلام است، افزود: هر کدام از پیامبران نیز نسبت به وضعیت بشر در هنگام ارائه اسلام آن را یک قدم جلوتر بردند و پیامبر اسلام اکمل آن را عرضه کرد.

رییس‌جمهور با بیان این‌که حقیقت دین یکی است و نگاه ما باید سعادت‌بخش و نجات‌بخش بشر باشد و در جهت رفع موانع در برابر بشریت حرکت کنیم، گفت: اگر این نگاه را داشته باشیم، خود به خود بسیاری از هجمه‌ها رنگ می‌بازد؛ چراکه اگر حقیقت مکتب اسلام به دنیا معرفی شود، دست شیطان به آن نمی‌رسد و همه آن را قبول دارند.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که آنها می‌گویند دموکراسی و حقوق بشر و ما می‌گوییم حکومت عدالت، پاکان و صالحان، افزود: ما در عقل و نقل نیز استدلال کافی برای اثبات این امر داریم.

وی با بیان این‌که اندیشه مهدوی در هر کجای دنیا مطرح شود، مخالفتی با آن صورت نمی‌گیرد و استقبال از آن می‌شود، گفت:‌ اگر فعالیت در مساجد نیز به عشق امام زمان (عج)‌و حاکمیت آن نباشد، اثری نخواهد داشت. امروز جهان تشنه این اندیشه است و می‌بینیم که مستکبران نیز رنگ خود را عوض کرده‌اند و می‌خواهند در قالب دیگر خود را عرضه کنند و شعار عدالت سر می‌دهند.

این بالاترین مقام اجرایی کشور با اعتقاد به این‌که بهترین کسانی که باید این اندیشه‌ها را به آنها ارائه دهیم، جوانان خودمان هستند، گفت: خداوند مسجد را ایجاد کرد که ذکر خداوند و حضرت مهدی(عج) در آن جریان داشته باشد و در واقع تمرین امامت باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز تمرین امامت است، در واقع ایستگاهی است برای تمرین امامت و ولایت.

رییس‌جمهور با اشاره به استقبال از اندیشه مهدوی در عرصه جهانی و با بیان این‌که وقتی این اندیشه مطرح می‌شود، دعوایی وجود نخواهد داشت، گفت: چرا ما به عنوان مسلمانان با مسیحیان باید در تضاد باشیم یا برعکس، در صورتی که هر دو پیرو خداوند هستیم پس چرا باید تضاد باشد؟ نقص در پیروی است. چرا ما باید با هم دعوا داشته باشیم؟ شیطان همواره تلاش می‌کند که جامعه بشری را تکه تکه کند و در واقع اختلافات را گسترش دهد.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که ما باید پرچم دفاع از حقوق بیش از هفت میلیارد انسان را دست بگیریم و آن را بلند کنیم، گفت: ما باید از ایجاد تفرقه جلوگیری کنیم، شیطان همواره سعی می‌کند تعصبات را دامن بزند، اختلاف ایجاد کند که مسیحی یک طرف قرار بگیرد و مسلمان یک طرف دیگر و در مرحله بعد می‌آید و در داخل مسلمانان اختلاف ایجاد می‌کند.

در ادامه این جلسه رییس‌جمهور در پاسخ به سوال یکی از حضار در ارتباط با بحث ولایت فقیه به عنوان حلقه واسطه بین انسان و امامت، گفت: جمهوری اسلامی تمرین امامت و ولایت است، همه عظمت جمهوری اسلامی از آن امام و شهداست و در واقع این راهی است که آنها باز کرده‌اند و نظام ولایت فقیه پشت آن به امام زمان(عج) محکم است و در واقع برای امام زمان و استقرار حکومت امام زمان(عج) است.

وی گفت: ولایت فقیه این نیست که جبهه سیاسی برای یک عده‌ای خاص باشد که خود را پشت آن مخفی کنند و بازی‌های انتخاباتی خود را پیش ببرند، بحث از این موضوع بالاتر است. ما نباید این موضوع را بیاوریم در قالب بحث‌های کلیشه‌ای یا دم دستی.

احمدی‌نژاد با بیان این که در زمانی یک عده‌ای خود را طرفدار بازار معرفی کردند و عده‌ای دیگر طرفدار مستضعفین ولی در واقع هیچ کدام به واقع طرفدار بازار یا مستضعفین نبودند، گفت: بعد آمدند چپ و راست را مطرح کردند و بعد این ور و آن ور، اینها بازی سیاسی است.

رییس‌جمهور با بیان این که بحث امامت و ولایت فقیه بحث‌های مبنایی و متعالی است، اظهار کرد: نباید در سطح کارهای دم دستی آن را پایین آورد.

وی با بیان این‌که هر کس ذره‌ای به اندیشه‌های الهی معتقد باشد، زیر پرچم ولایت است و در واقع ولایت متعلق به تمام بشریت است، گفت: نقطه هجمه اصلی شیطان این است که انسان را از خود و امام غافل کند و می‌گوید در مورد هر چیزی می‌خواهید صحبت کنید ولی از امامت و ولایت صحبت نکنید.

رییس‌جمهور با بیان این‌که من تقسیم‌بندی سنی و شیعه را قبول ندارم، چراکه پیامبر ما همگی یکی است و دین هم یکی بیشتر نیست، افزود: وحدت باید حول محور امام شکل گیرد و در واقع شان امام ایجاد وحدت بین بشریت خداپرست در برابر شیطان است.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که ما این موضوعات اساسی را کنار گذاشته‌ایم و راجع به فرعیات گفت‌وگو می‌کنیم، گفت: مگر کسی می‌تواند حقیقت امام را نفی کند. امام متعلق به بشریت است.

وی با بیان این‌که بهترین جا برای ارائه این اندیشه‌ها و آشنایی با حقیقت امام، مسجد است، اظهار کرد: تا انسان کامل نباشد تمام تلاش‌های پیامبر ابتر است و در واقع آنکه این تلاش‌ها را معنا می‌دهد و به نتیجه می‌رساند امام است و ما باید این اندیشه را به دنیا ارائه کنیم+

No responses yet

Mar 13 2013

واکنش احمدی‌نژاد و معاونش به اعتراضات درباره لمس مادر چاوز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,طنز,مذهب

رادیوفرانسه: سیدمحمد رضا میرتاج الدینی، معاون اجرای قانون اساسی رییس جمهوری ایران که در سفر به ونزوئلا، محمود احمدی نژاد را همراهی می کرد در نامه‌ای به آیت‌الله محمد یزدی، به انتقاد وی از نحوه ملاقات احمدی‌نژاد با مادر هوگو چاوز پاسخ داده است.

وی در این نامه که دیشب منتشر شده، نوشته است: «براساس “الشاهد یری ما لایری الغائب” مشاهدات خود و دوستان حاضر را منعکس کرده‌ام و موردی از مصافحه یا آنچه که عکس منتشر شده آنرا القاء می‌کند، مشاهده نکردم.»

میرتاج الدینی اضافه کرده است: «برای اطمنیان بیشتر و احتمال اینکه شاید غفلتی داشته باشم، از افراد دیگر از جمله آقای صالحی وزیر امور خارجه و آقای اسماعیلی‌پور مترجم این مراسم که دیپلماتی مومن و بازنشسته است و نزدیک‌ترین فردی که در کنار رییس جمهوری حضور داشت سوال کردم، همگی حرف بنده را تایید کردند؛ مصاحبه آقای صالحی هم منتشر شده است و فکر نمی‌کنم مواردی چون عکس و القائات اشخاص غیرحاضر حجت شرعی برای داوری و حکمیت باشد.»

معاون احمدی نژاد در بخش دیگری از این نامه، درباره اهمیت سفر به ونزوئلا و شرکت در مراسم گرامیداشت هوگو چاوز نوشته است که نباید آثار «مثبت و فراوان» این سفر که بیانگر «گسترش قدرت نرم جمهوری اسلامی و عمق نفوذ ایران اسلامی در آن سوی دنیا و در حیاط خلوت آمریکا و تشکیل جبهه بزرگ جهانی علیه آمریکا» است نادیده انگاشته شود.

پیشتر آیت الله یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از اعضای مجلس خبرگان به بوسیدن مادر هوگو چاوز از سوی محمود احمدی نژاد اعتراض کرده و آن را «مسخره بازی» خوانده بود.

این در حالی ست که احمدی نژاد امروز در واکنش به این انتقاد یزدی گفته است: «من آقای یزدی را دوست دارم. »

به غیر از آیت الله یزدی، چهره های دیگری از جریان محافظه کار ایران نیز این رفتار رییس جمهوری این کشور را مخالف با شرع اسلام و موازین جمهوری اسلامی دانسته اند.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید قم صبح امروز چهارشنبه نسبت به اتفاقات اخیر در حاشیه مراسم تشییع جنازه هوگو چاوز واکنش نشان داد.

وی گفت: «حوادث اسفناک و دردناکی که در جریان مراسم تشییع جنازه رئیس جمهور ونزوئلا واقع شد، در مجموع اسف آور بود، وقتی این مسائل را نگوییم کم کم منکر معروف می‌شود و معروف منکر.»

مکارم از موضع گیری «صریح» یزدی و همچنین هفده نفر از نمایندگان مجلس نیز در این مورد تقدیر کرد.

No responses yet

Mar 13 2013

فیلم مموتی در آغوش مامان چاوز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,طنز,مذهب

No responses yet

Mar 07 2013

مخملباف؛ از خشکاندن باغ حوزه هنری تا باغبانی بهائیان!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,هنر

مهر: محسن مخملباف که این روزها به واسطه ساخت فیلم “باغبان” چشم به توجه محافل سینمایی غرب دارد، مصداق بارز تب تندی است که چند صباحی است شدید به سردی گرائیده است.

مجله مهر- “باغبان” نام تازه‌ترین ساخته محسن مخملباف است. فیلمی که برخی رسانه‌ها عنوان “رپورتاژ آگهی” به آن داده‌اند. تبلیغ بهائیت مأموریت اصلی فیلمساز در این پروژه بوده‌ و این مأموریت نه تحلیل و یا حدس و گمان رسانه‌ای، که محصول واضح و کاملاً رسمی برآمده از ساختار و محتوای فیلم است.

“باغبان” مخملباف درباره چیست؟

داستان “باغبان” درباره فیلم‌سازی ایرانی که با همراهی پسرش به اسرائیل سفر می‌کند تا درباره دینی که حدود ۱۷۰ سال پیش در ایران به وجود آمده تحقیق کنند. پیروان این دین از سراسر جهان به شهر حیفا می‌آیند تا در باغی که مرکز این دین است خدمت کنند و از طریق کار در طبیعت، خود را صلح‌طلب بار بیاورند که این ویژگی اشاره‌ای مستقیم به تعالیم بهائیت دارد.

پدر از طریق همراهی و گفتگو با باغبان این باغ که یک بهائی متشرع است، درمی‌یابد که دین او به افکار صلح‌طلبانه و ضدخشونت چهره‌هایی چون گاندی و ماندلا شباهت بسیاری دارد و همین‌جا برای پدر این سوال مطرح می‌شود که اگر این نگاه دینی صلح‌طلبانه در ایران وجود داشت، آیا حکومت به دنبال ساخت بمب اتمی می‌رفت؟(!!) البته فیلم به این نتیجه‌گیری سیاسی بسنده نکرده و در مقابل پدر، پسر را قرار می‌دهد که عمیقا معتقد است همه ادیان جز تخریب جهان کاری نکرده‌اند!

همین خلاصه داستان هم بدون توجه به نشانه‌گذاری‌های بصری فیلم می‌تواند نشان‌دهنده جهت‌گیری کلی آن در راستای مأموریتی که در بالا به آن اشاره شد باشد. جالب اینکه مخملباف با همراهی پسرش، دو نقش اصلی این فیلم شبه‌مستند را ایفا کرده‌اند تا از این طریق ارادت و اعتقاد خود به مأموریتی که عهده‌دار انجام آن شده‌اند را به اثبات رسانند. پاداش این مأموریت هم طبیعتاً در قالب برخی جشنواره‌های به‌ظاهر سینمایی به آقای فیلمساز اهدا خواهد شد؛ مانند جشنواره فیلم بیروت که جایزه طلایی خود را به مخملباف اهدا کرد و جشنواره بوسان که این فیلم را به‌عنوان فیلم برتر برگزید.

نکته جالب توجه اینکه ساختار آماتوری فیلم اساسا اجازه هیچ بحثی درباره کیفیت سینمایی باقی نگذاشته و برخی جشنواره‌های معتبرتر مانند جشنواره فیلم روتردام زیر بار اهدا جایزه به این فیلم نروند.

باغی که با تفریط آباد شد

اما محسن مخملباف که این روزها ساکن یکی از شهرک‌های حومه شهر پاریس است، عقبه‌ای دارد که خود نیز احتمالاً امروز نمی‌تواند با آن کنار بیاید. عقبه‌ای که در قیاس با کارنامه امروزش او را به بهترین مثال برای اثبات هم‌جواری افراط و تفریط تبدیل کرده‌است.

مخملبافی که امروز زیرسایه بهائیت آرمیده، خانه و باغی آباد از آن خود دارد و شیفتگی خود نسبت به یک باغبان بهایی را به داستان محوری یک فیلم سینمایی تبدیل کرده‌است، سه‌دهه پیش‌تر احساسی متفاوت نسبت به بهائیان داشت تا جایی که حتی توان تحمل باغبانی که پیشتر برای بهائیان کار می‌کرده را هم نداشت!

بیایید کمی به عقب بازگردیم؛ زمان اوج‌گیری مبارزات انقلابی. روزهایی که جمعی از جوانان زیر بیرق سازمان نوپای تبلیغات اسلامی برای احیاء مفهوم متعالی “هنر متعهد” گردهم آمده و چتری به نام “حوزه هنری” را گستراندند.

“حظیره‌القدس” نام مصطلح ساختمانی بود که عبادتگاه مخصوص بهائیان در سال‌های دور محسوب می‌شد و چند سال پیش از انقلاب اسلامی، به‌دستور ارتش پهلوی تخریب شده‌ بود. این ساختمان به‌واسطه انقلاب کارکردی تازه پیدا می‌کند. ساختمان بازسازی می‌شود و “حوزه هنری” بر خاکستر آن بنا می‌شود. در چنین شرایطی هم‌وغم نیروهای تازه‌نفس انقلابی ترسیم راهی جدید و بهره‌گیری از پتانسیل‌های موجود برای رسیدن به نقطه مطلوب بود.

باغی که با افراط خشکید

در این میان اما یک نفر هنوز به فکر تخریب و حذف صددرصدی هرآنچه نمی‌پسندید بود! باغبان پیر باغی که سنگ بنای حوزه هنری در آن نهاده شده بود هم به همین دلیل در مظان اتهام قرار گرفت. داستان سرنوشت این باغبان پیر را به روایت امیرحسن فردی یکی از پیشگامان راه‌اندازی حوزه هنری بخوانید و خود قضاوت کنید؛

“حوزه باغ بزرگی داشت و نیاز به باغبان داشت. این باغبان‌ها از قبل در حوزه بودند و کاری هم به کار کسی نداشتند. با خانواده هم بودند و در یک گوشه حوزه 2 تا اتاق داشتند و با زن و بچه زندگی می‌کردند. یک روز مخملباف گیر داد که ما باید اینها را بیرون کنیم؛ اینها جاسوس هستند و ستون پنجم ضدانقلابند. من به محسن گفتم: روی چه حسابی همچین حرفی می‌زنی؟ و بر فرض که چنین باشد، آیا این وظیفه ماست؟ مگر مملکت قانون ندارد؟ من این حرف‌ها را كه زدم محسن عقب‌نشینی کرد.”

“2 روز بعد (مخملباف) گفت: باید شورا تشکیل شود که اینها را بریزیم بیرون یا نه. بعد هم رفت آنقدر در مخ این بچه‌ها خواند که شورا قبول کرد اینها را از حوزه به طرز بدی بیرون انداختند. بعد هم باغ حوزه شروع کرد به خشک شدن! نه باغبانی آوردند نه کسی به گل‌ها آب می‌داد. من واقعیتش روزی یکی- دو ساعت کارم شده بود آبیاری درختان و گل‌های حوزه. محسن استاد این بود که عواطف آدم‌ها را زیر پایش له کند. من یک روز به شوخی به مخملباف گفتم: محسن! اگر روزی کسی را پیدا نکنی، با چه کسی دعوا می‌کنی؟ سمیرا آن موقع تازه راه افتاده بود، گفت: با این سمیرا دعوا می‌کنم، اینقدر دعوا می‌کنم تا خودم را تخلیه کنم. بله، همچین آدمی بود.” (بخشی از گفت‌وگوی امیرحسین فردی با روزنامه وطن امروز)

درجا زدن در مرحله شک!

این البته تنها نمونه‌ای از روایت‌های دیروز و امروز فیلمسازی است که روزگاری می‌خواست با سینما همه را هدایت کند و امروز نه از “هنر سینما” چیزی در چنته دارد و نه باوری به “هدایت” برایش باقی مانده‌است. راوی “توبه نصوح” این روزها شیفته “باغبان” بهایی شده و چه تصویری از این روشن‌تر برای قضاوت درباره مردی که به تعبیر یکی از اهالی فرهنگ؛ خودش، خود را به زانو درآورد.

پیش‌بینی سید ‌شهیدان اهل قلم گویا روزبه‌روز بیشتر به واقعیت نزدیک می‌شود؛ “آقای مخملباف هنوز در مرحله شك است و خلاف آنچه وانمود می‌شود هیچ چیز برای گفتن ندارد. فیلم ساختن برای او نوعی اظهار وجود است و هیچ غایت دیگری را در نظر ندارد. خانه تكانی هم نكرده‌است و فقط در شك خویش عمیق‌تر و عمیق‌تر شده‌است، اما بازهم حاضر به اعتراف به این حقیقت، لااقل در نزد خویش نیست. او باید روی به صداقت بیاورد تا نجات یابد” (سید مرتضی آوینی- جلد دوم آینه جادو)

No responses yet

Mar 06 2013

پول نفت بجای سفره مردم گرسنه ایرانزمین به سر سفره دشمنان خونی ایران و ایرانی برده شد: ضریح جدید امام حسین(ع) رونمایی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب

همشهری آنلاین: ضریح جدید امام حسین(ع) با حضور جمعی از مسئولان ایرانی و عراقی رونمایی شد.

فارس نوشت: ضریح جدید امام حسین(ع) پس از گذشت 45 روز از عملیات جابه‌جایی ضریح قدیمی توسط جمعی از مسئولان رونمایی شد.

در این مراسم که در حرم حضرت سیدالشهدا(ع) برگزار شد، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، حجت الاسلام سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، حجت الاسلام قاضی عسگر نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت، حجت الاسلام تقوی رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی، حسن پلارک رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات و … حضور داشتند. مراسم رونمایی از ضریح جدید امام حسین(ع) ساعت 15 به وقت عراق با حضور زائران و با تلاوتی از آیات قرآن توسط قاری مصری آغاز شد و مداحان اهل بیت(ع) نیز در این مراسم به مداحی پرداختند.

کاروان ضریح جدید امام حسین(ع) 6 آذر ماه سال جاری پس از اتمام ساخت آن در قم توسط هنرمندان و مهندسان ایرانی به سمت عراق حرکت کرد.

کاروان انتقال ضریح جدید امام حسین(ع) پس از عبور از شهرهایی همچون تهران، ساوه، اراک، بروجرد، خرم‌آباد، شوشتر، دزفول، آبادان و اهواز از مرز مهران خارج و به عراق رسید. قسمتی از قطعات ضریح جدید نیز توسط هواپیما به عراق منتقل شد.

عملیات جابه جایی ضریح جدید از 27 دی ماه سال جاری با نصب مشبک در اطراف ضریح آغاز شد.

از 4 تا 10 بهمن نیز عملیات باز کردن ضریح جدید امام حسین(ع) شروع شد و عملیات کف سازی و مهندسی نیز در تاریخ 11 و 12 بهمن ماه انجام شد.

پس از گذشت حدوداً روز در تاریخ 22 بهمن پیکره چوبی ضریح جدید نصب شد و پس از آن در تاریخ 24 بهمن نیز پنجره‌های جدید ضرح امام حسین(ع) نصب گردید.

بر این اساس 2 اسفند ماه سال جاری نیز عملیات نقره کوبی و 5 تا 10 اسفند نیز عملیات طلا کوبی ضریح امام حسین(ع) انجام شد و امروز پس از گذشت بیش از 45 روز از اجرای عملیات جابه جایی ضریح قدیمی با ضریح جدید امام حسین(ع) زائران کربلای معلی ضریح جدید سیدالشهدا(ع) که گوشه‌ای از هنر هنرمندان ایرانی است را مشاهده کردند.

در ساخت ضریح جدید حدود 118 کیلوگرم طلا به همراه نقره، چوب درخت ساج استفاده شده است. همچنین قطعات ضریح جدید نیز به دلیل افزایش ماندگاری نانو کاری شده است.

No responses yet

Mar 04 2013

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

ابنا: المنار: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” بود در منطقه “بين الحرمين” خود را منفجر کرد و 10 نفر را شهید و زخمی کرد. / آستان مقدس امام حسین(ع): یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد اما هیچکس شهید نشد. / پلیس کربلا: یک گلوله خمپاره باقیمانده از زمان صدام، عامل انفجار است.

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی +عکس

به گزارش خبرگزاري اهل‎بيت(ع) ـ ابنا ـ رسانه هاي عربي در خبري فوري اعلام كردند: دقايقي پيش انفجاري تروریستی در “بین‎الحرمین” كربلا اتفاق افتاده است.

شبكه “المنار” لبنان اعلام كرد: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” در منطقه “بين الحرمين” بوده، با انفجار کمربند انتحاري خود در محدوده نزديک به حرم حضرت “اباالفضل العباس(ع)”، 10 نفر را شهيد و زخمي كرد.

خبر تكميلي 1

آستان مقدس حرم امام حسین(ع) پس از انفجار امروز در بین الحرمین اعلام کرد که یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد.

«ولاء الصفار» مسئول امور رسانه‎ای آستان مقدس امام‎حسین(ع)، نيز اظهار داشت: شخصی با کمربند انتحاری خود را در محل کار پروژه توسعه بین‎الحرمین، در کنار نرده‎هاي آهنی منفجر کرد.

وي افزود: آستان مقدس تصیمم گرفت که همکاری خود را با شرکت مهندسی “الفاو” که در حال اجرای پروژه اي در بین‎الحرمین است، به طور کامل قطع کند؛ چرا که عملیات تفتیش فقط روی کارگران انجام می‎شد و مهندسان مورد بازرسی قرار نمی‎گرفتند.

خبر تكميلي 2

در حالی که اخبار ضد و نقیض از علت انفجار امروز کربلا و تلفات آن ادامه دارد پلیس این شهر خبر جدیدی ارائه داد.

مرکز فرماندهی پلیس کربلا در روایتی جدید از علت انفجار امروز کربلا اعلام کرد: تحقیقات اولیه نشان می دهند که این حادثه به علت انفجار گلوله خمپاره ای روی داد که از زمان نظام صدام در زیر خاک مانده بود و در طی عملیات حفاری فعال شد.

این مرکز در ادامه اعلام کرد که فقط 4 نفر در پی این انفجار زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

سایت خبری نهرین نت اعلام کرد: انفجار در منطقه بین الحرمین کربلا بر اثر اقدام یک تروریست انتحاری و با کمربند انفجاری انجام شد و یک زائر شهید و 8 تن دیگر زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

فرانس 24 نیز در این باره گزارش داد: یکی از مهندسین خود را در بین الحرمین منفجر کرده است. فرد انتحاری از طریق قرارداد با شرکت “المنصور” مسئول توسعه منطقه بین الحرمین وارد این منطقه شده بود و بخشی از شبکه تروریستی بود که به شهر کربلای معلی نفوذ کرده است.

این شبکه تروریستی با هدف انجام انفجارهای همزمان صورت گرفته است و در راستای اجرای توطئه سرنگونی دولت نوری المالکی به کربلا نفوذ کرده است. در همین حال شبکه المنار نیز اعلام کرد که فرد انتحاری تبعه مالزی بوده است.

خبر تكميلي 4

نماینده مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر ایران در عراق گفت: ۳ زائر ایرانی پس از عملیات انتحاری در بین‌الحرمین کربلا مجروح شدند که ۲ نفر از آنان سرپایی مداوا و یک نفر راهی اتاق عمل شد.

«ماشاءالله رضایی» اسامی زائران مجروح شده ایرانی در عملیات انتحاری را به این ترتیب اعلام کرد: حسین قدوسی، محسن رضازاده و مهدی حیدری افرادی هستند که مجروح شده‌اند که حسین قدوسی اکنون در اتاق عمل تحت عمل جراحی است و 2 نفر دیگر سرپایی مداوا شده‌اند.

خبر تكميلي 5

خبرگزاری نسیم مدعی شد: عامل انفجار انتحاری در بین‌الحرمین کربلا یک کارگر مالزیایی بوده است.

خبر تکمیلی 6

حسین قدوسی یکی از زائرانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید.

No responses yet

Mar 02 2013

مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس: درباره حق حجاب زنان روس اشتباه نکرده‌ام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دیگربان: مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس گفت درباره پرداخت حق حجاب به زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر اشتباه نکرده است.

آقای موسوی‌نژاد ۲۶ آذر ماه امسال از اینکه زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر «حق حجاب» می‌گیرند٬ اما حجاب خود را رعایت نمی‌کنند انتقاد کرده بود.

اظهارات این نماینده مجلس بازتاب‌های گسترده‌ای به همراه داشت به طوری که مقام‌های وزارت خارجه در چند نوبت مجبور به تکذیب گفته‌های وی شدند.

مهدی موسوی‌نژاد با گذشت حدود چهار ماه بار دیگر از این گفته خود دفاع کرده و از وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی خواسته قرارداد‌های زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر را در اختیار وی قرار دهند.

به گزارش روز جمعه (۱۱ اسفند) سایت محلی «سوک»٬ موسوی‌نژاد افزوده است: «اگر تاکنون حرفی نزده‌ام به این دلیل است که منتظر جواب این دو وزارتخانه و سازمان هستم.»

روسیه سال‌هاست پیمانکار نیروگاه اتمی بوشهر است و تاکنون این پروژه را به جمهوری اسلامی تحویل نداده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .