اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سپاه' Category

Dec 13 2018

عامل لغو قرارداد فرودگاه امام؛ وزیر یا سردار؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: سخنان حسن روحانی درباره ممانعت یک «وزیر» از سرمایه‌گذاری یک شرکت خارجی در راه‌اندازی فرودگاه امام تهران، بار دیگر موضوع ممانعت سپاه پاسداران از راه‌اندازی این فرودگاه توسط شرکت ترکیه‌ای-اتریشی تاو را مطرح کرده است.

هرچند روحانی از مخالفت «یک وزیر» سخن گفته که ممکن است اشاره به ماجرایی دیگر باشد اما پیش از این تنها گزارش رسمی در این باره مربوط به قرارداد شرکت تاو بوده است.

حسن روحانی در کنار محمد رحمتی، وزیر وقت راه و ترابری، به هنگام بازگشایی فرودگاه امام در اردیبهشت ۸۴< به گفته حسن روحانی، زمانی که فرودگاه امام ساخته نشده بود و «بیابانی بود» یک شرکت خارجی پیشنهاد کرده همه فازها را ظرف مدت دو سال بسازد و ۱۰ یا ۱۵ سال از آن بهره‌برداری کند، اما «یک وزیر» گفته که زنان خارجی باید در سالن‌های ترانزیت روسری داشته باشند و مانع این سرمایه‌گذاری شده است.

حسن روحانی به نام این وزیر و دولت مورد نظر خود اشاره نکرده است. در دولت میرحسین موسوی و دوره جنگ ایران و عراق چنین پیشنهادهایی به ایران بعید بود و در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی نیز اکبر ترکان، مشاور فعلی حسن روحانی، وزیر راه بود.

در عین حال مشخض نیست چرا روایت آقای روحانی از ممانعت از راه‌اندازی فرودگاه امام تهران، با گزارش‌های رسمی از این موضوع ناهمخوان است چرا که او در نقش دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، حتماً در جریان فشارها بر سر عدم راه‌اندازی این فرودگاه بوده و خود او در همین سمت در زمان بازگشایی فرودگاه در حدود یک سال بعد، در مراسم بازگشایی حضور داشته است.

ماجرای مشهور درباره فرودگاه امام اما جلوگیری سپاه پاسداران از راه‌اندازی این فرودگاه با مشارکت شرکت تاو در روز افتتاح آن در سال ۸۳ است.

در زمان بهره‌برداری از فرودگاه امام خمینی، قرار بود شرکت تاو در ازای در دست گرفتن خدمات فرودگاهی از کارگو تا هندلینگ، فاز دوم این فرودگاه را ظرف دو سال تکمیل و آماده استفاده کند.

اما مخالفت‌ها با فعالیت این شرکت ترکیه‌ای-اتریشی از مدیرعامل وقت شرکت هواپیمایی آسمان آغاز شد، شرکتی که خواهان در اختیار گرفتن بخش کارگو یا خدمات حمل بار تجاری فرودگاه جدید بود.

مدیرعامل وقت این شرکت، علی عابدزاده از سرداران سابق سپاه بود، که ‌هم‌اکنون در دولت حسن روحانی رئیس سازمان هواپیمایی کشوری است و عدم واگذاری این بخش از خدمات فرودگاهی به شرکت آسمان، باعث شد که این شرکت از انتقال پروازهایش به فرودگاه تازه تأسیس امام خمینی سر باز زند.

از اینجا برای نخستین‌بار، ادعای ارتباط شرکت تاو با اسرائیل مطرح شد و ادعا شد که حضور این شرکت در فرودگاه باعث مشکلات امنیتی خواهد شد. به دنبال این سپاه پاسداران و ستادکل نیروهای مسلح در موضوع افتتاح فروگاه وارد شدند و احمد خرم در روزهایی که برای تسریع در راه‌اندازی، دفتر کار خود را به فرودگاه منتقل کرده بود، میزبان نشست‌هایی با مقام‌های ارشد نظامی بود.

تنها پرواز خارجی که در اردیبهشت ۸۳ در فرودگاه امام به زمین نشست یه پرواز شرکت هواپیمایی امارات بود.

تنها پرواز خارجی که در اردیبهشت ۸۳ در فرودگاه امام به زمین نشست یه پرواز شرکت هواپیمایی امارات بود.
اما در نخستین روز بهره‌برداری از فرودگاه جدید، تنها یک پرواز شرکت هواپیمایی امارات آن هم با تأخیر موفق به فرود شد و پس از آن سپاه با مسدود کردن باند فرودگاه از نشست و برخاست دیگر هواپیماها ممانعت کرد.

احمد خرم، وزیر وقت راه و ترابری، چند ماه بعد در جلسه استیضاح خود اعلام کرد که سپاه پاسداران با مستقر کردن سه تا لنکروزر مسلح در باند فرودگاه مانع فرود اولین پرواز خارجی شده و یک میگ ۲۹ نیز به این هواپیما اخطار داده بود.

او همچنین با اشاره به ورود وزیر فرهنگ و تبلیغات عمان برای حضور در نمایشگاه کتاب، گفت که نیروهای سپاه پاسداران «او را از دستشویی کشیدند بیرون و از CIP بیرون انداختند».

در زمان وقوع این اتفاق محمدباقر قالیباف، فرمانده نیروی انتظامی و احمد کاظمی فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران، بود. با این حال احمد خرم در جلسات با دانشجویانی که پس از استیضاح به دیدار او می‌رفتند گفته بود که قالیباف فرمانده عملیات جلوگیری از بازگشایی این فرودگاه بوده است.

نمایندگان مجلس هفتم اما به برکناری خرم قناعت نکردند و طرحی تصویب کردند که قرارداد ایران با شرکت تاو و همچنین شرکت ترک‌سل برای راه‌اندازی اپراتور دوم تلفن همراه باید به تأیید مجلس برسد. همزمان با ارائه این طرح محمد خاتمی سفر خود به ترکیه را لغو کرد.

در نهایت این دو شرکت اجازه حضور در ایران را نیافتند. نوع مواجهه محمد خاتمی با این اتفاق نیز انتقادهایی را به دنبال داشت. برخی رسانه‌ها اعلام کردند که خاتمی عملاً احمد خرم وزیر راه را در مقابل سپاه پاسداران تنها گذاشته است.

مسافران در حال بررسی ماکت فرودگاه امام در روز افتتاح آن
مسافران در حال بررسی ماکت فرودگاه امام در روز افتتاح آن
در روز استیضاح نیز محمد خاتمی در سفر خارجی بود و خرم به تنهایی از خود دفاع کرد. خاتمی پس از انتقادها گفت که سفرهای خارجی رئیس‌جمهور از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌شود و اینگونه نبوده که دفتر او به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده باشد که او در جلسه استیضاح حاضر نشود.

با این حال منتقدان معتقد بودند که خاتمی در مقابل اقدامی که شبیه به یک کودتا علیه دولت بود باید سفر خارجی خود را لغو می‌کرد و به مجلس می‌رفت، چراکه جلوگیری از این دو قرارداد با دو شرکت ترکیه‌ای قدرت‌نمایی سپاه پاسداران و مجلس هفتم علیه دولت خاتمی بود.

قرارداد ترک‌سل و «ژن خوب»

در این میان اما برخی نقش رقابت‌های اقتصادی را نیز در این اتفاق دخیل می‌دیدند. مثلاً در ماجرای ترک‌سل، در حالی که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از حضور این شرکت در ایران دفاع می‌کرد، حمیدرضا عارف، فرزند محمدرضا عارف معاون اول وقت رئیس‌جمهور، واسطه حضور شرکت «ام تی ان» بود.

حضور شرکت «ام تی ان» در ایران اما به عمر دولت محمد خاتمی قد نداد و حمیدرضا عارف گفته است که دولت احمدی‌نژاد در یک اقدام «غیرقانونی»، او را کنار گذاشته و بنیاد مستضعفان که شریک ترک‌سل بوده، شریک «ام تی ان» شده است.

در این میان معصوم فردیس، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت خاتمی، که معتقد بود «به دلایل فنی» قرارداد با ترک‌سل به قرارداد با «ام تی ان» ترجیح دارد، بازداشت و به اتهام «جاسوسی» به شش سال زندان محکوم شد.

او به زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین گفته بود دلیل زندانی شدن خود را نمی‌داند اما قاعدتاً با درگیری‌ها بر سر این قراداد مرتبط بوده است. با وجودی که قوه قضائیه برای فردیس حکم زندان به اتهام «جاسوسی» صادر کرده بود، پس از شکایت ترک‌سل از ایران، به او مرخصی داده می‌شد و او به سفر خارجی می‌رفت تا در دادگاه شرکت و از ایران دفاع کند، چرا که بر این قرارداد مسلط بود.

پس از سال‌ها نیز خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی اعلام کرد که شرکت «ام تی ان» آفریقای جنوبی برای به دست آوردن این قرارداد به مقامات دو کشور رشوه داده و مقامات ایران تقاضای تحویل ادوات نظامی شامل «پهپاد» و پشتیبانی آفریقای جنوبی از برنامه هسته‌ای ایران را نیز داشته‌اند.

کریس کیلووان، یکی از مقام‌های اجرایی سابق «ام تی ان»، از پرداخت رشوه به جاوید قربان اوغلی، سفیر ایران در آفریقای جنوبی، و تعدادی از مقامات دیگر سخن گفته است.

پس از سال‌ها از آن اتفاقات، احمد خرم، از صحنه مدیریت جمهوری اسلامی حذف شده اما علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری است.

همچنین جاوید قربان اوغلی در مؤسسه تنظیم و نشر آثار آیت‌الله خمینی مشغول به فعالیت است و برای رسانه‌های ایران درباره سیاست خارجی مطلب می‌نویسد. معصوم پردیس از زندان آزاد شده و حمید رضا عارف با سخنانش درباره «ژن خوب» مشهور است.

No responses yet

Oct 27 2018

قایق‌های تندروی سپاه تا نزدیکی ناو آمریکایی حامل ژنرال وتل پیش آمدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: شبکه خبری ان‌بی‌سی گزارش داده که قایق‌های تندرو ایران روز جمعه ۴ آبان خود را به نزدیکی ناو جنگی یو‌اس‌اس اسکس و یک کشتی آمریکایی دیگر در خلیج فارس رسانده‌اند در حالی که یکی از ژنرال‌های ارشد ایالات متحده نیز سوار این ناو بود.

این گزارش می‌گوید که شناورهای یادشده متعلق به سپاه پاسداران بودند که به طرف کشتی یو‌اس‌اس راشمور و اسکس حرکت کردند و حتی تا فاصله ۳۰۰ یاردی (کمتر از یک مایل) ناو اسکس پیش آمدند.

خبرنگاران ان‌بی‌سی هنگام این رخداد در کشتی حضور داشتند. به گفته این خبرنگاران، ژنرال جوزف وتل، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده، نیز در پل فرماندهی کشتی بود که شش قایق تندروی سپاه پاسداران به اسکس نزدیک شدند و یکی از آنها از مقابل کشتی عبور کرد.

شبکه خبری ان‌بی‌سی می‌افزاید که یکی از ملوانان ایرانی در پیامی رادیویی شماره پیشوند کشتی آمریکایی را پرسید که روشی برای پرسیدن آن است که کشتی به چه کشوری تعلق دارد.

یک ملوان آمریکایی نیز پاسخ داد و عنوان کرد که این کشتی‌ها مجموعه‌ای از کشتی‌های جنگی هستند. اما با این حال قایق‌های ایرانی به مانور خود اطراف کشتی‌های آمریکایی ادامه دادند حتی زمانی که اسکس اعلام خطر کرد.

کاپیتان اسکس این کنش و واکنش را «ایمن و حرفه‌ای» توصیف کرد اما در عین حال گفت که رفتار آنها «اذیت‌کننده» بوده است.

کاپیتان برایان ماتی افزود که یکی از ملوانان نیروی دریایی سپاه پاسداران ساعاتی قبل پیامی تهدیدآمیز مخابره کرده و هشدار داده بود که اگر اسکس همچنان به پرواز هلیکوپترهای خود بر فراز قایق‌های ایرانی ادامه دهد، آنها به آن شلیک خواهند کرد.

با این حال هلیکوپترها همچنان به پرواز خود ادامه دادند و شلیکی هم رخ نداد و کشتی‌های ایالات متحده مجبور نشدند که مسیر خود را منحرف کنند.

ژنرال وتل نیز این برخورد را امری «عادی، ایمن و حرفه‌ای در آب‌های بین‌المللی» دانست و سپس از حرفه‌ای‌گری و هوشیاری خدمه اسکس تقدیر کرد.

وی همچنین با بیان این که رفتار قایق‌های ایرانی عادی بوده است عنوان کرد که بیشترین کاری که ایرانی‌ها در منطقه انجام می‌دهند، «تعقیب کردن» است.

ژنرال وتل افزود: «آنها سعی می‌کنند ببیند که ما چه می‌کنیم و سپس آن را تحلیل می‌کنند.»

شبکه خبری ان‌بی‌سی در ادامه این گزارش شرح داده که در چه ساعاتی چه تعداد قایق تندروی سپاه به کشتی‌های جنگی آمریکایی نزدیک شدند.

این گزارش می‌گوید که از ساعت ۷ تا ۹:۳۰ صبح به وقت محلی، چهار قایق ایرانی اسکس را تعقیب کردند و تا ۷۰۰ یاردی آن پیش آمدند.

ساعت ۹:۳۰ دو قایق گشتی دیگر رسیدند و آن چهار قایق آنجا را ترک کردند. سپس یکی از این دو قایق خود را به محدوده ۳۰۰ یاردی اسکس رساند.

پیش از این گزارش‌های متعددی از رویارویی قایق‌های تندروی سپاه پاسداران با کشتی‌های جنگی آمریکا منتشر شده بود. این رویارویی‌ها اما در دو سال اخیر رو به کاهش گذاشت تا جایی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تابستان امسال شمار این برخوردها در سال ۲۰۱۸ را صفر عنوان کرد.

اما تلویزیون ایران ماه گذشته ویدیوی منتشرنشده‌ای را پخش کرد که نشان می‌داد قایق‌های سپاه به ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» در خلیح فارس نزدیک می‌شوند. پرس‌تی‌وی می‌گوید که این ویدیو اول فروردین‌ سال جاری ضبط شده است.
منبع: شبکه خبری ان‌بی‌سی؛ س.ن

No responses yet

Oct 25 2018

خروج سپاه از مخابرات؛ خصوصی‌سازی یا نرمش قهرمانانه در برابر تحریم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: سپاه پاسداران سهام میلیاردی مخابرات و همراه اول را واگذار کرد. این اقدام در پی دستور خامنه‌ای مبنی بر خروج نظامیان از کارهای “غیرمرتبط” انجام گرفت. برخی اما دلیل اصلی را “نرمش قهرمانانه” سپاه در برابر تحریم‌ها می‌دانند.

خبر کوتاه، اما با توجه به شرایط کنونی جمهوری اسلامی پرحاشیه بود: روابط عمومی بنیاد تعاون سپاه پاسداران ایران سه‌شنبه گذشته اول آبان (۲۳ اکتبر) در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این بنیاد «با واگذاری سهام خود، از شرکت توسعه اعتماد مبین (مربوط به سهامداری شرکت‌های مخابرات ایران و همراه اول ) خارج شد». در اطلاعیه بنیاد تعاون سپاه اعلام شده بود که این اقدام “در راستای تدابیر ستاد کل نیروهای مسلح” انجام گرفته است.

اما در این اطلاعیه روشن نیست که بنیاد تعاون سپاه سهام هزاران میلیاردی خود در “مخابرات” و “همراه اول” را به کجا واگذار کرده است. البته با توجه به اینکه “ستاد اجرایی فرمان امام” نیز از جمله مالکان “کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین” بوده، نمی‌توان این احتمال را منتفی دانست که تمامی سهام مخابرات به این “ستاد” نرسیده باشد.

امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران، اواخر دی‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) اعلام کرده بود که در پی دستور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به ستاد کل نیروهای مسلح پیگیری خروج بنگاه‌های متعلق به ارتش و سپاه از فعالیت‌های اقتصادی آغاز شده است. به گفته حاتمی، نیروهای مسلح نباید درگیر “کارهای اقتصادی غیرمرتبط” شوند. وزیر دفاع ایران تأکید کرده بود: «ما حتما بنگاهداری را کار نیروهای مسلح نمی‌دانیم و اصولا وقت این نیروها و فرماندهان آنها نباید درگیر این کار باشد.»

حاتمی در عین حال با اشاره به دستور خامنه‌ای گفته بود که «فعالیت‌های نیروهای مسلح در حوزه سازندگی براساس نیاز دولت ادامه پیدا می‌کند». در فرمان رهبر جمهوری اسلامی به نیروهای مسلح ایران، بر تداوم فعالیت‌های این نیروها، از جمله فعالیت‌های قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه، در حوزه “سازندگی” تأکید شده بود.

“بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران”

گرچه علی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۵، یعنی ۱۲ سال پیش، فرمان خود در رابطه با ضرورت تسریع روند خصوصی‌سازی را صادر کرده بود، اما سه سال بعد در جریان آنچه “بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران” نامیده شد، ۱+۵۰ درصد از سهام شرکت مخابرات ایران در روز پنجم مهرماه سال ۸۸ ظرف تنها نیم ساعت به کنسرسیوم “توسعه اعتماد مبین” واگذار شد. ارزش سهام خریداری‌شده برابر هفت‌هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان، معادل ۸ / ۷ میلیارد دلار آن زمان اعلام شده بود.

کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین متشکل از شرکت‌های سرمایه‌گذاری توسعه اعتماد، شهریار مهستان (هر دو متعلق به بنیاد تعاون سپاه) و شرکت گسترش الکترونیک مبین ایران (وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام) بود.

بنیاد تعاون سپاه، تأسیس‌شده در سال ۱۳۶۷، از مؤسسات اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران است که از جمله چندین موسسه مالی اعتباری را در زیرمجموعه خود دارد.

“ستاد فرمان اجرایی امام” نیز یک مجموعه عظیم اقتصادی است که در بزرگترین بانک‌های ایران سرمایه‌گذاری کرده و در حوزه‌های گوناگون دیگری نیز از بیمه، تولید انرژی، پالایش نفت و ساخت و ساز گرفته تا تولید سیمان و کارخانه‌های تولید نوشیدنی فعالیت‌های گسترده‌ای دارد. رویترز آبان ماه سال ۹۲ در تحقیق مفصلی که نتیجه‌ی کار تیمی شش‌ماهه‌ی گروهی از خبرنگاران این خبرگزاری بود، مجموع دارایی‌های این ستاد را که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی اداره می‌شود، به استناد بیانیه‌های رسمی، اطلاعات وب‌سایت‌های شرکت‌های وابسته و اوراق بهادار، حدود ۹۵ میلیارد دلار تخمین زده بود.

“اختصاصی‌سازی”

گزارش‌های منتشرشده به هنگام “بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران” نشان می‌داد که هیچگونه رقابتی در کار نبوده و شرکت تعاونی “پیشگامان كویر یزد”، به عنوان تنها رقیب سپاه، چند ساعت قبل از معامله با نامه رئیس “سازمان خصوصی‌سازی” از معامله كنار گذاشته شده است. گزارش‌ها حاکی از آن بود که از حضور شرکت “پیشگامان كویر یزد” که خود را برای رقابت در خرید سهام مخابرات آماده کرده بوده، به بهانه “فقدان صلاحیت امنیتی” جلوگیری شده است.

در حالی که صلاحیت “پیشگامان كویر یزد” در پروسه‌ای چندماهه تأیید شده بود، گفته می‌شد که “کنسرسیوم اعتماد مبین” توانایی تامین یک و نیم میلیارد دلار پیش‌پرداخت این معامله را نداشته و ضمانت‌های قانونی لازم را نیز برای خرید ۱+۵۰ درصد سهام مخابرات را ارائه نداده است. طبق گزارش‌های آن زمان، برای اینکه سپاه پاسداران بتواند با بهای دلخواه و بدون هرگونه مانعی سهام شرکت مخابرات را تصاحب کند، تنها رقیب‌اش در این معامله تاریخی با “فشارهای پنهانی” کنار گذاشته شده است.

به گفته برخی منابع خبری، حتی تلاش‌هایی در جریان بوده تا “کنسرسیوم اعتماد مبین” بتواند از دادن ضمانت‌نامه نیز معاف شده و ۸۰ درصد این معامله نیز به صورت قسطی پرداخت شود؛ یعنی بنیاد خریدار بتواند به سادگی با استفاده از درآمد هنگفت حاصل از شركت مخابرات ایران، اقساط معامله را پرداخت کند. چنین بود که برخی تحلیلگران حتی از این معامله به عنوان “اختصاصی‌سازی” به جای خصوصی‌سازی سخن گفتند.

“میخی بر تابوت خصوصی‌سازی”

“بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران” که حال سپاه پاسداران سهام هزاران میلیارد تومانی آن را واگذار کرده است، در زمان خود جنجال عظیمی به پا کرد. یکی از نخستین واکنش‌ها به نحوه این معامله، مربوط به سایت “الف” متعلق به احمد توکلی، از چهره‌های شاخص اصولگرا و رئیس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس بود که آن را “میخی بر تابوت خصوصی‌سازی” خواند.

هيأت تحقيق و تفحص مجلس ایران نیز روز ۳۰ آذر ماه ۸۹ اعلام کرد که مزایده بر سر خرید سهام شرکت مخابرات، که در راستا و به نام “خصوصی‌سازی” انجام گرفته بود، “صوری و کاملا غيررقابتی” بوده است. ایرادات این هيأت نیز سپس به قوه قضائیه ایران ارسال شد. حتی محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری وقت، نیز روز ۱۹ آذر ماه سال ۹۱ از واگذاری سهام مخابرات “به توصیه آقایان” ابراز تأسف کرد و گفت: «نوش جانشان، اما ای کاش این کار را نمی‌کردیم.»

سلطه عملی سپاه و “ستاد اجرایی فرمان امام” بر مخابرات ایران از اعتراض‌های مردمی نیز در امان نماند. تجمع بیش از هزار نفر از کارکنان این شرکت در برابر مجلس در اعتراض به وضعیت شغلی خود در روز نهم آبان‌ماه ۹۵ یکی از جلوه‌های این نارضایتی بود.

در تداوم همین اعتراض‌ها و “ایرادات” بود که در نهایت سازمان خصوصی‌سازی، وابسته به وزارت امور اقتصاد و دارایی، قرارداد فروش سهام مخابرات به “اعتماد مبین” را اواخر آذرماه ۹۵ فسخ‌شده اعلام کرد؛ اقدامی که البته “حل و فصل” شد و پیامدی عملی برای این کنسرسیوم نداشت. میرعلی اشرف عبدالله پوری حسینی، رئیس سازمان خصوصی‌سازی، همان زمان در توضیح دلیل “فسخ” قراردادی که البته پس از چند ماه “لغو” شد، گفته بود که «رقم چک‌های برگشتی اعتماد مبین به حدود هزار میلیارد تومان رسیده، ضمن اینکه خریدار نسبت به پرداخت اقساط باقیمانده اظهار ناتوانی کرده است».

“نرمش قهرمانانه” سپاه

حال پس از گذشت نه سال از تسلط پر فراز و نشیب سپاه پاسداران بر مخابرات ایران، این نهاد نظامی از واگذاری سهام خود در این شرکت در راستای “تدابیر ستاد کل نیروهای مسلح” خبر داده است؛ اقدامی که در نگاه اول حرکتی در جهت خروج سپاه از فعالیت‌های “غیرمرتبط” اقتصادی و گشایش راه برای خصوصی‌سازی واقعی به نظر می‌رسد. برخی اما معتقدند که خروج بنیاد تعاون سپاه از بخش ارتباطات ثابت (مخابرات) و سیار (همره اول)، برای گریز از تحریم‌های آمریکا و جلوگیری از آسیب‌های احتمالی ناشی از آن برای منافع این نهاد نظامی صورت گرفته است.

سایت “رویداد ۲۴” روز پنجشنبه سوم آبان (۲۵ اکتبر) در همین رابطه نوشت، هرچند به گفته محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات ایران، “هیچ کشوری بر اینترنت حکمرانی نمی‌کند و آمریکا نمی‌تواند دسترسی ایران به اینترنت را قطع کند، اما به نظر می‌رسد برای پیشگیری از آسیب به منافع مالی سپاه تصمیم گرفته شده، سپاه از مخابرات خارج شود”. به گفته نویسندگان این سایت خبری: «سرمایه‌گذاران بزرگ سپاه که حتی زیر بار تصمیم‌های سازمان خصوصی‌سازی و دولت و مجلس نمی‌رفتند، این بار به خاطر تحریم‌های آمریکا، ناچار به نرمش قهرمانانه شدند.»

این سایت اصلاح‌طلب افزوده است: «با وجود اینکه پیش از این برخی فرماندهان سپاه نسبت به عملکرد دولت در مواجهه با تحریم‌ها انتقاداتی را مطرح کرده بودند، اما آن‌ها نیز ناچار شده‌اند گزینه نرمش قهرمانانه را برای مقابله با تحریم انتخاب کنند.»

تلاش برای “سپردن گذرگاه اینترنت” به نظامیان

تحلیل “رویداد ۲۴” البته هم‌زمان است با زمزمه‌هایی درباره دورخیز نظامیان ایران برای در اختیار گرفتن “گذرگاه اینترنت”. بر اساس طرح موسوم به “سپردن گذرگاه اینترنت به نیروهای مسلح” که اخیرا به کمیسیون فرهنگی مجلس ارائه شده، سپاه پاسداران، پلیس و سازمان پدافند غیرعامل به عنوان اعضای مؤثر هیأت نظارت بر فعالیت پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی تعیین شده‌اند.

البته مهدی شیخ، یکی از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، “بعید” دانسته بود که نمایندگان با چنین طرحی موافقت کنند. این نماینده مجلس سه‌شنبه گذشته در مخالفت با طرح مزبور، سلب اختیار از دولت در مورد گذرگاه اینترنت و واگذاری آن به نظامیان را اقدامی دانسته بود که می‌تواند نیروهای مسلح را “در مقابل” مردم قرار دهد.

مهدی شیخ افزوده بود: «من بعید می‌دانم خود نیروهای مسلح هم وارد شوند و بگویند ما آنها [سرورهای اینترنت] را می‌گیریم. این خواست یک عده است و معلوم نیست خواست نیروهای مسلح همین باشد. چون نیروهای مسلح ما وجهه مردمی دارند و حاضر نمی‌شوند خودشان را وارد دعواهایی کنند که هیچ ربطی به نیروهای مسلح ندارد.» البته این طرح که توسط نصرالله پژمانفر، از نمایندگان وابسته به جبهه پایداری، ارائه شده، هنوز در مجلس ایران مطرح نشده است.

فعالیت‌های اقتصادی یا “غیرمرتبط” نیروهای مسلح ایران، به‌خصوص سپاه پاسداران، همواره در سال‌های اخیر موضوع اختلاف دولت و نهادهای نظامی بوده است. حتی پس از سخنان وزیر دفاع ایران در مورد دستور خامنه‌ای مبنی بر خروج نظامیان از فعالیت‌های “غیرمرتبط”، اسماعیل کوثری، جانشین قرارگاه ثارالله، گفته بود که در جریان “دستور” رهبر جمهوری اسلامی نیست. محمدصالح جوکار، معاون پارلمانی سپاه پاسداران نیز اعلام کرده بود که نتوانسته این “ابلاغیه” را در جایی بیابد. او هم‌زمان ضمن رد “درآمدزایی” پروژه‌های عمرانی سپاه گفته بود که قرارگاه خاتم‌الانبیا “بیش از ۳۰ هزار میلیارد از دولت طلب دارد”.

با وجود دستور خامنه‌ای مبنی بر خروج نظامیان از کارهای “غیرمرتبط”، فعالیت‌های مناقشه‌برانگیز قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران ادامه خواهد یافت. شمار زیادی از پروژه‌های سنگین سال‌های گذشته در ایران در حوزه‌هایی بسیار گسترده با موافقت دولت و ترک تشریفات مناقصه، به این قرارگاه واگذار شده‌ است.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، اول تیرماه ۹۶ از روند اجرای “سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی” و نحوه خصوصی‌سازی در سال‌های گذشته انتقاد کرده و گفته بود که پیش از او (در دولت محمود احمدی‌نژاد) بخشی از اقتصاد کشور به نام خصوصی‌سازی به نهادهای نظامی و امنیتی واگذار شده است. روحانی این نهادها را “دولت با تفنگ” خوانده و گفته بود: «[بخش خصوصی] از آن دولتی که تفنگ نداشت، می‌ترسید چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند.»

کارشناسان در کنار سیاست‌های کلان منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی، حضور و نقش تعیین‌کننده نهادهای نظامی در فعالیت‌های اقتصادی را مانع اصلی رقابت داخلی، سد راه جذب سرمایه خارجی و جدی‌ترین مانع بر سر راه شکل‌گیری اقتصاد بازاربنیاد در ایران می‌دانند.

No responses yet

Oct 24 2018

آمریکا دو ‘افسر نیروی قدس سپاه’ را به اتهام ارتباط با طالبان تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,تروریزم,سپاه

بی‌بی‌سی: آمریکا و متحدان عرب این کشور ۹ نفر از جمله ۲ ایرانی که می گویند افسر نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی هستند را به اتهام ارتباط با گروه طالبان افغانستان تحریم کرده‌اند.

وزارت دارایی آمریکا سه شنبه (۲۳ اکتبر) اعلام کرد که محمد ابراهیم اوحدی (جلال واحدی) و اسماعیل رضوی تحریم شده اند. بنا بر بیانیه صادر شده، این دو نفر از افسران نیروی قدس مستقر در بیرجند بوده و در تجهیز نظامی و حمایت لجستیکی، مالی و اطلاعاتی از طالبان نقش داشته اند.

خبر این تحریم هم زمان با سفر استیو منوچین، وزیر دارایی آمریکا، به عربستان سعودی برای شرکت در نشست مقامات کشورهای عضو “مرکز مبارزه با حامیان تروریسم” اعلام شد. این نهاد متشکل از آمریکا، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، کویت، عمان و قطر است.

بنا بر بیانیه وزارت دارایی آمریکا، جلال واحدی در سال میلادی گذشته با عبدالله صمد فاروقی از فرماندهان طالبان در هرات دیدار کرده و وعده کمک مالی و نظامی داده است.

بیانیه می افزاید: “این توافق در بیرجند ایران منعقد شد که بر اساس آن نیروی قدس سپاه پاسداران به نیروهای تحت امر صمد حمایت های نظامی و مالی ارائه بکند و در برابر آن نیروهای او به (اهداف) دولت افغانستان در ولایت هرات حمله بکند.”

اسماعیل رضوی نیز متهم شده که با شورشیان طالبان در چند ولایت از جمله فراه، واقع در غرب افغانستان، در تماس بوده است. بیانیه می گوید: “رضوی در سال ۲۰۱۷ به ولایت فراه افغانستان سفر و طالبان را به حمله در مناطق مرزی این کشور تشویق کرد.”

مقامات ایران همواره حمایت از گروه طالبان را رد کرده و گفته‌اند که تنها تماس‌های محدودی با این گروه دارند که هدف آن مطلع بودن از وضعیت در افغانستان است. آنها همچنین آمریکا و متحدانش را حامی تروریسم در منطقه می دانند.

بیشتر بخوانید:

وزیر دارایی آمریکا در بیانیه منتشر شده گفته است: “کمک های آموزشی، مالی و تسلیحاتی ایران از طالبان یک نمونه دیگر از دخالت های منطقه ای آشکار تهران و حمایتش از تروریسم است.”

در این رابطه هفت نفر دیگر که افغان و پاکستانی هستند هم تحریم شده اند، از جمله عبدالله صمد فاروقی و صدر ابراهیم که بنا بر بیانیه صادر شده از مقامات طالبان هستند و بر حملات انتحاری این گروه نظارت دارند.

هم زمان، خبرگزاری دولتی عربستان سعودی ( واس) اعلام کرده که عربستان و بحرین، سپاه پاسداران ایران را در کنار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، تحریم کرده‌اند.

این دو کشور همچنین دو مقام دیگر سپاه پاسداران به نام های حامد عبداللهی و عبدالرضا شهلای را به فهرست تحریم های خود اضافه کرده‌اند.

این دو نفر در سال ۱۳۹۰ هم در جریان پرونده “نقشه ترور” عادل الجبیر، سفیر وقت عربستان در آمریکا، از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم شده بودند.

در آن ایام، آقای شهلایی متهم شده بود هماهنگی توطئه ترور عادل الجبیر را بر عهده داشته و آقای عبدالهی هم متهم شده بود بر کار او نظارت می‌کرده است.

No responses yet

Oct 23 2018

سپردن گذرگاه اینترنت به نیروهای مسلح انحصارگرايی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سپاه,کامپیوتر و اینترنت

باشگاه خبرنگاران جوان: فتاحی طرح تحویل گذرگاه بین‌الملل اینترنت از دولت به نیروهای مسلح را بر خلاف اقتصاد مقاومتی و در جهت انحصارگرايی دانست.⁧

فتاحیبه گزارش خبرنگار حوزه سیاسیون گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ به تازگی طرحی با عنوان «جدایی گذرگاه بین‌الملل اینترنت از دولت و تحویل آن به نیروهای مسلح» تحویل کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی شده که البته هنوز در کمیسیون مطرح نشده است.

شب گذشته حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس هیئت مدیره شرکت ارتباطات زیرساخت با انتشار پستی در صفحه توییتری خود به این موضوع واکنش نشان داد و ضمن اعلام مخالفت با این طرح، آن را انحصارگرايی دانست.
فتاحی در توییتر نوشت:

در مورد طرح سلب اختیار گذرگاه اينترنت از دولت، وزارت ارتباطات در جلسات، دلايل قانونی وفنی مخالفت خود را اعلام كرده است. با احترام به شأن قانون‌گذاری مجلس، ما مجری قانون خواهيم بود اما نبايد در زمانی كه به دنبال رفع انحصار و تقويت اقتصاد مقاومتی هستيم، انحصارگرايی رخ ‌دهد.⁧

#شفاف_سازی

در مورد طرح سلب اختیار گذرگاه اينترنت از دولت،وزارت ارتباطات درجلسات، دلايل قانونی وفنی مخالفت خودرا اعلام كرده است.با احترام به شأن قانون گذاری مجلس،ما مجری قانون خواهيم بود اما نبايد در زمانیكه به دنبال #رفع_انحصار وتقويت اقتصادمقاومتی هستيم،انحصار گرايی رخ دهد.⁧#شفاف_سازی

— Hamid Fatahi (@fatahi_ir) October 22, 2018

No responses yet

Oct 02 2018

فرمانده تیپ ۸۳ «امام جعفر صادق» سپاه قم برکنار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سپاه,سیاسی

استان وایر: حسین طیبی‌فر٬ فرمانده تیپ ۸۳ «امام جعفر صادق» سپاه قم در پی جنجال تجمع مدرسه فیضیه قم از سمت خود برکنار شد.

مراسم تودیع طیبی‌فر روز دوشنبه (۹ مهر) با حضور عبد‌الله حاجی صادقی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه و جمعی از فرماندهان نظامی در قم برگزار شد.

در این مراسم عزت‌الله معتمد به عنوان فرمانده جدید تیپ ۸۳ «امام جعفر صادق» قم معرفی شد.

مراسم رسمی برکناری حسین طیبی‌فر حدود ۴۵ روز پس از جنجال تجمع اعتراضی در مدرسه فیضیه قم که وی نیز یکی از سخنران‌های آن بود٬ برگزار شده است.

در این تجمع یکی از طلاب دست‌نوشته‌ای با این مضمون «ای آنکه مذاکره شعارت – استخر فرح در انتظارت» بالای سر گرفته بود که به منزله تهدید به قتل حسن روحانی قلمداد شد.

تائید قتل اکبر هاشمی رفسنجانی در استخر یکی دیگر از پیام‌های این دست‌نوشته بود.

سخنران این مراسم نیز حسن رحیم‌پور ازغدی بود که در سخنان خود حملات تندی متوجه گروهی از مراجع تقلید قم کرد.

این دست‌نوشته و سخنان رحیم‌پور ازغدی در آن زمان با واکنش دو مرجع تقلید و دولت حسن روحانی مواجه شد و سپاه پاسداران مجبور شد در بیانیه‌ای اعلام کند که در برگزاری این مراسم نقشی نداشته است.

چندی بعد دادگاه ویژه روحانیت قم پنج طلبه مرتبط به این تجمع را بازداشت کرد که پس از مدتی آزاد شدند.

No responses yet

Sep 28 2018

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسدارن: ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را بنا کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: دروغ که خناق نیست که این اراذل مثل نقل و نبات دروغ می گویند!
ایرنا: گروه سیاسی ایرنا چندی قبل برای بررسی علل تشکیل و فروپاشی حزب ملل اسلامی (41 -44 خورشیدی) به سراغ «جواد منصوری» یکی از مبارزان علیه دستگاه ستمشاهی رفت اما او به دلیل اینکه مسائل مربوط به این تشکل بارها در رسانه ها گفته شده است خواست درباره مسائل اساسی و مغفول مانده رژیم پهلوی و تاریخ انقلاب مطالبی عنوان شود.
نخستین فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی می افزاید: باید علت و ریشه های وقوع انقلاب را بار دیگر بیان کرد چون نادیده گرفتن کارنامه سیاه شاه، عوامل و طرفداران رژیم پهلوی را علیه حکومت برآمده از انقلاب مردمی جسورتر کرده است. او معتقد است جوانی که در تجمعات برای پهلوی ها شعار می دهد به خیانت و جنایات آنها آگاه است ولی می خواهد با این کار نارضایتی خود را از وضع اقتصادی نشان دهد.
منصوری 74 ساله در این گفت و گو سعی کرد نه به عنوان یکی از چهره های تاثیرگذار تاریخ معاصر بلکه از جایگاه یک پژوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کارشناس تاریخ به پرسش ها پاسخ دهد. او به مدافعان رژیم پهلوی توصیه می کند هفت جلد کتاب خاطرات «اسدالله علم» نخست وزیر، وزیر دربار و از نزدیکان شاه را با دقت بخوانند تا با فساد و خیانت های پهلوی دوم بیشتر آشنا شوند.
در ادامه مشروح گفت وگو با منصوری را می خوانید.

**ایرنا: نخستین مسئولیت شما پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه بود؟

منصوری: مردم در مدرسه رفاه در شرایطی که بازجو، پرونده و زندانی نداشتیم سران رژیم شاه را تحویل ما می دادند. یقین بدانید اگر این افراد را آزاد می کردیم مردم در خیابان آنها را می کشتند همانطور که دو، سه نفر را کشتند مانند سید جواد ذبیحی موذن و قاری معروف و یا گوینده اخبار آن دوران را همین مردم کشتند. من بازجوی چند تن از آنها بودم. برای آنها پرونده اولیه تشکیل می دادیم این افراد همین جوری اعدام نشدند بلکه به جرم خود اعتراف کردند مثلا تیمسار رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران پای برگه اعترافات خود را امضا کرده بود مثلا می پرسیدم آقای رحیمی شما دستور حکومت نظامی، تیراندازی و کشتن مردم را دادید و او هم تایید می کرد. خود رحیمی گفته بود طبق «طرح هایزر» قرار بود در طول حکومت نظامی (ساعت 16 تا 10 صبح روز بعد) شهرها و برای فرونشاندن اعتراض ها یک میلیون نفر را بکشند!!
امام (ره) برای محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب سه قاضی (ربانی شیرازی، سید محمد خامنه ای و صادق خلخالی) انتخاب کرده بودند. مرحوم خلخالی درباره احکامی که صادر کرده بود می گفت در پرونده ای متهم اعتراف کرده بود 50 کیلو هروئین را جابجا و قصد فروشش را داشته و زیر برگه بازجویی را امضا کرده است. برای چی این فرد را در زندان نگهدارم؟ عده ای دوست دارند فقط حرفی زده باشند به نظر شما شاه از جنایات زیر مجموعه اش بی خبر بود؟

**ایرنا: بهتر نبود فرصتی داده می شد عناصر و سران رژیم گذشته خاطرات خود را می نوشتند تا نسل آینده با فساد و جنایات آن رژیم بیشتر آشنا می شد؟

منصوری: مردم واقعا نسبت به جنایات رژیم گذشته آگاهی ندارند! یعنی اینقدر بی اطلاع هستند؟ طوری که رضاشاه را خدمتگزار می دانند! طبق اسناد یک پنجم مملکت توسط رضا شاه چپاول شده بود. وقتی توسط انگلیسی ها تبعید شد اسناد روستاها و زمین هایی که به زور از مردم گرفته بود بار یک کامیون شده بود به طوریکه «علی دشتی» در مجلس گفت این دزد را بگیرید و قبل از خروجش تکلیف این اموال را مشخص کنید. صورتجلسه این موضوع در مجلس موجود است. کسانی که او را خادم می دانند از جنایت مسجد گوهرشاد چیزی می دانند؟ بنیاد پهلوی با کدام منبع مالی تاسیس شد؟
در دانشگاه درس انقلاب اسلامی تدریس می کنم مطلبی می گویم که باور نمی کنید یکی از دانشجویان به من می گفت، استاد اگر تا فردا صبح توضیح بدهی قانع نمی شوم! اینجا دو نکته را باید بگویم یکی اینکه این دانشجو نمی خواهد بفهمد، که این را نمی شود کاری کرد و دیگر اینکه، این دانشجو حرفی دارد که نمی تواند مطرحش کند و به جایش این حرف را می زند.
فردی که می گوید رضا شاه روحت شاد، پهلوی اول را قهرمان ملی و خدمتگزار نمی داند او مخالف وضع موجود است و به جای اینکه علیه مسئولان حرفی بزند سعی می کند با این شعارها نارضایتی خود را بیان کند. معتقدم حتی افراد کور مملکت هم می دانند رضا شاه چکار کرده است، مگر می شود کسی تو این مملکت زندگی کرده باشد و نداند این پدر و پسر چه اقداماتی انجام داده اند.
برای مطالعه خیانت های پهلوی، کتاب «خاطرات علم» را بخوانید. صفحه ای در این کتاب نیست که در مورد فساد اخلاقی شاه سخنی نگفته باشد.
در جایی از این کتاب می نویسد «یکی از معایب ما این است که برای مملکت مشکلاتی ایجاد کردیم بعد شاه گفته است چه عیبی که ما نمی دانیم. عرض کردم احساسات جوانان را ما نمی دانیم گرفتاری خانوادگی و عقده های آنها را نمی خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آنها نداریم، وقت هم صرف آنها نمی کنیم آن وقت دشمن با زیرکی و هوشیاری انگشت روی کوچکترین معایب ما می گذارد. شاهنشاه دیگر چیزی نگفت قدری فکر کرد و گفت از وضع دانشجویان ایرانی در خارج هم که خبر دارم عین همین مطلب صادق است باز هم چیزی نفرمود و امری صادر نکرد»

**ایرنا: فرح در کتاب خاطراتش به اشتباهات رژیم پهلوی اذعان می کند…

منصوری: این مطالب را الان می گوید آن زمان که نمی گفت. وقتی در مورد علل سقوط پهلوی از او سوال می کنند می گوید ما خیانت کردیم. اصلا تمام خدمات این خاندان را در عدد سه ضرب کنید مثلا 10هزار کیلومتر راه آهن ساختند آن را 30 هزار کیلومتر کنید 10 دانشگاه ساخته شده را به عدد 30 تبدیل کنید … بگوئید این به اصطلاح خدمات در چه جهتی بود؟ در جهت منافع آمریکا و انگلیس، چون آنها تصمیم گیرنده و برنامه ریز اصلی بودند. علم می نویسد، نامه دستورات نیکسون را به شاه دادم او هر کدام را به شکلی توجیه کرد. علم می گوید، «قربان! شما که می دانید شیشه عمر ما دست آنها است برای چی می گویید اینطور و آنطوری شود؟ بعد شاه به او می گوید به هر چیزی که آنها خواسته اند عمل کن.»
آمریکایی ها دانشگاه را نه برای خدمت به این مملکت، بلکه برای تربیت کردن مدیران وابسته به خودشان تاسیس کردند. هدف از تشکیل شعبه مطالعات مدیریت دانشگاه « هاروارد» (امام صادق فعلی) در ایران تربیت مدیر برای کشور بود یعنی به جای بردن ایرانی ها به آمریکا، مدرسان هاروارد را به اینجا می آوردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رئیس سازمان سیا می گوید، آنچه که در ایران می گذرد یک واقعه مهم و فوق العاده نیست بلکه اتفاقی عجیب و باورنکردنی است زیرا ما به گونه ای ایران را ساخته بودیم که قرار بود برای همیشه در آنجا باشیم نمی دانیم چطور از دست ما رفت. چطور آنها راست می گویند ولی منی که سال ها در زندان شاه بودم دروغ می گویم. موزه عبرت را دیده اید، کمیته مشترک ضد خرابکاری از خدمات آنها بوده است؟

**ایرنا: عناصر وابسته به دستگاه سلطنت و برخی چپ های زندانی در دوران پهلوی منکر شکنجه زندانیان و مدعی هستند ساواک زندانی را از لحظه بازداشت به مدت 24ساعت شکنجه می کرد تا محل اختفاء همدستان خود را لو دهد.

منصوری: دروغ می گویند، به والله کسانی را داشته ایم سه سال زیر شکنجه بوده اند. برای موضوعی هر روز او را می خواستند و شکنجه می کردند.

**ایرنا: شما در سال 44 بازداشت شدید.

منصوری: بار اول از 44 تا 48 و بار دوم از سال 51 تا وقوع انقلاب اسلامی بازداشتم کردند. بار اول اطلاعات شهربانی دستگیرم کرد و بار دوم من را به کمیته مشترک ضد خرابکاری بردند. باید ببینیم سلطنت طلب ها، بی بی سی و شبکه های خارج از کشور چقدر به حرف های ما اعتقاد دارند. می گویم این حکومت خیانت ها و جنایت های زیادی مرتکب شد همین الان سرنوشت برخی مبارزان پیش از انقلاب در ابهام است و اثری از آنها نیست حتی جنازه آنها پیدا نشده است.
می دانید چرا نسل جوان حرف های ما را باور نمی کنند؟ به نظرم حرف های ما را باور می کنند منتها چون مساله و مشکلی دارند نمی خواهند آن را تایید کنند و تلاش دارند ما را نادیده بگیرند. به من می گویند به زندان رفتید که چه شود؟ انقلاب کردید که چه کار کنید؟ یا چرا وضع به این شکل است؟ به آنها می گویم آن زمان آمریکایی ها مملکت را اداره می کردند. می گویند الان هم بیایند اداره کنند! آنها اینطور با ما صحبت می کنند برای آنها استقلال معنایی ندارد می دانید چرا؟ چون استقلال مساله آنها نیست ولی اگر تحت حکومت پهلوی زندگی می کردند معنی وابستگی را متوجه می شدند. جوانان امروز فقط به فکر حل مشکل اقتصادی و فرهنگی خودشان هستند این مساله اصلی و جدی است.

**ایرنا: برخی افراد مانند پسر شاه بدون توجه به گذشته، به تازگی دایه مهربانتر از مادر شدند…

منصوری : رضا پهلوی به چه حقی باید در مورد ایران سخن بگوید چون پسر شاه بوده به خود اجازه می دهد اظهار نظر کند؟ او مدعی است باید به ایران بر گردد و سلطنت کند! یعنی باور دارد که مردم به سلطنت روی خوش نشان داده و بعد خاندان پهلوی را برگزیده و به سراغ او می روند؟ اصلا تو به چه دلیلی باید بر مردم حکومت کنی؟ چون در خانواده پهلوی به دنیا آمدی و بدون شایستگی و توانایی، خود را لایق حکومت می دانی!

**ایرنا: پس از بحث و جدل ها در خصوص سهم ایران از رژیم حقوقی خزر، پسرشاه در توییتی از حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی سخن گفته است بی آنکه از برخی خیانت های پدرش مانند واگذاری بحرین سخنی بگوید.

منصوری: این خیانت ها مختص به واگذاری بحرین در سال 1349 نیست. اسناد زیادی از برباد دادن بخش هایی از خاک ایران در زمان شاه وجود دارد، مانند واگذاری ارتفاعات آرارات به ترکیه، ارتفاعات میمک به عراق، بخشی از بلوچستان به پاکستان، آب رود هیرمند به افغان ها، طوری که زابل ما را نابود کرد و اشک علم را در آورد. او به شاه می گوید چرا گوشت پاره تن ما را می برید و به افغان ها می دهید؟ علم در تاریخ هفدهم خردادماه سال 1356 در خاطراتش می نویسد: «چند دقیقه ای شرفیاب بودم و مرخص شدم دِماغ کار هم نداشتم دیشب تا صبح بیدار بودم چون وقت خواب، چشمم به خبر مبادله اسناد هیرمند بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد آن چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم خواب سنگین چند ساعته بر چشمم نیامد. به محض اینکه اندکی به هوش می آمدم این کابوس مرا در خود فرو می برد. مدتی راه رفتم … فکر کردم چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم پاره کردم. فکر می کردم کار گذشته را استعفا دوا نمی کند جز آنکه باری بر دوش شاهنشاه بیافزایم و ناراحتش کنم. نتیجه دیگری به دست نمی آمد تیر از شصت گذشته و دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان سفیر وقت افغانستان درود و به دولت وقت ایران لعنت فرستادم. مردیکه عین شیر آمد و تهدید کرد اگر می خواهید کمک ما را در گرو آب هیرمند نگه دارید ما کمک نمی خواهیم. این بدبختها آنقدر از چپ گرایی افغانستان ترسیدند که همه شرایط را قبول کردند بالاخره دیشب ضربه آخر را زدند کسی چه می داند شاید هم از اربابان نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هرحال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران پذیر نیست. به حدی بد خواب بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم یکسره به سراغ یار و شراب رفتم مدتی شراب خوردم و گریه کردم او (یار) ندانست که چرا گریه می کنم چون مرا منقلب یافته بود او هم گریه کرد. البته این خیانت تا 10-15 سال دیگر ظاهر می شود که من مرده ام ولی مثل این است که یک قطعه از گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته اند»
علم این خاطراتش را نوشته و آن را به بانکی در سوئیس سپرده و هزینه نگهداریش را داده و گفته است 10 سال پس از مرگ من این دست نوشته ها را به همسرم یا دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد کابینه علم، منصور و هویدا) بدهید. خاطرات علم توسط دخترش برای تنظیم به عالیخانی داده شد و متن اصلی آن هم برمبنای دست خط ها و نامه های علم نوشته شده است.

** ایرنا: آقای دکتر، برخی افراد بر مبنای انگاره ای اشتباه مدعی هستند اگر انقلاب نمی شد وضع بهتر بود …

منصوری : باید بگویند این استدلال را برمبنای کدام ادله مطرح می کنند و چطور تداوم حکومت فاسد پهلوی را به نفع ایران می دانند؟ فرض می گیریم ادله ای آوردند و اثبات کردند. در حکومت وابسته شاه، نه تنها تصمیم گیرنده اصلی آمریکایی ها بودند بلکه با تصویب قانون کاپیتولاسیون (مصونیت اتباع آمریکایی در ایران) عملا حاکمیت حقوقی مملکت از دست رفت. این قانون ذلت بار تا لحظه انقلاب اسلامی پا برجا بود و شورای انقلاب در فروردین 58 آن را لغو کرد.
دلیل مهمتر اینکه کشورهایی که زیر یوغ آمریکا هستند وضع شان خوب است؟ می خواهید امارات، عربستان و بحرین را بگوئید، به چه دلیل این کشورها وضعشان از ما بهتر است؟ پیشرفتی کرده اند یا با پول نفت آسمانخراش و اماکن تفریحی ساخته اند. این زرق و برق ها نشانه توسعه است؟ آمریکا برای ایستادن مقابل ایران به این کشورها امکانات و تسهیلات داده است. همان کاری که با شبه جزیره کره کردند و کره جنوبی را مقابل کره شمالی قرار دادند یا ژاپن را برابر شوروی و آلمان غربی را مقابل آلمان شرقی علم کردند. همین شیخ نشینان خلیج فارس با پول نفت خودشان علیه ما دشمنی می کنند. سخنی از علم نقل کنم. او پس از درخواست اسلحه و حمایت بیشتر از آمریکایی ها، در خاطراتش خطاب به سفیر آمریکا می نویسد، «ما تنها کشوری در دنیا هستیم با پول خودمان با هر قیمتی که می گویید اسلحه می خریم تا از منافع شما در منطقه دفاع کنیم.»
می دانید در زمان شاه چند شهرستان و روستا به بهداشت، آب، برق، راه، مدرسه و دانشگاه دسترسی داشت؟ من این چیزها را جزو دستاوردهای انقلاب نمی دانم بلکه دستاورد بزرگ انقلاب را استقلال و ایستادگی مقابل قدرت های بزرگ می دانم.

** ایرنا: گویا شاه در اثنای انقلاب اسلامی به جای پذیرفتن ماهیت اعتراض های مردمی علیه خودش، سفیر انگلیس را فراخوانده و از او علت این وقایع را جویا شده بود.

منصوری: پس از کودتای 28 مرداد تضاد منافع آمریکا و انگلیس در ایران به تدریج بالا می رود و کار به جایی می رسد که شاه تمام حاکمیت و موجودیت خودش را در حمایت آمریکایی ها می دید و به همین دلیل گاهی با انگلیسی ها اختلاف پیدا می کرد.
به تازگی «صادق زیباکلام» در مناظره با «مجید تفرشی» گفته است، انگلیس روحش از کودتای رضاخان بی خبر بود. آیا این حرف منطقی است؟ دهها سند وجود دارد که خود انگلیسی ها به انجام کودتا اعتراف کرده اند. خود آنها گفته اند رضاشاه را آوردیم و روزی هم که به دردمان نخورد بیرونش کردیم. زمانی در پخش زنده رادیو «گفت وگو» با همین آقای زیباکلام مناظره ای داشتم. او می گفت، در 28 مرداد 1332 کودتایی رخ نداد و آمریکایی ها کاری نکردند. این حرف را کمونیست ها زدند و شما تحت تاثیر کمونیست ها این حرف ها را می زنید. به او گفتم علاوه بر صدها و شاید هزاران سند درباره کودتا، حداقل دو کتاب در این خصوص وجود دارد «شیر و عقاب» نوشته «جیمز بیل» و «شکست شاهانه» اثر «ماروین زوینس» که در آن به انجام کودتا اعتراف کرده اند. آنها می گویند انقلاب سال 1979 نتیجه کودتا بوده است. می دانید در پاسخ چه گفت؟ گفت آنها هم مثل شما «یک مشت بی سواد» هستند با این فرد چگونه می شود بحث کرد؟ او هم اکنون مدافع شاه شده است آدمی که نمی خواهد موضوعی را بپذیرد از ساختمان پنج طبقه به پایین پرتابش کنید از خواب بیدار نمی شود.
هم اکنون دو جریان در ایران به طور کامل رودروی یکدیگر هستند یک جریان می گوید ما به استقلال، اسلام و مسلمانان کاری نداریم باید زندگی کنیم و هر چیزی که این زندگی را به خطر می اندازد کنار بگذاریم. گروه دیگر به راه اسلام و امام حسین (ع) باور دارند و می گویند بگذارید ما را بکشند اما زیر بار ذلت نمی رویم. چند روز پیش خانم «فائزه هاشمی» به صراحت گفته است دین را باید از حکومت جدا کرد تا مسائل ما حل شود!
بسیاری در پی آزادی به معنای بی بند و باری، رفاه، لذت، تعامل و احترام جهانی هستند اما این خواسته ها مشروط هستند به چه قیمتی می خواهید به این موارد برسید؟ چرا امام حسین (ع) با یزید کنار نیامد، اگر کنار می آمد زندگی خوبی نداشت؟ روی این موضوعات باید فکر کرد.

** ایرنا: پس از انقلاب به استقلال بیشتر از آزادی بها داده نشد؟ نسل اول انقلاب روی استقلال خیلی تاکید دارند چون دوران شاه را دیده اند اما جوانان در پی آزادی بیشتر هستند.
منصوری: جوانان در پی آزادی به معنای خاص هستند چون استقلال دارند. دشمنان ما به صراحت می گویند جمهوری اسلامی حکومتی مستقل است. اما در خصوص آزادی این سوال را مطرح می کنم آیا در کشور آزادی نیست؟ آیا در سایت ها و روزنامه ها هر چی دلشان می خواهند نمی نویسند؟ آزادی که الان داریم با دوران پهلوی قابل مقایسه نیست. پدر من در سال 1345 سوار تاکسی شده بود و به مناسبتی گفته بود شاه هرکاری دوست دارد در مملکت می کند و…، راننده تاکسی پدرم را تحویل ساواک داده بود! الان در تاکسی ها به صغیر و کبیر مملکت فحش می دهند. اصلا نمی توانیم وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کنیم. آقای مروارید روی منبر گفته بود اگر می خواهید آقای خمینی (ره) را دستگیر کنید حداقل دلیل بازداشتش را بگوید. همین سخنان باعث دستگیری او شد. آن دوران تهیه و مطالعه یک کتاب به راحتی میسر نبود. یک جلسه آزاد برگزار نمی شد. الان بیش از 200 حزب رسمی در کشور داریم در زمان شاه یک حزب رستاخیز وجود داشت. سوال هایی که می کنید بسیار خوب است ولی نسل جوان ما با این پاسخ ها قانع نمی شود می دانید چرا؟ چون مساله آنها شغل، ازدواج و مسکن است.
من و هیچ کس دیگری ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را تشکیل داده ایم و اگر کسی هم چنین ادعایی کرد آنرا به پای ندانستن می گذاریم. اگر الان اختلاس وجود دارد ما از خودمان می دزدیم در حالی که در گذشته غیر از اینکه از هم می دزدیدند خارجی ها هم یک سفره بلندی در مملکت پهن کرده بودند و هر چه می خواستند می خوردند و مابقی را می بردند. شما داستان کنسرسیوم نفت را می دانید؟ پس از کودتا تشکیلاتی مرکب از آمریکا، انگلیس و چند شرکت اروپایی تاسیس شد. از زمان اجرا تا وقوع انقلاب (25 سال) حتی یک ایرانی از جمله شاه نمی داند آنها چه مقدار نفت از مملکت خارج کردند چون یک نفر از عوامل استخراج تا انتقال نفت، ایرانی نبود. می آمدند به سازمان برنامه و بودجه می گفتند روز گذشته مثلا 3 میلیون بشکه نفت صادر کردیم ولی به ازای آن پولی نمی دادند. یک آمریکایی مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه و خود رئیس سازمان هم یک صهیونیست به اسم «ابتهاج» بود این دو نفر برای پول نفت برنامه ریزی می کردند و دولت ایران کاره ای نبود.
اگر از این جلسات 100 ساعت دیگر هم بگذاریم باز هم دیده نمی شود. جوانان نخست باید بدانند که چرا انقلاب شد بعد بیایم درباره اتفاقات پس از انقلاب سخن بگوئیم. باید پرونده انقلاب و پس از انقلاب را جدا کنیم. می دانید اسدالله علم انگلیسی بود او در جایی با شاه درمورد گرفتاری های مملکت می گوید، این دولت (هویدا) که بر سر کار است یک مشت آمریکاییِ بهاییِ فراماسونر هستند آنها مملکت را دارند به نابودی می کشانند. شاه می گوید باید چه کار کرد؟ علم در پاسخ می گوید می دانم این دولت کار را به آنجایی می رساند که «نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاکنشان» شاه می گوید یعنی مردم می گویند ما خائن بودیم؟

** ایرنا: پس از بازداشت اعضای حزب ملل اسلامی بسیاری از مراجع چون آیت الله میلانی، حکیم و حتی شخصیت اندیشمندی چون «ژان پل سارتر» در پیام هایی به شاه خواستار آزادی اعضا آن شدند، این افراد برای آزادی یا تخفیف مجازات سایر زندانی ها پیام می دادند؟

منصوری : بیشتر 55 عضو این تشکل سیاسی جوان و محصل بودند و دیگر اینکه بسیاری کار ما را قلباً قبول داشتند نکته دیگر اینکه بیشتر زندانیان سیاسی که محکوم می شدند اروپایی ها و برخی از علما خواستار آزادی یا تخفیف مجازات آنها می شدند. مثلا در جریان بازداشت آیت الله طالقانی و اعضای نهضت آزادی بسیاری از علما پیام دادند این قضیه منحصر به اعضای حزب ملل اسلامی نبود. وقتی آقای بجنوردی محکوم به اعدام شد برخی از دوستان در اروپا پیش سارتر رفتند خواستند نامه ای به شاه بنویسد.

** ایرنا: تحول شخصیتی «موسوی بجنوردی» رهبر حزب ملل اسلامی از جوانی انقلابی به شخصیتی فرهنگی چگونه رخ داد؟ او هم اکنون رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.

منصوری: در آن شرایط موسوی بجنوردی فکر می کرد باید این کار را انجام دهد و الان معتقد به کار فرهنگی است

**ایرنا: و سخن پایانی…

منصوری : تا وقتی مردم دلیل واقعی وقوع انقلاب اسلامی را درک نکنند و دشمن از این بی اطلاعی سوء استفاده می کند و بر این مملکت خسارت های جبران ناپذیری وارد می کند اگر مردم بفهمند دستاوردهای واقعی انقلاب چه بوده است و قدر آن را بدانند دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند.
سیام**3202

No responses yet

Sep 26 2018

چرا تندروها تهدید به ″انتقام″ می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: هنوز وابستگی فکری یا سازمانی عوامل حمله اهواز روشن نیست. جمهوری اسلامی اما دست برخی کشورها را در کار می‌بیند و تندروها آنان را به “انتقام” تهدید می‌کنند. چهار تحلیلگر به اهداف تهدیدها و پیامدهای احتمالی آن پرداخته‌اند.

پس از گذشت دو روز از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی آن وجود دارد. از یک‌سو جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز” مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است و از سوی دیگر گروه تروریستی “دولت اسلامی” (داعش سابق) آن را به خود نسبت می‌دهد. مقام‌های ایران از کشته شدن دست‌کم چهار مهاجم در جریان این حمله خبر داده‌اند؛ اما رسانه‌های داخلی در ساعات اولیه پس از حمله اعلام کرده بودند که یکی از مهاجمان زنده دستگیر شده است. حال خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده که شمار مهاجمان ۵ نفر بوده است.

اما با وجود این ابهامات، جمهوری اسلامی تردیدی در شناسایی عاملان و آمران حمله اهواز از خود نشان نمی‌دهد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز یکشنبه اول مهرماه (۲۳ سپتامبر) اعلام کرد: «کاملا برایمان روشن است چه کسانی این کار را کرده‌اند و به کجا وابسته هستند». او مسئولیت غیرمستقیم حمله تروریستی اهواز را متوجه آمریکا کرد و گفت: «آنهایی که ادعای حقوق بشر را مرتب تکرار می‌کنند باید پاسخگو باشند. همه کشورهای کوچک مزدوری که در منطقه می‌بینید پشتوانه‌شان آمریکاست و اوست که آنها را تحریک می‌کند». روحانی افزود که «پاسخ این جنایات در چارچوب قانونی و مصالح کشور داده خواهد شد.»

بقیه تهدیدها اما شدیدتر از واکنش روحانی بود. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، مهاجمان را “استخدام‌شده، آموزش‌دیده، مسلح‌شده و پول‌گرفته از سوی یک رژیم خارجی” معرفی کرد، “حامیان تروریست منطقه‌ای و اربابان آمریکایی‌شان” را مسئول “چنین حملاتی” دانست و از قصد جمهوری اسلامی برای پاسخ “سریع و قاطعانه” به آنها خبر داد.

محمد حسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرد و “حق پاسخ کوبنده” برای جمهوری اسلامی “در هر زمان و مکان محفوظ” دانست.

سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که “در آینده نزدیک” از “سرکردگان و هدایتگران” این حادثه “انتقام مهلک و فراموش‌ناشدنی” گرفته خواهد شد. اشاره این نیروی نظامی نیز به عربستان سعودی بود. سپاه در بیانیه خود نوشت که “دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی به ویژه مثلث شیطانی غربی، عبری و عربی” در حال “پیگیری پروژه انتقال ناامنی” به داخل ایران هستند؛ اشاره‌ای آشکار به سخنان ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی. محمد بن سلمان اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) گفته بود، عربستان منتظر نمی‌ماند که جمهوری اسلامی جنگ را به خاک سعودی بکشاند، بلکه تلاش می‌کند تا “نبرد در داخل خاک ایران روی دهد”.

گرچه حمله تروریستی شنبه گذشته نخستین حمله در خوزستان طی سال‌های اخیر نبوده و به‌خصوص اهواز بارها هدف بمب‌گذاری‌های متعدد با قربانیان بسیار قرار گرفته است، اما این بار زبان تهدید بیش از پیش از سوی مقام‌های نظامی و حتی دولتی، نهادهای حکومتی و نیز چهره‌های نزدیک به مراکز قدرت در ایران شنیده می‌شود.

حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، روز گذشته در یادداشتی زیر عنوان “از سایه خود هم بترسید!”، از حمله اهواز به عنوان “فرصتی” نام می‌برد که آن را “نباید نادیده گرفته و از دست داد”. او ادامه می‌دهد: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کیهان در یادداشت دیگری “سیلی سخت به ریاض” را “کمترین انتظار مردم” از مسئولان جمهوری اسلامی برای واکنش به حملات اهواز دانسته بود.

این روزنامه حکومتی در یادداشتی در شماره روز دوشنبه دوم مهرماه خود نیز “راه حل اصلی” ایجاد امنیت برای مردم ایران را “حذف پایگاه‌های ثابت و سیار نظامی آمریکا و انگلیس از منطقه” دانسته و با تأکید بر “نقش قطعی” آمریکا، بریتانیا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در “اقدامات تروریستی علیه ایران” نوشته است که «این کشورها نباید بدون مکافات بمانند».

چنین تهدیدهای شدیدی، به‌خصوص در شرایط پرابهام کنونی در مورد عوامل واقعی حمله اهواز و ناروشن بودن مسایل احتمالی پشت‌پرده، با چه هدفی دنبال می‌شود و نتایج و پیامدهای احتمالی آن در صورت تداوم چه خواهد بود؟ چهار تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسی به این پرسش دویچه‌وله فارسی پاسخ داده‌اند.

تهدیدهای چهل‌ساله با نتیجه‌ای یکسان

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی، واکنش شدید مقام‌های ایران به‌خصوص نظامیان و نیروهای تندرو به حمله به رژه نظامی نیروهای مسلح ایران آن‌هم در سالگرد جنگ ایران و عراق را “طبیعی” دانسته و می‌گوید، این نیروها با این روش می‌خواهند با کوچک شمردن نیروهایی چون داعش یا جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز”، کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را که از نظر آنها “عوامل اصلی” قلمداد می‌شوند، به دست داشتن در چنین حملاتی متهم کنند.

Deutsche Welle Freedom of Speech Award Laureate 2018 Sadegh Zibakalam (Tehran University, Professor of Political Science, Iran) (DW/R. Oberhammer)

صادق زیباکلام

به گفته این تحلیلگر سیاسی، بخشی از چنین تهدیدهایی به حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک نیز برمی‌گردد: «همه منتظرند ببینند آیا آقای روحانی با لحنی آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز و با شاخه زیتون پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد یا می‌خواهد با تفنگ در این جایگاه بایستد. طبیعی است که سپاه و جریانات تندرو به هیچ وجه نمی‌خواهند آقای روحانی با شاخه زیتون پشت این تریبون ظاهر شود. آنها با تمام وجود می‌خواهند که ایشان با همان زبان روزنامه کیهان و فرماندهان نظامی در آنجا ظاهر شود. بنابراین بخشی از تهدیدات علیه آمریکا و دیگران حاوی این پیام است که مبادا زبان آقای روحانی در سازمان ملل مسالمت‌آمیز باشد.»

زیباکلام می‌گوید، نتیجه مورد نظر به‌کار گیرندگان زبان تهدید «جلوگیری کردن از هرگونه مصالحه و راه و روش‌های آشتی‌جویانه و تنش‌زدایانه در سیاست خارجی ایران است. چون اگر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درجاتی از تنش‌زدایی به وجود بیاید، این مورد تأیید جریانات تندرو نیست. خواست آنها تهاجمی بودن سیاست خارجی است. لذا بخشی از این تهدیدات هم برای این است که فضا همچنان خشن، رادیکال و انقلابی، یعنی فضای مورد نظر تندروها باقی بماند.»

به نظر صادق زیباکلام: «نتیجه چنین تهدیدهایی متفاوت با نتیجه آن در چهل سال گذشته نیست، یعنی صدمه زدن به منافع ملی ایران؛ نتیجه‌اش این است که ما هیچ دوستی در جهان نداشته باشیم؛ نتیجه‌اش این است که همه تخم مرغ‌هایمان را باید در سبد روسیه یا چین بگذاریم؛ نتیجه‌اش را داریم در عمل می‌بینیم. فقط سوریه، تازه این دوستی مورد تأیید ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آن کشور هم نیست. در عراق که قرار بود دوست ما باشد صداهای غیردوستانه شنیده می‌شود، چه برسد به اردن و کویت و عربستان و امارات و غیره. بنابراین نتیجه تهدیدهایی از این دست منزوی شدن هر چه بیشتر ایران است. اینها نتایجی است که در چهل سال گذشته به بار آمده است.»

این تحلیلگر سیاسی در نهایت توصیه به “خویشتنداری” می‌کند و می‌گوید: «هر گونه رادیکالیسم و هر گونه سخنان تهدیدآمیز به نفع ترامپ، عربستان و اسرائیل است؛ همان‌گونه که تا به امروز هم به نفع آنها تمام شده است.»

سمفونی ادامه‌دار جمهوری اسلامی

امیر طاهری، تحلیلگر سیاسی و کارشناس جهان عرب نیز با اشاره به پیشینه چهل‌ساله حکومت ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «جمهوری اسلامی بدون حمله اهواز هم نیازمند دشمن است. حمله مقام‌های ایران به آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات و جاهای دیگر چیز تازه‌ای نیست. این سمفونی همیشگی و گفتمان کلی جمهوری اسلامی است. این بار اما به خاطر حمله اهواز کمی شدت گرفته است. اما امروز وضعیت خاصی هم هست؛ فشارها بر جمهوری اسلامی شدید شده، انزوای آن بیشتر شده، جنگ قدرت در درون خود رژیم شدت گرفته، در بعد کوتاه‌مدت هم مسئله مجمع عمومی سازمان ملل مطرح است و خود حمله اهواز هم پرسش‌های زیادی را برانگیخته که چطور این نیروها توانسته‌اند در ۱۵ متری رژه نظامی سلاح‌های خود را پنهان کنند و با استفاده از لباس‌های نظامی دست به حمله بزنند. تمام این عوامل تنش اوضاع را تشدید می‌کند.»

Amir Taheri Journalist Iran (iran-emrooz)

امیر طاهری

از نظر این تحلیلگر سیاسی، “نیاز” جمهوری اسلامی به “دشمن” با سه هدف همراه است: «نخست به مردم بگویند ما در محاصره هستیم و اگر ما نباشیم حملات اهواز در سراسر ایران رخ می‌دهد؛ به همین جهت هم ما داریم در سوریه می‌جنگیم تا در ایران نجنگیم. دوم اینکه به پایگاه توده‌ای خود اطمینان خاطر دهند و با ایجاد شور و هیجان آنها را بسیج کرده و متحد کنند. سوم اینکه به جامعه جهانی بگویند ما نه تروریست، بلکه خود قربانی تروریسم هستیم.»

امیر طاهری می‌گوید، شواهد نشانگر وجود عوامل داخلی کافی برای تنش در ایران است: «در خوزستان این تنش بیشتر است؛ به خاطر جریان ریزگردها، کمبود آب، آتش‌سوزی هورالعظیم، تعطیل عملی چندین شهر از جمله خود اهواز برای سه روز، وضعیت فوق‌العاده چندین ماهه در خوزستان و مسایلی از این دست. انواع و اقسام گروه‌های مخالف رژیم در این استان هم از این وضعیت استفاده می‌کنند. در خوزستان چندین گروه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه وجود دارند. در یکی دو سال اخیر در پی شدت گرفتن خصومت میان جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی، این گروه‌ها دوباره جان گرفتند و فعال شدند. خود جمهوری اسلامی هم با اشتباهات مکرر خود آتش تنش را دامن زده است؛ اقداماتی از قبیل اعدام هاشم شعبانی، شاعر معروف عرب‌زبان خوزستان و یا بازداشت روشنفکران عرب‌زبان و جلوگیری از جلسات عمومی شعرخوانی به زبان عربی. این اشتباهات در کنار دشمنی برخی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و خصومت با کل وجود ایران، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. نه تنها در خوزستان، بلکه در همه جای ایران با وجود چنین تنش‌هایی، همواره احتمال بروز چنین حملاتی وجود دارد. ایران متأسفانه نه در زمان شاه و نه در حال حاضر سیاست عاقلانه‌ای برای مدیریت کثرت قومی خود نداشته است. کثرت قومی ثروت بزرگی برای ایران است که متأسفانه خوب اداره نمی‌شود.»

“موهبت الهی” برای تکمیل یک پروژه

مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نیروهای تندرو جمهوری اسلامی از حمله اهواز برای به ثمر رساندن “پروژه” خود در راستای ایجاد تنش در خارج و سرکوب در داخل استفاده می‌کنند: «اصلی پذیرفته‌شده است که با خشن‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی، ابتکار عمل به دست نیروهای نظامی و امنیتی می‌افتد. برای همین هم نیروهای آزادی‌خواه در همه کشورها از رفتارهای خشونت‌آمیز دوری می‌کنند. به نظر می‌رسد بخشی از جمهوری اسلامی یعنی نیروهای رادیکال مذهبی یا طالبان شیعه که عمدتا در سپاه پاسداران جمع شده و نماد آنها جاهایی مثل روزنامه کیهان یا احمد علم‌الهدی در مشهد است، سعی می‌کنند از این نوع حملات تروریستی به عنوان فرصت یا موهبت الهی استفاده کنند تا پروژه خود را به نتیجه برسانند؛ پروژه‌ای که از حمله به سفارت عربستان در تهران و مشهد آغاز شده بود، حالا دارد وارد فاز تازه‌ای می‌شود. هدف این جریان تشدید تنش‌ها با اعراب مخصوصا با عربستان، تبدیل منازعات فعلی ایران و اعراب از حالت جنگ نیابتی به جنگ مستقیم و نهایتا بستن دروازه‌های کشور و ایجاد یک فضای سرکوب در داخل کشور است. نوع واکنش‌هایی که از نهادهای نظامی و جریان تندرو یا تریبون‌های رسانه‌ای آنها می‌شنویم، ادامه همان پروژه‌ای است که آغاز آن حمله به سفارت عربستان بود، اما به دلیل مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اوباما مدتی با وقفه مواجه شد.»

Mehdi Mahdavi Azad (Privat)

مهدی مهدوی‌آزاد

به نظر این تحلیلگر سیاسی: «تندروها به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مشخص نیستند، بلکه در پی ایجاد یک اتمسفر مشخص سیاسی هستند. در اتمسفر مورد نظر آنها معادلات نظامی و امنیتی در صدر قرار دارد. گزینه‌های قهرآمیز انتخاب اول آنهاست. در چنین فضایی امکان قلع و قمع نیروهای دمکرات و سرکوب فعالان قومی ساده‌تر است. همین الآن با استفاده از خشم عمومی ناشی از حملات اهواز، سرکوب فعالان قومی مثل کردها و فعالان خوزستان خیلی آسان‌تر است تا مثلا حدود یک ماه قبل. آنها دو سه هفته پیش در برخورد با حزب دمکرات کردستان ایران تا حمله موشکی پیش رفتند. حالا هم افکار عمومی احتمالا از برخوردهای سخت بیشتر حمایت می‌کند.»

مهدی مهدوی‌آزاد ادامه می‌دهد: «بدون تردید استراتژی تهدید محکوم به شکست است. ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد. اصولا اگر رویکرد ارعاب و تهدید و برخوردهای سخت‌افزاری به نتیجه می‌رسید، ده‌ها حکومت پیش از جمهوری اسلامی سرنوشت دیگری می‌یافتند. جنگ جهانی دوم اصولا نتیجه دیگری می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. بنابراین واضح است که این استراتژی صرفا باعث وخامت اوضاع، تضعیف بیشتر حکومت، تضعیف بیشتر مؤلفه‌های پیوستگی و همبستگی ملی، فروپاشی بیشتر اجتماعی و فروپاشی بیشتر اقتصادی ایران خواهد شد. منتها این خصوصیت نیروهای رادیکال مذهبی است که نه تنها آینده‌نگر نیستند، بلکه از تحلیل نرم‌افزاری اوضاع هم عاجزند و گفتمان ایده‌آلیستی توأم با آموزه‌های سنتی، مذهبی و بعضا بی‌بنیاد آنها باعث رفتارهایی می‌شود که در علوم سیاسی یا چارچوب‌های تحلیلی غیرقابل فهم است.»

تهدید برای پوشاندن “عجز”

علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل کشورهای عربی، “عجز” نیروهای امنیتی ایران از تأمین امنیت را دلیل اصلی برجسته کردن نقش دیگر کشورها در حملات اهواز می‌داند: «جمهوری اسلامی دیرگاهی است در مورد تمام مشکلات خود، از بالا رفتن قیمت دلار گرفته تا گرانی و مشکلات درمانی و غیره، آمریکا و اسرائیل و اخیرا عربستان و در مورد خاص حمله اهواز امارات را متهم می‌کند. این نوع از گریز از مسئولیت طبیعت جمهوری اسلامی است. اما در این مورد خاص، ماجرایی که در اهواز رخ داد آشکارا نشانه عجز سپاه و نیروهای امنیتی در تأمین حداقل امنیت برای خودشان بود. اینکه چهار نفر بتوانند در عرض ۲۰ دقیقه، به قول خودشان در دو حمله ۲۹ نفر را بکشند و ۶۶ نفر را مجروح کنند، با آن وضع آشفته که نیروها به جای اینکه بجنگند، روی زمین بخوابند یا از صحنه فرار کنند، اینها چنان لطمه‌ای به آنها زده که رژیم جمهوری اسلامی باید هر چه بیشتر ابعاد توطئه‌گران را گسترده‌تر کند؛ یعنی بگوید که این حمله‌ای ساده توسط یک گروه ناراضی عرب نبوده، بلکه عملیاتی بوده که چندین کشور در پشت آن قرار دارند.»

Alireza Nourizadeh (DW)

علیرضا نوری‌زاده

این تحلیلگر مسایل کشورهای عربی ادامه می‌دهد: «از آن طرف، اگر به عملکرد این کشورها نگاه کنیم، با توجه به آگاهی‌شان از امکانات جمهوری اسلامی برای ایجاد آشوب در مناطق آنها، هرگز گرد این مسایل نچرخیده‌اند. در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی حتی یک بار یک نفر را به تلویزیون نیاورده که اقرار کرده باشد مثلا در عربستان آموزش دیده یا از امارات پول گرفته است. در گذشته همواره سناریوهایی در دستگاه‌های امنیتی نظام نوشته می‌شد و به اجرا در می‌آمد، اما در این مورد خاص در طول دو روز گذشته آنچنان نظام جمهوری اسلامی دچار دستپاچگی است که خود هم از روشن کردن عامل این حمله در حیرت و تردید است. بنابراین هر لحظه ما شاهد یک نوع اظهار نظر هستیم. تهدیدها هم از مسایل عادی در جمهوری اسلامی است و هرگز هم عملی نخواهد شد.»

علیرضا نوری‌زاده به ارزیابی نتیجه تهدید کشورهای منطقه از سوی تندروهای ایران نیز پرداخته و می‌گوید: «فضا امنیتی‌تر خواهد شد. تنش میان ایران و این کشورها نیز بیشتر خواهد شد، اما هرگز به مرحله رویارویی نخواهد رسید. جمهوری اسلامی هوشمندتر از آن است که بخواهد خود را وارد یک درگیری نظامی کند. البته امکان دارد از عوامل خود، حداقل برای قدرت‌نمایی، استفاده کرده و مثلا فردا شاهد حادثه‌ای در بحرین باشیم یا یک گروه مخالف سعودی در یکی از شهرهای شیعه‌نشین عربستان راهپیمایی کند. چنین حرکاتی محتمل است، اما جمهوری اسلامی وارد درگیری نظامی نخواهد شد، به‌خصوص که مشکلی هم در سوریه دارد و ضرباتی که اسرائیل به او زده حیثیت‌اش را زیر سؤال برده است. به همین خاطر احتمال قدرت‌نمایی در منطقه وجود دارد؛ الآن توانسته‌اند تشکیل دولت عراق را به عقب بیندازند و در لبنان کاری کرده‌اند که آقای حریری پنج ماه است نتوانسته کابینه‌اش را تشکیل دهد. از این نوع عملکردها بیشتر خواهیم دید، ولی گمان نمی‌کنم که بیش از این شاهد اقدام دیگری باشیم.»

No responses yet

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Aug 16 2018

حمله نیرو‌های سپاه به جلسه جریان‌ شناسی طبقه اشراف سیاسی و اقتصادی در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

استا‌وایر: نیرو‌های سپاه با حمله به برنامه دانشجویی «عدالت‌‌خواهان» با عنوان «طرح دانشجویی ابوذر» مانع از ادامه برگزاری آن شده و دانشجویان شرکت کننده در آن را از محل اخراج کردند.

حساب‌های کاربری این طرح در شبکه‌های اجتماعی خبر ناتمام ماندن برنامه‌های پیش‌بینی شده در این برنامه دانشجویی را منتشر کرده‌اند.

آن‌طور که اعلام شده «این طرح در روز چهارم با ورود غیرقانونی نیروهای نظامی سپاه به محل اسکان طرح و اخراج دانشجویان» متوقف شده است.

این طرح متشکل از دانشجویان «آزادی‌خواهِ سراسر کشور» و با هدف «احیاء جریان مستقل مردمی در نظام اسلامی پایه گذاری» شده است.

گزارش شده که پس از سخنرانی سعید زیباکلام مبنی بر ضرورت «برخورد جریانی که به آزادی فکر و اندیشه و بیان اعتقاد ندارند»٬ این طرح نیمه‌تمام مانده است.

این طرح از ۲۰ مرداد ماه در تهران آغاز و قرار بود تا ۲۷ مرداد ماه ادامه داشته باشد.

هدف اصلی این طرح «جریان‌ شناسی اشراف سیاسی و اقتصادی» در جمهوری اسلامی اعلام شده بود.

نوشته های مرتبط با این خبر
abuzar_ghafari57‍. طرح مستقل دانشجویی #ابوذر متشکل از جمعی از جوانان و اساتید انقلابی که با هزینه ی شخصی در حال برگزاری بود در روز چهارم با مداخله غیرقانونی #نیروهای_نظامی_سپاه و ورود به محل اسکان طرح و اخراج دانشجویان، متوقف شد. این طرح متشکل از دانشجویان آزادی خواهِ سراسر کشور با هدف احیاء #جریان_مستقل_مردمی در نظام اسلامی پایه گذاری شده بود اما پس از سخنرانی دکتر #سعید_زیباکلام با برخورد جریانی که به آزادی فکر و اندیشه و بیان به عنوان بیّنات گفتمان امام و رهبری اعتقاد ندارد در نیمه راه ناتمام ماند. گفتنی است در شرایطی که بدنه ی جنبش دانشجویی با #تصفیه و دعوت به سکون و سکوت رو به اضمحلال می رود، خاموش کردن طرح دانشجویی ابوذر قطعا #خیانت به مردم و قانون اساسی است. @abuzar_ghafari57

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .