اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Sep 06 2018

معاون دادستان عمومی مشهد: پوشش ظاهری کودکان عامل تحریک کودک آزاران است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


‘پیک ایران: معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی گفت: در بخش زیادی از پرونده های کودک آزاری، لباس ها و پوشش و ظاهر شیک بچه ها عامل محرک برای کودک آزارها است.

به گزارش ایرنا، نیره عابدین زاده روز پنجشنبه در چهارمین همایش سلامت مادر و فرزند در مشهد افزود: به عنوان نمونه در پرونده کودک آزاری و قتل دختر هفت ساله افغانستانی که هفتم فروردین گذشته در شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد قاتل موهای زیبای این دختر را عامل محرکی برای انجام کودک آزاری بیان کرده بود.

وی ادامه داد: مبتنی بر پرونده های موجود کودک آزاری فقدان آموزش کودک نسبت به حفظ حریم خصوصی، تنها گذاشتن کودک با افراد ناآشنا، کلاس های خصوصی و ارتباط کودکان در فضای مجازی از مهمترین بسترهای ایجاد کودک آزاری هستند.

معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: بازی های رایانه ای نیز از عوامل تحریک برای بچه ها هستند بنابراین والدین باید بر همه ارتباطات فرزندانشان در فضای مجازی نظارت داشته باشد.

No responses yet

Jul 21 2018

مولانا عبدالحمید درباره مشکلات سنی‌های ایران به آیت‌الله سیستانی نامه نوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: مولانا عبدالحمید در مورد مسائل عراق و مشکلات اهل‌سنت ایران به آیت‌الله سیستانی نامه نوشت. او از سیستانی خواست که از نفوذ و جایگاه خود در “تشکیل دولت فراگیر در عراق” و “حل مشکلات و دغدغه‌های اهل سنت ایران” استفاده کند.

مولانا عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در نامه‌ای به آیت‌الله سیدعلی سیستانی، مرجع تقلید شیعیان در عراق ضمن اشاره به تحولات بعد از انتخابات پارلمانی عراق نوشت که در این کشور پس از سال‌ها ناامنی و ناامیدی اکنون شرایط ایجاد یک دولت فراگیر متشکل از تمام اقوام و پیروان مذاهب و ادیان فراهم شده است و آیت‌الله سیستانی می‌تواند برای تشکیل چنین دولتیاز نفوذ و جایگاه خود استفاده کند.

امام‌ جمعه اهل‌سنت زاهدان در قسمت دیگر از نامه خود مشکلات سنی‌های ایران بعد از انقلاب ۵۷ را برای آیت‌الله سیستانی تشریح کرده و نوشته است که با گذشت ۴۰ سال از انقلاب هنوز هم مشکلاتی چون “تبعیض شدید”، کمبود آزادی‌های مذهبی”، “عدم بکارگیری شایستگان اهل‌سنت در مدیریت‌های کلان” و “عدم تعادل نسبی بین شیعه و سنی در مناطق سنی‌نشین” لاینحل مانده است.

عبدالحمید به عدم تاسیس مسجد اهل‌سنت تهران بعد از چهار دهه انقلاب هم اشاره کرده و از ایجاد محدودیت‌ برای نمازخانه‌ها و برگزاری نمازهای جمعه و اعیاد اهل‌سنت در تهران و برخی دیگر از کلان‌شهرها انتقاد کرده است.

امام جمعه اهل سنت زاهدان از آیت‌الله سیستانی به‌عنوان یکی از مراجع تاثیرگذار در جهان اسلام خواسته‌ که از “نفوذ” خودشان برای رفع دغدغه‌های جامعه اهل‌سنت ایران استفاده کنند تا این “معضل چهل‌ساله” حل‌ وفصل شود.

عبدالحمید: جلوی سفرم به قطر و ترکیه را گرفتند

هم‌زمان با انتشار نامه مولانا عدبدالحمید به آیت‌الله سیستانی روزنامه اعتماد هم روز شنبه ۳۰ تیر مصاحبه‌ای مفصل با عبدالحمید انجام داده است.

امام جمعه اهل سنت ایران به اعتماد گفت: «اخیرا که ما آمدیم افطاری، آقای روحانی از من درباره وضعیت پرسیدند؛ من به ایشان هم گفتم هیچ انتظاری برآورده نشده و ما هم خیلی حیران و متعجبیم كه در سیستان‌ و بلوچستان كوچک‌ترین تغییراتی صورت نگرفته، مناطق دیگر هم طبق اطلاعات ما تغییری صورت نگرفته است؛ و الآن كه مردم در سختی و تنگنا هستند باید فكری كنند كه رضایت مردم را بگیرند.»

عبدالحمید همچنین انتقاد کرده است که “عزمی” برای برآورده کردن درخواست‌های اهل سنت نیست. او از روحانی خواست که عزم جدی داشته باشد.

مهم‌ترین مسئله‌ای که عبدالحمید با اعتماد مطرح کرده تبعیض است. او می‌گوید: «در مناطق سنی‌نشین در استان سیستان‌ و بلوچستان ۷۵ درصد مردم اهل‌سنت‌اند اما در یک اداره‌ای با ۳۰۰ پرسنل در همین منطقه طبق آمار ما ۱۸ نفر اهل‌ سنت هستند. در بعضی از ادارات ۱۵۰ نفری، ۱۰ یا ۵ نفر اهل سنت‌اند. این عدم تناسبی كه ملاحظه می‌كنید در همه مسائل اثر خودش را می‌گذارد. در فقر و بیكاری اثر می‌گذارد.»

عبدالحمید در پایان مصاحبه خود به این هم اشاره کرده است که جلوی سفر او به بعضی از نقاط ایران و کشورهای خارج از جمله قطر و ترکیه گرفته شده است.

No responses yet

Jul 10 2018

ادامه واکنش‌ها به پخش ‘اعتراف’های دختران رقصنده اینستاگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,مذهب,هنر


بخشی از برنامه ‘بی‌راهه’ که تلویزیون ایران درباره چند زن رقصنده در اینستاگرام پخش کرد.

واکنش چهره‌های سیاسی و اجتماعی و همین‌طور کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی به پخش گزارشی از تلویزیون ایران درباره سه زن که در اینستاگرام تصاویری از رقص خود را منتشر می‌کردند، هم‌چنان ادامه دارد.

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران و نماینده او در شورای نظارت بر صدا و سیما، گفته است پخش تصاویر افراد “در حالات غیر عادی از جمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه‌ی قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری می‌شود.”

او گفته است شورای نظارت بر صدا و سیما می‌تواند به شکایت افراد درباره پخش تصاویر آنها در تلویزیون رسیدگی کند.

  • ‏”اعتراف”های تلویزیونی زنان رقصنده ایرانی؛ ‘برای دل خودم می‌رقصم’
  • پلیس ایران: با ‘شاخ‌های اینستاگرام’ برخورد می‌کنیم
  • یادداشت ناظران: چرا حکومت ایران از مدل‌ها می‌ترسد؟

در همین حال وبسایت کلمه، نزدیک به خانواده زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، از قول خانم رهنورد نوشته است که از رئیس صدا و سیما خواسته است بابت پخش گزارشی درباره چند زن ایرانی که تصاویر رقص خودشان را در اینستاگرام منتشر می‌کردند، “از وجدان عمومی ملت ایران عذرخواهی کند.”

این رئیس سابق دانشگاه الزهرا، الآن بیش از هفت سال است که همراه همسرش میرحسین موسوی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸، در حصر خانگی است.

زهرا رهنورد این گزارش را “مصاحبه‌ای مخوف، چنگ‌اندازی و خراش به روح دخترکی نوجوان” و “رفتاری ضد انسانیت و ضد جوانی” توصیف کرده است.

روز شنبه تلویزیون جمهوری اسلامی گزارشی پخش کرد درباره مائده هژبری، الناز قاسمی و شاداب، زنان فعال در اینستاگرام، و در آن “اعتراف”هایی از این افراد پخش کرد.

عده زیادی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در روزهای گذشته به پخش این “اعتراف”ها واکنش نشان داده‌اند و آن را محکوم کرده‌اند.

گروه کمپین حقوق بشر ایران هم در بیانیه ای که دوشنبه منتشر کرد نوشت: “اجبار کردن یک نوجوان به اعتراف در تلویزیون دولتی به «جرم» انتشار ویدیوهای رقص خود در اینستاگرام، بیانگر نقض آشکار آزادی بیان و نشانگر حد بی‌رحمی مقامات ایرانی در تحمیل اجبارهای فرهنگی علیه مردم ایران به شمار می‌رود.”

هادی قائمی مدیرکمپین حقوق بشردر ایران گفت:‌ “حکومت ایران هیچ فضایی برای تنفس مردم ایران باقی نگذاشته است. حکومت از لباس پوشیدن مردم گرفته، تا موسیقی گوش‌کردن، فیلم دیدن، کتاب‌خواندن و همه حوزه‌های زندگی شخصی آنها را کنترل می‌کند. ولی علیرغم این فضای خفه‌کننده و تهدید کردن افراد به زندان و بازداشت، مردم همچنان به ابراز عقیده و تمرین روش‌های زندگی شخصی که خود انتخاب کرده‌اند ادامه می‌دهند و در واقع علیه چنین اجبارها و سختگیری‌هایی اعتراض می‌کنند.”

دختری ۱۷ ساله به نام مائده که عاشق رقص بود و گناهش انتشار فیلم رقص در اینستاگرام.
پخش فیلم سخنانش در بازداشت به اعتراض ها به برخورد پلیسی با او دامن زده. مائده تنها کسی نبوده که به خاطر سبک زندگی در ایران زندانی شده، گزارشی ببینید از مهرزاد کهن‌روز pic.twitter.com/U7CKE6fh9x

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) July 8, 2018

‘تلاش برای به‌حاشیه‌بردن قضیه ارز‘

از سوی دیگر محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در انتقاد از پخش این گزارش و “اعتراف”ها، به رئیس صدا و سیما توصیه کرده است “دستور دهد یک مصاحبه هم با قربانیان آزارهای جنسی مربی صوت و لحن انجام شود”؛ که به گفته او “ناامید از اجرای عدالت در دستگاه قضایی ایران می‌خواهند به دادگستری کشورهای خارجی متوسل شوند.”

اشاره آقای صادقی به پرونده سعید طوسی است که در ماه‌های اخیر معلوم شد از اتهام آزار جنسی کودکانی که به آنها تلاوت قرآن درس می‌داد، تبرئه شده است.

  • سعید طوسی از اتهام آزار جنسی کودکان تبرئه شد

این نماینده مردم تهران در مجلس ایران، حدود شش ماه پیش تصاویری منتشر کرد که به گفته او حکم دادگاه بدوی درباره سعید طوسی است و طبق آن آقای طوسی در جریان رسیدگی به پرونده به “ارتباطات ناسالم با قاریان نوجوان” اقرار کرده بود.

  • ‘دادگاه بدوی به اقرار سعید طوسی به ارتباطات ناسالم با نوجوانان استناد کرده بود’

هم‌چنین عبدالله رمضان‌زاده، سخن‌گوی دولت محمد خاتمی و ‏‏‏‏استادیار بازنشسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در توییتر خطاب به حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران نوشته است که “صدا و سیما با قصه رقص تلاش کرد داستان ارز را به حاشیه ببرد. شما وزرای دولت خود را موظف کنید در موضوع ارز شفاف عمل کنند و وزارت اطلاعات خود را مامور کنید گزارش تخلفات را ارائه کند تا مردم مطالبه گر قوه قضائیه برای مجازات مجرمان شوند.”

درخواست تحریم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی

در همین حال با بالاگرفتن انتقادها به تلویزیون جمهوری اسلامی بابت پخش این گزارش، گروهی از مخالفان حکومت ایران درخواست‌شان برای تحریم سازمان صدا و سیما را دوباره مطرح کرده‌اند.

دولت آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما، اعلام کرد طبق توافقی که زیر نظر سازمان ارتباطات ماهواره‌ای بین‌المللی با دولت ایران کرده، تحریم‌ها علیه این سازمان را تعلیق می‌کند.

در یک سال و نیمی که از دولت دونالد ترامپ می‌گذرد هم با وجود تندشدن لحن مقام‌های واشنگتن علیه تهران، این تحریم‌های صدا و سیما هم‌چنان در تعلیق نگه داشته شده‌اند.

این گروه از چند ده نفر مخالفان جمهوری اسلامی در نامه سرگشاده‌شان به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به مواردی از نقض حقوق بشر توسط صدا و سیما از جمله پخش همین قبیل “اعتراف”های اجباری، نحوه خبررسانی، پارازیت‌انداختن و همین‌طور پی‌گیری اهداف “بی‌ثبات‌کننده” حکومت ایران در منطقه از جمله از طریق شبکه‌های برون‌مرزی و به زبان عربی، از دولت آمریکا خواسته‌اند که تحریم‌های صدا و سیما را باز گرداند.

از جمله احمد باطبی، علی‌رضا نادر، امیرحسین اعتمادی، مرجان کیپور گرینبلت، نازنین افشین‌جم، و شیما کلباسی این نامه را امضا کرده‌اند.

رئیس سازمان صدا و سیما را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌کند و بودجه آن را دولت می‌دهد.

درخواست بازگرداندن تحریم‌ها علیه رادیو و تلویزیون حکومت ایران محدود به این بیش از ۵۰ امضاکننده نامه نیست و کاربرانی هم در شبکه‌های اجتماعی از جمله با هشتگ #BanIRIB خواستار این اقدام دولت آمریکا شده‌اند.


هدی جراح: نسل من برای حقوق اولیه‌اش جنگیده، با عربده کوتاه نمی‌آید

No responses yet

Jun 27 2018

زن بودن و بی‌اخلاقی‌های بازجو؛ رنج‌نامه فاطمه محمدی، نوکیش مسیحی از دوران بازجویی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: فاطمه محمدی نوکیش مسیحی ۱۹ ساله‌ای است که آبان ماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد، خانم محمدی با پایان دوران محکومیت خود به تازگی از بند نسوان زندان اوین آزاد شده است. این نوکیش مسیحی با نگارش نامه‌ای از درد و رنج‌های متحمل شده‌اش در دوران بازجویی گفته است. او در این نامه تاکید کرده است در ایام بازجویی به واسطه جنسیت خود مورد بدرفتاری، توهین و ناامنی در اتاق های بازجویی قرار گرفته است.

فاطمه محمدی نوکیش مسیحی، در این رنج‌نامه از خاطرات تلخ بازجویی و تحت فشار قرار دادن خود برای گرفتن اعترافات اجباری می‌گوید: “بازجوها در جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه‌کار می‌کردی و آنها چه کاری می‌کردند”. هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست‌بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. نمی‌توانم این کار را بکنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم”.

متن کامل این رنجنامه در ادامه به نقل از هرانا می‌آید:

در تمام جلسات بازجویی، بازجوها سؤالاتی در مورد روابط جنسی از من می‌پرسیدند. در دومین جلسه‌ی بازجویی یکی از بازجوها به من گفت: “از حاج آقا خواهش کردیم تشریف بیاورند با تو صحبت کنند”. حاج آقا که از لحن صحبت کردنش مشخص بود آخوند است، اولین سؤالی که از من پرسید این بود که: “تا حالا با کسی رابطه داشتی؟” پرسیدم: “چه رابطه‌ای؟” گفت: “رابطه بد”. من هم به شدت عصبی شدم و گفتم نه من با کسی رابطه نداشتم. شما دارید به من تهمت می‌زنید. این کار شما اصلاً درست و اخلاقی نیست. او در ادامه گفت: “مدارکش موجود است. تو این کار را انجام دادی”. خیلی آرام و خونسرد صحبت می‌کرد. با گریه گفتم “وقتی انجام ندادم چه مدرکی می‌تواند وجود داشته باشد؟ من نمی‌دانم شما چه مدرکی علیه من ساختید، ولی من کاری نکردم”.

در دیگر جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه کار می‌کردی و آنها چه کار می‌کردند”. من هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. من نمی‌توانم این کار را کنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم. حتی تا آخرین لحظه‌ی بازجویی من را تحت فشار قرار دادند تا مطالبی که می‌‌خواستند را برایشان بنویسم.

آخرین سؤال بازجویی هم در همین مورد بود و باز هم یک بازجو که صدایش با بازجوهای قبلی تفاوت داشت و تنها بازجویی بود که از من نخواست چشم‌بندم را دربیاورم، از بازجوی دیگر خواست که به من برگه بدهد تا توضیحات را بنویسم. من هم دیگر نتوانستم تحمل کنم و شروع به داد و بیداد کردم و آنها هم مرا از اتاق بازجویی بیرون انداختند و به سلول انفرادی برگرداندند. لازم به ذکر است که در تمامی بازجویی‌ها یکی از بازجوها صندلی‌اش را کنار من می‌گذاشت و با کمترین فاصله در کنار من می‌نشست.

چند روز قبل از دستگیر شدنم، یکی از دوستان صمیمی‌ام که دختر است در تلگرام از من خواست شعر مورد علاقه‌اش و یک سرود پرستشی بخوانم. من هم به صورت “صوتی” برایش فرستادم. این از آخرین چت‌های من بود. به همین دلیل در اولین بازجویی، زمانی که تلگرام من را بررسی می‌کردند، خیلی سریع این چت و فایل صوتی را دیدند و آن را با صدای بلند گوش کردند، من هم صدای خودم را می‌شنیدم. اتاق بسیار کوچک و پر از بازجو بود. بعد از اتمام فایل صوتی، بازجویی که پشت سر من نشسته بود، شروع به خواندن و تحریر کرد. همه بازجوها به من خندیدند. آنها با لحنی بسیار بد مرا با اسم کوچک صدا می‌زدند و هر بار با صدای بلند می‌خندیدند و غش و ضعف می‌رفتند. صدای خنده یکی از بازجوها به گونه‌ای بود که فکر می‌کردم از شدت خنده در حال خفه شدن است. در آن لحظات بسیار حالم بد ‌شد، قلب و قفسه سینه‌‌ام به شدت درد ‌گرفت و تنفس کشیدن برایم بسیار سخت ‌شد و سرفه‌های ممتد می‌کردم.

در بازجویی‌‌ها سعی می‌کردند از من نوشته‌ای بگیرند مبنی بر اینکه من با مردان رابطه نامشروع داشته‌ام؛ و گاهی با سؤالات هدایت شده می‌خواستند رابطه نامشروع را نتیجه‌گیری کنند. تمام هدفشان این بود که رابطه نامشروع را به من وصله بزنند و در نهایت مرا وادار به نوشتن داستانی خیالی از روابط جنسی کنند تا با خواندنش لذت ببرند! جز این هدف دیگری نمی‌توان برای آن متصور بود، زیرا این مسائل هیچ ارتباطی به موضوع پرونده نداشت.

به هم‌پرونده‌ای‌ام آقای سوزنچی، گفتند: “می‌دانستی فاطمه رابطه نامشروع داشته؟” و هزاران تهمت دیگر، به من نیز می‌گفتند: “می‌دانستی داوود (آقای سوزنچی) با خانم‌ها رابطه نامشروع داشته؟”.

این آزار و اذیت‌ها و تهمت‌ها مختص و محدود به من و آقای سوزنچی نبود. آنها از هیچ کاری خجالت نمی‌کشند و حتی به مادرم تهمت رابطه نامشروع زدند و این موضوع را به گوش آقای سوزنچی رساندند. زمانی که مادرم متوجه این اتفاق شد به شدت ابراز ناراحتی کرد.

زمانی که در بازداشتگاه بند ۲۰۹ اوین بودم. شب اول، در زمان ورود (شب اول بازداشت)، زندانبانان زن مجبورم کردند به‌طور کامل لباس‌هایم را دربیاورم و آنها به من نگاه می‌کردند و مقاومت من برای عدم انجام این کار نتیجه نداشت. کش مویم را هم گرفتند و من همیشه موهایم باز بود. زمانی که به بازجو‌یی می‌رفتم. باید یک مانتو، شلوار گشاد، مقنعه، چادر، جوراب، دمپایی و چشم بند می‌پوشیدم. مقنعه‌ای که به من داده بودند گشاد بود و موهایم به شکلی بسیار نامرتب از مقنعه بیرون می‌زد. بازجو‌‌ از همان اول که از ماشین پیاده شدم تا وارد ساختمانی که قرار بود در آن بازجویی شوم، داد و فریادش شروع شد و با تمام وجود داد می‌زدند و می‌گفتند: “موهایت را بکن تو، بدجور داری منو عصبی می‌کنی، نگذار عصبانی بشوم.” اما مقنعه گشاد بود و فایده نداشت و فریادهایشان هر چند دقیقه یک‌بار بلند می‌شد. دیگر عاصی شده بودم، آنها نسبت به این موضوع حساسیت زیادی به خرج می‌دادند؛ اما سؤالی که ذهنم را مشغول کرده، این است که زمانی که از من در زمینه رابطه نامشروع و جنسی، سؤال می‌کردند چرا از من می‌خواستند چشم‌بندم را بردارم و روی به آنها بنشینم (رو در رو)، به چشم‌هایشان نگاه کنم!

آستین مانتوام کمی بالا می‌رفت و از آنجا که دست‌هایم بسیار ظریف هستند، بازجو به دستانم چشم می‌دوخت و یک‌بار به من تذکر ندادند که آستین مانتوام را جلو بکشم، او تمام مدت به دستان من خیره مانده بود!.

در یکی از بازجویی‌ها هم نظر مسیحیت را در مورد روابط دختر و پسر سؤال کرد و در ادامه گفت: “می‌دانستی فلانی و فلانی با فلانی‌ها رابطه نامشروع داشته‌‌اند؟” و دائم در حال تخریب شخصیت‌های مسیحی بود.

زمانی که در زندان بودم، به دلیل عدم بازخورد نامه‌هایم برای دریافت کتاب مقدس و اعتراض به توهین‌ها و… دست به اعتصاب خشک زدم (علیرغم ناتوانی جسمی). در روز دوم، وضعیت قلبم بسیار نامناسب بود، به همین دلیل با اصرارهای فراوان خودم و هم‌بندی‌هایم قبول کردند مرا به بهداری ببرند. قرار شد از من نوار قلب بگیرند. وقتی وارد اتاق شدم یک آقا برای گرفتن نوار قلب آمد و چون برایم سخت بود که یک آقا این کار را انجام دهد، گفتم من نمی‌توانم قبول کنم. پزشک شیفت (آقای مرتضوی) با من دعوا کرد و صدایش را بالا برد و من را از بهداری بیرون کرد؛ و گزارشی علیه من و خلاف واقع، مبنی بر بی‌اخلاق و مقصر جلوه دادن من تنظیم کرد و مأموری که همراه من بود (خانم پورمند) با آنکه شاهد ماجرا بود، آن را امضا کرد.

از دیگر مواردی که قابل اشاره است می توان گفت، در بازداشتگاه بند ۲۰۹ زمان استحمام اگر از نیم ساعت حتی یک دقیقه فراتر می‌رفت، خانم‌های زندانبان دریچه و یا در حمام را باز می‌کردند (بدون هیچ تذکر و اطلاع قبلی یا حتی صدا زدن)، و در همان حال نگاه می‌کردند و شروع به دعوا می‌کردند. هر چه هم می‌گفتم نگاه نکنید، کار خودشان را می‌کردند. وقتی نسبت به این موضوع اعتراض کردم، گفتند: “خانم هستند اشکالی ندارد”! انگار نه انگار که حریم شخصی، مرد، زن، بزرگسال و خردسال و نابینا نمی‌شناسد.

فاطمه محمدی”

لازم به یادآوری لست هرانا پیش تر گزارش کرده بود، فاطمه محمدی و مجیدرضا سوزنچی کاشانی، دو نوکیش مسیحی هستند که آبان ماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

این دو نوکیش مسیحی برای نخستین بار در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر شدند.

در این جلسه فاطمه محمدی، شهروند مسیحی ۱۹ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری و مجیدرضا سوزنچی، شهروند مسیحی ۳۴ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

یک منبع نزدیک به این افراد در گفت و گو با گزارشگر هرانا گفت: “خانم محمدی زمان تفهیم اتهام تنها به عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری متهم شد اما در جلسه بازپرسی مورخ ۵ اسفند ۱۳۹۶، پس از آنکه بازپرس پرونده آقای صمد هادی‌پور به باروهای ایشان توهین کرده و خانم محمدی در پاسخ به دفاع پرداخته، بازپرس وی را معاند با نظام خوانده و اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام را به پرونده ایشان اضافه کرده است.”

در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ جلسه دوم دادرسی به اتهامات این دو شهروند با حضور حسین تاج، وکیل آقای سوزنچی و شادی حلیمی و آقای بهزادی، وکلای خانم محمدی برگزار شد.

پس از پایان روند دادرسی و با فاصله اندکی، حکم مجیدرضا سوزنچی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت و حکم فاطمه محمدی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت پس از پیگیری خانواده و وکلای ایشان به آنان ابلاغ شد.

با توجه به عدم اعتراض خانم محمدی به حکم (تسلیم به رای) یک چهارم از مدت حبس صادره حسب قانون لازم به کسر بود. با در نظر گرفتن کاهش حکم مورد اشاره، خانم محمدی بیش از یک ماه و نیم بیشتر از حکم صادره تحمل حبس کرده بود.

این شهروند مسیحی پس از ابلاغ حکم در همان روز ۲۴ اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد.

No responses yet

Jun 08 2018

به گه خوری افتادن بسیجی اسید پاش پس از لو رفتن اطلاعاتش در شبکه های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Jun 04 2018

واکنش سپنتا نیکنام به پیام روحانی برای کنگره زرتشتیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: نیکنام با ابراز خشنودی از پیام رئیس جمهوری به کنگره زرتشتیان از بی‌توجهی دیگر نهادها به حقوق اقلیت‌ها ابراز تاسف کرد. او نماینده منتخب پنجمین دوره شورای شهر یزد است که با دخالت شورای نگهبان از حضور در شورا بازماند.

سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای چهارم شهر یزد و منتخب پنجمین دوره این شورا در یک پیام توئیتری خطاب به حسن روحانی و علی لاریجانی نوشته از این‌که رئیس جمهوری و رئیس مجلس کشورش به حقوق اقلیت‌ها احترام می‌گذارند به خود می‌بالد.

این یادداشت نیکنام در واکنش به پیام‌های روحانی و لاریجانی به یازدهمین کنگره جهانی زرتشتیان که روز شنبه، ۱۲ خرداد کار خود را آغاز کرد نوشته شده است.

حسن روحانی در پیام خود نوشت: «ایران زادگاه اشوزرتشت، پیام‌آور نیكی‌ها و خوبی‌ها و سرزمین نخست زرتشتیان بوده است و حضور مستمر دین زرتشتی در ایران، نقش تاثیرگذاری بر پیروان آیین الهی در گستره فرهنگ و تمدن داشته است.»

رئیس دولت دوازدهم با اشاره به این که آموزه‌های زرتشت “به نوعی بنیان و ذات اندیشه و فلسفه ایرانی را فراهم آورده” افزود: «در نتیجه فرهنگ ایرانی با آموزه‌ها و تفكر زرتشتی عجین شده و آیین فتوت و جوانمردی و پاكدلی، از جمله خصوصیات بارز همه ایرانیان از هر قوم و نژادی گشته است. ما باید قدردان این ریشه‌های مشترک باشیم كه همه ما را با یكدیگر پیوند می‌بخشد و كردار و رفتار ما را شكل می‌دهد.»

رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پیام خود به کنگره جهانی زرتشتیان این مناسبت را فرصت شایسته‌ای “در جهت تبیین و بازخوانی آرمان‌های این دین توحیدی یعنی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک” توصیف کرد.

«پیام عملی دیگر نهادها»

سپنتا نیکنام در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشته است: «آقایان روحانی و لاریجانی، به خود بالیدم که رئیس‌جمهور و رئیس مجلس کشورم به حقوق دیگر ادیان احترام می‌گذارند. پیام شما به کنگره جهانی زرتشتیان را شنیدم. اما متاسفانه پیام عملی دیگر نهادها درباره حقوق اقلیت‌ها را بیشتر درک کردم! از قدیم گفته‌اند شنیدن کی بود مانند دیدن!»

کنابه نیکنام به “پیام عملی دیگر نهادها” بیش از همه متوجه شورای نگهبان است که جلوی حضور او در شورای شهر یزد را گرفته‌اند و تمام تلاش‌های دو نهاد قانون‌گزاری و اجرایی برای مقابله با این کار ناکام مانده است.

شورای شهر یزد ۱۱ عضو اصلی و ۷ عضو علی‌البدل دارد و سپنتا نیکنام، در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ این شورا، با کسب نزدیک به ۲۲ هزار رأی به عنوان نفر هفتم و برای دومین دوره پیاپی برای عضویت در آن انتخاب شد.

آیت‌الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان ۲۶ فروردین سال پیش در ابلاغیه‌ای تبصره ۱ ماده ۲۶ قانون انتخابات شوراها را پس از بیش از دو دهه که از اجرای آن می‌گذشت، خلاف موازین شرعی اعلام کرد و خواستار رد صلاحیت نامزدان اقلیت‌های مذهبی در شهرهایی با اکثریت جمعیت مسلمان شد.

بر مبنای همین ابلاغیه یکی از رقیبان اصول‌گرای نیکنام که از راه یافتن به شورای شهر یزد بازمانده، شکایتی به دیوان عدالت اداری ارائه کرد و این دیوان با استناد به نظر شورای نگهبان رأی به تعلیق عضویت سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد داد.

مطابق قانون، عضویت نمایندگان شورای شهر پس از شش ماه غیبت لغو می‌شود و برای نیکنام چند ماهی است این دوره به پایان رسیده است.

ناتوانی دولت و مجلس در برابر شش منصوب خامنه‌ای

“پیام عملی” محرومیت منتخب زرتشتی شورای شهر یزد از عضویت در این شورا، می‌تواند این نیز باشد که شورای نگهبان با شش فقیه منصوب رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای از مجموعه دولت و مجلس شورای اسلامی قدرتمندتر است.

حسن روحانی شب گذشته (شنبه ۱۲ خرداد) در جمع علما و فرهیختگان اهل سنت گفت: «انسان ناراحت می‌شود از اینکه ببیند یک نفر غیرمسلمان و از اقلیت در کشور در انتخاباتی رأی مردم را به خود جلب می‌کند، اما بعد درباره حضور او در آن جمع یا شورایی که انتخابات در آن انجام شده، شک و شبهه ایجاد می‌شود.»

رئیس دولت دوازدهم با بیان این‌که مجلس در این زمینه “گام‌های خوبی” برداشته ابراز امیدواری کرد که این موضوع “با قدم‌های مثبتی” که در مجمع تشخیص مصلحت نظام برداشته می‌شود، به نتیجه مطلوب برسد.

روزنامه همشهری ۱۶ فروردین از قول غلامعلی سفید، رئیس شورای شهر یزد و به نقل از رئیس کمیسیون سیاسی- امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بود که احتمال می‌رود حکم “دیوان عدالت اداری” درباره تعلیق عضویت سپنتا نیکنام در این شورا در روزهای آینده لغو شود. اکنون حدود دو ماه از اعلام این خبر می‌گذرد.

No responses yet

May 14 2018

پیام تازه‌ترین فیلم فرهادی: مذهب دیگر کاری برای شما نمی کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,مذهب,هنر

رادیوفرانسه: فیلم “همه می دانند” ساخته اصغر فرهادی محصول کشور اسپانیا به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ با حضور او، بازیگران و عوامل فیلم و همچنین هنرمندان، کارگردان ها، تهیه کنندگان و دیگر مهمانان مراسم افتتاحیه نمایش داده شد. فیلمی که می توان با نادیده گرفتن برخی نقاط ضعف، واجد ویژگی هایی نو در سینمای فرهادی دانست.

اگرچه اصغر فرهادی در نشست خبری این فیلم گفت که دلیل ساخت اثری خارج از ایران، کشف فرهنگ های دیگر و نمایش مشترکات میان فرهنگ های مختلف بوده، اما به نظر می رسد فیلم “همه می دانند” حامل پیامی ست که جز در خارج از ایران امکان ساخته شدن نداشت.

هرچند به نظر نمی رسد با وجود انتقال داستان و فضا به خارج از ایران، این فیلم هم مثل فیلم “گذشته” که در فرانسه ساخته شد، بخت نمایش در ایران را داشته باشد.

داستان فیلم با یک کلیسای کهنه و زنگ آن آغاز می شود و تماشاگر نمی داند کلیسا قرار است چه مفهوم و نقشی در این فیلم داشته باشد. آیا در کلیسا قرار است فقط سکانس های مراسم عروسی نمایش داده شود؟ آیا کلیسا جایی است که شوهر “لائورا” زن اول فیلم با بازی پنلوپه کروز برای بازسازی آن هزینه می پردازد؟

فیلم تا حدودی ویژگی های سینمای فرهادی را دارد. در ابتدای داستان جمعی مشغول ماجرایی شاد و هیجان آور هستند، خواهر “لائورا” قرار است ازدواج کند و او برای شرکت در آن به همراه دو فرزندش از آرژانتین به شهر زادگاهش در اسپانیا آمده است. جایی که تقریبا همه افراد خانواده اش در آنجا زندگی می کنند. حتی عشق قدیمی اش “پاکو” با بازی “خاویر باردم” هم در همین شهر مانده و با زنی دیگر ازدواج کرده است.
ADVERTISING
inRead invented by Teads

در میانه جشن عروسی وقتی همه شاد از این پیوند و از این دور هم جمع شدن هستند، دختر نوجوان لائورا گم می شود و از همین جا بحران آغاز می گردد.

بقیه فیلم تا تقریبا نیم ساعت پیش از انتهای آن به گشتن در پی دختر لائورا می گذرد. پاکو تلاش می کند به او برای اینکار کمک کند و در عوض وقتی شوهر لائورا خودش را از آرژانتین به آنجا می رساند به جای انجام هر کاری، صبر می کند تا خدا مشکل را حل کند چون با ایمانی که به او دارد یقین دارد در این شرایط، تنها و گرفتار نمی ماند. چیزی که برای پاکو به عنوان فردی بی ایمان غیرقابل درک است.

به نظر می رسد بحران فیلم به همین ماجرا ختم می شود و با آنچه در آثار پیشین فرهادی دیده ایم احتمالا با پایانی باز روبرو خواهیم شد که تماشاگر مجبور است حدس بزند پس از پایین آمدن پرده چه بر سر شخصیت ها آمده است.

اما فرهادی این بار راه دیگری را رفته است. بحران واقعی فیلم در واقع در نیم ساعت انتهایی آن آغاز می شود. وقتی که لائورا برای پاکو رازی را فاش می کند. رازی که همه جز خود پاکو از آن خبر دارند. رازی که پاکو را وامی دارد به جای یکجا نشستن مثل شوهر لائورا و انتظار رسیدن مدد از سوی خداوند، کاری برای دختر لائورا انجام بدهد.

پاکو و شوهر لائورا دو شخصیت کاملا متقابل یکدیگر هستند. اولی فردی خودساخته است که کار را از کودکی آغاز کرده و حالا برای خودش صاحب مزرعه انگور و کارخانه شراب سازی شده، و دومی فردی که ایمانش از او به جای عملگرایی، فردی الکلی در گذشته و شخصیتی منفعل و بیکار در حال حاضر ساخته است.

استفاده از تصاویر کارت پستالی و نقش آفرینی ضعیف پنه لوپه کروز

فیلم “همه می دانند” هرچند از فیلمنامه ای محکم بهره می برد که سبب نشاندن تماشاگر پای آن تا انتها می شود، اما به دلایلی هم می تواند برای او خسته کننده باشد. استفاده از تصاویر کارت پستالی و بهره گیری از جلوه های بصری برای جذب تماشاگر شاید در وهله اول جذاب باشد اما در نهایت به آن ضربه می زند.

همچنین پنه لوپه کروز که پیش از این در فیلم های کارگردانان بزرگ از جمله “پدرو آلمادوآر” توانسته نقش زنی گرفتار بحران را با هنرمندی ایفا کند اینبار بیشتر در نقش زنی ظاهر می گردد که در شرایط سخت جز چهره گریان از او چیزی نمی بینید. از زمان گم شدن دختر تا پایان آن، پنه لوپه جز با چنین چهره ای در مقابل دوربین ظاهر نمی شود که با توجه به توانایی های این بازیگر به نظر می رسد این نقشی است که توسط کارگردان برای او تعریف شده است. واکنشی که شاید اوج استفاده از آن در فیلم های دهه هفتاد اروپا بوده و از آن مدت ها گذشته است.

“همه می دانند” در ایران چگونه نمایش داده می شود؟

فرهادی در نشست خبری “همه می دانند” گفت که امیدوار است فیلمش در ایران نمایش داده شود. اما به نظر می رسد او با توجه به شرایط حاکم بر ایران به خوبی می داند که چنین فیلمی در کشور خودش قابلیت اکران عمومی ندارد.

شخصیت مثبت فیلم، سازنده شراب است و در سکانس های مختلف شراب خوردن او و دیگر بازیگران را می بینیم. لباس هایی که بازیگران زن به تن دارند با توجه به زمان وقوع فیلم در تابستان چنان است که برای سانسور آنها باید بخش زیادی از فیلم حذف شود و از آن مهمتر نقش مذهب در این فیلم است. کلیسایی که در ابتدای داستان می بینید در انتها نشان می دهد که هیچ کاری جز برگزاری مراسم ازدواج و درخواست از معتقدان ثروتمند برای کمک به بازسازی آن، کارکرد دیگری ندارد. همچنان که وقتی پاکو، شخصیت بی ایمان فیلم نقش اصلی را در حل مشکل خانواده ایفا می کند، شخصیت مذهبی داستان کاری نمی کند جز ادامه دروغ شانزده ساله خود و در پایان هم می بینیم که کسانی در حال شستن صلیب روی دیوار هستند.

می توان گفت فیلم “همه می دانند” حکایت از خلق دنیایی تازه در سینمای فرهادی دارد. دنیایی که کارگردان برای نمایش آن نه تنها مجبور به تغییر کشور، زبان و فرهنگ داستان شده بلکه برای رساندن پیام خود مسجد را با کلیسا عوض کرده است.

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل شدید یک زن با یک بسـیجی در امـام زاده محمد چه نترسه این زن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل زن شجاع ایرانی با یک آخوند فضول آن هم بدون حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Mar 31 2018

ارتداد خفی و طلبه‌های بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبه‌هایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سه‌گانه جادویی” مدرنیته، جهانی‌شدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس می‌زنند.

حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزه‌های علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.

سلاحی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد با آن دروازه‌های جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی می‌گشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.

«گستره‌ی “ارتداد خفی” در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مساله‌ی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه‌ی ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مساله‌ی امامت و… نیز تفاوت‌های آشکاری با نرم‌های رایج و رسمی دارند.»

این بخشی از نوشته‌ای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبه‌های مکررش با بسیاری از طلبه‌ها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر می‌دهد.

این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیک‌های جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها می‌گوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سه‌گانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبه‌ها نوشته است که توان نشان دادن بی‌اعتقادی خود را ندارند.

نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسل‌های قبل رابطه‌ای کاملا متفاوت با جهان می‌گیرد. حوزه علمیه نیز جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ بسته ‌و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller

محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی

محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبه‌هایی که دچار “ارتداد خفی” شده‌اند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکه‌های اجتماعی و علوم انسانی بر آن‌هاست. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«طلاب جوان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کرده‌اند. آن‌ها به میزان حضورشان در شبکه‌های اجتماعی و به میزان اطلاع‌شان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانی‌شدن متاثر شده‌اند. نگاه این بخش از طلاب نگا‌ه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آن‌هایی که سنتی هستند، اصلا در شبکه‌ها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»

“طلبه‌های ناطلبه”

شکافی که محسن کدیور از آن می‌گوید در نوشته جواد شریفی با مثال‌های زنده‌ای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرم‌های رفتاری آن‌ها را تغییر داده است. از اشاعه پدیده‌ای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبه‌های ناطلبه» را پدید آورده است. طلبه‌هایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش هم‌صنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین می‌پیچند:

«مثلا می‌گویند یک روحانی بیلیارد باز سبب می‌شود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر می‌شود علاقه‌ی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقی‌تر شدن فضای ورزشگاه می‌شود.»

به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل می‌شود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفق‌شان در اداره‌ی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر می‌شود».

فراریان از اسلام؟

ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا می‌شود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل می‌د‌هد؟

محسن کدیور با این نتیجه‌گیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.

اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراض‌هایی که ما در دی‌ماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن‌، می‌شود ذکر کرد که این‌ها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر می‌کنم مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi

محسن کدیور می‌گوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.

به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «ام‌الفساد جمهوری اسلامی» می‌داند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزه‌های علمیه نهادینه و ساختاری است.

او می‌گوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا این‌ها تجدید نظر نکنند، ما نمی‌توانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.

“خدا به چه اموری توجه داشته”

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان، اخیرا گفت‌وگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامه‌ای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکل‌گرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” می‌گذارد.

به باور عبدی «شکل‌گرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».

او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:

«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف می‌کرد که یک روحانی که درس معارف می‌داد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیده‌ای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح می‌داد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان می‌خندیدند و متوجه نمی‌شد که چرا می‌خندند. از این نمونه‌ها از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین‌ها را می‌توان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»

اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.

محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید آن‌ها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعه‌‌ها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناخته‌اند. یعنی فکر می‌کنند با همان علوم سنتی می‌توانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهره‌ای نبرده باشد، نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیل‌کرده بدهد.»

باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟

عباس عبدی در نامه‌اش به نائینی نوشته که مهم‌ترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمی‌شود، بلکه عرفی شدن و تقدس‌زدایی از نهاد دین را تسهیل می‌کند. این کار سیاست را دینی نمی‌کند، دین را سیاسی می‌کند».

او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچ‌کدام از دو نقش را نمی‌تواند بازی کند».

محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره می‌کند که پس از انقلاب بر بزرگرا‌ه‌ها نقش بست و وارد کتاب‌های درسی شد.

کدیور می‌گوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه ‌جمهوری اسلامی هم در این نظر راسخ‌تر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعه‌شناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دین‌گریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده می‌کنند، آبه این نتیجه می‌رسند که بهترین راه برای حمایت از دین‌داری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزه‌های علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر می‌کنم رشد فراوانی در این زمینه داشته‌ایم.»

عبدی به نائینی می‌گوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آن‌ها و «تقلیل دادن آن‌ها به یکدیگر» است.

محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتی‌ناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .