اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Mar 21 2016

معنی پاسخ تند آیت الله خامنه ای به اظهارات روحانی در مورد برجام ۲

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

حسین باستانی بی‌بی‌سی: از نخستین سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی در جمع مخاطبان عمومی در سال ۱۳۹۵، این برداشت ایجاد می شود که گویی وی به اصطلاح شمشیر را برای دولت حسن روحانی “از رو بسته است”.

در جریان این سخنرانی در مشهد، آیت الله خامنه ای به صراحت از کسانی انتقاد کرد که به دنبال حل مشکلات “طبق مدل و میل آمریکا” هستند و می گویند “در قضایای منطقه و قانون اساسی کشور باید برجام ۲ و ۳ و غیره باید به وجود بیاید”. وی افزود: “معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی که به حکم اسلام و برجستگی های نظام جمهوری اسلامی به آن پایبند است صرف نظر کند.”

می توان انتظار داشت در ساعات آینده، نشریات بین المللی و همچنین رسانه‌های منتقد دولت یازدهم، سخنرانی امروز مشهد را به صورت موضع گیری تند در مقابل رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران تفسیر کنند

اظهارات آیت الله خامنه ای، تنها چند ساعت بعد از انتشار پیام نوروزی آقای روحانی بیان می شد که تصریح داشت “مردم برجام ۲ را در انتخابات ۷ اسفند کلید زدند” که به گفته او “همان [برنامه جامع] اقدام مشترک ملی در داخل کشور است”. این البته نخستین بار نبود که آقای روحانی از اصطلاح “برجام ۲”، که از سوی خود او وارد ادبیات سیاسی ایران شده بود، استفاده می کرد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران در بخشی دیگر از انتقادات امروز خود، به حامیان برجام ۲ گفت: “شما وقتی در مقابل دشمن در حالی که می توانید ایستادگی کنید، عقب نشینی کردید دشمن جلو می آید و متوقف نمی شود”. او در انتقادی شدید از “کسانی که امید می بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم”، نتیجه چنین مذاکره ای را”خسارت محض” دانست و در جای دیگر تاکید کرد که “امروز در جمهوری اسلامی یک عنصر آگاه مطلع و متکی به ارزش‌های دینی را پیدا نمی کنید که از آمریکا بترسد”.

البته در سرتاسر سخنرانی آیت الله خامنه ای در مشهد، که در میانه آن شعارهای “دولت تدبیر ما، بصیرت، بصیرت” سر داده شد، می توان جملاتی را، از جمله بعد از طنین انداز شدن همین شعار، پیدا کرد که مضمون حمایت نسبی از دولت یازدهم را نیز داشته باشد.

با وجود این، تکلیف نخستین سخنرانی عمومی رهبر در سال جدید با سیاست های حسن روحانی، واضح تر از آن به نظر می رسد که بتوان از آن تفسیرهای مرضی الطرفین ارائه کرد. بر همین مبنا، می توان انتظار داشت در ساعت های آینده، نشریات بین المللی و همچنین رسانه های منتقد دولت یازدهم، سخنرانی امروز مشهد را به موضع گیری تند رهبر در مقابل رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران تفسیر کنند.

آیت الله خامنه ای به این ترتیب، ظاهرا به هر علت سال جدید را به شیوه ای شروع کرده که اگر قرار بر استمرار آن باشد، سال پر تنشی در عرصه سیاست ایران خواهد بود.

ادامه وضعیت موجود، می تواند با ایجاد یک دو قطبی زودهنگام در فضای سیاست ایران – به درست یا غلط – این برداشت را در عرصه افکار عمومی ایجاد کند که رهبر جمهوری اسلامی ایران، از هم اکنون در حال روشن کردن تکلیف خود با انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است

ادامه چنین وضعیتی، می تواند با ایجاد یک دو قطبی زودهنگام در فضای سیاست ایران، به درست یا غلط این برداشت را در عرصه افکار عمومی ایجاد کند که رهبر جمهوری اسلامی ایران، از هم اکنون در حال روشن کردن تکلیف خود با انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است.

انتخابات آینده، البته ممکن است هر نتیجه ای داشته باشد. اما اگر به سمت ریاست جمهوری مجدد حسن روحانی پیش برود – اتفاقی که در ربع قرن گذشته، برای هر رئیس جمهوری در ایران افتاده – رهبر جمهوری اسلامی ایران را در وضعیت پیچیده ای قرار می دهد.

وضعیتی که ایجاد شدن یا نشدن آن، در گرو شکل گرفتن یا نگرفتن دو قطبی خبرسازی خواهد بود که منطقا هیچ کس بیشتر از آیت الله خامنه ای، امکان تشدید یا مهار آن را ندارد.

No responses yet

Mar 20 2016

مرگ چپ اسلامی در ایران؛ چگونه این انتخابات به اصلاح‌طلبان آسیب زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

تقاطع: ری تکیه – روئل مارک گرخت

دموکراسی در جمهوری اسلامی نهادی نامأنوس است: نهادی که برای تقویت مشروعیت دین‌سالاری طراحی شده است. بسیاری از نهادهای نظارتی که همگی در ‌‌نهایت تحت کنترل روحانیان هستند، به طور پیوسته قوانین مصوب مجلس را لغو می‌کنند. مجلس ایران از دیرباز صرفا جایگاهی برای انعکاس منویات طبقه حاکم و سوپاپ اطمینانی برای مخالفان وفادار به رژیم بوده است.

نامأنوس بودن دموکراسی مدیریت‌شده دینی در ایران با برگزاری انتخاباتی از قبیل آن‌چه که اخیرا برگزار شد تشدید می‌شود و رسانه‌های ایرانی چنان درباره‌ی کارزارهای انتخاباتی و تفاوت‌های میان نخبگان سیاسی گزارش می‌دهند که گویی این اختلافات، رقابت‌های راست و چپ به مانند آنچه در غرب دیده می‌شود است. رییس جمهور حسن روحانی و حامیانش نام تغییر و امید را برای نامزدهای خود برگزیدند. رسانه‌های غربی هم به طور غریزی همین واژه‌ها را مورد استفاده قرار دادند. البته انتخابات سال ۲۰۱۶ نشانه‌ای از تغییر را هم با خود داشت ولی نه از نوعی که رسانه‌های غربی در ذهن داشتند بلکه این انتخابات به منزله پایان جنبش قبلا پویای اصلاحات در ایران و همچنین مرگ «چپ اسلامی» بود که خاستگاه تقریبا همه‌ی اصلاح‌طلبان به شمار می‌آمد.

اپوزیسیون وفادار

در اوایل سال‌های دهه ۱۹۹۰ و پس از پایان جنگ ایران و عراق، گروهی از سیاستمداران و عالمان مذهبی ایران، به بازنگری تئوریک در نقش مردم در دولت اسلامی پرداختند. بنیان اساسی ایدئولوژی آن‌ها این بود که تفسیر نص قرآن باید با شرایطِ در حال تغییر انسانی، هماهنگ باشد. از نگاه آن‌ها، نهادهای انتخابی نسبت به نهادهای انتصابی دارای اختیارات الهی و منابع مهم‌تری از اقتدار بودند. این اصلاح‌طلبانِ وفادار به انقلاب اسلامی، معتقد بودند تحمیل اجباری قیود مذهبی و خوار شمردن دموکراسی، به طور اجتناب‌ناپذیری هم مذهب و هم دیگر نهادهای دولتی را دچار فرسایش خواهد کرد. اصلاح‌طلبان بر خلاف تندرو‌ها باور عمیقی به توانایی توده مردم در حفظ کشوری داشتند که دارای بن‌مایه مذهبی و در عین حال رویکرد دموکراتیک بود.

این جنبش، دوره‌های موفقیت‌های خود را هم داشت: در سال‌های دهه ۱۹۹۰ توانست دو نهاد ریاست جمهوری و مجلس را از آن خود کند. با این وجود، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی که با علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهوری سابق و مرشد پیشین روحانی، و علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران اتحاد نزدیکی برقرار کرده بودند در اوایل دهه نخست سال ۲۰۰۰ به آزار و اذیت، زندانی کردن، شکنجه و کشتار رو آوردند و توانستند دولت را از اصلاح‌طلبان باز پس بگیرند.

البته، اصلاح‌طلبان به سرسختی و مبارزه خود ادامه دادند. آن‌ها خواستار تحریم انتخابات شدند؛ زندان‌های طولانی را تحمل کردند و در تابستان سال ۲۰۰۹ پس از انتخاباتِ به وضوح تقلب‌آمیز ریاست جمهوری، اتهاماتی را متوجه رژیم کردند. اگرچه قدرت هم‌چنان در کنترل رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، و پاسداران انقلابی او بود، ولی اصلاح‌طلبان مشروعیت نظام را در دستان خود داشتند.

تندرو‌ها برای بازپس‌گیری مشروعیت از اصلاح‌طلبان، اقدام به برگزاری محاکمه‌های نمایشی و طراحی توطئه‌های پیچیده در خصوص چگونگی همکاری و دسیسه‌چینی اصلاح‌طلبان با سرویس‌های اطلاعاتی غربی برای تضعیف جمهوری اسلامی کردند. در پسِ همه‌ی این تهمت‌ها، ترس قرار داشت: ملا‌ها می‌دانستند دیگر محبوبیت مردمی برای حکومت کردن را ندارند. رژیم برای در هم شکستن روحِ مقاومت و سرسختی اصلاح‌طلبان، باید آن‌ها را از مخالف به شریک و هم‌دست تبدیل می‌کرد. این دقیقا‌‌ همان چیزی است که در انتخابات اخیر روی داد.

برندگان و بازندگان

چرخه گزینش نامزد‌ها با روال معمولِ رد صلاحیت گسترده‌ی سیاستمداران اصلاح‌طلب و مستقل شروع شد. کارزار رسانه‌ای بی‌امانی در رسانه‌های جناح راست شروع شد که اصلاح‌طلبان را به عنوان عوامل غرب معرفی می‌کرد. جنبش سبز که طرفدار دموکراسی بود به عنوان یک محصول شیطانی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا مورد نکوهش قرار گرفت.

تفاوت عمده‌ی این انتخابات با موارد پیشین در این بود که در این دور، اصلاح‌طلبان به جای کنار کشیدن از انتخابات تقلب‌آمیز، برای پذیرفته شدن در آن، کاسه‌ی گدایی به دست گرفتند. رهبر امروز جنبش اصلاحات، شخصیت طنز محمدرضا عارف است، کسی که لیست نامزد‌هایش را در تلویزیون در دست گرفت ولی مطالبه خود را به التماس به رژیم برای حضور اسمی اصلاح‌طلبان تقلیل داد در حالی که دیگر مطالبات بیشتری برای آزادی زندانیان سیاسی و شفافیت در روند گزینش نامزد‌ها وجود نداشت. نقش بزرگان جنبش اصلاحات از قبیل عبدالله نوری که زمانی بازجویان را به چالش گرفته و به خاطر آن بهای سنگین زندانی شدن را به جان خریده بود، به دعوت به مشارکت گسترده در انتخاباتی تقلیل داده شد که آن‌ها اصلاح‌طلبان عمدتا از آن کنار گذاشته شده بودند.

کسی نمی‌تواند مطمئن باشد دقیقا چه تعداد از ایرانیان رای دادند. گزارش‌های رژیم حکایت از مشارکت ۶۲ درصدی مردم دارد. نتیجه نهایی این انتخابات، مجلسی است که میان تندرو‌ها، محافظه‌کاران و برخی اصلاح‌طلبان تقسیم شده است. در جمهوری اسلامی امروز، جریانات سیاسی چنان دچار گردش به راست شده‌اند که واپس‌گرایان جان‌سختی مانند رییس مجلس علی لاریجانی، به عنوان محافظه‌کاران معقول معرفی می‌شوند.

پیروز واقعی این انتخابات اما حسن روحانی بود که در دهه‌های گذشته و تا قبل از زمانی که بتواند تصویری میانه‌رو از خود ترسیم کند و باعث هموار کردن مسیر سرمایه‌گذاری بین‌المللی شود، به هیچ عنوان، یک میانه‌رو به حساب نمی‌آمد. در این میان، خارجی‌ها هم مجبور نیستند اعتراف کنند که در یک کشور به طور فزاینده محافظه‌کار و دین‌سالار در حال سرمایه‌گذاری هستند بلکه آن‌ها می‌توانند مدعی شوند که بیشتر به “میانه‌رو‌ها” در مواجهه با تندرو‌ها کمک می‌کنند. این تجارت همراه با لحاظ کردن وجدان است.

البته به شکل تناقض‌آمیزی، مرگ جنبش اصلاحات می‌تواند به فروپاشی جمهوری اسلامی منتهی شود. رژیمِ روحانیان بار‌ها در درون دچار اختلاف و انشعاب شده است به طوری که اسلام‌گرایانِ شدیدا متاثر از ایدئولوژی مارکسیسم و چپ‌گرایی، به اپوزیسیونِ تحمل‌شده تبدیل شده‌اند. تا زمانی که یک جناح چپ‌گرای اصلاح‌طلب در پشت صحنه حضور داشت، در بین مردم هم امیدی برای باز شدن رژیم از طریق روندهای قانون اساسی موجود بود. زمانی بود که انتخابات می‌توانست دارای اهمیت باشد. زمانی بود که انسان‌های جسور متعهد به تغییر واقعی می‌توانستند قدرت را به دست بگیرند ولی حالا این اصلاح‌طلبان، تبدیل به حیوانات اهلی شده‌اند که در سایه لطف تندرو‌ها زندگی می‌کنند.

ایران در یک مخمصه و بن بست قرار دارد. اقتصادی دارد که قابل اصلاح نیست؛ ساختار سیاسی‌ دارد که قابل گشایش نیست؛ و مردمی دارد که قادر به کاستن خشم آن نیست. حالا دیگر سوپاپ‌های اطمینان و مسیری به سوی سیاستِ پاسخ‌گو بودن وجود ندارد. در یک مقطعی یک مساله‌ای جرقه جنبش اعتراضی دیگری را خواهد زد ولی چپ اسلامی دیگر برای دفاع از نظام وجود نخواهد داشت. رژیم روحانیان بار دیگر مجبور به استفاده از قوه قهریه خواهد شد و بهار عربی و تحولات متعاقب آن نشان داد ممکن است قوه قهریه برای سرکوب یک خیزش مردمی کافی نباشد.

————————————————–

* “ری تکیه” پژوهشگر ارشد خاورمیانه در “شورای روابط خارجی” و “روئل مارک گرشت”، پژوهشگر ارشد امور ایران و خاورمیانه در “بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها” است. نسخه‌ی انگلیسی این یادداشت در نشریه “فارِن اَفِرز” منتشر شده است.

No responses yet

Mar 20 2016

مرگ یک ایرانی و مجروحیت سه ایرانی دیگر در انفجار استانبول

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از یک سخنگو در سرکنسولگری ایران در استانبول که نام او ذکر نشده خبر داد که در انفجار روز شنبه در مرکز توریستی این شهر، یک ایرانی کشته شده و سه ایرانی دیگر زخمی شده‌اند.

بر اساس این گزارش، شهروند ایرانی که جان خود را در اثر این انفجار از دست داد علیرضا رزمخواه نام داشته است.

به گفته این مقام کنسولگری ایران، همچنین اعظم رزمخواه و یک بچه یک و نیم ساله به نام دایانا رزمخواه نیز در این حادثه زخمی شده‌اند.

در همین حال خبرگزاری صداوسیمای ایران بدون ذکر نام خبر داد که یک دختربچه ایرانی در این انفجار چند خراش سطحی برداشته و مادرش نیز به دلیل شکستگی دست در اطاق عمل است.

در این گزارش‌ها اعلام نشده است که آیا این زن و دختر نسبت فامیلی با فرد کشته شده داشته‌اند یا این که شباهت فامیل آنها تصادفی است.

به گفته خبرگزاری ایرنا، یک زن ۶۱ ساله ایرانی به نام ژیلا شریعت اعلایی نیز در این حادثه از ناحیه پا زخمی شده که در بیمارستان بستری است و «حال عمومی وی نیز خوب است».

این خبرگزاری بدون ذکر نام اعلام کرد که محمدجواد ظریف که در ترکیه به سر می‌برد پیش از ترک استانبول تلفنی با یکی از مصدومین ایرانی در بیمارستان صحبت کرده است.

انفجار بمبی در خیابان استقلال از خیابان‌های تجاری پررفت‌وآمد شهر استانبول در روز شنبه، ۲۹ اسفند، دست‌کم پنج کشته، و ۳۶ زخمی بر جای گذاشت. عامل انتحاری این انفجار یکی از کشته‌شدگان است.

بر اساس اعلام وزیر بهداشت ترکیه، ۱۲ تن از مجروحان این انفجار شهروندان خارجی هستند، و گزارش‌های دیگری حاکی است که سه نفر از مجروحان اسرائیلی هستند.

انفجار روز شنبه استانبول شش روز پس از آن رخ می‌دهد که یک انفجار انتحاری در آنکارا، پایتخت ترکیه، ۳۵ کشته به جا گذاشت.

گروهی از شورشیان کُرد مسئولیت انفجار آنکارا را برعهده گرفت.

ترکیه در همین حال در ماه‌های اخیر با ناامنی‌هایی از سوی گروه «حکومت اسلامی» (داعش) مواجه بوده ‌است.

No responses yet

Mar 19 2016

دلنوشته آیت الله هاشمی برای مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خرداد: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دلنوشته ای سال نو را به ملت ایران تبریک گفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی، متن کامل دلنوشته وی بدین شرح است:

بسم­ الله الرحمن الرحیم

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ (سوره الاعراف، آیه 199)

گذشت پیشه کن، و به [کار] پسندیده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب

مردم عزیز ایران، سلام!

سال نو بر شما مبارک. سال94، سال شما بود سال شما که به حق امّت وسط هستید سال شما که به همه درس اعتدال دادید هم به دشمنان خارجی هم به بدخواهان داخلی!

سال 94، سال شما بود که هم با برجام به دنیا گفتید در پی تعامل هستید و از جنگ گریزانید و هم با رأی خود نشان دادید که ‘روحانیت، بی مردم’ همچون پرکاهی حتی توان حفظ خود را هم نمی ­یابد!

مردم عزیزم!

اکنون شما در جایگاه استادی نشسته ­اید همچون خمینی کبیر، که مردم را رهبر خود می­ دانست ما نیز در سال 94 در کلاس درس شما نشستیم و به قلب خود فهمیدیم گذشت شما را، از خطاهای گذشته و حمایت های ناصواب. و به گوش خود شنیدیم فریاد شما را در وادار کردن به پذیرش «اعتدال» و برجام و به چشم خود دیدیم روی برگرداندن معنادارتان را از جاهلان افراطی در انتخابات 94پارسال برایتان نوشتم چه من باشم یا نباشم فردا از آن شماست! و امروز در نوروز پیش رو قلبم عین دریا روشن است و گواهی می دهد که: سال 95 هم، سال شماست.

تا روز به روز در سایه حضورتان دایره تنگ افراطی ها تنگ تر و گشایش پنجره اعتدال فراخ­ تر گردد.
همچون شاگردی در مقابل استاد همت و آگاهی شما را می ستایم و تعظیمش می­ کنم و همچون گذشته می­ گویم اگر آبرویی دارم از شماست و همیشه آماده ­ام در طبق اخلاص پیشکش مرام و معرفت شما کنم.

ان شاء­الله باشم و روزهای پررونق ­تان را ببینم.

اکبر هاشمی رفسنجانی

No responses yet

Mar 18 2016

یادی از علی اصغر امیرانی و ‘خواندنی‌ها’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بینانگذار مجله خواندنی‌ها از نخستین روزنامه نگارانی بود که در سال هایی که به باور مطبوعاتی ها نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته بود به جوخه اعدام سپرده شد.

امسال صدمین سال تولد او بود که با هفتاد و پنجمین سال بنیانگذاری مجله خواندنی‌ها مصادف شد.

امیرانی معتقد بود که هر انسانی با کار و کوشش می تواند به همه جا برسد. زندگی پر فراز و نشیب امیرانی خود گواهی است بر این ادعای او.

در گروس کردستان زاده شده و از زمانی که چشم باز کرده بود زن پدر سختگیر و پدر گوش بفرمان زن را دیده بود. مدرسه‌ای در کار نبود که هیچ، به مکتب هم نمی‌گذاشتند برود.

یازده ساله بود که به دنبال پسر عموها دور از چشم پدر و زن پدر راهی مکتب شد. مکتبدار همه فن حریف بود. از دعانویسی گرفته تا مرده شوئی همه را فوت آب بود. همین مکتبدار همه فن حریف نیز به هوش و استعداد او پی برده بود. هوش و ابتکاری که همه همکاران سال های بعد او نیز بر آن صحه گذاشتند.

از گروس راهی تهران شد تا بخت خود را در پایتخت بیازماید. تن به هر کاری می‌داد تا بتواند درس بخواند. در خانه ای کار می‌کرد و در بیرون از خانه فریاد “برف پارو می کنیم” سر می‌داد.

در مدرسه بابت همین هوش و استعداد مزدکی از بچه ها می گرفت تا درسشان را تقویت کند یا برایشان بنویسد و حتی به جایشان کتک بخورد. سرانجام هفده ساله بود که به دبیرستان رفت. دبیرستان خرجش بیشتر بود و باید راهی می‌یافت. راهی بازار مرکز اقتصاد آن زمان شد. نخستین کارش اما با ماشین بُرِش بود، به شرطی که تکانی به آن بدهد می توانست کار را بگیرد.

زندگی پر از نشیب کم‌کم می‌رفت که راه فراز را بیابد. رساندن روزنامه به در خانه‌ها با دوچرخه کرایه ای، و کم کم خبرنگاری در روزنامه اطلاعات و فروش بلیت‌های اسب دوانی در میدان جلالیه و ابتکار قرعه کشی آن‌ها یکی پس از دیگری طی شد. حالا او دیگر مجله‌ای می‌خواست از آنِ خود.
خواندنی‌ها؛ برگزیده مطالب

مجله “خواندنی‌ها” زمانی در ایران منتشر شد که انواع و اقسام روزنامه‌ها و مجلات و رنگین نامه ها با هدف در بر گرفتن طیف خاصی از مخاطبان وجود داشتند و میدانی برای جولان دیگر نشریات باقی نگذاشته بودند.

امیرانی به دنبال مجله‌ای بود که “آن‌چه خوبان همه دارند” آن نشریه تنها داشته باشد. همین جمله را نیز بر پیشانی مجله هر بار می‌نوشت. نسخه بدلی از ریدرز دایجست.

خواندنی‌ها توانست مقالات خوب و خواندنی نشریات دیگر را در یک‌جا گرد آورد بدون آن‌که دردسری برای سانسور و اجازه طبع آن ها داشته باشد.

خواندنی‌ها اما از دل دو سازمان مطبوعاتی پر سابقه کیهان و اطلاعات بیرون نیامده بود. مجله ای بود مستقل که احتمالا می توانست رقیب دیگر نشریات هم باشد.

واکنش رسانه‌های نوشتاری به این مجله نو پا چگونه بود؟
حق نشر عکس
Image caption از راست: محمد مسعودی، مدیر روزنامه اطلاعات، دکتر ریاضی رئیس مجلس شورای ملی، مصطفی مصباح زاده مؤسس و مدیر روزنامه کیهان، و علی اصغر امیرانی

سیروس آموزگار، نویسنده و روزنامه نگار که نخستین کار روزنامه‌نگاری موظف خود را با امیرانی شروع کرده می‌گوید:

“در آغاز خواندنی ها ماهیانه و در چاپخانه روزنامه اطلاعات و با کمک عباس مسعودی که امیرانی نیز مدت ها در آن قلم می‌زد به چاپ می‌رسید. مجله ماهانه اما چندان مورد استقبال قرار نگرفت. امیرانی تصمیم گرفت که خواندنی‌ها را هفتگی کند. مجله ای که بیشتر سیاسی، اجتماعی بود.”

او اما هنوز به دنبال خواسته‌های دیگر بود.

صدرالدین الهی، نویسنده و روزنامه نگار و از بنیانگذاران “کیهان ورزشی”، بزرگ‌ترین مزیت امیرانی را در حسن انتخاب او از مطالب می داند:

“این آدم چیزی داشت که باید مورد تحسین همه قرار بگیرد و آن هم حسن انتخاب، تشخیص و بریدن مطالب خوب برای مجله‏ اش بود. این مجله، در حقیقت مرجع خیلی خوبی بود برای کسانی که می‏ خواستند گزیده‏ ای از همه‏ مطالب را بخوانند.

“در عین حال، بعدها از آدم‏ های حرفه‏ ای هم در کار استفاده کرد. فرضاً از مرحوم ذبیح‏ الله منصوری، برای ترجمه‏ پاورقی‏‌های تاریخی و از مرحوم خسرو شاهانی برای طنزنویسی استفاده می‏ کرد که مطلبی با عنوان “کارگاه نمدمالی” می‏ نوشت و در آن حساب همه را می‏ رسید.”
حق نشر عکس

اما آیا به کار گرفتن نویسندگان حرفه‌ای تاثیری هم در جلب مخاطبان بیشتر داشت؟

سیروس آموزگار مطالب ذبیح‌الله منصوری را در یافتن مخاطبان بیشتر موثر می‌داند:

“مطالب شاهانی خیلی برایش مشتری می آورد. تمام توفیق مجله اما همان مطالب ترجمه ذبیح‌الله منصوری بود. منصوری واقعا سرقفلی خواندنی‌ها بود. کتاب‌های قطور از جزوه‌های کوچک!

“ذبیح‌الله منصوری مترجمی بود با نثری شیرین که هواخواهان بسیار داشت. دست اندرکاران ترجمه اما می دانستند که او اغلب الهامی از داستان می گیرد و با هر حجم و شکلی که دلش بخواهد آن را پرورش می دهد. دکتر آموزگار از رمانی چهل صفحه ای می گوید که بعدها به کتابی هفتصد صفحه‌ای بدل می‌شود:

“روزی علی اصغر امیرانی جزوه‌ای چهل صفحه ای را به دست منصوری می دهد که برای مجله ترجمه کند. منصوری می پرسد که چه جوری ترجمه کنم. امیرانی می‌پرسد یعنی چه؟ منصوری در پاسخ می گوید یعنی برای یک هفته، یک ماه، دو ماه احتمالا شش ماه یا یک سال.

“همان جزوه چهل صفحه‌ای که من به چشم خودم دیدم تبدیل شد به کتاب هفتصد صفحه‌ای “خواجه تاجدار” که درباره آغامحمد خان قاجار نوشته شده بود.”
حق نشر عکس
Image caption امیرعباس هویدا و اصغر امیرانی

کتاب خواجه تاجدار اما تنها شیرین‌کاری منصوری نبود. سیروس آموزگار از کتاب معروف “قلعه الموت” نیز یاد می‌کند:

مورد دیگر کتاب “خداوند الموت” بود در باره حسن صباح و جدالش با خواجه نظام‌الملک که بسیار کتاب جذابی بود. به فرانسه که آمدم با آقای امیر معزی در کافه‌ای که نشسته بودیم صحبت همین کتاب که پل آمر آن را نوشته بود به میان آمد. گفتم حالا که به فرانسه آمدم دلم می‌خواهد خود کتاب را بخوانم. کجا می توانم آن را تهیه کنم. آقای امیر معزی شروع کرد به غش غش خندیدن که کتاب به آن کلفتی که تو از آن حرف می زنی در واقع یک مقاله است. آن را با کش دادن تبدیل به کتاب کرده بود. منصوری در بعضی از ترجمه‌ها می نوشت که ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری. یعنی قسمت اعظمش را خودم نوشتم. ولی گاهی هم می نوشت ترجمه. قلم خیلی شیرینی داشت و خیلی هم خوب می توانست آن را گسترش بدهد.
حق نشر عکس

مجله خواندنی‌ها هم مانند دیگر نشریات مدت زمانی به خاطر کمبود کاغذ و ماجراهای دیگر اقتصادی گرفتار تنگناهای مالی شد. امیرانیِ معروف به خوش حساب هم حتی نتوانسته بود حقوق کارمندان را بپردازد. آقای آموزگار از ترفند منصوری برای دریافت پول می‌گوید:

منصوری تنها کسی بود که قرارداد داشت و دو هزار تومان حقوق می گرفت. مطالبش ارزش داشت. اگر منصوری نمی‌نوشت فورا همه شکایت می کردند. او خیلی آرام بود و دور از خشونت و هیچ اعتراضی هم نمی‌کرد. یک روز خیلی مودبانه در اتاق امیرانی را زده بود و به او گفته بود می خواستم ببینم شما چهار قِران دارید که به بنده قرض بدهید. گفت یعنی چه؟ گفت فقط چهار قران لازم دارم. امیرانی گفت با چهار قران می‌خواهی چکار کنی؟ با دو قران به خانه بروم و ناهارکی بخورم و با دو قران آن‌هم برگردم سر کار. آقای امیرانی خندیده بود و بلافاصله پول به تعویق افتاده را برایش فراهم کرده بود.
سانسور سردبیر

امیرانی که در آغاز راه ساده‌تر مطالب برگزیده دیگر نشریات را انتخاب کرده بود، حالا نویسندگانی موظف داشت که احتمالا باید مطالبشان از زیر تیغ سانسور هم می‌گذشت.

سیروس آموزگار از سانسور مطالب خود بنیانگذار مجله می گوید:

“البته سانسورهای کوچک دائم می‌شد. یادم می آید که اصلا یکی دو صفحه را پاره کرده بودند و مجله با دو صفحه کم‌تر به بازار آمد. اولا سرمقاله‌های خودش خیلی تند بود. یک نیش و نوش‌هائی هم آقای شاهانی می زد که خیلی تند نبود. برای مطالب طنز چندان سخت‌گیری نمی‌شد. زمانی آقای هویدا، نخست وزیر، آقای لوشانی را برای آن‌که از شر مقالات تند امیرانی راحت بشود به خواندنی‌ها فرستاد. ولی لوشانی نه زور بازوی امیرانی را داشت و نه ذوق او را. به هر حال امیرانی بعد از این‌که خیلی این طرف و آن طرف زد، موفق شد که او را از آن‌جا بکند. ولی در تمام مدت هیچ گاه کاری را که وزارت اطلاعات با او کرده بود فراموش نکرد و مرتب این‌جا و آن جا هم برای لوشانی می‌زد.”

همکاران مطبوعاتی علی اصغر امیرانی را چندان آدم خوش خلق و خویی نمی دانند. سیروس آموزگار که چند سالی همکار او بوده است از رفتار نه چندان خوش او به ویژه با جوانان می گوید:

“دکتر باهری یکی از سردبیران خواندنی ها که روابط خوبی هم با من داشت اغلب پیشنهادات مرا می‌پذیرفت. روزی او حرف مرا قبول کرد و پیشهاد امیرانی را رد کرد. امیرانی با عصبانیت گفت: چطور حرفی را که تیمسار می زند قبول نمی کنید حرفی که گروهبان می زند را قبول می کنید؟!”

تب و تاب انقلاب می رفت که همه جامعه، از جمله روزنامه نگاران را در بر بگیرد. امیرانی هم با همه موفقیت‌هایی که داشت در پی پیوستن به این تب انقلابی بود. با همه این حرف‌ها اما پایان کار چیز دیگری شد.
اعدام
حق نشر عکس khaandaniha.com
Image caption بخشی از خاطرات امیرانی در زندان، درباره شلاق خوردن

سیروس آموزگار از دستگیری و اعدام او می گوید:

“ماه های آخر رژیم گذشته، مقالات چند پهلوئی می‌نوشت و در خلالش دفاع‌هائی هم از آقای خمینی می‌کرد. بعد از این که انقلاب به وقوع پیوست ایشان را دستگیر کردند.

“طبیعتا به علت آشنائی‌هائی که با سران رژیم پیشین داشت. او با این استدلال که در آن رژیم نمی‌شد غیر از آن رفتار کرد با قید وثیقه کلان از زندان آزاد شد.

“بعد از بیرون آمدن مراجعه کرده بود به دادگاه انقلاب که شما مرا آزاد کردید ولی تمام اموال مرا هم گرفته اید. آدم محتشمی بود. یک خانه بزرگ در شمیران، آپارتمانی در ساختمان سامان، و… داشت.

“آن‌ها هم چهار صد متر زمینی را در شمال به او دادند. او هم البته تندخوئی کرده بود که من با چهار صد متر چکار بکنم. من اهل کشاورزی نیستم. من روزنامه‌نگارم. او را دوباره گرفتند و به زندان انداختند. ولی این بار او را اعدام کردند. اصلا امیرانی جرمی که حتی در لغت نامه خود جمهوری اسلامی وجود داشته باشد انجام نداده بود.”

No responses yet

Mar 18 2016

محاکمه در نیمه شب؛ هویدا خواب‌آلود آمد، نخست‌وزیری که از قصر شاه به زندان قصر رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

تاریخ ایران: فرزانه ابراهیم‌زاده

تاریخ ایرانی: نیمه شب ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ تازه آغاز شده بود که او را با دستان بسته احضار کردند: «بنا به حکم قاضی دادگاه انقلاب شما برای پاسخ دادن به اتهامات خود باید در این دادگاه حاضر شوید.» درست یک ماه از پیروزی انقلاب گذشته بود و حالا امیرعباس هویدا، مردی که ۱۳ سال به عنوان فرد دوم کشور بر مسند امور بود، با لباسی نامرتب در حالی که هنوز گیج از خواب بود و عینک تازه‌ای که دکترش روز قبل آورده بود را به چشم زده بود، به دادگاه آوردند. هویدا با آنکه پایان این راه را می‌دانست اما فکر نمی‌کرد در کمتر از یک ماه در مقابل جوخه اعدام قرار بگیرد و به جای بسیار از کسانی که در مقابل عدل انقلابی قرار گرفتند با شلیک چند گلوله به تاریخ بپیوندد.

در روزشمار تقویم تاریخ انقلاب زیر تاریخ ۲۳ اسفند ۵۷ آغاز دادگاه امیرعباس هویدا نوشته شده است؛ دادگاهی که به گفته قاضی مشهور آن دادگاهی انقلابی بود و برخلاف رویه بسیاری از دادگاه‌ها هیچ سیستم حقوقی مرسومی در آن روزگار رعایت نمی‌شد.

هویدا نخستین کسی نبود که از سران رژیم پهلوی در مقابل دادگاه انقلاب قرار می‌گرفت اما به خاطر مقامش در روزهای بعد از انقلاب این مهم‌ترین دادگاهی بود که برگزار می‌شد و شاید همین دلیل مهمی بود که روزنامه‌های فردای آن روز در گزارش‌های مفصل خود به این ماجرا بپردازند و با تیتر درشت بنویسند: «بازپرسی از هویدا آغاز شد» و درخواست اعدام برای او تیتر یک روزنامه‌ها باشد. دادگاه هویدا که با قضاوت شیخ صادق خلخالی برگزار شد نیمه شب ۲۳ اسفندماه یعنی درست ساعت یک بامداد برگزار شد. برگزاری دادگاه در ساعت‌های پایانی شب اتفاق تازه‌ای نبود و در همه روزهای بعد از پیروزی انقلاب این روال عادی بود. اما دادگاه هویدا اولین دادگاهی بود که نیمه تمام ماند و باقی آن به روزهای بعد موکول شد.

اینکه این دادگاه دقیقاً در کجا برگزار شد یکی از سؤالاتی است که شاید پاسخ به آن کمی سخت باشد. هر چند که بنا به روایت برخی از منابع تاریخی این دادگاه که تا ساعت ۳ نیمه شب به طول کشید در مسجد زندان قصر که هنوز هم در بخشی از باغ موزه قصر قرار دارد برگزار شده است. گرچه هویدا بعد از پیروزی انقلاب به مدرسه رفاه منتقل شد و حتی برخی منابع محل دادگاه را مدرسه عالی شهید مطهری می‌دانند.

هویدا که در مهرماه ۱۳۵۶ بعد از ۱۳ سال نخست‌وزیری کناره گرفت و در مقام وزیر دربار کار خود را ادامه داده بود، بعد از جمعه سیاه ۱۷ شهریور ۵۷ از همه مناصب دولتی و حکومتی خود استعفا داد. بر اساس برخی منابع شاه به او پیشنهاد کرد که به بلژیک برود و در سفارت ایران در این کشور مشغول به کار شود. او این پیشنهاد را نه رد کرد و نه قبول و چند روزی فرصت خواست تا جوانب را بسنجد. اما در این چند روزی که او در حال مذاکره با دوستانش بود اتفاقات زیادی رخ داد و در نهایت به زندانی شدنش منجر شد. به گفته بسیاری از تحلیلگران، شاه برای پایان دادن به اعتراض‌های مردم سعی کرد تا با دستگیری برخی از نزدیکان و دولتمردانش این اعتراض‌ها را کاهش دهد. در میان چهره‌های دستگیر شده هویدا از همه مشهورتر بود. او ابتدا به بهانه مراقبت بیشتر در خانه شخصی‌اش حصر شد و در ۱۷ آبان‌ماه به صورت رسمی دستگیر و به زندان قصر منتقل شد و در روزهای پر آتش و خون بهمن ۵۷ او ماجرا را از پشت حصار زندان قصر در سلول انفرادی دنبال کرد. سلولی که به گفته آیت‌الله صادق خلخالی، قاضی شرعی که دادگاه او را اداره می‌کرد بیشتر هتلی برای خوشگذرانی دسته‌جمعی این افراد دستگیر شده بود. در همان جا بود که صدای انقلاب اسلامی را شنید.

با قطعی شدن پیروزی انقلاب او را به همراه تعدادی از زندانیان خاص به مدرسه رفاه بردند. دکتر فرشته انشاء که پزشک هویدا بود به عباس میلانی، تاریخ‌نگار و نویسنده کتاب «معمای هویدا» گفته بود، در مدرسه رفاه به دیدار او رفت و بعد از آن شنید که دادگاه‌های هویدا آغاز شده است. دادگاهی که به نوشته خبرنگار روزنامه اطلاعات، چهار ساعت در حضور ۳۰۰ تماشاگر برگزار شد که در میان آن‌ها خانواده شهدای انقلاب اسلامی نیز شرکت کرده بودند. هویدا وقتی به دادگاه رسید به نوشته رسول صدرعاملی، خبرنگار روزنامه اطلاعات هنوز خواب‌آلود بود و خبری از چهره همیشه مرتب‌اش نبود. حمید هوشنگی، گزارشگر تلویزیون در کنار مجید حدادعادل که داشت صدابرداری می‌کرد و غلامعلی حدادعادل و صدرعاملی این لحظه تاریخی را ثبت می‌کردند.

هویدا بدون پیپ و گل‌های ارکیده‌اش که هر روز از گلخانه اختصاصی همسرش لیلا امامی برای او می‌آوردند با لباسی نامرتب و سر و صورت اصلاح نشده به دادگاه آمد و کاپشنی مشکی و کلاه کپ و نامش که روی یک مقوای به گردنش انداخته بودند، مهم‌ترین چیزی است که در عکس‌ها ثبت شده است. این دادگاه چنانچه رسم دادگاه انقلابی بود وکیل مدافع و دادستانی نداشت و تنها متهم و رئیس دادگاه که همان قاضی شرع بود در مقابل هم قرار می‌گرفتند.

اقدام علیه امنیت و استقلال کشور مهم‌ترین اتهام هویدا بود. کیفرخواست علیه او بعد از تلاوت آیاتی از قرآن چنین قرائت شد:

«دادگاه انقلاب اسلامی ایران – تهران

آقای امیرعباس فرزند حبیب‌الله به شماره شناسنامه ۳۵۴۲ صادره از تهران متولد ۱۲۹۵ وزیر سابق دربار شاهنشاهی منقرض و نخست‌وزیر اسبق شاه سابق و ساقط، تبعه ایران متهم است به:
۱- فساد در ارض
۲- محاربه با خدا و خلق خدا و نایب امام زمان(ع)
۳- قیام علیه امنیت و استقلال مملکت با تشکیل کابینه‌های دست‌نشانده آمریکا و انگلیس و حمایت از منافع استعمارگران
۴- اقدام بر ضد حاکمیت ملی با حفظ سلطه سلطان دست‌نشانده آمریکا و دخالت در انتخابات قانون‌گذاری و عزل و نصب وزرا و فرمانداران با نظر و خواست سفارتخانه‌های خارجی
۵- واگذار کردن بی‌قید و شرط منابع زیرزمینی از نفت و مس و اورانیوم و غیره به بیگانگان
۶- گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی امپریالیسم آمریکا و همدستان اروپایی‌اش بر ایران، من‌جمله از طریق نابودی صنایع داخلی و تضعیف آن‌ها در برابر رقبای خارجی و تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای خارجی
۷- پرداخت درآمدهای ملی حاصل از نفت به شاه و فرح و نیز تسلیم این درآمدها به ممالک وابسته به غرب و سپس اخذ وام به نرخ‌های بالا و گزاف و شرایط اسارت‌بار از آمریکا و سایر دول غرب
۸- نابود ساختن کشاورزی و دامپروری و از بین بردن جنگل‌ها
۹- شرکت مستقیم در فعالیت‌های جاسوسی به نفع غرب و صهیونیسم
۱۰- دسته‌بندی با توطئه گران بین‌المللی در پیمان‌های سنتو و ناتو و سرکوبی ملت‌های ایران و فلسطین و ویتنام، عضو فعال سازمان فراماسونری در ایران در لژ فرعی با توجه به اسناد موجود و اقرار شخصی متهم
۱۱- شرکت در خفه کردن و ارعاب مردم حق‌طلب و استعمار شده ایران با دستگیری آزادیخواهان و کشتار مردم بی‌دفاع و ضرب و جرح و شکنجه و آزار آنان و نقض آزادی‌های اساسی مصرح در قانون اساسی وقت و قوانین موجود از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین الهی از جمله با توقیف روزنامه‌ها و اعمال سانسور در مطبوعات و کتب
۱۲- مؤسس و اولین دبیرکل حزب استبدادی رستاخیز ملت ایران
۱۳- اشاعه فساد فرهنگی و اخلاقی و شرکت در تحکیم پایه‌های استعمار از جمله شرکت در برقراری مجدد کاپیتولاسیون یعنی ایجاد قضاوت کنسولی در مورد آمریکاییان

۱۴- شرکت مستقیم در قاچاق هرویین در دوران اقامت در فرانسه در معیت حسنعلی منصور
۱۵- دادن گزارش‌های خلاف واقع و اشاعه اکاذیب با انتشار روزنامه‌های دست‌نشانده و گماردن سردبیران جیره‌خوار در رأس نشریات و سانسور اخبار و انتشار اخبار و گزارش‌های مجعول که تمام این اقدامات در اجرای توطئه استعمارگران بیگانه و سلطان دست‌نشانده به منظور اسارت و استعمار هر چه بیشتر ملت ایران بوده است. سلطانی که حسب اقرار متهم به وسیله آمریکا روی کار آمده است.

نظر به: صورت‌جلسات هیات دولت، گزارش‌های شورای عالی اقتصاد، مقالات و شکایات نویسندگان و شاکیان از جمله آقای دکتر علی‌اصغر حاج سید جوادی، فتاوی علما و مراجع تقلید، مندرجات روزنامه‌ها، اسناد به دست آمده از ساواک و اسناد موجود در نخست‌وزیری، شهادت دکتر آزمون وزیر کابینه متهم و شهادت آقای جعفریان و آقای نیکخواه در همین دادگاه و اقاریر شخص متهم چون وقوع جرائم منتسبه قطعی و محقق است تقاضای رسیدگی و صدور حکم اعدام متهم و مصادره اموال وی را از پیشگاه دادگاه محترم دارم.
دادستان دادگاه انقلاب اسلامی ایران»

هویدا بعد از شنیدن این کیفرخواست در پاسخ به رئیس جلسه گفت: «به دادگاه عرض کنم که جناب دادستان با اینجانب دو بار جلساتی داشته‌اند که هر دو جلسه روی نوار ضبط شده است و تعدادی سؤال از اینجانب فرمودند که قرار بر این شد پاسخ آن سؤالات را آماده کنم و توافق شد که این اجازه داده شود که ارقام و اطلاعاتی که درباره آن سؤال‌ها و این اتهامات بوده جمع‌آوری شود تا در اختیار آن‌ها گذاشته شود.»

او چندین بار به قراری که هادوی، دادستان در روزهای گذشته برای رسیدگی به اتهاماتش گذاشته بود اشاره کرد اما در نهایت دادستان آن را نفی کرد. هویدا در این دادگاه که شرح کامل آن در دو شماره پنجشنبه ۲۴ اسفند و شنبه ۲۶ اسفند ۵۷ منتشر شده، چندین بار به وضعیت دادرسی اعتراض و اعلام می‌کند که این زمان برای دادگاه مناسب نیست. او در جایی از این دادگاه وقتی دادستان از او خواست تا خودش متن کیفرخواست را بخواند با شکایت از اینکه شرایطش برای شرکت در دادگاه مناسب نیست، گفت: «قبلاً به بنده خبر ندادند که بایستی در دادگاه حاضر شوم و دکتر به من داروی خواب‌آور تجویز کرده که هر شب بخورم. الان مرا بیدار کردند و آورند اینجا بر فرض محاربه با خدا؟»

هویدا البته در بخش دیگری از این دادرسی از نور شدید پروژکتورها شکایت می‌کند و می‌گوید: «این چراغ‌ها باید باشند؟» رئیس دادگاه البته در پاسخ به این نکته به او یادآور می‌شود که: «شما به مدت ۱۳ سال نخست‌وزیر بودید و به این نورها عادت دارید.» هویدا نیز در پاسخ به او می‌گوید: «امروز بنده در مورد بودن یا نبودن دارم صحبت می‌کنم.»

در ادامه هویدا در مورد کیفرخواست صحبت کرد و از رئیس دادگاه که چندین بار حرف‌هایش را قطع کرد خواست تا حرف‌های او را بشنود. هرچند که رئیس دادگاه در پاسخ به این ادعا با تاکید بر اینکه قضاوت در این دادگاه با سایر دادگاه‌ها تفاوت دارد، گفت: «قضاوت در این دادگاه، به حکم حاکم شرع است و دادگاه یک دادگاه انقلاب اسلامی است و مسلماً تا اعمال ارتکابی شما منطبق با تمام قوانین شرعی نباشد و قوانین شرع در مورد شما اجرا نشود تصمیمی نخواهد گرفت.»

البته نخست‌وزیر سابق رژیم شاه در جایی از دفاعیات خود از نبود وکیل گفت و خواست تا شرایطی برای دفاع او فراهم شود. هویدا همان‌طوری که خلخالی در خاطراتش نوشته تمام دفاعیات خود را در این جمع کرد که هرچند ۱۳ سال نخست‌وزیر بوده اما عملاً در نظام شاه یک مهره بیشتر نبوده و آن کاری را می‌کرد که نظام از او خواسته است. او حتی در مورد حمله به ظفار گفت که بعد از انتشار اخبارش خبردار شده است. او درباره اتهامش درباره شکنجه مخالفان رژیم هم تاکید کرد که خبر نداشته و رئیس ساواک با آنکه معاونش بوده اما از او دستور نمی‌گرفته است.

دادگاه رسیدگی به اتهامات هویدا در ساعت ۳ بامداد در حالی نیمه تمام ماند که خلخالی آن را کارشکنی مرتب دولت موقت می‌دانست. انتشار اخبار این دادگاه در میان رسانه‌های جهان بازتاب وسیعی داشت و باعت شد تا گروهی از وکلای دادگستری در سراسر جهان نسبت به برگزاری آن بدون وکیل مدافع اعتراض کنند. ادگار فور نخست‌وزیر سابق فرانسه در تلگرامی به دولت موقت خواستار محاکمه هویدا در دادگاهی بی‌طرف شد و خواست تا به ایران بیاید و شخصاً وکالت هویدا را برعهده بگیرد.

این فشارها باعث شد تا روال دادگاه آن‌چنان که خلخالی در خاطراتش نوشته با اختلال مواجه شود. کار به جایی رسید که به خواست رئیس دولت موقت، امام خمینی دستور توقف محاکمات در دادگاه انقلاب را دارد. اما این نیز در برابر اصرار خلخالی برای اعدام هویدا کافی نبود. در این مدت مهدی بازرگان، نخست‌وزیر و هاشم صباغیان در رفت‌وآمد به قم از امام خواستند تا دادگاه هویدا را به تعویق بیاندازد. در یکی از این دیدارها دعوایی نیز میان خلخالی و بازرگان درگرفت و باعث شد تا دادگاه انقلاب با حضور خبرنگاران و مسئولان صلیب سرخ در زندان قصر موافقت کند. در این آزادی نسبی بود که خبرنگار جوان بیست و چند ساله‌ای به اسم کریستین اوکرن که گزارشگر تلویزیون فرانسه بود بتواند در زندان با هویدا گفت‌وگویی انجام دهد. گفت‌وگویی که پخش آن از تلویزیون فرانسه باعث شد تا خلخالی با این چالش مواجه شود که فشارهای بین‌المللی ممکن است در اعدام هویدا اخلال ایجاد کند.

دو روز بعد از پخش این گزارش بود که ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ به همراه آیت‌الله محمدی گیلانی، احمد جنتی و آذری قمی به زندان قصر رفت تا دادگاه دوم را در همان جا تشکیل دهد. خلخالی برای اینکه کسی مانع صدور حکم نشود چنانچه خودش در خاطراتش نوشته تمام راه‌های ارتباطی با زندان را قطع و تلفن‌ها را در یخچال پنهان کرد و بعد از پایان این دادگاه در شوری چهار نفره حکم اعدام هویدا را صادر و در همان لحظه لازم‌الاجرا دانست. حکمی که بلافاصله توسط برخی از همراهان او به جوخه اعدام نرسیده اجرا شد و برخلاف آنچه او بعدها گفت هویدا شش ماه بعد از آن در بهشت زهرا در گمنامی کامل به خاک سپرده شد. کریستین اوکرن گزارشگر فرانسوی بعدها به جرم انتشار گفت‌وگویی که به گفته وکلای فرانسوی باعث اعدام هویدا شد به دادگاه فراخوانده شد. او در گفت‌وگویی که ۳۰ تیر ۵۸ در روزنامه بامداد با تیتر «من قاتل هویدا نیستم» منتشر شد، گفت که به وظیفه حرفه‌ای خود عمل کرده است.

خبرنگاران ایرانی حاضر در دادگاه نیمه شب، اما سرنوشتی عجیب داشتند. حمید هوشنگی، خبرنگار تلویزیون همچنان روزنامه‌نگار ماند، مجید حدادعادل که به عنوان دستیار صدابردار نامش رد شده بود، شهید شد. برادرش غلامعلی حدادعادل که به عنوان دستیار فیلمبردار از نزدیک شاهد محاکمه هویدا بود، یک دوره و علی لاریجانی دیگر همراه گروه خبری تلویزیون ایران نیز دو دوره رئیس مجلس شدند. آنسوتر رسول صدرعاملی خبرنگار روزنامه اطلاعات نیز کارگردان امروز سینما.

No responses yet

Mar 17 2016

واكنش آيت‌ا… حائري شيرازي به تشبيه مردم تهران به اهالي كوفه:

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آرمان امروز: تهران كمر دولت شاه را شكست

انتخابات مجلس خبرگان پلاستيكي نبود

صراحت لهجه و بيان ساده مطالب، بارزترين نكته‌اي است كه در مصاحبه با حائری شیرازی جلب نظر مي‌كند. جماران نوشت؛ آيت ا… محي الدين حائري شيرازي كه در جريان انتخابات هفتم اسفند ماه از حضور در رقابت خبرگان رهبري جهت «اعلام همراهي با استخوان‌داران در اسلاميت و انقلابي بودن» انصراف داده بود، در پايان اجلاسيه آخر خبرگان دوره چهارم، به سوالات متنوع درباره مسائل مربوط به اين انتخابات پاسخ داد.

ارزيابي شما از انتخابات اخير چيست؟

خيلي خوب است؛ مشكلي ندارد.

از لحاظ نتايج، آن را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

خوب است! مردم هستند ديگر. مردم آزادند. انتخاب مي‌كنند ديگر. ما كه به مردم رأي اجبار نمي‌كنيم. هرچه مردم انتخاب كردند خودشان نتيجه‌اش را مي‌بينند. چه بدي دارد؟ انتخابات (هفتم اسفند) نه تشريفاتي بود؛ نه ساختگي. بلكه حقيقي بود، سالم و خوب هم بود. جابه‌جايي نشانه قدرت مردم و علامت اين است كه نظام تابع مردم است. وقتي اركان كشور چيزي مي‌خواهد، مردم چيز ديگري مي‌خواهند و از مردم تبعيت مي‌كند پايگاه (مردمي) نظام قوي‌تر مي‌شود. مردم مي‌گويند كشور مال خود ماست و از آن حمايت مي‌كنند؛ نمي‌گويند مسائلي به ما تحميل كرده است. يك نفر نمي‌گويد رأي من تحميلي بوده است. اين مساله چه بدي دارد؟

با توجه به مسائلي كه قبل از انتخابات در جريان تعيين صلاحيت‌ها پيش آمد، رأي مردم را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

خيلي هم خوب است. مردم قهر نكردند. اگر مردم به خاطر عدم تاييد صلاحيت‌ها قهر كرده بودند عدد مشاركت اين‌گونه نبود؛ (مشاركت در) تهران هميشه سي درصدي بود اما الان پنجاه درصدي شده است.

تركيب خبرگان آينده را چگونه مي‌بينيد؟

عمده موضوع آبروي ما در بين اهل عالم است. تعدادي برادر هستند كه جابه‌جا مي‌شوند و مشكلي ندارد.

اما اين دوره خبرگان قدري سياسي‌تر شد.

هميشه هم بايد سياسي باشد؛ اين حسن آن است كه سياسي باشد. اصلا انتخابات خودش سياسي است.

اما هميشه عنوان مي‌شد كه خبرگان يك جمع صرفا علمايي است، اما اين‌بار سياسي شد و حتي ليست‌هايي انتخاباتي منتشر شد.

مگر علما سياسي نيستند؟ خيلي از علما يا حتي همه علما سياسي هستند. اختلافات آنها هم به خاطر بعد سياسي شان بود. همين كه جابه‌جايي قدرت بدون خونريزي انجام مي‌شود، در عالم مهم است. در هيچ كشور اسلامي نداريم كه انتخابات اين‌گونه شود. در كشورهاي مسيحي هم اين‌گونه نيست؛ هيچ كشوري نداريم كه ۶۲ درصد مردم در انتخابات شركت كنند؛ حتي در آمريكا و فرانسه كه مهد دموكراسي است. مشاركت در آن كشورها خيلي پايين‌تر است و با اين مشاركت، عزتي بر عزت‌هاي جمهوري اسلامي اضافه شد. اين مسائل هم چيزي نيست. ما معتقديم مثلا ۳۰ نفر براي نمايندگي مجلس رأي آورند و سي نفر ديگر رأي نياوردند. ما مي‌گوييم آنهايي كه رأي آورده‌اند نخستين نفرشان آقاي عارف است و آخرين شان كس ديگر. اين گروه هم كه رأي نياورده‌اند نفر اولشان آقاي حدادعادل است و آخرين نفرشان كسي ديگر. اگر آقاي عارف و حداد را به عنوان دو دانه زيپ و رهبري را به عنوان حلقه زيپ كه آنها از يكسوي اين حلقه به‌طور جدا وارد مي‌شوند و از سوي ديگر آن در هم قفل مي‌شوند، با هم عقد اخوت ببندند و ۲۹ نفر ديگر هم اين‌گونه شوند و مردم از آنها ياد بگيرند كه يك اصولگرا و يك اصلاح‌طلب دست دوستي به هم مي‌دهند بد است؟ ما اين پيشنهاد را مي‌دهيم.

فكر مي‌كنيد عناويني مثل ليست انگليسي كه يك طرف عليه رقيب خود به كار برد، در رأي مردم چقدر اثرگذار بود؟

اصلا طرح آن غلط بود. انگليسي‌ها يك حرفي چرندي زدند؛ من همان موقع گفتم سر اين قضيه را باز نكنيد و آن را مطرح نكنيد، بلكه بگوييد: و آنان كه به دروغ گواهي نمي‌دهند و در مجالس دروغ و غنا و فحش و غيره حضور نمي‌يابند، و چون به لغو و بيهوده‌اي عبور كنند بي‌اعتنا و بزرگوارانه مي‌گذرند. كاري كه انگليسي‌ها كردند سياسي بود؛ ما كه اين را جدي گرفتيم غير سياسي رفتار كرديم. مردم عقايد خودشان را دارند چه ربطي به انگلستان دارد؟ اگر انگليسي‌ها نگفته بودند مردم رأي نمي‌دادند؟ اگر ما اين‌گونه فكر كنيم كه يك يا دو ميليون حرف انگلستان را گوش مي‌گيرند كه كلاهمان پس معركه است!

بعضي‌ها هم گفتند مردم تهران مانند مردم كوفه هستند!

تعداد شهداي تهران در مقايسه با ساير شهرها چقدر بود؟ تعداد نيمه خرداد ۴۲ در تهران چقدر بود؟ اصلا كمر دولت شاه را تهران شكست. به همين گلزار شهدا نگاه كنيد؛ اينها تهراني بودند كه در اينجا دفن هستند. هركس اين حرفها را زده نادان بوده است!

برخي مي‌گويند رأي مردم در انتخابات هفتم اسفند سلبي بوده است؛ آيا اين حرف را قبول داريد؟

مگر در انتخابات رياست‌جمهوري ۷۶ سلبي نبود؟ مردم در آن انتخابات به هاشمي نه گفتند. مگر انتخابات احمدي‌نژاد سلبي نبود؟ مگر انتخابات آقاي روحاني سلبي نبود؟ معناي رأی سلبي اين نيست كه طرف از روي آگاهي رأي نمي‌دهد؛ بلكه به اين معناست كه به طرف مي‌گويند نوبت تو تمام شد و الان نوبت اين يكي است. مگر وقتي پاي چپ شما بعد از پاي راست روي زمين مي‌آيد، سلبي است؟ در سياست هم اين‌گونه است. زماني مي‌گفتيم امور دست جناح اصولگرا باشد و جناح اصلاح‌طلب هم پاس بدهد و اگر كسي پايش را كج گذاشت انتقاد كند و ايراد بگيرد. وقتي مي‌خواهيم عكس بگيريم يك نفر مي‌ايستد و ديگري عكس مي‌گيرد، دوباره آن يكي مي‌ايستد و اين يكي از او عكس مي‌گيرد. الان هم اصلاح‌طلبان سركار مي‌ايستند و اصولگراها از آنها عكس مي‌گيرند و انتقاد مي‌كنند؛ چه ايرادي دارد؟ هر جا اشكالي بود مي‌گويند اين كار غلط است و در روزنامه‌ها در اين مورد بحث صورت گيرد.

نظرتان درباره ردصلاحيت آقاي سيد حسن خميني چيست؟

من فكر نمي‌كنم شوراي نگهبان خواسته باشد سياسي با اين موضوع برخورد كند. اگر صلاحيت ايشان را بدون امتحان تاييد مي‌كردند، ديگران نمي‌گفتند تبعيض قائل بوده اند؟

اما حدود ۹ نفر بدون امتحان قبول شده اند!

درست است؛ من به آقايان شوراي نگهبان پيشنهاد دادم بين اين افرادي كه بدون امتحان تاييد شدند و آنهايي كه بدون امتحان رد شدند يك امتحان برگزار كنيد و هر دو در يك جلسه مشترك بيايند؛ هركدام قبول شدند نامزد باشد. اشكال از خود اين آقايان (شوراي نگهبان) نيست. اشكال همان چيزي است كه آقاي ابراهيميان سخنگوي شوراي نگهبان مطرح مي‌كند. ايشان هنوز سخنگوي شوراست و استعفاي او مورد قبول واقع نشده است.

نظرتان درباره رأي نياوردن اعضاي شوراي نگهبان در انتخابات چيست؟

وقتي شوراي نگهبان با اينكه خودش انتخابات را برگزار گرده، اعضاي آن رأي نياورده‌اند يعني انتخابات كامل سالم بوده است و اگر قرار بر دستكاري بود، براي خودمان دستكاري مي‌كرديم. اگر اين انتخابات پلاستيكي بود نخستين كسي را كه مي‌آوردند خودشان بود. لذا اين اتفاق نشانگر سلامت انتخابات است.

No responses yet

Mar 17 2016

پرونده‌ فساد کلان در بانک تجارت در ابتداي راه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

مردم سالاری: دادستان عمومي و انقلاب تهران با اشاره به افزايش پرونده‌هاي وارده به مراجع قضايي از جمله دادسراها گفت: علت اين امر تا حدي ناشي از لازم‌الاجرا شدن قانون آيين دادرسي کيفري جديد مي‌باشد. به گزارش ميزان، جعفري دولت آبادي در ابتداي جلسه با قضات ناحيه‌‌ 28 دادسراي عمومي و انقلاب تهران از بازپرسان خواست نسبت به رسيدگي و تعيين تکليف پرونده‌هاي مسن که بعضاً از پرونده‌هاي مهم مي‌باشند، اقدام نمايند. وي با اعلام آمار قرارهاي جلب به دادرسي صادره از شعب بازپرسي، در بيان علت درصد نازل قرارهاي جلب به دادرسي نسبت به ديگر قرارها، به عواملي از جمله ديدگاه قضات، اهميت پرونده‌ها، نوع ارجاعات، شکواييه‌هاي واهي يا گزارش‌هاي فاقد مستند اشاره کرد و در تبيين تاثير ديدگاه قضات در اين امر گفت: برخي قضات ديدگاه خوش‌بينانه نسبت به متهمان دارند که اين امر موجب مي‌شود کم‌تر نظر به جلب به دادرسي بدهند. جعفري دولت آبادي به نقش دادياران اظهارنظر در پالايش پرونده‌ها و تغيير ترکيب قرارها پرداخت و ادامه داد: شمار بيش از پنجاه درصدي قرارهاي منع تعقيب و شمار يک هفتمي قرارهاي جلب به دادرسي نسبت به کل قرارهاي نهايي قابل توجيه نيست. اين مسئول قضائي با اعلام سياست اتخاذي دادستاني تهران در سال جاري که شامل مطالبه گري از دستگاه‌هاي اجرايي است، اعلام کرد: دادستان بايد از دستگاه‌هاي اجرايي بخواهد که در دو زمينه‌‌ پيش‌گيري از وقوع جرم و مبارزه با جرايم فعال شوند. وي به عنوان نمونه، از پرونده‌‌ فساد کلان در بانک تجارت نام برد و گفت: در پي قريب به دو سال رسيدگي در اين پرونده، نسبت به بخشي از آن قرار صادر شده که تازه در ابتداي راه مي‌باشد. دادستان تهران افزود: امثال اين پرونده‌ها از جمله پرونده‌‌ اتهامي بابک زنجاني و فساد سه هزار ميلياردي وقت زيادي از دادسرا مي‌گيرد و لذا لازم است از دستگاه‌هاي اجرايي بخواهيم که با اتخاذ تمهيدات پيش‌گيرانه، از تشکيل چنين پرونده‌هايي در مراجع قضايي جلوگيري شود. جعفري دولت‌آبادي برقراري ارتباط منطقي بين ارجاع شکواييه‌ها، دفاع از کيفرخواست، امر تحقيق و اظهارنظر در مورد پرونده‌ها را ضروري خواند و گفت: بايد راهکاري اتخاذ کرد که رسيدگي به پرونده‌هاي جديد طولاني نشود. وي يکي از راه‌هاي پيش‌گيري از رسوب پرونده‌ها را پي‌گيري و رصد وضعيت آن‌ها دانست و تشکيل واحد پي‌گيري پرونده‌هاي دادسراي کارکنان دولت را در اين امر موفق ارزيابي نمود. دادستان تهران با اذعان به اهميت پرونده‌هاي مطروحه در دادسراي کارکنان دولت، بر ضرورت برنامه‌ريزي مناسبي براي رسيدگي سريع‌تر به پرونده‌ها و کاهش موجودي تاکيد نمود.

No responses yet

Mar 16 2016

گذرنامۀ ایرانی (بهتر بود می‌نوشتند گذرنامۀ آخوندی) از بی اعتبارترین گذرنامه‌های جهان شناخته می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفرانسه: ایسنا، خبرگزاری رسمی دانشجویان ایران، با استناد به آخرین گزارش مؤسسۀ بین المللی “هنلی و شرکا” نوشت که اعتبار گذرنامه جمهوری اسلامی ایران به پایین ترین رتبه های جهانی یعنی هم سطح گذرنامه‌های های کشورهای اریتره، اتیوپی، نپال و سودان سقوط کرده است. در این بین، تنها کشورهای لیبی، سوریه، عراق، سومالی، افغانستان و پاکستان که به درجات مختلف یا درگیر جنگ های خونین داخلی و یا خشونت های شدید قومی هستند در رتبه های بعد از ایران قرار گرفته اند.

گزارش سالانۀ مؤسسۀ بین المللی “هنلی و شرکا” که بر اساس آزادی سفر شهروندان کشورهای مختلف و با همکاری انجمن حمل و نقل هوایی بین المللی به عنوان دارندۀ بزرگترین پایگاه اطلاعاتی سفر تهیه و تنظیم می شود دو کشور آلمان و سوئد را به لحاظ داشتن معتبرترین گذرنامه‌های جهان در مقام های اول و دوم قرار داده است. در این گزارش کشورهای فنلاند، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا مشترکاً رتبۀ سوم و کشورهای آمریکا، بلژیک، دانمارک و هلند مشترکاً رتبۀ چهارم را دارا هستند.
در آسیا، ژاپن، سنگاپور و کره جنوبی دارای معتبرترین گذرنامه‌ها شناخته می شوند.
گزارش سالانۀ مؤسسۀ بین المللی “هنلی و شرکا” بیش از ۲۰۰ کشور را در رتبه بندی های خود بررسی می کند و به هر یک از آنها چه به صورت انفرادی و چه مشترکاً رتبه های ۱ تا ۱۰۴ را می دهد. در این رتبه بندی گذرنامۀ جمهوری اسلامی ایران رتبۀ ۹۸ را از مجموع ۱۰۴ رتبه به دست آورده است. گفتنی است که شاخص ترین معیار این رتبه بندی آزادی سفر شهروندان است که خود از مهمترین شاخص های جلب سرمایه های خارجی، قدر و منزلت بین المللی کشورها و اتباع آنها به شمار می رود.

No responses yet

Mar 16 2016

جزئیاتی تازه از ماجرای دستگیری سربازان آمریکایی در خلیج فارس؛ سردار رزمجو: بیش از 13هزار صفحه اطلاعات از آمریکایی ها به دست آوردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

گام‌نیوز: سردار رزمجو با بیان اینکه بیش از 13هزار صفحه کاغذ و اطلاعات از آمریکایی ها در جریان این دستگیری آنها در خلیج فارس به دست آوردیم اظهار داشت: این اطلاعات از تخلیه لپ تاپ، دستگاه جی پی اس و نقشه های آنان به دست آمده است و در عرصه های مختلف قابل استفاده است.

به گزارش گام نیوز فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه در نشست خبری به شرایط امنیتی خلیج فارس اشاره کرد و گفت: امروزه تاثیرگذاری نیروی دریایی سپاه در ابعاد مختلف خلیج فارس مورد توجه جهانیان قرار گرفته است و این نیروی دریایی مدلی جدیدی از اقتدار در خلیج فارس در مقابل بیگانگان را به نمایش گذاشته است.

سردار علی رزمجو افزود: نیروی دریایی سپاه توانسته قدرت امپراطوری مسلح که هم دارای قدرت سیاسی و هم قدرت نظامی و اقتصادی در سطح بین المللی است را در هم شکند به طوریکه بزرگترین قدرت ظاهری آمریکا از قدرت سپاه که نشأت گرفته دین و ایمان است به طور روزانه می هراسد.13هزار صفحه اطلاعات از امریکایی های دستگیر شده بدست آمد

وی اضافه کرد. امواج سپاه در پهنه خلیج فارس نظام های سلطه را به لرزه در آورده است، این قدرت، قدرت های جهانی استکبار را تحقیر کرده است و نمونه آن را در 22 دی ماه دیدیم که توقیف دو فروند قایق نظامی آمریکا با 10 سرنشین با داشتن تجهیزات نظامی متعدد و سامانه های ناوبری مدرن به زانو و ذلت کشیده می شوند.

فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه این موفقیت را کار خدا و شهیدان دانست و با تقدیر از رهبر معظم انقلاب که دو مرحله نیروی دریایی سپاه را مورد تفقد قرار دادند اظهار داشت: بسیاری دیگر از افراد در کشور و استان پس از این اقدام ارزشمند همچون مجلس شورای اسلامی، نماینده ولی فقیه در استان، نماینده استان بوشهر در مجلس خبرگان رهبری، ائمه جمعه، استاندار، خانواده شهدا و… این نیروی دریایی سپاه تقدیر کردند.

سردار رزمجو: بیش از 13هزار صفحه کاغذ و اطلاعات از آمریکایی ها به دست آوردیم

سردار رزمجو با بیان اینکه بیش از 13هزار صفحه کاغذ و اطلاعات از آمریکایی ها در جریان این دستگیری آنها در خلیج فارس به دست آوردیم اظهار داشت: این اطلاعات از تخلیه لپ تاپ، دستگاه جی پی اس و نقشه های آنان به دست آمده است و در عرصه های مختلف قابل استفاده است؛ همچنین با رصد صورت گرفته بیش از 550 صفحهدر فضای مجازی این اتفاق بازتاب جهانی داشته است که قرار است آن را به کتاب تبدیل کنیم.

وی تاکید کرد: تمامی تجهیزات آمریکایی ها به آنها استرداد شده است و هیچ چیز دیگری به جز اطلاعات تخلیه شده دستگاه ها را اخذ نکردیم در حالی که بر اساس قوانین بین المللی می توانستیم این کار را انجام دهیم.

رزمجو شایعه های موجود بر حفظ دو عدد سیم کارت نظامیان آمریکایی را تکذیب کرد و بیان داشت: همه وسایل آماریکایی ها پس داده شده است و هرگونه اظهار نظری غیر از این کذب محض است.

آمریکایی ها تا کنون هیچ گونه درگیری با ما نداشته اند

وی در پاسخ به سوال خبرنگار «گام نیوز» مبنی بر بعد این اتفاق آیا مزاحمتی در خلیج فارس از سوی آمریکایی ها وجود داشته است گفت: آمریکایی ها تا کنون هیچ گونه درگیری با ما نداشته اند چراکه می دانند سپاه بر اساس رکن ایمان و تقوا عمل می کند.

فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه با بیان اینکه سپاه در حال حاضر دارای انواع سامانه های دفاعی و تهاجمی است بیان داشت: با کارهای انجام شده در زمینه های مختلف همچون سامانه های دفاعی و ایستگاه های شنودی آمادگی عملیاتی بسیار مناسبی به لحاظ امنیتی در خلیج فارس وجود دارد و آمریکایی ها متوجه شده اند که کوچکترین اقدام آنان با پاسخ روبرو خواهد شد.

آغاز عزام کاروان های راهیان نور دریایی به خارگ

وی با اشاره به موضوع اعزام کاروان های راهیان نور دریایی بیان داشت: امسال ششمین سالی است که میزبان کاروان راهیان نور دریایی هستیم و امروز اولین روز از اعزام این کاروان ها به جزیره خارگ است.

رزمجو با بیان اینکه سال گذشته از 15 استان زائر برای کاروان راهیان نور به استان بوشهر حضور داشتند گفت: امسال نیز با هماهنگی های صورت گرفته امادگی کامل برای میزبانی زائران را داریم.

وی از برپایی نمایشگاهی در جزیره خارگ خبر داد و گفت: این نمایشگاه متشکل از غرفه های مختلف که تداعی بخش حماسه های دفاع مقدس جهت بازدید زائران برپا شده است.

فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه درباره نحوه اعزام زائران به کاروان های راهیان نور گفت: امسال کار ترابری زائران به خارگ با دو شناور انجام می شود همچنین دو شناور آنها را اسکورت خواهد کرد.

کمک یک میلیون ریالی مقام معظم رهبری به 150 خانوار مستمند

سردار رزمجو همچنین از اهدای هدیه از سوی مقام معظم رهبری به 150 خانواده مستند در استان خبر داد و گفت: مبلغ یک میلیون ریال به 150 خانواده مستمند در استان بوشهر از سوی مقام معظم رهبری به عنوان هدیه اهدا اخذ شد و اکنون در مرحله تقسیم آن قرار داریم.

فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه همچنین از با تقدیر از تلاش های اصحاب رسانه در انعکاس مطالب و وقایع اظهار داشت: شغل رسانه در به صورت مستقیم غیر مستقیم در ارتقاء، تعلیم و تربیت اقشار مختلف بسیار موثر است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .