اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Sep 09 2025

چند انفجار در پایتخت قطر؛ اسرائیل می‌گوید رهبری حماس را هدف قرار داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: ارتش اسرائیل روز سه شنبه ۱۸ شهریور اعلام کرد رهبری ارشد گروه افراطی حماس را هدف قرار داده است.

برخی رسانه‌ها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در دوحه، پایتخت قطر، گزارش داده‌اند. خبرگزاری‌های رویترز و اسوشیتدپرس به نقل از شاهدان عینی این خبر را منتشر کرده‌اند.

تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، برخاستن دود از منطقه «کتارا» در دوحه را نشان می‌دهند.

قطر با فاصله کوتاهی «حمله بزدلانه اسرائیل» به خاک خود را محکوم کرد.

در اطلاعیه ارتش اسرائیل که در حساب شبکه ایکس آن منتشر شده است، اشاره‌ای به محل حمله نشده اما آمده است که پیش از حمله «اقداماتی برای کاهش آسیب به افراد غیر درگیر» انجام شد.

یک مقام اسرائیلی در گفت‌وگو با اسوشیتدپرس تأیید کرد که رهبران حماس در قطر هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند. شبکه کان اسرائیل نیز تأیید کرد که علیه رهبران حماس مستقر در دوحه اقدام شده است. گیلی کوهن، گزارشگر امور سیاسی شبکه کان، گفت مقامات اسرائیلی به او گفتند این کشور امروز حمله‌ای در دوحه انجام داده است.

ارتش اسرائیل در بیانیه خود گفته است افرادی که در این حمله هدف قرار گرفتند، سال‌ها گروه حماس را هدایت می‌کردند و به شکل مستقیم مسئول اجرای حمله ۷ اکتبر دو سال پیش به خاک اسرائیل بودند.

ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در روزهای گذشته گفته بود نوبت رسیدگی به رهبری حماس در خارج از اراضی فلسطینی رسیده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جمعه گذشته به کانال تلگرامی «ابوعلی اکسپرس» گفت «به زودی غافلگیری‌هایی داریم» اما توضیح بیشتری نداده بود.

رهبری حماس در قطر در آغاز این هفته در هتل ریتزکارلتون دوحه با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، دیدار کرده بود.

اسرائیل با قطر روابط ندارد اما مقامات ارشد اسرائیل در یک دهه گذشته بارها با رهبری ارشد قطر، عمدتا بر سر مسائل مربوط به حماس و فلسطینیان، دیدار کرده‌اند.

دوحه مناسبات نزدیکی با واشینگتن دارد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در سفر اخیر خود به منطقه از قطر دیدار کرد.

No responses yet

Sep 06 2025

روش کره شمالی برای گسترش سلاح‌های هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

فارین افرز: آنچه قدرت‌های هسته‌ای مشتاق از حملات اسرائیل به ایران آموختند
ویپین نارنگ، استاد امنیت هسته‌ای و علوم سیاسی در کالج فرانک استانتون و مدیر مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به عنوان معاون اصلی و سپس دستیار موقت وزیر دفاع ایالات متحده در سیاست فضایی خدمت کرده است.
پرانای وادی، پژوهشگر ارشد هسته‌ای در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان مدیر ارشد کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
در ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایالات متحده با ایران در ماه ژوئن، تحلیلگران و سازمان‌های اطلاعاتی به طور گسترده در مورد میزان خسارت به برنامه هسته‌ای و رژیم ایران بحث کرده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه مقدار از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران باقی مانده است و با چه سرعتی، اگر اصلاً، می‌توان آن را بازسازی کرد. با این حال، در سطح استراتژیک، تأثیر جنگ غیرقابل انکار است: این جنگ نشان‌دهنده افول استراتژی هسته‌ای است که جمهوری اسلامی از دهه ۱۹۸۰، اغلب با موفقیت، دنبال کرده بود.

برای دهه‌ها، ایران نمونه بارز یک کشور بازدارنده هسته‌ای بود. این کشور به دنبال دانش و فناوری لازم برای تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود بود، اما به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری کرد. این استراتژی آستانه، حداقل برای مدتی موفقیت‌آمیز بود. اگرچه هم اسرائیل و هم ایالات متحده سعی کردند از طریق خرابکاری و ترورهای هدفمند، برنامه هسته‌ای را به طور مداوم به تأخیر بیندازند، اما هیچ یک از این دو کشور آشکارا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله نکردند. سپس، در سال ۲۰۱۵، با امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به نظر می‌رسید که قمار رژیم نتیجه داده است: ایران در ازای پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه خود، از کاهش تحریم‌های بسیار مورد نیاز خود بهره‌مند شد. تهدید ایجاد شده توسط بازدارنده ایران، همراه با تمایل دولت دوم اوباما برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک جامع، منجر به مذاکره موفقیت‌آمیز برای توافق تاریخی شد که برنامه ایران را بسیار دورتر از بمب قرار داد.

اما از زمان جنگ ۱۲ روزه، آن استراتژی در حال فروپاشی است. حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل خسارات قابل توجهی به تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان وارد کرد و ساختار رهبری نظامی ایران را فلج کرد. ایران تمایل واشنگتن برای حمایت از اقدام نظامی اسرائیل و پیوستن به این کارزار را دست کم گرفت. امروز، ایران خود را در برابر حمله به سرزمین‌های وجودی و تلاش‌های تغییر رژیم آسیب‌پذیر می‌بیند، زیرا بمب احتمالاً بسیار دور از دسترس است و موقعیت مذاکره‌اش با غرب ضعیف‌تر از همیشه است.

شکست ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای در آستانه، استراتژی یکی دیگر از دشمنان ایالات متحده، یعنی کره شمالی، را توجیه می‌کند . برخلاف تهران، پیونگ یانگ تا حد زیادی از تأخیر در تسلیحاتی کردن برنامه خود اجتناب کرد؛ این کشور با استفاده از تعامل دوره‌ای برای آزمایش عزم ایالات متحده در مورد توافقات احتمالی، به طور معمول به تاکتیک‌های فریب و وقت‌کشی متکی بود و در طول مسیر، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی عظیمی را تحمل کرد. هنگامی که دیپلماسی شکست خورد، کره شمالی به سرعت برنامه خود را پیش برد، به طوری که رژیم کیم آماده بود تا از موضع قدرت بیشتری به هرگونه تعامل آینده نزدیک شود. در حالی که علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، تلاش می‌کند تا در ایران تجدید قوا کند، کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، با یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های در حال گسترش و تنوع در جهان و شرکای استراتژیک در پکن و مسکو، به عنوان نمونه‌ای از آنچه می‌توانست باشد، ظاهر می‌شود. برای کشورهای بالقوه تکثیرکننده، درس‌ها به طرز خطرناکی واضح هستند: منتظر نمانید تا به بمب دست یابید، فرض کنید قدرت‌های بزرگ حمله خواهند کرد و به اینکه دیپلماسی در دسترس است اعتماد نکنید. به عبارت دیگر، مانند کیم باشید، نه مانند خامنه‌ای. لحظه را از دست داد
تهران جاه‌طلبی و تخصص لازم برای گسترش برنامه انرژی هسته‌ای خود برای اهداف بالقوه نظامی را داشت. این برنامه دو دهه قبل در زمان محمدرضا شاه پهلوی آغاز شده بود و ایران در سال ۱۹۷۰ به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پیوست. در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اکتشافات مخفیانه فناوری‌های حساس‌تر، مانند غنی‌سازی اورانیوم، را آغاز کرد و با کمک کشورهای ثالث به کسب تخصص ادامه داد. از سال ۱۹۸۹، رژیم طرح موسوم به AMAD را تدوین کرد که نقشه راهی برای کارهای نظری و مهندسی مورد نیاز برای تسلیحاتی کردن پس از غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب ایجاد می‌کرد.

اما ایران از آستانه تسلیحاتی شدن عبور نکرد. این کشور به دلایل سیاسی، نه فنی، از این کار دست کشید: پس از افشای فعالیت‌های هسته‌ای مخفی ایران در آغاز قرن بیست و یکم، رهبران ایران طرح AMAD را کنار گذاشتند و ترجیح دادند از تلاش برای ساخت بمب در ازای دریافت کمک‌های اقتصادی و دیپلماتیک صرف نظر کنند. آنها همچنان به این نتیجه رسیدند که عبور از آستانه به عنوان عضوی از NPT، با وجود افزایش حضور نظامی ایالات متحده و آزادی عمل در خاورمیانه، به نفع امنیت و منافع استراتژیک ایران نیست. با این وجود، ایران – با هزینه هنگفت – تخصص فنی، نهادهای بوروکراتیک و زیرساخت‌های صنعتی مورد نیاز برای پیشبرد تحقیقات هسته‌ای غیرنظامی، تولید ایزوتوپ‌های پزشکی و تولید برق را حفظ کرد و در صورت تمایل، آن را برای استفاده نظامی تغییر کاربری داد. رژیم شرط بست که این برنامه آستانه به سه هدف ژئوپلیتیکی خدمت خواهد کرد: به ایران این امکان را می‌دهد که در صورت قریب‌الوقوع بودن تهدید وجودی، به سرعت بمب تولید کند. با عدم اطمینان هر دو کشور در مورد میزان نزدیکی تهران به ساخت بمب، از حمله نظامی اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری می‌کند. و با استفاده از محدودیت‌های این برنامه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای رهایی از تحریم‌های اقتصادی تنبیهی، اهرم فشاری در برابر دشمنان خود در غرب فراهم می‌کند.
تقریباً دو دهه پس از توقف طرح آماد، ایران داوطلبانه از عبور از خط تولید سلاح‌های هسته‌ای خودداری کرد. حتی زمانی که دانشمندان هسته‌ای ایران زرادخانه اولیه‌ای متشکل از پنج سلاح را پیش‌بینی می‌کردند، رهبران سیاسی تهران در مورد اینکه آیا هدف برنامه این کشور دستیابی به زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای است یا معامله بخش‌های بزرگی از آن در ازای امتیازات اقتصادی و سیاسی، مردد بودند. با این حال، آنها تا حد زیادی متقاعد شده بودند که نزدیک شدن به آستانه تسلیحاتی شدن، ملت را از حمله وجودی محافظت می‌کند. پس از سال‌ها سیاست مخاطره‌آمیز با دولت‌های جورج دبلیو بوش و اوبامای اول، به نظر می‌رسید که با انعقاد برجام، که به تهران اجازه می‌داد بخش‌هایی از برنامه را برای تقویت اعتبار و اقتصاد ایران معامله کند، حق با آنها ثابت شد.

اما برجام الزام دولت‌های آینده ایالات متحده به پایبندی به این توافق را الزامی نکرده بود و در دولت اول ترامپ ، ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. پس از این خیانت آشکار، ایران شروع به ذخیره مقادیر زیادی اورانیوم غنی‌شده، از جمله در سطوح خلوصی بسیار نزدیک به خلوص مورد نیاز برای ساخت بمب هسته‌ای، کرد. این اقدامات، اهرم مذاکره‌ای برای یک توافق آینده ایجاد کرد، اما همچنین یک بیمه‌نامه بالقوه در برابر دولت غیرقابل پیش‌بینی اول ترامپ و اسرائیل بود که تمایل خود را برای حمله به ایران پنهان نمی‌کرد. ترور هدفمند قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی، توسط ایالات متحده در سال ۲۰۲۰، احتمالاً این نگرانی‌ها را در ذهن رهبران ایران تشدید کرد.

پس از مذاکرات غیرمستقیم بی‌نتیجه در دوران دولت بایدن و اقدامات نظامی منطقه‌ای فزاینده و تهاجمی اسرائیل در پی حملات گستاخانه حماس در ۷ اکتبر، طبق برخی برآوردها، ایران ظرف چند روز به توانایی غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب رسید. سرانجام، با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، پتانسیل حمله اسرائیل به ایران با حمایت آمریکا ناگهان به واقعیت تبدیل شد و نقص‌های استراتژی آستانه آشکار شد. در ماه ژوئن، تهران بهای تردید خود را پرداخت و ایالات متحده، برای اولین بار در دوران هسته‌ای، به تأسیسات هسته‌ای یک کشور دیگر حمله کرد. اگر ایران در سال ۲۰۰۳ از مرز هسته‌ای عبور کرده بود، ایالات متحده می‌توانست از چنین رویارویی مستقیمی که تمام خطرات حمله به یک دشمن مسلح به سلاح هسته‌ای را به همراه داشت، اجتناب کند.

ستاره شمالی
اینجاست که مورد متضاد کره شمالی آموزنده می‌شود. در دهه 1960، پیونگ یانگ، که با کره جنوبی ، متحد متعارف برتر ایالات متحده در مرز خود، تحت شرایط آتش‌بس، نه صلح، روبرو بود، برنامه‌ای را با تمرکز بر انرژی هسته‌ای آغاز کرد. اما در طول جنگ سرد، به دنبال حمایت برای توسعه سلاح هسته‌ای از اتحاد جماهیر شوروی و چین بود. کره شمالی در اوایل دهه 1990 با امتناع از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برای رسیدگی به اعلامیه‌های ناقص خود در مورد برنامه هسته‌ای خود، بحرانی را برانگیخت و منجر به سوءظن بین‌المللی مبنی بر انجام فعالیت‌های غیرقانونی مرتبط با سلاح‌ها شد. ایالات متحده در سال 1993 به طور جدی حمله به راکتور یونگ‌بیون کره شمالی را در نظر داشت، حتی نقشه‌های نظامی برای حمله به این سایت با مهمات نفوذی که توسط بمب‌افکن‌های رادارگریز پرتاب می‌شدند، طراحی کرد. اما دولت کلینتون از ترس اینکه حمله می‌تواند منجر به تلافی علیه کره جنوبی و جنگی گسترده‌تر شود، این ایده را لغو کرد و در عوض به دنبال یک راه حل دیپلماتیک بود. نتیجه، چارچوب توافق‌شده‌ی ۱۹۹۴ بود که کره شمالی را ملزم می‌کرد ساخت رآکتورهای هسته‌ای مشکوک به استفاده در تولید سلاح را متوقف کند و قابلیت‌های تولید پلوتونیوم موجود این کشور را تحت رژیم بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. در عوض، ایالات متحده و سایر شرکا موافقت کردند رآکتورهای هسته‌ای با قابلیت استفاده کمتر برای کار سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار کره شمالی قرار دهند و سوخت لازم برای رفع نیازهای انرژی را که کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، به عنوان دلیل ساخت رآکتورهای هسته‌ای ذکر کرده بود، تأمین کنند.

اما پیونگ یانگ با رویکردی ریاکارانه به چارچوب توافق‌شده (و هر ابتکار دیپلماتیک هسته‌ای بعدی) نزدیک شد، اغلب به عنوان یک تاکتیک وقت‌کشی، در حالی که اعضای متوالی سلسله کیم برنامه تسلیحات هسته‌ای را در اولویت قرار دادند و تا حد امکان منابع خود را به دنبال کردن قابلیت تسلیحات هسته‌ای اختصاص دادند. برخلاف ایران، کره شمالی علاقه کمی به معامله بخش‌های قابل توجهی از برنامه خود در ازای لغو تحریم‌ها قبل از دستیابی به سلاح هسته‌ای پس از فروپاشی چارچوب توافق‌شده در سال ۲۰۰۳ نشان داد. هنگامی که اطلاعات خارجی یا ناظران بین‌المللی در جریان دیپلماسی هسته‌ای، فعالیت اعلام‌نشده‌ای را آشکار می‌کردند، کره شمالی با آزمایش موشک یا تحریک سئول، فشار را افزایش می‌داد. وقتی ایالات متحده و متحدانش تهدید به تلافی یا حمله کردند، مانند ماجرای یونگ‌بیون، یا پس از آنکه ایالات متحده در واکنش به تعطیلی مجدد تأسیسات کره شمالی تحت چارچوب توافق‌شده، نقض تعهدات NPT و خروج آن از این پیمان در سال ۲۰۰۳، بمب‌افکن‌های خود را در حالت آماده‌باش قرار داد، کیم ایل سونگ و بعداً کیم جونگ ایل به سمت دیپلماسی روی آوردند و با فریبکاری قول دادند که فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات را متوقف کرده و به دیپلماسی حسن نیت روی آورند. در تمام این مدت، کره شمالی به طور مداوم زیرساخت‌های هسته‌ای، طراحی‌های تسلیحاتی و برنامه‌های موشکی خود را توسعه می‌داد و اغلب کار را بین لحظات مهم تعامل با ایالات متحده تسریع می‌کرد.

امروز، کیم جونگ اون بر روی یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای رو به رشد جهان نشسته است، با گزینه‌های متنوعی برای حمله به کره جنوبی و ژاپن، از جمله سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی احتمالی و موشک‌های دوربرد برای هدف قرار دادن ایالات متحده. با این زرادخانه، رهبر کره شمالی به توانایی خود در جلوگیری از حمله ایالات متحده یا کره جنوبی یا تلاش برای تغییر رژیم اطمینان بیشتری دارد. وضعیت ایران نیز نمی‌توانست متفاوت‌تر از این باشد. با توجه به اینکه برنامه نظامی و هسته‌ای او حداقل به طور موقت از هم پاشیده و رژیمش شکننده است، خامنه‌ای بهای عدم تأمین بیمه هسته‌ای را پرداخته است. تندروهای ایران ممکن است احساس کنند که عدم تسلیحاتی کردن و دنبال کردن دیپلماسی با قدرت‌های بزرگ، ایران را در برابر حملاتی آسیب‌پذیر کرده است که استراتژی قاطع کره شمالی در زمینه گسترش سلاح‌های هسته‌ای به جلوگیری از آنها کمک کرده است.

تاریکی
همانطور که تجربه ایران نشان داده است، استراتژی آستانه گسترش سلاح‌های هسته‌ای نه تنها برای بازداشتن کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه ممکن است تمایل آنها را برای حمله پیشگیرانه به این برنامه افزایش دهد، زیرا آنها در مورد وضعیت واقعی تسلیحاتی شدن آن بی‌اطلاع می‌مانند. حفظ مبنای فنی برای توانایی توسعه سریع سلاح‌های هسته‌ای – آنچه استراتژیست‌های هسته‌ای آن را تأخیر می‌نامند – به اندازه داشتن قابلیت‌های هسته‌ای، بازدارندگی مؤثری ندارد. برعکس، کشوری با یک برنامه هسته‌ای نهفته، هدف مناسبی برای دشمنان و کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که به دنبال جلوگیری از تسلیحاتی شدن هستند و ممکن است وسوسه شوند قبل از اینکه فرصت انجام این کار بسته شود و کشور بتواند به طور موجهی تهدید به انتقام هسته‌ای کند، سریعاً اقدام کنند.

اسرائیل در ماه ژوئن چنین فرصتی را دید و از آن نهایت استفاده را برد و حمله‌ای را انجام داد که نتانیاهو و جناح راست اسرائیل سال‌ها آرزوی آن را داشتند. برای قدرت‌های مشتاق هسته‌ای، درس روشن بود: تبلیغ و نمایش برنامه هسته‌ای در برابر قدرت‌های نظامی بسیار قوی‌تر، بدون داشتن بمب هسته‌ای برای جلوگیری از حمله پیشگیرانه، یک بازی خطرناک است. بعید است که گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای این اشتباه را تکرار کنند. گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای مانند لهستان، عربستان سعودی، کره جنوبی، اوکراین و امارات متحده عربی، علاوه بر اینکه تسلیحاتی شدن را تا زمانی که ایران انجام داد به تعویق نمی‌اندازند، احتمالاً امنیت عملیاتی بالاتر را در اولویت قرار می‌دهند و سعی می‌کنند برنامه‌های خود را از ضد گسترش‌دهندگان سلاح‌های هسته‌ای به طور مؤثرتری نسبت به ایران پنهان کنند. گسترش‌دهندگان آینده سلاح‌های هسته‌ای احتمالاً به دنبال تسلیحاتی شدن با حداکثر سرعت ممکن خواهند بود و این کار را مخفیانه انجام خواهند داد.

برخلاف برنامه ایران که نمی‌توانست در طول دوره طولانیِ احتیاط و روند دیپلماتیکِ پر فراز و نشیبی که طی آن تهران مجبور شد در مورد فعالیت‌های خود شفاف‌تر باشد، پنهان بماند، این برنامه‌های بالقوه ممکن است نه در مراحل پیش از تسلیحاتی شدن به عنوان اهرم دیپلماتیک، بلکه تنها پس از اعلام یا آزمایش سلاح هسته‌ای آشکار شوند. بنابراین، گسترش‌دهندگان آینده ممکن است حاضر باشند با زیرزمینی کردن کامل برنامه خود، سرعت را فدای امنیت کنند و هر آنچه را که می‌توانند از صنعت و فناوری هسته‌ای غیرنظامی خود به دست آورند. چنین رویکردی ممکن است برای رژیم‌های کاملاً بسته آسان‌تر از دموکراسی‌ها باشد. با این وجود، حتی برای دموکراسی‌های باز نیز این امکان وجود دارد که برنامه‌های تسلیحاتی کوچک و مؤثر مخفیانه داشته باشند – هند، ظاهراً اسرائیل و آفریقای جنوبی همگی تلاش‌های مخفیانه‌ای برای تسلیحاتی شدن انجام داده‌اند. گسترش‌دهندگان، از جمله دموکراسی‌ها، ممکن است حاضر باشند رسوایی بین‌المللی نهایی را که با نقض یا خروج از توافق‌نامه‌های عدم اشاعه به نام امنیت ملی همراه است، بپذیرند.

مورد سوریه بشار اسد را در نظر بگیرید . در دهه اول قرن بیست و یکم، همزمان با اینکه ایران طرح AMAD را متوقف کرد، سوریه با عجله به ساخت و تقریباً تکمیل یک برنامه مخفی سلاح‌های هسته‌ای پرداخت. اما در سال ۲۰۰۷، اطلاعات اسرائیل به طور اتفاقی به شواهدی از یک رآکتور هسته‌ای سوریه – یک ماکت مینیاتوری از تأسیسات یونگ‌بیون کره شمالی – که در یک مجتمع روی زمینی نامشخص در نزدیکی رودخانه فرات قرار داشت، برخورد کرد. با توجه به اینکه این رآکتور احتمالاً تنها چند هفته تا سوخت‌گیری فاصله داشت (پس از آن حمله به آن از نظر زیست‌محیطی خطرناک بود)، اسرائیل آن را با حملات هوایی هدف قرار داد. با این حال، این ماجرا درس عبرتی در مورد برنامه‌های مخفی ارائه داد. سوریه با وجود قرار گرفتن در فهرست نظارت بر گسترش سلاح‌های هسته‌ای غرب، توانست امنیت عملیاتی چشمگیری را برای یک رآکتور هسته‌ای روی زمینی حفظ کند. تنها یک تلاش اطلاعاتی مصمم – و کمی شانس – برنامه سلاح‌های هسته‌ای را کشف کرد. حتی اگر آنها از شتاب کره شمالی برای دستیابی به بمب دست بردارند، گسترش‌دهندگان هسته‌ای در آینده به احتمال زیاد به مدل مخفیانه سوریه روی خواهند آورد تا مدل شفاف‌تر ایران.

پیشنهاد نهایی
جنگ ۱۲ روزه علاوه بر پایان استراتژی هسته‌ای آستانه، احتمالاً پیامد مهم دیگری نیز خواهد داشت. این جنگ، دیپلماسی با کشورهای آینده که مشتاق سلاح‌های هسته‌ای هستند را به طرز فوق‌العاده‌ای دشوار خواهد کرد. در مورد ایران، تندروها اکنون ممکن است قدرت بیشتری در داخل رژیم و نفوذ بیشتری در رهبر معظم انقلاب داشته باشند. آنها همچنین می‌توانند به طور قانع‌کننده‌ای ایالات متحده و اسرائیل را که همزمان با مذاکرات تهران با واشنگتن وارد عمل شدند، ناتوان و بی‌میل به یافتن مسیر دیپلماتیک به جلو نشان دهند. در واقع، واشنگتن و تهران اکنون با چیزی روبرو هستند که محقق جیمز فیرون آن را «مشکل تعهد» توصیف کرده است. هر دو طرف ممکن است نتیجه دیپلماتیک را ترجیح دهند، اما انگیزه‌های قوی برای اجتناب از مذاکرات دارند، به ویژه از آنجایی که هر طرف اعتماد کمی به دیگری دارد و فرض می‌کند که در هر توافق آینده‌ای نقض عهد خواهد کرد. در ایالات متحده، قطب‌بندی شدید همچنان مانع جایگزینی مناسب و دو حزبی برای برجام خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با اعتماد به ایالات متحده یا گروه 1+5 – گروهی از کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد که در توافق 2015 حضور داشتند – از جنگ بیرون نیامد. در عوض، او اکنون ممکن است معتقد باشد که تنها بیمه‌ای که دشمنان ایران به آن احترام خواهند گذاشت، سلاح هسته‌ای است. او همچنین احتمالاً می‌خواهد هرگونه مذاکره آینده را از موضع قدرت دنبال کند. در حالی که فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای خود، اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل متحد با مکانیزم ماشه را دنبال می‌کنند، مجلس شورای اسلامی ایران در حال بررسی قانونی است که خروج از NPT را توصیه می‌کند و یادآور گام مهمی است که کره شمالی دو دهه پیش در مسیر دستیابی به بمب برداشته است.

سیاست‌گذاران آمریکایی هنوز هم می‌توانند کسانی را که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای دارند از دنبال کردن بمب منصرف کنند. ارکان مهم سیاست عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای آمریکا، حتی در چالش‌برانگیزترین روزهای جنگ سرد و پس از آن، در آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند. با پایبندی به معماری بازدارندگی گسترده ایالات متحده و تقویت آن، می‌توان به متحدان و شرکای ایالات متحده در اروپا و آسیا اطمینان داد تا آنها به دنبال پوشش امنیتی بمب هسته‌ای خود نباشند و با تلاش برای دستیابی به آن، حملات خطرناکی را به خود دعوت نکنند. مقامات آمریکایی باید هزینه‌های دنبال کردن سلاح هسته‌ای را برای هر کسی که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای را دارد، از جمله قطع کمک‌های نظامی، توقف تجارت مرتبط با هسته‌ای، اعمال تحریم‌ها و تهدید به اقدام نظامی، تأکید و روشن کنند. و از همه مهم‌تر، رهبران ارشد باید سابقه چشمگیر NPT و رژیم عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تصدیق و احترام کنند: اینکه فقط نه کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند، نه ۲۵ کشوری که جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، زمانی پیش‌بینی کرده بود، نتیجه شانس کورکورانه نیست. این محصول دهه‌ها توجه در سطح ریاست جمهوری در طول جنگ سرد است، زمانی که سیاست هسته‌ای یک موضوع استراتژی کلان بود و نه یک حوزه تخصصی، و دیپلماسی قوی و مداوم عدم اشاعه در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده در اولویت قرار داشت.
اما تهدید ایالات متحده به لغو ۸۰ سال تجربه و عملکرد عمدتاً موفق در سیاست عدم اشاعه، انگیزه‌هایی را برای متحدان و دشمنان ایجاد می‌کند تا به دنبال سیاست‌های بیمه هسته‌ای خود باشند. جنگ ۱۲ روزه هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد تا از این تصور اشتباه رهایی یابند. برای کسانی که در آینده به دنبال اشاعه سلاح‌های هسته‌ای خواهند بود، تکیه بر ایالات متحده برای تحقق وعده توافقی مانند توافقی که در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد، شرط‌بندی بدی به نظر می‌رسد. کیم جونگ ایل سرانجام به این نتیجه رسید که خطرات معامله با ایالات متحده و سیستم آشفته ایالات متحده، ارزش سود آن را ندارد. پسرش بر این دیدگاه تأکید بیشتری کرد. مقامات ایرانی ممکن است فرض کرده باشند که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود دیپلماسی را تهاجمی‌تر دنبال خواهد کرد، همانطور که رویکرد دولت او در بهار ۲۰۲۵ به ایران نشان می‌داد. اما این امید در ماه ژوئن به طور ناگهانی با تخریب تأسیسات اصلی که ایران را بیش از هر زمان دیگری به آستانه سلاح هسته‌ای نزدیک کرده بود، پایان یافت.

حتی پس از این عقب‌گرد شدید، پیشرفت‌های فنی و پایگاه دانش ایران و مقادیر قابل توجهی از مواد هسته‌ای که قبلاً جمع‌آوری کرده بود، احتمالاً باقی مانده است. تهران ممکن است هنوز فرصتی برای بازگشت به برنامه هسته‌ای خود پیدا کند و اگر این اتفاق بیفتد، ممکن است رویکرد کره شمالی را در پیش بگیرد و تا رسیدن به بمب متوقف نشود. با انجام این کار، ممکن است مسیر خود را به سمت یک بیمه‌نامه برای یک عصر هسته‌ای جدید و پر هرج و مرج پیدا کند. به طور متناقضی، اقدام نظامی واشنگتن علیه برنامه هسته‌ای ایران ممکن است حرکت گسترش‌دهندگان بالقوه به سمت بمب را تسریع، سخت‌تر و پنهان کرده باشد.

No responses yet

Sep 02 2025

Regime Collapse in Iran: A Necessity for Regional Stability?

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنگ,سیاسی

Henryjacksonsociety: Iran has recently suffered several significant strategic setbacks that began with Israel targeting its air defences in April 2024 in response to Iran’s own missile attack on Israel, followed by the decapitation of Hezbollah and the fall of the Assad regime. This series of events was concluded with the 12 Day War of 13th-24th June 2025 in which Israel and the US successfully targeted Iran’s nuclear and ballistic missile facilities as well as eliminating senior Islamic Revolutionary Guards Corps (IRGC) commanders. The future of the regime was unclear while the Supreme Leader, hunkered down in a bunker, was not reachable to give orders. Not only was the strategic calculus of the Iranian regime undermined, but so was the Supreme Leader’s cult of personality which underpins the entire regime. This was the first time that Iran had been held to account for its malign activities after its ability to – over decades – establish new norms of terrorism that had not only led to the October 7 massacre, but the killing of over 1,000 US service people across the region .

Israel’s spearheading of the attacks that destabilised the Iranian regime was greenlit by the Trump administration. This was a reversal of the Biden administration’s commitment to ‘deescalation’ that only served to embolden the Iranian regime further, as referred to in my report “Restoring Deterrence: Destabilising the Iranian Regime” that was published in May 2024.

This was also a departure for Israel and the US. Until recently, Israel maintained a purely defensive posture, striking at Iranian proxies on its immediate borders. This shielded Iran, which uses its terrorist proxies to enhance its strategic depth. The Trump administration had also shifted from maintaining a transactional ‘America First’ foreign policy that was reluctant to engage in foreign interventions to suddenly joining Israel’s strikes by dramatically bombing three enrichment sites in Iran: Fordow, Natanz and Isfahan. Suddenly Iran was exposed, and the regime appeared brittle.

Going forwards, Israel must maintain its air supremacy that affords it operational freedom in Iran. Rather than merely target uranium enrichment facilities, Israel must reconcile itself to the fact that it is the very nature of the regime that causes its nuclear goals to remain unchanged. Indeed, achieving a nuclear capability is deemed critical for regime survivability. Therefore, Israel and the US should adopt a broader strategy of seeking to topple the Iranian regime, rather than merely reacting to Iran’s malign activities in a symptomatic manner.

This report attempts to identify the likelihood of Iran backsliding into greater authoritarianism as well as sources of the current regime’s resilience and vulnerabilities. This will enable determination of which levers can be used to undermine the regime and ultimately lead to regime collapse and replacement with a better alternative.

Read the report here

No responses yet

Sep 02 2025

اندیشکده هنری جکسون: رژیم ایران در آستانۀ فروپاشی است، باید از خطر جنگ داخلی پرهیز کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنگ,سیاسی

رادیوفرانسه: اندیشکده آمریکایی-بریتانیایی «هنری جکسون» در گزارشی هشدار داده است که جمهوری اسلامی ایران پس از شکست‌های سنگین منطقه‌ای در لبۀ فروپاشی قرار گرفته و هرگونه خلأ قدرت می‌تواند کشور را به جنگ داخلی و منطقه را به بی‌ثباتی گسترده بکشاند. این گزارش راه برون‌ رفت را نه در مداخلۀ نظامی، بلکه در گذار سریع و کم‌هزینه به دموکراسی، همراه با تقویت اپوزیسیون و حمایت اقتصادی از ایران پس از جمهوری اسلامی می‌داند.
اندیشکده هنری جکسون (Henry Jackson Society) در گزارشی که روز شنبه بیست‌وهشت اوت منتشر کرد، هشدار داد که جمهوری اسلامی ایران در لبۀ فروپاشی قرار گرفته و هرگونه خلأ قدرت می‌تواند کشور را به سوی جنگ داخلی و منطقه را به سمت بی‌ثباتی گسترده سوق دهد. در این گزارش آمده است که باید “به هر قیمتی” از جنگ داخلی در ایران پرهیز شود و گذار سیاسی در ایران تنها در صورتی موفقیت‌آمیز خواهد بود که “سریع و کم‌هزینه” باشد.

بر اساس این گزارش، مجموعه‌ای از شکست‌های راهبردی موقعیت جمهوری اسلامی را به ‌شدت تضعیف کرده است: حملات هدفمند اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ و ژوئن ۲۰۲۵ توان دفاع هوایی ایران را درهم شکست؛ نابودی بازوهای نیابتی تهران – حماس و حزب‌الله – نفوذ منطقه‌ای آن را کاهش داد و سقوط رژیم بشار اسد، متحد اصلی ایران در منطقه، ضربۀ دیگری به “عمق راهبردی” جمهوری اسلامی وارد ساخت. به این ترتیب، سیاست موسوم به “حلقۀ آتش”، یعنی محاصرۀ اسرائیل از طریق نیروهای نیابتی، اکنون “به‌کلی بی‌اثر شده است”.

با این حال، گزارش تأکید می‌کند که تهران همچنان خواهد کوشید فعالیت‌های تروریستی، برنامۀ هسته‌ای و موشکی خود را بازسازی کند. جمهوری اسلامی مدعی است که مواد شکافت‌پذیر هسته‌ای خود را پیش از حملات اخیر جابجا کرده و از این رو همچنان “تهدیدی معتبر” به‌شمار می‌رود.

به نوشتۀ اندیشکده هنری جکسون، تمرکز قدرت در رأس نظام ایران و تشدید اقتدارگرایی شکاف‌هایی میان جناح‌های رقیب -اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان – ایجاد کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بخش عمده‌ای از اقتصاد کشور را در قالب یک قرارگاه عظیم اقتصادی در کنترل دارد، از توان و زیرساخت لازم برای بازسازی نفوذ خود برخوردار است. قرارگاه “خاتم‌الانبیا”، بازوی اقتصادی سپاه، بر صنایع کلیدی از انرژی و خودروسازی گرفته تا الکترونیک، ساختمان و لجستیک تسلط دارد. با این همه، خطر شکل‌گیری یک حکومت اقتدارگرا و ضدغربی بدون حضور مستقیم سپاه نیز وجود دارد. به باور نویسندگان گزارش، حتی در صورت تغییر رژیم، امکان استقرار نوعی استبداد دیگر – چه مذهبی و چه ناسیونالیستی -بسیار محتمل است.

در همین گزارش، به نقل از یک شهروند ایرانی آمده است : “مردم ایران از فساد و سرکوب و انزوای بین‌المللی حکومت اسلامی خسته‌اند، اما این به معنای پذیرش حملات خارجی نیست. وقتی بمب‌ها بر شهرهایی چون تهران، اصفهان یا تبریز فرود می‌آیند و کودکان کشته می‌شوند، دشوار است که مردم آن را چیزی جز تجاوز غیرقانونی و نامتناسب ببینند.” او تأکید کرده که مردم ایران خواهان تغییر هستند “اما نه از مسیر خشونت بیرونی”، زیرا چنین حملاتی صدای اپوزیسیون را به‌عنوان “همدست دشمن خارجی” جلوه می‌دهد و راه دموکراسی را دشوارتر می‌کند.

انجمن هنری جکسون همچنین هشدار می‌دهد که مداخلۀ نظامی خارجی می‌تواند مقاومت قومی را تشدید کند. گروه‌هایی چون پژاک یا جنبش عربی آزادی‌بخش اهواز ممکن است به‌ مبارزه مسلحانه علیه سپاه روی آورند. این روند، هرچند می‌تواند به تضعیف رژیم کمک کند، اما خطر تجزیۀ قدرت و ایجاد “خلأ سیاسی” پس از سقوط جمهوری اسلامی را در پی دارد.

برای پرهیز از این سناریو، گزارش پیشنهاد می‌کند که غرب اپوزیسیون ایران را یاری کند تا به چارچوبی فراگیر برای آیندۀ کشور تبدیل شود؛ چارچوبی که هم نمایندۀ واقعیت چندقومیتی ایران باشد و هم مانع از جدایی‌طلبی شود.

به باور این اندیشکده، بهترین سناریو تغییر قدرت در ایران استقرار یک دموکراسی مشارکتی بر پایۀ سرمایۀ فرهنگی و آموزشی مردم ایران است. اما چنین آینده‌ای تنها در صورتی محقق خواهد شد که اپوزیسیون چشم‌اندازی روشن و یکپارچه ارائه دهد. در حال حاضر، این اپوزیسیون پراکنده و فاقد رهبری مشترک است…

انجمن هنری جکسون معتقد است که فرصت بزرگی برای غرب وجود دارد تا با شناسایی و حمایت از گروه‌های تبعیدی و هماهنگ‌کردن مواضع آن‌ها، زمینۀ گذار قدرت در ایران را فراهم آورد. این حمایت باید با برنامۀ اقتصادی مشخصی همراه باشد تا گذار سیاسی بدون فروپاشی خدمات حیاتی مانند آب، برق، بهداشت و توزیع مواد غذایی صورت گیرد.

گزارش در پایان تأکید می‌کند که مداخلۀ نظامی صرف “پاسخی زیانبار” است، زیرا به انسجام داخلی رژیم می‌انجامد. راه‌حل، به گفتۀ نویسندگان گزارش، ترکیبی است از فشار خارجی -تحریم‌ها و حملات هدفمند – و فشار داخلی از رهگذر اپوزیسیون سازمان‌یافته و بازتعریف هویت ملی ایران. به این ترتیب، می‌توان از خلأ قدرت و هرج‌ومرج پس از فروپاشی جلوگیری کرد و زمینۀ گذار به نظمی دموکراتیک را فراهم ساخت.

No responses yet

Aug 29 2025

فشار جمهوری اسلامی برای سانسور اثرات مکانیسم ماشه؛ تکذیب «دلار ۱۶۵ هزار تومانی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سانسور,سیاسی

موج جدید سقوط ارزش پول ملی در ایران

صدای‌آمریکا: همزمان با فشار جمهوری اسلامی بر رسانه‌ها برای سانسور اثرات مخرب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی، یک نهاد اقتصادی مجبور به تکذیب گزارش خود درباره احتمال دلار ۱۶۵ هزار تومانی شد.

همزمان با فعال‌شدن مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی در شورای امنیت، هرچند مقامات جمهوری اسلامی تلاش دارند که وضعیت را عادی جلوه دهند اما برخی نهادهای تخصصی اقتصادی می‌گویند بازگشت تحریم‌ها به سقوط بیشتر اقتصادی در ایران منجر می‌شود. مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی گزارش جدیدی درباره «آثار اقتصادی بازگشت تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل بر اقتصاد ایران» منتشر کرد که در آن از احتمال افزایش نرخ دلار به ۱۶۵ هزار تومان و تورم ۹۰ درصدی در صورت فعال‌ شدن مکانیسم ماشه خبر داده بود. این نهاد روز جمعه گزارش خود را تکذیب کرد.

این تکذیب بعد از صدور دستورالعمل محرمانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران خطاب به مدیران و سردبیران رسانه‌ها، خواستار اعمال محدودیت جدی بر نحوه پوشش خبری فعال‌سازی مکانیسم ماشه صورت گرفت.

دولت پزشکیان از رسانه‌ها خواسته که با آنچه «حفظ آرامش روانی جامعه» نامیده، از انتشار هرگونه تیتر یا تحلیل «هیجانی»، «بحران‌زا» یا «تحریک‌آمیز» در پوشش خبرهای مربوط به اسنپ‌بک خودداری کنند. به رسانه‌ها تاکید شده که تیترهای آن‌ها باید «آرام» باشد و از «القا و برجسته‌سازی مشکلات اقتصادی» نیز بپرهیزند، زیرا ممکن است موجب «افزایش انتظارات تورمی» یا «افزایش قیمت ارز، طلا و سکه» شود.

در این دستور به رسانه‌ها حتی دستور داده شده با بهره‌گیری از کارشناسان منطقه‌ای و تحلیل‌هایی که حاکی از «ضعف اروپا» و «وابستگی آن به آمریکا» است، فضای رسانه‌ای را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که «قدرت ایران در مقابله با تحریم‌ها» برجسته شود.

با وجود سانسور حکومت جمهوری اسلامی، مردم در ایران به شرایط اقتصادی موجود معترضند. این روزها در ایران به خاطر ناکارآمدی مقامات قطع برق، مشکلات آلودگی و زیست محیطی گسترده شده است. روز پنجشنبه وزارت امور خارجه آمریکا افزایش هفت برابری قیمت برق با وجود قطعی مکرر آن در ایران را «نمونه دیگری از استثمار بی‌امان مردم» توسط جمهوری اسلامی دانست.

در بیانیه کوتاه وزارت امور خارجه ایالات متحده که در حساب رسمی «یو.اس.ای. به فارسی» در ایکس منتشر شده آمده است: «[بهای] قبوض برق در ایران به شدت افزایش یافته و نسبت به سال گذشته نزدیک به هفت برابر شده است.»

در این بیانیه همچنین شرح داده شده است: «ایرانیان که پیش از این نیز با قطعی مکرر برق مواجه بودند، اکنون مجبورند با وجود مصرف کمتر برق، نرخ‌های بسیار بالاتری را بپردازند.»

وزارت امور خارجه آمریکا تأکید کرده است: «این نمونه دیگری از استثمار بی‌امان مردم توسط این رژیم است.»

هم‌زمان، گزارش‌های شهروندی حاکی از این است که روز پنج‌شنبه ششم شهریور، گروه قابل توجهی از شهروندان در محله باغ فیض تهران در اعتراض به «قطعی مکرر و طولانی‌مدت برق» تجمع کردند.

با وجود مشکلات روزافزون معیشتی در ایران و ناتوانی مقامات حکومتی در مهار بحران‌های متعدد، از جمله تأمین آب، برق، و سوخت برای شهروندان، جمهوری اسلامی ثروت ملی ایران را برای گسترش تروریسم و تجهیز نیروهای نیابتی‌اش در منطقه هزینه می‌کند، موضوعی که پیش از این مورد تأکید مقامات آمریکا قرار گرفته است.

این اعتراض‌ها با تشدید سقوط ارزش پول ملی ایران و افزایش قیمت دلار هم‌زمان است.

در لحظه تنظیم این گزارش، قیمت هر یک دلار آمریکا در بازار آزاد ایران ۱۰۳ هزار و ۳۳۰ تومان است.

در روزهای گذشته اعتراضات مردمی در تهران، شیراز، کازرون، شهریار، سبزوار، نیشابور، آمل، و رشت با شعارهای ضدحکومتی از جمله «نه غزه نه لبنان، فقط مردم ایران»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، و «آب برق زندگی، حق مسلم ماست» جریان داشته است.

No responses yet

Aug 27 2025

سه کشور اروپایی عضو برجام احتمالاً پنجشنبه روند «مکانیسم ماشه» را علیه ایران کلید می‌زنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند که اگر ایران دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد

رادیوفردا: چهار دیپلمات غربی به خبرگزاری رویترز گفته‌اند که بریتانیا، فرانسه و آلمان، موسوم به تروئیکای اروپایی، احتمالاً از روز پنج‌شنبه، ششم شهریور، روند فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» را آغاز خواهند کرد.

این منابع روز چهارشنبه در عین حال گفتند که این سه کشور امیدوارند تهران در ۳۰ روز آینده تعهداتی دربارهٔ برنامه هسته‌ای خود ارائه دهد تا مانع از اجرای عملی این تصمیم شوند.

نمایندگان تروئیکای اروپایی روز چهارم شهریور با نمایندگان ایران دیدار کردند تا پیش از موعد میانهٔ اکتبر، زمانی که اختیار بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران را از دست می‌دهند، دیپلماسی را احیا کنند.

اما سه دیپلمات اروپایی و یک دیپلمات غربی به رویترز گفتند این گفت‌وگوها به تعهدات ملموس از سوی ایران منجر نشد، هرچند هنوز امکان ادامهٔ مذاکره وجود دارد.

به گفتهٔ این منابع، روند بازگرداندن تحریم‌ها احتمالاً از پنج‌شنبه کلید می‌خورد و شامل بازگشت تحریم‌های مالی، بانکی، انرژی و دفاعی ایران خواهد بود.

سازوکار ماشه عنوانش به صورت مستقیم در برجام نیامده، اما اجرای «مکانیسم ماشه» به این معنا است که تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران که در سال ۱۳۹۴ بر اساس برجام ملغی شده بود، بازخواهد گشت.

سه کشور اروپایی طرف برجام بارها به تهران هشدار داده‌اند که اگر برای حل‌وفصل برنامۀ هسته‌ای خود گفت‌وگو نکند، از این سازوکار که به معنی بازگشت خودکار تحریم‌ها است، استفاده خواهند کرد.

🚨🇫🇷🇬🇧🇩🇪🇪🇺🇮🇷☢️A senior European diplomat involved in the Iran talks tells me: “European leaders are nearing a decision on starting the snapback process against Iran. It would take a diplomatic miracle to prevent that from happening”

— Barak Ravid (@BarakRavid) August 27, 2025

این روند در شورای امنیت سازمان ملل ۳۰ روز طول می‌کشد تا اجرایی شود.

یک دیپلمات غربی گفته است «مذاکرات واقعی از زمانی آغاز می‌شود که نامه رسمی به شورای امنیت ارسال شود».

وزارت خارجه آلمان تأیید کرده که «مکانیسم ماشه» همچنان روی میز است، اما لندن و پاریس واکنش فوری نشان نداده‌اند. تهران هشدار داده است که در صورت بازگرداندن تحریم‌ها «پاسخی سخت» خواهد داد.

بازگشت بازرسان

این تحولات هم‌زمان با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران رخ داده است.

در پی جنگ ۱۲ روزه و بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و آمریکا، تهران همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تعلیق کرد و بازرسان این نهاد ناظر سازمان ملل نیز ایران را ترک کردند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، روز چهارم شهریور گفت بازرسان اجازه ورود به کشور یافته‌اند، اما هنوز توافقی دربارهٔ محدودهٔ دسترسی آنان یا نحوه همکاری کامل با تهران وجود ندارد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز به نمایندگان مجلس گفته است توافقی دربارهٔ ازسرگیری کامل همکاری با آژانس به دست نیامده است.

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند اگر ایران بازرسی‌های کامل آژانس را از سر بگیرد و دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد.

بر اساس گزارش آژانس، ایران اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی کرده و پیش از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران، به اندازه‌ای مواد در اختیار داشت که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌توانست برای شش سلاح هسته‌ای کافی باشد.

با این حال آژانس گفته است درحالی که نمی‌تواند صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای تهران را تأیید کند، هیچ نشانهٔ معتبری از پروژهٔ تسلیحاتی هماهنگ در ایران نیز در دست ندارد.

به نوشتهٔ رویترز، یک دیپلمات اروپایی افزوده که ایران در نشست اخیر با تروئیکای اروپایی نشانه‌هایی از تمایل به ازسرگیری مذاکرات مستقیم با آمریکا نشان داده، اما یک منبع ایرانی گفته این امر تنها در صورتی ممکن است که واشینگتن تضمین دهد در طول مذاکرات حملهٔ نظامی انجام نخواهد داد.

تهران و واشینگتن در ماه‌های اخیر پنج دور مذاکرات هسته‌ای برگزار کردند و دور ششم آن که قرار بود ۲۵ خرداد در مسقط برگزار شود در پی حملات اسرائیل به ایران لغو شد.

واکنش‌ها به بازگشت بازرسان

بازگشت بازرسان به ایران روز چهارشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، تأیید شد.

او گفت که «شروط مجلس رعایت شده است»، اما شماری از نمایندگان از جمله محمدتقی نقدعلی و کامران غضنفری این اقدام را «نقض» قانون مجلس دانستند.

برخی دیگر، از جمله امیرحسین ثابتی، حضور بازرسان را «جاسوسی در پوشش بازرس» خواندند و توافق عباس عراقچی با آژانس را «فاجعه» توصیف کردند.

یک روز بعد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در بیانیه‌ای گروسی، مدیرکل آژانس، را «عنصر سرسپرده آمریکا و رژیم صهیونیستی» خواند و تأکید کرد که تهران به آژانس «اعتمادی ندارد». این کمیسیون از دولت خواست قانون تعلیق همکاری را به‌طور کامل اجرا کند.

در همین حال، روزنامه وال‌استریت جورنال گزارش داده است که تدابیر حفاظتی پیرامون رافائل گروسی در هفته‌های اخیر افزایش یافته است. در ایران، مقام‌های تندرو و رسانه‌هایی مانند روزنامهٔ کیهان پیش‌تر گروسی را «عامل اسرائیل» معرفی کرده و خواهان محاکمه یا «مجازات سخت» او شده بودند.

کارشناسان یادآور شده‌اند که یکی از دلایل اصلی ایران برای ادامه همکاری نسبی با آژانس، نیاز به تعویض سوخت نیروگاه بوشهر است که تنها در حضور بازرسان این نهاد امکان‌پذیر است.

No responses yet

Aug 27 2025

به‌دلیل اظهارات پیرامون جنگ ۱۲ روزه؛ کیفرخواست ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده تهران صادر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,درگیری جناحی,سیاسی

خبرگزاری هرانا: دادستان تهران از صدور کیفرخواست ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مردم تهران در مجلس و ارسال پرونده وی به دادگاه خبر داد. این اقدام قضایی پس از اظهارات این نماینده مجلس در واکنش به جنگ ایران و اسرائیل صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از همشهری‌ آنلاین، کیفرخواست پرونده ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مردم تهران در مجلس، صادر شد.

دادستان تهران با اعلام این خبر اظهار داشت که این اقدام قضایی در پی اظهارات آقای ظهره‌وند در رابطه با جنگ ۱۲ روزه صورت گرفته است. علی صالحی گفت که پرونده این نماینده مجلس با قرار جلب دادرسی به دادگاه ارسال شده است.

عالی‌ترین مقام قضایی تهران، اظهارات نماینده یادشده را در «تعارض با امنیت ملی» دانسته و مدعی شده که این سخنان موجب «تشویش اذهان عمومی» شده است.

ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران، پیشتر طی مصاحبه‌ای در واکنش به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل گفته بود: «دولت درحال بستن پرونده انقلاب اسلامی است و قصد دارد نظام را به پایان برساند.»

No responses yet

Aug 26 2025

مقام حکومت جمهوری اسلامی پیمان استراتژیک با روسیه را «کشک» تعبیر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بدون دسته بندی,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

صدای آمریکا: محمد صدر که از مقامات ارشد وزارت خارجه جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر بوده و اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، می‌گوید پیمان استراتژیک جمهوری اسلامی با روسیه «کشک» است و روسیه در «روز مبادا، مثلا جنگ با آمریکا» به حکومت جمهوری اسلامی کمکی نمی‌کند.

او گفت روسیه از اولین کشورهایی‌ست که اسرائیل را به رسمیت شناخته است. او همچنین گفت: ترکیه عضو ناتو است و ناتو مقابل روسیه است. با این حال روسیه حاضر شد اس-۴۰۰ به ترکیه بدهد اما به ما که با او پیمان استراتژیک داریم نمی‌دهد. مدت‌هاست بحث خرید هواپیمای سوخو-۳۵ مطرح است و با وجودی که سوخو-۵۰ هم ساخته‌اند، همان سوخو-۳۵ را هم به ما نمی‌دهند.

محمد صدر، برادرزاده «امام موسی صدر» و پدر همسر یاسر خمینی، فرزند احمد خمینی است. او از زمان دولت خاتمی و تا دولت روحانی سمت‌هایی در وزارت خارجه داشت و اکنون مشاور عباس عراقچی است.

محمد صدر در گفتگو با برنامه اینترنتی «سینرژی» دو ادعای دیگر کرد. از جمله گفت: روزی که ابراهیم رییسی را زدند، گفتم این کار، کار اسرائیل بود.

وی در بخش دیگری از این مصاحبه درباره جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی مدعی شد، «اطلاعات مراکز پدافندی ما را روس‌ها به اسرائیل داده‌اند.»

جمهوری اسلامی که بیش از چهاردهه سیاست ضد آمریکا و غربی دارد، همواره مدعی نزدیکی به چین و روسیه است. این دو کشور در یک دهه گذشته حتی به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران رای مثبت داده‌اند.

No responses yet

Aug 22 2025

پروازهای فرودگاه نجف به مقصد ایران و بالعکس با «بسته‌شدن حریم هوایی» به حالت تعلیق درآمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: مدیریت فرودگاه بین‌المللی نجف روز جمعه از تعلیق موقت پروازها به مقصد و از مبدا ایران به دلیل بسته شدن حریم هوایی ایران خبر داد.

عمار الطفیلی، مدیر رسانه‌ای فرودگاه بین‌المللی نجف، به خبرگزاری عراق گفت: «به جز بسته شدن موقت از سوی طرف ایرانی، هیچ تعطیلی وجود ندارد.»

او خاطرنشان کرد که «مسافران در فرودگاه حضور دارند و هیچ مشکلی ندارند. آنها منتظر بازگشایی حریم هوایی ایران برای از سرگیری پروازها به مقصد و از مبدا ایران هستند.»

در دوران جنگ دوازده روزه با اسرائيل نیز پروازهای خارجی به ایران لغو شده بود و حتی برخی گزارش‌ها گفتند که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عباس عراقچی، با اجازه مقامات اسرائیلی به خارج از کشور پروازی کرد. اما وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را تکذیب کرد و مدعی شدند که زمینی از ایران خارج شد و به ژنو رفت و زمینی نیز بازگشت.

تعلیق پروازها از نجف به ایران و بالعکس در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی حالا رزمایشی موشکی برگزار کرده‌اند و نام آن را «اقتدار ۱۴۰۴» گذاشته‌اند. جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائيل که نیروی هوایی اسرائيل در آسمان ایران عملا به «برتری هوایی» دست‌یافت ضربات محکمی خورد که به اعتبار نظامی آن در منطقه آسیب فراوانی زده است.

مقامات جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار از زمان پایان یافتن جنگ، اعلام کرده‌اند که دست به رزمایش موشکی می‌زنند.

اسرائيل پیشتر گفته است که علاوه بر تاسیسات هسته‌ای، مراکز ساخت موشک‌های بالیستیک در ایران را نیز منهدم کرده است و نخواهد گذاشت که جمهوری اسلامی توان قبلی ساخت موشک را بدست آورد.

اسرائيل همچنین گفته است به حفظ آنچه «برتری هوایی» در ایران خوانده است ادامه می‌دهد.

تنش‌ها میان اسرائيل و جمهوری اسلامی همچنان بالا است و مقامات جمهوری اسلامی نیز احتمال وقوع جنگی دیگر با اسرائيل را رد نکرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان بازنده نظامی جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی با اسرائيل را جمهوری اسلامی می‌دانند که صدها سایت نظامی، هسته‌ای، امنیتی و انرژی آن هدف حملات دقیق اسرائيل قرار گرفت در حالی که اسرائيل بخش عمده موشک‌های شلیک شده جمهوری اسلامی را یا با پدافند هوایی منهدم کرد و یا آنها را پیش از شلیک هدف قرار داد.

پیشتر یک رسانه‌ آمریکایی گزارشی از کاهش قدرت موشکی جمهوری اسلامی پس از درگیری «۱۲ روزه» اخیر با اسرائيل منتشر کرد.

شبکه خبری فاکس‌‌نیوز در آن گزارش گفت جمهوری اسلامی بر اساس داده‌های منابع باز، در آغاز جنگ زرادخانه‌ای شامل حدود ۳۰۰۰ موشک و ۵۰۰ تا ۶۰۰ پرتابگر موشک داشت.

اما در پایان جنگ ۱۲ روزه، مجموعه‌ای از حملات اسرائیل به انبارهای تسلیحاتی و کارگاه‌های ساخت تجهیزات نظامی در ایران، تعداد موشک‌های جمهوری اسلامی را به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ عدد و شمار پرتابگرهای موشک آن را نیز به ۱۵۰ تا ۲۰۰ عدد کاهش داد.

رسانه‌های جمهوری اسلامی به تازگی گزارش دادند که عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در جمع مهمانان خارجی مدعی شده است که حکومت او «موشک جدیدی» دارد که در جنگ ۱۲ روزه استفاده نشد و اگر جنگ دوباره‌ای شود آن را به کار می‌گیرد.

مقامات جمهوری اسلامی به بزرگ‌نمایی توانایی‌های نظامی خود و یا بیان گزارش‌های دروغین شهرت دارند. در دوران جنگ ۱۲ روزه آنها بدون ارائه سندی مدعی شده بودند که چند فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ اسرائيل را سرنگون کرده‌اند.

No responses yet

Aug 20 2025

فرسودگی باتری دکل‌های مخابراتی، در کنار قطع برق، ارتباطات عادی در ایران را هم مختل کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌های تازه از رسانه‌های داخلی ایران حاکی است که فرسودگی باتری دکل‌های مخابراتی در ایران، به‌اضافۀ قطع مکرر برق، شبکۀ تلفن همراه و استفادۀ کاربران از خدمات ارتباطی و اینترنتی را هم با مشکل بزرگی مواجه کرده است.

خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه ۲۹ مرداد در گزارشی از قول کارشناسان این حوزه خبر داد که شبکه تلفن همراه ایران این روزها با بحرانی روبه‌رو است که ریشۀ آن نه فقط در کمبود برق بلکه در سوءمدیریت نگهداری از باتری‌های پشتیبان دکل‌های بی‌تی‌اس (ایستگاه پایه فرستنده/گیرنده) است.

این باتری‌ها وظیفه دارند در زمان قطع برق، اتصال شبکه را حفظ کنند، اما در بسیاری از نقاط عمرشان به پایان رسیده و فرسوده‌اند. نتیجه این است که تنها دقایقی پس از آغاز خاموشی، دکل‌ها از مدار خارج می‌شوند.

بنابر این گزارش، در نتیجۀ قطعی‌های مکرر برق و خارج شدن دکل‌های مخابراتی از مدار، کاربران در بسیاری از مناطق کشور با نداشتن سیگنال و کاهش شدید سرعت اینترنت مواجه شده‌اند؛ وضعیتی که نه‌تنها استفاده از پیام‌رسان‌ها و تماس‌های اضطراری را مختل می‌کند، بلکه حتی خدمات ساده‌ای مانند کارت به کارت پول یا خرید اعتبار سیم‌کارت را برای ساعت‌ها غیرممکن می‌سازد.

خبرگزاری ایسنا می‌نویسد که با این روند، دسترسی به تماس صوتی، پیامک و اینترنت با قطع دکل‌های مخابراتی دچار اختلال شده «و نمی‌دانیم تا چه زمانی این روند ادامه خواهد داشت».

ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، خود نیز اخیراً تأکید کرده است که «باتری‌ها برای جبران ناترازی برق طراحی نشده‌اند و استاندارد جهانی حداکثر نیم ساعت پشتیبانی است. اگر قطعی‌ها دو ساعته ادامه یابد، دکل‌ها یکی پس از دیگری خاموش می‌شوند و کیفیت ارتباط به‌شدت افت می‌کند.»

مقام‌های جمهوری اسلامی برای اشاره به کمبود شدید برق، آب و گاز در کشور فقط از واژۀ «ناترازی» استفاده می‌کنند و از به‌کاربردن واژه‌های «کسری و کمبود» خودداری می‌کنند.

کارشناسان اما ریشه مشکل را در غفلت ساختاری می‌دانند. کیوان نقره‌کار، کارشناس فناوری اطلاعات، گفته است: «اینترنت فقط فضای مجازی نیست؛ بسیاری از زیرساخت‌های بانکی، سلامت و آموزش به آن وابسته‌اند. اگر اپراتورها پیش‌بینی لازم را برای تأمین انرژی و نگهداری باتری‌ها انجام ندهند، اختلال‌ها می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد کند.»

محمد جعفرپور، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران، نیز صریح‌تر سخن گفته است که «نوسازی باتری‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری کلان است و هیچ‌یک از اپراتورها در شرایط فعلی توان مالی آن را ندارند».

به‌گفتۀ او، در مراکز اصلی شهری ژنراتورهای دیزلی از گذشته فعال‌اند، اما سایت‌های موبایل به‌طور مستقیم تحت تأثیر قطعی برق قرار می‌گیرند.

قطع برق تنها مشکل نیست. به‌گفتۀ مسئولان «تحریم‌ها نیز مانع واردات تجهیزات جدید شده» و اپراتورها ناچارند یا از باتری‌های بی‌کیفیت استفاده کنند یا باتری‌های قدیمی را بارها تعمیر کنند؛ راهکاری که خود موجب کاهش بیشتر کیفیت و عمر تجهیزات می‌شود.

به‌گفتۀ کارشناسان، پیامدهای این وضعیت،‌ یعنی «وضعیت باتری فرسوده در دکل‌ها»، فراتر از زندگی روزمرۀ کاربران است: اختلال در خدمات بانکی آنلاین، دشواری در دسترسی به اورژانس و امداد، توقف جلسات و آموزش‌های مجازی و کاهش اعتماد عمومی به شبکه‌های داخلی.

کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند در روزهای اخیر برخی مناطق تهران با دو نوبت قطع برق مواجه شده‌اند.

مصرف برق در ایران سالانه حدود هفت درصد (معادل پنج هزار مگاوات) افزایش می‌یابد و چشم‌اندازی برای توانایی وزارت نیرو جهت تأمین این مصارف دیده نمی‌شود. مسئولان حکومتی بیشتر بر «مسئولیت شهروندان» در کاهش مصرف تأکید دارند.

دولت به دلیل کمبود آب و برق در روزهای اخیر بارها استان‌های متعددی از ایران را تعطیل اعلام کرده است. راه‌حل اعلام تعطیلی‌ها برای کاهش مصرف آب و برق در حالی است که ایران با معضل سیاست‌گذاری برای مدیریت بحران انرژی روبه‌رو است.

به‌گفتۀ کارشناسان اقتصادی، هر روز تعطیلی برای مواردی چون بحران انرژی و آلودگی هوا می‌تواند دست‌کم تا حدود پنج هزار میلیارد تومان زیان اقتصادی به همراه داشته باشد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .